پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان

پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان

پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقانادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، سیزدهم اکتبر 2021:… در سایت کثیف و مزدور آشقالگر که جیره و مواجب خود را از فرقه مزدور رجوی دریافت می کند، با مشتی کلمات مزخرف و بی سرو ته در مورد آقای رفیق دهقان روبرو می شویم که همین دو روز پیش در تلویزیون مردم حاضر شد و با زبانی ساده چهره کثیف باند رجوی را افشا کرد، نامه هایی که از زبان آقای دهقان در سایت سعودی آشقالگر چاپ شده را می توان با فیلم مصاحبه آقای دهقان مقایسه کرد و شیوه نگارش در سایت مزدور را با شیوه صحبت کردن آقای دهقان مطابقت داد تا دروغگویی های باند پلید رجوی مشخص شود. پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان 

ادوارد ترمادو : طبل توخالی شورای رجویطبل توخالی شورای رجوی

وبلاگ ادوارد 12 اکتبر 2021-10-12

پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان 

پرت و پلاگویی باند جاسوس پرور رجوی

اخیرآ باند منحوس رجوی فراری به دلیل ریزش  نیرو و تو دهنی خوردن های محکم از جدا شدگان از فرقه کثیف و جاسوس پرورش بد جوری به پرت و پلاگویی و چرند بافی روآورده تا شاید با تکرار مزخرفات همیشگی و با مارک زدن به جداشدگان ترس و وحشت در میان اعضای جان به لب رسیده در دورن تشکیلات لرزان و رو به سرنگونی خود ایجاد کند و از هم پاشیدگی محتوم فرقه جلو گیری کند.

پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان

پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان

در سایت کثیف و مزدور آشقالگر که جیره و مواجب خود را از فرقه مزدور رجوی دریافت می کند، با مشتی کلمات مزخرف و بی سرو ته در مورد آقای رفیق دهقان روبرو می شویم که همین دو روز پیش در تلویزیون مردم حاضر شد و با زبانی ساده چهره کثیف باند رجوی را افشا کرد، نامه هایی که از زبان آقای دهقان در سایت سعودی آشقالگر چاپ شده را می توان با فیلم مصاحبه آقای دهقان مقایسه کرد و شیوه نگارش در سایت مزدور را با شیوه صحبت کردن آقای دهقان مطابقت داد تا دروغگویی های باند پلید رجوی مشخص شود.

ادوارد ترمادو اسیر سابق ایرانی

آقای ادوارد ترمادو

واقعیت این است که همانگونه که خود آقای دهقان در مصاحبه خود گفتند رجوی ها بدون اطلاع وی دست به نوشتن نامه از زبان ایشان نموده تا با خیال خام خود زبان آقای دهقان را بسته باشند که مبادا دست به افشاگری علیه فرقه مزدور آلسعود بزند، اما دیدیم که رفیق دهقان در مصاحبه خود در تلویزیون مردم که بطور زنده هم پخش می شد با زبانی ساده و روستایی پته فرقه رجوی را روی آب ریخت، همین ساده صحبت کردن آقای دهقان بیانگر این است که باند رجوی از زبان او اطلاعیه دروغین نوشته و در سایت های کثیف خود نشر داده چون اساسآ طرز صحبت کردن وی حتی با یک جمله در سایت فرقه منحوس و دروغ پرداز رجوی مطابقت نمی کند، نامه ها تمامآ با ادبیات فرقه رجوی نوشته شده و جای شک و تردید هم نیست، این یکی از شگردهای کثیف لو رفته این فرقه پابه گور است که از قدیم در درون مناسبات برای به سکوت کشاندن معترضین خود بکار می رود.

چنته خالی فرقه رجوی در سایت های مزدورش

در درون فرقه منفور رجوی از تمام اعضاء چه بالا چه پایین فرقه شاید هزاران بار با ترفند های مختلف و با حقه بازی هم نامه گرفته اند و هم امضاء، کسانی هم که سواد نداشتند خودشان دست به قلم می شدند و به جای وی انشاء می نوشتند و طرف را وادار به امضاء می کردند، اینها برای زمانی بود که اگر کسی بخواهد بر علیه فرقه حرفی بزند مثلآ رو کنند و آبرویش را ببرند، این بازی ها دیگر بسر آمده و همه می دانند که امضای زیر هر کاغذی در محیط بسته غیرقانونی و اجباری است، دوم اینکه فرقه بی آبرو و بی حیا اعلام کرده که تا کنون آقای دهقان چقدر پول از فرقه دریافت کرده، ای تف به شرف نداشته تان چرا نمی گویید که دهقان  و امثال دهقان ها چند هزار ساعت کار مجانی در اردوگاه های شما انجام داده اند و سلامتی خود را از دست داده اند؟ اگر دادگاه هی بر پا شود مطمعآ بایستی خسارت هنگفتی به تمام اعضای کنونی و سابق بپردازید چون هر کسی که هر مدتی در تشکیلات استالینی عنکبوتی شما بوده تحت ظلم و استسمار شما قرار داشته و همه را هم چه از لحاظ جسمی و چه روحی بیمار کرده اید.

به راستی که سران فرقه جنایتکار و خیانت پیشه رجوی بایستی به حال و روز خود گریه کنند و بر سرخودشان خاک بپاشند که به روز و روزگاری دچار شده اند که برای سرپا ماندن خود از ساده ترین اعضای خود هم نمی گذرند و با بیرحمی بی حساب و نامردی تمام عیار از قشر ساده ای که سواد خواندن و نوشتن ندارند و هنوز در صحبت کردن زبان فارسی دچار مشگل می شوند هم سواستفاده می کنند، اگر در نامه هایی که از زبان این بنده خدا نوشته شده دقت کنید می بینید که برای بدنام کردن دوستان جدا شده چگونه دروغ های شاخدار نوشته اند، آن احمقی که در فرقه دست به قلم می برد و چرند می نویسد انگار مغز خر نوش جان کرده، آخر ای احمق معیوب العقل گویا تو یا شما هم مثل رهبر فراری تان در توهم و خود باوری بسر می برید که گمان می کنید هر چرندی را که می نویسید مردم باور خواهند کرد، نخیر در دنیا شما تک هستید و تنها شما هستید که ریق رجوی را سر می کشید و شرم و حیا هم ندارید، با مزخرف بافتن شما از سقوط نجات پیدا نمی کنید، آینده شما و سرنوشتتان پس از سرنگون شدن اربابتان صدام رقم خورده و اگر هنوز روی یک پا لنگان لنگان راه می روید چوب روزگار را می خورید منتظر باشید تا چوب نیمسوز گریبانتان را بگیرد.

لینک به منبع

دروغهای مسخره فرقه رجوی در پرونده افشاگر، قسمت آخر

پرت و پلاگویی رجوی علیه رفیق دهقان 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/جدایی-آقای-رفیق-دهفان/

جدایی آقای رفیق دهفان – مجاهدین خلق بنام من در سایتهایشان توهین میکردند

جدایی آقای رفیق دهفان - مجاهدین خلق و مریم رجویرفیق دهقان، نجات یافتگان در آلبانی، هشتم اکتبر 2021:… در آلبانی  متوجه شدم که کلا خط و استراتژی سازمان مسیری دیگر را در پیش گرفته و تمام‌ حرفهای  که خود آن ملعون  و مریم قجر در نشست‌ها به ما میگفتند دروغ و لاف‌گزافی بیش نبوده است. هر بار حرفهای تکراری و تعریف و تمجید از کسی که اصلا معلوم نیست زنده است یا مرده که حتی یک بار هم طی این سالیان که من در آن فرقه بودم او را ندیدم یا پیام او را می‌خواندند یا صدای پخش می‌کردند و می‌گفتند این رهبری است. کسی که خودش را رهبری یک سازمان می ماند اما معلوم نیست توی چه سوراخی مخفی شده چون وقتی حرف رهبری میزنند به یاد رهبرانی میافتادم که جلودار وپیشرو همه هستند ولی این یکی اصلا من ندیدم که کجا هست که فقط عکس او را دیده بودم. جدایی آقای رفیق دهفان 

مجاهدین خلق مریم رجوی ، منفورترین گروه هذیان گویی رجوی ها برای مجاهدین خلق از عراق تا آلبانی

جدایی آقای رفیق دهقان و پرت و پلاگویی رجوی

جدایی آقای رفیق دهفان - مجاهدین خلق و مریم رجوی

جدایی آقای رفیق دهفان از مجاهدین خلق و فرقه مریم رجوی

جدایی آقای رفیق دهقان ، با سابقه تشکیلاتی هفده سال ، از فرقه مجاهدین خلق

رفیق دهقان ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 07.10.2021

اینجانب رفیق دهقان از  شهرستان ایرانشهر منطقه سرباز اعلام جدایی رسمی خودم از فرقه رجوی رااعلام میکنم.

حدود 17 سال پیش با یک قاچاقی بنام علی آشنا شدم. وی به من گفت من میتوانم شما را به کشورهای اروپایی ببرم و من هم بخاطر رفتن به اروپا حرف آن را گوش دادم.

بعد سه روز از مرز ایران وارد پاکستان شدم در آنجا  من را به فردی بنام فرید سپرد و گفت این فرید کارهای شما را برای رفتن به اروپا حل و فصل میکند. فرید که در کراچی زندگی میکرد من را به یکی از مناطق کراچی به اسم گل شهر و آنجا به یک مجتمع آپارتمانی برد.

در ورود به اتاق فرید با زبان بلوچی به من گفت ببین رفیق تو باید قبل رفتن به اروپا بایستی مدتی به عراق بروی و از آنجا تو به هر کشوری که دوست داری اعزام میشوی!

به وی گفتم چقدر در عراق میمانم؟

وی فقط گفت زیاد طول نخواهد کشید .

فرید فردا آن روز برای من یک پاسپورت جعلی آورد و به من گفت فردا شب تو به عراق پرواز داری . مقداری پول روپیه به من داد و گفت از آنجایی که پاسپورت جعلی هست امکان دارد افسر پلیس در فرودگاه جلوی ترا بگیرد، این مبلغ که الان به تو میدهم به آن افسر بده تا بتوانی به عراق بروی؛ و دقیقا همین اتقاق افتاد و من مبلغ داده شده را به افسر پلیس دادم و با پروازمستقیم وارد عراق شدم.

در انجا یک اکیپ سه نفره منتنظر من بودند و من را با ماشین خود که یک پاترول بود به یک مجتمع تقریبا نظامی بردند. نفرات آنجا هم لباس شخصی داشتند و هم بعضی از آنها با لباس فرم نظامی بودند! کم کم شک کردم ولی به من گفتند بعدازظهر تو را به یک محل دیگرمیبریم.

بعدازظهر من با یک ماشین وان به مقر اشرف و مستقیم به یک اتاق بردند فردی بنام آیدین من را تحویل گرفت و به من یک لباس فرم نظامی و یک چفت پوتین داد، و گفت الان تو یک مجاهد هستی!

من شوکه شدم ولی دیگر نمیتوانستم به عقب برگردم اجبارا در عراق ماندم و سالیان سختی در این فرقه داشتم (که بعد میگویم ) تا اینکه به آلبانی آمدیم. در آلبانی  متوجه شدم که کلا خط و استراتژی سازمان مسیری دیگر را در پیش گرفته و تمام‌ حرفهای  که خود آن ملعون  و مریم قجر در نشست‌ها به ما میگفتند دروغ و لاف‌گزافی بیش نبوده است. -چون من به این دو سرکرده بیشتر اعتماد داشتم -اما دروغ های همینها که سالیان در ذهن من و امسال من کردن مغز شویی بیش نبود.

هر بار حرفهای تکراری و تعریف و تمجید از کسی که اصلا معلوم نیست زنده است یا مرده که حتی یک بار هم طی این سالیان که من دران فرقه بودم او را ندیدم یا پیام او را می‌خواندند یا صدای پخش می‌کردند و می‌گفتند این رهبری است کسی که خودش را رهبری یک سازمان می ماند اما معلوم نیست توی چه سوراخی مخفی شده چون وقتی حرف رهبری میزنند به یاد رهبرانی میافتادم که جلودار وپیشرو همه هستند ولی این یکی اصلا من ندیدم که کجا هست که فقط عکس او را دیده بودم.

در آلبانی توسط سرفراز رحیمی به خانواده خودم وصل شدم و دیدم که حرفهای فرقه عکس آن هست که میگویند بخصوص در رابطه با خانواده که همه را مزدور میخواند ولی باید بگویم که مزدور اول و آخر آمریکا و اسرائیل و عربها همین فرقه و رهبرانشان هستند که باد از هر طرف بوزد به همان طرف میروند

و آنجا تصمیم گرفتم از فرقه جدا بشوم

وقتی از فرقه جدا شدم و هر بار برای مستمری خودم به دفتر سازمان میرفتم عبدالله از من میخواست و پیگیری میکرد که هر چی درباره نفرات جدا شده، حتی سر نفراتی مثل همان نفراتی که میگوید هوادار فرقه هستند می بینم به آنها بگویم .

و کم کم من را بعنوان جاسوس بکار گرفتند و من هم بخاطر سی پنج هزار لکی که میدادند مجبور بودم به جاسوسی و خبرچینی علیه نفرات دیگر بپردازم .

و من را بارها بخاطر رابطه زدن با نفرات  مثل غلامرضا شکری و حسن حیرانی و دیگران تهدید میکردند و فشار بیش از حد میاوردند که اگر با این نفرات ارتباط برقرار کنم پول من کامل قطع میشود .

–لازم به یادوری هست که من یک بار اعلام رسمی از فرقه کردم ولی فرقه توسط یک نفر مستمری بگیر سراغ من آمد و من را تهدید کرد که اگر به هواداری سازمان برنگردی عواقب بدی خواهی داشت و من را پشیمان کرد–

مقاله ای که در آن زمان  توسط دفتر  فرقه گفته نوشته شد  وبمن دادند که امضاء کردم و در سایتشان زدند .

من در این مدت هر کاری که فرقه میگفت از قبیل خبرچینی و جاسوسی علیه نفرات جدا شده انجام میدادم!

تا اینکه حدود یک ماه پیش بطور تصادفی از محل کافه حسن حیرانی رد شدم دیدم جشن تولد سرفراز رحیمی هست و گفتم که سرفراز رحیمی بچه محل و همشهری من هست به جشن تولدش رفتم.

ولی وقتی برای گرفتن پول مستمری ماهانه خودم رفتم فرقه به من گفت تو مرز سرخ رد کردی و به جشن تولد سرفراز رحیمی و دیدن حسن حیرانی و غلامرضا شکری رفتی .آنها به من گفتند از آنجایی که تو مرزسرخ رد کردی ما نمیتوانیم به تو پول مستمری بدهیم و تنها راهی که ما میتوانیم به تو پول ماهانه بدهیم این هست که آنچه که ما به تو میگویم بصورت مکتوب بنویسی و ما آن را در سایت خودمان انتشار میدهیم و غیر از این عمل، هیچ پرداختی  از ما بتو نخواهد بود! و من هم بخاطر اینکه به همان پول کم که سازمان میداد نیازمند بودم مجبور شدم که هر حرفی که جواد خراسان ( اسماعیل مرتضایی) و عبدالله تهرانی میگویند را باز گو کنم.  عبداله تهرانی حرفی میزد که ذهن من را بهم می‌ریخت و هنوز جواب او را نداده بودم جواد خراسان حرف میزد که گویی توی زندان زیر بازجویی هستم که مدام با چندین باز جو باید صحبت بکنم و جواب بدهم.  یکی می‌گفت چرا مهمانی رفتی؟  بعد آن یکی می‌گفت چرا مرز سرخ رد کرده ای؟ پولی به تو داده نمیشود تا یک مقاله بر علیه آنها بنویسی و بگویی آنها مزدور وزارت اطلاعات هستندو! هر چند که حرف آنها را قبول نداشتم ولی مجبور بودم بخاطر پولی که باید برای کرایه خانه و آب و برق به من میدادند دست به کاری بزنم که تمایل نداشتم. در صورتی که تمام حرفها این مقاله توسط آنها گفته شد و خود آنها آن را نوشتند.

گزیده متن مقاله رفیق دهقان که در سایت ایران افشاگر درج شده :

«ساعت ۱۷۰۰ روز دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ سرفراز رحیمی مزدوری که تازه به صف مزدوران در آلبانی پیوسته در یک توطئه آشکار و طراحی شده به عنوان جشن تولدش من رفیق دهقان را به محل مزدوران در محل کنت استودیو کشاند و در طبقه دوم ساختمان کافه فرانک که محل جدید استقرار مزدوران است برد. به محض اینکه من نشستم براساس اطلاعاتی که سرفراز رحیمی به آنها داد مزدوران شناخته شده در آلبانی یعنی حسن حیرانی، رضا مزگی و غلامرضا شکری حضور پیدا  کردند و دوربین آوردند تا از من عکس و فیلم بگیرند. من اعتراض کردم از من عکس و فیلم نگیرند.

سرفراز رحیمی و حسن حیرانی به من گفتند بیا یک مصاحبه از تو بگیریم و در ماه چند مقاله علیه سازمان بنویس ما به تو ماهانه ۵۰۰ (پانصد) یورو میدهیم و من را تشویق می کردند که به صف مزدوران رژیم در آلبانی بپیوندم. من ضمن اعتراض صحنه را ترک کردم و در حین رفتن غلامرضا شکری هم از من می خواست که فکرهایت را بکن و پول را از دست ندهم»

لازم به یادوری هست که:

– سرفراز مرا به جشن تولد خودش دعوت نکرده بوده بلکه من بطور تصادفی از آنجا رد شدم وهیج اطلاع قبلی از این جشن نداشتم. سرفرازرحیمی  در همین جشن تولد به من تذکر داد که آمدن من باعث قطع مستمری من از فرقه می شود.
– من را هیچ کس به طبقه دوم ساختمان نبرد و من هنوز به انجا نرفتم اینرا دفتر بمن گفت و نوشت ومن هم امضاء کردم.
– حسن حیرانی و غلامرضا شکری از من هیچ عکس و فیلمی نگرفتندو این دروغ را خود دفتر در آن اطلاعیه نوشت.
– آنها حتی به من اخطار دادند اینجا نیایم
– آنها هیچ وقت به من نگفتند که  با من همکاری بکند و اینکه 500 یورو به من بدهند.

 اینها همه حرفهای خودشان بود و میخواستند علیه این نفرات از طرف من  مقاله نوشته شود و به من گفتند شماره تلفن خودت را عوض بکن که دیگر آنها شماره تو را نداشته باشند.

اینجا باید نکته ای را بگویم:

من هر جا که به مشکل مالی بر میخوردم هیچ گاه فرقه کمک نکرده وحتی مستمری من و همه نفرات را همیشه خیلی دیر میدادند که برای من که غریب بودم سخت بود چون هیچ درآمدی نداشتم .اما هر بار به سرفراز مراجعه کردم همیشه به من کمک کرده و حتی از دوستان دیگرش هم برای من کمک می‌گرفت .

تا اینکه مدتی بعد فهمیدم دارم بخاطر این مستمری ازفرقه هویت خودم را از دست میدهم وناچارم علیه کسانی که فقط فرقه از آنها بدش میاید مقاله دروغین بنویسم.احساس کردم این بی حرمتی به خودم هست کسانی که فقط دبنال زندگی خودشان هستند و احساس عذاب وجدان داشتم.

و به سرفراز رحیمی زنگ زدم و به وی گفتم که میخواهم از شر این فرقه دروغین که فقط به دنبال منافع خودش هست رها بشوم. وی در ملاقاتی که با وی داشتم به من یادوری کرد که هدف ما فقط زندگی کردن در آرامش هست و کاری به هیچ کس نداریم و هر کس میتواند انتخاب کند که چگونه زندگی کند و به من یادوری کرد که سازمان فقط بخاطر مقداری پولی که میدهد نفر را تبدیل به یک جاسوس خبرچین میکند

اینجا بود که تصمیم نهایی را گرفتم که ازاد و رها زندگی کنم و اینکه این فرقه را افشا کنم که چه بلایی سر من و امثال من در میاورد.

به امید آزادی همه اعضای فرقه از بند رجوی

نجات یافته از فرقه رجوی – رفیق دهقان مهر 1400

لینک به منبع

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/موسسان-پنجم-مسعود-رجوی-چرا-و-چگونه/

موسسان پنجم مسعود رجوی چرا و چگونه؟

ادوارد ترمادو - موسسان پنجم مسعود رجویادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، سی و یکم  می 2021:… یکی از شارلاتان بازی‌های رجوی همین موسسان چندم و چندم است که هر گاه کفگیر رجوی به ته دیگ می‌خورد فیلی به نام موسسان چندم هوا می‌کند تا بتواند باز هم در درون مناسبات عنکبوتی خود سر افراد پیر و ازکار افتاده خود شیره بمالد البته اعضای فرقه به این کار عادت دارند و چیز عجیبی نیست. این یکی از شعبده بازی‌های مرسوم فرقه رجوی است و با این کار بازهم از اعضای درون تشکیلات تعهد می‌گیرد که تا سرنگونی بایستی در تشکیلات ضد انسانی بمانند و هر چه هم که بارشان کنند تحمل کنند. موسسان پنجم مسعود رجوی چرا و چگونه؟

ادوارد ترمادو - آسران فرقه رجوی و ویروس کرونابی بی سی: اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

موسسان پنجم مسعود رجوی چرا و چگونه؟ پرت و پلاگویی رجوی

هوا کردن فیل دیگری به نام موسسان پنجم

گردهمایی مریم رجوی و برخورد هم میهنان

یکی از شارلاتان بازی‌های رجوی همین موسسان چندم و چندم است که هر گاه کفگیر رجوی به ته دیگ می‌خورد فیلی به نام موسسان چندم هوا می‌کند تا بتواند باز هم در درون مناسبات عنکبوتی خود سر افراد پیر و ازکار افتاده خود شیره بمالد البته اعضای فرقه به این کار

عادت دارند و چیز عجیبی نیست.

این یکی از شعبده بازی‌های مرسوم فرقه رجوی است و با این کار بازهم از اعضای درون تشکیلات تعهد می‌گیرد که تا سرنگونی بایستی در تشکیلات ضد انسانی بمانند و هر چه هم که بارشان کنند تحمل کنند.

اما این بار با تاکتیک دیگری وارد این کار شده آنهم با چاپ چند عکس مبهم که حتمآ و طبق روال معمول در آلبانی گرفته شده اینگونه وانمود می‌کند که کانون های شورشی البته کذایی در درون ایران اعلام آمادگی برای ثبت نام درارتش پنجم نموده و حالا بی صبرانه منتظر فرمان قیام سرنگون کردن هستند عکس‌های منتشر شده به عنوان کانون شورشی در درون ایران مسخره آمیز است چرا که فرقه رجوی بدون خجالت مدعی شده کانون های شورشی محل انتخاباتی را که معلوم نیست در کجا است به آتش کشیدند در حالیکه هنوز هیچ محلی برای انتخابات نه آماده شده و نه اعلام شده.

به این احمق‌های دوران بایستی یادآوری کرد که چهارارتش قبلی شما که دارای توپ و تانک و انواع سلاح های اهدایی اربابتان صدام بود آنهم در جوار مرزهای ایران چه غلطی کرد که اکنون ارتش پنجم شما با عده ای از کار افتاده و پیر مرد و پیر زن زمینگیر پوشکی آنهم در آلبانی چه غلطی می‌خواهد بکند من که کلی خندیدم و در همان حال به حال اعضای دربند در آلبانی افسوس خوردم که باز این حقه‌بازی دیرینه را شاهد هستند.

ناگفته نماند که فرقه رجوی در درون ایران دست به خرید جاسوس می‌زند و این در همه کشورهای دنیا می تواند اتفاق بیفتد این جاسوسان ترسو هم آن کانون های شورشی نیستند که فرقه به گل نشسته رجوی در بوق کرنا می‌کند بلکه افرادی هستند که به خاطر پول دست

به جاسوسی زده و برای امرار معاش خود خود فروشی می‌کنند اما به هر حال با جاسوسی کردن هم دردی از دردهای لاعلاج این فرقه ضد ایرانی درمان نمی‌شود چرا که از ابتدا راه را کج رفتند و بر علیه مردم و کشور شوریدند عاقبت دست دادن به دشمن همین است و بس.

اعلام تاسیس ارتش پنجم و اینگونه الفاظ به غیر از دجالیت آن هم از نوع رجوی چیز دیگری نیست و تمامآ پوچ و بی محتواست و تنها مصرف داخلی دارد اما با این ترفند سران فرقه رجوی گمان می‌کنند که می‌توانند در درون ایران عضوگیری کنند زهی خیال باطل دست رجوی و عضدانلو خیلی وقت است که نزد مردم ایران رو شده و به غیر از لعن و نفرین از

سوی مردم ایران چیز دیگری نصیبشان نخواهد شد.

لینک به منبع

موسسان پنجم مسعود رجوی چرا و چگونه؟ پرت و پلاگویی رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تلویزیون-فرقه-رجوی-صحنه-فریب-و-تهدید-به/

تلویزیون فرقه رجوی صحنه فریب و تهدید به مرگ

تلویزیون فرقه رجوی اسماعیل پورحسنادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، اول می 2021:… اسماعیل را همه ما می شناسیم و با شیوه و بیان کلمات وی هم آشنایی کامل داریم، متن دیکته شده ای را که فرقه رجوی تهیه کرده بود بسیار متفاوت از طرز بیان وی بود و همیجا هم دم خروسش بیرون زد، تمام چرندیاتی که فرقه برایش دیکته کرده بود دو نکته نظرم را جلب کرد، لطفآ به این دو نکته دقت کنید اسماعیل می گوید: نمی دانم این علاقه وافر به من از کجا ناشی می شود؟ (منظورش علاقه خانواده اش نسبت به خودش است) چه پاسخی می توان به این پرسش داد؟ آیا می توان از مادر یا پدر، برادر یا خواهری پرسید چرا مرا دوست داری و علاقه تو به من از کجا ناشی می شود؟ تلویزیون فرقه رجوی صحنه فریب و تهدید به مرگ 

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

تلویزیون فرقه رجوی صحنه فریب و تهدید به مرگ – جیغ بنفش فرقه رجوی 

فرقه رجوی با به صحنه آوردن اعضای گرفتارچه اهدفی را دنبال میکند؟

وبلاگ ادوارد سی ام آوریل 2021 

شوهای مسخره تلویزیون فرقه رجوی برای همه آشنا است، این شوها سالیان است که از تلویزیون مسخره فرقه رجوی موسوم به سیمای آزادی پخش می گردد و همیشه هم مورد تمسخر مردم آگاه ایران بوده و هست، این شوهای کمدی اکثرآ بر علیه اعضای سابق فرقه تهیه و تنظیم می شود، اکنون مدتی است که فرقه رجوی برنامه های مسخره خود را روی خانواده های اعضای گرفتا در تشکیلات قرون وسطائی خود کوک کرده، افرادی را که در این شوهای مسخره شرکت می دهد برای ما اعضای جدا شده غریبه نیستند و ما تمامی آنان را بخوبی می شناسیم و با فرهنگ ادبیات گفتاری آنان نیز آشنا هستیم.

اما هدف فرقه رجوی از راه اندازی چنین شوهای بی سروته چیست؟

یکم، قرار دادن هرچه بیشتر اعضای گرفتا رو در روی خانواده و عزیزان خود جهت ایجاد تنفر هر چه بیشتر در اعضا نسبت به خانواده خود.

دوم، قطع امید خانواده ها از عزیزان خود، البته با این گمان که توهین افراد به خانواده می تواند مادران و پدران را از فرزند یا عزیز خود دلسرد کند.

سوم، با وادار کردن افراد به این عمل شنیع و ضد انسانی، ( توهین به خانواده) فرقه رجوی فرد را مجبور به سکوت می کند و هر گاه به موضوعی اعتراض کرد بهانه ای برای ساکت کردنش در دست دارد، سابقآ از افراد اعتراف گتبی می گرفت تا  بهانه ای برای سرکوب در دست داشته باشد.

چهارم، اخاذی از خانواده ها، یکی دیگر از اهداف فرقه رجوی با اجبار کردن اعضای خود به شرکت در شوهای تلویزیون منفورش اخاذی از خانواه هاست که در این مورد خانواده ها بایستی بسیار هوشیار باشند که مورد اخاذی قرار نگیرند،

پنجم، ترساندن اعضای خانواده از فردا و تهدید آنان به مرگ.

چندی پیش فرقه رجوی اسماعیل پورحسن را در مقابل دوربین تلویزیونش آورد تا همین سیاست کثیف را که در بالا توضیع داده شد به اجرا بگذارد، در این برنامه سراسر مسخره اسماعیل پور حسن جملات و کلماتی را بیان نمود که اساسآ با فرهنگ و ادبیات گفتاری وی همخوانی نداشت. اسماعیل را همه ما می شناسیم و با شیوه و بیان کلمات وی هم آشنایی کامل داریم، متن دیکته شده ای را که فرقه رجوی تهیه کرده بود بسیار متفاوت از طرز بیان وی بود و همیجا هم دم خروسش بیرون زد، تمام چرندیاتی که فرقه برایش دیکته کرده بود دو نکته نظرم را جلب کرد، لطفآ به این دو نکته دقت کنید

اسماعیل می گوید: نمی دانم این علاقه وافر به من از کجا ناشی می شود؟

(منظورش علاقه خانواده اش نسبت به خودش است)

تلویزیون فرقه رجوی اسماعیل پورحسن

آقای اسماعیل پورحسن اسیر فرقه رجوی در آلبانی

چه پاسخی می توان به این پرسش داد؟ آیا می توان از مادر یا پدر، برادر یا خواهری پرسید چرا مرا دوست داری و علاقه تو به من از کجا ناشی می شود؟

ببینید این سئوال چقدر احمقانه است، و برای همین هم تاکید می کنم که فرقه رجوی برای نفرت پراکنی اینگونه به افراد خود دیکته می کند والا کدام فرد نرمالی چنین پرسشی را مطرح می کند؟

و دوباره:

توصیه ام به آنها ( یعنی خانواده ها ) این است که حداقل به فکر آینده خود باشند. به یاد بیاورند که مردم قهرمان خطه گیلان در روز سقوط دیکتاتوری شاه چگونه سزای مزدوری ساواکی ها را کف دستشان گذاشتند

فرقه رجوی همیشه منتقدین و مخالفین خود را علنآ تهدید به مرگ کرده، همین چند سال پیش هم رجوی از ناکجا آباد عربده سر داد و جدا شدگان از فرقه اش را در اروپا تهدید به مرگ کرد، والان هم خانواده های اعضای اسیر را هدف قرار داده اما نه به زبان رجوی بلکه از زبان اعضایی که به ناچار پشت دوربین تلویزیون قرار می گیرند، اما سئوال اینجاست آیا با این تهدیدات می تواند از عشق و عاطفه مادران و پدران نسبت به فرزندان خود که گرفتار فرقه منحوس رجوی هستند سرسوزنی کاست؟ هرگز، هرگز.

اگر فرقه رجوی گمان کرده که با این برنامه های مسخره خود می تواند عشق و عاطفه و انسانیت را در وجود خانواده ها بکشد؟ این آب در هاون کوبیدن است.

خانواده ها بایستی مواظب اخاذی از طریق تماس های تلفنی هم باشند و تا از جدا شدن کامل عزیزانشان از فرقه رجوی مطمئن نشده باشند اقدام به کمک مالی برای آنان نکنند، ممکن است کسی از خویشاوندان از آلبانی تماس گرفته و بگوید از فرقه جدا شده و نیاز به کمک مالی دارد و شاید خانواده ها گمان گنند که برای کمک به وی بهتر است هر چه در توان دارند به او کمک کنند، اما بایستی از جدا شدن فرد از فرقه اطمینان حاصل کرد و بعد از آن اقدام نمود.

فرقه رجوی بیاد داشته باشد که با این برنامه های مسخره هیچگونه خللی در عزم جزم خانواده های بپاخاسته ایجاد نخواهد کرد و در پایان مانند همیشه بازنده صحنه خواهد بود.

لینک به منبع

تلویزیون فرقه رجوی صحنه فریب و تهدید به مرگ – جیغ بنفش فرقه رجوی

***

همچنین: