پشت پرده تبلیغات رجوی ، شوهای تکراری و حاضران اجاره ای و فریبکاریها از عراق تا آلبانی

پشت پرده تبلیغات رجوی ، شوهای تکراری و حاضران اجاره ای و فریبکاریها از عراق تا آلبانی

پشت پرده تبلیغات رجویغفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها، پاریس، چهارم سپتامبر 2021:… فرقۀ رجوی افراد اجاره ای را می آورد ضمن رنگ کردن آنها با عناوین مختلف در مقابل مزدی که دریافت می کنند حرف می زنند و خود سران نکبت فرقه رجوی هم بهتر از همه می دانند که موضوع از چه قرار است. فرقه صاحب مرده و مریم اخراج شده از فرانسه هر چند مدت یکبار برای سرگرمی سالمندان و اسیران نگونبخت در آلبانی شوهای مجازی با آدمهای اجاره ای راندازی می کند. البته این دست و پا زدنهای فرقه رجوی شبیه همان دست و پا زدنها فردی است که درون یک باتلاق در حال غرق شدن است. پشت پرده تبلیغات رجوی  

دروغهای مسخره فرقه رجویدروغهای مسخره فرقه رجوی

پشت پرده تبلیغات رجوی ، شوهای تکراری و حاضران اجاره ای و فریبکاریها از عراق تا آلبانی 

نوشته غفور فتاحیان

غفور فتاحیان پاریس

آقای غفور فتاحیان

هیچ کس به اندازۀ جدا شده ها از فرقۀ رجوی با کاراکتر و شیادی و حقه بازی و شعبده بازیهای بجا مانده از رجوی گور به گور شده و تحت تحقیب که اکنون توسط مریم و ایادیش نشخوار می شود آشنایی کامل ندارد و تجربه عملی کسب نکرده است.

فرقۀ رجوی افراد اجاره ای را می آورد ضمن رنگ کردن آنها با عناوین مختلف در مقابل مزدی که دریافت می کنند حرف می زنند و خود سران نکبت فرقه رجوی هم بهتر از همه می دانند که موضوع از چه قرار است.

فرقه صاحب مرده و مریم اخراج شده از فرانسه هر چند مدت یکبار برای سرگرمی سالمندان و اسیران نگونبخت در آلبانی شوهای مجازی با آدمهای اجاره ای راندازی می کند. البته این دست و پا زدنهای فرقه رجوی شبیه همان دست و پا زدنها فردی است که درون یک باتلاق در حال غرق شدن است.

 زمانی که در عراق بودیم در پادگان بدنام اشرف هم رجوی چنین سیستیمی را راندازی کرده بود و در انجا با سوء استفاده از وضعیت اقتصادی مردم فقیر عراق آنها را برای غذا به اردوگاه اشرف می آورد و از انها در راستای اهداف سیاسی خود در عراق که باقی ماندن در این کشور بود بهره برداری می کرد. در یک مورد آن که برای امضاگیری از شیعیان عراقی بود سازمان به دروغ پنج میلیون امضا در حمایت از این فرقه در عراق و باقی ماندنشان در این کشور به عنوان پناهنده اعلام کرد. این امضاگیری ساختگی پر از تقلب بود و تمام امضاها دسته دسته و هر زونکنش شامل صد هزار امضا در حقیقت امضاهای یک یا دو نفر بود.

آمار دروغین مجاهدین خلق ، صورتی که با سیلی سرخ شده است

من که خودم مسئول تحویل گیری این امضاها بودم هر روز در رابطه با حجم تقلب و اینکه تمام این امضاهایی که ما تحویل می گیریم همگی مربوط به یک نفر است دچار سؤال می شدم که چرا سازمان با اینهمه ادعای «فدا و صداقت» اینطور عوامفریبی می کند؟. وقتی این به اصطلاح تشکیلاتی «تناقض» خودمان را با مسئولین آن هم طبق روال با بردن تردید و تقصیر روی ذهن خودمان در میان می گذاشتیم مسئول به اصطلاح عضو شورای رهبری ما که خودش بی نهایت خبرۀ این کارها بود به ما پرخاش می کرد که شماها چه کاره هستید؟ هر چه اینها می آورند باید تحویل بگیرید.

این افتضاح آنقدر بالا گرفت که حتی  دکتر عبد الله الجبوری استاندار وقت استان دیالی (استانی که قرارگاه اشرف مجاهدین در عراق آنجا قرار داشت) که یکی از لابیهای دلاری همین فرقه بود با یک نامه دست نویس که به سران فرقه در اشرف فرستاد نوشت که همۀ این امضاها تقلبی است چون همان افرادی که شما پول به آنها می دهید برای جمع آوری امضاها می روند همۀ فامیل و دوست و آشنای خودشان را درخانۀ خودشان جمع می کنند و تمام امضاها را خودشان می کنند و هیچ گونه ارزشی هم ندارد.

 این استاندار عراقی در نامه اش به سران فرقۀ رجوی نوشته بود: «آخر شما می دانید یا نمی دانید که در این وضعیت عراق کسی حاضر نمی شود به ‏خاطر پول جانش را به خطر بیندازد و بیفتد امضا جمع کند همه این افراد پولها را می ‏گیرند و افراد خانواده و زنها و قوم و خویش خودشان را جمع می کنند و فرمهای شما را ‏هر نفر 1000 امضا می کند و پولش را می گیرد.».

چند سال از این نوع شعبده بازیها در عراق داشتیم که فرقه رجوی نفراتی عراقی را به داخل پادگان بدنام اشرف می اورد و با رنگ کردن انها به عنوان شیوخ دیالی و یا جاهای دیگر از آنها امضا می گرفت ویا دهها سازمان و تشکل اجتماعی تقلبی از این دست درست می کرد و انها را در تبلیغات روزمره خود با اب و تاب نشان می داد.

این بیانیه های دروغین پنج میلیون و یک بار هم سه میلیون امضا را سران فرقه در مطبوعات عراقی به صورت آگهی پولی منتشر می کردند که مطلقا از اسامی و امضاها در آن خبری نبود بلکه تعدادی اسامی انجمنها و گروههای موهوم ساختگی خودشان را زیر آنها می نوشتند که به قدری مفتضح و و مبتذل و توهین به شعور عراقیان بود که سخنگوی دولت وقت عراق به نام علی دبّاغ روزنامه را آورد در تلویزیون عراق نشان داد و گفت: ای مردم عراق ببینید اینها به اسم شما در کشور ما بیانیه می دهند، آیا اینها بیانیه های عراقی است که حتی شماره های آنها فارسی است و کاملا با فرهنگ و ادبیات ایرانی و مخصوص سازمان مجاهدین نوشته شده اند؟.

یک روز از یکی از مسئولین که در خارجه بود و تازه به اشرف برگشته بود  پرسیدم که این سازمانهای تقلبی و امضاها و دهها مورد دیگر چه مسئله ای از سازمان حل می کند؟ او با کمی خنده گفت این نامه ها و اطلاعیه ها برای من و تو تقلبی است ولی همین را سازمان به خارجه می برد و پیش نمایندگان کشورهای دیگر کلی روی همین تبلیغات می کند. سازمان هم همین را می خواهد. این را من و تو می دانیم که تقلبی است ولی آن نماینده خارجی که خبر ندارد.

عاقبت اسفبار مجاهدین خلق . از صدام حسین تا بن سلمان

بلی این از سیاه کاریهای فرقۀ شیاد رجوی است که نمونه های ان زیاد هستند و در زیر هم نمونۀ دیگری از دجاگریها و شعبده بازیها مریم و سران شیاد او آوردم تا همگان بدانند که این فرقه فقط با سیاه کاری و جعل و تقلب و دروغ بافی به حیات ننگینش ادامه می دهد.

از جملۀ آنها پروژۀ ستاد خارجۀ سازمان در اواخر دهۀ هفتاد مبنی بر نامه سازیهای تقلبی به عنوان نامه ها از ایران برای ارائه به یک دادگاهی در انگلستان بود که به شکایت کسانی رسیدگی می کرد که به یک مؤسسۀ خیریۀ پوششی سازمان به عنوان کمک به کودکان بی سرپرست اعدام شدگان در ایران کمک مالی کرده بودند ولی بعدا فهمیده بودند که این مؤسسه متعلق به یک سازمان تروریستی ایرانی (سازمان مجاهدین خلق) می باشد و پولها خرج کارهای جنگی و تروریستی می شود!. در این رابطه روزی مرا صدا زدند و گفتند برای انجام مأموریتی باید به قرار گاه باقرزاده (واقع در غرب بغداد) بروی وقتی به آنجا رسیدم مرا داخل اتاقی بردند که عده ای دیگر نیز آنجا بودند. اتاق پر از کاغذ و دفتر و نوعی قلم خودنویس و کاسه هایی بود که بعدا فهمیدم آب پیاز (جوهر نامرئی) است و تعدادی اتوی برقی. یکی از مسئولین آن قرارگاه آمد و به ما گفت شما باید با این جوهر نامرئی تا آنجا که می توانید از روی این الگوهای نوشته شده در دفترها که به شما می دهیم شامل اسامی و شهر و مبلغ دریافتی، نامه از طرف خانواده های ایران بنویسید که ما این قدرمبلغ مثلا یک میلیون تومان …. دویست هزار تومان وو… از سازمان مجاهدین بابت نگهداری فلان کودک فرزند فلان شخص اعدام شده در ایران دریافت کردیم!! بعد از اینکه ما این نامه ها را با خودنویسی که یک نفر مسئول پرکردن آنها با جوهر نامرئی بود می نوشتیم آنها را به افراد میزی تحویل می دادیم که نوشته های مذکور را با کشیدن اتو روی کاغذ، مرئی و خوانا می کردند تا تحویل دادگاه آلمان بدهند و ثابت کنند که خانواده ها این پولها را برای نگهداری کودکان دریافت کرده اند و به علت خطراتی که از جانب رژیم متوجه آنها می باشد آنها را با جوهر نامرئی نوشته اند و اسامی و مشخصات هم باید کاملا سری بماند!! در حالیکه مطلقا نه چنان خانواده هایی بودند و نه چنان اسمهایی و نه چنان کودکانی وجود خارجی داشته اند. من و بسیاری دیگر که از اشرف به آن قرارگاه رفته بودیم در اول کار خبر نداشتیم که اینها برای چیست و سازمان می خواهد با این نامه ها چه کار بکند و به صورت علنی و رسمی هم توضیح نمی دادند ولی آنها که در ستادهای سیاسی و خارجه کار می کردند برایمان واقعیت موضوع و هدف پشت این تقلب را می گفتند و در حقیقت هم می خواستند افراد همگی متقاعد شوند که سازمان برای پول در آوردن با چه مشکلاتی روبرو است دست به چه کارهایی باید بزند و همۀ پولها و کمکها منبع مردمی دارد و سازمان از هیچ دولتی پول نمی گیرد!!!…

به اصطلاح خیریه مجاهدین خلق ، نقض قوانین غیر سیاسی بودن کمیسیون خیریه انگلستان

چند روز از صبح تا شب کارمان همین بود و مجموعا در آن اتاق تقریبا پانزده نفر می شدیم و هر کدام چند دفتر از این نوشته ها را رونویسی کردیم. بعدا مطلع شدم که در قرارگاههای دیگر نیز بسیج یک ماهه برای این کار داده بودند. من بعد از مطلع شدن از جریان پشت پردۀ این کار شبها با انبوهی «تناقض» (به اصطلاح درون سازمانی) می خوابیدم و با خودم فکر می کردم که چگونه سازمانی با ادعای مذهب و اسلام و آزادی و دموکراسی و دارای شعار اصلی و قدیمی «صداقت» در قبال مردم و در خارجه نیز با شعار «احترام به قوانین کشورها»!! دست به چنین تقلبها و فریبکاریها و شعبده بازیهایی می زند؟؟!!…

البته مسعود فراری و مریم قجر و سران جنایتکارش باید منتظر دادگاه بعدی باشن که دیر یا زود به حساب اینها هم رسیدگی خواهد شد.

پشت پرده تبلیغات رجوی ، شوهای تکراری و حاضران اجاره ای و فریبکاریها از عراق تا آلبانی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/انتخابات-در-فرقه-رجوی-خاطره-ای-تلخ/

انتخابات در فرقه رجوی – خاطره ای تلخ

انتخابات در فرقه رجوی - خاطره ای تلخغفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها، پاریس، ششم ژوئن 2021:… من هم گفتم چرا پس انتخابات می گذارند در جوابم گفت در تشکیلات اصلا جرم است که  فرد بخواهد کسی را انتخاب کند و فقط رهبری حق انتخاب و عزل و نصب را دارد و این کارهای انتخاباتی که الان انجام می دهیم همه اش برای روحیه گرفتن نفرات درون تشکیلات است و دیگر هیچ ارزشی ندارد … خلاصه روز موعود فرا رسید و رجوی سر معرکه نشست بود و بعد از کلی حرافی انتخابات را شروع کرد و گفت می خواهیم مژگان پارسایی را برای مسئول اولی انتخاب کنیم. انتخابات  در فرقه رجوی – خاطره ای تلخ 

انتخابات در فرقه رجوی - خاطره ای تلخشعله‌های خون و آتش ، تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم 

انتخابات در فرقه رجوی – خاطره ای تلخ

پشت پرده تبلیغات رجوی 

در تشکیلات فرقه رجوی فرد نه قدرت تصمیم گیری دارد و نه قدرت انتخاب و این رهبر عقیده ای است که همه را انتخاب می کند

غفور فتاحیان پاریس

آقای غفور فتاحیان پاریس

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

هر وقتی که تنها در گوشه ای می خواهم کمی به گذشته فکر کنم یک دفعه خاطرات تلخ گذشته در تشکیلات فرقۀ رجوی که سالیان جوانیمان را در آنجا بر باد دادیم در ذهنم تداعی می شود و برای ساعتها مرا به خود مشغول می کند. البته من به نیت برقراری آزادی در میهنم و برای رفاه و شادی مردم سرزمینم ایران قدم در این راه گذاشتم و سالیان عمر و جوانیم را در این مسیر نهادم بدون ذره ای چشم داشت ولی این رجوی و دیگر سردمداران جنایت کار فرقه رجوی بودند که خط مبارزه مدنی را به انحراف کشاندند و مسعود و همین مریم به خاطر تمامیت خواهی خود و منش دیکتاتوری و کیش شخصیتی که در پیش گرفتند کارمایه نسل جوان و ارزشمند جامعه آن روز ایران را بر باد دادند و آنان را یا دسته دسته به کشتن داده یا گرفتار کردند و از بقیه نیز که تا کنون در تشکیلات این فرقه هستند دلقک هایی ساختند که امروزه درخیابانهای آلبانی زنان و دختران این کشور از دست آنها در امان نیستند

در این راستا خاطره تلخی را که به یادم آمد از انتصابات درون فرقه رجوی که ان را به عنوان انتخابات به اعضای خود قالب می کردند و کسی هم حق اعتراض نداشت چون در قلعۀ اشرف هر وقت که وضعیت اعضای نگون بخت تیره و تار می شد و مشکلات و مسائل تشکیلاتی به نقطه قرمز می رسید بطوری که شورای به اصلاح رهبری کاری از دستاشان برنمی آمد بلافاصله خود رجوی یا مریم به بهانه های محتلف یا با آوردن یک بند از انقلاب ساختگی یا یک چیز دست ساز شیبه انتخاب مسئول اولی  به صحنه می آمدند و برای در نطفه خفه کردن و گرفتن تعهدات اجباری شروع به برگزاری نشست های طولانی می کردند .

در یکی از همین روزها که تاریخ ان دقیقا در خاطرم نیست بحث انتخاب مسئول اولی در داخل قلعه اشرف بود که در درون تشکیلات روی این انتخابات خیلی تبلیغات کرده بودند و می گفتن که همگی باید رای بدهید چون این فرد مسئول اولی انتخاب خود نفرات تشگیلات است و هر کسی که رای بیاورد اون مسئول اول است خلاصه زمان نشست و رفتن به سمت قلعه باقرزاده که خارج از بغداد بود و اکثر نشست های رجوی در انجا برگزار می شود فرا رسید  خلاصه وقتیکه به آنجا رسیدیم یگان ما مسئول اماده سازی سالن بود که من بهمراه یکی از مسئولین که رابطه دوستانی با من داشت برای اوردن بیشتر وسایل با ماشین بهمراه او به قلعه بدیع زداگان که در همان نزدیکها بود می رفتیم که در میان تردد  به او گفتم راستی نشست انتخابات برای چی کسی  هست در جوابم گفت نشست انتخاب مسئول اولی است و مژگان پارسایی هم مسئول اول است و انتخاب شده است و حال هم فردا متوجه خواهی شده من راست می گویم یا نه. من هم گفتم چرا پس انتخابات می گذارند در جوابم گفت در تشکیلات اصلا جرم است که  فرد بخواهد کسی را انتخاب کند و فقط رهبری حق انتخاب و عزل و نصب را دارد و این کارهای انتخاباتی که الان انجام می دهیم همه اش برای روحیه گرفتن نفرات درون تشکیلات است و دیگر هیچ ارزشی ندارد …

خلاصه روز موعود فرا رسید و رجوی سر معرکه نشست بود و بعد از کلی حرافی انتخابات را شروع کرد و گفت می خواهیم مژگان پارسایی را برای مسئول اولی انتخاب کنیم موافقین دست بلند کنند و اول از همه خودش و مریم سریع دستشان را بلند کرده بودند در این هنگام چند نفرای دست بلند نکرده بودن که اینها توسط جاسوسان رجوی بلافاصله شناسای شدند و در یگان ما حمید که مخالف فرقه رجوی بود دست اش را بلند نکرده بود که یکی از مسئولین فورا رفت کنارش و دست او را گرفت و بلند کرد که خلاصه انتصابات مسخره رجوی بعداز چند روز تمام شده
ولی در فرادی ان نشستها در رابط با این انتخابات برقرار می شد و این یک تسویه حساب درونی برای  انها بود که دست بلند نکرده بودن و همچنین کسانی که به هر نوعی با فرقه رجوی مشکل داشتن در این گونه نشست ها با این تعداد نفرات برخورد تشکیلاتی می شد

البته در مقررات فرقه این انتصابات هر دوسال یک بار است ولی بستگی به تضادهای درونی و افسارگسیخته داخل تشکیلات دارد که چه موقع دست به این شعبده بازی بزند. این کارها و تبلیغات هیچ گونه کاربرد بیرونی ندارد بلکه فقط و فقط تبلیغات داخلی است و برای روحیه دادن به اسیران درون تشکیلات کاربرد دارد آن هم نه در این زمان چون خیلی وقت است که دست رجوی برای همه نفرات رو شده و همه می دانند که این ترفندهای تکراری سالیان تنها یک بازی درون تشکیلاتی بوده که رجوی هر چند سال یکبار به ان اویزان می شد همانند امروز که وضعیت تشکیلاتی در البانی فرا تر از قرمز شده دست به شعبده بازی موسسان پنجم زده است تا بدین وسیله یک سرکوب درونی در داخل تشکیلات راندازی کند همانند سالیان گذشته

غفور فتاحیان
انجمن نجات از فرقه ها پاریس

06 06 2021

افتخار رجوی به ترور – عاقبت عاملین انفجارها

انتخابات در فرقه رجوی – خاطره ای تلخ

پشت پرده تبلیغات رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مخالفت-مجاهدین-با-انتخابات/

مخالفت مجاهدین با انتخابات

مخالفت مجاهدین با انتخاباتایران فانوس، بیست و پنجم می 2021:… مجاهدین خلق مثل همیشه سعی در القاء چنین شبهه ای دارند چون ما مخالفیم بدین جهت مترقی و چپ هستیم. در حالی که آن ها نه در این مورد بلکه در موارد دیگر نیز مخالفت شان از موضع چپ و مترقی نیست بلکه دقیقاً از موضع راست و ارتجاعی است. نگاهی به مناسبات داخلی و درون سازمانی مجاهدین خلق، گواه نظر فوق است. آنان طی پنجاه سال اخیر، در درون و بیرون تشکیلات شان هیچ مدل انتخاباتی در هیچ سطحی، نداشته بلکه با شعار بی محتوای سانترالیسم دموکراتیک تنها به انتصابات فرمالیستی بسنده کرده اند. روح مناسبات بسته همین است. مخالفت مجاهدین با انتخابات 

مخالفت مجاهدین با انتخاباتکاریکاتور انتخابات – برداشت مادام العمر مجاهدین از امر انتخابات

مخالفت مجاهدین با انتخابات

چرا مجاهدین خلق با انتخابات مخالفند

ایران فانوس، 24.05.2021

چند هفته به سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران باقی مانده است. در این میان، هر شخص و گروه و جریانی متناسب با ظن خود با انتخابات پیش رو موافق و مخالف اند اما مجاهدین خلق که با همه ابزارهای در دست و ارتش سایبری خود به مخالفت شدید با انتخابات پیش رو برخواسته اند با دیگران فرق دارند.

آنان مثل همیشه سعی در القاء چنین شبهه ای دارند چون ما مخالفیم بدین جهت مترقی و چپ هستیم. در حالی که آن ها نه در این مورد بلکه در موارد دیگر نیز مخالفت شان از موضع چپ و مترقی نیست بلکه دقیقاً از موضع راست و ارتجاعی است. نگاهی به مناسبات داخلی و درون سازمانی مجاهدین خلق، گواه نظر فوق است. آنان طی پنجاه سال اخیر، در درون و بیرون تشکیلات شان هیچ مدل انتخاباتی در هیچ سطحی، نداشته بلکه با شعار بی محتوای سانترالیسم دموکراتیک تنها به انتصابات فرمالیستی بسنده کرده اند. روح مناسبات بسته همین است. آن ها با طلبکاری مطلق از دیگران، می پندارند اگر انتخاب کنندگان روزی و روزگاری از حقوق انتخاب برخوردار باشند و مثلاً بتوانند یک نگهبان انتخاب کنند در مرحله بعد به انتخابات بالاتر می اندیشند و النهایه روزی به ریاست جمهوری و رهبری سازمان می رسند که این ها نیز می بایست انتخاب اکثریت اعضاء باشند در حالی که بنا بر تجربه و در مسیر زمان در مناسبات سازمان نه رهبر و رییس جمهور بلکه حتی یک نگهبان را نمی توانند اعضاء انتخاب کنند. بدهکاری مطلق اعضاء از همین فلسفه نشئت می گیرد و انتخاب کنندگان نباید در معرض آزمون دموکراسی و حقوق مداری و طلبکاری، قرار گیرند.

 

همچنین، شرایط بسته فرقه ای، نمی تواند مدیر و مدیریت تولید کند، مسئول و مسئولیت تولید کند. مسئولیت و مدیریت، نتیجه شرایط باز و بسط مناسبات فرقه ای و ایجاد فضای رقابتی و تضاد اندیشه هاست. جایی که به قول خودشان بی طبقه توحیدی است و اعضاء اجازه فکر کردن و برخورد با غیر خود را ندارند، رشد و ارتقاء و مسئولیت و مسئولیت پذیری، شعار بیهوده ای است.

در مناسبات مجاهدین خلق، سه گروه زندگی و کار می کنند. گروه فوقانی، کسانی که زندان شاه را تحمل کرده و در آن جا تربیت شدند. گروه متوسط و فرماندهان میانی، کسانی که زندان جمهوری اسلامی را تحمل کرده و در آن جا تربیت شدند. گروه سوم که جملگی سیاهی لشگر و مرغان عزا و عروسی اند معمولاً در همین جامعه بی طبقه توحیدی و بی تضاد و بی اندیشه، تربیت شدند.

نیروی سوم، کسانی هستند که در گذشته در ملاء نظامی و تخصصی و اجتماعی خارج از فرقه دارای مقام و منسب و توان و پتانسیل بودند، ولی وقتی شکار و اسیر فرقه می شوند بعد از مدت سی سال هنوز اسیر جنگی و سیاهی لشگر نامیده می شوند در حالی که آن ها در ملاء کاری و اجتماعی و نظامی و تخصصی خود هر چند سال یک بار به رشد و ارتقاء دست می یافتند ولی در مناسبات بسته و فرقه ای، هرگز.

با این حساب، زندان های شاه و جمهوری اسلامی برای مجاهدین خلق موهبتی بوده که خود هرگز قادر به ایجاد آن شرایط باز و آزاد، نبودند. در زندان شاه، رهبران مجاهدین در رقابت و گاه رویارویی با دیگر جریانات سیاسی و فکری که جریان غالب شان چریک های فدایی خلق بودند به فکر کردن و اندیشه و رقابت مشغول می شدند. در زندان های جمهوری اسلامی نیز مجاهدین خلق قادر بودند در تضاد و رقابت با سایر جریانات فکری خود را حفاظت کنند و بعضاً اگر شکست نخورند و ندامت نکنند، به کادرسازی مشغول شوند. فضای آزاد و تضاد اندیشه ای که در زندان های شاه و جمهوری اسلامی، وجود داشت متاسفانه در مناسبات بی طبقه توحیدی نشانی از آن ها وجود نداشت. بنابراین رهبران مجاهدین هرگز در درون مناسبات خود قادر به تولید کادر مسئول نشدند و هرچه تولید کردند نیروی مطیع و ستایشگر و بدهکار و بی مسئولیت و بدون اعتماد به نفس که قادر به اعتراض و نقد نباشند، حتی قادر به انتخاب مسایل سیاسی و تشکیلاتی که سهل است بلکه قادر به انتخاب کوچکترین مسایل خصوص خود نباشند.

با این وصف، از نگاه و تبلیغات پر طمطراق مجاهدین خلق، ژست انتخابات و دموکراسی، در راستای معکوس جلوه دادن ماهیت خود و حربه و وسیله فشار علیه دیگران است.

 „پایان“

لینک به منبع

مخالفت مجاهدین با انتخابات 

پشت پرده تبلیغات رجوی

***

نمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!ا نمایش “مسئول اول” در سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)!ا 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بازتاسیس-ارتش-خصوصی-صدام-در-آلبانی/

بازتاسیس ارتش خصوصی صدام در آلبانی، وحشت رجوی از صدور کارتهای هویت

بازتاسیس ارتش خصوصی صدام در آلبانیغفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها، پاریس، سی و یکم می 2021:… در هر سرفصل ها که تضادها همانند غده های چرکین بیرون می زنند. رجوی به فکر چاره کار می افتد که همانا روکردن یک شعبده جدید است که اسیران نگون بخت را برای چند صباحی در زیر یوغ خود نگه دارد و شعبده موسسان پنجم هم از همین قماش است .که افراد را در تشکیلات هرچه بیشتر در خود فرو ببرد این کارها و تبلیغات هیچ گونه کاربرد بیرونی ندارد بلکه صرفابرای مصرف داخلی و اعضا و هواداران اش است و مشخصا برای روحیه دادن به اسیران درون تشکیلات کاربرد دیگری ندارد. بازتاسیس ارتش خصوصی صدام در آلبانی، وحشت رجوی از صدور کارتهای هویت 

بازتاسیس ارتش خصوصی صدام در آلبانیپیام مسعود رجوی از قبر، تماما مداحی قدرت سپاه پاسدارن و شکست آپوزیسیون

بازتاسیس ارتش خصوصی صدام در آلبانی، وحشت رجوی از صدور کارتهای هویت 

بازتاسیس ارتش موهوم شکست و فضاحت تکراری رجوی

رجوی شیاد در تنگنا و شکست های پی در پی اش در تمای عرصه های سیاسی ؛ خطی و استراتژیک اسیران نگونبخت در قلعه اشرف سه در آلبانی را باز هم مقصر جلوه داد .ارتش ناداشته اش را منحل کرد و به اصطلاج ارتش و موسسان پنجم را باز تاسیس کرد. و برای هزارمین بار از نفرات تعهد نامه گرفته و برای پنجمین بار ارتشی که وجود خارجی ندارد را منحل و مجدا باز تاسیس کرد. همیشه احزاب و سازمانهایی که در سرفصل ها با مشکلات عدیده ای مواجه می شدند به جمع بندی می نشستند و علل و عوامل انرا جست و جو می کنند  و در گام اول این رهبران و سران بودند که همه نارسایی ها و شکست ها و خسارات وارده را بخودشان نسبت می دادند و به سایرین و بدنه منتقل می کردند که علل اصلی عدم موفقیت یا شکست شان چه بوده است . اما در فرقه رجوی همه چیز برعکس است و همیشه طی چهار دهه گذشته تنها کسی که خودش را مبرا از هرخطا و ندانم کاری می داند شخص رجوی است. در مناسبات فرقه ای رجوی هر خطا اعم از کوچک و بزرگ به افراد تحت اسارت این فرقه نسبت داده می شود و هربار هم برای تو سری زدن افراد برای بیگاری کشیدن و محکم کردن بیشتر طوق بردگی فکری و جسمی طلبکار اعضا می شود. ایکاش رجوی حداقل این شرافت را داشت که ذره ای از ان شکست های وارده به فرقه اش را بخودش نسبت می داد  و مطرح میکردکه این اشتباه ناشی از عدم درست شناخت من از واقعیت های جامعه بوده است

بدون شک رجوی نسبت بکارش واقف است و می داند که اگر حتی یک مورد از بن بست هایی را در تمام سرفصل ها گرفتارش شده را شخصا بر عهده بیگیرد دیگر نه از تاک نشان خواهت ماند نه از تاک نشان و به همین دلیل نمی خواهد در رهبری بلامنازع اش در فرقه کوچکترین شکافی ایجاد شود. و باید تا ته ان مسئولیت بپذیردو

هر بار که شکست می خورد علل شکست را به وابستگی افراد تحت نظام اش را به زن و زندگی نسبت می داد و انقدر این اراجیف را تکرار می کرد که افراد مستاصل درون فرقه هم دچار سرخوردگی می شدند و توی سرشان می زدند که باید به هر ترتیبی شده اثبات کنند که اشکالی متوجه رهبر نبوده است و تقصیر متوجه خود انهاست.

اما این بار که دولت آلبانی تصمیم به مشخص کردن استاتوی افراد خارجی مقیم کشورش و دادن کارت هویت به آنهاست را چگونه رجوی تفسیر و تبیین می کند. احتمالا هوای خوب البانی افراد را یاد هندوستان انداخته و باید در حضور رهبری برای بار هزارم توبه و استغفار کنند که چه اشتباهی کردن آب و هوای آلبانی آنها را به زندگی طلبی سوق داده است و اعتراف  کنند که هوای اینجا آنها را هوایی کرده است و لذا صلاحیت عضویت شان در فرقه را از دست داده اند و باید مجددا ثبت نام کنند.

این چه ارتشی است که پنج بار باز تاسیس شده است و کیلومتر های ماشین قراضه را صفر می کند. ایا رجوی نمی داند  که این خانه عنکبوتی اش از پای بست ویران است .؟ رجوی می داند اما چاره ای ندارد وی ناچار است سالی چند بار کیلومتر این ماشین قراضه را صفر کند و ظاهر انرا نو و خوش رنگ و لعاب نشان دهد و خودش هم می داند که در سرفصل بعد ی این ماشین دوباره درجا می زند .

این حرکت جدید رجوی نشان از ترس و وحشت این بزدل ترسوست که با اعلام خبر صدور کارت هویت برای افراد خارجی رعشه بر اندام فرسوده تشکیلاتش افتاد و برای رها شدن از این مخمصه با باز تاسیس و تعهد جدید ار نفرات می خواهد ولو مقطعی خودش را برهاند.

که البته اینبار دیگر موفق نخواهد شد و در اینده با موج جدیدی از درخواست جدایی افراد از تشکیلات روبرو خواهد شد.

این شرایطی که برای افراد تحت ظلم و ستم تشکیلات فرقه رجوی ایجاد شده است یک موفقیت بزرگی است که یه یمن پایداری و افشاگری جداشده از این فرقه در سرتاسر دنیا و همچنین پایداری خانواده بدست امده است. رجوی بهتر از هرکس می داند که وقتی افراد به صورت انفرادی طرف حساب مقامات دولتی باشند دیگر رجوی نمی تواند نشخوار هایی که در عراق می کرد و می گفت ما اینجا بصورت گروهی مصونیت داریم و افراد بصورت فردی هیچ استاتویی ندارند و اگر امنیت عراق کسی را تنهایی در شهر های عراق ببیند دستگیر و اتوماتیک هشت سال زندانی در انتظارش هست. در البانی و اروپا نمی تواند ان نشخوار ها را بازنشخوار کند و ترسش هم از همین است.

در هر سرفصل ها که تضادها همانند غده های چرکین بیرون می زنند. رجوی به فکر چاره کار می افتد که همانا روکردن یک شعبده جدید است که اسیران نگون بخت را برای چند صباحی در زیر یوغ خود نگه دارد و

شعبده موسسان پنجم هم از همین قماش است .که افراد را در تشکیلات هرچه بیشتر در خود فرو ببرد این کارها و تبلیغات هیچ گونه کاربرد بیرونی ندارد بلکه صرفابرای مصرف داخلی و اعضا و هواداران اش است و مشخصا برای روحیه دادن به اسیران درون تشکیلات کاربرد دیگری ندارد.

البته دست رجوی برای همه رو شده و می دانند که این شعبده هم از همان مدل هزار اشرف و توسر زدن نفرات است. این ترفندهای تکراری سالیان است که تنها یک بازی درون تشکیلاتی است.

این عقیده و نظر من نیست بلکه تعداد زیادی از مسئولین بالای سازمان هم است و همواره در گفتگوی های خصوصی به هم می گفتیم که طرف دارد موج را از سر بدر می کند و چندهفته دیگر این داستان فراموش می شود و دنبال یک سناریو جدید می گردد.

رجوی این بار فیل موسسان پنجم را علم کرد البته این بازی صد بار تکرار شده است و قبلا هم در سال ۲۰۰۴ که رجوی به و عده های پوشالی که همان سرنگونی بود نرسید برای سر کوب کردن افراد و اینکه افراد و نیروهای خودش را مقصر و مانع خط و مشی سیاسی و نظامی خود معرفی کند نشستهای معروف حوض را برگزار کرد و همه را وادار کرد که تعهد بدهند که مانع سرنگونی هستن و اگر کسانی تعهد نمی داند در دادگاههای ساختگی جمعی دمار از روزگارش در می اوردند و با تهدید و فشار افراد را به نوشتن تعهد نامه می کردند و افراد باید اعلام ندامت و پشیمانی هم می کردند.

داستان جدید در آلبانی هم از همین سیاق است چون بعداز چهل سال رچوی به تمام وعده های دروغین خود نرسید این شعبده بازی صد بار استفاده شده را علم کرد که برای مدتی دهان مخالفین خود در داخل تشکیلات را ببند و وسیله ای باشد برای سرکوب داخلی ؛ بدون شک این ننگ دیگر ی برای رجوی است که می خواهد همانند عراق افراد اسیر در قلعه اشرف سه در البانی را هم از دنیای ازاد محروم کند و همه مطیع و فرمانبردار او درتشکیلات باشند. بحث نظامی کردن این شعبده هم به همین دلیل است که افراد را مطیع تر کنند. وهدف اش برای خریدن زمان است. که شاید تا ستونی دیگر فرجی حاصل شود. تازه نکته خنده دار آن هم این است که افراد داخل کشور هم  می خواهند ثبت نام کنند واقعا عجب احمقی است رجوی

با تبریک به همه دوستان سابق واعضا اسیر در قلعه اشرف سه در البانی ارزو می کنم شرایط جدید امکان خوبی برای بازیابی شان حتی در این اواخر عمرشان شود. و بتوانند خودشان مسئول سرنوشت شان شوند.

غفور فتاحیان
انجمن نجات از فرقه ها

پاریس 31 می 2021

بازتاسیس ارتش خصوصی صدام در آلبانی، وحشت رجوی از صدور کارتهای هویت

***

مسعود خدابنده - مدارک هویتی رهایی اعضای مجاهدین خلق در آلبانیمسعود خدابنده – مدارک هویتی رهایی اعضای مجاهدین خلق در آلبانی 

همچنین: