پشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

پشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

ایران اینترلینک، بیست و ششم می 2015:…  عکس روی جلد کتاب عکس “زهره قائمی” است. وی یکی از فرماندهان بالای سازمان مجاهدین خلق بود. وی در میان دیگر فعالیت های تروریستی اش فرمانده پروژه ترور ژنرال صیاد شیرازی از قهرمانان مردمی ایران در جنگ با عراق نیز بود. ژنرال صیاد شیرازی در سال 1999 توسط مجاهدین خلق (ارتش خصوصی صدام) ترور شد. زهره قائمی اما در سال 2013  …

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terrorists

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

پشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”

مجاهدین خلق نه تنها در چهل سال گذشته در زمینه اهدافی که برای خود قائل شده اند هیچ پیشرفتی نداشته اند که همانطور که الدار ممدف محقق و مشاور پارلمان اروپا در مقاله جدیدش در لوبلاگ عنوان می کند “لابی گری مجاهدین خلق در سالهای اخیر برای تغییر رژیم در ایران حتی هیچ تاثیری بر پارلمانترهای پارلمان اروپا هم نداشته و آنها بوضوح پشت پرده دروغهای و دسیسه چینی های رجوی را می بینند”. بطور خلاصه باید گفت این روزها شاهد سقوط نهایی ستاره بخت سازمان مجاهدین خلق هستیم.

یکی از آثار این سقوط آزاد و دستپاچگی های مستمر رجوی، کتابی است که میخواهند بنام مستخدم قدیمی مجاهدین خلق، استراون استیونسون، منتشر کنند (پانزدهم ژوئن منتشر خواهد شد). با نگاهی به خلاصه و توضیحی که برای کتابشان داده اند مشخصات “خودزنی” های مستمر در آن بوضوح جلب نظر می کند. خود استیونسون در همین مقدمه چند سطری اقرار می کند که بدفعات از طرف دولت بریتانیا و همچنین سرویسهای امنیت داخلی این کشور (ام آی فایو) بریف شده است و به وی توصیه شده تا بعنوان یک شهروند مسئول دست از همکاری با این گروه (مجاهدین خلق یا فرقه رجوی) بردارد.

براستی چرا استیونسون و یا ولینعمتش رجوی یکباره به این فکر افتاده اند که نوشتن در مورد روابط فاسد بین خودشان ایده خوبی است؟ البته این که “کارهایشان منطق بر نمیدارد” شاید یکی از دلایل اصلی شکستشان در هر زمینه ای است که طی این سالها به آن وارد شده اند. ولی باز باید اذعان کنیم که همین کارهای “احمقانه” شان میتواند “در روابط و دنیای فرقه ای” که هم “هدف وسیله ها را توجیه می کند” و هم هر دو “هدف” و “وسیله” هر روز عوض میشوند، برای اعضا و گرفتاران درون فرقه کاملا عقلانی بنظر برسند.

سازمان مجاهدین خلق شهرت خاصی در خرج کردن های هنگفت برای تبلیغ و تحریف در مطبوعات و شبکه های آنلاین دارد و البته “دلیلی” هم که برای اعضایشان می آورند این است که هدف اصلی شان “جلوگیری از دخالت ایران در عراق” است که با این کار به آن دست خواهند یافت.

امروز استراون استیونسون دیگر نماینده مجلس نیست و در شغل جدیدش که استخدام در دفتر لابی گری مجاهدین خلق در بروکسل است دیگر نیازی به حفظ چهره نمیبیند. شاید بتوان گفت که این کتاب جدید وی سعی مذبوهانه ای است تا بتواند وضعیت اسفناکش را برای بیرون از فرقه توجیه کرده، نرمال و طبیعی نشان دهد. وی از وقتی که شغلش را بخاطر حمایت از رجوی از دست داد بشدت سعی می کند که حمایتش از تروریسم در طی این سالها را “حقوق بشرانه” جلوه دهد و یا حداقل نشان دهد که ممکن است اشتباه کرده باشد ولی “معتقد” به حرفهایش بوده و به نحوی برچسب “فساد” را از خود دور کند. وی بنابر توضیح خودش براین کتاب میگوید که “زندگی نامه اش را با فدا کاری اعضای مجاهدین خلق در آمیخته است” که واضح است این فرار به جلو هدفش صرفا ایجاد “حس ترحم” در خواننده است. استیونسون و ولینعمتش رجوی موجودات ناشناخته ای نیستند. با وجود این که کتاب هنوز پخش نشده ولی می توان مطمئن بود که وی در این کتاب هیچ بهایی به انبوه گزارشات نقض حقوق بشر توسط سازمانهای حقوق بشری مختلف نداده است و بطور مثال گزارش “خروج ممنوع” دیدبان حقوق بشر در سال 2005 را که نوری بر بخش هایی از دنیای فرقه ای و ناقض حقوق بشر سازمان مجاهدین انداخته را مطرح نکرده است. در عوض می توان مطمئن بود که وی تمامی انبوه مدارک ارائه شده و شهادت های اعضای جداشده و نجات یافتگان فرقه رجوی می اندازد را رد کرده و آنها را متهم به “عضویت در وزارت اطلاعات ایران” کرده است و مدعی شده که تمامی این کارها فقط برای “نگه داشتن مجاهدین خلق در لیست تروریستی کشورهای غربی” بوده است.

از این حرفها که بگذریم مهم “انگیزه” و “هدف” مجاهدین خلق و رجوی از نوشتن و توزیع چنین کتابی است. این انگیزه و هدف آنقدر روشن است که حتی با نگاهی به جلد کتاب میشود تا ته آن را خواند. البته واضح برای ما و نه برای مستخدمی همچون استروان استیونسون با حد اطلاعات و درکی که دارد. او ممکن است هم اکنون هم درک درستی از چیزی که برایش نوشته اند نداشته باشد.

عکس روی جلد کتاب عکس “زهره قائمی” است. وی یکی از فرماندهان بالای سازمان مجاهدین خلق بود. وی در میان دیگر فعالیت های تروریستی اش فرمانده پروژه ترور ژنرال صیاد شیرازی از قهرمانان مردمی ایران در جنگ با عراق نیز بود (نوار چانه زنی رجوی با مزدوران دست چندم صدام سر قیمت کار ترور وسیعا پخش شده است). ژنرال صیاد شیرازی در سال 1999 توسط مجاهدین خلق (ارتش خصوصی صدام) ترور شد.

زهره قائمی اما در سال 2013 در میان پنجاه و سه نفری بود که در کمپ اشرف عراق توسط کماندوهایی که صورتشان را پوشانده بودند کشته شد. روایت های مختلف و ضد و نقیض مجاهدین خلق از این واقعه مدعی هستند که این حمله توسط نیروهای دولت عراق و دولت ایران و برای قتل عام افراد طراحی و اجرا شده است ولی تحقیقات متعدد مستقل و طولانی در عراق به این نتیجه رسیده اند که این پنجاه و سه نفر فقط میتوانسته اند توسط خود مجاهدین خلق به قتل برسند. متخصصین تقریبا مطمئن هستند که این افراد توسط خود مجاهدین خلق به قتل رسیده اند و این نوع خود زنی نه اولین بارشان بوده و نه آخرین بارشان. متخصصین معتقدند که این قتل ها دو هدف موازی را دنبال میکرده است. اول این که بقایای سازمان را از افراد ناراضی و بدرد نخور و مزاحم و خطرناک همچون زهره قائمی (که بیش از حد مورد نیاز رجوی زنده مانده بود) پاکسازی کنند و دوم این که خوراک تبلیغاتی مورد نیازشان علیه ایران و عراق برای تبلیغ راه حل نظامی علیه این کشورها را تولید کنند.

بنظر میرسد این کتاب که هنوز پخش نشده است جلدش بیانگر واقعیت و محتوای درونی اش باشد. این کتاب جدید مجاهدین خلق بوضوح نشان میدهد که چگونه رجوی این بار نیز بخاطر تولید مختصر خوراک تبلیغاتی کوتاه مدت برای جنگ طلبان و لابی های دخالت نظامی در منطقه خون اعضا و فرماندهان خود سازمان مجاهدین خلق را به زمین ریخته است.

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیZohre Ghaemi in Camp Ashraf, the commander of the team which assassinated General Sayad Shirazi (Iranian war hero)

زهره قائمی کمپ اشرف 2Massoud and Maryam Rajavi deliberately left Zohreh Ghaemi and other top commanders to be killed and still refuse to give access to 42 witnesses to these crimes

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

UNAMI: continued concerns about abuses committed by the PMOI/MeK leadership

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18375

مریم رجوی نماد حرمسرا داری و خیانت برعلیه منافع ملی ایران وحقوق زنان است!

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIصابر (امضاء محفوظ)، کانون آوا، دوازدهم می ۲۰۱۵:…  این ازخصوصیات یک فرقه ی مستبد ، مخرب وتمامیت خواه است که اعضایش وقتی حرفی میزنند و یا مطلبی مینویسند، با وجودی که ممکن است درکی بالاتر از این زن وشوهرمعروف داشته باشند، باید تمام نوشته های خود را از مریم تابان و مسعود خود شیفته نقل قول کنند وگرنه ممکن است گفته یا نوشته یشان کفر واپورتونیزم بحساب آمده ورسانه ای نگردد! …

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد)

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

لینک به منبع

مریم رجوی نماد حرمسرا داری و خیانت برعلیه منافع ملی ایران وحقوق زنان است!

این ازخصوصیات یک فرقه ی مستبد ، مخرب وتمامیت خواه است که اعضایش وقتی حرفی میزنند و یا مطلبی مینویسند، با وجودی که ممکن است درکی بالاتر از این زن وشوهرمعروف داشته باشند، باید تمام نوشته های خود را از مریم تابان و مسعود خود شیفته نقل قول کنند وگرنه ممکن است گفته یا نوشته یشان کفر واپورتونیزم بحساب آمده ورسانه ای نگردد!

آقای حسین یعقوبی که جزو دیرسالان این فرقه بوده ومشمول این قاعده ، وقتی قلم بدست گرفت و تحلیلی با عنوان ” مریم رجوی نماد مقاومت بر علیه بنیادگرایی اسلامی ” منتشر نمود، ازهمان کلمه ی اول مجبور به رعایت قواعد این بازی گردید!

دراین نوشته ی مندرج دررسانه های باند رجوی آمده است:

” … بربریتی که امروز تحت عنوان “خلافت اسلامی” در منطقه خاورمیانه و اقصی نقاط جهان سربرآورده، در واقع “تولید انبوه محصولی” است که مدل اولیه آن در تاریکخانه های فکری ارتجاع حاکم بر کشورمان، بویژه در “دوران طلایی امام” مهندسی گردید، در عرصه زندگی روزمره مردم و در شکنجه گاههای قرون وسطایی ایران مورد آزمایش قرار گرفت و سپس به منطقه و جهان صادر گردید. .. “.

درجواب باید گفت که نام حکومتی که بجای حکومت شاهنشاهی درایران مستقر گردید، جمهوری اسلامی ایران نام گرفت ودر هیچ یک از مواد قانون اساسی آن ، حرفی ازخلافت درمیان نیست وبنابراین کسی نمیتواند با ایجاد خلافت تکفیری، اعلام کند که از ایران الگو برداری کرده وبخصوص که این نوع جریانات ازنوع تکفیری و بعضا ناسیونالیزم افراطی عربی بوده وربطی به ایران ومذهب شیعه ندارد!

درخشونت های اولیه ی انقلاب ، خود فرقه ی رجوی نقش بارزی دارد واگر قرار است که مست گیرند، این ” گرفتن ها” شامل اکثریت بزرگی ازمردم ایران نیز خواهد شد که فکر میکردند باید جلوی هرکسی را که درمقابل حکومت منتخب خود میاستد، بگیرند!

آقای یعقوبی گفته است:

” تضاد ماهوی و بنیادین جهان بینی سازمان مجاهدین خلق ایران با اسلام ارتجاعی و تجربه مبارزات درخشان آنها برای آزادی، عدالت اجتماعی و مهمتر از همه برابری حقوق زن و مرد به گواهی تاریخ معاصر آنها را در کانون اصلی رویارویی با این اندیشه متحجر و ضد بشری قرار داده و سالها پیشتر از به قدرت رسیدن خمینی به حاکمیت، به آنتی تز و اصلی ترین هماورد آن تبدیل کرده است “.

درابتدای کار که اطلاع درستی از ماهیت رهبران مجاهدین ( خود شیفتگی رجوی و بی استخوانی سایرین) وجود نداشت ، این ادعا را وقتی میشد مطرح کرد که ساختار سازمان مجاهدین رجوی ، ظرفیت دموکراسی پذیری را داشته باشد!

سازمان نیز به فراخور حال خود دست به شکنجه های گروگان های خود در خانه های تیمی مخفی اش میزد و قتل های فجیعی را درکارنامه ی آنزمانی خود به ثبت رساند!

سازمانی که برای یکبارهم درآن کنگره و انتخابات انجام نگرفت وعمدتا زیر زمینی عمل میکرد، نمیتوانست منشآ خیر ومبشر دموکراسی درجامعه باشد!

درزمانی که سازمان درانتخابات مختلف مجلس و… شرکت میکرد، لیست کاملی ارائه میداد تا مجبور نشود که حتی ازیک نامزد دیگر حمایت کند وهمان زمان نیز دم خروس انحصار طلبی و تمامیت خواهی خود را به معرض نمایش گذاشت: ازرای دیگران برخوردار شد، بدون اینکه به کسی غیر از خود رای داده باشد!

قاعده ی تقسیم مردم به ” خودی” و ” غیر خودی” ، بیش ازهمه ازطرف این جریان بنا نهاده شد وبنابراین ادعای داشتن تضاد مورد اشاره ی آقای یعقوبی حرف مفتی است!

آقای یعقوبی دراشاره به دعوت مریم رجوی به شرکت درکنفرانس ویدئویی کنگره ی آمریکا که این دعوت ماحصل تضادهای رئیس جمهور وکنگره ای با محبوبیت ۷درصدی بین مردم آمریکاست و درجریان همین کنفرانس هم نشان داده شد که این نمایندگان حداکثر ۷درصد مردم آمریکا ازوحدت نظر درنحوه ی برخورد با باند رجوی برخوردار نیستند، نوشته است:

” … در متن این تحولات بسیاری از برجسته ترین چهره های سیاسی و متخصصین امور اجتماعی در منطقه خاورمیانه وغرب به درستی دریافته اند که برای مقابله جدی با پدیده مخرب بنیادگرایی دینی، نباید صرفا به تجزیه و تحلیلهای آکادمیک اکتفا نمود، بلکه باید برای خلاصی بشریت از این پدیده ضد بشری و ضد تاریخی دست یاری به سوی هماورد اصلی آن یعنی سازمان مجاهدین خلق و مقاومت ایران دراز کرد “.

بلی تجزیه وتحلیل آکادمیک آنها را به اختلاف نظر بیشتر میکشاند وبنابراین بهتر است که رجوی وار تصمیمات نسنجیده ای گرفته واجرا کنند!

فرقه ی رجوی خوب میداند که بررسی های دقیق وآکادمیک ، ممکن است پاره ای دیگر ازاسرار مگوی سازمان را برملا کرده ودرامر تایید آنها ازطرف کنگره ای با آن مشخصات ایجاد اختلال کند!

درقسمتی دیگر ازاین نوشته ی آقای یعقوبی میخوانیم:

” اما مهمتر از جنبه کارشناسی و مشورتی این استماع و دعوت از خانم رجوی، چرخش بوجود آمده در رویکرد نمایندگان کنگره آمریکا نسبت به جایگاه و نقش ارزنده سازمان مجاهدین و مقاومت ایران در تحولات منطقه و ایران است، بطوریکه بسیاری از دست اندرکاران برجسته سیاسی در ایالات متحده از این استماع به عنوان یک نقطه عطف و تحول جدی در معادلات سیاسی منطقه نام می برند. …”

آن برجستگان سیاسی آمریکا که شما ازآنها نام برده وسخنان غیر مسئولانه ی آنها را درج کردید ، افراد تازه ای نیستند ، همان اعضای لابی باند رجوی هستند که هرازچند گاهی برای انجام وظیفه حاضر شده وشهادت های دروغ میدهند!

مهمتر اینکه شما بادست وپازدن های وقیحانه ای برای کسب نظر مساعد حافظان منافع حداکثرهفت درصد ازمردم آمریکا اینهمه به آب وآتش میزنید ، زحمت جمهوری اسلامی را کم میکنید وراضی نمیشوید که مسئولین آن برای اثبات گماشتگی شما به تهیه ی سند ومدرک مشغول شوند!

اگر این اقدامات شما خیانت نیست پس چیست؟! خائن به چه شخص وجریانی میگویند؟؟

پس نظر وتکلیف ” خلق قهرمان ایران” که دراین معادلات شما محلی ازاعراب ندارد ، چه شد؟!

دریوزگی بربارگاه امپراطور سلطه گر جهانی چه سنخیتی با ” جامعه ی بی طبقه توحیدی ” که شما با این شعار غیر عملی عده ی قابل توجهی ازفرزندان این مرزو بوم را درکمپ لیبرتی اسیر کرده و چندین بار بیشتر ازاین تعداد را به کشتن دادید، میتواند داشته باشد!

انحصار طلبی این باند مافیایی وبا قلم آقای یعقوبی بشکل واضح زیر بمایش گذاشته میشود:

” … حال می توان درک کرد که چرا حضور خستگی ناپذیر خانم رجوی در مجامع جهانی و حقوق بشری برای دفاع از حقوق به یغما رفته مردم ایران، نه تنها رژیم ضد بشری آخوندی را دچار کابوس سرنگونی می کند، بلکه مددرسانان فکل – کراواتی آخوندها را هم که منافع خود را در بقای این رژیم تبهکار پیوند زده اند ، شدیدا برآشفته است “.

ای کاش نام ونمونه ای از این فکل- کراواتی ها برده میشد تا بهتر درباره ی آن حرف میزدیم!

ظاهرا عده ای پیدا شده و ازروی حس وطن خواهی، باین دریوزگی ها ی رجوی ها و زورگویی های اربابشان انتقاد کرده اند که آقای یعقوبی را بخاطر مرض شدید انحصار طلبی اش واینکه ممکن است این فکل- کراواتی ها مانعی برسر آلترناتیوی کودکانه وتخیلی مجاهدین وآنهم با کمک مستقیم این کنگرس من ها باشند، برآشفته کرده اند!

صابر

(پایان)
***

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17834

کشتارمردم یمن، ربطی به مقاومت دربرابررژیم ندارد!

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمصابر ( امضاء محفوظ)، کانون آوا، پانزدهم آوریل ۲۰۱۵:…  فرقه ی رجوی درسراسیمگی ناشی از عدم وفا به عهد کشورهای ترکیه وپاکستان وحتی قطر! برای حمله ی مستقیم به یمن بازهم دست به قلم برده که درسایه ی آرامش خاطرکذائی که خودش به خودش میدهد، دمی بیآرامد! آرین ایرانی ، نوچه ی دیگری ازاین باند است که طی نوشته ای که نام ” راه‌حلی جز قاطعیت …

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسموقت دفاع از جنایات عربستان هم رسید! (رجوی آبرو را خورد و حیا را …)

لینک به منبع

کشتارمردم یمن، ربطی به مقاومت دربرابررژیم ندارد!

فرقه ی رجوی درسراسیمگی ناشی از عدم وفا به عهد کشورهای ترکیه وپاکستان وحتی قطر! برای حمله ی مستقیم به یمن بازهم دست به قلم برده که درسایه ی آرامش خاطرکذائی که خودش به خودش میدهد، دمی بیآرامد!

آرین ایرانی ، نوچه ی دیگری ازاین باند است که طی نوشته ای که نام ” راه‌حلی جز قاطعیت در برابر رژیم ایران وجود ندارد” بدان داده اند، بادرهم وبرهم گویی ایکه آغشته به چاشنی فراوان دروغ است، مینویسد:

“صدور ارتجاع و تروریسم و حمایت از گروه‌های دست‌نشانده آخوندها در منطقه پدیده جدیدی نیست. طی سالیان گذشته مقاومت ایران بارها دخالتهای تروریستی رژیم در امور کشورهای منطقه و آفریقا و… را افشا کرده است. از جمله ایجاد فتنه در یمن و این‌که تعداد بسیاری از نیروهای حوثی در ایران آموزش دیده‌ و نیروهایی از سپاه پاسداران در یمن عملیات نظامی می‌کنند “.

اینکه رژیم درگذشته چه کرده و مجاهدین دورازخلق ایران ، چقدر وجدان علمی؟! را درانتشار اخبار مربوطه رعایت کرده؟! موضوع سخن کوتاه ما نیست.

موضوع اصلی عبارت است از ادعای فتنه ای که گویا رژیم ایران دریمن برپا کرده ، که پایه واساس منطقی نداشته ومطلعین قضیه میدانند که حرکت موجود دریمن که تحت رهبری حوثی ها ومتحدانش درجریان است ، دنباله ی اعتراضات مدنی گسترده ی ۲۰۱۱ یمن بود که با کمک همین عربستان غرق درخون شد!

تظاهرات مدنی ۲۰۱۱ چیزی جز رعایت عدالت درتقسیم قدرت وآزادی را مطرح نکرده بود و حوثی ها ابدا نمیگفتند که میخواهند به تنهایی حکومت را دردست بگیرند!

من برجنبه ی مدنی اعتراضات۲۰۱۱بدین جهت تاکید دارم که میدانم یمن نیز مثل بیشتر کشورهای عربی، ساختار عشیرتی وقبیله ای دارد وبموجب قانون نانوشته ای ، همه ی این عشایر مسلح اند و تعداد اسلحه ها بیش ازنفوس مردم یمن است ومردم یمن درآن موقع که سرکوب شدند، ابدا راضی به استفاده ازاین سلاح ها نشده ونشان دادند که حرفهای حساب شده ای برای طرح دارند وحاضر به برپایی یک قیام مسلحانه نیستند وقیام موجود ازطرف عربستان وایادی داخلی اش برآنها تحمیل شده است!

بعبارت روشنتر، اینکه بعد از سه سال این اعتراضات مدنی درهم کوبیده شده تبدیل به قیام مسلحانه گردیده ورئیس جمهور یمن – دست نشانده ی عربستان- را مجبور به استعفا نمود، تقصیر حکومت عربستان است که نگذاشت توافقی حاصل شود وموضوع بطریق مسالمت آمیز حل وفصل شود!

ایران نیروی خارجی دست اول دریمن نیست تابتوان با شکستن کاسه کوزه ها برسر آن ، یقه ی عربستان راازاین بادی که کاشته و توفانی که دارد درو میکند، رها کرد!

عربستان درحکم انسان خربزه خورده ایست که باید پای لرزش هم بنشیند که دراین نشستن بجای استفاده ازعقل سلیم، خودرا وارد باتلاق بی انتهای یمن کرده است!

آرین ایرانی مینویسد:

” اما تحول جدید هوشیاری و اتحاد کشورهای منطقه و غرب نسبت به خطر استراتژیک و تهدید امنیت کشورهایشان توسط رژیم. ولایت‌فقیه است. از جمله وزیر خارجه امارات متحده در کنفرانس خبری مشترک با همتای یمنی خود نسبت به حمایت رژیم ایران از شبه‌نظامیان حوثی در یمن هشدار داد و گفت: رفتار حوثیها دخالت ما را ضروری کرد، نمی‌توان خطر استراتژیک بر امنیت کشورهای خلیج فارس را پذیرفت. اردوغان نیز در مصاحبه با تلویزیون فرانس ۲۴ گفت: ”تلاشهای رژیم سبب شده آنکارا، عربستان و کشورهای عربی منطقه به ستوه بیایند “.

این هوشیاری مورد ادعای آرین خان ، چیزی جز به کشتن دادن مردم عادی نکرده ودرعوض این قیام کنندگان هستند که اراضی هرچه بیشتری ازیمن رادراختیار خود میگیرند و یکی ازاردوگاه های القاعده – متحد طبیعی شما- را تصرف کرده اند! رئیس آنکارا هم بعد ازمسافرت به تهران وانجام مذاکره با مقامات ایرانی ، عربستان را تنها گذاشت ازستوه آمده برگشت!

دوباره میخوانیم:

” کامرون نخست‌وزیر انگلستان نیز در تماس تلفنی با ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی ضمن بررسی آخرین تحولات یمن، بر التزام کشورش به حمایت کامل از عربستان در همه زمینه‌های مربوط به برقراری امنیت در منطقه تأکید کرد. این درحالیست که مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت سالها پیش گفته بود: ”خطر بنیادگرایی رژیم صدها بار از خطر اتمی بیشتر است و این رژیم تنها زبان قاطعیت را می‌فهمد “.

من نیز ازنقش پلید انگلستان در توسعه ی مرموز مناسباتش با عربستان اطلاع دارم ولی مسئله این است که با بمباران یمن، نمیتوان حکومت دلخواه خود را درآنجا پیاده کرد وعربستان ومتحدان شیردوش اش ، ثابت کردند که تیزهوش ترازآن هستند که نیروهای زمینی خودرا دریمن زمینگیر کرده وازپا درآورند!

با کنکاش درچرایی این بمبارن های وحشیانه وکور، احتمال میرود که عربستان خوف آن دارد که مصر مقام ازدست داده ی خود بعنوان رهبر کشورهای عربی را دوباره تصاحب کند وعربستانی که براثر بی لیاقتی وخیانت حسنی مبارک این موقعیت را مدتی تصاحب کرده بود، دوباره به جای واقعی اش برگشته و زیر سایه ی مصر و… قرارگیرد!

این پادوی رجوی دوباره به سبک تشکیلات متبوعه اش به سراغ دروغ رفته ومی نویسد:

در یک تحول مهم دیگر به‌دنبال شکل‌گیری ائتلاف منطقه‌یی علیه دخالتهای رژیم در یمن، گروه حوثی دست‌نشانده رژیم اعلام کرد: حاضر به گفتگو برای صلح در یمن است. در حالیکه تا قبل از عملیات توفان قاطع، این گروه، بارها درخواست عربستان برای گفتگو را رد کرده بود “.

درجواب باید گفت که ایران حداکثر نقشی دردرجات پایین تر میتواند در یمن داشته باشد ودراصل خود شورشیان ( حوثی ها ومتحدانش) همواره خواستار مذاکره و تشکیل دولت وحدت ملی بوده اند ودراین میان این بمباران های عربستان است که مشروعیت بیشتری به شورشیان حوثی ومتحدانش داده وقدرت چانه زنی آنها را بالا خواهد برد ونتیجه ی مقاومت پیشنهادی شما همین عواقب را خواهد داشت!

آقای ایرانی نوشته است:

” به گزارش آسوشیتدپرس، اردن روز ۱۹فروردین، به‌عنوان رئیس دوره‌یی شورای امنیت پیش‌نویس قطعنامه‌یی در مورد یمن ارائه داد که در آن عملیات متجاوزانه گروه حوثی محکوم شده است. پیش‌نویس مذکور توسط کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تهیه و از دولت قانونی یمن حمایت می‌کند “.

مگر گروه حوثی یک نیروی خارجی است که به یمن تجاوز کرده باشد واردن بعنوان یک دست نشانده ی قدرت های سلطه گر چنین پیشنهادی بدهد؟

مگر اعضای دیگر شورای امنیت برای تصویب این قطعنامه های مزخرف صف کشیده اند تاموجب دلگرمی شما گردند؟

مطمئن باشید که چیزی جز برقراری آتش بس وتن دادن به دولت فراگیر در یمن، قطعنامه ی دیگری دراین مورد صادر نخواهد شد!

دولت قانونی- بخوانید دست نشانده ی عربستان- خودش استعفا داده وشما بهمراه دوستان مرتجعین منطقه ای خود قادر به تراشیدن مجدد وبی دلیل چنین دولتی نخواهید بود!

آقای ایرانی به نوشته های تب آلودش چنین ادامه میدهد:

” به این ترتیب آرزوهای رژیم برای صدور ارتجاع که گفته بود: ”پس از پیروزی در یمن به‌طور حتم نوبت عربستان است… و تا چند وقت دیگر سیستم یکپارچه‌سازی مسلمانان را اجرایی خواهد کرد“. برباد رفته و نسبت چرخش تعادل‌قوا علیه نیروهای وابسته‌اش در یمن وحشت‌زده شده و پس از حملات هوایی ۱۰ کشور، خواستار توقف عملیات نظامی در یمن شد. ” … حسن روحانی خواهان متوقف شدن عملیات توفان قاطع علیه متمردین حوثی در یمن و بازگشت یمنیها بر سر میز مذاکره شد. با شروع عملیات توفان قاطع همه چیز تغییر کرد و تهران بازگشته و درخواست مذاکره می‌کند. این دعوت تنها بعد از گذشت چند ساعت از تصریحات وزیر خارجه آمریکا صورت گرفت. جان کری گفت: می‌داند رژیم ایران به‌طور مستمر در یمن حضور دارد و آمریکا در مقابل کسانی که امنیت منطقه را مختل می‌کنند دست بسته باقی نخواهد ماند “. !

ما درجایی دیده ونشنیده ایم که ایران درصدد تصرف غیر ممکن عربستان باشد واین ادعای شما دروغی به بزرگی دروغ های رهبر عقیدتی تان است!

درموقعیتی که حوثی ها ومتحدان رنگارنگ آن درحال پیشروی هستند، این پیشنهاد ایران چیزی جز حمایت از مردم بیدفاع یمن نیبوده وقابل احترام وستایش است والبته من نمیدانم که دولت ایران واقعا خواسته است که این دولت مستعفی به تنهایی وارد مذاکره با قیام کنندگان شود ویا هدفش ایجاد دولت فراگیر آشتی ملی دریمن است!

اگر آمریکا هم میخواهد دست بسته نباشد، بهتراست نهیبی به این قره نوکر خود زده وهمه چیز را بحال طبیعی خود برگرداند!

دوباره میخوانیم:

” … واقعیت این است که تنها راه‌حل در برابر این رژیم قاطعیت است، هم‌چنان‌که خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران خطاب به کنفرانس سران کشورهای عربی گفته بود: ”ریشه بحرانهای این منطقه از جهان و کانون بنیادگرایی و صدور تروریسم و افراطی‌گری، رژیم ضدبشری آخوندی است و هیچ راه‌حلی جز قاطعیت در مقابل این رژیم و خلع‌ید از آن در منطقه و سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه در ایران ندارد. .. “.

یعنی برای امن تر کردن منطقه باید رژیم ایران را سرنگون کرد؟ چه ربطی دارد؟ آیا برای مبارزه با علل بحران ها- افراط گری ها و… – که نظام سلطه گر جهانی ومتحدان مرتجع وریز ودرشت آن است، نسخه ی دیگری را تجویز نمی فرمایید؟!

بی ربط ازاین جهت که مبارزات حوثی ها وبطور کلی مردم یمن برعلیه انگلستان وعربستان دارای سابقه ی تاریخی چند صد ساله است وبه زمان هایی برمیگردد که حکومت قاجار در حال استقرار بود وازرژیم پهلوی وجمهوری اسلامی خبری هم نبود!

چرا ازاینهمه پرت وپلا گویی خسته نمیشوید؟!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17434

بازهم عکس مار است که نشان داده میشود!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، کانون آوا، بیست و پنجم مارس ۲۰۱۵:…  در روزهای اول سال نو، یکی ازرسانه های معروف باند رجوی ، باانتشار نوشته ای کوشش کرده که اذهان عمومی را درجهت مخدوش کردن اقدامات دولت مستقر ، فریب دهد. نوشته نام ” همه چیز گران شده، اما تورم پائین آمده است!- تاریخ ایجاد در ۰۳ فروردین ۱۳۹۴″ را برخود گذاشته وطی آن آمده است: ” در حالیکه قیمت مایحتاج مردم …

Israel Provided IAEA with Fake Documents on Iran’s Nuclear Program

لینک به منبع

بازهم عکس مار است که نشان داده میشود!

اقتصاددر روزهای اول سال نو، یکی ازرسانه های معروف باند رجوی ، باانتشار نوشته ای کوشش کرده که اذهان عمومی را درجهت مخدوش کردن اقدامات دولت مستقر ، فریب دهد.

نوشته نام ” همه چیز گران شده، اما تورم پائین آمده است!- تاریخ ایجاد در ۰۳ فروردین ۱۳۹۴″ را برخود گذاشته وطی آن آمده است:

” در حالیکه قیمت مایحتاج مردم روزانه در حال افزایش است و برای نمونه با آغاز سال جدید حکومت از افزایش ۶۰ درصدی نان خبر داده و یا نرخ دلار همچنان در مرز ۳۵۰۰ در نوسان است، دولت آخوند روحانی بجد در تلاش است تا با وارونه جلوه دادن واقعیت ها، چنین وانمود کند که پنداری نرخ تورم رشد نزولی خود را آغاز و عنقریب به مرز زیر ۱۰ درصد خواهد رسید! اکنون آش این دروغ بافی‌های دولت آخوندی آنقدر شور شده که حتی صدای ” رسانه های خودی “ را نیز بلند کرده است…”

حتما داستان آن معلم روستائی و یک شارلاتان مزور را شنیده اید؟

جریان ازاینقرار است که درابتدای شروع سواد آموزی مدرن درایران که حاصل تلاش های جانکاه مشروطه خواهان بود که با سرکار آورده شدن رضاخان، این مشروطه نصف ونیمه شد وابتر ماند، معلمی جوان در مدرسه ی کاه گلی یک روستا سرگرم تدریس وباسواد کردن کودکان روستائی بود و واژه ی ” مار” را روی تخته سیاه نوشته ومیخواست شاگردانش با کلماتی که دراین واژه بکار رفته، آشنا شوند والبته منظورش آموزش نقاشی به این کودکان نبوده است!

شارلاتان مزوری ازمجموعه ی ریاکارانی که منافع خود را درعدم آگاهی مردم میدید، با جمع کردن تعدادی از متعصبین وآوردنشان به کلاس درس ، عکس ماری را کشیده واز این ناآگاهان خواست که ملاحظه کرده وبگویند که حق با کدام طرف است:

” معلمی که نوشتن صحیح کلمه ی مار را به دانش آموزان یاد میدهد ویا او که عکس ماری را بعینه بنمایش گذاشته است “؟!

عوام الناس که ساده و ازسواد بی بهره بوده و برهر نوآوری دیدی شکاکانه داشتند ، باتفاق آرا، حق را به این دغلکار داده وشروع به کتک زدن معلم وانداختنش به بیرون او ازده کردند که نگذارند بدعت گذاری کند!

بدین ترتیب بود که برای زمانی بیشتر، بازهم نان این شارلاتان عوامفریب درروغن بود و…

ماجرای کج فهمی عمومی ازمسئله ی تورم وگرانی وسوء استفاده ی فرقه ی دغلکار رجوی ازاین ضعف ، بی شباهت به این داستان” مار” نیست.

درست است که تورم وگرانی روابط ارگانیک باهم دارند ، اما از ” اینهمانی” تام وتمام هم برخوردار نیستند!

ازنظر اقتصاد دانان رسمی که سود معیار همه چیز برای آنهاست ، یکی ازعلل عمده ی تورم ، وجود نقدینگی زیاد دردست مردم است.

اما اقتصاددانان مردم گرا که منفعت واقعی جامعه را دربرقراری رفاه عمومی ، توسعه ی آموزش ، بهداشت و… میدانند ، برآنند که تورم ، حاصل ضعف سیستم تولیدی جامعه است وبا حمایت همه جانبه ازتولید وقطع واردات بی رویه ، این مسئله درمدار درست خود قرار میگیرد.

اما برخورد با مسئله ی تورم ابعادی دارد که عمدتا دراین میان به تورم نقطه به نقطه توجه میشود.

تورم نقطه به نقطه چیست؟

حالا که ماه فروردین ۹۴ است وقیمت کالایی بنام ایکس مثلا یکهزارتومان است ودرفروردین سال۹۵ به ۱۱۱۵ تومان برسد، گفته خواهد شد که تورم ۱۵درصدی درکار بوده والبته باید توجه داشت که برای سنجش تورم تعداد مشخصی ازکالاها ونوسان قیمت آنها رادرنظر گرفته و میزان تورم را اعلام میکنند و درست نیست که با گران شدن یکی دو کالای مشخص، نرخ تورم اعلام گردد.

اگر فرض کنیم که ما درسال ۹۱ تورم ۴۰درصدی را شاهد بودیم، معنی آن این است که اگر قیمت مجموعه ی نسبی کالاها ی اساسی درسال ۹۰، یک هزارتومان بوده، این قیمت درسال ۹۱ به ۱۴۰۰ تومان افزایش یافته و قیمت این کالا درآن زمان تثبیت یافته که درصورت ادامه ی آهنگ قبلی تورم به میزان مثلا ۴۰ درصد، قیمت آن درسال ۹۲ به حدود ۲۰۰۰ تومان میرسید !

اما اگر میزان ونرخ تورم به ۱۵ درصد کاهش یافته ، این معنی را ندارد که این کالا باید قیمتی پایینتر از۱۴۰۰ تومان داشته باشد بلکه قیمت آن برابر تورم ۱۵ درصدی چنین محاسبه میشود:

۱۶۱۰=۱۴۰۰+(۱۵%*۱۴۰۰) که مشاهده میشود که قرار نیست که قیمت ۱۴۰۰ تومانی با تورم ۱۵درصدی به کمتر ازآن تبدیل شود بلکه این محاسبه ی ساده ودرست نشان میدهد که با کنترل کمی تورم، کالایی که با نرخ تورم ۴۰ درصد قبلی میباست به ۲۰۰۰تومان فروخته شود، اکنون به ۱۶۱۰ تومان فروخته میشود که البته باوجود بالابودن این قیمت نسبت به سال قبل، ازوضعیت بهتری برخوردار است ومصرف کننده حدود ۴۰۰ تومان کمتراز موقعی خرج میکند که با تداوم تورم ۴۰درصدی باید می پرداخت.

بنابراین فرقه ی رجوی که همواره بقای خود رادر کم اطلاعی مردم میداند، با یکسان انگاشتن معرفتی ( عدم شناخت قوانین ابتدائی اقتصادی) یا جعل وتزویر آگاهانه درآن، تورم وگرانی را بعنوان مقولات یکسان به خورد خوانندگان خود میدهد!

***


Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

همچنین:

خاطرات دوازده سال اسارت در فرقه رجوی از زبان علیرضا رحمانی مقیم درآلمان – قسمت دوم

علیرضا رحمانیانجمن نجات، مرکز قزوین، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:… نفرات را برای شعار دادن علیه خانواده ها به زور بسیج می کردند یادمه یکبار فرمانده قسمت ازمن خواست که درشعار دادن برعلیه خانواده ام شرکت کنم من قبول نکردم سراین موضوع تحت فشار روحی زیادی قرار گرفتم حرفهای تکراری وخسته کننده پوچ وبی محتوا

روانشناسی ولی فقیه فرقه = رهبر عقیدتی

مسعود رجوی قبل از فراراحمد فریاد (امضا محفوظ)، اروپا، بیستم ژانویه ۲۰۱۵:…  گفت :در این مدت چند سالی که دعوا سر” ماندن در اشرف و عراق است” همیشه حرف های دوگانه می زند مثال چند روز پیش گفت به ما سلاح بدهید برای حفاظت از لیبرتی قبلش گفته بود همه ما را یک جاببرید آمریکا چند وقت پیش چراغ خاموش

سلاح را برای چه کاری و برای چه کسی می خواهی؟

نادر نادرینادر نادری، وبلاگ آیندگان، فرانسه، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  البته از کنوانسیون های جدید است که زندانیان می توانند مسلح شوند تا چند روز پیش مجاهدان لیبرتی زندانی بحساب می آمدن و هر روز در بوق کرنا می کردن که افراد مستقر در لیبرتی زندانی هستند حال نمی دانم کهچه زندانی هست که می تواند درخواس�

مونا (آذر) حسین نژاد: نامه ای دیگر به خواهرم زینب در زندان لیبرتی

مونا (آذر) حسین نژاد، کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشور ثالث، هجدهم ژانویه ۲۰۱۵:… زینبم خواهر قشنگم! وقتی نامه ات به کمیساریا، منتشر شد و دیدم، برای ساعتی سراغ متن نامه ات نرفتم و تنها خیره شدم به عکست و دست خطتت، عکست رو نوازش کردم وصورت ماهت رو بوسیدم و