پلاکارد مریم رجوی و سال سرنگوني چه شد؟

پلاکارد مریم رجوی و سال سرنگوني چه شد؟

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1محمد ب، وبلاگ باند رجوی، بیست و چهارم مارس 2014: … ابتداي سال نود و دو، مريم رجوي در حالي كه پلاكاردي در دست گرفته بود كه روي آن عبارت «سال 92 سال سرنگوني» نوشته بود، در تلويزيون ظاهر شد. اين تصوير بسيار مضحك، كه طبق يك تحليل آبكي و دروغين از شرايط روز ايران صورت گرفته بود، يادآور نوروزهاي سي سال گذشته بود كه وعده سرنگوني داده مي شد و هرگز محقق نمي شد. سال 92 نيز …

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1استراتژی که در عراق جا ماند

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

پلاکارد مریم رجوی و سال سرنگوني چه شد؟

ابتداي سال نود و دو، مريم رجوي در حالي كه پلاكاردي در دست گرفته بود كه روي آن عبارت «سال 92 سال سرنگوني» نوشته بود، در تلويزيون ظاهر شد. اين تصوير بسيار مضحك، كه طبق يك تحليل آبكي و دروغين از شرايط روز ايران صورت گرفته بود، يادآور نوروزهاي سي سال گذشته بود كه وعده سرنگوني داده مي شد و هرگز محقق نمي شد. سال 92 نيز به پايان رسيد و آن صحنه مضحك و رو سياهي اش براي مريم رجوي وهمسر در غيبتش ماند. در دنياي سياست هر تحليل و تفسيري براساس شرايط واقعي و پارامترهاي واقعي صورت مي گيرد و اگر هم تحليل مربوطه به تحقق نپيوست، جريان و يا فرد مربوطه انتقادي از خود مي كند و يا در برخي موارد از سمت خود استعفا مي دهد. ولي در دستگاه رجوي كه انتقاد هيچگونه جايگاهي ندارد و اگر هم داشته باشد صرفا براي نفرات رده پايين است، اين معيارهاي كلاسيك نه تنها جايگاهي ندارد بلكه به تمسخر گرفته مي شود.

آنچه كه باند رجوي ابتداي سال گذشته آنرا سال «اعتلاي مقاومت» و «سرنگوني رژيم» ناميده بود، دقيقا برعكس از آب در آمد. مقاومت رجوي، سراپا در شكست و انزوا فرو رفت. قرارگاه اشرف كه براي نگهداشتن آن سرمايه گذاري فوق العاده كرده بودند با خفت و خواري بعد از پنجاه و دو كشته ترك كردند. بمبارانهاي مكرر در ليبرتي باعث شد كه بريدن و فرار از تشكيلات اوج بگيرد. رهبري سازمان همچنان نتوانسته و يا جرأت نكرده كه از مخفيگاه خود بيرون بيايد. از طرفي رژيم كه سازمان انتظار سرنگوني آنرا مي كشيد با قدرتهاي جهاني بر سر مسئله اتمي به توافق رسيد و فشارها بطور فزاينده اي از روي آن برداشته شد. و سرمايه گذاران اروپايي با ولع به ايران سرازير شدند. تا اينجاي قضيه تحليلهاي رجوي همگي پوچ از آب در آمد.

پوچي تحليلها و برآوردهاي رجوي از شرايط و اوضاع چيز تازه اي نيست. براي اين جانب و تمامي كساني كه درون تشكيلات بوده اند، كاملا روشن است كه هر تحليلي كه رجوي چه به لحاظ سياسي و چه به لحاظ تشكيلاتي و ايدئولوژيك ارائه كرده است، تماما و بدون هيچ گونه استثنايي غير واقعي و بدور از واقعيت از آب در آمده است. به همين خاطر است كه ساليان سال است در باتلاق عراق مانده است و به اميد روزي است كه روزي «جرقه و جنگ» صورت بگيرد و «جهان گردد به كام ما كاسه ليسان». رجوي در سال 65 بزرگترين حماقت خود را انجام داد و به عراق رفت. همان موقع ابريشمچي كه حرفهاي غير رسمي رجوي را منعكس مي كند گفت «اگر ماندن ما در عراق بيش از دو سال طول بكشد ما براي هميشه سوخته ايم» رجوي حتي به اين تحليل خود نيز وفادار نماند. پس از پايان جنگ بجاي اينكه استراتژي غلط خود را تصحيح كند، بر حماقت خود پاي فشرد و در عراق ماند به اين اميد كه روزي دوباره صدام حسين دوباره به ايران حمله كند و اين وسط چيزي هم به رجوي بماسد. اما صدام حسين به كويت حمله كرد و با يك هجمه جهاني تمامي ارتش و سيستم نظامي او در هم شكست و تارومار شد. ديگر هيچ اميدي به اينكه صدام حسين بتواند به عراق حمله كند وجود نداشت. تا جايي كه ايران با شليك بيش از هفتاد موشك به داخل خاك عراق اعلام جنگ واقعي كرد، ولي صدام حسين اصلا به روي خودش نياورد چون هرگز توان مقابله نداشت. در اين شرايط هم منطقي ترين واكنش رجوي مي توانست اين باشد كه استراتژي خود را تصحيح كند و از عراق خارج شود ولي رجوي بر حماقت خود پاي فشرد.

با شروع جنگ دوم عراق، بر هر كسي معلوم بود كه رژيم صدام سرنگون خواهد شد و پس از سرنگوني صدام نيز هركسي كه در عر اق بر روي كار بيايد بدون هيچگونه ترديدي با مجاهدين مخالف خواهد بود. رجوي بجاي اينكه نيروهايش را از اين جهنم بيرون ببرد خودش و همسرش را از مهلكه بيرون برد و نيروها را در اينجا قال گذاشت. و اصرار داشت كه همچنان نيروها در عراق بمانند. و فاجعه پشت فاجعه تاكنون رخ داده است و البته به نظر من فاجعه اصلي همچنان در راه است. رجوي تنها و تنها در شرايطي شكست اين خط فاجعه بار را مي پذيرد كه همگي نيروها در عراق قتل عام شوند. تنها در اين شرايط است كه مي تواند بگويد، ما تا امكانش بود در عراق مانديم ديگر از توان ما خارج است همانطور كه در مورد اشرف چنين شد.

آنچه كه براي يك نسل باقي مانده است، قريب به سي سال سردرگمي و زندگي فاجعه بار در عراق است و هدر رفتن عمر هزاران انسان كه به اميد آزادي به گردابي افتادند كه اكنون يا كشته شده اند و يا عضوي از بدنشان را از دست داده اند و يا پير و از كار افتاده شده اند.


http://www.youtube.com/watch?v=zrl9D14Wlw8&feature=share&list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ&index=1

Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Struan Stevenson: Another propaganda stunt, another failure

همچنین:

آقای رجوی! در پیام اخیرتان بسیار شکر خوردید

عبدالرضا رستمی، پانزدهم فوریه ۲۰۱۴:…  قسمتی اشاره کردید که قیمت بودن ما در کشورهای اروپایی را شما می پردازید بسیار شکر خوردید. قانون پناهندگی در کشورهای اروپایی از سال ۱۹۵۰ یعنی زمانیکه جنابعالی جیک جیک هم نمیکردید به تصویب رسیده است هنوز زنده هستند اعضایی از کنفدراسیون که از زمان شاه که عزیز دردانه کشورهای اروپا

نامه آقای محمد حسین سبحانی به خانم ژوئل بورگوا سفیر فرانسه در سوئیس+ ترجمه

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم مارس 2014: …  در گزارش کمیساریای عالی پناهندگان آمده است: “رهبران این سازمان به شدت تلاش می کنند تا مانع از انجام گفتگوهای خصوصی با ساکنان کمپ شوند. سازمان مجاهدین خلق که دارای ساختاری دیکتاتوری و سلسله مراتبی است محدودیت های سختی را بر حقوق ساکنان کمپ لیبرتی اعمال می کند . این محدودیت ها عبارتند

انتخاب مریم رجوی به عنوان «پرافتخار زن سال ۲۰۱۳ » و پروفسور «راج بالدو»

ایرج مصداقی، پژواک ایران، پانزدهم مارس 2014: …  در سایت‌‌های مجاهدین از وی به عنوان دانشمند شناخته شده‌ی «تئوری‌های کیهانی» نام برده شده است بدون این که توضیحی در این مورد داده شود. اما بایستی بگویم که دکتر راج بالدو یک پیشگو و طالع‌بین هندی است. در سایت وی آمده است که دکتر بالدو در پیش‌گویی و طالع بین

یک سئوال ساده ولی بی جواب!

عاطفه اقبالعاطفه اقبال، پژواک ایران، پانزدهم مارس 2014: … بواقع پنهان کردن  فرزندان از خانواده ها چه دلیلی دارد؟ چه هراسی است که مجاهدین را وادار می کند تا گوهران بی بدیل و امضا کنندگان موسسان چهارم ! را از خانواده  هایشان پنهان کنند و حتی از یک تماس تلفنی ساده با خانواده بترسند!؟ آیا  برای خبر و