پنجاه سال مبارزه، پنجاه سال جامعه بی طبقه توحیدی

پنجاه سال مبارزه، پنجاه سال جامعه بی طبقه توحیدی

احمد هاجری، ایران فانوس، دوازدهم سپتامبر 2015:… همین را که از انقلابت دیدیم ما را کفایت می کند! از کدام انقلاب و ایدئولوژی و شعور نداشته انقلابیت دم میزنی؟ اگر تاریخچه مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق را با هر یک از گروه های مبارز از نظر تفاوتها با هم مقایسه کنیم ، به شدید ترین وجه ممکن هم به رهبران و هم به سازمانشان اهانت کرده ایم. پنجاه سال التقاط از کثیف ترین آموزه های افراطی. سیاست و مبارزه ای به …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

محمد حنیف نژاد“مردی که می گریست!… سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق!”

لینک به منبع

پنجاه سال مبارزه، پنجاه سال جامعه بی طبقه توحیدی

چه شد که تاب و تحمل هیچ شکنجه‌ای را نداشتی و در بدو بازداشت همه را فروختی تا حکم اعدام را به زندان تقلیل دهی؟ شخصیتی نو ظهور با مغزی کوچک، خالی از تفکرات انسانی و سرشار و مملو از ایده های تروریستی در عرصه مبارزه سیاسی و مسلحانه. شخصی که همه را با اتهامات واهی دشمن به حساب می آورد و این متهم بود که میبایست زیر شکنجه به هر نحو که شده بیگناهی خود را ثابت کند! کسانی که به دست این گروه کشته میشدند همچون هابیل به دوران شبانی معرفی و مستحق مرگ شناخته می شدند. و به زبانی ساده تر در این ایدئولوژی کسی که کشته میشود، استحقاق مرگ را داشته که کشته و قاتل در درجه ای بالا تر نسبت به مقتول قرار می‌گیرد؟!

تو که میخواستی درد و رنج مردم را کاهش دهی و حرفهای خوب میزدی و از بی طبقه کردن جامعه و تقسیم سرمایه ها و رونق دادن به زندگی مردم حرف میزدی! نفوذ سازمان مجاهدین در دولت آقای بنی صدر و ایجاد انحراف و تشکیل دولتی فرقه ای. آغاز جنگ و دادن زمین به دشمن و خریدن زمان و به کشتن دادن مردم بی گناهی انتظار حمایت دولت را داشتند، به آتش کشیدن دست رنج مردم در مزارع گندم تا سیلوها! و پرواز برای گریز از محاکمه در دادگاه و رویا رویی با خلق!؟ از کدام انقلاب و حماسه میگویی؟ تنها قسمت گمشده در این حماسه مردم بودند که همیشه مورد هدف تیر کینه و عداوت رهبری فرقه مجاهدین بودند.

از ترور دانشمندان هسته‌ای و شخصیت های بارز تا مردم کوچه و بازار، کفاش سر گذر تا زن خانه دار و عروس و دامادی که در خانه اقوام مهمان بودند، انفجار تاکسی و اتوبوس خط واحد. از کدام انقلاب و ایدئولوژی و مبارزه برای آزادی خلق دم میزنی و در تمام سمینارهای انفاق پول بین لابی‌های جنگ طلب از آن دفاع میکنی؟ مسعودی که از طمع حکومت و مال خود کردن تمام و کمال قدرت حتی به رهبران خود هم رحم نکرد و به جای شعار یک نفر برای همه، همه را به قربانگاه نفرت و جنگ خود برد تا تنها یک نفر همیشه مطرح باشد. ولی این رهبری پس از ناکامیهای پی در پی و با سابقه ای نه چندان جالب از مبارزات طولانی فراری و از دیده ها پنهان شد. مریم قجر از انقلابت بگو که با دجالیت مدرنیته مردن و نابودی را برای دیگران خوب تعریف کرده ای و هر آنچه که یک جامعه در سطح پایین به آن نیاز دارد از اندک نفرات به اسارت درآمده صلب کرده ای و همیشه برای راحتی خیال در پر قو خوابیدی و برای خود همنشین گرفتی و پس از شکستها و ناکامیهای متوالی برای آرامش روح و روان قدم زدن در باغ های گران قیمت را در دستور کار قرار دادی!؟ نه تنها در این سالها آبی بر آتش نریختی و هرچه که دیدیم بیشتر آتش بیار معرکه ای بودی که خود برافروخته بودی و سعی کردی به هر نحو شده همه را به مسلخ بکشانی. چه وعده‌ای به کودکان یتیم دادی؟ نه تنها دست کسی را نگرفتی بلکه دست گیران را مستحق مرگ دانستی. مگر پیشرفت مملکت و سرافرازی مردم چه سرافکندگی برای تو و آرمانت داشت که دست به یکی با کسانی شدی که تاب و تحمل سربلندی این مردم را نداشته و ندارند؟!

در این مدت نه دست یتیمی را گرفتی و نه دست نوازش بر سرش کشیدی، کودکی که حسرت پدر داشت حالا غصه یتیمی دوستانی را میخورد که تو یتیمشان کردی! خواستی چراغی در خانه ای روشن کنی، همان تنها چراغی که در خانه سوسو میزد را هم خاموش کردی. میخواستی خانه ای را گرم کنی، رخت گرمی به خانه ای ببری، لباس تن مستمندی بکنی، فرش و زیر اندازی نو به فقیری هدیه کنی! چه شد؟! نه تنها خانه ای گرم نکردی بلکه خانه بر سر صاحبش ویران کردی و تا خواستند به خودشان بیایند لباس از تنشان کندی و همان کهنه رخت گرم و زیر اندازشان را صبح نشده غارت کردی؟! حرف از کدام طبقه و توحید میزنی و قیافه حق به جانب می گیری و پرچم دموکراسی تکان میدهی و فریاد واویلتا سر میدهی که به دادم برسید انقلابم را دزدند؟!

همین را که از انقلابت دیدیم ما را کفایت می کند! از کدام انقلاب و ایدئولوژی و شعور نداشته انقلابیت دم میزنی؟ اگر تاریخچه مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق را با هر یک از گروه های مبارز از نظر تفاوتها با هم مقایسه کنیم ، به شدید ترین وجه ممکن هم به رهبران و هم به سازمانشان اهانت کرده ایم. پنجاه سال التقاط از کثیف ترین آموزه های افراطی. سیاست و مبارزه ای به سبک خمرهای سرخ در کامبوج تا فاشیستهای نازی در جنگ دوم جهانی! پنجاه سال کنترل، آدم ربائی، قاچاق انسان، قتل و ترور و اجرای سیاست زمین سوخته برای سرزمین مادری و ورود به آغوش حزب بعث؟! و محصول نهایی در این مبارزه و عمری در جا زدن جامعه ای کوچک، بیابانگرد، منزوی و سرخورده، فرسوده و طبقه بندی شده و توحیدی که به رهبری این فرقه ختم میشود تا همچنان با گامهای لرزان به عنوان یکه تازترین مستبد خود نمایی کرده و در راه زوال این فرقه گام بردارد؟!

“پایان”

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

***

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20756

مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی

احمد هاجری، نیم نگاه، هفتم سپتامبر ۲۰۱۵:… ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب ، دولت اسرائیل …

فارین پالیسی ادعای منافقین درباره لویزان را مضحک و یاوه‌گویی خواند

لینک به منبع

مریم قجر و تعریف نو از دموکراسی

احمد هاجری

ملاقات آقای فلیپ هموند با مسئولان ایرانی چه مشکلی برای ملت و برنامه ریزی های سراسر اشتباه شما بوجود آورده است که این همه سراسیمه بیانیه صادر میکنید و حتی فراموش میکنید که بیانیه را برای که قرار است بفرستید و از چه کسی درخواست دارید؟ همه طرفداران صلح؟!همه طرفداران صلح که شما مدعی آن هستید چه کسانی هستند؟ جمهوری خواهان جنگ طلب ، دولت اسرائیل، طائفه آل سعود یا همان خاندان یهودی اهل خیبر و مردخای ابراهیم موشه و به زبان ساده تر طائفه سلطنتی ال سعود که بر سنت خاندان صهیونیستشان مردم یمن را به خاک و خون می کشند؟ شاید هم دوستان ایران که دعوتشان کردی برای آزادی خلق در زنجیر، احتمالا داعش و النصره و دیگر شبکه‌ها ی تروریستی و خواهر زاده و خواهر خوانده ودیگر همزادهای آدمکش را میگویی؟!

(مریم رجوی) چه تعریفی از دمکراسی در ذهن داری که همیشه درخواست و استمدادهایت متوجه قاتلان، مواجب بگیران، لابی های صهیونیست، دشمنان ایران و ایرانی است تا رای ، نظر و حمایت مردمی که سالها برای آزادیش در حال نبرد و مبارزه ای و خورد و خوراکت را هم فراموش کرده ای؟ دموکراسی؟! اگر دموکراسی که شما مدعی آن هستید در دنیا اجرا می شد ، همه دربند های گوناگون گرفتار فکت نوشتن از غسل هفتگی ، سگ دعوا و طلاق اجباری و ازدواج ایدئولوژیک بودند. خیلی ها هم در نشست های حوضچه رهبری غرق می شدند. عجب دمکراسی دارد این مریم قجر! تا بوده آزادی برای مریم و مسعود تعریف شده و حصر و محدودیت برای زیر دستان.

با این بندهای گوناگون سرشار از آزادی بند بند تن نیروهایت را به زنجیر کشیدی و خیلی را با خونسردی تمام سر بر بالین خاک گذاشتی! از کدام آزادی و دموکراسی حرف میزنی و وعده آن را به دیگران میدهی تو که خود با استبداد تمام، دموکراسی را با دال دیکتاتوری نوشته و با زور سیانور و به نام آزادی به خورد نفرات گرفتار شده دادی!

نگاهی گذرا به سوابق و عملکرد سازمان مجاهدین خلق کافی است تا معنای آزادی را تا عمیقترین نقطه آن با پوست و استخوان درک کنیم. صدای ناله‌های آزاد اندیشانی که تو برایشان آزادی را هجی کرده و الفبای انقلابت را برایشان دیکته کردی و تاب و تحمل آزاد بودن در عقایدشان را نداشتی، هنوز در گورهایی که سربه نیستشان کردی به گوش میرسد؟! باز هم از آزادی میگویی؟ نفراتی که عمری است حتی حق انتخاب رنگ لباسشان را هم ندارند و همیشه باید فرم بپوشند. دیگر جایی برای آزادی فردی گذاشته ای که دم از جامعه و خلق میزنی؟ خلقی که به او نسبت گله و رمه میدهی و به آسانی به آن توهین میکنی ، چگونه می توانی مدعی باشی که به دنبال برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی آن هستی و آیا می توانی از این خلق انتظاری داشته باشی؟ در این مدت هرچه ما دیدیم آزاد کردن روح افراد و فرستادن اجساد به دیار باقی بود تا چیز دیگر! دموکراسی از نوع بیابانی و مردم گریزی.

باید از آقای هموند گلایه کرد و واقعا چرا مانع از انتقال و ترویج چنین تفکراتی شده است و با مریم در راستای صدور انقلابش به اقصی نقاط جهان و کشورهای اروپایی همکاری نمیکند؟ خانم قجر! کجا بوده ای ودر کدام یک از قبایل عقب مانده دنیا رشد کرده ای؟ نه میدانی و نه می پرسی و در جهل مرکب خود ساخته دست و پا میزنی و بر این روش همچنان اصرار می ورزی؟

این بار هم توپ معروف داستان سرنگونی رژیم و تغییر نظام از کهکشانها بر زمین اقای هموند فرود آمد و تمام گناه ها و عقب افتادگی سازمان مجاهدین خلق از برنامه های روتین و سیاست دراز مدت انقلاب و خلق بر گردن هموند افتاد.

این چه آفتی است که سازمان در لحظه آخر و موقع سر کشیدن جام پیروزی دچار این مشکل میشود باید پای دیگر بد بیاری های این فرقه گذاشت.! امان از این توپ بدبیاری. باید به این رهبری بی فکر گفت، تو که عمری کلی انسان را معطل افکار پوچ و بی مصرف خود کرده ای، بی خود دم از این و آن میزنی. مگر نه اینکه مدعی رهبری هستی، پس چرا مدیریت بحران نمی کنی؟ تا بوده بزرگترین بحران سازمان خودت بوده ای و لاغیر.

مگر نه اینکه مدعی خلق و هواداران خود در بین خلق ایرانی ، پس چرا دست به دامان این وآنی و دریغ از یک پایگاه مردمی. مگر برای غربیها مبارزه میکنی که از آنها گلایه مندی، مگر مزدور آنهایی که همیشه از دستشان ناله میکنی و کمک می طلبی و اهانتها را روانه ایران میکنی؟ مگر قرار است دموکراسی را از غرب برای ملت ایران به ارمغان بیاوری و در پس دروازه های تحریم گیر کرده ای؟ تو که می دانی کسی به حرف تو نیست و در هیچ یک از برنامه ها حسابی برای تو و سازمانت باز نکرده اند، پس چرا ملتی را به گروگان گرفته و به آنها وعده هایی میدهی که حتی دهم درصدی به آن اعتقاد نداری؟! چرا به داشته های خود تکیه نمی کنی و مدام دست گدایی به سوی دشمنانت دراز می کنی،تا کی خفت و خاری و دروغ؟ البته اگر چیزی داشته و از نداشته هایت برایت مانده باشد.

در این مدت باید به این نتیجه رسیده باشی که نه وجهه داخلی و نه خارجی برایت مانده و هر چه مانده بی آبرویی و کوله باری از دربه دری. چرا از آقای هموند گلایه میکنی، در این سالها چه امتیازی داده ای که بخواهی چیزی بگیری. چند بار در شرکتهای وابسته و کنسولگری های انگلیس بمبگذاری کردید؟ شاید یادآوری خاطرات پر افتخار تان بد نباشد و باعث تحرک فکری رهبری سازمان شود. البته این شمه ای از افتخارات است.

۱_ بمب گذاری در اداره اطلاعات ، ساختمان انجمن ایران و آمریکا و ساختمان انجمن روابط فرهنگی ایران و انگلیس در تهران

۲_ به عنوان اعتراض به سفر سلطان قابوس به ایران ، اقدام به بمبگذاری در ساختمان بانک عمران و دیگر نقاط نظیر دفتر شرکت انگلیسی گری اند مکنزی، محوطه سفارت انگلیس و دفتر شرکت پان آمریکن

۳_انفجار تاسیسات برق کارخانه جیپ لندروور در کرج

۴_انفجار بمب در انجمن ایران و آمریکا و کنسول گری انگلیس در مشهد

۵_انفجار در ساختمانها و موسسات آمریکایی و یهودی مانند شرکت جنرال ، شرکت انگلیسی York shireو کمپانی یهودی techno vice

باز هم دموکراسی و کمک برای سرنگونی گدایی کن. چرا از سیاست هر که با ما نیست بر ماست استفاده نمی کنی و به یکباره به همه درس پرواز کردن نمی دهی؟! واقعا تا چه درجه ای احساس حماقت میکنی و دامنت را بر سر کشیده ای تا کسی گذشته و حاضرت را نبیند. فکر می کنی مردم و دولتها در چه درجه ای از درک و شعور قرار دارند که قادر به تشخیص دروغگوی بزرگی با قد و قواره تو نباشند. باز هم دست به سوی صلح طلبان دراز کن و به هموند درس آزادی و آزاد زیستن بیاموز! اینقدر در این مدت به خود و تشکیلات به طرق مختلف گند زده ای که با هیچ آبی نمیتوان آن را پاک کرد. تا جایی که خانم هیلاری کلینتون اب پاکی را روی دستت ریخت و گفت: ما گذشته شما را فراموش نخواهیم کرد.

چرا سر در برف کرده ای و تنها خودت را می بینی و ازاتفاقات پیرامونت هیچ درک و تحلیلی نداری؟ شاید جمله خانم کلینتون را اینگونه بتوان برایت شکافت ، به تلافی تمامی اقدامات تروریستی قبل و بعد از انقلاب علیه منافع و نفرات ما ودیگر متحدانمان ، در هیچ شرایطی از شما دفاع نخواهیم کرد.

شاید نشست معروف را به خاطر داشته باشی که مسعود یکباربه جای خود و یکباربه جای آمریکا نقش بازی میکرد و در این نشست رسما اعتراف کرد حتی بعد از خلع سلاح، توبه و متلاشی شدن سازمان هم آمریکایی ها از دست ما راضی نخواهند شد.

چرا شعار مجاهد پر کینه همیشه در کمینه را غلاف کرده ای و سمت و سوی انقلابت را سردر آخور جنگ طلبان کرده و آزادی را در جا و روشی دیگر دنبال میکنی؟ و باز هم دموکراسی. این بار یک حرکت نشان بده که معرف وجهه آزادی طلبی تو باشد و حقانیت تو را نسبت به ادعایت ثابت کند.آن وقت ما خود سفارشت را به آقای هموند و دیگران خواهیم کرد! حرف از مشکلات پناهندگی پناهجویان میزنی و اعزام بیماران؟! بیماران را بدون محافظ، و معالجه را به سازمانهای بین‌المللی واگذار کن و محدودیتی برای مصاحبه در خارج از لیبرتی برای افراد وضع نکن تا این پروسه هرچه زودتر به سرانجام برسد.

آیا می توان امید اجرایی شدن آزادی در پایین ترین سطح را از رهبری فرقه در کوچکترین جامعه انتظار داشت که زمام امور ملت و کشوری با ۸۰میلیون جمعیت را به آن سپرد؟ آیا از انجام این هم عاجزی و ناتوان و یا ترس از دست دادن نا توانترین نیروی بیمار را داری؟تو که می دانی هیچ دولتی به حرف تو نیست و هیچ جایگاه اجتماعی در جامعه امروز ی نداشته و نخواهی داشت، برای چه بر خوابهای پنبه دانه ای اصرار میکنی؟ نمیتوان آزادی را با جمع کردن سیاهی لشکر و چند دست لباس و خورد و خوراک و اجاره هتل برای این و آن و پرچم تکان دادن به ملتی هدیه کرد. قبل از این با زبان جنگ و بمب‌های صدام هم امتحان کردی و تمام راهکارهایت به بن بست خورد وکسی پذیرای تو نبود تا سخنرانی در تهران لغو وبه زمانی دیگر موکول شود.! پس آزموده را آزمودن خطاست.!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20474

تحفه ای که مقصد نرسید

احمد هاجری، نیم نگاه، بیست و چهارم اوت ۲۰۱۵:… تخلیه رحم و قطع سینه زنان، عمل های عادی و رایج در زمانی بود که من در جریان اعزامها بودم. در بین نفرات که توانسته بودند نظر موافق رده های بالا را برای اعزام به بهداری جلب کرده و کسی به او اتهام تمارض نزده بود دختر جوانی هم به چشم میخورد. این دختر با عبور از تمام فیلترینگ های شدید سازمان خود را برای معاینه و مداوا به بهداری رسانده و به همراه نفر …

 گزارش کمپ لیبرتی 1مسعود رجوی دستور حذف فیزیکی زنان مقطوع النسل را صادر کرده

لینک به منبع

تحفه ای که مقصد نرسید

احمد هاجری برادر (علی هاجری تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی ، عراق)

قبل از هر چیز از تمام مادران و پدران اسرای در بند فرقه رجوی عذرخواهی میکنم، و در بعضی موارد باید سکوت را شکست.

رهبری سازمان قبل از انقلابهای گوناگون زن بارگی خود را به اثبات رسانده و همیشه عاشق پول، قدرت و حتی زنان نیروهای تحت امر خود بوده و این موضوع را به کرات و با بیشرمی تمام به نمایش گذاشته است.

ازدواج با خانم فیروزه بنی صدر ورابطه جنسی با مریم قجرعضدانلو و طلاق مریم و مهدی ابریشم چی (شریف) که واقعا این نام چقدر برازنده آقای ابریشم چی است.

در این فرقه سیاست هدف وسیله را توجیه میکند تا بوده نفرات داخل را بیشتر به نیستی کشانده تا هدف را. انقلاب ایدئولوژیک و طلاق زنان. حالا تقریبا به سیاست کلی که دنبالش بود رسیده بود (من همش را میخوام) و اینک تنها به زنان سازمان بسنده کرده بود. قله آرمانی و بیرون کشیدن رحم زنان به دستور مریم قجر. و در زمان جنگ و حکومت صدام ، فرستادن دختران سازمان به حرمسرای افسران حزب بعث امری عادی به نظر میرسید.

در تمام مراحل و سیاست گذاریهای سازمان ردپای شیطان به وضوح به چشم میخورد و گویا مسعود تنها بازیچه ای برای اجرای امیال مریم قجر بوده و هست. در تمام این مسیر مریم به عنوان کسی که تخصص خاصی در روسپیگری داشته اقدام به نابودی بقیه زنان گرفته تا کسی دیگر او را در این شهوت سرا سرزنش نکند.

حمله آمریکا و ورود نیروهای آمریکایی به اشرف، فشار دو چندانی را مجددا متوجه زنان سازمان میکرد. فتوای جدید صادر میشود و اینک به جای دل مسعود ، به دست آوردن دل افسران آمریکایی از هر دلی واجب تر و ارجحتر است تا چند صباحی بیشتر کمپهای سازمان در عراق برقرار بمانند.

سال۱۳۸۹ طبق معمول نفرات سازمان برای رفتن به بهداری میبایست آماده میشدند. لیستهای انتظار طولانی مدت که نفر (تشکیلاتی) ، هفته ها برای یک ویزیت معمولی خون جگر شده و یک بیماری معمولی با ریشه دواندن درجان بیمار تبدیل به یک بیماری لاعلاج گردد. در لیستهای اعزامی به بیمارستانهای بعقوبه و دیگر بیمارستانهای دیاله و مدینة الطب بغداد بیشترین بیماری متوجه زنان بود.

تخلیه رحم و قطع سینه زنان، عمل های عادی و رایج در زمانی بود که من در جریان اعزامها بودم. در بین نفرات که توانسته بودند نظر موافق رده های بالا را برای اعزام به بهداری جلب کرده و کسی به او اتهام تمارض نزده بود دختر جوانی هم به چشم میخورد. این دختر با عبور از تمام فیلترینگ های شدید سازمان خود را برای معاینه و مداوا به بهداری رسانده و به همراه نفر ایمنی خود بر روی صندلی انتظار منتظر ورود دکترعراقی نشسته اند. ولی ظاهر دخترک با تمامی نفرات فرق داشته و نظر هر فردی را به خود جلب میکند. آرایش دخترک زیبایی او را چند برابر کرده بود و به قول افسر عراقی مثل اینکه عروس آوردند به پیش دکتر ، مرد عراقی با ورود به درمانگاه مشغول ویزیت و معاینه مراجعین میکند تا نوبت به دختر جوان میرسد. دختر به همراه نفر ایمنی وارد مطب شده و خواسته ای غیرمعمول را از یک دکتر مرد میخواهند. دختری با عبور از هفت خان سازمان و آرایشی غلیظ از پزشک عراقی درخواست معاینه زنانه را میکند و نفر همراه همچنان اصرار بر این دارد که این معاینه را یک دکتر مرد انجام دهد و با توجه به شناختی که این پزشک از سیاستهای داخلی سازمان داشت وارد بازی کثیف سازمان نشد تا این درخواست داغ ننگی بر پیشانی رهبری فرقه بگذارد.

پزشک عراقی سریعا موضوع را به رده های مافوق گزارش داد و معاینه را به پزشک زنان که همان روز در راه بود موکول کرد. به راستی رهبری و سیاستگذاران فرقه چه چیز را دنبال میکنند و در جستجوی چه گمشده ای می گردند که بی محابا زنان و دختران اسیر در این فرقه را به قربانگاه امیال و هوسهای خود روانه میکنند. شاید هر کس دیگری به غیر از این پزشک بود وارد این بازی کثیف شده و به هر خواسته ای از سوی سران این فرقه تن میداد ولی ذکاوت این پزشک تحفه را به صاحبش پس زد. هوشیاری و حضور خانواده ها خواهد توانست جلوی هر سوءاستفاده ای از عزیزانمان را در لیبرتی، از سران خیانتکار فرقه رجوی سلب نماید.

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد

***

خیانت و انحطاط فرقه رجوی

احمد هاجری، نیم نگاه، سی و یکم اوت 2015:…  مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای جنگ

کمپ های خارج از کنترل، آموزش افراط گرایی و تهدید امنیت جهانی

احمد هاجری، امارات متحده عربی، بیست و دوم اوت 2015:… خودسوزیهای مکررتوسط نفرات مغزشویی شده درراستای برآورده شدن اهداف رهبری این سازمان در کشور های اروپایی نمونه بارز آمادگی فکری این افر

عاقبت کار رهبرى مجاهدین

احمد هاجری، ایران فانوس، بیست و دوم اوت 2015:… مسعود و مریم رجوی را میتوان به صراحت به عنوان احمقترین فرمانده احزاب و گروه های حال حاضر معرفی کرد. فرماندهانی که یک عمر، از طلوع غمگین تا غروب مرگبار ارتش آزادی بخش را در بیابانهای عراق به سر بردند. فرماندهی که هیچگاه دوره نظامی گری ندید و ناکامیهای ج