پولشویی سیمای آزادی مجاهدین

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین علیرضا نصراللهی، یاران ایران، چهاردهم ژانویه 2021:.. همانطور که در جریان بیست و پنجمین همیاری سیمای مقاوت مجاهدین هستید و امیدوارم این سیرک را از دست نداده باشید.  بسیار نمایش جالب و فریبکارانه ای بود. فرقه رجوی در طول این ۴۰ سال هر چی را که خوب یاد نگرفته باشد چند تا چیز را به طرز فوق ‌العاده یاد گرفته و به تمام اعضای  بادمجان دور قاب‌چین هم آموزش داده است. 1- دورغگویی 2- ظلم و ستم به اعضای درونیش 3- خیانت و جنایت به کشور 4- فریب دادن مردم جهان و بخصوص ایران 5- برزگ نمایی و دلقک بازی در تلویزیون. فساد، همجنس بازی، دزدی از مردم عراق و خلاصه هر آنچه که از یک آدم تبهکار و جنایتکار بر می آید تمام سران فرقه رجوی همه را یک جا دارند. پولشویی سیمای آزادی مجاهدین 

انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی - قرارگاه اشرفانقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی – خاطراتی از قرارگاه اشرف و همایون

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین

نمایش و سیرک همیاری فرقه رجوی در سیمای جعلی ننگ ایران

علیرضا نصرالّهی،انجمن یاران ایران،چهاردهم،ژانویه،۲۰۲۱

علیرضا نصراللهی پاریس

آقای علیرضا نصراللهی، پاریس

همانطور که در جریان بیست و پنجمین همیاری سیمای مقاوت مجاهدین هستید و امیدوارم این سیرک را از دست نداده باشید.  بسیار نمایش جالب و فریبکارانه ای بود. فرقه رجوی در طول این ۴۰ سال هر چی را که خوب یاد نگرفته باشد چند تا چیز را به طرز فوق ‌العاده یاد گرفته و به تمام اعضای  بادمجان دور قاب‌چین هم آموزش داده است

1- دورغگویی
2- ظلم و ستم به اعضای درونیش
3- خیانت و جنایت به کشور
4- فریب دادن مردم جهان و بخصوص ایران
5- برزگ نمایی و دلقک بازی در تلویزیون

فساد، همجنس بازی، دزدی از مردم عراق و خلاصه هر آنچه که از یک آدم تبهکار و جنایتکار بر می آید تمام سران فرقه رجوی همه را یک جا دارند. شما اگر نگاهی به این سیمای سراسر دورغ و حیله بکنید،خواهید فهمید که چگونه میخواهند با چند تا تصاویر،و نمایش های جلوه عوام فریبی کنند و سر مردم را با چند موزیک و صحبتهای مجری کلانی که همانند گوسفندی عرعر می کند،این همیاری دورغ را بزرگ جلوه دهند،و به اعضای درونی خودش روحیه دهد و بفهماند که ببینید که ما در حال حاضر چقدر هوادار داریم و جالب اینجاست بیشتر کسانی هم که تماس می گرفتند و کمک می کردنند از داخل ایران بود،چرا این مریم رجوی تا این حّد بیشعور هست که فکر می کند ما از پشت کوه آمده ایم و با دیدن چند عکس فتوشاپ و ساختن چند کلیپ در داخل و خارج مثل همان راننده کامیونی که در کنار کامیون خودش به تحصن نشسته بود،همه میگن به به چه قدرتی چه سیاستی،زرشک،خر خودتان هستید که مردم را می خواهید گول بزنید.
یک موضوع واقعآ،خندار برایتان تعریف کنم وقتی میگم همه ی سران مجاهدین یه چیزی می زنند و با توهم وارد گفتن اخبار می شوند باور نمی کنید به گفته سیمای ننگین حقارت، مجموع کمک ها و تعهدات مالی ۱۶۲ میلیادر ۳۳۲ میلیون ۶۲۵ هزار تومان که معادل ۶ میلیون ۵۳۲ هزار و ۵۰۰ دلار می باشد.

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین

واقعاً که خوب سیاستی برای سفید کردن پول های سیاه عربستان و اسرائیل و دگر سرویس های جاسوسی غرب پیدا کرده اید،و با این پول ها تخت کمک های مردمی چوب لای چرخ همان مردم می کنید،البته ما اعضای جدا شده هستیم که باشیم تا آب خوش از گلوی تو مریم پایین نرود،چون تو حرام زاده باعث ریختن خون های بی گناهی شدی حساب شوهر گور به گوریت جدا،ولی با این همه دغل و حیله باز هم نمیتوانی بر عرصه قدرت پا بگیری،چون ما و خانواده های اسرای در بند تو رو به روی ایستاده ایم و اگر بنا به زورگویی باشد ما هم زورمان زیاد است بچرخ تا بچرخیم

یادمان نرفته و نخواهد رفت که تمام همیاری های سازمان مجاهدین از ابتدا تا به الان چگونه و به چه شکل بوده،بچه های مال اجتماعی سازمان الان تعدادی از آنها در کنار ما هستند و تا الان هم کم پرده از کثافتکاری های شما برنداشته اند،یادتان هست ۳ تن طلای شمش که توسط آقای خدابنده در حال انتقال بود چه شد،یادتان هست که در مقابل چقدر دلار از صدام حسین اطلاعات جبهه جنگ را تقدیم ارتش حزب بعث می کردید،راستش من در همان دروان جنگ تحمیلی عراق به ایران برایم همیشه سوال و تناقض بود که چرا ایران با این همه نیرو و قدرت در جنگ شکست های زیادی می خورد،البته به خودم می گفتم تازه انقلاب شده و هنوز ارتش و سپاه خودشان را پیدا نکرده اند،ولی باز پیش خودم می گفتم در زمان شاه ما ابر قدرت منطقه بودیم و بهمون ژاندارم منطقه می گفتند،چه چیزی میتواند باعث این همه ضعف و شکست شود.من هرگز نتونستم جواب سئوالم را در آن دوران بگیرم تا زمانی که خودم پا در سازمان مجاهدین در عراق گذاشتم،در سال های اوّل هم متوجه خیانت سازمان مجاهدین نبودم،تا اینکه یواش یواش فهمیدم ما ستون پنجم ارتش عراق هستیم،و برای بقای ماندگاری صدام تلاش های زیادی کرده ایم،از جمله جنگ خلیج و یا کویت که بعد از حمله آمریکا در سال ۱۹۹۱ ستون های قدرت صدام به لرزه در آمد،و از شمال و جنوب نیروهای کرُد و شیعه وارد عمل شده بودند و از این فرصت استفاده کردنند،تا بتوانند قدرت را از صدام بگیرند،و در این کار هم داشتند موفق می شدند،که ستون پنجم و مزدورهای صدام یعنی سازمان مجاهدین وارد عمل شد از شمال عراق در مقابل کرُدها،و با تمام قوا به کرُدها عراقی حمله کردنند،با همان زرهی هایی که خود صدام بهشان قبلا هدیه داده بود،کُردها را کشتند و از روی آنها رد شدند و همین مقابله مجاهدین در مقابل مردم عراق باعث شد تا ارتش صدام جانی بگیرد و بتواند قدرت را بدست گیرد،و صدام هرگز این محبت مسعود رجوی را فراموش نکرد،و بعد از آن خیلی بیشتر هوای مزدورانش را داشت.

واقعاً من از خواندگان عزیز معذرت میخواهم چون وقتی ما اعضای جدا شده میخواهیم مطلب در مورد موضوعی از این فرقه بیان کنیم یکدفعه میبینیم وای خدای من ناخداگاه وارد سال های دیگر شدیم و داریم از جنایتهای دیگر این فرقه پرده برمی داریم باور کنید دست خودمان نیست اتوماتیک قلم شروع به نوشتن میکنند،ماشالله این فرقه رجوی،که بهتر بگویم مسعود رجوی در طول این نیم قرن آنقدر خیانت کرده که خیلی از آنها تا الان رو نشده،و می دانم نفراتی خواهند آمد که در دوران پیری وجدان درد بگیرند و پرده از جنایت های مخفی رجوی و اعضای کادر بالای آن بردارند،به قول معرف کمی بارشان را سبک کنند که با ترس کمتری راهی دیار باقی شوند

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

در این سیرک همیاری فرقه رجوی باز دست به اقدامی مشابه مثال همان اتصال ۳۰ هزار نفر با مریم رجوی زده البته با نفراتی خیلی کمتر،و در حدود بیست نفر از کسانی که از قبل با آنها هماهنگ شده بود،چون من خودم با یک خط جدید در خیلی از ساعات مختلف با همان شماره های که اعلام کرده بودند تماس گرفتم،که یا اِشغال بود و یا کسی پاسخگو نبود.چگونه میشود بیش از ۱۰۰ شماره تلفن و ارتباطات اینترنتی  ۱۰ تا استودیو خبر ۸۸ مجری شما نمیتوانید ارتباط بر قرار کنید بعد چطور می شود آنها به راحتی و تصویری با آن آماری که آنها اعلام می کردنند وصل می شدند که محال بود بتوانید به راحتی وصل شوید.پس همش دورغ است فرقه رجوی از تعدادی از هوادارانش فیلم تهیه کرده و باز پخش آن را در همان روز تکرار کرده است.

شما نگاه کنید دروغ پشت دروغ،نیرنگ پشت نیرنگ برنامه های از قبل ظبط شده،به خدا این فرقه جراًت برنامه زنده را ندارد چون می داند که بالاخره در این دنیا کسی پیدا خواهد شد که بخواهد به این فرقه انتقاد کند،و شاید هم بخواهد افشاگری کند پس اینها مال برنامه زنده نیستند مگر اینکه کسانی که میخواهند در برنامه زنده شرکت کنند از قبل همه چیز پخته شده و نوشته شده در دست شرکت کنندگان قرار بگیرد

ما وقتی میخواستیم بریم که با اف بی ای مصاحبه کنیم دو روز داشتیم روی شاید و اگرها کار می کردیم تا قافی درنیاد،تازه این یک مصاحبه کاملاً شخصی بود و اصلاً قرار نبود بیرونی شود یک نفر از اف بی ای و یک نفر از سازمان،حالا شما حساب کنید برنامه ای در این ابعاد،برای حقه بازی،ببینید این شارلاتان ها چکار خواهند کرد.

چنان از هواداران و حمایت های مردمی صحبت می کند که خودشان هم باورشان شده که علی آباد هم برای خودش شهری شده،آخه بی وجدان ها چرا با احساس مردم بازی می کنید وقتی از هوادار صحبت میکنی آمار بده حرف نزن نشان بده،تمام کسانی که جیره خوار فرقه تو هستند به چند هزار نفر هم نمیرسد،برایتان خاطره ای از یکی از کسانی که به دست اینها اجیر شده بود و هر ماه برایش مبلغی واریز می شد توسط شخص را بگویم.

آقایی به نام علیرضا بچه تهران فامیل شوهر خواهر من،که من هم وقتی در ایران بودم او را می شناختم بعد از اینکه من به سازمان پیوستم دیگه از هیچ کس خبری نداشتم حتیٰ،از پدر و مادر چه برسد به فامیل دور،در دروران پذیرش ما بارها به ضد اطلاعات می رفتیم تا سازمان بتواند از صحبتهای خودمان تناقض در بیاورد و ما را شناسایی کنند،این ضد اطلاعات هر دوره چند روز طول می کشید،و ما هر کدام در ساختمانی تنها بودیم تا نوشتن خاطرات گذشته از دروان کودکی تا زمان پیوستن به سازمان تمام شود،که من خودم شاید بالای ۳۰  بار از کودکی تا پیوستن را نوشتم باور کنید سال به سال روز به روز دقیق باید همه چیز را می نوشتی بعد اینها نوشته های تو را با قبلی ها مطابقت می دادند و اگه جای رو عوض کرده بودی همان برایت پاپوش می شد،در این ضد اطلاعات باید اسم تمام فامیل و دوستان و دوست دختران و خلاصه همه ی کسانی را که می شناختی را با ذکر آدرس و شماره تلفن مینوشتی،راستش من آون زمان در مورد این موضوع کجکاوی نکردم،که چرا باید اسم و ادرس همه را دقیق بگویم بعدها متوجه شدم که چرا،این حرام زاده ها با داشتند اسم خاطره و تلفن با آن شخص ارتباط بر قرار می کردنند و با دوز کلک آنها را به ترکیه و عراق می کشاندند،ما وقتی در پذیرش بودیم تقریباً انتهای دوره آموزشی بود که تعدادی نیرو جدید به پذیرش آمد،یکی از آنها از روی مشخصات من منو شناخت و بهم گفت پسر خاله تو الان در قرنطیه هست که با فرقه درگیر هست که میخواهد برگردد،و همش به تو فحش و ناسزا می گفت من جا خوردم با تعجب گفتم پسر خاله من بهزاد،آنهم با علامت سر حرف منو تایید کرد من فردای آن روز رفتم پیش رضا مرادی همه نفرات سازمان لین شخص را به خوبی می شناسند،رضا مرادی کسی هست که از سال ۱۳۵۰ با مسعود رجوی در زندان شاه بود و یکی از کسانی بود که مورد اطمینان مسعود رجوی بود،و برای سابقه و زبان بازیش شده بود  F A پذیرش،وقتی بهش گفتم که پسر خاله من در ورودی هست مثل کسانی که برق از سرش پریده بهم گفت از کجا فهمیدی خلاصه سر ته موضوع را جم کردم ولی هرگز بهم اجازه ملاقات ندادند،بعدها وفهمیدم برگشته ترکیه،نفر دوّم که فامیل دور ما بود همان علیرضای بدبخت بخت برگشته بود که با او ارتباط گرفتند و با وعده و پول ازش خواسته بودنند که در تهران کارهای اجرایی کند،مثل چسباندن پوستر،شعار نویسی،و از این قبل کارها،و در مقابل مقداری پول بهش می دادند،ولی باید حتماً کارهای آنها را اجرا می کرد وگرنه از پول خبری نبود،اون هم چون اوضاع مالی خوبی نداشت و از بچگی بی پدر بزرگ شده بود برای این پول قبول کرده بود،خلاصه بعد مدتی اطلاعات از خرابکاری های علیرضا باخبر شده بود و در هنگام فرار با خودرویی تصادف می کند و جان خودش را از دست میدهد.اگه دستگیر می شد هرگز کشته نمی شد،ولی چون سازمان اون آنقدر ترسانده بود،که از ترس مرگ دست به خودکشی زد،اینم از یکی از بازیهای این فرقه کثیف با جوانان ما ببینید تا الان چند صد تا علیرضا به خاک سرد سپرده شدن توسط سران لین فرقه

سازمان مجاهدین خلق، منفورترین در طول تاریخ ایران

در اخر هم مریم رجوی از طرف خودم و تمام کسانی که تو را میشناسند،بهت میگویم این دلقک بازیها دوره اش به پایان رسیده،و مردم ما آنقدر هوشیار و باهوش شده اند که دیگه مثل قدیم گول حرفه های تو و امثال تو را نمی خورند،و با این بازیهای همیاری و نشستهای بازنشستگان سیاسی کشورهای غربی از جمله آمریکا،اسرائیل،انگلیس هوایی نخواهند شد.

تو به عنوان کسی که خون زیادی از فرزندان ایران زمین را به ناحق ریخته ای باید در دادگاه خلق محاکمه شوی و باید تک به تک به سوال های خانواده های دغدار را پاسخ دهی،و در آخر هم دولت ایران برایت تصمیم خواهد گرفت به خاطر انفجارهای دهه های ۶۰ و ترور افراد بیگناه و دانشمندان فناوری ایران زمین،باشد که آن روز ما در مقابل تو قرار خواهیم گرفت و طناب دار را به گردنت خواهیم دید،همانطور که تو طنابدار را به گردن خیلی از هموطن های ما انداختی،

دورود بر آزادی مرگ بر رجوی

لینک به منبع

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین 

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/پولشویی-یا-همیاری-مجاهدین-پول-مزدوری/

پولشویی یا همیاری مجاهدین – سفید کردن پول مزدوری

پولشویی یا همیاری مجاهدین - سفید کردن پول مزدوریغفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها، پاریس، یازدهم ژانویه 2021:… از هفته ها پیش سایتهای فرقۀ رجوی دست به تبلیغات برای سیمای بدنام فرقه زدند که با زمان و تاریخ مشخص گفتند: بشتابید که زمان خیلی کم است!!…زیرا این برنامه موسوم به همیاری از شگردهای بدنام مسعود رجوی است که برای سیفد کردن پولهای کشورهای مرتجع در اروپا است که به ساده ترین شکل ممکن این پولهای مزدوری را دراروپا سفید می کند و ان به کمک های مردمی نسبت می دهد و منبع خوبی برای کلاه برداری و فریب جامعه جهانی است و همه ساله به بهانه های مختلف برگزار می شود. پولشویی یا همیاری مجاهدین – سفید کردن پول مزدوری 

پولشویی یا همیاری مجاهدین - سفید کردن پول مزدوریمجاهدین خلق لندن شرکت های ساختگی و پولشویی

پولشویی یا همیاری مجاهدین – سفید کردن پول مزدوری 

سفید کردن پولهای حاصله از مزدوری فرقه رجوی در شوی همیاری

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

چگونه از عراق به عنوان «داخل ایران» برای «همیاری» مجاهدین! زنگ می زدیم؟؟!

خاطراتی از نشستها و فریبکاریها و تقلبها در این رابطه در اشرف (عراق)

غفور فتاحیان پاریس

آقای غفور فتاحیان ، پاریس

من قبلا در رابطه با این حقه بازی و شیادی فرقه رجوی مقالات زیادی نوشتم و گویا این فرقه صاحب مرده از رو نمی رود دلیل اش هم این است که این فرقه نیاز مبرم به شیادی و حقه بازی دارد تا هر چی بیشتر اسیران در بند را در البانی نگه دارد….

از هفته ها پیش سایتهای فرقۀ رجوی دست به تبلیغات برای سیمای بدنام فرقه زدند که با زمان و تاریخ مشخص گفتند: بشتابید که زمان خیلی کم است!!…زیرا این برنامه موسوم به همیاری از شگردهای بدنام مسعود رجوی است که برای سیفد کردن پولهای کشورهای مرتجع در اروپا است که به ساده ترین شکل ممکن این پولهای مزدوری را دراروپا سفید می کند و ان به کمک های مردمی نسبت می دهد و منبع خوبی برای کلاه برداری و فریب جامعه جهانی است و همه ساله به بهانه های مختلف برگزار می شود

در رابطه با همین برنامۀ سیمای فرقه موسوم به برنامۀ همیاری که در آن زمان که ما در قرارگاه اشرف مجاهدین در عراق بودیم ضبط و اجرا و پخش می شد یک روز یکی از مسئولین به نام مریم اکبری که زن بسیار بی سواد و بی عفت کلامی بود مرا صدا زد و گفت: غفور امشب برنامۀ همیاری در سیمای آزادی است که تو هم شرکت می کنی آماده شو و فردا برو هتل (مجموعه های مسکونی قدیم قرارگاه اشرف که تبدیل به محل پذیرایی از مهمانان کرده بودند) که آنجا یکی از خواهران مسئول ستاد تبلیغات تو را توجیه می کند من هم رفتم آنجا دیدم چند نفر دیگر هم هستند که بیشترشان شبیه افراد معتاد بودند. خواهر مسئول تبلیغات به من گفت: اینها یکی دو هفته است که از ایران آمده اند تو و اینها می نشینید در این اتاق (در هتل اشرف) و هر یک با یک اسمی دیگر به برنامۀ همیاری «سیمای آزادی» در تبلیغات زنگ می زنید مثلا این برادر (با اشاره به یکی از آن افراد) به نام ابوالفضل  زنگ می زند و می گوید من از ایران زنگ می زنم و هر یک فلان مقدار پول می گویید که کمک مالی می کنم!!. قرار شد من (غفور) هم بگویم که از کرمانشاه زنگ می زنم و از طرف خودم و خانواده ام معادل سیصد دلار کمک می کنم!!… فردی که قرار بود به نام ابوالفضل زنگ بزند و به همان شکلی که توجیه شده بود آن کار را انجام داد وقتی برای سیگار کشیدن بیرون رفت من هم بیرون رفتم و از او پرسیدم چند وقت است اینجا هستی؟ گفت من چند ماه می شود که آمده ام  اینجا نه یکی دو هفته و یک کارم هر شب همین است!!.

آن زمانها یکی از مسئولین همین فرقه که با من دوست صمیمی بود و تمام حرفهایش را پیش من می زد می گفت: «این برنامه همیاری یکی از تاکتیک های مسعود رجوی است». او خودش که سالیان در خارج از کشور بود برای من تعریف می کرد که: «تمام پولهایی که از عراق به اروپا وارد می کردیم پول سیاه محسوب می شد و ما نمی توانستیم از آنها بخوبی استفاده کنیم در نتیجه بدنبال راهی بودم که این پولها را سفید کینم در نتیجه این تاکتیک همیاری را راه اندازی کردیم تا بتوانیم بخشی از پولها را سفید کنیم وگرنه سازمان به هیچ عنوان نیازی به پول ندارد تا بخواهد کمک مالی جمع کند… اینها همه اش تاکتیک های مسعود رجوی است تا بگوید این هم یک جنگ سیاسی است و ما تمام هزینه هایمان را با همیاری ایرانیان و مردم خودمان خود تأمین می کنیم».

بله فرقه اینگونه پولها و دلاریهای نفتی صدام و شیوخ عربستان یعنی پولهای حاصله از مزدوریهایش را سفید سازی می کرده و می کند و این تنها هدف شعبدۀ سالانۀ دستگاه تبلیغاتی رجوی تحت عنوان «گلریزان همیاری»!! است.

این که فرقه می گوید هواداران به ما کمک می کنند!! در حالی است که اکثر هوادارانش پناهنده و نیازمند پول هستند و فرقه هم بطور ماهانه به همه آنها کمک مالی می کند! وبارها سایت های اجاره ای همین فرقه رسید پول های که به اینها  پرداخت شده منشتر کرده اند ……..حالا بفرمایید اینها از کجا پول بیاورند که به «سازمان مجاهدین خلق» کمک کنند؟؟!! حتما از همان پولهایی کمک می کنند که سازمان به آنها می دهد!!!؛ تازه علاوه بر این با یک حساب سرانگشتی هم می توانید بفهمید که اگر هر روز هم همین « بی وطنان» به فرقه رجوی کمک کنند بازهم هزینه یک روز سفر و جلسه مریم در خارج کشور نمی شود تا چه رسد به هزینه های به اصطلاح «سیمای آزادی» فرقه!!.تازه هزینه های رودی جولیانی و بولتون یار غار مریم رجوی بیش کش …

واقعیت این است که فرقۀ رجوی با این شعبده ها و شوهای فریبکارانۀ تلویزیونی هدفی جز خاک پاشیدن به چشمها ندارد یعنی توجیه ثروتهای بادآورده اش که منبع نخستین و اصلی آن دلارهای نفتی صدام حسین می باشد که تا زمان سقوط صدام به گواهی دیگر دوستان بخصوص آقای حسین نژاد مترجم ارشد سابق رجوی در عراق به ماهانه 3 میلیون بشکه نفت یعنی 93 میلیون دلار با قیمت نفت آن موقع می رسید که توسط رهبران فرقه در کشورهای مختلف مورد سرمایه گذاریهای کلان قرار گرفته و تا امروز برای آنان پول می زاید! به علاوۀ کمکها و هدایای میلیونی شیوخ عربستان که جای ارباب سابق منطقه ای رجوی یعنی صدام را امروز گرفته و به قول رجوی که به آمریکایی ها لقب داده بود «صاحبخانۀ» جدید فرقه شده اند!!.

یکی از دوستانم که از مسئولین سازمان بود و در نشست عملیات جاری با بهنام (سید المحدثین) و مهدی ابریشمچی وشماری دیگر از سرکردگان رجوی شرکت کرده بود تعریف می کرد که بهنام را که رابط فرقه با عربستان بود به اصطلاح درون سازمانی «زیر تیغ» بردند که چرا در اردن (سر پل ارتباطی و نقل و انتقالات فرقه به و از عراق) سرخود می خواسته با پولهایی که از نمایندگان عربستان در اردن تحویل گرفته بود به جای فرستادن به خارجه و به مریم رجوی (در بازگشت چند ساله اش به فرانسه) برای قرارگاه اشرف و افراد آنجا وسایل از جمله لباس و پوتین خریداری کند. بهنام در جواب می گفت: چون حجم پول زیاد بوده نتوانسته آنها را به اروپا بفرستد در نتیجه خودش تصمیم می گیرد که با این پول وسایل برای افراد اشرف بگیرد ولی مریم بدیع زادگان که مسئول بهنام و از فرماندهان اشرف بود با این کار مخالفت کرده و گفته بوده که اگر وسایل راحتی برای افراد بگیریم از فردا درخواستهای آنها بیشتر می شود و به اصطلاح بیشتر «طلبکار» می شوند و دیگر کار نمی کنند و تازه ما از راحتی افراد نمی چیننم بلکه باید به افراد تا آنجا که ممکن است سخت بگیریم تا ذهن و فکرشان دنبال «زندگی طلبی» نرود.

از این شعبده بازیها و تقلبهای فرقۀ رجوی نه یکی دو تا بلکه بسیار می باشد. از جملۀ آنها پروژۀ ستاد خارجۀ سازمان در اواخر دهۀ هفتاد مبنی بر نامه سازیهای تقلبی به عنوان نامه ها از ایران برای ارائه به یک دادگاهی در آلمان بود که به شکایت کسانی رسیدگی می کرد که به یک مؤسسۀ خیریۀ پوششی سازمان به عنوان کمک به کودکان بی سرپرست اعدام شدگان در ایران کمک مالی کرده بودند ولی بعدا فهمیده بودند که این مؤسسه متعلق به یک سازمان تروریستی ایرانی (سازمان مجاهدین خلق) می باشد و پولها خرج کارهای جنگی و تروریستی می شود!. در این رابطه روزی مرا صدا زدند و گفتند برای انجام مأموریتی باید به قرار گاه باقرزاده (واقع در غرب بغداد) بروی وقتی به آنجا رسیدم مرا داخل اتاقی بردند که عده ای دیگر نیز آنجا بودند. اتاق پر از کاغذ و دفتر و نوعی قلم خودنویس و کاسه هایی بود که بعدا فهمیدم آب پیاز (جوهر نامرئی) است و تعدادی اتوی برقی. یکی از مسئولین آن قرارگاه آمد و به ما گفت شما باید با این جوهر نامرئی تا آنجا که می توانید از روی این الگوهای نوشته شده در دفترها که به شما می دهیم شامل اسامی و شهر و مبلغ دریافتی، نامه از طرف خانواده های ایران بنویسید که ما این قدرمبلغ مثلا یک میلیون تومان …. دویست هزار تومان وو… از سازمان مجاهدین بابت نگهداری فلان کودک فرزند فلان شخص اعدام شده در ایران دریافت کردیم!! بعد از اینکه ما این نامه ها را با خودنویسی که یک نفر مسئول پرکردن آنها با جوهر نامرئی بود می نوشتیم آنها را به افراد میزی تحویل می دادیم که نوشته های مذکور را با کشیدن اتو روی کاغذ، مرئی و خوانا می کردند تا تحویل دادگاه آلمان بدهند و ثابت کنند که خانواده ها این پولها را برای نگهداری کودکان دریافت کرده اند و به علت خطراتی که از جانب رژیم متوجه آنها می باشد آنها را با جوهر نامرئی نوشته اند و اسامی و مشخصات هم باید کاملا سری بماند!! در حالیکه مطلقا نه چنان خانواده هایی بودند و نه چنان اسمهایی و نه چنان کودکانی وجود خارجی داشته اند. من و بسیاری دیگر که از اشرف به آن قرارگاه رفته بودیم در اول کار خبر نداشتیم که اینها برای چیست و سازمان می خواهد با این نامه ها چه کار بکند و به صورت علنی و رسمی هم توضیح نمی دادند ولی آنها که در ستادهای سیاسی و خارجه کار می کردند برایمان واقعیت موضوع و هدف پشت این تقلب را می گفتند و در حقیقت هم می خواستند افراد همگی متقاعد شوند که سازمان برای پول در آوردن با چه مشکلاتی روبرو است دست به چه کارهایی باید بزند و همۀ پولها و کمکها منبع مردمی دارد و سازمان از هیچ دولتی پول نمی گیرد!!!…

چند روز از صبح تا شب کارمان همین بود و مجموعا در آن اتاق تقریبا پانزده نفر می شدیم و هر کدام چند دفتر از این نوشته ها را رونویسی کردیم. بعدا مطلع شدم که در قرارگاههای دیگر نیز بسیج یک ماهه برای این کار داده بودند. من بعد از مطلع شدن از جریان پشت پردۀ این کار شبها با انبوهی «تناقض» (به اصطلاح درون سازمانی) می خوابیدم و با خودم فکر می کردم که چگونه سازمانی با ادعای مذهب و اسلام و آزادی و دموکراسی و دارای شعار اصلی و قدیمی «صداقت» در قبال مردم و در خارجه نیز با شعار «احترام به قوانین کشورها»!! دست به چنین تقلبها و فریبکاریها و شعبده بازیهایی می زند؟؟!!…

هدف دیگر فرقۀ رجوی از این شعبده بازی و بسیج کردن افرادش در خارج با تعهدهای دروغین از آن نوع که در تجارب و مشاهدات خودم گفتم وانمود کردن این است که در داخل ایران از پایگاه مردمی برخوردار است و به اصطلاح هوادارانی دارد که میلیون میلیون به این فرقه پول می دهند!! و از این ببعد بتواند هرچی بیشتر این اسیران مسخ شده را در البانی زمین گیر کند تا مرگ انها فرا برسد و از شرشان خلاص شودولی باید به فرقه بدنام رجوی گفت زهی خیال باطل درد و رنج همین اسیران و درد و رنج مادران و پدران پیری که در انتظار دیداری با فرزندان خود چشم از جهان فرو بستن یقه شما را خواهد گرفت و بر تخت محاکمه خواهد نشاند مطمئن باشید ان روز دور نیست

غفور فتاحیان
انجمن نجات از فرقه ها پاریس  

11 01 2021

لینک به منبع

پولشویی یا همیاری مجاهدین – سفید کردن پول مزدوری 

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین 

*** 

غفور فتاحیان: پولشویی یا همیاری مجاهدین غفور فتاحیان: پولشویی یا همیاری مجاهدین 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/پولشویی-تحت-عنوان-همیاری/

پولشویی تحت عنوان همیاری

پولشویی تحت عنوان همیاریعلی جهانی، وبلاگ آیینه، پنجم ژانویه 2021:… فرقه تروریستی رجوی اعلام کرده که از هشتم تا دهم ژانویه به مدت سه روز می خواهد قسمت بیست و پنجم سریال دروغین خودش را تحت عنوان همیاری و به اصطلاح کمک به سیمای به اصطلاح آزادی را پخش کند. این دروغپردازی سران فرقه رجوی تحت عنوان همیاری مرا یاد دوران مالی اجتماعی و بسیج مالی اجتماعی سازمان می اندازد که خودم هم در آن شرکت داشتم. وقتی مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی در سال ۷۲ بعد از منصوب شدن تحت عنوان رئیس جمهور مقاومت از طرف رجوی به پاریس منتقل شد من ابتدا در قسمت ستاد مالی سازمان منتقل شدم که آهن آلات و وسایل پلاستیکی و چیزهای کارکرده را از قسمت های مختلف سازمان در قرارگاه اشرف جمع آوری کرده و به عراقی ها می فروختیم. پولشویی تحت عنوان همیاری 

پولشویی تحت عنوان همیاریپولشویی مجاهدین و عربستان تحت عنوان همیاری و خیریه و خیریه مجاهدینبه اصطلاح خیریه مجاهدین خلق ، نقض قوانین غیر سیاسی بودن کمیسیون خیریه انگلستان

پولشویی تحت عنوان همیاری 

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین 

تکرار سریال دروغین تحت عنوان همیاری

فرقه تروریستی رجوی اعلام کرده که از هشتم تا دهم ژانویه به مدت سه روز می خواهد قسمت بیست و پنجم سریال دروغین خودش را تحت عنوان همیاری و به اصطلاح کمک

علی جهانی

آقای علی جهانی آلمان

به سیمای به اصطلاح آزادی را پخش کند. این دروغپردازی سران فرقه رجوی تحت عنوان همیاری مرا یاد دوران مالی اجتماعی و بسیج مالی اجتماعی سازمان می اندازد که خودم هم در آن شرکت داشتم. وقتی مریم عضدانلو سرکرده فعلی این فرقه تروریستی در سال ۷۲ بعد از منصوب شدن تحت عنوان رئیس جمهور مقاومت از طرف رجوی به پاریس منتقل شد من ابتدا در قسمت ستاد مالی سازمان منتقل شدم که آهن آلات و وسایل پلاستیکی و چیزهای کارکرده را از قسمت های مختلف سازمان در قرارگاه اشرف جمع آوری کرده و به عراقی ها می فروختیم و وقتی آن موقع از خانم افسانه پیچگاه که مسئول این ستاد بود و الان چندی پیش خبر فوتش را اعلام کردند سوال کردم مگه ما مشکل مالی داریم که این کار رو انجام می دهیم؟ و اگه هم به فرض مشکل مالی داشته باشیم با این گونه کارها مگه مشکل مالی سازمان حل میشه؟ در پاسخ ایشان به من گفتند خواهر مریم رفته خارج و برای کارهایشان نیاز به پول دارند و ما باید با این گونه کارها تعهد مالی خود را انجام دهیم.

بعدش در شهریور ماه همان سال مرا صدا زدند به همراه تعدادی دیگر که رفتیم در پایگاه جلال زاده در بغداد با شخص مسعود رجوی دیدار کرده و ایشان ما را توجیه کرد که باید به خارجه برویم برای کمک به خواهر مریم بعد ما راهی سوئد و بعدش آلمان شدیم که در همان ابتدا به ما گفتند باید برای کار مالی اجتماعی برویم که در ظاهر جمع آوری کمک از شهروندان اروپائی برای سازمان بود ولی در اساس لاپوشانی پولشویی های سازمان بود و به ما می گفتند به دروغ مدعی داوطلبانه کار کردن در یک بنیاد خیریه جعلی بشویم که برای کودکانی که والدین شان توسط حکومت ایران کشته شده اند و الان در یک کمپ بین ایران و ترکیه زندگی می کنند کمک جمع آوری می کنیم و در دو ماه آخر سال میلادی تا پانزدهم ژانویه سال جدید به مدت دوسال و نیم ما بسیج مالی اجتماعی داشتیم که  قبل از شروع مریم عضدانلو  پیام می فرستاد  و برای هر نفر روزانه دو هزار دلار تعهد مشخص می کرد که باید هر طوری شده نیروهای مالی کار باید در بیاورند که من سوال کردم آن موقع در سوئد بودم و مسئول آنجا بهشته شادرو با نام مستعار تهمینه بود که این کار یک گدایی محسوب می شود و آبروی ایران و ایرانیان را می بریم و چرا باید پول جمع آوری کنیم ؟ و چرا برای این گونه کارها باید دروغ بگوئیم؟ در جواب گفتند برای ارتش به اصطلاح آزادی بخش که در عراق مستقر بود پول نیاز داریم و بعدش مجبور هستیم دروغ بگوئیم چون مردم اروپا اگه متوجه بشوند که این پول برای ارتش آزادیبخش که مشغول عملیات علیه حکومت ایران هست پول نمی دهند و بعدش این گدایی نیست بلکه استقلال مالی ما را نشان می‌دهد و باید بدان افتخار کنیم. البته همانجا من دچار تناقض شدم و به دروغ گویی سازمان کمی پی بردم چون در عراق به ما گفتند برای کمک به خواهر مریم باید با فروش وسایل اسقاطی به عراقی ها  پول جمع آوری کنیم و حالا در خارجه می گویند برای کمک به ارتش آزادیبخش باید به مالی اجتماعی و بسیج مالی اجتماعی برویم و تناقض دیگه این بود که این پول های ناچیزی که ما چه در عراق از طریق فروش وسایل اسقاطی به عراقی ها و چه در خارجه از طریق مالی اجتماعی که در حقیقت اخاذی از شهروندان اروپائی و گدایی خیابانی بود هیچ مسئله‌ای از مسائل مالی و خرج های کلان سازمان چه در عراق و چه در خارجه را حل نمی کند و قطعا مسائل مالی سازمان از جای دیگه تامین می شود.

حالا هم که دیگر آن دکان های ستاد مالی در عراق و مالی اجتماعی در اروپا بسته شده است سران فرقه رجوی هر از گاهی قسمتی از یک سریال دروغین تحت عنوان همیاری و به اصطلاح کمک به سیمای به اصطلاح آزادی را پخش می کنند. ولی سوال اساسی اینست که چرا سران فرقه رجوی و بطور خاص رهبری با اینکه می دانند با این گونه کارها نمی توانند خرج های کلان سازمان را تامین کنند چرا این سریال دروغین تحت عنوان همیاری را تکرار می کنند؟ به نظر بنده اولا این گونه وانمود کنند که همچنان در بین مردم ایران از جایگاه و پایگاهی ویژه ای برخوردار هستند و ثانیا اینگونه وانمود کنند که یک گروه مستقل هستند و از لحاظ مالی به هیچکس وابسته نیستند و ثالثا به نیروهای وارفته و روحیه باخته سازمان که این روزها با شکست ترامپ رئیس جمهور آمریکا حسابی نا امید گشته و ریزش نیرویی افزایش یافته است کمی امید و روحیه تزریق کنند.

ولی واقعیت این است که با اینگونه کار ها نه تنها نمی توانند فرقه گرایی و سکت بودن و مورد انزجار و تنفر آحاد مردم ایران بودن و مزدوری خودشان را  لاپوشانی کنند بلکه دروغپردازی هایشان بیشتر بر ملا و افشا می گردد و کسی را نمی توانند فریب دهند.

لینک به منبع

پولشویی تحت عنوان همیاری

پولشویی سیمای آزادی مجاهدین 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/برنامه-همیاری-مجاهدین-خلق-،-بازی-دوبار/

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجویحامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، پانزدهم دسامبر 2019:… لذا پس از آزادی مریم “پولشویی” به شیوه تلویزیونی و بانکی کلیک خورده بود و دولت های اروپایی بخوبی از آن مطلع بودند ولی به خاطر همسویی مجاهدین با خط ایران ستیزی شان، هیچ نظارتی بر آن انجام نمی گرفت و نهاد های امنیتی اجازه نمی دادند که رهبری فرقه در این رابطه زیر ذره بین باشد لذا دلارهای زیادی به صورت مخفیانه بین مقامات سعودی و مجاهدین رد و بدل می شد که بخش مهمی از آن هم به جیب لابی های آمریکایی و اروپایی به عنوان دستمزد سخنرانی های چند دقیقه ای فرو می رفت. برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا 

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپابه اصطلاح خیریه مجاهدین خلق ، نقض قوانین غیر سیاسی بودن کمیسیون خیریه انگلستان

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۳ آذر ۱۳۹۸

از کمک های مالی مردمی تا سرقت مسلحانه اموال مردم!

همه ساله در چنین روزهایی فرقه مجاهدین خلق دست به تبلیغات گسترده ای جهت سرکیسه کردن هواداران خود می زند. نام این پروژه فریب “همیاری سیمای آزادی” است که از آن تحت عنوان “گلریزان” نیز یاد می شود که برگرفته از گلریزان مردم ایران برای یاری رسانیدن به کودکان بی سرپرست است. این پروژه امسال نیز (از 22 تا 24 آذر 98) کلیک خورده که بیست و چهارمین مورد آن محسوب می شود.

در ابتدای انقلاب رهبران سازمان مجاهدین خلق از طریق میلیشیا اقدام به جمع آوری کمک های مردمی می کردند. در آن زمان با کاغذهایی شبیه چک بانکی که روی آن مبالغی از 10 تا 100 تومان درج شده و با آیه 261 سوره بقره مزین گردیده بود، از مردم می خواستند که متناسب با بضع خود به سازمان کمک کنند (مَثَلِ کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند دانه ایست که هفت خوشه از آن می روید و در هر خوشه ای صد دانه است. خدا برای هر که بخواهد چند برابر می سازد). رجوی حتی از پول توجیبی میلیشیا نیز نمی گذشت و از آنان نیز می خواست که تمام یا بخشی از آنرا که پدر و مادرها در جیب شان می گذاشتند به سازمان بدهند تا در راه “خدا و خلق” از آن استفاده شود. طبعاً بخشی از این پولها برای خرید خانه در شمال شهر تهران جهت زندگی مسئولین هزینه می شد (تعدادی از همین خانه ها که در سالهای 60-61 محل زندگی بالاترین رده های سازمان بود در طی چند عملیات گسترده به دست سپاه افتاد).

با شروع فعالیت های تروریستی سازمان، اینگونه کمک ها بکلی قطع شد و تنها چاره مسعود رجوی سرقت مسلحانه از بانک ها بود. رادیو مجاهد در همان دوران (نیمه اول دهه 60) با آب و تاب از آن به عنوان عملیات دلاورانه تیم های عملیاتی و آزادسازی اموال مردم یاد می کرد… اما دوران سرقت های مسلحانه هم به پایان خود رسید و با متلاشی شدن تیم های عملیاتی، عملاً منابع مالی مجاهدین در داخل ایران بسته شد.

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی

اجرای پروژه “هلندی” و کلید خوردن “پولشویی” در اروپا!

ضربات سنگینی که به استراتژی “جنگ مسلحانه شهری” وارد شد، مسعود رجوی را وادار به اتحاد با صدام و فروش اطلاعات نظامی برای کسب درآمد کرد تا جبران منابع مالی از دست رفته در ایران باشد. اما چنین کاری به لحاظ سیاسی تبعات خود را داشت و طبعاً رجوی از سوی جریانات مختلف ایرانی مورد سوآل قرار می گرفت که هزینه پایگاه ها و مقرهای مجاهدین در عراق را چه کسی می پردازد؟ پاسخ به این سوآل در آن زمان راحت نبود و با توجه به منفور بودن صدام حسین در نزد ایرانیان، هیچکس قادر نبود صراحتاً از مزدوری صدام حسین و یا حتی دیگر دولت های خارجی ابراز افتخار کند (کاری که متأسفانه امروز تمامی اپوزیسیون خارجه نشین صراحتاً بدان معترف هستند و با افتخار از آن یاد می کنند) لذا جریانات سیاسی که عمدتاً در تضاد با مسعود رجوی بودند (و از قضا منابع مالی آنها هم شفاف نبود) می توانستند در یک رقابت منفی، مجاهدین را زیر ضرب ببرند.

در چنین شرایطی مسعود به ترفند دیگری روی آورد و آن ایجاد انجمن های پوششی برای مراجعه به خیریه ها جهت گرفتن کمک مالی برای “زنان بیوه و کودکان بی سرپرست آفریقایی” بود. همزمان در شهرهای مختلف اروپا نیز هواداران را بسیج می کرد تا در خیابانها از مردم پول دریافت کنند. این حرکت که در مناسبات مجاهدین خلق تحت عنوان “مالی-اجتماعی” شناخته می شد، بخش دیگری از سیستم پولشویی مجاهدین (از مردم اروپا) به حساب می آمد. طبعاً در این حرکت از پلاکاردهای مختلفی که بتواند مردم کوچه خیابان را تحریک کند استفاده می شد. اکثر این تبلیغات و پلاکاردها حول مسائل حقوق بشری و انساندوستانه بود و هیچ سخنی از هزاران ترور خیابانی و بمبگذاری در شهرهای ایران به چشم نمی خورد و مردم اروپا با سادگی خود و به تصور اینکه کمک نقدی آنان به دست زنان و کودکان آفریقایی می رسد به مجاهدین کمک می کردند.

حامد صرافپور

آقای حامد صرافپور

بدین ترتیب سازمان مجاهدین موفق شده بود تا چندین سال کمک های دریافتی از صدام حسین و سعودی را مخفی نگهدارد و مخارج هنگفت فعالیت های نظامی-تروریستی خود را تحت عنوان “کمک های مردمی” مشروع جلوه دهد. مسعود رجوی از این پروژه به عنوان “گدایی افتخارآمیز” یاد می کرد تا بتواند هواداران خارج کشوری خود را با آن بفریبد و تحمل آنان را برای تحقیر شدن و کتک خوردن از برخی مردم اروپا بالاتر ببرد.

البته “مالی-اجتماعی” تنها یک پرده از این نمایش بود. مسعود به هواداران خود در اروپا مأموریت می داد تا در فروشگاه های زنجیره ای اقدام به دزدی نمایند و اموال مسروقه را به انجمن ها منتقل کنند. کالاهایی که توسط مجاهدین دزدیده می شد شامل “مواد بهداشتی، نوشت افزار و پوشاک زیر” بود. من که آن زمان در سلیمانیه و کرکوک حضور داشتم، انبوهی از این اجناس را می دیدم که بنا به درخواست و نیاز نیروها توزیع می شد و یا در محلی به اسم سوپر قرار می گرفت تا از آن استفاده شود. اکثر این اجناس فرانسوی بودند ولی از نحوه تهیه آن چیزی گفته نمی شد جز اینکه بگویند این وسایل را بچه ها در اروپا به زحمت تهیه کرده اند!. بعدها که با برخی نفرات منتقل شده به عراق صحبت می کردم با خنده توضیح می دادند که چگونه جیب ها و زیر کاپشن هایشان را پر از جنس می کردند و از فروشگاه خارج می شدند. آن زمان فروشگاهها دارای تجهیزات مدرن امروزی نبود و دزدی آسان و کم خطر بود. مجاهدین به این پروژه اصطلاحاً “هلندی” می گفتند تا کسی خارج از مناسبات متوجه آن نشود و ضمناً درون فرقه هم فضای منفی ایجاد نکند. علت هلندی خواندن این اقدام “بلند” کردن اجناس از فروشگاه بود و به صورت استعاره از آن به عنوان “هلندی” یاد می شد. با اختراع جدید مسعود رجوی، گرفتن دلار از صدام حسین کاملاً پوشانده می شد و درآمد مجاهدین از فروش اطلاعات، زیر نقاب کارهای تبلیغی مشروعیت می یافت.

پرتاب موشک استراتژیک ضدبورژوازی و تغییر شیوه ها!

با انتقال مریم رجوی به پاریس و معرفی او به عنوان رئیس جمهور برگزیده! (که مسعود رجوی آنرا پرتاب موشک استراتژیک ضدبورژوازی به قلب اروپا نامید) روش های پیشین مجاهدین برای کسب درآمد به طریق دزدی از فروشگاه ها متوقف گردید چون می توانست برای خانم رئیس جمهور رسوایی برانگیز باشد اما کار “مالی-اجتماعی” با شدت بیشتری (بجز در فرانسه که مریم حضور داشت) دنبال شد و همزمان انجمن های پوششی مجاهدین برای پولشویی از خیریه ها نیز افزایش یافتند. افزایش جمع آوری پول از 200 یورو به 2000 یورو، تعهد سنگینی بود که مریم رجوی به تیم ها تحمیل کرده بود و هر تیم بدون کسب این مبلغ در طی روز اجازه بازگشت به پایگاه نداشت و اعضای تیم در سرمای سوزناک زمستانی هم می باید ساعت های طولانی در خیابان به بیگاری مشغول می شدند تا بودجه های هنگفت آرایش و عمل زیبایی مریم رجوی و سیاحت او به دیگر کشورهای اروپایی را تأمین کنند. کتک خوردن و توهین شنیدن زنان مجاهد در خیابان ها توسط مردم و یا نژادپرستان، یادآور کتک خوردن دختران میلیشیا در کوچه خیابان های ایران بود که صحنه های تأسفبار و دهشتناکی را ایجاد می کرد. آن زمان هم مسعود رجوی با سوء استفاده از دختران، آنان را طعمه اهداف سیاسی خود می کرد تا با کتک خوردن شان، مظلوم نمایی کند و بهره سیاسی ببرد. این دختران بعدها نیز در قرارگاه اشرف برای عشوه گری و جذب سربازان آمریکایی مورد استفاده قرار می گرفتند.

مریم رجوی و رسوایی پروژه “پولشویی”

بازداشت مریم در فرانسه و دادگاهی شدن او به جرم “پولشویی”، رسوایی بزرگی بود که عملاً تمامی پروژه های خیابانی اش را متوقف نمود و اروپا به مدت چندین سال از “گدایی افتخارآمیز” مجاهدین در امان بود. البته همکاری مسعود رجوی با نیروهای آمریکایی در عراق و همسو شدن با سیاست های سعودی و اسرائیل، منبع درآمد عظیم دیگری را برایش گشوده بود و نیاز چندانی به درآمدهای خیابانی نبود.

آزادی مریم و گسترده شدن فعالیت های وی بخصوص در گردهمایی ها، میلیونها یورو هزینه در بر داشت و اقناع ایرانیان و جریانات خارجه نشین در مورد منابع مالی را می طلبید که کار ساده ای نبود، لذا از این دوران سناریوی “گلریزان و همیاری سیمای آزادی” اوج تازه ای گرفت تا پوششی باشد برای منابع مالی مریم رجوی که از طریق سعودی و موساد انجام می گرفت (باید به یاد داشت که این حرکت از سال 1374 کلید خورده بود یعنی زمانی که مسعود رجوی در عراق شدیدترین سرکوب ها را بر اعضای متناقض و معترض خود روا می داشت و هزینه خورد و خوراک آنان را صرف نمایش های مریم در اروپا می کرد و پاسخ نیروهایش را با “مشت آهنین استخبارات صدام” می داد و هزینه تلویزیون ماهواره ای “سیمای آزادی” را از طریق سختی کشیدن مجاهدین در خاک عراق می پرداخت بدون اینکه اندکی از ولخرجی های مریم بکاهد. ریزش شدید نیروها با وجود سرکوب شدید باعث شد که مریم رجوی برای بدنه سازمان در عراق پیام بفرستد که از این پس در طول هفته هزینه خرید “مرغ” را برایشان تأمین می کند!. در چنین موقعیتی، نمایش همیاری سیمای آزادی برای تلکه کردن بخشی از هواداران خارج کشور رجوی آغاز شد).

لذا پس از آزادی مریم “پولشویی” به شیوه تلویزیونی و بانکی کلیک خورده بود و دولت های اروپایی بخوبی از آن مطلع بودند ولی به خاطر همسویی مجاهدین با خط ایران ستیزی شان، هیچ نظارتی بر آن انجام نمی گرفت و نهاد های امنیتی اجازه نمی دادند که رهبری فرقه در این رابطه زیر ذره بین باشد لذا دلارهای زیادی به صورت مخفیانه بین مقامات سعودی و مجاهدین رد و بدل می شد که بخش مهمی از آن هم به جیب لابی های آمریکایی و اروپایی به عنوان دستمزد سخنرانی های چند دقیقه ای فرو می رفت.

همیاری 98 در خیابان های اروپا!

این روزها دوباره اروپا شاهد میز کتاب های مجاهدین خلق برای “گدایی افتخارآمیز” از مردم در راستای پنهان سازی تخلفات مالی و انواع “پولشویی ها” است. بکارگیری دختران نوجوان برای جمع آوری امضا و کمک های مالی دقیقاً یادآور همان جنایتی است که پس از انقلاب شاهد بودیم و مسعود رجوی دختران خردسال را به میان لات و لمپن های خیابانی می فرستاد تا برای سازمان مجاهدین تبلیغ و “کار توضیحی” کنند و “کمک مالی” جمع آوری نمایند. اقدامی که در موارد متعدد باعث آسیب رسیدن به دختران میلیشیا و آزار آنان می شد و در عوض به مسعود رجوی دست پر برای مظلوم نمایی و جذب هوادار بیشتر می داد.

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی

با اینحال این نمایش های خیابانی صرفاً برای درآمدزایی آنچنانی نیست چون مردم اروپا خود درگیر مشکلات مختلف اقتصادی هستند. هدف اصلی مریم از این سناریو، از یکسو “بازی حقوق بشری و مشروعیت یافتن” با امضای مردمی است که از سر دلسوزی در دام فریبکاری مجاهدین گرفتار می شوند و از سوی دیگر “پوشش دادن و مشروعیت دادن” به بودجه های هنگفتی است که آنان از طریق “پولشویی و فرار مالیاتی” بدست می آورند. واضح است که برخلاف گذشته مجاهدین نمی توانند این کار را با کادرهای اصلی خود به انجام برسانند چون امروز اکثر زنان مجاهد در کشاکش تناقضات روزافزون خویش به فکر گریز و جدایی هستند و بکار گرفتن آنها در خیابان های اروپا بخشی از آن “فاجعه بزرگ” خواهد شد که مریم رجوی پیش از خروج مجاهدین از عراق گوشزد کرده بود. و البته حضور زنان “روسری بسر” مجاهد در خیابان های اروپا نیز امروز جاذبه ای ندارد و گاه نفرت انگیز جلوه خواهد کرد، بخصوص که سن اکثر آنها از 60 گذشته است. پس، تنها راه جذب و فریب مردم اروپا، فعال کردن دختران جوان بدون روسری است که حتی یکروز در مناسبات دهشناک مجاهدین در عراق حضور نداشته اند و بیشتر آنها پس از سقوط صدام به دنیا آمده اند. این دختران نوجوان، از نسل جدیدی است که “رجوی متحد صدام” را تجربه نکرده و هیچ اطلاعی از مناسبات گذشته مجاهدین ندارد. دقیقاً از همان نسلی که امروز در داخل ایران هم بجز با تبلیغات رسانه های فارسی زبان ضدایرانی آشنا نیست و زمینه کافی برای افتادن در دام فرقه های خطرناک را داراست.

امید است که مردم ایران چه در داخل و چه در خارج بتوانند تجارب پیشین را به فرزندان خود منتقل کنند و اجاز ندهند بازی دهشتناک گذشته در سناریویی جدید و بس خطرناکتر پیاده شود. اگر آن روزگار در دل اکثر اعضای مجاهدین “حس وطنپرستی و شور ضدامپریالیستی و ضداستثماری و استقلال خواهی” وجود داشت، در ربع قرن گذشته، تفکرات مسعود رجوی از این سازمان جز “یک تفکر ضدایرانی، وابسته و مزدور امپریالیسم که برای رسیدن به قدرت آماده تجزیه ایران هم هست” باقی نگذاشته است. فرقه خطرناکی که از “فدای حداکثر برای خلق، به جنگ و تحریم علیه خلق و خانواده” رسیده است.

حامد صرافپور

برنامه همیاری مجاهدین خلق ، بازی دوباره مریم رجوی برای پوشاندن پولشویی در اروپا

لینک به منبع

***

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

Iran’s Chameleon Splinter Group: The MEK’s Will to Power (aka MKO, NCRI, Rajavi cult …)Iran’s Chameleon Splinter Group: The MEK’s Will to Power (aka MKO, NCRI, Rajavi cult …)

***

همچنین: