پیامهای تبریک به خانم فرشته هدایتی از بغداد، آلمان، پاریس، سوئیس …

پیامهای تبریک به خانم فرشته هدایتی از بغداد، آلمان، پاریس، سوئیس …

بنیاد خانواده سحر، زنان ایران، پیوند رهایی، ستارگان: …  درود به خانم فرشته هدایتی که مهر سکوت را شکست و آنچه که وظیفه و رسالت هر جداشده از یک فرقه مخرب کنترل ذهن است را به انجام رساند. تبریک به خانم هدایتی، تبریک به خانواده ها، تبریک به قربانیان فرقه و ترور، تبریک به انسانیت و حقوق بشر. افشای مناسبات درونی یک فرقه مخرب که اولیه ترین حقوق اعضای خود را نقض میکند و در عین حال خود …

فرشته خلج هدایتیفرشته هدایتی: سکوت نکنیم

تبریک بنیاد خانواده سحر به خانم فرشته هدایتی

بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوازدهم دسامبر 2015
لینک به منبع

فرشته خلج هدایتیدرود به خانم فرشته هدایتی که مهر سکوت را شکست و آنچه که وظیفه و رسالت هر جداشده از یک فرقه مخرب کنترل ذهن است را به انجام رساند. تبریک به خانم هدایتی، تبریک به خانواده ها، تبریک به قربانیان فرقه و ترور، تبریک به انسانیت و حقوق بشر.

افشای مناسبات درونی یک فرقه مخرب که اولیه ترین حقوق اعضای خود را نقض میکند و در عین حال خود را قهرمان حقوق بشر جلوه میدهد تا همچنان به فریب و نیرنگ خود ادامه دهد قطعا یک وظیفه انسانی در جهت فعالیت های حقوق بشری است.

مطالعات فرقه ای نشان می دهند که جدا شدن یک فرد از یک فرقه بسا ساده تر و راحت تر از جدا شدن فرقه از فرد است و این مهم تنها زمانی اتفاق می افتد که رهاشده مربوطه سکوت را بشکند و به افشای زشتی های درون فرقه بپردازد.

فردی که از یک فرقه جدا شده اما همچنان در سکوت بسر می برد به این معنی است که هنوز رها نشده و هنوز بندهای نامرئی فرقه ای ذهن و فکر او را محصور کرده است. رهائی از کنترل ذهن فرقه ای در سکوت ممکن نیست.

قطعا خانم هدایتی ناگفته های بسیاری دارند و حتما با شجاعت در جهت برملا کردن شگردهای فرقه ای برای مصون نگاه داشتن جوانانی که ممکن است فریب ترفندهای یک رهبر فرقه ای را بخورند اقدام خواهند نمود.

بنیاد خانواده سحر

بغداد – 12 دسامبر 2015

تبریک انجمن زنان به خانم فرشته هدایتی برای شکستن سکوت

زنان ایران، آلمان، دوازدهم دسامبر 2015
لینک به منبع

خانم هدایتی عزیز،

تبریک تبریک و هزاران تبریک مطلع شدیم که شما کاندیدای شورای مرکزی بعد از سی سال موفق شدید حصارهای ذهنی را بشکنید و خود را از ذهنیات رجوی ساخته آزاد و رها سازید و غم و دردهای سالیان را از وجودتان پاک کنید.

ما زهرا و حمیرا و بتول به تو تبریک می گوئیم و بسیار از این بابت خوشحال شدیم. ضمن تبریک و به خاطر رهایی و آزادی ات از فرقه ضد زن رجوی ،جسارت و شجاعت شما برای افشا گری باند فاسد و مافیایی رجوی از اعماق قلبمان مورد ستایش قرار می دهیم.

شما با وجود اینکه از یک طرف تهدیدهای رجوی و از طرف دیگر تشویقهای رجوی برای کمک مالی و … و درست در زمانی که رجوی جنگش را با اعضای منتقد و جدا شده بصورتی هیستریک افزایش داده است سکوت خود را شکستید و این ارزش بالائی داره و قابل تحسین است.

رجوی سکوت را می خرد با پول، با تهدید و ترساندن برای اینکه نگوید دو نسل با اعتماد اعضایش چه کرده است.

بله نیاید سکوت کرد و چه به جا و زیبا در صفحه فیس بوکتان نوشته‌اید سکوت نکنیم

آزادی و رهایی خانم فرشته خلج هدایتی از اسارت فرقۀ رجوی را تبریک می گوییم

پیوند رهایی، پاریس، دوازدهم دسامبر 2015
لینک به منبع

«پیوند رهایی» آزادی و رهایی خانم فرشته هدایتی از اعضای قدیمی و کاندید شورای مرکزی در تشکیلات فرقۀ رجوی بعد از سی سال از بند و اسارت و هفت حصار این فرقه را به ایشان و خانواده شان تبریک می گوییم و برای ایشان سلامتی و موفقیت روز افزون در زندگی و در افشای ماهیت فرقۀ رجوی آرزومندیم. اطلاعیۀ اعلام جدایی ایشان را که در صفحۀ فیس بوکشان به لینگ زیر درج شده بازنشر می کنیم:

https://www.facebook.com/fereshteh.khaladjehedayati?ref=ts&fref=ts

درود به شرف و شجاعت شما

انجمن ستارگان، سوئیس، دوازدهم دسامبر 2015
لینک به منبع

خانم هدایتی عزیز ،

اعضای انجمن ایران ستارگان ضمن تبریک و تهنیت به خاطر رهایی و آزادی شما از فرقه ضد زن رجوی ، جسارت و شجاعت شما برای افشا گری باند فاسد و مافیایی رجوی را به واقع از اعماق قلبمان مورد تحسین قرار می دهیم ، شما همان شیر زن شجاعی هستید که با وجود از یک طرف تهدیدهای رجوی و از طرف دیگر تشویقهای رجوی برای کمک مالی و … به خاطر ترس از افشاگری شیرزنانی مثل شما تسلیم نشدید و چه به زیبایی در صفحه فیس بوکتان نوشته اید سکوت نکنیم ! بله به خاطر خیانت رجوی به آرمانهایمان سکوت نکنیم ! به خاطر عمرهای بر باد رفته انسانهای بیگناه سکوت نکنیم! و …

درود بر شرف و شجاعت شما

سرکارخانم فرشته خلج هدایتی رها شده از فرقه تروریستی مریم و مسعود رجوی

سایت نه به تروریسم – فرقه ها، دوازدهم دسامبر 2015
لینک به منبع

جنبش نه به تروریسم و فرقه ها – آزادی و رهایی خانم فرشته هدایتی از اعضای قدیمی و کاندید شورای مرکزی در تشکیلات فرقۀ رجوی بعد از سی سال از بند و اسارت و هفت حصار این فرقه را به ایشان و خانواده شان تبریک می گوییم

و برای ایشان سلامتی و موفقیت روز افزون در زندگی و در افشای ماهیت فرقۀ رجوی آرزومندیم. اطلاعیۀ اعلام جدایی ایشان را که در صفحۀ فیس بوکشان به لینگ زیر درج شده بازنشر می کنیم:

هدیه روز تولدم. رهایی سرکار خانم فرشته خلج از اردوگاه کار اجباری گشتاپوی ایرانی رجویها را از صمیم قلب مجدد تبریک میگویئم

داوود باقروند ارشد، سایت نه به تروریسم – فرقه ها، دوازدهم دسامبر 2015
لینک به منبع

رهایی زنان مجاهد از فرقه جهنمی رجوی را دست کم نگیرید.

رجوی با تمامی تجارب ضد انسانیش، بلندترین و قطورترین دیوارها و مخوفترین زندان تاریخ را با همدستی مریم رجوی و یاری جستن از همه ستم تاریخ بر زنان را برای زنان مجاهد طراحی و طی سالیان ساخته و زنان را در آن زندانی کرده است. گریختن از آن سیمرغی میخواهد که قدرت پرواز بالهایش باید همه زندان را به پرواز در آورد.

درد دل

راستش کمی طول کشید تا شما (شرکار خانم فرشته خلج) را خارج از جهنم رجوی بجا آوردم. چون تا زمانیکه در جهنم هستی و از در و دیوار تماما رجویسیم (خواهرو برادر و مسئول و نشست ع ج و غ و گلوله و خمپاره و موشک، کار اجباری، تحقیر وتهمت، شانتاژ، توهین، …) بر سرت میبارد چنان انسان را مچاله میکند که فقط در ید قدرت کوههاست که فقط بتوانی جسمت را زنده نگهداری چون روح و هرآنچه نشانی از عشق و دوست داشتن و محبت و انسانیت است را سالهاست که با انقلاب ایدئولژیک کشته اند.

خروچ از این فشارهای ضد انسانی و ضد بشری، و گریختن از دام حیوانیت رهبری طلبی رجوی، چنان شور و نشاطی بجان مجاهدین رها شده میبخشد که مقایسه گذشته و حال فرد بسیار دشوار مینماید.

چند هفته قبل شتابان به سر قراری که کمی هم دیر شده بود میرفتم، سرمای هوا مجبورم کرده بود که کلاهی برسر و کاپشن را حسابی تا زیر چانه ببندم. که یکباره صدایی گفت، داود؟ با شنیدن صدایی بزبان فارسی در کشوری غریب توجهم را بیش از پیش جلب کرد.

متوقف شدم و نگاه کردم، خانمی بود. با کنجکاوی گفتم بله؟! گفت جلال؟ گفتم بله. منو بجا نمیآوری؟ با شرمندگی باید بگم خیر. پری هستم. و شروع کرد به دادن آدرسهایی که باهم کار میکردیم. تقریبا نیم ساعت باهم صحبت کردیم. و از ریز جزئیات شخصی ام نیز خبر داشت و همه چیز دقیق بود و مشخص بود که در جلالزاده با هم کارکرده ایم. ولی آنقدر تفاوت وجود داشت که نتوانستم تا به آخر بجا بیاورم.

آخر من در جلالزاده زنی چنین زیبا و با وقار، ومهمتر از همه استوار و با اعتماد بنفس سراغ نداشتم. چون زنان مجاهد همه له و لورده بودند و مدام در حال فرار از خود و دیگران.هرچند چشمانم در جلالزاده اجازه نگاه کردن نیز نداشت.

از هم که جدا شدیم و ذهنم از گفتگو خلاص شد و با کمی فشار و عطف به نیم ساعتی که چهره اش را نگاه میکردم، حدودا صد متری که دور شده بودم توانستم این چهره ای که در ذهنم ساخته شده بود را با چهره ای در جلالزاده انطباق داده و وی را بجا بیاورم و یکباره هزاران حرف و خاطره و گذشته … در کسری از ثانیه ذهنم گذشت و مانند آتشفشانی میخواست از زبانم جاری شوند. با هیجان و شادی برگشتم که بگویم، … سلام بجا آوردم…، ولی رفته بود.

بازگشت همه زنان و مردان مجاهد را بمیان انسانها و انسانیت تبریک میگوئیم.

داود ب ارشد

این خبر یکی از بهترین هدیه های روز تولدم بود تشکر میکنم

***

سحر ادیب زادهسحر ادیب زاده: زندگینامه و خاطرات من با مجاهدین ولی نه در اشرف و عراق ! قسمت ششم

میترا یوسفی بتول سلطانی سحرگفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی (۱ الی ۱۵)

منیژه حبشیروزگار سپری شده (از اقامت در فرانسه تا رفتن به عراق)

زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مصطفی محمدی محبوبه حمزه قربانعلی حسین نژادنامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش ( در اعتراض به پخش فیلم اعترافات اجباری اسیر سمیه محمدی)

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18807

گفتگوی روزنامۀ عراقی البینة با خانم مریم سنجابی عضو جداشده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق

بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول ژوئن ۲۰۱۵:… مسعود رجوی خودش را رهبر ابدی این سازمان می شمارد و می کوشد همه را متقاعد کند که حرفش حرف خداوند است و ادعا می کند که با پیامبران ارتباط دارد. از این رو خودش به تنهایی خط و خطوط و سیاستهای استراتژیک سازمان را ترسیم می کند ولی در صورت وقوع اشتباه مسئولیت آن را به گردن دیگران می اندازد. وی علیرغم ادعاهای دروغینش مبنی بر اینکه پیرو ائمۀ …

آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

لینک به منبع

یکی از نجات یافتگان از دام نیرنگ فرقۀ مجاهدین خلق

مریم سنجابی در گفتگویی با البینة

گفتگوی روزنامۀ عراقی البینة با خانم مریم سنجابی عضو جداشده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق

روزنامه عراقی البینة

یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

او هنوز ۱۳ سالش نشده بود که خودش را در دام تشکیلات سازمان موسوم به مجاهدین خلق دید سازمانی که خواستار آزادی و برابری بود.

او از طریق برادر بزرگترش که پیش از او به این سازمان فریبکار پیوسته بود با این سازمان آشنا شد. در حالیکه در رشتۀ شیمی دانشگاه قبول شده بود ولی او به دانشگاه نرفت بلکه سرنوشت سیاهش او را به قرارگاه اشرف کشاند که در آنجا به ماهیت نهفتۀ سازمان تروریستی خلق پی برد. او مریم سنجابی یکی از قربانیان سازمان مجاهدین خلق است که جوانان مسلمان را مغزشویی کرد تا آنان را به سقوط بکشاند. مریم دریچۀ قلبش را برای روزنامۀ البینه باز کرد و برایش از سفر وحشتناکش به درون این سازمان تروریستی سخن گفت و از آغاز آشنایی اش با این سازمان و اینکه چهرۀ واقعی این سازمان از درون چیست؟

او میگوید: من از طریق برادرم به این سازمان وصل شدم. برادرم تلاش می کرد که مرا متقاعد کند که این سازمان برای آزادسازی انسان از زنجیرها تلاش می کند زیرا این یک سازمان انساندوست است که به انسان ارزشی والا قائل است. آن موقع من فقط ۱۳ سالم بود. تا اینکه دبیرستان را به اتمام رسانده و در رشتۀ شیمی دانشگاه قبول شدم ولی به جای اینکه به دانشگاه بروم به قرارگاه اشرف رفتم و آنجا بود که تراژدی آغاز شد.

می پرسیم: منظورت از تراژدی چیست؟

می گوید: من در داخل قرارگاه اشرف به دروغ بودن شعارها و ادعاهای مسئولان سازمان پی بردم چرا که این سازمان دو شخصیت مختلف دارد یعنی داخل سازمان غیر از بیرون آن است. تبلیغاتی که این سازمان در بیرون خود و مشخصا در میان جوانان می کند خیلی زیاد است. شعار آزادی و برابری و عدالت و حقوق بشر ظاهر زیبای این سازمان را تشکیل می دهد ولی ذات و ماهیت واقعی سازمان کاملا متفاوت است. عضو در داخل این سازمان از هیچگونه آزادی برخوردار نیست و حرفش و نظرش شنیده نمی شود. در هیچیک از مناسبتها که در داخل سازمان برگزار می شد به افراد اجازه نمی دادند که با خانواده هایشان که همراه آنان به عراق آمده بودند تماس بگیرند! عجیب تر اینکه ما از دسترسی به تمام وسایل تماس و ارتباط و رسانه ها محروم بودیم و حق نداشتیم با کسی تماس بگیریم. ما رادیو و تلویزیون یا اینترنت و حتی روزنامه چه ایرانی چه عراقی نداشتیم. وقتی بیرون آمدم نمی دانستم موبایل چیست زیرا در داخل قرارگاه اشرف موبایل ندیده بودم.

رهبری سازمان تلاش می کرد ما را با شعارهایی مذهبی یا ایدئولوژیک قانع کند تا بر ما مسلط شده و ما را به طور کامل به بند بکشد. در این سازمان هیچ صدایی بالاتر از صدای مسعود و مریم رجوی نیست زیرا حرف آنها مقدس است و حرف آنها به منزلۀ قانون اساسی است که افراد باید بی چون و چرا اجرا کنند. ازدواج و داشتن فرزند تماما ممنوع است و حتی افراد متأهل در داخل قرارگاه مجبور به طلاق شده اند و زنان حق فرزند داشتن ندارند. مادران را از بچه هایشان جدا کرده و بچه ها را به خارج فرستادند و به مرور زمان تماس با جهان خارج به طور کامل قطع شد. افراد حتی حق انتخاب دوست برای خودشان ندارند. سپس محل کار زن و مرد از هم جدا شد و خانواده ها فروپاشیدند و بافت اجتماعی سازمان از هم گسست و بدتر اینکه سازمان نشستهایی روزانۀ طولانی ده تا پانزده ساعته برگزار می کرد که هدف از آن مغزشویی بود.

سؤال: مسعود رجوی از چه مکانیسمهایی برای جلب حمایت افراد و جریانهای لائیک یا جریانهای دیگر استفاده می کرد؟

جواب: رجوی شیوه های مختلفی داشت که از نیرنگ و فریبکاری خالی نبود. به عنوان مثال از حجاب انتقاد می کرد و به اوضاع مذاهب و ملیتهای ایرانی می پرداخت تا به لائیکها و برخی ملیتها چراغ سبز بدهد که جذب این سازمان بشوند. مسعود رجوی خودش را رهبر ابدی این سازمان می شمارد و می کوشد همه را متقاعد کند که حرفش حرف خداوند است و ادعا می کند که با پیامبران ارتباط دارد. از این رو خودش به تنهایی خط و خطوط و سیاستهای استراتژیک سازمان را ترسیم می کند ولی در صورت وقوع اشتباه مسئولیت آن را به گردن دیگران می اندازد. وی علیرغم ادعاهای دروغینش مبنی بر اینکه پیرو ائمۀ اطهار می باشد و اینکه الگو و سرمشقش امام حسین (ع) است همیشه خودش را از عرصه های جنگ و صحنه های درگیری و رویارویی دور نگه داشته و گریخته است چنانکه می بینیم اکنون دوازده سال است از ترس دستگیری مخفی شده است در حالیکه افراد خودش را به درگیری و رویارویی می کشاند. او از این موارد فرار در گذشته نیز زیاد داشته است یعنی همیشه می گریزد و مخفی می شود و وقتی خطر رفع شد بیرون آمده و مدعی رهبری و قهرمانی می شود!.

سؤال: به نظر شما چرا رهبران سازمان این شیوۀ سرکوبگرانه را اتخاذ کرده اند؟

جواب: رهبری که افکار و رهنمودها و آموزشهایش را به زور و بدون شنیدن نظرات دیگران تحمیل کند دیکتاتور و سرکوبگر به شمار می رود و این مسعود رجوی است. او این شیوه را در پیش گرفته است تا بتواند همۀ افراد را در قرارگاه تحت کنترل خودش داشته باشد. او از همۀ انواع و شیوه های سرکوب استفاده می کند و قرارگاه را به یک زندان بزرگ تبدیل می سازد. رجوی می کوشد افراد را از جهان خارج که پیوسته در حال پیشرفت است قطع کند. من بعد از ۳۲ سال از داخل قرارگاه بیرون آمده و به کشورم ایران رفتم و از پیشرفت بزرگی که در ایران روی داده شگفت زده شدم. دیدم که جوانان طرز فکر خاص خودشان را دارند و می توانند اندیشه های خود را با گفتگو بدون سرکوب بیان کنند و علیه آنان سلاح به کار نرفته است آنگونه که القاعده و داعش و سازمانهای سرکوبگری مانند مجاهدین خلق انجام می دهند. این شیوه ها از جامعه های بشری رخت بربسته و منفور شده اند ولی این گروه ها ایدئولوژیهای تندروانه و عقب مانده و مغایر با قانون دارند.

سؤال: نقش مبارزاتی شما در برابر این نظام و تشکیلات دیکتاتوری چیست؟

جواب: در آغاز انقلاب گروههای کوچکی از جوانان بی پروا و با اندیشه های سطحی و ساده تشکیل شد و در همان حال تبلیغات سازمان بسیار پر سر و صدا و فریبنده و با کلماتی زیبا و خوش آیند و امید بخش برای جوانان بود و همۀ ما به تغییر ایمان داشتیم و دارای اعتماد به این رهبران بودیم ولی به مرور زمان کم کم دریافتیم که به دام و لغزشگاه بزرگی افتاده ایم. شیوۀ سرکوبگرانه و دیکتاتوری توسط رهبران سازمان به حد تهدید و استفاده از شیوه های فحاشی و ناسزاگویی و گاهی هم کتک زدن رسید. در سال ۱۹۹۳ رجوی دستور قاطعی مبنی بر عدم خروج اعضای سازمان صادر کرد یعنی گفت افراد دیگر هر گز نمی توانند از قرارگاه بیرون بروند و هر کس با این دستور مخالفت می کرد گرفتار نشستهای سرکوب و خشونت و گاهی هم استفاده از زور می شد. تصمیم سوم زندانی کردن آن عضو متخلف و انتقال او به زندان ابو غریب بود که طبق قوانین عراق در آنجا به مدت هشت سال و گاهی ده سال به جرم ورود غیر قانونی به عراق زندانی می شد آنهم اگر مبادلۀ زندانیان بین عراق و ایران صورت می گرفت و الا همچنان در زندان می ماند. اگر کسی می کوشید که از قرارگاه فرار کند با اطلاعات عراق برای دستگیری او هماهنگی می شد تا اینکه او را دوباره به قرارگاه بازمی گرداندند و بعضی را نیز در مرز ایران دستگیر کردند که از جملۀ آنها محمد مسیح و حسن بودند که بعد از دستگیری مورد شکنجه قرار گرفته و کتک زده شدند. علت دیگر، شستشوی مغزی و قطع ارتباط ما با بیرون بود تا ما ندانیم در بیرون چه می گذرد تا رجوی بتواند افراد را همانند ابزارهایی بیجان به حرکت در بیاورد و بدینگونه خودش را به صورت یک قدیس نشان می داد.

سؤال: چرا سازمان بر ماندن در عراق اصرار می ورزد؟

جواب: بعد از سرنگونی صدام و مشخصا در دولت ایاد علاوی دستوراتی طبق قانون عراق مبنی بر خروج این سازمان صادر شد. طبق قانون اساسی عراق سازمانهای تروریستی مسلح که خطری علیه کشورهای همسایه می باشند باید از خاک عراق بیرون بروند؛ ولی آنان این دستورات را نپذیرفتند و بر باقی ماندن در عراق اصرار ورزیده و برای سرنگون کردن دولت عراق برنامه ریزی کردند تا دولت دیگری روی کار بیاید که با آنها هماهنگ باشد و از حضور آنها در خاک عراق حمایت کند. سازمان از ۶۰۰ جوان عراقی استفاده کرد و از آنان خواست با سازمان همکاری کنند ولی اکثر این جوانان از روش سازمان خوششان نیامد و از این برنامه و مأموریت بیرون رفتند ولی بقیه را به شهرها فرستادند تا در آنجا جاسوسی کنند. سپس طرح «سین چهل» یعنی سرنگون کردن مالکی در چهل روز را ترسیم کردند ولی این طرح شکست خورد تا اینکه طرح «سین صد» یعنی سرنگون کردن دولت مالکی در صد روز را ریخته و تلاش کردند از طریق عشایر سنی در دولت نفوذ کرده و بین عشایر سنی و شیعه برای تضعیف دولت عراق شکاف ایجاد کنند. آنها برای این طرحها ملیونها دلار خرج می کردند. رجوی اقدام به چاپ برخی بیانیه ها با مهرها و آرمهایی تقلبی نمود. این بیانیه ها در داخل قرارگاه چاپ می شد و از آنجا به زبان عربی برای برآورده کردن اهداف خاصی که داشت پخش می شد. رجوی یقین داشت که اگر سازمان از عراق خارج بشود همۀ اعضایش علیه او برخواهند شورید و کسی با او نخواهد ماند و در آن موقع دیگر سازمان مجاهدینی در کار نخواهد بود.

سؤال: شخصیتها و مسئولان عراقی بسیاری آشکارا یا پنهان با این سازمان همکاری کردند و وقتی دولت خواستار اجرای قانون می شد اینها صدایشان را بلند کرده و از سازمان حمایت می کردند و کار دولت را مختل می نمودند. آیا می توانید مهمترین این افراد را نام ببرید؟

جواب: بله افراد زیاد و مهمی بودند از سیاستمدارات و قضات و روزنامه نگاران و وکلا که با سازمان همکاری کردند که از جملۀ آنها عبارتند از:………. آنها پیوسته تلاش می کردند جلوی اجرای قوانین و دستورات علیه سازمان و باقی ماندنش در عراق را بگیرند.

«البینه» از منتشر کردن اسامی این سیاستمداران و روزنامه نگاران و قضات و وکلا که با این سازمان همکاری کرده اند خودداری می کند.

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر