پیروزی صلح و شکست جنگ

پیروزی صلح و شکست جنگ

 ایران فانوس، بیستم می 2017:… یکی از گروههایی که طبق سنت و روش همیشگی، انتخابات را تحریم و با حداکثر قوا در راستای تخریب شخصیتهای انتخاباتی برآمده بود تا دوباره اوضاع بر وفق مرادشان گردد، مجاهدین خلق بودند که این گروه در اصل با نفس انتخابات، فرقی نمی کند در ایران و یا در روابط خودشان، مخالف است و انتخابات را مصداق باجگیری مردم می داند. آنها در رابطه با انتخابات ایران که حین و بعد از مناظره ها با چالشها و افشاگریهای بی سابقه همراه بود، نمایشی … 

(Library of Congress. Congressional Research Service.
The People’s Mojahedin Organization of Iran, by Kenneth Katzman. Washington, Nov 1992. 6 p.
Doc. call no.: M-U 42953-1 no.92-824F)

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

لینک به منبع

پیروزی صلح و شکست جنگ

انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران که روز جمعه 29 اردیبهشت ماه، برگزار شد، یکی از سرنوشت سازترین انتخابات دوران جمهوری اسلامی بود. در رقابتهای این انتخابات ابتدا شش تن احراز صلاحیت شده به مصاف هم و در مناظره های تلویزیونی شرکت کرده و با تمام توان از صلاحیت و برنامه های خود دفاع کردند. قبل از انتخابات، بسیاری از گروهها به عناوین و مقاصد مختلف، انتخابات را تحریم کرده و از مردم نیز خواهان عدم شرکت در انتخابات شدند. با وجود این، بیش از 70% مردم در انتخابات شرکت کردند که درنتیجه حسن روحانی با بیش از 22 میلیون رای برنده دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شد.

یکی از گروههایی که طبق سنت و روش همیشگی، انتخابات را تحریم و با حداکثر قوا در راستای تخریب شخصیتهای انتخاباتی برآمده بود تا دوباره اوضاع بر وفق مرادشان گردد، مجاهدین خلق بودند که این گروه در اصل با نفس انتخابات، فرقی نمی کند در ایران و یا در روابط خودشان، مخالف است و انتخابات را مصداق باجگیری مردم می داند. آنها در رابطه با انتخابات ایران که حین و بعد از مناظره ها با چالشها و افشاگریهای بی سابقه همراه بود، نمایشی و قلابی خواندند، غافل از این که خودشان محض فریب اعضاء و اربابان، حتی یک بار حاضر نشدند یک مناظره تلویزیونی و افشاگری و برخوردهای چالشی و نقد و انتخابات نمایشی و قلابی، اجرا کنند، توان و پتانسیل چنین کاری را ندارند.

دولت روحانی، طی چهار سالی که بر مسند قدرت ریاست جمهوری بود، طبعاً کاستیهایی داشت، اما عملکردهای مثبت اش همواره بر کارکردهای منفی اش، افزون تر است. او طی چهار سال گذشته، موفقیتهایی در عرصه داخلی و خارجی داشت که تنها چند نمونه اش از قرار زیر است.

اول، قبل از این که دولت روحانی بر سر کار آید، ایران با رای سازمان ملل و اعضای شورای امنیت با انواع تحریمات روبرو بود و احتمال جنگ می رفت که دولت روحانی ظرف مدت دو سال و تحت عنوان برجام مابین ایران و شش قدرت جهانی، سایه جنگ و تحریم را از سر ایران و مردم، دور کرد و ایران تنها کشوری بود که وقتی به دام افتاد با هنر دیپلماسی خود را از دامگه نجات داد.

دوم، پرونده هسته ای ایران که طی مدت 13 سال به سرانجام تلخی نزدیک می شد، ظرف مدت سه سال توانست تحریمات کمرشکن را خنثی کند و نفتکشهای خود را به اقصی نقاط جهان بفرستد.

سوم، خرید هواپیمای مدرن و مسافرتی که در گذشته به دلیل هواپیمای از رده خارج شده جان بسیاری از شهروندان ایرانی در معرض خطر جدی بود، با خرید هواپیمای پیشرفته توانست میلیاردها دلار از سهم شرکتهای هواپیمایی دیگر را از آن خود کند.

چهارم، میدان گازی ایران و قطر که سالها بود قطر سهم خود و ایران را استخراج می کرد، هم اکنون سهم ایران بیشتر از قطر رسیده است.

پنجم، ایران که یکی از بزرگترین وارد کننده گندم بود، ظرف یک سال گذشته به یکی از صادر کنندگان گندم بدل شده است.

ششم، بیش از یازده میلیون تن از شهروندان ایرانی تحت پوشش درمانی قرار گرفتند.

هفتم، غول بی شاخ و دم تورم که به 40% رسیده و کمر مردم را شکسته بود، هم اکنون به 8% رسیده است.

هشتم، تروریسم بی پروای ایرانی که افسارش دست دشمنان ایران و بیش از سی سال در همسایگی ایران یعنی کشور عراق، جا خوش کرده بود و ادعای آب و گل می کرد و در این راستا هزینه گزافی از مردم و منافع ملی ایران گرفته بود، به یکی از کشورهای فقیر اروپایی رانده شد.

البته موارد دیگری هم وجود دارد که از حوصله این مقاله خارج است.

حسن روحانی در ابتدای کار و تبلیغات ریاست جمهوری وعده های مختلفی به مردم داده بود که به دلایلی از عهده اش خارج و ناتوان بود و او همچنین طی روزهای گذشته و وعده های دور دوم ریاست جمهوری، امیدهایی چون افتتاح راه آهن داخلی و اتصال ایران به جهان را داده است. با آنچه که طی چهار سال گذشته اتفاق افتاد، می توان امیدوار بود، دولت جدید و کابینه حسن روحانی طی چهار سال باقیمانده بتواند ضمن تلافی کاستیها و قصورات چهار سال گذشته، به دستاوردهای تازه ای برای مردم ایران نائل آید و النهایه کشتی اسیر تلاطم و طوفان را به ساحل امن برساند.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

*** 

مریم رجوی مزدور صدامی در حال جن گیری در تیرانا آلبانیجشن نوروزی در تیرانا، در هیاهوی مریم مهر تابان

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29358

گروگانهای آلبانی را آزاد کنید 

 Ehsan Bidi Siavosh Rastarایران فانوس، سیزدهم می ۲۰۱۷:…  ریزش اخیر نیروهای موجود در آلبانی و هزینه های دلاری، نشانگر فرق مابین گروگانها در عراق و آلبانی است. در عراق می شد تنها با چند دلار و انواع سرکوب از گروگانها کار کشید و آنان را به دلار تبدیل کرد. در آلبانی اما نه می توان شعارهای آنچنانی جنگی و ایدئولوژیک سر داد و نه می توان از گروگانها کار کشید و آنان را به دلار بدل کرد. بلکه برعکس، باید از کیسه مایه گذاشت …

احسان بیدی سیاوش رستارطرح شکایت از عملکرد پرسنل کمیساریا در آلبانی (قابل توجه جداشدگان و فعالان حقوق بشری در اروپا)ا

لینک به منبع

گروگانهای آلبانی را آزاد کنید

با آن که در ایران مردم نیل به سوی عقلانیت دارند و نیروهای عقلانی در انتخابات پیش رو دست پیش دارند، در بخشی از اپوزسیون معترض و معاند اما درب بر همان پاشنه قدیمی و احساسی، می چرخد و همچنان مثال روز اول به سمت انتحار البته بدون مردم، پیش می روند. با این وجود و با وجودی که فرقه رجوی سال نوری از مردم فاصله دارد، متاسفانه تعدادی از نیروهایش را به بردگی و گروگان گرفته است.

نیروهای فرقه رجوی از پایین تا بالا در اصل گروگان جهل و تباهی هستند. در این میان اما گروگانهای آلبانی وضعیت شان از همه بدتر است. آنان همچنان از حق انتخاب سیاسی و فردی و حتی دیدار با عزیزان و خانواده محروم هستند. زنان وضعیت بدتر از مردان دارند. زنانی که اکثراٌ و حدوداً ۹۰% شان افراد بی سواد و عادی جامعه بودند. آنان در ابتدا به خاطر همسران و حفظ خانواده شان بود که وارد مناسبات مجاهدین شدند که بعداً در اثر فریب و طمع، فریب قدرت و مناسبات مجاهدین را خورده و باصطلاح به عنوان مبارز و سیاسی و نظامی، رنگ شدند. مریم قجر، یکی از این زنان نگونبخت است که اگر بر فرض محال آزاد شود، از قید و بند جهل آزاد شود، توان و قدرت خریدن یک نان از نانوایی را ندارد، چه رسد به این که به بهانه مبارزه و آزادی، بخواهد اربابان قدرت را تیغ بزند.

 گروگانهای مجاهدی که امروز در آلبانی و در حصار فریب و دجالیت، اسیر هستند، ارزش گروگانهای واقع در عراق و پادگان اشرف را ندارند. آنان در آن روز اگرچه اسیر دست فرقه بودند، برای رهبران فرقه ارزش سیاسی و نظامی بیشتری داشتند، انقیاد و فشار و کنترل بسا آسانتر بود و درآمدهای گروگانگیری نیز بسا زیادتر بود. امروز اما گروگانها ارزش سیاسی و نظامی ندارند، بلکه تنها ارزش انسانی دارند و کنترل و سرکوب آنان آسان نیست و با حرف و وعده های توخالی نیز نمی توان آنان را سر کار گذاشت بلکه حداقل می بایست دلارهای اربابان عرب و آمریکایی را رو کرد. رهبران نیز ناچارند با حداکثر توان درگیر وعده های سرنگونی در راستای حفظ و حراست از نیروها باشند و در این میان قید مبارزه را بزنند و تنها به چند جوک و لطیفه بی مزه، رضایت بدهند و شعر و شعار و توهین و فضاحت را به حساب مبارزه و سرنگونی قریب الوقوع بگذارند.

ریزش اخیر نیروهای موجود در آلبانی و هزینه های دلاری، نشانگر فرق مابین گروگانها در عراق و آلبانی است. در عراق می شد تنها با چند دلار و انواع سرکوب از گروگانها کار کشید و آنان را به دلار تبدیل کرد. در آلبانی اما نه می توان شعارهای آنچنانی جنگی و ایدئولوژیک سر داد و نه می توان از گروگانها کار کشید و آنان را به دلار بدل کرد. بلکه برعکس، باید از کیسه مایه گذاشت و انرژی گذاشت و دلار هزینه کرد تا چند صباحی دیگر مابقی گروگانها که هر روز توان و انگیزه شان کاسته می شود، در اختیار داشت.

از حصر و زندان و بردگی و گروگانگیری که دورانش گذشته و کاربرد سیاسی و قدرت ندارد، بگذریم و به یک راه حل بپردازیم.

آنان که گروگان می گیرند، در اصل خود نیز به گروگان بدل می شوند. این اصل از حیث روانی در مورد گروگانگیران کوچک و هواپیماربایان و غیره، صدق می کند اما در مورد گروگانگیران بزرگ و نیروهای فرقه ای دو چندان صدق می کند. در مورد فرقه رجوی، مشهود است که رهبران شان در اثر گروگانگیری آنچنان خود به گروگان قدرتها بدل شده اند که هیچ راه برگشت و پلی برای بازگشت به میان مردم ندارند و تنها با رسیدن بی چون و چرا و به تمامیت قدرت است که می توانند رد پا و گذشته سراسر مشکوک خود را ظاهراً پاک کنند. بیهوده نبود که رهبری مجاهدین شعار می داد، همه چیز یا هیچ چیز.

آنان در طمع همه چیز، خود را به همه چیز آویزان کردند اما غافل از همه چیز و همه کس، به هیچ چیز رسیدند. چرا، یک دلیل ساده این که از گروگانگیری نیروها به گروگان قدرتها بدل شدند. بی جهت نبود که رهبری مجاهدین تاکید می کرد، من به شغال باج نمی دهم که در اثر باج ندادن به زعم خود به شغال که در اصل همان نیروهای درمانده اش بودند، ناچار شد به همه درندگان و از جمله کفتاران، باج بدهد. چرا، چون که او فقط گرفتن را می فهمید و راز دادن را نمی فهمید و سپس در آستانه همه چیز، به هیچ چیز رسید. نیست و نابود شد. به غیبت صغری و کبری رفت و مرحوم شد. آنچه خود داشت و ندید و نفهمید و قدر نشناخت و ناشکری کرد، از بیگانه تمنای دلار و سلاح و حمایت کرد، غافل از این که بیگانه، بیگانه است و تنها در سر به فکر منافع خود است.

رهبری فرقه، سالها قبل شبی در حین سخنرانی و توجیه جنگ دست پیش گرفته و خطاب به نیروهایش گفت، این شما بودید که از روز نخست با شور و فتور مرا به این راه کشاندید!

اگر این گفته رهبری فرقه در مورد نیروهایش درست باشد، پس چرا در مسیر جنگ نانش را رهبران فرقه خوردند و چوبش را نیروها؟ در ثانی، حال که جنگ تمام شده و همه چیز به بن بست کشیده شد، چه کسی باید راه حل ارائه دهد؟ آیا این نیروها هستند که رهبران شان را گروگان گرفته اند، یا رهبران هستند که پشت نیروهای باقیمانده قایم شده و آنان را به گروگان گرفته اند که در قدم اول و خروج از بن بست، می بایست از آزادی گروگانها آغاز کنند.

اولین قدمی که یک گروگانگیر می تواند بردارد و گروگانها و خود را آزاد کند، طبعاً فرار به جلو و تهدید و وعده و وعیدهای توخالی و انتحار و ارعاب نیست، بلکه عقب نشینی هوشیارانه و مثبت در راستای نیل به آزادی است. آزادی گروگانها و خود گروگانگیر. راز و رمز آزادی در همین است. راز آزادی و گشایش کار گروگانگیر در وهله اول، آزاد کردن گروگانهاست. کسی که این را نفهمد مابقی را نیز نخواهد فهمید.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

(پایان)

*** 

پارلمان اروپا علیه مجاهدین خلق فرقََه رجوی نامه سرگشاده به کاردینال اعظم آلبانی جرج آنتونی فرندو

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29293

انتخابات و فرقه ها

 Massoud_Rajavi_Maryam_Rajavi_ISIS_ISIL_Terrorismایران فانوس، ششم می ۲۰۱۷:…  فرقه رجوی، طی ۵۰ سال اخیر با انتخابات و نظرسنجی و همه پرسی، چه در درون فرقه و چه برای مردم ایران، مخالف بوده و به جد مقاومت کرده است. آنان به دلایل مختلف با نفس انتخابات مخالفند. فرقه رجوی دارای ایدئولوژی و ساختاری است که انتخابات و آراء و نظر مردم را بر نمی تابد. آنان مردم را ابزار و ناآگاه می دانند و خود را ولی و قیم مردم تلقی می کنند. بسیاری از فرقه ها، دارای رهبری … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسمپدیده تروریست و راه اشتباه جهان

لینک به منبع

انتخابات و فرقه ها

برگزاری انتخابات در ایران تجربه طولانی مدت نیست. ولی همگان دریافته اند که روز انتخابات، ابزاری قوی و مدرن جهت قدرت نمایی مردم  در راستای تحکیم اراده و تعیین سرنوشت شان است. به هر حال، کار دستجمعی و انتخابات و انتخاب شدن در ایران، تجربه ای است که می رود تا اراده مردم بر سرنوشت شان تحقق یابد. در این میان اما کسانی هستند که با هر نوع و مدل انتخابات مخالفند و مردم را شایسته انتخاب شدن و انتخاب کردن، نمی دانند. فرقه رجوی یکی از این دسته هاست.

فرقه رجوی، طی ۵۰ سال اخیر با انتخابات و نظرسنجی و همه پرسی، چه در درون فرقه و چه برای مردم ایران، مخالف بوده و به جد مقاومت کرده است. آنان به دلایل مختلف با نفس انتخابات مخالفند.

فرقه رجوی دارای ایدئولوژی و ساختاری است که انتخابات و آراء و نظر مردم را بر نمی تابد. آنان مردم را ابزار و ناآگاه می دانند و خود را ولی و قیم مردم تلقی می کنند. بسیاری از فرقه ها، دارای رهبری خود خوانده هستند که رهبرشان را مردم انتخاب نکرده و نخواهند کرد. ایدئولوژی فرقه، انتخابات را منافی حرمت و ارزشهای فرقه می داند و این که مردم بدون وصی و قیم، قادر به انتخاب سرنوشت خود نخواهند بود لذا فرقه ها نه در عرصه سیاسی بلکه در همه عرصه ها با سلیقه و مرام و انتخاب مردم از خوردن و پوشیدن گرفته تا انتخاب رییس جمهور، مخالفند و به جد با آن مقابله خواهند کرد.

تبلیغات فرقه که هر آنچه نقاط قوت را ضعف و ضعف را قوت تبلیغ می کند و به دنبال بهانه های واهی جهت برجسته کردن نقاط ضعف و پوششی بر نقاط قوت است و انتخابات را در هر شرایط و صورتی تحریم می کند، در اصل انتخابات ریاست جمهوری در ایران اثرات ویران کننده در مناسبات داخلی فرقه دارد چون که انتخابات و انتخاب شدن و انتخاب کردن و رای و نظر مردم، فلسفه وجودی و مناسبات فرقه را که بر اساس نپرسیدن و ندانستن بنا شده، زیر سئوال می برد.

در فرقه مجاهدین و در طی ۵۰ سال اخیر، هرگز نشانی از انتخابات درونی و همه پرسی و نظرخواهی در ارتباط با پست و مقام و تعیین تاکتیک و استراتژی و هدف و جنگ و صلح و غیره، نبوده است. آنان رهبرشان را آسمانی و چیزی برتر از خدا می دانند و به آن باور دارند. اعضاء اگر به خدا باور نداشته باشند و ترس نداشته باشند، باید به رهبری باور داشته و ترس داشته باشند. در مناسبات فرقه، بندرت اعضاء را به فرامین و وعده های خدایی دعوت می کنند و بشارت می دهند، اما اعضاء به طور صد در صد می بایست با رهبری بیعت کرده و به طور مطلق مطیع اوامر و فرامین رهبری باقی بمانند تا جاییکه برخلاف همه قوانین جهان، اگر رهبری در غیبت کبری باشد و یا در قید حیات نباشد، اوامر و فرامینش همچنان معتبر خواهد بود.

نگاهی به انتخابات و ارزشها و فرامین و استراتژی و ساختار و عزل و نصب رهبری مجاهدین که تنها با یک نظر و رای و فرمان، خلق شده و بر خلاف همه جای دنیا ازلی و ابدی بوده و حتی پس از مرگ رهبری نیز همچنان پابرجا و به قوت خود باقی خواهند بود مثلاً، رییس جمهور را که می بایست زن باشد، تنها یک رای و یک نظر از نوع رای و نظر آسمانی و فراقانونی وجود دارد که این منصب و مقام، مقدس و ابدی شمرده می شود و نه تنها در زمان حیات رهبر بلکه پس از مرگش نیز اعتبار دارد. یعنی برای همه ادوار تاریخ و همه بشریت اعتبار داشته و خواهد داشت.

فرقه هرگز نخواهد پذیرفت و ریسک نخواهد کرد تا اعضاء و مردم را در معرض آزمایش طلبکاری که همان انتخابات باشد، قرار دهد. آنان می پندارند، کسانی که امروز رییس جمهور انتخاب کنند، فردا نوع پوشش و خوردن و نوشیدن و استراتژی و رهبر و جنگ و صلح و نوع زندگی و غیره را انتخاب خواهند کرد، باجگیری خواهند کرد. آنان انتخابات مردمی را نشانه فاسد شدن و طلبکارشدن و باجگیرشدن مردم می دانند، مردمی که برای دوام و بقاء و حیات شان، می بایست بدهکار مطلق و مطیع اوامر رهبری باقی بمانند وگرنه در این دنیا و آخرت، رستگار نخواهند شد.

فلسفه انتخابات در فرقه ها به ویژه فرقه رجوی چنین است. انتخابات ممنوع است، اما ضد انتخابات و تحریم انتخابات، همیشه آزاد است. همان گونه که نقد، عامل اصلی پیشرف امور، حرام است و ضد نقد، آزاد است. بنابراین، انتخابات و نقد، حرام و ممنوع است ولی ضد انتخابات و ضد نقد، واجب و آزاد است مثلاً، اگر مسعود رجوی رهبری فرقه در سال ۱۹۹۳ در یک نمایش انتخاباتی تنها با رای و نظر یک نفر رییس جمهور را نه تنها زمانی که در قید حیات است بلکه پس از مرگش نیز انتخاب اصلح می کند و همه می بایست رییس جمهور باسمه ای را باور و هست و نیست خود را از آن او و نفس خود را به او ببخشند و از راه و روش او تبعیت کنند، بلکه در این رابطه جملگی می بایست رهبری را مورد ضد نقد قرار دهند که اگر شما چنین انتخاب اصلح و فهم و درک آسمانی جهت هدایت ما داشتید، چرا زودتر خیر ما را نگرفته و ما را از قید و بند جهالت و کج فهمی نجات ندادید؟ رهبری نیز لاجرم از این نوع انتقادات، که همان ضد انتقاد و خودویرانی روح و روان باشد، بدش نمی آید بلکه خوشش می آید و میدان را باز می کند تا اعضاء همچنان در همه امور با ضد نقد، به خودویرانی و بدهکاری مطلق برسند و او همه اینها را بالاترین روش و سبک مبارزه در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی و رستکاری اعضاء می شمارد.

بنابراین و با آنچه گفته شد، تا زمانی که فرقه رجوی با انتخابات در ایران به ویژه انتخابات ریاست جمهوری، مخالف است، در اصل دارد ساز مناسبات داخلی اش را کوک می کند و به اعضاء گوشزد می کند که انتخابات در قدم اول یعنی طلبکار کردن مردم. اینها بعید نیست بلکه امری شناخته شده است. تعجب آنجاست که فرقه رجوی روزی بیاید و از انتخابات هر نوع و روشی که باشد، استقبال کند و بر لزوم انتخابات آزاد و نظرخواهی مردم، سماجت و پافشاری کند، آن روز است که فرقه همه ارزشها و فلسفه وجودی خود را زیر سئوال برده و از درون فرو خواهد پاشید.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

*** 

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویتحریم انتخابات از سوی مجاهدین (فرقه رجوی) و پارادوکسهای موجود در آن

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟!ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29128

شهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا 

 ایران فانوس، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۷:… اهدای کتاب شهدای مجاهد توسط مریم قجر به یک آمریکایی هرچه معنا دهد، یک چیز را فراموش نکنیم، رهبران مجاهدین تا حال هر آنچه داشتند پیش پای اربابان شان فروختند و خوردند و آخرین ارزش و سرمایه شان لیست شهدای شان بود که آن هم چنین ارزان در معرض فروش می گذارند. شهدایی که اگر زنده می بودند، لاجرم هر کدام انگیزه ها و توانمندیهایی داشتند و هر یک می توانستند … 

John_McCain_Maryam_Rajavi_TerroristsSen. McCain adds Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, NCRI) to his long list of backed terrorists

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

لینک به منبع

شهید فروشی

مجاهدین خلق طی عمر پنجاه ساله شان از هیچ ابزار و حربه ای به اندازه شهید استفاده بهینه نکردند. آنان استفاده هایی که از شهدایشان کردند، از زنده ها نکردند. به جرئت می توان گفت، اگر این دستگاه طی سالیان دراز شهید تولید نمی کرد، قادر به ادامه بقاء نبود و امروز وجود نداشت.

آنان اولین بار موضوع شهید و شهیدنمایی را بعد از انقلاب ۱۳۵۷ که از زندان آزاد شده و حرف جدیدی برای گفتن نداشتند، علم کردند. از شهدایی که در زندان شاه مقاومت کرده بودند، کتاب و داستان ساختند تا بخشی از نیروهای انقلاب را جذب کنند که در این رابطه موفق عمل کرده و موفق شدند.

به دنبال چنین موفقیت و مفت خوری از سرمایه مردم بود که سران مجاهدین تولید شهید را در دستگاه و استراتژی جدید خود قرار داده و به تبلیغ و تکثیر آن پرداختند. شهدای مجاهدین ظاهراً دارای ارج و قرب و نماد مبارزه و مقاومت و فدا و صداقت و الهام و انگیزه، شمرده می شدند و هیچگاه طی این مسیر شهداء به عنوان خسارت و تلفات و نقض و معایب و بی لیاقتی فرماندهان و رهبران، مورد بحث و بررسی و تحلیل و تفسیر قرار نگرفتند بلکه برعکس، شهدا اهرم فشار و حربه رهبران سازمان علیه دشمن و نیروهای داخل و ابزاری جهت ابراز وجود و مظلومیت و مشروعیت و جنگ در محافل عربی و غربی مورد استفاده قرار گرفتند.

در ادامه راه شهدای مجاهدین در هاله ای از قداست و به نفع جنگ و رهبری، کتاب شد و لیست این کتاب دست به دست برای سیاه نمایی دیگران و جذب نیرو و جلب حمایتهای مالی و سیاسی، مورد استفاده قرار گرفت. مسعود رجوی عامل و مسبب اصلی، شهدای مجاهد را نه به عنوان نقطه ضعف بلکه نقطه قوت خود و جنگ، لیست کرد و وقتی که در سال ۱۳۶۵ وارد خاک عراق شد به قبور امامان شیعه رفته و در کنار حرم امام حسین هل من ناصر ینصرنی، سر داد و در سامراء با ضجه و فغان به امام دوازدهم شیعیان خطاب کرد که این هدیه ناقابل از آن توست و اینها برای تو و در راه تو شهید شدند. آن روز بسیاری این فریبکاری و شهید دزدی و شهیدنمایی مسعود رجوی را باور کردند، در حالیکه امروز ثابت شد، پس از اهدای کتاب شهدای مجاهدین توسط مریم قجر به جان مک کین سناتور آمریکایی در تیرانا، مجدداً ثابت شد که کتاب شهدای مجاهدین توسط رهبرانش به تناسب زمان و مکان مورد سوء استفاده و ابزار پول و قدرت قرار گرفته و می گیرند.

شهدایی که در دل و در سر شور دیگری داشته و هرگز گمان نمی کردند که رهبران شان پس مرگ نیز دست از سر آنها بر نمی دارند و راحت شان نمی گذارند. شهدایی که در داخل تشکیلات، سوخت اصلی و انگیزه و روحیه نیروهای ضعیف و باعث حذف و نابودی نیروهای معترض به کار گرفته می شدند و هر از گاه که کفگیر به ته دیگ می خورد، استراتژی مرگ و مظلوم نمایی با شعار بیا بیا، نیروهای عراقی را تحریک و ناگزیر به حمله به نیروهای اسیر و محبوس در قرارگاههای اشرف و لیبرتی، می کرد تا با تولید شهدای بیشتر ضمن روحیه دادن به نیروهای روحیه باخته، اربابان خارجی را مجاب به حمایت مالی و سیاسی از خود کند. مسعود رجوی به نیروهایش مکرر اذعان می داشت که برای هر کدام از شما من صد شهید داده ام. او راست می گفت، او سرمایه ای جز این نداشت و از خود چیزی نداشت تا نیروهایش را سرکوب و ناچار به ماندن کند. او محک و معیارش در رابطه با نیروها و دشمنان و دیگران، تعداد شهداء بود. شهدایی که در عراق بدل به گورستان مروارید شدند، گورستانی که جهت شماتت و سرکوب اعضای ناراضی، استفاده می شد و هر آن کس که توان جنگیدن نداشت، به مزار مروارید می بردند و با سرکوفت از او می خواستند که انتقام خون این همرزمان را جز شما چه کسی باید بگیرد.

در عملیات فروغ جاویدان/مرصاد، که مسعود رجوی همه ظرفیتهای خود را به کار گرفته بود و پس از تحمل تلفات سنگین یعنی بیش از ۱۴۰۰ تن که بی شک در یک قاعده نظامی و سیاسی، می بایست عاملین و رهبران مورد مواخذه و محاکمه قرار می گرفتند و از دور خارج می شدند، ولی او به تجربه و دانش قبلی، همچنان شهدای مجاهد را جهت بهره برداریهای مختلف، بالا بردن مقام و منزلت خود و سرکوب معترضین و روحیه دادن به نیروهای روحیه باخته و کسب حمایتهای مالی و سیاسی و سیاه نمایی دیگران، استفاده می کرد.

اهدای کتاب شهدای مجاهد توسط مریم قجر به یک آمریکایی هرچه معنا دهد، یک چیز را فراموش نکنیم، رهبران مجاهدین تا حال هر آنچه داشتند پیش پای اربابان شان فروختند و خوردند و آخرین ارزش و سرمایه شان لیست شهدای شان بود که آن هم چنین ارزان در معرض فروش می گذارند. شهدایی که اگر زنده می بودند، لاجرم هر کدام انگیزه ها و توانمندیهایی داشتند و هر یک می توانستند مدارج علمی و سیاسی و مدیریتی داشته باشند. بعضی ها در عرصه های علمی و سیاسی و هنری و یا حداقل می توانستند خانواده ای را حمایت و سرپرستی کنند، ولی حیف و صد افسوس که این چنین ملعبه دست بیگانگان و وطن فروشان، قرار می گیرند.

البته ما همیشه حساب رهبران شهیدفروش و گروگانگیر را با حساب نیروهای اسیر و شهدایشان، جدا کرده و خواهیم کرد. آنان فرزندان و سرمایه های مردم بودند که اگر در یک حزب و تشکیلات مردمی به سر می بردند، دارای قابلیتهای زیادی برای خود و جامعه شان بودند. ولی هیهات که رهبران مجاهدین آنان را پوششی جهت بی لیاقتی و خیانتهای خود کرده و چنین سهل و آسان نزد محافل بیگانه مورد حراج قرار می دهند تا چند صباحی مورد مظلومیت و حمایتهای مالی و سیاسی این و آن قدرت قرار گیرند.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

The Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29038

تکامل تروریسم

 ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsایران فانوس، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:… در ایران تروریستهای زیادی در تاریخ وجود داشتند که به دنبال اهداف سیاسی و ایدئولوژیک، بودند و در مسیر سوژه خود را از مسئولین انتخاب می کردند. از فرقه حسن صباح گرفته تا فرقه مجاهدین خلق، از تروریسم به عنوان ابزار و وسیله ای برای رسیدن به قدرت استفاده کردند. اما تروریسم در تکامل خود اهداف و ابزار و روش خود را تغییر داد. مجاهدین خلق، تا سال ۱۳۶۵ روشهای تروریستی … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsJohn Bolton grooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

لینک به منبع

تکامل تروریسم

ایران فانوس، ۱۶٫۰۴٫۲۰۱۷

تروریسم همیشه مثل امروز با این کمیت و کیفیت و به دنبال زدن مردم نبود. در گذشته، دوران جنگ سرد که ترور و تروریسم یکی از ابزارهای کار امپراطوری شرق و غرب بود و تروریستهای به نامی چون کارلوس شغال(متولد ۱۲ اکتبر ۱۹۴۹) را تولید می کرد و به کار می گرفت، اگرچه کارلوس ها آدمکش بودند و در مسیر راه و زدن مسئولین سیاسی و نظامی، موانع مردم را نیز می زدند، اما سوژه جزو مسئولین سیاسی و نظامی بود و کاربرد سیاسی بر وجه ایدئولوژیک، غالب بود.

در ایران تروریستهای زیادی در تاریخ وجود داشتند که به دنبال اهداف سیاسی و ایدئولوژیک، بودند و در مسیر سوژه خود را از مسئولین انتخاب می کردند. از فرقه حسن صباح گرفته تا فرقه مجاهدین خلق، از تروریسم به عنوان ابزار و وسیله ای برای رسیدن به قدرت استفاده کردند. اما تروریسم در تکامل خود اهداف و ابزار و روش خود را تغییر داد. مجاهدین خلق، تا سال ۱۳۶۵ روشهای تروریستی دیگری داشتند و از سال ۱۳۶۵ به اسم راهگشایی، سربازان مرزی را مورد هدف قرار می دادند به این بهانه که هدف ما رسیدن به تهران است و سربازان مرزی مزاحم و مانع هستند. از این به بعد تروریسم مجاهدین خلق بیشتر به سوی زدن اهداف مردمی و گروگانگیری و خشونت کور، جهت رسیدن به دلار بود.

همان طور که روش و اهداف تروریستها در مسیر و طی سالیان تغییر کرد، ابزار کار و آموزش و کیفیت نیروهایشان نیز به تناسب زمان تغییر کرد. اگر تروریستها زمانی از اسب و خنجر و اعضای ماهر استفاده می کردند، سرانجام به موتور سیکلت و خودرو و هواپیما و گروگانگیری رسیدند. امروزه انتحار فیزیکی و استفاده از کامیون و نیروهای فریب خورده، از ابزارهای مهم تروریستها هستند.

عملیاتهای تروریستی نیس فرانسه، برلین آلمان و استکهلم سوئد، هر سه با استفاده از کامیون و افراد فریب خورده و زدن به میان مردم بی دفاع جهت ارعاب و باجگیری انجام گرفته است.

ترورهایی که طی چند سال اخیر در خاورمیانه و اروپا انجام گرفت، اکثراً توسط تروریستهای رده پایین انجام گرفته و به جز موارد معدود در اکثر موارد، اهداف مردم بی دفاع بودند که جهت ارعاب و باجگیری انجام گرفته است.

تروریستهای دوران جنگ سرد که جنگ غالب شان، سیاسی و بعداً ایدئولوژیک بود، تروریستهای امروزی اغلب و کار اصلی شان ایدئولوژیک و سپس سیاسی است. تروریستهای امروزی اگرچه ظاهراً با شعار فریبنده عدالت و آزادی به دنبال قدرت هستند، اما در اصل انگیزه های ایدئولوژیک و دلار وجه غالب مبارزات شان است.

در گذشته وقتی که حرف از ترور و تروریسم به میان می آمد، اذهان اتوماتیک به سمت  سلاح و سوژه می رفت، در حالی که امروزه تروریستها بدون سوژه و سلاح و از هر وسیله ممکن و در دسترس می توانند مردم بی دفاع را هدف بگیرند و مزد خود را از ارباب شان دریافت نمایند.

درنتیجه، اگر ترور و تروریسم در مسیر زمان اهداف و روش و ابزار و سوژه و کیفیت نیروهایش را تغییر داد و خود نیز تغییر کرد، از مشروعیت نسبی به نامشروعیت رسیده و یا حداقل در مناطقی از کره رمین این چنین بوده، روشهای مبارزه علیه تروریسم نیز نمی تواند به مثابه گذشته از نوع زندان و خشونت باشد، بلکه روشهای مبارزه نیز تغییر کرده یا می تواند تغییر کند. در مورد مجاهدین خلق، روشهای مبارزاتی گذشته از نوع زندان و خشونت، بی تاثیر و یا معکوس عمل کرده و به توان و مشروعیت آنان کمک کرده است. بسیاری از تروریستهای جهان تجربه زندان به همراه دارند و هم اکنون زندان ها یکی از مراکز عمده پرورش تروریسم هستند.

هنوز هم بسیاری از دولتها و ارگانهای امنیتی راست یا دروغ با پدیده تروریسم مبارزه می کنند، اما ابزار کارشان همچنان قدیمی و پر هزینه است. در مورد مجاهدین خلق، تنها ابزار مهم مبارزه، سیاسی و فرهنگی و اطلاع رسانی بوده و این تجربه می تواند در مورد سایر گروههای تروریستی در دنیا به کار گرفته شود. استفاده از تجارب تروریستهایی که به دلایل مختلف از گروه تروریستی خود خارج شده و توان و انگیزه مبارزه علیه تروریسم را دارند، ابزار کم هزینه در ارتباط با مبارزه علیه تروریسم است، زمانی که بسیاری از دولتها و سازمانهای امنیتی دنیا هنوز هم راهکار کهنه و پر هزینه را دنبال می کنند، در حالی که تروریسم تنها تروریست و سلاح و سوژه نیست، بلکه اندیشه و تنفر و باورهای کهنه و ارتجاعی است که تنها با اغماض و باورهای  مدرن و انسانی قابل پیشگیری و مداوا است. در این بین همچنین، تقسیم بندی تروریستها به خوب و بد، آشکارا حمایت از مقوله تروریسم و لوث کردن مبارزه علیه تروریسم است.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28963

نگاهی به اطلاعیه اخیر رضا پهلوی

ایران فانوس، یازدهم آوریل ۲۰۱۷:…آن چه اطلاعیه و خط کشی اخیر رضا پهلوی را با خط کشیهای دیگر، متمایز می کند، در مورد مجاهدین خلق است. او در اطلاعیه اش می افزاید: مجاهدین خلق ایران به „یکی از اعضای کابینه ترامپ ۵۰ هزار دلار“ بابت یک سخنرانی پرداخت کرده‌اند. به گفته او، با این حال سازمان مجاهدین خلق که در طول جنگ ایران و عراق با صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق همراهی داشته‌اند و … 

مهدی خوشحال: آیا رجوی دوباره زنده خواهد شد؟

لینک به منبع

نگاهی به اطلاعیه اخیر رضا پهلوی

رضا پهلوی رهبر اپوزسیون سلطنت طلب و وارث آخرین شاه ایران که هم اکنون ساکن آمریکاست، اخیراً در گفتگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس، گفتگوی متفاوتی داشت. رضا پهلوی که در گذشته مدام از مبارزات مسالمت آمیز و غیر خشونت آمیز، حرف می زد این بار بحث سرنگونی و انقلاب مسالمت آمیز را مطرح کرد که این موضوع از طریق تلویزیونهای لوس آنجلس و دویچه وله آلمان و سایتهای دیگر ایرانی، منعکس شد.

http://news.gooya.com/2017/04/post-2609.php

پر واضح است که اطلاعیه اخیر رضا پهلوی، بی ارتباط با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، حمله آمریکا به سوریه و انتخابات ریاست جمهوری در ایران، نیست.

اطلاعیه جدید و شیوه جدید مبارزه که رضا پهلوی مسئولیت مستقیم آن را به عهده دارد و برای اولین بار به آن اعتراف کرده است، ضمن این که ناکارآمد بودن شیوه مبارزات گذشته را دلالت می کند همچنین این نوع مبارزات انقلاب مسالمت آمیز، که به عبارتی یا در انتها همان مبارزات خشونت آمیز است، توسط سایر گروههای اپوزسیون منجمله مجاهدین خلق، تست شده و تا آخر خط رفته و ناکام مانده است. در ثانی، رضا پهلوی، شیوه جدید مبارزه علیه جمهوری اسلامی، را بازتر نکرد و ابزارهای مبارزه و نیرو و امکانات دیگر را تعریف نکرد و باز نگشود. اما در ادامه از کمک گرفتن از کشورهایی چون آمریکا و عربستان سعودی و اسراییل، یاد کرد، اما یاد نکرد که این کشورها و دولتها در گذشته به وفور به اپوزسیون و به ویژه اپوزسیون خشونت طلب و وابسته، کمکهای شایان و بی دریغ کرده اند اما نتیجه نگرفته اند.

آن چه اطلاعیه و خط کشی اخیر رضا پهلوی را با خط کشیهای دیگر، متمایز می کند، در مورد مجاهدین خلق است. او در اطلاعیه اش می افزاید،

مجاهدین خلق ایران به „یکی از اعضای کابینه ترامپ ۵۰ هزار دلار“ بابت یک سخنرانی پرداخت کرده‌اند. به گفته او، با این حال سازمان مجاهدین خلق که در طول جنگ ایران و عراق با صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق همراهی داشته‌اند و قبل از انقلاب آمریکایی‌ها را کشته‌اند „شریک [سیاسی] نامناسبی“ هستند.

با این حساب، وقتی که در اپوزسیون خارج و سرنگون طلب حتی رضا پهلوی مجاهدین خلق بی رهبر را قبول ندارد، دیگر جای سایر اپوزسیونها منجمله داخل کشور و مردم ایران، مشخص است که بیچاره مجاهدین خلق در این عالم تنهایی تنها امریکا و دونالد ترامپ را داشتند که حال نزد آنان نیز به مثابه نیرویی ضد آمریکایی و مزدور صدام حسین، معرفی و شناخته شده اند.

خط کشی اخیر رضا پهلوی در ارتباط با مجاهدین خلق، آدم را به یاد خط کشیهای مجاهدین خلق در دوران اقبال شان در عراق می اندازد که آنان آنجا و آن برهه از زمان، جز خود همه را منفعل و خائن قلمداد می کردند و حتی آن دستجاتی که اهل جنگ و جدل بوده و در گوشه ای از سفره صدام حسین نشسته بودند، مسعود رجوی پس از این که در سال ۱۳۶۵ وارد خاک عراق شد، قبل از این که با جمهوری اسلامی درگیر شود، شروع به دعوا و تبلیغات علیه احزاب کردی و حزب دموکرات کرد و برای صدام حسین صاحب سفره شکایت و حکایت، که اگر شما مزدور می خواهید ما همه جورش راضی هستیم به شرط این که سفره و همه سفره از آن ما باشد. البته صدام حسین این پیشنهاد مسعود رجوی را قبول کرد و او را نه در گوشه بلکه سر سفره نشاند.

خط کشی اخیر آن هم از جانب رضا پهلوی، نشانگر اوج بی اعتمادی عموم نسبت به مجاهدین خلق است. نسبت به گروهی که در راه رسیدن به پول و قدرت، همه راههای ضد ایرانی و ضد انسانی را پیمود و در انتهای راه، تنها چشم امید به درگاه آمریکا و عربستان و اسراییل، دوخته بود که حال با خط و سیگنالی که تازه از راه رسیده است، مریم رجوی و سایر سران فرقه رجوی، می بایست خط و فاز جدید مبارزه، بدون آمریکا و اسراییل و عربستان سعودی، و بدون جنگ آمریکا علیه ایران، را از خود خلق کنند که آن هم غیر ممکن نیست.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28944

سیاهچاله های زمینی 

Massoud_Rajavi_Maryam_Rajavi_ISIS_ISIL_Terrorismایران فانوس نهم آوریل ۲۰۱۷:… یک تروریست، ممکن است در طول عمرش حتی یک نهال نکاشته باشد، ولی تا توانسته هزینه مادی از هم نوعانش گرفته و طلبکار مطلق و مستعد ویرانی خود و دیگران باقی مانده است. فرقه رجوی، سازمان تروریستی ای که عمر ۵۰ ساله دارد، در پایین نشریه اش شعار جالبی دارد، خون شهدا تضمین پیروزی حتمی ماست! و … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسمپدیده تروریست و راه اشتباه جهان

لینک به منبع

سیاهچاله های زمینی

سیاره زمین را خطرات زیادی تهدید می کنند. از تشعشعات خورشیدی و سنگهای آسمانی گرفته تا جنگهای اتمی و ویروسها و تروریسم و جهل و باورهایی که زمین و ساکنانش را به فنا و نابودی تهدید می کنند.

تروریسم، این مقوله ظاهراً سهل و باطناً سخت، مثل این که از حیث سیاسی و اقتصادی و تعادل قوا در جهان امروز، پدیده ساده ای نیست و همگان از وجودش آسیب نمی بینند. آنان که به دنبال تفرق و اختلاف و تنش مابین صفوف مردم اند و سودای قدرت طلبی و امپراطوری و فروش سلاح در سر دارند، نمی توانند با پدیده تروریسم مشکل جدی داشته باشند. بنابراین، تا روزی که در بر همین پاشنه و مدیریت غلط و پر از نفاق و تفرق مابین کشورها و در خاورمیانه می چرخد، خطری جدی پدیده تروریسم را تهدید نمی کند، بلکه این تروریسم است که طی حیات خفیف و خائنانه اش، مترصد فرصتی از نوع ویروسی یا شیمیایی و میکربی و اتمی، باقی می ماند تا کل جهان و بشر زمینی را مورد تهدید جدی قرار دهد.

 طی یک سال گذشته، یعنی از ژانویه سال ۲۰۱۶ تا ژانویه سال ۲۰۱۷، ۳۰ حمله تروریستی بزرگ و کوچک در شهرهای مختلف ترکیه صورت گرفته که منجر به کشته شدن ۴۵۰ و زخمی شدن ۲۰۰۰ تن شده است. مسایل و مشکلات دیگر ترکیه از جمله دیکتاتوری و کودتا و زندانی شدن روزنامه نگاران و غیره را در می گذریم، چون بحث ما بر سر تروریسم است، آن هم در کشوری امن مثل ترکیه که مهد بازار و توریستهای اروپا و کشورهای همجوار خود بوده است. وقتی در کشور مسلمان و توریستی ترکیه، چنین است، در مورد عراق و سوریه و افغانستان و پاکستان و بعضی از کشورهای آفریقایی، جای خود دارد. طی چند سال اخیر، اروپا به ویژه اروپای غربی و دیروز در سوئد، از حملات سنگین تروریستها در امان نبوده اند.

تروریستهای زمینی را در اندیشه و عملکرد، تنها می توان با سیاهچاله های آسمانی schwarzes loch مقایسه کرد. در مورد پیدایش سیاهچاله ها که احتمال می رود از فروپاشی ستاره های بزرگ در یک انفجار بزرگتر در پایان چرخه ی حیات شان به وجود آمده باشند و عملکردشان، نظرات مختلفی وجود دارد. در مورد سیاهچاله ها که کشف و شناخت شان بسا مشکل است و کار هر کسی نیست، اکثر دانشمندان بزرگ مثل کارل شوارتزشیلد، آلبرت اینشتن، استیون هاوکینگ، جوزف وبر، جان میشل، پیرسمون لاپلاس، چارلز توماس بولتون، لوییس وستر، پل مردین و دهها تن دیگر که در دوره های مختلف می زیسته اند، نظرات نزدیک به هم دارند. در مورد سیاهچاله های زمینی که طی چند دهه اخیر هزینه مادی و معنوی گزافی از سیاره ما گرفته اند، دانشمندان زمینی نظرات صائب و کاربردی ارائه نداده اند. در یک گروه تروریستی، ارزش و کارکرد یک جلاد بیشتر از ارزش و کارکرد یک دانشمند است چون، جلاد کارکرد مثبت دارد و دانشمند کارکرد منفی دارد.

یک تروریست که برای بارور و کارآمد شدنش تروریستها و مردم زیادی کشته شده اند، در درونش چیز زیادی جز جهل و باورهای کهنه، ندارد و اکثراً دارای تخصص نیستند، تولید نمی کنند، مسئولیت خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی ندارند، بلکه مصرف کننده و نابودکننده مطلق هستند. یک تروریست، ممکن است در طول عمرش حتی یک نهال نکاشته باشد، ولی تا توانسته هزینه مادی از هم نوعانش گرفته و طلبکار مطلق و مستعد ویرانی خود و دیگران باقی مانده است.

فرقه رجوی، سازمان تروریستی ای که عمر ۵۰ ساله دارد، در پایین نشریه اش شعار جالبی دارد، خون شهدا تضمین پیروزی حتمی ماست! و آنان، ۱۲۰ هزار شهید و لابد چند برابر تلفات از دیگران را که در مجموع جملگی از خود مردم است، مدام تبلیغ و تعریف می کنند، بدون این که از این همه خونریزی و تلفات مادی و معنوی، حتی یک قدم به پیش رفته باشند و در فضای دموکراسی قدمی برداشته باشند و یا حتی در مناسبات خود کمکی به دموکراسی کرده باشند. از این همه تلفات مادی و معنوی که از شمار خارج است، دستاورد هر چه بوده، منفی و با سرعتی غیر قابل تصور به عقب بوده و پتانسیل مردمی و سرمایه مردم را هر روز بیشتر از روز قبل، به فنا و نابودی و تباهی کشانده اند. اینها در مقابل نابودن کردن سرمایه و ارزشهای مردم و همه را در خود لوث کردن و ذوب کردن و چیزی پس ندادن، قابل قیاس با دیگر پدیده های زمینی نیستند و تنها می بایست با سیاهچاله های آسمانی مورد قیاس قرار گیرند.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

*** 

 https://youtu.be/UEwFH7uzTOg

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28692

شباهتهای برادر ارشد و برادر مسعود 

 مهدی خوشحال، ایران فانوس، پنجم مارس ۲۰۱۷:… جورج اورول رهبری این حزب را که برادر ارشد نام دارد، چنان توصیف می کند که در اصل وجود ندارد و کسی او را ندیده است اما کارکردش صد در صد است و در گفتار و تبلیغات وجود دارد و نگهبان کار و فکر همه اعضاست. تلویزیون، که در همه جا نصب شده و همیشه روشن است، معمولاً هنگام غذاخوردن به پخش اخبار … 

پایان عصر حماقت

لینک به منبع

شباهتهای برادر ارشد و برادر مسعود

مهدی خوشحال، ایران فانوس، ۰۵٫۰۳٫۲۰۱۷

مهدی خوشحال بغداد

مهدی خوشحال

سال ۱۹۹۲ که مقیم ترکیه بودم به پیشنهاد یکی از دوستان توانستم کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول را تهیه کنم. ظرف شش ماه اول سه بار کتاب را خواندم چون که به مناسبات فرقه مجاهدین که من آنها را با پوست و استخوانم تجربه کرده بودم بسیار نزدیک بود. سال بعد که به آلمان آمدم کتاب را نیز با خودم آوردم و تا امروز همراهم است. بعدها که فیلم ۱۹۸۴ ساخته شد، فیلمش را هم که با بازی زیبای جان هورت و ریچارد برتون، ساخته شد سه بار دیدم و آخرین بار این فیلم را یکشنبه پنجم فبروار سال ۲۰۱۷، ساعت ۲۲ شب از کانال تلویزیونی TELE 5  دیده ام.

جورج اورول که کتابش را در سال ۱۹۴۹ نوشته و جهان سه قطبی و وحشتناکی را در سال ۱۹۸۴ ترسیم و توصیف می کند، پیشگویی اش از پیشگویی نوسترا داموس قوی تر است چون که پیشگویی جورج اورول نه در سال ۱۹۸۴ بلکه امروز و در سال ۲۰۱۷ حداقل در سه مورد قابل رویت و مشاهده است.

اول، جورج اورول در کتاب ۱۹۸۴ که با فیلم ساخته شده از این کتاب فرق دارد و کامل تر است، جهانی را تصویر می کند که دارای سه قطب اقیانوسیا، اوراسیا و شرقاسیا است که در ظاهر با هم دعوا و مشاجره دارند اما تمام جنگ و دعوایشان جز نمایشهایی در جهت تحمیق خلقها و جز دستاویزی برای مهار کردن نیروهای تولید، پیشگیری از افزایش مصرف و خودداری از تامین و رفاه و فرهنگ همگانی، نیست چرا که آنها می دانند ذهن آسوده مطالعه خواهد کرد، آگاه خواهد شد و چون توانست بفهمد و بپرسد و دریابد، دیگر نیازی به قدرت مطلق آنها نخواهد داشت.

داستان در مورد قدرت و جنگهای اقیانوسیاست و مناسبات دهشتناک حزبی است که اقیانوسیا را رهبری می کند. بی گمان امروز اگر چنین تقسیم بندی ای چون آمریکا و روسیه و چین، در جهان حاکم نباشد، بعید نیست که در آینده ای نه چندان دور و پس از شکست و فروپاشی اروپا، جهان به سه قطب بدل شود.

دوم، جورج اورول در سال ۱۹۴۹ مناسبات حزبی را برای آینده پیشبینی می کند که هم اکنون در عالیترین شکلش وجود دارد و قابل انکار نیست. او مناسبات بسته ای را در حاکمیت اقیانوسیا توصیف می کند که اعضاء همدیگر را برادر و خواهر خطاب می کنند، لباس فرم می پوشند، روابط فقط کاری و حزبی است، اعضاء کار حرفه ای و شبانه روزی دارند، روابط عاطفی و جنسی ممنوع است، عاشق شدن ممنوع است، زاد و ولد ممنوع است، خلوت کردن ممنوع است، فکر کردن و مطالعه ممنوع است، خاطره نویسی و فکر کردن به گذشته ممنوع است، تردید و تمرد به اهداف و آرمانهای حزب ممنوع است، سئوال کردن به فرامین ممنوع است، اظهار نظر نسبت به برنامه حزب ممنوع است، تردید به موجودیت رهبری که همان برادر ارشد است ممنوع است و همه می بایست همه ی عشق و علایق و سپاس و ستایش خود را تماماً به برادر ارشد ابراز دارند و جز او، ممنوع است و در این مناسبات همه چیز ممنوع است و تنها کار و اطاعت و باورهای سراسر دروغ حزب، آزاد است. حزب همیشه در حال جنگ بود و جنگ، پایان پذیر نیست. حزب همیشه دارای دشمن خارجی و داخلی بوده و طی نمایشات ابراز انزجار و نفرت که می بایست اسرای جنگی و خائنین داخلی اعدام می شدند، اعضاء می بایست حداکثر خشم و تنفر خود را نسبت به اعدام اسراء و خائنین، ابراز دارند و حتی میلیشیا نیز از این امر مستثنی نیست و آنان نیز می بایست با ابراز نفرت نسبت به دشمن، آرمانهای حزب را باور و اطاعت کنند. اما در مورد بزه فکران فرق می کند. آنان می بایست در زندان و به ویژه زندان شماره ۱۰۱، در اثر شکنجه ی وحشتناک توام با ترس و توسط بازجویان خبره، از درون تهی شده و تغییر شخصیت و ماهیت بدهند و به تمامی آرمانها و اهداف حزبی باور کنند. بازجو به قربانی اذعان می دارد، ما عضو متمرد را نمی کشیم چون او از قبل مرده بود، ما عضو مریض را شفا می دهیم، ما عضو بزه فکر را از درون تهی می کنیم و تغییر ماهیت می دهیم، حزب وسیله نیست بلکه هدف است، همچنانکه قدرت وسیله نیست بلکه هدف است.

همه آنچه که شمرده شد و صدها مورد دیگر را جورج اورول در سراسر کتابش آورده است، در فرقه مجاهدین به وقوع پیوست و هم اکنون وجود دارد و اعضای ناراضی و اخراجی کم و بیش در سرفصلهای مختلف به آنچه که به آنها رفته است، اذعان دارند.

سوم، جورج اورول رهبری این حزب را که برادر ارشد نام دارد، چنان توصیف می کند که در اصل وجود ندارد و کسی او را ندیده است اما کارکردش صد در صد است و در گفتار و تبلیغات وجود دارد و نگهبان کار و فکر همه اعضاست.

تلویزیون، که در همه جا نصب شده و همیشه روشن است، معمولاً هنگام غذاخوردن به پخش اخبار سراسر دروغ حزبی می پردازد و همچنین تلویزیون تنها فرستنده نیست، بلکه گیرنده و دستگاه شنود و کنترل جسم و فکر اعضاء نیز است. اعضاء یا نباید در جایی تنها باشند و یا اگر در خانه باشند، تلویزیون که در همه ی مکانها و بیست و چهار ساعته روشن است، مدام اعمال و رفتار و پندار اعضاء را کنترل و به بالا گزارش می کند.

یکی دیگر از کارکردهای تلویزیون که همیشه و در همه جا روشن است، تزریق ترس و ابهت رهبری به اعضاء است. رهبری که برادر ارشد نام دارد، صورتش به اندازه صفحه تلویزیون بزرگ شده و با چشمان نافذش به چشمان بیننده خیره شده و از آنها کار و اطاعت و ستایش نسبت به خود را طلب می کند. برادر ارشد، تنها در تلویزیون وجود دارد و کارکرد مطلق دارد و خارج از تلویزیون و به طور مادی کسی او را هرگز ندیده است.

برادر مسعود، که در تشکیلات وی را چنین خطاب می کنند، طی یک دهه اخیر همان نقشی را بازی کرد و به عهده داشت که برادر ارشد در حزب بازی می کرد و یا بازی داده می شد. هر دو برادر، وجود خارجی ندارند اما در تلویزیون و هم اکنون اینترنت به وفور ایفای نقش می کنند و اعضاء را به اطاعت از فرامین حزبی و سازمانی دعوت می کنند.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28512

تبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی 

 مهدی خوشحال، ایران فانوس، هفدهم فوریه ۲۰۱۷:… به راستی، چه کسی معضل مفقود شدن و گم شدن و بی هویتی یک ایرانی در عراق و آلبانی، و نیست و نابود شدن خانواده اش را به بهانه هیچ و پوچ، رقم زده است تا جایی که فرزند، وجود مادرش را باور نکند؟ به همین دلیل، خواستم مطلب کوتاهی را در این رابطه جهت آگاهی عموم بنویسم و توضیح بدهم. تبخیرشدگان … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیرانامجاهدین دیگر به هدف نمی رسند و مبارزه شان به پایان رسید

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

تبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

 چند روز قبل یکی از قربانیان فرقه تروریستی رجوی را دیدم و با لحنی آرام به او اطلاع دادم، آیا می دانی مادرت از عراق به آلبانی آمده و هم اکنون در اروپاست؟ او حرفم را شنید، اما باور نکرد.

به راستی، چه کسی معضل مفقود شدن و گم شدن و بی هویتی یک ایرانی در عراق و آلبانی، و نیست و نابود شدن خانواده اش را به بهانه هیچ و پوچ، رقم زده است تا جایی که فرزند، وجود مادرش را باور نکند؟ به همین دلیل، خواستم مطلب کوتاهی را در این رابطه جهت آگاهی عموم بنویسم و توضیح بدهم.

تبخیرشدگان فرقه رجوی، مختص آنچه در کتاب „تبخیرشدگان“ آمده است نیست بلکه گستره وسیعتری دارد و ادامه و ابعادش بر هیچ کس معلوم نیست. تبخیرشدگان عصر حاضر، منحصراً افرادی چون محمدرضا کلاهی، مسعود کشمیری، مسعود رجوی و از این نوع افرادی که دارای اطلاعات راست و دروغ ذیقیمتی هستند نیست بلکه تعداد صدها تن هم اکنون در کشور اروپایی آلبانی در بی هویتی محض، زنده مانده اند اگرچه به نوعی هم جزو مردگانند.

طی سال میلادی گذشته و به ویژه ماه سپتامبر، اکثر نیروهای مجاهدین بعضاً با هواپیمای آمریکایی و با جار و جنجال، از عراق وارد کشور آلبانی شده اند. خروج نیروهای مجاهدین از عراق و ورودشان به آلبانی، از هر حیث مثبت است اما خبر موثق دارم، از کل نفرات مجاهدین خلق صدها تن با اسم و مشخصات و گذرنامه جعلی از عراق خارج و وارد آلبانی شده اند تا جایی که خانواده این نفرات از وجود خویشاوندان شان در آلبانی، بی خبرند. آیا آلبانی منطقه ی جنگی و ناامن است که باید هویت تعدادی از قربانیان آن هم از نیروهای پایین، مخفی بماند؟

تبخیرشدگان اخیر در آلبانی، معمولاً از لایه پایین تشکیلات و کسانی هستند که یا خود مسئله دارند و یا در اروپا دارای فامیل هستند که آنان می توانند به خروج قربانیان کمک کنند. به همین جهت، فرقه مجاهدین تعدادی از نیروهایش را با هویت جعلی ثبت کرده تا مانع از خروج و کمک خویشاوندان شان به آنان گردد. قربانیانی که دارای رد و نشان و تلفن و ایمیل و سایر نشانهایی که موجودیت آنها را برای دوستان و خانواده شان ثابت کند، نیستند.

با این حال این پرسش وجود دارد، چگونه دولت عراق ایرانیانی را بدون هویت اصلی وارد خاک خود کرده و النهایه و پس دهها سال که هزینه هنگفتی از بابت حضورشان در خاک خود پرداخت کرده، بدون هویت قانونی راضی به خروج آنان شده است؟

چگونه دولت آمریکا که داعیه مبارزه علیه تروریسم را یدک می کشد، تروریستهایی را از کشور عراق با هویت غیر قانونی خارج کرده است؟

چگونه دولت اروپایی آلبانی، تعدادی ایرانی را بدون هویت و اسم و مشخصات واقعی، وارد خاک خود کرده و پذیرفته است؟

چگونه کمیساریای عالی پناهندگان که می بایست با افراد پناهجو فرداً مصاحبه و به آنان کمک می کرد، تعدادی را بدون هویت واقعی ثبت نام کرده است؟

و لابد دهها نوع چگونه دیگر که هنوز بر ما پوشیده است.

بی جهت نیست که صاحب دستگاه مسعود رجوی، خود بی اثر و مفقود است و در این راستا بسیاری از قربانیانش را از روز اول ورود به تشکیلات فرقه، جزو مفقودین و مردگان به حساب آورده است.

„پایان“

*** 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker,

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلتد پو: مجاهدین برای ما و سیا سنگ تمام گذاشته اند. رجوی: بنام مجاهد شهید آلبرتو نیسمان

Maryam Rajavi terrorist syriaننگ سر بریدن مردم در عراق و سوریه توسط مجاهدین خلق و داعش تا ابد بر پیشانی مریم و مسعود رجوی باقیست

تکفیری‌ها بهانه جدید مک کین

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در گزارش سالانه تروریسم ۲۰۰۷ امریکا

مریم رجوی قاتل ندا حسنی و دیگر قربانیان ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳

آیا خودسوزی ندا حسنی بایستی به فراموشی سپرده شود؟

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی دو دهه قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

داعش چگونه خلق شد

همچنین:

  •  کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین یک فرقه ایدئولوژیک بسیار خطرناکی هستند که برای بدست گرفتن قدرت، از هر گونه خیانت و جنایت فروگذار نمی کنند. طرح مجاهدین برای ایران آینده آمیخته ای از نوع حکومت کره شمالی و حکومت پل پوت(خمرهای سرخ) در کامبوج است. مهدی ابریشمچی، یکی از مغزهای مرتجع و فاسد مجاهدین، آیند

    Read More….

     ایران فانوس، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۷:… اهدای کتاب شهدای مجاهد توسط مریم قجر به یک آمریکایی هرچه معنا دهد، یک چیز را فراموش نکنیم، رهبران مجاهدین تا حال هر آنچه داشتند پیش پای اربابان شان فروختند و خوردند و آخرین ارزش و سرمایه شان لیست شهدای شان بود که آن هم چنین ارزان در معرض فروش می گذارند. شهدایی که اگر زنده می بودند، لا

    Read More….

    کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم آوریل ۲۰۱۷:… از اولین سرودهایی که از سازمان مجاهدین شنیدم سرود“سر کوچه کمینه، مجاهد پر کینه“ بود. مجاهدین همواره خود را ضد امپریالیسم و دشمن اصلی آمریکا می خوانند. در جلسات سرکوب گرایانه مجاهدین که در سال ۲۰۰۱ برگذار کردند، برابر بود با حمله ۱۱ سپتامبر به آمریکا و فاجعه انسانی آن زمان. مسعود رج

    Read More….

     ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsایران فانوس، هجدهم آوریل ۲۰۱۷:… در ایران تروریستهای زیادی در تاریخ وجود داشتند که به دنبال اهداف سیاسی و ایدئولوژیک، بودند و در مسیر سوژه خود را از مسئولین انتخاب می کردند. از فرقه حسن صباح گرفته تا فرقه مجاهدین خلق، از تروریسم به عنوان ابزار و وسیله ای برای رسیدن به قدرت استفاده کردند. اما ت

    Read More….

    Maryam Rajavi, leader of the Council of Resistance of Iran (NCRI), takes part in a rally in Villepinte, near Parisکریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم آوریل ۲۰۱۷:… مجاهدین برای ایران یک دیکتاتوری به مانند دیکتاتوری کره شمالی در نظر گرفته است. رهبر کره شمالی، هیچ فرقی با مسعود رجوی ندارد. من قبلا مقاله ای به نام „زنان ذوب شده در رهبر“ را نوشتم و به این موضوع پرداختم که می توانی

    Read More….

    ایران فانوس، یازدهم آوریل ۲۰۱۷:…آن چه اطلاعیه و خط کشی اخیر رضا پهلوی را با خط کشیهای دیگر، متمایز می کند، در مورد مجاهدین خلق است. او در اطلاعیه اش می افزاید: مجاهدین خلق ایران به „یکی از اعضای کابینه ترامپ ۵۰ هزار دلار“ بابت یک سخنرانی پرداخت کرده‌اند. به گفته او، با ای

    Read More….

    زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، دهم آوریل ۲۰۱۷:… سال ١٣٧٨ براى یک مأموریت عبور واحد داخله(منظور واحدى که براى خمپاره زدن و بمب گذاشتن به داخل فرستاده میشد که اکثراً قربانیان این اعمال مردم عادى بودند) از قرارگاه حبیب در بصره، به سمت مرز گرم دشت بین شلمچه و منطقه زید، حرکت ک

    Read More….

    Massoud_Rajavi_Maryam_Rajavi_ISIS_ISIL_Terrorismایران فانوس نهم آوریل ۲۰۱۷:… یک تروریست، ممکن است در طول عمرش حتی یک نهال نکاشته باشد، ولی تا توانسته هزینه مادی از هم نوعانش گرفته و طلبکار مطلق و مستعد ویرانی خود و دیگران باقی مانده است. فرقه رجوی، سازمان تروریستی ای که عمر ۵۰ ساله دارد، در پایین نشریه اش شعار جالبی دارد، خون شهدا 

    Read More….

    کریم غلامی، ایران فانوس، ششم آوریل ۲۰۱۷:… اما مشکل مجاهدین با انتخابات در داخل ایران چیست؟ بعد از سال ۱۳۵۷، مجاهدین تلاش کردند که در انتخابات شرکت بکنند، ولی با شکست روبرو شدند و هرگز نتوانستند حتی یک نماینده به پارلمان و یا شورای شهرها بفرستند. از آنجایی که مجاهدین می دانستند که هیچ شانسی در انتخابات ندارند، همه پرسی …