چرا رجوی نمی تواند عقب نشینی کند؟!

چرا رجوی نمی تواند عقب نشینی کند؟!

تحریریه ایران فانوس، پنجم می 2014: …  طی روزها و ماههای اخیر کسانی که از حاشیه مجاهدین جدا شده و فاصله گرفته اند، از موضع خیرخواهی و دلسوزی، به رهبران مجاهدین پند و نصایح دادند که برای نجات خود و سازمان تان، بهتر است شیوه خود را عوض کرده، عقب نشینی کنید و یا اصلاحی در کارها ایجاد کنید. عقب نشینی و اصلاح، احتمالاً، منظور دلسوزان و خیرخواهان همان عقب نشینی نیروها و رهبری مجاهدین به …

دکتر کریم قصیم: هشداری از سر خیرخواهی و اصلاح طلبی

ادامه فریبکاری ها و دسیسه های رجوی

لینک به منبع

چرا رجوی نمی تواند عقب نشینی کند؟!

طی روزها و ماههای اخیر کسانی که از حاشیه مجاهدین جدا شده و فاصله گرفته اند، از موضع خیرخواهی و دلسوزی، به رهبران مجاهدین پند و نصایح دادند که برای نجات خود و سازمان تان، بهتر است شیوه خود را عوض کرده، عقب نشینی کنید و یا اصلاحی در کارها ایجاد کنید.

عقب نشینی و اصلاح، احتمالاً، منظور دلسوزان و خیرخواهان همان عقب نشینی نیروها و رهبری مجاهدین به سمت غرب باشد، اعتمادسازی و گشایش جبهه و سازماندهی مجدد و تهیه ابزار و آلات مبارزه برای حملات مجدد در راستای سرنگونی.

تا این جای پند و نصایح، نیت و آرزو، ظاهراً اشکالی ندارد. اما چند مشکل اساسی وجود دارد که بعضیها می دانند و بعضیها نمی دانند.

اول این که از نیروهای مردمی تا اپوزسیون مترقی و اعضای جداشده، به مجاهدین چه در حال پیشروی و چه در حین عقب نشینی، اعتمادی ندارند. مجاهدین طی سالهای اخیر بارها فیلم چنین اصلاحات و عقب نشینیهایی را بازی کرده اند و مانند چوپان دروغگو، دست خود را نزد دوست و دشمن، رو کرده اند. در ثانی، نیرویی که باید به عقب برگردد و دلجویی و اعتمادسازی بکند، از چند منظر توان و پتانسیل عقب نشینی مابین مردم و اپوزسیون و نیروهای جداشده را ندارد.

اول، آنهایی که زور و دلار دارند و از مبارزه حمایت می کنند، از مبارزاتی حمایت می کنند که اهرم فشار، خشونت طلب و علیه منافع ملی باشد تا مقاصد جنگ طلبان نیز از درون مبارزه و جنگ، تامین شود. ارباب لامروت که می گویند، حاضر نیست از اصلاح طلبی حمایت مادی بکند.

دوم، رهبری مجاهدین، مسعود رجوی که می بایست حرف اول در این اهمیت را بزند، از حیث شخصیتی، توان و پتانسیل عقب نشینی به میان مردم و نیروهای مترقی را ندارد. او طی 35 سال اخیر، از نقطه ای شروع کرد که همه چیز را امتحان و عبور کرد. او برای حفظ موقعیت خود و قدرتی که مد نظر دارد، به نیرو و جبهه و مردم اعتمادی ندارد و آنان را فاقد قدرت لازم برای راهگشایی می داند. رهبری مجاهدین، بنا بر طلبکاری مطلق و جایگاه مقدسی که برای خود قائل است، توان همکاری با نیروهای پایین را ندارد و در عوض، توان همکاری با قدرتهای بالا را دارد. او از نیروهای پایین طلبکار است و لذا از آنان اطاعت و فرمانبری می خواهد و خود نیز می خواهد نوکر و امربر هر قدرتی که بزرگتر از او باشند، باشد. او طی سالها همکاری با قدرتهای بزرگ و متقابلاً طرد نیروهای مترقی، به این عادت و اعتیاد، تن داده و تجربه کرده است. او معتقد است که از این پس مبارزه و جنگ با سالم ماندن منافات دارد. مشکل کار همین است. او برای عقب نشینی و اصلاح، حتی برای تجدید قوا و فراهم آوردن ساز و کار، ناچار به پرداخت هزینه است. او هرگز قادر به پرداخت هزینه برای صلح و دموکراسی نیست. او هر جا که هزینه ای ظاهراً برای قدرت و قدرت طلبی

پرداخته، ولی باطناً برای حفظ موقعیت خود بوده است.

سوم، از حیث سازمانی و ایدئولوژیک توان و پتانسیل اصلاح و عقب نشینی را ندارند. آنان طی نیم قرن اخیر با یک ایدئولوژی ارتجاعی و خشونت طلب از مسیری خونبار و سخت عبور کردند و در هر بزنگاه برای سرعت و اطمینان کار، پلهای پشت سر را خراب کردند. از زندان شاه تا مبارزه مسلحانه و رفتن به عراق و تا همین اختفای مسعود رجوی، دارای سئوال و ابهام فراوان است و در این رابطه نه کسی پاسخگوست و نه کسی به راحتی قانع شده و جان و شعور جدید خود را برای هیچ و پوچ به بازی خواهد گرفت. رهبران مجاهدین، همان طور که خود می گویند، آن چنان تخته گاز و صد برابر حرکت کردند و آن قدر سئوال و ابهام مردم و نیروهای مترقی و حتی نیروهای خود را بی پاسخ گذاشتند، با مثال آوردن از اسب برنده، تنها قادرند در نقطه قدرت زمانی که همگان را مرعوب قدرت خود کردند، زبان دروغ بگشایند و زبان دیگران را ببرند. آنان، در این نقطه اگر قرار باشد پاسخ بدهند، پاسخ خطا و گناه و اشتباهاتی که منجر به هزینه های سرسام آور مادی و معنوی شده است، می بایست تام و تمام رهبری و تشکیلات و مبارزه و جنگ را مردود و منتفی اعلام کنند و منتظر دادگاه صالحه بنشینند.

در سال 1367 که عملیات فروغ جاویدان|مرصاد، اتفاق افتاد، پس از گذشت سه روز از آن جنگ، مسعود رجوی فرمان عقب نشینی صادر کرد. طی آن سه روز که هفت هزار تن نیرو شرکت داشته و 1400 تن کشته و 900 تن زخمی شده بودند، اگر عقب نشینی صادر نمی شد، بعد از سه روز دیگر همه نیروها از دور خارج می شدند. آن روز مسعود رجوی که در اصل نیروهایش را با صدام حسین شریک بود، تنها با تتمه نیروها می توانست مجدداً موقعیت خود را حفظ کند و دکان مبارزه را هدایت کند. آن روز، خریداران نقد و نسیه مبارزه و جنگ بسیار بودند که یکی از آنان، صدام حسین بود که به ازای هر کشته از هر طرف جنگ، خروار خروار دینار و دلار می داد.

امروز نیروهای مجاهد به ویژه آنان که در اردوگاه لیبرتی گرفتار شده اند، نه این که خریداری ندارند بلکه اگر به عقب برگردند، درصد بالایی از آنان به مخالف بدل خواهند شد. منتقدین و معترضینی که همه انرژی و تتمه سرمایه سازمان را به هدر خواهند داد.

مسعود رجوی به زعم خود، همان طور که بارها و بارها در هر گردنه سخت و کمرکش و چهارراهی، دو راه را یافته و نقشه اش را روی تابلو کشیده است، دو راه پیش پایش باقی مانده است. شق سفید و شق سیاه. شق سفید، آمریکایی که جنگ آغاز کند. شق سیاه، ایرانی که صلح آغاز کند.

می بینیم که او جز به آمریکا و ایران، که یکی شق سفید و دیگری شق سیاه است، به هیچ کس و هیچ نیرو اعتقاد و امیدی ندارد. او از میان خیل عظیم نیروهای مردمی و فدایی و انقلابی و مترقی و لابیهای جوراجور، به زعم خود، همه را تست کرده و پشت سر نهاده و به بطالت و خیانت همه پی برده است. هیچ کدام از نیروهای پشت سر نهاده و عبور کرده، امروز قادر به نجات او نیستند.

بنابراین، در این رابطه اگر آمریکا جنگ نخواهد و ایران صلح بخواهد، او همان طور که خود را بمثابه شهابی در آسمان تاریک توصیف کرده است، به مانند هر شهابی در مسیر حرکت خاموش خواهد شد.

“پایان”

زندگی ساده ما و انحطاط آن آقا !

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیچرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم. بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا

گزارش سال ۱۳۹۲ فرقه مزدور رجوی _ از سقوط قلعه مخوف اشرف تا انتخاب مریم قجر توسط مرتاض وجن گیر هندی

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

خانم نسرین ابراهیمی: زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

همچنین:

گذری بر سایت های خسته کننده مجاهدین خلق، فرقه رجوی (سوء استفاده رجوی از نام اسیر علیرضا خالو)

کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام آوریل 2014: … اگر فردی مقاله آقای علیرضا خالو به نام “استغاثه از جلاد براي كشتار بيشتر” را بخواند، این تصویر را خواهد داشت که او یک مجاهد رادیکال است و زبان تندی دارد و حرفهایش آمیخته به فحاشی است. از آنجایی که من شخصا آقای علیرضا خالو را می شناسم، این مطالب هیچ سنخیتی با شخصیت واقعی

راز جدایی

مهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و نهم آوریل 2014: …  می گویند، اعضای ما برای آزادی و اختیار می جنگند و لذا برای ماندن و نماندن، آزادی و اختیار دارند. عضوی که 24 سال اسیر تبلیغات خرافی و غیر واقعی فرقه بوده و در این راستا از جامعه و خانواده و همسر و فرزند و دوست و تخصص و تحصیل و ارتباطات و تلفن و تلویزیون و اینترنت و سایر روابط

ایدئولوژى توحیدى و انقلاب رهائى مجاهدین خلق (فرقه رجوی) یا کیش شخصیت و اختناق و سرکوب

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، بیست و هشتم آوریل 2014: …  با آوردن اهرمى به اسم عمليات جارى، در واقع شروع تفتيش عقايد و خورد كردن افراد، شكل قانونى به خود گرفت  و با همين مكانيزم، چه آدمهاى صادق و پاكى مورد رذيلانه ترين تهمتها و توهينهاى ناروا که قرار

آغاز یک زوال (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، نوزدهم آوریل 2014: … طی سالیان زندگی سخت و بی نمونه در میان مجاهدین یک تجربه اساسی را نمیتوانم منکر شوم و آن اینکه، من چیزهایی دیدم و شنیدم که میلیونها نفر شانس شنیدن و دیدن آنرا نداشته اند. اولا، حاضر هستم در هر جایی ثابت کنم بیش از یک رییس جمهور که هشت سال در قدرت باشد، در جلسه و ن�