چرا سازمان مجاهدین همیشه دشمن سازی میکند؟

چرا سازمان مجاهدین همیشه دشمن سازی میکند؟

 مهرداد ساغرچی، وبلاگ ساغرچی، بیست و هفتم آوریل 2016:… براستی علت موفق نشدن خطوط و استراتژی سازمان رجوی این بوده که چند نفر مقاله از آنچه بر آنهارفته است نوشته اند؟ آیا چند مصاحبه تلویزیونی و گفتن خاطراتی یا نظری باعث شده که رجوی به تهران نرسد؟ آخر این چه سازمان و اپوزیسیونی ست که با چند خط نوشته و یک مصاحبه در خطر شکست قرار گرفته است؟! آیا بیرون آمدن نفرات آزسازمان علت شکست … 

ایران افشاگر سایت مجاهدین خلق فرقه رجوی

عبدالله افغان: در توضیح وحشت رجوی از جداشدگان و افشاگری ها (از گراز و خوک و الاغ تا …)

لینک به منبع

چرا سازمان مجاهدین همیشه دشمن سازی میکند؟

مطلب حاضر در پاسخ به هزاران سند و نوشته و سخنرانی و اطلاعیه و جوابیه و افشاییه و ردیه و صدها روش دیگر سازمان مجاهدین یا بهتر بگویم سازمان  رجوی ها نگاشته میشود.

به راستی اگر نگاهی به آنچه سازمان رجوی درسه دهه گذشته یعنی  از سال پنجاه و هفت تا کنون انجام داده، بیندازیم و بخواهیم آنچه  را که درباره دشمنان خیالی توسط سازمان رجوی انجام شده تبدیل به یک سند بکنیم  حدودا دوازده هزار صفحه ای خواهد شد.اگر سی و چهار سال گذشته در نظر بگیرم کمتر روزی بوده ست که رجوی درباره دشمنانش مطلبی نگفته باشد.براستی آیا واقعیت سیاسی و تاریخی چنین بوده است که آنطور که این باند جنایتکار حاکم بر سازمان مجاهدین ادعا میکند ابر و باد و مه خورشید در کار بوده اند که دمار از روزگار این سازمان درآورند؟؟!!! وآیا این سازمان آنچنان که رجوی در تمام سخنرانی های خود بدون اغراق در تمام سخنرانی ها و موضع گیریهایش و همینطور اطلاعیه هایش علت نرسیدن به آمال و آرزوهایش را دیگران میداند و این را به شنونده خودش که اعضا و هوادارانشان هستند القا میکند.

به راستی آگر چنین بود چرا باید رجوی برای دیگران پرونده سازی بکند و چرا باید دستگاه عظیم تبلیغاتی خودش تمام شبانه روز وقف پاسخ به انتقادات یا ضعفهای سازمان بشود کما اینکه از ابتدای انقلاب همیشه حتی در جدیدترین موضع گیریهایشان مشکلات را به گردن دیگران میاندازند،

به چند نمونه توجه کنید:

مجاهدین تمامی دلایل  به قدرت نرسیدن خودشان در ابتدای سال پنجاه و هشت تا سال شصت و دو را به گردن دیگر گروه ها مثل فدایی ها و چپ ها و فرقان و کلا هر گروه سیاسی دیگری که متحد عینی مجاهدین نبود میاندازند، فارغ از اینکه هیچگاه به این اعتراف نکردند که اگر اعلام مبارزه مسلحانه نکرده بودند خیلی زودتر از آنچه که تحلیل رجوی بود پروسه سیاسی تغییر در ایران آغاز میشد ومیتوان گفت بعد از سال شصت و هشت بی تردید کمتر از یک دهه همه چیز به سمت یک دموکراسی بدون خونریزی پیش میرفت .البته که منظور رجوی همیشه رسیدن بی چون و چرا به رهبری انقلاب و کشوری بزرگ مثل ایران بوده که بتواند بی هیچ سوالی بر مسند حکومت بنشیند. بعداز سال ۶۴ و چهار وبه گل نشستن استراتژی مبارزه مسلحانه نیز بهانه اینکه نتواسته به قدرت برسد را جنگ و سایر گروهها و بعدش هم کسانیکه او را همراهی نکردند که در درون سازمان آنچه انقلاب ایدئولوژی نامید را مسئول نرسیدن حاج مسعود به تهران دانستند. راستی اگر روزی به آنچه که خودشان اعتقاد دارند یعنی پاسخ دادن به تاریخ و خدایشان چه خواهند گفت.

براستی علت موفق نشدن خطوط و استراتژی سازمان رجوی این بوده که چند نفر مقاله از آنچه بر آنهارفته است نوشته اند؟ آیا چند مصاحبه تلویزیونی و گفتن خاطراتی یا نظری باعث شده که رجوی به تهران نرسد؟ آخر این چه سازمان و اپوزسیونی ست که با چند خط نوشته و یک مصاحبه در خطر شکست قرار گرفته است؟! آیا بیرون آمدن نفرات آزسازمان علت شکست تمام تحلیلهای حاج مسعود بوده است؟ واقعا مجاهدین به هیچ چیزی اصلا اعتقاد دارند؟ من فکر میکنم که حتی اگر به کمترین اصول اخلاقی و انسانی متعقد بودند میفهمیدند این نتیجه آنچه که کرده اند میباشد. چه خانواده و چه انسانهایی را که تمام آمال و آروزهایشان را به خاک سپردند و چه تهمتها و چه پرونده سازی و چه آبروریزیهای بی پایانی که نتیجه آن هم نمیتواند و نباید سربلندی و پیروزی باشد و به قول خودشان این همه بلا که دیدند تازه از نتایج سحر است امکان ندارد این حجم از نامردی و نامردمی و حق خوری در پرونده تشکیلاتی و سیاسی سازمانی باشد و نتیجه اش پیشرفت و ترقی  باشد.

راستی تا به حال شنیده اید که سازمانی برای مخالفان سیاسی اش وکیل و کارمند و بازنشسته و نظامی سابق و وکیل و مال خلاصه بسیاری از خلاف کارهای حرفه ای را استخدام کند و با آنها به جان نفرات منتقد خودش بیفتد؟! اینهم برگ دیگری از کثافت کاریهای تاریخ سازمان مجاهدین خواهد ماند که حتما این پرونده نیز رو خواهد شدو آن وقت است که روسیاهی بی پایان بر روی نام و یاد این سازمان با رهبری اش خواهد ماند. راستی این مجاهدین چه بر سر خانواده های اعضای خودشان آوردند. این است رسم و شیوه مردم داری و نتیجه قدردانی از نیروهایی که تمام عمر و زندگی خودشان را در راه نام سازمان و رهبریش گذاشتند و حالا اعضا ی بیچاره را مجبور به فحاشی و سنگ پرانی به خانواده و عزیزان خودشان کردند و راستی چرا این تفکر این اجازه را به انسانها میدهد که تمام ارزشها و معیارهای موجود را در جامعه به چالش بکشد؟ آری ایدئولوژی مرگبار و خونین این فرقه ها که براساس برداشت های وحشیانه از دین و عقیده پایه گرفته است این حق را میدهد که رهبری جای خودش را به نمایندگی خدا بنشاند تا بتواند انسانها رامسخ کند و هر آنچه میخواهد حکم براند.

سخنی هم با کسانی که فکر میکنند مجاهدین درحال مبارزه با رژیم هستند میتوانند نگاهی به روزنامه ها و سخنرانی ها و موضع گیریهای افراد یا جناح های مخالف در درون نظام بیندازند و ببینند هزار برابر فحش و توهین های تو خالی مجاهدین به رژیم ، بسا فراتر از تمام کسانی که قلم میزنندو ادعای مخالفت و اپوزسیون  دارند حرف میزنند و مطلب میگویند و بهای آنرا نیز میپردازند. دفتر مجاهدین بعد از مرگ صدام بسته شده است و  آنچه مانده است تلاشی ست برای ثبت نام خوب و یاد خوب از خودشان است غافل از اینکه تمام کسانی که زنده میمانندو سخن خواهند گفت درباره مجاهدین از هیچ یک از پرونده های سیاه مجاهدین نخواهند گذشت، آنچه مجاهدین با ایرانیان، حال میخواهد هوادار یا عضو سابق یا مخالف و یا مجاهدین احساس خوبی نسبت با آنها نداشته اند، در  خارج کشور چه کرده اند؟ واقعا خجالت آور و سیاه است و کافی است مقایسه کنیم با سایر ملیتها که در اروپا هستند و وقتی یک هموطن خود را میبینند چگونه کمک میکنند و مجاهدین هم از امکاناتشان چگونه استفاده میکنند، بیان در این باره بی فایده است فقط باید گفت که در این زمینه نیز پرونده مجاهدین افتضاح است و سخن در این باره را به مقاله بعدی میسپاریم.

مهرداد ساغرچی

آلمان .۲۶.۰۴.۲۰۱

(پایان)
*** 

سایت رسمی مزدور فراری مسعود رجویی

احسان بیدی: ایستادگی ما، پاسخی به جیغ های بنفش مسعودرجوی

مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23078

مبارزه، خشونت ، مجاهدین ، ایدئولوژی، مرگ 

مهرداد ساغرچی، کانون آوا، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۶:… درخاورمیانه سازمان مجاهدین یکی از قدیمی ترین سازمانهای ایدوئولوژیک و مذهبی و رادیکال منطقه بوده است. سازمانی که از سی سال پیش باین سو فقط با شعار جنگ و مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی توانسته به حیات خودش ادامه دهد البته با حمایتهای گسترده حکومتهای ضد ایرانی و ایدئولوگ منطقه توانسته بماند، وگرنه این سازمان نه در هرگز در سیاست و خط …

کیهان لندن: لیبرتی، سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به منبع

مبارزه، خشونت ، مجاهدین ، ایدئولوژی، مرگ

با تبریک سال نو مسیحی به همه دوستان و خوانندگان و همینطور به مسیحیان دنیا و بخصوص مسیحیان ایران

سال ۲۰۱۵ سالی بود که از هر نظر میتوان آنرا سرفصل برای غروب و افول ایدئولوژیها و همینطور سرآغازی جدیدی از تغییر بزرگ در کره خاکی بود. شاید در نگاه اول جنگ ها و مهاجرتهای اجباری و همینطور آوارگی و ویرانی که در اخبار و تصاویر روزانه بود بسیار ناامید کننده و ناراحت کننده به نظر میرسید اما در پس این جدال خونین که در تصویرهای تلویزیون و رسانه ها دیده شد نوید دیگری بود. نویدی که مردم دنیادر اقصی نقاط دنیا با واکنش خود نشان دادند که انسان امروزی دیگر خشونت و افکار انحرافی درهر نام و نشان و با هر ایدئولوژی که باشد نمیپذیرند. درخاورمیانه جنگی نیابتی مذهبی که با پشتیبانی حکومتهای ایدئولوگ منطقه بخصوص عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس و همینطور جنگ شیعه و سنی از طرف ایران و عربستان به اوج خود رسید. آتشی که هم اکنون شعله های آن کم کم به بانیان آن نزدیک میشود. حال دیگر مفهوم مبارزه برای افراد معمولی معنای دیگری پیدا کرده است. مهاجرت مردم جنگزده سوری و عراقی وافغانی و برخی کشورهای آفریقایی از یک سو نشان داد که این جمعیت کثیر خواهان هیچ گونه جنگ با هر نام و ایدئولوژی نیستند. از سوی دیگر با پذیرش ملیونی مهاجران در کشورهای اروپایی بخصوص آلمان ، مردم جهان غرب نشان دادند که در هنگام مصیبت و سختی در کنار هم نوعانخودشانهستند فارغ از هر گونه نژاد و رنگ و مذهب ، و این برگ زرینی از صفحه تاریخ آنها خواهد بود که دراین روزها به مردم آواره خوش آمد گفتند . در این سوی زمین یعنی در اروپا نیز مردم بهای خشونت و افکار انحرافی خشونت آمیز را دادند و بانیان ایدئولوژی مرگ و نابودی با به خاک وخون کشیدن مردم کوچه و خیابان ، نشان دادند که هیچ اشتراکی با تمدن و انسانیت ندارند و آنچه در اعماق پلیدشان هست فقط نابودی و قدرت طلبی و واپس گرایی است، و البته که مردم فرانسه و کل اروپا و جهان با واکنش های خود نشان دادند که آنچه که تاکنون برای رسیدن به دموکراسی و جهان آزاد پرداخت کرده اند ، را پاس میدارند و هرگز قدمی در مقابل جانوارانی با تفکر داعش و حامیانشان ، کوتاه نخواهند آمد. همچنین در بزرگداشت های مختلف با هر آنچه که بوی مرگ و خشونت میدهد مخالفت خود را اعلام کردند، اما این همه دستاورد که با خونهای بسیار و رنج ها و آواره گی های بسیار بدست آمده حتما که در آینده بیشتر نمایان خواهد شد. روزی که تمام مردم کشورهای خاورمیانه یک صدا خواهند گفت که ما نمیخواهیم به هیچ کشوری ایدئولوژی صادر کنیم ونمیخواهیم همنوعان خود را به خاطر اعتقادات مذهبی ویا ملیت متفاوت سرکوب کنیم. آن روزها دور نیست. درخاورمیانه سازمان مجاهدین یکی از قدیمی ترین سازمانهای ایدوئولوژیک و مذهبی و رادیکال منطقه بوده است. سازمانی که از سی سال پیش باین سو فقط با شعار جنگ و مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی توانسته به حیات خودش ادامه دهد البته با حمایتهای گسترده حکومتهای ضد ایرانی و ایدئولوگ منطقه توانسته بماند، وگرنه این سازمان نه در هرگز در سیاست و خط مشی و اصول حرکت سیاسی ذره ای درست حرکت کرده و نه توانایی و هوش چنین چیزی در رهبری و تشکیلات این سازمان بوده است. تمامی صحنه های خودش را با عملیات انتحاری ویا مسلحانه و با تبلیغات دروغ بی پایان و همینطور بر پایه موقعیت های ناپایدار منطقه ای که ناشی از سیاستهای اشتباه طرفهای درگیر منطقه مثل جنگ ایران و عراق و یا جنگ افغانستان و یا پروژه اتمی ایران و تحریمهای بین المللی علیه ایران و همینطور آشوبهای منطقه ای مثل سوریه و عراق باعث شده بود که از این شکافهای استفاده های بسیار فرصت طلبانه برای رهبری مجاهدین ایجاد شود وبه این بهانه که هر لحظه میتواند آلترناتیوی دموکراتیک!!در ایران باشد با قدرتهای مختلف بازی قایم موشک انجام داد. اما ظهور داعش با حمایت های غیر مستقیم برخی کشورهای عربی و همینطور برخی جناحهای جنگ طلب بین الملی باعث شد که همه چیز از پرده برون افتد. حال با وجود بیش از سی سازمان تروریستی اسلامی در نقاط مختلف جهان دیگر هیچ کشوری حاضر نیست که از این افکار و اعمال که حتی در حیوانات هم وجود ندارد حمایت کند، لاجرم مجاهدین تمام محاسبات سی ساله شان مبنی بر خاک همجوار ایران برای عملیات نظامی شان نقش بر آب شد، حال بعد از تنش ها بین عربستان و ایران بیشتر به این تعیین تلکیف گروههای مثل مجاهدین نزدیک میشویم، مجاهدین درسالیان اخیر اثبات کردند بدون عراق و ماندن در آن هیچ امیدی به ادامه نشان دادن خود نداشته اند و تا توانسته اند با پرداخت خون از بدنه سازمان برای ماندن و مجدد مسلح شدن در عراق تلاش کرده اند، اما دیگر چنین چیزی غیر ممکن شده است با صحبتهایی که در بالا داشتیم باید گفت سال ۲۰۱۶ پایان حضور بیش از دو دهه مجاهدین در عراق خواهد بود و با خارج شدن مجاهدین از عراق یکی از طرفهای پر و پا قرص ایدئولوژی خشونت از صحنه دور خواهد شد و از طرف دیگر با سیاست غرب در قبال ایران برای مصالحه و گفتگو بر سر مساله هسته ای میرود که حامیان جدی و اصلی تروریست و خشونت در بیست سال گذشته دستهایشان رو شود و بر خلاف ادعای مجاهدین که البته با پشتیبانی نامحسوس سعودی ها که تا توانستند تمام گناه تروریست ها و حامیانشان را بر گردن ایران بیندازند حال میبینیم مشخص میشود تمامی آنچه که در تبلیغات سعی بر پوشاندن آن بود این که هر آنچه که در دنیا اتفاق افتاده و ابعاد جهانی پیدا کرده از حادثه یازده سپتامبر تا اتفاقات پاریس و همینطور نابودی تقریبی کشور سوریه و عراق جنگی نیابتی از سوی سعودی ها بوده و تاکنون هم با هزینه های کلان توانسته اند این را در افکار جهانی ثبت کنند اما به نظر میرسد دیگر شواهد بیش از آن است که بتوان با پول آنرا پوشاند. اگر از یکسری شعارهای ایران و آنچه جنبه استفاده تبلیغاتی داخلی دارد بگذریم نقش ایران بسا کوچکتر و کم رنگ تر از آن بوده است که تا به حال به نمایش گذاشته شده است. البته سیاستها غلط دولتهای وقت در ایران نیز به این ابهامات کمک فراوان کرده بخصوص در هشت سال گذشته، اما حال باید گفت بی تردید سال جدید میلادی بسیاری از مسائلی که سالیان در ابهام بوده است نمایان میشود دراین راستا جدا شدگان مجاهدین که کوله بار سنگین رنج و درد سالیان را در کارنامه خود دارند نیز با قلم و سخن خود همچنان روشنگری خواهند کرد . جداشدگان از سازمان در هر کانون یا سایتی رسالت خودشان که همانا دفاع از حقوق اولیه بشر و بخصوص خانواده های اسرای در دست مجاهدین و همینطور اسرای در دست سازمان هست و همینطور گفتن حقایق برای نسل جدید ، وظیفه انسانی و اخلاقی خود را انجام خواهند داد،

کانون آوا نیز با تلاش مستمر در رساندن اخبار و گزارشات و انعکاس نظرات همه کسانی که در این راستا فعالیت میکنند به وظیفه خود ادامه خواهد داد ودست همه کسانی را که در این زمینه کمکی کنند میفشارد

(پایان)

***

Families Mohajedin Khalq Camp Liberty sep 2015

https://youtu.be/Nl0Sz5jlimM

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20963

پنجاه سالگی نسلی که سوخت 

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… به مناسبت سوختن نسلی که با شعارهای پر طمطراق و پر لعاب مجاهدین در مسیری بی بازگشت رفته و تمام انرژی و جوانی و نیروی خلاقش به چاه باطل تفکرات مردی رفت که در هیچ بزنگاه مهم در صحنه نبود. آری صحبت از دزدی یک نسل به نام آزادی و دموکراسی است. صحبت از به مسلخ فرستادن یک نسل با وعده های تو خالی ست. سخن از درد یک نسل است …  

گزارش کمپ لیبرتی 6تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع

پنجاه سالگی نسلی که سوخت

به مناسبت سوختن نسلی که با شعارهای پر طمطراق و پر لعاب مجاهدین در مسیری بی بازگشت رفته و تمام انرژی و جوانی و نیروی خلاقش به چاه باطل تفکرات مردی رفت که در هیچ بزنگاه مهم در صحنه نبود. آری صحبت از دزدی یک نسل به نام آزادی و دموکراسی است. صحبت از به مسلخ فرستادن یک نسل با وعده های تو خالی ست. سخن از درد یک نسل است که جوانی و زندگی خود را بر هیچ داد. نسلی که مجاهدین با نام و آرم خودش به قربانگاه فرستاد، نه کار یک تشکیلات بلکه دقیقا کودتای مسعود رجوی به بزدلانه ترین شکل ممکن در درون سازمان بود.

البته مسعود رجوی از مربیان خودشان در جریان انشعاب کمونیستی به طور کامل تقلید کرد، از سر به نیست کردن کسانی که حدس میزد به صدها دلیل مختلف برای هدایت سازمان صلاحیت دارند، دزدیدن همسرهمرزم که همچنان که رهبر انشعابی جریان کمونیستی با کار مخ زنی روی همسر احمد احمد از(اولین سران مجاهدین تا به عقد در آوردن همسر نامبرده به رهبر جریان کمونیستی تماما تقلیدی از رهبران قبلی خودش بود. رجوی در تمام سالیان برای زنده ماندن از هیچ کاری فروگذار نکرد و با نشان دادن فرومایگی خودش از همسر همرزم خودش نیز نگذشت. در حالیکه هنوز زمان اندکی از مرگ همسر اولش نگذشته بود! به راستی همه اینها تهمت است یا یک واقعیت تاریخی که هیچ یک از مجاهدین نمیتوانند آنرا تکذیب کنند. چرا که فقط با معنی دیگری از این اتفاقات سعی در سفید کاری و بهتر بگویم پیغمبر سازی از کارهای رجوی بکنند. جنبشی که به دست مسعود رجوی افتاد، از آغاز در هیچ مرحله ای به سود مردم ایران نبود و از ابتدا با سر به زیرآب کردن سایر گروهها با حیل مختلف سعی در تک قطبی کردن اپوزسیون کردند و با این کار همه امکان فعالیت را از سایر گروهها گرفته و برای رسیدن به قدرت از هیچ کاری فروگذار نکردند و با شیطان هم، هم کاسه شدند. با رفتن در پناه دشمنی که در جنگ با ایران بود نشان دادند تنها به یک هدف میاندیشند و آن هم قدرت است و بس. مجاهدین از بعد انقلاب ۵۷ هرگز در هیچ شرایطی در کنار مردم ایران نبودند و اگر ادعای آنرا دارند، بهتر است برای هواداران خودشان سخنرانی کنند.

از لحاظ تشکیلاتی، سازمان مجاهدین یک شکست کامل ایدیولوژی و استراتژیک محسوب میشود. از لحاظ سطح مناسبات با یک دیکتاتوری به شدت سرکوبگر افراد تبدیل به ماشین های بی اراده و بله قربان گو کردند و نتیجه اش عقب ماندگی این نسل از تمام اتفاقات داخلی و بین المللی شد و برای فهم موضوع، کافی است به تحلیل های بالاترین مسولین مجاهدین و رهبری آنها نگاه کنید و گوش دهید متوجه میشوید با چه افراد شیرین مغزی طرف هستید.

از لحاظ حقوق انسانی که تا به امروز هنوز کسی پیدا نشده بگوید چه حقی را به اعضای خود در بیست سالی که در عراق زندانی فرقه بودند قایل بودید و اگر بودید، همانا حق بیگاری بدون چرا و چون بوده است.

از لحاظ حقوق زنان که دیگر گل کاشتند. با تبدیل زنان به رباطهای بی مغز و دادن کارهایی که به هیچ وجه آمادگی انجام آنرا به لحاظ آموزشی و تئوریک نداشتند متوجه میشدی یک عروسک خیمه شب بازی برای اهداف رجوی هاست. زنانی که با از دست دادن تمام دارایی خود دیگر راه پس و پیش ندارند و مجبورند باقی عمر را در حصار فرقه بگذرانند.

در پایان سازمان مجاهدین یک شکست کامل پیشنیه جنبشهایی که ادعای آزادی و دموکراسی داشتند محسوب میشود هر جا که مجاهدین خودشان را با جنبش میرزا کوچک خان یا ستار خان مقایسه میکنند، یک حرف پوچ و بی محتوایی است که هرگز هیچ کودکی را حتی نمی فریبد، مگر هواداران سازمان.

دور نیست که جواب همه اتهامات و برچسب هایی که به جرم مخالفت و انتقاد به مجاهدین و عملکرد پنجاه ساله شان زده اند را در دنیای عینی و عملی پس بدهند.

“پایان”

مریم رجوی و سخنرانان اجاره ایاگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20608

اسناد ویکی لیکس وافتضاح دیگری از مجاهدین

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، اول سپتامبر ۲۰۱۵:… خبری که چندی پیش در میان هزاران صفحه افشاگری ویکی لیکس، اشاره ای به دریوزگی رهبری مجاهدین به خدمت حکومت عربستان سعودی رسیده اند شده بود و شاید که خیلی حساسست بر نرانگیخت، شاید به این دلیل که محلی از اعراب نبوده و نیستند اما برای کسانی که با مفهموم اپوزیسون فرصت طلب در حرفهای همیشه گی مسعود رجوی آشنا باشند، میدانند که او …

محمد حنیف نژادشما همان مجاهدین دوران شاه نیستید ،خودتان را قاطی ماجرا نکنید!

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

اسناد ویکی لیکس وافتضاح دیگری از مجاهدین

خبری که چندی پیش در میان هزاران صفحه افشاگری ویکی لیکس، اشاره ای به دریوزگی رهبری مجاهدین به خدمت حکومت عربستان سعودی رسیده اند شده بود و شاید که خیلی حساسست بر نرانگیخت، شاید به این دلیل که محلی از اعراب نبوده و نیستند اما برای کسانی که با مفهموم اپوزیسون فرصت طلب در حرفهای همیشه گی مسعود رجوی آشنا باشند، میدانند که او همیشه میخواست این خصلت را به سایرین بچسباند و خودش و سازمانش را بهترین جلوه بدهد. خوب این خبر به همان اندازه گویاست که توضیح دادن در باب آن اضافی میباشد. گروه مسعود رجوی، چون احساس کردند که بدون ارباب خیلی سخت میگذره، چون صدام دیگر نیست که در ازای اخبار و اطلاعات، پول و امکانات بگیرند و تلاش رهبری مجاهدین برای گرفتن پایگاه و احتمالا یک امکان سفر و خلاصه برای رسیدن به یک امکان مادی و اندکی زمین و توجه و رسانه ای شدن و یا مورد توجه شدن و یا نمیدانم چه چیز دیگر، به عنوان نیروی مدعی سیاسی و آلترناتیو دنبالش بوده اند، اما باید در تاریخ این حرف منزجر کننده رجوی را فراموش نکرد که گفت، برای رسیدن به قدرت حتی با شیطان هم هم کاسه میشود و معنی آن این است که معلوم میشود برخلاف ادعاهای دهان پر کن ایشان، هیچ محذوریت در هیچ زمینه نمیشناسند وهیچ مرزی ندارند، برایشان فرقی ندارد به کدام کشور و با دشمنان قسم خورده کشور خودشان هم باکی ندارند که بر روی یک میز بنشینند و جشن اپوزسیون بگیرند. حال چرا سخن از این داستان شد، راستش اشاره ایست به برنامه همیاری تلویزیونی مجاهدین که در ظاهر برای دریافت کمکهای مردمی اختراع شده است، اما در حال حاضر چند نکته ضروری است اولا؛ در ایران هیچکس نیست که بتواند به حساب بانکی مجاهدین پولی ارسال کند و هر تلفنی از ایران، یک دروغ بزرگ است.

دوم اینکه اکثریت غریب به اتفاق ایرانیان خارج کشور نفرت کاملی از تشکیلات مجاهدین در خارج کشور، وجود دارد و کافی است به مراسم مجاهدین نگاه کنید که چند ده نفر ایرانی توانستند وارد کنند و این خود گواه این است که تمام تماسهای مورد مدعای مجاهدین از طرف خود مجاهدین و درون تشکیلات مجاهدین بوده است و هر هواداراگر بخواهد کمکی بکند، نیازی به تلفن و داد و بیداد تبلیغاتی ندارد.

نحوه تبلیغات مجاهدین کاملا بر اساس دروغ و ساخته پرداخته است و فقط گنده گویی و چرند گویی میباشد.

نکته آخر اینکه مجاهدین هیچوقت واقعا اپوزسیون نبوده و نیستند و تا به امروزهمیشه در کمین بوده اند که از یک فرصت برای رسیدن به قدرت استفاده کنند. حال ببینید زمان که جلو برود، اسناد بیشتری از خیانت این گروه به نیروهای خودش و همچنین تاریخ معاصر، افشاء می شود.

مهرداد ساغرچی آلمان

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20392

افعی کبوتر نمی زاید

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، نوزدهم اوت ۲۰۱۵:… این مقاله برای همه کسانی که میخواهند دست پرورده یک شیرین مغز سیاسی را ببینند و بخوانند توصیه میشود. بیچاره خودم که زمانی می پنداشتم امثال این آدمها خدایان تحلیل سیاسی و استراتژیک هستند و حقشان ضایع!! شده و نبوغشان از دست رفته است! این هم از کودک سری های خودم میدانم که از بس با کلمات برای ما بازی میکردند اکثر اسیران خودشان را با این زبان بازی …

گروهک منافقین؛ دست پشت پرده اقدامات ضدایرانی «آیپک»

لینک به منبع

افعی کبوتر نمی زاید

کمتر کسی است که این اصطلاح را در نوشته و پیامهای اندرونی و بیرونی مجاهدین نشنیده باشد. یکی ازهزارمیلیون کلمه ذبح شده و خرمرد رندیهای رهبر عقیدتی مجاهدین در ایام سیاه حضور در اشرف و عراق …یکی از حرفهای بی پایه و تحلیلهای بی معنا و چرندیات فیلسوف بزرگ چرند باف مسعود رجوی و نوچه هایش.. اما غرض از یادآوریهای چندش آور مقاله ایست که در سایت ارگان اصلی مجاهدین تحت عنوان گفتگو با محمد علی توحیدی برسرتوافق هسته ای آورده است ..

http://www.mojahedin.org/news//161833

این مقاله برای همه کسانی که میخواهند دست پرورده یک شیرین مغز سیاسی را ببینند و بخوانند توصیه میشود. بیچاره خودم که زمانی می پنداشتم امثال این آدمها خدایان تحلیل سیاسی و استراتژیک هستند و حقشان ضایع!! شده و نبوغشان از دست رفته است! این هم از کودک سری های خودم میدانم که از بس با کلمات برای ما بازی میکردند اکثر اسیران خودشان را با این زبان بازی مسخ و کیش و مات میکردند. این مقاله حاوی حرفهای بسیار بی سرو ته و چرندیات بی ربط است که هر خواننده ای خارج ازهواداران سازمان مجاهدین و بی طرف آنرا بخواند متوجه میشود کسی که دارد سخن میگوید حتی اندکی از شعور سیاسی بهره ای نبرده است حالا برای اینکه کمی دقیق تر سخن بگوییم نگاه کنید این نابغه آقای رجوی چه میگوید:

محمدعلی توحیدی: درست می‌گویید، کار از کار گذشته، برگشت پذیر هم نیست..رژیم

یعنی زهر خورده و بعد پای مذاکره و توافق رفته است.

یعنی علی توحیدی مشخصا موقع خوردن زهرحضور داشته و ایشان دارد از برگشت پذیری چه چیزی صحبت میکند مگر نه اینکه مجاهدین و خود ایشان میگفتند بدون اتمی رژیم نیست حال چرندیات ایشان ادامه دارد ….:

بهرحال ووووو. آن نقطه نهایی‌ست که زهر اتمی محقق می‌شود. اصلاً هم برگشت‌پذیر نیست. حتی اگر به هر ترتیبی این توافق‌نامه منتفی شود، کنگره آمریکا و سنای آمریکا مخالفت کند و این توافق باطل شود، باز هم آن زهری که رژیم خورده، آن شکستی که خورده بازگشتی ندارد. آثارش بدتر و مضاعف می‌شود. این یکی هم بر آن بار می‌شود…اولا که حتی کلماتش هم مال مسعود رجوی ست اینکه کدام از دیگری قرض گرفته خودش باید بگوید اما یک چیز مسلم است که رژیم ازتحلیل و نظر شما هیچ هراسی ندارد چون اصولا در سی سال گذشته چیزی نگفته اید که پایه علمی و عملی داشته باشد این هم البته شما را از رو نبرده است اگر رژیم بخواهد توافق را منتفی کند که از ترس شما نیست کمااینکه وقتی منافع استراتژیک ایجاب کند هر حکومتی توافق میکند مگر ندیدی آقای توحیدی که کوبا بعد از نیم قرن با آمریکا کنار آمد؟! این هم نشان نابودی دولت کوباست؟؟! واقعا حال بهم زن شده اید ازبس که متوهم هستید…حالا توجه کنید چه میگوید:

این ضربه (توافق اتمی را میگوید) را ازطرف جامعه و مقاومت ایران (به قول مریم رجوی وشعارشان ایران و مقاومت یعنی رجوی) خورده است …میبینید که چقدرچرند میگویند..اصلا مگر تو و رهبریت از اول نگفتید که هرکس حرف از توافق بزند مزدور رژیم است؟! مگر شما میلیونها دلارهزینه نکردید که سیاستمداران غرب را به سمت تابلوی جنگ خودتان بکشید؟! مگرشما تا یکماه پیش نمیگفتید که حرف از توافق خیانت به مردم ایران است؟! حال چه شد که میگوید که جامعه ایران این را میخواسته است ؟ تو مثل همان افعی معلمت میباشی که میخواهی سر نفرات خودت را با شامورتی بازی سیاسی مثل رهبرت گرم کنید شاید که همچنان با کراوات و کت وشلوار در اروپا مانور کنید.. به آخرین چرند ایشان توجه کنید اگرشما متوجه شدید که ایشان چه گفته است مایه خوشحالیست…:

…. بوقهای استعماری، لابی‌های خارج کشوری رژیم، در هر صورتی، حتی ممکن است تظاهر به مخالفت با رژیم هم بکنند، که البته دیگر نمی‌کنند چون بسیار رسوا هستند، آنها را باید در کمک به رژیم در این مسأله (پوشاندن مسأله اصلی – زهر خوردن و سرنگونی رژیم) افشا کرد… یعنی چی ؟ یعنی اگر کسی در خارج کشور از کشورهای خارجی با رژیم مخالفت کرد یا با توافق مخالفت کرد؟؟ یا با چی مخالفت کرد ؟ یا باید اینکه بگوید رهبری مجاهدین خیلی مهم است یا در غیر اینصورت باید ایشان افشا شود …متوجه میشوید ایشان چه میگوید مساله زهرخوردن چه ربطی به لابی خارجی دارد ؟ این که در درون ایران و جناحهای مختلف چه میگذرد هیچ علاقه ای برای افراد خارجی ندارد چرا که آنها برایشان یک کلام توافق و نه جنگ است که مهم است ودیگر دنبال تحلیلهای آبدوغی آقای کمیسیون استراتژیک نمیروند ..بیچاره مردم ایران که قرار است ایشان برایشان مساِیل استراتژیک را برنامه ریزی کند حال خودتان یک بارمصاحبه ایشان را بخوانید تا متوجه بشوید اتفاقا افعی کبوتر نمی زاید زیرا ایشان معلمش همان رجوی است و تعجبی ندارد که در چرند گویی هیچ کم ندارد.

یک بار دیگر تاکید میکنیم توافق اتمی تماما به سود مردم ایران و به ضرر مجاهدین وهمه کسانی منتظر نابود شدن تمام زیرساختهای ایران بوده اند میباشد. تاریخ ثابت کرده است که همیشه سختی و فشار و یا قحطی وفشارهای ناشی از جنگ و کمبود برروی اقشار ضعیف جامعه بوده است و اینکه مجاهدین این قدر میخواهند خودشان را حامی توده ها جا بزنند یک شعار بی محتوا و تو خالی ست کسانی که سالیان با پول های باد آورده در بهترین جای دنیا جا خوش کرده اند برای مثال باید از اقای شرایط پناهندگی و فقیردر غربت زندگی کنید ؟ آیا به نظرتان تا بحال مزه نداشتن لباس و غذای مناسب و کافی و محل خواب خیابانی را در اروپا تجربه کرده اید؟ حال شما رابه داخل ایران میبرم . آقای توحیدی شما و سازمانتان افتخار کوبیدن طبل تحریم تحریم را در بیش از یک دهه داشته اید. این افتخارشما چه نصیب مردم ایران کرد؟ قدرت یا ثروت یا رفاه یا امکانات یا آزادیهای مدنی و سیاسی ؟ چرا الان که وقت پاسخگویی شماست دریک تو دهنی محکم به صورت خودتان وتحلیلهای رهبریتان وخودتان دارید میگوید این شما بودید که گفتید توافق خوب است!! اما اینچنین نیست همچنان که تِؤری جنگ شما در جنگ هشت ساله با شکست به پایان رسید و جز خواری چیزی برای تاریخ و نامتان نماند همچنان که بعد از جنگ تمام تحلیلهایتان تا به امروز بی پایه و اساس از آب در امد حال نیز تحلیل شما به گل و باتلاق نشست و حالا سازمان یک پایش در باتلاق عراق و پای دیگرش در کارنامه سراسر باطل سیاسی گیر کرده است و این دست وپا زدنها جایی به سربلند کردن شما و سازمانتان نمیبرد.

“پایان”

***

همچنین:

نامه سرگشاده به باراک اوباما(به نقض مستمر حقوق بشر در درون مجاهدین خلق، فرقه رجوی، توجه کنید)

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…افراد این سازمان هم اکنون بدون اراده تصمیم گیری در چنبره اختیارات فرقه ای اسیر هستند. حضور اجباری در اردوگاه لیبرتی درعراق و اصرار سازمان مجاهدین برروی تصمیم خودش که افراد را در آنجا نگاه داشته و مانع از رسیدگی نرمال سازمانهای حقوق بشری شده است. به این وسیله
مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … در پروسه زمان هر چه بیشتر تحلیل ها و وعده های هزار و یک شب و توخالی مجاهدین در مورد تحولات ایران به گل و خاک مینشیند به تدریج شرایط برای حفظ نیروها و هواداران نیز دشوارتر میشود، حال میتوان گفت به شنوندگانی که همیشه با شک به گفته های جدا شده ها و فرار کرده ها
مهراد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۴: … آن وقت که پرده ها برون افتد و آقای رجوی مجبور شوند در مقابل دوربین به سوالات پاسخ بدهند را نیز ببینم. اما چه خوش خیالی و خوش باوری بیهوده ای که در این ده سال خانم رجوی که در پاریس مستقر هستند، فقط در محیط هایی که هیچ امکان سوال و جواب نباشد، حضوری داشته اند و همین ب
مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … شاید در لحظه اول این جمله کمی مضحک و خنده دار باشد. یعنی چی که کولر گازی باعث ریزش افراد میشود؟ داستان به ایام بعد از هفده ژوئن سال ۲۰۰۳ برمیگردد. ده سال پیش در یک چنین روزهایی من و بسیاری از دوستان در شرایطی فوق تصور با استرس و وحشت روز را به شب میرساندیم. همه ی چند هز