چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (خانواده بهمن اکبری)ا

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (خانواده بهمن اکبری)ا

Akbari_Bahman_Family_2انجمن نجات، مرکز خوزستان، بیست و چهارم ژانویه 2017:… بهمن عزیز پدر و مادرمان که خیلی برای دیدن تو انتظار کشیدند به رحمت خدا رفتند ،عمرما هم دارد تمام می شود اما همچنان ازتو خبری نداریم وموفق به دیدن دوباره تو نشدیم .نمی دانم خبرداری یا نه چندین بار با همسرم فقط برای دیدن تو به اطراف کمپ اشرف ولیبرتی آمدیم اما متاسفانه هربار با بی مهری مسئولین کمپ روبرو … 

احسان بیدی سیاوش رستارCan Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe?

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (خانواده بهمن اکبری)ا

دیدار آقای بهروز اکبری مطلق با اعضای انجمن نجات شعبه خوزستان

انجمن نجات مرکز خوزستان شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

مورخه 25/10/95 آقای بهروز اکبری مطلق که برادرش بهمن سالهاست اسیر فرقه رجوی است به منظور کسب آخرین خبر از وضعیت برادرش در آلبانی در دفتر انجمن نجات شعبه خوزستان با اعضای آن دیدارکرد .

خانواده بهمن اکبری گروگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

دراین دیداراعضای انجمن نجات ضمن خوش آمدگویی به آقای بهروز اکبری وی را درجریان آخرین خبرها مربوط به وضعیت اسفبار اعضای دربند فرقه ساکن درکشور آلبانی قرارداده و گفتند سرکردگان فرقه رجوی محلی را که برای اسکان اعضا در نظر گرفتند همانند مقر سابق خود درعراق از هر لحاظ محصور کرده و اجازه ورود و خروج را به کسی نمی دهند و کماکان همان سیستم فرقه ای  خود را به منظور کنترل، سرکوب و مغزشویی اعضا دنبال می کنند سرکردگان فرقه علاوه براین اعضا را نیز تهدید می کنند که در صورت جدایی از فرقه حقوق آنها را قطع و یا درمسائل اقامتی و پناهندگی آنها اخلال ایجاد خواهند کرد. بنابراین می توان این نتیجه را گرفت که فقط محل اسکان اعضا عوض شده اما متاسفانه آنها هنوزاسیر و گرفتار فرقه تروریستی و ضد انسانی رجوی هستند که می بایست همه ما به هرطریق ممکن به تلاش های خودمان برای افشای ماهیت فرقه و نجات اعضای دربند آن ادامه دهیم .

آقای اکبری ضمن تشکر از زحمات انجمن نجات با بیان خاطراتی از برخورد ضد انسانی مسئولین فرقه رجوی با خانواده های افراد اسیر در دورانی که دراطراف لیبرتی تحصن کرده بودند گفت واقعا شنیدن آه وناله ها وشرح درد و رنج مادران و پدران و دیگر خانواده های افراد اسیر دل هرانسانی را بدرد می آورد اما دریغ ازیک جو انسانیت درنهاد مسئولین کمپ گروه رجوی . بهرحال ما هم مثل بقیه خانواده ها ازاینکه برادرمان با انتقال به آلبانی جان سالمی بدر برد خوشحال شدیم اما بنظر من این خوشحالی زمانی تکمیل می شود که ببینیم برادرمان آزاد و برای خودش زندگی مستقلی دست و پا کرده است نه اینکه باز درآلبانی هم گرفتارگروه رجوی باشد .برادرمن الان حدود 68 سال سن دارد واقعا چرا نمی گذارند که او بقیه عمرش را لااقل برای خودش باشد؟! بهرحال من و خانواده ام برادرمان بهمن را خیلی دوست داریم امیدواریم که او هم بتواند با درک صحیح ازشرایطی که درآن قراردارد مسیرزندگی جدیدی را برای خودش انتخاب کند و طبعا ما هم بعنوان خانواده وی این را وظیفه دینی و اخلاقی خودمان می دانیم تا هرکاری که برای رسیدن برادرمان بهمن به یک زندگی توام با آرامش و مستقل لازم باشد انجام دهیم زیرا او هم مثل بقیه انسانها حق دارد زندگی کند.

درپایان این دیداراعضای انجمن نجات ضمن تشکر ازحضور و حسن توجه آقای اکبری مطلق خبر جدایی و نجات تعدادی از اعضای اسیر از دست جنایتکاران باند رجوی طی روزهای اخیرا را به فال نیک گرفته و به همراه وی ابراز امید واری کردند تا هرچه زودتر بهمن و امثال وی که سالهاست رنج اسارت در فرقه رجوی را می برند آزاد و به زندگی واقعی برسند .

نامه بهروز اکبری مطلق به برادرش بهمن اسیر در فرقه رجوی

انجمن نجات مرکز خوزستان سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

باسلام به برادر خوبم بهمن اکبری  

خانواده بهمن اکبری گروگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

بهمن جان سلام من و بقیه خانواده را از راه دور بپذیر امیدواریم که همیشه خوب و خوش باشی. دراین لحظه که دارم نامه می نویسم تمامی اعضای خانواده درکنارم نشستند هاجر و کیامرث که حتما خبر داری به رحمت خدا رفتند! اما بقیه خواهر و برادرانت به تو سلام می رسانند .بهمن عزیز باورکن دراین سالیان همه ما همواره به یاد تو بودیم .چقدرزود می گذرد ایام یادت هست که وقتی درسد کار می کردی آمدیم پیش تو و با دوستانت می نشستیم بازی شاه دزد را با هم بازی می کردیم الان همان دوستانت مرتب سراغ تو را ازما می گیرند بخصوص باقری که خیلی با تو صمیمی بود هر بار که مرا می بیند می گوید از بهمن چه خبر زنگ نزده ؟ که من فقط با حسرت به او می گویم هیچ خبری ازاو نداریم .

خانواده بهمن اکبری گروگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

بهمن عزیز پدر و مادرمان که خیلی برای دیدن تو انتظار کشیدند به رحمت خدا رفتند ،عمرما هم دارد تمام می شود اما همچنان ازتو خبری نداریم وموفق به دیدن دوباره تو نشدیم .نمی دانم خبرداری یا نه چندین بار با همسرم فقط برای دیدن تو به اطراف کمپ اشرف ولیبرتی آمدیم اما متاسفانه هربار با بی مهری مسئولین کمپ روبرو شدیم . بهمن عزیز به خدا درسالهایی که عراق بودی وقتی خبرهای ناگواری درمورد شما می شنیدیم دلمان می لرزید و دعا می کردیم که تو صحیح و سالم باشی البته با رفتن تو از عراق کمی از بابت امنیت جانی تو آسوده خاطر شدیم اما حیف وقتی که درعراق بودی و ما می توانستیم به راحتی به آن کشور سفر کنیم نگذاشتند تو را ببینیم و الان که تو را به کشوری دور بردند دیدن دوباره تو برای ما یک آرزوی دست نیافتنی شده واقعا چرا باید اینطور باشد؟!.برادرخوبم حتما توهم همیشه به فکر و یاد ما بودی اما می دانم که راه کسب خبری از ما نداشتنی ولی هرچه بود گذشت الان تو  حدودا 68 سال سن داری و می دانم که از نظر روحی خسته ای شاید به همین خاطر نگاه نامیدانه ای به زندگی داشته باشی ولی باورکن این تفکر درستی نیست چراکه هرانسان باید ازلحظه لحظه های زندگی اش استفاده کند خوشبختی و زندگی که درب های خودش را به روی تو نبسته است بنابراین بعنوان برادر کوچکتر تو این نصیحت مرا بپذیر که سالها درد بدری، آوارگی و برای دیگران زندگی و نفس کشیدن بس است، سالها فاصله گرفتن و بی خبری از خانواده وعزیزانت بس است ما به نبودنت عادت نکردیم هرلحظه منتظر نشستیم تا شاید تو را دوباره در کنار خودمان ببینیم یا لااقل صدای تورا بشنویم باورکن  ما برادرمان را که درکشوری غریب و دورافتاده است فراموش نکرده ونخواهیم کرد واگر بدانم که آزاد و زندگی مستقلی برای خودت پیدا کردی درهرکشوری که باشی خودم برای دیدنت خواهم آمد وهرکمکی که ازدستم ساخته باشد برایت دریغ ندارم اما متاسفانه چون ما به تو دسترسی نداریم باید خودت هم تلاش کنی تا بتوانی آزاد زندگی کنی .دیگر عرضی جز آرزوی سلامتی وتندرستی تو ندارم شماره موبایل خودم را درپائین نامه برایت می گذارم وازتو خواهش می کنم که با ما تماس بگیر تا حداقل صدای نازنین تورا بعد ازسالیان بشنویم به امید حق خدا پشت و پناهت باشد .درضمن عکس پدرومادر را برای تجدید خاطرات برایت گذاشتم .

برادرت بهروز – اهواز

شماره موبایل 09169045215

(پایان)

*** 

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017آن سینگلتون: کلید معمای بازپروری گروگان های مجاهدین خلق در آلبانی در دست خانواده هاست

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

Shqipëri: John Kerry sjell terroristët, John Bernnan paralajmëron rrezikun e tyreShqipëri: John Kerry sjell terroristët, John Bernnan paralajmëron rrezikun e tyre

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28127

آقای عبدی، پدر احمد عبدی اسیر در فرقه تروریستی رجوی در آلبانی، درگذشت 

 abdi_ahmad_mojahedin_khalq_mek_hustage_2انجمن نجات، مرکز تهران، شانزدهم ژانویه ۲۰۱۷:…  با کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که آقای عبدی که فرزندش احمد عبدی در اسارت فرقه تروریستی رجوی در آلبانی به سر می برد، بعد از مدتی بیماری دار فانی را وداع گفت. او همیشه می گفت که تنها آرزویش اینست که قبل از مرگ پسرش را ببیند و او را در آغوش بگیرد، اما او هرگز به این آرزو نرسید.   آقای عبدی همراه با همسرش خانم … 

مهدی نوروزی اسیر مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیفردا دیر است الان زنگ بزن (نامه محسن نوروزی به برادرش + حضور طاهره نوروزی در دفتر نجات)ا

لینک به منبع

آقای عبدی، پدر احمد عبدی اسیر در فرقه تروریستی رجوی در آلبانی، درگذشت

انجمن نجات مرکز تهران دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجویبا کمال تأسف و تأثر مطلع شدیم که آقای عبدی که فرزندش احمد عبدی در اسارت فرقه تروریستی رجوی در آلبانی به سر می برد، بعد از مدتی بیماری دار فانی را وداع گفت. او همیشه می گفت که تنها آرزویش اینست که قبل از مرگ پسرش را ببیند و او را در آغوش بگیرد، اما او هرگز به این آرزو نرسید.  

آقای عبدی همراه با همسرش خانم توکلی بارها و بارها جهت دیدار با پسرشان به عراق و مقابل اردوگاه های اشرف و لیبرتی رفتند که البته تنها خواسته شان دیدار با عزیز گرفتارشان بود، اما رجوی که می خواست انتقام تمامی ناکامی هایش را از خانواده ها بگیرد هرگز اجازه چنین دیداری را نداد و آنان هربار ناامید و دلسوخته به میهن باز گشتند.

روز چهارشنبه ۱۵ دی ماه سال جاری، سه تن از اعضای انجمن نجات در تهران به دیدار مرحوم عبدی رفته و از ایشان در بستر بیماری عیادت کردند. او در واپسین روزهای زندگی با وجودی که حافظه خود را از دست داده بود اما مدام نام احمد را به زبان می آورد و سراغ او را می گرفت.

دیدار با خانواده عبدی

انجمن نجات این ضایعه غمبار را به عموم خانواده های دردمند خصوصا خانم توکلی تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان آن مرحوم صبر جمیل آرزو دارد. خدا آقای عبدی را رحمت کند، او جز دیداری هرچند کوتاه با فرزندش خواسته دیگری نداشت که رجوی او را از دست یافتن به این خواسته که حق اولیه هر انسانی است محروم کرد، باشد تا به آه مادران و پدران رنجکشیده گرفتار شود و روزی تقاص همه این نامردمی ها را بدهد.

*** 

تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27974

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)ا 

abdi_ahmad_mojahedin_khalq_mek_hustage_2انجمن نجات، مراکز تهران، خوزستان و کرمانشاه، پنجم ژانویه ۲۰۱۷:… اما درمورد اینکه گفتید چرا هنوز پسرم تماس نگرفته باید به این نکته اشاره کنیم که متاسفانه سران فرقه رجوی درآلبانی با اقدامات ضدانسانی تلاش می کنند تا اعضا را همچنان دراسارت خود داشته باشند وبه همین خاطرهم محدودیت های ظالمانه وسختی را برآنها اعمال کردند چون تفکر فرقه رجوی این بوده و هست …

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (نمونه هایی از اعتراضات این هفته)

۱- دیدار با خانواده عبدی

انجمن نجات مرکز تهران پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجوی

خانم عبدی یکی از مادران فعال در انجمن نجات تهران می باشد که برای آزادی پسرش ( احمد ) بسا رنج ها و مشقتهای فراوانی را به جان خریده است . حضور مداوم و داوطلبانه این مادر قهرمان طی سالهای ۸۹ الی ۹۲ جلوی قرارگاه اشرف ، خود گویای تمام آنچیزی است ، که شاید زبان قاصر به توصیف و تمجید از آن باشد .

خانم عبدی همواره در این سالیان می گفت : ” فقط یک چیز می خواهم و آن اینکه بتوانم با احمد دیدار داشته باشم و وی را در آغوش بکشم .”

و فی الواقع ؛ گرمای آغوش مادر برای احمد نیز یاد آور تمام آنچیزی خواهد بود که در گذر زمان غبارآلود شده است.

چندروز پیش در تماس تلفنی که با مادر گرامی مان داشتیم ، متوجه شدیم آقای عبدی در بستر بیماری اند و ناخوش احوال اند . لذا تصمیم گرفتیم برای عیادت و عرض ارادت به این خانواده گرامی چند دقیقه ای را خدمت ایشان باشیم .

دقایقی را در خانه ایشان بودیم و پای دلتنگی های مادر نشستیم .

احمد عبدی گروگان مجاهدین خلق فرقه رجوی

خانم عبدی می گفت : « حقیقتا دیگر توان قبل را ندارم . پدر احمد ( آقای عبدی ) نیز به دلیل سانحه ای که برایشان پیش آمد ، مریض احوال هستند . خونریزی مغزی کرده اند و به دلیل اینکه از قبل نیز بیماری قلبی داشته اند ، دکترها نمی توانند وی را عمل کنند .و از همه چیز مهم تر این است، که آقای عبدی در  وضعیتی که برایشان پیش آمده است و خونریزی مغزی باعث اخلال در حواسشان شده است ، تنها چیزی که همچنان به یاد دارد ، پسرش احمد است و مستمرا احمد را صدا می کند . خیلی دوست داریم صدای احمد را بشنویم .»
حسینی

–  

۲- حضور آقای چاسب بیت مشعل در دفتر انجمن نجات شعبه خوزستان

انجمن نجات مرکز خوزستان پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵

 لینک به منبع

چاسب بیت مشعل پدر گروگان رجوی مجادین خلق در آلبانی
حاج آقا چاسب بیت مشعل یکی از پدران دردمندی است که درغم دوری و بی خبری از فرزندش مالک که سالهاست دراسارت ذهنی وعینی فرقه رجوی است بسر می برد. این پدر چشم انتظار همواره دراین سالیان تلاش کرده تا شاید بتواند خبری از وضعیت فرزند اسیرش بگیرد، بارها به همراه دیگر خانواده ها به عراق وتا جلوی درب کمپ اشرف ولیبرتی رفت اما سرکردگان جنایتکار و تهی از انسانیت فرقه رجوی هر بار او را از دیدار و حتی شنیدن صدای عزیزش محروم کردند. بعد ازانتقال اسیران دربند به کشورآلبانی هم پدر مالک بطور مرتب پیگیر بود تا شاید خبری از وضعیت پسرش مالک کسب کند بنابراین در روز مورخه ۱۴/۱۰/۹۵ حاج آقا بیت مشعل به دفترانجمن نجات خوزستان تشریف آورده وبعد ازاحوال پرسی گفت: امروز فرصتی پیش آمد تا  یکبار دیگرحضورا ازشما بخواهم تا اگردرمورد آخرین وضعیت پسرم خبری دارید به من بگوئید .حاج آقا بیت مشعل ادامه داد حقیقتا من بعد ازاینکه شنیدم پسرم ازعراق خارج شده خوشحال شدم چون خیالم ازبابت امنیت جانی او راحت شده  وفکر می کردم وقتی ازعراق رفت حداقل می تواند آزادانه با ما تماس بگیرد اما مدتی است که بسیار نگران شدم که چرا تاکنون خبری از وی نشده ؟! البته این را باید بگویم که هرچند خیالم ازبابت امنیت جانی او راحت شده اما این روزها بعضا فکر می کنم  تا وقتی که مالک درعراق حضور داشت با نزدیک شدن به محلی که درآن مستقر بود می توانستم بوی اورا استشمام کنم اما حالا از همین هم محروم شدم . بهرحال من الان نگران سرنوشت نامعلوم پسرم مالک هستم و دوست ندارم که او هنوز گرفتار گرگ هایی مثل رجوی باشد.حال واقعا بنظرتان الان باید چکارکنم آیا راهی هست تا من بتوانم خبری ازمالک بگیرم ویا اینکه به نحوی با او ارتباط برقرارکنم ؟ می خواهم صدایش را بعدازسالها بشنوم .

اعضای انجمن نجات ضمن خوش آمدگویی به حاج آقا بیت مشعل ابتدا آخرین وضعیت اعضای اسیر ساکن درآلبانی و توطئه ها و تشبثات سران فرقه رجوی برای دربند نگه داشتن اعضایش را برای این پدر چشم انتظار تشریح کرده و ادامه دادند انتقال اعضا ازعراق به کشوری دیگر بخاطر امنیت جانی آنها یک ضرورت بود که خوشبختانه باتلاش های مداوم شما خانواده ها محقق شد وباید گفت که خانواده ها دراین زمینه پیروز شدند.

امری که سران فرقه بخاطر منافع حقیرشان هرگز راضی به آن نبودند . اما درمورد اینکه گفتید چرا هنوز پسرم تماس نگرفته باید به این نکته اشاره کنیم که متاسفانه سران فرقه رجوی درآلبانی با اقدامات ضدانسانی تلاش می کنند تا اعضا را همچنان دراسارت خود داشته باشند وبه همین خاطرهم محدودیت های ظالمانه وسختی را برآنها اعمال کردند چون تفکر فرقه رجوی این بوده وهست که برای ادامه حیات فرقه باید همچنان اعضا را دربند خود داشته ودورازدسترس خانواده نگه دارند .ولی خوشبختانه فارغ ازهمه تشبثات واقدامات ضدانسانی فرقه دراین رابطه روز به روز خبرهای خوبی از جدایی تعدادی ازاعضای اسیر منتشر می شود که انشاء الله این روند ادامه پیدا خواهد کرد واعضای بیشتری ازفرقه جدا خواهند شد اعضای انجمن همچنین درمورد سئوال آخراین پدردردمند راه کارهایی را به وی ارائه و پیشنهاد دادند که بسیارهم مورد توجه وی قرارگرفت .

درپایان حاج آقا بیت مشعل ضمن تشکر از تلاش ها و راهنمایی های اعضای انجمن نجات نامه ای را از جیب خود درآورد وگفت من این نامه را که برای پسرم مالک نوشتم ودر زیر آن هم شماره موبایل خودم را گذاشتم وازشما خواهش دارم که آن را ازطرف من به هر طریقی که می توانید منتشر کنید تا شاید بدست پسرم برسد وشماره تلفن را ببیند وتماسی با من بگیرد پسرم مالک باید بداند که من خیلی دلتنگ دیدار و شنیدن صدایش هستم…

***

نامه چاسب بیت مشعل به فرزندش مالک اسیر در فرقه رجوی

خدمت فرزند عزیزم مالک بیت مشعل

با تقدیم تهنیت و شادی

فرزند عزیزم مالک جان امیدوارم که همیشه درصحت و سلامت کامل باشی و چنانچه احوال اینجانب پدرت را خواسته باشی الحمدالله سالم و به دعا گویی شما مشغول هستم و غمی جز دوری و بی خبری از تو ندارم .مالک عزیزم امیدوارم روزی برسد که بازمانند گذشته به همراه دیگر برادران وخواهرانت دورهم جمع شده و بر سر یک سفره غذا بخوریم .مالک جان باورکن گذشته ها با هرمشکلی که وجود داشت گذشت و تمام شد تو فرزند من هستی و این را بدان که من تو و دیگر برادران و خواهرانت را بیشتراز جانم دوست دارم و به جز خوشبختی وسعادت شما آرزویی ندارم اینجا تمامی اقوام و دوستانت سراغ تو را ازما می گیرند.اما مالک پسرخوبم خبرندارم الان درچه وضعیتی هستی اما برای من مهم است که بدانم تو آزاد وخوشبخت و برای خودت زندگی تشکیل دادی پس درهرکجای دنیا که می خواهی باش اما برای خودت باش نه برای کسانی که عمر، جوانی و زندگی تورا گرفتند .متاسفانه تورا به کشور دوری بردند. من خیلی دراین سالیان برای نجات و دیدار با تو تلاش کردم وبازهم خواهم کرد  اما پسرعزیزم چون درکشوری دور هستی تلاش خودت هم شرط است تو زرنگ و باهوش هستی ومی توانی خودت را از این گرفتاری نجات دهی .بهرحال امیدوارم که در قدم اول هرچه زودتر بتوانم  صدایت را بعد ازسالها بشنوم وبعد خودت را ببینم .پس ازتو خواهش می کنم هرطور شده با ما تماس بگیر دیگر وقت شما را نگیرم و تو را به خدا می سپارم.

منتظر جواب مثبت شما هستم به امید دیدار و همین که قبلا با عمویت تماس می گرفتی بازهم تماس بگیر.

خدا نگهدار از طرف پدرت چاسب
شماره تماس من :۰۹۱۶۶۰۱۷۹۴۰

–  

۳- دیدار یک عضو جداشده با خانم ناهید مرادپور خواهر یحیی مرادپور اسیر در فرقه رجوی

انجمن نجات مرکز کرمانشاه پنجشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
یحیی مرادپور نجات یافته فرقه رجوی مجاهدین خلق 

یحیی مرادپور از درجه داران ارتش لشگر۸۱ زرهی کرمانشاه در سال ۱۳۵۹ ابتدایی جنگ به اسارت ارتش بعث عراق درآمد و در سال ۶۸ دریک معامله کثیف رجوی او را از صدام گرفت و به زندان اشرف منتقل کرد .

ازآن تاریخ خانواده نامبرده از وضعیت فرزندشان بی اطلاع بودند و مادر پیرش از دوری وی دق مرگ شد وپدرش هم فوت شدند .

بعد از گذشت سالها و پیگیری های انجمن نجات استان کرمانشاه خانم ناهید مرادپور خواهر نامبرده در همایشی که با حضور دو جداشده جدید از لیبرتی و آلبانی که در اواسط سال ۹۵ برگزار شد از وجود و زنده بودن برادرش و اعزام او به کشور آلبانی مطلع شد .

خانم مرادپور مصرأ خواهان پیگیری وضعیت برادرش بود که انجمن نجات هم ترتیب این ملاقات را به این دلیل داد که آقای جهانشاه سید محمدی از درجه داران همکار آقای یحیی مرادپور وباهم به اسارت در عراق آمدند و در فرقه تروریستی رجوی هم این دو باهم بودند و حتی در یک حضور آقای سید محمدی در پشت سیاج اشرف آقای یحیی مراد پور را دیده و ازفاصله نزدیک با وی دیالوگی داشته است .
طبق اظهارات آقای سید محمدی و توضیح به خانم مرادپور، یحیی گفته بود که سازمان به او گفته نظام ایران خانواده اش را ازبین برده و او هم به همین دلیل نا امیدشده و تا کنون در فرقه به اجبار مانده است .

آقای سید محمدی توضیحات مفصلی را در خصوص وضعیت یحیی در اختیار خواهر وی قرار داد و او را از وضعیت برادرش مطلع ساخت .

در پایان این دیدار خانم مرادپور خواهان هرگونه تلاش وپیگیری در جهت رهایی تنها برادرش بود واز انجمن نجات نیز بخاطر تلاش های زیاد و فراهم نمودن این دیدار تشکر کردند .

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27954

رهبر مفقود فرقه، جدائی صنف معتمدین را چگونه توجیه می کند؟ 

fatemeh_alizadehcamp_ashrafانجمن نجات، مرکز تهران، چهارم ژانویه ۲۰۱۷:…  خبر جدا شدن خانم علیزاده از فرقه رجوی، نویدبخش رهایی تمام زنان دربند فرقه رجوی است. زنانی که نزدیک به رأس هرم فرقه بوده و از اسرار فرقه باخبرند و ظاهرا از عنوان “عضو شورای رهبری”” احساس غرور می کنند، اینک به پوچ بودن این عنوان ها و دروغ بودن ایدئولوژی فرقه پی برده اند. انسان هایی که تمام عمر و جوانیشان را … 

فاطمه علیزاده کمپ اشرف عراق تصویری از سایت فرقه رجوی (مجاهدین خلق) و سوء استفاده مزدور رجوی از خانم علیزاده علیه دولت منتخب عراق و حکم اخراج (سال ۱۳۸۸)
(این لینک به سایت مزدور رجوی تا زمان ارسال این مطلب برقرار بوده است)

زهره اخیانی شکنجه گر رجویمیلاد آریایی: شورای رهبری، بلای جان رهبری

رهبر مفقود فرقه، جدائی صنف معتمدین را چگونه توجیه می کند؟

فاطمه علیزاده

خانم فاطمه علیزاده

انجمن نجات مرکز تهران چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵
لینک به منبع
 
خبر جدا شدن خانم علیزاده از فرقه رجوی، نویدبخش رهایی تمام زنان دربند فرقه رجوی است. زنانی که نزدیک به رأس هرم فرقه بوده و از اسرار فرقه باخبرند و ظاهرا از عنوان “عضو شورای رهبری” احساس غرور می کنند، اینک به پوچ بودن این عنوان ها و دروغ بودن ایدئولوژی فرقه پی برده اند. انسان هایی که تمام عمر و جوانیشان را بیهوده به پای مسعود رجوی و افکار مالیخولیای او ریختند و بدون هیچگونه ثمره ای به انتهای خط رسیدند.

فرقه ها ساختار هرمی دارند و به طور لایه لایه اداره می شوند. هر طبقه از هرم وظایف مخصوصی دارد و فقط بخشی از اطلاعات فرقه را می داند. همچنین هر طبقه، از اطلاعات طبقه ی مافوق خود خبر ندارد. قدرت در همه طبقات یکسان نیست. هرچه به سمت رأس هرم حرکت می کند قدرت بیشتر و نظارت کمتر می شود. بنابراین در تشکیلات فرقه ای جدایی اعضای نزدیک به رأس هرم، زنگ خطر بزرگی برای سران فرقه محسوب می شود.

خبر جدا شدن خانم علیزاده و دو تن دیگر از زنان اسیر در فرقه (در آلبانی) را شنیدیم ولی این سه نفر همچنان در زندان فرقه اسیرند. جدایی این ها خبر مسرت بخشی برای خانواده های اعضا و جداشده های فرقه رجوی می باشد.

در گذشته نیز تعدادی از زنان عضو شورای رهبری از این فرقه جدا شده و نسبت به عملکرد مسعود رجوی اعلام انزجار نمودند و سال هاست که شاهد افشاگری ها و تلاش های مستمرشان در جهت رهایی اعضای مغزشویی شده فرقه رجوی می باشیم.

در سال های قبل، خانم ها بتول سلطانی، زهراسادت میرباقری، زهرا معینی، نسرین ابراهیمی، مریم سنجابی و … خود را از اسارت فرقه رها نموده اند و زندگی جدیدی را در فضای خارج از فرقه تدارک دیده اند و اینک فارغ از دغدغه هایی که فرقه درباره ی دنیای بیرون از تشکیلات به آنان تلقین کرده بود، در اندیشه و تلاش برای رهایی دوستانشان از زنجیرهای جسمی و ذهنی فرقه می باشند و تنها دل نگرانی شان اسارت سایر اعضای فرقه است زیرا که با روند مغزشویی فرقه ای، قدرت تصمیم گیری در مورد زندگیشان را ندارند.

جدایی خانم علیزاده و سایرین که عضو شورای رهبری فرقه رجوی بوده اند و “اسرار مگو” های فرقه را به خوبی می دانند نقطه عطفی برای ایجاد شکاف در سطوح بالای هرم فرقه است و جدایی اعضای شورای رهبری، موجب وحشت سران فرقه می باشد. زیرا با در نظر گرفتن تدابیر بسیار، روزگاری خانم ها را در رأس و آقایان را مادون آنان قرار دادند زیرا که سلطه پذیری و حرف شنوی زنان را بیشتر از مردان می پنداشتند و از این طریق ظاهراً خطر عناد و مخالفت مردان در مقابل سران فرقه کاهش می یافت. قانون نانوشته عموم فرقه ها، آیین رازداری است. اعضایی که به عقاید فرقه و تعالیم آن ایمان دارند و برای پیشبرد اهداف فرقه، دست به هر کاری می زنند محرم شمرده می شوند و میزان محرمیت افراد بستگی به میزان اطاعت آن ها دارد. ویژگی محرم بودن است که فرقه را به شکل طبقاتی و لایه لایه درمی آورد و در هر طبقه اسراری وجود دارد که اعضای طبقات پایین تر باید از آن بی خبر باشند. این “اسرار مگو” در مورد مسائلی است که در عرف اجتماعی و مسائل مذهبی مجاز نمی باشد.

رجوی تصور می کرد زنان نسبت به مردان راحت تر تحت سلطه قرار می گیرند، به همین دلیل یقین داشت که آنان به خود اجازه نمی دهند افکار و عملکردش را به چالش بکشند و حتی اگر با یکدیگر در رقابت باشند، رقابتی با رجوی نخواهند داشت. رجوی به خیال باطل خود با اهدای رده های کاذب، زنان را در رأس تشکیلات و شورای رهبری قرار داد چرا که فرمان پذیری و مطیع بودن مبنای رده بندی افراد بود و معیارهای تحصیلات، توانمندی، مدیریت و یا سابقه مطرح نبود. اینک جدایی هر یک از آنان ضربه سنگینی برای فرقه و زمینه ساز فروپاشی هرچه بیشر فرقه رجوی می باشد. رسوایی جدایی بیشتر نفرات از فرقه رجوی در آلبانی به حدی است که غیرقابل کتمان است و سران فرقه با همه تلاشی که می کنند نمی توانند مانند گذشته مناسبات فرقه ای را در پایگاه های خود اجرا نمایند و هراسشان از این است که با فضای نسبتاً آزادی که در آلبانی به وجود آمده است با ریزش زیاد نیروها روبه رو شوند. اگر شرایط مناسبی برای نیروهای مستقر در آلبانی فراهم شود و برای گذران زندگیشان نگرانی نداشته باشند، بی شک بیشتر آنان از قرارگاه های فرقه در آلبانی جدا خواهند شد. لذا سران فرقه همچنان با توسل به دروغ و صحنه سازی های کاذب سعی دارند از بحران درونی و تمایل افراد به جدایی جلوگیری نمایند.

زنان عضو شورای رهبری که از دید رجوی سمبل اطاعت محض بودند و از حوض ها و دیگ ها گذشته و به این درجه از تقرب رسیده بودند، در حال حاضر طغیان نموده اند و این زنگ خطر دیگری برای سران فرقه و حامیانش می باشد. گویا ناقوس فروپاشی به صدا در آمده است و شوریدن اعضای شورای رهبری را نمی توان ساده انگاشت. روند تدریجی جداشدن اعضا در طی سال های گذشته و تلاش خانواده ها برای رهایی عزیزان دربندشان، اینک به ثمر نشسته است و ما شاهد شورش اعضای شورای رهبری در برابر آرمان ها و وعده های دروغین فرقه می باشیم و این نمودی از بیدارشدن ضمیر سرکوب شده اعضای رده بالای فرقه است.

در این شرایط، رهبر مفقود فرقه، جدایی صنف معتمدین را چگونه توجیه می کند؟ و در برابراعضای فرقه که سال ها با وعده های پیروزی فریبشان داده و جان و مال و ناموسشان را به بازی گرفته، چه پاسخی خواهد داشت؟

محمدی

*** 

مسئولیت کشته شدن افراد در لیبرتی صرفا بر عهده فرقه رجوی (مجاهدین خلق ) است

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27923

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد! 

 fatemeh_alizadeh_mojahedin_khalq_rajavi_cultانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۶:… میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد! اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است! باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها … 

فاطمه علیزاده مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی مطلبی جعلی از قول فاطمه علیزاده در سایتهای جعلی تر، فرار به جلوی رجوی و همپالگی هایش در مقابل خانواده های گروگانها در آلبانی
(فرار سه تن از اعضای رهبری مجاهدین خلق در آلبانی)

لینک به منبع

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵
 
میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد!

اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است!
باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها بهره برداری کند وبجای آن، این نیرنگ بازی ها ، مانند آواری برسر خودش خراب شد!

جریان ازاین قرار است که درهمین چند روز گذشته، نوشته ای با امضای خانم فاطمه علیزاده ( عضو شورای مرکزی گروه رجویه) ودرتوهین تمام قد به خانواده های اسرای رجوی در سایت های مربوط به این گروه دغلکار منتشر شد و گروهی از خانواده های اسرای رجوی درآلبانی، به موضع گیری پرداخته و دربیانیه ی منتشره ی سه روز پیش خود، ضمن محکوم کردن این نوع برخورد به خانواده ها ، نوشتند که ” فحاشی های باند رجوی عزم ما را جزم تر میکند” !

دراین بیانیه خانواده های آذربایجانی ، بصورت معنی داری قید شده بود که خانواده ها با این نوع ادبیات خاص باند رجوی آشنائی کامل دارند و حدس میزنند که بدون اطلاع اشخاصی که امضاهایشان پای نوشته های مبتذل گذاشته میشود ، شخص ویا اشخاصی از دست بقلم های رجوی مبادرت به تنظیم ونشر این نوع نامه ها برای ناامید کردن خانواده ها مینمایند!

من برای جلوگیری ازاطاله ی کلام، نظر خواننده ی محترم را به خواندن بیانیه ی خانواده های آذربایجانی ازلینک زیر توصیه میکنم:

http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=24268

واما بعد!

اخباری ازجدایی سه تن ازاعضای شورای مرکزی باند رجوی درآلبانی منتشر شده و خوشبختانه نام خانم فاطمه علیزاده هم دربین این سه نفر میباشد!

معنی این خبر آنست که طبق پیش بینی گروهی ازخانواده های آذربایجانی ، این نامه هم درهیئت های تحریریه ی رسانه های رجویه تهیه ومنتشر گردیده است!

حال بر خواننده ی محترم ومخصوصا افراد خانواده هاست که با ملاحظه ی این نوع نامه ها در رسانه های رجوی ، هوشیارتر عمل کرده ودرمورد اصالت آنها شک و تردید کنند!

هدف انتشار این نامه های کذائی ، ایجاد جنگ روانی با خانواده ها ومایوس وناامید کردن آنها از انجام تلاش های مستمر بمنظور آزاد کردن عزیزان خود از بند رجوی میباشد وممکن است استفاده های داخلی هم داشته باشد!

سعید

*** 

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionHouse debate contaminated by Maryam Rajavi lobbyist Lord Alton (Open letter to Baroness Afshar)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27903

ین لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید (+ فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم ما ایجاد نمیکند)ا 

 مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۶:…  مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟! ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟! ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

مزدور رجوی تعداد دیگری را به کشتن دادهیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

این لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
البته درزبان ترکی آذربایجانی ما ، واژه ی ” فرقه ” بجای ” حزب” مورد استعمال است و این واژه حساسیت منفی ای دربین آنها ایجاد نمیکند.

درزبان فارسی اما، ” فرقه ” را مترادف ” سکت = جدا ازمردم – جدا ازمردم) آورده اند و در تاریخ معاصر به سازمان مجاهدین خلق سابق که به دلایل مختلف بدست مسعود رجوی جاه طلب به گروهی انحصار طلب ماکیاولیست وضدملی تبدیل شد ودرتابعیت از معنی ای که از ” سکت وسکتاریزم” شده بود ، نام فرقه ی رجوی برآن نهاده شد که از قضا این نام گذاری موثر افتاد و سخت حساسیت این باند مافیایی را برانگیخت و طوری شد که این جریان که جز گوش دادن به  سخنان قصار و مالیخولیایی معبود خود- مسعودرجوی- کاری ندارد، برآن شد که این صفت را به دیگران نسبت داده و از بار تبلیغاتی آن برعلیه خود بکاهد وهمان جریان ” آی دزد، آی دزد ” را دراذهان تداعی کند!

نوشته ی هادی مظفری ” فرقه گرایی و فاشیسم دو روی یک سکه ” تلاش ناموفقی دراین مورد است که طی آن میخوانیم :

” به عراق نظری بیندازید که از نکبتِ فرقه های برآمده از ظلم و جور و ستمِ فرقه گرایی حاکمان بر سرزمین ما روزی نیست که یکی به جرم سنی بودن و آن دیگری به گناه شیعی و ایزدی و …. به خاک و خون در نغلتند و به سوریه که حلبِ خونچکشانش از دستِ این فرقۀ جَلَب به چه مصیبت عظمایی دچار گشته و عجبا فرقه ای که دم از اسلام و مسلمانی می زند، وقتی که با تمامی هارت و پورتها و عربده کشی هایش می بیند که زورش نمی رسد، روسِ نامسلمان را نیز بر سر سفرۀ خونینی که گسترده، مهمان می کند، خاک و خزر در اختیارش قرار می دهد تا دمار از روزگارِ زن و مرد و پیر و جوان و کودک و شیرخواره درآرَد و ککش هم سر سوزنی نمی گزد “!

البته روشن است که این بچه مرشد رجوی، همگان را با عقل فرقوی خود مینگرد وفراموش میکند که همه ی مردم جهان میدانند که دردوران قبل از اشغال عراق بدست نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا ، خبری ازاین فرقه گرایی درعراق نبود و بنابراین چرا باید ایران جورحکومت آمریکا را که علت العلل  به رو آمدن تمامی این فرقه گرایی ها ست، بکشد؟!

اما صحبت دراینجاست که اگر قرار باشد جمهوری اسلامی فرقه باشد وباند رجوی هم، دررابطه با اینهمه انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار میکند وباند رجوی گریزان ازآن چه میتوان گفت؟!
ممکن است که رجویه هزاران ایراد بر نحوه ی اجرای این انتخابات بگیرد که ماهم با پاره ای ازاین ایرادات موافق باشیم ودرکنار موافقت با تعدادی ازاین معایب گرفته شده ، ازباند رجوی سئوال بخواهیم که شما هم ازاین نوع انتخابات برگزار کنید تا ازاتهام سکتاریزم برکنار باشید وچرا برگزار نمیکنید؟!

درادامه:

“…چگونه دلهای نازک نارنجی شان اینقدر به حال حضرت «زینب» به درد آمده که لشکری از مسلمان و نامسلمان به تحریک و تطمیع بسیج کرده اند تا آن کنند با مردمی بی پناه و بیگناه که شمر و یزید و معاویه و ابوسفیان نیز نکردند “.

صرفنظر از شکل حضور نظامی ایران درسوریه که به دعوت رسمی دولت قانونی آن وبرای کمک به بیرون راندن تروریست های بغایت بی رحم انجام گرفته وبدون لحاظ شعارهای متداول درجنگ ها و… ، آنچه مسلم است، تمام طرف های درگیر درقضیه بنفع منافع ملی یا گروهی خود درسوریه حضور دارند و سوریه از ایران دعوت نکرده که صرفا از حرم دفاع نماید که اتفاقا در پایتخت این کشور هم قرار دارد!
اینکه نیروهای ایران چه نفعی درکشتن مردم بی دفاع میتوانند داشته باشند، هیچ دلیلی ارائه نشده و چیزی به ذهن متبادر نمی شود!

البته میدان جنگ قوانین خاص خود را دارد که مثلا درمواردی تر و خشک باهم میسوزند و بنابراین ممکن است که تیری رها شده ازطرف نیروهای ایران، به تروریست هایی که مردم را سپر انسانی خود تبدیل کرده اند،  به مردم بخورد وآنها را بکشد!

دراین میان باید دنبال پدید آورندگان جنگ که همان عموسام و کشورها و گروه های مرتجع وابسته اش باشد ، بود وگناه این نوع قتل ها را به گردن آنان انداخت.

چرا که بدون حضور نیرومند نظام سلطه گر جهانی درسوریه ، احتیاجی به حضور نیروهای ایران نیست که  درمواردی شلیک هایشان مردم بیگناهی را هم به کشتن بدهد!

وجه دیگر نیت باند رجوی ازنوشتن این گونه نوشته ها، زخم عمیقی است که با آزاد شدن حلب که تجزیه ی سوریه را دور ازدسترس قرار داده ، بر پیکر نیمه جان این جریان سکتاریستی وضد ملی وارد شده است.

فرید

فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم بزرگ ما ایجاد نمیکند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
از متن نوشته ی  منسوب به خانم فاطمه علیزاده که در مطبوعات رجویه منعکس شده ، چنین برمیآید که او یک اسیر این باند ضد ملی بوده و برادرش نامه ای خطاب باو منتشر کرده وانجمن نجات هم به حکم وظیفه ی ذاتی اش، اقدام به نشر نامه ی این برادر کرده است.

عنوان نوشته ی مورد بحث ” باز هم گدایی وزارت بدنام ” که در قسمتی درآن آمده است :

” مجددا مطلبی تحت عنوان نابرادری من در سایت انجمن نجاست رژیم خواندم… چرا به یک وطن فروش بی عرضه اینهمه آویزان شده اید و چرا یک مرتبه رگ دلسوزی و مرحمت ولطف شما برای من، قولنج کرده و از اینکه بقول شما در آلبانی سرگردان شده ام، دل نازکتان اینطوری سوخته و جزغاله شده است “؟!

واژه ی نابرادری ، واژه ی مانوسی برای ما خانواده های گرفتاراست ودرمورد صد نفر ازماها بکار رفته وبنظر می رسد که این نوع نامه هاتوسط یک فرد و به نیابت ازهمه نوشته میشود وچه بسا که کسی که امضایش پای این نامه ها گذاشته می شود، اطلاعی از نامه ی اعضای خانواده ی شان نداشته و جوابی هم ازطرف آنها درکار نبوده است!

دراین میان مهم نحوه ی برخورد رجوی ها با خانواده ها ومیزان کینه ای که ازآنها دارند، قابل تامل تربوده ومشاهده میشود که رهبران این باند و نویسنده یا نویسندگان این نوع جوابیه ؟؟!! ها از لمپنی ترین ادبیات ممکن درحق خانواده ها استفاده میکنند !!

درادامه :

” هان چرا ؟ و راستی چرا برای جوانان ایران که دسته دسته آنها را دار میزنید هیچ دلی نمیسوزانید؟ چرا برای کودکان بیگناه ایران که گل وجودشان به یمن حکومت کثیف شما نشکفته در خیابانها و کوچه ها پرپر میشود و حتی بدنیا نیامده حراج میشوند، دلی نمیسوزانید …” ؟

اگر منظور برادر فاطمه خانم است، شاید ایشان عاطفه ای نسبت به قاتلین وقاچاقچیان اعدام شده ندارد و دلی برای آنها نمی سوزاند!

اصلا ممکن است این برادر مورد لعن ونفرین قرار گرفته ، اهل مسائل اجتماعی نباشد واین بدان معنی نیست که او حق نامه نوشتن به خواهرش را نداشته باشد!

ما انسان های زیادی سراغ داریم که توجهی به مشکلات دیگران نداشته و بجای آن عواطف شدید خانوادگی دارند که قابل توهین وناسزا هم نیستند!

یا اصلا این برادر تحلیل متفاوت تری نسبت به تحلیل های باند رجوی دارد و مسائل را آنطور نمیبیند که رجوی ها میبینند وآیا دراین صورت اوباید در شنیع ترین شکل لجن آلوده شود؟!

دوباره میخوانیم :

” … اما من فاطمه علیزاده همانطور که گفتم در ۲۸ سال پیش برای فدیه کردن جان، زندگی، مال، مقام و همه چیز پا در راه آزادی و آرمان پاک و توحیدی رجوی گذاشتم. نه برای جاه و مقام و خلبانی! افتخار من از ابتدا تا به آخر، مجاهد بودن و مجاهد مردن است، همان که شما را تمام قامت میترساند و میلرزاند و همین بالاترین افتخار من است… و بودن در رکاب رهبری پاکم مسعود و مریم… “.

کدام اقدام باند رجوی درراستای آزادی است که این خانم باید درراه آن از جانش بگذرد؟

درکجای جهان وبرابر کدام جهان بینی انسان محور ، کارهای مسعود ومریم را که برهم زدن اساس خانواده ها، تشکیل حرمسرا برای یک نفر، محروم کردن اعضا ازابتدائی ترین حقوق انسانی، خیانت به منافع ملی با شرکت درجنگ عراق علیه ایران ، جاسوسی برای امپریالیزم وصهیونیزم جهانی ، قسمتی از آنست، پاک وتوحیدی به حساب میآید؟!

مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟!

ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟!

ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که اختیار خواب وخوراک شان هم در دست مریم ومامورین خاص اوست ، خود آزاد نیستند وانسان غیر آزاد وکسی که سررشته ی زندگی اش ابدا در دست خودش نیست، نمیتواند برای خلق و آزادی آن مجاهدت نماید!!

گروهی از اعضای خانواده های اسرای رجوی درآلبانی

*** 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینبی بی سی: رامنی، جولیانی یا کاندیدای سوم: چه فرقی می کند؟

رودی جولیانی مجاهدین خلق مریم رجوی تروریسمرادیو امریکا: مصائب رودی جولیانی برای کاندیداتوری تصدی وزارت خارجه دولت آینده آمریکا

رودی جولیانی مواجب بگیر سازمان مجاهدین خلق فرقه رجویرادیو فردا: ارتباط جولیانی با گروه‌های خارجی برای تصدی وزارت خارجه «مشکل‌ساز» است

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

Nothing to celebrate – MEK leader Maryam Rajavi pretends forced move to Albania is a great victory

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا