چرا مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به روح و عرق ملی بی تفاوت هستند؟!!

چرا مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به روح و عرق ملی بی تفاوت هستند؟!!

Massoud Rajavi and Saddam Hussainبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، شانزدهم ژانویه 2014: … در طی سی و اندی سالی که مجاهدین در مقابل جمهوری اسلامی سلاح کشیده و به اصطلاح مبارزه مسلحانه می کنند و علیرغم اینکه از حساسیت و اهمیت این پیروزی ها و شکست ها برای مردم واقف هستند اما همواره در نقطه مقابل احساسات عمومی و ملی موضع گرفته اند.  مثلا در شرایطی که قلب میلیون ها مردم ایران در جریان بازی های المپیک برای کسب مدال طلا و رفتن روی …

Massoud Rajavi and Saddam Hussain

لینک به منبع

چرا مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به روح و عرق ملی بی تفاوت هستند؟!!

مجاهدین می دانند به هر طریق و حربه ای که متوسل شوند توفیقی برای جلب مخاطب کسب نمی کنند..

اپوزیسیون ها در هر کشور و با هر مرام و مسلک و هر میزان دشمنی با حاکمیت و اصرار بر براندازی اما حداقل در موضع گیری های شان اینقدر عرق ملی و هوشمندی دارند که با مردم خودشان دچار کنتاک و تضاد نشوند؛ اینقدر می فهمند که در پیروزهای ملی و بخصوص در عرصه های ورزشی که به نوعی نماد وطن دوستی است خود را در کنار مردم و با آنها احساس همذات پنداری و در نقطه مقابل به همان میزان در شکست های اینچنین با مردم احساس همدردی کنند.

در طی سی و اندی سالی که مجاهدین در مقابل جمهوری اسلامی سلاح کشیده و به اصطلاح مبارزه مسلحانه می کنند و علیرغم اینکه از حساسیت و اهمیت این پیروزی ها و شکست ها برای مردم واقف هستند اما همواره در نقطه مقابل احساسات عمومی و ملی موضع گرفته اند. مثلا در شرایطی که قلب میلیون ها مردم ایران در جریان بازی های المپیک برای کسب مدال طلا و رفتن روی سکوی المپیک می تپید مجاهدین حتی از انعکاس خبری مسابقاتی که یک سوی آن شرکت کنندگان ایرانی هستند خودداری می کردند. می شود این نحوه برخورد مجاهدین را مقایسه کرد با بسیاری اپوزیسیون ها و مخالفان حکومتی در سراسر دنیا که بر عکس مجاهدین از چنین پیروزی هایی نه تنها استقبال نموده که آن را امکانی برای تهییج روح ملی و شریک شدن در شادی و قرار گرفتن در کنار مردم قرار می دهند. به راستی مجاهدین چرا این میزان از توفیق ایرانیان در سطح جهانی و در عرصه های ورزشی، ادبی، فرهنگی و علمی نگران و بدتر از آن عصبانی می شوند! به نظر نمی رسد ریشه این میزان عصبانیت و نفرت به مبانی به اصطلاح استراتژیکی و ایدئولوژیکی مجاهدین محدود شود؛ به این دلیل که این پیروزی ها بیش از این که حقانیت و مشروعیت یک رژیم سیاسی را نمایندگی کند بر ارزش های ملی و قابلیت های یک ملت دلالت دارد و این در هر حال هیچ ربطی به نظام سیاسی یک کشور ندارد. اگر خلاف این باشد پیروزی های آلمان ها را در المپیک باید به حساب حکومت رایش سوم و هیتلر نوشت. حال آن که آلمان ها در تمامی دوره های مسابقات المپیک همواره یک پا مدعی بوده اند. یا مثلا پیروزی های هفتگانه ایران در بازی های آسیایی ۱۹۷۴ را باید تمام به حساب رژیم شاه نوشت. نقش امکانات و سخت افزارها را نمی توان انکار کرد. اما پیش از اینها این اراده و قابلیت های انسانی و عرق ملی است که چنین نتایجی را خلق می کند. کمااینکه بخش اعظمی از پیروزی های ورزشی ایران در بعد از انقلاب به تاکید مدیران و مسئولین در بدترین شرایط امکانات محقق شده است.

واقعیت این است که نظام های سیاسی با هر میزان مقبولیت و مشروعیت به هر حال تغییر می یابند. به این هم کاری ندارم که این تغییر و تعویض به حق یا به ناحق باشد، منظور این است که نظام های سیاسی همواره در حال رفت و آمد هستند، اما چیزهایی که از حافظه یک ملت پاک نمی شود و همواره باعث افتخار و سربلندی آنها است همین افتخارات ملی است. نمونه های بسیاری در تاریخ سراغ داریم که نظام های مستبد توانسته اند در عرصه های ورزشی و فرهنگی توفیق و پیروزی کسب کنند، اما علیرغم گذشت زمان و تعویض و تغییر دولت ها و حکومت ها همین افتخارات بیش از نظام های سیاسی در حافظه مردم ماندگار شده اند. در طول این سی و اندی سال ایران در عرصه های ورزشی پیروزی های فراوانی کسب کرده است که بعضا به دلیل اهمیت شان به جشن ملی تبدیل شده اند. صعود ایران به جام جهانی فرانسه در ۱۹۹۸ با آن نتیجه دور از انتظار پس از گذشت قریب دو دهه هنوز در کام مردم مانده و از آن لذت می برند. اما دریغ از یک پوشش خبری کوتاه در رسانه های مجاهدین.

اخیرا آقای ایرج مصداقی در بخشی از سلسله مقالاتی که در خصوص فوتبال ایران بعد از انقلاب می نویسند در خصوص حضور ایران در مسابقات جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه به نکته ای اشاره کرده اند که حائز اهمیت است. در آن مسابقات که ایران موفق به شکست آمریکا و همچنین کسب نتایج آبرومندانه ای در مقابل آلمان و یوگسلاوی گردید در نهایت با درخشش تیم ملی راه بازیکنان ایرانی به باشگاه های اروپا را باز کرد. در آن مسابقات مجاهدین تدارکات بسیاری برای شکست تیم فوتبال ایران دیده بودند. آقای مصداقی در خاطره ای در رابطه با پیروزی ایران بر آمریکا نقل می کند:

” محمدعلی (قاسم) جابرزاده انصاری یکی از مسئولان سیاسی مجاهدین در پاسخ به یکی از اعضای مجاهدین که نظر وی را در مورد بازی ایران و آمریکا و این که پیروزی کدام یک به نفع «مقاومت» است پرسید گفت: «قطعاً پیروزی تیم ملی فوتبال ایران به نفع رژیم و به ضرر مقاومت است» از آن‌جایی که گفتگوی آن‌ها دو نفره بود من دخالتی نکردم اما در بازگشت به اتاق کارم بلافاصله با شرح واقعه به مسئولم گفتم از هرچه که بگذریم جابرزاده با بیان این نظرات مشعشع نمی‌فهمد وقتی ما در استادیوم حضور داریم و به شعار دادن علیه رژیم و به نفع مقاومت می‌پردازیم در صورت شکست تیم همه‌ کاسه کوزه‌ها سر ما شکسته خواهد شد و بهانه آورده خواهد شد که به خاطر حضور ما و شعارهایی که می‌دادیم روحیه‌ بازیکنان پایین آمد و نتیجه‌ را واگذار کردیم؟ آیا درک این موضوع برای وی خیلی سخت است؟ و اضافه کردم راستش با وجود چنین تحلیل‌گرانی مجاهدین به دشمن نیاز ندارند.”

اما سوای این توجیه که مجاهدین هر شکست و پیروزی ملت ایران را در چارچوب منافع به اصطلاح مقاومت یعنی مجاهدین ارزیابی کنند، از این واقعیت نمی توان گذشت که مجاهدین اساسا با هر گونه شادی و سرور و احساس پیروزی و افتخار برای مردم ایران مشکل دارند. و متاسفانه آنقدر عقب مانده هستند که نمی فهمند پوشش دادن این پیروزی ها در رسانه به اصطلاح ملی و پرداختن به آنها به شکل پخش مستقیم حتی با رعایت دیدگاه های خصومت آمیز نسبت به جمهوری اسلامی به درجاتی می تواند باعث رغبت تماشای سیمای به اصطلاح آزادی شود. این در حالی است که مجاهدین نشان داده اند برای جلب مخاطب داخلی به هر وسیله ممکن دست می زنند! اما از فهم این معادله ساده به دلیل تحلیل های آبکی عاجز هستند.

در توضیح چرایی این میزان دگم اندیشی و کینه توزی به نظر می رسد مجاهدین می دانند به هر طریق و حربه ای که متوسل شوند توفیقی برای جلب مخاطب کسب نمی کنند. کمااینکه پخش فیلم های سینمایی روز و اختصاص برنامه های طنز هیچ تاثیری در این روند نگذاشته است.

Rajavi cult New Yorkگروه رجوی و دستاوردهای نیویورک

همچنین:

پاسخی به محمد خدابنده‌لویی، «مناسبات پاک مجاهدین» و …

امیر صیاحیامیر صیاحی، پژواک ایران، چهاردهم ژانویه 2014: …  به آقای محمد خدابنده‌لویی بایستی گفت تو که پیگیر محل دفن عزیز خود هستی‌ آیا خانواده ناصر محمدی و پدر و مادر او حق نداشتند و ندارند که بدانند فرزند آن‌ها در کجا دفن شده است؟ البته این همان سازمان و رهبری عقیدتی است که دائم از «خاوران» و

چگونه این سالها خواب به چشم آقا و خانم رجوی حرام شده است؟؟؟

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، چهاردهم ژانویه 2014: … از آن آقای عقیدتی هم که سالها است خبری نیست. بعلاوه آن امکانات و شرایط کاخ ها هم نشان می دهد آدم اگر مشغله ای هم داشته باشد بطور طبیعی وقتی با آن همه خدم و حشم و امکانات روبرو می شود بالکل دچار نسیان و فراموشی می شود و دست به نقد می چسبد سیلی نقد

نوری مالکی:عراق هر چه سریعتر بقایای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) را اخراج می کند

فارس به نقل از اشرف نیوز، بغداد، چهاردهم ژانویه 2014: …  نوری مالکی نخست وزیر عراق تاکید کرد که کشورش با سرعت ممکن در زمینه اخراج عناصر گروهک تروریستی منافقین از عراق کار می‌کند و سازمان ملل مسئول طول کشیدن حضورشان در عراق است. نخست وزیر عراق در جریان کنفرانس مطبوعاتی مشترک خود با

آمریکا و مصیبت حمایت از منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

انجمن دفاع از قربانیان تروریسم، تهران، سیزدهم ژانویه 2014: … تلاش مقامات آمریکایی برای اقناع کردن کشورهای عضو سازمان ملل برای اعطای پناهندگی به ساکنان لیبرتی تا کنون موفق نبوده است. وزارت خارجه آمریکا در زمان هیلاری کلینتون حتی برای تشویق کشورهای عضو سازمان ملل به منظور پذیر