چهارشنبه سوری، جشن ملی یا جولان گاه بیگانه پرستان

چهارشنبه سوری، جشن ملی یا جولان گاه بیگانه پرستان

 کریم غلامی، ایران فانوس، هجدهم مارس 2017:… هر چند امسال دیگر خبری از اشرف و لیبرتی و مرحوم اول مسعود رجوی، نیست تا سازمان فرقه گرای مجاهدین تحت این عناوین شعار پردازی بکند، ولی با این حال امسال از یک ماه پیش تر سازمان فرقه گرای مجاهدین، دست به فراخوان زدند و طی این روزها مدعی هستند که مردم ایران بشکل گسترده ای به این … 

FOTOLAJM/ Marjam Raxhavi vizitë sekrete në kampin me terroristë në TiranëFOTOLAJM/ Marjam Raxhavi vizitë sekrete në kampin me terroristë në Tiranë (This MEK member lost her legs in 2003 as the result of an American aerial bombardment of MEK camps before they surrendered)

لینک به منبع

چهارشنبه سوری، جشن ملی یا جولان گاه بیگانه پرستان

قبل از آغاز سخن، طبق معمول کمی در رابطه با آنچه که می خواهیم سخن بگوییم اطلاع کافی داشته باشیم. بنابر این می خواهم کمی در رابطه با جشن چهارشنبه سوری سخن بگویم. از آنجایی که ایران چندین بار به دلیل حمله اعراب، افغانها و مغول ها و سایر ایران ستیزان، ویران شد و آیین باستانی ایران تا مرز فراموشی کامل پیش رفت، اطلاعات دقیق و کافی از پیدایش این آیین در دست نیست و از چه زمانی چهارشنبه به عنوان چهارشنبه سوری، انتخاب شد. اما می توان به یقین گفت که این جشن ها و آیین های باستانی، قدمت بیش از سه هزار سال دارد.

چهارشنبه سوری، یکی از جشن های نوروزی ایرانیان باستان است که طی گذشت سالیان دست خوش تغییرات زیادی شده است. در ایران باستان، برای پیش در آمد یا پیش باز نوروز برگزار می شد که آمیزه ای از چند آیین گوناگون بود. سوری به معنی „سرخی“ است و اشاره ای به سرخی آتش می باشد که در این روز می افروختند. در این جشن، آتش بزرگی می افروختند تا سرما گریخته و گرما باز آید. بیشتر مردمان، آتش را بر روی بامهای خود می افروختند. آنان به این باور داشتند که تنوره آتش و دود بر بامها، „فروهر“ را به خانه های خود رهنمون می کردند. آتش افروختن یکی از جشن ها و آیین های „گاهنبار پنجه“ به معنی ده روز پایان سال بوده. آیین چهارشنبه سوری، از شامگاه(غروب آفتاب) سه شنبه تا بامداد(طلوع خورشید) چهارشنبه، ادامه پیدا می کند که در تمام طول شب آتش روشن نگاه داشته می شود. بعضا به این باورند که چهارشنبه سوری و افروختن آتش در این روز پایه در آتش پرستی دارد، تا آنجا که من می دانم این باور کاملا اشتباه است. در حالی که آتش برای ایرانیان نماد قدرت و گرما و روشنایی بود.

امسال نیز به مانند سالهای قبل شاهد تلفات گسترده ای در ایران بخاطر استفاده از مواد منفجره برای تولید اسباب آتشبازی و حین استفاده از آن بودیم. البته اسباب آتشبازی خطر آفرین هستند. ولی در آلمان و بسیاری از کشورهای دنیا آتشبازی بخشی از جشن های آن کشورها است. اما بعضا میزان تلفات در حد صفر است.

مجاهدین خلق هر ساله از چند ماه پیشتر برای چهارشنبه سوری فراخوان می دهند و مردم را تشویق به آتش زدن اماکن عمومی می کنند. همانگونه که پیشتر گفتم، چهارشنبه سوری یک آیین باستانی است که مردم با جشن گرفتن در این روزها پلیدی و تاریکی و سرما را از خود و خانه خود می زدایند و گرما و روشنایی و نیکی را جایگزین آن می کنند. این خود نمونه بسیار بارزی است که مجاهدین و بخصوص سران آن با این آیین زیبای باستانی دشمنی دارند. آنها بجای جشن گرفتن در این ایام مردم را به آشوب و آسیب رساندن به خود و دیگران فرا می خوانند و بجای زدودن پلیدی از خود، سیاهی و پلیدی وجود خود را به دیگران می گسترانند.

سالها قبل از اینکه مجاهدین تلویزیون خود را راه بیاندازند، برنامه های خود را از رادیو پخش می کردند. روزهای عید بود که مجاهدین طی تبلیغات خود مدعی شدند که مردم به فراخوان مرحوم اول مسعود رجوی، پاسخ گفته و به خیابان ها ریخته اند و با آتش روشن کردن و شعار „ایران رجوی، رجوی ایران“ سر داده اند. برای اثبات این کار خود یک فایل صوتی هم پخش کردند که در کنار صدای هیاهو و آتشبازی، این شعار هم شنیده می شد. من به مسئولم گفتم، صداها که نمی توانند سندی بر واقعی بودن این خبر باشد، مسئول من پاسخ داد، چطور مگه، گفتم می شه همین بیرون تعدادی را جمع کرد و این شعارها را ضبط کرد. مسئولم در حالی که بشدت عصبانی بود، گفت، فکر می کنی سازمان دروغ می گوید (گذشت سالیان نشان داد که دروغ می گویند) من گفتم، نمی دانم ولی این نمی تواند سند دقیقی باشد.

هر چند امسال دیگر خبری از اشرف و لیبرتی و مرحوم اول مسعود رجوی، نیست تا سازمان فرقه گرای مجاهدین تحت این عناوین شعار پردازی بکند، ولی با این حال امسال از یک ماه پیش تر سازمان فرقه گرای مجاهدین، دست به فراخوان زدند و طی این روزها مدعی هستند که مردم ایران بشکل گسترده ای به این فراخوان پاسخ داده و به خیابان ها آمده و آتش روشن کرده و آتشبازی کرده اند. از آنجایی که مجاهدین از بالا تا پایین در حماقت و توهم های دیوانه وار خود غرق هستند، نمی دانند که مردم ایران این جشن باستانی را هر سال جشن می گیرند و آتش می افروزند و آتشبازی می کنند، چه مجاهدین باشند و چه نباشند. چهارشنبه سوری، یک جشن و آیین ملی ایرانیان است و سوء استفاده از آن و دشمنی با آن برابر است با دشمنی با ایران و مردم ایران.

 „پایان“

*** 

مجاهدین خلق تحت نامهای مستعار در کنگره امریکا شکستن رکورد وقاحت توسط مجاهدین خلق بدلیل سکوت ماست (نفوذ تروریسم به قلب کنگره امریکا تحت لوای “نوروز”؟!)ا

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28742

هشتم مارس، روز جهانی زنان برای برابری

 Women's day Mojahedin Khalq Rajavi cult 3کریم غلامی، ایران فانوس، نهم مارس ۲۰۱۷:… یکی از تاسف بارترین این سوء استفاده ها از روز جهانی زنان، توسط مجاهدین خلق صورت می گیرد. مجاهدین که دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین هستند، این روز را جشن می گیرند و مریم رجوی در این روز برای زنان ایران اشک تمساح می ریزد، در حالی که در درون تشکیلات فرقه مجاهدین … 

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی نقض حقوق بشرهشتم مارس وبزرگداشت زنانی که غریبانه و بی صدا در بیابانهای اشرف کشته و دفن شدند

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

لینک به منبع

هشتم مارس، روز جهانی زنان برای برابری

کریم غلامی

کریم غلامی

 جشن ۸ مارس یکی از بزرگترین جنبش های سیاسی و اجتماعی جامعه بشری است که اهمیت بسیار بالایی دارد. ۸ مارس، روز جهانی زنان که در گذشته روز جهانی زنان کارگر نامیده می شد. تمرکز این جشن بر بزرگداشت و دفاع از حقوق زنان، قدردانی، عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است. این روز، به عنوان یک رویداد سیاسی و بعضا سیاسی سوسیالیستی در میان احزاب سوسیالیست کشورهای مانند آمریکا و آلمان و اروپای شرقی، آغاز شد. با گذشته زمان این روز از محتوای اصلی خود یعنی یک رویداد سیاسی، خارج شد و تبدیل به یک جشن برای دفاع از حقوق زنان و قدردانی از آنها در زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است.

در گذشته کشور آلمان یکی از اصلی ترین کشورهایی بود که به این جنبش دوام و قوام می داد، اما متاسفانه امروزه بسیاری از مردم آلمان حتی نمی دانند که ۸ مارس روز جهانی زن است و بعضی از آنها فکر می کنند که جنبش ۸ مارس یک جنبش کمونیستی است. در سال ۱۹۱۴ برگزاری روز زن در آلمان به حق رای زنان اختصاص داده شد که البته زنان آلمانی تا سال ۱۹۱۸ این حق را به دست نیاوردند. متاسفانه در بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای اسلامی نیز روز ۸ مارس به عنوان یک جنبش سیاسی اجتماعی جایی ندارد هر چند در ایران بعضا زنان ایران تلاش می کنند که این روز را جشن بگیرند.

با این حال در سال ۱۹۷۷ روز ۸ مارس توسط سازمان ملل به عنوان روز حقوق زنان و صلح بین المللی به رسمیت شناخته شد.

انتخاب روز هشتم مارس به عنوان روز زن بخاطر مبارزه زنان کارگر فابریکه نساجی کتان شهر نیویورک آمریکا در سال ۱۸۵۷ بر می گردد. شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن نسبت به مردان در یک کار یکسان، زنان را وادار به مبارزه علیه این بی عدالتی به شکل سازمان یافته و منظم نمود. در این روز کارگران نساجی زن در یک کارخانه بزرگ پوشاک برای اعتراض علیه شرایط بسیار سخت کاری و وضعیت اقتصادیشان، دست به اعتصاب زدند. ۵۰ سال بعد در ۸ مارس سال ۱۹۰۸ زنان کارخانه نساجی کتان در شهر نیویورک به منظور گرامیداشت این خاطره دست به اعتصاب زدند. صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان به منظور جلوگیری از رشد و همبستگی سایر کارگران با جنبش این زنان را در محل کارشان محبوس و کارخانه را آتش زدند. فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه جان سالم به در ببرند و در این میان ۱۲۹ زن کارگر در آتش سوخته و جان خود را از دست دادند.

یک سال بعد در ۲۸ فوریه سال ۱۹۰۹ اولین مراسم روز زن در نیویورک برگزار شد. این مراسم برای یادبود اعتصاب زنان در سال ۱۹۰۸ صورت گرفت. پس از انقلاب اکتبر روسیه و تشکیل اتحاد جماهیر شوری، این روز را یک روز رسمی اعلام کردند. در سال ۱۹۶۵ این روز تعطیل رسمی اعلام شد(احتمالا به این دلیل در آلمان و بسیاری دیگر از کشورها فکر می کنند که ۸ مارس یک جنبش کمونیستی است). در کشورهای غربی، روز جهانی زن اولین بار بعد از سال ۱۹۷۷ به رسمیت شناخته شد، در این سال در مجمع عمومی سازمان ملل روز ۸ مارس را به عنوان روز سازمان ملل برای حقوق زنان و صلح جهانی نامیدند.

روز ۸ مارس، روز جهانی زنان، دیگر رنگ و بوی اصلی خود را از دست داده است زیرا روز زن یک جنبش سیاسی اجتماعی زنان کارگر برای لغو تبعیض جنسی است. طی گذشت سالیان این جنبش بازیچه دست بسیاری شده است. از اتحاد جماهیر شوری سابق، چه امروز که در بسیاری از کشورها این روز را به عنوان قدر دانی از زنان می دانند.

یکی از تاسف بارترین این سوء استفاده ها از روز جهانی زنان، توسط مجاهدین خلق صورت می گیرد. مجاهدین که دارای سابقه طولانی در سرکوب و استثمار زنان در درون فرقه مجاهدین هستند، این روز را جشن می گیرند و مریم رجوی در این روز برای زنان ایران اشک تمساح می ریزد، در حالی که در درون تشکیلات فرقه مجاهدین زنان بسیاری توسط مسعود رجوی مورد تجاوز قرار گرفته و رحم آنان از بدنشان خارج شده است. اگر نگاهی به لیست جنایت سالیان مجاهدین نسبت به زنان بیاندازیم، خواهیم دید که مریم رجوی و مسعود رجوی زن ستیز ترین دیکتاتورهای جهان هستند.

ـ حجاب اجباری در درون تشکیلات، در حالی که خود ادعای آزادی پوشاک دارند و دولت ایران را محکوم به حجاب اجباری برای زنان می کنند.

ـ بیگاری زنان در گرمای سوزان عراق بدون پرداخت کوچکترین دستمزدی به آنها (برده داری نوین)

ـ گرفتن کودکان از مادران بخصوص در سال ۱۹۹۱٫

ـ سرکوب و زندانی و شکنجه کردن زنان بخاطر عشق ورزیدن.

ـ سرکوب عواطف زنانه و مادرانه زنان تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک.

ـ محروم کردن زنان از داشتن کودک.

ـ طلاق های اجباری.

ـ زنان را مجبور می کردند که در جمع سایر زنان دیگر خود را „فاحشه“ و „گناهکار“ بنامند.

ـ تجاوز مسعود رجوی به زنان تحت عنوان عضویت آنها در شورای رهبری مجاهدین.

ـ خارج کردن رحم زنان از بدنشان.

ـ به کشتن دادن هزاران زن و فرستادن آنها به میدان جنگ با کمترین آموزش های نظامی.

می توان به این لیست صدها مورد دیگر اضافه کرد، اما به همین چند مورد می توان بسنده کرد که در درون تشکیلات مجاهدین چه سرکوب ظالمانه ای نسبت به زنان صورت می گیرد. باشد روزی که زنان ایران و جهان به حقوق انسانی و حقیقی خود دست یابند.

„پایان“

تصاویری از زنان کارگر در جهان

کار زنان در رختشوی‌خانه، سال ۱۹۰۵

زنان کارگر که در معادن بلژیک کار می‌کنند، حدود ۱۹۱۵ میلادی

سه تن از زنان کشاورز در مزارع «سم» درشمال فرانسه، حدود ۱۹۱۷ میلادی

زنان در حال کار در کارخانه موتورسازی «لینگلن» در «دیترویت»، سال ۱۹۱۸

زنان در جریان جنگ جهانی اول در کارخانه مهمات‌سازی شیکاگو، سال ۱۹۱۴

زنان در یک کارگاه آسیاب آرد در انگلستان، سال ۱۹۱۸

زنان در اداره نیروی دریایی در «بروکلین» امریکا

زنان عضو ارتش آمریکا در جنگ جهانی اول

یک زن در حال جارو کردن خیابان در آلمان

از چپ به راست: «نلی براون»، «لوسیا مک کالیک»، «ماری برین» و «فلورنس هیج» چهار تن از زنان دانشمند آمریکایی در آزمایشگاه

زنان لباس‌های سربازان جنگ جهانی اول را می‌دوزند، سال ۱۹۱۷

زنان کارمند در آمریکا

سه تن از فعالان حقوق زنان در مقابل ساختمان کنگره آمریکا طوماری برای حق رای در دست گرفته‌اند، ژوئن ۱۹۱۷

*** 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003نگاهی به جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین – به بهانه روز جهانی زن

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیگرامیداشت زنان در روز جهانی زن

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

روز زن مجاهدین خلق فرقه رجوی شورای ملی مقاومت ایرانمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28684

پاسخ به یک پرسش، آیا مسعود رجوی مرده است؟ 

 Maryam Rajavi news of Massoud Rajavi deathکریم غلامی، ایران فانوس، چهارم مارس ۲۰۱۷:… سعود رجوی مرحوم به لحاظ فیزیکی زنده و یا مرده باشد اهمیت چندانی ندارد، اگر حتی مسعود رجوی بطور فیزیکی زنده باشد، مرده متحرکی بیش نیست. هر چند که اطلاعات کافی در رابطه با گذشته مسعود رجوی در دسترس نیست. تا قبل از سال ۱۳۵۱ را نمی توانم نظری بدهم. ولی این را می توانم بطور دقیق بگویم که … 

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

پاسخ به یک پرسش، آیا مسعود رجوی مرده است؟

کریم غلامی، ایران فانوس، ۰۴٫۰۳٫۲۰۱۷

جاندار یا اَندامگان، به‌معنای یک سامانه‌ی زنده و پیچیده از اعضاست که با تأثیرشان بر یکدیگر، امکان سازگاری با محیط و تضمین بقا و پایداری کلّ آن موجود زنده را فراهم می‌کنند. موجودات زنده با عامل‌های زیر، از غیرزنده‌ها متمایز می‌شوند برای اینکه ذهن همه ما با هم یکی باشد، تعریف کلی موجود جاندار و زنده را می آورم

پاسخ به محرک

تولید مثل

رشد

بقا و ترمیم خود

تنفس

شاید بپرسید که چرا من تعریف یک موجود زنده را آورده ام. در واقع می خواهم به یک پرسش عمومی که معمولا از من می شود، پاسخ بدهم. پرسش این است که آیا مسعود رجوی زنده است یا مرده؟ هر چند این مسئولیت من و بقیه جدا شده ها نیست که به این پرسش پاسخ بدهند. ولی از آنجایی که سران مجاهدین خود را خدا می دانند و به هیچ کس پاسخگو نمی دانند، طبق معمول ما مجبور هستیم که ابهامات موجود در مجاهدین را به دیگران شرح دهیم

من این را می توانم بگویم، مسعود رجوی مرحوم به لحاظ فیزیکی زنده و یا مرده باشد اهمیت چندانی ندارد، اگر حتی مسعود رجوی بطور فیزیکی زنده باشد، مرده متحرکی بیش نیست. هر چند که اطلاعات کافی در رابطه با گذشته مسعود رجوی در دسترس نیست. تا قبل از سال ۱۳۵۱ را نمی توانم نظری بدهم. ولی این را می توانم بطور دقیق بگویم که مسعود رجوی مرحوم در سال ۱۳۵۱ در جریان خیانت و پشت کردن به بنیانگذاران سازمان مجاهدین و هم رزم های خود در زندان، بطور انسانی مرد و شروع به فاسد شدن کرد و هر فردی که به مسعود رجوی نزدیک شد، مانند او بطور انسانی مرد و فاسد شد

اگر پنج عامل موجود زنده( پاسخ به محرک، تولید مثل، رشد، بقا و ترمیم خود، تنفس) را در رابطه با مسعود رجوی مرحوم در نظر بگیریم، خواهیم دید که در تمامی موارد پاسخ منفی خواهد بود. پاسخ به محرک، این اصلی ترین عامل است که نشان می دهد مسعود رجوی مرحوم یک موجود زنده نیست، بلکه او با یک تکه سنگ یا بهتر بگویم یک حیات مرده و فاسد شده نیست. عدم ارتباط مرحوم و سران سازمان با جامعه ایران و پاسخگو نبودن آنها در قبال مردم ایران و پرسش های آنها(محرک) نشان از نبود „زنده“ در مسعود رجوی مرحوم و سازمان مجاهدین است. عامل های دیگر مانند تولید مثل و رشد و بقا و غیره، را تک به تک می توان توضیح داد، ولی بطور کلی به آن پاسخ می دهم

ـ تلاش گسترده فرار اعضای سازمان در رده های تشکیلاتی مختلف

ـ تبدیل یک سازمان به یک فرقه فاسد و ضد انسانی طی ۴۰ سال

ـ تحلیل نیرو در سازمان مجاهدین در عوض رشد و گسترش نیرو

ـ عدم ارتباط با جامعه ایران و جهان

ـ دزدی و چپاول دارایی های سازمان در راس سازمان مجاهدین بخصوص مسعود و مریم رجوی

ـ سرکوب و شکنجه و زندانی و حتی بعضا سر به نیست کردن اعضای ناراضی در درون تشکیلات مجاهدین

ـ عدم ارتباط اعضای سازمان مجاهدین با دنیا که آنها را به غارنشینانی تبدیل کرده است، چنانکه اکثریت اعضای سازمان مجاهدین حتی با چیزی به نام موبایل ناآشنایند. مجاهدین ۴۰ سال است که راه „تنفس“ خود را بسته اند

ـ بجای جنگیدن با دشمن واقعی مردم ایران، نوک جنگ را به درون تشکیلات مجاهدین برگرداندند و وقتی که جای دشمن را خانواده های اعضای مجاهدین میگیرند، این ارگان دیگر امکان رشد و تولید مثل و ترمیم خود را ندارد

البته می توان صدها دلیل دیگر آورد که این ارگان بخصوص سران آن دیگر به عنوان موجود „زنده“ شناخته نمی شوند. زنده و یا مرده بودن مسعود رجوی مرحوم، دیگر اهمیتی ندارد. دیگر او جایی در کنار و آینده مردم ایران ندارد. فقط او تفاله است که توسط قدرت های بیگانه و دشمن مردم ایران مورد استفاده و استعمال قرار می گیرد

„پایان“

*** 

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهداعلام مرگ مسعود رجوی درست پس از شعارهای مریم عضدانلو و مدعوینش در ستایش رهبرشان

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terrorists

Rajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)

لیندا چاوز، اینگرید بتانکورت ولزلی مارتین مواجب بگیران دست سوم فرقه تروریستی رجوی

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28375

مجاهدین بخصوص رهبران آنها به دلیل پاسخگو نبودن جایی در ایران آزاد و دمکراتیک ندارند 

 mujahedin_khalq_iraq_20162کریم غلامی، ایران فانوس، هشتم فوریه ۲۰۱۷:… یک مطلب تحت عنوان „زوزه‌های وحشت اطلاعات آخوندی از قدرت و پیشروی روزافزون مجاهدین“، باور کنید من هم مثل شما از تیتر این مطلب خنده ام گرفت „قدرت و پیشروی روز افزون مجاهدین“ به نظر من باید این تیتر را به عنوان خنده دارترین جمله سال انتخاب کرد. بگذریم هر چند مجاهدین در اوهام و توهم های خودشان … 

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینمسعود رجوی، حاضر یا غایب

خروج عراق و سقوط در واشنگتناز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

لینک به منبع

مجاهدین بخصوص رهبران آنها به دلیل پاسخگو نبودن جایی در ایران آزاد و دمکراتیک ندارند

کریم غلامی، ایران فانوس، ۰۸٫۰۲٫۲۰۱۷

 یکی از دلایلی که فرقه مجاهدین لایق اعتماد مردم و حکومت در ایران نیستند، غیر مسئول بودن آنها است. اولین گام در راستای دمکراسی، پاسخگو بودن همه افراد اعم از اینکه در چه مقام دولتی و کاری قرار داشته باشند. این پاسخگو بودن را می توان در بعضی از کشورها دید. مقام های کشوری به مردم کشورشان در رابطه با همه مسائل توضیح می دهند و یا از اشتباه هات خودشان پوزش می خواهند و یا حتی بعضا استعفاء می دهند. به یاد ندارم که حتی در یک مورد مسئولین سازمان مجاهدین در رابطه با حتی یک مسئله مهم، توضیح دهند و پاسخگو باشند. یکی از اصلی ترین سئوال هایی که از مجاهدین می شود، مسعود رجوی کجا است؟ آنها حتی در رابطه با „مرحوم“ شدن او نیز توضیح نمی دهند که آیا او زنده است و یا مرده است.

یکی از نگرانی های همه، وضعیت اعضای مجاهدین در آلبانی است. یکی از سئوال های اساسی همه از سازمان مجاهدین، این است که با اعضای خود در آلبانی می خواهید چکار کنید؟ خط کاری شما در آینده چیست؟ بعد از بسته شدن پرونده عراق، چگونه می خواهید به مبارزه خود ادامه بدهید؟ مجاهدین نه تنها هیچ پاسخی نمی دهند، بلکه لمپن مزدوران خود مانند „پرویز خزایی“ را به میدان می فرستند تا با فرهنگ کثیف و عقب مانده مجاهدین، به فحاشی بپردازند.

در وب سایت های مجاهدین در هر زمینه ای که بخواهید می توانید مطلب پیدا کنید، حتی مطلب در رابطه با کشورهایی که نام آن بجز مردم همان کشور، به گوش هیچ کس دیگری نرسیده است. مجاهدین در رابطه با همه چیز و همه کس، می نویسند و حتی موضع می گیرند. از جزیره های ژاپن گرفته تا یک روستا در یک گوشه آفریقا و یا یک فرد در آمریکای جنوبی. البته این دجالیت مجاهدین است که از همه چیز و همه جا بنویسند تا از خود حتی یک کلمه ننویسند. مجبور بودم که از کلمه دجالیت استفاده بکنم، هر چه گشتم تا کلمه مناسبی پیدا بکنم تا وضعیت مجاهدین را توضیح بدهد، متاسفانه پیدا نکردم. به یکی از نمونه مطلب هایی که می توان در سایت مجاهدین پیدا کرد، اشاره می کنم.

یک مطلب تحت عنوان „زوزه‌های وحشت اطلاعات آخوندی از قدرت و پیشروی روزافزون مجاهدین“، باور کنید من هم مثل شما از تیتر این مطلب خنده ام گرفت „قدرت و پیشروی روز افزون مجاهدین“ به نظر من باید این تیتر را به عنوان خنده دارترین جمله سال انتخاب کرد. بگذریم هر چند مجاهدین در اوهام و توهم های خودشان تلاش می کنند که هر اتفاقی در این دنیا را به „قدرت و پیشروی روز افزون“ خودشان ربط بدهند، باور کنید که مجاهدین تلاش می کنند که پر زدن یک مگس را هم به خودشان ربط بدهند. اگر به این مطلب توجه کرده باشید، خواهید دید که مجاهدین تلاش کرده اند که با چسباندن کلمات به یکدیگر از یک مقاله برای خودشان پیروزی درست بکنند:

„سازمان مجاهدین به دنبال… تغییر نظام و حذف ولایت‌فقیه در ایران…» است؛ «در پی افشای این موضوع، رسانه‌ها، گزارش‌هایی را در این زمینه منتشر کردند و این مسئله سرآغاز بحرانی بزرگ شد… درهرحال نتیجه… تصویب چندین قطعنامه و تحریم با تأثیرات بسیار مخرب… بود؛ که همچنان تداوم دارد

در هر حال اولین شاخص یک حکومت دمکراتیک، پاسخگو بودن دولت به مردم است. این راه از طریق پارلمان و مطبوعات و سایر ارگان ها پیگیری می شود. وقتی مجاهدین حتی حاضر نیستند در رابطه با ابتدایی ترین مسائل توضیح بدهند و با پرخاشگری و سرکوب و فحاشی پاسخ می دهند، آنها چیزی نیستند جزء یک دیکتاتوری که برای ایران می خواهند. در نتیجه، مجاهدین کمترین صلاحیتی در ایران آینده و آزاد و دمکراتیک ندارند

„پایان“

*** 

Trump’s MEK version of events won’t secure victory against Iran, lets ISIS off the hook

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28165

آیا مرگ رفسنجانی موجب سرنگونی رژیم ایران می شود؟ نگاهی به تحلیل های مجاهدین به نام “دوران سرنگونی”ا 

rafsanjani_beheshti_rajavi_3کریم غلامی، ایران فانوس، بیستم ژانویه ۲۰۱۷:… بر اساس همین تئوری، مسعود رجوی حساب زیادی روی مرگ خمینی باز کرده بود و فکر می کرد که با مرگ خمینی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و مجاهدین خواهند توانست در خیابان های تهران رژه بروند. خمینی سال ۱۳۶۸ مرد و نه تنها حکومت ایران سرنگون و متزلزل نشد، بلکه مستحکم تر از قبل شد. رفسنجانی که در دوران خمینی نفر شماره … 

rafsanjani_beheshti_rajavi_3چند مطلب دیگر مرتبط با فوت آیت الله رفسنجانی و جست و خیزهای عصبی رجوی در خروجی های عربستان و اسرائیل

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدینشاهزاده سعودی مرگ مسعود رجوی را در پاریس اعلام کرد ولی جسد وی مفقود است

لینک به منبع

آیا مرگ رفسنجانی موجب سرنگونی رژیم ایران می شود؟

نگاهی به تحلیل های مجاهدین به نام “دوران سرنگونی”

مجاهدین خلق به دلیل قطع ارتباط خود با جامعه ایران، از شرایط جامعه ایران و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن، کاملا بیگانه هستند. وقتی می گویم قطع ارتباط، بی دلیل نیست بطور مثال اصلی ترین برنامه های مجاهدین، جلساتی است که آنها سالیانه برگذار می کنند، مانند(۱۷ ژوئن)، سخنرانان تماما غیر ایرانی و شرکت کننده ها عمدتا غیر ایرانی و ایرانی هایی که در این جلسات شرکت می کنند، همگی به بهانه مسافرت به فرانسه و هتل و غذا رایگان شرکت می کنند.

اگر سران سازمان مجاهدین و حتی مریم رجوی در یک رابطه مینیموم با مردم بودند، ولی مرحوم مسعود رجوی بطور کامل از مردم و جامعه قطع بود(بی سوادی و نان به نرخ روز خوردن و فرصت طلبی های او به کنار) تا کنون به یاد ندارم، تحلیل و راه کار و خط کارهایی که می داد یکی، حداقل یکی از آنها به ثمر رسیده باشد و یا درست باشد. از آنجایی که مسعود رجوی خود را محور عالم می دانست و نبود او موجب به هم ریختن تعادل کل جهان می شود، بر اساس همین استدلال خودش فکر می کرد که با نبود سران و شخصیت های یک دولت آنها نیز رو به فروپاشی خواهند رفت.

بر اساس همین تئوری، مسعود رجوی حساب زیادی روی مرگ خمینی باز کرده بود و فکر می کرد که با مرگ خمینی رژیم ایران سرنگون خواهد شد و مجاهدین خواهند توانست در خیابان های تهران رژه بروند. خمینی سال ۱۳۶۸ مرد و نه تنها حکومت ایران سرنگون و متزلزل نشد، بلکه مستحکم تر از قبل شد. رفسنجانی که در دوران خمینی نفر شماره دوم بود و حتی مدتی نیز به عنوان فرمانده کل قوا منصوب شد، بعد از مرگ خمینی نیز هشت سال رییس جمهور بود. اینکه رفسنجانی یک شخصیت بسیار مهم و کلیدی بود، ولی پایه های دولت ایران بر روی فرد بنا نشده است. چنانکه تاریخ نشان داد، مرگ خمینی تاثیر نگذاشت. عملا رفسنجانی هیچ نقشی در حاکمیت نداشت. بر عکس تحلیل های مجاهدین او „سوپاپ اطمینان“ نبود.

در بخشی از متن تحلیل مجاهدین چنین آمده است:

„هویت و جایگاه یگانه رفسنجانى در دو دهه گذشته، اساساً در رابطه با نقش آخر- بعنوان سوپاپ اطمینان در داخل و محلل براى غرب، در جهت از صحنه خارج کردن گزینه سرنگونى بعنوان راه حل براى معضل رژیم شکل و معنا یافته. یعنى اینکه منهاى این نقش آخر، دیگر رفسنجانى، رفسنجانى نمى بود. از این زاویه است که نبود رفسنجانى در دوران سرنگونى، که رژیم در محاط بحرانهاى مرگ آور اسیر و گرفتار است بیش از همیشه محسوس و جبران ناپذیر است.“

هر کسی که کمترین آگاهی از وضعیت سیاسی ایران داشته باشد، پرت و پلا بودن این متن را می تواند بفهمد.

سازمان مجاهدین که به مرحوم مسعود رجوی وابسته بود، حتی بعد از مرحوم شدن او از سال ۲۰۰۳ به بعد از فرقه هنوز در حال نفس کشیدن است، دیگر چه برسد به دولت به فرد وابسته نیست، هر چند که یک فرد می تواند تاثیر خیلی کیفی در آن به وجود بیاورد. تحلیل های مجاهدین چیزی نیست جزء هذیان گویی های پایان عمرشان.

„پایان“

*** 

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

آیت الله رفسنجانی، طالقانی، منتظری در گذشت رفسنجانی و نگاهی به اراجیف مریم رجوی در این رابطه

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

*** 

همچنین:

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به آقایان ایرج علیشاهی و محمد حسینی

کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  به تازگی خبردار شدم که شما عزیزان به اروپا رسیده اید و این خبر بسیار خوشحال کننده ای که مرا شاد می سازد. از این که می بینم شما زنده هستند، بسیار امیدوار کنند است. هیچ کس به اندازه من نمی داند که شما عزیزانم در این سالیان چه سختی و رنجی کشیده اید. خوشا که سالیان دراز اسارت به پ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:…  ابراز همدردی و تاسف مرا بخاطر کشته شدن ۱۲ ژورنالیست و پلیس در شهر پاریس، مهد دمکراسی و آزادی را بپذیرید. تفکرات افراط گرایانه مذهبی که همیشه برای پیشبرد اهدافشان متوسل به خشونت می شوند، تحمل شنیدن کوچکترین انتقاد و ایراد را ندارند و جواب هر انتقادی را با خشونت و ترور پاسخ
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۵:…عملیات آفتاب، در ۷ فروردین سال ۱۳۶۷ انجام شد و عملیات چلچراغ در ۲۸ خرداد همان سال یعنی بین عملیات آفتاب تا عملیات چلچراغ، فقط دو و نیم ماه فاصله وجود داشت. در این دو و نیم ماه، نیروها باید استراحت می کردند، جمع بندی صورت می گرفت و سازماندهی جدید شکل می گرفت و نیروها آموزشها
 
 
کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:… از سال ۱۳۷۲ به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم