چهارشنبه ی سوری امسال هم به تاریخ پیوست اما سیمای رجوی ول کن نیست! (+ تبریک بمناسبت نوروز 96)ا

چهارشنبه ی سوری امسال هم به تاریخ پیوست اما سیمای رجوی ول کن نیست! (+ تبریک بمناسبت نوروز 96)ا

 Maryam Rajavi fake 1انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هجدهم مارس 2017:… فرقه ی رجوی که هیچ اعتنایی به سلامتی انسان ها نداشته و مانند گرگی هوای ابری را می پسندد ، شب وروز برای هرچه بیشتر خشن تر کردن این مراسم اطلاعیه میداد که تا نوجوانان هرچه میتوانند از کشتن وکشته شدن دریغ نورزیده وشهر وخانه وکاشانه ی خود را به آتش کشیده ، پلیس را بسوی … 

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَسال سرنگونی !؟، سال سرافرازی!! یا سال سر در گمی

چهارشنبه ی سوری امسال هم به تاریخ پیوست اما سیمای رجوی ول کن نیست!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

با توجه به فراخوان تعدادی از شخصیت های مدنی و مراقبت والدین ، مراسم چهارشنبه سوری امسال ، درمقایسه با سال های گذشته ازآرامش بیشتری برخوردار بود ، اما بازهم حوادث ترقه بازی نوجوانان کم تجربه و طرفدار هیجان ، موجب حوادثی چند شد که ابدا سودی برای مردم ایران نداشت!

درهیچ کجای دنیا به نوجوانان طرفدار هیجان – که متاسفانه این هیجان به همراه الزامات سنی ازطرف فیلم های تلویزیونی مخرب ویا بازی های کامپیوتری  و… افزون تر می شود – اجازه نمیدهند که با ترقه ونارنجک به جان شهر افتاده وموجب آتش سوزی ها، سقط جنین ها، تشدید بیماری بیماران قلبی ، آلوده کردن هوا در شهرهایی که بدون آنهم بقدرکافی آلوده است – گردند!

وظیفه ی دولت وپلیس است که جلوی این وحشی گری ها را که فروشندگان مواد محترقه هم نقش مهمی دراشاعه ی آن دارند ، بگیرد که اگر نگیرد ، بصورت کاملا طبیعی مارک ضد مردمی خواهد خورد!!

در دیگر کشورهایی که مراسم چهارشنبه سوری درآنجاها برگزار می شود ، انجام مراسم و کنترل آن بعهده ی دولت میباشد وکسی حق ترقه درکردن ها را ندارد واگر فشفشه های نورانی آسمان را خوش رنگ میسازند، پرتاب آنها صرفا توسط نیروهای پلیس انجام میگیرد.

فرقه ی رجوی که هیچ اعتنایی به سلامتی انسان ها نداشته و مانند گرگی هوای ابری را می پسندد ، شب وروز برای هرچه بیشتر خشن تر کردن این مراسم اطلاعیه میداد که تا نوجوانان هرچه میتوانند از کشتن وکشته شدن دریغ نورزیده وشهر وخانه وکاشانه ی خود را به آتش کشیده ، پلیس را بسوی محل حوادث کشانده و با هر سلاح سرد وگرمی با آن درگیر شوند!
تصادفا، این همان جریانی است که شب وروز ندای وا حقوق بشر سرداده واز دنیای سلطه گر میخواهد که دولت ایران ( دراصل مردم ) را بخاطر رعایت نکردن اصول حقوق بشری که – پای این موجود درتمامی کشورها با درجات متعدد لنگ است- مورد شدید ترین تحریم ها قرار داده و اگر دست داد به ایران حمله کند و…

نتایج این پیشنهادها ، حوادث خشونت بار خواهد بود که درنوع خود، شدید ترین شکل نقض حقوق بشر است!

درقسمتی ازآخرین بیانیه ی دعوت به خشونت وکشتار آمده است :

” بسیار روشن است که درد این رژیم ضدبشری نه خطرات ناشی از آتش و آتش‌بازی است که امری معمول و مرسوم در همه دنیاست، نه دغدغه «آرامش آتش‌نشانان» است و نه حتی ضدیت هیستریک با سنتهای نشاط‌آور و ایرانی است، درد فقط یک چیز است، «امنیت»! دردی که با بیانهای مختلف به آن اشاره و اذعان می‌کند “.

آتش بازی درشکل وشمایلی که شما دربیانیه هایتان ترسیم میکنید ، درهیچ کجای جهان وجود ندارد وبنابراین دروغ میگویید و با این ادعا یا به شعور مردم توهین میکنید ویا خود را خیلی باشعور بحساب میآورید!

مگر درد امنیت داشتن برای رژیم نقطه ی ضعف است؟!

شما درک ضد انسانی و ابتری ازمقوله ی امنیت وآرامش دارید واگر دغدغه ی دولت امنیت باشد ، کار درخور تحسینی کرده وبه یکی از وظایف خود عمل کرده است!

با تمامی این اوصاف، چهارشنبه ی سوری امسال هم سپری شد وبه تاریخ پیوست!

اما سیمای ضد آزادی باند رجوی قرار وآرام ندارد که با سرهم بندی کردن مطالب ثابت کند که خشونت این مراسم دراوج بوده و پلیس حافظ نظم توسط ترقه بازان مورد انواع حمله ها در بیشتر شهرها قرار گرفته است !

آیا این نوع تبلیغ درراستای توسعه ی ” ایران هراسی ” نیست ؟!

آیا بیننده ی خارجی ویدئو کلیپ های تهیه شده توسط این رسانه ی ضد ملی ، نتیجه نخواهد گرفت که مردم ایران وحشی هستند ودولت های سلطه گر ازاین افکار عمومی منحرف شده درراستای تعرض به کشور ما استفاده نخواهند کرد؟!

وقتی میدانیم که رهبران سیستم سلطه گر جهانی ، قبل از تعرض به کشور مفروض ، چهره ای کریه و وحشی از مردم آن ارائه داده وافکار عمومی را قانع می سازند که  برای متمدن ساختن آن کشور به آنجا حمله میکنند ، کار باند رجوی چیزی جز تامین  این منظور و تهیه ی مواد اولیه و چاشنی لازم برای ضربه زدن به کشور است ؟!

اگر چنین است که هست ، ظاهرا هیچ توصیه ای برای سیمای رجوی مسموع نخواهد بود واین سیما که موظف به تولید خشونت هرچه بیشتر و ضربه زدن به کشور است ، بطور طبیعی وظیفه ی خود را انجام میدهد !

دراینجا جریان آن نا اهل و گردویی بر سقف گنبد مطرح است !

صابر

پیام تبریک بمناسبت فرار رسیدن نوروز 1396

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

خدمت خانواده های محترم گرفتار مناسبات فرقه ی رجوی

بدین وسیله ، فرا رسیدن عید نوروز باستانی و آغاز بهار طبیعت را خدمت یکایک شما عزیزان دردمند  تبریک گفته واز صمیم قلب ، سال نوی با سعادت وتوام با نشاط وشادی را برایتان آرزو میکنیم.

امیدوار باشیم که به یمن سال نو و آثار فعالیت های رو به تزاید همه ی مان ، فرزندان دلبند شما از اسارتگاه رجوی رها شده و مقدرات زندگی خود را راسا بدست گیرند.

انجمن نجات مرکز استان آذربایجان شرقی

(پایان)

*** 

مریم رجوی عکس جعلی هویت جعلی

چهارشنبه سوری مجاهدین خلق در داخل ایران سال ۲۰۱۵ (عکس جعلی، خبر جعلی، هویت جعلی)

FOTOLAJM/ Marjam Raxhavi vizitë sekrete në kampin me terroristë në TiranëFOTOLAJM/ Marjam Raxhavi vizitë sekrete në kampin me terroristë në Tiranë (This MEK member lost her legs in 2003 as the result of an American aerial bombardment of MEK camps before they surrendered)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28614

یا ۳۱۳ با ۴ برابر است یا مسعود رجوی خنگ بوده ! (+ دو نامه به اسرای فرقه رجوی در آلبانی)ا

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و پنجم فوریه ۲۰۱۷:…  آورده اند که بعد از مرگ ویا مخفی شدن مسعود رجوی که زمانی مدعی شده بود که من با ۳۱۳ فرد صادق وشبیه خودم!! میتوانم رژیم را سرنگون کنم واین تعداد آدم را ندارم هنوز ، مریم رجوی دست به سوپرایزی زده واعلام نمود که من متاسفم که فقط با کمک ۴ نفر مجاهد واقعی ( دراصل رجویست تمام عیار ) میتوانم … 

Massoud Rajavi Ideological Revolutionنشریه آمریکائی هافینگتون پستجنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

یا ۳۱۳ با ۴ برابر است یا مسعود رجوی خنگ بوده !

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

آورده اند که بعد از مرگ ویا مخفی شدن مسعود رجوی که زمانی مدعی شده بود که من با ۳۱۳ فرد صادق وشبیه خودم!! میتوانم رژیم را سرنگون کنم واین تعداد آدم را ندارم هنوز ، مریم رجوی دست به سوپرایزی زده واعلام نمود که من متاسفم که فقط با کمک ۴ نفر مجاهد واقعی ( دراصل رجویست تمام عیار ) میتوانم این رژیم را – که موقعیت جهانی اش بهتر هم شده – سرنگون کنم واما دریغ ازاین ۴ نفر مورد احتیاج من!

یعنی این خانم فکر میکند که ۳۱۳ با ۴برابر است ؟

اگرنه ، خیلی بیخود میکند که حرف روی حرف مسعود میزند تنها دراین مورد والا اگر احتیاج تنها به ۴نفر بود که وجود دارد!

شاهزاده ترکی الفیصل ، نتنیاهو، جان مک کین و جان بولتن دقیقا چهار نفر اند و مجاهد نیز!

نه شوخی نمیکنم ، اگر مجاهد نبودند که مریم اینهمه قربان صدقه ی آنها نمی رفت!

یعنی میگویید که ۴ نفر مورد نظر مریم خانم باید باین ترکیب ۴نفره ای که رجویه شبانه روز میخواهد که ایران را آزاد کنند ، اضافه باید گردد؟!

چرا شفاف حرف نمی زنید عزیز برادر!

چرا می گذاری بازار طنز نویسی ها وانتقادات درمورد مواضع غیر شفاف ات گرم شود و رگ های گردن من از سر غیرت وتعصب ورم کند؟!

جریان ازاین قرار است که گویا چند نفر ازخانواده ها به دیدن عزیزان دربند خود به آلبانی رفته و این افراد برخلاف گذشته به امر ونهی های گماشتگان مخصوص رجوی اعتنا نکرده واحتمالا به دیدن عزیزان خود شتافتند که کار درستی هم نبود دراصل!

مریم رجوی که این کار ملاقات کنندگان را شکستن مرزهای سرخی که مسعود تدوین کرده و او اصرار برحفظ این ارزش های ضد خانوادگی ودرعین حال مقدس !! دارد ، این بی احترامی ومرز شکنی وکفر ورزی را برنتافته وبه آلبانی رفته که این مرتد ها را سر عقل بیآورد!

دوباره بساط نشست های دیگ برقرار شده وچرا که نه؟!

کار جهان که کشکی گتره ای که نباید باشد!

منهم با این ناخشنودی مریم خانم ازارتدادی که درتشکیلات رجویه روی داده موافقم واصلا چند روزی است که فکر میکنم باید سایر مسائل سازمان را رها کرد ودربست درخدمت این ارتداد ستیزی مریم قرار گرفت!

می بینی که چه برادر نازنینی داری خواهر مریم!

نترس روی من یکی دراین مبارزه با ارتداد در کمپ آلبانی ، حساب درست و حسابی بازکن تا پدر این مرتدین به رجوی را چنان درآوریم دونفری، که ملائک به حالشان گریه کند!
خیال کرده اند!

سعید

نامه ی خانم فاطمه شکوری به فرزند گرفتارش اسداله فیاضی در کمپ آلبانی – تیرانا

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

بنام خدا

فاطمه شکوری اسدالله فیاضی آلبانی فرقه رجوی خانواده هاسلام اسداله جان. خوب هستی . من نگران تو پسرم هستم.سال هاست چشم انتظار دیدار با تو ماندم . چتد بار برای دیدار تو به عراق آمدم . درآنجا نتوانستم با شما دیدار کنم. بعد از آن پسر جانم. من پای تلفن نشستم که شاید برای من زنگ بزنی وموقعی که به آلبانی رفتی باخبر شدم. خوشحال بودم که مثل عراق دراسارت نخواهی بود بلکه آزاد هستی ولی چند ماه از آن موقعی که گذشت دیدم برای من زنگ نزدی نگرانی من بیشتر شده است .

چه شد که برای من یک تماس ونامه نداری؟

من مریض هستم . روزهای آخرعمرم را سپری میکنم. ترس دارم بدون صحبت با تو از این دنیا بروم.

اسداله جان این نامه را نوشتم شاید بدست نفری بدهند وبرای من زنگ بزنی و یا نامه بفرستی .

خیلی دلم تنگ شده برایت مادر جان.

پدرت هم سلام دارد.

قربانت
مادرت  فاطمه شکوری
تبریز- ایران

فاطمه شکوری اسدالله فیاضی آلبانی فرقه رجوی خانواده ها

نامه ی خواهر محمد علی علییار ملکی گرفتار درآلبانی

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

محمد علی علییار ملکی راضیه آلبانی فرقه رجویبنام خدای مهربان

سلام خیراله جان

خیراله خواهرت خیلی دلتنگ شده تا تورا یکبار دیگر ملاقات کند.

این دوری تو مرا خیلی نگران کرده است. آن موقع که درعراق بودی برای ملاقات آمدم ولی بما ملاقات ندادند.

با چشم گریان به ملکان برگشتم وشنیدم به کشور آلبانی رفتی.

خواهرت قربانت شود، فکر کردم اگر آلبانی بروی به ما حداقل زنگ میزنی ولی نمی دانم چرا زنگ نمی زنی؟ آیا آنجا هم در زندان هستی. آخر به زندانی ملاقات و تلفن نمی دهند.

برادرت سیف اله و بچه ها میگویند او زندانی شده و به همین خاطر تلفن ندارد.

دوستان قدیمی ات سلام دارند و بچه ها و من و برادرت هم سلام می رسانند.

امیدوارم برای عید به من زنگ بزنی.

قربانت

خواهرت

راضیه محمد علییار ملکی

محمد علی علییار ملکی راضیه آلبانی فرقه رجوی

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28564

ضدیت مریم رجوی با ملاقات ها را محکوم می کنیم! (+ مردم ایران به این نوع سرداران رجوی، احتیاجی ندارند)ا 

 انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و دوم فوریه ۲۰۱۷:…  به  خلوت خودتان واحتمالا به یک روانپزشک مراجعه کنید تا دریابید که یک انسان نرمال درعرض چند ساعت ملاقات – حتی با نظریه پردازان نامی وانسان های انقلابی- تاثیری درسطح واندازه ای نمی پذیرد که  شما پذیرفته اید! حتی من فکر میکنم ” مولانا ” هم با دیدن این چنینی شمس تبریزی دچار چنین حالتی نمیشد … 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

بیـــــا نــــیــه : ضدیت مریم رجوی با ملاقات ها را محکوم می کنیم!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

برابر اخبار رسیده ، این خانم که شریک جرم درجه اول مسعود رجوی در مغزشوئی ، اسیر کردن و زندانی نمودن اعضای این جریان و سر به نیست کردن معترضین به مناسبات بغایت ضد انسانی تشکیلات رجوی بوده وحالا درظاهر هم که شده ، تمامی امکانات وقدرت رجوی پنهان شده ازانظار عمومی را قبضه نموده ، بدنبال انجام ملاقات های چند درکمپ تیرانا ، به آلبانی مراجعه کرده وبا خشم زیاد به انجام این ملاقات های محدود خانوادگی اعتراض کرده وآنرا بمثابه درنوردیدن مرز سرخ فرقه ی رجوی محکوم نموده است!

با این وصف، درمیان تضادهای زیادی که این گروه مستبد وضد میهنی مطرح میسازد ، مراجعه ی سریع این بانوی اول رجوی گم وگور شده ، نشان می دهد که تضاد اصلی این گروه بدنام ، با خانواده هایی است که فرزند شان بعنوان اسیر وگروگان آن می باشند!

بقرار معلوم، متعاقب این حضور مریم در تیرانا وسخنرانی ها وپرخاشگری های او ، بازهم نشست های دیگ  و… برقرار شده و دراین جلسات فرزندان ما بار دیگر مورد انواع آزار واذیت ها و شکنجه های روحی قرار گرفته و مجبور میشوند که به شخصیت خود چنگ بیاندازند!

ما ضمن یاد آوری به دولت های آلبانی و ایران که وظایفی دراین مورد داشته وباید عمل کنند ، این اقدامات مریم رجوی را  بشدت محکوم کرده واز سازمان های حقوق بشری و مردم شرافتمند وبشریت ترقی خواه جهان می خواهیم که درجلوگیری ازاین شکنجه ها ، یاور این اسرا و ما – بعنوان اعضای خانواده ی آنها-  باشند.

آذربایجان شرقی – ایران

علی اصغر کرمی هفت چشمه – یدالله کرمی (برادر)
کریم نعلبندیان – برادر اشرفی والایی
ابوالفضل شیخ بیگلو-  فرامرزشیخ بیگلو (پدر)
محمدرضا پورمهدی داوود پور مهدی (برادر)
خیراله محمد علییان – سیف اله وخانم  محمد علییان (برادروخواهر)
منصور عباسخانی-  محمد عباس خانی (برادر)
فیروز ساعدی  – مهدی ساعدی (برادر) ویعقوب (پدر)
امیر ائلغمی – رحیم ائلغمی (برادر)
محمدتقی صالحپور- خانم صالح پور (خواهر)
ناهید سعادت – حمائل غنی زاده (مادر)
مولود  طاهری نژاد – خانم شهن طاهری نژاد (خواهر)
محمد حسین دادگر اقدم – غلامحسین دال (برادر)
سید رضا تارا _ سید یوسف تارا (برادر)
اصغر فتحی- حمزه فتحی  (برادر)
حسن رهنمای آناخاتون- بیایض علی رهنمای (پدر)
یوسف خوب زمانی – معصومه خوب زمانی (خواهر)
محمد رضا قدیمی سرند – اصغر علیزاده گان ( برادر)
حمید طاهری خسروشاهی – مهدی طاهری (برادر)
اصغر واحد رضایی –  اکبر واحد رضایی (برادر)
محمد علی باغبان باشی – محمد رضا باغبان باشی (برادر)
محسن سرداری – سردار ی (برادر)
محمد رضا صدیق – قدرت صدیق (پدر)
حسین امیری پارام – محمد باقر امیری پارام ( برادر)
رامین  حسن پور- حمید حسن پور (برادر)
حسن محرمی کوچه باغ — خانم محرمی کوچه باغ (خواهر)
حسنعلی پور محمد روحی – علیرضا پور محمد روحی(برادر)
کریم جوانی – عباس پور وند آبادی (داماد)
مجید چوپانی – خانم طاهره چوپانی (خواهر)
محمدنصیری دغلیان- اسماعیل نصیری(برادر)
اسدالله حسین زاده حصاری- عبادالله حسین زاده حصاری (برادر)
ذکر علی زیبایی – جلیل زیبایی (برادر)

مردم ایران به این نوع سرداران رجوی ، احتیاجی ندارند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵
لینک به منبع

برای محمد علی جابر زاده که گویا نقش با اهمیتی در تبدیل سازمان مجاهدین خلق سابق به فرقه ی رجوی بازی کرده واکنون درگذشته است ، افرادی ازهمین قماش ، مقاله های پر طمطراق نوشته واو را سردار وزمانی سردار کبیر؟؟!! نامیدند.

سینا دشتی هم  که یکی از بادمجان دور قاب چینی های رجوی محسوب میشود، درزمره ی این ” ظفرنامه ” نویسان بوده است.

نوشته ی او عنوان ” در سوگ یک سردار ” نام دارد ودر رسانه های باند رجوی منتشر شده که درقسمتی از آن آمده است :

” دیگر بار یکى از مجاهدین پیشتاز، از نسل دهه ى چهل، پرواز کرد و خسران مردم ایران که سردارى عزیز را از دست دادند. در مفهوم درد و غم سنگینى که بر ما نشسته، تنها توصیف و تعریفى که میتواند تسلاى واقعى باشد این است که این درد، در حقیقت بیان نزدیکى قلبى و روحى با سازمان و رهبرى است که در بیش از پنجاه سال مبارزه مستمر و ترقیخواهى، از کسوت یک حزب و سازمان سیاسى فرا رفته است و به یک امید ملى و در واقع فرا ملیتى هم تبدیل شده است”.

او اگر در دهه ی ۴۰ پیشتاز بوده ، دردهه ی ۶۰ با صحه گذاشتن بر اعمال ضد پیشتازی مسعود رجوی که طی پروسه ای کوتاه مدت، این ” پیشتاز ” را به دکان دونبش خصوصی اش تبدیل کرد ، نشان داد که درکی از پیشتازی نداشته و زندگی دهه ی شصتی خود را به تباه وجنایت برعلیه بشریت کشاند وکمک کرد که رجوی این مغازه ی شخصی پر رونق خود را جایگزین سازمان مجاهدین مجاهدین کند وبا این حساب چه سرداری وچه کشکی ؟!

گروه عملا موجود رجویه ، نه تنها حزب، سازمان وحتی یک محفل ترقی خواه نیست ، بلکه رابطه اش با امید مردم ایران رابطه ایست که مثلا جن وبسم اله باهم دارند!

سینا دشتی می نویسد :

” اگر تأسفى هست، بیش از هر وجه فردى، تأسفى است براى مردم ایران که شیر آهنکوه مردى چنین عاشق را از دست داده اند. برادر قاسم، آقاى محمد على جابر زاده، از نسل مبارزین پیشتاز دهه ى چهل و پنجاه بود، نسل یگانه و بى بدیل، نه تنها به خاطر خصائل عمیق انسانى و انقلابى که واقعا در مورد تک تک این ستونهاى مستحکم که با تلاش و مبارزه ى بى أمان، سقف سازمان پیشتاز را بر دوش هاى خود حمل کردند، بلکه بیش از هر چیز، به خاطر راه گشائى براى نسل جدید رهبرى این سازمان، به خاطر مشخص کردن مسیر که انقلابى ماندن در دوران کنونى با چه فدایی از انقلابى سپید موى پیشتاز همراه هست، تک تک این پهلوانان پر توان را به راحتى میتوان در قیاس با مشهور ترین انقلابیون تاریخ مورد مطالعه قرار داد و از مَنِش و مرام ایشان آموزشها گرفت “.

ازطرف مردم ایران که من بعنوان فردی حاضر درمیان آنها هستم، هیچگونه جای نگرانی وجود ندارد ازاین بابت، و خیالتان راحت باشد!

نگرانی ها  وتاسفات از این بابت است که حتی ما نتوانستیم درمورد این مرحوم مغفور ؟! بگوییم که ” فرقی نمی کرد بود ونبودش ” !

بلی فاجعه ی زندگی تراژدیک این شخص همین بود که زمام عقل وامور خود را بدست یک کوتوله ی سیاسی بنام مسعود رجوی سپرد که اگر نمی سپرد وسرداری هم نمی شد، لااقل می گفتند که حیف شد این مرد به زندان رفته ی دوران شاه!
شما فرض را برپایه ی غلط انقلابی ماندن سازمان مجاهدین خلق که دراصل وجود خارجی ندارد ، گرفته اید و طبیعی است که اینگونه استنتاجات غلطی ازیک فرضیه ی غلط داشته باشید وکاری که امثال من درمورد شما میتوانیم بکنیم ، تنها درسطح توصیه ای برای مستقل فکر کردن وخواندن مطالب سایر منابع است!!

دیگر اینکه ، نه عزیز!

اینها را در بهترین حالت میتوان گمراهانی دانست که به کشور خود ضرر زده ودرحق رفقایشان وحتی خودشان جفا کردند بنفع مسعود جاه طلب ، والنهایه طوری شد که باید دیوارچینی بین اینها وانقلابیون جهان کشید!

معجزه ی دیدار چند ساعته:

” … سعادت این را داشتم که دو بار، هر کدام تقریبا دو ساعت، با ایشان صحبت کنم، حرفهاى را بگویم و آموزشهاى بس گرانقدر را بشنوم، این تجربه محدود مثل ایستادن در کنار یک آتشفشان گدازان و گرم بود و کفایت داشت که شکوه بى نیازى و عظمت بى قرارى این انسان بزرگ را دید و مبهوت از حجم دانش و توانمندى ایشان شد، امروز به سهم ناچیز، در این غم بزرگ شریک هستم، درک تصویر احساس تک تک مجاهدین در این لحظه دشوار نیست، درد این است که مردم ایران از وجود پر ارزش این سردار یگانه محروم شدند، درد اصلى این است “.

به  خلوت خودتان واحتمالا به یک روانپزشک مراجعه کنید تا دریابید که یک انسان نرمال درعرض چند ساعت ملاقات – حتی با نظریه پردازان نامی وانسان های انقلابی- تاثیری درسطح واندازه ای نمی پذیرد که  شما پذیرفته اید!

حتی من فکر میکنم ” مولانا ” هم با دیدن این چنینی شمس تبریزی دچار چنین حالتی نمیشد که شما شده اید!!

قبلا هم گفتم که از بابت مردم دلواپس نباشید که درد اصلی شان توسعه ی همه جانبه ی کشور است و دغدغه ای بنام باند رجوی ندارند.

بجای آن درفکر خودتان وسازمانی باشید که از سر خودکامگی رجوی و درجا زدن شما در روی زمینی که مدام درحرکت است، بدین غایت رسید!

نوید

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28463

مردم ایران حق دارند گروه رجویه را آلت دست دشمنان، هم پیاله جنایتکاران و انگل و شکاف زی بدانند 

 Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سیزدهم فوریه ۲۰۱۷:…  ازسوی دیگر، این وابسته ی گروه رجویه حاضر نشده  مثلا جان بولتون را معرفی کند وبگوید که او یک صهیونیست غداری بوده و طرفدار برچیدن سازمان ملل متحد و احاله ی وظایف آن به دولت یا کنگره ی آمریکا ومیگفت که حداقل باید نصف طبقات ساختمان سازمان ملل متحد بخاطر زایدبودن وعدم ارائه ی خدمات کافی … 

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsرضا تقی زاده: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

(سه مطلب مرتبط از انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی در رابطه با فرقه رجوی – ایران اینترلینک)

۱- مردم ایران هم حق دارند که گروه رجویه را آلت دست دشمنان بدانند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

رسانه های باند رجوی ، برای تبلیغ برعلیه ایران دایر براینکه حامی تروریزم است  و … ، در تداعی ” آفتاب آمد دلیل آفتاب ” از منابع عربستانی که هم مرتجعند وهم یکی از بلند آوازه ترین حامیان وبانیان تروریسم است ، ارائه سند میکند!!

این گروه دروغ پرداز و ضدملی درنوشته ای بانام ” ترامپ حق دارد رژیم ایران را حامی تروریسم بداند ” آورده است :

” روزنامه ‘عکاظ’ چاپ عربستان روز سه‌شنبه ۱۹بهمن در سر مقاله خود نوشت رئیس‌جمهور آمریکا به درستی تشخیص داده که رژیم ایران حامی اصلی تروریسم در جهان است، و اشاره کرده است که این رژیم به گروهک‌های مختلف تروریستی در جهان سلاح و کمک مالی ارائه می‌کند و در کشورهای مختلف به فتنه‌انگیزی و ایجاد ناامنی دامن زده است “.

اگر قرار است که اظهارات تاریخ مصرف دار ترامپ ، ملاک سنجش باشد ، هموست که گفته داعش دست ساز آمریکاست . پس دراین مورد چه میگویید؟!

کمک ایران عمدتا شامل حزب اله لبنان میباشد که گروهی است با پایگاه اجتماعی وسیع با وکلایی درمجلس لبنان و وزرایی درکابینه ی دولت این کشور واگر قرار باشد که این نوع جریان ها تروریست معرفی شوند، حکومت ودولت لبنان هم تروریست باید باشد!!

راست آنست که به حزب اله لبنان بخاطر مبارزه با تروریزم دولتی اسرائیل ، صفت ضد تروریستی هم  باید داده شود!

درادامه :

” عکاظ افزود: باعث تأسف است که دولت روسیه از رژیم ایران حمایت می‌کند، چرا که وزیر خارجه روسیه حاضر نشد در مورد رژیم ایران وصف تروریست را بپذیرد، و جالب این است که روسیه با ادعای مبارزه با تروریسم در سوریه می‌جنگد، در حالی که با مادر تروریسم، رژیم ایران، هم‌پیمان است ” .

روسیه وایران منافع مشترک ومشروع دارند واگر این حمایت های متقابل درجریان نباشد، آنگاه باید روابط بین دوکشور مورد شک وتردید قرار داشته باشد !

روسیه با چه روئی میتواند ایرانی را که خود ازقربانیان تروریزم است وبه اعتراف ترامپ عملا با تروریزم داعش میجنگد ، بخاطر خوشآیند عربستان یافرقه ی رجویه ، تروریست بنامد؟!

همینطور:

” عکاظ افزود گفته‌های ترامپ و مایک پنس نشان‌دهنده تحریمهای بیشتر برای رژیم ایران است، اما ادامه اقدامات تحریک‌آمیز و خصمانه این رژیم ممکن است به جنگ منجر شود، که منطقه را بیشتر در ناامنی و ویرانی فرو خواهد برد “.

این تحریم ها برای راضی کردن جنگ طلبان است که هرلحظه ممکن است ترامپ را بخاطر حرف های اساسی اش که درمورد سیاست های ویرانگر ۲۵ ساله ی این جنگ افروزان بیان کرده نبخشند وحتی اگر دست داد ، اورا ترور کنند. کاری که با کندی کردند!

کندی بعنوان رئیس جمهور وقت آمریکا تمایل خود را به قطع جنگ ویتنام نشان داده و اظهار علاقه کرده بودکه ازمیزان دشمنی با شوروی کاسته شود که این گستاخی را هرگز براو نبخشیده وجانش را  گرفته وهمسر زیبایش را به عقد اوناسیس ( سرمایه دار بزرگ ) درآورده تا بدین وسیله به دیگران پیام دهند که این سیستم آمریکا کسی را که پا ازگلیم خود دراز میکند ، میکشد وهمسرش را هم مصادره میکند وبا کسی – حتی در سطح رئیس جمهور کشور- شوخی وتعارف ندارد!

ترامپ این مسائل را می داند و مجبور است که برای راضی کردن هسته ی سخت ومرکزی قدرت وهم عمل به وعده های انتخاباتی خود که گاها درتعارض باهم قرار دارند ، حرف های ضد ونقیضی بزند!

برای همین است که قضاوت قاطع درمورد کارهای ترامپ که به تازگی رئیس جمهور شده ، عاقلانه دیگر اینکه باند رجوی خود سوابق ننگین تروریستی زیادی دارد ومردم نیز حق دارند که زینسان بشمارند و بنابراین بصلاح این گروه منحط نیست که صحبتی ازتروریزم بمیان کشد!

وحید

۲- ابراز خوشحالی فرقه ی رجوی از هم پیاله شدن با جنایتکاران!!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

به نوشته ی آقای سعید سجادى که وبلاگ های رجوی این نوشته را منتشر کرده ، توجه کنید:

” شرط بهبودى وضعیت ایرانیان در داخل و خارج – یکى از موارد نادر و شاید بى همتا در تاریخ مقاومت ملل دنیا، موفقیت مقاومت سازمان یافته مردم ما در کسب حمایت گسترده مردم، شخصیتها، و سیاستمداران کشورهاى مختلف در جهت نیل به آزادى مى باشد. این حمایت، طیف گسترده سیاسى چپ و راست و میانه را میپوشاند: از محافظه کار و مذهبى گرفته تا فمینیست و لیبرال.  در حوزه سیاسى امریکا، هیچ موضوع سیاسى نبوده که بعنوان مثال، هاورد دین و جان بولتون داراى یک موضع سیاسى مشترک در قبال آن بوده باشند. تنها استثناء براى آنان، موضع مشترک آنها در طول سالها در حمایت از مقاومت مردم ایران و مریم رجوى است. جذب این طیف گسترده، تعجب همراه با ناباورى خود سیاستمداران مجرب را هم برانگیخته است “.

بدین ترتیب ، ازنظر این انسان کم اطلاع یا دروغگو ، مردم ایران ازنظر تشکل یابی درصدر مردم جهان قرار دارند و اینهمه گلایه های قبلی ازبابت ایرانیان بی تشکل بیمورد بوده است!!

ازسوی دیگر، این وابسته ی گروه رجویه حاضر نشده  مثلا جان بولتون را معرفی کند وبگوید که او یک صهیونیست غداری بوده و طرفدار برچیدن سازمان ملل متحد و احاله ی وظایف آن به دولت یا کنگره ی آمریکا ومیگفت که حداقل باید نصف طبقات ساختمان سازمان ملل متحد بخاطر زایدبودن وعدم ارائه ی خدمات کافی به یک درصدی های مرفه جهان ، باید که بمباران شود!

بلی این مرید رجوی که متاسفانه  احتمالافکرهم میکند برای رفاه وآزادی مردم ایران مجاهده میکند ازحمایت چنین جنایت کاری که درزمان جنگ آمریکا برعلیه مردم عراق و … ، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد هم بود ، از سازمان خود افتخار میکند!!!

دوباره :

” اخیراً یکى از اضداد مقاومت خواهان پاسخگویى مقاومت ایران در قبال مواضع آقاى جولیانى در رابطه با سیاست داخلى امنیت ملى امریکا شده است. براساس این استدلال سخیف و کوته بینانه، مقاومت ایران میبایست مسئول و پاسخگوى مواضع تمامى طیف گسترده جریانهاى مختلف سیاسى امریکا در رابطه با تمام موضوعات داخلى و خارجى امریکا باشد “!

من نام و مشخصات این ” یکی از اضداد باند رجوی ” را نمیدانم ولی طبیعی است که جریان تعریف نشده ونامشخص بالا ، درمواقعی که رسانه های رجوی جار وجنجال بپا میکنند که آقای جولیانی ازآنها حمایت جانانه ای کرده ، از باند رجوی بخواهد که این دوست خود را بروشنی معرفی کرده تا با آگاهی از ماهیت این دوست، بتوانند بگویند که رجوی ها دارای چه مشخصاتی هستند !
درتحریف یکی از مشخصه های دیپلماسی درست، این بچه مرشد چنین مینویسد :

” این نهایت هنر سیاسى مقاومت مسئول مردم ایران بوده که ضمن پایبندى به اصول، چنین طیف گسترده و گاهاً متضاد را در سطح بین المللى حول اصلى ترین خواسته مردم ایران برای آزادى و به زیر کشیدن سلطه نحس آخوندى در یک جبهه همراه و همگام کرده است. مقاومتى که خشت خشت این ساختار مستحکم و زیباى جبهه آزادى را بنا نهاده، مسئول تر و داناتر از آن است که منافع مبرم مردم ایران در راستاى سرنگونى رژیم را فداى اظهارنظرهاى “روشنفکرانه” نماید “.

با شرط عمل به سیاست های واقع بینانه ، افرادچنین طیفی باید ازحداقل مشروعیت برخوردار باشند.

مثلا یک تاجری که ذاتا اهل مبارزه نیست ، اگر مشغول تجارت کالاهای داخلی است ، درعرصه هایی میتواند به متحدین انقلابیون واستقلال طلبان کشوری که مثلا پیگیر استقلال اقتصادی بوده ومیخواهند که کالاهای داخلی بفروش رفته وارتقاء صنعتی درکشور روی دهد، تبدیل شود.

اما متحدینی که شما برشمردید، کوچکترین منافع مشترکی با مردم ایران ندارند ودراین تعریف نمی گنجند و شما که خواسته اید با نقل قول دست وپا شکسته ای از ” لنین  ” به توجیه وطن فروشی های رجوی بپردازید، توفیقی دراینکار نداشته اید!!

دوباره :    

” هدف وجودى این مقاومت، سرنگون کردن رژیم و برقرارى حاکمیت ملى است. تمام مواضع مقاومت را مى بایست که حول این وظائف و اهداف تفسیر و تبیین کرد. مقاومت از اظهارنظرهایى که نه تنها کمکى به تسریع سرنگونى رژیم نمیکند بلکه به تضعیف جبهه ضد رژیم میانجامد پرهیز دارد. این رویکرد، بیشترین کمک به بهبودى وضعیت ایرانیان در داخل و خارج است:  یعنى تمرکز روى شتاب دادن به پروسه سرنگونى رژیم “.

هدف رجوی ازتبدیل سازمان مجاهدین خلق سابق به فرقه ی رجویه ، بدست گرفتن خوش خیالانه ی بلامنازع قدرت درایران و رفع عطش سیری ناپذیری این کوتوله ی سیاسی بوده وماهم درست مسائل را درحول وحوش این هدف تفسیر میکنیم !

اما هدف درست به وسایل درست هم احتیاج دارد وچون هدف رجوی هم نادرست وهم غیر عملی است ، وسایل بکار گرفته برای تحقق این هدف هم نادرست بوده وهست واین مسئله سبب می شود که مدافعان او – ازجمله شما – درتوجیه کارهای او اینهمه تپق زده ومجبور باشید تن به رذالت دادن ها را ، دیپلماسی صحیح ( درک درست ازلحطه ی معین) معرفی کنید که می بینید چقدر خودت را مفتضح کرده ای .

فرید

۳- باند رجوی هم میداند که تضاد اصلی ترامپ با چین و اروپاست!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی یکشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

دلیل انتخاب ترامپ برای اهالی نظر سیاسی کم وبیش روشن است وآن عبارت ازاین است که سیستم نئولیبرالیستی آن کشور که میبایست با لشکر کشی به اقصی نقاط جهان ، جریان تجارت آزاد را برروی شرکت های عظیم مالی آمریکا وشرکایش باز بگذارد، با تحمیل هزینه های نجومی ، خود مردم آمریکا را هم آنگونه به خاک سیاه نشانید که امثال ترامپ ها چاره ای جز اعتراف باین شکست فضاحت بار نداشتند!

بدین ترتیب بود که آمریکای صاحب ۵۰ درصد ثروت جهان ، به کشوری با ۲۲ درصد ثروت جهان تبدیل شد که بزودی این موقعیت خود را هم بنفع چین ودیگران ازدست خواهد داد!

درعرصه های اتمی ونظامی، روسیه ی خرد ومتلاشی شده ی سه دهه ی گذشته ، قدم های غول آسایی برداشت، ازآمریکا دراین عرصه ها جلو زد وسرانجام اعلام کرد که چاره ای جز مقابله ی اتمی با هر تهدید – ولو غیر اتمی – آمریکا ندارد!

ترامپ حاصل این وضعیت نامطلوبی است که برای آمریکا رقم زده شد ومیخواهد با برانگیختن افکار ناسیونالیستی ، این معضل بزرگ را در وهله ی اول برای داخل آمریکا حل کند!

تحلیلگران دوراندیش براین باورند که هدف اصلی ترامپ گرفتن موقعیت ممتاز چین و اورپا ( آلمان ) دربازارهای جهانی است ودراین میان براثر فشار صهیونیست ها و اعراب مرتجع و حزب جمهوری خواه مدافع این دو ، مجبور است که حملاتی هم برعلیه ایران بکند.

گفته می شود که ترامپ ترسیده از موقعیت ممتاز نظامی روسیه ، سر دعوای جدی با این کشور را ندارد و دراصل میخواهد روسیه را فریب داده وآنرا از چین بعنوان قدرت جهانی وایران بعنوان قدرت منطقه ای دور کند که زندگی نشان خواهد داد دراعمال این سیاست موذیانه اش چقدر موفق خواهد شد یا برعکس .

باند رجوی در تحلیل روابط موجود ایران وآمریکا مقاله ای بنام ” تبعات  سم مهلکی بنام برجام! ” منتشر کرده که در قسمتی ازآن، چنین میگوید:

” طی هفته های اخیر خامنه ای زهر خورده که بنا به تمامی داده های حکومتی شخصا در پشت قبول تسلیم نامه اتمی وین قرار داشته است، با گسیل مهره های ریز و درشت باند ولایت به صحنه تلاش دارد تا از نتایج حاصل از شکست برجام و خراب شدن آواری بنام «تحریم های جدید» شانه خالی کند “.

گمان نمی رود که کسی ازمسئولین ایران ،  توافق برجام را شکست ایران تلقی کند وبرعکس وبگونه ای که رئیس جمهور روحانی درمراسم ۲۲ بهمن اظهار داشت، این توافق یک توافق برد- برد است !

تحریم های اخیر ترامپ علیه ایران ، درادامه ی تحریم هائی است که از۳۸ سال پیش ودردرجه ی اول برعلیه مردم ایران اعمال شده وتازگی اش ازاین بابت است که ترامپ یورش برده بسمت چین واروپا و … ، برای برقراری تعادل قوا و لحاظ کنگره ای که هنوز هم نومحافظه کاران ضد بشرتر درآن اکثریت دارند ، ازاین کارهای نصف ونیمه هم باید بکند!

دوباره :

“… خامنه ای در این راستا «جیب گشادی» را به تبع سیاست مخرب مماشات برای رژیم بازکرده بود و به اشتباه براین باور که با سیاست های مخرب جنگ افروزی در عراق و سوریه و یا شتاب دادن به پروژه های موشکی، خواهد توانست برجام را برای طرف مقابل «چارمیخه» نماید”.

برجام ومسئله ی سوریه ربطی بهم ندارد وایران با برجام وبدون آنهم مجبور بودوهست که نگذارد سوریه متلاشی شده و دشمن اصلی اش درپشت مرزهایش صف آرائی کند!

مسئله ی موشکهایی که توان تدافعی یک کشور را بیشتر میکند، همچنین!

درادامه:

” حال با گذشت قریب بیش از یک سال از اجرایی شدن برجام، ولی فقیه زهر خورده، بخوبی دریافته است که نه تنها آمال و آرزوهای حکومتی برآورده نشده اند، بلکه فراتر از آن و بدلیل ماهیت تروریستی و بنیادگرایانه رژیم آخوندی، به بروز تحریم های شدید دیگری نیز راه برده است “.

آمار وارقام موجود و وضع تعادل و توازن قوای منطقه ای نشان میدهد که ایران نسبت به سال های قبل ازاجرای برجام ، نیرومند شده و حل قسمت قابل توجهی از تنش های موجود درسوریه که با شرکت ایران ودرغیاب آمریکا درقزاقستان صورت گرفت و … همگی نشان ازموفقیت نسبی ایران دارد وشما رجوی ها وعده های سرخرمنی به اعضا ومعده ی شریف خود می دهید!

(پایان)

*** 

عربستان سعودی اسرائیل مجاهدین خلق فرقه رجویشاهزاده ترکی الفیصل رابط مریم رجوی با اسرائیل هم شد!!

مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صداممفهوم حمایت شخصیت های غربی از مجاهدین خلق چیست؟

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24090

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟ 

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده، هافینگتون پست، ششم مارس ۲۰۱۶:… این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین  … 

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

مسعود خدابنده – مشاوران استراتژی خاورمیانه      

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cult

کشور آلبانی در شرق اروپا واقع شده و در سال ۲۰۰۹  درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را نموده است. به عنوان فقیرترین کشور اروپا و داشتن بالاترین میزان فساد، کار بسیار زیادی باید صورت گیرد تا این کشور ۳ میلیون نفری در اتحادیه اروپا پذیرفته شود.

دیدار اخیر وزیر خارجه آمریکا جان کری نشانگر اینست که اقداماتی در این رابطه در حال انجام شدن است. ولی کوشش های آلبانی برای ایجاد اصلاحات و تقویت وضعیت سیاسی، امنیتی، قضائی، و کشوری بعد از سالها دیکتاتوری، اگر این کشور تهدید رسیدن مجاهدین خلق از عراق را نادیده بگیرد یا به آن توجه لازم را نداشته باشد، میتواند کاملا به هدر برود.

آلبانی مقصد انتقال سازمان بدنام مجاهدین خلق به داخل اروپاست. مجاهدین خلق که در حال حاضر در عراق مستقر هستند بر اساس توافقی که با آمریکا در سال ۲۰۱۳ صورت گرفته است در حال انتقال به آلبانی هستند.

از دهه ۱۹۸۰ مجاهدین خلق توسط صدام حسین کمک مالی شده و برای اقدامات تروریستی در کوششی برای تغییر رژیم در ایران آموزش دیده اند. بعد از سقوط وی در سال ۲۰۰۳، مجاهدین خلق خود را متحد ارتش آمریکا نشان دادند. در خلال دیدار سناتور کری از آلبانی، مجاهدین خلق به عنوان گروهی که از ارتش آمریکا برای عملیات در خاورمیانه حمایت نموده و علیه تروریسم جنگیده است معرفی گردید. علاوه بر آن این گروه از رهبر سابق صدامی ها یعنی عزت ابراهیم و اخیرا از تروریست های القاعده و داعش در عراق حمایت کرده است. تمامی دولت های بعد از سقوط صدام حسین در عراق مکررا خواستار اخراج این گروه از کشورشان شده اند، ولی مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی که خود یک فراری تحت پیگردهای قانونی است، به پیروان خود دستور مقاومت خونین را داد.

حتی اگر آنان بخواهند به میل خود خارج شوند، آژانس پناهندگان ملل متحد جهت یافتن کشور ثالث برای پذیرش آنان با مشکل روبروست. به نظر میرسد اگر چه کشورهای غربی به وضوح از فعالیت های بعضا خشونت آمیز آنان علیه ایران بهره برده اند، و گروه را به طور مشخص به عنوان خاری در چشم طرف ایرانی در طول مذاکرات هسته ای بکار گرفته اند، ولی مجاهدین خلق آنقدر کثیف هستند که غرب نمیخواهد حتی به عنوان پناهنده میزبان آنان باشد.  

در جهت تشویق کشورها برای پذیرفتن مجاهدین خلق، وزیر خارجه سابق آمریکا هیلاری کلینتون، نخست وزیر آلبانی سالی بریشا را در سال ۲۰۱۳ متقاعد کرد که صرفا ۲۰۰ نفر از اعضای مجاهدین خلق را به عنوان اقدامی بشردوستانه بپذیرد. این روند به اجرا گذاشته شد، ولی در حال حاضر در سال ۲۰۱۶ آلبانی انتظار میرود که تا ۳۰۰۰ نفر از این افراد را بعد از اینکه رئیس جمهور رومانی ترائیان باسسکو از پذیرش آنان در سال ۲۰۱۴ اجتناب کرد پذیرش نماید.

این توافق توجه چندانی را چه در داخل آلبانی و چه حتی در رسانه های جهان که نسبت به تروریسم و جرائم سازمانیافته حساس هستند جلب نکرد. بخشی از علت این امر آن است که انتقال افراد در گروه های کوچک، مثلا حدود ۲۰ نفر در هر نوبت، صورت میگیرد چرا که کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان UNHCR مجبور گردیده است تا در برابر خواسته های مسعود رجوی تسلیم شود تا مانع از تهدید به خشونت گردد. رجوی اعضائی را که اجازه میدهد تا انتقال یابند مشخص میکند که اغلب دارای هویت جعلی هستند. او اطمینان حاصل میکند که با هر گروه از اعضای عادی مجاهدین خلق چند مراقب که آنان را تحت کنترل داشته باشند و مانع از جداشدن آنان گردند همراه باشند. به منظور اجرای این برنامه برای جابجائی مجاهدین خلق از عراق، مقامات ملل متحد مجبور شده اند تا به انتقال پناهندگان تحت این شرایط تن بدهند، اگرچه حتی مشخص است که وضعیت اعضای مجاهدین خلق در این سازمان شرایط برده داری نوین می باشد.

زمانی که این افراد به آلبانی میرسند، رهبران مجاهدین خلق مسئولیت آنان را بدست میگیرند. اگرچه ایالات متحده مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آژانس پناهندگان ملل متحد برای کمک به اسکان مجاهدین خلق کمک مالی نموده است، و طبق گفته مقامات وزارت خارجه آمریکا این کشور به  دولت آلبانی کمک های امنیتی و اقتصادی برای توسعه و بازسازی ظرفیت های فیزیکی برای اسکان این پناهندگان را داده است، اما هیچ یک از این امکانات متوجه فرد پناهنده نیست. در تیرانا مجاهدین خلق محوطه یک دانشگاه متروکه را تصاحب کرده اند که تازه رسیده ها را در آنجا تحویل گرفته و همان شرایط ایزوله کردن و کنترل های فرقه ای را برقرار می نماید که البته همیشه شامل حال اعضا گردیده است. آنچه که به عنوان یک ژست بشر دوستانه آغاز شد به انتقال جمع بزرگ یک گروه تروریستی به اروپا بدل گشت. سازمان مجاهدین خلق دارای شرایطی در آلبانی است که فراتر از قوانین است. درست به همان صورتی که در عراق مشاهده میگردید.

این عمل پناهندگان را دور از دسترس مقامات آلبانی قرار میدهد و از آنجا که آنان در معاشرت با جامعه آلبانی آزاد نیستند، هجوم بیش از یک هزار تروریست آموزش دیده به طرز هوشمندانه ای از دید ناظران پنهان مانده و از مباحثات دور نگاه داشته شده است.

بهرحال اگر چه به نظر میرسد که مجاهدین خلق به نوعی در سکوت موجودیت خود را حفظ کرده اند، شهروندان آلبانی حق دارند بپرسند که آیا پناهندگان جدید تهدیدی واقعی برای زندگی شهروندی، امنیت و امید آنان برای عضویت در اتحادیه اروپا بحساب نمی آیند.

برای پاسخ به این سؤال، ما باید بپرسیم که چرا دولت عراق اینقدر مصر است که آنان را از کشور خود اخراج کند و چرا سایر کشورهای غربی به شدت از پذیرش آنان اجتناب می ورزند.

به عنوان یک سازمان جنائی و خشونت طلب، مجاهدین خلق همیشه در جائی که قدرت قانون ضعیف است به تلاش می پردازند – در کشورهائی مانند عراق و آلبانی که میخواهند از گذشته آشفتگی و مشکلات خود بیرون بیایند. در چنین شرایطی مجاهدین خلق میتوانند با اقدامات جنایتکارانه و خشونت آمیز خطرناک باشند.

به عنوان تبلیغات چی ها و مانیپوله گرهای ماهر، رهبران مجاهدین خلق هیچ ابائی از ارتباط با مقامات دولتی، دلالان قدرت، و رسانه ها و رشوه دادن به آنها ندارند. واضح است که مجاهدین خلق همیشه از امکانات مالی خوبی برخوردار بوده اند. اعضای سابق مجاهدین خلق همچنین گزارش کرده اند که رهبران سازمان در حال حاضر با اشتیاق مشغول برقراری ارتباط با دسته های مافیائی آلبانی هستند. مجاهدین خلق با این گروه ها برای منافع مشترک کار میکنند همانطور که با رژیم صدام حسین کار کردند. در دراز مدت، اگر سازمان مجاهدین خلق در آلبانی شکل بگیرد – با تبانی پنهان با محافل سیاسی که از سابقه فرقه ای و تروریستی آنان سود می برند –می توانند در تیرانا آنچه که در پاریس مقدور نیست را انجام دهند. 

سازمان سیا کشور آلبانی را دارای فساد بالا ارزیابی کرده است که به یک مشکل ملی بزرگ بدل گشته است که شامل قاچاق مواد مخدر، پول شوئی و قاچاق انسان می باشد. به این صورت موقعیت کشور است که آنرا برای سازمان های جنائی بین المللی جذاب می سازد و در نتیجه مشکلات بسیاری برای آژانس های اعمال قانون بوجود می آورد. آلبانی ضرورتا به عنوان دروازه اروپا برای دیگر نقاط جهان عمل میکند.

حال، در حالیکه راههای مختلف به ترکیه، سوریه، و عراق تحت شدیدترین نظارت های امنیتی قرار دارند، فرماندهان تروریست ها از هر گروه مزدور میتوانند بدور از انظار در تیرانا آموزش و حمایت لجستیکی دریافت کند. یک گروه تروریستی زیر زمینی چه مکانی بهتر از تیرانا میتواند برای برقراری یک کمپ آموزشی پیدا کند؟ این مکان در اروپاست، ولی داخل اتحادیه اروپا نیست و لذا زیاد تحت نظارت جامعه بین المللی نمی باشد.

بعد از تغییر فضای سیاسی به دنبال توافق هسته ای بین ایران و کشورهای ۵+۱، مجاهدین خلق به دنبال دوستان جدید و حامیان جدید هستند. این گروه در حال حاضر خود را متحد ارتش آزاد سوریه کرده و کمک هائی به جنگجویان سعودی ها علیه شیعیان یمن ارائه میدهد. سازمان مجاهدین خلق دارای بیش از ۴۰ سال تجربه در فعالیت های تروریستی است. تهدید واقعی از جانب این گروه تنها به این محدود نمی شود که آنان میتوانند مجددا در آلبانی مسلح شوند، بلکه آنان میتوانند از گروه های دیگر نیز جهت دادن تعلیمات دعوت نمایند.

نگرانی این است که مجاهدین خلق گسترش یافته و برای معامله با هر گروه تروریستی دست باز دارند.

این واقعیت را نمیشود نادیده گرفت که اعضای مجاهدین خلق به شدت رادیکال میباشند. آنان پناهندگان عادی نیستند. آنان به حد کافی در عراق توسط رژیم صدام حسین برای اقدامات تروریستی بعلاوه جعل، تخلیه اطلاعات، عملیات نظامی و حتی روش های شکنجه آموزش دیده اند که این واقعیت آنان را بیش از حد خطرناک می سازد. علاوه بر همه اینها، ماهیت رهبری مجاهدین خلق فرقه ایست. این بدان معناست که پیروان در برابر دستورات رهبران حتی اگر مخالف میلشان باشد مقاومت نخواهند کرد. لذا تهدیدی وجود دارد که آنان برای فعالیت های مختلف جنائی بدون اینکه رضایت واقعی آنها شرط باشد مورد استفاده قرار گیرند. در حال حاضر نمونه هائی از افرادی وجود دارند که توسط مجاهدین خلق از غرب اروپا به داخل آلبانی قاچاق شده اند و برای فعالیت های پول شوئی مربوط به آلمان فعال گردیده اند.

بهر صورت، پناهندگان همچنین میتوانند به شدت آسیب پذیر باشند. دلیل دیگری که آنان می بایست مورد توجه قرار گیرند این است که مجاهدین خلق یک نیروی نظامی از بین رفته است، متوسط عمر جنگجویان ۶۰ سال می باشد و بسیاری بعد از سالها تعلیم و تنبیه در بیابان های عراق با مشکلات عدیده جسمی و روحی دست به گریبان هستند. ولی در حالیکه این واقعیت در خصوص اکثریت آنان وجود دارد، هنوز بسیاری از آنان که در جذب و آموزش تروریست ها مهارت دارند، کسانی که میدانند چگونه دیگران را برای مأموریت های انتحاری آماده سازند، میتوانند مهارت های خود را به سادگی به تروریسم جهانی در جهان امروز منتقل نمایند.

همه اعضائی که وارد آلبانی میشوند با مجاهدین خلق نمی مانند. یک جمع رو به گسترش جداشدگان وجود دارد – حدود ۲۰۰ نفر تا امروز – که به گروه پشت کرده اند و می خواهند به نزد خانواده های خود و زندگی عادی بازگردند. جالب است که ایالات متحده از این جمع اعضای سابق حدود ۸۰ نفر را به دقت انتخاب کرده تا در آمریکا پناهنده شوند. آنان مصاحبه های سختی را پشت سر گذاشتند تا اطمینان حاصل شود که مجاهدین خلق را کاملا رد میکنند و دیگر تهدیدی به حساب نمی آیند. برخی دیگر تحت شرایط مشابهی در کشورهای اروپائی پذیرفته شده اند ولی مابقی در شرایط دشواری در آلبانی باقی مانده اند.

با توجه به مخاطرات بسیار بالا، مقامات آلبانی می بایست مانع از ایجاد یک پایگاه مخفی تروریستی در خاک اروپا توسط این سازمان بشوند. در اولین قدم می بایست اعضای مجاهدین خلق را از منبع رادیکال کننده شان دور نمایند. اگر این اتفاق نیفتد، مشکل به سادگی به جای این که حل شود جابجا شده است.

مقامات تیرانا باید مطمئن شوند که با تمامی پناهندگان تازه رسیده به صفت افراد برخورد میشود، و نه کسانی که به رهبر مجاهدین خلق تعلق دارند. به آنان باید حمایت و کمک مالی و اقامتی داده شود چرا که افراد حق دارند آینده شان را خودشان تعیین کنند. تجربه عراق در حال حاضر نشان میدهد که زمانی که این افراد به لحاظ فیزیکی از فضای تحمیلی بوجود آمده توسط رهبران مجاهدین خلق و فشار همقطاران دور میشوند، به سرعت در می یابند که تعهد آنان به تروریسم از بین می رود و روند بازسازی آنان میتواند آغاز گردد. 

وقتی آنان با خانواده های خود تماس میگیرند کمک بزرگی به این بازسازی میشود. نمونه های بسیاری در خصوص اعضای سابق هست که توانستند از فرقه جدا شده و زندگی جدید و موفقی را از نو شروع کنند. برخی در حال حاضر در کشورهای اروپای غربی زندگی میکنند زیرا خانواده شان آنجاست که توانسته است به آنان کمک کند. برخی به ایران بازگشته اند – اگر چه ایران مایل به بازگشت آنان نیست – که در آنجا شامل عفو و سپس ایجاد یک زندگی عادی تحت نظارت ملل متحد و صلیب سرخ جهانی گردیده اند. برخی دیگر در حال حاضر در کردستان عراق زندگی میکنند و دارائی های خانوادگی شان را از ایران به آنجا منتقل کرده و کسب و کار راه انداخته اند.

زمانی که آنان از فشارهای زندگی فرقه ای خارج شوند میتوانند از طریق سازمان های حقوق بشری زندگی خود را سامان بدهند. همانطور که مقامات صلیب سرخ جهانی یک بار به نویسنده گفتند: “به عنوان افراد، ۳۰۰۰ نفر چیزی نیست، ما هر سال میلیون ها نفر را سامان می دهیم. ولی به عنوان یک گروه، نه ما و نه هیچ سازمان دیگری نمیتواند به آنان کمک کند.” این یک گزینه است که دولت آلبانی نمیتواند نادیده بگیرد، اگر هیچ اقدامی صورت نگیرد خطر همه چیز را تهدید خواهد کرد.

صفحه توئیتر مسعود خدابنده

www.twitter.com/ma_khodabandeh

*** 

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgMassoud Khodabandh, Huffington post Nov. 2015:
Syrian Negotiations Won’t Provide One Winner But Will Ensure Violence Is Absolute Loser

*** 

همچنین:

 
مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، سوم ژانویه ۲۰۱۴: … این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها و
_
 
مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مسعود رجوی و همسرش مریم به پیروانشان دستور داده اند که اعتصاب غذا کنند. اعتصاب غذایی که بصورتی غیر واقعی و تعجب بر انگیزی اکنون از مرز صد روز نیز گشته است. خواسته آنها بازگرداندن این هفت نفری است که درست مثل خود مسعود رجوی هیچ ردی از آن