چهره “عشایر انقلابی عراقی” باند رجوی را بهتر بشناسیم!

چهره “عشایر انقلابی عراقی” باند رجوی را بهتر بشناسیم!

مریم رجوی داعش تروریسم فریدون اورموی، نیم نگاه، بیست و پنجم آوریل 2015:…  کسی که اهل سرکشی به رسانه های مجازی باند رجوی باشد، حتما بیاد دارد که هنگام تصرف ناگهانی و بسیارمشکوک موصل و… توسط داعش، این گروه ایرانی؟! سرازپا نمی شناخت و برای گمراه کردن افکارعمومی ، صحبتی ازداعش بمیان نیآورده وهمه ی این فتوحات براستی باد آورده را بحساب تشکل مجعولی …

مریم رجوی داعش تروریسم Mojahedin Khalq (MKO, NCRI, Rajavi cult) terrorists openly declare support for ISIL, terror acts

لینک به منبع

با آگاهی از نقش رهبری یک افسر برجسته اطلاعاتی صدام در تاسیس داعش

چهره “عشایر انقلابی عراقی” باند رجوی را بهتر بشناسیم!

کسی که اهل سرکشی به رسانه های مجازی باند رجوی باشد، حتما بیاد دارد که هنگام تصرف ناگهانی و بسیارمشکوک موصل و… توسط داعش، این گروه ایرانی؟! سرازپا نمی شناخت و برای گمراه کردن افکارعمومی ، صحبتی ازداعش بمیان نیآورده وهمه ی این فتوحات براستی باد آورده را بحساب تشکل مجعولی بنام “عشایر انقلابی عراق” گذاشته و تلاش داشت که نام داعش به اذهان متبادر نگردیده و مردم ازحقایق موجود بیخبر مانده و نتوانند تحلیلی از آنچه که درعراق گذاشت ، داشته باشند.

داعش درادامه ی تعرضات و فتوحات سریع خود، دچار طمع ورزی شده و بسوی چاه های نفتی کرکوک هم که شرکت های آمریکائی و یا همسانان اروپایی اش در آنجا مشغول کسب سود بودند ، حمله ور شد و ندانست که آمریکا این اجازه را بدانها نخواهد داد و بنابراین سریعا جلوی این تحرکات واقع درخطوط قرمز دولت آمریکا گرفته شد و بمباران های هدفمندی- که هم داعش را زیاد تضعیف نکند و هم دست اش را از نفت کرکوک قطع کند- آغاز شد.

بعبارت روشن تر، آمریکا نوعی سیاست حلوا و شیرینی را دربرابر داعش درعراق پیشه کرد و این روند به اشکال پیچیده هنوز هم ادامه دارد و چرا نداشته باشد؟!

دراین میان بود که فرقه رجوی بعنوان بلعنده ی سازمان مجاهدین خلق، نتوانست بی تفاوت بماند و موقعی که برخورد دوگانه ی ارباب با داعش را مشاهده کرد ، کم کم از کاربرد واژه “عشایر انقلابی عراق” دست برداشت و با پررویی و وقاحتی که خاص این فرقه ی مخرب است ، اعلام کرد که داعش یک نیروی ارتجاعی و تروریست است که بنوعی محصول جمهوری اسلامی است؟! و ابدا درنظر نگرفت که طرف مقابل هم اسنادی دراختیار دارد که نشانگر روبوسی های سرهنگ سناتور جان مکین نئوکان آمریکائی و مدافع سرسخت باند رجوی با سرکردگان داعش است!

درهرصورت، ازآنجا که رسم نیست آفتاب مدام بر پس ابرها بماند، درگیری های داخلی گروه های مختلف تکفیری و… و انشعابات موجود دربین آنها درسوریه ، سرانجام سبب کشته شدن تصادفی بنیانگذار واقعی داعش که ابدا اهل مذهب و این برنامه ها نبوده و تنها از اعتقادات مردم بسود اهداف دقیق و استراتژیک خود سود میبرده ، گردیده است.

Daesh Kin Matn 1

بنیانگزار واقعی داعش یک سرهنگ اطلاعاتی نیروی هوایی رژیم صدام بوده که در خفای کامل ، از افراد مذهبی بعنوان پوشش ، استفاده زیرکانه و موفقی کرده وهمه را دچار این توهم کرد که واقعا هم ابوبکر البغدادی تکفیری است که سیاست های داعش را تعیین میکند ، خلیفه است و بالادستی ندارد تا بدینوسیله اهرم کارسازی بدست سلطه گران دهد تا بتوانند ادعا کنند که حضورشان درمنطقه مبارزه با تروریزم و افراط گرایی اسلامی است!

مستندات ما مجله اشپیگل آلمان است که این مدارک بسیار مهم را از طریق گروه رقیبی بنام “توحید” که آنهم مشغول مبارزه با حکومت سوریه است دریافت کرده و این اسناد در زمان درگیری های درون جبهه ای گروه های مسلح و شکست مقطعی داعش در ۲۰۱۴ بدست این گروه افتاده است.

درنهایت اینکه بی فایده نمیدانم که بپرسم ، آیا باند مافیایی رجوی که ارتباط تنگاتنگی با بازماندگان رژیم صدام دارد و دراصل خود را به شعبه ای از اطلاعات و ارتش او تبدیل کرده بود ، ازاین موضوع خبر داشته و با انتشار اخبار مداوم سعی در گمراهی مردم و دولت های ذینفع داشته است؟

آیا همزمانی پیام عاشورایی سال پیش مسعود رجوی و درخواست سلاح متعاقب آن و نیز اصرار زیاد به برداشتن نیروهای پلیس عراق از حوالی کمپ لیبرتی و جانشین کردن نیروهای آمریکائی بجای آنان که ارتباط این باند را با داعشی که معلوم گردیده دست ساز افسر اطلاعاتی زبده ی صدام است، تسهیل کند و نیز پافشاری زیاد برماندن اسرایش در لیبرتی نمیتواند ارتباطی با مسئله ای که ذیلا از نشریه اشپیگل آلمان نقل میشود، داشته باشد؟؟!!”

Matn 3

مجله خبری اشپیگل : یک سرهنگ عراقی نقشه کسب قدرت در سوریه را طراحی کرد. نقشه ها تصویری را بر ملا می کنند که بظاهر متعصب است ولی در واقع دقیقا حسابگر است. او مردی بود زمخت ، مودب، تملق گو، بسیار دقیق، کاملا مسلط برخود، دو رو، مرموز، بدجنس.

این توصیف های ضد و نقیض را شورشیان شمال سوریه که او را می شناختند، چند ماه پس از مرگش، در معرفی او بر زبان می آوردند. توصیف هایئ از مردی هزار چهره.

هیچکس نمی دانست آن مردی که قریب شصت سال داشت واقعا که بود؟ حتی آنها که در آن صبحگاه ماه ژانویه ۲۰۱۴ پس از مجادله ای کوتاه بضرب گلوله در تل رفعت او را از پای در آوردند. آنها هم نمی دانستند که مغز متفکر «داعش» را از پای در آورده اند. این که اصلا وقوع چنین امری چگونه توانست روی دهد نتیجه یک محاسبه نادر اما نادرست و مرگبار مردی بود که خود نقشه کشی برجسته بود. شورشیان محلی جسد او را در یخدانی جای دادند و میخواستند با همان یخدان او را دفن کنند. بعد که فهمیدند او چه آدم مهمی بوده است از یخدان بیرونش آوردند.

اسم واقعی او سمیرعبدالمحمود الخلیفاوی بود. ولی هیچکس او را با این نام نمی شناخت. حتی معروف ترین نام مستعار او، حاجی بکر، را فقط چند نفری می شناختند. و درست همین بخشی از نقشه او بود. از سالها پیش ، سرنخ داعش، در پس پرده، در دست این سرهنگ اطلاعاتی نیروی هوائی صدام حسین بود. آن کادرهای داعش که بعدا از آن جدا شدند، همه از او بعنوان یکی از رهبران داعش یاد کرده اند ولی این که او واقعا چه می کرد برکسی روشن نبود. تحقیقات چند ماهه اشپیگل در سوریه و نیز دیگر پرونده های بدست آمده نشان می دهند که نقشه های حاجی بکر با دقت تمام جزء به جزء به اجرا در آمده اند…

Matn

داستان فراهم آمدن این اسناد برمی گردد به زمانی که تقریبا هیچ کس نامی از “کشور اسلامی” نشنیده بود. حاجی بکر عراقی در پایان سال ۲۰۱۲ همراه با چند نفر دیگر با این نقشه مضحک به سوریه رفت که : کشور اسلامی باید نخست، تا آنجا که بتواند، بخشی از خاک سوریه را بتصرف در آورد – آنوقت از آنجا به عراق حمله کند.

دفتری به بهانه دعوت به اسلام افتتاح می شود، یعنی یک مرکز تبلیغات اسلامی، برای جلب افراد. از میان آنها که برای شنیدن سخنرانی ها و یا شرکت کورس های آموزشی برای شناختن زندگی اسلامی به دفتر تبلیغات اسلامی مراجعه می کنند باید یک یا دو مرد انتخاب شوند، و به آنها ماموریت داده شود تا از تمام جزئیات روستای خود با خبر شوند. برای این کار حاجی بکر برنامه دقیقی تهیه کرده است به این صورت :

چند خانواده قدرتمند در روستا هست؟

افرادی که در هر یک از خانواده ها صاحب قدرت هستند نام ببر.

تحقیق کن که از کجا پول بدست می آورند؟

بریگاد های شورشی در روستا را با نام و تعداد نفرات ذکر کن.

نام فرماندهان بریگاد ها را بدست آور، بریگاد تحت کنترل کیست؟ جهت گیری سیاسی آنها چگونه است؟

از کارهای غیر مشروع آنها سر در بیاور ، که اگرخواستیم، در صورت لزوم بتوانیم آنها را تحت فشار قرار دهیم.

اگر کسی تبهکار یا همجنس باز است، یا یک ماجرای محرمانه دارد باید یا تمام جزئیات یادداشت شوند.

ما با هوش ترین افراد را بعنوان شیخ شریعت انتخاب می کنیم. حاجی بکر در حاشیه می نویسد : ما مدتی به آنها آموزش می دهیم و بعد میفرستیمشان به جلو. در حاشیه ذکر شده که “ما مورد به مورد چند تن از “برادران” را انتخاب می کنیم که با دختران با نفوذ ترین خانواده ها ازدواج کنند تا بتوانیم به درون این خانواده ها راه یابیم بدون آن که آنها از آن باخبر شوند.”

جاسوسان داعش باید مانند زلزله سنج مشغول به کار باشند. وقتی به ماموریتی فرستاده می شوند باید از کوچکترین شکاف ها ، از قدیمی ترین دعوا های مدفون در اعماق جامعه باخبر شوند، خلاصه از هر چیز که بتواند در جامعه دوئیت ایجاد کند و برای بزانو در آوردن افراد بکار آید باید با خبر شوند. در میان خبرچین ها هم کسانی بودند که در گذشته ماموران اطلاعاتی بودند، هم کسانی که به گروههای شورشی تعلق داشتند و بعد با آنها اختلاف پیدا کرده بودند.

حاجی بکر برای شورای استانی یک فرمانده یا امیر داشت، فرمانده ای ویژه آدمکشی، فرمانده ای برای آدم ربائی، فرمانده برای تک تیراندازان، برای ارتباطات، برای رمز و فرماندهی برای نظارت بر فرماندهان دیگر در صورتی که کار خود را درست انجام ندهند…

حمایت محسوس و نامحسوس سران مجاهدین خلق از گروه تروریستی و تبهکار داعش در عراق و سوریه ، پوچی شعارهای حقوق بشری فرقه رجوی را آشکار کرد

حمایت محسوس و نامحسوس سران مجاهدین خلق از گروه تروریستی و تبهکار داعش در عراق و سوریه ، پوچی شعارهای حقوق بشری فرقه رجوی را آشکار کرد

در نوشته های حاجی بکر سخنی از سنت پیامبر اسلام و یا وعده های بهشتی که ضرورت برپائی یک کشور اسلامی را الزامی کند در میان نیست ولی می توان از ایمان دیگران بسود خود بهره برد.

به این صورت بود که حاجی بکر و گروه کوچکی از افسران سازمان اطلاعاتی صدام در سال ۲۰۱۰ ابوبکر البغدادی را نخست امیر و بعد خلیفه و رهبر رسمی دولت اسلامی اعلام کردند. حساب آنها این بود که بغدادی بعنوان یک روحانی که درس این کار را خوانده است چهره ای مذهبی است که به کار آنها خواهد آمد.

هاشم هاشمی روزنامه نگار عراقی بیاد می آورد وقتی پسرعموی او با حاجی بکر در پایگاه هوائی حبانیه مستقر بود حاجی یک ناسیونالیست بود نه یک اسلامیست.

حاجی بکر از ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸ در ابو غریب زندانی بود. و در سال ۲۰۱۰ از امواج دستگیری ها و کشتار ها ی کماندوهای ویژه آمریکائی و عراقی جان سالم بدر برد و بتدریج به مقام یک رهبر نظامی در عراق ارتقاء یافت.

پس از سال ۲۰۱۰ چیرگی نظامی بر قدرت دولتی عراق ممکن نبود. ولی با توسل به ترور و پول زور گرفتن با توسل به ارعاب و ایجاد ترس اندک اندک یک سازمان زیر زمینی و قدرتمند بوجود آمد. طبق محاسبات رهبران این سازمان اینک هنگام آن رسیده بود که در سوریه علیه اسد دست به جنگ بزنند. بویژه در شمال سوریه از قدرت دولتی که زمانی بر همه چیز مسلط بود در اواخر سال ۲۰۱۲ دیگر چیزی باقی نمانده بود. جای آنها را صدها شورای محلی شورشیان گرفته بودند، که در یک وضعیت آنارشیستی، همه در کنار هم بودند ولی دیگر کسی مسلط بر اوضاع نبود. وضعیت موجود زخم پذیربود. گروه کادرهای عراقی که گروهی منضبط بود تصمیم گرفته بود از این موقعیت بسود خود بهره ور گردد.

کشور اسلامی از برچسب مشترک جهادگرائی که بگذریم وجه اشتراکی با القاعده ندارد. در رفتارکشور اسلامی، درنقشه ریزی استراتژیک آن ، در زیرپاگذاشتن بی رو دربایستی اتحاد ها و عوض کردن متحدینش ، و در صحنه سازی های دقیق تبلیغاتی که بکار می بندد ، در واقع هیچ نشانی از مذهب دیده نمی شود.

پزشکی که از شهر”رقه” فرار کرده بود می گفت : وقتی آنها دفتر اسلامی را افتتاح کردند فقط می گفتند که ما برادریم ، صحبتی از ” کشور اسلامی” در میان نبود، حتی یک کلام. در “منبج” شهری آزاد منش در استان حلب نیز در بهار ۲۰۱۳ دفتر “دعوت” افتتاح شد. من اول اصلا متوجه افتتاح دفتر نشدم. آنجا هر کسی می توانست هر دفتری که بخواهد باز کند. “ما اصلا فکرش را هم نمی کردیم که کسی غیر از رژیم بتواند برای ما خطری باشد. تازه وقتی که در ماه ژانویه زد و خورد شروع شد ما فهمیدیم که داعش قبلا چند خانه و آپارتمان برای مخفی کردن اسلحه و پنهان کردن افراد خود، اجاره کرده بود.” این ها سخنان زنی از فعالان حقوق بشر بود.

در آغاز رزمندگان نیز نباید جلب توجه می کردند. حاجی بکر و گروه پیشاهنگ کسی را با خود از عراق نمی آوردند. آنها حتی به رزمندگان عراقی خود صریحا دستور داده بودند که به سوریه سفر نکنند. رهبران داعش پیچیده ترین شکل کار را برای کار خود انتخاب کردند: آنها از تابستان ۲۰۱۲ تصمیم گرفتند افراطگرایانی را که از خارج می آیند گرد آورند. دانشجویانی که از عربستان می آمدند، کارمندان تونسی، جوانان اروپائی که مدرسه را رها کرده بودند، بدون هیچ تجربه و آموزش رزمی همرا با چچنی ها و ازبک های رزم دیده، در سوریه ، مشترکا یک گروه رزمنده ، تشکیل می دادند. زیر فرمان عراقی ها.

بمحض آن که در ماه مارس ۲۰۱۳ رقه بدست شورشیان افتاد، بلافاصله یک شورای شهر انتخاب شد، وکلا، پزشکان، روزنامه نگاران، همه سازمانهای خود را تشکیل دادند، گروههای زنان برپا شد، “جوانان آزاد رقه” بنیان نهاده شد، “جنبش برای حقوق خودمان” و دهها ابتکار دیگر پا گرفت. بنظر می رسید که همه کار در رقه ممکن است. و بقول برخی از فراریان از شهر، درست همین ها سرآغاز تباهی شهر شد.

درست مطابق با نقشه حاجی بکر پس از مرحله نفوذ، مرحله از بین بردن افرادی آغاز شد که طبق اطلاعات قبلی رهبران بالقوه یا مخالفان داعش تشخیص داده شده بودند. اولین نفر رئیس منتخب شورای شهر بود. اواسط ماه مه چند مرد مسلح نقابدار او را ربودند. نفر بعدی که ناپدید شد برادر یک نویسنده معروف بود. دو روز بعد مردی ناپدید شد که سردسته افرادی بود که پرچم انقلاب را بر دیوار شهر نقش کردند.

لینک مرتبط :

http://shafaqna.com/persian /

گزارش اشپیگل در مورد استراتژیست بزرگ و گمنام داعش

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15528

هشدارنامه برای آقای “برنارد کازنو” وزیر کشور فرانسه _ پایگاه تروریستی “اوور سورواز” را تسخیر و تعطیل کنید

پدرام میر پارسی، نیم نگاه، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:…  سوابق گذشته بخوبی نشان می دهند که متاسفانه دولت های مختلف فرانسه در برخورد ریشه ای با این پدیده ضد بشری جدی و مصصم نیستند چرا که با توجه به اینکه در تعریف تروریسم به معنای استفاده از ترور و خشونت هیچ استثنایی وجود ندارد _ متاسفانه کشور شما ازسال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ مرکز فرماندهی و سازماندهی ترور و بمب گزاری و عملیات …

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی جنگ مسلحانه این سازمان را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

لینک به منبع

هشدارنامه برای آقای “برنارد کازنو” وزیر کشور فرانسه _ پایگاه تروریستی “اوور سورواز” را تسخیر و تعطیل کنید

پدرام میرپارسی ـ ساکن اروپا (نویسنده، پژوهشگر و تلاشگر حقوق بشر و زنان)

آقای برنارد کازنو وزیر محترم دولت فرانسه

با درودی گرم

درابتدا لازم است مراتب تاسف و تاثر خود از حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه “شارل ابدو” که منجر به کشته شدن دست کم ۱۲ نفر ازجمله چهارهنرمند فرانسوی گردید را به شما _ مردم فرانسه و خانواده قربانیان این جنایت شرم آور تسلیت بگویم.

آقای وزیر

مبارزه با پدیده زشت ترور و تروریسم در جهان از جمله کشور شما نیاز به عزم جدی و تلاش بی وقفه و پیوسته دارد.

تروریست ها به تصور بنده پیرو هیچ دین و آئین و مرامی غیر از مکتب “خشونت گرایی” نیستنند و اگر گروه هایی از شعارهای مختلف جهت توجیه اقدامات ضدانسانی خود جهت بکارگیری روش ترور استفاده می نمایند این تنها یک نمایش “توجیهی” است و گرنه چگونه ممکن است انسان های متمدن و بهره مند از قدرت دانش و خردمندی بتوانند افراد عادی را به بهانه های غیرقابل قبول در نزد جامعه بشری به رگبار گلوله ببندند؟

 

جناب وزیر

سوابق گذشته بخوبی نشان می دهند که متاسفانه دولت های مختلف فرانسه در برخورد ریشه ای با این پدیده ضد بشری جدی و مصصم نیستند چرا که با توجه به اینکه در تعریف تروریسم به معنای استفاده از ترور و خشونت هیچ استثنایی وجود ندارد _ متاسفانه کشور شما ازسال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ مرکز فرماندهی و سازماندهی ترور و بمب گزاری و عملیات انتحاری درداخل ایران توسط گروه تروریستی موسوم به “مجاهدین” بوده است که درنتیجه طی اینگونه اقدامات ضد انسانی طبق آمارها و مستندات بیش از ۱۲۰۰۰ نفر از هم میهنان ما کشته وصدها نفر مجروح ومعلول گردیده اند.

آقای برناردو کازنو

متاسفانه این روند حمایتی و بی عملی دولت های شما از تروریست ها ازسال ۲۰۰۳ بدین سو نیز ادامه یافته است _ کافی است برای نمونه تنها به خودسوزی های تشکیلاتی این گروه دراین سال پس از حمله نیروهای ضدتروریسم به خانه تیمی “اوورسورواز” در۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ تحت نام “عملیات تئو” اشاره کنم که منجر به دستگیری ده ها تروریست و حامیان آن از جمله مریم رجوی گردید _ پرونده مملو از خلافکاری این گروه تروریستی که همچنان دردادگاه های فرانسه باز و تحت بررسی است.

جناب وزیر محترم

شما و دولت و پلیس و ارتش فرانسه مسئول امنیت مردم فرانسه و مبارزه با هر کوششی و اقدامی هستید که زندگی بی خطر و سلامت شهروندان را به خطر بیاندازد و در این مورد باید به شما یاد آوری و هشدار دهم که “خانه محصور” درحومه پاریس که مرکز اصلی و فرماندهی این گروه تروریستی با این پرونده سنگین تبهکاری می باشد می تواند هر زمان به هر دلیل به مرکز سازماندهی و دسیسه وتوطئه این گروه مبدل گردد _ و طبیعی است هرگونه تحرک تروریست ها به هر دلیل می تواند آرامش و امنیت شهروندان شمارا مختل نماید.

جناب وزیر

شما بی شک همانند وزیر کشور سابق فرانسه آقای سارکوزی از پرونده سنگین تبهکاری این گروه مطلع هستید و طبعا نیازی به تشریح بنده ندارید و به همین دلیل نامه خود را با چند سئوال و یک هشدار به پایان می رسانم.

نخست چند سئوال

آیا دولت و پلیس و دستگاه های امنیتی فرانسه می توانند به این سئوال مهم پاسخ دهند که تحت چه بهانه ودلیل از این مرکز تروریستی حفاظت می نمایند؟

شما خبر دارید چند صد تروریست آماده برای عملیات جنون آمیز ترور دراین قلعه محصور و به دور از کنترل بیکار و بیعار زندگی می کنند؟

آیا وجود یک پایگاه ترور به قول خانم “ناتالی گوله” “فرقه ای درقلب جمهوری” سئوال برانگیز نیست؟

آیا شما می دانید دراین پایگاه که پلیس فرانسه درسال ۲۰۰۳ از داخل آن میلیونها دلار پول کثیف و اسلحه انفرادی و نقشه های حمله به سفارتخانه ها بدست آمد واقعا چه می گذرد و این چند صد تروریست اصولا درآن مجتمع به چه کاری مشغول هستند؟

اگر پاسخ سئوال ها ” آری” است پس بیش از این از مدارا با این گروه خطرناک خودداری کرده و این پایگاه تروریستی را تسخیر و تعطیل کنید _ درچنین صورتی است که می توان مخالفت دولت های فرانسه با پدیده زشت ترور و تروریسم را باور کرد.

و یک هشدار

بنده بعنوان یک پژوهشگر و مدافع حقوق بشر و مخالف ترور و تروریست به شما جدا هشدار می دهم،

گروه تروریستی مجاهدین (فرقه رجوی) یک تشکیلات بسیار خطرناک به شمار می رود که سران آن تحت تعقیب دولت ایران وعراق و پلیس بین الملل قرار دارند از سال ۲۰۰۳ بدین سو چندین تن از رابطین گروه های تروریستی فعال در جهان به این قلعه رفت و آمد کرده و می کنند

بنابراین هرگونه تعلل در تسخیر _ وتخلیه این مرکز فرماندهی ترور و تلاشی تشکیلات این گروه تروریستی می تواند باعث تکرار حوادث تلخ رخداد تلخ تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ گردد.

یادتان باشد تروریست ها همیشه چهره کریه و زشت خود را در پس نقاب هایی با ظاهر “مبارزه” و “اپوزسیون” و غیرو مخفی می نمایند تا درزمان هایی که ایجاب کنند چهره واقعی خودرا همانند وقابع ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ خود را نشان دهند.

یادتان نرود سران این گروه برخلاف تعهدها وقسم نامه ها و تعهدهایی که در خفا به دستگاه های قضایی کشور شما و انگلیس داده اند همچنان از ترور و خشونت بعنوان یک تئوری بنیادی دفاع نموده و حاضر به تغییر خط مشی خود نیستند چراکه هرگونه تغییربه تلاشی آنها شدت بخشیده و ماندگاری آنها را تا همین حد کم و اندک و_ بی اهمیت و منزوی و منفور، بیشتر زیر سئوال خواهد برد.

بنابراین هشدارهای اعضای سابق و منتقدین این گروه را جدی بگیرید و تا دیر نشده مرکز تروریستی “اوور سورواز” را تسخیر و تخلیه نمائید که وجود چنین پایگاهی خطری بزرگ برای کل قاره اروپا محسوب می گردد.

با سپاس قبلی از توجه شما جهت اقدامات فوری ولازم دراین مورد.

پدرام میرپارسی _ نویسنده _ پژوهشگر و تلاشگر حقوق بشر و زنان

***

همچنین:

نامه سرگشاده به خانم “حسیبه حاج صحرایی” معاون مدیر عفو بین الملل در مورد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین

پدرام میر پارسی، نیم نگاه، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:…  خانم حاج مرادی درخواست اینجانب به همراه خواست گروهی از اعضای سابق سازمان این است که جنابعالی بعنوان یک مسئول اقدام به تشکیل یک هیات مستقل جهت بررسی چگونگی رعایت حقوق بشردراین سازمان نموده و با استفاده از شهادت ها و اعتراف های اعضای این گروه

مسعود رجوی و ماجرای چراغ خاموش _ از تهدیدات تو خالی بلاهت بار تا ناله و نفرین های پرسوز و گداز _ ( قسمت سوم و نتیجه )

مسعود رجوی قبل از فرارپدرام میر پارسی، نیم نگاه، هفدهم دسامبر ۲۰۱۴:… دربخش یک و دو این نوشتار نگاهی داشتم به پیام منصوب به مسعود رجوی منتشرشده درجامعه مجازی تحت عنوان “ عهد پرچم در لیبرتی و ابلاغیه چراغ خاموش ” ( آبان ۹۳ ) _ طی دو نوشته قبلی نقاب چهره این تروریست فراری را کنارزده و سرخط

سپاس نامه خدمت استاد حسین علیزاده به دلیل رد نشان شوالیه از طرف وزارت فرهنگ و هنر دولت فرانسه

پدرام میرپارسی، نیم نگاه، دوم دسامبر ۲۰۱۴:…  نگارنده این سطور معتقدم باید به دولت فرانسه اعتراض کرد. چرا که یکی از فرماندهان اصلی جنگ و خشونت و تروریسم را در کشور خود پناه داده و از او حمایت می کند _ طبیعی است که

نگاهی به سخنان مسعود رجوی _ وصیت نامه و یا فرمان خود زنی به اسیران در کمپ موقت لیبرتی؟

پدرام میرپارسی ـ ساکن اروپا، نیم نگاه، بیست و نهم نوامبر ۲۰۱۴:… نوک حمله عصبی _ روانی بعدی مسعود رجوی متوجه انجمن حمایتی نجات می باشد _ انجمن نجات که توسط برخی از اعضای سابق این گروه تشکیل گردیده تلاش می کند درحد توان خود خانواده اسیران فرقه را کمک فکری وراهنمایی نمو