چه کسی جایگزین صدام حسین خواهد بود؟ ( آفتاب پرست)ا

چه کسی جایگزین صدام حسین خواهد بود؟ ( آفتاب پرست)ا

 Rajavi_Faisal_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  حال می بینم که همین فرقه رجوی گویا درس عبرت نگرفته و به دنبال جایگزین صدام حسین در میان دشمنان ایران و ایرانی می گردد. خودم هم نمیدانم چه حکمتی است، ولی چرا همیشه در جبهه داخلی باید یک ستون پنجمی هم باشد که بخاطر رسیدن به قدرت، حقیرانه دست به خیانت و جنایت بزند. سوال من از مسعود رجوی که … 


Cult of the Chameleon – Al Jazeera 10/17/2007
https://youtu.be/jDlNWErYCGw

لینک به منبع

آفتاب پرست

چه کسی جایگزین صدام حسین خواهد بود؟

ز. ش. جداشده در آلبانی

روزی صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق، به مرزهای کشور ما حمله کرد و جان صدها هزار نفر را گرفت وویرانی های زیادی ببار آورد. هنوز که هنوزست و سالها گذشته ولی زخم آن بر تن مردم ما مانده و هنوز مردم ما دارند تاوان آن جنگ را می پردازند.

در زمانی که همه مردم علیه تجاوز دشمن خارجی متحد شده بودند و همه سعی داشتند دشمن را از خاک خود بیرون کنند، تنها کسی که در آنزمان با این دشمن متجاوز به امید کسب قدرت در ایران همکاری میکرد و به دشمن اطلاعات می داد مسعود رجوی بود که در دشمنی با مردم ایران چیزی کم نگذاشت.

با چشمان خود همکاریهای نظامی و اطلاعاتی فرقه رجوی با بعثی ها را در عراق دیده بودم و الان هم بعد از سالیان شاهد درسی که مردم عراق خودشان به این ظالم یعنی صدام حسین و همچنین به نوچه اش یعنی مسعود رجوی دادند هستم.

حال می بینم که همین فرقه رجوی گویا درس عبرت نگرفته و به دنبال جایگزین صدام حسین در میان دشمنان ایران و ایرانی می گردد. خودم هم نمیدانم چه حکمتی است، ولی چرا همیشه در جبهه داخلی باید یک ستون پنجمی هم باشد که بخاطر رسیدن به قدرت، حقیرانه دست به خیانت و جنایت بزند.

سوال من از مسعود رجوی که پنهان شده این است که چرا همیشه در جبهه مقابل مردم هستی؟ چرا همیشه به دنبال صدام حسین گرفته تا تروریست ها و حامیان منطقه ای آنان برای قدرت طلبی ات می دوی؟ ندیدی موقعی که در کنار صدام حسین قرار گرفتی چه عاقبتی پیدا کردی و به چه روزی افتادی؟

همه می دانند که نحس شده ای. دستت به هرکس می خورد ساقط می شود و برعکس با هرکس عناد می ورزی ماندگار میشود. حتما خودت هم متوجه شده ای. این حقانیت مردم ایران را ثابت می کند که دشمنش خیلی زبون است و همه توطئه هایش خنثی می گردد.

پس به این فرقه و سران آن مسعود و مریم میگویم که بقدری خوار و ذلیل شده اید که هیچ استقلال و اراده ای از خودتان ندارید و آنقدر وابسته شده اید که هیچ اختیاری در شما نمانده و مجبورید خطوط داده شده از جانب اربابان را دنبال نمایید.

مردم ایران هم با همان دیدی که دشمنان ایران را نگاه میکنند به مسعود رجوی و فرقه اشمی نگرند.

نفر جدا شده از فرقه تیرانا آلبانی ز.ش

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

تقدیم لیست شهدای ضد امپریالیستی مجاهدین خلق به جان مک کین Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28896

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول و پایانی 

 کمپ بدنان اشرف تعطیل شدانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی ام مارس ۲۰۱۷:…  تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد. شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی تیراناتبخیرشدگان فرقه رجوی در آلبانی

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

 سیروس غضنفری و خانوادهس- با تبریک آغاز سال نو ، ازاینکه دوباره حاضر شدی که وقت ات را صرف جواب دادن به سئوال های ما بکنی ،  سپاسگزاریم.

ج- با عرض تبریک متقابل ،این وظیفه ی من است که تجربیات خود را با هموطنان خود به اشتراک گذاشته تا  درحد خود نگذارم سرنوشتی مانند امثال من ومخصوصا اسرای هنوز درزنجیر رجوی نداشته باشند.

س- سال گذشته سپری شد . بنظر شما کارهای سازمان دارای چه دستآوردهای منفی ومثبت برای آن داشت؟

ج- اطلاع دارید که درسالیان گذشته ، تمامی تلاش های سازمان بر ادامه ی حضور درعراق بود وحتی زمانی که ازاشرف به لیبرتی نقل مکان کرد، تصور سردرآوردن خود ازآلبانی را نمیکرد ونمیدانست که فشار خانواده ها وسایر عوامل ، چنین سرنوشت ناخواسته ای را برای او رقم خواهد زد.

شعار محوری سازمان ” انقلاب نوین ایران توسط ارتش آزادیبخش ” بود و آنهم درداخل ظرفی بنام عراق تعریف شده بود.

درهمان دوران بود که مسعود رجوی شعار داد : ” اگر کوه ها بجنبند، اشرف نمی جنبد ” که  چگونگی این پیش بینی داهیانه ؟؟!! را درعمل شاهد بودیم.

حضور خانواده ها در درب اشرف وسپس لیبرتی ، غیر عملی بودن این شعار را بزودی نشان داد وسران فرقه که درلاک دفاعی رفته بودند ، صرفا به خریدن زمان پرداختند تا شاید دری به تخته بخورد وفرجی حاصل گردد!!

رجوی با پذیرفتن خلع سلاح توسط نیروهای آمریکائی، عملا ارتش آزادی بخش خود را ازدست داده بود وطرح مکرر نام آن چیزی جز تعارف وانهم درراستای مصرف درون تشکیلاتی نداشت!
اما رجوی بیدی نبود که ازاین بادها بلرزد وبا کمال وقاحت مطرح کرد که آمریکائی ها سرفرصت لازم سلاح هایی بغایت پیشرفته بما تحویل خواهد داد!

واقعه ی انتقال به لیبرتی نشان داد که خبری ازاین سلاح ها وحمایت ها نیست و رهبران این باند برای جلوگیری ازطرح سئوال مربوطه، موضوع بحث را عوض کرده و بجای آن، مدام  مقامات عراقی را متهم می کردند که در انتقال اعضای سازمان به خارج ، کارشکنی میکند تا بدینوسیله افرا د را دلخوش سازد که به اروپا خواهند رفت ومیتوانند جدا شوند ویا زندگی بهتری را درآنجا ودردرون تشکیلات اروپایی شده تجربه خواهند کرد!!

انتقال به آلبانی ، مانند انتقال به لیبرتی هم حالت ترانزیتی داشت وقرار بود که این اعضای تیره بخت مدتی دراردوگاه تیرانا بمانند وپس از معالجه ی روحی ، آموزش زبان و کسب تخصص های لازم لازمه ی  زندگی در اروپا و … ، پناهندگی سیاسی کسب کنند.

اما سران فرقه ازهمان ابتدای انتقال زیر قول خود زده و به گروگان های خود چنین تلقین کردند که اردوگاه آلبانی محل زندگی دائمی آنها خواهد بود!!

برای تثبیت این سیاست ( اقامت دائمی در یک اردوگاه ) – که به معنی کنترل دائم اعضاء وجلوگیری ازآزادی نسبی آنهاست – مریم رجوی راسا چندین سفر محرمانه به آلبانی انجام داد ودرسرانجام کار که وضع را آشفته دید ، سفر خود به آلبانی را علنی  وپر جار وجنجال تر کرد وغافل ازتغییر دوران، تصور نمود که باشبیه سازی مراسمی که مسعود درعراق برگزار میکرد و شور وشوق موقتی برای ماندن ایجاد میکرد ، میتوان تشکیلات را سرپا نگه داشت وجلوی استعفاهای وسیع را گرفت !!

نظر من باتوجه به سوابق ذهنی زیادی که ازفرقه ی رجوی و روانشناسی آن دارم ، این تلاش ها ببار نخواهد نشست وازهمین روست که با قبول پرداخت حقوق جدا شده ها بشرط انجام ندادن کاری برعلیه فرقه ی رجوی موافقت شده تا بطور موقت از افشا گری آنها جلوگیری شود!

این اولین باجی است که سازمان به ناراضیان خود میدهد و مسلما که موضوع به همین سادگی فیصله نخواهد یافت وزندگی نشان خواهد داد که این مسکن تجویز شده توسط مریم رجوی، دوامی طولانی نخواهد داشت!

س- پس شما امسال را که چند روزی است آغاز شده، سال خوبی را برای رهبران فرقه پیش بینی نمی کنید؟

ج-  البته باید باین اصل مهم توجه داشت که حقیقت ازکنار هم قرار دادن واقعیت ها روشن می شود ومن اخبار زیادی در این مورد دراختیار ندارم که با تحلیل آنها، نظر قاطعی دراین مورد ارائه دهم .

اما شواهد موجود به اندازه ایست که درکنار تجربیات شخصی خودم از سازمان ، بمن اجازه دهد که بگویم که سال خوبی برای مریم رجوی وشرکا نخواهد بود وگسست فعلی درون تشکیلاتی ، ابعاد وسیع تری خواهد یافت.

س- درمورد سیاست های خارجی- دوستان ودشمنان باند رجوی- مختصر توضیحاتی ارائه دهید.

ج- دراین مورد کافی است که به برنامه های سیمای باصطلاح  آزادی توجه کنید و جشن وشادی ای که از سقوط قذافی وبهم ریختن اوضاع سوریه براه انداختند !

حالا این فرستنده به سخنگوی شبانه روزی گروه های تروریستی سوریه تبدیل شده و عملا خود را درکنار رسانه های آمریکا، اسرائیل، عربستان  و… قرار داده است. کشورها وجریاناتی که

مخالف سرسخت هرگونه عدالت اجتماعی ولزوما ” جامعه ی بی طبقه ی توحیدی ” میباشند!!

بنابراین با مشاهده ی این دوستان واربابان خارجی و وضع آنها، میتوان فهمید که فرقه ی رجوی ، سازمان مجاهدین سابق را درچه منجلابی فرو برده است!

مصاحبه با سیروس غضنفری عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت دوم و پایانی

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
لینک به منبع

س- اگر حرف های دیگری هست که لازم میدانید مطرح شود، مطرح فرمایید.

ج- هنوز آثار خروج این فرقه ازعراق ، به تمامی عیان نشده و کمی بیشتر باید منتظر بود تا شاهد نتایج ملموس تری شد .

ادامه ی حیات سیاسی درآلبانی احتیاج به برنامه های روشن وواقع بینانه ای دارد که من به تجربه این راست اندیشی را در رهبران فرقه نمی بینم. آنها همواره ناکامی های خود را به حساب دیگران گذاشته و خود را تبرئه میکردند وما میدانیم که اتخاذ این رویه اگر بطور مقطعی هم موفقیتی داشته باشد، درتحلیل نهائی ، موریانه وار تشکیلات را ازدرون خورده و ازبین می برد!

رجوی شکست قیام ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ رابه گردن فدائیان و … انداخت .

شکست هایش درفرانسه را معلول هیئت اجرائیه ی ضعیف دانست .

رسوائی سنگین عملیات فروغ جاویدان را به حساب حمل عواطف خانوادگی و جنسی ازطرف رزمندگان خود گذاشت و ابدا قبول نکرد که درارزیابی اوضاع، چقدر ازمرحله پرت بوده است!
هم اکنون نیز خانواده ها متهم می شوند که از رژیم خط میگیرند وبه ملاقات خویشان خود می روند تا به آنها بگویند سررشته ی زندگی خود را بدست بگیرند!

ازنظررجوی ، انسان مستقل و بدست گیرنده ی سرنوشت خود توسط خود، انسانی خائن بوده و نمیتواند دردستگاه سلطه وتابعیت وی حضور داشته باشد وازاین روست که این زن وشوهر هرجرقه ی کوتاه ازطرف خانواده ها به اسرای خود را خیانت ودرحکم آغاز مرگ خود محسوب کرده وآنها را بدترین دشمن خود میداند وجدا شدگان حامی این خانواده ها را هم از این قاعده مستثنی نمیکند!

سیاست های باند رجوی ، باری به هر جهت است!

این باند دورافتاده ازمردم ایران ، تنها منتظر حوادث غیر مترقبه ایست که به کمک اش بشتابد وگرنه برنامه ای مدون – اعم از کوتاه وبلند مدت – ندارد.

چشم وگوش اش درحال پاییدن سخنان این یا ان سخنگوی قدرت های استعماری است وبنابراین مانند گذشته خریدن زمان تا وقوع این حوادث غیر مترقبه است !

بلی این تشکیلات که عمر طولانی ای هم ازمن برباد داده ، چشم امید  به قسی القلب ترین دشمنان بشریت دوخته و میخواهد که همواره درمد نظر آنها باشد!!

بنظرمی رسد که رجوی درزمان سقوط صدام ، میتوانست گزینه ی بهتری داشته باشد وآن انتقال اعضایش به اروپا بود که لااقل درسی میخواندند و مانند اعضای سایر احزاب ، بطور نیمه وقت دراختیار تشکیلات قرار گرفته و این انسان های تحصیلکرده ، کمک بیشتری میتوانستند به سازمان بکنند.

اما رجوی که می دانست که با توسل به کدام شیوه های محیلانه ، گوش به فرمانانی صم وبکم را بخدمت شخصی خود درآورده ، اعتمادی باین افراد نیمه رها شده نداشت وازطرف دیگر ، حمله ی خارجی به کشور را در دسترس میدید ونمی خواست مرزهای کشور را ترک کند تا چلبی وار به قدرت برسد!

اودرطول زندگی اش هرگز اصل مهم ” تحلیل مشخص از شرایط مشخص” را درک نکرد وپنداشت که ایران همان عراق است ، گذشت سال ها شرایط را تغییر نمیدهند و او همان چلبی است!!!

 با عطف نظربه اطلاعات پراکنده ی موجود ، بنظرمی رسد که این دوستان وهمکاران من درتشکیلات رجوی ،  براین امر واقف شده اند که لازم نیست که مانند عراق مطیع محض باشند ومسلما قدر آزادی جزئی بدست آمده درآلبانی را بتدریج درک خواهند کرد.

دیگر اینکه افراد سازمان پیر شده اند وباتوجه به ممنوعیت داشتن همسر وفرزند ، سازمان درسال های آتی دچار بحران کمبود نیرو خواهد شد و …

خلاصه اینکه ، سازمانی که از یک تماس تلفنی عضوش با خانواده ی مرتبط اینهمه بترسد ، نمیتواند خود را یک سازمان سیاسی – که عمده فعالیت اش زیستن درمیان مردم است – معرفی کند!

درست تر آنست که فرقه ی رجوی فقط وفقط منتظر معجزاتی است که  گویا سلطه گران بوجود خواهند آورد واو هم به نان ونوائی خواهد رسید!

اشکال این نظریه درآنست که نمیتوان یقین کرد که این معجزات فرضی باین زودی روی دهد!

س- چه پیامی برای کسانی که میخواهند از تشکیلات رجوی رها شوند، دارید؟

ج- مشکل اساسی دراین است که این افراد کاملا ایزوله شده، تحلیل نسبی هم ازفردای پس ازجدا شدن ندارند وبنابراین ترس مبهمی وجود آنها را فرا گرفته است .

ترس ، نتیجه ی جمود وحرکت نکردن است و اگر آنها حرکت کنند، ترس شان تدریجا ازبین می رود.

البته شرایط آلبانی بمراتب مناسبتر ازعراق برای این افراد هست.

با این وجود این انسان های منفرد شده وبی اطلاع ازاوضاع ، احتیاج به کمک هایی مخصوصا ازطرف خانواده ها دارند که با فعال شدن مجدد ” بنیاد خانواده ی سحر ” ، میتوان امیدوار بود که این کمک های عاطفی به همراه آوردن فشار به دولت آلبانی وسازمان های جهانی ذیربط جهت اعمال فشارهای قانونی به مریم ودست نشاندگانش ، به ثمر برسد.

کار این هم بندان ودوستان سابق من چندان آسان نیست ولی سرانجام آنها دراکثریت خود موفق خواهند شد که سررشته ی زندگی خود را راسا دردست بگیرند.

من برای فرا رسیدن این مرحله روز شماری کرده وآرزوی توفیق برای این دوستان هنوز دربندم دارم.

س- باسپاس بخاطر وقتی که دراختیار ما گذاشتید.

ج- من نیز بنوبه ی خود این زحمات شما را پرفایده دانسته و ازاین بابت کمال تشکر را از شما دارم.

مصاحبه کننده :فرید

*** 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsThe Iranian MEK in Albania: Implications and Possible Future Sectarian Divisions (aka Mojahedin Khalq, Rajavi cult) 

مجاهدین خلق زباله شیمیایی و مواد مخدر در آلبانیAlbania: Toxic Waste, Cannabis and the Iranian Mojahedin Khalq (Rajavi cult) are part of the same equation under the devilish Justice Reform

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28074

منوچهر هزار خوانی، چه سئوالاتی از ساکنان کمپ تیرانا کرد؟!

سیروس غضنفریسیروس غضنفری، تبریز، دوازدهم ژانویه ۲۰۱۷:… ضمن اینکه می پذیرم که سربه نیست کردن اعضای ناراضی درآلبانی بسادگی سربه نیست کردن آنها در عراق نیست ، از دکتر هزار خوانی سئوال میکنم که آیا تحقیق کرد تابداند کلاس های تنویر افکار!! ومغزشوئی الی الابد رجوی ها تعطیل شده که درگزارش سفرش نیآمده است ؟! آیا او ازاقدامات دولت آلبانی که عهد کرده بود که این اسرا را … 

بسیروس غضنفری: ا فشار خانواده ها، اسرای فسیل شده منتقل شدند و شیری در کار نبود!

ایرج شکری کریم قصیم منوچهر هزارخانیچرا با دکتر هزارخانی گفتگو نکردم. بحث تلخ دیگر، در مورد بیاینه تفصیلی شورا

(با تشکر از آقای غضنفری دریافت شد – ایران اینترلینک)
https://iran-interlink.org 

منوچهر هزار خوانی، چه سئوالاتی از ساکنان کمپ تیرانا کرد؟!

۲۳/۱۰/۱۳۹۵

دکتر منوچهر هزار خوانی که در دوران رژیم شاه بعلت دوستی با نام آوران کانون نویسندگان ایران، اسم ورسمی بهم زده بود ، بعد ازانقلاب ودرجریان نبرد ” که برکه “، پیچیدگی های زمان را درک نکرد وسرانجام سرازچاهی درآورد که مسعود رجوی خودشیفته بر سر این روشنفکران سطحی کنده بود!

او دراوایل کار وزمانی که ما هنوز در کمپ اشرف بودیم، احترامی داشت و  باند رجوی تلاش می کرد که موقع ورود او به اشرف ، وضع را طوری ترتیب دهد که این مدعی آزادیخواهی ، از کلاس های شستشوی مغزی آگاهی نداشته باشد وروابط درون تشکیلاتی فرقه ی رجوی را دموکراتیک ببیند و داستان های حماسی اززندگی ما اسرای رجوی بسازد!

به تک تک ما سفارش عدم تماس و طرح مسائل با او میدادند واورا بعنوان یک فردی غیر مجاهد بما معرفی کرده ومیگفتند که سری را باو درمیان ننهاده وحتی ازوضع معیشتی مان درکمپ اشرف ، صحبتی نکنیم!

بطور کلی در زمان بازدید او ازاشرف، اوضاع را طوری ترتیب می دادند که او با ماهیت واقعی کمپ اشرف آشنا نشود!

قبل از ورود هزارخوانی به اشرف ، به همه ی ما توصیه می شد که برخورد رسمی و تشریفاتی با او داشته وتنها حرف هایی بزنیم که سازمان از ما میخواست وازبرخورد صمیمانه وخودمانی با او پرهیز کنیم!

درغیاب او، مسعود ومریم همواره بما القا میکردند که دکتر هزارخوانی را دوست صمیمی به حساب نیآوریم و همواره این مطلب را مدنظر داشته باشیم که نمیتوان اعتماد کاملی باو نمود !

اما  ظاهرا حالا ورق برگشته وهزارخوانی به آلبانی هم برده شده تا ضمن تهیه ی سفرنامه ای ازاین مسافرت ، به خواننده القا کند که اگر درمورد فرستادن کمک مالی به اشرف مشکلی داشتید و واهمه وشک وتردیدی ، درمورد کمپ تیرانا این سوء ظن ها را کنار گذاشته و کمک های مالی تان را به این جهان آزاد ؟! سرازیر کنید وبدانید  که صرف توسعه ی دموکراسی و نزدکی ایام سرنگونی رژیم گردد!

آقای هزارخوانی که معتقد است که آلبانی جهان آزادی است ، آیا تحقیق وبررسی کرده است که ساکنان کمپ تیرانا که گروگان های رجوی باشند، چه میزان ازمزایای این جهان آزاد برخوردارند؟

من ضمن اینکه می پذیرم که سربه نیست کردن اعضای ناراضی درآلبانی بسادگی سربه نیست کردن آنها در عراق نیست ، از دکتر هزار خوانی سئوال میکنم که آیا تحقیق کرد تابداند کلاس های تنویر افکار!! ومغزشوئی الی الابد رجوی ها تعطیل شده که درگزارش سفرش نیآمده است ؟!

آیا او ازاقدامات دولت آلبانی که عهد کرده بود که این اسرا را بعد از روان درمانی و آموزش زبان وایجاد مهارت به جامعه ی آلبانی ویا سایر کشورهای جهان منتقل کرده تا راسا امکان زندگی آزادانه و تعیین مقدرات خود بدست خودشان را بدست آورند؟!

اگر پرسیده، چرا این موضوع باین مهمی را درسفرنامه ی خود که رسانه های رجوی منتشرش کرده ، نیآورده است؟!

اگر هم نپرسیده ، عذر بدتر ازگناه کرده و درادعای خود دایر به حمایت ازاسرای رجوی دروغگویی نشان داده وتزویر کرده است!

بنظر می رسد که بردن صوری او به کمپ آلبانی وگرفتن شهادت دروغ اززبان او ، صرفا برای موجه نشان دادن کارزاری است که باند رجوی براه انداخته وهدف ازاین کارزار نشان دادن این مسئله است که مخارج عظیم سازمان رجوی ازمحل کمک های مردمی تامین میشود ودست مرئی حکومت استبدادی ووابسته ی عربستان ودستان نامرئی دیگران نیستند که این هزینه ها را متقبل میشود!

درهر صورت ، آقای هزار خوانی دلال یک معامله ی شرم آوری است ومن بسیار متاسفم به حال او که میتوانست سرنوشت شرافتمندانه ای داشته باشد که نخواست واراده ی لازم را نداشت که چنین شود وبا سنی که دارد ، بزودی به گمنامان خواهد پیوست وچه بسا که تاریخ عنوانی مانند ” عمله ی شیطان ” باو بدهد!

سیروس غضنفری

عضو نجات یافته ی دستگاه رجوی

تبریز- ایران

داعش رجوی تروریست 2حیات خفیف و خائنانه (هشدار به آقای منوچهر هزارخانی)

نقدی بر مصاحبه منوچهر هزارخانی (در دفاع از رهبری مجاهدین)

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton

https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27923

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد! 

 fatemeh_alizadeh_mojahedin_khalq_rajavi_cultانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۶:… میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد! اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است! باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها … 

فاطمه علیزاده مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانی مطلبی جعلی از قول فاطمه علیزاده در سایتهای جعلی تر، فرار به جلوی رجوی و همپالگی هایش در مقابل خانواده های گروگانها در آلبانی
(فرار سه تن از اعضای رهبری مجاهدین خلق در آلبانی)

لینک به منبع

فرار فاطمه علیزاده ، ماهیت نامه های کذائی اسرا را لو داد!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵
 
میشود به مردم دروغ گفت ومدتی آنها را سرگرم نگهداشت وحتی منحرفشان کرد!

اما این رویه ی نامرضیه، به هیچکس وفا نکرده و زمانی اتفاق افتاده که این دروغ وشانتاژها ، پیش از آنکه آثار مورد نظر خود را بروز دهد، افشا شده و پدر منتشر کننده ی این نوع اخبار را در آورده است!
باند رجوی ، این بار نتوانست ازاین نوع نامه ها بهره برداری کند وبجای آن، این نیرنگ بازی ها ، مانند آواری برسر خودش خراب شد!

جریان ازاین قرار است که درهمین چند روز گذشته، نوشته ای با امضای خانم فاطمه علیزاده ( عضو شورای مرکزی گروه رجویه) ودرتوهین تمام قد به خانواده های اسرای رجوی در سایت های مربوط به این گروه دغلکار منتشر شد و گروهی از خانواده های اسرای رجوی درآلبانی، به موضع گیری پرداخته و دربیانیه ی منتشره ی سه روز پیش خود، ضمن محکوم کردن این نوع برخورد به خانواده ها ، نوشتند که ” فحاشی های باند رجوی عزم ما را جزم تر میکند” !

دراین بیانیه خانواده های آذربایجانی ، بصورت معنی داری قید شده بود که خانواده ها با این نوع ادبیات خاص باند رجوی آشنائی کامل دارند و حدس میزنند که بدون اطلاع اشخاصی که امضاهایشان پای نوشته های مبتذل گذاشته میشود ، شخص ویا اشخاصی از دست بقلم های رجوی مبادرت به تنظیم ونشر این نوع نامه ها برای ناامید کردن خانواده ها مینمایند!

من برای جلوگیری ازاطاله ی کلام، نظر خواننده ی محترم را به خواندن بیانیه ی خانواده های آذربایجانی ازلینک زیر توصیه میکنم:

http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=24268

واما بعد!

اخباری ازجدایی سه تن ازاعضای شورای مرکزی باند رجوی درآلبانی منتشر شده و خوشبختانه نام خانم فاطمه علیزاده هم دربین این سه نفر میباشد!

معنی این خبر آنست که طبق پیش بینی گروهی ازخانواده های آذربایجانی ، این نامه هم درهیئت های تحریریه ی رسانه های رجویه تهیه ومنتشر گردیده است!

حال بر خواننده ی محترم ومخصوصا افراد خانواده هاست که با ملاحظه ی این نوع نامه ها در رسانه های رجوی ، هوشیارتر عمل کرده ودرمورد اصالت آنها شک و تردید کنند!

هدف انتشار این نامه های کذائی ، ایجاد جنگ روانی با خانواده ها ومایوس وناامید کردن آنها از انجام تلاش های مستمر بمنظور آزاد کردن عزیزان خود از بند رجوی میباشد وممکن است استفاده های داخلی هم داشته باشد!

سعید

*** 

احسان بیدی سیاوش رستارنجات یافتگان در آلبانی اقدامات تروریستی مجاهدین در تیرانا را محکوم می کنند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقMEK’s Fake Intelligence On Aleppo Only Hinders Fact-finding Bodies Finding The Truth

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionHouse debate contaminated by Maryam Rajavi lobbyist Lord Alton (Open letter to Baroness Afshar)

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیAlbanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

Anne Khodabandeh (Singleton) Albania Qytetarët shqiptarë të frikësuar nga grupi Muxhahedin Halk i radikalizuar meritojnë më shumë informacionMassoud Khodabandeh, Huffington Post: Can Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe? 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27903

ین لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید (+ فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم ما ایجاد نمیکند)ا 

 مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۶:…  مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟! ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟! ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که … 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

مزدور رجوی تعداد دیگری را به کشتن دادهیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

این لقب شایسته ی شماست وبه دیگران پیکش نکنید!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
البته درزبان ترکی آذربایجانی ما ، واژه ی ” فرقه ” بجای ” حزب” مورد استعمال است و این واژه حساسیت منفی ای دربین آنها ایجاد نمیکند.

درزبان فارسی اما، ” فرقه ” را مترادف ” سکت = جدا ازمردم – جدا ازمردم) آورده اند و در تاریخ معاصر به سازمان مجاهدین خلق سابق که به دلایل مختلف بدست مسعود رجوی جاه طلب به گروهی انحصار طلب ماکیاولیست وضدملی تبدیل شد ودرتابعیت از معنی ای که از ” سکت وسکتاریزم” شده بود ، نام فرقه ی رجوی برآن نهاده شد که از قضا این نام گذاری موثر افتاد و سخت حساسیت این باند مافیایی را برانگیخت و طوری شد که این جریان که جز گوش دادن به  سخنان قصار و مالیخولیایی معبود خود- مسعودرجوی- کاری ندارد، برآن شد که این صفت را به دیگران نسبت داده و از بار تبلیغاتی آن برعلیه خود بکاهد وهمان جریان ” آی دزد، آی دزد ” را دراذهان تداعی کند!

نوشته ی هادی مظفری ” فرقه گرایی و فاشیسم دو روی یک سکه ” تلاش ناموفقی دراین مورد است که طی آن میخوانیم :

” به عراق نظری بیندازید که از نکبتِ فرقه های برآمده از ظلم و جور و ستمِ فرقه گرایی حاکمان بر سرزمین ما روزی نیست که یکی به جرم سنی بودن و آن دیگری به گناه شیعی و ایزدی و …. به خاک و خون در نغلتند و به سوریه که حلبِ خونچکشانش از دستِ این فرقۀ جَلَب به چه مصیبت عظمایی دچار گشته و عجبا فرقه ای که دم از اسلام و مسلمانی می زند، وقتی که با تمامی هارت و پورتها و عربده کشی هایش می بیند که زورش نمی رسد، روسِ نامسلمان را نیز بر سر سفرۀ خونینی که گسترده، مهمان می کند، خاک و خزر در اختیارش قرار می دهد تا دمار از روزگارِ زن و مرد و پیر و جوان و کودک و شیرخواره درآرَد و ککش هم سر سوزنی نمی گزد “!

البته روشن است که این بچه مرشد رجوی، همگان را با عقل فرقوی خود مینگرد وفراموش میکند که همه ی مردم جهان میدانند که دردوران قبل از اشغال عراق بدست نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا ، خبری ازاین فرقه گرایی درعراق نبود و بنابراین چرا باید ایران جورحکومت آمریکا را که علت العلل  به رو آمدن تمامی این فرقه گرایی ها ست، بکشد؟!

اما صحبت دراینجاست که اگر قرار باشد جمهوری اسلامی فرقه باشد وباند رجوی هم، دررابطه با اینهمه انتخاباتی که جمهوری اسلامی برگزار میکند وباند رجوی گریزان ازآن چه میتوان گفت؟!
ممکن است که رجویه هزاران ایراد بر نحوه ی اجرای این انتخابات بگیرد که ماهم با پاره ای ازاین ایرادات موافق باشیم ودرکنار موافقت با تعدادی ازاین معایب گرفته شده ، ازباند رجوی سئوال بخواهیم که شما هم ازاین نوع انتخابات برگزار کنید تا ازاتهام سکتاریزم برکنار باشید وچرا برگزار نمیکنید؟!

درادامه:

“…چگونه دلهای نازک نارنجی شان اینقدر به حال حضرت «زینب» به درد آمده که لشکری از مسلمان و نامسلمان به تحریک و تطمیع بسیج کرده اند تا آن کنند با مردمی بی پناه و بیگناه که شمر و یزید و معاویه و ابوسفیان نیز نکردند “.

صرفنظر از شکل حضور نظامی ایران درسوریه که به دعوت رسمی دولت قانونی آن وبرای کمک به بیرون راندن تروریست های بغایت بی رحم انجام گرفته وبدون لحاظ شعارهای متداول درجنگ ها و… ، آنچه مسلم است، تمام طرف های درگیر درقضیه بنفع منافع ملی یا گروهی خود درسوریه حضور دارند و سوریه از ایران دعوت نکرده که صرفا از حرم دفاع نماید که اتفاقا در پایتخت این کشور هم قرار دارد!
اینکه نیروهای ایران چه نفعی درکشتن مردم بی دفاع میتوانند داشته باشند، هیچ دلیلی ارائه نشده و چیزی به ذهن متبادر نمی شود!

البته میدان جنگ قوانین خاص خود را دارد که مثلا درمواردی تر و خشک باهم میسوزند و بنابراین ممکن است که تیری رها شده ازطرف نیروهای ایران، به تروریست هایی که مردم را سپر انسانی خود تبدیل کرده اند،  به مردم بخورد وآنها را بکشد!

دراین میان باید دنبال پدید آورندگان جنگ که همان عموسام و کشورها و گروه های مرتجع وابسته اش باشد ، بود وگناه این نوع قتل ها را به گردن آنان انداخت.

چرا که بدون حضور نیرومند نظام سلطه گر جهانی درسوریه ، احتیاجی به حضور نیروهای ایران نیست که  درمواردی شلیک هایشان مردم بیگناهی را هم به کشتن بدهد!

وجه دیگر نیت باند رجوی ازنوشتن این گونه نوشته ها، زخم عمیقی است که با آزاد شدن حلب که تجزیه ی سوریه را دور ازدسترس قرار داده ، بر پیکر نیمه جان این جریان سکتاریستی وضد ملی وارد شده است.

فرید

فحاشی های باند رجوی، خللی در عزم بزرگ ما ایجاد نمیکند!

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی سه شنبه ۷ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع
 
از متن نوشته ی  منسوب به خانم فاطمه علیزاده که در مطبوعات رجویه منعکس شده ، چنین برمیآید که او یک اسیر این باند ضد ملی بوده و برادرش نامه ای خطاب باو منتشر کرده وانجمن نجات هم به حکم وظیفه ی ذاتی اش، اقدام به نشر نامه ی این برادر کرده است.

عنوان نوشته ی مورد بحث ” باز هم گدایی وزارت بدنام ” که در قسمتی درآن آمده است :

” مجددا مطلبی تحت عنوان نابرادری من در سایت انجمن نجاست رژیم خواندم… چرا به یک وطن فروش بی عرضه اینهمه آویزان شده اید و چرا یک مرتبه رگ دلسوزی و مرحمت ولطف شما برای من، قولنج کرده و از اینکه بقول شما در آلبانی سرگردان شده ام، دل نازکتان اینطوری سوخته و جزغاله شده است “؟!

واژه ی نابرادری ، واژه ی مانوسی برای ما خانواده های گرفتاراست ودرمورد صد نفر ازماها بکار رفته وبنظر می رسد که این نوع نامه هاتوسط یک فرد و به نیابت ازهمه نوشته میشود وچه بسا که کسی که امضایش پای این نامه ها گذاشته می شود، اطلاعی از نامه ی اعضای خانواده ی شان نداشته و جوابی هم ازطرف آنها درکار نبوده است!

دراین میان مهم نحوه ی برخورد رجوی ها با خانواده ها ومیزان کینه ای که ازآنها دارند، قابل تامل تربوده ومشاهده میشود که رهبران این باند و نویسنده یا نویسندگان این نوع جوابیه ؟؟!! ها از لمپنی ترین ادبیات ممکن درحق خانواده ها استفاده میکنند !!

درادامه :

” هان چرا ؟ و راستی چرا برای جوانان ایران که دسته دسته آنها را دار میزنید هیچ دلی نمیسوزانید؟ چرا برای کودکان بیگناه ایران که گل وجودشان به یمن حکومت کثیف شما نشکفته در خیابانها و کوچه ها پرپر میشود و حتی بدنیا نیامده حراج میشوند، دلی نمیسوزانید …” ؟

اگر منظور برادر فاطمه خانم است، شاید ایشان عاطفه ای نسبت به قاتلین وقاچاقچیان اعدام شده ندارد و دلی برای آنها نمی سوزاند!

اصلا ممکن است این برادر مورد لعن ونفرین قرار گرفته ، اهل مسائل اجتماعی نباشد واین بدان معنی نیست که او حق نامه نوشتن به خواهرش را نداشته باشد!

ما انسان های زیادی سراغ داریم که توجهی به مشکلات دیگران نداشته و بجای آن عواطف شدید خانوادگی دارند که قابل توهین وناسزا هم نیستند!

یا اصلا این برادر تحلیل متفاوت تری نسبت به تحلیل های باند رجوی دارد و مسائل را آنطور نمیبیند که رجوی ها میبینند وآیا دراین صورت اوباید در شنیع ترین شکل لجن آلوده شود؟!

دوباره میخوانیم :

” … اما من فاطمه علیزاده همانطور که گفتم در ۲۸ سال پیش برای فدیه کردن جان، زندگی، مال، مقام و همه چیز پا در راه آزادی و آرمان پاک و توحیدی رجوی گذاشتم. نه برای جاه و مقام و خلبانی! افتخار من از ابتدا تا به آخر، مجاهد بودن و مجاهد مردن است، همان که شما را تمام قامت میترساند و میلرزاند و همین بالاترین افتخار من است… و بودن در رکاب رهبری پاکم مسعود و مریم… “.

کدام اقدام باند رجوی درراستای آزادی است که این خانم باید درراه آن از جانش بگذرد؟

درکجای جهان وبرابر کدام جهان بینی انسان محور ، کارهای مسعود ومریم را که برهم زدن اساس خانواده ها، تشکیل حرمسرا برای یک نفر، محروم کردن اعضا ازابتدائی ترین حقوق انسانی، خیانت به منافع ملی با شرکت درجنگ عراق علیه ایران ، جاسوسی برای امپریالیزم وصهیونیزم جهانی ، قسمتی از آنست، پاک وتوحیدی به حساب میآید؟!

مریم ومسعود چه کاری بیشتر ازاین میتوانستند بکنند که به ناپاک وخائن تبدیل شوند؟!

ویا  معنی لغات واژه ها بطور ۱۸۰ درجه ای عوض شده وما ازآن اطلاع نداریم ؟!

ما بارها اعلام کرده و دوباره میکنیم که ما فردی با مشخصات مجاهد بودن درتشکیلات رجوی را برسمیت نمی شناسیم ومیدانیم که این عزیزان ما که اختیار خواب وخوراک شان هم در دست مریم ومامورین خاص اوست ، خود آزاد نیستند وانسان غیر آزاد وکسی که سررشته ی زندگی اش ابدا در دست خودش نیست، نمیتواند برای خلق و آزادی آن مجاهدت نماید!!

گروهی از اعضای خانواده های اسرای رجوی درآلبانی

*** 

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

***

همچنین:

نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین سازمان مجاهدین خلق ایران به خانم هال لوت

فریاد آزادی، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۴: … خانم هال لوت , شکستن حصارهای فرقه ای و تشکیلاتی پایه و اساس و مقدمه رهایی و نجات و خروج اعضای گرفتار در عراق است , سازمان با این حصارها اجازه فکر کردن و تصمیم گرفتن را از آنان سلب کرده است ….سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت

انتقال مجاهدین به رومانی و انفعال حامیان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

حامیان امریکایی ترویسم مجاهدین خلق فرقه رجویبهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، نوزدهم ژانویه ۲۰۱۴: … واقعیت این است که اگر این حامیان به واقع درد حقوق بشر و نگران جان اعضای سازمان هستند حداقل تا اینجا می توانستند با تلاش های فردی و گروهی شمار زیادی از آنها را از عراق خارج و به کشورهای خود

پنجاه و سه امضا به آنتونیو گوترز: رهبران مجاهدین خانواده ها را از اسامی مجروحین کمپ لیبرتی مطلع کنند

پنجاه و سه امضا، وبلاگ کرمی، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۴: … همچنین ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه

کشتن مسعود دلیلی آن روی سکه «رأفت رهبری»

نامه وارده، م. کرمی، وبلاگ باند رجوی، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۴:…  ما یعنی کسانی که در تشکیلات با هم رابطه «محفلی» داشتیم از این موضوع خبردار شده بودیم و حتی فرار او را در شهریور ۹۰ هم می دانستیم و با هم در این باره صحبت می کردیم. افرادی مثل علی ک و محمود ش و غیره. اما آنچه که بعد در مورد

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت های ۳۶ و ۳۷

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، هفدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  نشست مهمی تحت عنوان ” شرم ” هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد . این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال ۸۳ برگزار شد . موضوع نشست این بود ، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن

فرزاد ظروفچی، باشگاه علوم اجتماعی، به نقل از ویکیپدیا: شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… درمان قربانیان زورگویی از تنوع چشمگیری برخوردار است، و به پیشینه خاص آنها، شرایطی که درگیر آن بوده‌اند، و فضای درخواست کمک بستگی دارد. با اینکه هیچ مطالعه سازمان یافته‌ای در این زمینه انجام نشده است، و

رجوی از”هلهله در شهادت سردار همدانی” تا “حمایت از سلمان رشدی”

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسممجاهدین دات کام، تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  انتشار خبر شهادت این امیر سرافراز با ابراز شادمانی برخی رسانه های منطقه ای وابسته به جریان تکفیری مثل العربیه نیز همراه بود. گروهک تروریستی منافقین نیز از لحظه انتشار خبر شهادت سردار همدانی در سوریه هلهله کنان اخبا