چه کسی حسرت آویختن به آمریکا را دارد؟؟؟

چه کسی حسرت آویختن به آمریکا را دارد؟؟؟

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صدامرها آزادی زاده، انجمن نجات، مرکز فارس، هفتم ژانویه 2015:… در سال 82 زمانی که صدام در حال سقوط بود، رجوی پیامی داد که با آمریکایی ها بدلیل تعادل و توازن سیاسی و نظامی خصومتی نداریم و هیچ کاری که خصمانه باشد نباید از کسی سر بزند زیرا که در تعادل قوای نظامی، ما هم قد او نیستیم و آنها می توانند همیاران خوبی برای اشرف و مجاهدین در این موقعیت حساس باشند؛ و ما می خواهیم بلحاظ …

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صدامخوش خدمتی های مزدوران فرقۀ رجوی به پنتاگون و سیا در عراق

لینک به منبع

چه کسی حسرت آویختن به آمریکا را دارد؟؟؟

مطلبی در سایت فرقه رجوی خواندم در رابطه با اینکه ایران می خواهد خودش را به آمریکا بچسباند اما موفق نمی شود؛

دیدم جا دارد که نکاتی را خاطر نشان کنم:

ابتدا اینکه در هیچ نشستی رجوی تاکنون نگفته که دولت ایران وابسته به آمریکاست و همیشه اعتقادش براین بوده که ایران مستقل است و وابستگی به امریکا ندارد؛ و رژیمی هم نیست که روزی استراتژی اش به سمت آمریکا بچرخد؛ والان هم همینگونه است.

در سال 82 زمانی که صدام در حال سقوط بود، رجوی پیامی داد که با آمریکایی ها بدلیل تعادل و توازن سیاسی و نظامی خصومتی نداریم و هیچ کاری که خصمانه باشد نباید از کسی سر بزند زیرا که در تعادل قوای نظامی، ما هم قد او نیستیم و آنها می توانند همیاران خوبی برای اشرف و مجاهدین در این موقعیت حساس باشند؛ و ما می خواهیم بلحاظ سیاسی و نظامی آمریکا را به جبهه خودمان کشیده و از رژیم ایران دورش کنیم. و این در حالی بود که قرارگاه اشرف و نیروهای متراکم در بلندی های حمرین در شمال شرقی قرارگاه اشرف هر روز بارها و بارها از طرف نیروهای آمریکایی مورد حملات هوایی قرار می گرفتند که در این حملات سرجمع کشته شد گان تا سقوط صدام بیش از 60 نفر بود.

بعد از سقوط صدام، تمامی شعارهای ضد امپریالیستی مجاهدین (که سروده هایش در قرارگاه های رجوی گوش را کر می کرد) و تمامی نوشته ها و کتاب هایی که بوی مبارزه با امپریالیسم آمریکا در آن به مشام می رسید جمع آوری و به آتش کشیده شد که خود من هم در سوزاندنشان حضور داشتم. در واقع آنچه که با آن بزرگمان کرده بودند عوض شده و مطمئن هم بودیم که این مسئله موقت نیست. شرایط بکلی عوض شده بود و دیگر سروده های طلایه داران، سرکوچه کمینه و نبرد با آمریکا در پایگاه ها گوش را اذیت نمی کرد .

بحث رجوی این نبود که “از پیوستن آمریکا به جبهه ایران جلوگیری کند”، بلکه می خواست “خودش را با آمریکا علیه ایران هم جبهه کند”؛ زیرا در طی 34 سال هرگز نتوانسته بود بدون حمایت و پشتیبانی یک دولت خارجی روی پای خودش بایستد و تاریخچه این فرقه مبین صحت این واقعیت بوده و هست.

البته که دوری رجوی از آمریکا و یا درگیری نظامی با نیروهای آمریکایی نتیجه اش این می شد که در همان روزهای ابتدای سقوط صدام، و با حاکمیت نظامی پل برمر( نماینده آمریکا در عراق) و شورای حکومتی عراق، تشکیلات رجوی در لحظه از بین می رفت و متلاشی می شد. در همان روزها برای همه خروج از عراق جا افتاده بود و حتی سیستم های لجستیکی و ترابری در مناسبات شروع به فروش کامیونها و همه وسایل منصوب وغیر منصوب کرده بودند و بسیاری از مسئولین چمدانها را هم بسته بودند؛ زیرا که شورای حکومتی رای اخراج مجاهدین از عراق را صادر کرده بود. تمامی فرماندهان و مسئولین از این موضوعات خبر داشتند و فقط لایه پایین تر را به بیگاری کشانده و سرگرم می کردند وهیچ توضیحی هم نمی دادند!

در آن زمان رجوی دید که هیچ راهی برای چسباندن خودش به آمریکا ندارد و البته که آنها هم قابل بحث بر سر این موضوع نبودند. رجوی با آویزان شدن به آمریکا با یک تیر 3 نشان بزند:

اول اینکه با استفاده از نفوذ آمریکا در دولت عراق، در عراق و در اردوگاه اشرف بماند و اشرف را از دولت عراق بلحاظ جغرافیایی جدا کند. یعنی اینکه خودش را از بحرانهایی که گریبانگیر عراق بود جدا کند.

دوم اینکه فلش خصومت آمریکایی ها را از روی خود برداشته به سمت دولت ایران بچرخاند، زیرا معتقد بود که بمباران اشرف از طرف آمریکا بی دلیل نبوده و حتما که بده بستانی با ایران صورت گرفته! و البته بعدها هزاران حرف و حدیث بر سر این موضوع در نشستهای سیاسی درونی وجود داشت.

سوم این که اشرف را به دست عراق نسپارد و به هر شیوه ای که شده کاری کند که حفاظت را آمریکایی ها برعهده داشته باشند تا بتواند بیشتر دل آمریکایی ها بدست آورد.

او در نشستهای درونی همیشه می گفت: “کشاندن آمریکا بسمت خودمان از 100 عملیات بزرگ مثل فروغ حساس تر و حیاتی تر است زیرا آنها می توانند بیمه ای برای ادامه مبارزه در عراق باشند ( منظورش را ما آن زمان نفهمیدیم که او می خواهد ولو با از دست دادن همه دارایی های مجاهدین و ریختن خون آنان، هر چه بیشتر ماندن در عراق را برای خودش تضمین کند). به همین دلیل بود که تقریبا هر روز گردانها، دسته ها و گروهانهای نظامی آمریکایی که بعضا در اشرف مستقر نبودند را هم با بودجه های هنگفت برای شام و ناهار به این قرارگاه دعوت می کردند. البته کادرهای پایین هم مثل مستخدمین و عروسکهای خیمه شب بازی بایستی برایشان نمایشنامه های خنده دار و برنامه های هنری اجرا می کردند و از آنان پذیرایی به عمل می آوردند. بهرحال بایستی با چاپلوسی آمریکاییها را وادار می کردیم به ما لبخند بزنند. آنگاه فرماندهان و مسئولین بالا مثل زهره اخیانی، فرشته یگانه، فهیمه اروانی، سپیده ابراهیمی، سعید مهدویه، حسین مدنی و بسیاری دیگر با خودروی آمریکاییها به گشتن در اشرف و ضیافتهای شام آنچنانی پشت درب های بسته می پرداختند.

همه ما متناقض از دوگانگی سیاسی-استراتژیک رجوی، شاهد این بساط و رفتارهای “ضد امپریالیستی! و ضد بورژوازی!” در آن زمان بودیم. و البته کسی هم توضیحی نمی داد که این عیش و نوشها برای چیست؟ صدای همه را هم با جمله رهبری می داند چه می کند خاموش می کردند.

حال در اخبار و رسانه هایشان خبر “اصرار دولت ایران به چسبیدن به آمریکا” را انعکاس می دهند. اما بگذارید از سران فرقه رجوی سوال کنیم:

چه کسی از نمایندگان کنگره و سنای آمریکا برای رسیدن به هدفش سوء استفاده می کند؟

چه کسی زمانیکه لابی های آمریکایی کمترین حمایتی از آنان می کنند، شیپور پیروزی را می نوازند؟

چه کسی نزد آمریکاییها التماس پشتیبانی تدارکاتی و لجستیکی دارد؟

چه کسی با تطمیع و صرف بودجه های کلان، نمایندگان پیشین کنگره و سنا را ترغیب به پشتیبانی از لیبرتی و موضع گرفتن علیه دولت و ملت ایران می کند؟

چه کسی همیشه راغب به این بوده که در آمریکا دفتر و نماینگی داشته باشد؟

چه کسی قدرت خودش را در گرو قدرت سیاسی و نظامی آمریکا می بیند؟

و در آخر چرا همیشه خود را ملزم به این می دانید که افشا و جاسوسی از پروژه های هسته ای ایران را در واشنگتن انجام دهید؟

البته که فاکتها و نمونه های بسیار بیشتری برای این ادعا هست که از آن بی خبر هستیم. اما ادعا در این مورد که “دولت ایران حسرت آویختن به آمریکا را دارد”، زدن نعل وارونه این فرقه می باشد زیرا که بارها دولت ایران می توانسته خود را نزد آمریکاییها شیرین جلوه دهد اما هیچگاه نیروهایش را برای آمریکایی ها برقص در نیاورده و کفشهای آنها را تمیز نکرده ولی آقای رجوی شما چطور؟

در جریان انتخابات عراق چه برای به کرسی نشاندن ایاد علاوی که از مهره های آمریکا و یک کاندید آمریکایی بود استقبال می کرد و برای انتخاب شدن وی هزینه های گزاف پرداخت می کرد؟ مگر او را جز برای این می خواستید که هم در عراق ماندگار شوید و هم او را پل پیروزی هم جبهگی با آمریکایی ها کنید؟ شما نماینده ایاد علاوی را بارها به ضیافت شام (توأم با کنسرتهای آنچنانی) به اشرف آوردید و از ایشان دلجویی کردید، و از دختران جوان در اردوگاه اشرف برای تاثیرگذاری بر وی استفاده کردید. اما در آخر چه شد؟

رسانه های فرقه رجوی می گویند رژیم ایران می داند که اگر در مقابل آمریکا یک قدم عقب بنشیند عقب نشینیهای پی در پی را بدنبال خواهد داشت؛ و با اینکه تمایل به نزدیکی به آمریکا دارد از ترس چنین نتیجه ای از اینکار ابا دارد!. آقای رجوی شما که بیش از 12 سال است برای نزدیک شدن به آمریکا تلاش می کنید چرا نتوانسته اید؟ البته فکر می کنم که برای شما اینگونه باشد که اگر به آمریکا نزدیک نشوید طومارتان در هم می پیچد.

(بگذریم که همین آمریکای بقول خودتان جهانخوار و صدها کشته ای که برای تحقق شعار مرگ بر امپریالیست دادید، با بیش از 4000 نفر که سالهای سال با شعار مرگ بر بورژوازی در انقلاب درونی مریم قجر عمرشان را نابود کشاندید، و امروز نیز ملت و مردم ایران را در مقابلشان برای خود شیرینی ذبح می کنید و عالیترین مصالح این ملت را تحت عنوان افشای پروژه های هسته ای رژیم ایران بر باد می دهید، حال تبدیل شده است به ناجی شما از نابودی محتوم)

ما با چشم و گوش خودمان دیدیم و شنیدیم وقتی که نمایندگان کنگره آمریکا از شما حمایت می کنند چگونه شیپورهای پیروزی با نام و نمایش پرچم ایران بصدا در می آورید که گویی فتح و المبین کرده اید… حال بگویید چه کسی حسرت آویختن به آمریکا را دارد؟؟؟ البته تا کنون شیشه عمر تشکیلاتی شما در دستان آمریکا بوده اما دیدید که بور شدید و حتی آمریکا هم موفق به نجاتتان از فروپاشی نشد؟!

آمریکا یکی از پیچیده ترین معادلات در تشکیلات فرقه رجوی است و این را در نشستهای درونی بارها گفته اند؛ بحث جبهه بندی نیست بلکه بحث نفس است و ادامه زندگی تشکیلاتی و تاریخچه فرقه رجوی! اما نه آمریکا اگر بخواهد می تواند رجوی را نجات دهد و نه هیچکس دیگری. زیرا مورد لعن و نفرین خداوند و نفرین تمام آنهایی قرار گرفته که عمرشان را با صداقت فدای تشکیلات اهریمنی و دجالگرانه او کردند.

رها آذری زاده

***

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلعدم تمایل مجاهدین خلق برای پوشش کامل اخبار غزه ناشی از چیست؟

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15252

شمه ای از اعتبار بین المللی باند رجوی! پیام رجوی به آمریکا چه بود؟

ایران دیدبان، پنجم ژانویه ۲۰۱۵:…  دولت آمریکا حاضر به پذیرش افراد ساکن در کمپ لیبرتی شده است به شرط آن که آنان عضویت‌شان را در گروه تروریستی مجاهدین نفی کرده و به عنوان یک شخص مورد شناسایی قرار بگیرند، اما رهبری مجاهدین با آن مخالفت کرده و در حقیقت تنها راه نجات این افراد را بسته است.  یادآوری این واقعیت که افراد ساکن در کمپ لیبرتی، صرفاً با تعهدی که به رجوی داده اند و بدون هیچ …

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

لینک به منبع

شمه ای از اعتبار بین المللی باند رجوی!

پیام رجوی به آمریکا چه بود؟

دولت آمریکا حاضر به پذیرش افراد ساکن در کمپ لیبرتی شده است به شرط آن که آنان عضویت‌شان را در گروه تروریستی مجاهدین نفی کرده و به عنوان یک شخص مورد شناسایی قرار بگیرند، اما رهبری مجاهدین با آن مخالفت کرده و در حقیقت تنها راه نجات این افراد را بسته است.

ایران دیدبان

موضع‌گیری سخنگوی گروه تروریستی مجاهدین، از آن جهت که بار دیگر با آشکار ساختن طینت خشونت طلب رهبری و ماهیت تروریستی این گروه با درخواست سلاح برای محافظت ساکنان کمپ لیبرتی همراه بود مورد توجه قرار گرفت، در این باره بایستی گفت که اصل این درخواست ( اجابت بشود یا حتی مثل حال حاضر اعتنایی به آن نشود) یک هوچی‌گری بی ارزش است و در عوض آنچه در این موضع‌گیری دارای اهمیت است تصریح رهبری مجاهدین به مخالفت با خروج نیروها از عراق و بستن تنها راه ممکن برای نجات جان افراد گروگان گرفته شده در کمپ لیبرتی است، آنجا که اعلام می‌دارد:

«درخواست نفی عضویت برای انتقال به آمریکا یک درخواست پست و انزجارآور است که هیچ مجاهدی به آن تن نداده و تن نخواهد داد. شایان توجه است که خانم جین لوت نماینده ویژه دبیرکل برای بازاسکان مجاهدین تا کنون هنری جز سفر به نزد ملایان و منت کشی از آن‌ها برای اینکه مجاهدین را بپذیرند نداشته است.»

در تشریح این موضع گیری عزیزالله پاک نژاد در یادداشتی می نویسد:

«نکته دیگری هم در این موضعگیری به چشم می خورد که در چهارچوب حفاظت از ساکنان این کمپ معنی پیدا می کند و از نظر افکار عمومی برای دولت آمریکا بسیار ننگین و شرم آور است. درخواست نفی عضویت سازمانی مجاهدین اشرفی مقیم «زندان لیبرتی»، برای انتقال به کشور آمریکا، نفی تمامی تعهدات و موافقتنامه های مکتوب و زیر پا گذاشتن التزامات قانونی و بین المللی توسط دولت این کشور برای رها کردن شانه خود از فشار این «بار سنگین» است.»

این اظهارات به این معنی است که دولت آمریکا حاضر به پذیرش افراد ساکن در کمپ لیبرتی شده است به شرط آن که آنان عضویت‌شان را در گروه تروریستی مجاهدین نفی کرده و به عنوان یک شخص مورد شناسایی قرار بگیرند، اما رهبری مجاهدین با آن مخالفت کرده و در حقیقت تنها راه نجات این افراد را بسته است.

یادآوری این واقعیت که افراد ساکن در کمپ لیبرتی، صرفاً با تعهدی که به رجوی داده اند و بدون هیچ چشم انداز روشنی در کشور عراق مانده‌اند و این که رجوی رهبر همیشه فراری است که نیروها را در این مهلکه رها کرده است، بهایی بود که رجوی در ۱۱ آبان پرداخت تا جواب منفی به شرط آمریکا برای اعطای پناهندگی به نیروها را ابلاغ کند و برای آمریکایی‌ها روشن سازد که حاضر نیست تشکیلاتش را از دست بدهد!

همچنان که سخنگوی مجاهدین در چهارم دی ماه این موضع را تکرار کرده و یادآور می‌شود در سال ۶۷ هم این رجوی بود که به زندانیان اجازه نداد تا نفی عضویت کنند.

این وضعیت نشان می‌دهد که درخواستهای مکرر رهبری مجاهدین از آمریکا برای انتقال نیروها به این کشور صرفاً یک خرمرد رندی برای نگهداشت تشکیلاتی است که رجوی از آن نان می‌خورد و نه تلاشی برای حفظ جان افراد. از آنجا که فهم این ترفند دشوار نیست جای تعجبی ندارد که سیاستمداران آمریکا، چنین پیش شرطی را به عنوان کمترین حق قانونی کشورشان برای اجابت درخواست مجاهدین گذاشته‌ باشند، تا اگر به راستی مجاهدین در عراق احساس ناامنی می‌کنند و در پی بیرون بردن نیروها از عراق هستند راهی عملی داشته باشند.

وانگهی برای هزارمین بار ماهیت گردنکش و قانون ستیز گروهی را به نمایش می‌گذارد که بر خلاف تمام قواعد و مکانیسم‌های شناخته شده پناهندگی در جهان، انتقال یک تشکیلات بدنام و تروریستی را خواستار است. گویی که برای رجوی فقط همان شیوه صدام در پناه دادن به مجاهدین معتبر و قانونی است که تنها نیاز آن دشمنی با ایران و ایرانی است!

طرفه این که در چنین شرایطی که سخنگوی گروه تروریستی مجاهدین تصریح می‌کند که آمریکا ذره ای اعتبار برای تشکیلاتش قائل نیست و نماینده ویژه سازمان ملل نیز از ایران برای بازاسکان مجاهدین کمک می‌خواهد، کنترل کنندگان کمپ لیبرتی در گوش گروگانهای بی چاره و درمانده رجوی افسانه «جایگاه فعلی مجاهدین به عنوان تنها هماورد و وزنه تعادل در محاسبات سیاسی استراتژیک منطقه» و « اعتبار عالمگیر مجاهدین» می خوانند!*

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*به عنوان نمونه نگاه کنید به «سمفونی وحشت برای گروه «فراموش شده»

***

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14942

لابی ورشکسته و آرزوهای برباد رفته مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  جای تعجب نیست که رهبران مجاهدین همچنان برای ادامه حیات ننگین سیاسی خود به مزدوری و دادن اطلاعات دانش فنی و . . . ایران به بیگانگان تحت پوشش مبارزه با جمهوی اسلامی روی بیاورند. بنحویکه این نشریه حمایت و تبادل اطلاعاتی با اپوزیسیون ایران (بخوانید مجاهدین) را به مقامات آمریکایی توصیه کرده و ضمن مقایسه مجاهدین با …

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1استراتژی که در عراق جا ماند


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

نگاهی به مقالات نشریه فارین پالیسی؛

لابی ورشکسته و آرزوهای برباد رفته مجاهدین

سید حجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

نشریه آمریکایی «فارین پالسی» روز سه‌شنبه هفته جاری طی گزارشی نوشت آمریکا باید برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد برنامه هسته‌ای ایران، به همکاری با سازمان مجاهدین بپردازد.

«ریموند تانتر» نویسنده این مطلب که به حمایت از سازمان مجاهدین و اتخاذ مواضع به شدت ضدایرانی مشهور است، در ادامه این گزارش با توضیح ارتباط تسلیحاتی ایران و حماس در زمینه موشکی و دیگر ادوات جنگی و ناتوانی دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در ردگیری تونل‌های زیر زمینی بی‌شمار حماس، مدعی وجود تونل‌های مخفی در ایران شده و پیشنهاد داده است که واشنگتن برای شناسایی تونل‌ها، به حمایت از عوامل این سازمان بپردازد. مشابه کاری که اسرائیل از مزدوران محلی خود در سرزمین‌های فلسطینیان انجام می‌دهد.

لازم به ذکر است پیشتر نیز این نشریه آمریکایی در گزارشی تحلیلی با عنوان «واشنگتن در حال فراموش کردن متحدان خود طی مذاکرات هسته‌ای با ایران است» با ذکر راه‌کارهایی که زبان حال رهبران مجاهدین است، خطاب به کاخ سفید نوشته بود: مشارکت واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای با ایران و در عین حال نادیده گرفتن مخالفان این کشور گزینه مورد نظر سران ایران می‌باشد.

این نشریه در مطلب خود سه رهنمود به مقام‌های آمریکایی داده بود:

ابتدا آمریکا باید تعادلی را در بین مشاوران منطقه‌ای خود از قبیل اسرائیل، شورای همکاری خلیج‌فارس،کویت،عربستان، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عمان و نیز متحدان اروپایی خود ازجمله فرانسه، آلمان، انگلیس بر قرار کند. سپس نشست کشورهای حاشیه خلیخ فارس را که قرار است در تاریخ ۹ و ۱۰ دسامبر برگزار شود جایگاه مناسبی در پرداختن به این امور معرفی می‌کند.

مورد دوم این‌که؛ سفارت آمریکا در بغداد باید در راستای نبرد نیابتی و تعهد «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه سابق در حمایت از مخالفان ایرانی ساکن اردوگاه لیبرتی وارد عمل شود؟!

در گزینه سوم پیشنهادی این نشریه نیز با اشاره صریح در لزوم مددگیری از به‌اصطلاح اپوزوسیون ایران آمده است: وقت آن رسیده است که کاخ سفید گفت‌وگوهای آشکار و علنی را با مخالفان جمهوری اسلامی (بخوانید مجاهدین) که در آمریکا دارای دفاتر بوده (منظور دفتر شورای ملی مقاومت مجاهدین است) و مشتاق ادامه مسیر تبادل اطلاعاتی هستند، برگزار کند.

«ریموند تانتر» مطلب خود را اینطور به پایان می‌برد: «همانطور که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل در شناسایی وجود تونل‌های خرابکاری در غزه به دلیل فقدان نیروهای انسانی ناتوان بود، واشنگتن و اسرائیل نیاز به کسب چنین اطلاعاتی در جهت تقویت پیام‌های دریافتی ماهواره‌ای در زمینه تونل‌های مخفی وابسته به فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران دارند که در این بین می‌توان به مجاهدین خلق امیدوار بود که احتمالا مشتاق به تبادل اطلاعاتی در این زمینه هستند.»

و اما چند نکته:

۱ – این مطلب و مطلب پیشین این نشریه در واقع زبان حال رهبران مجاهدین پس از شکست جبهه عربی – غربی در حمایت از گروه تروریستی داعش در خاک عراق و بعبارت دقیق تر پایان رویای ۱۱ ساله مجاهدین در ساقط کردن دولت قانونی این کشور است که برای حفظ و ادامه حیات سیاسی خود ناگزیر است اینچنین به دست و پای مقامات آمریکایی بیفتد.

۲- جای تعجب نیست که رهبران مجاهدین همچنان برای ادامه حیات ننگین سیاسی خود به مزدوری و دادن اطلاعات دانش فنی و . . . ایران به بیگانگان تحت پوشش مبارزه با جمهوی اسلامی روی بیاورند. بنحویکه این نشریه حمایت و تبادل اطلاعاتی با اپوزیسیون ایران (بخوانید مجاهدین) را به مقامات آمریکایی توصیه کرده و ضمن مقایسه مجاهدین با مزدوران محلی اسرائیل در غزه استفاده بهینه از آنان در چنین ماموریت‌هایی را به مقامات سیاسی و اطلاعاتی آمریکا گوشزد می‌کند.

۳ – به‌هرحال حتی این تصور که مجاهدین ممکن است بتوانند نقشی در آینده ایران داشته و یا بر اتخاذ هرگونه سیاست آتی ایالات متحده آمریکا در تعامل با ایران اثرگذار باشند، از نظر مردم ایران، با توجه به سابقه وطن‌فروشی و جنایت این گروه چه در حق مردم ایران و چه در حق اعضای خود این سازمان بسیار توهین آمیز است.

۴ – از سرفصل شکست جبهه عربی – غربی در راستای ساقط کردن دولت عراق، مجاهدین دیگر یک برگ سوخته محسوب می‌شوند بویژه اینکه چشم انداز روشنی نیز برای توافقات هسته ای ایران با ۱+۵ وجود دارد.

***

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممجاهدین با پشتوانه ی امپریالیسم ، مدعی آزادیخواهی!! (رجوی بدنبال لوث کردن حرکت ۱۶ آذز)

کتاب “خداوند اشرف،از ظهور تا سقوط” نوشته سید حجت اسماعیلی منتشر شد

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13807

مجاهدین، به گل مانده در باتلاق عراق

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۴: … حال این رهبران بد نام مجاهدین هستندکه بازهم بدون پایبندی به هرگونه اخلاق سیاسی و فراموش کردن عملکرد اخیرشان در قبال مردم و دولت عراق تلاش میکنند از طریق حامیان استیجاریشان از جمله هیو شلتون آمریکائی پیامهایی را برای ایجاد رابطه با دولت جدید عراق یعنی آقای حیدر العبادی بفرستند؟!! تا شاید در افق تاریک و آینده مبهم این گروه …

العبادی روحانیحیدر العبادی: منافقین (فرقه رجوی) تروریست و جنایتکاراند. اقدام لازم را انجام میدهیم

لینک به منبع

مجاهدین، به گل مانده در باتلاق عراق

حجت سید اسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

بی شک هرج و مرج های اخیر و هجوم بی سابقه گروه تروریستی داعش به خاک عراق بویژه بعد از انتخابات پارلمانی این کشور مهمترین تحولی بود که مجاهدین تمام عیار به کمک گروه تروریستی داعش برای سرنگونی دولت مالکی شتافته و دستگاه تبلیغاتی وسیع خود را پشت این گروه تروریستی آورده و بطور همه جانبه عملیات داعش را در رسانه های خود تحت عناوین مختلفی همچون ” انقلابیون و عشایر انقلابی عراق ” پوشش دادند. بنحوی که این فعالیتها به خوبی در سیمای آزادی برنامه تلویزیونی مجاهدین، در فضای مجازی و از طریق انواع سایتهای رسمی و غیر رسمی و یا از طریق حامیان سیاسی و همچنین فعالیت برخی از اعضای شورای ملی مقاومت این گروه در قالب مصاحبه، مقاله نویسی و . . . قابل مشاهده بود.

به عبارت دقیق¬تر رهبران مجاهدین به امید سرنگونی دولت مالکی بهای سنگین سیاسی حمایت از گروه تروریستی داعش را به جان خریدند.

مجاهدین که در آرزوی بازگشت بعثیها به قدرت بودند وقتی داعش وارد خاک عراق گردید و تعدادی از شهرهای عراق را به تصرف خود درآورد نوشتند: «این است، داستان امروز عراق در مناطق سنی نشین و سقوط سریع یکی بعد از دیگری شهرها بدست عشایر انقلابی عراق. مردم از دیکتاتوری مالکی و دخالت های رژیم ولایت فقیه به ستوه آمده اند و خواهان یک نظام ضد دیکتاتوری هستند . . . راستی . . . چه کسی فکر می‌کرد که ۵۰ درصد خاک عراق ، ظرف ۳ تا ۴ روز از لوث وجود ارتش مالکی ، آزاد شود ؟»

بدین ترتیب مجاهدین ضمن شادمانی برای پیشروی “انقلابیون عراقی” (داعش) به سمت بغداد تا آخرین لحظه تلاش کردند منکر جنایات داعش علیرغم فیلم هایی که توسط خود آنان در شبکه های اجتماعی منتشر میشود بشوند.

ولی شروع مقاومت مردمی و ورود و پس راندن داعش و تثبیت نسبی اوضاع به نفع دولت و مردم عراق از یک سو و سربریدن یک خبرنگار آمریکایی توسط داعش و گذاشته شدن فیلم آن در اینترنت توسط این گروه و موضعگیری آمریکا در این رابطه از سوی دیگر باعث شد رهبران مجاهدین از ترس مقامات آمریکایی در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای از پشتیبانی تبلیغاتی داعش دست کشیده و با تغییر موضع، دیگر از آنچه که “انقلابیون و عشایر انقلابی و ارتشی‌های انقلابی و …” عراق نامیده میشد حرفی نزنند و حتی بتدریج در مخالفت با جنایات داعش اخباری را نیز در سایت¬های رسمی و غیر رسمی خود بیاورند ؟ !!

البته ناگفته نماند در راستای تحولات فوق الذکر مجاهدین برخی کارهای شیطنت آمیز دیگری را نیز در دستور کار خود قرار داده و تلاش کردند آنرا در فضای مجازی بویژه فیسبوک پیش ببرند. بعد از اینکه ایران رسما کمک به دولت عراق در مقابله با داعش را اعلام کرد مجاهدین نیز تلاش کردند با جمع آوری امضا در سایت کاخ سفید آقای نوری المالکی را بعنوان جنایت کار جنگی و نیروی قدس سپاه پاسداران را بعنوان یک گروه تروریستی که در خاک عراق فعالیت می¬کند وارد لیست گروههای تروریستی آمریکا بکنند.

بنابراین مجاهدین برای تحقق هریک از این دو خواسته، نیاز به جمع آوری یکصد هزار امضا داشتند . به همین دلیل کلیه کاربرانشان را در شبکه اجتماعی فیسبوک بسیج این کار کردند تا بتوانند موفقیتی را در این رابطه بدست آورند ولی قرائن و شواهد امر حاکی از شکست افتضاح آمیز مجاهدین در این عرصه نیز میباشد.

در وضعیت فعلی اما،به نظر می رسد سکوت رسانه¬ای یکی دو ماه اخیر و فروکش کردن آتش تهیه سیاسی مجاهدین در قبال تحولات عراق و بطور مشخص دولت این کشور ناشی از سرخوردگی و شکستی باشد که به همراه گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث صدام نصیب مجاهدین هم شده است.

حال این رهبران بد نام مجاهدین هستندکه بازهم بدون پایبندی به هرگونه اخلاق سیاسی و فراموش کردن عملکرد اخیرشان در قبال مردم و دولت عراق تلاش میکنند از طریق حامیان استیجاریشان از جمله هیو شلتون آمریکائی پیامهایی را برای ایجاد رابطه با دولت جدید عراق یعنی آقای حیدر العبادی بفرستند؟!! تا شاید در افق تاریک و آینده مبهم این گروه روزنه ای برای خلاصی از باتلاقی که خود آنرا بوجود آورده اند پدیدار گشته و امتیازاتی را در راستای ماندن در خاک عراق بگیرند.

در همین رابطه این ژنرال آمریکایی که کلمه به کلمه خط مجاهدین را دنبال میکند در تاریخ ۱۷ مهر ۹۳ در بخشی از مصاحبه خود با خبرنگار تلویزیون «سی اسپن» می گوید ” . . . چیز بعدی که من انجام می‌دادم به نخست‌وزیر العبادی می‌گفتم که به سمت مجاهدین خلق ایران بچرخد مجاهدینی که اکنون در کمپ لیبرتی مستقر هستند. بگذارید با آنها انسانی برخورد کنیم. بگذارید با آنها به‌عنوان شهروندان رفتار کنیم و به آنها اجازه رفت و آمد و رسیدگیهای پزشکی ارائه دهیم . . . “

نتیجه اینکه وضع و حال مجاهدین بازهم به سان همان ضرب المثل ایرانی است که بدون هرگونه نیاز به شرح و توصیف میگوید : «از آنجا مانده، از اینجا رانده.»

***

حیدر العبادی ظریف بغداددرد اصلی رهبری مجاهدین چیست؟ رفتن مالکی هم بحران تشکیلات رجوی را حل نکرد

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت

بازار سیاست مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان بوی تعفن میدهد

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان �

یکی به نعل یکی به میخ

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب�

وقاحت و رذالت سیاسی

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د�