چوب دو سر طلا، هم خون دادیم هم زمین

چوب دو سر طلا، هم خون دادیم هم زمین

احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، دهم نوامبر 2015:… ولی خدای اشرف به اینجا اکتفا نکرد و بجای اینکه خیراندیشی کند و حافظ منافع ذخیره ملت ایران برای سرنگونی رژیم باشد و این گنجینه را حفظ کند ، انها را سرکوب کرد و از انجاییکه هیچ شم سیاسی نداشت و بجای خیراندیشی و در پی رفع شکست پا را فراتر گذاشت وجواب شکست را با شکست دیگر خواست …

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق اکتبر 2015چه کسی بیشتر از همه خوشحال است؟ (+ محکومیت حمله و نگرانی خانواده ها)

لینک به منبع

چوب دو سر طلا، هم خون دادیم هم زمین

سه برهیچ خونین به نفع مسعودرجوی فراری

احسان بیدی ـ تیرانا ، آلبانیا ـ ۱۰٫۱۱٫۲۰۱۵

باسلام به روح جانباختگان لیبرتی در۷ ابان ماه…۱۳۹۴ ـ یک کشتاردیگر ویک گل خونین به نفع مسعود رجوی فراری

تنها کسی که ازاین کشتار خندان و درخلوتگاه خود به رقص و پایکوبی برخاسته خود مسعودرجوی میباشد ولا غیر.

من ازاینجا میخواهم مطلب خودم را شروع کنم که وقتی مسعودرجوی بعد از آن خلع سلاح ننگین بارش با نیروهایی امریکایی و شکستهایی پی درپی استراتژیکش و دستور کشتار و تصفیه اعضای سازمان درحین اشغال نیروهای امریکا یی که در منطقه جلولای عراق و دیگر مقرهایی خودش را نیز صادرکرده بود.

بعد از خلع سلاح و خوش رقصی های بیکران و در خدمت قرار دادن دختران و سرو غذا و رقص و اوازها برای نیروهای آمریکایی و بعد از برپا کردن واموزش دادن عملیات انتحاری دراشرف و کارشکنی درعراق و دست اخر فروختن جا و محل صدام و بعد ازشکست های پی درپیش درتحلیهایی سیاسی وروسیاهیی باراوردن وپاسخگوی نبودن به ساکنان اشرف و همرزمانش و هوادارانش در خارجه و بعداز ردکردن بالاترین مرز سرخ خودش که آن هم با بهای گزافی که ساکنان اشرف با قیمت خونشان دادن و دودستی اشرف را تقدیم کرد تا از لیست گروه‌های تروریستی خارج شود و خودش و پول هایش ، البته پول‌های رزمندگان سابق و فعلی، در امنیت قرار گیرد.

واقعیت این است که مسعود رجوی در درون تشکیلاتش به چوپان دروغ‌گو تبدیل شده است و نوشتن شب نامه در گوشه وکنار اشرف و افشای دستورات وی برای کشتار مخالفینش درزندانهای نکبت بار خودش بانام انقلاب گری وبه انحراف کشیدن خط وخطوطی که محمد آقای حنیف نژاد به حق ترسیم کرده بود. ولی مسعودرجوی با موج سواری و حذف کردن رقیبانش قدرت سازمان را قبضه و به نفع خودش تمام کرده وتشکیلات مخوف ومرگباری را دوراز دسترسی ارگانهایی بین المللی و جامعه حقوق بشری راه اندازی کرد و برجان ومال ساکنین اشرف چه ظلمهایی نکرد.

مسعود رجوی بعد از بن بست درعراق وقتی بخوبی دید دیگر پایان خط رسیده و بخوبی نفرات درون تشکیلات با عبورکردن از بالاترین مرزسرخ جنسی ان وقتی این پیام را گرفت بعدازان نوبت خودش است. مسعود رجوی یک راه حل مثل تمامی رهبران فاسد و جنایتکار بیشتر نداشت وانهم از اب گل الود ماهی بگیرد و با جنجال وهیاهو و کارشکنی هایی پی درپی درصدد ان امد تا فرصتی داشته باشد و زمان بخرد تا با خون راه باز کند و از بن‌بست خارج شود. به همین دلیل طراحی کشتار نفرات را در اشرف و لیبرتی را بر عهده گرفت و با کارشکنی های خودش و چنگ و ناخن کشیدن به دولت عراق ادامه داد. اما این روش مسعود رجوی مورد مخالفت نیروهایی درونی خودش از حسین مدنی گرفته و دیگر مسولین سیاسی مواجه شده بود که درنشستها علنا میگفتند خط تضاد با نیروی حاکم در عراق و دولت مالکی جواب ندارد ، ولی آن‌ها نمی‌دانستند خودشان را درلیست خونین و تصفیه مسعود رجوی ثبت نام کرده‌اند . مسعود رجوی صحنه را طوری طراحی می‌کرد تا کسی ازنیت ناپاک و کثیفش که درصدد این است که میخواهد دست به یک تصفیه حساب چند مرحله‌ای بزند، برملا نشود.

دقیقا داستان و شروع تصفیه حسابها از۶ و۷ مرداد استارت زده شد و بعد ازان فیل هوا کردن و شوی گروگان گیری و گرد و خاک کردن برسر وقایع آن و افتضاح تشکیلاتی وسیاسی که بعد از آن به بار اورد و دست اخرم مجبورشد هم پیاز را بخوردوهم چوب را و عاقبت تن به خواسته دولت عراق داد.

ولی خدای اشرف به اینجا اکتفا نکرد و بجای اینکه خیراندیشی کند و حافظ منافع ذخیره ملت ایران برای سرنگونی رژیم باشد و این گنجینه را حفظ کند ، انها را سرکوب کرد و از انجاییکه هیچ شم سیاسی نداشت و بجای خیراندیشی و در پی رفع شکست پا را فراتر گذاشت وجواب شکست را با شکست دیگر خواست بدهد.

هنگامیکه وی با فرار نفرات درون تشکیلات مواجه شد و از طرفی با اعتراضات درونی منتقدین که چرا چوپ دوسر طلا شده‌ایم که هم خون دادیم وهم زمین. و مگر مشکل ما نیروی عراقی میباشد؟ چرا حرف نیروی حاکم را گوش نمیدهیم و با دولت عراق سر جنگ داریم؟ اما مسعود رجوی پاجه میگرفت و میگفت هرکی مخالفت کند با خط من دررکاب شیطان است.

یادم میاید که چندین کشور اروپایی حاضر شده و قبول کرده بودند که تعداد زیادی از قربانیان را از اشرف خارج و به کشورهای اروپایی ببرند، ولی مسعودرجوی بارها وبارها بدون اینکه اخبار واتفاقات بیرون را به ما بگوید دوباره شویی ترتیب داده حسین کشی براه می انداخت و دست اخر از ما امضاهایی می گرفت که آری ما قبول کردیم باز در عراق بمانیم و خط رجوی را پیش ببریم ولی این دورغ و نیرنگ و حیله‌ای بیش نبود.

اما اولین گل خونین را مسعود رجوی کی زد؟ چه موقع دستور کشتار وتصفیه حساب را صادرکرده بود؟

در اواخر سال ۹۰ و در اسفند ماه مردم و دولت عراق حجت را بر ما که ساکنین کمپ اشرف بودیم، تمام کرده بودند که نمی‌شود به همین شکل ادامه داد و هم سازمان مجاهدین بقایای صدام حسین را در عراق با پول‌های به یغما رفته مردم عراق بازسازی و سازماندهی کند و هم بخواهد در عراق بماند.همه ما در کمبود اطلاعات و اخبار ، ولی این را حس می‌کردیم که درگیری در آینده صورت خواهد گرفت و این همان چیزی بود که مسعود رجوی می‌خواست و به آن نیاز داشت. مشخص بود که نیروهای عراقی دیگر رحمی نخواهند کرد. یادم میاید وقتی که به همراه تعداد دیگری از اقایون، برای پشتیبانی زن‌های سازمان که در یک تاتر برنامه‌ریزی شده توسط مسعود رجوی پشت سیاج های رفته بودیم ، تعدادی مورد اصابت سنگ قرارگرفته بودند که مسعود رجوی در یک نشست با بیشرمی گفت چند تا سنگ و چوپ خوردن که تلفات نیست و برای مجاهد خلق تفریح است و همه از جمله زنان باید سپر دفاعی!! باشند در صورتی که همه نمی‌دانستند پایان این شوخی کثیف و قربانیان بعدی همین زنها میباشند.

درماه اسفندماه طرفین حرفهایی خودشان را به هم زدند دران سوی سیاج ملت ومردم عراق تصمیم به برچیدن اشرف گرفته بودند و در این سوی سیاج مسعود رجوی درپی کشتار واجرای طرح تصفیه حساب بود که چگونه خون بیشتری ریخته شود.

اما اولین گل خونین را مسعودرجوی در۱۹فروردین سال ۹۱ زد و یک هیچ جلو افتاد. درهمان روزها تعدادی ازمخالفین و اعضایی که معترض بودند. اما داستان خونینی که پیش آمد را همه خبر دارند . ماه عسل رجوی با ۳۶ کشته و نزدیک به هزارزخمی شکل گرفت. ولی داستان ۱۹فروردین به همین جا ختم نمیشود دران صحنه چه از فرار نفرات سازمان و به دام انداختن نفرات برای خون دادن و چه از قبل نفرات مخالف را در یگانهای شهادت که معروف به یگانهای تصفیه شده ها بود خودش ساعتها بحث دارد . ولی یک چیز مشخص شد و آن هم که مسعود رجوی به نفراتش دروغ گفته بود و از قبل میدانست داستان چیه و با وارونه جلوه داده حقایق وهمه غافل بودیم که اصلا داستان اینها نیست بلکه مسعود رجوی فهمیده بودکه کاراشرف به زودی تمام است ودست اخر باید عراق را ترک کند ولی تنها چیزی که برایش مهم بود فقط تسویه حساب است چرا که بخوبی درک کرده بود که بعد از داستان شش و هفت مرداد و هر چه به جلو میامد دیگر نمیتوانست با شانتاژ و دوز کلک نفرات را نگه دارد و نفرات درک کرده بودند نه انقلاب و نه عراق دیگر پاسخگوی ادامه مبارزه است ولی مسعود رجوی فقط می خواست هم خون ریخته شود و هم در این مسیر تعدادی از مخالفین کشته شوند. شما اگر به اسامی کشته شدگان دردرگیری های مختلف دقت کنید می‌بینید اکثریت آن‌ها از افراد ناراضی سازمان بوده اند. مسعودرجوی به همرزم وهمقطار خودش که سالیان ازخدا و مرگ به مسعود نزدیک‌تر بود، رحم نکرد و محافظ شخصی خودش را به قتل رساند،

ولی ازانجاییکه استارت اعتراضات تمامی پیکره سازمان را گرفته بود و روزافزون هم شده بود و مثل خوره تمامی پیکره سازمان را میسوزاند و این قضیه حتی درراس رهبری وشورای رهبری هم مستثنا نبود و دیدیم که فرارها وافشاگریها وبا سرعت غیرباوری رو به فزونی بود. ادامه دارد

***


https://youtu.be/26Mps-OQLTU

احسان بیدی: رجوی از روز اول فرار موفقیت آمیزم از کمپ لیبرتی تا امروز در آلبانی بدنبال قتل من است

کمپ بدنام اشرف تعطیل شدمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsکلاهبرداری رجوی از سایتهای دویچه وله و رادیو فرانسه (نامه ۲۲۰ پارلمانتر هم جعلی بود)

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice”

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
 Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21575

ناقوسها برای که به صدا در آمده اند

احسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و هفتم اکتبر ۲۰۱۵:…  چون قبل از من و بعد از من و همگی گفته ایم که این سازمان ماهیتش ایرانی نیست و یک بازیچه برای قدرت‌ها و دولتها میباشد که دست اخرم همان شد.ولی وقتی باز این حوادث را کنار هم میگذرام و میرسم به داستان ((برجام)) یک دفعه با این موضوع مواجه میشم که در سنا چه اتفاقی افتاده و مهره اجیر شده سازمان میاید و مدعی این موضوعی …

عملیات ضد داعشی، باند رجوی را دیوانه کرده است!

فارین پالیسی ادعای منافقین درباره لویزان را مضحک و یاوه‌گویی خواند

لینک به منبع

ناقوسها برای که به صدا در آمده اند

احسان بیدی ـ تیرانا ـ آلبانیا

چند وقت پیش در یک خیمه شب بازی ازپیش تعیین شده ازطرف مجاهدین ،ولی این بارازطرف لابی های انها، که شاید همگی شما خبر آن را بخوبی بخاطر دارید. منظورم پیش نمایشی بود که دران نفرامریکایی اظهارداشت که : مسعود رجوی درسال ۲۰۰۳ زخمی شده و الان در پاریس است.

من نه شم سیاسی دارم و نه تحلیل گرهستم، ولی ازانجاییکه سال‌ها درسازمان مجاهدین بودم وبا پوست واستخوان ، حربه وحیله های مسعودرجوی یا همان شیرهمیشه بیداررا از نزدیک دیدم یک موضوعی برای من مجهول مانده است.

وقتی وقایع اتفاق افتاده را ورق میزنم ویک نیم نگاهی به انچه که اتفاق افتاده نگاهی می اندازم و وقتی مجموعه شایعات گفته شده را کنار هم میزارم و دراین پازل وقتی شارلاتان بازیهای مسعودرجوی را نیز اضافه میکنم، ناخوداگاه این به ذهنم خطور میکند که چه ارتباطی دارد این داستان با حوادث پی درپی که در۱۹ فروردین ۹۱ و یا شهریور۹۲ و وقتی به عمق این مسئله توجه می کنم بازناخوداگاه یادم میاد که مسعودرجوی که دردرون مناسبات اشرف وارتش سوخته بود وهمه انرا یک جوپان دروغگو خطاب میکردند و رهبریت ان را زیر علامت سوال بردند و مرزسرخهای را در هم درنوردیده شده بود توسط نفرات ودست اخر کار به شعارنویسی برعلیه مسعود رجوی شده بود…. وقتی بن بست مسعود رجوی را نگاه می اندازم وتحریک کردن دولت سابق عراق و وارونه جلوه دادن حقایق و تحریک نفرات که منجر به ان خونریزیهای برنامه ریزی شده انجامید و دست اخر فرار مسعود رجوی و غیبت آن…

خب برای من وامثال من مشخص بود که وقتی مسعودرجوی دید که حنایش رنگی ندارد وهیچ حرمتی برایش باقی نمانده این برای ما مسجل بود که مسعودرجوی یک دوره نه چندان دور شاید خفه خون بگیرد وهمانطور که شد تاجاییکه یکی دو تا پیام برای قتل جداشده ها صادر کرد و بعدم به خاموشی کشیده شد…

وقتی ازاین مسایل عبور میکنم یک مسله دیگر پیش رویم میاید وانهم مجموعه شایعاتی که امیخته و به شارلاتان بازیهای مسعود رجوی الوده است.

بعد از واقع شهریور ۹۲ عراق شاهد این بودیم که نیروهای اجیرشده وتحت رهبری مسعود رجوی ودیگر همپیمان هایش داشتن به سمت مرکز پایخت عراق و نزدیکیهایی استان دیالی والنهایه به سمت کمپ لیبرتی سرازیر میشدند وانهم درپی شناختی که ازمسعودرجوی خائن و قاتل به وطن داشتیم بی شک همه ما این ترس را داشتیم که این یک برنامه از قبل طراحی شده است که مسعودرجوی میخواهد فراتر ازداستان شهریورماه بزند به کمپ و با تارومار کردن نفرات یک شوی خونین دیگری راه بیاندازد که دران اهداف شوم خودش را داشت که موضوع بحث من نیست و ولی هوشیاری ما کاررا به انجا رساند که جوامع بین اللمللی و دیگر ارگانهای مربوط را مطلع کنیم که دست اخر کار به حفاظت وامنیت نفرات درکمپ لیبرتی شد. بعدها هم سوز و گداز های مسعود رجوی را حتما شما شنیده اید و درجریان امر هستید که چه دندانهایی به ما نشان داد که انهم بخاطربرملا شدن ان نقشه های شوم خودش بود که النهایه به سلامتی و حفاظت دیگر اسرای باقی مانده درفرقه مسعود رجوی انجامید که ارزش این کارباز مورد بحث من نیست….

ولی بعدها چه ازنفرات جداشده درالبانی منظورم کلکسیون درتمامی رده ها میباشد که این خبرکه مخصوصا ازرده شورای رهبری ان نقل زبان دیگر نفرات جداشده افتاده بود و شاهدان عینی ان این حقیقت برملا شدکه مسعود رجوی دریک پیام ویدیویی با دیگر سران درلیبرتی داشته و هکذا…. که بازاین هم مورد بحث من نیست ولی بی ربط به شوی خنده داری که دیدم نیست ….همانطورکه به عقب نگاهی می اندازم و یک نگاه سطحی میکنم میبینم که موضوع برملا شدن ان پناهگاه دراشرف و همراه وهمگام نبودن مسعودرجوی شمع دزد و زن دزد درحوادث اشرف و فرار مسئولین وان تصفیه حساب شهرویورماه ۹۲ برای شخص خود مسعود یک ضایعه بزرگ بود که چنان ضربه ای به پیکر تشکیلاتش و شخص خودش زده بود که مجبور شده بود پابه فرار بگذارد و کلاً چراغ خاموش برود.

وقتی حوادث گذشته را به مرور به سمت جلو نگاهی می اندازم میبنم که باز شایعات بودن وی درفلان کشور عربی نقل میشود ودرپی ان نیز یک سری حوادث دیگر میبینم و از طرفی همین شایعه بودن مسعود رجوی را میشنویم که درالبانیا میباشد و جالب انکه درگوشه ای دیگر میشنویم که این بابا اصلا مرده و گور به گورشده است.

بازم صورت مسله من اصلا زنده یا مردن مسعودرجوی نیست و تاریخ قضاوت خودش را کرده و بود و نبود این بابا اصلا برای من یکی مهم نیست.

ولی وقتی سیر حوادث را باز یک نگاه سطحی می اندازم یعنی از مدت زمانی که مسله توافق قدرتهای جهان و رژیم ایران به مرحله حساسی رسیده بود ودست اخرنتیجه ای که حاصل شده بود . و در همین ارتباط بور شدن مریم رجوی و لابی های ان سازمان وشالاتان بازیهای مریم رجوی و شکستهایی پی درپی انها که دست اخرنتیجه ای برای مریم جز یک رسوایی نداشت و آن هم بخوبی نشان داده بودند مه نه تنها ماهیت انقلابی ندارد بلکه دراساس هموارکننده استبداد ودر واقع یک عامل و دست نشانده ای بیش نبوده وفقط نقش یک ملیجکی راداشته که دران نه هویت ایرانی داشته ونه ماهیت انقلابی و بیشترماهیت اجنبی بودن و عامل بودن ان به اثبات رسیده که بازهم با این مسئله کاری ندارم ، چون قبل از من و بعد از من و همگی گفته ایم که این سازمان ماهیتش ایرانی نیست و یک بازیچه برای قدرت‌ها و دولتها میباشد که دست اخرم همان شد.

ولی وقتی باز این حوادث را کنار هم میگذرام و میرسم به داستان ((برجام)) یک دفعه با این موضوع مواجه میشم که در سنا چه اتفاقی افتاده و مهره اجیر شده سازمان میاید و مدعی این موضوعی میشود که درکل بی اساس بودن خود موضوع را برملا میکند ولی در خودش یک نکته جالبو سئال برامگیز داشت که براستی چرا الان و دراین زمان و با این همه شکست و پیروزی هایی که روزهای گذشته شاهد ان بودیم چرا مریم رجوی و گردانندهای این فرفه و صاحبان انها می‌آیند و این موضوع را اینطوری وبه این نحوعنوان میکنند.

((همه شماها به خوبی میدانید که هر کس و درهر پست و مقامی که بوده وهست وقتی درمورد این موضوع وحریم مسعودرجوی چه سوال وابهامی داشته در کمترازثانیه با موضعگیرهایی سازمان مواجه شده و به ان انگ مزدور رژیم آخوندی و این مسایل را میزدند. آن‌ها حتی برای اینکه این شارلاتان بازیهای فرقه و مریم رجوی یک رنگ ولعابی داشته باشد دیگر لابیها و نفرات شناخته شده در تمامی ارگانها و حتی دولتمردان سابق و غیره درامریکا موضعگیری میکردند و به اصطلاح دم خروس ازعبای ملا بیرون میزد..)).

ولی سوال اینجاست که اولا چرا شخص مریم رجوی تا الان خفه خون گرفته وهیچ موضعگیریی نکرده است؟ ثانیا چرا این نفرات آمریکایی تا الان مورد شماتت و مهرو محبت سازمان مجاهدین قرار نگفته و به درجه مزدوری نایل نشده‌اند و … و البته باز این مسله مورد بحث من نیست.

براستی چه ارتباطی میتواند داشته باشد این شوی کثیف با حوادث گذشته و شکست هایی سازمان وبرملاشدن ماهیت ان با برگزاری این شوی؟

وبراستی چرا بعد ازداستان ((برجام))حامیان ولابی های سازمان مجاهدین مجبورشدند که این موضوع را به این نحوعنوان و عوامفریبی کنند؟

هر نیت و هدفی پشت این داستان باشد برای من مهم نیست و من توان تحلیل این مسله راندارم..ولی بخودم این اجازه را میدهم که چند نکته را بگویم.

وقتی یک نگاهی به حوادث گذشته می اندازم میبینم که ثبات نسبی حال حاضر درعراق ونشست و برخواست کردن با رژیم ایران و دست آخر توافق و برملا شدن ماهیت کثیف مسعودرجوی و مریم رجوی والنهایه سوختن انها چه درفردو و چه درگروه سازمانی که پایه واساس ان ازاول زمان محمداقای حنیف نژاد گذاشته شد ولی با به یغمارفتن ان سازمان توسط مسعود رجوی و به انحراف کشیدن اهداف اولیه ان ودست آخر مزدوری مسعود رجوی و و بی هویتی و عروسک شدن مسعود و مریم را درپی نداشته است وفشارهایی بین المللی وپیگیرهایی حقوقی وانسانی برای نجات جان دیگر اسرا درکمپ لیبرتی وجداشدن نفرات در تمامی سطوح تشکیلات و پای به دنیای بازگذاشتن و بازگوکردن خاطرات و اتفاقات افتاده درزندان اشرف و مجموع اینها…

همچنین پشت کردن هواداران چه درداخل و خارج واعتراضات هواداران ..وبرملاشدن مجموعه کارهای سازمان ازگلدان دزدی وپول شویی و کلاه برداریهای کلان ازبچهایی ملیشا ودزدیهایی دیگر..

وهزارویک دلیل دیگریک چیزبرای من مسجل شده است. آری ، این اغازوسراغاز همان ناقوسی است که بوی سرنگونی این سازمان را میدهد وانهم بدست عروسک های گرداننده آن.

بقول معروف ((هرچی بکاری همان را برداشت میکنی)) ومسعود و مریم نفاق ودورویی و بیشرفی کاشتند و دست اخرطوفان نصیبشان شد.

به امید رهایی دیگر عزیزانمان درکمپ لیبرتی

سلام برآزادی

احسان بیدی

البانیا_تیرانا

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17992

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۵:… هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان …

لینک به منبع

لینک به همین مطلب در صفحه فیسبوک آقای بیدی

هشدار احسان بیدی به مقامات دولت آلبانی در مورد توطئه سازمان مجاهدین درالبانی علیه جانش

سلام خدمت هموطنان عزیز

احسان بیدی ، تیرانا ، آلبانی

اینجانب احسان بیدی جزونفرات جداشده از سازمان هستم که در آلبانی مستقل زندگی کرده و تابحال زیربار حاکمیت فرقه رجوی در آنجا نرفته ام و نمیروم درصورتیکه بارها ازمن خواستن که چیزی برعلیه انها ننویسم و با مبالغ گزافی قصد خریدن من را داشتن که خوشبختانه موفق نشدند.

در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۱۵ دفتر کمیساریا در تیرانا در اپارتمان محل کارشان اقدام به برگذاری کلاس زبان برای نفراتی که ازکمپ لیبرتی به البانی آمده اند کرده بود. تعداد افراد شرکت کننده در دو کلاس حدود ۲۵ نفر بود. کمیساریا به اینجانب نیزاطلاع داده بود که در این کلاس زبان شرکت کنم.

دراین روز از ساعت ۹۴۵ دقیقه صبح در کلاس حضور داشتم. با خیلی از دوستان سلام علیک وگفت گو کردم. همه چیز عادی بود. ساعت ۱۰ کلاس شروع شد. هنوز بیش از ۳۰ دقیقه نگذشته بود که سعید داوری از مسئولین سازمان مجاهدین در البانی که درکلاس حضورداشت، یادداشتی با چندین نفر از حاضران در کلاس ردوبدل کرد. ۵ دقیقه بعد علی رئوسان فرمانده تیم جاسوسی سازمان در تیرانا از کلاس خارج شدو به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کرده و بیان می کند احسان بیدی یعنی من باید این کلاس راترک کنم. چند دقیقه بعد دونفر دیگر از عوامل فرقه از کلاس خارج شدند و به دفتر مسئولین کمیساریا مراجعه کردند و بیان کرده بودند که او باید کلاس را ترک کند. فرماندهان سازمان در واقع مسئولین کمیساریا را تهدید کرده بودند در صورتی که احسان بیدی در این کلاس باشد این کلاس نظمش به هم می خورد وهر اتفاقی هم پیش بیاید آنها مسئول هستند. پس از مراجعه مجدد نفرات مذکور به کلاس، کلاس متشنج شد و همه چیز به هم خورد. مسئولین کمیساریا از این وضعیتی که نفرات مجاهدین درست کرده بود شوکه شده بودند و انتظار چنین برخوردی را از مجاهدین نداشتند. درنهایت مسئولین کمیساریا مرا به دفتر صدا زدندو اظهارداشتند که اینها ( نفرات مجاهدین ) به عمد دارند اینجا تنش ایجاد می کنند و این فضائی که ایجاد کرده اند ما واهمه داریم که به تو آسیب برسانند. به خاطر سلامتی تو ما درخواست می کنیم فعلا شما به کلاس نیائید تا ما به نوعی این مسئله را حل و فصل و پیگیری کنیم .

این آشوب و به هم زدن کلاس توسط تعدادی از مسئولین و فرماندهان سازمان مجاهدین و نفرات خاصی بود که از قبل برنامه ریزی شده بود . در حالی که بجز این ۶ الی ۷ نفر مجاهدین دیگرنفرات هیچ گونه مخالفتی با بودن من نداشتند. این برخورد سازمان مابقی نفرات بی طرف را هم شوکه کرده بود که چگونه مجاهدین با افراد مستقل برخورد می کنند. بخصوص برخورد های فرمانده تیم جاسوسی سازمان یعنی علی رئوسان در کلاس…

برخورد های علی رئوسان مسئولین کمیساریا و دیگر دوستان که شاهد صحنه و فحاشی های لمپنی او بودند همه را شوکه کرده بود. بعدا تعدادی از همان دوستان از اتفاقی که برای من پیش آمده بود اظهار تاسف می کردند و بیان کردند که این توطئه با برنامه ریزی قبلی بود و آنها هم در جریان بودند که برای من چه نقشه ای دارند.

در همینجا به مسئولین کمیساریا و وزارت کشور البانی اعلام می کنم که در کشور البانی هرگونه اتفاقی برای من پیش بیاید و قطره خونی از بینی من ریخته شود، مسئولیت تام وتمام آن بر عهده خانم فائزه محبت کار (طاهره زکیانی رودسری ) فرزانه میدانشاهی ، اسماعیل مرتضائی ( جواد خراسان ) علی رئوسان و سعید داوری می باشد.

در همین راستا من اقدامات لازم را با کمیساریای عالی پناهندگی و وزارت کشور البانی انجام داده ام و این هم گزارشی می باشد به همه مدافعین حقوق بشر و هموطنان عزیزم

احسان بیدی /البانیا – تیرانا

***

همچنین:

حمایت از تشکل جداشدگان فرقه رجوی در آلبانی ضروری است

آرش سهرابی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، سوم می ۲۰۱۵:…  مسئولین تشکیلات در آلبانی در تمام جلساتی که برگزار می کنند ، با تهدید ما جداشدگان از ارتباط با دیگر جداشدگانی که در مورد فرقه افشاگری میکنند و دیگر فعالین حقوق بشر ، هراس خود را از منتقدین فرقه به عیان ترین صورت به نمایش می گذا

زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی

محمد دلاوری، نجات یافتگان در آلانی، سی ام آوریل ۲۰۱۵:…  من بنا به دلایل امنیتی و از آنجاییکه سازمان مجاهدین تهدیدات بسیار ، و فشار های روز افزون بر ما دارد ناچارم که از اسم اصلی خودم در این خاطرات استفاده نکنم و با اسم مستعار مطالب خود را درج نمایم که البته نام اصلی من نزد مدیر سایت

مجاهدین اعضای جداشده در آلبانی را با حربه تهدید و تطمیع به ذلت دعوت می کنند

سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۵:…  افشین ابراهیمی که یکی از سرچماقداران میدانی مجاهدین در آلبانی هست. او به اعضای جداشده می‌گوید:  دیدید که دولت امریکا تعدادی از شما را که نزدیک به ۱۲ نفر بودید، را نپذیرفت و حتی هیچکدام از آنهاییکه با ما همکاری نمیکردند را دولت آ

اعزام مهدی ابریشمچی و زهرا مریخی به آلبانی از سوی مریم رجوی

نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، بیست و هفتم آوریل ۲۰۱۵:… مریم رجوی مستقر در فرانسه برای کنترل بیشتر اوضاع و همچنین روحیه دادن به افراد مسئله دار در آلبانی اقدام به اعزام و مسافرت چند روزه مهدی ابریشمچی و زهرا مریخی از فرانسه به آلبانی کرده است . بعد از انتقال آخرین دسته اعضای سازمان از لیبرتی به