چوپان در اصطبل

چوپان در اصطبل

مهدی خوشحال، ایران فانوس، ششم دسامبر 2014:…  چوپان تا روزی که لیاقتهای فیزیکی و فکری دارد و به راه و رسم چوپانی خرده آشنایی دارد، همیشه اربابانی هستند که به چوپان وسایل و ابزار چوپانی مثل گوسفند و سگ و چوبدستی و چراگاه و نی و غیره بدهند تا به کار و بارش بپردازد و ظاهراً با کوه و صحرا و گرگ بیابان در چالش باشد و زیانی به دیگران برساند و سودی نصیب اربابان بکند. طبعاً زمانی که چوپان از …

مسعود رجوی در حال مبارزهاسب و اسب سوار (قسمت پایانی)

لینک به منبع

چوپان در اصطبل

چوپان تا روزی که لیاقتهای فیزیکی و فکری دارد و به راه و رسم چوپانی خرده آشنایی دارد، همیشه اربابانی هستند که به چوپان وسایل و ابزار چوپانی مثل گوسفند و سگ و چوبدستی و چراگاه و نی و غیره بدهند تا به کار و بارش بپردازد و ظاهراً با کوه و صحرا و گرگ بیابان در چالش باشد و زیانی به دیگران برساند و سودی نصیب اربابان بکند.

طبعاً زمانی که چوپان از تئوری وارد پراتیک و سوار کار شد و صاحب گوسفند و شیر و پشم و گوشت و سگ و نی و مکر و نیرنگ شد و به انواع مهار و جنگ و گریز در کوه و صحرا مهارت یافت، دیگر به مثابه گذشته نیست و از گوسفند و سگ و ارباب تا همه و همه، نباید از وی انتظار رفتار سابق را داشته باشند. به ویژه اگر چوپان در اموری ناکام مانده باشد و پیری گریبانش را بگیرد.

چوپان که پیر شد و به دلیل ناتوانی حریف گوسفند و گرگ و کوه و صحرا نشد و قادر به استفاده بهینه از هی هی و چوبدستی و دروغ و فریب و ابزار و آلات چوپانی نشد، باز هم مشکلی نیست. این بار اربابان چوپان پیر اما با تجربه و ماهر در امور دروغ و مکر و سالوس را در جایی دیگر به کار می گیرند و مشغولش می کنند. نه به خاطر خودش بلکه به خاطر تجارب و اطلاعاتی که بهتر است به دست این و آن نیفتد.

چوپان پیر، این بار با همه تجاربش می بایست در اصطبل کار کند و از بره ها حراست و نگهبانی بکند. این حراست، طبعاً به روال قبل و مثل کوه و صحرا نیست، بلکه بیشتر به نهیب زدن و ترساندن و جهل بره ها خلاصه می شود و گاه چوپان ناچار است برای بره ها از دوران شباب و شهامت و جنگندگی اش قصه ببافد و با انواع دیگر ترفندها بره ها را تحمیق و رام و خواب بکند.

با وجود این که چوپان در ایام چوپانی قراردادهای نوشته و نانوشته زیادی با ارباب و گرگ و گوسفند داشت و مقید به رعایت قوانین طبیعت و جنگل بود، در اواخر عمر به بهانه فراموشی همه و همه را نادیده می گیرد و زیر پا می گذارد و وصیت می کند،

پس از مرگ، وی را به خاک و فراموشی نسپارند. بلکه با مترسک کردن و قرار دادنش بر قله دغل و دروغ و خشونت، تا همچنان بتواند در ترس و جهل بره ها زنده بماند!

“پایان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=12339

جادوی ادبیات

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، سوم اوت ۲۰۱۴: … اخیراً توپخانه زهوار در رفته مجاهدین آتش سنگینی بر مواضع مخالفین و منتقدینش باریده است که نه شدت آتش، بلکه جلف و هجو بودن آتش در نوع خود کم سابقه است. البته تبلیغات مجاهدین، در همه ادوار عمر از همین روش برای سرکوب و تحقیر مخالفین استفاده کرده اند. نگاهی به کتاب “تحلیلی بر جبهه همبستگی مجاهدین، به …

مهدی خوشحال بغدادرجوی از چه می ترسد؟!

لینک به منبع

جادوی ادبیات

اخیراً توپخانه زهوار در رفته مجاهدین آتش سنگینی بر مواضع مخالفین و منتقدینش باریده است که نه شدت آتش، بلکه جلف و هجو بودن آتش در نوع خود کم سابقه است. البته تبلیغات مجاهدین، در همه ادوار عمر از همین روش برای سرکوب و تحقیر مخالفین استفاده کرده اند. نگاهی به کتاب “تحلیلی بر جبهه همبستگی مجاهدین، به انضمام فرهنگ پرخاشگری و فحشنامه” که در سال ۱۳۸۲ و در هلند از نگارنده چاپ شد، این کتاب تقدیم شد به واژگانی که بی هیچ جرم و گناهی، توسط اربابان جهل، آلوده و به سخره گرفته شده اند. این کتاب، از صفحات ۸۵ تا ۱۳۳ فرهنگ و ادبیات مجاهدی را در ارتباط با منتقدین و مخالفینش، آورده است.

هدف مجاهدین از کاربرد چنین ادبیاتی، مرعوب و تحقیر کردن مخالفین و ضمن نفی دیگران، در صدد اثبات خود هستند. شدت آتش بدین هدف است که مخالفین، ضد انقلابی و دلاربگیران سایه عافیت، انقلابی و محق اند. این ادبیات، همزمان برای ترساندن و بازداشتن نیروهای داخل، می خواهد فرهنگ و مناسبات فرقه ای را قوت ببخشد و از معیارهای جهانشمول بگریزد و پایه های فرقه را تحکیم کند.

از ادبیات می توان به شخصیت و کار کسی و کسانی سر در آورد. مثلاً کسی که چارواداری می کند، از فرهنگ و ادبیاتی که استفاده می کند، می توان به کار و شغلش پی برد. چاروادار، البته شغل بدی نیست. اما تا زمانی که چاروادار به فرهنگ و ادبیاتش پایبند است، کسی از او انتظار دموکراسی و آزادی را ندارد. چاروادار، برای پیشبرد کارش ناچار است از ادبیاتی استفاده کند که توام با تحقیر و خشونت باشد، زیرا چاروادار با چهارپا سر و کار دارد و به هر حال هر چهارپایی اهلی نیست و ممکن است راه نرود و کار نکند که بعضاً چاروادار را ناگزیر به استفاده از سیخ و سمبه بکند. اما اگر روزی چاروادار از کارش خسته شد و نیاز به کار و شغلی دیگر مثل سیاست و هنر و ثروت، به سرش زد، این امور با سیخ و سمبه و شعار حاصل نمی شود، بلکه چاروادار می بایست در وهله اول ادبیاتش را تغییر دهد تا به آنچه که می خواهد و آرزو دارد، برسد.

چون که واژه ها و اندیشه ها خاصیت جادویی و رادیو آکتیویته دارند. این کلام است که به احساس و اندیشه و انرژی و سپس احقاق رویاها و آرزوها، بدل می شود.

بنابراین، همه چیز از کلام و واژه شروع می شود. در کتب مذهبی نیز آمده است، از کلامتان عادل شمرده خواهید شد و شما را از کلامتان قضاوت خواهند کرد.

ادبیاتی که مجاهدین برای خود و علیه دیگران استفاده می کنند، نمونه بارز ارتجاع و تباهی و ویرانگری است. این ادبیات، چه برای راوی و چه برای شنونده، خطرناک است، مگر کسانی که کار و اعتراض شان پرداختن به ادبیات تحقیر و تباهی است که در این صورت می بایست ضد ادبیات تحقیر را به کار ببرند.

کسی که تولید زندان و خشونت بوده و همه عمر یا خود تحت زندان و بازجویی بوده و یا دیگران را بازجویی و زندانی کرده، از چنین فردی نباید انتظار ادبیات سیاسی و دموکراتیک داشت. چنین ادبیاتی که تهی بودن شخص و ایدئولوژی اش را نمایندگی می کند، می تواند به سرعت به خواجکان و کنیزکان دربار سرایت کند و آنان را تهی و غیر سیاسی به بار آورد. اما معلوم نیست که در آتشباری های بیرون، چرا جملگی میرزابنویسان به زعم خودشان، مرد هستند و بینات مهر تابان حضوری در آتشباری بیرونی ندارند!

ادبیات همه چیز است. این ادبیات است که دوران مدرنیته را تکمیل و پادزهری برای عقب ماندگی و سیر به سوی جنگل بوده است. امروزه، بزرگترین خطری که می تواند بشریت را به فنا و انهدام تهدید کند، بمب اتم و اتمی که به دست تروریستها بیافتد، می باشد. نقطه مقابل این تهدید، اجماع جهانی در مقابل تروریسم با سلاح ادبیات روشنگرانه است، آنچه که تروریسم و جاهلیت مانند جن از بسم الله می ترسد.

ادبیات و اندیشه، خاصیت جادویی و رادیوآکتیویته دارند و مانند چوب بومرنگ عمل می کنند، یعنی قبل از این که به سمت هدف اصابت کنند به سوی پرتاب کننده باز می گردند.

فلورانس اسکاول شین، که یک خطیب و معلم در امور مابعدالطبیعه بوده، در کتاب معروف چهار اثر خود، بخشهای زیادی از کتابش را به تاثیرات کلام و ادبیات، اختصاص داده است. این حکیم فرزانه که چهار اثر جادویی خود را مابین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۵۹ به رشته تحریر در آورده، صدها بار از نفوذ کلام و عواقب کلام و اندیشه، نوشته و النهایه می نویسد، همان طور که مردم به خوردن و پوشیدن و نوشیدن حساسیت و توجه دارند، به طریق اولی می بایست در کلام خود نیز دقت و توجه بیشتری از خوردن و پوشیدن و نوشیدن، داشته باشند.

او اضافه می کند، جهان تان را کلام تان می سازد و اگر خواسته باشید جهان تان را دگرگون کنید، ابتدا کلام تان را عوض کنید. این بانوی بزرگ در مورد بازی زندگی می آورد، خرد لایتنهایی همان نیرویی است که به محض بر زبان آوردن کلام لازم، آدمی با آن یگانه می شود. عقل کل مشتاق است تا آرزوی انسان را برآورد. هر چند باید از سر راه او کنار رفت و میدان را به او سپرد.

“پایان

***

همچنین:

گروگانها را آزاد کنید

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

آینده روشن است!

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۴: … از سلول تاریکی که مدتها در آن به سر بردم و کم کم داشتم به آن عادت می کردم، مشکلات و دلشوره ام نیز کم کم کاسته می شد. پس از یکی و دو روز اول که شوکه و گیج بودم، بعداً ورزش را شروع کردم و مابقی اوقات را با سوسکها و کفشهایم حرف

پایان عصر حماقت

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، هشتم ژوئیه ۲۰۱۴: …اردوگاه اشرف در عراق بعد از ظهر داغی را تحمل می کرد. داغ تر این که در انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین که مسعود رجوی فهیمه اروانی را مسئول اول کرده بود، جزو افراد انقلاب نکرده بودم. عصر روزی که از فرط خستگی به درون آسایشگاه ارکان خزید

داعش چگونه خلق شد

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال، ایران فانوس، اول ژوئیه ۲۰۱۴: …  در طول عمرم، چهار بار به کشور عراق سفر کردم. هر چهار بار که به عراق سفر کردم، با دست پر رفتم و با دست خالی برگشتم. هر بار که به عراق رفتم، برای تجارت و سیاحت نبود، بلکه برای سیاست و به زعم خودم، نجات بود. از میان چ