چگونه فرقه رجوی فرقه شد

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

چگونه فرقه رجوی فرقه شدمهدی خوشحال، ایران فانوس، بیست و ششم اوت 2019:… جوان نیرومند یا همان پهلوان پنبه قصه ما با شمشیر آخته ای که از خون و رنج و سرمایه ملتی به دست آورد، به جای جنگیدن با اژدها جنگ صد برابر و ایدئولوژیک و فرقه ای در زیر زمین را علیه زنان و قربانیان نگونبخت پیشه کرد تا در ابتدا و جهت سهولت کار آنان را مغلوب نماید. القصه، مراد مرشد و بچه مرشدش از جنگ با اژدها، جنگ نبود بلکه تطمیع نیازهای سیری ناپذیر درون شان بود که هزار جوان و هزار شمشیر که سهل است اگر همه جوانان و سلاح های جهان را می خوردند و به فنا می دادند النهایه، توجیهی جهت اشتهای سیری ناپذیرشان می آوردند که ایهالناس، در این جنگ مقدس همه جوانان و همه سلاح ها و امکانات جهان، کم است و برای مان بیشتر بیاورید. چگونه فرقه رجوی فرقه شد 

چگونه فرقه رجوی فرقه شدمحدوديت در فرانسه، شكست طرح جنگ و حال زار مريم رجوى

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 25.08.2019

مهدی خوشحال آلمان

مهدی خوشحال آلمان

فرقه ها در ابتدا فرقه نبودند بلکه محافل و گروه ها و سازمان های عام المنفعه و آزادیخواهی بودند که در مسیر زمان و مسیر راه، بر اثر اشتباه و انحراف و خیانت رهبران و در راستای چیره و مستولی شدن رهبران بر دیگران، بعضاً به گروه های مخرب و تروریستی بدل شدند. نمونه بارزش نیز فرقه تروریستی رجوی هاست. در این مقاله کوتاه، به چند تز و دکترین فرقه رجوی که به سود رهبران و علیه اعضاء، به کار آمد و بدل به فرقه شد را در پایین می آورم.

انقلاب ایدئولوژیک یا همان انقلاب جنسی مجاهدین خلق که در ابتدا کوره گدازان نامگذاری شد، اوج ساخت و ساز مناسبات فرقه ای بود که معمولاً مسعود رجوی در نقش مرشد و مریم قجر در نقش بچه مرشد، با همدیگر و با کمک تعدادی از فرماندهان نقش بازی می کردند تا مطالب نقل شده را آسان تر به خورد اعضاء بدهند. در این جا از ذکر صدها نمونه و فاکت های سیاسی و تشکیلاتی و نظامی و تاریخی آورده شده صرفنظر می کنم و به دو فاکت و نمونه که یکی از مرشد و دیگری از بچه مرشد، است را اکتفا می کنم.

داستان، داستان ذوب است. ذوب رهبران در اعضاء نیست بلکه ذوب اعضاء با همه چیز و همه وجود اعم از خون و نفس، در رهبران است. در این برهه که از سال 1368 و قرارگاه اشرف در عراق، آغاز شد مسعود رجوی جهت ذوب اعضاء در مریم قجر، بحث وصل و عشق و آفتاب و ابتلائات و لاطائلات دیگر را به میان آورد و النهایه از تز عطار نیشابوری کمک گرفت و بحث سیمرغ را مثال زد یعنی این که مریم قجر، سیمرغ رهایی است و برای رسیدن به مقصد، مرغان عزا و عروسی، عذر و بهانه نیاورند و در راستای نیل به هدف، بایسته است در سیمرغ رهایی ذوب و یکی شوند تا جملگی مرغان به قله رفیع رهایی و آزادی، نائل آیند.

زنان حرمسرا 

مرشد که دکترین خود را با آب و تاب و به نفع بچه مرشد، فاش کرد نوبت به بچه مرشد رسید تا نقالی معرکه را به دست گیرد و دکترین خود را به نفع مرشد معرکه، افشاء نماید.

بچه مرشد، با لاف و گزاف مثال زدنی گفت، در زمان های قدیم شهری بود آباد و آرام اما یکی از روزها اژدهایی سر راه مردم شهر سبز شد و شروع به لت و پار کردن و خوردن مردم شهر کرد. مردم و جوانان شهر گروه گروه به مصاف اژدها شتافتند اما جملگی شکست خوده و به خورد اژدها رفتند. سال ها از جنگ نابرابر اژدها علیه مردم شهر گذشت تا این که یکی از روزها پیرمرد سپید مویی نزد پیران شهر رفت و گفت من پیشنهادی جهت مبارزه و مقابله با اژدها دارم. مردم و پیران شهر متعجب شدند از این که در طی این سال ها بهترین و قویترین جوانان شهر به مصاف اژدها رفته و کشته شدند چگونه می توان در این میان راه حلی آن هم از جانب پیرمرد سپید مویی را پذیرفت و عمل کرد. با اصرار پیرمرد، دیگران ابتدا مقاومت سپس سعی کردند آن را شنیده و به کار ببندند. پیرمرد سپید موی گفت، در این متد جدید نیاز نیست تا جوانان شهر را یکی به یکی به جنگ اژدها بفرستیم بلکه کوره ای گدازان فراهم نمایید و سپس هزار جوان را به من بدهید تا درون کوره انداخته و بدل به یک جوان نیرومند نمایم و همچنین هزار شمشیر به من بدهید تا آن ها را نیز درون کوره انداخته و بدل به یک شمشیر آخته نمایم. مردم شهر، با ناباوری اما این بار به نصایح و تجربه پیرمرد سپید موی تن داده و به خواستش اجابت نموده و پس از راه انداختن کوره ای گدازان، هزار جوان را درون کوره انداخته و بدل به یک جوان کردند و سپس هزار شمشیر را درون کوره گداخته و بدل به یک شمشیر کردند. در این حین مردم شهر با هزار جوان و هزار شمشیر، یک جوان نیرومند و یک شمشیر آخته و برا، دست یافتند و آن ها را دست پیرمرد سپید موی دادند تا آن ها را به جنگ اژدها بفرستد. پیرمرد نیز جوان تنومند با شمشیر آخته را به جنگ اژدها فرستاد و در کمال تعجب و ناباوری مردم، جوان نیرومند با شمشیر آخته اش بر اژدها پیروز شد و جملگی مردم شهر پس از سال ها جنگ و مبارزه و مقاومت و تلفات هنگفت با تجربه پیرمرد و دکترین ذوب یعنی ذوب جوانان جنگی و شمشیرها در کوره گدازان، به رهایی و آزادی دست یافتند.

از دکترین مرشد و بچه مرشد که جهت آسانتر کنترل نیروها و مناسبات سفت و سخت فرقه ای خلق شد بگذریم چون که سیمرغ داستان ما که هزینه سرسام آور مادی و معنوی کشوری و جهانی را بلعید و خورد تا به قله رفیع رهایی و آزادی دست یابد متاسفانه به جای قله راه دره را پیش گرفت و با همه سرمایه های مادی و معنوی که به دست آورده بود به دره سقوط کرد.

اما جوان نیرومند یا همان پهلوان پنبه قصه ما با شمشیر آخته ای که از خون و رنج و سرمایه ملتی به دست آورد، به جای جنگیدن با اژدها جنگ صد برابر و ایدئولوژیک و فرقه ای در زیر زمین را علیه زنان و قربانیان نگونبخت پیشه کرد تا در ابتدا و جهت سهولت کار آنان را مغلوب نماید.

راز بقاء  مجاهدین خلق در چیست؟

القصه، مراد مرشد و بچه مرشدش از جنگ با اژدها، جنگ نبود بلکه تطمیع نیازهای سیری ناپذیر درون شان بود که هزار جوان و هزار شمشیر که سهل است اگر همه جوانان و سلاح های جهان را می خوردند و به فنا می دادند النهایه، توجیهی جهت اشتهای سیری ناپذیرشان می آوردند که ایهالناس، در این جنگ مقدس همه جوانان و همه سلاح ها و امکانات جهان، کم است و برای مان بیشتر بیاورید.

„پایان“

چگونه فرقه رجوی فرقه شد

لینک به منبع

***

مهدی خوشحال، ایران فانوسگمشدگان آرمان فریب

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمسعود خدابنده، هافینگتون پست: مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/قرارگاه-اشرف-سه-،-کانون-شورش-های-پنهان/

قرارگاه اشرف سه ، کانون شورش های پنهان

قرارگاه اشرف سه، کانون شورش های پنهانایران فانوس، پانزدهم اوت 2019:… جملگی اعضاء در این نشست به این مهم اذعان داشتند که افشاگری علیه فرقه رجوی یک ضرورت ملی است و تا کنون دست های پیدا و پنهان و دست اندرکاران این افشاگری، توانستند بزرگترین خطری که ایران و ایرانی را تهدید می کرد را خنثی نموده و دست شان را برای همگان رو کنند. این نشست یک ساعته با ارائه فاکت ها و تحلیل هایی مبنی بر دروغ و دغل بودن تمامی تحلیل های آبکی و عاریه ای مجاهدین خلق در ارتباط با ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی، خاتمه یافت و ادامه اسناد و واقعیت های مناسبات جهل و جنون، به آینده ای نزدیک موکول گردید.  قرارگاه اشرف سه ، کانون شورش های پنهان 

نارضايتى و فرار بعد از پيام منتسب به مسعود رجوىاراجیف تازه ی منتسب به مسعود رجوی !

قرارگاه اشرف سه ، کانون شورش های پنهان

قرارگاه اشرف سه، کانون شورش های پنهان

دیروز سه شنبه به تاریخ سیزدهم آگوست سال 2019، تعدادی از اعضای کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس، طی گردهمایی از شهرهای مختلف حول مسایل سیاسی و فرهنگی و همچنین شورش های پنهان در اشرف سه در آلبانی، به بحث و گفت و گو پرداختند.

اهم این گفت و گو، مربوط به استراتژی جرقه و جنگ نیابتی آمریکا توسط مجاهدین خلق است. استراتژی ای که خود را ناشیانه و ناامیدانه به سیاست های یک بام و دو هوای آمریکا و متحدین منطقه ای اش قلاب کرده و به صدباره شکست خورده و در این اثنی خیل نیروهای ناراضی و شورشی را در درون خود خلق کرده اما مثل همیشه این تبحر را نیز داشته تا مسایل داخلی خود را فرافکنانه به بیرون و دیگران نسبت دهد و خود را از گزند فروپاشی و سرنگونی دور نگهدارد همچنین در این رابطه محض پیشگیری از فرار و نارضایتی و شورش نیروهای اسیر و درمانده، افراد بالای سازمان خود را از پاریس به آلبانی و مقر مجاهدین خلق رسانده تا مثل گذشته راه های پیشگیری و سرکوب را یکی به یکی امتحان و به کار ببرند.

با این وجود که سران فرقه مدت ها طی نشست های شست و شوی مغزی و سرکوب، مانع از خروج و شورش نیروها شدند ولی نارضایتی و شورش به انحاء مختلف ادامه داشته و اعضای ناراضی و فراری که در تیرانا به سر می برند در واگویه های خود بن بست هایی از درون مناسبات جهل و تباهی را افشاء و اعتراف کردند که نیروها روحیه لازم جهت ماندن در قرارگاه اشرف سه را نداشته و امیدی به سیاست ها و جنگ و سرنگونی خیالی رهبران مجاهدین را ندارند و تماماً روحیه باخته و زهوار در رفته هستند. در این جلسه، همچنین به موضوعاتی چون جرقه و جنگ و استراتژی صبر و انتظار مجاهدین خلق و انواع وعده و وعیدها و تعهدها به ویژه از شخصیت های به غایت فاسد و دروغگوی رهبران مجاهدین و شخص مسعود رجوی که به طمع رسیدن سریع به قدرت و شهوت، نیروهای خود را به چنین روز سیاه و فلاکت کشانده سخن به میان آمد و فاکت و تحلیل ارائه شد.

جملگی اعضاء در این نشست به این مهم اذعان داشتند که افشاگری علیه فرقه رجوی یک ضرورت ملی است و تا کنون دست های پیدا و پنهان و دست اندرکاران این افشاگری، توانستند بزرگترین خطری که ایران و ایرانی را تهدید می کرد را خنثی نموده و دست شان را برای همگان رو کنند.

این نشست یک ساعته با ارائه فاکت ها و تحلیل هایی مبنی بر دروغ و دغل بودن تمامی تحلیل های آبکی و عاریه ای مجاهدین خلق در ارتباط با ایران و سرنگونی جمهوری اسلامی، خاتمه یافت و ادامه اسناد و واقعیت های مناسبات جهل و جنون، به آینده ای نزدیک موکول گردید.

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

قرارگاه اشرف سه ، کانون شورش های پنهان

لینک به منبع

***

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهرانترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

همچنین: