چگونه «مرحوم» رجوی، ابریشمچی را نقره داغ کرد؟ا

چگونه «مرحوم» رجوی، ابریشمچی را نقره داغ کرد؟ا

 غفور فتاحیان، پیوند رهایی، ششم اوت 2017:…  مهدی ابریشمچی یا همان نا «شریف» در تشکیلات رجوی که در فرانسه با نام بهمن تهرانی پناهندگی گرفته است چنانکه همۀ افراد فرقۀ رجوی اعم از اعضای کنونی داخل تشکیلات و یا جداشدگان می دانند  شخصیتی به غایت لمپن و بی عفت کلام  وبسیار گستاخ و یکی از شکنجه گران دستگاه سرکوب رجوی بوده و می باشد بطوریکه تا وقتی من … 

نگاهی به گزارش عملیات جاری مهدی ابریشمچی؛ بی‌مسئولیتی، خیانت و جنایت

لینک به منبع

چگونه «مرحوم» رجوی، ابریشمچی را نقره داغ کرد؟

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

غفور فتاحیان

غفور فتاحیان

 مهدی ابریشمچی یا همان نا «شریف» در تشکیلات رجوی که در فرانسه با نام بهمن تهرانی پناهندگی گرفته است چنانکه همۀ افراد فرقۀ رجوی اعم از اعضای کنونی داخل تشکیلات و یا جداشدگان می دانند  شخصیتی به غایت لمپن و بی عفت کلام  وبسیار گستاخ و یکی از شکنجه گران دستگاه سرکوب رجوی بوده و می باشد بطوریکه تا وقتی من داخل تشکیلات بودم می دیدم در تشکیلات رجوی برای همه سوال شده بود که چطوری یک فرد درب گاراژی و خانم باز مانند این ابریشمچی یکی از مسئولان بالای این سازمان شده است؟!

بطور واقع سؤال خودم هم همین بود و از هر کدام از دوستانم که در تشکیلات سؤال می کردم همه بالاتفاق می گفتن این یک دلقک به تمام معنا دراین سیستم است و در نشستها همانند یک دلقک و ملیجک رجوی رفتار می کرد که به چند نمونه از ادا و اطوار های این میلجک در بارمرحوم رجوی در زیر اشاره می کنم:

در یکی از نشستها، مسعود رجوی گفت ای برادرانی که به من نامه نوشته بودید که مهدی گل سر سبد مجاهدین است و بالاترین فداکاری را در امر انقلاب کرده است، نه خیر، برادران اینطوری نیست بلکه بالاترین پرداخت را سازمان به همین مهدی ابریشمچی کرده است و او را از بند استثمار جنسی نجات داده و چند مدار او را به جلو پرتاب کرده است!!!.

منظور رجوی این بود مهدی که زنش را به من داده است تازه باید شکرگزار سازمان باشد که او را از قید و بند دستگاه جنسیتی نجات  داده است!!!

ما که از شنیدن این گفته های رجوی سرخ شده بودیم و از خجالت سرمان را پایین انداخته بودیم دیدیم که یک دفعه مهدی ابریشمچی با حالت بدو رو رفت پشت میکروفن و گفت: «برادرمسعود! به تمام مقدسات مجاهدین قسم! با این انقلاب بالاترین پرداخت ایدئولوژیک به من شده است!! همین الآن هم من که یک مسئول در این سازمان هستم در جیم و دوران (احساسات و رفتارهای جنسی) غرق هستم و فقط با این انقلاب است که خودم را نگه داشته ام و کنترل می کنم»!!!.

در نشست دیگری بازهم این دلقک یعنی مهدی ابریشمچی معرکه گیر رجوی خودش را به میکروفن رساند و گفت: «برادر من روی خواهر مسئولم لحظۀ جیم (احساس جنسی) دارم و دنبال ترفندهایی هستم که با خواهران به بهانه های مختلف صحبت کنم»!!. رجوی رو کرد به حاضران نشست و خطاب به ما گفت: «ببینید مسئولین شما بیشتر در جیم و دوران (مسائل و مشکلات جنسی) غرق هستند وبرای همین هم بود که انقلاب را از همین ها شروع کردیم»!!.

خلاصه این ابریشمچی بین همه منفور بود و رجوی هر استفاده ای که می خواست از این دلقک و ملیجک دربار خودش می کرد.

 ومن هم برای فهم این موضوع که این مهدی چطوری با این خصوصیات سر از سازمان مجاهدین در آورده و یکی از مسئولان بالای آن شده است از خیلی ها از جمله از کسانی که در زمان شاه با رجوی و ابریشمچی در زندان بودند می پرسیدم که این مهدی آن زمان هم همین خصوصیتها را داشت؟ و آنها بالاتفاق پاسخ مثبت می دادند. اتفاقا همین چند وقت پیش هم با یکی از ایرانیانی که در زمان شاه درزندان بود صحبت می کردم که او به من گفت با مهدی ابریشمچی مدتی در یک سلول بوده است. من هم بلاقاصله از او هم پرسیدم: راستی این مهدی آن زمان چطور فردی بود؟

او گفت در زمان شاه این مهدی فردی متین و انقلابی بود منتها یک ضعف بسیار کوچک داشت که همیشه دنبال رده و کرسی بود که متأسفانه وقتی که به فرانسه آمد چون یکی از مسئولین سازمان بود و امکان داشت که رهبری این سازمان را به عهده بگیرد اتفاقا رجوی که به خوبی می دانست که اگر دندان مهدی ابریشمچی را نکشد ممکن است رهبری سازمان را از دست بدهد چون آن موقع ها زمزمه هایی وجود داشت که رهبری سازمان را شورایی یا دوره ای کنند، به همین خاطر رجوی که از مدتها بیش طرح و برنامه اش را داشت با مریم همسر همین مهدی ازدواج کرد و در واقع رجوی با این کارش با یک تیر دو نشان زد یکی اینکه مهدی را به زبان ساده نقره داغ کرد یعنی اینکه مهدی را از چشم همه انداخت و هم اینکه رهبری خودش را تثبیت کرد.

مهدی هم که رو دست سختی از رجوی خورده بود و نمی توانست از سازمان جدا شود رجوی او را تبدیل به یک دلقک و ملیجک دربار خود کرد.

*** 

مهدی ابریشمچی مزدور مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی مهدی ابریشمچی را بیشتر بشناسیم!

مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، ژنرال حبوش و کشتار اکراد عراقی

مزدور مهدی ابریشمچی وطن فروشی که در زندانهای صدام و رجوی شکنجه گر بودرمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

گزارش سحر، ۲۰۰۹: پادگان مریم رجوی (فرانسه) از بیرون و از درون 

قرارگاه اروپایی سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی شهرک حومه ای اورسورواز Auvers-sur-Oise در استان سرژی پونتواز Cergy-Pontoise در کشور فرانسه از زمان پیدایش خود با تأیید دولت وقت فرانسه نقش مقر سرفرماندهی جنگ مسلحانه این سازمان را به اشکال مختلف ایفا کرده است.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30501

مریم قجر برای فرار از پاسخگویی دست به دامن نیروی قدس و وزارت اطلاعات می شود

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  علامه حسینی که تا دیروز مریم و ایادیش به اسمش قسم می خوردند چطوری یک شبه مأمور و مزدورو… می شود آنهمه از سالها پیش بوده!!! پس اگر از سالها پیش چنین بوده آخر به چی دلیل او را مورد استقبال و حمایت مالی قرار می دادید و چرا زیر پایش فرش قرمز پهن می کردید؟! همچینن در مورد جدا شدگان هم این فرقه رجوی همین یاوه سرایی ها را دارد بخصوص … 

مزدور عربستان علامه حسینی لبنانی مجاهدین خلق فرقه رجویجدایی آقای علامه حسینی مشاور ارشد مریم رجوی از فرقه مجاهدین 

لینک به منبع

مریم قجر برای فرار از پاسخگویی دست به دامن نیروی قدس و وزارت اطلاعات می شود

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

توهین و افترا و ترور شخصیت از پایه های فرقه رجوی است و در طی این سالیان هر جا که می بایست شخص مریم یا مرحوم رجوی جواب بدهند فورا توهین و افترا و ترور شخصیت شروع می شود و دکان چند نبش شورای دست ساز پی در پی اطلاعیه صادر می کند.

نمونۀ بارز و جدید آن همین چند روز بیش در پی اعلام مواضع علامه حسینی روحانی لبنانی بود که بلافاصله درب دکان کمیسیون ضد تروریست شورای دست ساز رجوی باز می شود و بجای پاسخ گویی و جواب دادن به سوالات و حرفهای کاملا منطقی و درست این روحانی لبنانی که چیزی جز بیان واقعیتها نبود او را به نیروی قدس و اطلاعات ربط می دهد.

علامه حسینی که تا دیروز مریم و ایادیش به اسمش قسم می خوردند چطوری یک شبه مأمور و مزدورو… می شود آنهمه از سالها پیش بوده!!! پس اگر از سالها پیش چنین بوده آخر به چی دلیل او را مورد استقبال و حمایت مالی قرار می دادید و چرا زیر پایش فرش قرمز پهن می کردید؟!

همچینن در مورد جدا شدگان هم این فرقه رجوی همین یاوه سرایی ها را دارد بخصوص در رابطه با استاد غلام (آقای قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد عربی سابق در بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین و مترجم ارشد شخص رجوی) … پدر پیری که تمام زندگیش را در این راه گذاشت تا آنجا که همسرش و دو برادرش در این راه جان باختند و دخترش هم هنوز در آلبانی است.

او وقتی از این سازمان جدا شد و دست به افشاگری علیه این فرقۀ تروریستی زد آن وقت فرقۀ رجوی دست به ترور شخصیت او زد و کسی که رجوی در نشستهایش او را «استاد» خطاب می کرد بلافاصله بعد از اقدامش به افشاگری علیه این فرقه و بیان واقعیتهایی که در درون این فرقه جریان داشته و دارد مورد انواع تهمتها و دروغها از جانب شخص رجوی و فرقه اش قرار گرفت.

وقتی  که استاد غلام در سازمان بود رجوی هر جا در نشست ها  در  رابطه با احادیث و آیات قران گیر می کرد بلافاصله از استاد غلام سؤال می کرد.

حال بگذارید یک موضوع در رابطه با همین مارک زدن های رجوی به کسانی که از او انتقاد می کنند و یا دست به افشاگری می زنند بگویم که شاید خوانندگان بیشتر با ماهیت پلید این جنایتکاران آشنا شوند.

یک بار که برای انجام ماموریتی به قرارگاه بدیع زادگان محل کاخ های رجوی واقع در غرب بغداد رفته بودم وقتی به آنجا رسیدیم من بلافاصله رفتم داخل سالن غذا خوری و دنبال غذا می گشتم که بخورم چون بعداز ناهار رسید بودیم و دیگر کسی در آنجا برای دادن ناهار وجود نداشت و زمانبدی  ناهار هم گذشته بود. در داخل سالن چند نفر دیگر هم بودند که از قرارگاهای مختلف دیگر آمده بودند و آنها هم ناهار نخورده بودند. من یک چای با مقداری نان و چند خرما برداشته و رفتم سر میز سالن غذاخوری و مشغول خوردن شدم و مدتی هم در سالن برای رفع خستگی نشستم. حدود یکی دو ساعتی گذشت که دیدم چند تن از زنان به اصطلاح شورای رهبری وارد سالن شدند و گفتند بچه ها همه بیایید یک وسیله ای را می خواهیم جابجا کنیم و به تعداد بیشتری نفر احتیاج داریم. ما که حدودا هفت هشت نفری بودیم و داخل سالن نشسته بودیم به ناچار رفتیم و سوار خودروها شدیم و بعداز چند دقیقه ای وارد سالن کوچکی شدیم که دیدیم مسعود و مریم آن طرف میز بزرگی نشسته اند.

 یکی از مسئولین سازمان گفت بچه ها کسی نرود برای روبوسی همین جا روی صندلی دور میز بنشینید. ما هم تک به تک نشستیم و رجوی با خنده سؤال می کرد که چه خبر و با انقلابتان چکارمی کنید؟ و… اتفاقا در آن لحظه چند نفر دیگر هم داشتند ساندویچ پنیر با چای سرو می کردند که سریع روی میز گذاشتند من هم که خیلی گرسنه بودم فارغ از نشست رجوی که چی هست و چی می گوید مشغول خوردن پینر و چای شیرین شدم. چند لحظه بعد فقط همین را فهمیدم که صحبت سر آقای محمد حسین سبحانی است.

 در این لحظه  یکی از بچه ها که رده تشکیلاتیش از من بالاتر بود بلند شد و به رجوی گفت من یک سؤال دارم چون حالا که همه حضور ندارند و نشست عمومی نیست و چند نفرهم بیشتر نیستیم می خواهم اینجا سؤالم را مطرح کنم. سپس به رجوی گفت: «واقعا من درک نمی کنم و نمی فهمم در حالی که می بینیم به لحاظ سیاسی به ضررمان است می آییم به کسانی که سالیان با ما بودند و جزء مسئولین ما بودند  همین که از اینجا خارج می شوند و انتقاداتی به ما می کنند یا کسانی که در همین خارج به ما انتقاد دارند بلافاصله سازمان اینها را به وزارت اطلاعات و جمهوری اسلامی ربط می دهد یعنی واقعا آیا این ریل به نفع سازمان است؟ چون سازمان از یک طرف شعارش دموکراسی در عالتیرین شکل اش است… آیا این با این شعار ما در تناقض نیست؟».

رجوی در حالی که قیافه اش دوازده رنگ شده بود! گفت: «آخر می دانید که اگر ما بخواهیم به حرفهای اینها جواب بدهیم از فردا باید یک دستگاه عریض و طویل ازاین خواهران شورای رهبری و برادران مسئول سازمان بیایند از صبح تا شب اطلاعیه صادر کنند و جواب بدهند اینها که مثلا به شریف منظور مهدی ابریشمچی بود … انتقاد نمی کنند که بگویم باشد ما یا جواب نمی دهیم بی خیال می شویم یا جواب می دهیم اینها که اینطور انتقاد نمی کنند اینها روی کل سازمان حرف دارند… ما هم بهترین و ساده ترین و کم خرج ترین جواب را داریم یعنی همین که می گوییم او مزدور رژیم است که دیگر تمام است چون ما با این قشر هیچ گونه حرف و مذاکره ای نداریم به همه هم اعلام کردیم که او مزدور است و خرابش کرده ایم پس دیگر بحث با او محلی ندارد».

آره رجوی برای فرار از پاسخ گویی دست به یاوه سرایی علیه جدا شدگان و یا کسانی که انتقادی به این فرقه تروریستی دارند می زد.

بخدا قسم اگر همین الآن بالاترین مسئول این سازمان از فرقه جدا شود همین حرفها و مارک ها را به او می زنند وبه همین خاطر است که اکثرا از ترس مارک خوردن در تشکیلات این فرقه در آلبانی مانده اند وگرنه رجوی می ماند و حوضش.

*** 

علامه حسینی مشاور مریم رجوی اعلام جدایی کردحذف کامل پیشینه علامه حسینی از سایتهای مریم رجوی همزمان با مصاحبه های جدید وی با نشریات سعودی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29973

شوهای تبلیغاتی وطن فروشان بی وطن، سرمایه گذاری روی هیچ 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، نوزدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  مدتی است که فرقۀ رجوی از طرق مختلف آمار شرکت کنندگان در جلسه ای را که هنوز برگزار نشده و کسی در ان شرکت نکرده را صد هزار نفر اعلام کرده است!!. اولا اگر اشتباه نکنم در هیچ جای اروپا سالن سرپوشیدۀ صد هزازنفری وجود ندارد. اولا اعلام آمار و ارقام بالا حتی قبل از برگزاری برنامه جزء تاکتیکهای فرقۀ رجوی است و در عراق هم در مورد عراقیان فقیری که برای غذا … 

مشعل های انسانی مجاهدین خلق فرقخ رجویمشعل های انسانی ، در ژوئن ۲۰۰۳ بدستور مریم قجر عضدانلو روشن شد


حامیان تروریسم و جنایت همراه مریم رجوی مزدور فرقه منفور رجویلیست قیمتهای سخنرانان و مدعوین کرایه ای بزرگداشت تروریسم در پاریس به یورو

لینک به منبع

شوهای تبلیغاتی وطن فروشان بی وطن، سرمایه گذاری روی هیچ

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

مدتی است که فرقۀ رجوی از طرق مختلف آمار شرکت کنندگان در جلسه ای را که هنوز برگزار نشده و کسی در ان شرکت نکرده را صد هزار نفر اعلام کرده است!!.

اولا اگر اشتباه نکنم در هیچ جای اروپا سالن سرپوشیدۀ صد هزازنفری وجود ندارد.

اولا اعلام آمار و ارقام بالا حتی قبل از برگزاری برنامه جزء تاکتیکهای فرقۀ رجوی است و در عراق هم در مورد عراقیان فقیری که برای غذا به پادگان بدنام اشرف می آمدند آمار را صد برابر می نمود یعنی دویست نفر را بیست هزار نفر اعلام کرد. در آن روز که عراقیها می خواستند به اشرف بیایند به ما دستور می دادند که کت و شلوار بپوشیم و برویم صندلی های خالی سالن را پر کنیم تا دورنمای فیلمها و عکسها نشان بدهند که صندلیها همه پر بوده و همۀ آنها عراقی بودند!! و در حالی تعداد شرکت کنندگان بیست هزار نفر اعلام می شد که سالنهای اشرف فقط گنجایش دو تا سه هزار نفر را داشتند.

در کارهای نظامی هم همین کار را می کرد. مثلا در آن زمان وقتی که در اشرف رژه می رفتیم هر یگان ما چندین بار لباس عوض می کردیم و  دوباره و سه باره وارد رژه می شدیم تا در فیلم نشان داده شود که تعداد افراد به اصطلاح ارتش آزادیبخش رجوی چند برابر واقعیت می باشد.وقتی هم که نفرات به اصطلاح تشکیلاتی متناقض می شدند یعنی سؤال ایجاد می کردند که ما چه نیازی به این دروغ داریم و چرا باید افکار عمومی را فریب بدهیم؟! مسئولین فرقۀ رجوی می گفتند که این فرمان مسعود است که به صاحب خانه یعنی مامورین اطلاعات عراق بگوییم که تعداد ما خیلی بیشتر است!!.

حال چرا رجوی دست به چینین شعبده بازیهایی می زد و همچنان ورثه اش به آنها ادامه می دهند زیرا به این گونه تبلیغات نیاز مبرم دارند.

یادم می آید زمانی که در پادگان اشرف بودم همۀ افراد در رابطه با آوردن افراد عراقی به درون پادگان اشرف و دادن پولهای کلان به آنها در ازای سخنرانی در گردهماییهای نمایشی در درون پادگان اشرف متناقض شده بودند ومی گفتند چرا سازمان که صداقت که جزء اصول آن است این اصل خود را زیر پا می گذارد و آمار واقعی را نمی دهد و همه اعتراض می کردند که ما از صبح تا شب جان می کنیم و به بیگاری کشیده می شویم و زیر گرمای ۵۰ درجه کانکس و وسایل دیگر برای فروش درست می کنیم بدون اینکه غذای درست حسابی به ما داده شود آن وقت شما می گویید پول این وسایل خرج آوردن عراقیان به داخل پادگان اشرف می شود، آخر اینها چه دست آوردی برای ما دارند؟

حتی این اعتراض به افرادی که در بخش اجتماعی با عراقی ها کار می کردند کشیده شده بود تا اینکه رحمان (عباس داوری) از مسئولین بالای سازمان برای ما نشست گذاشت و چند نفر که الآن هم در آلبانی اسیر تشکیلات این فرقه هستند گفتند چرا سازمان برای سخنرانی شخصیتهای دعوت شده به آنها پول می دهد؟ و چرا در تمام «برنامه های خواهر مریم» در خارجه همۀ سخنرانان و اکثریت شرکت کننده ها خارجی هستند؟ مگر ما شخصیتهای ایرانی نداریم؟

در اینجا می خواهم عین صحبتهای رحمان را بدون کم و کسر بنویسم چون هیچ وقت این جمله ها از یادم نمی رود:

رحمان (عباس داوری) گفت: «برادران! شما که غریبه نیستید بلکه هر کدامتان در این سازمان مسئول هستید. واقعیت این است که سازمان به تبلیغات نیاز دارد، اگر ما این تبلیغات را نداشته باشیم با یک سازمان مرده هیچ تفاوتی نداریم. شما ای برادران که می گویید چرا افراد خارجی می آورید؟ و ایرانی بیاورید، از کجا ایرانی بیاوریم؟ خوب شما بروید ایرانی بیاورید، ما که دسترسی به داخل کشور نداریم!!… ما مجبور هستیم با هر شیوه ای تبلیغات خودمان را داشته باشیم حالا با هر کسی باشد…»!!.

هیچ کسی حرفی نزد چون بالاترین مسئول برادر یعنی مرد این سازمان در عراق خودش به زبان اشهد خودش می گوید که این سازمان مرده است و اگر این تبلیغات را هم نداشته باشد دیگر باید جنازه اش را هم دفن کرد. رحمان اینجا با رندی و چون می دانست کسی روی حرفهای او نمی تواند حرف بزند و سؤال یا شکی را مطرح کند این را که میلیونها ایرانی و حتی انبوهی شخصیتهای ایرانی در خارجه هستند و نه در داخل و حتی شخصیتهای خود شورای رجوی ساخته هم در این شوهای مریم قجر به حساب نمی آیند تا چه رسد که سخنرانی هم بکنند، و نیز این را که اکثریت قاطع ایرانیان داخل و خارج کشور مخالف فرقۀ رجوی و بلکه از آن بیزارند وو… کاملا مسکوت گذاشت.

حال برای اثبات این حرف ۹۹۰۰۰ نفر بیش کش اگر فرقه رجوی می توانست هزار نفر ایرانی را در این شوی تبلغاتی جور کند شک نکنید که از رسانه های فرانسوی هم برای سرشماری دعوت می کرد که نفرات رابشمارند.

رجوی در یک نشست درونی ان زمانی که مریم به فرانسه آمده بود خطاب به تمام نفرات پادگان اشرف گفت: «ای برادران آیا می دانید که در اروپا بیش از دو میلیون ایرانی هست که قبل از رفتن مریم به فرانسه ما فقط ۵۰۰ نفر هوادار داشتیم ولی با رفتن مریم به آنجا توانستیم دوهزار نفر هوادار داشته  باشیم؟».

حال این زمانی بود که رجوی در عراق بود و یک ارتش دست ساز و ورشکسته داشت. اما امروز رجوی چه دارد که هواداری برایش باقی مانده باشد؟!

تنها چیزی که برای رجوی مانده همان نیروهای قدیمی هستند که از اشرف به فرانسه آمدند یعنی یک مشت وطن فروش بی وطن ولاغیر.

*** 

سیرک سعودی ها با بازیگری مریم رجوی علیه ایران و ایرانی

تروریستهای جیش العدل و سازمان تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقفراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانسرنوشت تلخ فرقه ای که از صد دام به مک دام رسید

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویمباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult Flaqsgrooming Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) in Tirana part of bigger agenda for Albania

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29124

چرا رجوی نشستهای «غسل هفتگی»! یا بیان مسائل جنسی را راه اندازی کرد؟ 

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۷:… همه می دانند که بیان مسائل جنسی شخصی توسط خود فرد یعنی نوعی «اعتراف به گناه»! آن هم به این شیوۀ رجوی ساخته یعنی در حضور جمع دوستان و همکارانی که این موضوع را «گناه» می شمارند خیلی سخت است و در حقیقت یک شکنجۀ روانی است و در این دوران یعنی قرن بیست و یکم مطلقا قابل پذیرش نیست. هر وقت من صحبت از این تز مسخرۀ رجوی … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

لینک به منبع

چرا رجوی نشستهای «غسل هفتگی»! یا بیان مسائل جنسی را راه اندازی کرد؟

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

همه می دانند که بیان مسائل جنسی شخصی توسط خود فرد یعنی نوعی «اعتراف به گناه»! آن هم به این شیوۀ رجوی ساخته یعنی در حضور جمع دوستان و همکارانی که این موضوع را «گناه» می شمارند خیلی سخت است و در حقیقت یک شکنجۀ روانی است و در این دوران یعنی قرن بیست و یکم مطلقا قابل پذیرش نیست. هر وقت من صحبت از این تز مسخرۀ رجوی می کنم بعضیها می گویند مگر رجوی مغز خر خورده بود که به این شیوه نیروهای خودش را ترور شخصیت و در بین این همه آدم بی ابرو کند؟ لذا خواهش می کنم اگر دوستان جدا شده توضیحات بیشتری دارند حتما برای اگاهی این دوستان بنویسند.

حال چرا رجوی غسل هفتگی را در داخل ارتش زوار دررفته اش راه اندازی کرد؟ به نظر من به دو دلیل رجوی بندباز و شیاد این شیادی را در داخل ارتش دست سازش به راه انداخت.

یکم اینکه هیچیک از تحلیل های رجوی در طی سالیان قبل از راه اندازی این نشستها به سرانجام نرسیده بود و حرفها و تابلو نویسی ها و وعده هایی که در باره سرنگونی داده بود همه اش سراب از آب درآمده و بسیاری از مسئولین سازمان نسبت به این تحلیلهای رجوی به اصطلاح خودشان دچار تناقض شده بودند و گاهی جلوی خط رجوی می ایستادند و تهدید انشعاب و یارگیری در بین اعضا زیاد شده بود، رجوی هم به دلیل اینکه شم ضد انقلابی بسیار قوی داشت زود این مسئله را گرفت و پیش خود اندیشید که اگر نجبند تاج رهبری مطلق مادام العمرش را از دست می دهد. به همین دلیل این مسئلۀ اعترافات جنسی را پیش کشید که بگوید این برادران مسئول شما همگی در مسائل جنسی غرق هستند و اصلا صلاحیت رهبری سازمان را ندارند چون وقتی که برای اولین بار رجوی نشستهای به اصطلاح «غسل هفتگی» (اعترافات جنسی در برابر جمع) را به راه انداخت مسئولین سازمان را به پای میکروفن کشاند که از مسائل جنسی شان جلوی همه نفرات صحبت کنند که اگر اشتباه نکنم اولین نفر همین مهدی ابریشمچی بود که داد می زد: من از صبح تا شب چشمم دنبال خواهران است!! البته کسی مثل مهدی ابریشمچی را که در آنجا یک فرد لات و لمپن بود همه می شناختند و می دانستند یک فرد خانم باز است و این حرفها هم برای این شخص عادی است ولی در رابطه با بقیۀ مسئولین قدیمی که صحبت کردند فضای دیگری بود.

دومین دلیل این بود که چون  تحقق شعر و شعارهای رجوی به دراز کشیده بود و انقلاب ساختگی مریم هم جواب نمی داد مسائل جنسی در داخل ارتش دست ساز زیاد شده بود بطوری که از کنترل مسئولین سازمان هم خارج شده بود تا اینکه مجبور شدند نگهبانی ها را چهار نفره بکنند و زنان هم باید چند نفره با هم تردد می کردند تا مراقب همدیگر باشند. از این رو به علت نیروی کم و حجم عظیم کارهای جسمی فرقه رجوی قادر نبود که این روش را ادامه بدهد در نتیجه برای شناسایی و جلوگیری از بوجود آمدن این گونه موارد چینن فیلی را رجوی هوا کرد.

البته باید یادآوری کنم که پایه فرقه رجوی از بنیاد خراب و ویران شده بود و این گونه مسائل دیگر جواب گوی مسائل افراد نمی شد. خیلی واضح و روشن بود که تمام این شیادیهای فرقه گرایانه بویژه طلاقهای اجباری و ممنوعیت ازدواج و فروپاشاندن خانواده در داخل تشکیلات روزی آواری می شود بر سر رجوی و دارو دسته اش چون اگر این مسائل درست و بحق می بود باید اول از همه شخص رجوی به آن پایبند می شد در حالیکه خودش حرامسر درست کرده بود ولی برای پایینتر از خودش و همسرش که از همۀ مقررات مستثنی بودند اعترافات جنسی (غسل هفتگی) راه می انداخت.

*** 

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 3از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

Linda-Chavez-Ingrid-Betancourt-Mojahedin_Khalq_MEK_terroristsRajavi resorts to bargain basement speakers in Albania (Ingrid Betancourt, Linda Chavez, Wesley Martin …)

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28855

از کمدگردی وجاسوسی در اشرف تا تعقیب و جاسوسی در پاریس

 ghafoor_fattahian_2016غفور فتاحیان، پیوند رهایی، پاریس، بیستم مارس ۲۰۱۷:…  از خواب بیدار شدیم یکدفعه متوجه سرو صدای عجیبی شدم دیدم که فریدون شب قبل از آن لباسهای زیر علی اکبر انباز (یوسف) را که فرمانده مقر و از شکنجه گران فرقه بود برداشته و آنها را به نرده های اطراف مرکز هشت آویزان کرده و یک چوب هم داخل شورت او کرده که روی آن جمله ای بد نوشته و گفته … 

داوود احمدی قربانی مسعود و مریم رجویداوود احمدی. پا برهنه بر جاده ای از شمشیر (نوشته بهزاد علیشاهی سال ۲۰۰۶)

لینک به منبع

از کمدگردی وجاسوسی در اشرف تا تعقیب و جاسوسی در پاریس

بی شرفی، جاسوسی، وطن فروشی، شارلاتانی و خودفروشی جزء اصلی ترین پایه های تشکیلاتی فرقه رجوی است. نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین

چندی پیش برای انجام کاری اداری در پاریس رفته بودم که وقتی در نوبت بودم دو نفرکه از همان ابتدا معلوم بود که از عناصر ولگرد و جاسوس فرقۀ تبهکار رجوی هستند آمدند کنار من نشستند با وانمود اینکه گویا آنها هم کاری اداری دارند. به فرانسوی از من پرسیدند: کجایی هستی؟ من هم از همان ابتدا گفتم: بهتر نیست فارسی صحبت کنید!! که یکدفعه جا خودرند و گفتند: ها ایرانی هستی؟! گفتم آره ایرانی هستم بعد شروع به سؤالات در مورد وضعیت قانونی و شغلی و امور شخصی من کردند که وقتی با واکنش منفی من روبرو شدند موقعی که یکی شان داشت ضبط موبایلش را می بست متوجه شدم که صدای مرا داشتند ضبط می کردند!!

حال این در دنیای آزاد اروپا که این چنین با زیر پا نهادن حاکمیت و قوانین کشور مربوطه دست به اقدامات پلیسی و پلیس وار و جاسوسی و تعقیب و مراقبت می زنند از آنگونه که سال گذشته در شهر مقر اقامت مریم رجوی علیه دو پدری سالخورده که با اطلاع قبلی پلیس و شهرداری برای سراغ گرفتن از این فرقه در مورد وضعیت دخترانشان در عراق به آن شهر رفته بودند انجام می دهند.

حال چند نمونه کوچک از درون تشکیلات در رابطه با موارد جاسوسی  و کمدگردی و عکس العمل افراد در این رابطه را در اینجا می آورم تا هموطنان معنی ادعاهای مریم قجر مبنی بر آزادی و دموکراسی و شعر و شعارهای دیگرش را بدانند.

در پادگان اشرف جاسوسی و گشتن کمد و وسایل افراد و زیرنظر داشتن تمامی نفرات امری عادی به حساب می آمد ولی خیلیها بودند که تاب تحمل چینن توهینی و بی حرمتیی به شخصیت و حیثیتشان را نداشتند و به سران فرقۀ رجوی شدیدا اعتراض می کردند.

در مرکز هشت سابق صبح که از خواب بیدار شدیم یکدفعه متوجه سرو صدای عجیبی شدم دیدم که فریدون شب قبل از آن لباسهای زیر علی اکبر انباز (یوسف) را که فرمانده مقر و از شکنجه گران فرقه بود برداشته و آنها را به نرده های اطراف مرکز هشت آویزان کرده و یک چوب هم داخل شورت او کرده که روی آن جمله ای بد نوشته و گفته من این بلا را سر همۀ مسئولین سازمان در می آورم و بعداز آن هم فرار کرده و نزد آمریکاییها رفته بود.

علت آن این بود که چند روز قبل از آن فریدون که زودتر از نشست تفتیش عقاید موسوم به نشست «عملیات جاری» برگشته بوده می بیند فرماندهش همان یوسف (علی اکبر انباز) دارد کمد او را بازرسی می کند.

نمونه ای دیگر حسن بود که وقتی فهمیده بود پیوسته داخل کمدش را بازرسی می کنند و هر روز هم توسط فرماندهش نفر بپا یعنی تعقیب و مراقبت برایش گذاشته اند دست به اعتراض به این نحوه برخوردهای پلیسی می زند وقتی جوابی نمی گیرد عصبانی شده شب با دو نفر دیگر به آسایشگاه زنان که در همان نزدیکی بود می روند و لباسهای زنان مسئول یکان را که دستور این کار را داده بودند می آورند و در داخل حمام می گذارند تا اینکه اسد الله مثنی معاون فرمانده مقر و از شکنجه گران معروف فرقه آنها را پیدا می کند. سر این موضوع در آن مقر برای همه نشست می گذارند که مرتکب این کار را پیدا کنند. گفته شده که در نشستهای جنسی معروف به «غسل هفتگی» آن مقر در آن روزها اعترافاتی مبنی بر خودارضایی روی آن لباسها «بیان» شده است. بعد از مدتی چند نفر از آن مقر فرار می کنند که معلوم می شود همانها این کار را کرده اند.

یک روز هم وقتی در داخل مقربودم نفرات ردۀ O(عضو) وKO   (کاندید عضویت) با مریم رجوی نشست داشتند که از پاریس از طریق تلفن معروف به کال کنفرانس برگزار شده بود. مسئولم گفت خواهر مسئول یعنی فرمانده مقر با من و چند نفر دیگر که رده هایمان بالاتر بود و در آن نشست نبودیم کار دارد و گفت که همین الآن به اتاق کارش بروید. من و چند نفردیگر به اتاق فرمانده مقر رفتیم.  خواهر مسئول (فرمانده مقر) به ما گفت: بچه ها امروز نشست رده های O  و KO  می باشد و همۀ افراد این رده به نشست رفته اند لذا شما به مسئولینتان کمک کنید تا تمام کمدهای شخصی این دو لایه را چک کنند تا ببینند چی در کمدهایشان قایم کرده اند!! بعد از کمی توضیح و توجیهات، مسئول نشست گفت اگر کسی سؤالی ندارد همه میتوانند بروند. من دستم را بلند کردم و گفتم من سؤال دارم. خواهر مسئول گفت پس همه بروند و فقط غفور بماند! (مواردی که تعداد کم بود تا آنجا که می توانستند همیشه مانع شنیدن سؤال یا اشکال یک نفر توسط دیگران می شدند تا این سؤال در ذهن آنها نیز مطرح نشود یا به اندیشیدن تشویق نشوند!!) وقتی که همه رفتند گفتم: خواهر، من در این کار شرکت نمی کنم وقتی فرد صاحب کمد در مقر نیست چه لزومی دارد و مگر اخلاقا کار درستی است که ما داخل کمد او را چک و بازرسی کنیم؟ پس معلوم است وقتی ردۀ ما هم به نشست می رود مسئولین بالاتر همین کار را با کمدهای ما می کنند!. خواهر مسئول یعنی فرمانده مقر در جواب من گفت: این امری طبیعی است و در همۀ ارتشها انجام می شود!  فکر کنم کسی در سازمان غیر از مسعود و مریم  وجود ندارد که داخل کمدش را چک نکنند و تحت نظر نباشد اتفاقا اگر کمدهای شما را ماهی یک بار می گردند کمدهای ماها را که مسئولین سازمان و اعضای شورای رهبری هستیم در هفته دو یا سه بار چک می کنند بدون اینکه من اصلا به خودم اجازه بدهم کوچکترین اعتراضی بکنم… این یک ریل ثابت درداخل سازمان است.

گفتم خواهر، آیا می دانید که به خاطر این کاری که سازمان انجام می دهد چقدر از افراد به ضدیت افتاده و در نتیجه از سازمان بریده و بیرون می روند؟ و چه کارهایی می کنند؟ در جوابم گفت: اگر تو فقط چند تا فاکت ونمونه را دیده ای من صدها بار بیشتر از تو می دانم واتفاقا این موضوع در حضور مسئولین بالا هم مطرح شده که این کار چک کمدها و پاییدن افراد فایده ای جز انداختن آنان به ضدیت ندارد ولی خواهر مریم گفته این یکی از اصول پایه ای تشکیلاتمان است و اگر همه هم ببرند و بروند ما از اصول خودمان کوتاه نمی آییم ما که نمی خواهیم سیاهی لشکر داشته باشیم هر که می خواهد برود برود!… چک و کنترل و بازرسی فرمان مسعود ومریم است کسی نمی تواند جلوی آن را بگیرد.

مسعود رجوی خود در نشستی عمومی به ما گفت: ما می گوییم آقا جان برادر، خواهر مواظب وضع و حال و فکر و گفتار و رفتار نفر بغل دستی ات باش، هر مجاهد باید پلیس مجاهد کنار دستی اش باشد و انحرافات او را که او خودش آن را می پوشاند وقتی برادر یا خواهر دیگرش متوجه می شود باید آن را به مسئول بالاترش گزارش کند، عده ای از این کار بدشان می آید می گویند این کار جاسوسی و ساواک گونه است… رجوی برای توجیه این جاسوس پروری در آن نشست مثالی زد و گفت: وقتی تو ببینی یک زنبور پشت گردن برادرت یا خواهرت نشسته و چند لحظه دیگر او را خواهد گزید آیا موضوع را به آن برادر گزارش نمی کنی؟؟ آیا این جاسوسی علیه آن زنبور است؟ آیا باید بگذاری آن زنبور او را بگزد ولی علیه زنبور جاسوسی نکنی؟؟!!! واقعا به قول مولوی:

از قیاسش خنده آمد خلق را                         کو چو خود پنداشت صاحب دلق را

کار پاکان را قیاس از خود مگیر                       گرچه ماند در نوشتن شیر و شیر

سرانجام من هم با انبوهی تناقض (به اصطلاح سازمانی) با خود گفتم مرا ببین که در این سالیان عمرم را برای چه کسانی هدر داده ام و چه چیزهایی را اصول سازمان مجاهدین می دانند، انباشت این «تناقضات» بود که راهی پیش پایم جز بیرون آمدن از سازمانی تبدیل شده به یک فرقه باقی نگذاشت سازمانی سیاسی که ضامن حفظ اصولش و بلکه یکی از اصولش کنترل و جاسوسی افراد و اعضای خودش باشد و چسب و ضامن اصولش اعتماد به همدیگر نیست و یکی از اصولش بی اعتمادی به افراد خودش است در حالیکه شعار و اصل صداقت از اول سر لوحۀ آن بوده، معلوم است که سرانجام می شود یک «فرقه»، همین!…

*** 

خودسوزی محمد رضا باباخانلو در مجاهدین خلق رجویقتل محمد رضا بابا خانلو . تبخیرشدگان (نوشته مهدی خوشحال، سال ۲۰۰۵)

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2Wesley Martin at a paid gathering of Mojahedin Khalq Rajavi cult promoting Saddam’s Private Army

NEW YORK, NY - JANUARY 11: President-elect Donald Trump speaks at a news cenference at Trump Tower on January 11, 2017 in New York City. This is Trump's first official news conference since the November elections. (Photo by Spencer Platt/Getty Images)

Trump Is At War With Iran, Not ISIS
Trump clearly has no intention of defeating terrorism.

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

*** 

همچنین:

بازم یک دورغ شاخدار دیگر فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

غفور فتاحیان، یاران ایران، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۵:…  در این اطلاعیه یک سری ارقام عجیب و غریب را هم سرهم کرده و بخورد اسیران لیبرتی داده است که فرقه چنان و جنین کرده و هزاران دلار هزینه بیماران کرده است. در تامین این هزینه ها مدعی است که بخش اعظم آن توسط رئیس جمهور سرکرده فرقه یعنی مریم قجر تامین شده است .و بخش
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، هفدهم ژانویه ۲۰۱۵:…  حادثه تروریستی ۷ ژانویه ۲۰۱۵ به دفتر هفته نامه شارلی ابدو که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر گردید قلب تمام دوستداران ازادی و هم چینن بسیاری از مسلمانان را به درد آورد. آیا باز هم باید دست روی دست گذاشته و شاهد این ترورهای ضد انسانی بود؟ آیا نباید از همین لحظه تما
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…   این فرقه دیگر چیزی برای گفتن ندارد و اگر سایتهایش را نگاه کنید بیشترین و برجسته ترین اخبارش خبرهای خارجی مربوط به سوریه و عراق و آمریکا و چین و ماچین است! و بعد هم برخی اعتراضات صنفی در داخل که هیچ ربطی به فرقۀ رجوی ندارد. مثلا چند روزی است که سایت مجاهد اخبار مربو
 
 
غفور فتاحیان، یاران ایران، پاریس، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۴:…  چراغ خاموش از ترفند های کهنه رجوی است که همانند دیگر ترفندهایش از جمله استفاده هایش از کلمات اسلام و انقلاب و ایدئولوژی و توحید و عقیده و آزادی و… وسیله ای در دست او برای بازی با احساسات قربانیان خودش یعنی اسرای لیبرتی است واگرنه چه لزومی به چراغ