چیزی شبیه افسانه فقط ما هستیم و خدا… (تصویری، قسمتهای اول تا ششم)ا

چیزی شبیه افسانه فقط ما هستیم و خدا… (تصویری، قسمتهای اول تا ششم)ا

 انجمن نجات، بیست و ششم اوت 2018:… مسعود رجوی در کتاب خود با عنوان: “خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ؟” که برای نخستین بار در بهمن ماه ۱۳۸۸ بصورت ویدیویی ارائه گردید و سپس در آبان ۱۳۸۹ بصورت کتاب منتشر شد درباره خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق می گوید: “…خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آنکس که میخواهد مجاهد بماند و … 

Paid_Lobby_Tirana_Albania_Namik Kopliku_Forced_Confession_Terrorism_Mojahedin_Khalq_MEK_1رنگ رخسار خبر می دهد از سر درون

مسعود بهنود بی بی سیمسعود بهنود : (مستند ناتمامی برای دخترم سمیه) فیلمی که خیلی تکون دهنده بود برایم

لینک به منبع

چیزی شبیه افسانه فقط ما هستیم و خدا… (تصویری، قسمتهای اول تا ششم)ا

توسط انجمن نجات آخرین بروزرسانی 16 مرداد 1397

مستند چیزی شبیه افسانه روایت زندگی پدران، مادران و دیگر اعضای خانواده ی اسیران مجاهدین خلق می باشد که سالها رنج و اندوه دوری و بی خبری از عزیزانشان را به دوش کشیده اند.

این مستند گوشه ای از عشق و علاقه مادرانه و عاشقانه و صبوریهای پدرانه ای را به تصویر می کشد که پس از دهه ها دوری و دلواپسی همچنان چشم امید دارند تا جگرگوشه هایشان را یک بار دیگر به آغوش بکشند.

رنج این خانواده های مظلوم نتیجه ی زورآزمایی به غایت ظالمانه ی رهبران سازمان فرقه ای مجاهدین خلق با بنیان خانواده می باشد.

مسعود رجوی در کتاب خود با عنوان: “خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ؟” که برای نخستین بار در بهمن ماه ۱۳۸۸ بصورت ویدیویی ارائه گردید و سپس در آبان ۱۳۸۹ بصورت کتاب منتشر شد درباره خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق می گوید:

“…خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آنکس که میخواهد مجاهد بماند و مجاهد بمیرد، یا در ارتش آزادی و جبهه مقاومت است یا در خاوران و یا در مروارید (قبرستان اعضای کشته شده مجاهدین در پادگان اشرف) آرمیده است. از مجاهدین دور باد که پدر یا مادر یا خواهر یا برادر و یا هر قوم و خویش را که مأمور رژیم باشد، خانواده خود بدانند و سرسوزنی اعتنا کنند. حرف مجاهدین چه با شاه و چه با شیخ و چه با مزدوران عراقی رژیم از ۴۵ سال پیش این بوده است که خانواده سیاسی و ایدئولوژیکی خودت را خانواده ما جا نزن. خانواده اجتماعی و سیاسی و تاریخی و آرمانی هر مجاهد خلق، خلق است و بس! به خصوص مجاهدی که در خاک امام حسین و اشرف باشد.”

رهبری سازمان مجاهدین خلق خانواده را اصلی ترین دشمن فرقه اش می داند و این چنین است که تلاش می کند ردی از این دشمن قوی!! در اذهان اسیران فرقه اش نماند غافل از آن که به هیچ طریقی قادر به پایداری در مقابل این نیاز نهادینه شده در ذات بشر ندارد و محکوم به شکست و نابودی است.

لینک به ویدئو ها:

چیزی شبیه افسانه – قسمت اول

چیزی شبیه افسانه – قسمت دوم

چیزی شبیه افسانه – قسمت سوم

چیزی شبیه افسانه – قسمت چهارم

چیزی شبیه افسانه – قسمت پنجم

چیزی شبیه افسانه – قسمت ششم

(پایان)

*** 

***
Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser 1
پایان یک راه – تیزر اول

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser ۲
پایان یک راه – تیزر دوم 

https://youtu.be/yt-rXbs8014 

حسن حیرانیپاگنده های فرقه مجاهدین و اخلال در کار کمیساریای پناهندگان در آلبانی

Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_Rajaviنامه دادخواهی خانواده مالک شراعی به رئیس کمیساریای عالی پناهندگی

خانواده گروگانهای رجوی بیرون کمپ لیبرتی مجاهدین خلق حمایت صدها تن از خانواده های گیلان و آذربایجان شرقی از متحصنین در لیبرتی عراق (اسامی)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32850

معاشقه آمریکا و منافقین/ خاله‌زنکی‌های نیکی هیلی با دارودسته رجوی 

 Nikki_Haley_Love_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_Terrorists_For_Money_2خبرگزاری مهر، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۸:…  در واکنش به اعلام حمایت نیکی هیلی از منافقین، برخی کاربران نیز با توییت‌هایی به زبان انگلیسی از خجالت دیپلمات ارشد یانکی‌ها در آمدند. یکی از این کاربران نوشت: «دولت ایالات متحده بدون شرمندگی از یک گروه تروریستی یعنی مجاهدین خلق حمایت می‌کند که در هشت سال جنگ تحمیلی علیه عراق مقابل مردم خودش ایستاد (و در واقع کل غرب … 

Nikki_Haley_UN_Terrorism_Human_Rights_Abuse_Mojahedin_Khalq_MEKkhoshroo: US accountable for MKO terrorist acts (Nikki Haley: I love this Islamic Marxist Logo of Mojahedin Khalq, MEK)

لینک به منبع 

لینک به متن انگلیسی

مهر گزارش می‌دهد؛

معاشقه آمریکا و منافقین/ خاله‌زنکی‌های نیکی هیلی با دارودسته رجوی

نیکی هیلی و رابطه عاشقانه با تروریستهای مجاهدین مریم رجوی برای پول

نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد، با بازنشر کردن توئیتی از گروهک تروریستی منافقین نشان داد که زنی جنگ‌طلب و نسخه‌ ای دیگر از مریم رجوی سرکرده خونخوار منافقین است.

مجله مهر: نیکی هیلی که نماینده رسمی دولت واشنگتن در سازمان ملل است و گمانه‌هایی درباره انتصاب او به مقام وزارت خارجه آمریکا نیز شنیده می‌شد در اقدامی آشکارا از گروهک تروریستی منافقین حمایت کرد. این دیپلمات امریکایی که بارها از ایجاد تحریم‌های ایران نسبت به ایران حمایت کرده بود و کشورهایی که همراه نشده بودند را مورد انتقاد شدید قرار داده بود؛ نشان داد که زنی جنگ‌طلب و نسخه‌ ای دیگر از مریم رجوی سرکرده خونخوار منافقین است.

اگر نیکی هیلی تاکنون مواضع خود در قبال منافقین (سازمان مجاهدین) را صریحا اعلام نکرده بود؛ اما کاربران فضای مجازی بر این عقیده‌اند که وی با بازنشر کردن توئیتی از این سازمان حالا موضع خودش را به شکل رسمی اعلام کرده و البته این موضع نیز حمایتی بوده است. پیش از نیکی هیلی افراد دیگری از دولت آمریکا نظیر جان بولتن و رودی جولیانی نیز به جرگه حامیان و همراهان سازمان منافقین که بیش از ۱۷ هزار ایرانی را ترور کرده،  پیوسته بودند.

نیکی هیلی و رابطه عاشقانه با تروریستهای مجاهدین مریم رجوی برای پول

واکنش کاربران ایرانی به گستاخی نیکی هیلی

اکانت غیررسمی وابسته به سازمان منافقین اخیرا در توئیتی نوشته «سفیر امریکا از  نیکی هیلی خواسته روی موضوع تظاهرات عظیم ایرانیان در ماه‌های دسامبر و ژانویه تمرکز کند. با این‌که شورای امنیت سازمان ملل در این ‌ارتباط سکوت کرده است.»

حالا نیکی هیلی این توئیت را بازنشر داده و بسیاری از ایرانیان با اکانت‌های حقیقی نسبت به این اقدام واکنش نشان داده و نوشته‌اند: «دیگه مقامات امریکایی علنی دارند از منافقین حمایت می‌کنند، این در حالی است که قبل از این سعی می‌کردند این کار رو غیر علنی انجام بدهند.»

یکی دیگر از کاربران در وصف این اقدام نوشته است: «همین ریتوییت نیکی هیلی از #منافقین مشخص می‌کند نتیجه‌ حمایت از هر دخالت خارجی در سیاست‌های داخلی ایران چه نتیجه‌ای در پی دارد! ایرانی‌ها عاقلند و عاقل دو بار از یک سوراخ نیش نمی‌خورد.»

کاربر دیگر با اشاره به کمپین #StopMeddlingInIran که شب گذشته و در اعتراض به سخنان ضدایرانی پمپئو وزیر خارجه آمریکا زده شده نوشته است: «ببینید چه برنامه‌ای برای ایران دارند که نیکی هیلی به پشتیبانی جلادان منافقین برمی‌خیزد؟»

کاربر دیگری نیز با اشاره به نقض مکرر حقوق بشر از سوی سران آمریکا و حمایت آنها از تروریست‌ها، نیکی هیلی سفیر امریکا در سازمان ملل، ترامپ رئیس جمهور امریکا و نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را شایسته دریافت جایزه منفورترین چهره سیاسی در جهان  دانست.

در واکنش به اعلام حمایت نیکی هیلی از منافقین، برخی کاربران نیز با توییت‌هایی به زبان انگلیسی از خجالت دیپلمات ارشد یانکی‌ها در آمدند. یکی از این کاربران نوشت: «دولت ایالات متحده بدون شرمندگی از یک گروه تروریستی یعنی مجاهدین خلق حمایت می‌کند که در هشت سال جنگ تحمیلی علیه عراق مقابل مردم خودش ایستاد (و در واقع کل غرب غربی که از او حمایت می کرد).»

«دولت آمریکا تنها تهدید پایدار برای ثبات و صلح در جهان است. این حکومت توسط کارتل‌ها حمایت می‌شود تا دیگر کشورها را مانند سوریه کنند و منفعت خودشان را ببرند. هدف جدید آنها ایران است. اما ما، ایرانیان، اجازه نخواهیم داد این اتفاق بیفتد!» 

حمایت روباتیک منافقین از نیکی هیلی!

در سوی دیگر اکانت‌های فیک زیادی به حمایت از سخنان نیکی هیلی پرداختند. نکته جالب ماجرا این است که عموم کاربران به ظاهر ایرانی نیز که از این پست توییتری نیکی هیلی حمایت کردند، کاربران بی‌نام‌ونشانی بودند که در پاسخ‌های خود از هشتگ‌های مرتبط با سازمان مجاهدین استفاده کرده و سعی داشتند مردم ایران را حامی مریم رجوی جا بزنند.

این کاربران روباتیک، اعتراضات چندماه اخیر در داخل ایران را نتیجه فعالیت‌های هسته‌های پنهانی سازمان مجاهدین خلق دانسته و از دولتمردان آمریکایی خواسته بودند تا فشار و تحریم بیشتری را بر مردم ایران وارد کنند.

نیکی هیلی و رابطه عاشقانه با تروریستهای مجاهدین مریم رجوی برای پول

آنها به صورت روباتیک از یک پیام استفاده کرده بودند: «Thank you Ambassador @nikkihaley for your most inspiring message and support of Iranian people and their main opposition! »  (نیکی هیلی برای پیام الهام‌بخش و حمایت تو از ایرانیان و عقیده آن‌ها متشکریم!)

 کد خبر ۴۳۵۴۵۲۷

*** 

Somayeh Mohammadi, muxhahedinia 38-vjeçare që akuzon babain si agjent i qeverisë iranianeIranian Mojahedin’s Accusations, Parents’ letter to Xhafaj: The girl is held hostage by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) 

IMPAKT 114 – Why are the Iranian Mojahedeen keeping Somayeh Mohamadi as hostage in Albania?

Albanian government supports MEK keeping abducted Canadian woman hostage

کمپ اشرف 3 زندان گروگانهای مریم رجوی در تیرانا آلبانیFootage of the MEK’s secret base in Albania
(Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Saddam’s private army, Rajavi cult …)

مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی Exclusive / Mojahed’s parents say: We are not agents, our daughter was kidnapped by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult, NCRI …)

Mostafa_Mahbube_Somayeh_Mohammadi_MEK_Maryam_Rajavi_AlbaniaWhy are the Iranian Mojahedeen keeping Somayeh Mohamadi as hostage in Albania?

Pandi Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianëPandli Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianë
Pandli Majko attends the meeting of jihadists promising them Albanian Passports

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32788

من شاهدِ خودکشی زهرا نوری در سازمان مجاهدین بودم 

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۸:… زهرا در قسمت ستاد و در رده شورای رهبری بود، وی همیشه معترض و خواهری شوخ طبع و مهربان بود. وی با هر برخوردی و صحبتی اعتراضش را نسبت به تشکیلات رجوی بیان می کرد و به این دلیل مورد کینه و دشمنی شدید فرماندهی قرارگاه اشرف بود. فرشته هدایتی در ادامه مصاحبه هایش به نمونه مهم و دردناک … 

Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_RajaviRajavi’s Show In France Distracts From Sinister Death In Albania

لینک به منبع

من شاهدِ خودکشی زهرا نوری در سازمان مجاهدین بودم

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۲۷ تیر ۱۳۹۷

زهرا در قسمت ستاد و در رده شورای رهبری بود، وی همیشه معترض و خواهری شوخ طبع و مهربان بود. وی با هر برخوردی و صحبتی اعتراضش را نسبت به تشکیلات رجوی بیان می کرد و به این دلیل مورد کینه و دشمنی شدید فرماندهی قرارگاه اشرف بود.

فرشته هدایتی در ادامه مصاحبه هایش به نمونه مهم و دردناک خودکشی در سازمان مجاهدین خلق ایران با همنشین بهار می پردازد.

فرشته در بخشی از صحبتهایش به خودکشی خانم زهرا نوری ، خانم جوانی که در اثر شدت فشارهای تشکیلات و انقلاب مریم رجوی دست به خود کشی زد می پردازد.
به گفته های ایشان من نیز گواهی میدهم.

زهرا نوری انسانی بسیار مهربان و صمیمی بود و بدلیل مهربانی و قلب پاک همه اورا دوست داشتند.

* زهرا نوری دربخشی از قرارگاه اشرف بنام قرارگاه “خواهران ” که فائزه محبت کار( زجرکار) فرمانده آنجا بود و ژاله دایی الاسلام معاون ستاد آنجا بود ، درقسمت ستاد و در رده شورای رهبری بود وی همیشه معترض و خواهری شوخ طبع و مهربان بود وی با هر برخوردی و صحبتی اعتراضش را نسبت به تشکیلات رجوی بیان می کرد و به این دلیل مورد کینه و دشمنی شدید فرماندهی قرارگاه اشرف بود.

من نیز به اذیت ها و شکنجه های روحی و جسمی ایشان توسط تشکیلات مریم شهادت می دهم .

من شدیداَ به عدم رسیدگی بعد ازخودکشی و در واقع کشتن زهرا نوری توسط تشکیلات مریم مضنون هستم. مثال ها زیاد هست :

وادار به خودکشی کردن دیگرِ زنان بویژه مینو فتح علی ، مهری موسوی و مرجان ( فائزه ) اکبری و… توسط تشکیلات مریم غیر قابل انکار است.

زهره قائمی ازمعاونین سازمان وازمحافظین درجه یک رجوی و مسئول ستاد داخله که در آن زمان مسئول من بود.

(بعداز تسلیم رجوی به آمریکایی ها و تحویل سلاح های سازمان به آنها و بعد ازخروج لورن سوژی نماینده صلیب سرخ که برای بازدید از نقض حقوق بشر به قرارگاه اشرف آمده بود و در جلسه ای که در سالن غذاخوری ستاد داخله در قرارگاه اشرف برگزار شد من میز سازمان را بر سرش خراب کردم، واقعه آن روز را در فرصتی دیگر بازگو خواهم کرد ) ، بعد از رفتن لورن سوژی از قرارگاه اشرف ، زهره قائمی مرا در اتاقش صدا کرد و درحضور فاطمه همدانی پیام رجوی را به من داد و گفت :

“زهرا میرباقری تو آبروی ما را بردی ، کاری که تو کردی برادران نکردند “.

ودر ادامه گفت :

“ما برای خود بریده ایم که تو بمیری ”

بخشی ازگفت و شنود ِ همنشین بهار با خانم فرشته هدایتی درباره خودکشی زهرا نوری (از قسمت دوم)

وقتی به خاطرات دردناک گذشته فکر میکنم، به روزگار سپری شده و عمری که بر باد رفت، گرچه در خود میروم و دلگیر میشوم اما ناگهان نهیب حافظ را هم بیاد میآورم که: “بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر” جای ناامیدی نیست.

کسوف، آنجا که کامل میشود، نقطه آغاز روشنی است و شب وقتی بغایت خود میرسد صبح میشود. …

خودکشی کردن در سازمان مجاهدینِ مریم رجوی

” فرشته هدایتی: من شاهدِ یکی ازبهترین دوستانم در قرارگاه اشرف برای خودکشی بودم .

سوال: شما شاهد بودید؟

فرشته : بله من شاهد بودم ، من داستانی را الان برایتان می گویم که مطمئنم جای دیگری نشنیده اید. من برای اولین بار صحبت می کنم بخاطر اینکه باری از وجدان خودم بردارم .

زهرا نوری آن موقع یکی ازخواهران دلسوز شورای رهبری با سابقه زندانی سیاسی ، ایشان اززندانیان بعد ازانقلاب ضد سلطنتی بودند.

متاسفانه تشکیلات به ایشان گیر داده بود ، بخاطر روحیه خاصی که داشت و به این دلیل که همواره حالت اعتراضی نسبت به موضوعات داشت ، او را سوژه می کردند و بهش ایراد می گرفتند ، توی نشست ها بهش انگ اخلاقی می زدند ،در اینجا بگم ، کسی در تشکیلات سازمان باید باشد تا تصوّر کند که ما در چه حصاری بودیم ! زنهای آنجا حتی اجازه نداشتند با خواهر بغل دستی خود رابطه صمیمانه داشته باشند.

تو نشستها به اون انگ اخلاقی می زدند که چرا رابطه ات با فلان خواهر که هم ستاد و هم کارخودش بود، بیش از حد صمیمانه است ، این موضوع آنقدر کش پیدا کرد که کار به جاهای باریک کشیده شد .

یک روز وقتی به آسایشگاه رفتم دیدم زهرا نوری خوابیده و پتو را روی سرش کشیده . وقتی پیگیر شدم که چرا اینطور شده ، فهمیدم که مجددا او را در نشست (زنان شورای رهبری لایه اول ) سوژه کردند و بهش فشار آوردند .

زهرا نوری یک بیماری خونی داشت که می بایست بصورت ثابت یک دارویی را بنام والفارین مصرف کند ، دکتربسیار تاکید کرده بود که اگر این قرص را قطع کند برایش خطر مرگ دارد. این موضوع را من و همه و دکتر می دانستیم ، و این را می دانستیم که اگر این قرص را قطع کند مرگش حتمی است .

اون بدلیل فشارهای که تو نشست بهش آورده بودند تصمیم گرفته بوده که قرصش را قطع کند.

اینکه می گویم تصمیم گرفته بوده قطع کند به این دلیل است که از خوردن ، آشامیدن و همه چیز خود داری کرده بود . الان می توانم بگم که او اعتصاب کرده بود ، اعتصاب غذا و دارو .

وقتی اورا به بیمارستان برده بودند دکترها متوجه شده بودند که دارو قطع شده است . ولی من از اقداماتی که توی بیمارستان کردند مطلع نیستم ، ولی می دانم که خیلی دیر شده بود .

بعد از مدت کوتاهی فوت اورا اعلام کردند . و با توجه به اینکه زهرا نوری شورای رهبری بود . ولی هیچ مراسم خاصی برایش برگزار نشد . و حتی بر خلاف کارهای تبلیغی سازمان توی اطلاعیه های بعد ازفوتش ، به سوابقش توجه نشد و مراسم تدفینش بسیار مختصر بود. همه اینها حاکی از جنگی بود که بین او و تشکیلات بود .

شما میتوانید یقین داشته باشید که خیلی از این ها بدلیل همین فشارهایی بود که تشکیلات به زهرا آورده بود .

تنظیم و پیاده از نوارصحبت های فرشته هدایتی

زهرا سادات میرباقری

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32463

نه به خشونت علیه زنان در سازمان مجاهدین خلق

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم دسامبر ۲۰۱۷:…  به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان، مریم رجوی، رهبر فرقه مجاهدین خلق، پیامی برای زنان ایران منتشر کرده است! من به عنوان یک عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران با ۲۳ سال سابقه تشکیلاتی، بعد از فرارم از فرقه مجاهدین خلق و قرارگاه اشرف در کشور عراق که نامش … 

مجاهدین خلق و روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

لینک به منبع

نه به خشونت علیه زنان در سازمان مجاهدین خلق

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۱۳ آذر ۱۳۹۶

به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان، مریم رجوی، رهبر فرقه مجاهدین خلق، پیامی برای زنان ایران منتشر کرده است!

من به عنوان یک عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران با ۲۳ سال سابقه تشکیلاتی، بعد از فرارم از فرقه مجاهدین خلق و قرارگاه اشرف در کشور عراق که نامش الان اشرف ۱ نامیده می شود ،۴ سال قبل در شهر کلن آلمان، لیستی از حدود ۱۰۰ زن مجاهد را منتشر کردم که به دستور مریم رجوی، با اجبار و فریب بر روی آنان عمل زنانه خارج کردن رحم و تخمدان انجام گرفته بود. عملی به غایت ضدانسانی، زن ستیزانه و خشونت آمیز تا زنان را از آینده و امید برای خروج از فرقه مایوس کنند، زیرا این زنان و دختران نگونبخت هیچ کانال ارتباطی از اسارتگاه های فرقه رجوی به دنیای آزاد بیرون ندارند. (من – زهرا سادات میرباقری- نیز شخصاً با پیگیری های مریم رجوی در معرض مقطوع النسل شدن و عمل زنانه قرار گرفتم که با هوشیاری و زیرکی موفق شدم خود را از این دام برهانم.)

این خانم ها سال هاست تحت اسارت فیزیکی و ذهنی حتی دسترسی آزاد به موبایل، اینترنت، پست و دیگر کانالهای ارتباطی به خارج مناسبات ندارند. آنها از کمترین و اولیه ترین حقوق انسانی خود یعنی حق ازدواج و مادرشدن منع شده اند، حقی که در هیچ کجای جهان ممنوعیتی ندارد بجز در مناسبات تشکیلاتی فرقه مخرب رجوی!.
-برای زنان کارهای سخت مردانه می گذاشتند. من خودم با گوشت و پوستم زمانی که در یگان زنان ارتش کوچک مریم بودم این خشونت را لمس کردم:

مانورهای سنگین نظامی و حمل بارهایی که بواقع حتی برای مردان هم سخت بود، زنان را با جثه ضعیف و بیمار مجبور به انجام کارهای سنگین و سخت می کردند، برای مثال کار با تانک ها و خودرو های فوق سنگین با دنده غیر هیدرولیک، که عملی بسیار دشوار بود اما زنان مجبور به یادگیری آن بودند و اگر خانمی از آن سر باز می زند با تنبیه مواجه می شد!. برای نمونه در تمرین برای عملیات آفتاب و چلچراغ و… مردانی که به عنوان مربی گمارده شده بودند، زنان را مجبور به حمل کوله های سنگین و دویدن به طول ۷۰۰ متر می کردند تا برای حمل بار در عملیات از آنان استفاده شود. همچنین زنان را مجبور به حمل تیربار، نارنجک انداز و موشک اندازهای سنگینی چون BKC، RPG، باژار و جعبه های سنگین مهمات اینگونه تیربارها و موشک اندازها می کردند.

بردگان مجاهدین خلق فرقه رجوی در کمپ لیبرتی عراق

بعد از این اجبارات زنان غالباً دچار ضایعه ستون فقرات و بیماریهای دیگر می شدند، خودم یکی از قربانیان این عمل خشونت آمیز سازمان هستم.

استثمار و ستم بر زنان عضو سازمان مجاهدین خلق فراتر از تصور است، زنان مجاهد حق مالکیت بر جسم خود را ندارند. به دستور مسعود رجوی و به تشویق مریم قجرعضدانلو (همسر وی)، زنان همانگونه که شرح دادم مثله می شدند، چرا؟ زیرا که آنها باید از فرار و امید به زندگی آینده در دنیای آزاد تماماً مایوس و جدا باشند. مسعود رجوی سنگدلانه به زنانی که بر روی آنها عمل جراحی صورت می گرفت، اینگونه می گفت: “تبریک به شما، که به قله رهایی از جنسیت دست یافتید”!!!.

مسعود رجوی با تشویق و پیگیری مریم (قجرعضدانلو) به بسیاری از زنان مجاهد تجاوز جنسی کرد و نام آنرا “رقص رهایی و ناموس ایدئولوژیک” گذاشت. همچنانکه تعداد زیادی از زنان را به طرز مشکوکی به قتل رسانید!

از همه دردناکتر اینکه مریم رجوی همچنان به خشونت علیه زنان در داخل فرقه مجاهدین خلق ادامه می دهد. مگر خانواده ها و بویژه مادران در آرزوی یک تماس تلفنی و یک دیدار کوتاه با عزیزانشان نیستند که او دیدار خانوادگی را برای همه اعضاء سازمان مجاهدین خلق ممنوع کرده است؟.

تشکیلات و مناسبات درونی فرقه رجوی با داعش چه فرقی دارد؟

مریم رجوی حتی یکبار برای زنان و دختران ایزدی، کوبانی، سوری و عراقی که به اسارت جسمی و جنسی داعش در آمدند و نیز زنان و انسانهای ایرانی که در فاجعه خونین مناء درعربستان سعودی کشته شدند پیام نداد.

مریم رجوی می داند این پیام مضحک خواهد بود زیرا از یک طرف خود را منادی آزادی زنان ایران و جهان می داند و از طرف دیگر در مناسبات درونی این تشکیلات، استثمار مضاعف و بردگی نوین ذهنی و جسمی را تئوریزه کرده است!!؟؟

مریم (و مسعود) رجوی! شما مگر فرمان به آتش کشیدن زنان، دختران و مردان در اروپا را ندادید؟ مگر ندا حسنی و صدیقه مجاوری به دستور شما خود را به آتش نکشیدند و جزغاله نشدند؟ مگر مابقی زنان و مردانی که خودسوزی کردند معیوب و به لحاظ ظاهری و روحی دچار آسیب و مشکلات فراوان نشدند؟

در فرقه مریم رجوی به زنانی که وارد تشکیلات می شدند خیلی بی پرده می گفتند: “روسری فرم رسمی (یعنی اجباری) این تشکیلات است”. لذا در تشکیلات مخرب رجوی، روسری یک فرم سازمانی و ارتشی بود و بنابر این همه زنان ملزم به اجرای آن بودند.

در تشکیلات رجوی، زنان به هیچ عنوان حق ندارند بدون روسری باشند، حتی اگر روسری ها کمی عقب بود و کمی از موهای خانمی دیده می شد، ابتدا تذکر می دادند و در ادامه به وی تهمت و مارک های ناجور و زشت می زدند و آبروی آن زن را می بردند. و مستمر می گفتند مانند خواهر مریم باید باشید و روسری خود را محکم ببندید تا یک مو از روسری شما به بیرون درز نکند چون سید! (مسعود رجوی) خوشش نمی آید.

آری مریم رجوی به شکل نوین و خزنده، سرکوب و اختناق را در تشکیلات جاری کرد و همچنان نیز این اختناق و خشونت ادامه دارد.

من بیاد دارم که یکی از زنان رده بالای این فرقه به نام سیمین که در آن زمان عضو شورای مرکزی بود یکبار در جمع مسئولان مجاهدین خلق از رجوی سوال کرد: “آیا در آینده و جامعه بی طبقه توحیدی احتیاج هست که زنان حجاب داشته باشند؟ چون همه تکامل پیدا کرده اند و جامعه بی طبقه شده است!؟”… در آن نشست، مسعود و مریم رجوی که افکار این زن را برای تشکیلات خود خطرناک تلقی می کردند بشدت بر او خشم گرفتند و وی را از حضور در جمع مجاهدین خلق ممنوع و رده و مسئولیتش را گرفتند و تا همین سال های اخیر این زن همچنان منزوی بوده است.

در مناسبات این فرقه که کاملاً تحت کنترل مریم رجوی است، حجاب فقط در روسری خلاصه می شود، زنان حق ندارند از انواع دیگر پوشش مثل شال یا کلاه و… استفاده کنند و جز روسری “سبز، قرمز، خاکی” بقیه ممنوع بود و حتی روسری های قرمز و خاکی نیز تنها در محل های خاص مجاز بود و اگر کسی می خواست خارج از مراسم تبلیغی مجاهدین خلق روسری قرمز یا خاکی بپوشد، توبیخ می شد. زنان حتی حق انتخاب رنگ لباس و حتی جنس پارچه لباس خود را ندارند!. من به مدت ۲۳ سال که در تشکیلات این فرقه مخرب بوده ام فقط مجاز بودم از فرم سبزرنگ با جنس زبر و روسری سبز استفاده کنم.

حجاب اجباری حتی در مکانهایی که فقط زنان حضور داشتند نیز حاکم بود. وقتی مسئولین فرقه در این رابطه با شگفتی و تناقضات زنان روبرو می شدند که: “چرا زنان در یک نشست کاملاً زنانه و یا در سالن غذاخوری خودشان که هیچ مردی در آن تردد نمی کند باید روسری سر کنند و حجاب اجباری داشته باشند؟” مسئولین فرقه با استناد به صحبت ها و فرامین مریم رجوی می گفتند:

“روسری فرم رسمی سازمان مجاهدین و ارتش آزادیبخش است و زنان ملزم به پوشیدن روسری حتی در مکانهایی که مردان حضور ندارند هستند”.!!!

در تشکیلات مریم رجوی، زنان حق هیچگونه آرایش کردن ندارند و حتی استفاده از کرم ضد آفتاب در هوای داغ تابستان عراق که گرما به بالای ۵۷ درجه هم می رسید ممنوع بود.

رفتن زنان جلو آینه مواخذه، تهمت و تنبیه را بدنبال داشت که گاه به برگزاری نشست موسوم به “دیگ” برای چنین افرادی می انجامید. در حالی که چنین کاری از پایه های حقوق و آزادی های فردی است، اما مریم رجوی، زنان را از آن محروم کرده است (البته به استثناء خودش که مجاز است به هرشکلی که صلاح می داند در سخنرانی ها، ملاقات با شخصیت های غربی لباس رنگارنگ بپوشد، آرایش کند و عمل های زیبایی انجام دهد تا مدرن جلوه کند!.

مریم رجوی به ما بانوان می گفت: نباید در برابر مردان احساس ضعف نشان بدهید و برای اینکه بتوانید جلسه مردان را اداره کنید، از نگاه های آنها تزلزل نداشته باشید شما باید تصور کنید با یک سری گوسفند دارید صحبت می کنید. مردان تشکیلات را نرینه های وحشی به حساب بیاورید و هرگز احساس دلسوزی و ترحم برای آنها نداشته باشید و هرگز محبت و عاطفه ای نسبت به آنها از خود نشان ندهید، و باید در برخورد با آنها خشن و بیرحم باشید. وی می گفت برای اینکه بتوانیم چنین کنترلی بر مردان تشکیلات داشته باشیم، به طور مطلق نباید هیچگونه عشق و عاطفه نثار مردان کنیم، چه در سازمان و چه خارج سازمان در کل جهان!، و باید تمام عشق و عاطفه خود را به رهبر عقیدتی مان یعنی مسعود رجوی نثار کنیم.

یکی از ضوابط انقلاب ایدئولوژیک مریم این بود که هیچ زنی نباید با مردی که تحت مسئولیت وی قرار دارد نشست تکی بگذارد، لذا من که بعنوان “فرمانده یکان اتوبوس و کامیون” معرفی شده بودم اجازه چنین کاری را نداشتم. حتی اگر یکی از آقایان تحت مسئولیت من مشکل و تضاد کاری داشت و می خواست به اتاق کار من مراجعه کند و پاسخ سوالش را بگیرد، اینکار ممنوع بود. من حتی بعنوان یک فرمانده مجاز نبودم در مراجعه سرپایی تحت مسئولم که سوالی داشت جوابی به او بدهم.

بارها فرمانده بالاتر مرا به اتاق کارش صدا زد و بخاطر پاسخگویی به مراجعات تکی و یا سرپایی مردان تحت مسئولیتم مورد انتقاد قرار داد. برای جلوگیری از شکل گیری نشست های تکی در تشکیلات، یک اتاقکار را به ۲ فرمانده اختصاص داده بودند و طوری تنظیم کرده بودند که ساعت نشست ها برای ۲ فرمانده، در یک زمانبندی برگزار شود. این ضابطه با یک مناسبات کاری و تخصصی جدی که بایستی فعال باشد سازگار نبود. البته فرمانده هان بالا از این ضابطه مستثنی بودند و من چون تبعیض در این رابطه را می دیدم، بعنوان یک روشنفکر درون تشکیلات، این ضابطه را اجراء نمی کردم و به همین خاطر مستمر زیر تیغ تشکیلات بودم.

مریم رجوی بی شرمانه از منع خشونت علیه زنان می گوید، اما من خود یکی از قربانیان خشونت علیه زنان توسط مریم رجوی هستم!. شکنجه های زیادی بر روی من اعمال شد از جمله روزی که به دستور فائزه محبتکار معاون تشکیلاتی سازمان، مرا کشان کشان با فحاشی و فشار روی زمین می کشانیدند و به جلسه نشست فائزه بردند و از ۸ شب تا سحر (در ماه رمضان) شکنجه فزیکی و روحی کردند، و سرانجام با تهدید و شکنجه از من تعهد نامه گرفتند که در زمان بیماری در خوابگاه حق استراحت ندارم. (از بقیه شکنجه ها و فشارها بدلیل طولانی شدن مطلب درمی گذرم و به وقت دیگر و مطلب جداگانه واگذارمی کنم).

بجز من، بانوان بسیاری مورد شکنجه و یا هتک حرمت قرار گرفتند که در زیرچند نمونه را اشاره می کنم :

انسیه قلی زاده (کاندید شورای رهبری) از بیماری زجر می کشید و مجبور بود از قرص استفاده کند ولی به او اجازه استراحت در خوابگاه نمی دادند و بارها در آسایشگاه بر سر او ریختند و با فحش و اجبار او را به محل کار بردند و گفتند خوابگاه برای استراحت تو ممنوع و حرام است چون به همسر و فرزندان خود فکر می کنی و این باعث قطع تو از رهبری و نهایتاً بریدن تو از تشکیلات می شود. سرانجام بر روی این خانم عمل زنان انجام دادند تا امید رسیدن به همسرش که در تشکیلات بود را از او بگیرند. داستان شکنجه های این زن طولانی است…

سرور فقهی (عضو شورای رهبری مجاهدین) بدلیل اعتراضاتی که نسبت به مناسبات داشت ایزوله کرده بودند. یکبار که در سالن غذاخوری با شگفتی دیدم صورتش ورم کرده و یکی از چشمانش کاسه خون شده است. علت را که پرسیدم گفت این از الطاف خواهر مریم است!. متوجه شدم در نشست شورای رهبری به او حمله و با مشت چشم او را مضروب کرده اند. شکنجه های اعمال شده بر روی این خانم فراوان است بدلیل اینکه درقسمت یکانی ما نبود من اطلاع کمتری از شکنجه های اعمال شده بر روی وی دارم… زنان دیگری چون مهری موسوی و مینو فتحعلی که از شورای رهبری بودند بدلیل اعتراض به مناسبات فرقه ای، جنسی و تجاوزات مسعود رجوی، با اعمال شکنجه های بسیار و سرانجام با سیانور و روشهای دیگر کشته شدند.

دختر جوانی بنام مرجان اکبری بدلیل اینکه نسبت به تفکیک جنسیتی و مناسبات زن ستیزانه اعتراض داشت بارها به نشست های هتک حرمت و شکنجه روحی بردند، وی از شدت فشار با خوردن قرص خودکشی کرد… زنان دیگری در اثر همین فشارها دچار بیمارهای روحی و روانی شدند.

مریم رجوی برای بدر بردن خود وفرقه اش ازافشاگری وجنایاتش درمورد زنان ، نام شورای رهبری را حذف کرد ونام جدید شورای مرکزی را برآن نهاد ، البته این شیوه ها واسم عوض کردن ها هرگزکارشناسان امور فرقه ها و مردم آگاه ایران وجهان را فریب نخواهد داد.

در فرقه مریم رجوی بویژه اکنون در کشور آلبانی-تیرانا، بازهم مریم رجوی طرح انتقال زنان ومردان را به قرارگاه نظامی دیگربه نام اشرف ۳ علی رغم مخالفت این زنان ومردان به اجراء درمی آورد که حداقل حقوق انسانها بویژه زنان دراین محیط نقض میشود و خشونت تئوریزه شده است .
مریم رجوی قصد دارد این بارنیز در کشور آلبانی محیطی ایزوله و بدون ارتباط با جهان خارج ایجاد کند که از طرفی روند شستشوی مغزی نیروها را مانند آنچه در “اشرف ۱”

در کشور عراق در استان دیالی جریان داشت را دوباره و با شدت بیشتری از سر بگیرد ، و از طرفی با محدود کردن رفت و آمد فیزیکی اعضاء ، مناسبات فرقه‌گرایانه اش را در اشرف ۳ نیز با شدت گذشته بر قرارکند و هر چه بیشتر نیروهای اسیر در چنبرهِ فیزیکی و ذهنی فرقه را در کنترل کامل خود بگیرد .
برای انتشار هرچه بیشتر و افشاگری برای “نه به خشونت علیه زنان در سازمان مجاهدین خلق” به دستور مریم رجوی

رونوشت به تمام سایت ها و روزنامه ها و شبکه ها در داخل و خارج کشور

با تشکر از شما
زهرا سادات میرباقری

*** 

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi – March 2013

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32198

داد خواهی برای مارینا سراج از مسعود و مریم رجوی 

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هجدهم نوامبر ۲۰۱۷:… وقتی او را بر اساس سناریوی از پیش تعیین شده توسط رجویِ جلاد و زن ستیز، به پشت میکروفن درسالن مقر ۴۹ واقع در قرارگاه اشرف می آوردند، مارینا تعادل نداشت و یک زن دیگر او را نگه داشته بود. وی بخاطر آمپول ها و کورتن های زیادی که به او زده بودند، در فاصله کوتاه ابروهایش سفید شده بود!! درحالیکه سن زیادی نداشت و … 

میلشیا وحشت زده وسط جمع ایستاده بود. نشست دیگش بود

لینک به منبع

داد خواهی برای مارینا سراج از مسعود و مریم رجوی

توسط انجمن نجات مرکز تهران در ۲۴ آبان ۱۳۹۶

خانم مریم رجوی باید به این سوآل پاسخ بدهد که: با بانو “مارینا سراج” با نام مستعار “فاضله” چه کرده اند و این بانو هم اکنون کجاست؟!!

مریم رجوی همیشه از افشاگری و روشن شدن افکار عمومی و حتی از کوچکترین انتقاد به دستگاه دیکتاتوری نوین و جنایتکارانه اش وحشت داشته و دارد!.

در دوران اسارت در فرقه، بارها مریم و مسعود رجوی شخصاً برای من پیام فرستادند و کال کنفرانس برگزار کردند تا فریبم بدهند و مرعوبم کنند تا مجبور به تحمل آن مناسبات و ماندن در آن جهنم بشوم، ولی من با خود عهد بسته بودم که اگر خدا مرا زنده نگه دارد و موفق به فرار از آن فرقه بشوم، جنایت های رجوی و فرقه اش را برای جهانیان افشاء کنم.

مریم و مسعود رجوی باید جواب بدهد با مارینا سراج چه کرده اند واکنون این بانوی شکنجه شده کجاست؟

خیلی دلم می خواهد از سرنوشت این زن سخت کوش وهمچنین سایر زنان ناراضی مطلع شوم، چه آنها که مسعود ومریم رجوی برای جلوگیری از فرار و هم سرنوشت شدن با من، به صورت کنترل شده به سایر کشورها منتقل کردند و اکنون زیر چتر اختاپوس رجوی هستند، و چه آنها که همچنان در اسارتگاه های رجوی در آلبانی و سایر کشورها اسیرند!. نامشان را در این نامه نمی گنجانم چون نگرانم تهدید رجوی متوجه آنها باشد.

خانم مارینا سراج بسیار تلاش کرد از جهنم رجوی آزاد شود!!!.

او می خواست با پسرش (که در آمریکا بود) و همسرش (که در تشکیلات بود) از مناسبات جهنمی فرقه رجوی برود، ولی رجوی بیرحم و انسان ستیز با شکنجه های وحشتناک، و با آمپول های قوی که به عضلات و اعصاب او تزریق کردند، این زن قوی و ورزشکار را ناتوان کردند.

درجلسه ای مسعود رجوی درمقر ۴۹ واقع در اشرف ، ویژه زنان لایه دوم شورای رهبری برگزار کرد این جلسه درغیاب فیزیکی وی و ازطریق تلفن بود. مژگان پارسایی جانشین مسعود رجوی از زبان مسعود رجوی درپاسخ به زنان معترض درون تشکیلات بر روی تابلو نوشت : مسله اینست” ناموس یا بی ناموس “رجوی می گفت من شوهرشما همه زنان هستم اعتراض شما یعنی بی ناموسی !!!

مسعود رجوی با شیوه برده داری نوین وبا تهدید به زنان گفت اعتراض درون شما نشانه شیطان درون شما است وحول این موضوع صحبت کرد وی با شیوه های چندگانه از مغزشویی که با تهدید هم همراه بود و با فضای رعب و وحشت نفرات را مجبور می کرد پشت بلندگو حرف های ساختگی ناشی از ترس بزنند به دنبال آن هم نمایش آوازخوانی برخی زنان را به راه انداختند که از رجوی تمجید بگویند .

درهمین جلسه، مسعود رجوی

غمگینانه “مارینا سراج” را به پشت میکروفن صدا کرد تا عبرت زنان ناراضی باشد!

وقتی او را بر اساس سناریوی از پیش تعیین شده توسط رجویِ جلاد و زن ستیز، به پشت میکروفن درسالن مقر ۴۹ واقع در قرارگاه اشرف می آوردند، مارینا تعادل نداشت و یک زن دیگر او را نگه داشته بود.

وی بخاطر آمپول ها و کورتن های زیادی که به او زده بودند، در فاصله کوتاه ابروهایش سفید شده بود!! درحالیکه سن زیادی نداشت و جوان بود… در چنین وضعیتی در حالیکه فاضله همچنان تحت تأثیر تزریقات ضدانسانی و عامدانه بی تعادل بود و با کمک آن زن به پشت میکرفون آمده بود، مسعود رجوی با قباحت خاص خود از وی پرسید آیا حاضری با من کشتی بگیری!!!؟

مسعود با این نمایش ضدانسانی می خواست به دیگران بفهماند سرنوشت هر زنی که در تشکیلات مافیایی او بخواهد اعتراض کند و سرنوشت خودش را خود تعیین و اداره کند همین خواهد بود، ولو یک زن ورزشکار بوده باشد!

آری این نمونه ای از برابری زنان و مبارزه با زن ستیزی مریم رجوی و فرقه اش بوده وهست .

آری این همان الگویی است که مریم رجوی با نقاب تنها منادی رهایی زنان از همان ابتدا در فرقه مافیایی اش در پادگان اشرف، لیبرتی و آلبانی به اجرا درآورد! و مدعی است که الگویی ایده آل برای زنان ایران و جهان به ارمغان خواهد آورد!

وای برسنگدلی رجوی!
مریم رجوی همیشه می گفت “شما متعلق به رهبری هستید و متعلق به خودتان نیستید”.

وقتی مریم جوی خود را منادی: آرمان برابری ،کانون رهایی،جنبش برابری ،مبارزه با زن ستیزی ،مبارزه با سرکوب زنان، و اکثریت عظیمی از زنان حتی صاحب جسم و جان و عاطفه و اندیشه و سرنوشت خود نیستند و زنان ازاداره سرنوشت خود حذف می شوند

به امید و آرزوی آزادی همه اسیران ذهنی و جسمی تشکیلات جهنمی سازمان مجاهدین (زن و مرد)، از این فرقه منحوس و قرون وسطایی مسعود رجوی…

زهرا سادات میرباقری

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31992

فرقه رجوی ، حقه و سرگرمی بنام همیاری ملی!ا 

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم نوامبر ۲۰۱۷:… آنان همچنین از خود اعضا نیز می خواستند که با نامهای جعلی به استودیو سیمای آزادی فرقه تماس بگیرند و به دروغ بگویند تصمیم به کمک مالی دارند و مبالغی را هم تعیین کنند. لذا از سر استیصال و درماندگی از درگـِل ماندن استراتژی مسعود رجوی برای سرنگونی، بگویند برنامه همیاری خیلی فعال است و از همه نقاط کشور و جهان به سازمان کمک … 

کبری سادات میرباقری و زهرا سادات میرباقری رجوی سنگدل و سیاه، زهی خیال باطل که بتوانی عشقِ خواهر عزیز و دوست داشتنی ام کبری جان را از دلم بربایی

لینک به منبع

فرقه رجوی ، حقه و سرگرمی بنام همیاری ملی!

انجمن نجات مرکز تهران ۱۴ آبان ۱۳۹۶
 
فرقه رجوی چند روزی است در تبلیغاتِ سرگرمی و مغزشوئی خود نمایشی بنام بیست و دومین همیاری ملی را ترتیب داده است.

از آنجا که این فرقه برای گذران عمر و زندگی اسیران در بند خود نیاز به سرگرمی دارد، از هر مناسبتی به نفع فرقه و مغزشویی اسیران سوء استفاده می کند و اگر مناسبتی هم در کار نباشد، برای اینکه حوصله اسیران سر نرود و احساس تلف شدن عمر و زندگی خود را نداشته باشند، یا حتی اگر موضوعی برای مغزشویی در فرقه وجود نداشته باشد و نیاز به پمپاژ دروغ به ذهن و ضمیر اعضاء و هواداران ضروری شده باشد، لاجرم فرقه برنامه هایی را برای پیشبرد این سیاست ترتیب می دهد.

این فرقه نزد مردم ایران روسیاه و آبروباخته است و هیچگونه پایگاهی نزد ملت ایران ندارد، بعکس عنصر اجتماعی از مناسبات آن بیزار و فراری است در نتیجه برای سرپوش گذاشتن بر این کمبود جدی، بناچار از شیوه های کنترل ذهن داخل فرقه و مناسبات آن، با زور و فریب و مغزشویی سوء استفاده می کند.

چند روز است فرقه تحت عنوان “همیاری ملی” یک سری مزدبگیر به اسم “شورایی” را به تبلیغات تلویزیونی خود می آورد تا با ایشان مصاحبه کند و در آنطرف خط هم افرادی را گماشته تا با تلویزیون فرقه تماس تلفنی بگیرند و ابراز احساسات نمایند و بگویند ما از همیاری ملی فرقه حمایت می کنیم و مقداری پول نیز به عنوان کمک مالی می پردازیم. به موازات آن چند عکس و فیلم نیز از داخل کشور پخش می کند.

برای کسانی که از تبلیغات و مغزشویی این فرقه آگاهی ندارند شاید این تصور ایجاد شود که صحنه ها واقعی است و یا در ایران خبری از این اقدامات وجود دارد.

اما برای من و کسانی که از فرقه تروریستی رجوی رهایی پیدا کرده اند این حنا رنگی ندارد و فورا در ذهنمان خاطرات داخل مناسبات مجاهدین خلق و دروغ های مسئولین تداعی می شود. از این لحاظ من هم خسته نمی شوم و تکراری نمی بینم که خاطرات خود از داخل تشکیلات مافیایی سازمان مجاهدین خلق را بیان کنم.

زمانی که من درون تشکیلات اسارتبار و ویرانگر مجاهدین خلق حضور داشتم، بویژه در سالهای آخر حضورم پیش از فرار، کار تشکیلاتی من در آنجا کار نیرویی در بخش”ستاد داخله” بود. کار این ستاد ایجاد ارتباط با داخل کشور بود و کانال هایی هم با دیگر کشورهای همجوار با ایران داشت.

سران فرقه برای داغ کردن نمایشات مغزشویی، و برای اینکه به عناصر داخل فرقه هواداران بیرونی و خارج کشوری خود بگویند ما از جامعه جدا نیستیم و مردم ایران و نهادهای اجتماعی از ما حمایت مالی می کنند و سرپوشی بر جاسوسی و فروش اطلاعات نظامی و امنیتی به صدام، عربستان و اسرائیل بگذارند که در ازای آن دلار می گرفتند، هر از گاهی برنامه ای تحت عنوان”همیاری” از تلویزیون فرقه پخش می کردند.

در این راستا از خانواده های اعضای فرقه نیز سوء استفاده می کردند و از آنان می خواستند ضمن تماس با خانواده هایشان به دروغ و به صورتی غیر واقعی بخواهند که آنها به شماره تلفن های از قبل تعیین شده زنگ بزنند و همزمان با تعریف و تمجید دروغین از مجاهدین خلق، بگویند مبلغی را به عنوان کمک مالی به آنان خواهند پرداخت.

غافل از اینکه خانواده ها هم از ترفند های این فرقه مطلع بوده و اعتنایی نمی کردند.

آنان همچنین از خود اعضا نیز می خواستند که با نامهای جعلی به استودیو سیمای آزادی فرقه تماس بگیرند و به دروغ بگویند تصمیم به کمک مالی دارند و مبالغی را هم تعیین کنند.
لذا از سر استیصال و درماندگی از درگـِل ماندن استراتژی مسعود رجوی برای سرنگونی، بگویند برنامه همیاری خیلی فعال است و از همه نقاط کشور و جهان به سازمان کمک مالی می شود.

سران فرقه بویژه مسعود و مریم رجوی با این ترفندها نیروهای روحیه باخته، پاسیو و معترض خود را فریب می دادند تا با نگهداشتن آنان در اسارت ذهنی و تشکیلاتی، برای حفظ زندگی انگلی و خیانتبارخود کاری کرده باشند.

در آخربه سران این فرقه می گویم خورشید هیچگاه پشت ابرنخواهد ماند.همچنان که اسیران این فرقه علیرغم شستشوی مغزی مستمر و برنامه ریزی شده شما، بسیاری تاکنون و روزانه زنجیرهای اسارت ذهنی را پاره کرده و ازاسارتگاه های نوین در آلبانی نیز رها شده اند.

آرزومندم تمامی اسیران فرقه رجوی هرچه زودترآزاد شوند و به زندگی انسانی و مطلوب انسانیت دست یابند.

زهراسادات میرباقری

*** 

ابراهیم خدابنده زهرا میرباقری انجمن نجاتNejat Society holds meeting in Sistan & Baluchestan

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31708

مریم عضدانلو در مکتب فریب و ریاِ شمرِ زمانِ مسعود رجوی، از یاران حسین بن علی سوء استفاده میکند 

mزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۷:…  دخترانی چون سوده تقوایی بانوی گرامیِ خوش قلب سودهِ عزیز درفیس بوکش نوشته : { امشب، قرار است شبی باشد که به یادها بماند. امشب برای ما آغاز رفتن به سوی آینده ایست روشن. به همین دلیل شاید خیلی هم جایی برای صحبت از گذشته نباشد، اگر چه باید بگویم که “سکوتم هم از رضایت نیست…”  }! مسعود ومریم رجوی ! شمابا ترفندهای ننگین وضد انسانی … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از مذهبمجید روحی: مسعود رجوی مطلقا اعتقادی به خدا و امام حسین و مراسم و مناسک مذهبی ندارد

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

لینک به منبع

مریم عضدانلو در مکتب فریب و ریاِ شمرِ زمانِ مسعود رجوی، از یاران حسین بن علی سوء استفاده میکند

انجمن نجات مرکز تهران ۲۰ مهر ۱۳۹۶

صحبت های مریم عضدانلو این الینه شده مکتب ریا و ترور، خشونت، خیانت و تبهکاری مسعود رجوی در تیرانا به مناسب عاشورای حسینی را خواندم.

مزدور مریم رجوی مجاهدین خلق صدام حسین عربستان اسرائیلسخنرانی مریم رجوی در مراسم عاشورا- مهر ۱۳۹۶

افسوس وصد افسوس که مریم درمکتب مسعود رجوی آموخته است از همه ابزارهای دو رویی برای فریب وبه یغما بردن هست ونیست انسانها بهره جوید و ازعاشورا ونام زیبای حسین بن علی )ع( و یارانش برای طولانی کردن زندگی انگلی خود و فرقه اش بهره ها  ببرد.

وقتی مریم درسخنرانی اش موضوعِ  “چراغ خاموش کردن” حسین بن علی )ع( را درقبل ازعاشورا مطرح کرد وتلاش نمود آنرا به خیمه شب بازی های تنفرآور مسعود رجوی در فرقه اش هنگام تلاش انسانهای فرقه برای رهایی ازچنگال رجوی انطباق دهد، یاد روزهای سیاه وجهنمی که من و دیگر دوستانم در این فرقه بودیم افتادم ، ما هرچه می خواستیم ازچنگال رجوی به دنیای آزاد انسانی بگریزیم ، رجوی ریاکارانه وبس سنگدلانه مانع می شد ومثال چراغ خاموش حسین بن علی )ع( را برای یارانش میزد، رجوی تلاش می کرد خودِ تبهکار و یزدی اش را با آن بزرگواران قهرمان قیاس کند، رجوی میگفت اگرشما فرقه مرا ترک کنید به مانند یاران آن امام، نفرین آینده وتاریخ را برای خود خریده اید !!.

 قربانیان فرقه رجوی مسعود رجوی مریم رجوی صدام حسین

مسعودرجوی درآن شرایط قرارگاه اشرف شهرسیاه آرمانیِ فرقه اش ، دخترانی چون مرجان اکبری که تلاش برای رهایی ازفرقه می کردند را به خودکشی کشاند.

زنانی چون مینو فتحعلی ومهری موسوی ومحترم بابایی را به خودکشی وبه قتل رساند ومردان وزنان بسیاری را این چنین کرد.

 قربانیان فرقه رجوی مسعود رجوی مریم رجوی صدام حسین

دخترانی چون سوده تقوایی بانوی گرامیِ خوش قلب سودهِ عزیز درفیس بوکش نوشته : { امشب، قرار است شبی باشد که به یادها بماند. امشب برای ما آغاز رفتن به سوی آینده ایست روشن. به همین دلیل شاید خیلی هم جایی برای صحبت از گذشته نباشد، اگر چه باید بگویم که “سکوتم هم از رضایت نیست…”  }!

مسعود ومریم رجوی ! شمابا ترفندهای ننگین وضد انسانی سوده تقوایی را ازمادرش وخواهران وپدرش سالهای سیاه دور نگه داشتید وسنگدلانه مانع شدید تا سوده مادرش را در لحظه وداع ببوسد ودرکنار مادرش باشد!!!، ننگ برمریم ومسعود رجوی ستمکاروضد بشر، مسعود ومریم آرزوی ضدانسانی خود را بگور میبرند ونتوانستند مانع درآغوش کشیدن سوده تقوایی وپدرگرامی اش و خواهران عزیزودیگراقوامش شوند.

زنانی چون مارینا سراج را که خواهان رفتن خود وهمسرش ازفرقه به آمریکا نزد پسرشان بود را به حبس وزنجیرکشید وبا آمپولهای نامتعادل کننده مانع رفتن وی شد.

زنانی چون محبوبه ابوفاضلی را که تلاش می کرد ازفرقه به نزد مادروخواهرش به اروپا برود به خودسوزی وشاهرگ دست زدن وادارکردید.

زنانی چون انسیه قلی زاده و طاهره زارنجی را مقطوع النسل کردید تا به نزد فرزندانشان در اروپا نروند  وبه آینده خود اعتماد وتکیه نکنند.

خانم بزرگی چون فرشته هدایتی

فربانیان فرقه رجوی مریم رجوی مجاهدین خلق اسرائیل عربستان صدام

فرشته در صفحه فیس بوکش بعد از آزادی از چنگال مریم و مسعود رجوی نوشت:

“سکوت نکنیم سکوت، علامت رضایت نیست… و بخاطر یک دنیا حرف ناگفته از این سی سال که در سینه ام مانده است .

آری، از این پس حرف خواهم زد، هرجا که باشم و هر چقدر که زنده باشم .

ضمن انزجار از “فرقه منحوس و قرون وسطایی رجوی” ازهر نوع رابطه ای به اسم این تشکیلات جهنمی تبری میجویم .و هرکس نیز هرسوالی در این ارتباط داشته باشد پاسخگوخواهم بود.

فرشته خلج هدایتی

دسامبر ۲۰۱۵″.

زنانی چون شهلااحمدی و زنانی چون حاجیه اژدرزاده را سالها نگه داشتید ، اما دیدید که بورشدید وکورخواندید وهرگزنتوانستید پرنده گان اسیر خود را در قفسه نگه دارید؟!! آری آنها موفق شدند به دنیای آزادی خود دست یابند.

و صدها انسان دیگرِ فرقه را با زندان وشکنجه مانع آزادی آنها شدید وآزادی آنها را فقط وفقط به تاخیر انداختید تا اندکی برزندگی وعمرانگلی خود اضافه کنید وهمچنان باشیوه های دیگر این ستم وتبهکاری رجوی در تیرانا ودیگر شهرهای آلبانی ادامه یافته است.

مریم الینه شده رجوی، بیاد داری مرا؟

شخص مرا که خواهان آزادی ازفرقه جهنمی شما بودم در سیاه بازی دیگهای هیتلی –رجوی وعواطف سوزانی با هجوم وحشیانه خود روبروکردید ولباسهای مرا بازورازتنم خارج کردید و شکنجهه های بسیار بارها بر من هموار کردید ؟! وفائزه زجرکاراین نماینده تشکیلات سیاه شما، برای ترساندن من به فرمان مریم گفت: زهرا بترس دوربینها درحال فیلم گرفتن ازتوهستند به مقاومت خود پایان بده..! !!

نفرت وتف برتومریم ومسعود رجوی اینگونه انسانها را برای ماندن در فرقه سیاه خود شکنجه وزجرمی دهید واکنون مقایسه با چراغ خاموش کردن حسین بن علی ع برای مختار کردن یارانش برای جنگ با یزد میکنی !!!.

ولی روسیاهی برجلادان تاریخ چون یزد ، شمر،مسعود ومریم ماند واکنون نوبت آزادی دیگراسیران در بند رجوی در آلبانی است.

پایان

زهراسادات میرباقری

*** 

اهانت مریم رجوی مزدور به شیعیان و مسخره کردن عاشوراعاشورا و بهره برداری تبلیغی فرقه رجوی

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

هفت گناه مجاهدین خلق فرقه رجوی (پشت صحنه ستون پنجم استخبارات عراق در زمان جنگ)

https://youtu.be/ThX9j6-FRMY

مسعود رجوی و فروغ جاویدان مسعود رجوی چند میگیری دیگه تحلیل آبکی نکنی؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31625

مفت خوری و انگل منشی مسعود رجوی و حقه هژمونی زنان 

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، چهارم اکتبر ۲۰۱۷:… مسعود رجوی به دلیل کوته فکری عجولانه و عدم بینش صحیح و دور اندیشی نسبت به تحولات جامعه و تاریخ و انقلاب ملت ایران و به دور از روح صلح طلبی با تمایلات شدید خشونت طلبی، نفرت و خشم پا به عرصه ترور و خشونت گذاشت. رجوی با مفت خوری از اعتماد و اعتقادات مردم، جوانان و … 

بردگان مجاهدین خلق فرقه رجوی در کمپ لیبرتی عراقمصاحبه با خانم مریم سنجابی به مناسبت روز جهانی زن

لینک به منبع

مفت خوری و انگل منشی مسعود رجوی و حقه هژمونی زنان

انجمن نجات مرکز تهران ۱۱ مهر ۱۳۹۶

مسعود رجوی رهبر سیاسی و ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در سال های ۱۳۵۷ الی ۱۳۶۰شکست های پیاپی تاکتیکی و استراتژیکی را دریافت کرد.

در آن سال ها تنها موفقیت وی به تنش کشیدن جامعه و نابود کردن فضای باز و اعتماد جامعه و نیز گرفتن هزینه کلان از اعتماد و اعتقادات مردم و به سراب بردن جوانان و انبوهی خسارات و ضایعات سنگین بر پیکر جامعه ایران بود.

روشنفکرانی که سازمان مجاهدین خلق را به اعتبار بنیان گذارانش محمد حنیف نژاد، سعید محسن و علی اصغر بدیع زادگان جایگاهی تصور کردند که شور و اشتیاق جوانی و روشنفکری و آرمان ها و ایده های آزادی و عدالت اجتماعی را پاسخ می گوید.

مسعود رجوی به دلیل کوته فکری عجولانه و عدم بینش صحیح و دور اندیشی نسبت به تحولات جامعه و تاریخ و انقلاب ملت ایران و به دور از روح صلح طلبی با تمایلات شدید خشونت طلبی، نفرت و خشم پا به عرصه ترور و خشونت گذاشت. رجوی با مفت خوری از اعتماد و اعتقادات مردم، جوانان و روشنفکرانی که به او اعتماد کردند همه را نابود کرد. علاوه بر خسارات سنگین به روح و روان جامعه خسارات کلانی نیز به جامعه و خانواده ها وارد نمود.

مسعود رجوی بدون استفاده از تجارب انقلاب و تاریخ جامعه ایران و با مفت خوری و ارتزاق از خون و رنج ملت ایران مانند یک گراز وحشی بر بنیان خانواده ایرانی تاخت و تاز نمود.

رجوی با فرمان مبارزه و جنگ مسلحانه در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ نابخردی و انگل منشی اش منقوش به مهر جنایت در تاریخ نمود.

او با شکستی که در جنگ مسلحانه شهری خورد با فرار به خارج کشور و هزینه کردن تمام سرمایه های اعضا و هوادارانش با دگردیسی ضدانقلابی، حقه جدیدی را روی میز سازمان گذاشت.

و با بحث هم ردیفی مریم عضدانلو و تبدیل وی به مریم رجوی و سپرکردن مریم جلوی خودش تلاش کرد تمام ترکش ها را به سمت مقابل برگرداند.
و بعد از اخراج از فرانسه با خیانت به ایران با دشمن در حال جنگ با میهن، یعنی صدام حسین پیمان دوستی بست.

رجوی با کوته بینی و غرق شدن در خیانت، جنایت و همکاری های اطلاعاتی با دشمن در حال جنگ، امتیاز تشکیل ارتش خصوصی صدام، به نام ارتش آزادیبخش ایران را به دست آورد.

رجوی از سازمان مجاهدین خلق یک فرقه نظامی ساخت و نیروها را با یک پروسه روانشناسانه مغزشویی نمود تا مراحل این کودتا بدون هیچ مانعی به نفع ماهیت جاه طلبانه رجوی بیانجامد، کودتایی که انحراف در اصول، خط مشی، مبارزه و استراتژی، تنها جزئی از آن به حساب می آید. بعد از شکست نهایی و به نابودی کشاندن هزینه های کلانی از امکانات و نیروهای ایران و هواداران و اعضا سازمان بعد از عملیات فروغ جاودان و پاتک آن عملیات مرصاد، رجوی که کاملاً شکست خورده و مأیوس شده بود برای عدم پاسخگویی به جنایاتش در برابر اعضا و هوادارانش تمام اشتباهات شکست هایش را بر دوش اعضا و هواداران گذاشت و اعلام کرد علت عدم پیروزی در جنگ آخر “عدم پایبندی و اعتقاد و ایمان قلبی به شخصی مسعود رجوی” می باشد.

رجوی با شروع جدیدی از شستشوی مغزی در تشکیلات و تکمیل کردن سازمان به فرقه پروژه سخت و سنگینی را برای اعضا آغاز نمود.

مسعود رجوی با آوردن طلاق های اجباری (با کد بند الف ) در سازمان تلاش کرد مردان و زنان را از هم جدا و مانع اتحاد آن ها شود و با از هم پاشیدن کانون گرم خانواده مانع جدا شدن زنان و مردان از سازمان شود تا بدین وسیله از موج ریزش و فروپاشی سازمان و در نهایت نابودی و تنها ماندن خودش جلوگیری کند.
مسعود رجوی با سوء استفاده از روان شناسی و بحث ستم تاریخی این برگ را به نفع سیاست و حقه جدید خود به بازی گرفت. مسعود رجوی با کودتای ایدئولوژیک خود که اصرار کرد آن را در قالب انقلاب ایدئولوژیک به خورد نیروها دهد.

وی با طراحی بحث های روان شناسی و مغزشویی بر روی اعضا به ویژه زنان سرگرمی جدیدی را آغازنمود که نام آن ها را بندهای انقلاب نامید. بندها ی مختلفی که مهمترین آن ها شامل:

بند دال = هژمونی زنان (تمام مردان سازمان به استثناء مسعود رجوی باید هژمونی و رهبری زنان و فرماندهی آن ها را بپذیرند این امر را بایستی یک امر ایدئولوژیک محسوب کنند)

بند ب = برای زنان هر عشقی به جز عشق مسعود رجوی ممنوع و زنان باید خود را محرم مسعود رجوی بدانند همچون مریم که همسرش را طلاق داد و به عقد و ازدواج مسعود رجوی درآمد و برای مردان تمام زنان عالم از جمله همسرشان و هر عشقی برای آن ها ممنوع است.

خلاصه کنم مسعود رجوی در یک پروسه طولانی، مستمر و سنگین مغزشویی فرقه اش را با مرور زمان گذراند. وی با سوء استفاده بی نظیر از زنان در سازمان تلاش کرد آن ها را به بردگان معشوقه خودش تبدیل کند و مردان سازمان را اسیر این بردگان نمود. به شکل و صورتی که در دیگ های جوشان مغزشویی نوین با الگو قرار دادن دیگ های تاریخی آدم سوزی هیتلر، رجوی روی دست هیتلر بلند شد. زیرا هیتلر جسم و فیزیک یک سری انسان ها را در کوره های آدم سوزی ریخت و خاکسترنمود ولی رجوی با سنگدلی و شقاوت بی مانندش عواطف انسانی و خانوادگی و عشق به همسر و فرزند و خانواده و فامیل را در پروسه ای طولانی سوزاند رجوی بی رحمانه حتی کلمه مهرطلب “بچه” را در فرقه اش تغییر داد و”خرچه” نامید به این دلیل بود که مژگان پارسایی به اصطلاح “جانشین رهبری” در دیگ های خواهران فرقه، با تمسخرمی گفت “خرچه” را کنار بگذارید و عشق رهبری را جانشین آن کنید!!!

تفاوت مسعود رجوی با هیتلر در این بود که، هیتلر درون و بیرونش یکسان عمل می کرد هیچ پنهان سازی نداشت ولی رجوی با بزدلی و مفت خوری بی مانندش خود را مخفی کرد و مریم رجوی و دیگر زنان را به وسط میدان به تبعیت از رجوی کشاند. وقتی می گویم کشاند به واقع کشاند با هرضرب و زور و حیله و نیرنگی که می توان در دنیای کهن و نوین سراغ گرفت رجوی به کارگرفت. وقتی مفسران به شگرد ها و سیاست های رجوی می گویند خیمه شب بازی و شعبده بازی، بیهوده نمی گویند زیرا همه حقه ها را رجوی آزمود تا خودش را از پاسخگویی و محاکمه تاریخی در ببرد.

رجوی با بی رحمی اعضا را به خودسوزی کشاند و در پروسه های مختلف به اعتصاب غذا کشاند و برای فریب آن ها از خاطرات زندان خود و اعتصاب غذا و تمایلش به نان خشک در زندان های شاه می گفت تا با این وسیله اعضا را فریب دهد و مجاب به اعتصاب غذا برای رسیدن به اهداف خودش کند.

از آنجایی که همواره سیاست های رجوی با شکست رو به رو می شد، همیشه هزینه را از اعضا فرقه می گرفت، تنها راه برای رسیدن به اهدافش خشونت، اعتصاب غذا و خودسوزی اعضا و هواداران بود تا بدین وسیله اذهان را بفریبد و چند صباحی دیگر به عمر ننگین خود ادامه بدهد.

وقتی من ویدیوی خیمه شب بازی انتخاباتی جدید رجوی و صحبت های زهرا مریخی به عنوان مسئول اول فرقه رجوی را دیدم، زهرا مریخی این الینه شده مریم و مسعود به اعضا فرقه می گفت نبایستی مفت خوری کرد. دقیقاً همان جمله مسعود، رجوی خودش غرق مفت خوری و انگل منشی بوده و هست ولی به اعضا می گوید این شما هستید که باید مفت خوری نکنید و هزینه سنگین برای رسیدن به اهداف مرا بدهید.

زهرا سادات میرباقری

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31382

نقض اولیه ترین حقوق بشر توسط مریم رجوی و فرقه اش (نامه ای به رادیو فرهنگ فرانسه)ا

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۷:… نقض حقوق بشر و به ویژه حقوق زنان در سازمان مجاهدین فراوان می باشد. من خلاصه به مواردی از آن اشاره کردم تا در فرصت های بعدی این بحث را تکمیل نمایم. مریم رجوی خود اولین قربانی الیناسیون فرقه ای خطرناک، توسط مسعود رجوی می باشد که اکنون مسعود رجوی در پناهگاهی پنهان شده و فرماندهی عملیات تروریستی … 

زهرا معینینامه سرگشاده به والری کروا خبرنگار رادیو فرهنگ فرانسه (از مریم رجوی نپرسیدید؟!)ا

حمیرا محمد نژادنامه سرگشاده خانم حمیرا محمد نژاد به خانم والری کروا خبرنگار رادیو فرهنگ فرانسه

لینک به منبع

نامه به رادیو فرهنگ فرانسه  Radio France Culture
(نقض اولیه ترین حقوق بشر توسط مریم رجوی و فرقه اش)

انجمن نجات مرکز تهران ۲۳ شهریور ۱۳۹۶

نامه ام را با سلام به کشور دوست فرانسه و رادیو فرهنگ فرانسه آغاز کنم.

اینجانب زهرا سادات میرباقری عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین (مریم رجوی) هستم، مدت ۲۳ سال از جوانی و بهترین سال های عمرم در سازمان مجاهدین خلق نابود شد. پس از مواجه شدن با دروغ، حقه و دیکتاتوریِ وحشتناک تشکیلاتی در سازمان تروریستی مسعود رجوی بعد از تحمل شکنجه های فیزیکی و روحی سختی توسط فرقه رجوی علیه من و بعد از طراحی و اقدام به چهار بار فرار از این سازمان مریم، نهایتاً در طراحی و اقدام چهارم موفق به فرار از این سازمان شدم و با گرفتن پناهندگی در اروپا به عنوان فعال حقوق بشر و به ویژه حقوق زنان فعالیت می کنم.

از موضوع مصاحبه شما با خانم مریم رجوی مطلع شدم. از آنجا که کشور فرانسه مشهور به مهد دمکراسی است درخواستم این است که بتوانم با حق آزادی بیان حرف هایم را در زمینه وضعیت زنان در سازمان مجاهدین خلق که مریم رجوی آن را دنبال می کند، به طور خلاصه در رادیو فرهنگ بیان کنم. همچنین خلاصه ای از واقعیت هایی که بیست و سه سال با آن دست و پنجه نرم کرده ام؛ هم برای خودم و هم برای دوستانم در سازمان مجاهدین.

مشتاق هستم قبل از آن مختصری به موضوع زنان، دیدگاه ها و واقعیت های تلخ عملکرد و پراتیک مریم رجوی در بحث زنان بپردازم.

در سازمان مریم رجوی معروف به سازمان مجاهدین خلق من به عنوان یک بانو از حداقل حقوق انسانی که در پست ترین جامعه ها به رسمیت شناخته می شود محروم بودم و اکنون نیز بقیه زنان از این حداقل حقوق در سازمان محروم هستند که در زیر موادی از آن را برمی شمارم:

۱- حق مادر شدن نداشتیم.
۲- حق ازدواج و تشکیل خانواده نداشتیم و هر عشقی ممنوع بود. ما محکوم بودیم که فقط عشق به مریم و مسعود رجوی را داشته باشیم.
۳- حق انتخاب لباس و رنگ آن را نداشتیم، یعنی ما فقط مجاز به پوشیدن لباس سخت نظامی با رنگ سبز و یا خاکی بودیم. داشتن لباس لطیف و نرم با رنگ های شاد اکیداً برای ما زنان به استثناء مریم رجوی ممنوع بود.
۴- حق مطالعه آزاد، انتخاب کتاب و نشریه برای مطالعه نداشتیم.
۵- حق گوش دادن به رادیو و مخصوصاً رادیوهای مختلف از جمله رادیو فرهنگ فرانسه و… نداشتیم.
۶- حق تفریح و سرگرمی نداشتیم.
۷- هیچ زنی مجاز به برداشتن روسری و حتی بیرون گذاشتن بخشی از موهای خود را نداشت، مستمر با تذکر تشکیلاتی مواجه بودیم که روسری های خود را محکم ببندیم.
۸- حق دیدار با پدر، مادر، خواهر، برادر و هیچ یک از اقوام خود را نداشتیم.
۹- حق استفاده از اینترنت نداشتیم.
۱۰- حتی رفتن به پمپ بنزین ها جداسازی، و مردانه و زنانه شده بود.

بارها و بارها شخص مریم رجوی به زنان تشکیلاتش گفت: “شما هیچ حقی در سازمان من ندارید فقط حق فدای یک جانبه و خالصانه جسم و روح خود برای من و مسعود رجوی را دارید!!”

من یک شاهد از مناسبات به غایت عقب مانده و قرون وسطایی وحشتناک درون تشکیلات سازمان مریم رجوی که به یک فرقه خطرناک تبدیل شده است می باشم و در هر کجای جهان آماده گواهی بر این دیکتاتوری وحشتناک تشکیلاتی و فرقه ای هستم. من به دلیل اعتراضات متعدد نسبت به این تشکیلات با صلیب سرخ به نمایندگی لورن سوژی (در پایان حکومت صدام حسین و حضور آمریکا) در عراق مصاحبه کردم، اسناد آن حتماً در صلیب سرخ وجود دارد. در سال ۱۳۸۹شمسی بعد از فرارم در بغداد با ۳۲ رسانه، تلویزیون ها و رادیوها به ویژه رادیو فرانسه مصاحبه داشتم. همچنین رادیو فرانسه نیز گزارشی از مصاحبه من منتشر نمود. زهره قائمی از فرماندهان مریم رجوی در قرارگاه اشرف واقع در استان دیالی عراق پیام مریم رجوی را به اعتراضات من داد و گفت: “ما برای خود بریده ایم که تو بمیری.”

آری این مریم رجوی واقعیش برای زنان مرگ، اختناق، سرکوب، زنجیر، بردگی و بندگی مفرط می باشد. زنان و دخترانی که در سازمان مجاهدین خلق به فرمان مریم رجوی به خودکشی کشیده شدند مرجان اکبری، محترم بابائی، مینو فتحعلی، مهری موسوی و… زنان و دخترانی که در سازمان مریم شکنجه شدند: مارینا سراج، محبوبه ابوفاضلی، زهرا میرباقری، مهری موسوی، مینو فتحعلی و…. هستند.

نقض حقوق بشر و به ویژه حقوق زنان در سازمان مجاهدین فراوان می باشد. من خلاصه به مواردی از آن اشاره کردم تا در فرصت های بعدی این بحث را تکمیل نمایم. مریم رجوی خود اولین قربانی الیناسیون فرقه ای خطرناک، توسط مسعود رجوی می باشد که اکنون مسعود رجوی در پناهگاهی پنهان شده و فرماندهی عملیات تروریستی و سیاست های تروریستی و خشونت طلبانه فرقه و سازمان مجاهدین را کنترل و فرماندهی می کند. به امید روزی که من با حقوق مساوی دمکراسی، پاسخگوی مریم رجوی در یک مناظره تلویزیونی در هر کجای جهان از جمله در فرانسه باشم. پیشاپیش تشکرمی کنم.

– رونوشت به رادیو فرهنگ و سایر رسانه ها و مطبوعات.

زهرا سادات میرباقری

(پایان)
*** 

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

جنایات داعش و مجاهدین یکی است؛ آتش زدن انسانها توسط رجوی و بغدادی

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31330

نامه سرگشاده به زهرا مریخی و بدری پور طباخ 

 Mirbaqeri_Zahra_2017_1زهرا سادات میرباقری، صفحه فیسبوک، دهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  یاد روزی افتادم که در درمانگاه ن پارسیان بستری بودی ، آری به فرمان مسعود و بی خبر ترا بالای قله خالی و تهی ازجنسیت برده بودند!!!. بدری ،یادت هست بعد از عمل زنانه ، اولین کسی که بتو زنگ زد مسعود رجوی بود ( خوب ناموسش بودی آنهم در مداربالا!!) و بهت تبریک گفت و گفت تبریک بدری، بالای قله رفتی.(ها ها ها این قهقهه سنگدلانه مسعود … 

رویا درودی آلبانیچرا رویا دررودی درگذشت؟ (نام وی در لیست زنان مقطوع النسل فرقه رجوی بود)

لینک به منبع

نامه سرگشاده به زهرا مریخی و بدری پور طباخ

*به بهانه همردیفی زهرا مریخی ومعاونت مسئول اولی بدری پورطباخ .

با سلام زهرا و بدری! مرا که بی شک فراموش نکرده اید، در حرفهای دلم در ماه های قبل از فرارم از سازمان مجاهدین و بعد از فرار در مصاحبه هایم در آلمان، همچنین در سایت های اینترنتی و مقالاتم، بر اساس تعهدم به افکار عمومیِ ملت کبیر ایران و مردم جهان، و برای روشنگری این نسل و نسل آینده و همگان گفته بودم، کمترین وظیفه انسانی من اینست که از مناسبات پنهان و آشکار فرقه رجوی بگویم و سکوت نکنم.

در این نامه خطابم به شماست، زیرا که از مسئولینم در ستاد پارسیان بودید، من در ستاد داخله بودم یادتان هست؟ تلاش می کنم خلاصه بگویم .

ابتدا جا دارد یادی از مسئول مستقیمم در آن سالها بکنم، آه! صدیقه مجاوری را می گویم که در “آتش به فرمان” که از طرف مسعود و مریم رجوی گرفتید سوزاندید!. خوب، باید بگویم سوزاندی، چرا که بدری، تو که مسئول مستقیم صدیقه خدا بیامرز بودی، فرمان را در سلسله مراتب تشکیلاتی سازمان به صدیقه منتقل کردی.

شاید بگویی در حضور زهرا مریخی بود. در واقع تفاوتی نمی کند به هر روی تو مسئول مستقیم صدیقه بودی.

انتخاب مسئول اول در سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

بدری، وقتی خبر همردیف مسئول اولی شما را شنیدیم (شاید دلخور بشوی که من خواهر خطابت نمی کنم زیرا این کلمه برای سلسله مراتب یک اشل محسوب می شود!)، یاد روزی افتادم که با مریم رجوی و چندین نفر بودیم که به ملاقات تو آمدیم، در درمانگاه نسبتا شیک و جدید پارسیان بستری بودی، آری به فرمان مسعود و بی خبر، ترا بالای قله خالی و تهی از جنسیت برده بودند!!!.

بدری، یادت هست بعد ازعمل زنانه، اولین کسی که بتو زنگ زد مسعود رجوی بود (خوب، ناموسش بودی آنهم در مداربالا!!) و بهت تبریک گفت و گفت تبریک بدری، بالای قله رفتی، ها ها ها… (این قهقهه سنگدلانه مسعود است که همه ما بویژه بانوان تشکیلات سازمان با آن آشنا هستیم وغالبا متنفر از آن).

قهقهه مسعود از این بود که بدلیل مقطوع النسل شدن زنان، دیگر برای ابد زنان در زنجیر بردگی او می مانند و تکان نمی خورند و دیگر هیچ تهدیدی ندارند و هیچ شاخ و شانه ای در تشکیلات نمی کشند. مسعود می گفت از این به بعد هیچ مردی شما اکبیری ها (زشتها) را نمی گیرد، شما پیر و پاتال و… شدید و بر گردن من مانده اید، شما می خواهید به بیرون بروید و یا به قبل از انقلاب مریم (قبل از دگردیسی سازمان) برگردید که مجدد به مردان سواری بدهید؟ !!

حرفهای زشت و رکیک این پیرمرد بی غیرت مسعود خیانت پیشه خیلی تنفرآور و خجالت آور است که برای حرمت کلمات ادامه نمی دهم .

بدری، متاسفانه بدلیل ِالینه شدن شما (از خود بیخود شدن) در تشکیلات منادیان رهایی زنان، در سازمان مجاهدین رجوی، که ترا مقطع النسل کرده بود و در عمل زنان که روی تو انجام دادند شما سلامتی نسبی بعد از عمل را کسب نمی کردید زیرا قیچی در محل عمل بجا مانده بود و شما تب و عفونت و درد داشتید با عمل مجدد متوجه قیچی شدند و آنرا خارج کردند.

بدری، امیدوارم دلخور نشوی و غُر نزنی که چرا من بحث مربوط به زنان را اینجا در نامه سرگشاده مطرح می کنم.

اولا در جهان پیشرفته کنونی ما، این تابو شکسته است و شما نباید به مانند مرتجعین مذهبی این موضوعات را مطرح کنید که: زشت است! موضوع زنانه است! و نامحرم و از این قبیل موضوعات.

دوماً مجبورم در اینترنت نامه ام را بگذارم که شاید بدست شما برسد و بخوانید، البته خیلی احتمالی است و در جلسه زنان مدار بالا شاید و آنهم با تمسخر و آب و تاب همیشگی نامه ام بدستتان برسد !. پس لطفا پشت بحث نامحرم و جنسیت زنان سنگر نگیرید.

وای بر سنگدلان (مسعود ومریم ) که سلامتی زنان را اینگونه با تحمیق بحث بالا رفتن به قله رهایی و آزاد شدن زنان از غُل و زنجیر جنسیت گرفتند و شما را فریب دادند.

زهرا مریخی و بدری پورطباخ

زهرا مریخی و بدری پورطباخ

راستی زهرا و بدری یادتان هست به بهانه روحی و رفاه زنان شورای رهبری، هرچند گاه X را که قبلاً از مدار بسیار نزدیک مریم بود و در انقلاب پا به پای مریم و شما! جلو نیامد و بقول نسرین (مهوش سپهری) مثل خر نجیب در گِل ماند را مسئولیت می دادید تا به آشپزخانه پارسیان برود و گوجه پلو با جوجه درست کند؟ زیرا با حقه زنانه می گفتید گوجه پلوهای X خوشمزه است و سفره های آنچنانی برای فریب و سرگرمی زنان شورای رهبری (که مردان تشکیلات رنگ وبوی آنرا هم نمی دیدند) پهن می کردید!

تز مسعود این بود که برادران سازمان فقط باید خار بخورند و بار ببرند و گرنه خراب و فاسد می شوند (نافرمان می شوند و از تشکیلات فرارمی کنند)، و در سخنرانی رجوی دی ماه ۱۳۸۹ که به صورت کال کنفرانس بود (سالن اجتماعات قرارگاه اشرف) گفت: حق برادران فقط چهار “ت” در تشکیلات است (تیغ، تبر، تپانچه…).

وای بر سنگدلی مسعود رجوی که منادی جامعه بی طبقه توحیدی و عدالت اجتماعی بود ولی در داخل تشکیلات کوچکش ظالم و شمر ابن ذی الجوشن نسبت به مردان بود… خلاصه در آخر سور زنانه شورای رهبری!!! هدایایی می دادند .

راستی مریم رجوی زنان شورای رهبری را مشغول و سرگرم خوردن و شکم چرانی کرد و لباس های غیر متعارف لایه های پایین تر را به آنها بخشید! و دیگر تبعیض های مثبت که تز مسعود بود ولی هویت انسانی آنها را گرفت و حتی به جسم و جنسیت آنها رحم نکرد و زنان را مقطوع النسل کرد، که تا ابد به خیال خام برده و بنده او باشند.

خلاصه اینجوری مشغول تباه کردن عمر و زمان خود بودیم .

مریم رجوی همیشه به بانوان تشکیلات می گفت “مادِ” شما یعنی جنسیت زنانه و خوی زنانه و ماده شما باید همواره در شیشه برود و درش بسته شود و گرنه زبانه می کشد و تشکیلات رجوی را درهم می ریزد.
مریم در بحث دیگر برای فرار نکردن زنان از تشکیلات فرقه می گفت آخر کجا می خواهید بروید اینجا همه چیز شما تامین است، پدر و مادر شما با این سن بالا و انبوه بیماری و فرسودگی دیگر شما را نمی پذیرد. و برای فریب بانوان و دختران جوانتر می گفت شما از تشکیلات بیرون بروید فاسد و معتاد می شوید. اینجا شما را روی بورس و صحنه می بریم و خواسته های بلند پروازانه شما را راضی می کنیم (معاون مسئول اول و… می کنیم).

آری بدری و زهرا، صرفا برای سرگرمی و گذران زندگی خود، مسئول اول و معاون، همه بازی و پوشال است. خود بهتر می دانید هر زنی به نوبت در تشکیلات رجوی یک زمان مصرف دارد. هشدار که اینگونه بودن، خیانت بزرگی است که با شوهای تبلیغاتی جوانان را بفریبید و با وطن فروشان و دشمنان میهنِ و یک ملت کبیر، وارد معامله و معاشقه شوید. این نوع زندگی، انگلی و بس نفرت آوراست، هشدارمی دهم ماهی را هر زمان از آب بگیرید تازه است و در تاریخ می توانید “حُری” دیگر باشید. از این فرقه خیانت و جنایت پیشه و وطنفروش هرچه زودتر فاصله بگیرید و دنیای جدید آزادگی برای خود و دوستان تشکیلات استارت بزنید. 
به امید آن روز!

زهرا سادات میرباقری

۱۹ شهریور ۱۳۹۶

(پایان)

*** 

رجوی، بیمار جنسی عقب مانده

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30889

مقایسه تطبیقی زندان پاپیون و قرارگاه فرقه رجوی 

Zahra_Mirbagheri_MEK_Rajavi_Cult_ex_member_3زهرا سادات میرباقری، صفحه فیسبوک، پانزدهم اوت ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی در یکی از نشست های کال کنفرانس صوتی در قرارگاه اشرف در سالن اجتماعات به یکی از جوانانی که با رؤیای آزدای و عدالت اجتماعی به این قرارگاه آمده بود و در پشت میکروفون قرارگرفت گفت: “شنیده ام که این قرارگاه را با فیلم پاپیون مقایسه کرده ای و می گویی چشم انداز برای خروج از این قرارگاه تیره و تاراست!” رجوی با تلاشی مکارانه … 

ابراهیم خدابنده زهرا میرباقری انجمن نجاتبرگزاری همایش “نقد درون گفتمانی فرقه رجوی” توسط انجمن نجات سیستان و بلوچستان

لینک به منبع

مقایسه تطبیقی زندان پاپیون و قرارگاه فرقه رجوی

زهرا سادات میرباقری – ۲۲ مرداد ۱۳۹۶

به بهانه ۸۰ سالگی داستین هافمن در فیلم پاپیون.

زهرا سادات میرباقری: مقایسه پاپیون با قرارگاه اشرف در عراق مجاهدین خلق

فیلم سینمایی پاپیون- Papillon – پروانه، شاهکاری قدرتمند و بی نقص سینمای جهان در ژانر درام و جنایی، اثرفرانکلین جی. شافنر و بر اساس کتاب پاپیون (زندگی نامه واقعی و تکان دهنده هِنری شاری یر) با بازی شگفت آور استیو مک کوئین (در نقش پاپیون) و داستین هافمن (در نقش لوئیس) است. شاهکار پاپیون درامی است در ستایش آزادی و پاسداری از ارزش های اخلاقی (دوستی، محبت، انسانیت، جوانمردی) که قلب و روح آدمی را تسخیر می کند.

فیلم پاپیون را اولین بار در سال ۱۳۶۱ به پیشنهاد برادر بزرگم و به همراهی آخرین خواهرم در یکی از سینماهای تهران دیدم. من و خواهرم با عشق زیادی که نسبت به برادرم داشتیم، خوشحال از حضور و سرپرستی او، با انگیزه و علاقه این فیلم جذاب را که یک شاهکار بود دیدیم.

من در آن سال ها یک آرمانگرای انقلابی بودم و به دنبال درهم ریختگی سیاسی کشورم، در فروردین ۱۳۶۵ با رؤیای جامعه ی عدل علی و آزادی انسان و مبارزه با ظلم و بردگی به قرارگاه اشرف رفتم.

آنچه که من در قرارگاه اشرف (پادگان فرقه رجوی در عراق) با آن دست و پنجه نرم کردم و با آن رو به رو شدم داستان دراماتیک طولانی بود که از سن ۲۱ سالگی، ۲۳ سال از عمر و جوانی مرا در خود فرو برد.

این داستان دراماتیک که بردگان اسیر بردگان بودند طولانی و نیاز به تهیه یک کتاب دارد. دیکتاتوری مسعود رجوی (آن هم از نوع دیکتاتوری نوینی که تئورسین آن خودش بود) با سوء استفاده از نامِ خدا، آزادی، برابری، عدالت اجتماعی، عشق و مذهب قرارگاه اشرف را تبدیل به جهنم نوین انسان و بردگی جدید نمود.

دردناک آن است که این دیکتاتوری در مرحله ای از تاریخِ این قرارگاه با چاشنیِ آزادی و عدالت اجتماعی و تبعیض مثبت برای زنان اعمال می شد. آری با عنوان تبعیض مثبت برای زنان؛ زنان را برده ی مسعود رجوی و مردان را بردگان زنان کردند یعنی “بردگان اسیرِ بردگان” داستان پیچیده هزمونی زنان و بند “دال” با تئورسینی دیکتاتور مسعود رجوی بود.

وقتی فیلم پاپیون را مجدداً می دیدم صحنه شلیک به زندانی فراری مرا به یاد شکنجه ی منتقدین و مخالفین از مردان و زنان به نام های مارینا سراج (فاضله)، محبوبه ابوفاضلی و…. همچنین به قتل رساندن مرجان اکبری، مینو فتحعلی و مهری موسوی و… با شیوه های مکارانه و اختناق بی مانند و نوین رجوی در اردوگاه های فرقه انداخت.

با دیدنِ صحنه ای از فیلم پاپیون که در آن بردگانِ زندانی تبدیل به شکارچیان انسان در “اردوگاه مرگ” به فرمان شده بودند و مأمور “اردوگاه مرگ” در حال شلیک تیر خلاص به زندانی در حال فرار بود؛ من به یاد شکارچیان انسان که مأموران رجوی بودند افتادم اما به شکلی متفاوت، با استفاده از شیوه های نوین و با زدن آمپول های بیهوشی و نامتعادل کردن فرد و مکرهای دیگر که مانع فرار فرد از “شهر مرگ” فرقه می شد.

شرح هر یک از تصاویر زیر، نگارش مقالات و کتاب های زیادی را می طلبد.

زهرا سادات میرباقری: مقایسه پاپیون با قرارگاه اشرف در عراق مجاهدین خلق

زهرا سادات میرباقری: مقایسه پاپیون با قرارگاه اشرف در عراق مجاهدین خلق

زهرا سادات میرباقری: مقایسه پاپیون با قرارگاه اشرف در عراق مجاهدین خلق

زهرا سادات میرباقری: مقایسه پاپیون با قرارگاه اشرف در عراق مجاهدین خلق

محبوس کردن انسان های زیادی از زنان و مردان در قرارگاه اشرف توسط سران فرقه در طی سال های طولانی؛ انسان های دربند را مجبور به طرح نقشه فرار و اجرای آن نموده بود که این گریزها همچنان ادامه دارد. من خود یک فراری انقلابی و موفق از این اردوگاه سیاه هستم.

مسعود رجوی در یکی از نشست های کال کنفرانس صوتی در قرارگاه اشرف در سالن اجتماعات به یکی از جوانانی که با رؤیای آزدای و عدالت اجتماعی به این قرارگاه آمده بود و در پشت میکروفون قرارگرفت گفت: “شنیده ام که این قرارگاه را با فیلم پاپیون مقایسه کرده ای و می گویی چشم انداز برای خروج از این قرارگاه تیره و تاراست!”

رجوی با تلاشی مکارانه سعی می کرد مسبب وضعیت تیره و تار قرارگاه اشرف را به گردن لشگرکشی و حمله آمریکا به عراق بیاندازد.

با آن که در اردوگاه وحشتناک فیلم پاپیون، انسان هایی مشغول طراحی برای فراربودند اما هدف و تبلیغ آشکار و نهان این اردوگاه واضح بود یعنی همان ظلم و شکنجه و سیاهی وحشتناک. در حالی که در اردوگاه اشرف که شهر آرمانی مسعود رجوی بود همه چیز پنهانی، متناقض، تئوریزه شده با رنگ و لعاب انقلابی و مذهبی، با شعار آزادیخواهی و مبارزه با ظلم بود.

مأموران اردوگاه مرگ در فیلم پاپیون؛ مردان نظامی و تفنگ به دوشی بودند که خود شکارچیانی خود فروخته و زندانی بودند اما مأموران مرگ در اردوگاه های مخوف رجوی مردان و زنانِ انقلابی دیروز و تحمیق شده ی امروز هستند به ویژه زنان ارشد شورای رهبری.

این فرقه؛ فریبی نوین در تاریخ ایران زمین است که انسان های زیادی را در گذشته، حال و آینده درگیر طراحی برای فرار از اردوگاه های آن نموده است، یک روز در قرارگاه اشرف روز دیگر در لیبرتی و اکنون در تیرانا – آلبانی.

اینک انسان های بسیاری در حال طراحی نقشه برای رهایی از چنگال فرقه رجوی هستند. به امید پیروزی و آزادای همه ی بردگان از چنگال خونریز فرقه رجوی.

لینک قسمتی از فیلم پاپیون در یوتیوپ:

(پایان)

***

همچنین:

  • زهرا سادات میرباقری، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۵:… بعد از بازی های نمایشی با این لایه، مسعود رجوی به مژگان گفت روی تابلو بنویس: “ناموس یا بی ناموس مسله اینست دیگر هیچ” آری مسعود برای مغزشویی و تهدید بانوان این لایه می خواست دل ما را خالی کند. او می گفت اگر با من مخالفت کنید بی ناموس هستید و تکل

    مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۵:… به محض اینکه، مسئولانش روی خود را برگرداندند، او دری را که در کنار در اتاق دکتر بود باز کرد . در به راهرویی باز می شد. تمام طول راهرو را دوید. در انتهای راهرو در دیگری بود که به سالنی باز می شد، باز هم دوید ، به سوی پنجره ای ، خوش شانس بود

    زهرا سادات میرباقری، هفتم مارس ۲۰۱۵:…  من (زهرا میرباقری) که ۲۳ سال در این فرقه مخرب در اسارت بودم، لیستی از حدود ۱۰۰ زن داخل فرقه منتشر کردم که بر روی آنها عمل خارج کردن رحم و تخمدان ها انجام شده است. در دوران اسارت در فرقه، بارها مریم و مسعود رجوی شخصاً برای من پیام دادند

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۵:…  در قسمت های پیشین این مقاله موضوع حجاب اجباری و ابعاد دیگری از اجبارات و دروغ را در تشکیلات فرقه رجوی مورد بررسی قرار دادیم. اما ببینیم موضع گیریهای مریم رجوی در برابر زنان فرمانده و بویژه مردانِ مناسبات و تشکیلات .

    مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  در قسمت اول و دوم این مقاله موضوع حجاب اجباری و زوایایی از اجبارات و دروغ در تشکیلات فرقه رجوی را مورد بررسی قرار دادم. اکنون می خواهم به ابعاد دیگری از دروغ های مریم رجوی در موضع گیری های جها

    زهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز فارس، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:… مریم رجوی که مدعی “برابری برای زنان و از جمله برابری درآزادی ها و حقوق اساسی زنان” است، خودش حجاب اجباری را در تشکل فرقه ای مجاهدین روی زنان اعمال می کند. وی که مدعی آزادی ها برای زن و مرد است، در تشکیلات خارجه سازمان (آلبانی-فرانسه) و همچن

    مریم رجوی درخواست سلاح از امریکازهرا سادات میرباقری، صفحه فیسبوک، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  همچنان که مسعود رجوی تحت عنوان “سخنگوی مجاهدین” این موضع را تکرار کرده و یادآور می‌شود، در سال ۱۳۶۷ هم خود او بود که به زندانیان مجاهد، اجازه نداد تا نفی عضویت کنند و باعث کشتار آ

    mirbagheri03012015زهرا سادات میرباقری، صفحه فیسبوک، سوم ژانویه ۲۰۱۴:…  من به مدت ۲۳ سال که در تشکیلات این فرقه مخرب بوده ام فقط مجاز بودم از فرم پوشش سبزرنگ با جنس زبر و روسری سبز استفاده کنم. حجاب اجباری حتی در مکانهایی که فقط زنان حضور داشت

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز فارس، سی ام دسامبر ۲۰۱۴:…  آیا یادت هست با خط و خطوطی که مسعود رجوی (کسی که خود را ناموس وی می خواندی) به تو داده بود، با من چکارکردی؟ آیا بیاد داری مرا در حالی که بیمار بودم با روش فاشیستی از خوابگاه به محل نشست آشین ها (زنان شورای رهبری لایه دوم – ش

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… در واقع ”داعش“ و سایر گروه های بدنام مشابه مثل القاعده، النصره، بوکوحرام و…، دقیقاً با شیوه های مطلق گرایانه رجوی عمل کرده و می کنند با این اختلاف که مسعود رجوی در اروپا برای تبلیغ جهت بدست آوردن حمایت و پول از دولت ه

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، نهم دسامبر ۲۰۱۴:…  اول اینکه معلوم نیست بعد از کشته شدن زهره قائمی که مسئول «ستاد اجتماعی مجاهدین درداخل کشور» بود، چه کسی را ولو به صورت فرمالیستی، به فرماندهی چنین ستادی منصوب کرده اند؟! دوم اینکه ظاهراً این ستاد کذایی آنقدر پوشالی و ب

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… باید به رجوی ودستگاه سرکوب وشکنجه اش گفت زهی خیال باطل، شما فقط اسیران لیبرتی را درچنگال خود دارید اگرلحظه ای دست ازشستوی مغزی ودربند کشیدن آنها بردارید وبگذارید آنها آزادانه فکرکنند ویک نامه ازخانواده ودوستان

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۴:… برای اینکار با کنترل تشکیلات از یکی ازمادران بنام مادر باباخانی [این پیرزن مادرمرضیه باباخانی است که به دستوررجوی درخودسوزی بدلیل دستگیری مریم رجوی درپاریس شرکت کرد،این پیرزن شدیدا مغزشویی شده است] استفاده نمودم

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: …  رجوی حتی کتاب راه حسین را که از تالیفات یکی از بنیانگذاران سازمان بود و بعد از انقلاب به نیروها آموزش داده می شد ، را دراین اواخر ناقص می دانست چون به خودش ختم نمی شد !!. چون وی ازسال ۶۴ که خود را بعنوان رهبر ایدئولوژ

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و هفتم اکتبر ۲۰۱۴: …  رجوی جنایتکارمعلوم است مثل همیشه مسئولیتی دربرابرواقعیتهای بیرون اسارتگاه لیبرتی احساس نمی کند وبرایش عواطف وجان اسیران لیبرتی بویژه زنان مهم نیست ،رجوی درجریان عدم تخلیه اشرف درپیام داخلی به ما می گفت من چهر

    زهرا میر باقریزهرا سادات میر باقری، انجمن نجات، مرکز تهران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … ماده افزوده به آئین نامه شورا درباره استعفا در ادامه سیاست های خفقان آور و ضد دمکراسی فرقه رجوی می باشد آنچه که ده ها سال است در مناسبات خلافت اسلامی رجوی و فرقه ای سازمان در اشرف و لیبرتی داشته و دارد اکنون در شورا گ

    صرافپور میرباقری 2نقل از صفحه فیسبوک آقای حامد صرافپور، چهاردهم اکتبر ۲۰۱۴: … با توجه به آنچه گفته شد، من و زهرا تصمیم گرفته ایم برای ادامه تلاش های خود و برای زندگی کردن، ایران را برگزینیم. لذا هر دو آگاهانه از امتیازات موجود در اروپا دست کشیده و در ایران زندگی خواهیم کر

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و هشتم سپتامبر ۲۰۱۴: …  باید گفت همین فرقه رجوی بودند که ازداعش تحت نام عشایر انقلابی پشت سرهم در سایت های خوداخبار پیروزی درج می کردند چرا آن موقع سکوت پیشه کرده بودید ؟! زمانیکه داعش درموصل ودردیگر مناطق عراق را تصرف می کرد ،اماکن مذهبی وتاریخی

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  رهبری مسعود رجوی مناسبات سازمان را به اختناق وبی اعتمادی مطلق و آزادی کشی وستم بویژه در مورد زنان کرده است . در این فرقه ازدواج و مادر شدن که حق طبیعی هر انسانی است ممنوع است . دراین فرقه ارتباطات خانوادگی والدین ،خواهر،برادر و زن

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  وزنانی مثل مهری موسوی و مینو فتحعلی که ازشورای رهبری بودند بدلیل اعتراض به مناسبات فرقه ای وجنسی وتجاوزات مسعود رجوی که داشتند با اعمال شکنجه های بسیار وسرانجام با سیانور وروشهای دیگر کشته شدند ،عکس های آنها موجو

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، تهران، هشتم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مریم رجوی وهمسر فراری اش با شیادی وبی شرمی هر چه تمام تر می خواهند این را در اذهان القاء کنند که فضا سیاسی و حاکمیت دولت جدید عراق به نفع آنها چرخیده و امکان بقاء فرقه را در عراق فراهم کرده است.که این برای مصرف داخلی فرقه و

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، تهران، سی ام اوت ۲۰۱۴: … زمانی که من دراین فرقه حضورداشتم وهنوزموفق به فرارنشده بودم،در “ستاد داخله کشور”بودم واین ستاد کارش ارتباطات با داخل وحتی کانال هایی هم با خارج کشورداشت ،دراین شرایط واجراء این برنامه ها برای اینکه به عناصرداخل فرقه وهوادار

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیستم اوت ۲۰۱۴: …  خانم جین هال لوت عزیز “مشاور ویژه دبیر کل ملل متحد جهت انتقال ساکنان اردوگاه لیبرتی به خارج از عراق” درودهای مرا پذیرا باشید . اینجانب زهراسادات میرباقری کاندیدای شورای رهبری سابق سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) بودم و در سال ۲۰۱۱ از بیمارستان عراق جدید

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، هفدهم اوت ۲۰۱۴: …،در سایت رجوی بنام ایران افشاگر درتاریخ ۲۴ مرداد فقط چند سطرازطرف سمیه چاپ شده است بقیه نوشته ها کپی نامه های واداشته شده گذشته است که اکثر آنها در زمان حفاظت امریکایی ها دراشرف بوده است .این شیوه رجوی در قبال تمام افشاگریهای خانواده ها

    زهرا میر باقریزهرا سادات میر باقری، انجمن نجات، مرکز تهران، چهاردهم اوت ۲۰۱۴: … همان طورکه در سطور بالا مشخص است رجوی ها علیرغم شعارهای دمکراسی وصلح دوستی که درمجامع وسایتهای خود می دهند دربحث هسته ای ایران و روابط جهانی با ایران با مخالفت های بی وقفه ای که برای توافق هسته ای وبرهم زدن میزمذاکرات هسته ای می کنند، بدنبال ایج

    زهرا میر باقریزهرا السادات میر باقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و هشتم ژوئیه ۲۰۱۴: … در جریان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی و قبول آتش بس با عراق ،رجوی تحلیل می کرد که صلح با عراق طناب دار جمهوری اسلامی است و زهر آتش بس باعث سرنگونی جمهوری اسلامی می شود . رجوی می گفت زمان ضربه نهایی وزمان سر

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهراان، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۴: … این خبرهای مهم وعمیقا درد آور و صحنه های فجیع کشتار و زخمی های کودکان و نوجوانان و سایر اقشار فلسطینی ها برای فرقه رجوی و سایتهایش ارزش کوچکترین انعکاس را نداشت !؟ حتی به اندازه خبر رانش زمین در افغانستان و خبر طوفان

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، نهم ژوئیه ۲۰۱۴: … چرا مریم رجوی که نسبت به رانش زمین در افغانستان ورخ دادن طوفان در ایران ودختران اسیر شده نیجریه ای پیام میدهد .اما نسبت به تخریب اماکن مذهبی شیعیان ونیز مراکز مذهبی سنی ها و کلیسا ها توسط داعش که در شهرهای موصل و تلعفر و منطقه حلبیه در نزدیکی تلع

    زهرا میر باقریزهرا سادات میرباقری، پنجم ژوئیه ۲۰۱۴: … هرچه زمان می گذرد مریم رجوی ماهیت واقعی فرقه رجوی را برای ما و جهانیان شفافتر و روشنترمی کند ،آری در فرهنگ رجوی ها زمانیکه ازکشتاربیرحمانه مردم کوچه وبازاروشهرهای ایران ، وانفجار بمب ها تحت نام عملیات انتحاری علیه سرپنجه های اختناق آفرین گذش

    Maryam Rajavi terrorist syriaزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۴: … زهی بی شرمی ازچنین حمایتی ازگروه آدمکش وکین توزوجنایتکاری که طی این سالها که  پرونده ای از کشتارانبوه مردم عراق درانفجارات خیابانها وعملیات انتحاری داشته است . شما به دروغ درسایتها وپیام های خود برای د

    Maryam Rajavi terrorist syriaزهرا سادات میرباقری، انجمن نجات، مرکز تهران، شانزدهم ژوئن ۲۰۱۴: … رجوی همیشه درنشستها و پیامهای درونی اش می گفت: ” من ماهیتا سرجاده استراتژیک خاورمیانه نشسته ام تا تخم مرغی از بالا بیافتد و من نیمرو بخورم .” رجوی فراری فرصت طلب وخائن به میهن و جنایتکار، پروسه کشتار و شکنجه

    زهرا سادات میر باقری، انجمن نجات، مرکز تهران، دهم ژوئن ۲۰۱۴: … اکنون بعد ازکشتارها وشکنجه های فراوان دراشرف ولیبرتی که مسئول درجه یک آن فرقه رجوی وشخص مریم رجوی است چرا که این مریم رجوی بود که مستمر پیام می داد اشرف باید بماند وبعد خط مسعود رجوی این به اصطلاح رهبر فراری را تبلیغ می کرد که لیبر