ژئوپولتیک منطقه یا حفظ رجوی؟

ژئوپولتیک منطقه یا حفظ رجوی؟

عیسی آزاده، پیوند رهایی، پنجم مارس 2016:… اینها همه همواره ترجیع بند تمام خزعبلات این نوابغ بوده و هست تا جایی که مهدی ابریشمچی که با رویکردهای فاشیستی دراین فرقه شهره عام و خاص است در بدو حمله داعش به استان های شمالی عراق که از آنها تحت عنوان انقلابیون و عشایر انقلابی عراق نام می بردند این حوادث را اثبات بهار استراتژی مجاهدین در عراق نام برد و عجیب اینکه این جمله مشعشع را نیز برای خود … 

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

لینک به منبع

ژئوپولتیک منطقه یا حفظ رجوی؟

 عیسی آزادهبه قلم عیسی آزاده از اعضا و فرماندهان قدیمی جدا شده از سازمان مجاهدین

همه کسانی که در مناسبات فوق دمکراتیک !!!! و باسواد ترین ارتش آزادیبخش جهان !!! و مکتبی که سرلوحه آن فدا و صداقت است !!!! و رجوی پرچمدار بلامنازع آن است، بوده اند می دانند که یکی از شاه بیت هایی که آن جناب پرچمدار برای شیره مالیدن بر سر رهروانش به طور مکرر مورد استفاده قرار میدهد بحث ژئوپولتیک منطقه است.

جهت اطلاع خوانندۀ متن حاضر لازم است که به این نکته اشاره شود که دلیل اصلی و بنیادینی که رجوی در کنش و واکنش های سیاسی بیرونی خود با کسانی که حتی از سردلسوزی منتقد او برای رفتن به عراق بودند این استدلال را بکار می برد که همانطوریکه رژیم آخوندی برای گسترش ام القرای اسلامی خود، عراق را هدف اولیه تسخیر و صدور انقلاب خود قرار داده است ما نیز به عنوان سنتز و آنتی تز ایدئولوژیک و سیاسی و تاریخی این رژیم نه از سر حادثه و تصادف بلکه قانونمند و هدایت شده ( که البته از جانب خودش) باید برای آزاد سازی ایران و تشکیل ارتش آزادیبخش، خاک عراق را برمی گزیدیم و باید که به اینجا می آمدیم و عراق را کانون استراتژیک نبرد خود قرار می دادیم.

بر این اساس رجوی نام این استراتژی را ” جنگ آزادیبخش نوین” گذاشت که تا کنون در تاریخ انقلابات معاصر نمونه دیگری نداشته و آن جناب مبتکر و طراح آن بوده اند و صد البته انقلاباتی نظیر انقلاب کوبا که اینان تحت تاثیر تاریخی آن ، استراتژی های قبلی خود را بنیاد نهاده بودند باید از این نابغه قرن قبلی و فعلی درس گرفته و به ایشان تأسی کنند . الغرض ؛ فارغ از اینکه رفتن رجوی به عراق تا چه حد تابع حادثه بوده است یا خیر؟

ناگفته پیداست که حضور رجوی در عراق و نمد مالی های اسطوره ای ایشان در مورد کانون استراتژیک نبرد و جنگ آزادیبخش نوین ( آزاد کردن خاک کشور از طریق کشور همسایه ،عراق) مدت زیادی است که پوچی آن که بر همگان اثبات شده و محلی از اعراب ندارد .

ولی باید دید چرا رجوی همچنان بر این اراجیف تاریخی خود پای می فشارد و برای معدود هواداران مغز شویی شده خود خرج میکند، امید به اینکه بر اساس این قانونمندی متقن و سیمانی شده !! که روزی بالاخره یا در عراق رژیمی مانند رژیم صدام برسر کار خواهد آمد تا اینان دوباره همان کاسه و همان آش سابق خود را داشته باشند و یا امید به اینکه اگر هم اینگونه نشد حتما رژیم و امریکا که در حال حاضر عراق را تیول خود قرار داده اند در مسیر تشدید تضاد خود در منطقه کارشان به جنگ خواهد کشید و در این میان جهان به کام ما خواهد شد یعنی وقتی این تغار شکست و ماست ریخت ما نیز کاسه لیسان (به تعبیر خود رجوی در آخرین نشست ظهور علنی خود قبل از اشغال عراق) به همان اوضاع قبلی خواهیم رسید و این امپریالسیم سابقا جهانی به در خانه ما خواهد آمد و خواهد گفت آقایان و خانم های ارتش آزادیبخش سابق و لاحق با معذرت از این که تا این مدت این همه برای شما سد و مانع ایجاد کردیم لطفا بیایید و ما را در این امر مهم که در انجام آن ناتوان هستیم یاری کنید تا بنیان این رژیم را از بیخ برکنیم!!!

که البته برای شما که مهم نیست این وسط منافع ملی ایران تا چه حد تخریب و نابود میشود و چه میزان ملت ایران از این جنگ ( خیالی ) متضرر خواهند شد و حتی رفتن ایران تحت بند هفت منشور ملل متحد هم که برای شما اساسا مهم نیست.

اینها همه همواره ترجیع بند تمام خزعبلات این نوابغ بوده و هست تا جایی که مهدی ابریشمچی که با رویکردهای فاشیستی دراین فرقه شهره عام و خاص است در بدو حمله داعش به استان های شمالی عراق که از آنها تحت عنوان انقلابیون و عشایر انقلابی عراق نام می بردند این حوادث را اثبات بهار استراتژی مجاهدین در عراق نام برد و عجیب اینکه این جمله مشعشع را نیز برای خود آنان که با گوشت وپوست خود پوچی این اراجیف را لمس کرده بودند خرج می کردند و انتظار تائید هم داشتند!!!موضوع موتور ژئوپلوتیک نیز که حتی در میان خود شنوندگان البته بی اختیار رجوی که سابقه ای طولانی در صنعت بافندگی اراجیف دارد تبدیل به لطیفه ای معنی دار شده است که این موتور چرا این مقدار روشن و خاموش میشود و بالاخره چه وقت و زمانی این موتور روشن شده و دیگر خاموش نخواهد شد و ما را به آمال و آرزوهایمان خواهد رساند؟!!!!

درنهایت باید گفت که دیگردوران دجال بازی های مستهلک و نخ نما شدۀ رجوی و اعوان و انصارش و معدود عمله و اکرۀ وی برای سرپوش نهادن به واقعیات اثبات شده، به انتها رسیده و دور نیست روزی که هر چه بیشتر شیادی این مواجب بگیر ضد ایران و ایرانی بر همگان هر بیشتر آشکار شود.

براساس همین تئوری خیالی و موهوم بود که رجوی بعد از شکست در عملیات فروغش بازهم دل به صدام حسین بست و با گرفتن انبوهی ادوات نظامی از صدام به افراد دلخوشی می داد که دو عامل باعث شکستمان در عملیات فروغ بوده است اولی ایدئولوژیک و دومی نظامی ( البته رجوی هیچ وقت از کلمه شکست استفاده نکرده و اسم شکست را نرسیدن به تهران و حاصل نشدن اهداف عملیات می نامد) البته بقول عامه چه سر به کلاه و چه کلاه به سر فرقی نمی کند.

رجوی با این دو نقصیه شروع به نمد مالی در تشکیلات و تا امام زمان نمایی نمود. شروع داستانهای به غایت فاشیستی رجوی از بعد شکستش در عملیات فروغ است .که ماده المواد تمام کارهای مافیایی فرقه رجوی برای نگهداشتن افراد در عراق بود و بی اهمیتی و شک به استراتژی وژئوپولیتیک در دریف شک به خدا قرار گرفت.

آیا این کار در راستای منافع مردم و رهایی ایران بوده است؟ الآن با گذشت ببش از 28 سال از آخرین عملیات نظامی و کلاسیک فرقه اثبات شد که هدف رجوی فقط حفظ خودش و مشخصا شخص خودش بوده است و تمام انسانهایی که طی این 28 ساله نیست و نابود شده اند فقط برای حفظ جان حقیر شخص رجوی بوده است و لاغیر.

این خیره سری ها برای ماندن در عراق و قطع تمامی ارتباطات اسیران با دنیای بیرون باز هم در همین راستاست. رجوی بخوبی واقف است که تئوری و دستگاهی که طی 30 سال به خورد اعضا از همه بی خبر داده بود بوی الرحمانش بلند شده است اما این فرد برای حفظ جانش حاضر است همه دار و ندارش را قربانی کند. (چون به وی وحی شده است که بدون او همه چیز نیست و نابود می شود) و بقول همسرش مریم قجر عضدانلو تمام ملت ایران فدای یک تار موی مسعود.

سال 94 تیر خلاصی بود به تئوری رجوی و باز شدن اذهان اسیران در عراق و در آلبانی که انچه طی این چند دهه توی مغز این افراد رجوی فرو کرده است چیزی نبوده جز تئوری حفظ رجوی تا تئوری جنگ آزادیبخش نوین و بحث عراق هم یک دروغ بزرگ بوده است.

عراق نه بعنوان ژئوپولیتیک منطقه برای آزادی ایران بله مخفی گاه جناب رجوی بوده است چون در هیچ کجای دنیا بجز عراق امکان حضور علنی و اداره امور فرقه و در اوردن ادا و اطواری های آنچنانی نداشت.

بنابر این خوشبختانه گذشت زمان همه چیز را اثبات کرد و حقایق بر ملا شد.

اینکه در اینده آیا رجوی اعتراف به شکست خواهد کرد و دستگاه را حسابی نقد می کند یا نه؟ باید منتظر تحولات بعدی وادامه حیات فرقه در آلبانی باشیم.

میزگرد اعضای جداشده سازمان مجاهدین ( رزاقی – آزاده – حسین نژاد و کرمی)  قسمت اول

https://youtu.be/SjORAv7lGLk

*** 

میزگرد اعضای جداشده سازمان مجاهدین ( رزاقی – آزاده – کرمی و حسین نژاد) * قسمت دوم

https://youtu.be/RSX2sdwlKRY

*** 

گفتگوی عیسی آزاده با قربانعلی حسین نژاد عضوومترجم ارشد سابق سازمان مجاهدین

https://youtu.be/uW-gYFBTkLk

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultCan Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe?

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20844

آلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی 

عیسی آزاده، پیوند رهایی، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… براساس خبرهای موثق رسیده از درون فرقه رجوی از آلبانی و کمپ لیبرتی رهبری فرقه و سران تشکیلات مخوف از شدت ناراضایتی و جدا شدن افراد از فرقه بشدت دچار وحشت شده و با تشکیل نشست های مختلف توسط مریم قجر و فرستادن بالاترین نفراتش مانند مهدی ابریشم چی و زهره مریخی به آلبانی در صدد راهکار و چاره جویی برای مهار جریان جدا شدن افراد شده اند …

آلبانی: درگیری اعضا با جواد خراسان / قرنطینه اعضای جدید / کاهش مستمری ها

لینک به سایت پیوند رهایی

آلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی

براساس خبرهای موثق رسیده از درون فرقه رجوی از آلبانی و کمپ لیبرتی رهبری فرقه و سران تشکیلات مخوف از شدت ناراضایتی و جدا شدن افراد از فرقه بشدت دچار وحشت شده و با تشکیل نشست های مختلف توسط مریم قجر و فرستادن بالاترین نفراتش مانند مهدی ابریشم چی و زهره مریخی به آلبانی در صدد راهکار و چاره جویی برای مهار جریان جدا شدن افراد شده اند. والنهایه به این نتیجه رسیدن که با الگوی نشست های سرکوب و خفقان آور در قرارگاه باقرزاده در بغداد تحت عنوان ” برو گمشو” کلیه پرسنل موجود در آلبانی را در سلسله نشست هایی بنام طلاق طلب کاری؛ نفرات را سرکوب و به اصطلاح خودشان دوباره ترس و وحشت از تشکیلات را بر افراد حاکم کنند. و همه را بدهکار رهبر فرقه کنند. همه باید بدهکار سرکرده فرقه باشند. احتمالا مسئولیت پنهان شدن او هم با با اسیران فرقه است. کما اینکه در کمال وقاحت و پرویی مریم قجر تمام مشکلات فرقه را به گردن افراد بدبخت و بی گناه می انداخت و می گفت علت اینکه رژیم سرنگون نشده و مسعود بر تخت سلطنت جلوس نکرده است اعضاء نگونبخت هستند.!!!

البته با توجه به خیل جدا شده ها و نافرمانی های افراد در لیبرتی و آلبانی چنین نشست هایی دور از انتظارهم نبود . کسانیکه که با شگردهای رجوی و روش های سرکوبگرانه آن آشنایی دارند خوب بیاد دارند که در مقاطع مختلف چگونه به دستور رجوی و با سردمداری مستقیم خودش و مریم صدای معترضین را در گلو خفه کردند و با بی ابرو کردن افرادقدیمی و نسبتا قدیمی در فرقه از سایرین نیز زهر چشم گرفتند.

در قرارگاه باقرزاده مجمموعه نشست هایی برای کل افراد طراحی و اجرا شده است که تا قبل از آن در فرقه سابقه نداشته است.

در یک سالن معروف به سالن میله ای در باقرزاده افرادیکه تقاضای خروج از سازمان را کرده بودند یا محافل آنها لو رفته بود.طوری با این افراد برخورد شد که تعدادی از فرط فشار اقدام به خود کشی کردند. مسئول این نشست مهوش سپهری معروف به نسرین قصاب تشکیلات بود.

او متهمین را روی یک صندلی می نشاند و بالاترین مسئولین دور تا دور نفرات حلقه زده بودند و نسرین هم چوب بدست به سر متهم می کوبید و میگفت فلان فلان شده و با رکیک ترین فحاشی ها به نفر میگفت یالا اعتراف کن تا نفر شروع به مِن ومِن میکرد افراد دیگر ی مانند شریف یا همان مهدی ابریشم چی محمد علی توحیدی عباسعلی جابرزاده معروف به قاسم محسن رضایی وعباس داوری و ….. به آن فرد تهاجم می کردند و با داد کشیدن و فحاشی های عجیب و غریب و بعضا با اردنگی نفر را مجبور به اعتراف دروغ می کردند.

واقعا شرایط و فشار بحدی بود که خیلی از نفرات از فرط فشار بیهوش می شدند و یا دیوانه میشدند و به سیم آخر می زدند که البته یک سری از افراد سر از زندان بدنام ابوغریب هم در آوردند و تعدادی را هم در مرز در پشت میدان های مین رها کردند و گفتند بروید نزد رژیم و امان نامه بگیرید.

در کنار این نشست در هرقرارگاه هم در فواصل نشست های رجوی جلاد نشست هایی برگزار می کردند که توام با کتکاری و فحاشی نسبت به افراد ناراضی بود. اینها همه به اصطلاح نشست های جانبی و فرعی در زمانهایی بود که رجوی جلاد مشغول عیش و نوشش بود و به اصطلاح نشست اش به تعویق می افتاد.

نشست هایی هم که خود جلاد برگزار می کرد همه ملزم به شرکت در آن نشست ها بودند و خیلی از افراد را با برانکادر به نشست های رجوی جنایتکار در باقر زاده می آوردند و رجوی مدعی بود که این افراد بیمار نیستند و تمارض می کنند . در همین نشست های بود که فرمانده فتح الله مرحوم مهدی افتخاری را رجوی و مریم پای میکروفون آوردند و یک بزمچه بنام محسن که از خارجه آمده بود بدترین فحاشی ها را به مهدی افتخاری کرد که بعد ها ما مطلع مشخص شد که این سناریو یی بود ه که از قبل طراحی شده بود و پشت قضیه این سناریو هم مریم قجر و مهوش سپهری بوده اند. انچنان بلایی در این نشست سر مهدی افتخاری آوردند که گفت من پفیوز بوده ام دست از سرم بردارید. رجوی وقتی متوجه شد که حسابی مهدی را خرد کرده است قاه قاه می خندید و می گفت الان آثار انقلاب مریم را میشود در چهره مهدی دید. سیگاری روشن می کرد و چرخی دور صندلی مریم می زد حرکاتش طبیعی نبود یا زیادی مست بود و یا ناٌشعه بود .

البته خیلی از افراد قدیمی را به همین شکل رجوی بی ابرو و از دور خارج کرد. منجمله :ابراهیم سیدی معروف به ابراهیم عکاس آقای حسین نژاد وعلی اکبر خطیبی .احسان موسوی و …… را در نشست سرکوب و مغز شویی باقرزاده سرکوب کردند.

سرکوب منطق رجوی است و هر زمان که فشار های سیاسی و مشکلات سازمان اوج می گرفت رجوی شدت سرکوب را در سازمان بالا می برد. تمام دوستان جدا شده حتما این حرفهای رجوی جنایتکار را بخاطر دارند که بارها گفت و تکرار کرد که :

وی گفت هر وقت مشکلات سیاسی و فشار ها زیاد شود عملیات جاری را روزی دوبار می کنیم .( عملیات جاری همان نشست سرکوب و شستشوی مغزی روزانه تشکیلات رجوی است )

وقتی بحث خروج از عراق و زمزمه های کشورهای ثالث و یا خانواده ها به میان آمد . گفت نشست غسل را روزانه کنید.

( نشست غسل اعترافات فرد است که طی روز چه خاطراتی در رابطه با جنس مخالف به ذهنش زده ویا دیدن عکس و یا فیلم خانمی و یا آهنگی که فرد رایاد زندگی می اندازد و دچار تضاد جنسی میشود را باید در حضور جمع بخواند و اعتراف کند )

یادم هست بعد از اینکه نیروهای آمریکایی مسئولیت امنیت قرارگاه اشرف سابق را به نیروهای عراق تحویل دادند. افسران آمریکایی تعدادی از مسئولین عراقی را با خود آورده بودند که در یک معارفه با مسئولین مجاهدین آشنا کنند. این محل در یک سالن در کنار درب ورودی اشرف در یک سالن بنام مصلحی بود. برای برخورد با عراقیان تعدادی در حدود صد نفر از مسئولین مجاهدین اعم از زن مرد به این سالن وارد بردند .قبل از آمدن هئیت ها مژگان پارسایی همه را جمع کرد و گفت بچه خط برادروخواهره ( منظورش رجوی و مریم قجر بود) با منطق دیگ باید با عراقی ها برخورد کرد.

دیگ سلسله نشست های سرکوبگرانه ای است که فرد را به نقطه ای می رسانند که بهترین کار برایش خودکشی است و دق مرگ شدن و یا دیوانه شدن

چشمتان روز بد نبیند وقتی عراقی های آمدند یک قشرقی و یک کولی بازی راه افتاد که سگ صاحب خودش را نمی شناخت . ده نفر صحبت می کردند بیست نفره با هم صحبت می کردند.. مهم نبود چه می گویند ومهم ایجاد همهمه بود و بر هم زدن فضای نشست و خراب کردن این معرفه سر امریکایی بود

تشکیلات می گفت با روش سرخ پوستی این بساط امریکایی و عراقی ها را بهم بزنیم . هدف این بود که با ایجاد تنش و بحران ؛امریکایی ها دوباره خودشان امنیت اشرف را برعهده برگیرند.

منطور از این یادآوری اشاره به روش های جنایتکارانه رجوی برای ایجاد تنش و سرکوب است.

دوباره رجوی می خواهد شانس خودش را بیازماید و ریل سرکوب را در آلبانی شروع کند .البته آلبانی عزاق صدام حسین نیست و افراد حاضر در آلبانی هم آن اسیران چشم و گوش بسته در قلعه اشرف نیستند. اما چاره چیست .رجوی دوسال است که از دست آلبانی خون به جگر شده .تلاش مریم قجر و گماشتگانش هم به نتیجه ای نرسیده است. لذا فرقه میخواهد وارد این ریسک شود.

البته سازمان هم بدون شک از شگردهای جدیدی در سرکوب افراد در آلبانی استفاده خواهد کرد و شاید مثل عراق سرکوب های عریان نباشد .یکی از کثافت کاری های فرقه در آلبانی بستن دهان افراد با استفاده از پول است. بعضی ها را با پول تطمیع می کند و یا پول بعضی ها را قطع می کند که افراد یا باید از گرسنگی بیمرند یا تسلیم فرقه شوند.

اینکه چقدر فرقه در این خیمه شب یازی موفق به سرکوب شود و موج جدا شدن ها از فرقه را مها رکند . دقیقا مشخص نیست اما انجه مشخص است زمین آلبانی زمین عراق نیست و پایگاههای مختلف سازمان در آلبانی قلعه اشرف نیستند. لذا بدون شک فرقه در سرکوبی نفرات موفق نخواهد شد.و شکست می خورد. البته رجوی چاره ای ندارد چون تا کنون با قلدری و با انواع و اقسام روش های ضد بشری افراد را در تشکیلات سرکوب و از دور خارج کرده است. میخواهد بازهم همانند عراق که تحت چتر نظامی و حمایت های ارباش صدام حسین بود در البانی هم موج ناراضایتی را سرکوب و به اصطلاح خودش همه را سر جای خودشان بنشاند. البته کور خوانده است و اینبار فرقه می کند و حتما این موج سرکوب سر خودش خراب خواهد شد.

البته در اینجا همت و مقاونت اسیران تعیین کننده است که به هیچ وجه تسلیم خواسته های رجوی نشوند و با اقدامات قانونی و شکایت از فرقه مانع اقدامات کثیف فرقه شوند.مهمترین کار جداشده ها افشا جنایات رجوی است و اینکه مرعوب او و گماشتگانش نشوند .

به امید روزی که هیچ اسیری در فرقه نباشد

عیسی آزاده

پاریس

Mojahedin Khalq MKO MEK Rajavi cult Saddam husseinجواد خراسان جلاد ، تبهکار شکنجه گر بدنام مجاهدین خلق چرا به آلبانی منتقل شد؟

فائزه محبت کار فرقه رجوی فائزه محبت کار، مامور به تشکیل سرپل ارتباطی فرقه رجوی در آلبانی- تیرانا

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20329

رجوی و زوزه های مرگ برای جلوگیری از فروپاشی و موج ریزش

عیسی آزاده، پیوند رهایی، پاریس، پانزدهم اوت ۲۰۱۵:… اخیرا فرقه رجوی طبق ادعایش به یک کشف جدید نایل آمده و یک مشت دروغ را تحت عنوان اطلاعات بدست آمده از داخل نیروهای امنیتی رژیم ایران همراه با اسامی تعدادی از مسئولین و کارکنان سفارت ایران در پاریس را تحت عنوان رجوی ساخته مرتبط با جدا شدگان وهم چنین با وارد کردن اتهاماتی به اعضای جدا شده به صورت اطلاعیه ای منتشر کرده تا از یک سو مقداری …

کمپ بدنام اشرف تعطیل شدمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsکلاهبرداری رجوی از سایتهای دویچه وله و رادیو فرانسه (نامه ۲۲۰ پارلمانتر هم جعلی بود)

لینک به منبع

رجوی و زوزه های مرگ برای جلوگیری از فروپاشی و موج ریزش

به قلم عیسی آزاده از اعضاء و فرماندهان قدیمی سازمان مجاهدین

اخیرا فرقه رجوی طبق ادعایش به یک کشف جدید نایل آمده و یک مشت دروغ را تحت عنوان اطلاعات بدست آمده از داخل نیروهای امنیتی رژیم ایران همراه با اسامی تعدادی از مسئولین و کارکنان سفارت ایران در پاریس را تحت عنوان رجوی ساخته مرتبط با جدا شدگان وهم چنین با وارد کردن اتهاماتی به اعضای جدا شده به صورت اطلاعیه ای منتشر کرده تا از یک سو مقداری از سوزش دورنی سردمدارانش در نتیجۀ فعالیتهای افشاگرانۀ جداشدگان بویژه در فرانسه را کم کند و از سوی دیگر در ادامۀ تلاشهایش برای جلوگیری از فروپاشی تشکیلات خود و موج ریزش نیروهایش در عراق و آلبانی به افراد و نوچه هایش روحیه بدهد و آنها را از عواقب جدایی و افشاگری یعنی روبرو شدن با موجی از دروغ و تهمت از جمله نسبت دادن آنان به اطلاعات رژیم بترساند.

اینجانب ضمن رد این اتهامات سخیف و ساختگی فرقه رجوی اعلام می کنم :

تا انجا که من می دانم اسامی تمام افراد سفارتخانه های همۀ کشورها به دولت میزبان داده می شود و این یک امر کاملا قانونی و رسمی و دیپلماتیک است و اطلاعیه فرقه شامل به ادعای خودش اسامی نفرات آنهم از طریق نیروهایش در داخل ایران کاملا غیر واقعی و بلکه یک جوک است و این در حالیست که کار دستگاه رجوی تمام وقت به دستور سرکردۀ فراری و امام غایبش جا سوسی و تعقیب و مراقبت علیه جدا شده ها و تلاش برای ترور آنها می باشد.

فرقه رجوی خیلی ناشیانه اقدام به انتشار چند اسم نموده است که با این باندرول بتواند افراد جدا شده را که دنبال ازادی اسیرانشان از فرقه رجوی و چنگال خونین او هستند وابسته جلوه دهد تا بدینوسیله و با خراب کردن چهرۀ آنان به خیال خودش از تأثیر افشاگریهای آنها در میان ایرانیان بکاهد و به نیروهایش هم در لیبرتی و آلبانی پیام بدهد که در صورت جدایی و افشاگریتان با شما اینگونه برخورد خواهد شد.

دروغگویی و رذالت رجوی به حدی رسیده است که گوبلز باید در جلو رجوی و همسر کثیف تر از خودش تعظیم کند. این زوج جنایتکار که تا مرفق دستشان بخون جوانان ایرانی آغشته است تمام هم و غم شان صرف ردیابی و جاسوسی از اسیران نجات یافته از این فرقه و یا حمله و هجوم بر آنان شده است. مضحک این است که فرقه ای که با شورای دست سازش مدعی تنها آلترناتیوی وپیشتازی مبارزه و مقاومت علیه رژیم می باشد کارش و مبارزه اش بصورت حرفه ای با افراد جدا شده و متهم کردن آنان به وابستگی به رژیم شده است.

با کدام منطق و قانونی این چرندیات رجوی جور در می آید که فردی تمام عمر سیاسیش و بیش از سه دهه در تشکیلات این فرقه باشد و همه چیزش را هم در طبق اخلاص به نیت صادق آزادیخواهی و مبارزه با دیکتانوری گذاشته باشد ولی به محض بیرون آمدن از جهنم تشکیلات رجوی و جدا شدن از این فرقه مأمور اطلاعات رژیم شود؟!. مگر مسئولین کدام کشور حاضر می شوند یک دشمن چند ده ساله را وارد تشکیلات اطلاعاتی خودشان بکنند؟!.

آقای رجوی! حتی وقتی خودت همراه تیم های عملیاتی ساواک برای لو دادن خانه محل استقرار بنیانگزار سازمان محمد حنیف نژاد و سایر افراد مرکزیت و کمیته مرکزی رفتی و تا آخرین نفر و آخرین خانه همه را لو دادی تو را عضو ساواک کردند؟

یا تو بخاطر جان حقیر و ناچیزت این بی ناموسی و کثافت کاری را کردی و هنوز هم که هنوزه این را بالا نیاورده ای و دلت را خوش کرده ای به موهومات عباس داوری که می گفت محمد حنیف بصورت مورس در رابطه با تو و سفارش تو چنین و چنان گفته است. جهت اطلاعت در همان زمان در تشکیلاتت در تمامی لایه های افراد قدیمی این را به تمسخر گرفته بودند و کسی مطلقا حرفهای سرهم بندی شده عباس داوری را باور نمی کرد بلکه تعجب می کردند که چرا کسی ادعا می کند بیشترین فدا کننده بوده ولی اینقدر به مفتضح ترین شکل دنبال خود بزرگ بینی وتعریف و تمجید از خود است.

یادم هست بعد از نشست تو قصاب تشکیلات مهوش سپهری با نام مستعار نسرین نفرات قدیمی سازمان را مجبور کرده بود که مثل سگ عو عو کنند و از درگاه مسعود طلب عفو و بخشش کنند و نسرین با چوب بالای سر قدیمی ترین افراد مرد سازمان ایستاده بود و می گفت بیشتر عو عو کنید شاید بخشیده شوید!!. من بارها شاهد این جلسات و نشست های شستشوی مغزی و بهتر است بگویم مسخ کننده انسانیت بوده ام که تورا جای امام زمان و حتی تا رده پیامبر بالا بردند و بارها همین مریم خانم دزد گلهای قبرستان اوور سوراوواز حرف از حکومت عدل مسعود می زد و می گفت مسعود فقط به خدا حساب پس می دهد!! و طوری با همین جملات کفر آمیز و فرقه گرایانه خفقان وسرکوب در تشکیلات ایجاد کرده بود که کسی یارای نفس کشیدن در برابر تشکیلات مخوف رجوی را نداشت و پوست از سرش می کندند وبا یک یا چند اتهام فرد معترض را سرکوب و سر به نیست می کردند.

افرادی که از سازمان جدا شدند همه جنایت های های رجوی را با گوشت و پوست خود لمس کرده اند و چون خودشان قربانی این فرقه شده اند تا جایی که در توان دارند بر علیه این فرقه افشاگری می کنند تا اشخاص دیگری به دام این جنایتکاران نیافتد و مانند ما عمرش بیهوده تلف نشود.

ما در بدو ورود به سازمان فکر نمی کردیم که اگر روزی بخواهیم به هر دلیل از این سازمان جدا شویم این قدر مورد بی رحم ترین تهمت ها و رذالت ها قرار می گیریم و نمی دانستیم گرگی در لباس میش بنام مسعود رجوی در کمین جوانان ایران نشسته و با خون و شیره جان آنها بد مستی می کند و با خون و جان ما با صدام و با کثیف ترین محافل مرتجع عرب و نیز با صهیونیستها و جریانهای جنگ طلب امریکایی تجارت می کند و می خواهد از اجساد ما نردبان ترقی برای خودش بسازد. آنچه در اندیشه و ضمیر ما بود پاکبازی و فدای رهبر بود. نمی دانستیم که رهبر دنبال عیش و نوش خودش و کثافتکاری های جنسی اش با زنان بیچارۀ تشکیلات است که بسیاری از آنان با توجه به فرهنگ ایران جرات ندارند که بی ناموسی های رجوی را علنی کنند و تک مورد زنانی جدا شده از این تشکیلات بودند و هستند که جنایات مریم قجر و رقص رهایی زنان را در جلوی رجوی خبیث علنی کردند.

رهبری که مدعی است پاکباز ترین بوده و می باشد در تمام بزنگاهای خطیر همه را تنها گذاشته و خودش و همسرش فرار را بر قرار ترجیح داده اند. این جان بدر بردن کثیف از سال ۱۳۶۰ تا ترک اشرف در سال ۱۳۸۲ پیوسته جریان داشته وهمواره هم وی تمام فرار ها و جا خالی دادن هایش را تئوریزه کرده و مصداق روباهی شده که شاهدش را دمش اعلام کرده است!. این مردک «حقیر» (به قول و نوشتۀ خودش خطاب به سران رژیم) هم دمش بنام عباس داوری را همیشه برای ما شاهد می گرفت!..

رجوی که با اعلام توافق اتمی، استراتژیش دود شد و به هوا رفت مانند مار زخمی شده و میخواهد همه را نیش بزند و مثل قاطر چموش جفتک بیندازد تا شاید کمی از آب و آبروی رفته اش را به جوی عفونت بارش برگرداند. و هم چنین با فعال شدن روابط اقتصادی و سیاسی کشورهای اروپایی و مشخصا فرانسه با ایران ناچار شده اند هر چه فیل در طویله شان دارند هوا کنند شاید اندکی از سوزش خود کاسته و برای هواداران روحیه باخته شان بگویند که هنوز ما هستیم و تا سری ترین ارگانهای رژیم نفوذی داریم پس منتظر یک کودتای ناگهانی توسط آنها و فرا رسیدن ساعت «سین» (سرنگونی) و تکمیل شدن سفرۀ ناقص هفت «سین» سی سالۀ رجوی در شش روز تا شش ماه و شاید هم شش قرن! باشید.

تا آنجا که به اینجانب بر می گردد تمام اتهامات دستگاه دروغ پرداز رجوی بر علیه بنده مطلقا دروغ و عاری از حقیقت است ومن تک به تک این اتهامات را با تمام جزئیات در اختیار مقامات قضایی و دادگاه فرانسه قرار میدهم به شرط اینکه عاملین اصلی افترا یعنی مسعود رجوی و مریم قجر در این دادگاه حاضر شوند. طرف حساب ما تعدادی مزدور و پادو و چماقدار در این فرقه نیستند بلکه ما دنبال خط دهنده و عوامل اصلی پشت پرده این کارها هستیم .

من بابت این اتهامات ساختگی و تهدیدات تروریستی فرقه اعلام جرم می کنم و شکایت خواهم کرد.. و مصرانه به نوبه خودم خواهان فعال شدن دادگاه مهدی ابریشمچی موسوم به تهرانی و مریم قجر در دادگاههای فرانسه هستم

و ما جدا شدگان بارها به مقامات اروپایی در فرانسه و سایر کشورها تهدیدات تروریستی فرقه رجوی را گوشزد کرده ایم و باز هم خواهان اخراج این جنایتکاران کثیف که کارشان قاچاق انسان وپولشویی و دورغ و تهمت و علیه پناهندگان است از خاک فرانسه می باشیم.

عیسی آزاده

پاریس ۱۴ اوت ۲۰۱۵

عیسی آزاده پارلمان اروپامتن سخنرانی آقای عیسی آزاده در اجلاس پارلمان اروپا ۲۵ فوریه ۲۰۱۵

***

همچنین:

دیدار و گفتگوی سه تن از منشعبین سازمان مجاهدین خلق، اعضای انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» با آقای دکتر بنی صدر

پیوند رهایی، دوم می ۲۰۱۵:… روز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۹۴ برابر با ۲۸ آوریل ۲۰۱۵ هیأتی از اعضا و مسئولین قدیمی منشعب از سازمان مجاهدین خلق ایران شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین و داوود باقروند ارشد از اعضا و مسئولین قدیمی سازما
پیوند رهایی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۵:…  حقایقی تلخ در مورد سرنوشت سازمان و مسیری که طی میکند. پایگاه مردمی سازمان مجاهدین از ادعا تا واقعیت (حقایقی درمورد جعل اسناد حمایت مردمی). دخالت های آقای رجوی در سیاست داخلی عراق. اعتراضات مردمی و رسمی مقامات عراق نسبت به دخالتهای آقای رجوی در عراق. استخدام
پیوند رهایی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برا