کسی از زندان بگوید که زندانبان و شکنجه گر نباشد

کسی از زندان بگوید که زندانبان و شکنجه گر نباشد

جواد فیروزمند، آریا نیوز، پاریس، چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… باند رجوی در همین پاراگراف کوتاه اعتراف می کند که زندانیان زندان اوین می توانند نامه منتشر کرده و آن را به اطلاع همگان در سراسر جهان برسانند. اعتراف می کنند که در زندان اوین فروشگاه وجود دارد ولی قیمت اجناس گران است. اعتراف می کنند که غذا و بهداشت در زندان وجود دارد اما کیفیت آن پایین بوده و خدمات درمانی نیز محدود می باشد. حال … 

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

لینک به منبع

کسی از زندان بگوید که زندانبان و شکنجه گر نباشد

جواد فیروزمندباند رجوی طی انتشار نامه ای از زندانیان اوین دست به فرافکنی زد. وب سایت رسمی سازمان مجاهدین خلق طی انتشار مقاله ای به وضعیت زندانیان اوین پرداخته و نوشته است؛

“دراین هفته جمعی از زندانیان اوین نامه‌یی منتشر کردند که در آن به شرایط بسیار بد زندان اوین مانند مافیای زندان و مواد مخدر، عدم رعایت قانون تفکیک جرایم، عدم ورود نور و هوای تازه، اجیر کردن زندانیان، اخاذیهای فروشگاه زندان و فروش وسایل بی‌کیفیت با قیمت گران، کیفیت پایین تغذیه، بهداشت و خدمات درمانی و محدودیت در استفاده از نشریات و کتاب، اشاره کرده بودند.“

باند رجوی در همین پاراگراف کوتاه اعتراف می کند که زندانیان زندان اوین می توانند نامه منتشر کرده و آن را به اطلاع همگان در سراسر جهان برسانند.

اعتراف می کنند که در زندان اوین فروشگاه وجود دارد ولی قیمت اجناس گران است.

اعتراف می کنند که غذا و بهداشت در زندان وجود دارد اما کیفیت آن پایین بوده و خدمات درمانی نیز محدود می باشد.

حال با استناد به سرگذشت و گواهی صد ها جداشده از مجاهدین خلق، می توان از آنان پرسید که؛

در زندان های سازمان مجاهدین خلق چند نفر توانستند نامه جمعی نوشته و در نشریات یا وب سایت های خارج از کشور منتشر نمایند؟

آیا در زندان های سازمان مجاهدین خلق در پادگان اشرف و سایر پایگاه هایشان نیز فروشگاه وجود داشت؟

زندانبان های سازمان مجاهدین خلق چند وعده غذا بین زندانیان معترض و جدایی خواه توزیع می کردند؟

آیا بهداشت و خدمات درمانی در زندان های سازمان مجاهدین خلق وجود داشت؟

مهدی ابریشمچی

مهدی ابریشمچی نفر شماره دو سازمان مجاهدین، شکنجه گر و زندانبال جواد فیروزمند در پادگان اشرف

از تابستان سال ۱۳۸۰ شمسی به جرم جدایی خواهی، ماه ها در انفرادی زندان پادگان اشرف و در یک سلول ۶ متری زندانی بودم. داخل سلول پر از سوسک و حشرات موذی بود. روزی یک لیوان چایی بدون قند و چند قاشق غذاخوری عدس و برنج غذایی بود که توسط زندانبانان به من داده می شد. از حمام خبری نبود. هوا بسیار گرم و نفس کشیدن سخت بود.

مهدی ابریشمچی و حسن نظام الملکی هر شب در کنار مهوش سپهری و دیگران مرا به شدیدترین وجه شکنجه می کردند تا با دست خط خودم برایشان بنویسم که طی ۲۵ سال عضویت در سازمان، مزدور و نفوذی جمهوری اسلامی ایران بوده ام تا دست از سرم بردارند. پیش از آن نیز مهدی ابریشمچی با نوک پایش استخوان قفسه سینه ام را شکسته بود که هیچگونه مداوایی روی آن صورت نگرفته بود.

هر شب پس از شکنجه های بسیار شدید، نیمه های شب بدن له شده ام را به داخل سلول برمی گرداندند و من در میان آن همه سوسک از درد به خودم می پیچیدم. نه خوابی وجود داشت و نه آسایشی. صبح اول وقت هم با فحش و بد و بیراه زندانبانان مواجه بودم و تکرار این خبر که به زودی اعدام خواهم شد.

حسن نظام الملکی مهوش سپهری مزدوران صدام و رجوی

از سمت راست، مهوش سپهری جانشین مسعود رجوی در عراق و حسن نظام الملکی مسئول اطلاعات وامنیت مجاهدین کسانی که به وحشیانه ترین شکل مرا در زندان مجاهدین شکنجه کردند.

در چنین شرایطی وقتی درخواست یک عدد قرص سردرد می کردم، با فحش و بد و بیراه مواجه بودم. آنها حتی حاضر نبودند یک عدد قرص تحویل بدهند تا فاصله شکنجه های شب بعد مقداری از درد ام را تسکین دهم.

در زندان های سازمان مجاهدین نه از نامه نگاری خبری بود، نه از فروشگاه و نه از بهداشت و خدمات درمانی. نه از قلم و کاغذ خبری بود، نه از دوربین و ارسال عکس و فیلم به خارج از زندان یا… نه برای زندانی وکیل وجود داشت و نه دادگاه و همه چیز توسط فرماندهان ارشد سازمان و تحت هدایت مسعود و مریم رجوی در گوشه ای خارج از دید دیگر اعضا روی زندانی اعمال می گردید. شرح این ماجرا را سال ها پیش نوشته ام و نیاز به تکرار نیست. دیگر جداشدگان نیز به کرات از زندان و شکنجه گاه های مجاهدین خلق نوشته اند.

حال از این باند زندان ساز و زندانبان که اکنون نیز در آلبانی دیگر اعضای سازمان را به بند کشیده است باید پرسید که؛ آیا زندان اوین با زندان های سازمان مجاهدین خلق قابل مقایسه است؟

آیا دور از انصاف است که خواسته شود در برابر هر صد مطلبی که از زندان اوین گزارش می گردد، یک مطلب نیز از زندان های سازمان مجاهدین خلق، شکنجه گاه ها و شکنجه گران اش بنویسند؟

۳۰ می ۲۰۱۷ برابر با ۹ خرداد ۱۳۹۶
جواد فیروزمند عضو جداشده و سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق

(پایان)

*** 

ویلپنت مریم رجوی 2014مجاهدین خلق؛ دروغ، نفرت و خشونت در ویلپنت ۲۰۱۴ ؛ نیمه پنهان یک گروه خطرناک

 http://youtu.be/JsFF3wp5oMw

http://youtu.be/-HtZBV_uqDs

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13574

استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده! 

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … گامی که در سال گذشته توسط آقایان قصیم و روحانی برداشته شد، تحولات شگفت انگیزی در شورای رجوی به ثبت رساند، که طبعا باب میل رهبران مجاهدین نبود. اولین گام این تاثیر گذاری، آگاهی بخشی بود. عرق ملی، نفی دیکتاتوری درون تشکیلاتی، میل به آزادی، عدم وابستگی به قدرت های خارجی و استقلال …

داعش رجوی تروریسم عراقجواد فیروزمند: حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

لینک به منبع

استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده!

گامی که در سال گذشته توسط آقایان قصیم و روحانی برداشته شد، تحولات شگفت انگیزی در شورای رجوی به ثبت رساند، که طبعا باب میل رهبران مجاهدین نبود. اولین گام این تاثیر گذاری، آگاهی بخشی بود. عرق ملی، نفی دیکتاتوری درون تشکیلاتی، میل به آزادی، عدم وابستگی به قدرت های خارجی و استقلال کلام، که تا پیش از آن توسط گروه رجوی محصور گردیده بود، به نیروی شکافنده و موثر تبدیل شد. به سرعت پیش رفت، نفوذ کرد و تاثیر گذارد. به گونه ای که امروز شاهد استعفا و اعلام جدایی آقای شاپور باستان سیر و دو تن دیگر از شورا می باشیم.

این روند گرچه در درجه اول پاسخ بزرگ “نه” به سیاست های تئوریزه شده مجاهدین در شورا بود، اما حقیقت بزرگ آن را نمی توان انکار نمود. و آن چیزی جز «رسیدن به آخر خط در دستگاه رجوی» نیست!

بدان معنا که آقایان جداشده از شورا، همه تحولات و سرخوردگی های سه دهه گذشته را تحمل نمودند، همکاری با دشمن خارجی و صدام حسین را پذیرفتند، مارک تروریسم را بر پیشانی نهاده و به فرمایشات فراماسونری رجوی گردن نهادند. و خلاصه اینکه همه جوره با رجوی کنار آمدند. اما وقتی پای توتالیتریسم درونی، وابستگی به قدرت های منطقه ای و خارجی به میان می آید ، استقلال فردی، آزادی بیان و منافع ملی را نشانه می رود، دیگر توان مقابله نیست. این بازیابی، البته دلایل بسیار زیاد دیگری نیز دارد که هریک از اعضای مستعفی بیشمار ذکر نموده اند. امیدوارم آقای باستان سیر و دیگر جداشدگان نیز «دلایل شخصی» را کنار نهاده و لب به سخن بگشایند که؛ چرا پس از سی و اندی سال از مجاهدین و شورا جدا شدند؟ آیا جدا شدن از شورا دال بر عدم تامین شخصی بوده، یا گذار به دنیایی آزاد و درک گزینه های بهتر برای مردم ایران!؟

عنوان «دلایل شخصی» برای جداشدن از یک گروه سیاسی، تیتر جالب، جامعه پذیر و سیاست پسند نیست. چرا که یک عضو شورایی اهل سیاست، بنا به «دلایل شخصی» جذب شورا نشده بود. بنابر این برای «دلایل شخصی» عنوان شده باید بها پرداخت و زمینه آن را برای مردم روشن نمود.

بهر حال آنچه امروز روی می دهد، نشان دهنده عدم توفیق و مهار اعضاء، توسط گروه رجوی و به طور خاص مریم عضدانلو است. مهار یا توفیق در آن نیز با افزودن یا کسر بند اساسنامه قابل حل نمی باشد.عنوان تراشی و بستر سازی در درون نیز، راه حل پیشگیری نیست.

البته دلایل این گونه اتفاقات را مجاهدین بهتر از هر کسی می دانند. برخی می گویند اگر رجوی حضور می داشت، روی افراد تاثیر می گذارد و شاید این موارد کمتر اتفاق می افتاد. اما ظاهرا رشته این گسست ها از کنترل خارج شده و مشخص نمی باشد، حضورعلنی و ارتباط او با اعضای شورا، چقدر می توانست مانع از چنین خاموشی هایی گردد!؟

از طرفی جریان استعفاها ساده نیست و نباید به سهولت از کنار آنان گذشت. چرا که با دریافت زوایای پنهان این فواصل و پشت پا زدن شورایی های جداشده به تعهدات دیروز، می توان بیشتر فهمید و عمق فاجعه ای که مرزهای عراق را درنوردیده و به اروپا و اورسوراواز رسیده را مشاهده نمود.

آقای دکتر کریم قصیم بارها در گفتگوهایش تاکید نموده؛ «ویترین شورا، خالی از عناصر ملی و ایرانی است. همان تعداد اندک نیز با لابی های خارجی، بیگانه و جنگ طلب جایگزین شده اند!». اما فاجعه بزرگ برای شورای رجوی با سقوط صدام حسین در عراق شروع شد. جایی که ارتزاق می گردید و بدنه اش را به اعضای مجاهد شورا و قدرت متجاوز به مردم ایران وصل نموده بود.

صدام رفت و جای خالی آن را نه نهادهای مردمی، بلکه جنگ طلبانی مانند؛ جان بولتن ها، جولیانی ها، رندل ها، زینی ها و …، پر کردند. بدنه و اعضای مجاهدین نیز با سیاست های غیر مسئولانه رجوی در عراق گرفتار آمدند. از طرفی دست اندازی و دخالت در اوضاع سوریه و عراق، آنان را وارد بازی غیر ایرانی نمود. چیزی که جز وابستگی مادی و معنوی به قدرت های منطقه ای و خارجی، نمی تواند به یک سازمان یا تشکیلات ایرانی ربط داشته باشد!

قبلا نیز در این باره نوشته ام. سیاست رجوی چه در درون و چه در بیرون تشکیلات، خارج از نرم های معمول بوده و بسیار به خطا و انحراف رفته است. او پاسخگوی آنچه پیش آمده نیست. اما جداشدگان بهای خطاهای استراتژیک، سیاسی و ایدئولوژیک او را هنوز می پردازند.

جداشدن از مجاهدین یا شورا، خیانت نیست. تحقق خواسته های آزدیخواهانه و یک پرداخت بزرگ به مردم ایران است. جایی که رجوی روز به روز فاصله خود را بیشتر می نماید، جداشدگان به جامعه و مردم ایران نزدیک تر می شوند.

۱۳ اکتبر ۲۰۱۴

جواد فیروزمند

***

Massoud Khodabandeh meeting on Camp Ashraf. Diyala

http://youtu.be/-DSEv8N0Rmg

Ileana ros lehtinen Mojahedin Khalq terrorism MKO MEK SaddamIleana Ros-Lehtinen thinks her pal Maryam Rajavi is a human rights advocate

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

فرقه رجوی و خط کار آینده

Maryam Rajavi terrorist syriaIntroducing Maryam Rajavi as a human rights activist is the wrong tool for the wrong job

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

همچنین:

 تشدید اختلافات درونی و پیروزی های عجیب رجوی!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم سپتامبر ۲۰۱۴: … اما مهم ترین بخش که مجاهدین با فعال شدن آن به شدت گزیده می شوند، روند اعتراض و جدایی اعضا و کادرهای اصلی از بدنه تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق و اروپا است. افراد مهم و بسیار تاثیر گذاری در دهه گذشته از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود رفته اند. از سال ۲۰۰۳ میلادی تا سال

یازدهم سپتامبر و تلاش برای گندزدایی از چهره «ضد امپریالیستی» مجاهدین!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مسعود رجوی می گفت؛ عاملان انتحاری گرچه حامل اندیشه عقب افتاده از اسلام هستند، اما در مسیر مبارزه با امپریالیسم خونخوار، کار انقلابی کردند. او با اشاره به عملیات های انتحاری اعضای مجاهدین در ایران مانند کاظم افجه ای، هادی علویان،مجید نیکو،ابراهیم زاده، گوهر ادب آوا

مرگ های مشکوک و نابهنگام اعضای مجاهدین در تشکیلات رجوی

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم می ۲۰۱۴: … من راضیه کرمانشاهی،رویا درودی، حمید شاکری، محمد بابایی، بهروز رحمیان، محمد نجفی و بسیاری از قربانیان دیگر … را از نزدیک می شناختم. سالیان زیادی یا در کنار آنها بودم یا از وضعیت شان مطلع. همه این افراد که امروز رجوی تحت عنوان “محاصره ظالمانه کمپ لیبرتی” و سابقا ” پادگان