کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

زهرا معینی - کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلقزهرا معینی، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، بیستم آوریل 2021:… آمبولانس جلوی ستاد مرکزی در بعداد ایستاد که راننده امبولانس گزارشی از صحنه بدهد . در همان موقع مهدی ابریشمچی این شالارتان در آمبولانس را باز کرد تا من را دید با وقاحت تمام به من گفت بازم تو ، این که بادمجان بم آفت نداره.  دفعه بعد خودم میکشمت ،تو چقدر خراج می گذاری روی دست سازمان مرگ تو بیشتر به درد ما میخوره تا زنده ماندنت در اون وقت من که از درد شکستی پا به خودم میپیچیدم بهش گفتم اگر من و امثال من نبودیم شما اینقدر راحت این حرف را نمی زدید . کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق در سال 1370 

سالگردعملیات کردکشی توسط مجاهدین خلق مریم رجویسالگردعملیات کردکشی توسط فرقه داعش صفت رجوی

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق در سال 1370

خانم زهرا معینی آلمان * 19 آوریل 2021

زهرا معینی سازمان ملل

خانم زهرا معینی

در روزهای پایانی فروردین ماه 1400 هستیم و جنایهاتی که فرقه رجوی در این ماه کرده بی شمار است

در اینجا به یک مورد اشاره میکنم کسانی که دم از آزادی و حقوق برابری می زنند !
افراد اندکی به یاد دارند قبل از جنگ خلیج فارس در سال 1991 که طی آن آمریکا، ارتش عراق را از کویت، بیرون راند و گارد ریاست جمهوری عراق را زمین گیر کرد،.
در سال 1369 تقریبا نزدیک دوسال بود که قعطنامه 598 و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق گذاشته بود و در فرقه رجوی نارضایتی هم زیاد شده بود و هر بار با شامورتی بازی مسعود رجوی از پاسخگو بودن فرار میکرد
پس از حمله عراق به کویت و اشغال کویت توسط ارتش صدام حسین ،سپس عملیات امریکا و ائتلاف در عراق کشوری که در هرج و مرج فرو رفته بود .کردهای کردستان عراق قیام سراسری کردند و برای فتح بغداد رهسپار شدند . که با برخورد شدید و سرکوب نیروهای مجاهدین خلق مواجه شدند . این عملیات در ارتفاعات اغ داق صغیر و اغ داق کبیر و مناطق خانقین تا کفری ، طوز و سلیمان بک در استان دیالی و از سویی در سرکوب شعیان در کربلا و نجف دست داشتند . بیشترین نقش مجاهدن خلق در سرکوب کردها در استان دیالی بود که به کرد کشی معروف است . که بخاطر این جنایت شان بار ها توسط صدام مورد تشویق و تشکر خاص وی قرار گرفتند که در اولین ملاقات با رئیس ستاد صدام حسین سپهبد هبوش مجدد تشکر خاص صدام از رجوی را بیان کرد که فیلم ان ضمیمه است.

فیلم ملاقات رئیس ستاد صدام حسین با ملعون مسعود رجوی
مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .
سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . ) .
در یک نیمه شب بود که سران فرقه ای رجوی افراد را بیدار کردن و به سالن غذا خوری فرا خوانندن و در انجا پیام مسعود رجوی را برای تمام اعضا خوانندن که دولت عراق به کویت حمله کرده
همکاری بین ایالات متحده و شوروی باعث شد تا موضوع به شورای امنیت سازمان ملل فرستاده شود. این شورا تصمیم گرفت که اگر صدام نیروهای خود را طبق برنامه زمانبندی شده از کویت خارج نکند، اجازهٔ استفاده از زور علیه این کشور را خواهد داد
اما ما در این میان بیطرف هستیم و ما در تمام قرارگاهها پرچم شیر و خورشید و ارم مجاهدین را داریم که به قرارگاههای ما حمله نشود .

اما بعد از گذاشت چند ماه وقتی دولتهای اعتلاف دیدن دولت دیکتاتوروقت عراق قصد خارج شدن از کویت را ندارد با اعلام اینکه حمله به عراق اغاز میشود . رجوی تصمیم گرفت که ارتش آزادیبخش با تمام تجهیزات سبک و سنگین به منطقه ای کوهستانی کفری بفرستند .
یادم هست در آن زمان که هوا هم خیلی سرد بود در آنجا برای ما چادرهای بزرگ درست کردن که ارتش ازادیبخش در این چادرها اسکان داده شده بودن یادم هست روزها ما را به جای دیگری میفرستادن که برای خودمان سنگر بکنیم سنگرهای انفرادی و جمعی شبها خسته برمیگشتیم به قسمت پشتیبانی که مقر اصلی ما بود آن شب ما در چادر خودمان بودیم و از فرط خستگی خوابمان برد اینقدر عمیق که صدای حمله و بمبارانها را نشنیدیم که گویا دوساعت از حمله گذاشته بود که متوجه میشوند که تمام خانمها غایب هستند و امدن دنبال ما و ما را به محل سنگرها بردن فکر میکنم حدود چهل روز این شرایط ما بود تا اینکه صدام عقب نشینی کرد و مسعود رجوی فرمان برگشت به قرارگاه اشرف را صادر کرد .

مهوش سپهری شکنجه گر مجاهدین ، ارتش خصوصی صدام

روز بعد لشکر ما به قرارگاه اشرف برگشت با تجهیزات سبک و سنگین تانکها هنوز روی کمرشکن بودند .شاید حدود دوساعت بود که بقرارگاه اشرف برگشته بودیم که دوباره تمام لشکر را به سالن غذاخوری فراخواندن و پیامی از طرف مسعود رجوی بود در این پیام آمده بود به لشکرهای که بقرارگاه اشرف برگشتند باید به کمک دیگر لشکرها برسانید چون انها در محاصره سپاه بدر هستند . …و ما دوباره با سرعت به منطقه کفری برای نجات جان بقیه افراد ارتش آزادیبخش رفتیم ودر آنجا فرمانده محور ما فکر میکنم مهری حاجی نژاد بود که هر کدام ما سازماندهی کرد و به نقطه ای فرستاد من سوار نفربر اردیشرشریفیان شدم و در حدود چند کیلومتری با نفربر رفتیم و افراد را با فاصله پیاده میکرد زمانیکه من پیاده شدم و نفربر رفت هنوز چند متری دوان دوان نرفته بودم که از ناحیه زانوی پای راست تیر خوردم ساق پام شکست و نقش زمین شدم بلند شدم که پام را ببندم که به اطراف تیرانداری شد و دوباره روی زمین درازکشیدم تا اینکه همان نفربر برگشت و من دستم را بالا کردم و گفتم تیر خوردم یادش بخیر اردیشر نفربر را هدایت کرد و امدم همانجایکه افتاده بودم زمین من را از روی زمین بلند کرد و داخل نفربر گذاشت هنوز خود اردشیر کامل سوار نفربر نشده بود و نفربر حرکت کرد که در همانجا خمپاره زدند . من را به همانجا به امداد صحنه می دهند و من با یک نفر دیگه که تیر خورده بود را به بغداد منتقل کردند.

امبولانس جلوی ستاد مرکزی در بعداد ایستاد که راننده امبولانس گزارشی از صحنه بدهد . در همان موقع مهدی ابریشمچی این شالارتان در آمبولانس را باز کرد تا من را دید با وقاحت تمام به من گفت بازم تو ، این که بادمجان بم آفت نداره.  دفعه بعد خودم میکشمت  ، تو چقدر خراج می گذاری روی دست سازمان مرگ تو بیشتر به درد ما میخوره تا زنده ماندنت

در اون وقت من که از درد شکستی پا به خودم میپیچیدم بهش گفتم اگر من و امثال من نبودیم شما اینقدر راحت این حرف را نمیزدید . وقتی من به بیمارستان بردند دکتر چک کرد و گفت خوشبختانه صلیب پا سالمه فقط شکستی هست که آن را هم گچ میگیریم بعد از یک هفته به قرارگاه اشرف برگشتم .

خیلی کنجکاو شده بودم که بلاخره جریان چی بود و چی شد؟ چونکه خودم زخمی شده بودم و سازمان هم  واقعیت را بما نمیگفت از چندتا از دوستانم که مورد اعتماد هم بودیم سوال کردم یکی از آنها گفت که دریک صحنه ای بود که چوپانی داشت گوسفندانش را به طرف کوه میبرده  که حیوانات در امان بمانند که مهوش سپهری (نسرین ) این زن جلاد (ننه سرما) به او فرمان میدهد و با دست نشان میدهد  که انجا را بزن وبا تعجب پرسیده که  اون که جوپان با گله گوسفندانش هست چرا بزنم ومهوش سپهری میگوید تو نمیفهمدی در لا به لای این گوسفندان افراد سپاه بدر هستن زود باش  شلیک کن  بعد مدتی که ازشلیک گذاشت رفتیم ببینم چندنفر واقعا انجا بودن با صحنه ای عجیب روبرو شدیم  بجز اون چوپان سگ گله و گوسفندانش که تماما تکه تکه شده بودن کس دیگری در آنجا نبود

زهرا معینی - کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

مهوش سپهری شکنجه گر مجاهدین ، ارتش خصوصی صدام

وخانم دیگری گفت    چیزی که بهت می گویم را باز گو نکن . خیلی عذاب وجدان دارم بتول رجائی به من دستور شلیک داد و میگفت باید اون خونه مردم روستایی را بزنی زود باش شلیک کن در اونجا افراد سپاه بدر هستند . این دوستم میگفت بهش گفتم خواهر بتول صاحب این خونه به ما گفت در این خانه افراد مسن و کودک هستند ! بتول رجایی گفت ان دورغ میگوید شلیک کن !

زهرا معینی - کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

بتول رجایی کردکشی 1370

این خانم میگفت بعد از مدتی رفتیم دیدیم توی ان خانه پدر ومادر پیر و زن جوان و چندتا بچه بود که بر اثر شلیک کشته شده بودند . این دوستم روحیش خیلی بهم ریخته شده بود و بعد از مدتی او را از لشگر ما بردند .

برای ما نشست برگذار کردند ، که چرا محفل میزنید و با هم صحبت میکنید هرچیزی که لازم است را ما به شماها میگویم ، کسی مطلقا اجازه ندارد با نفرات دیگر محفل بزند هر کسی سوال دارد مستقیم از فرمانده بالا تر سوال کند

بعد از مدتی تمامی افراد برای نشست جمعبندی به سالن اجتماعات رفتیم در انجا مسعود رجوی گفت اگر قرار باشه کسی به بغداد حمله کنند تا ما ارتش ازادیبخش هستم اجازه نمیدیم به بغداد نگاه چپ کنند اول باید از روی جسد ما رد شوند . ما در نقطه ای هستیم که سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است …….

 به امید فروپاشی کامل تشکیلات فرقه رجوی راه رابرای محاکمه سران این فرقه خواهد گشود وما دراینده شاهد ازادی اسیران خواهیم بود……….

لینک به منبع

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق در سال 1370

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/رجوی-و-صدام-حسین،-فاجعه-آفرینان-نسل-کشی/

رجوی و صدام حسین، فاجعه آفرینان نسل کشی اکراد در حلبچه

محمد علوی، آریا ایران، پاریس، هفدهم مارس 2014: …  مسعود رجوی رهبر فراری مجاهدین خلق چند ماه پیش از نسل کشی حلبچه (30 خرداد1366 – 20 ژوئن 1988)، ارتش آزادیبخش ملی را بعنوان ارتش خصوصی صدام حسین در عراق تاسیس نمود.سازمان تحت فرمان رجوی، از مرز حلبچه – سلیمانیه عملیات های زیادی را قبل از بمباران شیمیایی حلبچه بر علیه نیروهای نظامی ایران انجام داد. سازمان مجاهدین …

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین (Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

رجوی و صدام حسین، فاجعه آفرینان نسل کشی اکراد در حلبچه

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

در تاریخ 25 اسفند 1366 (۱۶ تا ۱۷ مارس ۱۹۸۸ )، مردم حلبچه توسط رژیم صدام حسین و با همکاری اطلاعاتی رهبران سازمان مجاهدین خلق، بمباران شیمیایی شدند و بیش از پنج هزار غیرنظامی و بی دفاع طی چند ساعت در این شهر جان باختند. این بمباران شیمیایی تقریباً همزمان بود با عملیاتی موسوم به عملیات انفال ( عملیا ت انفال عملیاتی بود که پیرامون آن حدود ۱۸۲ هزار نفر به‌ویژه کودکان و زنان و سالخوردگان مناطق کردنشین توسط ارتش حزب بعث عراق کشته و زنده به گور شدند ).

مناطق اطراف حلبچه در آن زمان ( هنگام بمباران شیمیایی ) در اشغال نیروهای ایرانی و همچنین در دست گروه‌های پیشمرگ کرد بود.

گازهای سمی به‌کاررفته از سوی دولت عراق در حلبچه گاز خردل، سارین، تابون و وی‌اکس بود که از سوی برخی دولت‌های غربی به رژیم بعث عراق تحویل داده شده بود و معامله‌گر هلندی فرانس فان آنرات در این مسئله نقش کلیدی داشت.

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه


http://youtu.be/MoVcUov9fSE

مسعود رجوی رهبر فراری مجاهدین خلق چند ماه پیش از نسل کشی حلبچه (30 خرداد1366 – 20 ژوئن 1988)، ارتش آزادیبخش ملی را بعنوان ارتش خصوصی صدام حسین در عراق تاسیس نمود.سازمان تحت فرمان رجوی، از مرز حلبچه – سلیمانیه عملیات های زیادی را قبل از بمباران شیمیایی حلبچه بر علیه نیروهای نظامی ایران انجام داد.

سازمان مجاهدین خلق در آن روزها ، در نواحی اطراف حلبچه از جمله در خورمال،سید صادق ، دربندیخان و حتی کمی دورتر در سلیمانیه، پایگاه شنود و جاسوسی داشتند. مجاهدین از آن پایگاه ها برای جمع آوری اطلاعات از نیروهای نظامی ایران یا اعزام واحد عملیاتی به ایران استفاده می کردند.اطلاعاتی که مجاهدین از این طریق کسب می کردند توسط مسعود رجوی،مهدی ابریشمچی،عباس داوری و مهدی براعی به سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین فروخته می شد و مابه ازاء آن پول نقد دریافت می کردند. (فیلم ها و اسناد ملاقات خصوصی مسعود رجوی با روسای سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین در کتابی تحت عنوان «برای قضاوت تاریخ» گردآوری و منتشر گردیده است.

تا اواخر سال 1366 تقریبا اکثر افراد سازمان مجاهدین در مناطق کردنشین عراق اعم از نواحی مرزی حلبچه،پنجوین،خانقین و شهرهایی مانند سلیمانیه،کرکوک و … مستقر بوده و از آن منطقه برعلیه اکراد عراقی بطور خاص یه کتی و حزب آقای جلال طالبانی وایران اقدام به علمیات نظامی می کردند.یکی از دلایلی که باعث شد سازمان مجاهدین تمامی پایگاه های خود در مناطق کردی را تخلیه نموده و در پادگان اشرف متمرکز گردد، شرکت در نسل کشی حلبچه بود.جداشدگانی که در آن ایام در آن مناطق بودند می گویند، رجوی هیچ یک از پایگاه های خود در مناطق کردی را علی رغم درخواست رسمی طالبانی به آنها تحویل نداد و همه پایگاه های خود را تحت این بهانه که ممکن است مورد استفاده عوامل رژیم قرار گیرد با کارگذاری مواد منفجره منهدم نمود.

چند نمونه از فیلم های منتشر شده در همین رابطه


http://youtu.be/NqorDCZGrRQ


http://youtu.be/ZLxaAPEeRLc

بر اساس اسناد افراد جداشده از مجاهدین، مسعود رجوی و رهبران مجاهدین در چارچوب عملیات انفال و زیر چتر حمایت صدام حسین در دیگر عملیات های کردکشی نیز شرکت داشتند که مهمترین آنها پس ازنسل کشی حلبچه مربوط به سال 1991 در منطقه کفری، کلار،سلیمان بک،جلولا،خانقین،خالص و … می باشد. مجاهدین نام این عملیات را «مروارید» نام نهادند و مدعی شدند جنگ آنها با بسیج و سپاه پاسداران بوده است.

رهبران و فرماندهان سازمان تروریستی مجاهدین خلق هنوز با گذشت 26 سال از فاجعه حلبچه و شرکت در نسل کشی اکراد، از قانون و عدالت فراری می باشند و هیچوقت نیز جنایات صدام بر علیه اکراد را محکوم نکرده اند.بر همین اساس، آنها همچنان از بازماندگان صدام حسین در عراق پشتیبانی می نمایند!

17 مارس 2014

کشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

همچنین:

*** 

After Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in TehranTectonic Shift In World Order After Unforced Error By Trump
After Soleimani’s Assassination, There Will Be No Regime Change in Tehran

The Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq Anne Khodabandeh (Singleton) Massoud KhodabandehThe Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton) and Massoud Khodabandeh

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تهمت%e2%80%8cهای-بی%e2%80%8cروای-فرقه-رجوی-به-منتقدی/

تهمت‌های بی‌روای فرقه رجوی به منتقدین

تهمت‌های بی‌روای فرقه رجوی به منتقدین زهرا معینی، کانون زنان ایرانی علیه فرقه گرایی، آلمان، هجدهم مارس 2021:… عجبا که سران فرقه ای رجوی که میگویند این همه سال برای جامعه ای بی طبقه توحیدی مبارزه میکنند . اما اگر درصد ببندیم بیش تر از جمهوری اسلامی آدم کشته اند و زندانی کرده اند و سر به نیست های بی نام نشان زیادی دارند. پس وای به روزی که به قدرت برسند و جامعه بی طبقه توحیدی راه بیندازند. احتمالا نصف مردم کشور ایران یا زندان هستند یا کشته شده و مابقی مانده هم مزدور یک کشور دیگر هستند.تهمت‌های بی‌روای فرقه رجوی به منتقدین 

از جامعه بی طبقه توحیدی تا مزدور پروریاز جامعه بی طبقه توحیدی تا مزدور پروری

تهمت‌های بی‌روای فرقه رجوی به منتقدین 

خانم زهرا معینی  آلمان * 18 مارس 2021

زهرا معینی 2021

خانم زهرا معینی ، آلمان

هر زمان که سران فرقه رجوی با بحران و تنش زیاد درون تشکیلات روبرو میشود شروع به اجرا شوء و فانتومی هایی مختلف اجرا کردن . تولید مزدور و اطلاعاتی و….. معمولا سرتیتر برنامه ها و سایت ها است . حالا هم باز تاریخ چند ده باره دارد تکرار میشود . تاریخپه این شامورتی بازی به سال 1362 برمی گردد که اولین سری نفرات معترض که از این تشکیلات در کردستان عراق خط مرزی جدا شدند، شروع شد .در بعضی مواقع خیلی شدید می شد مانند سال 1364 که اولین سری زندان گسترده راه افتاد و یا زندان 1374 که باز همچنین بود . یا نشست های طمعه سال 1380. به معترضین و طغیان گران تشکیلات با اسم افراد مضمون دستگیر وزندانی کردند .افراد را مورد شکنجه وضرب و شتم قرار دادند. افراد دستگیر شده می بایست اعترافات دورغین می کردند ، هر چه سران فرقه می خواستند و دیکته می کردند را بنویسند . و هرکسی که این کار را انجام نمی داد شدیدا مورد لطف سفارشات رهبری فرقه قرار می گرفت .مورد شکنجه قرار میگرفت .در همین رابطه تعدادی زیادی هم جانشان را باختند ! به راستی علت چیست که در جامعه بی طبقه توحیدی اینقدر مزدور پرورش داده شده.؟

سران قرقه رجوی برای اعضایش هیچ ارزشی قائل نمیشود تا وقتی در تشکیلات هستند به دورغ انها را گوهران بی بدیل می نامد . وعده وعیدهای دورغین به انها می دهند روزانه انها را با کارهای صد من یک غاز سرگرم می کنند وقتی که ان شخص وقتی موفق می شود حصارهای پوسیده رجوی را بشکند و پا به دنیای ازاد بگدارد در آن موقع تشکیلات شروع میکند پاپوش ساختن . از سوئی دیگر برای اینکه بتوانند جلوی ریزش نیروها و سرکوب مخالفین و مسله دارها را بگیرد ، نشت های پوشالی با تهدید و ارعاب شروع می شود

برای سران سازمان هیچ فرقی نمی کند که این افراد چندین دهه برای مبارزه پوچ عمر خودشان را هدر دادند و وقتی لب به انتقاد سازمان باز میکنند در آن موقع پرونده سازی و پاپوش سازی برای افراد جدا شده شروع میشود .

تهمت‌های بی‌روای فرقه رجوی به منتقدین

مسعود دلیلی محافظ شخصی مسعود رجوی

بعنوان نمونه مسعود دلیلی محافظ شخصی مسعود رجوی بود که مرگ مسعود دلیلی خود یک معماست

مسعود دلیلی فرمانده تیم ترور در استان گیلان بود از جمله ترور فرمانده سپاه لاهیجان توسط این تیم مسعود دلیلی انجام شد. وی در سال ۶۳ از زندان فرار وپس از خروج از کشور به عضویت شورای مرکزی فرقه رجوی درآمد . سپس مسوول تیم حفاظت، اسکورت به یکی از عناصر مورد اعتماد مسعود رجوی درآمد چنانچه همیشه کلت به کمر در پشت سر رجوی قرار می گرفت

¬(قتل عام ۲۰۱۳ قرارگاه اشرف سابق در اول سپتامبر (۱۰ شهریور ۱۳۹۲) یک حمله مظنون به تروریسم به قرارگاه اشرف سازمان مجاهدین خلق در استان دیاله عراق بود که ۵۲ کشته و ۷ مفقود از اعضای سازمان مجاهدین خلق برجای گذاشت) که پس ازچند روز که از کشتار گذاشته بود سران فرقه فیل هوا کردن که گویا مسعود دلیلی عامل این کشتار خونیئن در اشرف بود که گویا او با رژیم همکاری کرده وبا کمک او بوده که رژیم حمله کرده و پس از پایان عملیات رژیم مسعود دلیلی را به شگل بسیار ناگوارای او را میکشد

رجوی که مدعی هست از همه سیستم رژیم ایران خبر دارد ! اما چطور است که از درون تشکیلات خودش بیخبره است ، این همه مزدور پرورش میده که بعد از سی سال طرف مزدور شناخته میشود .

مورد بعدی در مورد خودم هست زمانیکه من میخواستم از عراق خارج بشوم ان زمان مریم عضدانلو بعنوان رئیس جمهور از طرف مسعود رجوی انتصاب شده بود . من ان زمان در تیم حفاظتی مریم رجوی بودم آن زمان مسعود رجوی برای ما که نزدیک به 450 نفر بودیم جداگانه نشست گذاشت و ماها را توجیح میکرد برای هر کدام نزدیک چهل دقیقه وقت میگذاشت زمانیکه به خارج امدیم متوجه شدم که بجز منفور بودن هیچ جایگاهی در قشر جامعه ای ایرانی ندارند وقتی از سیستم فرقه ای رجوی فرارکردم و تمام مشاهداتم را به پلیس آلمان گفتم فرقه چون دستش بمن نمیرسید همسر سابق من را دادگاهی کرد و او را بخاطر من شکنجه کردن وزمانیکه افشاگری خودم را علنی کردم سران فرقه چند بار منکر این شدند که من اصلا در فرقه بودم یکبار گفتن من اصلا در انجا نبودم دفعه بعد گفتند که من به عراق رفتم تا خانواده ام را ببینم در صورتیکه خانواده ای من در ایران بودند نه در عراق دفعه بعدش گفتند که من به آنها پناهنده شدم عجبا که وقتی میشود رفت اروپا که اب وهوای مناسب داره چرا من باید میرفتم عراق ( عراقی که در آن زمان با ایران در جنگ بود ) وقتی که مدارک را رو کردم ان موقع به من انگ مزدوری زدنند

عجبا که سران فرقه ای رجوی که میگویند این همه سال برای جامعه ای بی طبقه توحیدی مبارزه میکنند . اما اگر درصد ببندیم بیش تر از جمهوری اسلامی ادم کشته اند و زندانی کرده اند و سر به نیست های بی نام نشان زیادی دارند .پس وای به روی که به قدرت برسند و جامعه بی طبقه توحیدی راه بیندازند احتمالا نصف مردم کشور ایران یا زندان هستند یا کشته شده و مابقی مانده هم مزدور یک کشور دیگر هستند

مسعود رجوی بجای پاسخگویی مسخره میکرد 

*** 

مسعود دلیلی بدست مجاهدین خلق رجوی در اشرف عراق کشته شدسازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

همچنین: