کفگیر رجوی به ته دیگ خورده و حسن خانی بریده هم یک نویسنده مجاهد ازآب درآمده !

کفگیر رجوی به ته دیگ خورده و حسن خانی بریده هم یک نویسنده مجاهد ازآب درآمده !

پور احمد، انجمن نجات، مرکز گیلان، سی و یکم می 2015:…  یکبار از قول احمد عبدی نوشتند که مادرسالمند وچشم انتظارش عضو اطلاعات است وخش وخاشاک !! باردیگرازقول شهاب چنگایی نوشتند که خود را درجریان عملیات به مجاهدین رسانده وملحق شده است والان هم بعداز27 سال ارزشهای مجاهدین را کسب کرده است ! دیگربارازقول مصطفی بهشتی بیشرمانه علیه خواهرداغدارش نوشتند که ساندیس خور …

 ایران افشاگر سایت مجاهدین خلق فرقه رجویبوی گندیدگی مجاهدین خلق مشام ایرانیان را آزار می دهد

لینک به منبع

کفگیر رجوی به ته دیگ خورده و حسن خانی بریده هم یک نویسنده مجاهد ازآب درآمده !

وای که اسرای نگون بخت قلعه الموت رجوی بی آنکه خود بفهمند چقدرمظلوم واقع شده اند وپای مطامع جاه طلبانه رجوی قربانی میشوند.

روزی نیست که سایت ایران افشاگر! رجوی مملو از داستانسرایی دروغین ازقول اعضای اغفال شده علیه خانواده خود نباشد وبرای به اسارت نگهداشتن دائمی آنان طراحی نکرده باشد.

یکبار از قول احمد عبدی نوشتند که مادرسالمند وچشم انتظارش عضو اطلاعات است وخش وخاشاک !!

باردیگرازقول شهاب چنگایی نوشتند که خود را درجریان عملیات به مجاهدین رسانده وملحق شده است والان هم بعداز27 سال ارزشهای مجاهدین را کسب کرده است !

دیگربارازقول مصطفی بهشتی بیشرمانه علیه خواهرداغدارش نوشتند که ساندیس خور است ومزدور!

حقا که رجوی…. زهی دنائت وبی شرمی وسفلگی وهرزگی سیاسی تهوع آور….

اخیراهم ازقول حسن خانی بسا لاطائلات ردیف کردند وبسا داستانسرایی مضحک خنده دارکه تمایل دارم با مختصرمعرفی چهره واقعی حسن خانی رجویهای دروغگو و شیاد را رسوا کنم .

حسن خانی کیست ؟

درکش وقوس مشکلات تشکیلاتی وانتقادات استراتژیکی وخاصه عدم پذیرش معرفی زنان شورای رهبری دردهه 1370 تنبیه وخلع مسولیت شدم وبقول خودشان به یک کارسخت درموضع مسول مقر گمارده شدم. فرمانده لشکرمهری حاجی نژاد با حضورمسول مستقیم خودم اکرم حبیب خانی اندرموضع مسولیت خطیر جدیدم نسخه هایی پیچیدند وازجمله گفتند ” سه نفربه تووصل خواهند شد که ازحلقه ها ضعیف مناسبات محسوب میشوند وباید روی تک تک آنان کارکنی تا هم خودت وهم آنان یک مجاهد واقعی مطلوب خواهرمریم بشوید!! اولی علیرضا … دومی علی اکبر…. وسومی هم حسن خانی است . حسن خانی عمدتا کارهای برق ساختمان را انجام میدهد که باید اغلب ساعات کارخودت کوبلش بشوی وکنترلش کنی .”

کم کم با حسن خانی کارکردم ویک جورهایی سعی کردم قبل ازاینکه مسولش باشم دوستی خوب وقابل اعتمادی برایش باشم . حسن خانی آنچنانکه که برایم تعریف کرد ناخواسته دربد روزگاربه اسارت رجوی درآمد وقول گرفت اگربه مجاهدین بپیوندد زودی به ایران نزد خانواده اش خواهند فرستاد یا اگرخواست به اروپا اعزامش خواهند کرد.با این امید وآرزو سالیان را درسخت ترین شرایط به سخت ترین کاربرق ساختمان که ایمنی آن هیچگاه رعایت نمیشد وجان حسن خانی همواره درمخاطره بود ؛ سپری کرد. درپایان کار روزانه وهنگامه گزارش نویسی هم با خنده به من میگفت: ” اولا من که حوصله نوشتن گزارش را ندارم درثانی عمدتا که خودت با من بودی پس خودت هرچه خواستی بنویس وچوبش را هم ازخواهراکرم بخور که کم کاری داشتی ….”

حسن خانی بارها وبارها با خودش خلوت میکرد و درگوشه ای ازحاشیه مقربه فکرفرومیرفت ووقتی ازمشکلاتش جویا میشدم میگفت ” فکرخانه وخانواده خیلی آزارم میدهد . پدرومادرم روستایی هستند وخدا را خوش نمی آید که ازمن بیخبرباشند. میتونی جورکنی بتونم یک تماس با خانواده ام بگیرم ودستکم خبرسلامتی ام را به آنان بدهم وبدانند حداقل من زنده ام ویک روزی اگرشرایط ممکن ومیسرشد بتونم فرارکنم ونزد آنان برگردم .” که البته این امرهیچگاه برایش مقدورومیسرنشد.

پس ازچندی با تغییرات سازماندهی ازحسن خانی فاصله گرفتم ولی بعنوان دودوست وقتی همدیگررا درجلسات عمومی رجوی و… میدیدیم خوشحال وشادمان با هم خوش وبش میکردیم وبرایم درد دل میکرد.

دریکی ازروزهای گرم تابستان 1383 وقتی شیفت انتظامات درب ورودی اشرف سابق ومشترک با امریکاییها بودم ودرمعرض اولین دیداربا حضورخانواده ها قرارمیگرفتم دیدم که دومرد و دوزن توسط نگهبان امریکایی متوقف شدند .زودی خودم را به آنان رساندم و تحویلشان گرفتم وبه کانکس هدایتشان کردم . آنان خودشان را خانواده حسن خانی معرفی کردند وبا توضیحاتم درخصوص شناخت حسن خانی واینکه درهمین مقرحضوردارد ومیتوانند بزودی دیدارش کنند پدرشریف روستایی حسن خانی درآغوشم گرفت ودرحالیکه به سختی می گریست زیرلب گفت ” عزیزم قربونت برم تواین بیابون بی آّب وعلف چه کارمیکنید !؟ برای کی وبرای چی زندگی تونو فنا میکنید !؟ یا الله زودی منوببرکه مادرش برای درآغوش کشیدن فرزندم خیلی بیتابی میکند!!”

خواهشا مخاطبان با خواندن نوشته منسوب به حسن خانی در سایت فرقه رجوی، خود قضاوت بکنند که این حسن خانی که من مسول وشاهد روحیاتش بودم و معرفی کردم کجا! و این خزعبلات رجوی درخصوص مختصات حسن خانی کجا !؟

پوراحمد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18688

نقد و بررسی سایت ایران افشاگر

انجمن نجات، مرکز لرستان، بیست و ششم می ۲۰۱۵:…  سایت ایران افشاگر، ورق پاره ارگان مجاهدین خلق آئینه تمام قد و پلکان ترقی وتنزل و سلسله مراتب تشکیلاتی و صعود و نزول رده بندی تشکیلات مجاهدین میباشد که هر عنصر مجاهدخلق و گوهر بی بدیل” به توصیف مریم قجر “میتواند با تامل و دقتی نه چندان عمیق آینده ظلمانی و تاریک خود را در آن ملاحظه نماید حال با این مطلب همراه شوید تا با مروری بر …

مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

نقد و بررسی سایت ایران افشاگر

سایت ایران افشاگر، ورق پاره ارگان مجاهدین خلق آئینه تمام قد و پلکان ترقی وتنزل و سلسله مراتب تشکیلاتی و صعود و نزول رده بندی تشکیلات مجاهدین میباشد که هر عنصر مجاهدخلق و گوهر بی بدیل” به توصیف مریم قجر “میتواند با تامل و دقتی نه چندان عمیق آینده ظلمانی و تاریک خود را در آن ملاحظه نماید حال با این مطلب همراه شوید تا با مروری بر ساختار و خط کشی ها و تقسیم بندی ها جایگاه خویش را در آن پیدا کنیم .

صفحه ای را که ذیلا ملاحظه مینمائید بریده مختصری از فقط دو پلکان ترقی و تنزل سلسله مراتب تشکیلات رجوی میباشد .در پلکان اول که با تیتر مقالات شروع شده است ، مقالاتی از افراد اهل قلم و نویسندگان شهیر هم عصر لئون تولستوی و همینگوی و سارتر !!!!!! بنامان حسن خانی و شهاب چنگایی و میثم ناهید و …. میباشند که بندگان خدا هرکدام با سواد زیر پنجم ابتدایی که بیش از ۲۸ تا ۳۰ سال عمر خود را در تشکیلات مخوف رجوی هدر داده اند .و تا آنجا که این حقیر افراد فوق الذکر را میشناسم بی هیچ گناهی عمر و جوانی خویش را به حیله گری و فریبکاری مسعود رجوی و مریم قجر باخته اند و اگرچه فعلا توسط تشکیلات رجوی گوهر های بی بدیل و پاره های تن مسعود نامیده میشوند اما حسن خانی ۲۵ سال سابقه درست کردن بستنی برای رزمندگان خفته را دارد و شهاب چنگایی هرروزه زیر تیغ خواهر مسئولش سمیرا شمس و زهره فریبا زوزه میکشد وبابت گزارشات نانوشته اش توبیخ میشود در حالی که بنده خدا سواد نوشتن گزارش را ندارد ! میثم ناهید نیز بچه معلوم الحال مجاهدین و از ملیشیای ترگل و ورگل خواهر مریمش میباشد که چندین سال سابقه شیرخواری و زندگی پانسیونی در اروپا را در پرونده زرین خویش دارد و همه اینان که در حال حاضر در پلکان بالایی علیه افراد پلکان پاینی موضعگیری مینماند در فردای روزگار سرنوشتی محتوم را در انتظار دارند که خود در پلکان پائینی قرار گیرند و جای خود را به عده ای دیگر واگذار نمایند . مطالب و نکات فوق نه از جهت نقد و سرزنش افراد فوق بل یاد آوری سرنوشت محتوم تشکیلات و سلسله مراتب بود .و اکنون به پلکان پائینی میرویم که خودشان تا چندی پیش در همین پلکان بالایی و بسا بالاتر قرار داشتند .

ایران افشاگر سایت مزدوران فرقه رجوی و بقایای صدام حسین

درقسمت فوق ” مزدوران را بشناسید ” با چهره هایی ماند داوود باقروند ؛ عبدالرضا رستمی و عیسی آزاده و علی اکبر راستگو مواجه میشویم. اینان خود روزگاری در صدر افسران اطلاعات عملیات و نورچشمی های مسعود و مریم قرار داشتند و تاآنجا که میشناسم داوود باقروند معروف به جلال پاکستان مسئول تمام نیروئی در کشور پاکستان در اوج نیروگیری سازمان بوده که براساس معیار های مجاهدین سوابق درخشانی از جسارت و صداقت و از خودگذشتگی را در کارنامه خویش دارد . عیسی آزاده نیز افسری توانا و کار آزموده و جسور بوده که روزی موجب افتخار مریم قجر محسوب میشده و عموما هر ۴ نفر پلکان دوم هیچ گونه نقطه ضعقی در دست سران فرقه رجوی ندارند و صرفا تاوان آگاهی و سرپیچی از قوانین ظالمانه و فرقه گرایانه تشکیلات مخوف رجوی را پس میدهند و قرار گرفتن در پلکان دوم و برچسب کلمه مزدور که تنها شایسته خود رجوی و مریم قجر میباشد که برای امریکا و اسرائیل مزدوری میکنند . و این روال محتوم سایر اعضاء مجاهدین میباشد که فردا حسن خانی و شهاب چنگایی و علیرضا خالو کاکایی و میثم ناهید نیز سیر نزولی خویش به پلکان دوم را طی میکنند و این رشته سر دراز دارد و براساس آمار موجود از ابتدای سقوط صدام تاکنون این تشکیلات بیش از ۸۰۰ عضو از گوهران بی بدیل و پاره های تن مسعود را به مزدوران اطلاعاتی تبدیل وضعیت نموده است و تاآخرین نفر از تشکیلات این روال ادامه خواهد داشت .

این است سرنوشت محتوم تشکیلاتی که زیر چتر وطن فروشان و خائنان به میهن و خودفروختگان و نوکران صدام و آمریکا و اسرائیل پرورش یافته است .

با احترام جدا شده

محمد حنیف نژادابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15232

خاطره ای از تحویلدهی سلاح به قوای اشغالگر امریکایی

  مسعود رجوی در حال مبارزهپور محمد، انجمن نجات، مرکز گیلان، پنجم ژانویه ۲۰۱۵:… سال ۲۰۰۳ صاحبخانه که عوض شد ومجاهدین با برافراشتن پرچم سفید ( تسلیم وخیانت ومزدوری ) خواستند که دریوغ امریکای عزیزباشند باید عرض کنم که دستکم نیروهای ازهمه چیز بی خبر و اغفال شده واقف نبودند که روزی هم باید سلاحها وادوات جنگی گرم که بقول رجوی ناموس مجاهدخلق انگاشته میشد را دودستی تحویل صاحبخانه جدید …

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

لینک به منبع

خاطره ای از تحویلدهی سلاح به قوای اشغالگر امریکایی

درسال ۲۰۰۳ فرقه رجوی درحالیکه فقط ۴ هزار نفر عضو داشته است الان درسایت ایران افشاگر مدعی شده است ” آمریکا طبق اسناد امضاء شده ۲۰ هزارسلاح ازمجاهدین گرفته است که ۱۷ هزارقطعه آن سلاحهای انفرادی و۳ هزارقطعه آن سلاحهای سنگین بوده است “

بایک حساب سرانگشتی یعنی هرعضو مجاهدین ۵ سلاح انفرادی ویک سلاح سنگین داشته است !

جهت اطلاع مخاطبانم باید بگویم که این محاسبه حول خودروها وزرهی های اهدایی صدام به رجوی هم صدق میکند یعنی کمیت آماری آن بسا و بسا بالاتر از استعداد نیرویی تشکیلات رجوی درعراق بوده است. ازاین که بگذریم وقتی مطلب فوق الذکر مندرج درسایت ایران افشاگررجوی را خواندم خاطره ای ازتحویلدهی انبان سلاح و مهمات و تجهیزات وخودروهای زرهی وغیرزرهی وتانکها وسایرادوات جنگی ساخت روس ( شرقی )اهدایی صدام به رجوی درذهنم متبادرشد که بد نیست باهم مروری بدان داشته باشیم .

سال ۲۰۰۳ صاحبخانه که عوض شد ومجاهدین با برافراشتن پرچم سفید ( تسلیم وخیانت ومزدوری ) خواستند که دریوغ امریکای عزیزباشند باید عرض کنم که دستکم نیروهای ازهمه چیز بی خبر و اغفال شده واقف نبودند که روزی هم باید سلاحها وادوات جنگی گرم که بقول رجوی ناموس مجاهدخلق انگاشته میشد را دودستی تحویل صاحبخانه جدید بدهند. من درآن مقطع با رده تشکیلاتی mo و رده نظامی فرمانده یکان پدافند ازاعضای شورای مرکزی سازمان بودم . رده های تشکیلاتی و نظامی و حتی شورای مرکزی سازمان تماما دهن پرکن بودند ومطلقا با سازمان کاریک ارتش کلاسیک تطابق نداشت فی المثل بودند فرمانده یکان مهندسی وپدافند ومخابرات و… که اصلا نیرو نداشتند واستعداد یکان همان یک نفربود که درراس یکان قرارداشت !! وچون من بقول خودشان مسولیت پذیر بودم دریکان پدافند ۳ نفر نیرو تحت مسولیتم بودند والباقی برای حل وفصل امورات یکان که توضیح خواهم داد تحت امرمی گرفتم . حال میخواهم بگویم که من ویکانم چه تعداد سلاح وخودرو و مهمات و تجهیزات داشتیم . سلاح فرمانده یکان که من باشم دولول ۲۳ م .م سواربرخودروی شنی دارشلیکا بود که قاعدتا شلیکا ۴ نفر میطلبد یکنفر فرمانده ؛ یکنفر راننده ؛ یکنفر نفر آتش یا شلیک و نفر چهارم هم محاسب . درحالیکه رسما این سلاح که خود نوعی تانک محسوب میشد فقط متعلق به من بود. ( درمجموع ۳ دستگاه شلیکا درعملیات مشترک صدام و رجوی درمهران به غنیمت گرفته شده بود که کل دارایی سلاح پدافندی ارتش رجوی محسوب میشد). رضا سلامی به اصطلاح معاون یکان بود که خود ۲قبضه سلاح ۲۳ م.م سواربرخودروی زرهی شنی دار MTLBو۲ قبضه سلاح ۱۴٫۵ م .م داشت که برای هرقبضه آن یک خودروی جیپ لندکروز در اختیارداشت. ( مطابق سازمان کارکلاسیک این خودروی شنی دارحامل سلاح پدافندی می باید ۴ نفرخدمه داشته باشد یعنی فرمانده ؛ راننده ؛ نفرشلیک ونفرمحاسب ) ولیکن معاون یکانم به تنهایی مسولیت همه را یک تنه پذیرفته بود!). نفرسوم یکان عباس فرجی بود که فرماندهی یک قبضه به ایشان محول شده بود ولیکن ایشان نیزبه تنهایی ۴ قبضه سلاح پدافندی ۱۴٫۵ م.م دراختیارداشت که دوقبضه آن سواربرخودروی جیب لندکروزبود ودودستگاه خودروی جبب لندکروز دیگرداشت که درلحظه ضروری عملیات سرنگونی ! می بایست آن سلاحها را بکسل میکرد!

نفرچهارم یکانم علی نوربود که اندک شیرین عقل می نمود وسوژه ثابت جلسه عمومی رجوی نقش کمدی داشت که سایرین ازجمله زوجین رجوی را حسابی بخنداند ولیکن حواسش جمع بود ومی فهمید که چه میگوید. یکباردرجلسه عمومی رجوی که اندرمحاسن انقلاب خواهرمریم ومسولیت پذیری اعضا خصوصا خواهران بحث داغ شده بود علی نور بدورازکنترل حقیرپشت میکروفن رفت ودر ارتباط با بحث مطرحه با لحجه خیلی روستایی وشیرین لری گفت ” برادر. من خدمت شما خیلی سلام دارم . من ازخواهرفاطمه خیلی انگیزه میگیرم وخیلی هم مسولیت پذیرشده ام .واقعا خواهرفاطمه الگوی همه خواهران درمناسبات است” رجوی که احمق تشریف داشت به گمان خودش که گویی علی نوردارد ازفاطمه نامی ازخواهران انقلاب کرده مریم درمناسبات صحبت ودفاع میکند به وجد آمد ودرتشویق علی نورگفت ” باریکلا علی نور. به تومیگویند برادرانقلاب کرده . همینطوری ازخواهران شورای رهبری دفاع کن . راستی اینهمه که ازخواهرفاطمه دفاع کردی آن خواهرانقلاب کرده ؛ فرمانده یکان تواست ؟ علی نوربا خونسردی جواب داد نه برادر. فرمانده مستقیم من برادررضا سلامی است ومنظورم ازخواهرفاطمه همان فاطمه زهرا ( ع ) است که همسرامام علی ( ع ) است !! ( خیط شدن رجوی وانفجارخنده حضارچندهزارنفری ).

داشتم می گفتم که نفرچهاریکانم علی نوربود که هم راننده خودروی شنی دارMTLB تحت مسولیت رضا سلامی بود وهم دوقبضه سلاح پدافندی ۱۴٫۵ م .م داشت ( رجوی خائن همیشه مزورانه وازسراغفال اعضاء میگفت هرعضومجاهدخلق باید ده برابر و بیشتر و بیشتر بار بردارد ومسولیت بپذیرد!)

دراین برهه یعنی بازگشت ازپراکندگی واجتماع درقرارگاه ذاکری ( فیلق دوم صدام ) بودیم که زهره اخیانی فرمانده محورعملیاتی وقت که درجلولا اقامت داشتیم جمیع فرماندهان تا سطح فرمانده یکان را دراتاق فرمانده فیلق دوم که حال اتاق کارش شده بود را احضارکرد. ازکشکیات وخزعبلاتش که بگذریم اصل حرفش این بود که بچه ها آماده باشید که میخواهیم تمام سلاحها وادوات جنگی خود را تحویل صاحبخانه جدید بدهیم واینکه نگران سلاحهای مستهلک شرقی خود نباشید چونکه درعوض صاحبخانه میخواهد دستگاه ارتش ما را به سلاحهای غربی تسلیح کند!! ضمن اینکه برادر به تک شما فرماندهان سلام رسانده وخاطرنشان کرده که سلاح ( سابقا ناموس تلقی میشد) برایم مهم نیست بلکه حامل سلاح بریم مهم وارزنده است !! پس زودی دست به کارشده وبا توجیه اعضای تحت مسولینتان این پروژه را به نحواحسن به اتمام برسانید.

حال شما عزیزان تصوربنمایید که درمجموع فقط ۲۰ هزارسلاح انفرادی وجمعی به انضمام انبان خودروها وتانکها ومهمات وتجهیزات کلان اهدایی ۲۰ ساله صدام ملعون را چگونه وبا چه مکانیزمی باید بتوسط ۴هزارآدم که نصفی ازآن سالخورده ومریض وفاقد مینیمم پتانسیل نظامی هستند جابجا کنند!!؟

جالب توجه اینکه دستوراکید آمده بود که درآن پروژه رزمندگان مطلقا نباید به سلاح انفرادی تجهیزشوند چراکه تهدید اینستکه زودی عصبانی شوند وامریکاییها را به رگبار ببندند و کاردست ما بدهند!!؟

خلاصه با هرمشقاتی بود منطقه ای که خود امریکاییها مشخص کرده بودند با صرف چندین روز انرژی وتکرارآمد وشد به آن منطقه پروژه به اتمام رسید وتمام ارتش رجوی دریک لحظه بتوسط بالگردهای امریکایی منفجر و دود شدند وارتش رجوی با ازدست دادن سلاح بی ناموس شد!!

حال پس ازبیش ازیکدهه ازآن واقعه مجددا رجویها نابخردانه آدمهای مسخ شده مقیم لیبرتی را نوید میدهند که “امریکای خوب ” با توجه به بحران منطقه خصوصا بلبشوی عراق میخواهد ما را با سلاحهای مدرن غربی تسلیح کند!!!!!…

زهی خیال باطل و تف بررجوی دروغپرداز که با تلف کردن عمرمشتی اغفال شده اسیر در زندان لیبرتی؛ درسوراخ موش سخیفانه روزگار میگذراند.

پوراحمد

***

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

دانایی فر کمپ اشرف 2دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویاغلب افراد تحت سیطره فرقه مجاهدین در کمپ لیبرتی دچار بیماریهایی روحی و جسمی شده اند

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsفرقه رجوی بی وقفه مزخرف میگوید و تناقض سر هم میکند و دراخبار خود بیان میکند!

همچنین:

نامه یک همسنگر دوران دفاع مقدس به رضا حسن زاده – گروگان فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز گیلان، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:…  رضاجان یاد دوران سربازی بخیر خصوصا دوران آموزشی در چهل دختر که بودیم. راستی یادت هست که بلندگو اعلام کرده بود ما ملاقاتی داریم چند نفر از بچه محلیهای ما بنامهای احمد یعقوبی،عزیزحسین پور و اسماعیل رئوفی باهم بودیم. یاد دوران جنگ درمنطقه ج

سید خلیل پورشافع دریک قدمی مرگ قرار دارد

رضا رجب زادهرضا رجب زاده، انجمن نجات، مرکز گیلان، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۴:… من که سید خلیل پورشافع را کاملا می شناختم ومی دانستم که سالیان هست که ازبیماری مزمن سرطان رنج میبرد وتشکیلات فرقه رجوی تاکنون هیچ اقدام عاجلی پیرامون شفای این بیمارروبه مرگ انجام نداده است ؛ دلم نیامد که چنین خبرتاثرانگی

 رضا رجب زاده در جمع خانواده های چشم انتظار گیلک (قسمتهای اول تا پنجم و پایانی)

رضا رجب زادهانجمن نجات، مرکز گیلان، سوم اوت ۲۰۱۴: … متعاقب رهایی آقای رضا رجب زاده عضوسابق اسیر درتشکیلات مافیایی رجوی و بازگشت به دنیای آزاد و خاک زیبای وطن وخصوصا کانون گرم و پرمهر خانواده واطلاع یافتن خانواده های مرتبط با انجمن نجات گیلان ازاین امر سیل تماسهای تلفنی وبعضا با حضور در دفتر