کلاه برداری مریم رجوی از نجات یافتگان (+ به کجا چنین شتابان؟)ا

کلاه برداری مریم رجوی از نجات یافتگان (+ به کجا چنین شتابان؟)ا

 Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و هفتم نوامبر 2017:…  با چشم دیدیم که چطوری مهدی فتحی ها رو زجرکش کردین با چشم دیدیم که اکبر عزیزی ها رو تکه تکه کردین خیال میکنی همه یادشون میره خیال میکنی این که مثلا واسه مسئولینت تره هم خرد نمیکنن از کجا در میاد؟ بالاخره وقتی باد بکاری طوفان درو میکنی. خیال میکنی که نفرات رو از شهر دور کنی که نتونن توی … 

گروگانهای مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی تیرانا آلبانی جمله ای که یاد آور خیلی چیزهاست. “هل من ناصر ینصرنی؟”

کلاه برداری مریم از نجات یافتگان

محمد هاشمی (مستعار)
لینک به منبع

افرادی که از لیبرتی به آلبانی آمده اند حتما یادشان هست وقتی که وارد آپارتمانهای محل استقرار شدیم از طرف کمیساریا برای هر نفر یکسری پوشاک و وسایل استقراری و سرمایشی و گرمایشی که هزینه زیادی هم داشت در نظر گرفته شده بود.

وقتی در محل آپارتمانهای مفید مستقر شدیم سر سپردگان مریم رجوی یک نشست توجیهی گذاشتند و همه نفرات را جمع کردند و این توضیح را دادند که این اموالی که در آپارتمانهای کمیساریا گذاشته شده است اموال کمیساریا می باشد و هیچ امکاناتی به ما تعلق نمیگیرد و هر زمانی که آپارتمان را تحویل میدهیم همه وسایل را باید تحویل کمیساریا بدهیم. از ما خواسته شد تا در حفظ نگهداری آنها بکوشیم چون امانت است. ما هم این حرف را باور کرده بودیم ولی نمیدانستیم که موضوع چیست. هر کس که از این تشکیلات جدا میشد هیچ امکانات گرمایشی و سرمایشی و پوشاک و بهداشتی از طرف فرقه به وی داده نمیشد و افراد را بدون هیچ امکاناتی به حال خود رها میکردند.

ما نجات یافتگان با توجه به میزان کم مستمری که داشتیم مجبور بودیم خودمان همه چیز را از اول تهیه بکنیم که همین موضوع باعث میشد که ما تا چهار یا پنج ماه اول به سختی زندگی کنیم و پولی برایمان نمیماند. از این طریق مریم رجوی میخواست که ما همیشه در تنگ دستی و محتاج مستمری که آنها میدهند باشیم و ما را بیشتر تحت کنترل خود داشته باشند.

ولی چند روزی است که افراد مفید را به زندان اشرف سه که خودش داستانی جداگانه است منتقل کرده اند ولی تمام الزامات و امکاناتی که در مقر مفید بود را در این جابجایی بطور کامل به اشرف سه برده اند و همه اقلامی که مربوط به نفرات نجات یافته هم بوده را به افراد نداده و آنها را مصادره کرده و با خود برده اند. الان مشخص شده که کمیساریا این اقلام را به ازای هر فرد داده است.

حال سوال از مریم رجوی این است که مگر نگفتی که اموال مال افراد نیست و باید به کمیساریا پس داد. پس چرا سهمیه ای که کمیساریا برای هر فرد مشخص کرده بود را بالا کشیدی؟ چرا سر افراد کلاه میگذاری و دروغ میگویی بخاطر اینکه اموال افراد را بالا بکشی؟ تو که از ابتدایی ترین نیازهای حیاتی نفرات خودت نگذشتی چگونه میتوانی امانت دار خلق باشی؟

آیا تو میخواهی به این شکل بر مردم حکومت بکنی و دزدی و چپاول بکنی؟ سالی که نکوست از بهارش پیداست. تو از افرادی که عمرشان و جانشان را به پای تو ریختند چپاول میکنی. حالا حساب کن اگه بخواهی حکومت کنی چه بلایی سر مردم مظلوم خواهی آورد.

اقلامی که کمیساریا برای هر فرد در نظر گرفته بود بشرح زیر است که باید به هر کس که جدا می شد داده می شد:

پنکه، یک عدد
فن گرمایشی، یک عدد
تخت و ست کامل پتو و رختخواب، سه عدد
اجاق گاز برقی برای هر سه نفر، یک عدد
فر غذا، یک عدد
وسایل انفرادی و بهداشتی سه ست کامل برای هر فرد
ظروف برای پخت غذا چند ست برای یک سال
کمد دو دره یک عدد برای هر فرد
وسایل ورزشی ست کامل برای هر فرد
یک ست کامل وسایل تحریر برای هر نفر
اتو برای هر سه نفر یک عدد

و خیلی وسایل دیگر که فرقه میگفت خودمان خریدیم که آنهم دروغ بود و برای هر فرد در نظر گرفته بودند و توسط کمیساریا داده شده بود.

هیچ کدام از این وسایل را به افراد نجات یافته هنگام جدا شدن ندادند و در روز روشن از آنها دزدی کردند و وسایل را این فرقه بالا کشید .این نوک کوه یخ حق خوری و چپاول از افراد است که فرقه رجوی انجام داده و تازه دم از اسلام و خلق و انقلاب هم می زند.

نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی – محمد هاشمی

به کجا چنین شتابان

اکبر حسنی (مستعار)
لینک به منبع

حال و روز این روزهای رجوی ها شده مثل تایر ماشینی که پر از وصله است که خیال میکنه پنچری های قبلی رو گرفته ولی وقتی تیوب رو درمیارن میزارن توی آب میبینن که از هزار جا پنجره. چسب های قبلی رو هم که نمیشه کند باز وصله بزرگتر روی وصله های قبلی. اونقدر ادامه میدن که کلا تایر لنگ میزنه زیر ماشین.
حالا رجوی خیال میکنه که با جابجایی نفرات به زندان اشرف جدید تضادی ازش حل میشه و جلوی ریزشهای بعدی رو میگیره

مگه مسعود رجوی خودش نگفت:

– هر کس که بخواهد آزادی‌های انسانی، انقلابی و اسلامی را محدود بکند، نه اسلام، نه انسان و نه انقلاب را شناخته‌ است. آزادی ضرورت دوام انسان در مقام انسانی است.
– تاریخ سیر تکامل خود را طی خواهد کرد و سرانجام معلوم خواهد شد که ظالم کیست و مظلوم کیست.
– مگر می‌شود خورشید را کشت؟ مگر می‌شود باد را از وزیدن بازداشت و باران را از باریدن، مگر می‌شود اقیانوس را خشک کرد؟ مگر می‌شود بهار را از آمدن بازداشت و مانع روییدن لاله‌ها شد؟ و مگر می‌شود ملتی را تا به ابد اسیر نگهداشت؟ مگر می‌شود خلقی را تا به ابد در زنجیر نگهداشت؟ نه… نه… چرا؟ زیرا خواست خداست. اراده خلق است. سنت تاریخ و قانون اجتماع است. میعاد خداست؛ میعاد تخلف‌ناپذیر. بله سنت خداست. سیر تاریخ است. بشارت همة انبیا و پیام‌آوران، مصلحین و انقلابیون بزرگ جهانی این است، خلق پیروز می‌شود. آینده تابناک است.
(استادیوم امجدیه تهران – خرداد ۱۳۵۹)

این ریلی که دارین میرین و نفرات دارن میرن چند وقت دیگه روزی میاد که رجوی که خیلی ساله که مژده اومدنش رو میدن که میگفت فقط مریم هم برام بمونه کافیه داریم میرسیم به آن روز انشاءالله

یه حساب دو دوتا چهار تا همه چیز رو مشخص میکنه

مریم رجوی، خیال میکنی که آدمها رو میزاری زیر ماکزیمم فشار عصبی بعد هنوز بمونن برده زر خریدت که نیستن یا غلام حلقه به گوش خودت و اون شوهر گور به گور شدت

بردی نفرات رو به یک جهنم بدتر از اون اشرف خراب شده باز میخوای زیر بیگاری بکشی آدم ها رو

هر چی فکر میکنم که تو و شوهرت و هم دستانتون به خدا اعتقاد دارید یا نه نمونه ای که اثبات کنه شماها خدا رو قبول دارید نمیتونم پیدا کنم

خیال میکنی من و ما گول اون کربلا رفتن و فرش انداختن توی حرم رو میخوریم یا اون دولا راست شدنتون رو میخوریم نه از این خبرا نیست با چشم دیدیم که چطوری مهدی فتحی ها رو زجرکش کردین با چشم دیدیم که اکبر عزیزی ها رو تکه تکه کردین خیال میکنی همه یادشون میره خیال میکنی این که مثلا واسه مسئولینت تره هم خرد نمیکنن از کجا در میاد؟

بالاخره وقتی باد بکاری طوفان درو میکنی. خیال میکنی که نفرات رو از شهر دور کنی که نتونن توی شهر بیان ایزوله شون کنی راحت میشی؟

خیال میکنی که همه چیز تموم میشه؟ چند نفر دیگه رو باید به کشتن بدی که دیگه خون خوردن بستون باشه چقدر؟

اون وقت به خودتون هزار لقب دهن پرکن میدین که کیو گول بزنید؟ تو اونقدر باید دولا راست بشی که شاید اربابانت خوش رقصی تو رو قبول کنن.
ببین بهت نصیحت میکنم دست از سر بچه‌های مردم برداری

اگه برنداری خودت تنها کسی هستی که پشیمون میشه

خفه نکن آدم ها رو با مثلا سوگند جلاله و دست روی قرآن. انگار فقط اونا دست گذاشته اند روی قرآن. انگار که نورچشمی هاتون که الان دارند فقط عکس یادگاری میگیرند دست نگذاشته بودند روی قران.

دست از خرافات بردارین که به افراد می گین فلان میشید بهمان میشید. پسر رحمان مگه دست روی قرآن نگذاشته بود یا خود مصطفی (محمد) رجوی؟ پس آدمها رو با بحثهای تکراری شوهر گور به گور شدت خفه نکن، چون این طناب تا آخر دور گلوی اونا نمیمونه دور گردن خودت و هم دستاتون هم میاد

اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی

***

Elona Gjebrea_Maryam RajaviDokumenti/Bashkëshorti i Elona Gjebreas fshehu dënimin me burg
Maryam Rajavi’s advocate Elona Gjebrea has links with the Albanian Mafia

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32315

آیا صداقت و اعتماد سر درب ورودی سازمان مجاهدین است !!؟؟

 Sadollah_Seyfiسعدالله سیفی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۷:… من با این موضوع تقابل داشتم ومیگفتم که این یک حرف خود ساخته رجوی است که از همان لحظه پشیمان شده بودم ولی راه برگشتی نداشتم . میدانستم که این صداقت ، فدا ، اعتماد وکلمه خود ساخته رجوی برای پیشبرد امیال کثیف خودش است . برای چی این را گفتم ؟ برای اینکه رجوی ودستگاه او هر … 

سعدالله سیفیچند جمله ای بعد از خارج شدنم ازفرقه

لینک به منبع

ایا صداقت و اعتماد سر درب ورودی سازمان مجاهدین است !!؟؟

یک خاطره ای که یادم است که از روزی که من به این سازمان وارد شدم اولین چیزی که به من گفته شد این بود .سر درب ورودی سازمان نوشته شده فدا و صداقت . باید در سازمان به همه دستگاه اعتماد داشت ، تازه اعتماد هم کسب کردنی است که افراد باید خود را صادقانه و با صداقت با سازمان یکی کنند که به همه چیز اعتماد داشته باشند . من با این موضوع تقابل داشتم ومیگفتم که این یک حرف خود ساخته رجوی است که از همان لحظه پشیمان شده بودم ولی راه برگشتی نداشتم . میدانستم که این صداقت ، فدا ، اعتماد وکلمه خود ساخته رجوی برای پیشبرد امیال کثیف خودش است . برای چی این را گفتم ؟ برای اینکه رجوی ودستگاه او هر کاری را کرد باید بدون شکاف آن راپذیرفت وحرفی نداشت. چون سر لوحه ان فدا و صداقت است !! در مقابل آن مثال آن را بزنم مثلا میگفتند باید موقعی که می خواهی بروی پیش یک خواهر مجاهد دونفره باید رفت !! یا اینکه در صف غذا میرفتیم باید یک فاصله یک متری را اگرخواهران می امدند را در صف با انها حفظ میکردیم . در مقابل ولی همینها با آدمهای این قوانین و مقررات را نداشتند وهر کاری و هر نوع می خواستند تنظیم می کردند . در مقابل ما که مجاهد بودیم این برخورد را با ما میکردند وجواب سلام ما را هم نمیدادند . اما بارها وبارها خودم در آلبانی دیدم که همین خواهران فرمانده با آدمهای بیرونی معاشرت دارند . یا در اتوبوس که بودند با آدمهای بیرونی خیلی راحت بودند و مواقعی که مقداری اتوبوس جمعیت داشت می چسبیدند به نفرات بیرونی یا نفرات بیرونی به انها چسبیده بودند .خوب داخل اتوبوس هم معلوم است که نفرات چطور سرپا میایستند بعضی وقت ها از روبرو سینه به سینه بودند …… برای من عجیب بودکه مگر مشکل داریم که با ما اینطور رفتار و برخورد میکنند و تحقیر وتوهین و هزارو یک ضابطه و… گذاشته بودند . از طرفی ما حتی اجازه نداشتیم با آدمهای بیرونی ارتباطی داشته باشیم . اما این زنان هیچ محدودیتی نداشتند . از ان سو درون مناسبات با ما انطور برخورد می کردند . در بیرون طوری دیگرعمل می کنند . اما ما ها که در اتوبوس ویا درمکان خاصی که میرفتیم باید میامدیم خودمان را خالی میکردیم که کنار خانمی بودیم یا از کنارش رد شدیم یا اینکه خانمی رادیدم لحظه شهوت داشتم واگر این کار را نمیکردیم بایدجوابگو بودیم و در نشست ها زیر حمله وهجوم نفرات حزب اللهی تشکیلات. یا اینکه نمیگذاشتند سری بد بیرون برویم وشاید باور نکنید من با تمام افراد که صحبت میکردم اکثریت افرد ناراحت بودند.هدف این کثافت کاریهای سازمان از این مسائل جنسی را نمیدانستند که چرا سازمان با ما این کار را میکند .هیچ جوابی هم سر این موضوع نمیدادنندواین در ذهن آدمها شکل گرفته بودکه اصلا ما انسان نیستیم چون که با ما این کار را میکنند .همه درگیریهای ذهنی افراد این موضوعات بود چون این دور کردن افراد از دنیای بیرون بود واینکه افراد را درقوطی نگه داشته بودند . برای ما عناوینی از قبیل گوهران بی بدیل میدادنند ولی در شکل این نبود . یک اپ سیلون برای ما ارزش انسانی قائل نبودند. اگر ما گوهر بی بدیل بودیم پس باید به ما اعتماد میکردند واگر ما این بودیم پس انسانهایی بودیم که در هر شکل باید ما را آزاد میگذاشتند واینکه میگفتنداینها امتحان خودشان را خوب پس دادند ونیازی نیست که به این شکل اینها را زیر کنترل داشت و از کمین گاه ها یا توسط خبرچین هایشان ما را کنترل کنند .متا سفانه خودشان با این کار به ما نشان دادند که تمام حرفهایی که به ما میزنند فقط برای کلاه گذاشتن سر ما بود وذره ای به هیچ یک از ما اعتماد نداشتند بله سازمانی که دم از دمکراسی میزند با افراد خود به این شکل برخورد میکند وای به حال مردم ایران که اگر دست اینها میفتادند به خدا لحظه نفس کشیدن به مردم ایران را هم نمیدادند.

نفر جدا شده از فرقه تیرانا . البانی

سعدالله سیفی ۲۵/۱۱/۲۰۱۷

*** 

عادل اعظمی سعدالله سیفی آن خدابنده سینگلتون بهمن اعظمیActivities of three MEK survivors in Albania Initial report (aka Mojahedin Khalq, Rajvi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32202

زندان های مخفی فرقه رجوی (+ عقب نشینی زبونانه مریم رجوی در تیرانا)ا 

 Sadollah_Seyfi_Logoسعدالله سیفی، بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هجدهم نوامبر ۲۰۱۷:…  میدانم که فرقه به من بعد از این افشاگری ها مارک های مختلفی میزند. ولی باشد روزی بالاخره مردم خواهند فهمید که ما درست می گفتیم یا فرقه رجوی. همین الان هم مردم با ماهیت این فرقه آشنا هستند. من یک روز در مقر در قرارگاه اشرف در عراق داشتم فوتبال بازی میکردم که یکی از مسئولین مرا صدا کرد و گفت برویم جایی … 

آن خدابنده سینگلتون تیرانا آلبانی نجات یافتگان از فرقه رجویعیب حافظ گومکن واعظ، که رفت از خانقاه / پای آزادی چه بندی؟ گر بجایی رفت، رفت.

زندان های مخفی فرقه رجوی

سعد الله سیفی


لینک به منبع

من سعدالله سیفی هستم که حتما در جریان هستید که کمتر از یک ماه قبل از فرقه رجوی نجات پیدا کردم و اینک می خواهم در خصوص زندان های مخفی فرقه رجوی در قرارگاه اشرف افشاگری نمایم.

موقعی که از فرقه رجوی بیرون آمدم و با دنیای آزاد آشنا شدم و به ماهیت واقعی فرقه بیشتر پی بردم به خودم گفتم که من ۲۵ سال عمر خودم را گذاشتم پس چرا بترسم؟ چرا من هم یکی از آن نفراتی نباشم که ماهیت این فرقه را رسوا می کنند.

میدانم که فرقه به من بعد از این افشاگری ها مارک های مختلفی میزند. ولی باشد روزی بالاخره مردم خواهند فهمید که ما درست می گفتیم یا فرقه رجوی. همین الان هم مردم با ماهیت این فرقه آشنا هستند.

من یک روز در مقر در قرارگاه اشرف در عراق داشتم فوتبال بازی میکردم که یکی از مسئولین مرا صدا کرد و گفت برویم جایی که با من کار دارند. آماده شدم بعد دیدم یک لندکروز آمد من را سوار کردند  و دستهایم را از پشت بستند و چشمبند زدند و شروع به فحاشی کردند و یکی دوبار مرا دور اشرف با چشمان بسته چرخاندند و بعد مرا به ساختمانی بردند.

گرداندن ما به دور قرارگاه اشرف با چشمان بسته برای این بود که ما نفهمیم به کجا می رویم. ولی من متوجه می شدم که داریم دور خودمان می چرخیم. در همین حال بود که من دائم میگفتم مگر چکار کردم که این کار را با من میکنید ولی کسی جواب نمیداد.

مکانی که آنها من را بردند سوله خلوتی بود که زندان شده بود. در هر صورت من را به اتهام نفوذی رژیم ایران گرفته بودند. اولش فکر نمیکردم زندان باشد چون در ذهنم مجاهدین خلق افرادی نبودند که زندان داشته باشند. ولی بعد از اینکه وارد شدم و چند روزی گذشت دیدم نه واقعا آنجا زندان و آنهم از نوع انفرادی است و تمام حرفهایی که قبلا سر اینها شنیده بودم همه از ذهنم میگذشت.

من شروع به اعتراض کردم. دیدم به اعتراض های من رسیدگی نمی کنند. در را شکاندم و بیرون رفتم که یک مرتبه دو نفر به اسمهای نریمان و مختار که همه آنها را میشناسند به جان من افتاده و من را با چوب میزدند و بعد از این موضوع هر روز مرا شکنجه روحی میکردند و با آوردن نفرات مختلف و توهین و تهمت های مختلف من را آزار میدادند.

دیدم اینطور نمی شود. نه محاکمه ای. نه مدرکی. نه تعیین تکلیفی. بعد از یک ماه دست به اعتصاب غذا زدم و دیدم فرقه و نفراتش به هراس افتاده و شروع به آوردن غذا کردند. دیدند من غذا نمی خورم من را بیرون بردند و به زور میخواستند به من غذا بدهند که من قبول نمیکردم و دیدند قبول نمیکنم با ضرب و شتم به جان من افتاده باز میزدند و توهین میکردند.

من مختصر مینویسم ولی بعدها ریز به ریز قضیه زندان را برای عزیزانم تعریف میکنم. بعد من ناچار اعتصابم را شکاندم ولی در سلول انفرادی به مدت شش ماه زندانی بودم. سعی می کردند از من اعتراف دروغ بگیرند که بگویم من مزدور رژیم ایران هستم. بعدها فهمیدم که این کار را با نفرات بسیار زیادی در این مدت در قرارگاه اشرف کرده اند. هر کس سؤال می کرد یا مخالفتی یا اعتراضی داشت همین بلا سرش می آمد.

بعد از این مدت دیدند خبری نیست و من به کاری که نکرده ام اعتراف نمی کنم من را به اتاق دیگری بردند که ده نفر از بچه های زندانی دیگر هم آنجا بودند. آنها با دیدن من همه پیشم آمده و جویای احوالم شدند و به گرمی همدیگر را بغل کردیم. شش ماه در سلول انفرادی شوخی نیست. باید ببینید تا درک کنید. سلول انفرادی آنهم به مدت شش ماه تمام قابل توصیف نیست.

بعد از یکی دو روز بودن بین نفرات فهمیدم که باید تک به تک برویم اعتراف کنیم و کتبا بنویسیم و امضاء کنیم که از طرف دولت ایران آمدیم مسعود و مریم را ترور کنیم. تازه از نفرات فهمیدم علت چیست. گفتند اینها میخواهند از ما که به قول خودشان مسئله دار هستیم مدرکی داشته باشند که ما نتوانیم از سازمان جدا بشویم و اگر هم بشویم و افشاگری کنیم این برگه های ما را رو کنند و بگویند این نفری که افشا گری میکند برای ترور آمده بود که حرفش خریدار نداشته باشد.

بعد از یکی دو روز من را به مکانی بردند که دو نفر در آنجا بودند به نام های حسن محصل و نقی ارانی. با چاپلوسی و خنده و احترام گفتند تو این برگه را امضا  کن که میخواستی از انبار تسلیحات یک کلت بدزدی و مریم و مسعود را ترور کنی که من قبول نکردم.

وقتی دیدند که ما این متن را امضا نمیکنیم یک متن دیگری برای ما آوردند که ما مجبور شدیم این متن را امضا کنیم من را دوباره به اتاقم بردند و باور کنید شبها صداهای زجه و فریادی بود که از اتاق های مجاور میامد که لرزه به اندام ما میانداخت. آنان کسانی بودند که به هیچ عنوان حاضر به امضای چیزی نبودند. بعد از چند روز که متن را امضا کردم من را آزاد کردند ولی تا مدتها من را زیر نظر داشتند. من را هم ترسانده بودند که اگر حرفی به کسی بزنم هر بلایی سرم آمد مسئول خودم هستم. 

این مختصری بودکه میخواستم بگویم ولی  داستانهای زیادی هست. همین شش ماه که بعدها مفصل تر خواهم گفت واقعا دوران سیاهی بود. در هر دادگاهی حاضرم شهادت بدهم که چه به روزگار ما آوردند. حتی وقتی از زندان بیرون آمدم جرات بیان نداشتم. می ترسیدم اگر حرفی بزنند مرا بکشند.

در همین رابطه لازم به ذکر است که خیلی از نفراتی که مانند ما زندانی کردند کاملا ناپدید شدند و دیگر خبری از آنها نبود. کسی هم جرأت نداشت سراغ آنها را بگیرد و اگر هم می گرفت خودش را می بردند و شکنجه می کردند.

امیدوارم که این چند سطری که نوشتم مردم بیشتر با ماهیت این فرقه آشنا بشوند

با تشکر از شما
سعد الله سیفی نجات یافته از فرقه رجوی – آلبانی 

عقب نشینی زبونانه فرقه رجوی

محمد هاشمی (مستعار)
لینک به منبع

همچنان که قبلا اطلاع داده شد، از درون تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی خبر رسید که در جریان پروژه تبلیغی مجاهدین خلق موسوم به “برنامه همیاری”، مریم رجوی دستور جمع آوری تمام وسایل ارتباطی و تمام گوشیها را به این بهانه صادر نمود.

بنا بر اخبار تکمیلی که از درون تشکیلات توسط دوستانمان به ما رسیده است، افرادی که متوجه این فریبکاری مریم رجوی شده بودند دست به اعتراض زده و خیلی از نفرات ناراضی تهدید کردند که اگر گوشیها را برنگردانند جواب مناسب در این خصوص خواهند داد.

از آنجا که سران فرقه شدیدا از بهم ریختگی بیشتر در درون تشکیلات ترس و نگرانی دارند، به نفراتی که معترض بوده اند گوشیهایشان را برگردانده اند. البته ناگفته نماند که این گوشی های موبایل مدل قدیمی است و هیچ کاربرد جدی ندارد و صرفا برای تماس در داخل تیرانا با برد محدود قابل استفاده می باشد.

این عقب نشینی بزدلانه از جانب فرقه رجوی در برابر اعتراضات که امری بدیع و بی سابقه بوده است نشاندهنده این است که فرقه رجوی دیگر مثل گذشته نمیتواند به نفرات بیش از حد فشار بیاورد و علت کوتاه آمدن در این نقطه آن است که نفرات تهدید به خروج کرده اند و فرقه رجوی حاضر است هر آوانسی بدهد تا افراد جدا نشوند یا حداقل جدایی خود را اعلام نکنند.

نتیجه گیری که از این شرایط می شود کرد اینست فرقه رجوی به خوبی درک کرده است که بن بست استراتژیک و به پایان راه رسیده است. این فرقه همچون عراق در زمان صدام حسین از بابت نیروهای خود به صورت سرانه پول می گیرد. نیروی کمتر به معنی پول کمتر است.

به همین دلیل فرقه حاضر است برای حفظ نیرو هر گونه عقب نشینی را بپذیرد و به قول معروف اکنون پیروی استراتژی “از این ستون به آن ستون فرج است” می باشد. در آینده نزدیک شاهد بهم ریختگی بیشتر در تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی خواهیم بود چون افراد به دروغها و شانتاژها و تهدیدات توخالی سران این فرقه پی برده اند و دیگر در برابر فشارها و زورگویی ها کوتاه نمیایند.

محمد هاشمی
جدا شده از تشکیلات فرقه رجوی در آلبانی

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32313

ارزش افراد در سازمان مجاهدین با سابقه های حداقل ۱۵ سال

 بهمن_اعظمیبهمن اعظمی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۷:… چرا ما که سالها در سازمان بودیم وسنی هم گذشته به ما ماهیانه ۸دلار میدادند؟حقوق ماهانه کارگر ساده در همین البانی که یک کشور فقیر است ماهانه ۲۵۰ دلار است . اگر سابقه بیش از ۱۰ سال هم داشته باشد در محلی که کار می کند بالای ۳۰۰ دلار است . در صورتی که ۸دلار برای خریدن ۳ بستنی هم کافی نبود … 

سرپیچی کردم و به خانواده ها سنگ نزدم. خاطراتی از تشکیلات مجاهدین

لینک به منبع

ارزش افراد در سازمان مجاهدین با سابقه های حداقل ۱۵ سال

میخواستم یک موضوعی را در رابطه با ارزش افراد درون سازمان برای شما بگویم . من سه سال در آلبانی بودم تمام نفرات که رها شده اند یا در انجا اسیر هستند این درد من را دارند . ما آدمهایی بودیم که در اسارت این سازمان بودیم وهیچ امکاناتی که درشان یک انسان امروزی یعنی کسی که در قرن بیست ویکم در قرن ارتباطات باشد را ما نداشتیم. بخصوص در سازمانی که ادعا دارد انقلابی ترین و متکاملترین است . حتی از ۳ سال پیش که در آلبانی هستم ونمونه اش که ذهن همه افراد را میگرفت و می گیرد، این بود که چرا ما که سالها در سازمان بودیم وسنی هم گذشته به ما ماهیانه ۸دلار میدادند؟حقوق ماهانه کارگر ساده در همین البانی که یک کشور فقیر است ماهانه ۲۵۰ دلار است . اگر سابقه بیش از ۱۰ سال هم داشته باشد در محلی که کار می کند بالای ۳۰۰ دلار است . در صورتی که ۸دلار برای خریدن ۳ بستی هم کافی نبود حتی اکثر مواقع از ماه هم ۷ روزی میگذشت ولی همین پول را هم واریز نمیکردند . ووقتی که سوال میکردیم چرا این پول را واریز نمیکنید این همه روز از ماه گذشتهاست ؟ خیلی جالب میگفتند که الان سازمان دستش خالی است ! وپولی ندارد که به حساب شما بریزد !!؟؟ این سوال همه افراد بود که اگر پول ندارد این همه وسائل وماشین را سازمان برای چه میخرد ؟ یا اینکه این همه مهمان با هزینه سازمان از کشورهای مختلف میایند؟ یا مسولین بخصوص زنان فرمانده می روند درفروشگاه های شیک و گران خرید های انچنانی میکنند، که ما ها فقط پشت ویترین می توانستیم ان وسائل را نگاه کنیم . ولی به ما که میرسد میگویدپول نداریم انهم ۸ دلار !! بخدا این سوال همه نفرات بود ومثالهای دیگر که اکثر افراد میزدند .سناتور مک کین که به اینجا میاید صدها هزار دلار خرج میکنند، یاددیگر سناتور یا شخصیت های کرایه شده و حتی مقامات کرایه شده البانیائی دیگران ولی به ما که میرسد میگویند که نداریم.ً ولی میدیدم که خواهران رده بالا از فروشگاههاییبیرون می امدند که خیلی معروف بود .که فقط آدمهای با کلاس وپولدار؟! به آنجا رفت وآمد دارند .خواهرانی را که میدیدم که با ساکهای پر بیرون می امدند .مگر میشد که با ۸ دلار این همه جنس خرید؟ ما خودمان را میکشتیم ۳ تا بستنی هم نمیتوانستیم بخریم ولی اینها با ماهانه صدها دلار هم خریدن جنس راضی نمیشدند. ولی این پول آنها از کجا میامد ؟ خدا میدانست دیگر طوری شده بود . کار به جائی رسیده بود که خودشان هم دیگر رویشان نمیشد که بگویند که پول ندارد . چون خرجهایی را که سازمان در آلبانی میکرد در حد دولت یک دولت بود . خرید ماشین انواع مختلف تمام نو ، ساختمان ، مهمانی های انچنانی بخصوص که سناتور ها یا شخصیت های کرایه شده از امریکا و اروپا به البانی می اوردند . این خرجها را بکندو به اعضای نگون بخت که می رسید میگفتند که نداریم . بله این جامعه بی طبقه توحیدی سازمان بود که افراد پایین ماهی ۸ دلار بود . اما پول وامکانات دیگر برای افراد خاص که تمام اوامر ملکه مریم را اجرا میکردند بخصوص برای زنان فرمانده و سران تشکیلات که در البانی بودند .بله این نمونه مثالها مشتی از خوار بود که خواستم بگویم سازمانی که خرجهای کلان میکرد به ما که میرسید با دروغ وکلک به ما به اندازه یک انسان توجه نداشتند خودتان قضاوت کنید که من که بعد از ۲۵ سال مبارزه حق حتی داشتن یک مقدار ناچیز پول را در جیب خود نداشتم وباید همیشه بیرون میرفتم حسرت خوردن یک غذا یا یک بستنی که دست همه بچه ها کوچک بود را من در رویا میدیدم ویا همه افراد جز تعداد کثیری افراد که دور وبر ملکه مریم بودند .

نفر جدا شده از فرقه ، تیرانا آلبانی . 
بهمن اعظمی ۲۵/۱۱/۲۰۱۷

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32248

خاطره فرار بهمن اعظمی از فرقه رجوی در البانی 

بهمن_اعظمیبهمن اعظمی، فریاد آزادی، بیستم نوامبر ۲۰۱۷:… یک روز کارم طوری بود که باید بالای دیوار یکی از پایگاه های فرقه به نام رشید کار میکردم حین کار صدایی شنیدم صدای پسر بچه ای بود که در خیابان بازی میکرد ومن که خیلی وقت بود که این لحظه ها را ندیده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه کردن بازی بچه ها بودم که درخیابان روبرو بود واز بازی بچه ها لذت میبردم که حواسم نبود که … 

رجوی نفرات را در لیبرتی به قصد به کشتن دادنگوئید کشته شدند ؛ بگوئید رجوی به کشتن داد !

لینک به منبع

خاطره فرار بهمن اعظمی از فرقه رجوی در البانی

یک روز کارم طوری بود که باید بالابهمن اعظمیی دیوار یکی از پایگاه های فرقه به نام رشید کار میکردم حین کار صدایی شنیدم صدای پسر بچه ای بود که در خیابان بازی میکرد ومن که خیلی وقت بود که این لحظه ها را ندیده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه کردن بازی بچه ها بودم که درخیابان روبرو بود واز بازی بچه ها لذت میبردم که حواسم نبود که مسئول ما که زنی بود پشت سر من وایساده ومن را یواشکی نگاه میکند ومن را زیر نظر داشت یک لحظه دیدم صدای این زن فرمانده بلند شد من که بالای دیوار بودم وارتفاع آن بالای سه متر بود برگشت با دریدگی به من گفت حواست هست که زنانی که از خیابان رد میشوند طور را با خود نبرند یعنی ذهنی من هم مثل این بودکه انگار قتلی انجام داده بودم انگار آب سردی روی من ریخته شد احساس تنفر شدیدی به این مسئول زن کردم وبا خود گفتم خدای چقدر اینها ذهنشان آلوده است فکر میکنند که ما هر کجا را که نگاه میکنیم به زنهای آلبانی نگاه میکنیم . من یک عمر که نزدیک به ۲۵ سال در این دستگاه فرقه بودم هنوز نسبت به من بی اعتمادی کامل بود با خود گفتم گناه من چه هست که حتی نمیتوانم بازی چند بچه را نگاه کنم این همه عمر خود را در این دستگاه تلف کردم بعد از این موضوع بود که بیشتر از این تشکیلات وفرقه فاصله گرفتم من کلا با این دستگاه از اولش هم مخالف بودم ولی بعد از این قضیه تنفرم نسبت به این   فرقه بیشتر شد با خود راه میرفتم وبه خود میگفتم که به چه امیدی به این خراب شده پا گذاشتم ۲۵ سال سر ما را شیره مالیدند نمیدانم چرا بعد از این حرکت ذهنم درگیر شد انگار خدا خواست که این اتفاق بیفتد که من بیشتر فکر کنم نمیدانم به خودم میگفتم که خدایا اینها با ما که این کار را میکنند فردا که اصلا امکان ندارد حال یک درصد هم بگوییم به ایران برسند با مردم ایرا ن چکار میکنند بعد فهمیدم که من هم عضو این سازمان هستم واحساس شرمندگی نسبت به مردم ایران کردم که فردا خودم هم باید جوابگو میبودم این فرقه ظا هرش خیلی خوب وفریبنده است من که ۲۵ سال عمرم را گذاشتم میگویم هر کسی این فرقه را از بیرون تماشا کند میگوید چه آدمهای نازی وچه آدمهای انقلابی که برای مردم ایران چه کارهایی میکنند وتمام عمر خود را صرف این کار کرده اند ولی خبر از داخل وباطن این فرقه ندارد باطن وداخلش را من مقداری توضیح میدهم در داخل فرقه کسی جرات ندارد به بالای خود انتقادی کند وکارهای سنگین مال ما بود وغذاهای خوب برای بالا بود موبایل خوب برای بالا بود پوشاک خوب برای بالا بود بالا که میگویم یعنی فرمانده هان بالا پول در جیب آنها بود در صورتی که ما فقط ۸ دلار در ماه میگرفتیم که میشد سه تا بستنی خرید ولی میرفتی فروشگاه هایی که فقط میلیونرها ی شهر میرفتند مسئولین هم به آنجا زیاد میرفتند مکان کامپیوتر اینترنت ووو که اگر بخواهم بگویم باید کتابها نوشت فقط نوکی به باطن زدم بعد از این قضیه شب که خوابیده بودم لحظات صبح از ذهنم میگذشت ویکهو مغزم در جایی ایستاد که گفت باید بروی یک دفعه به خودم گفتم نمیتوانم من عمرم را در این دستگاه گذاشتم بعد از ۲۵ سال کجا بروم نه پولی نه امکاناتی دریک کشور غریب خیلی از نفرات که با آنها صحبت میکردم مثل من بودند وخیلی از آنها میگفتند که ما پیر شده ایم اگر سن مان مقداری پایین تر بود لحظه ای در این فرقه آلوده مریم قجر نمی ماندیم نفراتی هم بودند که مثل من ترس داشتند ونفراتی هم بودند که گیر خانواده شان بودند چون یا خواهری داشتند یا مادر یا پدری ولی خدا را شکر من هیچ کدام از این مشکلات را نداشتم فقط ترس داشتم چون فرقه در نشستهای مستمر همش اعلام میکرد که کسی که از اینجابرود یا معتاد میشود یا توسط بانده های مافیایی گیر میفتندیا پولی ندارند واز گرسنگی میمیرند وپول را هم که ما میدهیم از این به بعد کسانی که بخواهند بروند اول باید یک ماه به قرنطینه بروند بعد هم پولی به آنها تعلق نمیگیرد وکمیساریا هم به کسی کمک نمیکند این حرفها بود که ترس رادر درون ما آورده بود ولی به خودم آمدم گفتم یا میمیرم یا میروم آدم یکبار در بیرون میمیرد ولی ما ۲۵ سال هر روز در این سازمان میمردیم وزنده میشدیم باور کنید که چه عذابهایی بود که ما نکشیدیم الان که بیرون آمدم باور نمیکنم که من توانسته ام ۲۵ سال از این کارها کنم بله این را میگفتم که تصمیم گرفتم که فرار کنم این شد که در یک شب که شاید یک ماه پیش میشد موقعی که کسی نبود از این فرقه رها پیدا کردم باور کنید موقعی که بیرون آمدم احساسی داشتم که تازه متولد شده ام احساس داشتم که خودم هستم هویت دارم میتوانم هر کجا که خواستم بروم کسی مرا دعوا نمیکند کسی به من توهین نمیکند شب که فرار کردم توسط بعضی از دوستان که جدا شده بودند کمک کردند که من یکی دو شبی در خانه آنها باشم این را بگویم که فرقه راست میگفت هر کسی که فرار کند پولی تعلق نمیگیرد به من که الان یک ماه است بیرون آمده ام پولی نداده اند میگویند که فرار کرده ای به کسی که فرار میکند پول نمیدهیم من میگفتم که اگر فرار نمیکردم که شما من را آزاد نمیکردید این چه مزخرفاتی است که برای خود می بافید بله ولی با اینکه پولی نمیگیرم دوستانی دارم که به من کمک میکنند دوستانی دارم که شرافتشان را از دست نداده اند ولی باز این را میگویم از این کاری که کردم هزار بار خدا را شکر میکنم که میگویم در عمرم تنها تصمیمی بود که اشتباه نکردم اگر الان فرقه به من بگوید بیا هرچه میخواهی به تو میدهیم وهر کاری خواستی انجام بده والله از این تصمیم که گرفتم بر نمیگردم بدترین تصمیم زندگی من این بود که به این فرقه آمدم وبهترین تصمیم زندگی من هم این بودکه از این فرقه جهنمی فرار کردم این خاطره لحظه فرار من بود که چطور با دیدن بازی بچه ها وبی احترامی آن زنک فرمانده در ذهنم جرقه زد ولی خاطرات زیادی دارم که انشالله آنها را خواهم نوشت تا مردم خوب کشورم بدانند این فرقه چگونه فرقه ای است قول این ظاهر را نخورند بهترین شاهد ما نفرات جدا شده هستیم که ۲۵ سال عمر خود رادر این سازمان گذاشتیم که میتوانیم هویت این سازمان جهنمی را به مردم خوب کشورم چه در داخل وچه در خارج برسانم امیدوارم که از صحبتهای من خسته نشده باشیداز همه شما متشکرم .

نفر نجات یافته از فرقه تیرانا آلبانی ، بهمن اعظمی ۱۹/۱۱/۲۰۱۷

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32087

مصاحبه با بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (+ حرفی که بعد از سالیان پس گرفته شد)ا 

Bahman_Azamiبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۷:…  مصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی که به تازگی از فرقه رجوی فرار کرده و نجات یافته است به صورت خلاصه با ویراستاری در زیر از نظرتان می گذرد: من بهمن اعظمی  متولد ۱۳۴۸ در کرمانشاه  هستم. بخاطر فقر و بدبختیهایی که میدیدم و این در من سنگینی میکرد و نمیتوانستم بی تفاوت باشم برای درآمد و زندگی بهتر به ترکیه رفتم … 

آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی آقایان بهمن اعظمی و سعدالله سیفی به همراه آقای عادل اعظمی تیرانا، آلبانی
(کفشهایم کو؟ چه کسی گفت سهراب؟ آشنا بود صدا، مثل هوا با تن برگ)

مصاحبه با بهمن اعظمی، نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی
لینک به منبع

بهمن اعظمیمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با آقای بهمن اعظمی که به تازگی از فرقه رجوی فرار کرده و نجات یافته است به صورت خلاصه با ویراستاری در زیر از نظرتان می گذرد:

من بهمن اعظمی  متولد ۱۳۴۸ در کرمانشاه  هستم. بخاطر فقر و بدبختیهایی که میدیدم و این در من سنگینی میکرد و نمیتوانستم بی تفاوت باشم برای درآمد و زندگی بهتر به ترکیه رفتم. من یک ارتباطی با فردی از سازمان مجاهدین خلق در ترکیه پیدا کردم و با او آشنا شدم و او مرا با وعده و وعید به عراق برد و سپس ناخواسته گرفتار سازمان شدم.

در آنجا دیدم که تمامی وعده ها فریب بود و آن چیزهایی که سازمان به ما میگفت تماما دروغ بود و من از همان ابتدا میخواستم جدا بشوم ولی امکان آن نبود و در واقع مرا ترساندند. تا وقتی که در عراق بودم جرأت فرار و جداشدن نداشتم. وقتی که به آلبانی آمدم بعد از مدتی متوجه شدم که دیگر این امکان براحتی وجود دارد تا بتوانم فرار کنم.

تکرار می کنم که سازمان مجاهدین خلق آن چیزی که میگوید نیست و ۱۸۰ درجه با آن فرق می کند و حیف که دیر به این نتیجه رسیدم که راه فرار وجود دارد.  من  در سال ۱۳۷۰ وارد سازمان شدم و کمتر از یک ماه پیش در سال ۱۳۹۶ فرار کردم و خودم را به کمیساریا رساندم. یعنی ۲۶ سال از بهترین سالهای زندگی ام را به صورت شبانه روزی اسیر فرقه رجوی بودم.

شرایط فرقه الان در آلبانی حقیقتا اسفبار است. دلیلی که قابل مشاهده است اینست که مریم رجوی مدام می آید و نشست میگذارد و التماس می کند تا بچه ها جدا نشوند. اما وضع خیلی از این خراب تر است که مریم رجوی بتواند کاری انجام دهد. همه در درون تشکیلات مأیوس و دلسرد هستند و امیدی برای سرنگونی ندارند و آلبانی را پایان راه می دانند.

علت اینکه بعضی از نفرات بیرون  نمیایند اینست که عمری در سازمان سپری کرده اند و تغییر در زندگی برایشان سخت است و علنا می گویند چند سال آخر عمرشان را هم مثل گذشته طی می کنند تا از این دنیا بروند.

سازمان مجاهدین خلق حداقل در این ۱۰ سال گذشته هیچ جذب نیرویی نداشته است در حالیکه درصد بالایی از این فرقه جدا شده اند. الان در آلبانی یک سیاق ثابت شده که هر هفته جداشده داشته باشیم و بعضا ۲ الی ۳ نفر در یک هفته جدا می شوند.

آنچه مشاهده می شود اینست که سازمان فقط تلاش می کند تا نیروهایش بمانند و جدا نشوند و خط و برنامه دیگری ندارد. اینهم بخاطر اینست که همه سازمان مجاهدین خلق را با نفراتش میشناسند و اگر نیرویی نباشد و اگر هواداری وجود نداشته باشد پولی هم به سازمان داده نمی شود. مریم رجوی بخاطر وجود همین نیروها است که توانسته خودش را مطرح کند و اگر همین نیروها نباشند در کل سازمان هم تمام شده است و مریم رجوی هم باید مانند شوهرش گورش را گم کند.

به نظر من مسعود رجوی ملعون مرده است و دیگر وجود ندارد. اینرا همه در تشکیلات می گویند و با هم صحبت میکنند ولی مخفیانه این کار را انجام می دهند چون هیچکس جرات این  را ندارد که به صورت علنی اسم او را بیاورد یا سر او صحبت کند و اگر این کار را بکند باید جوابگو باشد چون این مرز سرخ سازمان است و مؤاخذه می شود و انواع تهمت ها نثارش می گردد، ولی اکثر نیروها در بین خودشان می پرسند که مسعود رجوی کجاست؟ چرا پیام علنی با صدا و تصویر خودش نمیدهد؟ در صورتی که آلبانی به مراتب امن تر از عراق است.

در پیامی که معلوم نیست مال خود رجوی بود یا نه، ولی بهرحال به اسم او داده شد، گفته شد امثال سال سرنگونی است. دلیل آوردند که امسال آمریکا به ایران حمله میکند و سازمان تنها آلترناتیو ایران است. به نیروها گفتند صبر کنید یک سال دیگر همه چیز تعیین تکلیف میشود  وبا خوشی و شادی به ایران میرویم و شما هم افسران ارتش آزادی بخش هستید که باید جوانان را سمت و سو بدهید و سازماندهی کنید. واقعا افراد را با خیالات واهی در هپروت نگاه داشته اند.

این سازمان مثال بزنم مثل آفتاب پرست میماند که مدام رنگ عوض می کند. این سازمان در درون یک چیز است و در بیرون یک چهره دیگر دارد. خود نفرات در درون تشکیلات می دانند که تمام حرفهایی که مجاهدین خلق میزدند پوچ و توخالی است. آنها از آمدن نفراتی مثل مک کین و دیگر جنگ طلبان آمریکایی که میلیونها دلار خرج آنها می شود ناراضی هستند. علنا می گویند که چرا برای این آدمهای شرور و جانی فرش قرمز پهن میکنیم ولی برای ده دلار هزینه ضروری به نفرات می گوئید پول نداریم.

هیج کدام از نفرات در درون تشکیلات از وضعیت موجود راضی نیستند اما راه نجاتی نمی یابند. خانواده ها در بین آنها نیستند و حرفهای افراد در درون محفل ها را نشنیده اند ولی حتی اگر به شکل و قیاقه آنها که در خود فرو رفته و گرفته هستند نگاه کنند معلوم است که در ذهنشان چه می گذرد. تعداد زیادی از نجات یافتگان زن هستند که فرار برای زن ها به مراتب مشکل تر است چون مراقبت آنان خیلی بیشتر است. این زنان به زنان دیگر انگیزه داده اند تا خود را نجات دهند. در عراق امکان فرار زنان وجود نداشت.

شرایط جداشدگان در بیرون از تشکیلات خیلی سخت است اما هرگز راضی نمی شوند به شرایط قبل برگردند. همگی می گویند که احساس می کنند که تازه از غار بیرون آمده اند و برای اولین بار طعم آزادی را می چشند. از این بابت که پا به دنیای آزاد گذاشته اند خیلی راضی هستند و تمامی سختی های آنرا به جان می خرند. افراد از بابت مسائل مالی و معیشتی به شدت تحت فشار قرار دارند چون پول آنها را فرقه رجوی میدهد و به هر بهانه ای پول را قطع میکند. نمونه اش خود من که بی جهت مارک خائن زدند و اینکه مزدور ایران هستم و پولم را قطع کردند در حالیکه تا آن زمان با هیچکس ارتباط نگرفته بودم. من ابتدا قصد افشاگری نداشتم اما دیدم که با من که عمری را با آنها سپری کردم چه رفتاری کردند و چگونه مرا غریب و تنها و بی پول رها کردند. لذا تصمیم گرفتم ماهیت این فرقه را برای همه روشن کنم و تا جایی که بتوانم این کار را خواهم کرد و به همه نشان خواهم داد که مسعود رجوی کذاب و دجال است و فرقه اش اسارتگاه می باشد.

پیام من به تمامی دوستانم در درون تشکیلات، که بی اندازه دوستشان دارم و جز آنها کسی را ندارم، این است که درست است که در بیرون مسائل و مشکلات مالی هست ولی موضوع اصلی همان کلمه مقدس آزادی است. خانواده های شما در انتظار شما هستند و همین پشتوانه ای برای خود شما خواهد بود. نمونه اش اینست که من پولی از سازمان نمی گیرم ولی کمیساریا کمک مختصری میکند و دیگر نجات یافتگان همه جوره هوایم را دارند. من این دنیای آزاد را با بهترین امکانات مجاهدین خلق عوض نمیکنم چون نوکر خودم و ارباب خودم هستم و تصمیم گیرنده خودم هستم. ای کسانی که اسیر در فرقه رجوی هستید، بدانید که در آلبانی با آزادی تنها یک قدم فاصله دارید.

من از بنیاد خانواده سحر و تلاش هایی که میکند هم تشکر میکنم. همچنین از سایت سحر که این فرصت را به من داد، تا بتوانم حرفهای خودم که سالیان سال در خودم نگه داشته بودم را به خانواده های عزیزم برسانم، ممنونم. 

حرفی که بعد از سالیان پس گرفته شد

اکبر حسنی (مستعار)
لینک به منبع

تمام کسانی که اسیر چنگال رجوی بودند یا اسیر طرز فکر اون هستند یا از نزدیک یا از طریق تلویزیون یا اینترنت نشستهای معروف به چهار خرداد رو دیدند در جریان هستند که رجوی سالیان سال مدام میگفت که بهترین کار همون بود که محمد حنیف نژاد و افراد دیگر کردند که با خون خود راه را باز کردند.

الان میخواهیم با هم به لیبرتی بریم جایی که رجوی این حرف را کلا پس گرفت و درست عکس آنرا گفت چون آن زمان منافعش آنطور اقتضا میکرد.

بحث جابجایی به آلبانی بود. طبق معمول مسعود رجوی در نشست صوتی مغزشویی میکرد و دست آخر گفت که “اگر روز چهار خرداد درک و شعور امروز رو داشتیم، اگر شده تمام مرکزیت اعدام میشدند، ولی حنیف نژاد و سعید محسن و بدیع زادگان نباید اعدام میشدند. اگر اون روز بحث ۳۱۳ تن رو درک میکردیم، نباید این اتفاق میافتاد و شاید تاریخ جور دیگری رغم میخورد.”

توجه کنید این حرف قبل از همه اذعان به بی لیاقتی خودشه به طوری که همه گفتند چطور پس تا دیروز یک چیز دیگه میگفت. البته هدف رجوی از بکار بردن این بیان اون نتیجه‌ای نبود که نفرات گرفتند. اون میخواست نتیجه گیری خودش رو بکنه که جماعت ماشاءالله میکروفن همگی ریختند پای میکروفون تا رحمان و احمد واقف و مژگان پارسایی و نورچشمی ها و باقی هم پالکی های رجوی بتونن جون سالم بدر ببرند.

گرچه خیلی قبل تر فهیمه اروانی رو فرستاد که گفت “ببینید من میدونم که شماها در خصوص بحث ۳۱۳ تن بی شکاف هستید. پس اینقدر نامه و پیغام ندید که ما میخواهیم جزو ۳۱۳ تن باشیم. دست تشکیلات رو باز بزارید تا تصمیم گیری کنه.” البته نفرات میگفتند حرف مفت میزنه کیه که ندونه سری آخر که در لیبرتی بمونن همون بلایی که سر نفرات اشرف اومد سر اینها هم میاد.

خوب پس معلوم شد هیچ کدام از نفراتی که با رجوی سالیان سال توی یک آخور بودند حاضر نبودن تو لیبرتی بمونن و کشته بشن. روزایی رو یادمه که مثلا به نفر میگفتن سری بعدی تو میری. فرد از یک طرف نیشش تا بنا گوش باز می شد ولی از طرف دیگه مثلا انگار دوست نداره بره.

بعد کیا موندن؟ اونایی که به قول خودشون حلقه ضعیف بودن، یا میگفتن آجر لق هستند یعنی که بدرد اون سیستم نمیخورن. البته مسعود رجوی که توی یک نشست این حرف رو نزد. حرفای اینطوری رو همیشه مینداخت توی یک ماه رمضان که کلا یک ماه مغزشویی می کرد که نباید مسئولین کشته بشن و باید بمونن و بقیه کشته بشن.

دقیقا با گوشهای خودم شنیدم که گفت نباید مژگان؛ رحمان یا احمد واقف کشته بشن. اینها سرمایه های فردا هستند. طوری حرف می زد که انگار خبریه. انگار برایش کارت دعوت فرستادن که بفرمایید خواهش میکنیم سوار گرده مردم ایران بشوید. خود ملعونش هم خوب میدونست که آلبانی ته خطه، دیگه نه راه پس داره نه راه پیش. اگر به دل اون بود حاضر بود همه توی لیبرتی کشته بشن، ولی زور دولت عراق و جامعه جهانی بیشتر بود. بعد یک سری رو گذاشت گوشت دم توپ و گلوله که قرار بود همان سناریوی اشرف پیاده بشه و بعد هم فرقه بشینه اشک تمساح بریزه و مریم رجوی گریه کنه. گرچه مثل اینکه دکتر جراحش بهش گفته که اشک ریختن برای جراحی چندین باره صورتت ضرر داره اونم فقط در حد اینکه دستمال کاغذی بیاره جلوی چشماش که انگار داره گریه میکنه ژست می گیره. سناریوی اصلی اشک تمساح مال خود رجوی ملعونه ولی چون خود گور به گور شدش معلوم نیست کجاست این مسئولیت به عهده مریم گذاشته شده.

خلاصه کلام اینکه یک سری از نفرات توی لیبرتی قرار شد بمونن که دقیقا یادم نیست چند نفر بودند مسعود رجوی یک ماه تمام مغزشویی کرد که بخواد کشته شدن نزدیک به ۲۰۰ نفر رو تئوریزه کنه که شکر خدا نتونست به این حدف شومش برسه.

ولی قابل توجه این بود که گفت اگر چهار خرداد موسسان سازمان مجاهدین خلق کشته نمیشدن تاریخ جور دیگری رغم میخورد. این یک اعتراف صریح به بی لیاقتی خودش بود و تا آن زمان هیچ وقت نگفته بود. ولی واقعیت اینست که اگر رجوی در زندان شاه زنده نمونده بود این همه خون ریخته نمیشد.

ولی روزی تمام این خونها دودمان پوسیده فرقه رجوی رو از بنیان میکنه و همه اسرا رو آزاد می کنه و به خانواده هاشون بر میگردونه. به امید اون روز

اکبر حسنی اسیر آزاد شده فرقه رجوی

توضیح: در کتاب های مربوط به امام زمان (عج) نوشته شده که هنگام ظهور آن حضرت، ۳۱۳ نفر یاران مخصوصش به او می پیوندند. مسعود رجوی که خود را در این مقام معرفی می کند بحثی در این خصوص داشت و آنرا به گونه ای تحلیل می کرد که ادعایش را به کرسی بنشاند. او افراد را تشویق می کرد که جزو آن نفرات باشند یعنی در عراق بمانند و کشته شوند.

(پایان)

*** 

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)

https://youtu.be/WYEGkiTvyJc

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)

https://youtu.be/9tWjpDHPktE

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32035

فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)ا 

Adel_Azami_Bahman_Azami_Saadallah_Seyfi_1

بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، هشتم نوامبر ۲۰۱۷:… دو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی به نام های بهمن اعظمی و سعدالله سیفی که اخیرا فرار کرده اند، همراه با عادل اعظمی که از انگلستان به آنان پیوسته بود، هر سه از اهالی کرمانشاه، در طی یک سلسله فعالیت های افشاگرانه در تیرانا به اقدامات زیر دست زدند: – دو مصاحبه جداگانه با رسانه گزتا ایمپکت – یک … 

لینک به منبع

فعالیت های سه نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی (گزارش اولیه)

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

دو نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی به نام های بهمن اعظمی و سعدالله سیفی که اخیرا فرار کرده اند، همراه با عادل اعظمی که از انگلستان به آنان پیوسته بود، هر سه از اهالی کرمانشاه، در طی یک سلسله فعالیت های افشاگرانه در تیرانا به اقدامات زیر دست زدند:

– دو مصاحبه جداگانه با رسانه گزتا ایمپکت
– یک مصاحبه تلویزیونی
– دو ملاقات با کمیساریا و رمسا
– دعوت از کمیساریا و رمسا برای بازدید از هتل محل اقامت نجات یافتگان از فرقه رجوی و همراهی با آنان در این بازدید
– دو ملاقات با وزارت کشور آلبانی
– ملاقات با سفارت آمریکا در آلبانی
– ملاقات و ارتباط با اصحاب رسانه ها و ارگان های غیر دولتی در آلبانی

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

افراد یاد شده در تمامی مصاحبه ها و دیدارها موارد زیر را مطرح نمودند:

– شرح مشکلات اروپا با آلبانی و نگرانی های مطرح شده در این خصوص شامل حضور یک فرقه تروریستی در خاک این کشور
– حفاظت از جداشدگان در آلبانی و تأمین آنان توسط دولت این کشور
– معرفی بنیاد خانواده سحر در تیرانا به دولت آلبانی و سفارت آمریکا و ملل متحد به عنوان راه حل مشکلات موجود
– ابراز نگرانی از بابت قرارداد مخفی بین مجاهدین خلق و برخی طرف های سیاسی که ظاهرا نوعی برده داری نوین را تضمین می کند. چرا مفاد این قرارداد که در ژنو امضا شده و مدام به آن اشاره میشود باید سری باشد؟
– طرح نیاز به رسیدگی های حداقل به افراد جداشده (حتی در حد یک زندانی)، مثلا دادن سرپناه، رسیدگی های صنفی و درمانی، ترتیب دادن ملاقات با خانواده و … تا افراد مجبور نباشند مجددا به درون فرقه برگردند یا احیانا ترس از جداشدن داشته باشند.

عادل اعظمی بهمن اعظمی سعدالله سیفی نجات یافتگان از فرقه رجوی مجاهدین خلق

در این ملاقات ها که همراه با نماینده بنیاد خانواده سحر انجام شد از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده از طرف های مقابل خواسته شد تا توافق های انجام شده بین خودشان را روشن سازند و از هر گونه اقدام غیرقانونی و ضد انسانی پرهیز نمایند و همچنین جلوی خانواده ها و دوستان اسرا را نگیرند و اجازه دهند تا به کمک عزیزانشان بیایند.

نماینده بنیاد خانواده سحر تأکید نمود که در حال حاضر در آلبانی مقامات مسئول نه کمک می کنند و نه حتی اجازه کمک می  دهند تا خانواده ها خود به کمک عزیزانشان اقدام نمایند.

مسئولین در همه موارد قول همکاری دادند و مطرح نمودند که خودشان هم می دانند که روند فعلی اشتباه است و نیاز به بازنگری دارد. آنان گفتند که منتظر ارتباطات بعدی و اقدامات مشترک با بنیاد خانواده سحر به نمایندگی از خانواده ها هستند.

در ملاقات ها این نگرانی ابراز گردید که آمریکا و آلبانی تا جایی که به نمایندگان پارلمان اروپا اطلاع داده شده بود قرار بود این گروه را به تدریج منحل نموده و نفرات را به زندگی عادی باز گردانند، اما تا جایی که مشاهده می شود نه تنها این کار صورت نگرفته بلکه کوچکترین قدمی هم در این رابطه برداشته نشده و این امر موجب نگرانی کشورهای اروپایی خصوصا اتحادیه اروپا گردیده است. این نگرانی در اروپا رو به رشد است که یک فرقه تروریستی از مرزهای ایران دور شده و با حفظ تشکیلات فرقه ای و تروریستی به داخل خاک اروپا منتقل شده است.

طرف های مربوطه گفتند که در جریان نگرانی فزاینده نمایندگان پارلمان اروپا در خصوص حضور فرقه رجوی در داخل خاک اروپا هستند و می دانند که نگرانی از بابت امنیت اروپا در میان آنان جدی است و این از مسائلی است که اگر به صورت مطلوب حل نشود مانع ورود آلبانی به اتحادیه اروپا خواهد گردید.

در خصوص جداشدگانی که به صورت غیرقانونی از آلبانی خارج شده و هم اکنون به مشکلی برای دستگاه های امنیتی کشورهای مجاور بدل گشته است نیز صحبت شد. از بنیاد خانواده سحر خواسته شد تا به نجات یافتگان توصیه شود به هیچ عنوان اقدام به خروج غیرقانونی از آلبانی نکنند چرا که مسائل را به مراتب پیچیده تر خواهد کرد. جداشدگان بهتر است تلاش کنند تا مسائل خود را از طرق قانونی در داخل خاک آلبانی حل نمایند. 

لینک به برخی انعکاسات در رسانه های آلبانی در این رابطه:

IMPAKT 98: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 2)
Anne Singelton – Khodabandeh an ex-Iranian mojahedin gives the testimonies of three ex- mojahedins (Mojahedin Khalq:

http://www.tematv.al/2017/11/06/ekskluzive-tortura-n-kampin-e-muxhahedin-ve-n-tiran-flasin-dy-t-arratisur-video

Ekskluzive/ Tortura në kampin e muxhahedinëve në Tiranë, flasin dy të arratisur (VIDEO)
Dy prej muxhahedinëve iranianë që janë arratisur nga pallatet e Yzberishtit ku ndodhen

IMPAKT 97: Xhihad 2.0? Cfare duan xhihadistet iraniane ne Shqiperi? (pjesa 1) – Gazeta Impakt
Anne Singelton – Khodabandeh nje ish-moxhahedine iraniane diskuton me Dr. Olsi Jazexhi

IMPAKT 97: Jihad 2.0? What are the Iranian Jihadis (MKO, Rajavi cult) doing in Albania? (part 1)
Anne Singelton – Khodabandeh an ex-Iranian mojahedin discusses with Dr. Olsi Jazexhi the presence of the Iranian mojahedin

اطلاعیه کانال تلویزیونی که اعلام نموده مصاحبه با سه نفر در آینده پخش میشود:

http://www.tematv.al/2017/11/06/ekskluzive-tortura-n-kampin-e-muxhahedin-ve-n-tiran-flasin-dy-t-arratisur-video

Ekskluzive/ Tortura në kampin e muxhahedinëve në Tiranë, flasin dy të arratisur (VIDEO)
Dy prej muxhahedinëve iranianë që janë arratisur nga pallatet e Yzberishtit ku ndodhen mijëra të the

(پایان)

***

مریم رجوی مجاهدین خلق صدام حسین تروریسم تیرانا آلبانیMEK’s Maryam Rajavi blackmails Albania to become the new ‘Saddam regime’ for them

تولدی دوباره ـ رئوف فرامرزی (ویدئو)

https://youtu.be/0zrJEbiCFvc

جواهر گمشده (ویدئو)

https://youtu.be/Iv roZF9UuWM

کمپ بدنان اشرف تعطیل شداین مسیر رجوی به بدتر ازناکجا آباد منتهی شد!

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، برده داری مریم رجوی را ستایش می کند

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

DURRES – MUXHAHEDINET IRANIANE MEK

https://youtu.be/QMF6vf417vI

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدیناز بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدین (کیهان لندن)

اعتصاب غذا مریم رجویگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

همچنین:

  •  eu-iranخبرگزاری تسنیم، تهران، بیست و ششم نوامبر 2017:…  وی افزود: ایران خود قربانی تروریست بوده و هست، در همین زمینه سران کشورمان با ترورهایی که توسط منافقین انجام شده به شهادت رسیدند، برخی منافقین که اکنون در برخی از کشورهای اروپایی هستند جزء تروریست های بسیار خطرناک اند و انتظار ما این است که اروپا در رابطه

  • Tirana_Albania_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Trapped_Hostagesبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم نوامبر 2017:…  چند روز پیش اتفاقی گذرم خورد به نزدیک مقر اسیران در بند فرقه رجوی در تیرانا واااااااای خداااااا کاش نمیرفتم اون سمت. خدا رو شکر که شما اون نگاه ها رو ندیدید، هزار و چند حرف داشت. یکیش این بود: “هل من ناصر ینصرنی؟”. تمام 

  •  Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، بیست و ششم نوامبر 2017:…  اگر شرایط عراق و جنگ اجازه زن و زندگی را نمی داد البانی و خاک اروپا تابع چه فاکتوری است؟ اگر آن طلاقها به خاطر مبارزه بود الآن در آلبانی به ما بفرمایید کدام مبارزه را حضرات پیش می برند؟ اما داستان فراتر از اینهاست و موضوع نه عراق و نه توجیهات ب

  •  Sadollah_Seyfiسعدالله سیفی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم نوامبر 2017:… من با اين موضوع تقابل داشتم وميگفتم كه اين يك حرف خود ساخته رجوي است كه از همان لحظه پشيمان شده بودم ولي راه برگشتي نداشتم . ميدانستم كه اين صداقت ، فدا ، اعتماد وكلمه خود ساخته رجوي براي پيشبرد اميال كثيف خودش است . براي چي اين را گفتم ؟ براي اينكه رجوي

  •  بهمن_اعظمیبهمن اعظمی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، بیست و ششم نوامبر 2017:… چرا ما كه سالها در سازمان بوديم وسني هم گذشته به ما ماهيانه 8دلار ميدادند؟حقوق ماهانه کارگر ساده در همین البانی که یک کشور فقیر است ماهانه 250 دلار است . اگر سابقه بیش از 10 سال هم داشته باشد در محلی که 

  • Camp_Ashraf_MEK_Albani_Terrorism_3فریاد آزادی، بیست و ششم نوامبر 2017:… حتی مریم قجر عضدانلو بعضی از استانداران را با محل خدمتشان را مشخص کرده است. این اشرف سوم محاسن خیلی زیادی دارد .که به چند مورد مهم ا ن اشاره می کنم . از انجائی که نفرات توی اپارتمان زندگی جمعی می کنند اتومات باهم چفت هستند …. ، از سوئی هم به فکر منافع مالی سازمان ی

  • Iran_Russia_Turkey_against_Terrorismصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و پنجم نوامبر 2017:… ثانیا برقراری صلح وآرامش در سوریه ، خواست ایران، سوریه و روسیه بود و این غرب بود که به خیال خام سرنگونی عنقریب بشار اسد بدان تن نمی داد که نتایج درخشان عملیات نظامی متحدین سوریه وپایمردی مردم ای

  •  کانون آوا (مردم تی وی)، بیست و پنجم نوامبر 2017:…  روزجمعه 24 نوامبر2017 برابر با سوم  آذرماه 96 ساعت 12 ظهر بوقت واشنگتن – ساعت 18 بوقت آلمان وساعت 20:30 بوقت ایران  آقای منوچهرعبدی  عضوجداشده مجاهدین در آلبانی  دررابطه با مواردزیر: 1- افشای ماهیت پوشالی فرقه رجوی مبنی بر حمایت اجتماعی گسترده ادعایی مردم ایران 2- توضیح مشروح از … 

  • Faramarz_Dadras_Voiradio_MEK_NCRIمصاحبه خانم خاطره نورشید با آقای فرامرز دادرس، رادیو صدای ایران، بیست و چهارم نوامبر 2017:… موضوع بحث امروز ما حضور مجاهدین خلق بعنوان “ناجی کشور” در ایران فرداست. همچنین نگاهی خواهیم داشت اجمالی، بر حضور مجاهدین در آلبانی و اتفاقات پشت پرده آن. در مورد جداشدگان از بدن

  • داوود باقروند ارشد دکتبر ورنر هویر لوگوداوود باقروند ارشد، نه به تروریسم و فرقه ها، بیست و چهارم نوامبر 2017:… علیرغم نامه نگاریهای مقامات بلند پایه اروپایی به کمیساریای عالی پناهندگی و درخواست دخالت جهت متوفق کردن سرکوب و کنترل و نقض حقوق انسانی افراد این تشکیلا

  • Adel_Azami_Tiranaعادل اعظمی، ایران اینترلینک، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۷:… نزدیک غروب به سمت پایین به راه افتادیم. آن شب هم باز صحبت بود و خاطره و یاد. گاهی خانواده ها زنگ می زدند و احوال پرسی می کردند و از این که می دیدم حمایت می شوند و فراموش نشده اند احساس خوبی داشتم. بهمن خیلی از کسان نزدیکش را روزهای اول

  •  Massoud_Rajavi_Dead_Marym_Rajavi_Deadاحسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، بیست و سوم نوامبر 2017:… مسعودرجوی زنده است به این دلیل که حتی پا را فراتر  گذاشته و به مریم رجوی دستور داده که ازدواج های درون سازمانی را برای افراد معترض استارت بزند  که شاید با رنگ ولعاب دادن بتواند اعضای از دست 

  •  Keshtkar-Naderنادر کشتکار، وبلاگ کشتکار، بیست و سوم نوامبر 2017:… در ابتدا از طرف خودم و تمام جداشدگان از این فرقه وطن فروش،با تمامی هموطنانی که در این فاجعه ملی دچار آسیب و خسارت مالی و جانی شده اند ابراز همدردی کرده و برای همه عزیزانی که در این حادثه ج

  • Ali Jahaniعلی جهانی، وبلاگ آیینه، بیست و سوم نوامبر 2017:… فرقه تروریستی رجوی در حالی با زلزله زدگان اظهار همدردی میکند که خودش در عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان به شهرهای سرپل ذهاب و کرند و اسلام آباد غرب حمله ور شد و تعداد زیادی را کشته و زخمی کرد و عده زیادی را آواره کوه های کردستان نمود که مردم زلزله زده هیچگاه فراموش نخواهند کرد. 

    Read More….

  • Adel_Azami_Logo_2عادل اعظمی، ایران اینترلینک، بیست و دوم نوامبر 2017:… هواپیما آرام آرام اوج می گرفت و من از پنجره کوچک هواپیما مناظر و خانه های ویلایی اطراف فرودگاه را می دیدم که دورتر و دورتر می شدند. انگلیس و چشم اندازهای آن را هیچ وقت از بالا ندیده بودم. خانه هایی کوچک در میان جنگلهای انبوه و مزارع سر

  • Camp_Ashraf_MEK_Albani_Terrorism_3بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و دوم نوامبر 2017:… اطلاعات کسب شده از منابع موثق در تیرانا حاکی است که علت اصلی متوقف شدن جابجایی اعضای فرقه رجوی به مقر موسوم به اشرف 3 در محلی دورافتاده، از یک طرف آماده نبودن کامل محل به شکلی که مطلوب فرقه باشد بوده و از طرف د

  •  محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و دوم نوامبر 2017:…  نزدیک به 2 سال پیش همزمان با خروج اعضاء فرقه رجوی و انتقال فله ای از عراق به آلبانی در رابطه با این خروج یک مطلب نوشتم و دقیقآ یادم هست نوشته بودم از چاله در امدند وبه چاه افتادند ! بعد انهم در یک میز گردی که با دوستان جدا شده داشتیم نظر خودم را در بر اساس اخباری که از دوستانی که 

  •  علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیست و دوم نوامبر 2017:… اگه خونده باشید که اقای رجوی صدباردرنشستها درزمان جنگ وبعد ان میگفت مادرجمع بندی یک ساله سال 63 به این نتیجه رسیدیم که فرستادن نیروبداخل جهت عملیات اشتباه است چون یک پاسدارمیکشتیم وهفت مجاهد شهید میدادیم این درزمانی بود که اقای رجوی ونیروها درفران

  •  تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم فساد قاچاقفریاد آزادی، بیست و دوم نوامبر 2017:… دقیقا این مصداق این جابجائی فرقه رجوی در البانی است.که این اسیران را دارند به گورستان دائمی می برند . انهم بدون اینکه به افراد بگویند بکجا می برند …. چون به تجربه فهمیدن که پاشون به اون جهنم برسه دیگه بیرون ا

  • Alireza_Hosseini_Logoعلیرضا حسینی، پیوند رهایی، بیست و دوم نوامبر 2017:… تازه که وارد سازمان شده بودم و هنوز بقول خودشان پذیرشی بودم ؛ مانند یک بچه با ما برخورد می کردند و به طرق مختلف همه مسئولین فرقه تلاش می کردند که ما راجذب کنند.از برگزاری میهمانی تا دادن یک تیشرت یا کفش ورزشی بعنوان هدیه از طرف به اص

  • تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم فساد قاچاقبنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، بیست و یکم نوامبر 2017:… قبلا میخواستند این انتقال به صورت کامل و یک جا انجام شود اما عموم نفرات نپذیرفتند که به زندانی دیگر و اشرفی دیگر منتقل شوند، در حال حاضر به مرور زمان و با ترفند تغییرات سازماندهی افراد �

  • حمید اسدیانصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و یکم نوامبر 2017:… متنی با امضای حسین پویا در رسانه های باند رجوی منتشر شده که نمیتواند تعجب یک انسان نرمال را برنیانگیزد واگر میبینید که این حالت دربین هیئت تحریریه ی این رسانه ی رجوی مورد قبول واقع شده واجازه ی نشر یافته ،  نتیجه بگیرید که دراین جریان فرقوی … 

  •  Nazari-Mansourمنصور نظری، ایران اینترلینک، بیستم نوامبر 2017:… وضعیت درونی فرقه رجوی در حال حاظر بگونه ایست که هیچ علاجی برای ان نخواهد بود اگر علاجی بود مسعود رجوی ان رهبر دیوانه را گم و گور نمی کردند اما اعمالی که این فرقه بر سر جداشدگان در البانی می اورد یاداور زنده بگور کردن انسانهاست شرم و لعنت بر این فرقه باد که پس از اینهمه سا

  • بهمن_اعظمیبهمن اعظمی، فریاد آزادی، بیستم نوامبر 2017:… يك روز كارم طوري بود كه بايد بالاي ديوار يكي از پايگاه هاي فرقه به نام رشيد كار ميكردم حين كار صدايي شنيدم صداي پسر بچه اي بود كه در خيابان بازي ميكرد ومن كه خيلي وقت بود كه اين لحظه ها را نديده بودم چون پانزده سال دراسارت بودم مشغول نگاه كرد

  •  علی شیرزاد، فریاد آزادی، بیستم نوامبر 2017:… واقعیت این است این همه بیابرویی را برای این بجان میخری که میدونی اگه جداشده ها به استقلال مالی برسند سیل بنیان کن جداشدگان نامرعی درونی بحرکت درخواهد امد وبنیانت را ازریشه خواهد کند بله جداشده ها بمب ساعتی هستند که هرلحظه احتمال انفجاراین بمب درالبانی

  •  نه به تروریسم و فرقه ها، بیستم نوامبر 2017:… این هم وضع داخل تشکیلاتش که خودش رسما با اطلاعیه

  • UNHCR_Albani_Help_MEK_Rajavi_Cult_Survivors_1بنیاد خانواده سحر، تیرانا، آلبانی، نوزدهم نوامبر 2017:… لازم است خانواده ها، جداشدگان، و فعالان حقوق بشر، در هرکجا که هستند بسیج شده و صدای اعتراض خود را به کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان که مسئول مستقیم این افراد در آلبانی بوده و می بایست حافظ من