کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین راه نو، هجدهم ژوئیه 2019:… مریم رجوی در حالیکه به دوره گردی در اروپا و برگزاری شو در اردوگاه این گروه در بیانهای آلبانی مشغول است، اعضای دربند این گروه در فکر پیدا کردن راهی برای فرار از جهنم رجوی ساخته هستند. قادر می گوید: گفتم یا در حین فرار می میرم و یا سالم به خانواده ام که بیش از 35 سال است آنان را ندیدم می رسم. و تنها با انگیزه رسیدن به خانواده ام هر سختی را به جان خریدم  و امید را در دلم زنده نگه داشتم.و نهایتا هم به خانواده ام در ایران رسیدم. کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین  

من و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا . نجات از فرقه رجوی در آلبانیمن و بهمن و سعدالله، کردستان و دیالی و تیرانا . نجات از فرقه رجوی در آلبانی

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

1- خبر فوری: فرار قهرمانانه قادر ارمکان از اردوگاه مجاهدین در آلبانی

لینک به منبع

براساس اخبار موثق دریافتی آقای قادر ارمکان موفق شد برای بار دوم از اردوگاه مجاهدین در آلبانی  فرار کرده و با موفقیت پای در خاک میهن بگذارد.

مریم رجوی در حالیکه به دوره گردی در اروپا و برگزاری شو در اردوگاه این گروه در بیانهای آلبانی مشغول است، اعضای دربند این گروه در فکر پیدا کردن راهی برای فرار از جهنم رجوی ساخته هستند.

قادر می گوید: گفتم یا در حین فرار می میرم و یا سالم به خانواده ام که بیش از ۳۵ سال است آنان را ندیدم می رسم. و تنها با انگیزه رسیدن به خانواده ام هر سختی را به جان خریدم  و امید را در دلم زنده نگه داشتم. و نهایتا هم به خانواده ام در ایران رسیدم

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

آقای قادر ارمکان می گوید:  پس از انتقال اعضای مجاهدین از عراق به آلبانی یکبار موفق به فرار شدم که متاسفانه توسط مامورین آلبانی دستگیر و تحت فشارهای سران فرقه به زندان منتقل شدم.  پس از مدتی از زندان آزاد شدم ولی همچنان بلاتکلیف و تحت نظارت گشتاپوهای رجوی در آلبانی بودم.

آنها بارها مرا تهدید کردند که مطالبی دروغی را با دستخط خودم بر علیه خانواده ام  و دیگران بنویسم. عوامل مجاهدین گفتند اگر تا ۲۰ روز آنهایی را که گفتیم ننویسی ترا خواهیم کشت. ولی من هرگز دست به قلم نبردم و هرگز شرافتم را نفروختم.

لحظات دیدار قادر با اعضای خانواده اش پس از ۳۵ سال دوری قابل وصف نیست و اینکه رجوی چگونه عده ای را کشت و عده ای را آواره کوهها و بیابانها کرد و خانواده های آنان را نیز قربانی وطن فروشی های خائنانه خویش ساخت.

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

تنها فرزند قادر ارمکان که حال خود دارای دو فرزند می باشد در حالیکه از دیدن پدرش هیجان زده  بود و اشک ذوق در چشمانشان حلقه زده بود گفت مطمئنا انتقام ۳۵ سال دوری و جور و ظلمی که فرقه رجوی در حق پدرم روا داشته را از وی خواهم گرفت.

2- مصاحبه با قادر ارمکان: آلبانی گورستان رجوی

لینک به منبع

بگذارید در اول صحبت هایم، از کینه عمیق رهبران مجاهدین به  بنده و سایر جداشدگان از این فرقه بگویم. هنوز 24 ساعت از ورودم به ایران نگذشته بود که عوامل مزدور مجاهدین سعی کردند در  تماس تلفنی با خانه پدری ام هم من و هم خانواده ام را با تهدید و ارعاب تحت فشار روحی و روانی قرار دهند.

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

همچنانچه اطلاع رسانی گردید، آقای قادر ارمکان اسیر ربوده شده توسط فرقه رجوی بعد از ۳۵ سال اسارت در عراق و آلبانی در یک اقدام شجاعانه اقدام به فرار از اردوگاه این گروه در آلبانی نمود. وی پس از تحمل سختی های فراوان در بامداد روز یکشنبه بیست و سوم تیرماه جاری از طریق یکی از مرزهای زمینی کشورمان وارد خاک ایران گردید. به دیدار خانواده اش شتافت و همه را غافلگیر کرد.

 سوالی از فرقه مجاهدين که هنوز جواب نگرفته ام

امروز دیداری پیش آمد تا مصاحبه ای با آقای قادر ارمکان داشته باشیم. هرچند این مصاحبه کوتاه بود ولی ایشان توانستند با حرفهای تاثیر گذارشان چهره کریه سران فرقه رجوی را بخوبی توصیف کنند.

باشد در فرصتی مناسب پای صحبت های ایشان که حتما حرف های زیادی از جنایتات و وطن فروشی های این فرقه را در دل دارند بنشینیم.

از آقای ارمکان پرسیده شد وقتی مادرت، همسرت، فرزندت و بقیه خانواده ات را دیدی چه احساسی داشتی؟

آقای ارمکان گفتند. بگذارید در اول صحبت هایم، از کینه عمیق رهبران مجاهدین به  بنده و سایر جداشدگان از این فرقه بگویم. هنوز ۲۴ ساعت از ورودم به ایران نگذشته بود که عوامل مزدور مجاهدین سعی کردند در  تماس تلفنی با خانه پدری ام هم من و هم خانواده ام را با تهدید و ارعاب تحت فشار روحی و روانی قرار دهند. آنها همچنین سعی کردند اخبار و اطلاعاتی از وضعیت بنده کسب کنند تا در تبلیغات مشمئز کننده شان بر علیه من و خانواده ام استفاده کنند. ولی موفق نبودند.

اما پاسخ سوال شما: باورم نمی شود من در ایران در شهر خودم و در کنار مادرم، همسرم، فرزند و نوه هایم و برادرانم، خواهرم ، دوستانم و فامیل هایم هستم. چهره هایی که هرچند در وهله اول ناآشنا می نمودند ولی هر کدام را که بغل گرفتم قلبم لرزید و  اشکم جاری شد. آری اینها همه پاره های تن من بودند که رجوی ۳۵ سال پیش آنها را از من و مرا از آنها جدا کرد. چه روزهایی سختی، چه شب هایی که در خلوت خود گریستم. و چه لحظاتی که به جلادان رجوی التماس کردم که مرا رها کنید. من در این کشور غریبم. مگر شما ایرانی نیستید ؟ چرا مرا اینجا آوردید. همه اینها در حالی بود که زخم های شکنجه مامورین عراقی را هم بر تن داشتم. ولی هرگز نه گوش  شنوایی برای حرفهایم و  نه قلبی برای درک احساساتم در بین این وطن فروشان نیافتم.

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

از آقای قادر ارمکان خواسته شد کمی هم  از قرارگاه اشرف بگوید:

ایشان توضیح دادند:  از این نام متنفرم.  اشرف یک مرداب است.  فرقی نمی کند در عراق باشد یا در آلبانی. همه ساکنان آن به مثابه ربات هایی هستند که توسط سران فرقه در راستای اهداف ضد ایرانی شان مورد استفاده قرار می گیرند. نمونه اش همین افشاگریهای اخیر از فعالیت های سایبری آنها در آلبانی بر علیه مردم ایران بود. که عکس هایش در فضای مجازی منتشر و بیش از پیش آنان را بی آبرو کرد.

فرقه ها دنیای عجیبی دارند. زمان در  اشرف متوقف است. شما در آنجا هیچ ارتباطی با دنیای بیرون ندارید. خانواده نزد آنها معنایی ندارد. همسر، فرزند، پدر و مادر، برادر و خواهر، همه و همه دشمنان فرقه رجوی محسوب می شوند. همچنانکه آنها ما را در اشرف مجبور می کردند که بسوی خانواده هایمان سنگ پرتاپ کنیم. عملی زشت و ضد انسانی که اوج شقاوت رهبران مجاهدین را نشان می دهد.

رجوی می گفت یا مرا انتخاب کنید یا خانواه تان را. ایکاش روی همین حرفش هم می ایستاد و آدم ها را آزاد می گذاشت تا انتخاب کنند.  چرا که اگر کسی خانواده اش را انتخاب می کرد سزایش زندان و شکنجه و نهایتا مرگ بود. حتی جنازه اش را هم سربه نیست می کردند.

گردهمایی ایران آزاد در اشرف ۳ ، کلای گشاد مریم رجوی بر سر اعضای مجاهدین خلق آلبانی

اشرف سرزمین مردگان است. کسی در آنجا ازدواج نمی کند. کسی فرزندی به دنیا نمی آورد.  صدای هیچ کودکی را نمی شنوید، صدای هیچ مادری به گوش نمی رسد. حتی کسی برای مرده ها در آنجا آنها گریه نمی کند.

شاید عجیب باشد. آرزو داشتم روزی صدای فروشنده های دوره گرد محله مان را حتی شده برای یکبار دیگر بشنوم. آنها برای فروختن جنس هایشان در کوچه ها پرسه زده و با صدایشان همه را دور خود جمع می کردند. چه خاطرات شیرینی. رجوی زندگی را از ما گرفت.

اشرف سرزمین فراموش شدگان است. اکنون در آنجا آدمها پیر و مریضند. بنابراین یا در نوبت مرگند و یا تلاش می کنند اگر فرصتی گیر بیاورند مثل من  فرار کنند.

آلبانی گورستان رجوی است. چندین سال بعد، دیگر نه از اردوگاه این گروه در آلبانی خبری خواهد بود  و نه از سران آنها. مرگ تنها سرنوشت محتوم برای مجاهدین همانند سایر فرقه ها است. مطمئنا این اردوگاه بزرگترین گورستان برای بزرگترین فرقه ای که تاکنون شناخته شده است تبدیل و در تاریخ ثبت خواهد شد.

خانواده پاشنه آشيل مجاهدين خلق

کمپ اشرف 3 در آلبانی گورستان رجوی مجاهدین

*** 

سعدالله سیفی در دامان پرمهر خانوادهسعدالله سیفی در دامان پرمهر خانواده

همچنین: