کنفرانس ورشو چیزی مانند کنفرانس ریاض است و خوشحالی رجوی ها خودفریبی است!

کنفرانس ورشو چیزی مانند کنفرانس ریاض است و خوشحالی رجوی ها خودفریبی است!

مسیح علینژاد جایگزین مریم رجوی شد مایک پمپئو و سازمان سیاصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، چهاردهم فوریه 2019:… یکی از تحلیل گران رجوی ، گزنکرده پاره نموده ودرنوشته ای آورده است : ” با توجه به بلوغ عنصر داخلى و وجود يك سازمان قدرتمند و مستقل رهبرى كننده در بطن آن، تاثير عنصر خارجى محدود و معطوف به مؤلفه شتاب ِ تغييرْ و نه جهت ِ آن ْ است “. بلوغ داخلی چیزی است و وجود باند رجوی چیز دیگر ودرتحلیل نهائی مانعه الجمع! 

مسیح علینژاد جایگزین مریم رجوی شد مایک پمپئو و سازمان سیاThe Proof of US Cold shoulder to Maryam Rajavi

http://iran-interlink.org

کنفرانس ورشو چیزی مانند کنفرانس ریاض است وخوشحالی رجوی ها خودفریبی است!

25 بهمن 1397

درابتدای امر، تصمیم آمریکا براین بود که کنفرانس ورشو را کنفرانسی تماما بر علیه استقلال وحق حاکمیت ایران تبدیل کرده و چنان فشاری برمردم ایران وارد کند که  نتوانند کمر راست کنند وچاره ای جز تسلیم نبینند!

اما تضادهای موجود- حتی درداخل جناح های امپریالیستی – چنان عمل نمود که موضوع را به خاورمیانه- ونه تنها ایران – تسری دهند واین گام اولیه ی تلاش های ضدبشری هیئت حاکمه ی آمریکا که برای بازگرداندن اقتدارنا ممکن گذشته دست به هر حیله وجنایتی میزنند ، با شکست ننگ آلود مواجه شد!

حتی لهستان که درهمکاری با جنگ طلبان آمریکا ، یکی از چاکرترین دولت ها بشمار میآید، درآغاز جلسه اعلام نمود که لهستان به قرارداد برجام پای بند است وتنها درتفرعات قضیه با خواست آمریکا همگامی نشان خواهد داد!

این کنفرانس ، چیزی بیشتر از کنفرانس ریاض را ندارد ودیدیم که ائتلاف تشکیل شده در آن، نتوانست معجزه ای کرده وایران را ازصفحه ی روزگار جمع کند!

بنابراین این تکرار مکررات ، چیزی  بیشتر ازسر غیظ ناکامی کنفرانس ریاض نیست وباند رجوی بهمراه اربابش ، عواید چندانی از آن نخواهد داشت.

یکی از تحلیل گران رجوی ، گزنکرده پاره نموده ودرنوشته ای آورده است :

” با توجه به بلوغ عنصر داخلى و وجود يك سازمان قدرتمند و مستقل رهبرى كننده در بطن آن، تاثير عنصر خارجى محدود و معطوف به مؤلفه شتاب ِ تغييرْ و نه جهت ِ آن ْ است “.

بلوغ داخلی چیزی است و وجود باند رجوی چیز دیگر ودرتحلیل نهائی مانعه الجمع!

مردم بالغ وآگاه از منافع مشروع خود ، هیچ اشتراک منافع با باند وطن فروش رجوی ندارند و کنار هم قرار گذاشتن آنها امری ازروی حماقت است یا فریب ونیرنگ بازی و اجتماع نقیضین!

عنصر خارجی مورد تاکید این مرید رجوی ، برخلاف مصالح ملی ایران عمل میکند وکوچکترین همخوانی با حل مشکلات ایران ندارد و آیا رجوی ها میخواهند اینگونه باشد؟!

دوباره :

” در حاليكه نقطه ثقل ِعنصر ِخارجىْ امريكا بوده، مردم كشورهاى منطقه- بعد از مردم ايران، بيشترين زيان را از قَبَلِ سياستهاى رژيم متحمل شده، و بيشترين انگيزه براى استقبال از تغيير در ايران را دارند. گرچه خروج امريكا از برجام، مهمترين اقدام امريكا در جهت پايان سياست مماشات در قبال رژيم بوده است، اما كنفرانس ورشو يك نقطه عطف براى شكل گيرى سياست ِ تغيير بنيادى در ايران- كه لزوماً و خواه ناخواه به سرنگونى راه ميبرد، ميباشد “.

پس دراینصورت، دلایل دوستی هیئت حاکمه ی آمریکا با مردم ایران را توضیح داده وسپس استنتاج کنید که این عنصر درخدمت مردم ایران است!

کاری که ابدا هیچکس قادر به ثبوت آن نیست!

زیانی که کشورهای منطقه متقبل شده اند، ازسوی اقدامات اشغالگرانه ی آمریکا ومتحدانش بوده واگر ایران هم چنین کرده ، لابد با ارباب شما  ومنجی ای که برای خود انتخاب کرده اید ، همکاری تنگاتنگی داشته واگر اینطوربوده، دلیلی برای مخالفت شما با ایران وجود ندارد وبلکه باید ازبابت همکاری با ارباب ، مورد تشویق تان  هم باشد!!!

ضمنا، خروج آمریکا ازبرجام یک جرم مسلم قضائی است ازبابت عدم وفا به عهد وبی احترامی به امضای خود ومصوبه ی شورای امنیت سازمان ملل متحد واین افتخاری برای او محسوب نمیشود وبرعکس دیگران متوجه میشوند که با چه جانوران انسان نمایی طرف حساب هستند واین موضوع ، ازاقتدار مدام درحال کاهش آمریکا کم میکند : طمع میکند درهمه / ضرر خواهد کرد درهمه!

همچنین :

” خصوصيت ذاتى كنفرانس ورشو در رابطه با تغيير بنيادى در ايران بيش از هر چيز در اين سمبوليزه ميشود كه رژيم در كليتش، هيچ جايى در كنفرانس ندارد. يعنى اينكه تغيير به او تحميل خواهد شد و رژيم حتى حق اظهار نظر هم ندارد “.

کشورهای بزرگی مانند چین، روسیه ، هندوستان و … که صاحب بیشترین جمعیت جهان بوده ومجموعا قویتر ازآمریکا هستند، این افتخار را به آمریکا ندادند که دراین خیمه شب بازی شرکت کنند!

ضمنا کشورهای شرکت کننده هم نمایندگانی پایین تر ازسطح وزیر باین کنفرانس اعزام کردند که نتایج اینگونه شرکت کردن ، ازهم اکنون روشن است !

این شرکت کنندگان کم وبیش دون پایه ، قادر به تحمیل نظریات خود به شورای امنیت نیستند تا شورای امنیت سازمان ملل متحد بتواند چیزی را به ایران تحمیل کند!

صابر

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مریم-رجوی-مجاهدین-خلق-مشروعیت-و-به-رسمی/

برسمیت شناخته شدن مجاهدین خلق، با درخواست  بی پشتوانه مریم رجوی عملی نیست

صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، سیزدهم ژانویه ۲۰۱۸:… اصلا برای لحظه ای فرض کنید که من دبیر کل سازمان ملل متحد باشم و شما را برسمیت بشناسم! این برسمیت شناخته شدن شما بدون وجود کمترین ساز و کارهای ابتدائی، به چه دردتان میخورد؟! ضمنا ، اگر مردم ایران قرار است که قدرت را راسا بعهده بگیرند، طبق روال معمول جهانی، خود بخود برسمیت شناخته خواهند شد و … 

دپوی افراد سالمند فرقه رجوی (مجاهدین خلق) در آلبانی جبر تاریخیستدپوی افراد سالمند فرقه رجوی (مجاهدین خلق) در آلبانی جبر تاریخیست

http://iran-interlink.org

برسمیت شناخته شدن مجاهدین خلق، با درخواست  بی پشتوانه مریم رجوی عملی نیست

۲۳دی۱۳۹۷

حکومت ها تنها بعد ازروی کار آمدنشان است که توسط مراجع بین المللی برسمیت شناخته میشوند واینطور نیست که هر ازراه رسیده ای وبدون داشتن حمایت اقلا بخش بزرگ مردم ، درخواست کند که برسمیت شناخته شود.

باند رجوی این مسئله را درک نمیکند ویا مانند مریضی تبدار ، هوس های گوناگون بسرش میزند وتوقع دارد که  این هوس هایش برآورده شوند!

غافل ازاینکه تحقق این هوس ها ، با موافقت  منطقی اطرافیان مریض و پزشک معالج او میسر است وگرنه با گفتن اینکه طرف براثر تب هذیان میگوید ، توجهی به امیال بیمار نمیشود!

مریض تبدار ما- مریم رجوی ، توجهی باین مسئله نداشته وکماکان هذیان های تب آلود خود را نشخوار میکند!!

در اطلاعیه شوای ملی مقاومت ایران؟؟!! که به پشتگرمی سخنان مداخله جویانه ی مایک پمپئو در مصر صادر شده ، چنین آمده است :

” مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا، در قاهره اعلام کرد که آمریکا دیگر از آخوندهای حاکم بر ایران محافظت نمیکند و ما به مردم ایران پیوستیم که خواهان آزادی و حسابرسی هستند. ازاین‌رو دوران شرمی که آمریکا برای خودش به وجود آورده بود و همچنین دوران سیاست‌هایی که باعث چنین رنج‌های دردآوری شده‌اند، به پایان رسیده است “.

معنی ساده ی این حرف آنست که روحانیون دریک طرف ومردم ایران درطرف دیگر قرار داشتند وکار آمریکا محافظت از روحانیون و لابد دشمنی با مردم بوده است!

ممکن است توضیح داده شود که دشمنی  با مردم ایران برای چه بوده وحالا که قصد جبران گناه دارید، به چه دلیل است که مردم ایران را درمعرض غیر انسانی ترین تحریم ها قرار داده اید؟!

آیا این چیزی بدتر ازدوستی خاله خرسه نیست که شما با مردم ایران میکنید؟!

شما  آقای پمپئو!

درثبوت دوستی تان با مردم ایران ، باید که تمام تحریم های ۴۰ ساله را بردارید واگر این کار را نکنید، شارلاتان وحقه باز اعظم لقب خواهید یافت والبته عملا هم هستید وبودید!

درادامه :

” وزیر خارجه تصریح کرد هنگامی‌که آمریکا با دشمنانی از قبیل ملایان همدستی می‌کند «آن‌ها جلو می‌آیند و پیشروی می‌کنند “.

لطفا نمونه های این همدستی را توضیح داده وکسانی را که این همدستی را انجام داده و ازنظر شما بمردم ایران ظلم کردند، بدست دادگاه های بین المللی بسپارید که اگر اینطور نکنید ، حرف هایتان چرندیاتی بیش نیست و بلکه درصدد فریب مردم ایران وگمراه کردن آنها درشناخت دوست دشمن شان دارید!

دوباره :

“خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران، با استقبال از فاصله گرفتن آمریکا از سیاست‌هایی که مردم و مقاومت ایران نخستین قربانیان آن بوده‌اند، بار دیگر خاطرنشان کرد… راه‌ حل قطعی برای خلاصی از فاشیسم دینی، تغییر این رژیم نامشروع به دست مردم و مقاومت ایران است. به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت، یگانه جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری دینی و تروریستی، لازمه جبران و پایان دادن به سیاست فاجعه‌بار مماشات در چهار دهه گذشته است… “.

دلیل اجرای این سیاست ها که مردم قربانی آن بودند چه بوده وحالا بموجب کدام تغییر ماهیتی ، هیئت حاکمه ی  جدید آمریکا – که شدید تر ازاسلافش درحق ما ستم میکند-  دوست ما شده است؟!

از این خانم حقه باز که حقه بازی اش در حرمسراهای رجوی رشد بیشتری یافته ، باید پرسید که ایران صاحب کدام سلاح کشتار جمعی است که دشمنانش ، محروم از آن هستند؟!

دیگر اینکه مردم ایران و باند رجوی ، درد و منافع مشترکی ندارند و بنابراین همکاری ای در سرنگونی حکومت درمیان نخواهد بود و منظور اصلی شما ، دادن زمام امور ایران بدست شما ست که مردم ایران نفعی در آن ندارند و بلکه ضرر میکنند و قدری هم بیشتر!

ضمنا ، اگر مردم ایران قرار است که قدرت را راسا بعهده بگیرند، طبق روال معمول جهانی، خود بخود برسمیت شناخته خواهند شد و رسم نیست که جریان فرقوی شما ، پیشاپیش و بدون اینکه مردمی همسو با شما حکومت را در دست گیرند ، برسمیت شناخته شوند! 

اصلا برای لحظه ای فرض کنید که من دبیر کل سازمان ملل متحد باشم و شما را برسمیت بشناسم!

این برسمیت شناخته شدن شما بدون وجود کمترین ساز و کارهای ابتدائی، به چه دردتان میخورد؟!

خواننده ی محترم!

با این بحث کوتاه متوجه شدید که مسئله این نیست ونظر واقعی مریم آنست که انواع پمپئو ، حکومت ایران را ساقط کرده واورا برتخت حکومت بنشانند!

وشما مریم خانم!

با توجه به اوضاع واحوال کنونی ، فکر نمیکنید که دچار هذیان تب شده اید ودردرجه ی اول باید میزان تب خود را پایین بیآورید؟!

صابر

*** 

امریکا مریم رجوی مسعود رجوی مجاهدین خلق را به بازی نگرفتوطن فروشی مجاهدین خلق فرقه رجوی و ضدیت مزدور مریم رجوی  با ایران و ایرانی 

همچنین:

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خیمه‌-شب‌-بازی-مجاهدین-خلق،-فرقه-رجوی/

خیمه‌ شب‌ بازی مجاهدین خلق، فرقه رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویر

باشگاه خبرنگاران، پاریس، دوازدهم فوریه ۲۰۱۹:… تجمع منافقین در پاریس به اندازه‌ای دلسردکننده بود که مریم رجوی، سرکرده این گروهک تروریستی، با وجود آنکه در پاریس اقامت دارد، برای سخنرانی در این مراسم حاضر نشد و مهناز سلیمیان (دبیر ارشد شورای به اصطلاح ملی مقاومت) بجای او بیانیه تجمع را قرائت کرد. افزون بر این، نگاهی به تصاویر افرادی که روز گذشته تحت عنوان حامیان “تغییر رژیم در ایران” در راهپیمایی منافقین در پاریس شرکت کردند نشان می‌دهد  بسیاری از آنها را افرادی با ملیت‌های مختلف تشکیل می‌دادند.

MEK and other fake oppositions work to discredit Iran's authentic opposition MEK and other fake oppositions discrediting Iran’s authentic opposition 

لینک به منبع

خیمه‌ شب‌ بازی دوباره منافقین در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویر

گروهک تروریستی منافقین با وجود ماه‌ها تبلیغات رسانه‌ای، روز گذشته حتی با هواداران اجاره‌ای خود نیز نتوانست در پاریس حرفی برای گفتن داشته باشد.

به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، گروه تروریستی منافقین روز گذشته (جمعه) بار دیگر با هواداران اجاره‌ای خود در پاریس اقدام به برگزاری تظاهرات کرد اما جمعیتِ شرکت‌کننده در این تظاهرات آنچنان اندک بود که هیچ تصویر بازی از آن به بیرون مخابره نشد.

خیمه‌شب‌بازی دوباره منافقین، مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویر

آنچه از روز گذشته تاکنون در رسانه‌های معاند و شبکه‌های مجازی از این تجمع منتشر شده، تصاویر کاملا بسته‌ای است که به خوبی گویای قلت جمعیت حاضر در این مراسم است؛ آنهم در حالی که گروهک تروریستی منافقین از ماه‌ها پیش برای برگزاری به اصطلاح باشکوه آن درچهلمین سالگرد پیروزی انقلاب تبلیغات انجام داده بود.

خیمه‌شب‌بازی دوباره منافقین، مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویر

خیمه‌شب‌بازی دوباره منافقین، مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویر

خیمه‌شب‌بازی دوباره منافقین، مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویربازترین تصویری که از تجمع روز جمعه منافقین در پاریس منتشر شده است

تجمع روز گذشته منافقین در پاریس به اندازه‌ای دلسردکننده بود که مریم رجوی، سرکرده این گروهک تروریستی، با وجود آنکه در پاریس اقامت دارد، برای سخنرانی در این مراسم حاضر نشد و مهناز سلمانیان (دبیر ارشد شورای به اصطلاح ملی مقاومت) بجای او بیانیه تجمع را قرائت کرد.

افزون بر این، نگاهی به تصاویر افرادی که روز گذشته تحت عنوان حامیان “تغییر رژیم در ایران” در راهپیمایی منافقین در پاریس شرکت کردند نشان می‌دهد که همانند تجمعات قبلی این گروهک تروریستی، بسیاری از آنها را افرادی با ملیت‌های مختلف تشکیل می‌دادند.

خیمه‌شب‌بازی دوباره منافقین، مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویر

روزنامه انگلیسی گاردین تابستان گذشته در گزارش خود درباره گردهمایی قبلی گروهک تروریستی منافقین در پاریس (اینجا) فاش کرد بخش اعظمی از افراد حاضر در آن گردهمایی که نهم تیرماه ۱۳۹۷ برگزار شد، توریست‌ها، پناهجویان و اتباع کشورهای اروپای شرقی بودند که با وعده سفر رایگان به فرانسه به همراه غذا و اقامت چندروزه با اتوبوس به این تجمع آورده شده بودند و پرچم گروه مجاهدین خلق به دست آنها داده شده بود و از آنها خواسته شده بود که کلاه‌های زردرنگی که نام مریم رجوی برروی آنها نوشته شده بود را بر سر بگذارند.

اما در هر حال، آنچه همچون همیشه مایه تاسف است، حمایت فرانسه از این گروهک تروریستی است. البته حمایت فرانسه از منافقین این بار هم تنها به میزبانی از آنها و صدور مجوز برای برپایی این مراسم محدود نشد بلکه مانند گذشته تعدادی از مقامات فعلی و سابق این کشور نیز در این تجمع اندک حضور یافته و بعضا در حمایت از این گروهک تروریستی که دستش به خون هزاران ایرانی آلوده است و تا چند سال پیش نیز در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا قرار داشت، اقدام به سخنرانی کردند.

خیمه‌شب‌بازی دوباره منافقین، مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس و یک سوال بی‌جواب + فیلم و تصاویرسخنرانی مقامات سابق و فعلی فرانسه در تجمع منافقین

اینکه چرا دولت فرانسه هر سال از نشستی میزبانی می‌کند که کلید واژه اصلی آن «تغییر رژیم ایران» است و به تروریست‌هایی پناه داده است که به اعتراف خودشان به دنبال ایجاد ناآرامی در ایران هستند و در آشوب‌های دیماه ۱۳۹۶ نیز مشارکت فعال داشته‌اند و در عین حال دم از دوستی با ایران می‌زند، سوالی است که همچنان در طول سال‌های اخیر بی‌جواب مانده است.

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان تابستان گذشته در واکنش به نشست گروهک تروریستی منافقین در پاریس، با بیان اینکه همه دولت‌های اروپایی به سوابق تروریستی منافقین آگاه هستند، حضور و فعالیت این گروهک در فرانسه را نقطه ابهام در روابط دو کشور عنوان کرد.

وی با ابراز تاسف از دادن مجوز فعالیت به منافقین در فرانسه، تاکید کرد: اجازه دادن به فعالیت گروهکی که نزد مردم ایران منفور است، اقدامات تروریستی انجام داده و سابقه خیانت به مردم ایران از طریق همکاری با رژیم صدام را در کارنامه دارد، تنها لکه سیاهی است بر سابقه کشورهایی که با این گروه همکاری می‌کنند.

در پایان فیلمی از خیمه‌شب‌بازی اخیر منافقین در پاریس را مشاهده کنید که بار دیگر دستان خالی آنها و حامیان خارجی‌شان را برای ضربه زدن به ملت ایران نشان داد.

انتهای پیام/

*** 

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خیز-دیروز-مریم-رجوی-در-پاریس-برای-عقب-ن/

خیز دیروز مریم رجوی در پاریس  برای عقب نماندن از قائله ورشوی امریکا معکوس عمل کرد 

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه، نهم فوریه ۲۰۱۹:… وضعیت آنچنان خراب شده که میگویند عملا به وی (مریم رجوی) اطلاع داده اند که “کاش اصلا تظاهرات نمی کردید”. میگویند مهدی ابریشمچی هم مثل دیوانه ها در حیاط راه میرود و زیر لب هی میگوید “خدایا مرگم بده. خدایا مرگم بده”. شوخی نمیکنم. جدی میگویم. هم “اطلاع به مریم رجوی از طرف افسار بدستان” را جدی میگویم و هم “خدا مرگم بده های مهدی ابریشچی” را.  از دیروز تا بحال تنها یک منبع (نفر معمول) این تجمع قلیل را گزارش داده. هیچ سخنران و لابی استخدامی و یا کنتراتی بدرد بخور هم حاضر به شرکت نشده. 

تظاهرات مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس 2019Maryam Rajavi’s protest is more about being left in the cold by Pompeo in Warsaw

خیز دیروز مریم رجوی در پاریس  برای عقب نماندن از قائله ورشوی امریکا معکوس عمل کرد 

مسعود خدابنده، مشاورین استراتژی خاورمیانه

مسعود خدابنده بی بی سی

مسعود خدابنده

بالاخره بعد از خرجی دادن ها و بسیج کردن ها و اتوبوس گرفتن ها از آلبانی و لهستان و … برای “تظاهرات بزرگ” در پاریس و با “یاری کردن تمام عیار همسایگان” به وی در امر خطیر “شوهر داری” (۱)، وضعیت آنچنان خراب شده که میگویند عملا به وی (مریم رجوی) اطلاع داده اند که “کاش اصلا تظاهرات نمی کردید”. میگویند مهدی ابریشمچی هم مثل دیوانه ها در حیاط راه میرود و زیر لب هی میگوید “خدایا مرگم بده. خدایا مرگم بده”. شوخی نمیکنم. جدی میگویم. هم “اطلاع به مریم رجوی از طرف افسار بدستان” را جدی میگویم و هم “خدا مرگم بده های مهدی ابریشچی” را. 

از دیروز تا بحال تنها یک منبع (نفر معمول و سابقه دار مجاهدین در آسوشیتد پرس که معمولا و احتمالا در ازای دستمزدی مشخص تبلیغاتشان را بعنوان خبر روی آنتن میبرد) این تجمع قلیل را گزارش داده اند. هیچ سخنران و لابی استخدامی و یا کنتراتی بدرد بخور هم حاضر به شرکت نشده و مطبوعات، حتی مطبوعات تبلیغی، هم حاضر به پایین آوردن سطح خود نشده اند (همان یکی را هم که دو پاراگرف درج داده از این بابت میگویم در ازای دستمزد، چون حتی برای خود این گزارش عکسی را نتوانسته پیدا کند که به هزار نفر برسد ولی با پر رویی تمام  گفته هزاران نفر شرکت کردند).

و البته طبق معمول تنها کانال فارسی زبانی هم که این را تقریبا همزمان با پخش انگلیس آن ترجمه کرده “رادیو فردا”  است (که البته با توجه به وابستگی این خروجی به سازمان سیای جدید و شخص مایک پمپئو طبعا اشکالی نمیشود گرفت). از نوشته انگلیسی و از نوشته فارسی این گزارش حقارت آمیز میشود حدث زد که منشاء آن اور سوراواز بوده و نویسنده هم چندان حال درست و حسابی نداشته. 

در هر حال، 

با اجازه آقای حامد صرافپور مطلب مختصر ایشان را در زیر می آورم:

لینک به مطلب در صفحه فیسوک آقای صرافپور

با وجود چند هفته تبلیغات گسترده در کشورهای اروپایی، و با وجود هزینه های نجومی برای برگزاری یک گردهمایی در میدان #دانفرروشرو #پاریس، اما #مریم_رجوی موفق نشد حتی ۲۰۰ نفر اجاره ای را به تظاهرات ۱۹ بهمن بکشاند!

وی در صدد بود با این گردهمایی، راهپیمایی #۲۲بهمن مردم در #ایران را تحت الشعاع قرار دهد و برای خود شهرت و آبروی بیشتر پیش از #اجلاسیه_ورشو در #لهستان کسب کند. اما مثل همیشه شکست خورد! 

در زیر مقاله چند روز پیش من حول گردهمایی مریم رجوی تحت عنوان “شام غریبان مجاهدین، ۱۹ بهمن از زعفرانیه تا پاریس” آمده است:

(۱) “همسایه ها یاری کنین، تا من شوهر داری کنم”

(پایان)

*** 

امروز هر کسی میتواند با مایک پمپئو عکس بیاندازد الا مریم رجوی و مجاهدین خلقشامروز هر کسی میتواند با مایک پمپئو عکس بیاندازد الا مریم رجوی و مجاهدین خلقش

قتل خاشقچی قاشقچی مجاهدین خلق مریم رجوی عربستان سعودی جنایت قتل خاشقجی، معیاری جهت سنجش ارزش ها

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-و-مریم-رجوی-از-تسخیر-سفارت-آ/

مجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (۵۷-۹۷)ا

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، دوم فوریه ۲۰۱۹:… بیشترین تبلیغات و انرژی برای بزرگنمایی و برگزاری هرچه گسترده تر این اجلاسیه را مجاهدین برعهده گرفته اند. تلاش حداکثری مریم رجوی این است که بتواند در کنفرانسی شرکت کند که از یکسو ویژگی جهانی داشته باشد و از سوی دیگر شخصیت های کلیدی و دارای قدرت سیاسی در آن حضور بهم رسانند … 

Bolton_Pompeo_used_MEK_to_prep_the_table_for_Warsaw_summit_against_EU_interestsایندیپندنت انگلستان: یک “فرقه سیاسی” مخالف رژیم ایران، که یک کشور در داخل کشور آلبانی خلق کرده است

لینک به منبع

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (۵۷-۹۷)

توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی ۱۳ بهمن ۱۳۹۷

بهمن خونین!

حامد صرافپور

آقای حامد صرافپور

حدود ۴۰ سال پیش در چنین روزهایی که می رفت سلطنت برای همیشه در ایران رخت بربندد، حوادث بیشماری در حال وقوع بود. شور و هیجانات مردم به اوج خود رسیده بود و تظاهرات عظیم مردمی پایان حکومت پهلوی را نوید می داد. در این میان شعار استقلال-آزادی بیش از هرچیز از سوی گروههای مختلف مردمی طنین انداز بود و پایان وابستگی ایران به امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا را نوید می داد.

در این روزها، درب زندان ها با کمک مردم گشوده شده بود و زندانیان سیاسی (از جریانات مختلف سیاسی-عقیدتی) آزاد، و در حال برنامه ریزی برای آینده، به سازماندهی و جذب نیرو مشغول بودند. با توجه به شور و هیجان ضدامپریالیستی که از چند دهه قبل تا آن برهه زمانی در تمامی جهان جلوه گر بود، در ایران نیز گروههای مختلف اعم از اسلامی و چپگرا، حول آن گرد آمده بودند و بجز یکی دو جناح که تفکرات لیبرالیستی را رهبری می نمودند، بقیه گروهها از مبارزات ضدآمریکایی و امپریالیستی حمایت و در این راستا فعالیت می کردند. در آن فضای انقلابی با وجود دهها هزار جوان پرشور، تهدیدهای بالقوه ای وجود داشت که می توانست فضای جامعه را بناگاه با یک انفجار ناخواسته و پیش از موعد شعله ور سازد. به همین دلیل ضرورت وجود رهبرانی مجرب، بیش از هر زمانی احساس می شد. رهبری ای که در آن زمان تقریباً تمامی گروهها و سازمان های موجود از آن بی بهره و یا کم بهره بودند.

در اینجا نگاهی گذرا به سیر “فراز و فرودی” امپریالیسم ستیزی مجاهدین خلق می اندازم و در آن به چند مرحله “تسخیر” که مسعود و مریم رجوی در طی حیات سازمان داشتند می پردازم. نگاهی دوباره به این دوران ها می تواند بهتر ما را به سیر دگراندیشی مجاهدین، و آنچه مریم رجوی این روزها برای برجسته کردن اجلاسیه ورشو می کند، آشنا سازد!

تسخیر اول!

کمتر از سه روز از انقلاب ۲۲ بهمن می گذشت که بناگاه خبری در روزنامه ها مبنی بر محاصره و حمله به سفارت آمریکا انتشار یافت، خبری که خیلی زود تیتر مهم رسانه های جهان شد! در تاریخ ۲۴-۲۵ بهمن ماه ۱۳۵۷، برخی از نیروهای چپ به عملی به ظاهر انقلابی اما بحران آفرین دست زدند. چریک های فدایی به همراه تعدادی از نیروهای سازمان مجاهدین در حرکتی هیجانی و غیر حرفه ای، به صورت مسلحانه به سفارت آمریکا حمله و ضمن محاصره محل، گروهی از اعضای سفارت را به گروگان گرفتند. ویلیام هیلی سالیوان، سفیر وقت آمریکا در ایران، ضمن مقاومت مسلحانه در برابر آنان، با دولت موقت تماس می گیرد و درخواست کمک می کند. حمله به سفارت واکنش های متفاوت به دنبال داشت و به تأیید رهبر انقلاب و دولت موقت نرسید.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

بلافاصله پس از آگاهی آیت الله خمینی از این رخداد، مهدی بازرگان (رئیس دولت موقت) موظف به پایان دادن به این غائله و خارج کردن گروگانگیرها از سفارت شد! در این رابطه ماشاءالله قصاب (رئیس کمیته انقلاب) و ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه) مسئولیت مستقیم حل مسئله را برعهده داشتند که همان زمان با حضور در بین گروههای مهاجم و نیز اعضای سفارت آمریکا، وارد عمل شدند که نهایتاً مذاکره وی با چریکهای فدائی، مجاهدین و سالیوان، بحران خاتمه یافت و گروگانگیرها از سفارت خارج شدند!

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

دین خلق در ابتدا شرکت در گروگانگیری را تکذیب کرده بودند اما مستندات حاکی از این بود که بلافاصله پس از اقدام چریکهای فدایی، آنان نیز به صورت مسلحانه در محل حاضر در محاصره سفارت آمریکا نقش کلیدی ایفا کردند. روزنامه کیهان تکذیبیه مجاهدین را در همان روز منتشر کرده بود، و همزمان روزنامه اطلاعات از نقش آفرینی این گروه در تسخیر سفارت خبر داد. به نقل از روزنامه اطلاعات، اگرچه فدائیان در ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه صبح به سفارت حمله کردند اما درست ۵۰ دقیقه بعد (یعنی در ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه صبح) مجاهدین خلق نیز به آنها پیوسته بودند! و حتی در بازداشت و انتقال آمریکایی ها به کمیته انقلاب نیز نقش داشتند!. در هر صورت کمتر از دوساعت بعد از اشغال سفارت، بحران فروکش نمود و نیروهای مسلح وابسته به دولت، کنترل امور را به دست گرفتند. مجاهدین خلق همچنین مدعی بودند که برخی افراد قصد کشتن اعضای سفارت را داشتند که از کار ایشان جلوگیری به عمل آمده است!

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

بجز گزارش روزنامه ها، مستندات دیگری از حضور فعال مجاهدین در این حمله وجود دارد که غیر قابل کتمان است. تصاویر و کلیپ های موجود حاکی از فعالیت مسلحانه مجاهدین در محاصره و تسخیر سفارت آمریکا در این روز است.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)
حوادث بعدی هم نشان داد که مسعود رجوی از همان ابتدا در صدد ایجاد بحران در رابطه بین آمریکا و ایران بود چرا که چنین عملی می توانست مجاهدین خلق را به عنوان مهمترین گروه ضدامپریالیستی، به صورت مسلحانه به میدان وارد کند و در عمل نقشی چون کمیته انقلاب و یا سپاه پاسداران را در ایران به دست بگیرد. کاری که مسعود رجوی بجز با ایجاد بحران قادر به انجام آن نبود، و هرگز در یک بحران داخلی نمی توانست به این هدف برسد کما اینکه پس از ۳۰ خرداد ۶۰ نیز با وجود هزاران عمل تروریستی سبک و سنگین موفق به آن نشد. 

تسخیر دوم!

کمتر از یکسال از آن تاریخ نگذشته بود که سفارت آمریکا مجدداً در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ مورد تهاجم واقع شد و جمعی از دانشجویان خط امام با مدیریت حجت الاسلام موسوی خوئینی ها محل را تسخیر، و کلیه آمریکایی ها را به جرم جاسوسی و توطئه علیه انقلاب بازداشت کردند. در این دور نیز مجاهدین خلق (به همراه نیروی چپ) به محض اطلاع وارد عمل شده و به صورت بسیار فعال نقش خود را در بازداشت و به گروگان گرفتن آمریکایی ها ایفا کردند.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

آیت الله خمینی پس از شنیدن نقطه نظرات دانشجویان و دلایل تسخیر سفارت، این عمل را مورد تأیید و حمایت قرار داد. پس از آن، کلیه جریانات و احزاب مختلف سیاسی نیز مواضع خود را در حمایت از این اقدام ابراز نمودند. جبهه ملی، نهضت آزادی و کانون نویسندگان از زمره جریاناتی بودند که مواضع رسمی خود را منتشر کردند. اما پرشورتر و اکتیوتر از همه، مجاهدین خلق بودند که با ابراز مسرت از تسخیر لانه جاسوسی و بازداشت اعضای سفارت، رسماً از آن به عنوان “تصرف مقر سیا” نام بردند و نشریات مجاهدین رسماً “شور ضد امپریالیستی خلق قهرمان ایران” را تیتر می کرد.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

مسعود رجوی در همان زمان قاطعانه از مواضع آیت الله خمینی و نبرد با امپریالیسم آمریکا دفاع نمود و با نوشتن تلگراف به رهبر جمهوری اسلامی، آمادگی خود برای مبارزه با امپریالیسم تحت رهبری ایشان را اعلام کرد! و خواستار تبدیل شدن سفارت آمریکا به موزه جنایت های آمریکا و شهدای انقلاب شد!. وی پس از آزادی گروگان ها در سال ۱۳۵۹، شدیداً به این کار معترض بود.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

همانگونه که مشاهده می شود، در این دوران، مسعود رجوی ضمن تلاش برای عقب نماندن از گروه های چپ، گام به گام در صدد تثبیت “قدرت سیاسی” خود در ایران است، و با هر حرکت ضدآمریکایی که در ایران صورت می گیرد، بلافاصله وارد عمل می شود تا با مطرح کردن خویش، در دل حاکمیت نفوذ و از این طریق “اقتدار نظامی” خود را به نمایش بگذارد. هدف وی از نامه نگاری به رهبر انقلاب، در اصل مشروع کردن حضور نظامی سازمان و ایجاد یک ارگان مسلح موازی با سپاه و ارتش بود. آرزوی مسعود رجوی تشکیل یک ارتش ۲۰ میلیونی مشابه ارتش سرخ شوروی بود. و برای اینکار به هر ترفندی دست می زد تا حاکمیت را وادار به پذیرش آن نماید. از روز تأسیس سپاه پاسداران (۲ اردیبهشت ۵۸)، مسعود رجوی سعی بر آن داشت تا مجاهدین را هم به عنوان یک نیروی مسلح قانونی به رسمیت برساند، اما آیت الله خمینی با شناخت دیرینه ای که از تفکرات مسعود رجوی داشت، زیر بار این خواسته نرفت. 

تسخیر سفارت آمریکا شرایطی را مهیا کرد که رجوی بتواند بار دیگر این خواسته را مطرح نماید. اما آیت الله خمینی در تاریخ ۵ آذرماه ۱۳۵۸ با تشکیل “بسیج مستضعفین” راه را برای جولان گروه های مسلح موجود بست. از آن پس هر گروه مسلح می توانست با پیوستن به این نیروی مسلح مردمی، اهداف ضدامپریالیستی خود را نیز دنبال کند. کاری که عملاً مسعود رجوی را آچمز می کرد. اما وی در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۵۹، یعنی درست ۴-۵ ماه پس از تشکیل بسیج، با برگزاری یک رژه نظامی، تشکیل “میلیشیای مجاهد” را اعلام کرد که گامی در مسیر نفی “بسیج” و ایجاد یک نیروی موازی دیگر بود! او بعدها ادعا کرد که تشکیل میلیشیا در تاریخ ۲ آذر ۱۳۵۸ یعنی ۳ روز قبل از تأسیس بسیج انجام شده است و آیت الله خمینی برای مقابله با میلیشیای مجاهدین سازمان بسیج را پایه گذاری کرده است. توجیهی که بسیار سطحی و در عین حال متوهمانه بود چرا که:

یکم- در پاییز ۵۸ تشکلی به نام میلیشیا به صورت رسمی اعلام وجود نکرده بود که آیت الله خمینی بخواهد به مقابله با آن بسیج را پایه گذاری کند، 

دوم- نمی توان در عرض سه روز (۲ تا ۵ آذر)، برای تشکیل نیرویی بزرگ و سراسری تصمیم گیری و برنامه ریزی کرد، 

سوم- آنچه طبیعی است اینکه جمهوری اسلامی بلافاصله پس از تسخیر سفارتخانه آمریکا و بازداشت نیروهای آن، به صورت کاملاً هوشمندانه و مدبرانه، برنامه ریزی بسیار مهمی برای مقابله با هرگونه توطئه احتمالی در آینده داشته باشد و در اینصورت ضرورت حضور یک نیروی مردمی به اسم بسیج، بسیار حیاتی بود. اقدامی که توسط آیت الله خمینی و همفکران ایشان به انجام رسید. 

البته امروز با دهها سال تجربه می توان بخوبی فهمید که مسعود رجوی نه یکبار که دهها بار با توهم خودبزرگ بینی مواجه بوده است و صرفاً به آن دوران محدود نمی شود. در هرصورت، هرچه که بود، تشکیل میلیشیا، راه را برای حوادث بسیار خونین در داخل ایران هموار کرد!

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)تشکیل میلیشیای مجاهد خلق توسط یک گروه سیاسی در کشوری که به تازگی وارد یک انقلاب بزرگ شده بود و دستگاه های اداری، سیاسی و نظامی آن در حال شکل گرفتن بودند، عملی تنش آفرین و غیرسازنده محسوب می شد که می توانست انقلاب نوپا را وارد یک بحران اجتماعی کند. بخصوص که از همان آغاز انقلاب، توطئه های مختلفی با هدایت ارگان های جاسوسی بیگانه در حال وقوع در گوشه گوشه ایران از جمله در خوزستان، کردستان و ترکمن صحرا بود. تأسیس میلیشیا، و عدم موفقیت مسعود رجوی در قانونی کردن آن، راه را به سمت درگیری خیابانی و نهایتاً جنگ مسلحانه هموار ساخت. ماهها پیش از فرا رسیدن ۳۰ خرداد ۶۰، رجوی در داخل مناسبات درونی مجاهدین، از یک جنگ بزرگ خبر داده بود. جنگی که بزودی باید با رهبر جمهوری اسلامی در می گرفت و در پایان خرداد ۱۳۶۰ کلید خورد و کشور را به مدت چندین سال درگیر ترورهای کور نمود.

سال های سرنوشت! 

۱۰ سال بعد از اولین تسخیر، در تابستان ۶۷ شکست سنگین مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان با هدف تسخیر تهران، سرنوشت دیگری را برای مجاهدین رقم زد که به منزوی شدن هرچه بیشتر آنان در کشوری جنگ زده و تحت محاصره انجامید. شکستی که دوباره ۱۰ سال بعد در سال ۷۷ به شکل دیگری تکرار شد و طرح “آ-۷۷” مسعود رجوی برای سرنگونی موفق و محقق نشد و تنها راه به سرکوب هرچه بیشتر معترضین در داخل مناسبات برد که در عرض ۳ سال به اوج خود رسید و نشست های چند ماهه تحت عنوان “طعمه” را در قرارگاه مخوف “باقرزاده” رقم زد و طی آن هزاران تن از اعضای مجاهدین در دادگاه های دسته جمعی محاکمه و تحت شکنجه های روحی قرار گرفتند. این سرکوب ها برای لاپوشانی دو شکست بزرگ سیاسی-نظامی مجاهدین در بهار سال ۸۰ صورت گرفت که در آن ۷۷ موشک به قرارگاههای مجاهدین اصابت نمود و همزمان برآورد مسعود رجوی برای کشته شدن رئیس جمهور وقت ایران به سنگ خورد و انتخابات به صورت کاملاً ایمن و متضاد با برآورد مسعود رجوی به انجام رسید!
در سال ۱۳۸۲ با سقوط صدام حسین، سرنوشت مجاهدین برای همیشه به آمریکا گره خورد!. مسعود رجوی که وعده داده بود درصورت حمله آمریکا به عراق، بلافاصله به سمت ایران و رو به تهران پیشروی خواهد کرد، به محض اطمینان از وقوع این حمله، مقدمات فرار به فرانسه را فراهم آورد و برای اینکار ابتدا مریم قجرعضدانلو را به عنوان جلودار به پاریس اعزام کرد تا کارهای قانونی و حقوقی برای اسکان وی را به انجام رساند و مطمئن شود خطری برای حضورش در فرانسه ایجاد نخواهد شد، اما حمله سریع آمریکا به عراق و سقوط پیش از انتظار صدام باعث شد که مسعود رجوی فرصت فرار پیدا نکند و در قرارگاه اشرف محاصره شود.

تسخیر سوم!

درست ربع قرن پس از محاصره سفارت آمریکا توسط مجاهدین، محاصره مهمترین قرارگاه مسعود رجوی توسط نیروهای آمریکایی به انجام رسید. مسعود که ۲۵ سال پیش از آن با انجام دو حمله به سفارت آمریکا دچار توهم شده بود و با اصرار از رهبر جمهوری اسلامی، درخواست مبارزه با امپریالیسم را داشت، اینک خود در محاصره نیروهای آمریکایی به حالت استیصال مطلق قرار گرفته بود. به همین دلیل بی درنگ به خلع سلاح نیروهای خود رضایت داد و تمامی سلاح هایی که همیشه از آن به عنوان “شرف مجاهدین” نام می برد را تقدیم ارتش آمریکا کرد. علاوه بر خلع سلاح کامل، وی پذیرفت که قرارگاه اشرف تحت تسلط نیروهای آمریکایی باشد و در ازای گرفتن امکانات معیشتی و حفاظتی، اطلاعات مربوط به نیروهای امنیتی-نظامی ایران و صدام حسین را با آنان تبادل کند. بدین ترتیب تسخیر سوم به وقوع پیوست اما اینبار آمریکایی ها بودند که هویت و اعتبار مجاهدین خلق و شخص مسعود رجوی را تسخیر می کردند.

به موازات این حرکت، در فرانسه نیز مهمترین مقر مجاهدین خلق که آن زمان توسط مریم رجوی فرماندهی می شد به تصرف نیروهای فرانسوی درآمد و مریم قجرعضدانلو برای چند صباحی دستگیر و بازداشت گردید. حمله به قرارگاه اورسوراواز مجاهدین توسط ۳۰۰ نیروی ژاندارم فرانسوی و با اتهام هدایت فعالیت های تروریستی از این مقر، و پولشویی گسترده مریم رجوی در اروپا صورت گرفت و طی آن حدود ۲ میلیون یورو نیز در گاوصندوق مریم کشف و ضبط گردید. برای آزادی مریم رجوی، دهها نفر به دستور تشکیلات به انجام خودسوزی مبادرت کردند!

از آن هنگام تا خروج کامل مجاهدین از عراق که گام به گام آن اجباری، خونین و با مخالفت آشکار و پنهان مسعود و مریم رجوی همراه بود، مجاهدین خلق تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرار داشتند. با انتقال آنان به آلبانی گام دیگری برای تکمیل پروژه دگردیسی مجاهدین آغاز شد.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

تغییر پوست یا تغییر ماهیت؟!

بلافاصله پس از سقوط صدام و مستقر شدن آمریکاییها در قرارگاه مجاهدین، سیر تغییرات محتوایی در تشکیلات مجاهدین آغاز شد. نشست های متعددی برای مسئولین سازمان برگزار می گردید که در آن نحوه ی تغییر فرم از یک دستگاه “صدامی – ضدامپریالیستی” به یک دستگاه استحاله شده “ضدصدامی – دمکراتیک” را آموزش می دادند. در همین دوران هرگونه سخن یا تناقض مربوط به دفاع سالیان از صدام و یا تضاد با آمریکا مطرح می گردید، با این جمله ساده که “به ما چه” از آن پرش می شد و پاسخی برای آن وجود نداشت و در عوض به دستور مسعود رجوی کلیه اعضای مجاهدین باید بریف می شدند که حوادث داخل عراق ربطی به ما ندارد و هدف اولیه ما سرنگونی بوده است، لذا اگر صدام حاضر نشد طبق خواسته ما به ایران حمله کند، و یک اشتباه استراتژیک را در حمله به کویت مرتکب شد، در وضعیت فعلی برای ما بهتر است که با آمریکا همراه باشیم و بجای اینکه ما خون بدهیم، آمریکایی ها حمله می کنند و ما همراه با آنان به ایران خواهیم رفت! و این خواست خدا بود که بعد از اینهمه رنج و خون، اینک بدون کمترین هزینه ای به تهران برسیم، همانگونه که حضرت محمد بدون خونریزی مکه را فتح کرد!

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

به موازات این آموزش ها، کلیه کتابها، نشریات و سرودهایی که در آن کلامی علیه امپریالیسم و آمریکا گفته شده بود، از داخل قرارگاه مجاهدین جمع آوری و آتش زده شد. سرودهایی که پیش از آن مدام در پایگاههای مجاهدین بگوش می رسید و تداعی کننده جنگ و رزم با آمریکا بود، بکلی از قرارگاه محو شدند. برای نمونه می توان به سرودهای “سر کوچه کمینه، جبهه رهایی، نبرد با آمریکا” اشاره کرد که روزگار درازی مهمترین سرودهای مجاهدین محسوب می شدند و زمزمه میلیشیا و گردانهای رزمی مجاهدین حین کوهنوردی و ورزش بود. 

همزمان در نشست های درونی و نیز در رسانه های مجاهدین نیز چنین به هواداران و اعضا القاء می شد که گویی مجاهدین هرگز در ترور مستشاران آمریکایی دست نداشته اند و اینکار توسط گروه خودجوش دیگری که از آیه قرآن در آرم مجاهدین هم استفاده نمی کردند انجام شده است. و این درحالی بود که تا آن زمان همگان می دانستند که این ترورها توسط رضا رضایی طراحی و توسط مجاهدین به اجرا درآمده است و حتی شعر “سرکوچه کمینه” مجاهدین که بعد از انقلاب هم به صورت “ترانه سرود” منتشر شد، مرتبط به همان ترورها بود (سرکوچه کمینه مجاهد پرکینه/ آمریکایی بیرون شو خونت روی زمینه) و نشریات مجاهدین نیز با افتخار به آن اشاره داشتند!. بدین ترتیب رهبری مجاهدین اولین قدم برای اجرای “تسخیر معکوس” در درون مناسبات را برداشت و مغزشویی نوینی را برای تغییر ماهیت اعضای فرقه خود از یک نیروی ضدامپریالیسی به سوی مبدل شدن به “سربازان امپریالیسم” آغاز کرد!.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

تسخیر چهارم!

با پایان یافتن تشکل مجاهدین در خاک عراق، و تأسیس قرارگاه در آلبانی، دیپلماسی گسترده ای برای نقل و انتقال شخصیت های غربی و عربی به مقرهای مجاهدین آغاز شد. طی چند سال حضور مجاهدین در اروپا، صدها ملاقات و کنفرانس بزرگ و کوچک با هزینه عربستان سعودی و موساد توسط مریم رجوی برگزار شده است. سرازیر شدن دهها شخصیت جنگ افروز آمریکایی (از قبیل جان مک کین، جان بولتون، رودی جولیانی، گینگریج) به مقرهای مجاهدین در فرانسه و آلبانی نشانگر تسخیر پایگاه های مجاهدین در کشورهای اروپایی در فاز دیگری از سلسله تسخیرهایی بود که اینبار توسط بخش دیپلماتیک آمریکایی صورت می گرفت. حضور روزافزون لابی های صهیونیست مجاهدین در کنگره آمریکا (که به کاخ سفید هم رسید)، بخشی از پروژه تکمیلی سلسله بی پایان تسخیرهاست!. امروز دیپلمات جنگی های آمریکایی نه تنها قرارگاههای مجاهدین در اروپا را تسخیر کرده اند، که می توان گفت، کاخ سفید و حتی بخشی از کنگره نیز در تسخیر آنان است.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

آخرین خیز مریم رجوی برای تسخیر اجلاسیه لهستان!

شاید آخرین گام امیدبخش برای مجاهدین، تسخیر کنفرانس ورشو باشد که این روزها “پمپئو” در حال بازی در آن است. از مدتها قبل که شکست آمریکا در خاورمیانه به نقطه کلیدی رسید، لابی های ضدایرانی حامی مریم رجوی، به تلاش های دیپلماتیک گسترده ای برای بازی جدید روی آورده اند تا تحریم ها و در آینده جنگ با ایران را مشروع و قانونی جلوه دهند. برای اینکار آمریکا نیازمند یک اجلاسیه مهم بود که در آن بتواند مستقیم یا غیرمستقیم، جامعه جهانی را علیه ایران بسیج نماید. اقدامی که تاکنون گام به گام عقب نشینی های آمریکا را به دنبال داشته است.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)

بیشترین تبلیغات و انرژی برای بزرگنمایی و برگزاری هرچه گسترده تر این اجلاسیه را مجاهدین برعهده گرفته اند. تلاش حداکثری مریم رجوی این است که بتواند در کنفرانسی شرکت کند که از یکسو ویژگی جهانی داشته باشد و از سوی دیگر شخصیت های کلیدی و دارای قدرت سیاسی در آن حضور بهم رسانند. در طی تمامی سالیان گذشته، مجاهدین جز با شخصیت های بازنشسته که به دنبال کاسبی در کنفرانس ها هستند، ملاقات رسمی نداشته اند، لذا برای مریم رجوی بسیار مهم است که “اجلاسیه لهستان” با شکوه بیشتری برگزار شود و وی نیز بتواند در آن سخنرانی کند و در بین شرکت کنندگان مطرح شود.

به این ترتیب مریم رجوی در صدد تسخیر اجلاسیه ورشو برای قالب کردن تشکل فرقه ای مجاهدین به عنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی است. اما به نظر می رسد از همین الان سرنوشت این کنفرانس نیز همانند سرنوشت چهل ساله مجاهدین در هاله ای از ابهام باشد و آنچه تسخیر می شود، بازمانده اعتبار این تشکل در فضای سیاسی خارج کشور است! چرا که عدم استقبال جهانی از این کنفرانس، عقب نشینی گام به گام آمریکا را به دنبال داشته است به نحوی که امروز پمپئو بیش از همه به دنبال شرکت نمایندگان ایران در آن اجلاسیه است و مدام تکرار می کند که خواهان ایجاد ایران هراسی در آن نیست!.

حامد صرافپور

(پایان)

***  

ترجمه مقاله تحقیقی گاردین مجاهدین خلق مریم رجوی فرقه رجوی آلبانیEx members accuse Maryam Rajavi of coordinating routine sexual abuse

link to one of the Mojahedin Khalq songs advocating killing Americans celebrating killing of Captain Hawkins

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کانون-های-شورشی-ادعایی-مریم-رجوی،-مجاه/

کانون های شورشی (ادعایی مریم رجوی، مجاهدین خلق ایران) از سه دیدگاه

انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۹:… آن ها همگی متفق القول هستند که اساسا کانون های شورشی وجود خارجی ندارد و آنچه در تصاویر دیده می شود نمایش فریب آمیزی است که صرفا کارکرد داخلی دارد. در زیر نظرات و تحلیل های برخی از این افراد را پس از تماشای تصاویر کانون های شورشی در یکی از رسانه های اجتماعی، می خوانید. این افراد شامل اعضای جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق … 

کانون های شورشی مجاهدین خلق مریم رجوی مسعود رجوی در ایرانکانون های شورشی مریم رجوی (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) در ۳۰ دی

لینک به منبع

کانون های شورشی از سه دیدگاه

توسط انجمن نجات مرکز فارس ۹ بهمن ۱۳۹۷

در یکی دوسال اخیر اصطلاح تازه ای به سازوکار تبلیغاتی سازمان مجاهدین خلق افزوده شده است که «کانون های شورشی» نام گرفته است. پروپاگاندای تشکیلات مجاهدین خلق ادعا می کند که این کانون ها در شهرهای ایران در حال گسترش هستند و هر روز مردم بیشتری در حال پیوستن به آن ها هستند. برای اثبات این ادعا تصاویری از کانون های کذایی در رسانه های مجاهدین منتشر می شود که ذهن هر بیننده بی طرفی را هم به چالش می کشد چه رسد به افرادی که با ماهیت تشکیلات مجاهدین خلق آشنایی دارند. 
تصاویر همواره از فضاهای بی هویت –معمولا دشت و بیابان—و افراد بدون چهره گرفته شده است که با دیالوگ های مکانیکی و حرکات نمایشی و تصنعی، سرسپردگی خود را به «برادر مسعود» اعلام می کنند. عموما بینندگان این تصاویر را سه دسته تشکیل می دهند. کسانی که با مجاهدین خلق و سوابقشان آشنایی ندارند و احتمالا تنها چالشی که در ذهنشان مطرح می شود این است که «برادر مسعود» کیست؟ و چرا این افراد مجبور هستند با چنین شرایط غیر عادی حمایت خود را از او اعلام کنند و احتمالا اگر کنجکاوی آن ها اندکی بیشتر باشد برای پاسخ به سوالات خود با یک جستجوی ساده به سیل عظیم اطلاعات درباره سوابق تروریستی و همکاری های مسعود رجوی با صدام حسین و کیش شخصیتی که هزاران زن و مرد را به زنجیر کشیده است، دست خواهند یافت.

طیف دوم مخاطبین این تصاویر که دقیقا مخاطب هدف رسانه های مجاهدین خلق هستند را اعضای داخلی سازمان تشکیل می دهند که دسترسی به جهان و رسانه های آزاد ندارند. مخاطب گرفتار در درون فضای منزوی تشکیلات مجاهدین خلق ممکن است باور کند که واقعا «کانون های شورشی» در جای جای ایران در حال شکل گیری است. آن ها نمی دانند که در ایران امروز اگر کسی اعتراضی به شرایط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی داشته باشد، نیازی ندارد که برای اعلام شورش یا اعتراض بدور از جمعیت به کوه و کمر برود؛ چنانکه حضور افراد جامعه ایرانی در اعتراضات مردمی و کارگری به وضع معیشتی و مشکلات اقتصادی به سادگی در رسانه ها منتشر می شود و معترضین نیازی به پوشاندن چهره خود نمی بینند. هرچند که اگر در ذهن مخاطب داخلی پرسش ایجاد شود که چرا این شورشیان انقدر کم تعداد و منزوی هستند و چرا در بیابان و بدور از مردم عادی جامعه تشکیل شده اند یا چرا چهره هایشان معلوم نیست، حق ندارند پرسش خود را مطرح کنند چرا که در تشکیلات پرسش ممنوع است.

و بالاخره دسته سوم بینندگان را افرادی تشکیل می دهند که به هر دلیلی با سوابق مجاهدین خلق و ماهیت واقعی آن ها آشنایی دارند. در سال های اخیر، برای این افراد تصاویر کانون های شورشی به نوعی جنبه سرگرمی پیدا کرده است اما گاهی تحلیل های متقن و کارامدی از درون دیدگاه های این افراد قابل استنتاج است.

آن ها همگی متفق القول هستند که اساسا کانون های شورشی وجود خارجی ندارد و آنچه در تصاویر دیده می شود نمایش فریب آمیزی است که صرفا کارکرد داخلی دارد. در زیر نظرات و تحلیل های برخی از این افراد را پس از تماشای تصاویر کانون های شورشی در یکی از رسانه های اجتماعی، می خوانید. این افراد شامل اعضای جدا شده از تشکیلات مجاهدین خلق، اعضای خانواده اسیران گرفتار در تشکیلات و یا افرادی که ارتباطی با مجاهدین نداشته اند اما از طرق گوناگون از سوابق و شرایط فعلی این گروه آگاه شده اند. خواندن این دیدگاه ها به شناخت بهتر ماهیت مجاهدین خلق و همچنین درک میزان اقبال عمومی نسبت به این گروه، کمک می کند.

***
علی شیرزاد :
کانونهای شورشی که قراره مردم را آزاد کنند نمیدونم چرا خودشون را ازترس آزاد نمیکنند درپشت عکس پنهان میشوند آنهم درکوه ودره وغار نه وسط شهر

غلام رضا شکری:
حاضرم قسم بخورم که اینا مال خودشونه بعد میگن شهرهای ایرانه توی اشرف و لیبرتی این کار رو میکردن بعد نفرات خودشونو فریب میدادن

علی شیرزاد:
کاررجوی عوامفریبی ست اگه بخواهیم فقط ازعوامفریبی هاش بنویسیم فکرکنم ده هزارمقاله میشود

احمد هاجری:
من نمیدونم چرا انزوا پرستی و جمع گریزی شرط اول عضویت در این سازمان؟

محمد رزاقی:
این برادران بلوچ قاچاقچی همانهائی هستند که تریاک رجوی تامین می کردند . رجوی که ریق رحمت سر کشید برای دریافت دستمزد مجبورند در پاکستان و افغانستان عکس روح پلید دست بگیرند تا جیره شان قطع نشود…

قربان علی حسین نژاد:
انگار روز ۳۰ دی فقط رجوی از زندان آزاد شده. در حالیکه روز ۳۰ دی روز آزادی زندانیان سیاسی است و همۀ گروههای ایرانی این روز را روز آزادی زندانیان سیاسی می نامند ولی کیش شخصیت و بت پرستی فرقۀ رجوی این روز را به نام رجوی مصادره کرده. تازه این عکسها از کجا معلوم در ایران می باشند و در آلبانی نیستند؟

محمد کرمی: 
یک سوال این کانون های مثلا شورشی که هرکدام مربوط به یک شهر دیگر هستند چرا کفش همه شان یک مدل است در همه عکس ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد رجبی:
دوستان عزیز همینکه صورتهاشون را پوشانده اند نشان دهنده انقلابی بودن انهاست. اینها وحشت دارند شناخته شده و تا بهمن که قول داده اند مردم در تف کردن روی صورتشان صرفه جوئی کنند

میهن آباد: مضحکه

بامشاد تابناک:
این بچه بازی ها نمایشی دراروپا انجام می شود ونوعی خودفریبی فرقه رجوی است

مهران بایکان: 
اسم این فرقه که میاد حالت تهوع بهم دست میده نظر دیگه ای ندارم

محمد رجبی: 
خنده دار ترین موضوعی که من میبینم و شنیدم و میخوانم کانونهای شورشی مزاحمین خلق

محمد رجبی:
تمام ریگهای روان خوزستان و غرب کشور صرف نظر از مسائل داخلی تف به صورت اینها نمی اندازند چه رسد به اینکه اینها موفق به ایجاد کانونهای شورشی باشند
دونسل از جوانان کشور که می توانستند در سازندگی به کار گرفته شوند به دست رهبران خائن اینها به نابودی کشیده شد اینها به غیر از همان دوهزار اسیر در بند که آنها نیز متاسفانه در دام افتادگانی هستند هیچ چیز از ایرانیت ندارند مزاحمین خلق هستند نه مجاهدین خلق

نازیار علی زاده:
آزادی های یواشکی بسبک مجاهدینه ؟

مریم مسیح:
یک عده بیمار روانی و فسیل بنام زامبی های مجاهدین خلق
بیچاره ها واقعا نیاز به درمان دارند

احمد هاجری: حرکت مبارزاتی در بن چاه

پرویز حیدرزاده: 
باسیلی صورت خودرا سرخ نگه داشتن است ،کارشون بازی و سر کاری است

سحر سالار: 
۵نفر که با پول خریدن آوردن در بیابونهای ایران حالا دارن شعار میدن بزرگتراز اینا صدام و رهبرگوربگورش غلطی نکرد اینها درحد ی بازیه میخوان بگن ما هنوز زنده ایم و هستیم.

(پایان)

*** 

مزدور مسعود رجوی و تقی شهران قتل و جنایت سالروز آزادی بریده مزدور ساواک مسعود رجوی- بیانیه ای که ساواک برای مسعود رجوی نوشت

American Hawks using Mojahedin Khalq MEK terroristsWho do you think you are you fooling Mr Pompeo? 

همچنین: