کوروش کبیر؟ و باند رجوی، غاصب سازمان مجاهدین ضد سلطنت ؟!

کوروش کبیر؟ و باند رجوی، غاصب سازمان مجاهدین ضد سلطنت ؟!

 صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، دوم نوامبر 2016:… درآن موقع تیزبینان وتحلیلگران مردمی با درایتی که از تکیه به مردم حاصل میشود نوشتند که معنی عملی این شعار ” نه غزه، نه لبنان، جانم فدای اسرائیل ” میباشد! واینکه آزادی باید بدون ریش وپشم باشد، حرف احمقانه ایست واتفاقا بزرگترین قهرمانان مبارزه درراه آزادی با ریش وپشم بودند ودرمقابل فاشیست هایی مانند هیتلر ومستبدین چاکر منشی … 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

عادل اعظمی، انگلستان: کس اینجا به امید هوسی می آید

https://iran-interlink.org

کوروش کبیر؟ و باند رجوی، غاصب سازمان مجاهدین ضد سلطنت ؟!

11/08/95

البته ما میدانیم که لقب کبیر به کوروش ودیگران توسط رضا خان داده شد واین صفت برتر را رضا خان به خودش هم داد!

اگر میپذیریم که رضاخان- بعنوان برباد دهنده ی مشروطیت که با فداکاری های زیاد وبطور نصف نیمه مستقر شده بود- لایق لقب ” کبیری بود، بطریق اولی میتوان گفت که کوروش هم کبیر بوده است!!

جریان ازاین قرار است که فرقه ی رجوی درسوء استفاده از گردهم آیی تعدادی ازمردم بیخبر ازتاریخ، درپاسارگاد-  محل ادعایی مقبره ی کوروش- که واقعی بودن آن بلحاظ اینکه این پادشاه در آسیای میانه کشته شده وسرش بریده ودرداخل طشت عمیق پرخون نهاده شده وفاتح این نبرد به سر بریده ی کوروش گفته است که تو درطول زندگی ات لشکر کشی های فراوان کرده وازخونریزی سیر نشدی واینک باشد که درحالت مرگ سیر شوی –  مورد شک وتردید فراوان است ، بارها دست به نوشتن مطالبی زده وتصور نموده که این آب گل آلود هم میتواند محلی برای گرفتن ماهی باشد!

دلیل من در مورد نامعین بودن قبر کوروش آنست که درموقعیتی که لشکریان او شکست خورده ومتواری شده بودند وخودش کشته شده وسرش بریده شده بود ، علتی نمی بینم که لشکر  پیروز به  لشکر درحال هزیمت وفرار کوروش مراجعه کرده وازآنها بخواهد که لطف کرده وجسد کوروش را به پاسارگاد ببرید وآنرا با احترام وخوشی دفن نمایید!!!

فرقه ی رجوی دریکی ازچندین گزارشی که درباره ی این گردهم آئی نوشته ، چنین گفته است:

” غیظ رژیم آخوندی از مراسم سالانه گرامیداشت کورش کبیر در پاسارگاد و شعارهای مردمی و ضدحکومتی تحت عنوان هدف قرار دادن اصل نظام ولایت فقیه – رسانه‌های حکومتی از هر دو باند حاکمیت گردهمایی سالانه مردمی در پاسارگاد را حرکتی علیه نظام آخوندی توصیف کردند و خواستار اقدامات مقابله جویانه رژیم با چنین تجمعاتی شدند “.

برخورد رسانه های حکومتی دراین مورد، از ماهیت ترقی خواهانه وضد سلطنتی برخوردار بوده ومن بعنوان یک شرکت کننده در انقلاب بزرگ ضد سلنتی مردم ایران، ازاین موضع استقبال میکنم!

ازدید من که دستی درعالم تاریخ وتطورات عجیب آن دارم، هرحرکت مردم به تنهائی مقدس وقابل دفاع نیست و محل تجمع آنها  هم درکنار شعارهای آبکی این بی خبران ویا مغرضین آگاه نمیتواند مورد حمایت یک تحلیلگر سیاسی ای باشد که جهت گیری مردمی دارد!

اگر این تعداد اندک مردم جمع شده درپاسارگاد، جواب مثلا مشکلات لمپنی خود را درگردهم آمدن دریک محلی که اصالت آن بخوبی روشن نیست ، میدانند و حل مشکل خود را در بازگشت به گذشت میدانند ، چرا این کار را در مراقد پیشوایان مذهبی خود که هزار سال بعد ازآنها حضور داشته ومسلما ازنظر عقاید پیشرفته تر از کوروش ها هستند ، جمع نشدند؟!

اگر جواب این باشد که  اسلام کهنه شده وبدرد حل مسائل معاصر نمی خورد، باید گفت که بطریق اولی متشبث شدن به کوروش بدتر است ( عذر بدتر ازگناه) وبخصوص اینکه صهیونیزم علاقه ی زیادی باین شخصیت تاریخی نشان میدهد و من بدون آنکه بخواهم یا مصلحت بدانم اظهار نظر صریحی دراین مورد بکنم، در عوض براحتی میتوانم بگویم که این موضوع ( ابراز علاقه های صهیونیزم) نمیتواند ازدید یک تحلیگر بدور باشد!!

ما حرف هایی مانند ” همه ی مسلمانان باهم برادرند ودربین آنها اتحاد ایجاد کنید  و کسب دانش برای هرزن ومرد مسلمان واجب است و ….” ازبزرگان دینی خود گرفته ایم که اخیر تر ازسخنان کوروش خطاب به مردم بابل بوده است واگر سخن گفتن صرف دردها را حل میکند، چرا بجای توسل به بزرگان دینی خود که متاخرترند ، این شخصیت نظامی 2500 سال پیش را الگو قرار دهیم که محمد رضا پهلوی هم این کار را میکرد وتوام با آن، جوانان سرسبد جامعه را  به جوخه های زندان می سپرد ویادر زندان ها دق مرگ ویا پیرشان می ساخت!

حالا بگذریم که بعضی مورخان بر صحت حقوق بشری بودن این کتیبه ی کوروش وحتی وقت نگاشتن آن شک وتردید دارند ومیگویند که این منشور ، منشور آزادی تجار حریص یهودی بود که بدست کوروش بابل را به خاک وخون کشیده ومتصرف شدند!

بازهم:

” … این رسانه رژیم افزود: شعارهای «نه غزه، نه لبنان» به علاوه «آزادی اندیشه با ریش و پشم نمیشه»، از خیابانهای تهران به بیابانهای مرودشت منتقل شده است. یک رسانه دیگر رژیم نوشت: نامگذاری روزی به نام روز کوروش دور از انتظار نیست. چنان‌چه مجلس و متولیان فرهنگی کشور نسبت به این امر مهم مبادرت ورزند، راه تخریب و دوقطبی‌سازی روی برخی بسته خواهد شد “.

از همان روز هم معلوم بود که  شعار انحرافی نه غزه ونه لبنان ، جانم فدای ایران ، شعار اقلیتی ازناسیونالیست ها وکسانی بود که عملا ازدولت ایران میخواستند که با عدم توجه به غزه و لبنان ( واکنون بیشتر به سوریه) دست از حمایت متحدین بالفعل وبالقوه ی خود برداشته، بگذاردآنها شکست بخورند و ایران با اسرائیل همسایه شود!

درآن موقع تیزبینان وتحلیلگران مردمی با درایتی که از تکیه به مردم حاصل میشود نوشتند که معنی عملی این شعار ” نه غزه، نه لبنان، جانم فدای اسرائیل ” میباشد!

واینکه آزادی باید بدون ریش وپشم باشد، حرف احمقانه ایست واتفاقا بزرگترین قهرمانان مبارزه درراه آزادی با ریش وپشم بودند ودرمقابل فاشیست هایی مانند هیتلر ومستبدین چاکر منشی مثل رضاخان وپسرش عاری ازریش وپشم وبنابراین پیدا کنید میزان استلزام منطقی سردهندگان این گونه شعار هارا!!

صابر  

*** 

مزدور مریم رجوی شادمانی برای ترور عربستان سعودیرزومه مجاهدین برای استخدام دائم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27062

این متوقف ساختن ممکن است ویرانگرتر باشد! 

 صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، نهم اکتبر ۲۰۱۶:…  این تز همان تز دخالت بشر دوستانه با کشتن مردم است که نمونه ی بارزش را در یوگوسلاوی سابق دیدیم و مشاهده کردیم که چگونه یک کشور مطرح و ازب نیانگذاران  اصلی جنبش کشورهای غیر متعهد، به خاک سیاه نشانده شد و مردمش دچار چه قهقرا و فقر و مسکنتی شدند! درمیان تروریست های سوریه ، جناح معتدلی وجود ندارد ویا دراقلیت قرار دارد . چرا که بسادگی تغییر موضع میدهند … 

مسعود رجوی جیش العدل تروریسمآمریکا مدعی دروغین مبارزه با تروریسم (دفاتر سازمان تروریستی مجاهدین خلق در مجاورت کاخ سفید)

با وحدت عمل مردم، جان مک کین و رجوی هیچ غلطی نمیتوانند بکنند!

https://iran-interlink.org

این متوقف ساختن  ممکن است ویرانگرتر باشد!

۱۷/۰۷/۱۳۹۵

رسانه های فرقه ی رجوی، با خوشحالی زیاد حرف نابخردانه وبشدت خطرناک جان مک کین ( سرهنگ خلبان قاتل مردم ویتنام وسناتور را ستگرای  مدافع  منافع نامشروع یک درصدی های مرفه جهان ) به شرح زیرمنتشر کرده اند:

” اسد را متوقف کنید و یا انتظار سالها جنگ را داشته باشید – جان مک‌کین سناتور جمهوریخواه از دولت آمریکا خواست تا استراتژی جدیدی را در رابطه با سوریه اتخاذ کند تا جنگ متوقف شود. وی افزود در غیراین صورت بدیل آن استمرار جنگ برای سالهای سال و تروریسم و کشتار و پناهنده است و درگیری در قلب خاورمیانه که در ادامه تهدیدی برای آمریکا و بی‌ثباتی در جهان خواهد شد “.

اسد، مردم سوریه ومتحدان آن درجنگی بر روی مرگ وزندگی درگیرند و ماهیت جنگ شان دفاعی بوده و چاره ای جزدفع تجاوز ندارند آن ندارند !

اما طرف مقابل که عبارت از سلطه گران جهانی به سرکردگی آمریکا و وابستگان تروریست تکفیری ومرتجع آنها صرفا بخاطر زیاده طلبی وطمع ورزی بیمورد است که منطقا نباید جنگی برای مرگ وزندگی داشته ودفاع باشد وبلکه جنگی تجاوزکارانه است که درصورت اصرار برتداوم آن- آنطور که باند رجوی ومک کین ها میخواهند- ممکن است نتیجه ای جز نابودی جهان نداشته باشد!

اینکه سوریه بعنوان یک کشور نا ابرقدرت وغیر امپریالیستی چگونه میتواند منافع واقعی ومشروع آمریکا را به خطر اندازد، برکسی معلوم نیست و اینجاست که جان مک کین بطور شرم آوری دروغ میگوید!!

آیا این خنده دار نیست که مقاومت اسد ومتحدانش به معنی کشور گشائی وسلطه ورزی تلقی شود، کاری که غرب ومتحدان منطقه ای مرتجع اش میکنند؟!

دوباره:

”  سناتور جان مک‌کین در مقاله‌یی که در روزنامه وال استریت ژورنال درج شد گفت: ”بشار اسد را همین حالا متوقف کنید… یا انتظار سالها جنگی را داشته باشید که تلاش می‌کنند به بیابان تبدیل شود و سپس از صلح دم بزنند“.

آیا این اسد است که بعنوان رئیس جمهور قانونی سوریه، این کشور را متصرف شده وباعث جنگی ویرانگر درآن شده ویا قضیه برعکس است که هست؟!

آقای مک کین!  

اگر شما از تسلیح نیروهای تروریستی درسوریه دست برداشته و بر تعهدات خود درمقابل روسیه  صادق بمانید، آیا باز هم جنگی درسوریه وجود خواهد داشت؟ مسلما که نه! واگر شما براستی طرفدار صلح اید ومیخواهید خاورمیانه ی باثباتی؟؟!! وجود داشته باشد ، چرا دولت خود را ازدست زدن به حمایت ازتروریست ها که عامل جنگ اند، منع نمی کنید؟!

شما به چه حقی خواستار برکناری رئیس جمهور قانونی یک کشور می شوید؟!

همچنین:

”ایالات متحده و شرکاء آن در ائتلاف بایستی به اسد در مورد ضرورت توقف پرواز هواپیماهایش هشدار بدهند که متوقف کند یا هم هواپیماهایش را از دست بدهد، و اگر هم روسیه به بمبارانهای کور خود ادامه دهد، بایستی به وی توضیح دهیم که ما طرح های لازم را برای به خطر انداختن هواپیماهایش اتخاذ خواهیم کرد و همچنین بایستی مناطق امن برای شهروندان سوری ایجاد کنیم و هر کاری برای حفاظت از آنها در مقابل تجاوزات اسد و پوتین و نیروهای بنیادگرا بایستی انجام دهیم“.

این کار شما را به جنگ اتمی می برد وبطور کاملا ابلهانه ای فکر میکنید که دریک جنگ اتمی پیروز خواهند شد!

 بنظر می رسد که روزها وماه های آتی چشم انداز بیشتری درمقابل ما گسترده خواهد شد  وبا این حال بنظر نمی رسد که بدون اعاده ی حلب به دولت سوریه ، مذاکرات موفقی درمورد رفع این جنگ ویرانگر انجام گیرد.

ونیز:

” همزمان بایستی کمکهای نظامی را به قویترین گروه‌های اپوزیسیون سوریه که با این رژیم در حال جنگند ارائه دهیم، و این تنها راه کمک به غیرنظامیان از خطرات جنگ است که گروه‌های معتدل را برای جنگ قوی‌تر کنیم تا به پیروزی برسند”.

این تز همان تز دخالت بشر دوستانه با کشتن مردم است که نمونه ی بارزش را در یوگوسلاوی سابق دیدیم و مشاهده کردیم که چگونه یک کشور مطرح و ازب نیانگذاران  اصلی جنبش کشورهای غیر متعهد، به خاک سیاه نشانده شد و مردمش دچار چه قهقرا و فقر و مسکنتی شدند!

درمیان تروریست های سوریه ، جناح معتدلی وجود ندارد ویا دراقلیت قرار دارد . چرا که بسادگی تغییر موضع میدهند ونهایت همکاری را با یکدیگر کرده وزمانی برعلیه هم وارد عمل میشوند ودلیل این کار ، نفع طلبی جنگ سالاران است که به چیزی جز شکم وضمائم آن نمی اندیشند!

 دیگر اینکه گروه های معتدل وارد مذاکره می شوند و با سلاح دیگران کشور خود را به کام زوال ونیستی نمی برند و عمل اعتدالیون شما، این موضوع را نشان نمی دهد!

من برای نشان دادن یک تصویر کلی از اوضاع حلب – که عملا به نقطه ی گرهی تعیین کننده در تجاوز به سوریه تبدیل شده – قسمت هایی از مقاله ی کارین لویکه فلد – فصلنامه هینتر گروند جلب میکنم:

” حلب که بواسطه مرزکشی های جدید، بعد از جنگ جهانی اول از سرزمین های عربی (جنوبی) جدا افتاده بود، می بایست از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۶ تحت نظارت فرانسویان بعنوان شهری تجاری نظمی نو به خود می داد. پس از کسب استقلال در سال ۱۹۴۶ حلب بعنوان مرکز اقتصادی سوریه باقی ماند در کنار دمشق بعنوان پایتخت سیاسی … رودخانه قویق، رگ حیاتی حلب خشک شده. سد آبی [دریاچه] اسد بر رودخانه فرات تحت کنترل آنچه خود را دولت اسلامی می نامد و یا باصطلاح “شورشیان معتدل” است. شهر به دو قسمت تقسیم شده. قسمت شرقی با نزدیک به ٣۰۰۰۰۰ جمعیت که توسط “شورشیان معتدل” و سایر اسلامیست ها کنترل می شود. قسمت غربی با بیش از یک و نیم میلیون جمعیت شامل تعداد زیادی آواره جنگی توسط دولت سوریه کنترل شده و توسط ارتش سوریه از حملات اسلامیست ها حفاظت می شود… پیش از یورش به حلب حداقل سه ملیون نفر در آن زندگی می کردند. در این بین بیش از نیمی از آنها شامل دهها هزار مسیحی و بیش از آنان مسلمانان از شهر گریخته اند. نامگذاری گروه های جنگجو یا باصطلاح “شورشیان معتدل” نشاندهنده حضور محسوس گذشته [حلب] در درگیری های کنونی هستند. بسیاری برای خود نام فاتحین و حاکمین سابق حلب را برگزیده اند: نورالدین زنگی یا “ارتش فتح”، “ارتش اسلام”، “بریگاد [سلطان] مراد” یا “احرار الشام” و بدین طریق هدف جنگ خود را مشخص می کنند. مسئله بر سر نوسازی سیاسی دولت سکولار سوریه و شهروندان آن نیست. مسئله بر سر – همچون در قرون وسطی- سلطه و تصرف، بر سر کنترل تاریخ سوریه و بر سر ثروت آن کشور است… “اپوزیسیون” مستقر در شرق حلب از پوشش رسانه ای گسترده ای برخوردار است. مقامات بلندپایه دول غربی خواهان [ارسال] کاروان های کمک رسانی، [ایجاد] کریدورهای بشردوستانه و حتی تاسیس پل هوایی می شوند. بعنوان نمونه وزیر امور خارجه آلمان، فرانک-والتر اشتاین مایر در آگوست ۲۰۱۶. در شرق حلب “کلاه سفیدها” که برای جایزه صلح نوبل پیشنهاد شده اند نیز فعال هستند. [آنها که] در ترکیه آموزش دیده و از سوی بریتانیا و از جمله نمایندگی ایالات متحده آمریکا برای توسعه بین‌المللی (USAID) حمایت مالی می شوند،با کلاه های سفیدشان بطور خستگی ناپذیر درحال کنار زدن آوار ویرانه ها و بیرون کشیدن شهروندان غیرنظامی و کودکان از بین آنها هستند. در تمام مدت دوربینی که به پیشانی بسته اند رنج و ویرانی در شرق حلب را با تصاویری صاف و با کیفیت بالا برای انتشار در صفحه اول مطبوعات جهانی ضبط می کند. در غرب حلب اما انسان ها خارج از دید افکار عمومی جهانی کشته می شوند. این را امیل قطی که در بیمارستان فرانزیسکانر در حلب کار می کند می گوید. او می افزاید که هر انسانی با دیدن عکس عمران جوان در تیتر رسانه های جهانی احساس همدردی می کند. ” ما همه روزه در هر دو قسمت حلب از این موارد داریم. مثل همین جوان بنام بسام یالوف که گلوله ای به سرش اصابت کرده و دچار مرگ مغزی شده. عمران جوان از شرق حلب از این بخت یا بدشانسی برخوردار بوده که از وی فیلم و عکس گرفته شده و از طریق فیس بوک پخش شده”. در سراسر سوریه روزانه تراژدی هایی بوقوع می پیوندند که راجع به آنها هیچ کس حرفی نمی زند. .. سازمان امنیت ارتش ایالت متحده (آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده DIA) در گزارش خود از اوضاع سوریه در سال ۲۰۱۲ نوشت: ۱- تحولات در کشور [سوریه] شکلی مذهبی بخود می گیرند.۲- سلفی ها، اخوان المسلمین و AQI (القاعده در عراق، توضیح نگارنده) مهمترین نیروهای پیشبرنده شورش در سوریه هستند. ٣- غرب، شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس و ترکیه از اپوزیسیون حمایت کرده، در حالیکه روسیه، چین و ایران حامی رژیم اند.

اهالی قدیمی مطمئن اند که انقلاب دروغین به حلب تحمیل شده. عماد خولصی، کاسبی که این روزها شیرینی های خود را در خیابان سلامیه در غرب حلب می فروشد می گوید: “مسئله ما سیاست نبود، کسب بود. ما از ترکیه، اروپا و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس مشتری داشتیم و کار و کاسبی خوب بود.” همسایه وی، هیثم هاشم که یک جواهرفروشی در همسایگی مسجد جامع حلب داشته و هیچگاه انتظار چنین اتفاقاتی را در حلب نداشته می گوید: “زندگی ما خوب بود، امن بود، ما کار داشتیم. این چیزیست که برای مردم اینجا مهم است: امنیت و کار. دلایل این وضعی که برای ما پیش آمده سیاسی است و هیچ ارتباطی با مردم حلب ندارد. ما امیدواریم که زندگی به شکل سابقش برگردد. برای همین به زندگی ادامه می دهیم.” هاشم مطمئن است که اگر سوری ها بین خودشان با هم تفاهم کنند، “جنگ خاتمه پیدا می کند.” عماد خلوصی در حالی که سر تکان می دهد می گوید: حلب مادر همه دنیاست. اینجا ما همه چیز داریم. اما شاید بخاطر همین هم این مشکلات را داریم، چون که ما همه چیز داریم. شاید وضع ما زیادی خوب بوده. شاید وضع ما شبیه یک معده مسموم باشد؟ ما زیادی توی معده هامان فرو کردیم و حالا حالمان خراب شده. تنها وقتی که از شر آنچه روی معده ما سنگینی می کند خلاص شویم، می توانیم با هم به تفاهم برسیم… برای محاصره حلب ترکیه از واحدهای ترکمن که در مناطق مرزی تحت هدایت سازمان امنیت ترکیه (MIT) عمل کرده و همراه “ارتش فتح” و گروه های القاعده به یورش به حلب شدت می بخشند استفاده می کند. تحت نام “شورشیان معتدل” اواخر اوت واحدهای ترکمن، از جمله نورالدین زنگی، بریگاد سلطان مراد، جیش التحریر و گردان شهدای ترکمن همراه ارتش ترکیه به جَرابُلُس در شمال سوریه وارد شدند. ترکمن ها بر قاچاق اسلحه، جنگجویان و آوارگان جنگی نظارت می کنند. آنها انتقال نفت و اجناس به غارت رفته را کنترل می کنند. هنگامی که بن‌علی ییلدریم نخست وزیر ترکیه در ماه اوت اظهار داشت که بشار اسد می تواند برای یک دوره گذار در مقام خود بماند، این موصوع را اما مشروط به این کرد که “در سوریه آینده شورشیان کرد، دولت اسلامی (داعش) و اسد جایی نخواهند داشت. دولت آینده سوریه باید متشکل از ترکمن ها، مسلمانان سنی و قبیله های عرب باشد.” ورود ارتش ترکیه به سوریه در ماه اوت میبایست به تقسیم بندی سوریه که مد نظر ایالات متحده، اروپا، شیخ نشینان حاشیه خلیج فارس و اسرائیل است رسمیت ببخشد. کردها باید در شرق فرات منطقه امن برای اقلیت ها را اداره کنند. ترکمن ها و اسلامیست ها می بایست تحت رهبری غرب و ترکیه مناطق غربی فرات در سوریه را کنترل کرده و حلب را تصرف کنند. شاید جمهوری ترکیه، که گویا قصد دارد در آستانه صدسالگی خود در سال ۲۰۲٣ تحت رهبری رجب طیب اردوغان شمال سوریه و حلب را در خود ادغام کند، در محاسبات خود دچار خطا شده باشد: اهالی حلب با ادیان گوناگون به هیچ وجه خود را جزئی از امپراتوری نوین عثمانی نمی دانند.. جوامع مذهبی حلب حتی به ذهنشان خطور نمی کند که روزی به سلطه ترکیه گردن نهند. مقام رسمی در گفتگو با نگارنده می گوید: “حلب تاریخی کهن تر از ترکیه و یا امپراتوری عثمانی دارد. مسئله بر سر قدرت و نفوذ است، چراکه کسی که بر حلب حکومت کند، بر کل منطقه حکومت می کند.” بهمین دلیل قدرت های منطقه ای و جهانی می خواهند حلب را تصرف کنند. بعد از جنگ جهانی اول دو دیپلمات از فرانسه و بریتانیا، فرانسوا ژرژ پیکوی و مارک سایس بر روی شن های خاورمیانه خطوطی کشیدند تا منافع هر یک از کشورهای خود در منطقه را تعیین کنند. یکصد سال بعد ده ها کشور پس از عراق در پی فروپاشی سوریه اند “. پایان نقل قول از کارین لویکه فلد – فصلنامه هینتر گروند

صابر

(پایان)

*** 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیMassoud and Anne Khodabandeh: Albanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26620

بهمراه مریم، روزنامه ی قطری هم چیزی از مسعود رجوی مطرح نکرد! 

 prince Turki Saudiصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، سی و یکم اوت ۲۰۱۶:… شما که با سوء استفاده ی کامل از مذهب وگذاشتن رجوی بجای انبیا ، شهره ی آفاق هستید ، چگونه خواهید توانست این کارهای برضد خودتان را انجام دهید! اگر واقعا تغییر راه داده اید ،تعارف را کنارگذاشته وموضع جدیدتان را با وجود عدم حضور مسعود رجوی ، اعلام کنید وبگویید که چه تحولاتی درشما روی داده که مردمی … 

کتمان فرار زبونانه، احتیاج به اینهمه پرگویی هم دارد!

https://iran-interlink.org

بهمراه مریم، روزنامه ی قطری هم چیزی از مسعود رجوی مطرح نکرد!

۱۰ شهریور ۱۳۹۵ خورشیدی

مریم رجوی با روزنامه ی الشرق قطر مصاحبه کرده ورسانه های رجوی آنرا پوشش داده اند که مفصل است ومن با آوردن قسمت های اساسی این مصاحبه و با حذف شعار دهی های مکرر، نظری بدان انداخته و نقد جانانه ای از آن میکنم تا اگر حجب وحیایی درایشان مانده باشد؟! ، در انجام اینگونه مصاحبه ها کمی درنگ کرده وحرف های مفت نزده واتهامات دروغین کمتری مطرح کند!

او میگوید:

” مرحله سرنگونی رژیم را شروع کرده ایم و به هر بهایی که باشد از آن عقب نشینی نخواهیم کرد”.

شما که عزیز برادر باشی، دهه هاست که دست به این کار زده وهمواره مثل موش آب کشیده ازصحنه خارج شده اید !

آیا با این حرف میخواهید بگویید که سرنگونی نوع شما، با سرنگونی خاص رجوی فرق دارد و زمانی که رجوی با شدت وامکانات زیاد مشغول به این کار بود، شما به انجام وظیفه ی حرمسراداری خود مشغول بودید و وقتی برای فکر کردن به سخنان مسعود نداشتید؟!

شما راسا چیز باارزشی دراین مورد ندارید که بخواهید هزینه کنید وآیا این هزینه را ازجیب عربستان ، قطرو اسرائیل تامین خواهید کرد ؟!

آنها درست است که پول وامکانات میتوانند دراختیار شما بگذارند، اما از گذاشتن نیروی اصلی ( نیروی انسانی) دراختیارتان معذورند!!

مریم خانم میگوید:

“هدفمان سرنگونی دیکتاتوری و برقرای ایرانی دمکراتیک صلح جو و غیر اتمی است ” .

نوع دموکراسی تان را در کمپ های مختلف تان درعراق وکردستان دیده وشنیده ایم. لطفا روی این یکی خط بزنید.

ترورهای بیش از ده هزار نفری شما، نشان از غیر صلح جو بودن شما دارد وهچنین شرکت فعال تان درجنگ عراق برعلیه ایران!

آیا ازاین کارهایتان شرمنده شده اید؟!

اگر جواب مثبت است، طی اطلاعیه ای آنرا اعلام کرده و علت این توبه کردن وشرمندگی خود را به ” خلق قهرمان ” توضیح دهیدا!
مثلا میتوانید بگوییدکه تمامی این خیانت ها زیر سر رجوی ملعون ازحیز استفاده افتاده بوده وشما درحکم مامور معذور کاری ازدست تان بر نمیآمده وحالا که بدست شاهزاده ی عربستانی آزادتر شده اید، اعلام موضع میکنید! !

درضمن شما روشن نکرده اید که آیا با داشتن انرژی اتمی هم مخالف هستید وبرخواهید چیدش، یا همانطور که جمهوری اسلامی عملا میکند بمب نخواهید ساخت ؟!

همچنین:

” پیام ما به تمام کشورهای منطقه این است… دشمن مشترکی بنام رژیم ایران در جلوی ما قرار دارد.. که باید آن را از بین برد “.

یعنی عربستان، قطر وامثالهم ، قادر به انجام این مهم هستند ویا پس از استفاده ازکارت ضعیفی بنام باند رجوی ، شما را رها خواهند کرد!

آخر زن حسابی! حکومتی که با دست عربستان سرنگون شود- درحالی که عربستان دریمن به آن کوچکی غرق باتلاق شده- چگونه میتواند دوست مردم ایران باشد وبتبع آن مردم ایران از شما بخاطر تحقق این امر ناممکن حمایت کنند؟!

دوباره میخوانیم:

” رژیم ایران بعد از اینکه جلوی رشد اقتصادی را گرفت, از جانب تمام ایرانیان منفور شده است “.

جلوی رشد اقتصادی به چه شکلی گرفته شد؟!

نظریه پردازان اقتصادی ، رای واحدی دراین مورد ندارند.

دسته ای میگویند که دولت تاجر خوبی نیست وهمه چیز را باید بدست بحش خصوصی بسپارد که بانک جهانی ، مبلغ این ایده است .

درمقابل ، دسته ی دیگری میگویند که دولت باید مراقبت کاملی بر برنامه ریزی های اقتصادی داشته وکارش در مسیر ترویج عدالت اجتماعی باشد. ازبخش خصوصی صنعتی حمایت کرده ودرمقابل، مالیات قابل توجهی از آن گرفته وبه زخم های مردم ودولت بزند!

شما نگفته اید که کدام یک ازاین الگوها را میخواهید درایران فردای موهوم پیاده کنید؟!

ونیز:

” برنامه ما برای اداره کشور بعد از رفتن رژیم آماده است و مردم دست بالا را خواهند داشت”.

چگونه؟

شبیه همان که درمناسبات داخلی خود اجرا کرده واحدی غیر از رجوی حق اظهار نظر نداشت ویا چیزی شبیه عربستان؟؟!!

بازهم:

” شیعه های واقعی کسانی هستند که اهل سنت را برادران و خواهران خود میدانند “.

وکسانی که ریختن خون شیعیان را مباح میدانند ونام شان “وهابیون ” است وبر عربستان حکم می رانند چطور؟!

مریم گفته است:

” جنگ شیعی و سنی ساخته و پرداخته رژیمی است که با آن بر دخالتهایش و اشغال کشورها سرپوش می گذارد “.

نه بابا!

اتفاقا ایران بیشترین تلاش را برای وحدت بین سنی وشیعه میکند واین طرف مقابل است که به هیچ صراطی مستقیم نیست!

عربستان درحمایت از یک دولت مستعفی – ودراصل صدور بحران های ساختاری اش- دست به آدم کشی هایی در یمن زده که ایران هرگز توانائی وجرات آن را درخود نمی بیند!

تلاش های دولت منتخب ایران درایجاد روابط حسنه با مسلمانان وهمسایه ها ، دروغ بودن این ادعای شما را بطور کامل ثابت میکند!

عربستان قسمتی ازخاک یمن را دراشغال خود دارد وتازه یک قورت ونیمش هم باقی است چنانکه مال مریم خانم هم باقی میباشد!!

واما اصل قضیه وگاف بزرگی که مریم داده است:

” حضور امیر ترکی در کنفرانسمان نشان دهنده دوستی و برادری بین عربستان و مردم ایران است ” .

یعنی این شاهزاده ی فتنه گر واطلاعاتی حکومت مرتجع عربستان، نماینده ی مردم عربستان است که حضورش در شوی اخیر شما، برادری مردم دوکشور را تداعی کند؟

شما اینگونه به مسائل می نگرید؟! پس وای به حال تان و به حال اسرایتان!!

کسانی که در درجه ی اول خود باید محاکمه شوند ، توقع محاکمه ی دیگران را دارند:

” پیگیرانه برای محاکمه رهبران این رژیم به اتهام کشتن ۳۰هزار زندانی سیاسی تلاش می کنیم “.

اصلا درنگ نکنید!

مطمئن باشید که اگر محاکمه ی عادلانه ای درکار باشد، رجوی بعنوان متهم ردیف اول درصندلی اتهام قرار میگیرد ومردم ضرری ازاین کار نمیکنند.
اما این حرف مریم نگذاشت من بعنوان برادر کوچک یکی اززندانیان ۶۷ ، سّری را برای همیشه نگه دارم وخواستم با افشای آن به کشف قسمتی ازحقایق کمک کنم.

۱- قبل از عملیات فروغ جاویدان، برنامه ی رهبری مجاهدین اعلام توابیت درزندان ها بود تا بدینوسیله در نهادهای مربوط به زندان و … ، نفوذ کنند.
این مسئله درزندان تبریز، با بدست گرفتن فروشگاه مرکزی زندان بود وتوابین میتوانستند تحت شرایط راحتی به بیرون رفته و اجناس فروشگاه را تهیه کنند.

دراثنای این رفت وآمدها با عناصر سازمان در شهر ارتباط برقرار میشد و برنامه ریزی هایی انجام میگردید.

مسئولین زندان ، زمانی متوجه شدند که کمپوت های آورده شده به این فروشگاه ، صرفا توسط بعضی ازوابستگان مجاهدین خلق خریداری وبجای مصرف، انبار میشوند که موجب شک وشبهه میگردد.

با بررسی کمپوت ها معلوم میگردد که درداخل آنها مواد منفجزه جا سازی شده است!

مواد جاسازی شده بقدری بوده که می توانست یک دیوار بزرگ زندان را منفجر کرده وسبب فرار همه ی زندانیان باشد.

بعد از بازپرسی های زیاد از مظنونین ، روشن شد که بدنبال انفجار زندان، قرار بوده که زندانیان مجاهد شرکت کننده دراین عملیات، هر پاسدار وحتی عضو زندانی هر گروه غیر خودی را کشته وبا ضبط سلاح مامورین ، شورش عمومی درداخل شهر برپا سازند!

۲- توسط این عوامل نفوذی درفروشگاه بود که رادیوی قوی وارد زندان شده ودریک صندوق یخ وبا استفاده از قیر( برای جلوگیری از نفوذ آب به گیرنده) جاسازی شده بود.

این رادیو برروی موج صدای مجاهد تنظیم وهمیشه باز بود وتوسط سیم هایی ظریف به زیر بالشت گروهی از معتمدین مجاهدین وصل بود!
آنها به بهانه ی خواب، این صداها را با گوشی دریافت کرده و خلاصه نویسی هایی از اخبار پخش شده و … نوشته وبه مسئولین بشدت مخفی خود میدادند!

مسئول مربوطه ، بعد ازخواندن تمامی این برداشت اشخاص ازخبرها، بولتنی تهیه میکرد که تقریبا تمامی سخنان رادیو را بازتاب می داد!
این بولتن بنام سازمان و درسطح شهر به واسطه ی کارکنان فروشگاه زندان وهسته های بیرونی پخش میشد وکسی نمی دانست که هسته های سازمان درداخل شهر، بدون همکاری زندانیان یاد شده، قادر بانجام این کار نیستند.

این کارها، عملیات فروغ جاویدان، جمع شدن تعداد زیادی از هوادران سازمان درپای تلویزیون درزندان که با هیجان زیاد خبر عملیات فروغ جاویدان را تعقیب میکردند ، کمک بزرگی میتوانست به اعدام های سال ۶۷ بکند که صد متاسفانه کرد.

هیچ انسان شرافتمندی حق ندارد ، با بیان قسمتی از قضیه و پوشاندن قسمت دیگر، همه ی گناهان را برگردن تعدادی از مقامات جمهوری اسلامی بگذارد!

حتی دربین ملاقات کنندگان از خانواده ها، کسان ره گم کرده و هوادارساده لوحی هم وجود داشتند که از پشت شیشه ی ملاقات، خبر های مربوط به عملیات فروغ جاویدان را بر روی مقوا نوشته وبه زندانی مجاهد نشان داده وآنها را تحریک میکردند وطبیعی بود که این حوادث، که من شمه ی کوچکی را ازآن بیان کردم، برآرای دادگاه هایی که بطور اضطراری برگزار شد، تاثیر منفی زیادی میگذاشت.

البته هدف از نقل این ماجرا ها، ابدا حمایت از اعدام های مربوطه نیست ومن هنوز موفق به کسب آگاهی ازتمام وجوه قضایا نشده ام که نظر قطعی دراین مورد داشته باشم وتنها اظهار تاسف زیادی است که دراین مورد میتوانم ابراز دارم!!

یک دروغ بی گنجایش:

” … مقاومت ما در روزهای آینده برای سازماندهی و گسترش فعالیتهای خود و شبکه هایش در داخل در وضعیتی که دو تغییر قابل توجهی در داخل ایران وجود دارد تلاش خواهد کرد “.

از پیام رسانی های موبایلی تان اطلاع دارم.

عجیب این است که من نیز ازبینندگان سیمای ضد آزادی شمابوده و اتفاقا بادیدن هر برنامه ی کینه توزانه ووطن فروشانه ی آن، بیشتر پی میبرم که رجوی به همراه شما سرکار خانم، درتبدیل سازمان به یک فرقه ی لاف زن، وطن فروش ومستبد، چه نقش خبیثانه ای بازی کرده است!

ازاین راه طرفی نخواهید بست ومردم ایران آگاه تر ازآن هستند که دوستانی؟! بنام باند رجوی و جکومت سوپر ارتجاعی عربستان را نشناسند!!

دوباره میخوانیم:

” …نفی هرگونی دولت دینی در ایران و برقراری جمهوری کثرت گرا, برابری زن و مرد, دادن حقوق ملیت های مختلف ایرانی, احترام به حقوق بشر, نفی هرگونه تبعیض دینی. …”.

شما که با سوء استفاده ی کامل از مذهب وگذاشتن رجوی بجای انبیا ، شهره ی آفاق هستید ، چگونه خواهید توانست این کارهای برضد خودتان را انجام دهید!

اگر واقعا تغییر راه داده اید ،تعارف را کنارگذاشته وموضع جدیدتان را با وجود عدم حضور مسعود رجوی ، اعلام کنید وبگویید که چه تحولاتی درشما روی داده که مردمی تر شده و ودرعین حال با حکومت عربستان نرد عشق میبازید؟!

آخر دوری ازخشونت با نزدیکی اینهمه شدید به حکومت خشن عربستان، چه ارتباط منطقی میتوانند با هم داشته باشند؟!

آیا جز این است که صرفا شعار داده و دنبال دروغ گویی های قبلی هستید ومیخ آهنین برسنگ خارای مغزهای فسیل شده ی شما ها نخواهد رفت؟!

صابر

*** 

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی از “مراسم تدفین رجوی توسط شازده سعودی” تا “سیدالرئیس و ستون پنجمش”

طناب صدامبعد از خوابیدن این گرد وغبارها، رجوی خواهد ماند وحوضش 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26430

دلواپسی شدید باند رجوی و دوستان ازاحتمال تغییر تناسب قوا درمنطقه!

prince Turki Saudiصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، هجدهم اوت ۲۰۱۶:…  چند ماهی پیش وزمانی که حکومت بشار اسد به کمک متحدین خود، کار گروه های تکفیری را زار کرده وآنها را درآستانه ی شکست قرار داده بود، وزیر خارجه ی آمریکا با عجله وارد مذاکره با لاورف شد تا اورا به قبول آتش بس درسوریه قانع کند و پوتین بصورت عجیبی دچار این توهم شد که بهتر است به آمریکا اعتماد کند وپیشنهاد اورا بپذیرد!! قبول این پیشنهاد، فرصت … 

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی وعده “سرنگونی” پس از صدام و جولیانی و … این بار توسط ترکی الفیصل (+ الفیصل: مسعود رجوی مرده است)

https://iran-interlink.org

دلواپسی شدید باند رجوی و دوستان ازاحتمال تغییر تناسب قوا درمنطقه!

۲۸/۰۵/۱۳۹۵

 چند ماهی پیش وزمانی که حکومت بشار اسد به کمک متحدین خود، کار گروه های تکفیری را زار کرده وآنها را درآستانه ی شکست قرار داده بود، وزیر خارجه ی آمریکا با عجله وارد مذاکره با لاورف شد تا اورا به قبول آتش بس درسوریه قانع کند و پوتین بصورت عجیبی دچار این توهم شد که بهتر است به آمریکا اعتماد کند وپیشنهاد اورا بپذیرد!!

قبول این پیشنهاد، فرصت طلائی ای به آمریکا ومتحدین اش داد تا گروه های تکفیری مشغول به قتل عام مردم سوریه را به میلیون ها تن اسلحه مجهز نموده ومجددا وارد میدان نماید!

ارتش آزاد باصطلاح میانه رو سوریه ، آتش بس را نقض نمود که البته سازمان های جهانی تحت سیطره ی آمریکا، اعتراضی به این عهد شکنی نکردند!

گفته می شود که ایران به این عقب نشینی بشدت اشتباه روسیه اعتراض کرده بود که سیر وقایع نشان داد که دولتیان ایران تحلیل واقع بینانه تری نسبت به روسیه داشته است.

این کسب آمادگی که با استفاده  از خام اندیشی روسیه مقدور افتاد ، تکفیری ها ومیانه روهای قاتل مردم سوریه را تشویق به تشدید جنگ وبدست آوردن پیروزی های مقطعی وبشدت شکننده کرد و برای کسب این پیروزی ها، دست به استفاده از سلاح شیمیایی هم زدند که امریکا و نوکران ومتحدین اش، موضوع را زیر سیبیلی رد کردند!!

روسیه ی بیدار شده از خواب غفلتی که با اعتماد کردن ساده لوحانه به آمریکا دچار آن شده بود، تصمیم گرفت که مانند ماه های قبل ازآین آتش بس  با حقه بازانی که دردام آن گرفتار شده بود ، فعال تر وارد صحنه شده وبه تمامیت ارضی سوریه وتحمیل صلح پایدار به تکفیری ها واربابانش ، کمک نماید ودراین رابطه است که مجبور به همکاری با جمهوری اسلامی ایران  وکسب اجازه ی استفاده موقت از پایگاه هوائی همدان شده است که با دلواپسی شدید باند رجوی مواجه شده وخبری را بشکل زیر دربالای صفحه ی اینترنتی اش منتشر کرده است:

” آمریکا: استفاده روسیه از پایگاه‌های هوایی ایران نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت است. مارک تونر سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، از اقدام روسیه برای استفاده از پایگاه‌های هوایی ایران در انجام حملات خود در سوریه ابراز تاسف کرد و آن را ناقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد دانست. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد، توافق هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ را به تصویب رساند. این قطع‌نامه در عین لغو بخشی از تحریم‌های اعمال شده علیه ایران به خاطر برنامه هسته‌ای‌اش، محدودیت‌هایی برای فعالیت‌های نظامی این کشور اعمال کرده است “.

روسیه هم درمقابل میتواند بگوید که آمریکا عهد شکنی کرده ودرایام آتش بس دشمنان مردم ودولت سوریه – دولت سوریه ای که قانونی بوده ومتحد روسیه است – با شدت هرچه تمام تر تسلیح ومجهز کرده است!

وانگهی ، آمریکا قدرت جلوگیری ازاستفاده ی روسیه از استفاده ی قانونی ومحدود وموقت ازپایگاه های این یا آن کشور را ندارد وهرتصمیم اش دراین مورد با وتوی روسیه وچین، کار بجایی نخواهد برد وبنابراین مجاهدک های ما دراین مورد قولی به معده ی شریف ندهند وکماکان دلواپس حضور داشته باشند!

روسیه قبلا هم ازفضای ایران و دریای مشترک خزر استفاده کرده و آسمان ها به زمین نیآمده بود!

آمریکا که اتفاقا در ماه های انجام توافق با روسیه ، مرزهای ناتو را تا نزدیکی قلب مسکو گسترش داده، ابدا توان حقوقی طرح این مسائل را ندارد!!

کشوری که حدود ۱۰۰۰ پایگاه نظامی درسراسر جهان وازجمله دربیخ گوش ما وروسیه دارد، نمیتواند به تفاهم مشترک دو کشوری که منافع مشترکی در سرکوب تروریزم ودفع تجاوز در سوریه دارند ، اعتراضی داشته باشد وباید بداند که ” کسی که درخانه ی شیشه ای نشسته، بسوی دیگران سنگ پرتاب نمیکند”!

اعتراض این چنینی آمریکا تنها سبب آگاه تر شدن مردم به وجود ۱۰۰۰ پایگاه نظامی درجهان است واین امر به هیچ وجه ، نتیجه ی خوبی برای این جاه طلب و سلطه گر ندارد!

روسیه وایران درعدم نابودی سوریه و تحقق نیت پلید ” خاورمیانه ی بزرگ ” – که اینک راه آ ن ازسوریه میگذرد- منافع استراتژیک مشترکی دارند و تصور نمی رود که با این تهدیدات و چاشنی هایی که جریاناتی مثل باند رجوی برآن می افزایند ، ازمنافع مشترک خود عدول کنند!

درست است که آمریکا میتواند تهدیدات خود را بیشتر کرده و بخاطر حفظ وتوسعه ی منافع یک درصدی های  متنعم جهان دست به حماقت های اتمی بزند، اما اقدام متقابل را هم نوش جان خواهد کرد و نتیجه ی این تشبثات، زمستان اتمی ای خواهد بود که این یک درصدی های نازپرورده را هم شامل خواهد شد!

ماها- بعنوان اکثریت مردم مظلوم وحقوق پایمال شده ی جهان –  که چیزی برای ازدست دادن نداریم- جان سخت تر از این یک درصدی ها هستیم ودرصورت مرگ چیز زیادی ازدست نمیدهیم ودرمقابل این یک درصدی ها ، زندگی مرفه وکره ی زمین را که عمد تا مال آنهاست، ازدست میدهند وبیشتر ضرر میکنند!!

اقدامات آمریکا ونوچه های عربی اش واسرائیل ، مردم سوریه، ایران وروسیه را به کارد استخوان رسیده تبدیل  کرده و این نازپروردگان یک درصدی، باید ازاین موضوع وحشت داشته باشند!

دربرنامه ی دیشب صدای آمریکا هم هموطنان خائنی وجود داشتند که بنفع آمریکا و تکفیری ها گلو پاره میکردند و برای ازدست رفتن استقلال ایران ، سینه چاک میکردند که فرد معقولی ندا داد که اگر آمریکا ۱۰۰۰پایگاه نظامی درسراسر جهان دارد، معنی آن این است که اراضی این پایگاه های وسیع مال آمریکا بوده و آمریکا بطور متوسط ۶قطعه از سرزمین های دیگران را درهر کشور به تصرف خود درآورده ودولت های این کشورها، قدرت واجازه ی اعمال حاکمیت براین قطعه از سرزمین های خود را ندارند که این مسئله درمورد پایگاه هوائی همدان که ایران آنجا را به روسیه واگذار نکرده، تفاوت ماهوی دارد وشما که اینهمه برای استقلال ایران  داد وفریاد میکنید، دراصل میخواهید که ترویزم منطقه ، در همکاری موثرتر ایران وروسیه، ضربه ای نبیند ودراصل شما دفاع ازتروریزم را با بانک بلند و از صدای آمریکا  برزبان میآورید!

جالب اینکه مجری باطرف برنامه، به این فرد  اجازه ی صحبت کمتری داد وخود بعنوان یک طرف قضیه –  حامی تروریست های مورد تهاجم روسیه وایران- حضوری برخلاف اخلاق ژورنالیستی داشت!

صابر

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26177

آقای محدثین، اول ازهمه، خودتان به انتخابات گردن بگذارید! 

 صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، اول اوت ۲۰۱۶:… انتخابات؟! واقعا درست شنیدم؟! شما که درعرض این ۴۰ سال وحتی شاید درتمام دوران حیات تان ، برای یک بار هم انتخابات درون تشکیلاتی برگزار نکردید ، به چه علت باید ملتزم به برگزاری انتخابات شوید؟! انتخابات درطرز تفکر شما جایی ندارد و لطفا ازاین دروغگویی ها دست بردارید!! اگر برصحت ادعای خود تاکید دارید، لطفا یک بار انتخابات درون … 

تک گویی و تک صدایی. نقدی بر مصاحبه محدثین با العربیه (قسمت اول)

https://iran-interlink.org

آقای محدثین، اول ازهمه، خودتان به انتخابات گردن بگذارید!

آقای محمد محدثین که چند روز پیش هم با تلویزیون العربیه مصاحبه کرده بود وما مواضع مان درمورد گفته های اورا روشن کرده بودیم، این بار مصاحبه ی طولانی با این فرستنده ی عربستانی کرده که اینجانب برای جلوگیری از اطاله ی کلام ، ازآوردن سئوال خبرنگار مربوطه پرهیز کرده ونظری به گوشه های مهم مصاحبه ی این نماینده ی باند رجوی در شاخه ی اشاعه ی”ایران هراسی ” میپردازم:

” …کسی نمی‌گوید که وضعیت اقتصادی رژیم از قبل از توافق اتمی بدتر شده است ولی این توافق نتوانست رژیم را کمک کند تا مشکلات اقتصادی‌اش را حل کند. چرا که مشکلات اقتصادی رژیم ایران ناشی از ماهیت رژیم ولایت فقیه است. این رژیمی متعلق به قرون وسطی است و به هزار سال پیش تعلق دارد و نمی‌تواند که مشکلاتش را حل کند. پول‌هایی که بعداز توافق اتمی بدست آورده را برای تروریسم و سوریه صرف می‌کند “.

درجواب این ادعا باید گفت که ، این توافق دستآوردهای مهمی داشته وازمدت انجام آن فقط ۶ ماه میگذرد که درهیچ جای دنیا نمیتوان مشکلات باین بزرگی را که هم ریشه ی تاریخی دارد وهم دست دخالت سلطه گران درکار است ، حل کرد.

شما ابدا تعریفی که بتوان نام علمی برآن گذاشت ، ازجمهوری اسلامی ندارید  ومن دراین مورد تنها میتوانم بگویم که رژیم حاکم برایران ، ازنظر ساختار سیاسی- اقتصادی ، یک رژیم قرون وسطایی که نه، بلکه یک رژیم پارلماتاریستی بشمار میآید ومیدانیم که درقرون وسطی پارلمان وانتخاباتی وجود نداشته وروابط اقتصادی غالب ، یک رابطه ی فئودالی بوده مجموعا و کسی نمیتواند بگوید که درایران روابط فئودالی حاکم است!

شما اگر اطلاع متوسطی ازتطورات تاریخی داشته باشید، میتوانید وجود اشکال مختلف سیسستم های اجتماعی منقرض شده را در سیستم های جدید مشاهده کنید که البته بقایای این اشکال حذف شده، حالت تعیین کننده ندارند!!

همچنین شمارا آگاه میسازم که دربررسی پدیده ها، شکل غالب مناسبات موجود را مورد توجه قرار میدهند که شما ابدا توجهی باین موضوع نکرده وبه مسائل درجه چندم پرداخته ایم!

شما دربرابر کسی از حکومت قرون وسطایی ایران صحبت میکنید که اهل عربستان است که بازهم حکومت آنرا نمیتوان قرون وسطایی تام نامید اما ازنظر وجودعلائم قرون وسطائی درروبناها ورفتارها  ، صدها بار بیشتر ازهرکشور جهان ، نمونه وارتر است!!!

دیگر اینکه شما ابدا مدرکی دال بر خرج پول توسط دولت ایران  و بنفع تروریزم ارائه نداده وحرف مفتی است که زده اید وطرف عربستانی شما با سوء نیت خاص خود، ابدا دلیلی از شما نخواسته است!

درمورد سوریه باید گفت که هزینه ی اصلی این جنگ تحمیل شده برمردم بد شانس این کشور، عمدتا توسط همین مردم تامین میشود  و متحدان دولت وملت سوریه ، هریک به فراخور حال وموقعیت جهانی وحتی داخلی خود، متقبل هزینه هایی میشوند که اجتناب ناپذیر بنظر می رسد !

دولت وملت سوریه به کشوری تجاوز نکرده که حمایت قانونی ازآن کراهت داشته باشد ، بلکه مورد تجاوز قرار گرفته وایران هم با رعایت تعهدات اخلاقی خود، کمک هایی میکند که اگر این کمک های کم را حالا نکند، بعد ها باید هزینه های هنگفتی درمقابل این غفلت خود بپردازد!

سوریه درحال حاضر مانع اولیه ی امپریالیزم ، صهیونیزم و ارتجاع منطقه برای ایجاد خاورمیانه ی بزرگ است وایران عقلا نمیتواند دربرابر وقایع آنجا بیطرف باشد ومنافع ملی اش ، کمک به دولت قانونی سوریه ودفع ضرر ازابتداست!!

درادامه:

” … ما بعنوان مردم ایران با مردم سوریه هم سنگر هستیم مردم ایران از همان دیکتاتوری رنج می‌برند که مردم سوریه رنج می‌برند … “.

شما ومردم ایران؟!

مطایبه که نمیکنید محدثین گرامی!

شما به پابوس کسانی رفته اید که دشمن مردم ایران بشمار میروند و سخن گفتن ازمردم ایران ازطرف شما، احتیاج به پرروئی وشارلاتانیزم خاصی دارد که خوشبختانه شما بهمراه همکاران خود، ازاین مزیت بزرگ برخوردارید!

 همنطور:

” …, ما با اپوزیسیون سوریه مشارکت سیاسی داریم و این بهترین کمک به آن‌هاست, ما سربازان خودمان را داریم, آن‌ها هم سربازان خودشان را دارند و به سربازان آن‌ها نیاز نداریم, آن‌ها هم به سربازان ما نیاز ندارند “.

سردسته ی اپوزیسیون سوریه داعش و جبهه النصره است وآیا شما ازاین ها حمایت میکنید که عربستان هم بطور آشکار واسرائیل بطور پنهان میکند؟!

آیا نمیدانید که این گروه های تکفیری ، چه حیات خلوت وامنیت بزرگی برای اسرائیل تجاوزگر تهیه کرده اند ؟!

یک ادعای بی شرمانه:

” … ما اپوزیسیون خارجی نیستیم. بخش اصلی جنبش ما در داخل ایران است. ثانیاً مشکل به کشورهای غربی برمی گردد نه سیاستمداران غربی. کشورهای غربی به دلیل تجارت و پول و منافع سیاسی‌شان از رژیم ایران بهره می‌گیرند.  ولی حکومت‌های غربی بخوبی می‌دانند که این رژیم بی آینده است و جهت اطلاع شما بعد از گذشت یک سال از توافق اتمی, هیچ بانک جهانی بزرگ و شرکت بزرگی وجود ندارد که آماده کار با رژیم ایران باشد “.

قدرت تشکیلاتی شما ، دروجود همان هزارو چند صد نفری است که در لیبرتی زمنگیرش کرده اید تا بمیرند و برای شما مدرک حقوق بشری تهیه کنند تا برای کشورتان؟! ایجاد مزاحمت کنید!

به داخل کشور که نگاه میکنیم، شما را منفورترین تشکیلات میدانند که سازمان حنیف نژاد ها را به استحاله برده وبلعیدید وبا این وصف، صحبت از وجود پایگاه و تشکیلات داخلی ، بی شرمانه است!!

اگر بانک وموسسه ای جلو نمیآید که کاملا هم اینطور نیست، ازفشار لابی گری قدرتمند اسرائیل بر دولت آمریکاست وگرنه دراین واویلای اقتصاد جهانی، چه کسی از عدم همکاری با ایران سود می برد؟!

دروغی که گفته شده با دروغ های دیگر توجیه میشود :

” مجری: بنابراین آینده پناهندگان در ارودگاه لیبرتی چیست؟ – محمد محدثین: رژیم ایران مجاهدین لیبرتی را یا می‌خواهد به قتل برساند  … امیدوارم که در یک کشور اروپایی یا در یک مکان امن مستقر شوند “.

شما تا آخرین نفس وامکان، تلاش برای نگهداشتن این افراد نگون بخت در لیبرتی عراق کردید و تنها درمقابل فشار افتخار آفرین خانواده ها و دولت عراق که برابر قوانین اش شما را تروریست می شناسد ، حاضر شده اید که این کار انتقال را بصورت قطره چکانی انجام دهید!!

اگر براستی هم معتقدید که رژیم ایران میخواهد آنها را بکشد، اینهمه تعلل وطومار جمع کنی برای قبول دائمی آنهادرعراق برای چه بود؟!

راست آنست که شما منتظر حمله ی نظامی بودید ومیخواستید این بدبخت ها را درعراق نگه دارید وهمراه ارتش متجاوز بیگانه وارد کشور شوید که معادلات جهانی اجازه ی این کار را به اربابان و خود شما نداد.

این اصلی ترین دلیل تعلل شما بود!

محدثین گفته است:

” … استاد حسن ما اولین سازمان در ایران بودیم که در ابتدای این رژیم در سال ۷۹ خواستار اصلاحات بودیم. اما این رژیم یعنی رژیم ولایت فقیه اصلاح پذیر نیست. ولایت فقیه مبتنی بر سرکوب مطلق و تروریسم و افراطی گری است و این دو اصل قابل تغییر نیستند و با وجود این دو اصل اصلاح این رژیم امکانپذیر نیست “.

دریکی دوسال اولیه ی انقلاب، درظاهر هم که شده، سازمان شما دست به خشونت نمیزد ولی درکنار آن با اشغال ادارات مهم دولتی و ایجاد ستادهای مختلف ، بطور مسلحانه ازاین ستادها محافظت کرده و دولتی کوچک درداخل دولت تشکیل داده بودید که امری تحریک کننده بود وهرآن بیم درگیری وجود داشت که سرانجام این بیم وسوء ظن تبدیل به درگیری فیزیکی وسپس مسلحانه شد!

سازمان شما درایامی که حالت حمایت از حکومت جدید را بخود گرفته بود، سرگرم تشکیل هسته های مسلح ومخفی بود ودرخیابان های تهران به ابراز قدرت نظامی می پرداخت که ابدا درخدمت این هدف ظاهری شما نبود!

دوباره:

” … اگر به مردم ایران نظری بیفکنیم خواهیم دید که ما دارای ریشه‌هایی گسترده در ایران هستیم و در ایران یک شبکه مخفی داریم. همچنین ما دارای ارتباطات مختلف با برخی افراد در آنجا هستیم. ما حتی در داخل این رژیم چه در سپاه پاسداران یا در دفتر رهبری این رژیم شبکه ای داریم و اطلاعات بسیاری در رابطه با این رژیم از طریق این منابع در اختیارمان هست “.

دروغ میگویید آقای محدثین!

دراوان انقلاب، نیروهای بینابینی عمدتا جوان ونوجوان جذب سازمان شما شد وچرا؟

بافت اجتماعی ایران آنروز وهمچنین شعارهای پوپولیستی شما این امکان را برای جذب نیرو میداد:

هم دراین دنیا جامعه ی بی طبقه وعاری از تبعیض را وعده میدادید وهم درآن دنیا مردم را به سعادت وبهشت میرسانیدید!!

بلی خدا وخرما، تواما به خورد این نوجوانان وجوانان کم تجربه داده میشد ، عشق سلاح بازی خاص این ایام از سن آنها و مجبور نبودن آنها به تحقیق ومطالعه وتحمل صبر وبردباری ، جذبه های زیادی میتوانست برای کسانی که  کار مبارزه را اینقدر ساده دانسته  وبه شما روی آوردند، دربر داشته باشد!

اما دنیای این رویا و جامعه ی موعود اتوپیایی شما، دربرخورد با واقعیات سرسخت زندگی درهم ریخت ودیگر افراد زیادی پیدا نشدند که به شما روی آورند و از طریق آن دارای پایگاه گسترده شوید!

ازشبکه های مخفی شما و دنیای فتو شاپ بازی تعدادی اندک هم اطلاع داریم ولازم نیست این مسئله را اینقدر به رخ بکشید!

ونیز:

” مجری: آیا این تظاهرات که میگویید حتی یک تیر هم در آن شلیک نشد به عملیاتی مانند عملیات انفجار در مقر حزب جمهوری اسلامی منتهی نشد؟ محمد محدثین: این نوعی عکس العمل از جانب مردم ایران بود چرا که رژیم حاکم بر ایران در دوسال اول تعداد زیادی از مردم را در خیابان‌ها کشت و بعد از انقلاب ایران آزادی‌های ما را در جامعه ایران از بین برد. انقلاب ما علیه رژیم شاه هم برای آزادی بود ولی خمینی همان روش شاه و چه بسا بدتر از آنرا را در پیش گرفت، لذا این عکس العمل مردم بود “.

 از صداقت آقای محدثین همین بس که انفجار بشدت مرموز وخائنانه ای که احتمالا بدست سروبس های اطلاعاتی آمریکا واسرائیل وبا همکاری سازمان مجاهدین انجام گرفت ، به مردم نسبت داده میشود!!

انفجاری که طی اظهار نظر کارشناسان وقت، ازنظر فنی ازنوع پیشرفته اش بوده وکار مردم که سهل است، کار تنهای یک گروه ( بدون کمک فنی سرویس ها) ممکن نمیتوانست باشد!!

فرقه ی رجوی درطی این ۳۵ سال مسئولیت رسمی آنرا بعهده نگرفته ودرعین حال مزورانه کوشیده است که خیال هم نشود که کار او نبوده است.!!

بدین ترتیب، این فرقه ی منحوس درمورد این انفجار، میان دوصندلی نشسته تا به فراخور زمان ، دستآوردی ازآن داشته باشد و ضمنا طوری نشود که اتهام تروریزم برآنها زده شود!!

درادامه ی این صحبت مفصل آمده است:

” … برپایی یک جمهوری دمکراتیک و … جدایی دین از دولت و هر کس که این سه اصل را تأیید کند ما با او هستیم و این اصول منحصر به ما نیست بلکه جهانی است”.

شما درچهار چوب مناسبات تنگ وتاریک فرقه ی رجوی، یک حکومت تمام عیار فرقه ای ( مذهبی- سیاسی) تشکیل داده اید وطی آن دین را به آلت سیاست های مالیخولیایی مسعود رجوی تبدیل کرده ونشان داده اید که اعتقادی به جدایی دین وسیاست ندارید و حالا چگونه به چیزی که اعتقاد ندارید وخود را متعهد به آن اعلام میکنید ، عمل خواهید کرد؟!

یک دروغ دیگر ازطرف این بچه مرشد رجوی:

” …جنبش ما یک جنبش دمکراتیک و اصیل و مبتنی بر انتخابات است. دیدگاه ما در رابطه با آینده بسیار روشن و واضح است و هیچ چیز مخفی نداریم و بسیاری در زمانیکه قرارگاه اشرف به روی مردم باز بود به آنجا رفته‌اند البته آنموقع وضعیت با الان متفاوت بود و اکنون همه وضعیت اشرف و لیبرتی را می‌دانند. جنبش ما طرح و برنامه‌های مخفی ندارد”.

انتخابات؟!

واقعا درست شنیدم؟!

شما که درعرض این ۴۰ سال وحتی شاید درتمام دوران حیات تان ، برای یک بار هم انتخابات درون تشکیلاتی برگزار نکردید ، به چه علت باید ملتزم به برگزاری انتخابات شوید؟!

انتخابات درطرز تفکر شما جایی ندارد و لطفا ازاین دروغگویی ها دست بردارید!!

اگر برصحت ادعای خود تاکید دارید، لطفا یک بار انتخابات درون سازمانی وتحت نظر سازمان های حقوق بشری واپوزیسیون ایرانی واحزاب مترقی خارجی برگزار کنید تا نتیجه اش را ببینیم!!

دیگر اینکه بما نمیتوانی ازمناسبات درونی اشرف صحبت کنی!

ساده ترین کار درآنجا انجام ملاقات خانواده ها با اسرای رجوی بود که اگر عملی میشد، با حضور چندین جاسوس ونگهبان انجام می گرفت و همراهان فرد ملاقات شونده با طرح مسائل متفرقه وتلاش برای اخاذی ، اجازه ی صحبت به قربانی رجوی را که ملاقات شونده نام داشت، نمیدادند واین ملاقات های ابتر هم ، بزودی وبرای همیشه برچیده شد!!

درقسمت دیگر این مصاحبه میخوانیم:

” … ایران باید یک حکومتی دمکراتیک باشد جدا از اینکه ما در دینمان یک قانون دمکراتیک وجود دارد و بنا بر آنچه از اسلام فراگرفته‌ایم حکومت اسلامی یا دینی را مورد تأیید قرار نمی‌دهد. دولت را باید مردم یا نمایندگان آن انتخاب کنند. مشروعیت آینده ایران باید از طریق پارلمان و انتخابات باشد “.

اگر چنین آرزویی دارید ، ابتدا این دموکراسی را درتشکیلات خود تسری داده وما ودیگران را برای دیدن این الگویی که میخواهید درایران پیاده کنید، دعوت کنید.

مشاهدات ما ، فعلا خلاف اظهارات شما را نشان میدهد ودروغگوی تان میشناسیم!

پیشنهاد مشخص مرا قبول کنید ،  تا عملا ” سیه روز شود هرکه دراو غش باشد ” !!!

صابر

*** 

محمد سید المحدثین مجاهدین خلق فرقه رجویهذیان گویی های محدثین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26060

این رجوی که نامش مترادف آزادی است ، زنده است یا مرده؟! 

صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و یکم ژوئیه ۲۰۱۶:…  اینکه کدام بار بود که کوه وآسمان قدرت برداشتن آنرا نداشت ومسعود داشت ، بازهم معلوم نیست! من فعلا تشکیل بزرگترین حرمسرا و اقامت در قصر پارسیان ، مقر ۴۹ که مشابهش را تعداد کمی از روسای جهان دارند و … را رنج آور نمیدانم وبنابراین نمیتوانم بپذیرم که مسعود که این کارها … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشTurki al-Faisal, Saudi chief spy anounced the death of fugitive terrorist Massoud Rajavi.

https://iran-interlink.org

این رجوی که نامش مترادف آزادی است ، زنده است یا مرده؟!

۲۹/۰۴/۱۳۹۵

هادی مظفری از چهره های فعال رسانه های رجوی است و بمناسبت توجیه افتصاحات گردهم آئی ۱۹ تیر فرقه ی رجوی وارد میدان شده ودر یک نوشته ی شبیه مدح نویسان درباری با عنوان ” چهرۀ زیبا و مصمم یک مقاومت “ مدعی شده است:

” … پوشش خبری گردهمایی امسال در خارج از کشور نیز، هم در میان کشورهای منطقه و هم در غرب تفاوت های چشمگیری با سال های گذشته داشته است. پخش تلویزیون های مختلف در سراسر جهان بصورت زنده از این رویداد بزرگ سیاسی نیز تائید و تاکیدی بر این مدّعاست “.

وقتی که چهره های معروف نمایندگان سلطه گر خارجی و مرتجعین پول دار منطقه در اجلاس ویا حتی شویی حضور داشته باشند، مسلم است که تلویزیون های مربوطه بخاطر این افراد، مجبور به پوشش دادن این گردهم آی هستند که مهم نیست. مهم آنست که شما ازتلویزیون ورسانه ای نام ببرید که دوست مردم ایران بوده ویا اقلا بی تفاوت باشد واین اجلاس را پوشش داده باشد که البته قادر به این کار نخواهید بود!!

به دروغی بیشرمانه از این پادوی مسعود رجوی که اینک مثل سایر پادوهای او ، بلاتکلیفی وصبر وانتظار کشنده ای را تجربه میکنند، توجه شود:

” … شکست فاحش در یمن را می توان در همین مقوله گنجاند و به این نتیجه رسید که حکومت در بن بستی گرفتار آمده که برای بیرون رفت از آن هیچ راهی متصور نیست. دو گزینۀ موجود نیز از بد روزگار به شاهراه نجات و سلامت ختم نخواهند شد “.

ایران و شکست در یمن؟!

بازی گر اصلی مسائل یمن خود مردم آن وحکومت عربستان سعودی است ونقش ایران دراین مسئله دست چندم بوده و پیروزی وشکست طرفین برای ایران ازاهمیتی برخوردار نیست که برای عربستان اهمیت دارد.

عربستان بود که حامی صالح – رئیس جمهور اسبق یمن- بود و بازهم عربستان بود که اورا ازقدرت برکنار کرد . رئیس چمهور استعفا داده ی یمن ، ازطرف عربستان بود که مجبور شد دوباره اعلام ریاست جمهوری بکند و….

اساسا مسائل یمن جزو استراتژی های جمهوری اسلامی ایران نیست وبا کنار کشیدن عربستان وقطع کشتار ویرانی، مردم یمن قادر خواهند بود که به این نابسامانی ها پایان داده ومشکلات خود را بتدریج وبا دستان خود حل کنند.

اساسا مشکل اصلی مردم یمن، دخالت های حکومت عربستان درامور این کشور است واین دخالت ها بارها به برهم زدن خطوط جغرافیایی و یا تعویض حکومت منجر شده وحال آنکه ایران چنین سابقه ای دریمن ندارد و این عربستان و دوستان ونوکران او هستند که با طرح بیقواره ی نام ایران، میخواهند که شکست های خود را توجیه نموده و مار مقصر جلوه دهند!!

آقای مظفری مینویسد:

” … آنسوی قضیه و رو در روی این حکومت جنایتکار و غاصب، مقاومتی قرار دارد که با ایستادگی و فداکاری و گذشت و البته پرداخت بها توانسته است کفۀ ترازو را به نفع خویش و ملت ایران سنگین نماید. گردهمایی بزرگ «بورژه» در پاریس در واقع پیام فرو رفتن در حضیض ذلّت حکومت و در نقطۀ مقابل اوج عزت و شکوه و عظمت مقاومت را به سراسر جهان مخابره نمود “.

اگر برهم زده شدن تعادل قوایی درکار است، شکل آن بصورتی نخواهد بود که این بچه مرشد به تصویر کشیده است. چرا که مردم ومقاومت- که این یکی ازنامهای متعدد باند رجوی است- دو مقوله ی متضاد هم هستند وپیروزی یکی، شکست دیگری است.

و نتیجه ی گردهم آیی بی فروغ بورژه اعلام قطره چکانی مرگ یا کنار گذاشته شدن رجوی بود ویا آغاز توطئه ای مرموز که من قاعدتا باین زودی نمیتوانم ازآن سر دربیآورم.

نتیجه ی شاخص این خیمه شب بازی، اعلام شراکت حکومت عربستان در رهبری فرقه ی رجوی بود و آشکار نمودن یک صیغه ی عقد اقتصادی- سیاسی بین طرفین بود!!

همچنین :

… پیام روشن و واضح بود. خانم رجوی گفت: «…پس امروز، پرسش این نیست که آیا حکومت ولایت فقیه در شرایط سرنگونی هست یا خیر؟ پرسش این است که از چه راه‌هایی می‌توان زودتر به این هدف رسید. پاسخ ما، برپایی هزار اشرف است. یعنی هزار کانون نبرد علیه استبداد مذهبی»……. معنای دیگر این جملات این است که معادلات منطقه ای و جهانی به سود مردم و مقاومتشان چرخیده است و رژیم درمانده و مستاصل چاره ای جز فرو افتادن از یابوی قدرت نخواهد داشت “.

خود اشرف برمبنای استبداد مذهبی برپا شده بود ونمیتوانست با استبداد مبارزه کند که خود مروج ومشوق استبداد فردی بود!

واژه ی هزار اشرف ازحمله چرندیاتی بود که به بار ننشست ودرعوض ” یک اشرف ” هم متلاشی شد و….

ونیز:

” حضور شاهزادۀ سعودی و اعلام حمایت علنی اش از مردم و مقاومت ایران نیز ظاهرا مزید بر علت شده و بر حال و احوال خیلی ها در داخل و خارج از کشور تاثیرات نامطلوب گذارده و از خود بیخودشان کرده است … “.

مزید بر کدام علت؟!

اگر گروه ها وشخصیت های اپوزیسیون ازحضور این مرتجع وتطئه گر بزرگ عربستانی حمایت نکرده و ازاین عمل انتقاد کرده اند، خواسته اند که دامن شان را به این لکه ی ننگ آلوده نکنند وبا عربستانی همسفره نباشند که سرانش درتمام توطئه های یکصد سال اخیر منطقه وجهان حضوری فعال داشته و مدام از ساکنین سنگرهای انحطاط وارتجاع بوده است!

هادی مظفری می نویسد:

” قدر مسلم اینکه شرکت ترکی الفیصل در گردهمایی و اعلام حمایتش را باید در همان مقولۀ ضعف مفرط رژیم و اقتدار مقاومت خستگی ناپذیر مردم ایران مورد ارزیابی قرار داد “.

این حضور بمعنی آشکار تر شدن استحاله ی سازمان مجاهدین خلق از یک طرف وقصد عربستان برای جمع کردن نیرو ومزدور برای درتنگنا قرار دادن ایران استکه خواهیم داد، مانند حباب موقتا ایجاد شده، فروکش خواهد کرد!

آقای مظفری چنین ادامه میدهد:

” … اگر درمانده و وامانده و مستاصل به کنج عزلت نخزیده ایم و غر زدن و ایراد گرفتن پیشه نکرده ایم، همه و همه به خاطر وجود خجستۀ مردی است که نامش را مترادف آزادی و ایستادگی در لغت نامۀ مقاومت برای خویش ثبت کرده ایم “.

مسعود که نامش با اکراه ذکر میشود وآزادی؟!

کسی که از ۳هزار عضو تشکیلات اش میخواهد که ابدا فکر نکرده وهمواره منتظر فرامین او باشند ، چه سنخیتی با آزادی دارد.

فکر نمیکنی که تهمت بزرگی به این ” شادروان ویا بازنشسته “ میزنی وآیا حدومرزی برای دروغ گویی نداری؟!

” مسعود که بار امانتی را که کوه و آسمان از برداشتن آن عاجز بودند بر دوش خویش گذاشت و با تمامی رنجها و زخمها و خنجرهای ناجوانمردانه و تهمتها و توهین هایی که نثارش کردند یک لحظه حتی باز نایستاد … “.

اینکه کدام بار بود که کوه وآسمان قدرت برداشتن آنرا نداشت ومسعود داشت ، بازهم معلوم نیست!

من فعلا تشکیل بزرگترین حرمسرا و اقامت در قصر پارسیان ، مقر ۴۹ که مشابهش را تعداد کمی از روسای جهان دارند و … را رنج آور نمیدانم وبنابراین نمیتوانم بپذیرم که مسعود که این کارها را کرده ، دچار ضربت خنجر و … شده وبه بقا ودوام آزادی کمک کرده است!

آنچه میتوان پذیرفت ، عبارت ازاین است که تمامی کارهای مسعود رجوی درخدمت منافع خودش- ومتاسفانه اغلب ازنوع حیوانی اش – بوده ونمیتواند منتی برسر آزادی وایستادگی بزند!

صابر

*** 

یا خودش می آید یا خبرش

خبر مرگ مزدور مسعود رجوی توسط قلاده بدستان سعودیحدیث مریم قجر- ترکی الفیصل، و مرحوم مسعود رجوی

*** 

همچنین:
 
 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، دهم می ۲۰۱۵:…  تسلط بر منابع خاورمیانه توسط دیگرانی که تلفات انسانی ومالی ناشی این حماقت وخیانت رهبران ودولتمردان خود را متقبل میشوند وحرکت راحت تر برای گشودن دروازه های شرق که اینک نقش مهم تری در جهان ایفا میکند! فرقه ی رجوی با هزار زجمت
.
.
 

کسی به آمدن مجاهدین فکر هم نمیکند!

 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، نوزدهم آوریل ۲۰۱۵:… انتشار نوشته هایی ازباند رجوی که عمدتا درصدد تولید نفرت بین اسرا وخانواده ها میباشد وطی آن با لحن تندی باشما برخورد میشود، ابدا نباید شما را به خشم آورده و با تسلیم شدن به یاس وبیعملی، سرنوشت فرزندان خود را که مسلوب الاختیار بوده وموقعیتی کمتر ازصغا
 

جان بولتون جزو منتصبان شِلدون گرَی اَدلسون هاست!

 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، سیزدهم آوریل ۲۰۱۵:… جریان ازاین قرار است که گویا دریکی ازرسانه های فارسی زبان مطلبی نوشته شده که طی آن این سناتور نئوکونسراتیو وصهیونیست امریکائی به پیشنهاد بمباران ایران متهم شده و رسانه های رجوی بعنوان وکیل مدافع او وارد معرکه شده و با درج م
 
 
مریم رجوی مزدور عربستان صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، دوم آوریل ۲۰۱۵:…  فرقه ی رجوی که منافع ننگین وگذرای خود را درهمراهی وهمکاری با این مرتجعین واربابان بزرگتر نئو کان آنها دانسته به تکاپو افتاده وعلاوه برتکرار شبانه روزی اخبار دروغین رسانه هایی که تحت تسلط وال استریت ، صهیونیست ها ونئو کان ها هستند، خود نی
 
 
مریم رجوی، حجاب اجباریصابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و ششم مارس ۲۰۱۵:…  باندازه ی طرف مقابل هم قابل اعتماد نیستند ؟ آیا فراموش کرده اید که جورج بوش بعد از اشغال افغانستان وعراق و علیرغم مشاهده ی اینکه ایران هیچ کمکی به رژیم های غیر نرمال این کشورها نکرد و بخاطر این برخوردش میبایست مورد تک
 
 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و سوم مارس ۲۰۱۵:…  اصلا چرا جای دوری برویم ، همینکه درسازمانی موسوم به مجاهدین خلق ایران ، عوامل عینی وذهنی معینی سبب شد که این سازمان ازنفی سیستم سرمایه داری مترقی تر ، به قبول روابط برده داری درمناسبات خود روی آورد ، نشان میدهد
 
 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  وبسایت رسمی مجاهد نماهای خلق ایران نوشته است : “خانم خوله دنیا سخنگوی ائتلاف ملی سوریه: ریشه اصلی مشکلات منطقه رژیم ایران است ” جواب ساده وقاطع این ادعای سرتاپا دروغ این است که این ایران نبوده ونیست که نقشه ی ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را د