کوشکی: با تولید پنجاه، شصت گروه پوششی برای منافقین ضد بشر میخواهند بگویند در ایران نقض حقوق بشر میشود

کوشکی: با تولید پنجاه، شصت گروه پوششی برای منافقین ضد بشر میخواهند بگویند در ایران نقض حقوق بشر میشود

koushkiخبرگزاری مهر، تهران، بیست و هفتم ژوئن 2017:…  به هر حال غربی ها و آمریکایی ها باید با یک اهرمی به ایران فشار بیاورند؛ این اهرم امروز برای آن ها شورای ملی مقاومت است. در اروپا ۵۰، ۶۰ گروه تشکیل دادند تا ثابت کنند در ایران آزادی های زنان، کودکان و آزادی های حوزه مذهب و دموکراسی نقض می شود. بخش اعظمی از محکومیت های حقوق بشری علیه ایران در زمان … 

تقدیم لیست شهدای ضد امپریالیستی مجاهدین خلق به جان مک کین Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

لینک به منبع

کوشکی در گفتگوی تفصیلی با مهر: مظلوم نمایی منافقین توسط امنیتی‌های دهه شصت بود

صادق کوشکی

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: بخش زیادی از مظلوم نمایی سازمان منافقین در داخل کشور توسط رسانه‌هایی انجام شد که مدیرانشان امنیتی‌ترین افراد این مملکت بودند.

خبرنگار مهر، گروه سیاست – حسام رضایی: کشتار وحشیانه مردم در ۱۵ خرداد سال ۴۲ از سوی حکومت خودکامه پهلوی، خط پایانی بر شیوه مبارزاتی صلح طلبانه گروه های معارض بود. شهریور ماه سال ۴۴ که فرا رسید، چهار تَن از اعضای شاخه جوانان نهضت آزادی به نام های «محمد حنیف نژاد»، «سعید محسن»، «علی اصغر بدیع زادگان» و «عبدالرضا نیک بین رودسری(عبدی)» دست به تشکیل گعده ای زدند که بعدها و در سال ۵۰ از آن به عنوان «سازمان مجاهدین خلق» یاد شد. این گعده ۴ نفری قرار بود تا به پیروی از مرادشان یعنی مهندس مهدی بازرگان، موتور محرکه حرکت مسلحانه علیه الیگارشی مستبد پهلوی باشند.

موسسان سازمان مجاهدین خلق، روی اسلام حساس بودند و در کلاس های تشکیلاتی خود، در کنار تدریس کتاب «راه طی شده» بازرگان و «پرتوی از قرآن» آیت الله محمود طالقانی، قرآن و نهج البلاغه را نیز از نظر می گذراندند.  دنباله های سازمان اما برخلاف اسلاف مسلمان شان، عِرق چندانی روی دین نداشتند؛ اسلام آن ها بوی مارکسیسم می داد!  

پس از اعدام حنیف نژاد، محسن و بدیع زادگان در خردادماه سال ۵۱، آرام آرام مارکسیستی که قرار بود صرفا اسلوب و روش مبارزه مسلحانه را به اعضا بیاموزد، تبدیل به ایدوئولوژی غالب در سازمان شد. رگه های منش ضد دینی سازمان در اعدام «تیمسار رضا زندی پور» دومین رئیس کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک در اسفند سال ۵۳ نمایان شد؛ آنجا که سازمان مجاهدین خلق در بیانیه اعدام زندی پور، عبارت «به نام خدا» را از جمله معروف خود یعنی «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» حذف کرد.   

سازمان مجاهدین خلق در سال ۵۴ لباس حفظ ظاهر را از تَن به در کرد و رسما طی بیانیه ای مارکسیست شدن خود را اعلام نمود. خَلقی ها دو پاره شدند؛ آن هایی که به طور کامل مارکسیست شده بودند مانند «تقی شهرام» و آن هایی که مبدع اسلام التقاطی بودند! اسلامی که تنها پوسته اش اسلامی بود اما هسته ای مارکسیستی داشت؛ «مسعود رجوی» و باند وی در زندان، این شکل از اسلام «من درآوردی» را نمایندگی می کردند. گذشت و گذشت تا بهمن ماه سال ۵۷ فرارسید. حالا دیگر نوبت تصفیه حساب سازمان با روحانیت که از آن ها با عنوان «ارتجاع سیاه» یاد می کرد، فرارسیده بود. تصفیه حسابی که تا ۳۱ خرداد سال ۶۰ به شکل سیاسی ادامه یافت اما پس از فرار مفتضحانه بنی صدر و یار غارش مسعود رجوی به فرانسه، وارد فاز مسلحانه شد. 

تا همین جا کافی است! برای بررسی دقیق تر مشی و مرام سازمان مجاهدین خلق که پیر جماران آن را به حق، «منافقین» نام نهاد، قرار گفتگویی با محمدصادق کوشکی استاد و عضو هیات علمی دانشگاه تهران گذاشتیم. مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با محمدصادق کوشکی در پی می آید: 

به عنوان مطلع گفتگو، شاید بد نباشد درباره رویکرد سازمان مجاهدین خلق درباره انقلاب اسلامی صحبت کنیم. رویکرد این سازمان در سال ها و ماه های منتهی به انقلاب بهمن ماه ۵۷ چگونه بود؟

سازمان از زمان تاسیسش در سال ۴۶ در مقاطع مختلف از جمله در سال های ۵۰، ۵۲ و ۵۴ زیر ضربات ساواک قرار گرفت. البته افراد سازمان ممکن بود بعد از سال ۵۰ در هر روزی دستگیر بشوند اما وقتی از موج ضربه سخن می گوییم، منظورمان بیشترین ضربه دستگیری است؛ مثلا در سال ۵۰ همه مرکزیت سازمان به جز چند نفر دستگیر و اعدام شدند. در سال های ۵۲ و ۵۴ هم این موج ها وجود داشت که سازمان به نوعی در این ضربه ها نابود شد.

سازمان پس از اعلام مارکسیست شدن رسمی در سال ۵۴، در سال ۵۵ نیز شاهد چند انشعاب بود؛ اصل سازمان، مارکسیست و به عنوان سازمان مجاهدین مارکسیست -لنینیست با محوریت «تقی شهرام» مشهور شده بود؛ این ها از سال ۵۵ به این نتیجه رسیدند که مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه اشتباه است و باید به جای آن، کار تئوریک انجام بدهیم چراکه از دیدگاه مارکسیستی، زمان انقلاب در ایران فرا نرسیده بود.

چون اساسا طبقه ای شکل نگرفته بود.

بله؛ کارگری وجود نداشت و دیدگاه شوروی هم در آن زمان همین بود. به همین دلیل این ها از مبارزه کنار رفتند و وارد فاز سیاسی شدند؛ این عده هم بعدها متحول شدند و گروه «پیکار در راه آزادی طبقه کارگر» را ایجاد کردند.

بخش دیگری از سازمان با عنوان مذهبی باقی ماندند که این ها فعالیت هایی داشتند و مدام ضربه می خوردند. شاخه دیگری از سازمان هم با عنوان «میثمی ها» وجود داشتند که گرایش های ملی مذهبی داشتند؛ البته عددی! نبودند.

بخش دیگر سازمان، آن هایی بودند که از سال ۵۰ در زندان به سر می بردند؛ افراد وقتی وارد سازمان می شدند، شبکه موجود در زندان مجددا این ها را عضوگیری می کرد.

مسعود رجوی در سال ۵۰ جزء مرکزیتی بود که با یک درجه عفو به جای اعدام، حکم ابد گرفت و شبکه ای را با همرامی «موسی خیابانی» و «علی زرکش» در زندان تشکیل داد. هر کسی از سازمان دستگیر می شد، این ها جذبش می کردند؛ یعنی باید جذب می شد وگرنه بایکوت می شد و حتی مجبور می شد که رگش را بزند!

این شبکه حتی از میان بچه مسلمان هایی که دستگیر می شدند نیز عضوگیری می کرد. بسیاری از بچه های مذهبی دانشجو در زندان، جذب سازمان – شاخه رجوی – شدند. در زمان انقلاب، فعال ترین شاخه سازمان، همین باند رجوی در زندان بود. این شاخه تمرکزگرایی بسیاری بالایی داشت و در واقع مانند یک ارتش بود. کسی حق نداشت یک خط جزوه بدون اجازه مافوقش بخواند.

این ها(رجوی، خیابانی، اشرف ربیعی و…) در دی ماه سال ۵۷ از زندان آزاد شدند؛ از همان دی ماه شروع به عضوگیری در کشور کردند. این ها با جنجال زیادی شروع به غارت پادگان ها و جمع آوری اسلحه و امکانات و اموالی که متعلق به پهلوی ها بود، کردند. این ها حتی اسناد و مدارک ادارات مختلف از جمله ارتش را سرقت می کردند. برخی از این اسناد را به جاهای مختلف از جمله به روس ها فروختند و با برخی دیگر از این اسناد هم باج خواهی کردند. زمانی که مردم در دی و بهمن ۵۷ مشغول مبارزه با حکومت پهلوی بودند، این ها مشغول بستن بار خود بودند.

کار دیگری که سازمان می کرد، مصادره راهپیمایی ها به نفع خود بود. هر راهپیمایی که می شد، این ها به سرعت پلاکاردهای مربوط به کشته شده های خود و همچنین نشان سازمان را در میان جمعیت به دست می گرفتند. نتیجه این می شد که اگر مثلا یک راهپیمایی ۲۰۰ هزار نفره در تهران شکل می گرفت، شما گمان می بردی که کل این راهپیمایی متعلق به سازمان است! آن زمان هم جامعه طوری نبود بخواهد مزاحم این ها بشود که پلاکارد خود را نیاورند.

مردم هم گویا شناخت چندانی از سازمان نداشتند.

سازمان تبلیغ بسیاری می کرد که ما یک گروه اسلامی هستیم که مبارزات زیادی با شاه کرده ایم و شهید داده ایم. البته سازمان، شهیددزدی هم زیاد انجام می داد! مثلا یک گروهی به نام «ابوذر نهاوند» زیر نظر مرحوم آیت الله ربانی شیرازی وجود داشت که کاملا در مسیر ولایت بود؛ بچه های به شدت مخلص عضو این گروه بودند. این گروه موفق به ضربه زدن به شاه نشد اما توانست انسان تربیت کند. بچه های ۱۶ تا ۱۸ ساله عضو این گروه بودند که برای خود عارف شده بودند. وقتی اسناد متعلق به گروه ابوذر نهاوند را بررسی می کنیم، می بینیم که این ها مستقل بوده اند و هیچ ربطی به سازمان نداشتند اما می بینیم که سازمان تمام شهدای این گروه را به نام خود می زد!

نظر حضرت امام(ره) در کوران مبارزات انقلاب نسبت به سازمان چه بود؟

امام دو مرتبه با صراحت تمام در سال های ۵۰ و ۵۱ درباره سازمان نظر منفی خود را اعلام کردند. مرتبه نخست «تراب حق شناس» از اعضای مرکزی سازمان در نجف به نزد امام رفت و در آنجا مباحث مختلفی را مطرح کرد که امام تایید نکردند. مرتبه دوم «حسین احمدی روحانی» کتاب ها و جزوه هایی را در اختیار امام قرار داد. حسین روحانی در جلسات مختلف با امام مباحثه و کل سازمان را برای ایشان تشریح کرد؛ نهایتا امام تایید نکردند. امام دو دلیل آوردند؛ اول اینکه روش سازمان مبنی بر مشی مسلحانه را غلط می دانستند. امام می گفتند که مسیر انقلاب، فکری و فرهنگی است؛ ما با اسلحه حکومت را به دست می آوریم اما حق حکومت کردن را به دست نمی آوریم.

البته برخی گروه های نزدیک به حضرت امام از جمله هیئت های موتلفه، شاخه نظامی و عملیاتی نیز داشتند.

هیئت های موتلفه فقط در یک مورد کار مسلحانه کرد و آن هم اعدام انقلابی «حسنعلی منصور» بود؛ در آن اقدام هم هیئت های موتلفه از امام اجازه گرفتند اما امام اجازه ندادند؛ هیئت های موتلفه اجازه کار خود را از آیت الله میلانی گرفتند.

حتی گروه های هفت گانه بدر و فلق و امت واحده و… که پس از انقلاب در یک ائتلاف، سازمان مجاهدین انقلاب را تشکیل دادند، هر مرتبه برای کار مسلحانه از امام اجازه می گرفتند، امام به آن ها مجوز نمی دادند. همچنین دومین دلیل مخالفت امام با سازمان مجاهدین خلق به مرام و مشی مارکسیستی آن ها باز می گشت که این مشی را قبول نداشتند.

موسی خیابانی نقل می کند که امام در روزهای ابتدایی انقلاب، مرحوم احمد آقا را به نزد رجوی می فرستند. در آن دیدار، احمد آقا شروطی از جانب حضرت امام -از جمله پذیرش رهبری ایشان از سوی مجاهدین- را مطرح می کنند؛ اصل چنین دیدارهایی چقدر واقعیت داشت؟

در سال های ۵۰ و ۵۱ که سازمان در اوج شهرت مطلوب خود قرار داشت و هنوز کادرهای مسلمان آن نظیر حنیف نژاد حضور داشتند، امام شدیدا این سازمان را رد می کنند. همان زمان بسیاری از بزرگان نظیر مرحوم طالقانی از روی حُسن ظن از امام خواستند که این گروه را تایید کنند اما ایشان تایید نمی کردند. چطور ممکن است امام پس از انقلاب این گروه را پس از آنکه در سال ۵۴ اعلام مارکسیست شدن کرده، تایید کند؟

در این میان یک نکته وجود دارد؛ امام در مقطعی پس از پیروزی انقلاب در قالب پیام های عمومی به طور غیرمستقیم به اعضای این سازمان پیام می دهند که شما بیایید جزیی از ملت باشید و خودتان را از مردم جدا نکنید. بعد از خروج مسلحانه سازمان حتی امام اسم می آورد. سازمان در سال ۶۰ پیش از ورود به فاز مسلحانه، نامه ای به امام با این مضمون ارسال کرد که «اماما ما برای تجدید بیعت می خواهیم به طور مسلحانه به نزد شما در جماران بیاییم اما به ما اجازه نمی دهند.»

سازمان در حقیقت می خواست نشان بدهد که ما به شکل مسلحانه با امام بیعت کرده ایم و حالا دیگر چه کسی جرات دارد سلاح ما را بگیرد!؟ در آن زمان امام جواب می دهند که شما اسلحه خود را تحویل بدهید، من به دیدار شما می آیم.

البته فکر می کنم که سازمان در اردیبهشت سال ۵۸ در قالب یک تیم ۲۰ نفره به دیدار حضرت امام می رود.

خیر؛ آن دیدار، به طور خصوصی میان رجوی و خیابانی با امام در قم بوده است. در آن زمان امام همه را به دیدار می پذیرفتند و رجوی و خیابانی هم نه در قالب سازمان مجاهدین خلق بلکه در قالب یک دیدار خصوصی با امام ملاقات کردند. امام هیچ گاه سازمان را به دیدار نپذیرفت.

سازمان مجاهدین خلق در جریان «سعادتی» و حتی قبل از آن تلاش داشت تا اینگونه القا کند که جمهوری اسلامی برای زمین زدن سازمان با رژیم پهلوی و آمریکا به عنوان امپریالیست بزرگ ارتباط دارد و در حقیقت هم دست است. پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تاریخ ۱۳ آبان سال ۵۸، نادرست بودن آن اظهارات به عیان برای همه روشن و مبرهن شد. رویکرد سازمان پس از تسخیر لانه جاسوسی نسبت به جمهوری اسلامی و نیروهای خط امامی چه شد؟

سازمان به طور مشخص اعلام می کرد که ما نفر اول مبارزه با امپریالیست هستیم؛ حتی می گفتند که انقلاب ۵۷ برای «خلق» بود و ما هم سرآمد نیروهای خلق هستیم؛ می گفتند که «ارتجاع» یعنی روحانیت و تیم حضرت امام به همراه «جریان روشنفکری» و دانشگاهی، انقلاب را از دست خلق دزدیدند و ما می خواهیم انقلاب را به دست خلق بازگردانیم. این ها حتی به جمهوری اسلامی رای ندادند و نظرشان روی جمهوری دموکراتیک اسلامی بود؛ چون می گفتند جمهوری اسلامی، ارتجاعی است.

سازمان حتی گرایش های ملی را نیز رقیب خود می دانست. سازمان می گفت هم می خواهیم امثال بازرگان را کنار بزنیم و هم روحانیت و شاگردان امام را. آن ها می گفتند انقلاب نه برای خمینی است و نه برای کراواتی ها؛ انقلاب برای ماست!

در جریان سعادتی، جاسوسی این فرد برای شوروی محرز می شود. حتی سازمان اسنادی را به فرانسه نیز فروخته بود اما در آن موارد، کسی مثل سعادتی گیر نیفتاد. به همین خاطر عجیب نبود که سازمان با فروش اطلاعات هم برای خود جایگاهی پیدا کند و هم اینکه پشتیبانی کشورهای خارجی را به سمت خود جلب کند.

سازمان در ماجرای لانه جاسوسی، پرچم مبارزه با امپریالیست که مدعی آن بود را از دست داد؛ این ها همواره در حال پمپاژ این مساله بود که «بهشتی» رابط ارتجاع با آمریکاست. سازمان در ماجرای تسخیر لانه بسیار آچمز شد؛ به همین دلیل شروع به تخریب این حرکت کرد؛ این ها تلاش کردند تا اینگونه وانمود کنند که این حرکت متعلق به خط امامی ها نیست که البته موفق هم نشدند. مدام می گفتند، اسناد بهشتی که در لانه هست را منتشر کنید! حتی افرادی را به داخل لانه نفوذ دادند که اسنادی را سرقت کنند که البته موفق هم شدند.  

در حقیقت با چنین حرف های خلاف واقعی، سعی در به حاشیه کشاندن و لوث کردن تسخیر لانه را داشتند.

بله.

فرمودید که سازمان مجاهدین خلق حتی با روشنفکرانی نظیر بازرگان هم مشکل داشت؛ اما در انتخابات مجلس اول می بینیم که میان نهضت آزادی و سازمان نوعی همگرایی به وجود می آید و حتی بازرگان در دور دوم این انتخابات طی بیانیه ای از کاندیداتوری رجوی در تهران حمایت می کند.

ببینید؛ این ها ذاتا با هم مشکل نداشتند. مشکل میان سازمان مجاهدین و خط امامی ها، ایدوئولوژیک بود اما مشکل این ها با جبهه ملی و نهضت آزادی، ایدوئولوژیک نبود. در مجلس اول چندان نمی شود از لفظ همگرایی میان سازمان و نهضت آزادی استفاده کنیم اما به هر حال این ها پیوندهایی با یکدیگر داشتند. سازمان، پایگاه اجتماعی چندانی نداشت و اگر نزدیکی هایی به لحاظ لیستی میان این ها با ملی، مذهبی ها ایجاد شد به خاطر این بود که مجاهدین بتوانند از طریق جذب آرای نیروهای ملی گرا، سبد رای خود را بالا ببرند.

سازمان در بعضی شهرها در صورت توانایی، کل لیست را پُر می کرد؛ مثلا در جایی مانند شیراز این ها از ملی ها کسی را برنداشتند. سازمان فقط در تهران با ملی ها لیست مشترک داد چراکه خودشان وزن اجتماعی نداشتند.

کسی از مجاهدین وارد مجلس اول نشد؛ فقط شخصی به نام «علی گلزاده غفوری» از لیست مجاهدین خلق و ده لیست مشترک دیگر وارد مجلس شد؛ در حقیقت گلزاده نیروی مجاهدین محسوب نمی شد. چون فرزندان گلزاده، عضو سازمان بودند، سازمان وی را در لیست ۱۵ نفره خود در تهران قرار داد.   

مشکل بیشتر روی روش بود.

خیر؛ حتی مشکل روی روش هم نبود؛ مشکل در جنگ قدرت بود. پس از انقلاب میان سازمان مجاهدین و ملی – مذهبی ها جنگ قدرت به وجود آمد؛ قبل از انقلاب اما اختلاف روش وجود داشت؛ یعنی سازمان مجاهدین می گفت مسلحانه اما نهضت آزادی می گفت دموکراتیک. سازمان می گفت اگر این ها(ملی، مذهبی ها) باشند، قدرت به ما نمی رسد. با این وجود الویت سازمان، زدن خط امامی ها بود؛ می گفتند ابتدا ارتجاع سیاه(خط امامی ها) را می زنیم و پس از آن به سراغ ملی، مذهبی ها می رویم.

یبرال ها ترجیح  می دادند که تمیز کار کنند. اگر مثلا به بازرگان یا تیم وی گفته می شد که شما ترجیح می دهید با رجوی کار کنید یا بدون رجوی، می گفتند ترجیح می دهیم بدون رجوی کار کنیم؛ چون رجوی قانون را قبول را نداشت. در ماجرای انتخابات مجلس اول، بازرگان و تیمش مانند یدالله و عزت الله سحابی و ابراهیم یزدی نیازی به ائتلاف با رجوی نداشتند؛ چون خودشان به قدر کافی مشهور بودند که بخواهند رای بیاورند؛ سازمان باید خودش را به دُم کسی می بست تا رای بیاورد؛ سازمان با این وجود هم رای نیاورد.

اما با نزدیک شدن به سال ۶۰ و به خصوص پس از غائله ۱۴ اسفند در دانشگاه تهران، رابطه سازمان و لیبرال ها در هم تنیده شد.

بله؛ چون این ها به لحاظ ایدوئولوژیک با هم مشکلی نداشتند. وقتی جبهه ملی علیه لایحه قصاص موضع گیری کرد، سازمان هم با همان ادبیات علیه آن موضع گرفت؛ جبهه ملی گفت لایحه قصاص غیر انسانی است، سازمان هم گفت این لایحه وحشیانه و غیر انسانی است. نقطه مشترک سازمان مجاهدین و نهضت آزادی، مقابله با «حکومت دینی» و «اسلام فقاهتی» بود.   

اما خب روش این دو مجموعه (سازمان مجاهدین و نهضت آزادی) با هم متفاوت بود.

تا قبل از فاز مسلحانه در تاریخ ۳۱ خرداد سال ۶۰، روش سازمان مجاهدین هم کاملا سیاسی بود.

بازرگان در اردیبهشت ۶۰ مقاله ای را با عنوان «مبارزه قانونی، مبارزه مسلحانه» در روزنامه میزان(ارگان مطبوعاتی نهضت آزادی) مبنی بر مشروع بودن روش مسلحانه سازمان مجاهدین خلق منتشر کرد. این نشان می دهد که بازرگان هم به روش مسلحانه باور داشته است.  

نظر بازرگان این نبود که سازمان مجاهدین علیه جمهوری اسلامی مبارزه مسلحانه داشته باشد؛ بازرگان حتی مبارزه مسلحانه علیه شاه را هم قبول نداشت چه برسد به جمهوری اسلامی. آقای بازرگان می دانست که سازمان مجاهدین ادامه خط فکری خودش هستند. حتی اشاره می کند که این ها بچه های من هستند.

جوجه های نهضت آزادی!

بله! بازرگان به صراحت این را گفت؛ منتهی رجوی آدم قابل تحملی نبود؛ یک بچه سی ساله بود که هیچ کسی را قبول نداشت. خودش را از بازرگان و طالقانی و بقیه بالاتر می دانست؛ به زبان نمی آورد اما در بسیاری مواقع هم به زبان می آورد؛ این مساله از دید بازرگان و یزدی مخفی نبود؛ این ها نمی خواستند به یک بچه قاعده شکن باج بدهند.  

آقای کوشکی! برخی این موضوع را مطرح می کنند که چرا جمهوری اسلامی، فضایی را در اختیار سازمان مجاهدین برای سیاست ورزی قرار نداد تا آن ها علیه نظام اقدام مسلحانه نکنند. چرا جمهوری اسلامی، سازمان را در مسئولیت های مختلف نگمارد تا آن ها هم سرگرم و دلگرم شوند؟

ببینید! سابقه سازمان بسیار منفی بود. این سازمان در سال ۵۵ کارش به جایی رسید که بیانیه ارتدادش خوانده شد. چون سازمان میان اسلام و مارکسیسم تفاوتی قائل نبود، آیت الله طالقانی، آیت الله مهدوی کنی و محی الدین انواری و ۵، ۶ مجتهد دیگر، رای به ارتداد سازمان دادند.

مثال شهید لاجوردی و بقیه بچه های انقلابی تا انتهای نفاق این سازمان را خوانده بودند و می دانستند که مشکل سازمان چیست. سازمان پس از پیروزی انقلاب با وجود اینکه نه به جمهوری اسلامی رای داد و نه در رفراندوم قانون اساسی شرکت کرد، تا قبل از ورود به فاز مسلحانه در سال ۶۰، برای خودش دفتر داشت و نشریه اش چاپ می شد و راهپیمایی و مراسم های خود را داشت و عضوگیری هم می کرد. سازمان بدترین فحش ها را به نظام می داد اما کسی کارشان نداشت.

سازمان در بسیاری از نقاط، ساختمان های مربوط به وابستگان رژیم پهلوی را می گرفت و پس هم نمی داد! دادستانی می گفت دارید چه کار می کنید اما آن ها جواب نمی دادند. سازمان در اردیبهشت سال ۶۰ چندین راهپیمایی داشت؛ در این راهپیمایی ها می دیدیم که نصف خیابان انقلاب را به شکل غیرقانونی گرفته اند اما کسی کاری به کارشان نداشت.

همان موقع افرادی بودند که می گفتند اگر به رجوی پُست شهرداری تهران داده شود، برای وی کافی است اما مشکل این بود که سازمان می گفت کل انقلاب مال من است! رجوی آن زمان یک جوان سی ساله ای بود که به جز اداره یک سازمان چریکی، آن هم به شیوه دیکتانور مآبانه، کار دیگری بلد نبود؛ به چه دلیل باید شهردار تهران می شد؟ مردم تهران گناه نکرده بودند که رجوی شهردارشان بشود. البته این فکر هم غلط است؛ مگر در حکومت باید به همه سمت داده شود؟ اما رویه رجوی این بود که می گفت کل انقلاب برای ماست؛ حالا شما می خواهید یک پُست به ما بدهید؟

اندکی هم به زمان حال بپردازیم. با توجه به حرکت تروریستی داعش در مجلس و حرم امام، مقایسه ای میان این گروه و سازمان منافقین انجام می شود. چرا گفته می شود که سازمان منافقین از داعش هم خطرناک تر هستند؟

داعش می گوید که من از لحاظ دینی، شیعیان را کافر می دانم و اهل سنتی هم که با من کار نکند را کافر می دانم. با توجه به این آموزه داعش، می بینیم از زمانی که این گروه به وجود آمده به چند نفر از مردم ایران آسیب رسانده اند؟ بسیار اندک. داعش پیکره خارجی دارد و ایرانی نیست؛ داعش اصولا یک سازمان غیر ایرانی است. آسیبی که این گروه با حمایت سعودی ها، آمریکایی ها و رژیم صهیونیستی توانستند به ما وارد کنند، همین ۱۷ نفر شهروند عزیزی بودند که در حادثه مجلس و حرم امام به شهادت رسیدند.

از آن طرف می بینیم که سازمان مجاهدین، ۱۰۰ درصد ایرانی هستند و خود را شیعه می دانند و به ندرت نیروی سُنی دارند؛ با امکانات این مملکت و با اسلحه ای که از ارتش و پلیس این مملکت دزدیدند، ۱۲ هزار نفر از مردم ما را کشتند؛ از سال ۶۴ تا ۶۷ در جنگ تحمیلی با ارتش عراق همکاری کردند؛ از سال ۶۷ تا ۸۲ نیز در قالب ارتش آزادی بخش، بازوی حمایتی صدام بودند. مجاهدین همچنین از سال ۵۸ تا همین امروز علیه ملت ایران جاسوسی می کنند؛ عوامل سازمان هنوز هم در قالب تخلیه تلفنی علیه جمهوری اسلامی جاسوسی می کنند. اگر ما این دو گروه(داعش و سازمان مجاهدین) را در یک کفه بگذاریم، کدام یک بیشتر به ما آسیب وارد کرده اند؟ سازمان، هزار برابر بیشتر از داعش به ما آسیب وارد کرده است.

در سال های ۶۰ تا ۶۵ داشتن ماشین، مساله بسیار مهمی برای خانواده های ایرانی محسوب می شد و هر کسی هم ماشین نداشت؛ مثلا یک خانواده با یک پیکان، نان می خورد؛ سازمان مجاهدین افتخار می کرد که ما هفتگی چند صد ماشین را در شهرهای مختلف به آتش کشیده ایم.

مردم ما چقدر با اقدامات سازمان منافقین و اساسا خود این سازمان آشنا هستند؟

اگر به نسل اول انقلاب بگوییم سازمان منافقین، می گویند خدا لعنتشان کند. مجاهدین خلق بسیار نزد مردم منفور بودند؛ هیچ گروهی حتی «فرقان» تا این اندازه نزد مرد منفور نشد چون گروه فرقان تعدادی از نخبگان را ترور کرد اما با مردم عادی کاری نداشت. جامعه ما به آن معنی، کینه ای از فرقان نداشت. مجاهدین خلق اینقدر آدم کشتند که مردم از این ها منفور شده بودند.

شما اتفاقی که در ۱۲ رمضان امسال در مجلس و حرم امام افتاد را در ۵ ضرب کنید؛ هر روزِ سالِ ۶۰ تا ۶۱ شبیه اتفاقی بود که امسال در حرم امام و مجلس رخ داد؛ آن هم در بُعد کشوری. سازمان در شهریور سال ۶۰، ۶۰۰ نفر را کُشت.

نسل امروز چقدر با سازمان منافقین آشنایی دارد؟

الان مردم چقدر با داعش آشنایی دارند؟ کسی هست که از داعش خوشش بیاید؟ سازمان مجاهدین در دهه شصت همین جایگاه را داشت. بعضی اعضای مجاهدین که در شهر اقدام به ترور می کردند، وقتی به دست مردم می افتادند، مردم در خیابان با چنگ و دندان این ها را تکه و پاره می کردند. حتی وقتی بچه های کمیته می خواستند منافقین را دستگیر کنند تا به دادگاه ببرند، مردم اجازه نمی دادند؛ می گفتند این جلوی چشم ما آدم کشته است؛ اجازه نمی دهیم ببرید! تصمیم غلطی از سال ۶۹ به این سو گرفته شد که چیزی به نام مجاهدین خلق وجود ندارد.

هدف چه بود؟

می گفتند اصلا ارزش ندارد. می گفتند سازمان مجاهدین دیگر تمام شده است؛ حتی نمی شد اسم این سازمان را در رسانه ها مطرح کرد. مثلا اگر می خواستند عکس رجوی یا نشان سازمان مجاهدین را نشان بدهند، باید به شکل پاره نشان می دادند. البته مراکز پژوهشی کار خودشان را می کردند اما مردم که پژوهشگر نیستند.

ما در دهه شصت فیلم های سینمایی معدودی درباره سازمان ساختیم. یک فیلم به نام «دست نوشته ها» ساخته «مهرزاد مینویی» بود که به طور غیرمستقیم به منافقین اشاره می کرد. فیلم «توهم» ساخته «سعید حاجی میری» هم بود. در دهه هفتاد، فیلمی به اسم «پناهنده» توسط رسول ملاقلی پور ساخته شد که بسیار غیرمستقیم به منافقین اشاره می کرد.

من دیگر یادم نمی آید که در سینمای خودمان چیزی داشته باشیم؛ نسل سوم انقلاب دیگر هیچ چیزی از منافقین نشنید اما به برکت فضای مجازی و ماهواره از سوی سازمان و حمایت از سازمان، خیلی چیزها شنیدند و خواندند؛ یعنی نظام به مدت ۱۵ سال سکوت کرد و هیچ چیزی نگفت اما از آن طرف، سازمان و کسانی که به نوعی با سازمان سمپات داشتند، در شبکه های ماهواره ای و در اینترنت فعال بودند. دشمنان انقلاب هم به بهانه سازمان، نظام را می زدند.

آن ها شروع به مظلوم نمایی کردند و گفتند که جمهوری اسلامی در مرداد ۶۷، ۱۰۰ هزار نفر آدم را کشته است. جمهوری اسلامی هم چیزی نمی گفت و سکوت می کرد؛ مخاطب نسل سوم هم در فضای مجازی و ماهواره می دید و می شنید؛ در نتیجه می گفت حتما درست است.

همین شد که برخی چهره ها در ایام انتخابات ۹۶ آمدند و صحبت هایی را درباره منافقین مطرح کردند.

به هر حال، دَم انتخابات باید به هر طریقی رای جمع کرد(خنده)!

اگر کسانی که درباره مجازات منافقین صحبت کردند لیبرال بودند، شاید چندان تعجب نمی کردیم و اساسا محل مناقشه نبود. اما آنها خودش سال ها در بالاترین نهادهای امنیتی کشور مشغول بوده و قاعدتا باید اشراف خوبی نسبت به جنایت های این گروه داشته باشند.

اتفاقا کسانی که سابقه امنیتی دارند، راحت تر می توانند صحبت کنند. بخش زیادی از مظلوم نمایی سازمان توسط رسانه هایی انجام شد که مدیرانشان امنیتی ترین افراد این مملکت بودند. مظلوم نمایی منافقین توسط کسانی انجام شد که یک زمان افتخار می کردند، ما در زندان به اعضای سازمان «دستمال قپونی» می زدیم. کسانی که در ابتدای دهه شصت با منافقین موش و گربه بازی در می آوردند، بعدها آمدند در قالب آدم های دموکرات روزنامه ها و نشریاتی زدند که فریاد مظلومیت سازمان را سر دادند؛ این از عجایب تاریخ است.

کسانی که بیشترین حکم اعدام یا درخواست اعدام را برای مجاهدین دادند و خود مجاهدین در نشریاتشان از آن ها با عنوان «جلاد» یاد می کردند، بعدها آمدند و ژست گرفتند و نظام را محاکمه کردند که چرا نظام سهم این ها را نداده و چرا روحانیت، انحصارگرایی کرده است؛ اسم این ها هم هست اما خب نمی شود نام برد. 

این استحاله از کجا نشات می گیرد؟

برخی از این ها کسانی بودند که می خواستند دست پیش بگیرند که پس نیفتند. برخی چهره ها که امروز در یک جناح خاص حضور دارند، آن زمان در قالب دادستانی آنقدر نسبت به مجاهدین خشن رفتار می کردند که اگر به یکی از این مجاهدین می گفتند تو را می خواهیم به نزد فلانی ببریم، وحشت می کرد. به هر حال دوم خرداد شده بود و می خواستند ژست دموکراسی بگیرند!

شاید دلیل این استحاله، انزوایی بود که چپ سنتی پس از مجلس سوم دچارش شد و می خواست به نوعی انتقامش را از نظام بگیرد.

خیر؛ این ها از دوم خرداد احساس کردند که فضا، گل و بلبل و دموکراسی است؛ بنابراین می خواستند تصویر قبلی خود در اذهان را از بین ببرند و نسل سوم هم که سابقه قضایی و امنیتی این ها را نمی دید، در نتیجه باورش می شد.

ما نسلی داشتیم که بدنه وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی را می ساختند؛ این ها بعدها تبدیل به ایدوئولوگ های دوم خرداد شدند. این ها در روزنامه هاشان ندای «وا مظلومای» مجاهدین خلق را سر می دادند. همان زمان شخصی به نام «حسین باقرزاده» از چهره های شاخص منافقین در نشریاتی مثل «نشاط»، «طوس»، «خرداد» و…شروع به قلم زدن کرد. این آدم کسی بود که رسما علیه حکومت دینی و نظام جمهوری اسلامی و حتی خود دین مطلب می نوشت. در خانواده این آدم، چندین نفر تروریست عضو منافقین حضور داشتند؛ البته افراد دیگری هم در خانواده باقرزاده بودند که بعدها توبه کردند.

مدیران مسئول این نشریات که چهره مظلومی از سازمان مجاهدین ساختند، در حقیقت کسانی بودند که در سال های ابتدایی دهه شصت در سمت های قضایی و امنیتی، مسئولیت داشتند؛ البته کارهایی که علیه منافقین کردند، قابل تقدیر است اما بعدها نه تنها به روی خودشان نیاوردند که آن اعدام ها و هر چه لازم بوده را ما انجام دادیم، بلکه گفتند که «ای نظام چرا آن کارها را کردی!»

سوالی که شاید اذهان را به خود مشغول کند، این است که اساسا امروز سازمان مجاهدین خلق برای آمریکا و اروپا چه سودی دارد که غربی ها تاکنون چتر حمایتی خود را از روی سر این سازمان برنداشته اند.

هر سرویس امنیتی، عده ای آدم برای بررسی می خواهد و بهترین این آدم ها کسانی هستند که متعلق به خود آن کشور باشند؛ مثلا در سرویس اطلاعاتی آلمان، کسانی هستند که دارند مسائل ایران را بررسی می کنند؛ یعنی سرویس اطلاعاتی آلمان همیشه در پی ایرانی هایی می گردد که مسائل ایران را بررسی کنند.

سرویس های امنیتی و اطلاعاتی اروپا آمدند و آدم های خود را از میان سازمان مجاهدین گلچین کردند. عده ای از افراد سازمان هم کار تبلیغ سیاسی بلد بودند؛ کشورهای اروپایی مثل آلمان، انگلیس، فرانسه، بلژیک و… آمدند و به این ها پناهندگی دادند. افراد سازمان در قالب ده ها گروه و NGOحقوق بشری و دموکراسی خواه و انجمن خیریه شروع به کار سیاسی علیه جمهوری اسلامی کردند. عده ای از مجاهدین به آلمان رفتند و انجمن دفاع از حقوق کودکان در ایران را تاسیس کردند و در کنار آن، پول و امکانات هم از دولت به طور غیررسمی می گرفتند و صبح تا شب در نشست های مختلف می گفتند که حقوق کودکان در ایران در حال پایمال شدن است.

آیا افرادی که به این شکل مشغول کار اطلاعاتی برای سرویس های امنیتی کشورهای اروپایی هستند، با نام سازمان مجاهدین فعالیت می کنند؟    

خیر؛ سازمان مجاهدین خلق امروز در آمریکا و اروپا با نام «شورای ملی مقاومت» مشغول فعالیت است. شورای ملی مقاومت در گذشته مجموعه ای سیاسی زیر نظر سازمان مجاهدین خلق در اروپا بود اما چون این سازمان به واسطه کشتارهای مختلف بسیار بد نام بود و هست، امروز در اروپا با نام شورای ملی مقاومت فعالیت می کند.  

کارویژه اصلی شورای ملی مقاومت چیست؟

عمدتا جاسوسی است اما یک فایده دیگر هم دارند؛ اساسا کار کردن با این شورا، اهرم فشاری علیه جمهوری اسلامی است. 

به چه صورت؟

به هر حال غربی ها و آمریکایی ها باید با یک اهرمی به ایران فشار بیاورند؛ این اهرم امروز برای آن ها شورای ملی مقاومت است. در اروپا ۵۰، ۶۰ گروه تشکیل دادند تا ثابت کنند در ایران آزادی های زنان، کودکان و آزادی های حوزه مذهب و دموکراسی نقض می شود.

بخش اعظمی از محکومیت های حقوق بشری علیه ایران در زمان «احمد شهید» و گزارشگر بعد از وی و حتی قبل از این ها در زمان «گالین دپول»، مستند به مجاهدین خلق است.

لو رفتن ماجرای تاسیسات هسته ای اراک، توسط سازمان مجاهدین صورت گرفت. یک گروهی شامل «علیرضا جعفرزاده» و «مونا صمصامی» و افراد دیگری از عناصر سازمان، به مدت یک سال در تلویزیون های اروپا دوره گرفتند و توضیح می دادند که ایران مشغول ساخت بمب اتمی است. در حقیقت گروه مجاهدین، زحمت تبدیل پرونده فعالیت های عادی هسته ای ایران – که تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی بود – به بحران بین المللی را کشید.

آنقدر روی این مساله مانور دادند که همه تصور کردند ایران دارد بمب اتم می سازد. پس از آن اسرائیل روی این موج سوار شد. اگر ابتدا اسرائیل این موج را ایجاد می کرد، کسی باورش نمی شد اما عده ای ایرانی آمدند و گفتند که ما دموکراتیم و می خواهیم جهان را از خطر بمب اتمی جهموری اسلامی آگاه کنیم.

کار دیگری که سازمان مجاهدین انجام می دهد تخلیه تلفنی از شهروندان و مسئولان ایرانی است؛ سپس این اطلاعات را به سعودی ها، اسرائیلی ها، اروپایی ها و آمریکایی ها می فروشند. این ها دارند از این طریق نان می خورند!

حسام رضایی

(پایان)

***

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممینو سپهر: نگاهی به ۵۰ سال خشونت وترور وجنایت وخیانت گروه موسوم به مجاهدین

احمد صحوبیاخبار ایرنا: عضو سابق منافقین به همراه چهار همدستش در نیکشهر به هلاکت رسیدند

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمنافقین به‌ دنبال ایجاد قلمرو مخصوص خود در آلبانی هستند 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30025

منافقین، بازنده اقتدار موشکی ایران (رجوی: موشک ها کار کره شمالی بود و اصلا هم به داعش نخورد)ا

Iran-launches-missiles-into-eastern-Syria-targets-ISISبنیاد هابیلیان و خبرگزاری آفتاب، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… مردم ایران به خوبی دریافته اند که برای مبارزه با تهدیدات تروریستی و نیز دشمنی هایی که از سوی کاخ سفید و رژیم سعودی دنبال می شود، چاره ای به جز خودکفایی در زمینه دستاوردهای دفاعی نداشته و بنابراین باید با قدرت، پیشرفت های موشکی خود را ادامه دهد. چه منافقین راضی به توان بالای دفاعی ایران باشند و چه از آن بهراسند … 

Israel Provided IAEA with Fake Documents on Iran’s Nuclear Program

عملیات سپاه پاسداران ایران علیه تروریستهای داعش و مجاهدین خلق در سوریهوحشت رجوی از شلیک موشک ایرانی به قلب تروریستهای داعش در سوریه

واکنش منافقین به حمله موشکی: موشک های ایران به داعش نخوردند! | ایران و کره شمالی همکاری موشکی کردند!

خبرگزاری آفتاب، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۷
لینک به منبع

واکنش منافقین به حمله موشکی | گروهک تروریستی منافقین در اقدامی احمقانه مدعی شد هیچ کدام از موشک های ایران به پایگاه های داعش اصابت نکرده اند! نماینده منافقین در آمریکا مدعی کشف(!) ۱۲سایت موشکی ایران شد. وی همچنین مدعی همکاری موشکی ایران و کره شمالی شد!

گروهک تروریستی منافقین در اقدامی احمقانه مدعی شد هیچ کدام از موشک های ایران به پایگاه های داعش اصابت نکرده اند! در حالی که تصاویر مستند نشان دهنده اصبت تک تک موشک ها به اهداف از پیش تعیین شده هستند.

نماینده منافقین در آمریکا مدعی کشف(!) ۱۲سایت موشکی ایران شد. وی همچنین مدعی همکاری موشکی ایران و کره شمالی شد! و گفت: کارشناسان کره شمالی در پادگان المهدی حضور داشته‌اند! این در حالی است که همه می دانند برنامه موشکی ایران برنامه ای بومی است که با تکیه بر توان داخلی ایران ساخته شده.

باشگاه خبرنگاران نوشت: نماینده گروهک تروریستی منافقین در واشنگتن مدعی شد مدارک و شواهدی علیه برنامه موشکی ایران در اختیار دارند.

باشگاه خبرنگاران به نقل از فاکس نیوز نوشت؛ علیرضا جعفرزاده، نماینده گروهک تروریستی منافقین در واشنگتن، با حضور در یک کنفرانس خبری مدعی شد منابع جاسوسی، اطلاعاتی از برنامه موشکی ایران در اختیار آنها قرار داده‌اند که نشان می‌دهد ایران پس از رسیدن به توافق هسته‌ای با گروه ۱+۵ و محدودسازی فعالیت‌های اتمی، تمرکز خود را بر روی برنامه موشکی قرار داد و انجام آزمایشات در این حوزه را توسعه بخشید.

این عضو گروهک تروریستی منافقین مدعی شد اطلاعات به دست آمده از وزارت دفاع و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران حاکی از آن است که آیت الله خامنه‌ای (رهبر معظم ایران) از نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواسته است بر توان موشکی کشور بیافزاید.

منافقین مدعی شده‌اند تاکنون ۱۲ سایت موشکی ایران را که تاکنون مخفی نگه داشته شده بودند، کشف کرده‌اند و شواهد نشان می‌دهد ایران در این سایت‌ها به دنبال ساخت و توسعه موشک‌های بالستیک است.

جعفرزاده در بخش دیگری از سخنانش مدعی شد: اعضای منافقین اطلاعاتی جمع‌آوری کرده‌اند که حاکی از گستردگی و هزینه‌بر بودن برنامه موشکی ایران است. ما به این نتیجه رسیده‌ایم که ارتباط نزدیکی میان تسلیحات هسته‌ای ایران و برنامه موشکی این کشور وجود دارد.

وی در ادامه ادعایش افزود: متاسفانه برنامه موشکی ایران تحت نظر قرار ندارد. این کشور برای حفظ بقا به ساخت موشک‌های بیشتر روی آورده است. جزئیات اطلاعات درباره این ۱۲ سایت مخفی و تجهیزات بکار رفته در آن نشان می‌دهد کارشناسان ایران و کره شمالی برای توسعه توان موشکی با یکدیگر همکاری دارند.

وی همچنین مدعی شد: از میان ۴۲ سایت موشکی ایران – که شامل ۱۲ سایت کشف شده جدید نیز می‌شود- ۱۵ مورد بخشی از یک شبکه تولیدی هستند، از ۲۵ مورد آنها به عنوان مراکز ذخیره‌سازی موشک استفاده می‌شود، ۱۳ سایت محل آزمایش‌های موشکی هستند و ۸ مورد باقیمانده نیز به عنوان مراکز آموزشی تیپ‌های موشکی کاربرد دارند.

جعفرزاده مدعی شد: کره شمالی همکاری نزدیکی با ایران در زمینه توسعه موشکی دارد. تمام تونل‌های مخفی ایران که در زیر کوه‌های این کشور حفر شده‌اند، نمونه‌هایی برگرفته از مدل استفاده شده در کره شمالی است. کارشناسان کره شمالی در پادگان المهدی به عنوان یک سایت تخصصی آموزش موشکی حضور داشته‌اند.

گزارش گروهک تروریستی منافقین تنها چند روز پس از شلیک موشک‌های ایران به سمت مقر داعش در سوریه منتشر می‌شود.

جعفرزاده با اشاره به شلیک موشک‌های ایرانی مدعی شد: گزارش‌های زیادی در دست داریم که موشک‌ها به هیچ پایگاه داعش برخورد نکرده و در مقابل تلفات زیادی در میان شهروندان غیرنظامی برجای گذاشته است(!). سپاه پاسداران ایران چندین هزار نیروی مسلح در سوریه دارد که شامل تعدادی سرباز خارجی نیز می‌شود. ایران سایت‌های ساخت موشک در سوریه احداث کرده است، به همین دلیل نیازی نبود ایران از داخل کشور موشک‌هایی به سمت سوریه پرتاب کند.

فاکس نیوز در پایان این گزارش نوشت: منافقین مهمترین منبع اطلاعاتی غرب درباره برنامه هسته‌ای ایران بودند. اعضای این گروه اطلاعاتی را درباره فعالیت‌های هسته‌ای و دانشمندان هسته‌ای ایران در اختیار غرب قرار دادند.

منافقین، بازنده اقتدار موشکی ایران

دکتر مصطفی انتظاری هروی، بنیاد هابیلیان

بنیاد هابیلیان، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۷
لینک به منبع

اقتدار موشکی ایران در جریان عملیات لیله القدر سپاه، باعث شد تا افکارعمومی کشورمان یکپارچه از تداوم برنامه های موشکی برای دفاع از کیان ایران اسلامی دفاع کند.

عملیات سپاه پاسداران در برابر حوادث تروریستی تهران و نیز در چارچوب مبارزه بی امان علیه تروریست های تکفیری، نشان داد که تهران برنامه موشکی خود را تنها برای دفاع از امنیت خود به کار برده و اگر چنین توانی وجود نداشته باشد، تروریستها شهروندان بیگناه را در قلب پایتخت به خاک و خون می کشند.

در برابر چنین اتحادی که در کشورمان برای ادامه برنامه موشکی به وجود آمده، گروهک تروریستی منافقین که پیش از این خیانت به وطن را به اثبات رسانده، سعی می کند تا با خوش خدمتی به اربابان آمریکایی و اسرائیلی و سعودی خود، سنگی پیش پای پیشرفت های موشکی کشورمان بیفکند.

در تازه ترین اقدامات در این رابطه، منافقین با انتشار اطلاعاتی جاسوسی در ارتباط با مراکز موشکی ایران، به زعم خود خواسته تا توان موشکی ایران را تضعیف کند. این همان مسیری است که متافقین پیش از این علیه برنامه هسته ای کشورمان نیز پی گرفته بودند.

روشن است که این دست اقدامات با هدف کمک به تروریست های تکفیری و در جریان پیوند منافقین با داعش صورت پذیرفته است. منافقین سعی دارند تا از این طریق به تکفیری ها کمک کرده و نگذارند تا توان موشکی ایران، پایگاه های آنها را هدف قرار دهد.

با این وجود به نظر می رسد که همبستگی شکل گرفته در داخل مرزهای کشورمان برای دفاع از برنامه موشکی و نیز مبارزه با تروریست ها، هیچ جایی برای همدلی با منافقینی که سعی می کنند از طریق جنگ روانی و برنامه ریزی برای جاسوسی، علیه توان موشکی کشورمان اقدام کنند، باقی نگذاشته است.

مردم ایران به خوبی دریافته اند که برای مبارزه با تهدیدات تروریستی و نیز دشمنی هایی که از سوی کاخ سفید و رژیم سعودی دنبال می شود، چاره ای به جز خودکفایی در زمینه دستاوردهای دفاعی نداشته و بنابراین باید با قدرت، پیشرفت های موشکی خود را ادامه دهد.

چه منافقین راضی به توان بالای دفاعی ایران باشند و چه از آن بهراسند، این مسیری است که ایران آن را طی کرده و افکارعمومی نیز از این پیشرفتها حمایت می کند. بنابراین آنچه منافقین برعلیه عملیات موشکی ایران و توان دفاعی کشورمان دنبال می کنند، چیزی بیش از کوبیدن آب در هاون نیست و خللی در عزم ملی ایران برای دفاع از مرزهای استقلال و آزادی خود وارد نمی کند.

(پایان)

***

علیرضا جعفرزاده مزدور فرقه رجوی مجاهدین خلق وطن فروشیَAlireza Jafarzadeh has already published his suicide bombing note.
Wondering at those Americans who stand under the flag of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to LOBBY for the murderers of their servicemen


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

فارین پالیسی ادعای منافقین درباره لویزان را مضحک و یاوه‌گویی خواند

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29562

موشک بالستیک بعدی سپاه با نام «دزفول» تولید می‌شود

 خبرگزاری مهر، بیست و ششم می ۲۰۱۷:… ما هیچگاه یادمان نمی‌رود که آمریکا از رژیم بعث در جنگ با ایران حمایت کرد، ‌ هواپیمای مسافربری ما را را مورد هدف قرار داد، ‌از منافقین حمایت کرد، پدیدآورنده داعش است و عامل جنگ در سوریه، ‌یمن و عراق.   فرمانده نیروی هوافضای سپاه تصریح کرد: ما به عنوان نیروهای مسلح هیچگاه اجازه نمی‌دهیم حوادث دلخراشی مثل حمله ارتش رژیم بعث به ایران مجدد تکرار شود. ما توان دفاعی را قدم … 

McCain Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Terrorism AlbaniaThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویMassoud Rajavi responed to the discovery of 170 corpses of Iranian divers from the 1980-88 war who had been handcuffed and buried alive. He called it “Carnaval of Bones”
(The report is  in Persian)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

حاجی‌زاده: موشک بالستیک بعدی سپاه با نام «دزفول» تولید می‌شود

فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت: در آینده اولین موشک بالستیک زمین به زمین بعدی که ساخته شود به نام «دزفول» نامگذاری خواهد شد و ما سعی می‌کنیم موضع این شهر را از تجهیزات موشکی غنی کنیم.به گزارش خبرگزاری مهر، امیر علی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران به مناسبت چهارم خرداد ماه روی پایداری و مقاومت مردم دزفول طی سخنرانی در این شهر اظهار داشت: ما کمتر شهری را مانند دزفول در جهان سراغ داریم که همزمان با آتش توپخانه، بمباران هوایی و موشک مورد تهاجم قرار بگیرد و مردم دزفول در اوج مظلومیت در چنین شرایطی مقاومت کردند.

حاجی‌زاده گفت: این مقاومت در حالی بود که همزمان رزمندگان دزفولی در جبهه‌های نبرد حضور داشنتد و مردم این شهر نیز میزبان دیگر رزمندگان از شهرهای مختلف بودند.

وی با اشاره به روند آغاز جنگ توسط ارتش رژیم بعثی گفت: در تمام جنگ‌ها زد و خورد و تبادل آتش طبیعی است اما ما در ۴۰ ماه اول جنگ امکان پاسخگویی متوازن به حملات عراق را نداشتیم.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه خاطرنشان کرد: البته عزیزان ما در نیروی هوایی ارتش از ابتدا پاسخ مناسبی را شروع کردند اما جنگ ما فقط با رژیم بعث نبود و آنها از همه امکانات آمریکا، ‌شوروی، اروپا و مرتجعین عرب برخوردار بودند به طوری که پدافند هوایی بغداد با پدافند شهر مسکو مقایسه می‌شد و این کار را برای عزیزان ما در نیروی هوایی ارتش بسیار سخت می‌کرد.

حاجی زاده ادامه داد: در سال ۶۵ قرار بود عملیات موشکی توسط سپاه انجام شده و همزمان جنگنده‌های نیروی هوایی ارتش نیز به برخی نقاط حمله کنند. من وقتی از معاون عملیات پایگاه نوژه در خصوص میزان موفقیت عملیات سوال کردم او گفت امکان موفقیت ۳۰د رصد است و بعد از عملیات نیز یکی از آن دو هواپیما سالم برگشت.

وی خاطرنشان کرد: این در حالی است که ما در تحریم کامل قرار داشتیم و نیمه غربی ایران سراسر مورد تهاجم ارتش عراق بود و اگر این پشتیبانی‌ها از رژیم بعث صورت نمی‌گرفت جنگ ما ظرف دو سال تمام می‌شد.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران اضافه کرد: البته در حوزه دیپلماسی اقدامات زیادی صورت گرفت و وزیر امور خارجه ما بسیار فعال بود اما آنها (دشمن) تصمیم خودشان را گرفته بودند و اگر نبود ایستادگی ملت ایران امروز باید شاهد مرزهای عراق در اهواز و دزفول بودیم و بعید نبود که همین امروز صدام در عراق حاکم باشد.

حاجی‌زاده تصریح کرد: با تجربه ۸ سال جنگ تحمیلی همه فهمیدند که باید روی پای خود بایستیم و نمی‌توان با اتکا به شرق و غرب توان دفاعی تولید کرد.

وی با اشاره به نقش فرماندهان شهیدی مانند شهید طهرانی مقدم و کاظمی در مسیر خودکفایی اظهار داشت: این مسیر تا به امروز ادامه دارد و ما توانستیم تهدید دشمن را به فرصت تبدیل کنیم و از همان روزهای جنگ تحقیقات موشکی شروع شد.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت: ما در آن سال‌های ابتدای جنگ به عنوان فرمانده شرمنده مردم بودیم چرا که اگر قدرت داشتیم اجازه نمی‌دادیم جنگ ۸ سال طول بکشد و این همه از جوانان ملت به شهادت برسند.

حاجی زاده گفت: سپاه و بسیج وقتی وارد جنگ شدند هیچ چیزی نداشتند اما وقتی جنگ تمام شد تیپ‌ها و لشکرهای زهری، تیپ موشکی و یگان‌های منسجم داشتیم و این روند باید امروز هم بر  همه زمینه‌ها یک الگو باشد.

وی  با بیان اینکه ما امروز در حوزه‌های موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین در سطح کشورهای تراز اول جهان قرار داشته و در حوزه‌های دیگر مانند پدافند هوایی، راداری، جنگ  الکترونیک، دریایی و … خودکفا هستیم اظهار داشت: امروز همه مواد اولیه موشکی برای ساخت بدنه و تولید سوخت و موارد دیگر کاملا در داخل و توسط متخصصان ایرانی تهیه، ‌طراحی و تولید می‌شود.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت: امروز دشمن می‌گوید باید توسعه صنعت موشکی ایران متوقف شود چرا که می‌داند این توان تبدیل به یک قدرت موثر شده است.

حاجی زاده با تاکید بر اینکه امنیت ملت ایران خط قرمز نیروهای مسلح چه در ارتش و چه در سپاه است، گفت: ما قدرت موشکی را افزایش می‌دهیم و این طبیعی است که دشمنان ما یعنی آمریکا و اسرائیل از تولید موشک، آزمایش‌های موشکی و نشان دادن شهرهای موشکی ما ناراحت و عصبی باشند چرا که می‌خواهند ملت ایران همیشه در موضع ضعف باشد.

وی دشمن اصلی ملت و نظام ایران را آمریکا معرفی کرد و افزود: ما هیچگاه یادمان نمی‌رود که آمریکا از رژیم بعث در جنگ با ایران حمایت کرد، ‌ هواپیمای مسافربری ما را را مورد هدف قرار داد، ‌از منافقین حمایت کرد، پدیدآورنده داعش است و عامل جنگ در سوریه، ‌یمن و عراق.  

فرمانده نیروی هوافضای سپاه تصریح کرد: ما به عنوان نیروهای مسلح هیچگاه اجازه نمی‌دهیم حوادث دلخراشی مثل حمله ارتش رژیم بعث به ایران مجدد تکرار شود. ما توان دفاعی را قدم به قدم و پله به پله جلو می‌بریم باز همینجا اعلام می‌کنم که طی سال‌های اخیر سومین کارخانجات زیر زمینی تولید موشک در ایران توسط سپاه تاسیس شده است.

حاجی زاده گفت: ما در کنار صنایع دفاعی وزارت دفاع به توسعه توان موشکی ادامه خواهیم داد و ترس‌های تجار امریکایی برای ما هیچ ارزشی ندارد.

وی اضافه کرد: در آینده اولین موشک بالستیک زمین به زمین بعدی که ساخته شود به نام «دزفول» نامگذاری خواهد شد و ما سعی می‌کنیم موضع این شهر را از تجهیزات موشکی غنی کنیم.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه همچنین با اشاره به موضوع خرید تجهیزات نظامی اخیر توسط عربستان از آمریکا خاطرنشان کرد: این موضوع به هیچ عنوان ما را ناراحت نمی‌کند و مطمئنیم در آینده همین تجهیزات علیه رژیم صهیونیستی به کار گرفته خواهد شد.

حاجی زاده همچنین ضمن گرامیداشت سوم خرداد سالروز آزادی خرمشهر این ایام را به مردم خطه جنوب تبریک گفت.

*** 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29522

نگاهی به پیام رسوای مریم رجوی به کنفرانس سران مرتجع عرب و ترامپ 

Rajavi_Faisal_1صابر از تبریز، امضاء محفوظ، ایران اینترلینک، بیست و سوم می ۲۰۱۷:…  آیا شرکت کنندگان این کنفرانس هستند که باید حقوق مردم ایران را برسمیت بشناسند ؟! اگر جواب مثبت است و آنها چیزی ازحقوق مردم سرشان میشود، چرا این حقوق را درمورد شهروندان خود مرعی نمیدارند؟! شهروندان بیچاره ای که وضع حقوق بشری شان آنقدر فاجعه آمیز است که باید به حال ایرانی هایی با برخورداری ازاین سطح موجود حقوق بشری ، غبطه بخورند!! اتفاقا برسمیت شناختن … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

عربستان سعودی اسرائیل مجاهدین خلق فرقه رجویشاهزاده ترکی الفیصل رابط مریم رجوی با اسرائیل هم شد!!

https://iran-interlink.org

نگاهی به پیام رسوای مریم رجوی به کنفرانس سران مرتجع عرب و ترامپ

۰۲/۰۳/۱۳۹۶

برابر اعلام رسانه های باند رجوی ، کنفرانس سران مرتجع عرب ، درزیر سایه ی دونالد ترامپ و کسانی که به پول عربستان احتیاج دارند، پایان یافت وبیانیه ی بشدت مداخله جویانه ی این کنفرانس رسوا نیز توسط این فرقه ی ضد ملی منتشر وتایید شد.

درقسمتی از بیانیه آمده است :

” سران و مقامات عالیرتبه ۵۵ کشور عربی و اسلامی و آمریکا- در بیانیه پایانی اجلاس ریاض سیاست صدور تروریسم و مداخلات رژیم آخوندی در منطقه به شدت محکوم شد… رهبران حاضر در اجلاس بر رد قاطعانه اقدامات رژیم ایران به‌منظور متزلزل کردن امنیت و ثبات منطقه و جهان و استمرار حمایت آن از تروریسم و افراط‌گرایی تأکید کردند. آنها به افزایش تلاش‌هایشان برای نظارت بر امنیت منطقه و جهان و مقابله قاطعنامه با فعالیت‌های توطئه‌گرانه و مخرب رژیم ایران در داخل کشورهایشان و از طریق هماهنگی مشترک متعهدند. آنها هم‌چنین بر خطر برنامه موشک‌های بالیستیک رژیم ایران تأکید کردند و استمرار نقض کنوانسیون وین درباره روابط دیپلماتیک توسط رژیم ایران را محکوم کردند.رهبران حاضر در نشست ریاض مواضع خصمانه رژیم ایران و استمرار دخالت رژیم ایران در امور داخلی دیکر کشورها را، که نقض صریح قوانین بین‌المللی و اصول حسن همجواری است، محکوم کرده و بر ضرورت مقابله با این اقدامات تاکید کردند. در بیانیه پایانی اجلاس ریاض هم‌چنین، آمده است: رهبران کشورها… تأکید کردند که این اجلاس سران، یک دگرگونی تاریخی در روابط عربی-اسلامی با ایالات متحده است… رهبران بر تعهد قاطع کشورهای خود برای مقابله با تروریسم در همه اشکال آن… تأکید کردند “.

اولا هیچ دلیلی برای اقدامات متزلزل کننده ی ایران درمنطقه ارائه نشده و این ادعا خالی ازهرگونه اعتبار حقوقی است و حکم تهمت زنی دارد.

ثانیا گردانندگان اصلی این کنفرانس ، خود متهم درجه اول برهم زننده ی امنیت منطقه وجهان با دستور سران آمریکا میباشند ومثل ” رطب خورده منع رطب کی کند ” درمورد آنها بیش از همه صدق میکند!

مگر جهادیون تکفیری منطقه با پول های عربستان تاسیس وتجهیز نشده اند وآیا دراین مورد، ایران کوچکترین همکاری ای با عربستان وقطر ،آمریکا  و …دراین مورد داشته است ؟؟!!

ثالثا وقتی عربستان تروریزم پرور ، آزاد است که هر سال دهها وصدها میلیارد دلار سلاح فوق مدرن دریافت دارد وایران محروم ازاین خریدها، آیا ایران چاره ای جز تولید موشک های بازدارنده میتواند داشته باشد؟؟

ایران درموقعیتی که ” سگ را بازگذاشته اند وسنگ را بسته ” ، چکار منطقی تری میتواند انجام دهد که نداده است ؟؟

رابعا ، ایران درکجای جهان بدون اجازه ی دولت قانونی کشوری ، وارد خاک آن شده که باید محکوم شود؟!

چگونه است که  به حضورغیر قانونی آمریکا در سوریه ، یمن و …اعتراضی وارد نیست وایران بخاطر اقدامات کاملا قانونی اش مورد اعتراض قرار میگیرد ؟!

چرا بطورصریح نمیگویید که راهمان را برای تجزیه ی سوریه و راحت نمودن خیال اسرائیل ، آمریکا و متحدان اروپائی اش ، بازکنید؟

خامسا ، بقول رئیس جمهور ایران ، این کنفرانس حکم نمایشنامه ای را داشت .

منهم اضافه میکنم که این کشورها ازبدو تاسیس درحوزه ی آمریکا بودند و هیچ چیز تازه ای اتفاق نیافتاده و مثلا کشور و یا نیروی جدیدی از جناح مقابل به این صف نپیوسته و اگر حادثه ی خاصی اتفاق افتاده ، همان فروش ۱۱۰ میلیاردی سلاح از طرف آمریکا به عربستان بوده که ازاین سلاح ها فقط میتواند درکشتن کودکان گرسنه ومحاصره شده ی یمنی استفاده کند وما را درتولید موشک های تدافعی مصمم تر سازد !!

خانم مریم رجوی ، از این بیانیه ی این کنفرانس کذائی ومداخله گرانه دفاع کرده است خواننده ی محترم!!

این خانم ، پیرایه هایی هم براین بیانیه افزوده ومیگوید :

” خانم رجوی تأکید کرد: راه‌حل نهایی بحرانی که سراسر منطقه را دربرگرفته، سرنگونی رژیم ولایت‌فقیه به دست مردم و مقاومت ایران است. آزادی و جایگزینی حاکمیت مردم ایران به جای حاکمیت ملایان، خواست عموم مردم ایران است … به‌رسمیت شناختن خواست مردم ایران ضرورت صلح و آرامش در منطقه و از الزامات امنیت بین‌المللی است “.

آیا شرکت کنندگان این کنفرانس هستند که باید حقوق مردم ایران را برسمیت بشناسند ؟!

اگر جواب مثبت است و آنها چیزی ازحقوق مردم سرشان میشود، چرا این حقوق را درمورد شهروندان خود مرعی نمیدارند؟!

شهروندان بیچاره ای که وضع حقوق بشری شان آنقدر فاجعه آمیز است که باید به حال ایرانی هایی با برخورداری ازاین سطح موجود حقوق بشری ، غبطه بخورند!!

اتفاقا برسمیت شناختن بیشتر خواست مردم ایران بدانجا منتهی میشود که به دولت خود فشار آورند که برای حفظ امنیت آنها، برخورد قاطعانه تری با دشمنان فطری مردم ایران- ازجمله باند رجوی- داشته باشند!!!

حاضرید باین معامله تن دهید؟؟!!

صابر

*** 

مریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIمشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

Wesley Martin Mojahedin Khalq Rajavi cult 2مزدور کیست؟ من یا مسعود و مریم رجوی؟!ا

Maryam Rajavi terrorist syriaگروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29477

صفهای طولانی وبی نظیر مردم ، گویاتر ازهمه چیز بود! 

صابر از تبریز، امضاء محفوظ، ایران اینترلینک، بیست و یکم می ۲۰۱۷:… من که سال ها رای خود را درصندوق یکی از مدارس محل زندگی ام می ریزم ، معمولا ۲۰ دقیقه ازوقت ام را صرف این کار میکردم که این بار درهمان مکان بمدت ۲ساعت درصف رای دهندگان بودم! رجوی ها به صرفه ی خود ندیدند که تفسیر خبرگزاری های مختلف جهان را که میگفتند دراوقات قبل ازظهر ، فقط ۳۰درصد ازمردم ایران ، رای میدهند و۷۰ درصد آنها عصر ودراوان شب رای میدهند، منتشر کنند … 

انتخابات در ایران بور شدن مجاهدین خلق فرقه رجویانتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ و استیصال رهبران مجاهدین

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویباز هم سرفصل انتخابات (نامه وارده، تیرانا، آلبانی)ا

https://iran-interlink.org

صفهای طولانی وبی نظیر مردم ، گویاتر ازهمه چیز بود!

۳۱/۰۲/۱۳۹۶

فرقه ی رجوی شرمنده از تبلیغات گوش خراش چند ماهه ی بی حاصلش ، وشرمنده تر ازاینکه پول هنگفت و بی زبان عربستان را برای چسباندن چند ثانیه ای پوستر درگوشه وکنار خلوت کشور وعکس وفیلم گرفتن بادستهای لرزان ونمایش هزاران باره ی آنها در تلویزیون اش ، به هدر داد ، برای جبران مافات به دروغگویی – که این امر زشت درخصلت اش نهادینه شده – روی آورده ودرتفسیری با نام ” انتخابات! و رقم سازهای شگفت انگیز ” نوشته است :

” ۲۹ اردیبهشت در ساعت ۱۷:۱۷ دقیقه یعنی ۴۳ دقیقه پیش از آنکه زمان رسمی اخذ رای به پایان برسد، خبرگزاری ایلنا از قول فرهاد تجری در ستاد انتخابات کشور نقل کرد که «از صبح تا حالا ۲۰ میلیون شرکت کننده برای انتخابات ریاست جمهوری و شوراها داشتیم “.

من که اغلب انتخابات جمهوری اسلامی را دراین ۳۰ سال نظاره گر بودم ، میدانم که ایرانی ها – مخصوصا طبقه ی متوسط که باکمی تساهل میتوان گفت که اکثریت مردم را تشکیل میدهند – درروزهای جمعه دیر ازخواب بیدار میشوند و اکثریت بزرگ همین طبقه واقشار مختلف آن ، ترجیح میدهند که از شهر خارج شده وصبحانه ونهار خود را دردامن طبیعت صرف کنند و بعد از قیلوله ای کافی ، زمانی بخانه می رسند که چیزی به پایان انتخابات نمانده و سبب  ایجاد صف های طولانی شده که بطور طبیعی اختلالاتی در برگزاری انتخابات برگزار شده ووزارت کشور مجبور به تمدید های مکرر وقت انتخابات میشود!

این قلم بدست رجوی ابدا ننوشته که این رای گیری تا ساعت ۱۲ تمدید شد وحتی بنا به گفته ی آقای مطهری ، شلوغی صف ها باعث شد که ده ها هزار نفر از مردم تهران موفق به دادن رای نباشند.

این عدم موفقیت در رسیدن بموقع به پای صندوق های رای ، درتبریز هم اتفاق افتاد و من عملا شاهد همسایگانی بودم که بعلت مشکلات روماتیسمی و آرتروزی ، تحمل ایستادن درصف ها را نداشته وبدون رای دادن به خانه برگشته بودند وهمچنین کسانی که به پیک نیک جمعه ای مالوف رفته بودند ودرترافیک گیر کرده ووقت انخابات را ازدست داده بودند!!

من که سال ها رای خود را درصندوق یکی از مدارس محل زندگی ام می ریزم ، معمولا ۲۰ دقیقه ازوقت ام را صرف این کار میکردم که این بار درهمان مکان بمدت ۲ساعت درصف رای دهندگان بودم!

رجوی ها به صرفه ی خود ندیدند که تفسیر خبرگزاری های مختلف جهان را که میگفتند دراوقات قبل ازظهر ، فقط ۳۰درصد ازمردم ایران ، رای میدهند و۷۰ درصد آنها عصر ودراوان شب رای میدهند، منتشر کنند!!

ادعایی که به تجربه، درستی آنرا تمام مردم ایران میدانند وبراین مسئله واقف اند که معمولا روستائیان اند که صبح خیز بوده وزودتر رای میدهند والبته روستائیان فقط ۳۰ درصدمردم ایران را تشکیل میدهند.

رجوی ها نخواسته اند خبر خبرگزاری رویتر را که درساعت ۱۱ شب اعلام نمود که برابر اخبار موثق ، حدود ۴۰میلیون نفر رای داده اند وآقای روحانی برنده ی انتخابات شده است ، نقل کنند!!

بازهم تفسیرهای فارغ ازواقعیت نحوه ی گذران روزهای جمعه درایران ومخصوصا شهرهای بزرگ :

” براساس زمان اعلام شده، رای گیری می‌بایست در ساعت ۱۸ به پایان می‌رسید. قابل پیش بینی بود که در ساعت باقی مانده به پایان رای گیری بر حجم افراد مشارکت کننده تا میزان زیادی افزوده نخواهدشد. به عبارت دیگر نتیجه نهایی مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری نظام مقدس! در  حول و حوش همان ۳۵ درصد که تا آن زمان اعلام شده بود باقی می‌ماند. اگر نظام مقدس! می‌پذیرفت که مشارکت در انتخاباتش فقط ۳۵ درصد بوده است به طور طبیعی باید اعلام می‌کرد که با بحران عدم مشروعیت مواجه است، یعنی حدود ۶۵ درصد از مردم رأی نداده‌اند”.

دراینجا با شیطنت تمام ، تمدید وقت تا ساعت ۲۴ اشاره ای نشده ورجوی ها فکر کرده اند که مردم باین سادگی این اراجیف را می پذیرند.

خلاصه اینکه اساس استنباط رجوی بر ۱۰ ساعت استوار است که این استنباط بخاطر تبدیل شدن ۱۰ به ۱۶ ساعت ، استلزام منطقی خود را براحتی ازدست میدهد!!

و:

” در ادامه خبرگزاری تسنیم در ساعت ۱۹:۵۸ دقیقه اعلام می‌کند: «تا ساعت ۱۹:۴۵ جمعه ۲۹ اردیبهشت حدود ۳۰ میلیون نفر در انتخابات ریاست‌جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا شرکت کردند “.

این آمار درستی تفسیر من ازانتخابات ایران را که سی سال شاهد آن بوده و افراد زیادی از دوستان وفامیلانم دراقصی نقاط کشور بر امر انتخابات نظارت داشته ودارند، نشان میدهد .

بدلایلی که گفتم ، مردم ایران حضوری این شکلی درانتخابات دارند وفعلا گریزی ازآن نیست وراست آنست که ۷۰درصد آرا در شلوغی بعد از ساعت ۱۷ تا ۲۴ یا ۲۲ به صندوق ریخته میشود ومن بارها از مردمی که بخاطر چند ساعت صحرا نوردی ، مجبور میشوند تا ۶ ساعت درصف بمانند ، انتقاد کرده ام ولی  فعلا این توصیه های من، ره بجایی نبرده است!

شما که صف ایرانی های خارج ازکشور را در مراکز رای گیری دیدید، چرا حرفی دراین مورد نمی زنید؟

آیا گزارش آن خبرنگار ساکن ترکیه را نخواندید که مردم استانبول و آنکارا ، مات ومبهوت باین صف های طویل نگاه میکردند؟!

آیا شما تصاویر قهرمانان ملی ما را که درباکو بوده ودر المپیک کشورهای اسلامی شرکت کرده اند ، مشاهده نکردید که با چه غروری به صحنه ی انتخابات پیوستند؟؟

خوشبختانه ما حضور مردم درصف انتخابات درآمریکا ،انگلستان و… را که بسیار باشکوه بود دیدیم وشعارهای تحریم گرانه ی  شما وافراد حزب کمونیست کارگری را شنیده ومقایسه ای بین تعداد این شرکت کنندگان وتحریم گرها کرده وبه تحقیر شدن شما – که به هرحال هموطن هستید – متاسف شدیم!!

صابر

*** 

ترامپ عرستان سعودی داعش تروریسم وهابیت فساداز “عصبانیت انتخاباتی منافقین” تا “قرائت ترامپ و شیخ سعودی از مبارزه علیه تروریسم”ا

انتخابات موضع گیری علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویکوه رجوی موش زائید

مزدور مریم رجوی مجاهدین خلق و لباسبازار مکاره مریم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29328

اظهار علاقه ی درحال تزاید استرون استیونسون بدنام به بقایای صدام و فرقه ی رجوی!!ا 

 صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، دهم می ۲۰۱۷:… من قبل از نقل سخنان او ، شمه ای ازبیوگرافی این کشته ومرده ی فرقه ی رجوی نقل کرده وسپس به بررسی سخنان او بپردازم: ” استرون استیونسون (Struan Stevenson) عضو سابق اسکاتلندی پارلمان اروپا و رئیس سابق هیئت رابط پارلمان اروپا با عراق از دیگر حقوق بگیران گروهک رجوی است و عوامل اصلی لابی‌گری این گروهک در اروپا محسوب می شود … 

 

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsپشت پرده کتاب مستخدم رجوی، استراون استیونسون، تحت نام “فداکاری”
استیونسون در همین مقدمه چند سطری اقرار می کند که به دفعات از طرف دولت بریتانیا و همچنین سرویسهای امنیت داخلی این کشور بریف شده است و به وی توصیه شده تا دست از همکاری با این گروه تروریستی (مجاهدین خلق یا فرقه رجوی) بردارد

Paulo Casaca Struan Stevenson Alejo Vidal-Quadras - Rajavi cultPaulo Casaca, Struan Stevenson and Alejo Vidal-Quadras lost their seats as MEPs over support for terrorism
(پائولو کازاکا، آلجو ویدال کوادراس و استراون استیونسون هر سه بخاطر لابیگری برای تروریسم و رجوی کرسی هایشان در پارلمان اروپا را از دست داده اند)

https://iran-interlink.org

اظهار علاقه ی درحال تزاید استرون استیونسون به فرقه ی رجوی!!

۲۰/۰۲/۱۳۹۶

رسانه های گروهی باند رجوی ، کوشیده است که با نقل سخنان  استرون استیونسون ، حمایتی برای خود کسب کند!

نام این نوشته “مقاومت ایران تهدید واقعی رژیم شکننده آخوندها و تنها پاسخ در برابر بنیادگرایی و تروریسم این رژیم درخاورمیانه است” میباشد که من قبل از نقل سخنان او ، شمه ای ازبیوگرافی این کشته ومرده ی فرقه ی رجوی نقل کرده وسپس به بررسی سخنان او بپردازم:

” استرون استیونسون (Struan Stevenson) عضو سابق اسکاتلندی پارلمان اروپا و رئیس سابق هیئت رابط پارلمان اروپا با عراق از دیگر حقوق بگیران گروهک رجوی است و عوامل اصلی لابی‌گری این گروهک در اروپا محسوب می شود که از بابت این خوش خدمتی نیز تا کنون هزاران دلار به جیب زده است. بیش از ۹۰ درصد اخبار و گزارش های مربوط به استیونسون مربوط می شود به حمایت های وی از این باند و بیانیه هایی که در حمایت از این تروریست ها صادر می کند و سخنرانی هایی که بر ضد دولت ایران و دولت عراق انجام می دهد. استیونسون جدای از روابط گرم و صمیمی که با باند رجوی دارد، با گروه های ترویست داخل عراق نیز روابط خوبی برقرار کرده است .استیونسون در واقع بیشتر از آنکه نماینده مردم اروپا باشد،  دغدغه رجوی و تروریست ها را داشته. از سال ۲۰۰۹ که وی رئیس هیئت رابط پارلمان اروپا با عراق شد ، به طور مرتب در حمایت از  باند رجوی بیانیه صادر کرده است.البته استیونسون سالهاست که متهم به دریافت مستمری و رشوه و در کنار آن گرفتن دستور از این سازمان است. وی در قبال این مبالغ با سوء استفاده از موقعیت خود در پارلمان اروپا و تولید ادعاهای ساختگی،  برنامه های مشخصی را علیه دولت عراق و در جهت دامن زدن به درگیری‌های درونی عراق به اجرا درآورد. دیگر مقامات عراقی در مصاحبه ها و بیانیه‌های مختلف در مطبوعات بین المللی و عراقی به این نکته اشاره کرده‌اند که استیونسون در سالهای جنگ ایران و عراق از پشتیبانان سر سخت رژیم بعث و مجاهدین خلق بوده است.

وی بعد از سقوط صدام به حمایتش از بقایای صدام و بخصوص گروه رجوی ادامه داد.

استیونسون در این دوران سفرهای متعددی به اردن (مقر دختر صدام و بقایای بعثی ها) و لندن انجام می‌داد.

وی عملا رابط شبکه بین المللی رجوی ها، بقایای صدام و لابی رژیم صهینیستی در عراق، اردن و اروپا بود.

حمایت های بی حد و حصر استیونسون از فرقه ی رجوی تا آنجا پی رفت که کانون جداشدگان از گروه فوق با صدور بیانه ای خطاب به وی نوشت:

«شما در حالی از وضعیت انتخابات و عدم دموکراسی در عراق ابراز نگرانی کرده اید که همزمان از یک سازمان غیر دموکراتیک و غیر سیاسی وفرقه گرا تحت نام “سازمان مجاهدین”حمایت می کنید و حرفهای تکراری و دیکته شده آنها تحت نام بیانیه از طرف شما در سایت های این سازمان منتشر گردیده است ما در رابطه با سازمان که شما شدیدتر و افراطی تر از اعضای مورد اعتماد آن، از این فرقه طرفداری می کنید و حرفهای تکراری و دیکته شده اش را در مورد عراق … بیان می کنید از شما سوالاتی را داریم که امیدواریم طی یک بیانیه ای پاسخ بدهید. آیا شما از وضعیت نقض فاحش حقوق بشر در سازمان اطلاع دارید؟

مواردی مثل بکارگیری افراد زیر ۱۸ سال در عملیات نظامی و ممانعت از ملاقات خانواده ها با فرزندان خودشان در این سازمان، اذیت و آزار جنسی زنان و وادار کردن آنها به طلاق اجباری و جدایی از فرزندان و موارد بسیاری دیگر. آیا شما از عدم دموکراسی و سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید در این سازمان خبر دارید؟ آیا شما از پول شویی های این سازمان در کشورهای غربی اطلاعی دارید؟ آیا شما از مزدوری این سازمان در زمان صدام و شرکت در عملیات کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق و شرکت در جنگ ایران و عراق و سرباز کشی اطلاعی دارید؟ آیا شما از اقدامات تروریستی این سازمان در زمان صدام علیه مردم ایران و خمپاره باران مناطق مسکونی و کشتن افراد غیر نظامی در داخل ایران خبر دارید؟ آیا شما از دخالتهای این سازمان در امور سیاسی عراق از زمان بعد سرنگونی صدام که ریشه اصلی کشته شدن افراد سازمان در کمپ های اشرف و لیبرتی که ناشی از دخالتهای بی‌جا و تحریک نیروهای عراقی بوده است خبر دارید؟آیا شما از تفتیش عقاید و مغز شویی و محدودیتهایی که سران این سازمان برای نیروها ایجاد می کنند و نمی گذارند آنها خودشان برای سرنوشت آینده شان تصمیم بگیرند خبر دارید؟ ما از شما خواهشمندیم در ضمن اینکه نگران دموکراسی در عراق هستید کمی هم نگران دموکراسی در این سازمان فرقه گرا باشید و از آن حمایت نکنید و قدری هم نگران سرنوشت افراد گرفتار در کمپ لیبرتی باشید و خواستار رهایی و خروج آنها از کشور نا امن عراق گردید “.

حالا به متن خبر رسانه های خبری وجوابی که من بدان داده ام توجه فرمایید :

” استرون استیونسون در سخنرانی‌های خود در دیدار با اشرف‌نشان‌ها در آلمان … گفت: در سال‌هایی که من با سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران از نزدیک کار کرده‌ام، دریافته‌ام که آن‌ها واقعاً یک جنبش دمکراتیک هستند و هیچ چیزی برای خودشان نمی‌خواهند… واکنش‌های ترس آلود آخوندها این امر را ثابت می‌کند که شورای ملی مقاومت، تنها تهدید واقعی و دائمی این رژیم شکننده است “.

شما با اسرای شستشوئی مغزی شده ی رجوی که اکثریت اعضای سازمان را تشکیل میدهند ، ارتباطی نداشته، بازندگی رقت بارشان آشنائی ندارید واطلاعات تان در سطح دیدار با چند نفر گماشتگان خاص رجوی بوده ومتضمن تحلیل واقعی ازاوضاع واقعی این تشکیلات فرقوی نیست و به گمانم ، بخاطر مسئولیتی که دارید ، مجبور به دانستن این وقایع نیستید و حتی دلتان هم نمیخواهد باشید!

این پارلمانتاریست سابق معلوم الحال میگوید :

“… دلیلی که من کتاب «از خود گذشتگی» را در رابطه با اپوزیسیون ایران نوشتم این بود که قاطعانه معتقدم، تنها راه حل بحران کنونی خاورمیانه و تنها راه حل مقابله با بنیادگرایی اسلامی و تروریسم، حمایت از اپوزیسیون اصلی دمکراتیک ایران، در مبارزه با (رژیم) ایران است….”.

یعنی میخواهید حتی آن حق وحقوق مختصری را که داعش ها برای اعضای خود قائلند ، ازمردم خاورمیانه بگیرید؟؟!! داعشی هایی که حداقل با ازدواج و … مخالفتی ندارند وبجایش باند رجوی ، ازدواج را فقط برای مریم ومسعود جایز میداند وبرای دیگران  نه !!!

درادامه ی مدیحه سرائی این اروپایی متمدن؟؟!! میخوانیم :

” … در خانواده بزرگ مقاومت ایران، هر زمان که ما دست در دست یکدیگر، محکم ایستادیم و بهای آن‌را پرداخت کردیم، قادر بودیم راه باز کنیم و تمامی موانع را کنار بزنیم…”.

باند رجوی واقعا هم یک خانواده است ودراین مورد اعتراضی برآن وارد نیست !

اما مسئله اینجاست که این خانواده  نزدیک به ۴ دهه بی پدر ومادر شده اند و توسط پدر خوانده ی جاه طلب و شهوت رانی که همه چیز را برای خود حلال کرده ، اداره میشد وحالا معلوم نیست نامادری بی رحم این خانواده ی بزرگ – مریم رجوی- با دستور چه اشخاصی این خانواده ی بزرگ را که اساسا اعضای آن کاری جز اطاعت از رهبری خاص الخاص نداشته اند ، اداره میشود!

با این وصف ، وضعیت راهی که درچنین وضعیتی باز میشود ، روشن است!!

ونیز :

” من به ویژه می‌خواهم نسل جوان را تشویق کنم که وقت و انرژی بیشتری به سازمان مجاهدین خلق اختصاص دهند. اعضای مقاومت ایران باید برای شما شاخص باشند. آن‌ها برای تحقق آزادی در ایران، فدای بسیاری کرده‌اند هر عضوی از این مقاومت، شخصاً انتخاب کرده که برای به‌دست‌آوردن آزادی و سرنگونی دیکتاتوری مذهبی در ایران بجنگد “.

بلی ! درابتدای کار ، اعضای نگون بخت این فرقه ، بعضا راه خود را که مبارزه با استعمار ودفاع ازاستقلال کشور بود ، بطور مطالعه نشده هم که باشد ، به درجاتی خودشان انتخاب کرده بودند ولی زمانی که به گروگان رجوی تبدیل شدند، مجبور به دست کشیدن ازاین راه خود شده وحتی کارشان بجایی رسید که باید درمقابل ترکی الفیصل ها وجان مک کین ها بپا خاسته وبرایشان کف زده وتغییر راه اولیه ی خود را رسما اعلام کنند!!

بازهم :

” … خانم مریم رجوی رهبر شجاع و توانمند جنبش اصلی اپوزیسیون (ایران) است. او نماد برجسته‌یی از عنصر ضد بنیادگرایی است و همه ما باید از منشور وی برای آزادی، عدالت، حقوق بشر و حقوق زنان، حمایت کنیم…”.

او به رجوی کمک کرد که  شرایط زندگی اعضای سازمان را چند مرحله ی تاریخی عقب تر ببرد!!

اگر ایران را سرمایه داری ویا ترکیبی از سرمایه داری و پیشا سرمایه داری میدانید که اعضای بدبخت باند رجوی میتوانستند دراین مرحله زندگی کنند ، این زن وشوهر، این مرحله را  در تشکیلات  خود به چند هزار سال عقب تر- برده داری مطلق وبدتر ازآن- بردند ومرتجع ترین مرتجعین شدند و گروهی با چنین مشخصاتی نمیتواند حامی حقوق زنان باشد!!!

صابر

*** 

استراون استیونسون مجاهدین خلق صدام مریم رجوی تروریسمMEPs warned not to fall victim to misleading Mojahedin Khalq (MKO,MEK, Rajavi cult) lobby (who are Alejo Vidal-Quadras and Struan stevenson?)

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29130

حضور جان مک کین در کمپ آلبانی، برای باند رجوی، پرهزینه شده!ا (رجوی: مک کین بدون دعوت و سرزده آمده بود)ا 

 صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۷:…  فرض کنیم که شما راست میگویید وسناتور مک کین بدون هماهنگی با مریم رجوی ، سرخود را پایین انداخته وبه کمپ تیرانا آمده است!!! دراین صورت ازشما سئوال میشود که آیا هر شخصی برای ورود به کمپ ازاین آزادی وآزادی عمل وسیع بعد ازحضور دارد ؟! مثلا خبرنگار یک نشریه ای مانند اومانیته ، لوموند وحتی خبرنگارانی ازایران که بارژیم هم … 

McCain Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Terrorism AlbaniaThe Enemy of My Enemy is NOT Always My Friend…

McCain Mojahedin Khalq Maryam Rajavi Terrorism Albania 1McCain hails head of anti-Iran terrorist group, Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

https://iran-interlink.org

حضور جان مک کین در کمپ آلبانی، برای باند رجوی، پرهزینه شده!

سوم اردیبهشت ۱۳۹۶خورشیدی

سایت ” یاران شیطان رجوی “ که بطور ماهوی اهل شنیدن انتقاد نیست ، مجددا حملاتی برعلیه من نموده که مثلا چرا سناتور جان مک کین را که به کمپ اسرای رجوی درآلبانی سفر کرده بود ، افشا کرده ام.

رجوی ها دراین سایت خود نوشته ای برعلیه دولت و حکومت ایران نوشته که البته ارتباطی بمن ندارد و دفاع از آنها کارمن نیست!

اما دراین نوشته که نامش را ” زلزله ملاقات مریم رجوی وجان مککین ” گذاشته اند ، یادی هم ازمن نموده وبا تحریف سخنان من که مکتوب است ، چنین مدعی شده اند :

” … حالا این مزدوران خود را به ملاها فروختند تا دمی به حیات خفیف وخائنانه خود ادامه دهند صابر امضا محفوط که یک گماشته اطلاعات واطلاعات سپاه است وقتی در تله افشاگری افتاده است در حالی که دم خروس مزدوری اش از زیر عبای ملا واورکت پاسداران وشنل اطلاعاتی ها بیرون زده اعتراف میکند که من افتخار میکنم که مزدورم …”.

گماشتگی اطلاعات واخیرا اطلاعات سپاه ، موضوعی نیست که بتوان دراینجا ثابت نمود.

چرا که ادعای بدون مدرک وسند، قابل بحث نبوده وثبوتی درپی ندارد وبنابراین تنها به اصل مطلب که مربوط به نوشته ی من است ، توجه کرده وازمیزان امانت داری فرقه ی رجوی نسبت به قول دیگران وآنهم بصورت مکتوب ، آگاه میشویم.

من در مقاله ی کوتاه خود که براحتی ازلینک زیر قابل دریافت است

http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=24711

درمتنی تحت عنوان ” مزدور کیست؟ من یا مسعود و مریم رجوی “؟! نوشته ام :

” سیمای ضد آزادی باند رجوی قرار وآرام ندارد که با سرهم بندی کردن مطالب ثابت کند که خشونت این مراسم ( چهار شنبه سوری) دراوج بوده و پلیس حافظ نظم توسط ترقه بازان مورد انواع حمله ها در بیشتر شهرها قرار گرفته است ! آیا این نوع تبلیغ درراستای توسعه ی ” ایران هراسی ” نیست ؟! آیا بیننده ی خارجی ویدئو کلیپ های تهیه شده توسط این رسانه ی ضد ملی ، نتیجه نخواهد گرفت که مردم ایران وحشی هستند ودولت های سلطه گر ازاین افکار عمومی منحرف شده درراستای تعرض به کشور ما استفاده نخواهند کرد؟! وقتی میدانیم که رهبران سیستم سلطه گر جهانی ، قبل از تعرض به کشور مفروض ، چهره ای کریه و وحشی از مردم آن ارائه داده وافکار عمومی را قانع می سازند که  برای متمدن ساختن آن کشور به آنجا حمله میکنند ، کار باند رجوی چیزی جز تامین  این منظور و تهیه ی مواد اولیه و چاشنی لازم برای ضربه زدن به کشور است ؟!

بطوری که ملاحظه میفرمایید ، دراین سطور نه حمایتی از دولت و … شده ونه دعوتی ازکشور دیگر – که تشریف آورده و به منافع ملی ما ضربه بزند- بعمل آمده وبنابراین ازنقطه نظرعرف وقانون جهانشمول، مزدوری ای که باند رجوی مطرح کرده ، درکار نبوده واگر باتمامی این دلایل بازهم این گروه دغلکار وضد ملی اصرار کند که این کار مزدوری است ، پس زنده باد مزدوری با این مشخصات!!!

با این وصف ، کار باند رجوی در تسلیم اسرار راست و دروغ کشور به بیگانگان متخاصم ، جاسوسی ها وخرابکاری های کاملا واضح و مستند درجریان جنگ صدام  با ایران ، هم پیالگی شب وروز آن با سرسخت ترین دشمنان مردم ایران و … ، ازاین ببعد باید ضد یا آلترناتیو مزدوری شناخته شده و باید از مسعود و مریم بخاطر این اعمال شان قدردانی شود “! پایان نقل قول

آیا خواننده ی با وجدانی میتواند با خواندن متن مربوط به من که مربوط به افشای نقش رجوی ها درایجاد بلوا وآتش سوزی درچهارشنبه بود ومتنی که درابتدا از سایت ” یاران شیطان ” نقل شد به همان نتیجه گیری نایل آیند که این دغلکاران بدان رسیده اند؟؟

درادامه ی این افشاگری ؟؟!! فرقه ی رجوی – که دراصل دفاع شتابزده ای ازحضور ناموجه سرهنگ سناتور مک کین در کمپ اسرای رجوی است – چنین میخوانیم :

” مجاهدین سراغ مکین نرفتند او به پایگاه مجاهدین رفت ودر جلو دوربین در حالی که میخواست برای رژیم پیامی قوی بدهد گفت روزی نه چندان دور همدیگر را در میدان آزادی تهران خواهیم دید … وتیز در جلو یک جمع چند هزار نفره وجلو دوربین خبرنگاران گفت شما یک الگوئی هستید که ثابت کردید برای وطنتان هرفداکاری ای میکنید “.

فرض کنیم که شما راست میگویید وسناتور مک کین بدون هماهنگی با مریم رجوی ، سرخود را پایین انداخته وبه کمپ تیرانا آمده است!!!

دراین صورت ازشما سئوال میشود که آیا هر شخصی برای ورود به کمپ ازاین آزادی وآزادی عمل وسیع بعد ازحضور دارد ؟!

مثلا خبرنگار یک نشریه ای مانند اومانیته ، لوموند وحتی خبرنگارانی ازایران که بارژیم هم مخالفند، ازچنین حقوقی برخوردارند؟!

خانواده های این اسرا بعنوان با صلاحیت ترین افراد چطور؟!

آیا ورود یک کتاب ونشریه ی بی زبان ویا یک نامه ی خانوادگی به این کمپ آزاد است؟!

البته که سه دسته ی اخیر- که لیست آنها میتوانست طولانی باشد ومثلا حقوق دانان ایرانی مخالف دولت وساکن ایران و… –  این حق را ندارند وجان مک کین ، البته که دارد!!!

آیا این امر به معنی بازگذاشتن سگ وبسته نگهداشتن سنگ نیست تا بتوان با این سنگ ها، سگ ها را راند؟؟

دیگر اینکه جان مک کین که یک نئولیبرالیست قهاری است ، معتقد است که همه ی بازارهای جهان باید دراختیار یک درصدی های متنعم جهان باشد وهرکس آنرا نپذیرفت ، بعنوان یک تروریست؟؟!! باید محو ونابود شود!!

آیا چنین شخصی که کوچکترین حق حاکمیت برای مردم جهان قایل نیست ، میتواند تعریف درست وانسانی ازآزادی داشته باشد که آزادیخواه نامیدن باندرجوی، مشروعیت مردمی وانقلابی داشته باشد؟؟

ضمنا ، اگر مایلید میتوانید نوشته های مرا در سایت های خودتان زده و انتقادات انسانی وصحیحی برآن واردکرده وهر دو را منتشر کنید ، کاری که سیاق من دربرخورد با کج اندیشی ها ی شماست!!

درصورت قبول چنین پیشنهادی ، من مجبور نخواهم شد که نوشته هایم را به سایت هایی که شما مخالف آن هستید ، ارسال کنم.

پس این گوی واین میدان !!

صابر

*** 

  •  Rajavi_Faisal_1صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیستم فوریه ۲۰۱۷:…  شرایط جهانی ومنطقه ای درست برعکس آنچه رجویه می پندارد ویا بصورت دروغین درصدد حقنه کردن آنست . شرایط منطقه ای و حتی جهانی در سوریه و … آنگونه بهم خورد که ایران یکی از برندگان آن شد و بنابراین جایی برای عقب نشینی و … ، از مواضع اصولی و دوراندیشانه اش وجود

     صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، چهاردهم فوریه ۲۰۱۷:…  زدن کشتی های ما درخلیج فارس ، اهدای گاز شیمیایی توسط آلمان به عراق ، جنایت کم نظیر حمله به هواپیمای مسافربری ما و … ، جنگ نیست و آیا میخواستید بمب اتمی را هم پیرایه ی آن بکنند؟؟!! البته درنقشه ی استراتژیک آمریکا ، حمله به ۷ کشور در دستور کار بود و هست که برهم خوردن

    MOSAA 19 BAHMANصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، نهم فوریه ۲۰۱۷:…  هدف آقای ” عارف شیرازی ” ازنوشتن مقاله اش که نام ” راز بقا، رمزماندگاری ” بدان گذاشته  ستودن هرچه بیشتر اصولی بودن راه مسعود رجوی و وفدا شدن موسی خیابانی در این راه بود که سرانجامش به ترکستان رسید وکعبه ای درکار نبود! نوشته ی این

     rudy-giuliani-mojahedin-khalqصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، اول فوریه ۲۰۱۷:…  انتخاب ترامپ ، نتیجه ی شکست سیاست ۲۵ ساله ی نئولیبرالیزم اقتصادی بود که مردم کشورهای جهان را به خاک سیاه نشاند ، به مردم عادی خود آمریکا هم – بعنوان اکثریت مردم آمریکا- ضررهای زیادی را وارد کرد ودرعوض جیب وحساب های بانکی آن دسته از ثروتمندان  یک د

     صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، پانزدهم ژانویه ۲۰۱۷:…  دروغ است خواننده ی عزیز! این تشکل نه شوراست و نه بخاطر کار مثبتی مبارزه و مقاومت میکند بلکه نام مستعاردهن پرکنی است برای باند رجوی که بعضی ازکارهای خود را شکل دموکراتیکی مثلابدهد! اکثریت نزدیک به اتفاق مردم ایران

    Radicalised Mojahedin Khalq from Iraq to Albaniaصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، نهم ژانویه ۲۰۱۷:…  موضعگیری های ترامپ ، هیچ بارقه ی امیدی را برای شما ها نشان نداده  و احتمالا عکس آنرا نشان میدهد! راست آنست که ما هنوز نمیتوانیم پیش بینی کنیم که هسته ی مرکزی قدرت درآمریکا ، تا چه اندازه ترامپ را دراجرای برنامه هایش آزاد خواهد گذاشت! درهر صورت ،

    shabnam-maddadzadeh-mojahedin-khalq-rajavi-cult-terroristsشیرین گرگری، منطقه علمدار گرر، ایران اینترلینک، بیست و چهارم دسامبر ۲۰۱۶:…  نامبرده که درسال  ۱۳۸۷باتهام وابستگی به فرقه ی رجوی دستگیر وبه۵ سال زندان محکوم شده بود ، درطول اقامت خود درزندان ازآزادی مرموزانه ای برخوردار بود ونوشته های شعار گونه اش که تلاش مینمود اورا یک عن

    شهدای 16 آذرصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۶:… با وجود فرصت زیادی که برای فراخوان دادن بمناسبت سالروز ۱۶ آذر ( بعنوان روز دانشجو) باقی مانده ، فرقه ی رجویه با عجله ی تمام فراخوانی با امضای ستاد اجتماعی داخلی جعلی اش داده که هم دراین عرصه مقام اول را کسب کند وهم مردم را متوهم کند تا بگویند، این رو

     rudi-giuliani-rudy-mojahedin-khalq-rajavi-cult-terroristsصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۶:…  میدانیم که این باند جدا ازمردم ایران ومایوس ازحمایت آنها تمام سرمایه گذاری های خود را روی تاثیر عمل خارجی ودردرجه ی اول حمله ی نظامی آمریکا برایران گذاشته وبه دلایلی که روشن نیست، تصور میکنند که این حمله ی نظا

     Massoud Rajavi Saudi Arabiaصابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۶:…  نه عزیزان ! اینها دارند فرافکنی میکنند و نه اعلام موضع. چراکه  رئیس جمهور جدید آمریکا معتقد است که اوباما و پیشینیان او ارفاق زیادی باین قبیل کشورها کرده واونخواهد کرد؟ یعنی اینکه این سرکردگان پریشان حال شده ،  با  این نامه کاری درعمل آ

    صابر از تبریز (امضاء محفوظ)، ایران اینترلینک، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۶:… فرقه ی رجویه که اهل مطالعات عمیق و دنبال کشف روابط علت ومعلول ها نبوده وبا هدف گیری  قسمت های ناآگاه جامعه ، به شعار دادن مشغول است ، درجریان انتخاب ترامپ سخت دچار سردرگمی شده و ه رنوشته ای را که انتخاب این سوپر