کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم از کاندیداتوری مجلس اسلامی تا امید به سناتور تد کروز امریکایی

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم از کاندیداتوری مجلس اسلامی تا امید به سناتور تد کروز امریکایی

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، ششم ژانویه 2021:… 15 دیماه، یادآور کاندیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری است. حدود یکسال پس از پیروزی انقلاب 57، مسعود به نمایندگی از سازمان مجاهدین خلق، خود را کاندید اولین پست ریاست جمهوری در ایران کرد. وی انتظار داشت بعنوان مسئول بزرگترین تشکل سیاسی-ایدئولوژیک موجود در ایران که بازمانده از جریان های فعال زمان شاه بود، کاندیداتوری اش پذیرفته شود و خود را برای کارزاری بزرگ آماده سازد. اما خیلی زود این امید به یأس تبدیل شد و نام وی از لیست خارج گردید. علت کاملاً آشکار بود، مسعود رجوی به دلیل رأی ندادن به قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانوناً نمی توانست در این پست قرار گیرد و مجری قانون اساسی کشور باشد . کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم  

مقایسه احمقانه مسعود رجوی بقصد دلبری از شیخ سعودیمقایسه احمقانه مسعود رجوی بقصد دلبری از شیخ سعودی

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم از کاندیداتوری مجلس اسلامی تا امید به سناتور تد کروز امریکایی

ردِّ کاندیداتوری مسعود رجوی، سرآغاز کینه توزی علیه جمهوری اسلامی

انجمن نجات مرکز فارسچهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۹

15 دیماه، یادآور کاندیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری است. حدود یکسال پس از پیروزی انقلاب 57، مسعود به نمایندگی از سازمان مجاهدین خلق، خود را کاندید اولین پست ریاست جمهوری در ایران کرد. وی انتظار داشت بعنوان مسئول بزرگترین تشکل سیاسی-ایدئولوژیک موجود در ایران که بازمانده از جریان های فعال زمان شاه بود، کاندیداتوری اش پذیرفته شود و خود را برای کارزاری بزرگ آماده سازد. اما خیلی زود این امید به یأس تبدیل شد و نام وی از لیست خارج گردید. علت کاملاً آشکار بود، مسعود رجوی به دلیل رأی ندادن به قانون اساسی جمهوری اسلامی، قانوناً نمی توانست در این پست قرار گیرد و مجری قانون اساسی کشور باشد. آیت الله خمینی بنا به همین دلیل حقوقی و قانونی، رسماً اعلام کرد کسانی که به قانون اساسی رأی نداده اند نمی توانند در انتخابات کاندید شوند، و به این ترتیب عملاً راه برای هر کاندیدایی از سازمان مجاهدین خلق در پست ریاست جمهوری بسته شد. مسعود برای پیروزی در انتخابات، سرمایه گذاری و از قبل با گروه های مختلفی زد و بند کرده بود تا مسئله را به نفع خود بچرخاند. البته وی حامیان زیادی هم در بین قشر جوان از دانش آموز تا دانشجویان و فرهنگیان و همچنین در بین گروههای سیاسی و جریانات مسلح در کردستان و سایر نقاط داشت. به همین خاطر برنامه 12 ماده ای که وی در نظر گرفته بود، دقیقاً برنامه ای برای جذب حداکثری همان جریانات بود که بعدها اکثراً در لیست گروه های ضدانقلاب و تروریستی قرار گرفتند.

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم

هرکدام از محورهای موجود در برنامه 12 ماده ای، مورد پسند یکی از جریانات چپ و یا قومگرا و ملی گرا بود که البته بعدها خودش تقریباً به هیچکدام از این موارد پایبند نماند و در مناسبات مجاهدین رسماً دیکتاتوری مطلق حاکم کرد و به هیچ اصلی حتی در مورد خانواده های اعضای مجاهدین (به لحاظ اخلاقی و حقوقی و یا حتی سیاسی) پایبند نماند. یکی از این مواد 12 گانه که مسعود رجوی برای خود در نظر داشت «تأمین حقوق ملیت ها» بود. وی رسماً ملت ایران را نه متشکل از «اقوام متنوع» بلکه شامل «ملیت های» مختلف می دانست که باید حق «ملیت» آنها پذیرفته شود و آنگونه که بعدها در برنامه «شورای ملی مقاومت» گنجانید، حق خودمختاری (که نام دیگر تجزیه ایران است) را هم برایشان در نظر گرفت. در سخنرانی سال گذشته مریم رجوی نیز می توان مشاهده کرد که از «خودمختاری ملیت ها» دفاع می کند که منظور وی ساکنین استان خوزستان، کردستان، بلوچستان و آذربایجان هستند، یعنی دقیقاً همان خواسته ای که سال هاست آمریکا و شیوخ مرتجع حوزه خلیج فارس به دنبال آن بوده اند.

نقش تاریخی مسعود رجوی و “سندرم استکهلم” در میان جدا نشدگان از مجاهدین خلق

از قضا حامیان کاندیداتوری مسعود رجوی در انتخابات ریاست جمهوری نیز گروه های تجزیه طلبی بودند که بعدها مشخص شد از سوی صدام حسین پشتیبانی مالی و تسلیحاتی می شوند. این گروههای تجزیه طلب شامل «جنبش مبارزان خلق عرب، هیئت نمایندگی خلق کرد، کانون سیاسی خلق ترکمن، حزب دمکرات کردستان و کومله» می شدند که البته تحت پوشش احزاب سیاسی از مسعود رجوی پشتیبانی می کردند. بقیه جریانات هم عمدتاً گروه ها یا کانون هایی بودند که ارتباط آنها با مجاهدین یا سایر جریانات ملی مذهبی یا مسلح چپ و ملی گرا بر کسی پوشیده نبود.
ورود آیت الله خمینی به این مسئله، مسعود رجوی را سخت برآشفت و آچمز نمود. به همین خاطر ناچار از کاندیداتوری خود صرفنظر کرد و رسماً در نشریه مجاهد با استناد به پیام آیت الله خمینی، کناره گیری اش را اعلام نمود. با اعلام انصراف مسعود، سازمان مجاهدین طرح دوم خود برای تغییر نتیجه انتخابات را به پیش برد که چیزی جز همجبهه شدن با آقای ابوالحسن بنی صدر نبود.

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم

از این لحظه به بعد، کاندیدای مجاهدین برای ریاست جمهوری رسماً آقای بنی صدر بود که محبوبیت بیشتری در جامعه و همچنین در بین لیبرال های ملی مذهبی و بخش قابل توجهی از پیروان آیت الله خمینی داشت. با پیروزی بنی صدر، مجاهدین حمایت از او را در ابعاد مختلف ادامه دادند تا وی را هرچه بیشتر به سمت خود جذب و از سخنرانی ها و مواضع وی تا جای ممکن سوء استفاده کنند. البته هدف نهایی مسعود، همجبهه شدن با جریان بنی صدری نبود، بلکه اهداف مهمتری را دنبال می کرد که یکی از آنها، استفاده از شکاف موجود بین حزب جمهوری اسلامی (آیت الله بهشتی) و لیبرال ها به نفع خودش بود. مسعود اعتقاد داشت که لیبرال ها، وزنه زیادی در برابر مجاهدین نیستند بلکه تهدید اصلی مجاهدین «ارتجاع» است که قدرت سیاسی را به دست دارد و می خواهد ایران را دوباره وابسته به آمریکا نماید. به همین خاطر در تلاش بود تا این شکاف را هرچه بیشتر تشدید کند و توازن قوا را به نفع مجاهدین برگرداند.

سالگرد فروغ جاویدان جنایت جنگی مسعود رجوی

باید یادآور شوم که مسعود هنوز در ظاهر رابطه خود با آیت الله خمینی را حفظ کرده بود چرا که بسیاری از هواداران مجاهدین کم و بیش به آیت الله خمینی پایبند بودند و مسعود قادر نبود یکشبه این رابطه را از هم بگسلد، چون قانع کردن هواداران بسیار دشوار بود و می توانست باعث ریزش شدید شود. در واقع از اواخر سال 1359 مسعود مناسبات مجاهدین را به سمت تضاد آشکار با رهبر جمهوری اسلامی سوق داد و گام به گام میلیشیای مجاهد را قانع کرد که دشمن اصلی مجاهدین نه «آیت الله بهشتی» بلکه دقیقاً خود رهبر جمهوری اسلامی است. اگرچه این مسئله باعث شد که بسیاری از هواداران مسئله دار شوند، اما چون توانسته بود خود را به عنوان «اولی الامر» مجاهدین جا بیندازد، دیگر مشکل زیادی در پیش رو نداشت و با کمی فراز و فرود، توانست این ایده را در اندیشه نیروهای جوان خود بکارد.

بدین ترتیب، مسعود رجوی اولین شکست بزرگ خود در مقابل آیت الله خمینی را تجربه کرد، اما نتوانست حسادت و کینه توزی خود را به فراموشی بسپارد. حس قدرت پرستی و خودخواهی مسعود مدام بیشتر می شد و دیگر به کمتر از نشستن بر «کرسی ولایت» رضایت نمی داد. شکست در رسیدن به ریاست جمهوری، آنهم به فرمان آیت الله خمینی، داغ بزرگی بر دل مسعود داشت که یکسال بعد، با شکست در «انتخابات مجلس» به اوج رسید و نطفه جنگ مسلحانه و تروریستی را در او شکوفا کرد. 14 سال پس از اولین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، مریم قجرعضدانلو توسط مسعود رجوی (آنهم با چندصد رأی اعضای شورا) بعنوان «رئیس جمهور برگزیده مادام العمر در تبعید» منتصب شد. اکنون 41 سال از آن شکست سیاسی می گذرد. در این مدت نه تنها داغ «رئیس جمهور شدن» و «ولی فقیه بودن» در دل مسعود باقی ماند، که حتی داغ رسانیدن «رئیس جمهور برگزیده مقاومت» به تهران نیز در دل اش فسیل شد و به تابوت عمر سیاسی و ایدئولوژیک خود خزید. امروز حتی حامیان او در کاخ سفید نیز با فضاحت تمام از آنجا بیرون انداخته شده اند، و تنها امیدهای بازمانده برای مریم رجوی (سناتور تد کروز و وکیل رودی جولیانی) نیز که این روزها بشدت در تلاش هستند تا ترامپ را در کاخ سفید ابقا کنند، کارشان به جایی نرسیده و مورد تمسخر دیگران قرار گرفته اند.

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم

خودمحوری و قدرت طلبی مسعود رجوی از همان آغاز عضویت در سازمان مجاهدین ادامه داشت (که یک قلم به لو رفتن و اعدام برخی از رهبران سازمان توسط ساواک انجامید) اما پس از انقلاب شتاب تازه ای گرفت که گام به گام او را در آتش طمع سوزاند و در کمتر از 2.5 سال به اقدامات ترویستی و کشتار مردم کشانید. آتشی که امروز هم ادامه دارد و جز ویرانی به بار نیاورده است و هر بار شکل تازه ای به خود می گیرد و از مرزهای خیانت بسیار فراتر رفته است. با اینحال، آنچه آشکارا مردم می بینند، سقوط مسعود رجوی به داخل تابوت سیاسی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی اش است. شخصیتی که در سن 30 سالگی سودای رهبری کشور پهناوری چون ایران داشت، امروز حتی در بین نیروهای کهنسال خودش نیز جز یک «شیر خفته در تابوت» که فقط سالی 2-3 بار پیامک از دیار باقی می فرستد، به حساب نمی آید.

حامد صرافپور

لینک به منبع

مسعود خدابنده در گفت‌وگو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کینه توزی مسعود رجوی علیه مردم از کاندیداتوری مجلس اسلامی تا امید به سناتور تد کروز امریکایی 

***

مسعود رجوی ضحاک فرقه رجویهرکس مسعود رجوی ضحاک فرقه رجوی را شناخت و همه حقایق را ننوشت و یا سکوت کرد ظالم است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سقوط-مجاهدین-خلق-ایران/

سقوط مجاهدین خلق ایران – از بهمن 59 تا بهمن 98

سقوط مجاهدین خلق ایرانحامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، هفتم فوریه 2020:… اینک، 38 سال پس از “عاشورای مجاهدین”، و 17 سال پس از “بهمن عظیم”، آنچه از سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) باقی مانده، ارتشی از سالخوردگان است که چشم امید به ارتش آمریکا و دلارهای سعودی بسته اند. جمعیتی سالخورده در آسایشگاه تیرانا که از یکسو دلخوش به چند پلاکارد نصب شده توسط هواداران فریب خورده هستند که شبانه در گوشه های خلوت خیابانها نصب می شود و از آن عکس یادگاری می گیرند، و از آنسو بزرگترین عملیات خودشان به این محدود شده که در شبکه های اجتماعی به دنبال روشنگری جداشدگان و منتقدان باشند تا آنرا گزارش کنند و بعد از مسدود شدن، به عنوان یک عملیات بزرگ مورد تبلیغ قرار دهند و روحیه خود را شاد کنند. مجاهدین که روزگاری عملیات “فروغ جاویدان – چلچراغ – آفتاب و مروارید” را رقم می زدند، امروز بزرگترین عملیات آنها، حمله به منتقدان و جداشدگان در فضای مجازی است! و رهبرشان هم 17 سال در تابوت مخفی شده و هر از مدتی پیام شورش و سرنگونی سر می دهد.  سقوط مجاهدین خلق ایران – از بهمن 59 تا بهمن 98 .

مواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکامواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکا

سقوط مجاهدین خلق ایران – از بهمن 59 تا بهمن 98

دو بهمن دو بهار، 19 بهمن تا بهمن عظیم

انجمن نجات مرکز فارس۱۷ بهمن ۱۳۹۸

عاشورای مجاهدین

درست 38 سال پیش در چنین روزهایی، تهران شاهد یکی از بزرگترین درگیری های شهری بود. شاید نسل های جدید هیچ اطلاعی از آن روزهای پرتلاطم که سراسر کشور در جنگ و ترور بود نداشته باشند، اما نوجوانان و جوانانی که در آن روزگار می زیستند، هر روز با حوادثی جدید مواجه می شدند. ایران از یکسو درگیر سلسله جنگهای خارجی بود که به کشورمان تحمیل شد، و از سوی دیگر، گوشه گوشه آن با درگیریهای مسلحانه و گاه تجزیه طلبانه همراه شده بود. پس از انقلاب اسلامی، کشورهای خارجی که با تحریک آمریکا و انگلیس چشم طمع به خاک ایران داشتند، برآن شدند که شاید از این آب گل آلود برای خود ماهی صید کنند. اولین حملات مسلحانه در خوزستان (8 خرداد 1358) توسط گروهک های تروریستی مسلح شده که خود را “جبهه دمکراتیک خلق عرب” معرفی کردند رخ داد که به سرعت گسترده شد و تعدادی از نیروهای مسلح ایران به شهادت رسیدند. خواسته آنان، تجزیه و “خودمختاری خوزستان” در راستای اجرای طرح “عربستان بزرگ” بود. به دنبال آن احزاب کردی غائله جدیدی تحت عنوان “خودمختاری کردستان” مطرح کردند که منجر به جنگهای شدید در این استان و قربانی شدن هموطنان کرد شد. پس از آن درگیری مسلحانه گروههای چپنما در “ترکمن صحرا” کلید خورد که وقایع خونینی را برای مردم محروم ترکمن رقم می زد. همزمان در جنگل های شمال و کوه های فارس نیز سناریوهای دیگری به اجرا درآمد که مردم مازندران، گیلان و عشایر قشقایی قربانیان آن بودند… و این صحنه خونین آسمان سیاسی ایران طی کمتر از دوسال بعد از پیروزی انقلاب 57 بود.

سقوط مجاهدین خلق ایران

در چنین وضعیتی، سازمان مجاهدین خلق نیز به دستور مسعود رجوی شورش بزرگی را در شهرهای مهم ایران به پا کرد که سرآغازی برای انجام ترورهای کور و خونین بود. پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق، سراسر ایران میدان ترور و بمبگذاری بود. بمبگذاری در مقر حزب جمهوری اسلامی، بمبگذاری در دفتر نخست وزیری، ترور آیت الله خامنه ای، دستغیب، مدنی، قدوسی و هزاران ترور دیگر که بر مردم عادی کوچه و خیابان هم متمرکز شده بود، نمونه ای از فضای جامعه ایران در دهه 60 بود. با فرار مسعود رجوی از ایران و برنامه ریزی عملیات های تروریستی زیر چتر حمایت دولت های اروپایی، عملیات میدانی در داخل ایران به فرد شماره دو سازمان “موسی خیابانی” و “اشرف ربیعی” واگذار شد.

اشرف همسر مسعود رجوی بود که در ایران باقی ماند و حاضر به خروج از ایران نشد. البته مسعود رجوی بنا به دلایلی از این بابت خوشحال بود چون در فرانسه به دنبال راهی می گشت تا بتواند خود را هرچه بیشتر به دکتر بنی صدر نزدیک و او را برای همیشه با خود همراه سازد، که بهترین راه ازدواج با “فیروزه بنی صدر” بود که در دوران حیات “اشرف ربیعی” نمی توانست بدان امید داشته باشد.

نوزدهم بهمن ماه 60، خیابان های زعفرانیه در تهران مرکز درگیری های بزرگی بود که آینده سازمان مجاهدین را تحت تأثیر قرار می داد. چندین پایگاه مهم مجاهدین خلق تحت محاصره نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفت و ساکنین آن بشدت مقاومت می کردند. صدای مستمر رگبار گلوله ها و انفجار موشک ها، تمامی منطقه را تحت الشعاع خود قرار داده بود. ساعاتی بعد، خبر مهمی در سراسر ایران پیچید:

“موسی خیابانی و اشرف ربیعی به همراه تعداد زیادی از مهمترین فرماندهان مجاهدین کشته شدند”. حادثه ای که تشکل مجاهدین در داخل ایران را به نقطه پایانی خود نزدیک کرد و (چند ماه بعد در رخدادهای 12 – 19 – 21 اردیبهشت 61) به سرفصل نهایی رسید. رخدادی مهم که مسعود رجوی آنرا “عاشورای مجاهدین” نامید.

سقوط مجاهدین خلق ایران

آغاز ازدواج های مسعود رجوی

19 بهمن، پروژه پایان حضور نظامی مجاهدین در داخل ایران را کلید زد و از آن پس مجاهدین گام به گام ایران را ترک و به خاک عراق منتقل شدند. پس از کشته شدن موسی، فرماندهی مجاهدین در داخل کشور به “علی زرکش” سپرده شد اما حدود دوسال بعد که استراتژی “جنگ مسلحانه شهری” مجاهدین به بن بست رسید و ضربات پی در پی، تشکیلات آنان را به نقطه فروپاشی نزدیک کرد، علی زرکش نیز به دلیل انتقاد از سیاست های مسعود رجوی، آماج خشم وی قرار گرفت و در یک محاکمه فرمایشی به اعدام محکوم گردید اما بخاطر حفظ پرنسیب های سیاسی، موقتاً مورد عفو قرار گرفت. با اینحال، چند سال بعد در عملیات “فروغ جاویدان” حکم اعدام وی به شکل دیگری به اجرا درآمد.

پس از کشته شدن اشرف، مسعود زمینه را برای ازدواج با “فیروزه بنی صدر” آماده دید و با وی ازدواج کرد تا بنی صدر را وابسته به خود نماید. اما پس از زد و بند با دولت عراق، آقای بنی صدر از “شورای ملی مقاومت” جدا شد و همزمان “فیروزه” نیز از وی طلاق گرفت. اقدامی اصولی که مسعود رجوی را به شدت خشمگین نمود و از آن پس تلاش کرد با هر ابزار ممکن، دکتر بنی صدر و دخترش را تحقیر و زیر ضرب ببرد. خاطرات و فکت های متعددی که وی در مورد فیروزه تولید و بیان می کرد به شکلی بود که همگان تصور کنند مسعود نه از سر هوسرانی و نیازهای سیاسی، بلکه از سر لطف و ایثار همیشگی با آن دختر “تنبل و ایرادگیر” ازدواج کرده است و در این راستا، مریم قجرعضدانلو را هم مظلومانه مثل یک کنیز در اختیار وی گذاشته تا به امور جاری وی بپردازد! مسعود هرگز به مجاهدین نگفت که با وجود شعار پرطمطراق برابری زن و مرد که در سازمان مجاهدین هزینه می شد، چرا همانند دوران قاجار، با ادامه تحصیل فیروزه بنی صدر مخالفت می کرد و مدام از وی می خواست که به جای ادامه تحصیل، همانند یک ملکه در خانه بماند و در آینده بانوی اول ایران بشود!
این استدلال کودکانه که مسعود به خورد فیروزه می داد، بخوبی نشان می دهد که وی بیش از یک کوتوله سیاسی-فرهنگی نبوده است. وقتی که وی آشکارا در تبلیغات خود علیه دکتر بنی صدر عناوین زشت بکار می برد، می توان حدس زد در خفا تا چه حد علیه آنان بدگویی می کرد. با این حال، وی بلافاصله بعد از طلاق، به فکر ازدواج با مریم افتاد که در آن زمان منشی و مسئول دفتر خودش و نیز مسئول رسیدگی به امور فیروزه بنی صدر بود که نشان می دهد از همان زمان به وی نیز چشم داشته است.

سقوط مجاهدین خلق ایران

بهمن عظیم!

از همان ابتدای انقلاب، بهمن نقش خاصی در سخنرانی های مسعود رجوی داشت، چه در 4 بهمن 57 پس از آزادی از زندان، چه یکسال بعد در تاریخ 10 بهمن 58 در دانشگاه تهران و یا در سالروز کشته شدن موسی و اشرف در 19 بهمن 64 در فرانسه. اما آخرین سخنرانی او در بهمن 1381 در قرارگاه اشرف بود. تا پیش از آن، وی تلاش داشت جنگ احتمالی آمریکا با صدام حسین را مخفی نگه دارد و آنرا عملی ناممکن جلوه دهد، اما پس از انتقال کلیه نیروها به قرارگاه اشرف، در نشست عمومی بهانه آورد که وقتی همه دنیا آماده جنگ شده اند، ما نباید خود را برای چنین زمانی آماده کنیم؟! و لذا وقت آماده باش مجاهدین است.

در این مراسم، مسعود با نیرنگ مدعی شد که می خواهد مریم را به فرانسه بفرستد ولی وی راضی به رفتن نیست و می خواهد فرماندهی عملیات نهایی را برعهده بگیرد و به همراه رزمندگان با تانک به داخل ایران برود. وی همچنین گفت خانم “مرضیه” نیز می گوید با مریم در عراق خواهد ماند! مسعود حین حمله آمریکا نیز ادعا داشت موشک آمریکایی به چندصد متری اتاق خواب مریم اصابت کرده است! (چند ماه بعد که صدام سقوط کرد، خبر دستگیری مریم رجوی در فرانسه همه را در بهت و حیرت فرو برد و متوجه شدیم همه آن سخنان دروغ بوده است).

مسعود پس از سخنانی طولانی، نهایتاً گفت که باید خود را برای یک “بهمن عظیم” آماده کنیم. منظور او آمادگی برای حمله آمریکا و حرکت ارتش آزادیبخش به سوی ایران بود. سخنی که عملاً بگونه ای دیگر رقم خورد و مسعود که پیشاپیش مریم را به همراه گروهی از شورای رهبری سازمان به اروپا اعزام کرده بود، درحال آماده سازی و تدارک فرار خودش به همراه جمعی از فرماندهان رده بالا به فرانسه بود که سقوط ناگهانی صدام مانع گریز وی گردید. بعدها نیز مهدی سامع و مسعود رجوی به زبان استعاره گفتند که قرار بود 90 درصد ارتش آزادیبخش قربانی شود… و طبعاً بقیه نیز که شامل سران اصلی مجاهدین بودند، به خارج بگریزند. اما خدا تقدیر دیگری برای این زوج فریبکار رقم زده بود. سرنوشتی که پس از قریب دودهه می توان مدام در “فعالیت مجازی” سالخوردگان تیرانا نشین و یا در “عملیات حقیقی” کانون های شورشی مجاهدین مشاهده نمود!

بدین ترتیب، “بهمن عظیم” که مسعود رجوی نوید آنرا می داد، آغازی شد بر پایان حضور نظامی مجاهدین در عراق و پایان استراتژی “جنگ آزادیبخش نوین” توسط ارتش آزادیبخش، همانگونه که “19 بهمن” نیز آغازی بر پایان حضور نظامی مجاهدین در ایران و پایان استراتژی “جنگ مسلحانه شهری” توسط تیم های مجاهد خلق بود.

سقوط مجاهدین خلق ایران

اینک، 38 سال پس از “عاشورای مجاهدین”، و 17 سال پس از “بهمن عظیم”، آنچه از سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) باقی مانده، ارتشی از سالخوردگان است که چشم امید به ارتش آمریکا و دلارهای سعودی بسته اند. جمعیتی سالخورده در آسایشگاه تیرانا که از یکسو دلخوش به چند پلاکارد نصب شده توسط هواداران فریب خورده هستند که شبانه در گوشه های خلوت خیابانها نصب می شود و از آن عکس یادگاری می گیرند، و از آنسو بزرگترین عملیات خودشان به این محدود شده که در شبکه های اجتماعی به دنبال روشنگری جداشدگان و منتقدان باشند تا آنرا گزارش کنند و بعد از مسدود شدن، به عنوان یک عملیات بزرگ مورد تبلیغ قرار دهند و روحیه خود را شاد کنند. مجاهدین که روزگاری عملیات “فروغ جاویدان – چلچراغ – آفتاب و مروارید” را رقم می زدند، امروز بزرگترین عملیات آنها، حمله به منتقدان و جداشدگان در فضای مجازی است! و رهبرشان هم 17 سال در تابوت مخفی شده و هر از مدتی پیام شورش و سرنگونی سر می دهد.

البته علت این استیصال را باید در شکست های مریم رجوی جستجو کرد که تا دوسال پیش زیر چتر حمایت “جان بولتون – جان مک کین – جولیانی” نوید سخنرانی در میدان آزادی و سرنگونی جمهوری اسلامی در 40 مین سالگرد آن سر می داد و امروز در 41 مین سالگرد آن، نه از “جان مک کین” اثری مانده و نه “جان بولتون” در کاخ سفید نشسته و نه “جولیانی” آبرویی برایش مانده است.

حامد صرافپور

سقوط مجاهدین خلق ایران – از بهمن 59 تا بهمن 98

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/از-ترامپ-به-بایدن-،-آغاز-چرخش-مریم-رجوی/

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی 

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و سوم نوامبر 2020:… گذر زمان نشان داد که تمامی این مشاوره ها، جز شکست سرانجامی نداشت، از هزینه کردن صدها میلیون دلار در اروپا برای ایجاد یک مجمع سیاسی علیه ایران، تا نمونه مشابه در بین کشورهای عربی (که همگی با شکست پروژه داعش در غرب آسیا آغاز گردید). در هر صورت نزدیک شدن دوستان مریم رجوی به کاخ سفید، جز رسوایی بیشتر برای ترامپ و حلقه پیرامونش به دنبال نداشت. البته مریم رجوی پیش از آن نیز با معدوم جان مک کین نرد عشق می باخت تا بلکه دل او را در مجلس سنا بدست آورد و توسط او و همراهی چند ژنرال شکست خورده در عراق بتواند امتیازات بیشتری برای مسلح شدن دوباره به دست آورد. اقداماتی که تماماً به شکست انجامید و در نهایت با مرگ مک کین به پایان خود رسید. از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی  

اخراج رجوی از فرانسه . مریم رجوی به کشورهای اتحادیه اروپا، انگلیس و امریکا ممنوع الورود شداخراج رجوی از فرانسه . مریم رجوی به کشورهای اتحادیه اروپا، انگلیس و امریکا ممنوع الورود شد

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی

انجمن نجات مرکز فارس شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹

کمتر کسی در این سالیان فراموش کرده که مریم رجوی چگونه با آمدن دونالد ترامپ به کاخ سفید، ارتباط بسیار نزدیکی با یاران وی برقرار کرد. رابطه ای که پیش از آن هم سالها ادامه داشت و با آمدن ترامپ، شکل دیگری به خود گرفت. مهمترین لابی های آمریکایی مریم رجوی که پس از سقوط صدام به حمایت گسترده از مجاهدین پرداختند، رودی جولیانی و جان بولتون بودند که با گرفتن دستمزدهای هنگفت، در حمایت از ایشان سخنرانی و لابی گری می کردند.

با پیروزی ترامپ، رودی جولیانی نزدیکترین وکیل ترامپ محسوب می شد که طبعاً مشاوره های حقوقی-سیاسی زیادی در مورد مجاهدین به ترامپ می داد. همزمان جان بولتون نیز وارد کاخ سفید شد و مشاور امنیتی کاخ سفید گردید که می توان حدس زد بخاطر رابطه نزدیک وی با مریم رجوی، چه نوع مشورت هایی را به کاخ سفید ارائه می داد. جان بولتون که همچون جولیانی رابطه بسیار نزدیکی با مریم رجوی برقرار کرده بود، انبوهی از مشورت های خود را با وی انجام می داد، و او نیز همان سیاست ها را در کاخ سفید به نفع مجاهدین و علیه ایران بکار می گرفت.

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی 

گذر زمان نشان داد که تمامی این مشاوره ها، جز شکست سرانجامی نداشت، از هزینه کردن صدها میلیون دلار در اروپا برای ایجاد یک مجمع سیاسی علیه ایران، تا نمونه مشابه در بین کشورهای عربی (که همگی با شکست پروژه داعش در غرب آسیا آغاز گردید). در هر صورت نزدیک شدن دوستان مریم رجوی به کاخ سفید، جز رسوایی بیشتر برای ترامپ و حلقه پیرامونش به دنبال نداشت.

البته مریم رجوی پیش از آن نیز با معدوم جان مک کین نرد عشق می باخت تا بلکه دل او را در مجلس سنا بدست آورد و توسط او و همراهی چند ژنرال شکست خورده در عراق بتواند امتیازات بیشتری برای مسلح شدن دوباره به دست آورد. اقداماتی که تماماً به شکست انجامید و در نهایت با مرگ مک کین به پایان خود رسید.

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی 

با فرارسیدن روزهای پایانی حضور ترامپ در کاخ سفید، مریم رجوی هم با وجود تقلا و تبلیغ برای حمایت از ترامپ، نتوانست نتیجه دلخواه خود را به دست آورد، لذا (درست با همان سیاستی که مسعود رجوی در عراق پس از صدام بکار گرفت و بناگاه فراموش کرد که صدام نزدیکترین دوست و متحد خودش بود و چرخش به سمت آمریکایی ها را در پیش گرفت و به قبر صدام هم لگد زد) تلاش می کند دلبستگی خود به حلقه ترامپ را به آرامی (و بگونه ای که خفت ناشی از شکست ترامپ و حلقه وصل مجاهدین به کاخ سفید کمرنگ جلوه کند) کنار بگذارد و چنین بنمایاند که گویی مجاهدین هیچگاه به کاخ سفید دلبستگی و وابستگی نداشته اند!

در جدیدترین مطالبی که سایت ایران افشاگر وابسته به نهادهای امنیتی مجاهدین منتشر کرده است، می توان بخوبی این حرکت مستأصلانه را مشاهده کرد. این سایت با انتشار چند عکس مرتبط به نمایش های تبلیغی و کودکانه «کانونهای شورشی» در آتش زدن اماکن فرهنگی-مذهبی و یا پلاکاردهای نصب شده در کنار مراکز مرتبط به بسیج، ادعا کرده که «سیاست را ما می سازیم، نه بایدن و ترامپ».

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی 

البته پس از سالهای طولانی خدمت به استخبارات عراق و سعودی و نیز همکاری با پنتاگون، سیا و موساد، دیگر حتی هواداران مجاهدین در خارج کشور هم می دانند چنین سخنانی بی پایه و غیرواقعی است.

اما آنچه می توان از این بازی با کلمات دریافت اینکه مریم رجوی بشدت نگران آینده است و تلاش دارد روحیه افسرده نیروهایش در اشرف 3 آلبانی را تسلی ببخشد چون خودش می داند این نمایش ها جنبه داخلی دارد و اگر حتی یک درصد هم به این جملات ایمان داشت، در طول این سالیان دل به نمایشگران کاخ سفید نمی سپرد و تلاش می کرد دوران جدیدی را برای جبران سالها جنایت و خیانت آغاز کند و اسیران موجود در زندان آلبانی را آزاد می کرد و برایشان فرصتی مهیا می ساخت که هویت خود را بازیابند و دست به دامان خانواده هایی می شد که سالها عزیزانشان را به اسارت گرفته بود و والدین اعضای مجاهدین را نیز مورد اهانت قرار می داد.

حامد صرافپور

از ترامپ به بایدن ، آغاز چرخش مریم رجوی

***

همچنین: