گردهمایی مجاهدین یا قرار عاشقانه در پاریس

گردهمایی مجاهدین یا قرار عاشقانه در پاریس

 rudi-giuliani-mojahedin-khalq-terrorists-rajavi-cultمزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، دهم سپتامبر 2018:…  در 31 آگوست ، یک گزارش تحلیلی درباره ی آنچه میان زوج جیولیانی رخ داد و دلایل طلاقشان در مجله نیویورک منتشر شد. تیش دورکین روزنامه نگار مجله نیویورک پس از مصاحبه با همسر سوم رودی جیولیانی ، گزارشی با جزییات از مسایل میان این زوج منتشر کرد. در بخش هایی از این گزارش آمده … 

rudi-giuliani-mojahedin-khalq-terrorists-rajavi-cultSenate Democrats Ask the Justice Department to Investigate Rudy Giuliani’s Foreign Lobbying (including MEK, Rajavi cult terrorists)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی 

گردهمایی مجاهدین یا قرار عاشقانه در پاریس

توسط انجمن نجات مرکز فارس در 19 شهریور 1397

بنا به اخبار تازه منتشر شده، به نظر می رسد که حامیان امریکایی مجاهدین خلق تنها با انگیزه مبالغ هنگفت اهدایی مجاهدین تشویق به شرکت در مراسمشان نمی شوند بلکه گاهی پای مسائل عاشقانه هم در میان است. در 12 ژوئن سال جاری نشریه ی امریکایی ” صفحه ی شش ” Page Six برای اولین بار افشا کرد که شهردار سابق نیویورک و وکیل شخصی دانلد ترامپ ، رودی جیولیانی با ماریا رزا رایان –که هر دو از حامیان مجاهدین خلق هستند– رابطه دارد:

«منابع متعدد به نشریه پست گفتند که رودی جیولیانی به همسرش خیات کرده است و با مدیر متاهل بیمارستان نیو همپشایر رابطه دارد.

شهردار آمریکا که اکنون وکیل رئیس جمهور است، 74 ساله و ماریا رزا رایان ، 53 ساله هستند. آن ها پیش از آن که جیولیانی از همسرش جودیت ناتان در ماه گذشته جدا شود، روابط خود را آغاز کرده بودند. جودیت پنج روز پس از آنکه رایان و جیولیانی در یک هتل لوکس در گرانیت استیت در حال استراحت با هم دیده شدند ، پرونده طلاق خود را تشکیل داد.

جیولیانی که به تازگی در تیم حقوقی پرزیدنت ترامپ قرار گرفته است، پس از آنکه “پست” ماجرای او با رایان را رسانه ای کرد، انکار کرد که رابطه ای وجود داشته است.

او پذیرفت که با رایان شام خورده او فیلم تماشا کرده است – اما ادعا کرد که در آن زمان از جودیت جداشده بوده است.

اما جودیت ناتان 63 ساله ، خشمگینانه اعلام کرد: “انکار همسرش از رابطه ای که با خانم رایان شوهردار داشته است به همان اندازه کذب است که ادعایش درباره ی جدایی ما پیش از آنکه با او بیرون برود.”

ناتان روز 4 آوریل پرونده طلاقش را تشکیل داد – پس از آنکه جیولیانی با معشوقه اش روز 29 مارس در حال قدم زدن در راهرو بیمارستانی که او مدیریت می کند، دیده شد. این دیدار توسط دوربین های تلوزیون های محلی پوشش داده شد.

این وکیل سابق امریکایی – که به عنوان رییس شرکت های مشاوره و امنیتی جهانی با کشورهایی مثل قطر و کلمبیا روابط تجاری داشته است به خبرنگاران گفت که در حال بازدید از آن بیمارستان کوچک روستایی بود تا درباره ی برنامه امنیت سایبری آن بداند …

اما پس از بازدید از بیمارستان جیولیانی و رایان – که با همسرش رابرت ، دریانورد سابق در منچستر زندگی می کند – یک ساعت به سمت شمال حرکت کردند و به هتل و آب گرم Maintain View Grand Resort and spa در وایت فیلد رفتند.

منابع می گویند جیولیانی که سه بار تاکنون ازدواج کرده است ، سوئیت لوکس و بزرگی برای جفتشان رزرو کرده بود …

جیولیانی و رایان با سه مهمان مرد دیگر، در بخش خصوصی غذاخوری هتل شام خوردند … سپس به شهادت یکی از خدمتکاران ، “زن با آن مرد به اتاقش رفت “. این خدمتکار اضافه کرد که ” ما همه شگفت زده بودیم چرا که او واقعاً مسن بود و زن نسبتاً جوان تر از او.”

کارکنان هتل اشاره کردند که به نظر نمی رسید جیولیانی سعی کرده که دوست دخترش را از آنها پنهان کند ،او تنها دقت کرده بود که در مکان های خصوصی تر هتل با رایان ملاقات کند.

یکی از معاونان مرد جیولیانی اطمینان حاصل کرده بود که رئیس در فهرست وی آی پی هتل باشد و مقرر کرده بود که او فیلم “پدرخوانده ” و “پدرخوانده دو” را در یک اتاق خصوصی نمایش فیلم تماشا کند.

یکی از کارمندان هتل می گوید:”جیولیانی وی آی پی بود. بنابراین وقتی تقاضای تماشای فیلم داد، من برایش آماده کردم. همه او را بلافاصله شناختیم و خیلی هم تحت تأثیر قرار گرفته بودیم.”»

در 31 آگوست ، یک گزارش تحلیلی درباره ی آنچه میان زوج جیولیانی رخ داد و دلایل طلاقشان در مجله نیویورک منتشر شد. تیش دورکین روزنامه نگار مجله نیویورک پس از مصاحبه با همسر سوم رودی جیولیانی ، گزارشی با جزییات از مسایل میان این زوج منتشر کرد. در بخش هایی از این گزارش آمده است رایان و جیولیانی برای شرکت در گردهمایی مجاهدین خلق با هم به پاریس سفر کردند:

«به نظر می رسد که رایان چهره ای محترمی در حوزه سلامت است. با این وجود، ارتباط او با گروه مخالف ایرانی، تازه است و به نحو شگفت آوری مقارن با رابطه جیولیانی با این گروه.

یکی از شرکت کنندگان به یاد می آورد “او(جیولیانی ) این زن و دخترش و نوه اش رابه همراه داشت”. او هنوز برای لباس های نیمه عریان که این سه نفر در مراسمی متعلق به مسلمانان محافظه کار پوشیده بودند، وحشت زده است. (رایان که در سن نوجوانی ازدواج کرده است، دو دهه از جیولیانی جوان تر و مادربزرگ است). او که در یک نشست پیش از گردهمایی شرکت کرده بود به عنوان فردی عموماً باهوش اما بی اطلاع از سیاست خارجی با جیولیانی مرتبط شد. رایان بعدها در شام خصوصی به میزبانی مریم رجوی، دیگر پوشش داده نشد اما ماهیت شخصی رابطه اش با شهردار سابق خیلی آشکارتر در معرض عموم قرار گرفت.”

بدین ترتیب چنانچه از گزارش های بالا و اخبار سایت های تبلیغاتی مجاهدین خلق دریافت می شود، مهمان های شرکت کننده در گردهمایی های مجاهدین خلق به دلایل متفاوتی ممکن است در مراسم آن ها شرکت کنند و از سوی دیگر اهمیت ندارد که شخصی اصلا تخصصش سیاست و به طور خاص روابط خارجی نباشد و در فهرست حامیان مجاهدین خلق قرار بگیرد. چنانچه خانم ماریا رزا رایان با دکترای فلسفه و سابقه مدیریت یک بیمارستان روستایی و همچنین دختر و نوه اش نمی تواند هیچ سنخیتی با مجاهدین خلق و هدفشان داشته باشند. حامیان در واقع به طمع پول و خوشگذرانی و قرارهای عاشقانه در پاریس جمع می شوند و تشکیلات مجاهدین متقابلاً فارغ از عملکرد و تخصص این افراد از چهره هایشان در پروپاگاندا استفاده می کنند.

مزدا پارسی

(پایان)

*** 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Rudy_Giuliani_Maryam_Rajavi_Terrorists_MEK_Albanian_Mafia_The MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …)  

Bolton_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_PayedJohn Bolton – Defender Of Zion, Promoter Of MEK Terrorism – Fees Revealed

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صدامNational Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

The Iran Protests, Regime Change, And The MEKThe Iran Protests, Regime Change, And The MEK

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratAlbanian Police No Match For MEK Commanders Trained By Saddam’s Mukhabarat

Pandi Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianëPandli Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianë
Pandli Majko attends the meeting of jihadists promising them Albanian Passports

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمThe Factual Errors in John Bolton’s “Bomb Iran!” (Supporting Mojahedin Khalq terrorists for money)

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
 Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33269

رجوی در نقش شعبان بی مخ در “گروه اقدام ایران”ا 

Maryam_Rajavi_Shaaban_Jafariمزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، سی ام اوت ۲۰۱۸:… امروز مریم رجوی، نسخه مدرن شعبان جعفری و دار و دسته اش است. به علاوه مجاهدین خلق قطعا پتانسیل های بیشتر برای ایجاد آشوب و ترور و خشونت نسبتا به شعبان جعفری ها دارند. سابقه خشونت هایی که مجاهدین خلق مرتکب شده اند شامل همه نوع خشونتی می شود از نزاع های خیابانی با سلاح های … 

مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی منفور ترین ایرانیگزارش تصویری از منفورترین شخصی که خود را ایرانی می نامد( مریم قجر عضدانلو – رجوی)

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

رجوی در نقش شعبان بی مخ در “گروه اقدام ایران”

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۷ شهریور ۱۳۹۷

اوایل همین ماه وزیر امور خارجه آمریکا مایک پمپئو، از ایجاد گروهی به نام “اقدام ایران” خبر داد و هدف آن را “ایجاد تغییر در رفتار حکومت ایران” اعلام کرد. در پاسخ، وزیر امور خارجه ایران، محمد جواد ظریف گفت که هر گونه تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی ایران محکوم به شکست است. وی در یک پست توئیتری در سالروز کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد، نوشت: ” ۶۵ سال پیش، آمریکا دولت دکتر مصدق را که منتخب دمکراتیک مردم بود را با توسل به دیکتاتوری ساقط کرد و برای ۲۵ سال بعد ایرانیان را منکوب کرد. اکنون، “گروه اقدام” با فشار و دروغ پردازی و عوام فریبی همان رویا را در سر دارد. دیگر هرگز.”

در حقیقت، چندین تن از مقامات دولت ترامپ که روابط نزدیکی با مجاهدین خلق دارند، مصمم به براندازی حکومت ایران هستند. کایتلین جانستون روزنامه نگار آمریکایی در وب سایت مدیوم، درباره حمایت های گسترده جان بولتون از مجاهدین خلق، می نویسد: «یک سال پیش، این آدم به تمام معنا روانی که به زودی مشاور امنیت ملی ترامپ می شود در گردهمایی مجاهدین خلق حاضر شد و اعلام کرد که این فرقه اپوزیسون واقعی برای حکومت آیت الله هاست.»

مریم رجوی نسخه مدرن شعبان جعفری

بولتون دراین مراسم گفت: « من در طول ده سالی که به این گردهمایی ها آمده ام گفته ام که سیاست اعلام شده آمریکا باید سرنگونی رژیم ملاها در تهران باشد. رفتار و اهداف رژیم تغییر نخواهد کرد و بنابر این تنها راه حل تغییر خود رژیم است. و برای همین است که پیش از ۲۰۱۹، ما که اینجاییم در تهران جشن خواهیم گرفت.»

جانستون ذکر می کند که احساسات بولتون با شباهت های بسیار از سوی وکیل ترامپ یعنی رودی جولیانی تکرار شد. جولیانی در گردهمایی سالانه مجاهدین خلق در دو ماه پیش در پاریس گفت: « ملاها باید بروند. آیت الله باید برود و جایگزین آن ها باید حکومت دمکراتیکی باشد که مادام رجوی نماینده آن است.» او با اشاره به رهبر فرقه گفت که « آزادی همین جاست… من میخواهم که این گردهمایی را سال آینده در تهران داشته باشیم»

بدین ترتیب به نظر می رسد که جواد ظریف حق دارد. رفتار آمریکا از ۱۹۵۳ تا کنون فرقی نکرده است. در آن زمان سازمان سیا سعی کرد که اوباشان خیابانی را به خدمت بگیرد و به آن ها پول های خوبی بدهد که علیه دولت قانونی مصدق آشوب به راه بیندازند. شعبان جعفری مشهور به «شعبون بی مخ» یکی از همین اراذل بود. او رهبر اوباشی بود که به خیابان ریختند و علیه مصدق شعارها دادند و هواداران مصدق را سرکوب کردند و برای سلطنت پهلوی سینه چاک کردند.

امروز مریم رجوی، نسخه مدرن شعبان جعفری و دار و دسته اش است. به علاوه مجاهدین خلق قطعا پتانسیل های بیشتر برای ایجاد آشوب و ترور و خشونت نسبتا به شعبان جعفری ها دارند. سابقه خشونت هایی که مجاهدین خلق مرتکب شده اند شامل همه نوع خشونتی می شود از نزاع های خیابانی با سلاح های سرد تا حملات تروریستی با بمب و خمپاره برای ترور شهروندان ایرانی تا درگیری نظامی با تانک و آرپی جی و کلاشینکوف در کشتار مردم کرد عراق و سربازان ایرانی.

ایوان کسیچ روزنامه نگاری مستقل است که در مقاله ای در آمریکن هرالد تریبیون، مجاهدین خلق را تروریست هایی بدتر از داعش معرفی می کند که قربانیان بیشتری هم نسبت به داعش دارند. او در فهرستی، از رفتارهای خشونت آمیز مجاهدین خلق، از نقش آن ها در نسل کشی کرد های عراق، از بمب گذاری های آن ها علیه شهروندان و مقامات حکومتی ایران و همچنین کشتار شهروندان آمریکایی شاغل در ایران در دهه ۷۰ میلادی، می نویسد.

دقیق ترین بخش این مقاله به توصیف حملات همزمان اعضای مجاهدین خلق به مواضع دیپلماتیک جمهوری اسلامی در سیزده کشور جهان در آوریل ۱۹۹۲ می پردازد. این حوادث نشان می دهد که مجاهدین خلق در هر زمان که بخواهند، پتانسیل کافی برای ارتکاب به رفتارهای قلدرمآبانه و اوباش گری دارند.
ایوان کسیچ این حملات را چنین شرح می دهد:

« در آوریل ۱۹۹۲ آن ها در موجی ازحملات همزمان به مواضع دیپلماتیک ایران در سیزده کشور آمریکای شمالی و اروپای غربی، افرادی را گروگان گرفتند و دفاتر کار آن ها را ویران کردند. در نیویورک پنج مرد مسلح به چاقو به دفتر حفظ منافع ایران هجوم آوردند، سه نفر را گروگان گرفتند، و درطول دوساعت وحشیگری پشت درهای بسته اثاثیه و کامپیوتر ها را تخریب کردند. هنگامی که پلیس از طریق در پشتی موفق به ورود شد، دو تن از گروگان ها فرار کردند و نفر سوم پس از آن که مهاجمین تسلیم پلیس شدند آزاد شد. در اوتاوا سفارت ایران توسط ۳۵ نفر که مسلح به چماق و چکش بودند، مورد حمله و غارت قرار گرفتند. در اروپا، اعضای مجاهدین خل به سفارت ها و کنسولگری های ایران در بن، هامبورگ، لاهه، استکهلم، کپنهاگ، برن، پاریس و لندن، حمله کردند. چندین تن از مهاجمین دستگیر شدند وبسیاری از دفاتر مواضع ایران به شدت آسیب دید، برخی با بمب های دستی تخریب شدند. حدود بیست نفر از مهاجمین دستگیر شدند، چهار نفر به دلیل استنشاق دود و شوک حمله تحت درمان قرار گرفتند. همچنین در سفارت ایران در لاهه پس از آنکه یک اتومبیل با ضربه به دروازه ورودی مجموعه آن را باز کرد، اعتراض کنندگان که مسلح به میله های فلزی و چماق بودند به داخل هجوم آوردند وارد ساختمان شدند و خسارات شدیدی وارد کردند. در استکهلم، ۵۰ عضو مجاهدین خلق دو ساختمان سفارت ایران و ۶ اتومبیل را به آتش کشیدند. همسر و دو فرزند سفیر برای شوک وارده تحت درمان قرار گرفتند و یکی از کارمندان سفارت دچار سوختگی شد. یک کارمند سفارت هنگامی که اعضای مجاهدین خلق به سفارت ایران در اسلو حمله کردند مجروح شد، و چندین تن دیگر در سفارت کپنهاگ که مجاهدین پنجره ها را شکستند آسیب دیدند. آن ها همچنین به پنجره های سفارت ایران در لندن سنگ پرتاب کردند و پرچم ایران را پاره کردند و پایین آوردند و پس از آن به در دفاتر ایران ایر در لندن بمب دتس پرتاب کردند که باعث خسارانی شد اما کسی آسیب ندید. بعدها در همان دهه ۹۰، دیپلمات های ایرانی در دانمارک، اتریش و ایتالیا مورد حمله قرا گرفتند. همچنین دیپلمات های غربی نیز هدف مجاهدین بوده اند؛ در آگوست ۲۰۰۳، مجاهدین خلق در مجموعه سازمان ملل در عراق بمب گذاشتند تا سازمان ملل را وادار به ترک عراق کنند.»

مریم رجوی روزی ابزار عملیاتی صدام حسین برای کشتار کرد های عراق بود. فرمان مشهور او در آن زمان به اعضا بارها از سوی اعضای سابق تشکیلاتش یادآوری شده است: «کردها را زیر تانک بگیرید و گلوله هایتان را برای پاسدارها نگه دارید.» همچنین، با توجه به تجربه مجاهدین خلق در قتل دانشمندان هسته ای ایران ، به عنوان بازوی عملیاتی موساد، امروز قطعا توانایی دارد که تبدیل بشود به عاملی برای سازمان سیا که بسیار تهاجمی تر و وحشی تر از شعبان بی مخ باشد.

مزدا پارسی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33125

پشت پرده استقرارمجاهدین خلق در کمپ کوزوو 

 MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_demo_khomeiniمزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس به نقل از گلوبال ریسرچ، بیستم اوت ۲۰۱۸:…  در بخشی که از سوابق خشونت آمیز مجاهدین خلق می نویسد، مکس پری به قتل شهروندان امریکایی اشاره میکند و تاکید می کند «شواهد درباره سوابق خشونت آمیز گروه در گذشته و حال فراوان هستند.» او مجاهدین خلق را نمونه دیگری از «برچسب زنی مجدد به تروریسم » می داند که … 

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

Some related documents:

Lets create another Vietnam for America(pdf).
(Mojahedin English language paper April 1980)

Letter to Imam (Khomeini) (pdf). 
(Mojahedin English Language paper April 1980)

Some questions unanswered regarding the US military invasion of Iran (pdf).
(Mojahedin English Language paper June 1980)

link to one of the Mojahedin Khalq songs
advocating terror and killing Americans

(In Persian written and distributed after the Iranian Revolution)

لینک به منبع

لینکه به متن انگلیسی (گلوبال ریسرچ)

پشت پرده استقرارمجاهدین خلق در کمپ کوزوو

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۲۹ مرداد ۱۳۹۷

در اوایل ماه آگوست، مکس پری روزنامه نگار مستقل و تحلیل گر ژئوپولیتیک آمریکایی که در نشریات مختلفی چون گلوبال ریسرچ و مدیوم مقالاتش منتشر می شود، در مقاله ای از رفتار فریبکارانه دولت های آمریکا و اسرائیل برای دستکاری اخبار و اطلاعات و انحراف افکار عمومی از واقعیت ها، گفت و در بخش نسبتا طولانی از این مقاله، به مجاهدین خلق نیز به عنوان ابزاری در دستان سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل در میانه جنگ و خصومت با جمهوری اسلامی، پرداخت. این مقاله که عنوانش « قائله ترامپ و روسیه، دخالت های اسرائیل و جنگ پیش رو با ایران را پنهان می کند» بود، فاش می کند که مجاهدین خلق پس از انتقال از عراق به اروپا نه تنها در آلبانی بلکه در کمپ تحت اشغال ناتو در کوزوو اسکان داده شدند تا برای فعالیت های بی ثبات کننده و تغییر رژیم در ایران آموزش ببینند.

نویسنده مقاله بر این باور است که از زمان انتخابات ریاست جمهوری امریکا تا کنون که دانلد ترامپ رئیس جمهور است، رابطه ترامپ با دولت روسیه بر روی تمام مسائل اصلی و مهمی که به دولت او مربوط است سرپوش گذاشته است. به عقیده مکس پری این ماجرا همه پوشش های خبری درباره سیاست های مخرب داخلی و جنگ های بی پایان دولت آمریکا در خارج از کشور را به حاشیه رانده است. همچنین توجه ها را از دولت های دیگری که در سیاست های داخلی آمریکا دخالت دارند منحرف کرده است.
او اذعان می کند که خبر ها درباره روابط ترامپ و پوتین مبتنی بر شواهد و حقایق نیست بلکه بیشتر عملیات روانی است که نهاد های اطلاعاتی در رسانه ها راه انداخته اند. او می نویسد: «روابط عمیق و نزدیک میان اسرائیل و ترامپ در خبرها نمی آیند و حتی عادی جلوه داده می شوند. رابطه با اسرائیل مسلم و پرسش ناپذیر است و به همین دلیل کاملا قابل پذیرش نمایانده می شود.»

به باور مکس پری، اگر یک دولت خارجی باشد که دخالت مستقیم و همیشگی در انتخابات آمریکا داشته باشد آن دولت اسرائیل است که از طریق لابی های قدرتمندش در امور داخلی آمریکا دخالت دارد. وی به نقش بانفوذترین لابی اسرائیل یعنی «ایپک» اشاره می کند که به نوشته او «بر همه سطوح انتخابات آمریکا نظارت دارد و با پرداخت رشوه و باج، حمایت اکثریت کنگره را جلب کرده است.»

مکس پری چند نمونه از روابط اطلاعاتی عمیق میان شرکت های جاسوسی اسرائیلی با شرکت ها و مقامات آمریکایی از جمله پسر رییس جمهور آمریکا دانلد ترامپ جونیور، را افشا می کند. ازجمله قرداد هایی که جونیور با شرکت اسرائیلی بسته است که تخصصش در دستکاری کردن اطلاعات در شبکه های اجتماعی ست. همچنین از شرکت های جاسوسی اسرائیلی دیگری می نویسد که از دستکاری اکانت های فیس بوک تا هک کردن انتخابات نیجریه را در سوابق کاری خود دارند.

نویسنده به رفتار بی سابقه آمریکا در همراهی با دولت اسرائیل اشاره می کند اما معتقد است که انتقال سفارت آمریکا از تلآویو به اورشلیم با تصویب نود درصد اعضای سنا انجام گرفته است که نشان می دهد در تاریخ هفتاد ساله روابط آمریکا با اسرائیل، آمریکا هرگز در مناقشه فلسطین – اسرائیل بی طرف نبوده است.

در رابطه با دشمن قسم خورده این دو کشور یعنی جمهوری اسلامی ایران، نتانیاهو «گستاخانه» مخالفت خود با توافق هسته ای را اعلام کرد و به نوشته مکس پری «حتی از طریق شبکه های جاسوسی افشا شد که سازمان جاسوسی خود نتانیاهو، ادعاهای او درباره توانایی های هسته ای ایران را نقض می کند.»

نویسنده مقاله از کلیپی می نویسد که به تازگی منتشر شد اما در سایه اجلاس هلسینکی و دیدار پوتین با ترامپ و تیتر های پرشمار اخبار، نادیده گرفته شد. در این کلیپ نتانیاهو مغروارنه ادعا می کند که او ترامپ را قانع کرده است که از توافق هسته ای بیرون بیاید.

سپس، نویسنده به نقش مجاهدین خلق در میانه روابط جاسوسی عمیق میان آمریکا و اسرائیل می پردازد: « مجاهدین خلق گروهی فرقه گرا ست که در تبعید در پی براندازی حکومت ایران است و برای پانزده سال رسما در فهرست گروه های تروریستی دولت آمریکا بود اما پس از لشکرکشی تهاجمی لابی های شاخه سیاسی اش، شورای ملی مقاومت، توسط دولت اوباما از فهرست حذف شد.» وی از مبالغ هنگفتی که مجاهدین خلق به افرادی چون رودی جولیانی و جان بولتون پرداخته اند تا به نفعشان سخنرانی کنند، می نویسد.

در بخشی که از سوابق خشونت آمیز مجاهدین خلق می نویسد، مکس پری به قتل شهروندان امریکایی اشاره میکند و تاکید می کند «شواهد درباره سوابق خشونت آمیز گروه در گذشته و حال فراوان هستند.»

او مجاهدین خلق را نمونه دیگری از «برچسب زنی مجدد به تروریسم » می داند که هنگامی که تروریسم با منافع آمریکا همخوانی داشته باشد در عین «جنگی مبهم با تروریسم»، مورد حمایت قرار می گیرد. او می نویسد: « تصمیم به حذف مجاهدین خلق از فهرست سیاه اقدامی سیاسی بود در حالی که فعالیت های جنایتکارانه مجاهدین خلق هرگز قطع نشده بود.» وی در ادامه می نویسد که «انگیزه دیگر آمرکیا از حمایت از مجاهدین خلق، روابط نزدیک این گروه با اسرائیل بود، چرا که سازمان جاسوسی موساد عوامل مجاهدین خلق را برای ارتکاب به قتل دانشمندان هسته ای ایران آموزش داده است.»

او با مرور تاریخ مجاهدین خلق از بدو تاسیس تا کنون درباره ناپدید شدن مسعود رجوی از زمان حمله امریکا به عراق چنین می نویسد: « تا امروز معلوم نیست که مسعود رجوی کجاست. از آن زمان تا کنون همسرش مریم رجوی، گروه را رهبری کرده است و همان کیش شخصیتی را که حول محور رهبریت شوهرش وجود داشت همراه با حذف منتقدین، کشتن جداشده ها و در عین حال جا زدن فرقه تروریستی اش در قالب سازمانی دمکراسی خواه، ادامه داده است. »

او از شرایط سازمان پس از سقوط صدام و حمله نیروهای عراقی به پایگاه های سازمان می نویسد و درباره انتقال اعضای مجاهدین خلق به آلبانی نکته جدیدی را عنوان می کند: « فرقه رجوی از آن پس در آلبانی و کمپ تحت اشغال ناتو در کوزوو اسکان داده شده است که در آنجا این گروه حامیان اسلام گرای بسیاری دارد. در تیرانا پایتخت آلبانی، این گروه تبعیدی در مجموعه ای به نام «اشرف ۳» مستقر است. این گروه همچنین از سوی سی آی ای به عنوان تشکیلاتی شناخته می شود که علیه حکومت عراق، خود را با داعش همسو کرده است. مجاهدین خلق و داعش احتمالا برای حملات تروریستی ژوئن ۲۰۱۷ در ایران درست هنگامیکه ترامپ تحریم ها را علیه ایران شدت داده بود، همکاری کرده اند.»

مکس پری در ادامه درباره فعالیت های تروریستی کنونی مجاهدین خلق می نویسد: «بنا به گزارش ها، مجاهدین خلق علاوه بر اشرف سه، در کمپ نظامی تحت اشغال ناتو در کوزوو به نام کمپ باندستیل مشغول گرفتن آموزش برای عملیات تغییر رژیم احتمالی در ایران هستند.»

وی به نقل از یک سازمان جاسوسی استرالیایی، به احتمال حمله نظامی ترامپ به ایران در ماه جاری اشاره می کند و معتقد است که تصمیم گیری برای اسکان مجاهدین خلق در کمپ کوزوو با سابقه تارخی این کمپ منطبق است. چراکه به نوشته او این کمپ در زمان دولت کلینتون برای استقرار یک گروه تروریستی اسلامی به نام «ارتش آزادی بخش کوزوو» که از فهرست تروریستی خارج کرده بود، تاسیس شد. از این گروه بعد ها در بمباران بلگراد در سال ۱۹۹۹ پشتیبانی شد.

مزدا پارسی

*** 

MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_demo_khomeiniRussiagate Conceals Israeli Meddling and Coming War with Iran

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

Incidenti në kamp, muxhahedinët iranianë rrahin gazetaren britanikeFull Exclusive / Camp Incident, Iranian Mojahedin Beat British Journalist (aka MKO, MEK, Rajavi cult, Saddam’s Private Army)

 Muxhahedinët sulmojnë gazetarët anglezë në Shqipëri, ndërhyn policiaThe scandal / Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult) attack English journalists in Albania, police intervene

Pandi Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianëPandli Majko merr pjesë në takimin e xhihadistëve iranianë
Pandli Majko attends the meeting of jihadists promising them Albanian Passports

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33028

حکومت مجاهدین خلق همان دیکتاتوری خمرهای سرخ است

 People's_Mujahedin_of_Iran[1]انجمن نجات، مرکز فارس، ششم اوت ۲۰۱۸:…  جان لیمبرت، معاون سابق وزارت امور خارجه ی امریکا در مقاله ای می نویسد که حمایتی که برخی سیاستمداران امریکایی مانند جان بولتون و دوستانش از مجاهدین خلق می کنند، دفاع از گروهی است که «مورد تنفر بیشتر ایرانی هاست و ترکیبی است از فرقه ی جیمز تاون و خمرهای سرخ». این تعبیر لیمبرت، شاید برای اولین بار … 

آن خدابنده سینگلتون کنفرانس تیرانا، آلبانی مجاهدین خلق مریم رجوی Understanding Radicalisationas Cultic Abuseto Support Prevent and Channel

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

حکومت مجاهدین خلق همان دیکتاتوری خمرهای سرخ است

توسط انجمن نجات مرکز فارس در ۱۵ مرداد ۱۳۹۷

جامعه ای را تصور کنید که در آن افراد اجازه ندارد برای پوشش ، تحصیل ، کار ، خرید و هر جنبه دیگری از زندگی خود تصمیم بگیرند. این جامعه معمولاً «برده داری» خوانده می شود که غالباً افراد در آن مشقاتی چون کار اجباری ، محرومیت از خواب و خوراک کافی و اوقات فراغت را متحمل می شوند.

ممکن است فکر کنید که در زندگی انسان معاصر برده داری محلی از اعراب ندارد اما باید بدانید که برده داری مدرن کماکان در جاهای مختلفی از دنیا در جریان است ، چنانچه در دهه ی ۷۰ میلادی بسیار متداول بود. حزب کمونیست کامپوچیا، که نام دیگرش خمرهای سرخ بود، در ۱۷ آوریل ۱۹۷۵ در کامبوج به قدرت رسید.  خمرهای سرخ «دولت دمکراتیک کامپوچیا» را در سال ۱۹۷۶ ایجاد کردند و تا ژانویه ۱۹۷۹ بر سر قدرت بودند.

خمرهای سرخ کارشان اجرای برنامه ی تغییر و تحول اساسی بر اساس تفکر رادیکالی مائویستی – مارکسیستی بود. آن ها می خواستند که کامبوج را به جامعه ای روستایی و بی طبقه تبدیل کنند که در آن هیچ فرد ثروتمندی، هیچ فقیری و هیچ بهره کشی وجود نداشته باشد. برای دستیابی به چنین جامعه ای، آن ها پول ، تجارت آزاد ، تحصیل عادی ، اموال شخصی، مدل های پوشش خارجی، اعمال مذهبی و فرهنگ سنتی خمرها را حذف کردند. مدارس عمومی ، پاگودا ها ، مساجد، کلیساها، دانشگاه ها و مغازه ها و ساختمان های دولتی تعطیل کردند و تبدیل کردند به زندان، اسطبل ، کمپ های بازپروری و انبار آذوقه . هیچ حمل و نقل عمومی یا شخصی وجود نداشت، هیچ مالکیت شخصی و هیچ سرگرمی غیرانقلابی امکان نداشت. فعالیت های اوقات فراغت شدیداً محدود بود. مردم در سراسر کشور و حتی سران حزب باید لباس های سیاه می پوشیدند، که لباس سنتی انقلاب آن ها بود.

امروز در سال ۲۰۱۸، بسیاری بر این باورند که اگر مجاهدین خلق در ایران به قدرت برسند، رژیمی مشابه خمرهای سرخ را بنا می گذارند. جان لیمبرت، معاون سابق وزارت امور خارجه ی امریکا در مقاله ای می نویسد که حمایتی که برخی سیاستمداران امریکایی مانند جان بولتون و دوستانش از مجاهدین خلق می کنند، دفاع از گروهی است که «مورد تنفر بیشتر ایرانی هاست و ترکیبی است از فرقه ی جیمز تاون و خمرهای سرخ».

این تعبیر لیمبرت، شاید برای اولین بار درسال ۲۰۰۳ توسط روزنامه نگار نیویورک تایمز ، الیزابت روبین عنوان شد. وی پس از بازدید از کمپ اشرف در مقاله ای مشهور و مفصل با عنوان «فرقه رجوی» نوشت: «اگر به رجوی ها فرصت داده می شد، می توانستند پول پوت ایران باشند.»

پول پوت رهبر بدنام خمرهای سرخ بود . تخمین زده می شود که بین سال های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ ؛ تحت حکومت او ، در حالی که می خواست  برنامه های اصلاح ریشه ای نظام اجتماعی و کشاورزی را عملی کند ، یک ملیون نفر از مردم کامبوج بر اثر کار اجباری ، گرسنگی ، بیماری ، شکنجه و اعدام تلف شدند. همین گزارش های هولناک باعث می شود که روزنامه نگاران و نهادهای حقوق بشری شدیداً سران مجاهدین خلق را به خاطر رفتارهای فرقه ای و نقض حقوق بشر در درون تشکیلات شان، خطرناک و منشاء تهدید برای بشریت بدانند.

در گزارشی که در وب سایت عربی البوابه آمده است ، سران مجاهدین خلق چنین توصیف شده اند :« رهبران مجاهدین خلق در عراق ، شوهر و زنی به نام مسعود و مریم رجوی، از شکنجه استفاده می کردند و علیه هرگونه دشمنی که ببینند از جمله خانواده اعضای خود را تشویق به خشونت مرگ بار می کنند. بنابه گزارش دیدبان حقوق بشر ، مخالفانی که به رجوی ها انتقاد کنند یا قصد خود را برای ترک گروه اعلام کنند، مورد شکنجه قرار می گرفتند. دو نفر از اعضا از فرط شکنجه جان باختند.»

البوابه به درستی اشاره می کند که «مجاهدین خلق چنان که ادعا می کند دمکراتیک نیست و مریم رجوی در آلبانی هم کنترل شدیدی بر زندگی اعضایش دارد و بنابه گزارش ها به هر عضو فقط به اندازه جیره غذایی اش پول داده می شود. او در آن جا هم به آن ها اجازه تماس با خانواده  یا ترک گروه را نمی دهد. در عین حال ، به نحو موثری به لابی کردن در میان سیاستمداران امریکایی ضد ایرانی ادامه می دهد و خودر ا به عنوان اپوزیسیون دمکراتیک در انتظار جایگزینی با جمهوری اسلامی ، می فروشد.»

چنانچه در این مقاله آمده است تنها گواه برای ادعای دمکراتیک بودن مریم رجوی «طرح ده ماده ای» اوست و ادعایش مبنی بر این که در صورتی که پس از تغییر رژیم در ایران به قدرت دست یابد ظرف شش ماه انتخابات پارلمانی برگزار میکند. البوابه اشاره می کند که «طرح شش ماده ای او به خودی خود قابل رد نیست» اما تأکید می کند که تاریخ مجاهدین خلق بهترین گواه برای نقض ادعای مریم رجوی ست: «مشکل این است که سوابق رجوی نشان می دهد که او هر برچسبی که به لحاظ سیاسی به نظرش در هر زمان مناسب بیاید را می پذیرد، معمولاً بدون آنکه آن را تجربه کند. خود طرح ده ماده ای دوربرگردانی ست برای گروهی که به عنوان یک گروه مارکسیست اسلامی آغاز کرده است و اگر تعریفی که از رجوی با عنوان «رهبر مستبد فرقه» می شود درست باشد، جدی گرفتن حرف او مبنی بر رها کردن قدرت پس از شش ماه  در واقع احمقانه به نظر می رسد.»

البوابه در مصاحبه با علی الفونه پژوهشگر امور دول حوزه خلیج در موسسه واشنگتن در این باره از او می پرسد  و وی در پاسخ می گوید: «مجاهدین خلق ، بنابر سوابق گذشته شان ، اگر در ایران به قدرت برسند بسیار شبیه به حکومت خمرهای سرخ در کامبوج خواهند بود. من نمی توانم ابعاد مقبولیت آن ها در ایران را دقیق بگویم، اما اگر مقبولیت آن ها را در میان ایرانی های ساکن خارج ملاک قرار دهیم ، آن ها احتمالاً درداخل ایران از حمایت مردمی چندانی برخوردار نیستند.»

آنچه مسلم است این است که شهرت بد مجاهدین خلق برای بیشتر تحلیل گران امور ایران روشن است. مدافعان امریکایی مجاهدین خلق در دولت ترامپ  نیز احتمالاً می دانند که اکثریت ایرانیان هرگز مجاهدین خلق را به عنوان جایگزین دمکراتیک جمهوری اسلامی نمی پذیرند. آن ها باید هشیار باشند که مجاهدین خلق ، همه ی خصوصیات بالقوه و بالفعل برای تبدیل شدن به حکومت خمرهای سرخ به رهبری پول پوت ایران یعنی رجوی ها را دارند.

مزدا پارسی

Anne Khodabandeh shpjegon si eshte radikalizuar nga muxhahedinet iraniane dhe sesi ndodh procesi i radikalizimit
https://youtu.be/74sLDJQ9wOQ

گزارش کمپ لیبرتی 3The End Of The Path Documentary (Teaser 1 & teaser2)

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

Saddam’s Private Army
How Rajavi changed Iran’s Mojahedin from Armed Revolutionaries to an Armed Cult

The Life of Camp Ashraf
Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters
By Anne Khodabandeh (Singleton)  and Massoud Khodabandeh

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsTehran Was Always America’s And Thus The ISIS Final Destination (Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult a proxy)

تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی در تهرانISIS Attacks in Tehran Expose US-Saudi Lies About Iran

مجاهدین خلق فرقه رجوی داعش تروریسم تهرانIran Unites as Tehran Struck by Middle East’s Proxy Wars 

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیBBC: Who are the Iranian dissident group MEK? (Mojahedin Khalq, MKO, PMOI, …) 

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

مریم رجوی داعش تروریسم Mojahedin Khalq (MKO, NCRI, Rajavi cult) terrorists openly declare support for ISIL, terror acts

احمد صحوبیMojahedin Khalq ( MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) Affiliated Terrorist Ring Disbanded in Southeastern Iran

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32970

سرنوشت اعضای دخیل سازمان منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) در کشتار حج ۶۶ 

Massoud_Rajavi_saudi_terrorism_1مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول اوت ۲۰۱۸:… در مراسم حج سال ۱۳۶۶ حوادثی رخ داد که منجر به شهادت صدها زائر ایرانی شد. با استناد به شواهدی که بعدها فاش شد، علاوه بر رژیم آل‌سعود، رد پای سازمان مجاهدین خلق و رژیم بعث عراق هم در این جنایت دیده می‌شد. پس از این جنایت، سازمان منافقین به سرعت دست به تصفیه زده و کوشید آن دسته از اعضا را که به نوعی … 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

لینک به منبع

احمدرضا کریمی: 

سرنوشت اعضای دخیل سازمان منافقین در کشتار حج ۶۶

در مراسم حج سال ۱۳۶۶ حوادثی رخ داد که منجر به شهادت صدها زائر ایرانی شد. با استناد به شواهدی که بعدها فاش شد، علاوه بر رژیم آل‌سعود، رد پای سازمان مجاهدین خلق و رژیم بعث عراق هم در این جنایت دیده می‌شد. پس از این جنایت، سازمان منافقین به سرعت دست به تصفیه زده و کوشید آن دسته از اعضا را که به نوعی از پشت پرده کشتار حجاج اطلاع داشتند و به تعبیر سازمان “مسئله‌دار” هم شده بودند، سر به نیست کند تا بدین ترتیب مانع از فاش شدن پشت پرده این فاجعه شود. بر این اساس، کار تصفیه ده‌ها نفر از اعضای سازمان آغاز شد که از جمله آنها می‌توان به اسامی اصغر رادیو، بهرام (تقی)، جواد، بشیر، محمود، حسن محمدی، مجتبی امیر میران، عباس، زهرا، ژاله و … اشاره کرد. همه این افراد که به نحوی از پشت پرده فاجعه حج سال ۶۶ اطلاع داشتند به مرور زمان و به طرق مختلف سر به نیست می‌شوند تا به گمان سازمانیان، تحرکات منافقین در کشتار حج ۶۶ فاش نشود، غافل از اینکه دست منافقین رو شد و همگان به نقش آنان در این جنایت پی بردند.

مسعود رجوی مجاهدین خلق عربستان سعودی کشتار حجاج ترور مزدوری

تاریخ انتشار: ۱۴:۲۷ – ۰۹ مرداد ۱۳۹۷ – ۲۰۱۸July 31
 
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در روز ششم ذی‌‌الحجه ۱۴۰۷ قمری برابر با ۹ مرداد ۱۳۶۶ شمسی، واقعه خونینی در مکه رخ داد؛ مراسم برائت از مشرکین که از سوی حجاج در مکه مکرمه برگزار می‌شد، توسط دولت سعودی به خون کشیده شد و در این بین بسیاری از حجاج ایرانی به شهادت رسیدند.

براساس شواهد موجود، سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، رژیم بعث عراق و رژیم آل‌سعود با ائتلاف با یکدیگر این جنایت را رقم زدند و پس از این جنایت، سازمان به سرعت دست به تصفیه زده و کوشید آن دسته از اعضا را که به نوعی از پشت پرده کشتار حجاج اطلاع داشتند سر به نیست کند تا بدین ترتیب مانع از فاش شدن پشت پرده این فاجعه شود.

احمدرضا کریمی، یکی از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، طی یادداشتی که در اختیار “پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی” قرار داده، ضمن بررسی نقش سازمان منافقین در کشتار خونین حج ۶۶، سرنوشت عده‌ای از اعضای سازمان که در این ماجرا نقش داشتند را بررسی کرده است.

براساس اطلاعات ارائه شده توسط این عضو جداشده سازمان مجاهدین خلق، همه اعضای سازمان که به نوعی در فاجعه کشتار حجاج دخیل بودند یا اطلاعاتی از پشت پرده این ماجرا داشتند، پس از مدتی به دستور مرکزیت تصفیه و سر به نیست شدند.

مشروح یادداشت احمدرضا کریمی را در ادامه می‌خوانید.

در مراسم حج سال ۱۳۶۶ حوادثی رخ داد که منجر به شهادت صدها زائر ایرانی شد. با استناد به شواهدی که بعدها فاش شد، علاوه بر رژیم آل‌سعود، رد پای سازمان مجاهدین خلق و رژیم بعث عراق هم در این جنایت دیده می‌شد.

تدارک امکانات اولیه را مأموران رژیم بعثی، در پوشش مصونیت دیپلماتیک برعهده داشتند؛ آنها مواد منفجره و تصاویر امام خمینی را -بدون آن‌که بازرسی و کنترلی در کار باشد- با خود به فرودگاه جده آوردند. افراد فرقه، با گذرنامه‌ای عراقی که دولت عراق برای آنها تهیه کرده بود، به عنوان حجاج عراقی، وارد خاک عربستان شدند.

ریاست کاروان فرقه را عنصر قدیمی مرکزیت عباس داوری (رحمان) به عهده داشت. نیروهای رجوی در این مأموریت، با یک اتوبوس از ساختمان موسوم به “سعادتی” در بغداد حرکت کردند. این جمع، پس از ورود به عربستان، خود را به راحتی در میان زائران ایرانی جای دادند تا تحرکات آنان، به نام ایرانیان تمام شود.

اسامی برخی از اعضای کاروان بدین شرح بود: حاج مسیح، حاج صادقی، حسین مسلمی، بهرام (تقی)، اصغر (معروف به اصغر رادیو)، جواد صالح تهرانی (بیژن روابط)، کاوه روابط، حسین فیلی (عباس روابط)، حمید باطبی (رحیم روابط)، جواد، حسن عنایت (صادق روابط). رئیس اکیپ عراقی هم فردی به نام سروان خالد بود.

اما جالب اینجاست که پس از انجام عملیات کشتار حجاج و بعد از بازگشت کاروان مزبور از مراسم حج، عده‌ای از این افراد به مرور زمان “مسئله‌دار”می‌شوند و احتمال جدایی آن‌ها از سازمان به وجود می‌آید. لذا به منظور جلوگیری از انتشار نقش سازمان در حج سال ۶۶ در بیرون، سازمان افراد مسئله‌دار را یکی پس از دیگری سر به نیست می‌کند.

در این بین می‌توان به ۱۵ مورد زیر اشاره کرد که همه به طرز مشکوکی با دستور مرکزیت تصفیه شدند:

۱- اصغر رادیو: وی پس از مدتی از مجاهدین خلق جدا می‌شود و سازمان او را به پاکستان اعزام می‌کند. بعد از چندی، اعلام می‌نمایند که اصغر به قتل رسیده است.

۲- بهرام (تقی): او در پادگان بدیع‌زادگان (محل استقرار رجوی) کار می‌کرد. علاوه بر داشتن اطلاعات مربوط به توطئه در مراسم حج، به اطلاعات ویژه اقامتگاه رجوی و اسرار درونی آن واقف بود. این فرد، پس از فاجعه مکه، مسئله‌دار می‌شود و تحت برخورد قرار گرفته به رده پایین‌تر تشکیلات تنزل می‌کند. چندی بعد، از سوی سازمان اعلام می‌شود که نامبرده، به علت بلد نبودن شنا و در حالی که جز او کسی در استخر نبوده، در استخر پایگاه بدیع‌زادگان غرق شده است؛ گویا استخر مزبور تنها ۶۰ سانتیمتر عمق داشته است!

۳- جواد: وی را در حالی که به دار آویخته شده بود در تعمیرگاه یکی از قرارگاه‌ها می‌یابند. به اظهار دوستانش، نامبرده در شب حادثه، هیچ وضع نامطلوب روحی نداشته که موجب شود روز بعد اقدام به خودکشی کند. بنا به گفته افراد قرارگاه محل اتفاق، صحنه حلق‌آویز بسیار مرتفع بوده است و برای اجرای طرح، دخالت دو نفر دیگر ضرورت داشته است. این نکته مسلم است که جواد در هنگام مرگ مسئله‌دار بوده و قصد جدایی داشته است.

۴- بشیر (نام مستعار): یک روز هنگام بیدار باش صبح او را مرده در رختخواب می‌یابند، در حالی که همه بدنش کبود و متورم بوده است. علت مرگ، توسط سازمان، ناراحتی مغزی اعلام می‌گردد.

۵- محمود (نام مستعار): جسد وی در ساختمان‌های معروف به “اسکان” مجموعه C (که پس از طلاق‌های ایدئولوژیک تخلیه می‌شود و در جنب مجموعه H معروف به “قفس” یا “قبر” – از جمله زندان‌های انفرادی رجوی- قرار داشته است) سه روز پس از مرگ کشف و به خاک سپرده می‌شود. سازمان علت مرگ وی را اعلام ننموده است.

۶- فردی که در یکی از اردوگاه‌ها به سر می‌برد، مسئله‌دار شده قصد ترک سازمان را داشته است. روایت مرگش ظاهرا بدین قرار است که شبانه بین دو کامیون “آیفا” قرار می‌گیرد و سرش له می‌شود. سازمان اعلام می‌نماید که به علت تاریکی هوا و گرد و خاک زیاد، راننده متوجه نمی‌شود و آن حادثه رخ می‌دهد. اگر چنین بود، قاعدتا باید تمامی بدن فرد له می‌شد؛ نه فقط سرش!

۷ و ۸- دو زن در که قرارگاه اشرف به سر می‌برده‌اند؛ این دو هم مسئله‌دار بودند. سازمان اعلام می‌کند که این دو با خوردن قرص خودکشی‌ کرده‌اند در حالی که در قرارگاه مذکور دستیابی به قرص و مواد سمی غیر ممکن بوده است.

۹- فردی که در محل غیرمسکونی و تخیله شده “اسکان” با دستمالی که در دهانش قرار داشته، به قتل رسیده است. جسد وی هنگام بازرسی یک اکیپ از زنان سازمان، که پس از طلاق‌های ایدئولوژیک برای کنترل وسایل خانه رفته بوده‌اند، کشف می‌شود.

۱۰- حسن محمدی: وی از اعضای قدیمی سازمان است که در زمان رژیم پهلوی زندانی بوده است. وی که “مسئله‌دار” هم شده بود، ظاهرا هنگام بازگشت از یک عملیات، در رودخانه غرق می‌شود.

۱۱- عباس: این فرد که از اعضای نسبتا قدیمی سازمان بوده، به خاطر مسئله‌دار شدن، زیر برخورد قرار داشته است. وی را به قسمت نظامی اعزام می‌کنند و ظاهرا مورد شلیک سهوی فرمانده‌اش قرار می‌گیرد و کشته می‌شود.

۱۲- زهرا: این فرد، پس از خلع رده، به عنوان کارگر ساده در آشپزخانه بغداد به بیگاری گماشته می‌شود. جسد وی را پس از مدتی درون یک یخچال کشف می‌کنند.

۱۳- ناهید: وی در شهر کرکوک، از طبقه اول ساختمان موسوم به “شفایی” به پایین سقوط می‌کند و بلافاصله جان می‌سپارد؛ علت مرگ را خودکشی اعلام می‌کنند. بنا به اظهار سازمان، نامبرده بیماری روانی داشته و چون مربیان کوتاهی می‌کنند، دور از دید آن‌ها دست به خودکشی‌ می‌زند.

۱۴- ژاله: وی حاضر نبوده است که به انقلاب ایدئولوژیک تن در دهد و از این رو تحت فشار روحی شدید قرار داشته است تا این‌که به گفته سازمان، در پاریس خود را بین دو قطار در حال حرکت قرار می‌دهد و خودکشی می‌کند.

۱۵- مجتبی امیر میران (م. بارون): شاعر بخش تبلیغات؛ نامبرده از مسئله‌دارهای سرسخت بوده است که سرانجام در ساختمان موسوم به”میرزایی” (طبقه سوم، واحد آخر، سمت راست) جسد او را به صورت حلق آویز شده می‌یابند. سازمان علت مرگ را خودکشی اعلام می‌کند.

علاوه بر این ۱۵ تن، سه نفر دیگر از اعضای سازمان نیز پس از ماجرای حج سال ۶۶ به طرز مشکوکی از میان برداشته می‌شوند تا به گمان سازمانیان، تحرکات منافقین در کشتار حج ۶۶ فاش نشود، غافل از اینکه دست منافقین رو شد و همگان به نقش آنان در این جنایت پی بردند.

نقش منافقین در کشتار خونین مکه در سال ۶۶

لینک به منبع

در روز نهم مردادماه ۱۳۶۶ شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال ۱۴۰۷ قمری، مراسم برائت از مشرکین که از سوی حجاج در مکه مکرمه برگزار شد، توسط دولت سعودی با خشونت سرکوب شد و در این بین بسیاری از حجاج ایرانی به شهادت رسیدند. اکنون شواهدی وجود دارد که نشان‌گر نقش سازمان منافقین و همکاری آنان با رژیم بعثی عراق و عربستان سعودی در قتل‌عام حجاج ایرانی است.

مسعود رجوی مجاهدین خلق عربستان سعودی کشتار حجاج ترور مزدوری

تاریخ انتشار: ۱۰:۴۱ – ۲۰ مرداد ۱۳۹۵ – ۲۰۱۶August 10
 
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در روز نهم مردادماه ۱۳۶۶ شمسی برابر با ششم ذیحجّه سال ۱۴۰۷ قمری، مراسم برائت از مشرکین که از سوی حجاج در مکه مکرمه برگزار شد، توسط دولت سعودی با خشونت سرکوب شد و در این بین بسیاری از حجاج ایرانی به شهادت رسیدند. اکنون شواهدی وجود دارد که نشان‌گر نقش سازمان منافقین و همکاری آنان با رژیم بعثی عراق و عربستان سعودی در قتل‌عام حجاج ایرانی است.

گفتنی است این فاجعه درحالی رخ داد که ایران درگیر جنگ با متجاوزان عراقی بود و دست داشتن رژیم بعث در این جریان محتمل به نظر می‌رسید. در چنین شرایطی سازمان منافقین بلافاصله پس از فاجعه قتل عام حجاج ایرانی در مکه مکرمه، با صدور اعلامیه‌ای، جمهوری اسلامی ایران را مسئول این کشتار دانست و جنایتکاران سلفی، بعثی، وهابی و سعودی را تبرئه کرد.

“مهدی ابریشمچی”، یکی از اعضای سازمان منافقین، در مذاکره با افسران اطلاعاتی عراق به صدور این اعلامیه و اطلاع سعودی‌ها از آن اشاره کرده و می‌گوید: «دعوتنامه رسمی را که “ملک فهد” برای ما فرستاده است، ما فکر می‌کردیم در رابطه با اطلاعیه ما بوده است ولی وقتی رفتیم این دعوتنامه را به ما تحویل دادند، لذا ما جهت هماهنگی با شما مستقیماً این مسئله را بیان نمودیم تا ملاحظات و نقطه نظرات شما را در نظر بگیریم. به دنبال اطلاعیه‌ای که بعد از قضیه مکه دادیم که رونوشت آن به سفارت سعودی در بغداد فرستاده شده بود، آقای سفیر تماس گرفته و گفته بود که حامل پیام ملک فهد بوده و امروز به دیدار من آمد. سفیر با ابلاغ توجهات ملک فهد، هیئتی را از سازمان جهت سفر به  جده و ملاقات با مسئولین عربستان سعودی دعوت نموده‌اند و تاریخی مشخص کرده‌اند که روز سه‌شنبه این هفته را منتظر هیئت هستند.»

به اعتراف یکی از عناصر سابق سازمان منافقین به نام رضوانی، «مسعود رجوی با استفاده از فرصت ایام حج، طبق یک طرح از قبل برنامه‌ریزی شده و با همکاری عراق، تظاهرات آرام اعلام برائت زائران ایرانی را به خون کشید تا به اهداف خاص خود برسد.» [۱]

البته پیش از افشاگری های اعضای منافقن، اطلاعاتی از نقش گروهک منافقین در کشتار مردم در روز ۹ مردادماه به دست مقامات جمهوری اسلامی رسیده بود. به عنوان مثال حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس جمهور وقت ایران، ضمن سخنرانی خود در مرداد ۶۶ به نقش منافقین در حوادث جمعه خونین مکه اشاره کرده و فرمودند: «ما به احتمال زیاد حدس می‌زنیم منافقین و مزدوران بسیار پست که حاضرند علیه کشورشان به هر جنایتی دست بزنند در این جنایت ددمنشانه دخالت داشته‌اند. شواهد نشان می‌دهد که عده‌ای فارسی‌زبان که صورت‌های خود را پوشانیده بودند در این جنایت، استکبار جهانی و رژیم پادشاهی سعودی را یاری نمودند. این حادثه از قبل طراحی شده بود و بعید نیست که از چند ماه پیش، همزمان با قضیه خلیج فارس هماهنگ شده باشد.»[۲]

“عزت‌الله سحابی” از اعضای نهضت آزادی نیز مدت‌ها بعد درمورد شیطنت‌های منافقین در حادثه “جمعه خونین” در کتاب خاطرات خود نوشت: «متاسفانه در اثر دخالت‌های مرموزی که انجام شد، در آن سال این تظاهرات سرکوب شد و تعداد زیادی از هموطنان ما کشته شدند. در سفری که آن سال به خارج داشتم یکی از دوستان به من خبر داد که شیطنت‌هایی از سوی مجاهدین این حادثه را رقم زده، یا به خشونت کشیده است. امیدوار بودم این خبر درست نباشد… ولی شنیده‌ها حاکی از آن بود که یکی از اعضای مجاهدین آقای عباس…، با لباس احرام بین تظاهرکنندگان هنگامی که جمعیت روی پل معروف به “هجوم” می‌رسند گلوله‌ای به طرف پلیس شلیک می‌کند. پلیس عربستان هم که کاملا در حال آماده‌باش بود به طرف جمعیت حمله می‌کنند و تیراندازی می‌شود، جمعیت سراسیمه به عقب برمی‌گردند و جماعت زیادی که بیشتر خانم‌ها بودند زیر دست و پا له می‌شوند و از بین می‌روند.»[۳]

همکاری رژیم بعثی عراق با منافقین در کشتار مکه

شواهد موجود حاکی از آن است که رژیم عراق نیز که در آن دوران درگیر جنگ با ایران بود از توطئه منافقین و سعودی‌ها آگاه بوده و برای به خون کشیدن مناسک حج با منافقین همکاری می‌کرده است. در بخشی از مذاکرات فاش شده یکی از عناصر قدیمی مرکزیت سازمان منافقین به نام “عباس داوری”، که در سال ۶۶۶ ریاست کاروان اعزامی منافقین به مناسک حج را  برعهده داشته است، با افسران امنیتی عراق،‌ به موضوع حضور منافقین در حج و همکاری بعثی‌ها با آنان این‌گونه اشاره می‌شود:

عباس داوری: ما می‌خواستیم اگر امکان داشته باشد در درون هیئت‌های عراقی اعزامی به حج حضور یابیم و به گونه‌ای  مشخص نگردد که از مجاهدین و غیرعراقی‌ هستیم و همان روزی که ایرانی‌ها وارد می‌شوند ما ملحق می‌شویم؛ البته می‌دانید که ایرانی‌ها به صورت کاروانی به حج می‌آیند؛ می‌خواهیم نیروهای خود را در آنها نفوذ دهیم و ارتباط گیری کنند.

افسر امنیتی عراق: ما چگونه برای شما ویزا بگیریم؟ این نیروهای شما کجا می‌خواهند ارتباط گیری کنند؟

عباس داوری: در جده،‌ که همه زائرین ابتدا آنجا پیاده می‌شوند و فعلا چند نفر مد نظر ما است که [هم‌اکنون] در عراق نیستند.

افسر امنیتی عراق: ما پس از موافقت می‌توانیم برای آنها گذرنامه عراقی درست کنیم و به همراه برخی از کاروان‌های  حج بفرستیم. برای هر فرد گذرنامه را می‌فرستند و به دست او می‌رسانند و در موعد مقرر نیز گذرنامه را بازمی‌گردانند؛ راه دیگری نداریم.

عباس داوری: به خاطر حساسیت موجود اگر بشود که بازگشتشان به کشور دیگری باشد و از آنجا به عراق بیایند بهتر  است.

افسر امنیتی عراق:‌ چون گذرنامه‌ها با یکی از کاروان‌های ما خواهد رفت نمی‌تواند با این کاروان بازنگردد. چون عربستان از هر کاروانی لیست دارد و نفر شما می‌تواند به مجرد رسیدن به آنجا از بعثه جدا شود و به دنبال کارش برود و کسی او را شناسایی نخواهد کرد و در پایان به فرد تعیین‌شده از سوی ما مراجعه می‌کند و گذرنامه‌اش را تحویل می‌گیرد و می‌آید.

عباس داوری: نفرات مجاهدین می‌خواهند در داخل کاروان‌های ایرانی جای بگیرند و شب و روز با آنها باشند و مشخص نگردد که از کاروان دیگری آمده‌اند.[۴]

سفر محرمانه مسعود رجوی به عربستان

در اسفند ۱۳۷۹ یعنی ۱۳ سال پس از اتفاقات ناگوار مکه، تصویری از مسعود رجوی در نشریه مجاهد منتشر شد که نشان می‌داد وی در سال ۶۶ در مکه حضور داشته است.[۵] در این عکس علاوه بر رجوی افرادی چون:‌ عباس داوری، ‌علیرضا  باباخانی، محمد سیدالمحدثین، علیرضا صدرحاج سیدجوادی و رضا درودی که همگی از مسئولین روابط خارجی و اطلاعاتی و حفاظتی منافقین بودند دیده می‌شوند.

علاوه بر این، شواهد دیگری نیز حاکی از آن بود که سرکرده گروهک منافقین، در سال‌ ۶۶ و همزمان با وقایع مکه با دعوت‌نامه رسمی که از ملک فهد دریافت می‌کند به شکل محرمانه عازم عربستان می‌شود.

در همین رابطه “مهدی ابریشمچی”، به افسر اطلاعات عراق می‌گوید: «ما برای اینکه مخفی بودن سفر را تأمین کنیم حتی برای مخفی ماندن از دید کارکنان فرودگاه،‌ یک جدول زمان‌بندی شده داریم که به شما اطلاع می‌دهیم تا براساس آن عمل شود و انتظار داریم تا براساس آن عمل شود و غیر از ما سه نفر هیچ‌کس از آن اطلاع ندارد.»

در جلسات دیگر بین رابط منافقین و سازمان اطلاعاتی عراق تأکید می‌شود که سفر مزبور در جهت جلب حمایت بیشتر عربستان از سازمان برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بوده است.[۶]

افشای ارتباط منافقین با عربستان توسط مسعود رجوی

مسعود رجوی در مذاکرات با “سپهبد صابرالدوری” رئیس سرویس کل اطلاعات عراق پس از انتفاضه شعبانیه ۱۳۷۰  می‌گوید: «روز پنجشنبه هفته گذشته نماینده ما با “مورفی” در آمریکا دیدار کرد. شروع کردند به حرف‌های ما گوش دادن و ما تلاش کردیم نقشه‌ها و توطئه‌های رژیم [امام] خمینی را برای آنها برملا کنیم. به آنها ثابت کردیم که رژیم ایران تهدید شماره یک به حساب می‌آید، نه عراق. به صراحت گفتیم که این تهدید و خطر متوجه [عربستان] سعودی نیز می‌شود. شما عراقیان ارتباط ما را با سعودی برقرار کردید، به طوری که “ملک فهد” مرا برای دیدار از عربستان دعوت کرد که به آنجا رفتم و با ایشان ملاقات کردم.»

وی همچنین در پیغامی به “رییس سرویس اطلاعات عراق” درباره ارتباط سازمان منافقین و عربستان می‌گوید: «آنچنان که دکتر می‌دانند ما به دنبال متقاعد کردن سعودی به برقراری ارتباط مستحکم با عراق هستیم که [نظام امام] خمینی را به قوی‌ترین صورت طرد کنند و جناب دکتر خوب می‌دانند که خبر این رابطه باید بین ما و شما محفوظ بماند. همچنین اگر دکتر ملاحظه دارند، قبل از آن که هیئت [اعزامی به عربستان] روز سه‌شنبه برود بیان کنند.» [۷]

پی نوشت ها:

۱- نشریه نگاه، سازمان منافقین، بیانیه رضوانی، ص ۳۳۰٫
۲- روزنامه کیهان، سه‌شنبه، ۲۷ مرداد ۱۳۶۶، ص ۲٫
۳- عزت الله سحابی، نیم قرن خاطره و تجربه، جلد دوم، تهران:  انتشارات خاوران، ص١٨٣.
۴- صفاءالدین تبرائیان، خوابگردها:ارتباط رهبران سازمان مجاهدین خلق با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی عراق، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۷۰۱ و ۷۰۲٫
۵- سازمان مجاهدین خلق از پیدایی تا فرجام، جلد سوم، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص ۲۶۶٫
۶- پیشین، ص ۲۷۲٫
۷- صفاءالدین تبرائیان، خوابگردها، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی ، صص ۷۰۷۰۶-۷۰۴٫

(پایان)

*** 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32815

پشیمانی عربستان سعودی از پخش مستقیم کارناوال مریم رجوی (مجاهدین خلق) توسط شبکه ایران اینترنشنال

Iran_International_TV_Saudi_Arabia_Mojahedin_Khalq_Terrorism_5ایران اینترلینک، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۸:… طبق اخبار رسیده از شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال لندن، وابسته به عربستان سعودی، پخش مستقیم کاراناوال مجاهدین خلق از ویلپنت پاریس باعث اعتراض قریب باتفاق کارکنان این شبکه شده است. اختلافات درونی تا کنون باعث اخراج (یا استعفا) بیش از چهار تن از کارکنان این شرکت عربستانی شده است. اکنون مطلع شدیم که پرداخت کنندگان … 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

مزدوری چیست، مزدور کیست؟

عربستان سعودی از دستور پخش مستقیم کارناوال مریم رجوی در تلویزیونش (ایران اینترنشنال) بشدت پشیمان شده است

طبق اخبار رسیده از شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال لندن، وابسته به عربستان سعودی، پخش مستقیم کاراناوال مجاهدین خلق از ویلپنت پاریس باعث اعتراض قریب باتفاق کارکنان این شبکه شده است. اختلافات درونی تا کنون باعث اخراج (یا استعفا) بیش از چهار تن از کارکنان این شرکت عربستانی شده است. اکنون مطلع شدیم که پرداخت کنندگان مالی این شرکت خود به تکاپو افتاده و با مشاهده دامنه انزجاز ایرانیان از این حرکت ضد ایرانی و ضد انسانی به بازخوانی این عمل پرداخته اند. شبکه ایران اینترنشنال با بودجه قریب به ده میلیون پوند در سال توسط یک شرکت عربستان سعودی در لندن راه اندازی شد- ایران اینترلینک. 

تلویزیون ایران انیترنشنال بلندگوی عربستان سعودی علیه ایرانیان ترروریسم مجاهدین خلق مریم رجوی

اعتراض مهدی جامی به پخش مستقیم کارناوال مریم رجوی بدستور عربستان سعودی

تلویزیون ایران انیترنشنال بلندگوی عربستان سعودی علیه ایرانیان ترروریسم مجاهدین خلق مریم رجوی

پاسخ علی اصغر رمضانپور در توجیه پخش مستقیم کارناوال مریم رجوی بدستور عربستان سعودی

۱- واکنش عربستان به پخش مستقیم نمایش فرقه مجاهدین توسط بلند گوی فارسی‌ زبان خود، تلویزیون ایران اینترنشنال

محمد سهیمی، صفحه فیسبوک
لینک به منبع

تلویزیون ایران انیترنشنال بلندگوی عربستان سعودی علیه ایرانیان ترروریسم مجاهدین خلق مریم رجوی

دوستان سلام: همانطور که میدانید، تلویزیون ایران اینترنشنال که بلندگوی فارسی‌ زبان عربستان است نمایش مضحک فرقه مجاهدین در پاریس با شرکت چند هزار توریست اروپایی را برای ۷ ساعت مستقیما پخش نمود. این پخش مستقیم واکنش بسیار شدید منفی‌ در میان ایرانیان، مستقل از نگاه سیاسی آنها، بر انگیخت.

دوستان در اروپا از که نزدیک در جریان هستند اطلاع داده ا‌ند که خود عربستان هم این پخش مستقیم را به زیان خود ارزیابی نموده است، چون به وضوح حمایت رژیم آن کشور از یک فرقه که مورد نفرت همگانی است را به نمایش گذارده است. به همین دلیل قرار است که آقای علی‌ اصغر رمضانپور، که همه کاره و سردبیر بخش خبر آن تلویزیون و مدافع پخش آن نمایش است، تا پایان ماه اوت از سردبیری بخش خبر کنار گذارده شود. اینطور که دوستان می‌گویند، آقای مهدی جامی‌، که در گذشته سردبیر بخش خبر رادیو زمانه بود، نیز به دلیل اعتراض به پخش مستقیم نمایش فرقه حذف شده است.

اگر آقای رمضان پور کنار گذارده شود، این اولین تغییر بخش خبر تلویزیون ایران اینترنشنال نخواهد بود. آقای محمد منظرپور، که اولین سردبیر بخش خبر آن تلویزیون بود نیز به عنوان گزارشگر و تحلیلگر به واشنگتن “تبعید” شده است.

البته، پر واضح است که وقتی‌ مخارج عظیم چنین رسانه‌ای توسط عمال عربستان تأمین شود، اینچنین کنش، واکنش، و تغییرات که خواست صاحبان اصلی‌ است را باید انتظار داشت.

۲- تلویزیون ایران اینترنشنال، بلندگوی ایرانی عربستان، و نمایش سالانه فرقه مجاهدین در پاریس

محمد سهیمی، صفحه فیسبوک
لینک به منبع

دوستان سلام: این پست را از نیویورک مینویسم. دیروز نمایش سالانه فرقه مجاهدین در پاریس برگزار شد. طبق معمول هزاران توریست اروپایی با خرج فرقه به پاریس رفتند و برای مریم رجوی هورا کشیدند. و دست زدند. به این نمایش‌ها عادت داریم، و جای تعجبی نیست. تلویزیون ایران اینترنشنال، بلندگوی ایرانی عربستان سعودی [به همراه وبسایت فارسی‌ العربیه] برای این نمایش سنگ تمام گذاشتند. ایران اینترنشنال نمایش را پخش مستقیم نمود، با این بهانه که این خبر روز است، و بعد هم دو به اصطلاح کارشناس درباره مراسم “تحلیل”‌های خودرا ارائه دادند. ایران اینترنشنال دیگر حتی تظاهر به مستقل بودن هم نمیکند، چون رسوأیی آن دیگر آنقدر روشن شده است که هر تلاشی برای انکار آن خیلی‌ مضحک خواهد بود. خیانت‌های فرقه مجاهدین، از همکاری با رژیم صدام حسین و کشتن سربازان کشور در جبهه جنگ، تا نوکری اسرائیل و عربستان نیازی به بازگویی ندارد. ولی‌ نقش تبلیغاتی ایران اینترنشنال برای این فرقه ماهیت واقعی‌ این دستگاه تبلیغاتی عربستان را که از فرقه حمایت می‌کند از آفتاب روشن تر نموده است.

دو نکته را اضافه می‌کنم. اول، باید از آن فعالان سیاسی داخل کشور که تأ زمانی‌ که در ایران بودند “نان” همنشینی با چهره‌های ملی‌ واقعی‌ مانند زنده یاد مهندس عزت الله سحابی را میخوردند، و حال در اروپا هستند و پای ثابت این بلندگوی تبلیغاتی عربستان، پرسید کجای اینکار “ملی‌” است؟ البته زندگی‌ خرج دارد، و این دستگاه تبلیغاتی به شرکت کنندگان در برنامه خود پول خوبی‌ پرداخت می‌کند. دوم، طنز تلخ روزگار این است که سازمانی که قبل از انقلاب مستشاران امریکایی در ایران را ترور میکرد، و سازمانی که در سال اول انقلاب خودرا “چپ نیرو‌های چپ انقلابی‌ ایران” معرفی‌ میکرد، حال تبدیل به فرقه‌ای شده است که پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، به گفته یکی‌ از هواداران سابق خود، در کمپ اشرف جشن گرفت، و حال کاسه گدایی خودرا به طرف همان آمریکا و متحدان آن در منطقه دراز کرده است.

۳- طرح نئوکان‌ها برای مجازات ایران: استفاده از فرقه مجاهدین

محمد سهیمی، صفحه فیسبوک
لینک به منبع

دوستان سلام: از لحظه انتخاب آقای ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا در نوامبر ۲۰۱۶ صدای آمریکا، رادیو فردا، و دیگر ارگان‌های تبلیغاتی فارسی‌ زبان دولت آمریکا تبلیغ برای رضا پهلوی را آغاز کردند. خانم ستاره درخشش، مدیر بخش فارسی‌ صدای آمریکا، چرخش ناگهانی در برنامه‌های آن ایجاد نمود، که مهمترین هدف آن ابقای خود او بود. احمد چلبی‌های ایرانی، از قبیل مجید محمدی، سعید قاسمی نژاد و گروه “دانشجویان لیبرال” – که همه چیز هستند به جز لیبرال — نیز در کنگره آمریکا لابی کردند که صدای آمریکا دیگر از ایرانیان مخالف تحریم اقتصادی، جنگ نظامی، و تجزیه طلبی دعوت نکند. این موضع حتی باعث شد که برخی‌ از کارمندان ایرانی ایراندوست به عنوان اعتراض کار خودرا ترک کنند، و برخی‌ مانند مهدی فلاحتی کاملا به جبهه جنگ طلبان بپیوندند.

ولی‌ با آغاز کار جان بولتون، مسیحی‌ صهیونیست جنگ طلب که بارها خواهان بمباران ایران شده، بعنوان مشاور امنیت ملی‌ آقای ترامپ، و پیوستن رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک به تیم حقوقی آقای ترامپ، جهت‌ها باردیگر تغییر یافت. هم بولتون و هم جولیانی لابیگران سابقه دار فرقه مجاهدین هستند که با دریافت صد‌ها هزار دلار پول از آنها برای آنها بارها سخنرانی نموده ا‌ند. جالب اینجاست که جولیانی همچنین یکی‌ از وکلای رضا ضرب است که همدست بابک زنجانی در دزدیدن پول مردم ایران بود، و به جرم نقض تحریم‌های آمریکا بر ضد ایران در آمریکا تحت تعقیب قانونی است. جولیانی در نمایش اخیر فرقه در پاریس نیز شرکت کرد و برای توریست‌های اروپایی که به خرج فرقه به پاریس رفته بودند سخنرانی نمود.

در مقاله زیر آقای فیل [فیلیپ] جیرالدی، که قبلا ۲۰ سال مامور سازمان سیا بود، و حال رئیس یک گروه از ماموران سابق اطلاعاتی‌ آمریکا است که بر ضد جنگ فعالیت میکنند، درباره اتحاد نئوکان ها، که بولتون نماینده آنها در دولت آقای ترامپ است، و فرقه مجاهدین مینویسند و تحلیل میکنند. جالب است بدانید که در یک کتاب که مشغول خواندن آن هستم [لینک آن در زیر پست است] گفته میشود که آقای جیرالدی بین سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۹ در ایستگاه سازمان سیا در استانبول با پوشش دیپلماتیک مشغول جذب ایرانی‌های پناهنده به ترکیه که در دولت دارای شغل‌های بالا و یا نسبتا بالا بودند، بود، و آقای جیرالدی حتی نام چند نفر از آنها را میبرد، و یا با ایما و اشاره میگوید که آنها چه کسانی بودند. آقای جیرالدی مینویسند که چگونه مارک دوبوویتز، میلیاردر کانادأیی و رئیس سازمان نئوکان و حامی‌ اسرائیل، “بنیاد دفاع از دمکراسی ها” و نوچه او سعید قاسمی نژاد بر ضد ایران و تحریم اقتصادی بر علیه مردم فعالیت میکنند. توییت قاسمی نژاد را نگاه می‌کردم و دیدم دوبوویتز توییت‌های فارسی‌ هم دارد، که پر واضح است آنها توسط قاسمی نژاد، و یا نوکر دیگر ایرانی “بنیاد”، یعنی‌ بهنام بن طالب لو، نوشته میشوند. اگر میخواهید به عمق خیانت، نوکری و کاسه لیسی‌ قاسمی نژاد پی‌ ببرید، کافی‌ است توییت‌های او را دنبال کنید. ریچارد گلدبرگ، که او هم برای “بنیاد” کار می‌کند، در کنگره و سنا ی آمریکا سخت مشغول فعالیت بر ضد ایران میباشد. او ادعا می‌کند که یک لیست طولانی از خطرات امنیتی جمهوری اسلامی بر ضد آمریکا” وجود دارد که سنا و کنگره باید به آن توجه کنند، ولی‌ نمی‌گوید در این لیست چه “خطراتی” هست.

آقای جیرالدی در پایان مینویسند که امید نئوکان‌ها این است که با افزایش شدید فشار اقتصادی بر کشور مردم شورش کنند، و در نتیجه زمینه را برای مداخله به اصطلاح بشر دوستانه فراهم کنند. تحت چنین شرایطی، گمان اینها بر این است که فرقه میتواند با حمایت آمریکا، مانند ماجرای لیبی‌، وارد جنگ شود و کنترل کشور را در دست گیرد.

تحلیل روزنامه نگار قدیمی از شبکه “ایران اینترنشنال”

حمید هوشنگی، عصر اسلام
لینک به منبع

مدیریت شبکه ” ایران اینترنشنال ” با حسین رسام است که قبلاً در ایران مدیر بخش مطبوعات سفارت بریتانیا در تهران بود

عصراسلام: حمید هوشنگی از روزنامه نگاران پرسابقه ایرانی که در تحلیلی به معرفی شبکه نوظهور ایران اینترنشتال پرداخت:

شبکه تلویزیونی فارسی زبان ” ایران اینترنشنال” دو هفته دیگر در ٢٨ اردیبهشت امسال، یکساله می شود. در قضاوتی منصفانه باید گفت این شبکه تلویزیونی مستقر در لندن، به دلایل خاص، در این مدت کوتاه پیشرفتی کم نظیر داشته و اکثر قریب به اتفاق رقبای خود را پشت سر گذاشته است. شاید عمده ترین دلیل برای این دستاورد، داشتن منابع مالی بسیار وسیع و مدیریت حرفه ای است که “ایران اینترنشنال” از آن برخوردارست.

سرمایه گذار این شبکه، که در تیزر تبلیغاتی اش بر ” کلام ایرانی” و “فرهنگ ایرانی” تاکید فراوان می کند، آقای ” عادل عبدالکریم ” از اتباع عربستان سعودی است که مدیریت شرکت ” گلوبال مدیا سیرکولیتینگ” در لندن را نیز به عهده دارد، اما از عطاالله مهاجرانی نقل است که پدرخوانده این شبکه در واقع آقای “عبدالرحمان راشد” مدیر سابق شبکه تلویزیونی “العربیه” است که می دانیم وابسته به عربستان سعودی است.

مدیریت شبکه ” ایران اینترنشنال ” با حسین رسام است که قبلاً در ایران مدیر بخش مطبوعات سفارت بریتانیا در تهران بود و به عنوان تحلیلگر ارشد، مطبوعات و تحولات ایران را رصد می کرد. وی در جریان حوادث انتخابات ٨٨ دستگیر و مدتی زندانی شد. صاحبنظران رسانه عموماً به توانائی رسام در تحلیل منطقی مسائل ایران باور دارند. علی اصغر رمضانپور معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در زمان آقای مسجد جامعی از دیگر مسئولین این شبکه و عضو شورای سردبیری ایران اینترنشنال است که همراه با محمد منظرپور سردبیر سابق بخش فارسی صدای امریکا، هدایت خبری شبکه را به عهده دارند. در سابقه کاری منظرپور، حضور چندساله اش در اسرائیل به عنوان خبرنگار صدای امریکا، نکته ای قابل توجه به شمار می آید. از دیگر همکاران به نام شبکه مذکور می توان از صادق صبا مدیر سابق تلویزیون بی بی سی فارسی و مازیار بهاری نام برد.

کسب موقعیتی بالا بوسیله “ایران اینترنشنال” در میان شبکه های تلویزیونی فارسی زبان مستقر در خارج در مدتی کوتاه، قطعاً به مدیریت حرفه ای آقای رسام مربوط می شود که با اتکاء به بودجه هنگفت سرمایه گذار سعودی، برای استخدام روزنامه نگاران ایرانی مقیم خارج بسیار دست و دلبازانه عمل می کند و همین اتکاء مالی امکاناتی فراهم کرده است که این شبکه در جذب تعداد قابل توجهی صاحبنظر و تحلیلگر مسائل ایران و جهان، توفیق قابل توجهی داشته باشد و از وجود ده ها روزنامه نگار، خبرنگار و مجری خبر بهره گیرد که بعضاً قبلاً در بی بی سی، صدای امریکا و من و تو فعالیت می کردند.

شبکه مذکور مطلقاً آگهی تجارتی ندارد و از این منبع هیچگونه درآمدی کسب نمی کند، بنابراین تامین بودجه هنگفت این تشکیلات که قطعاً در شرایط کنونی با بیش از پنجاه پرسنل در استودیوئی مدرن در منطقه چزیک لندن فعالیت دارد، تماماً بوسیله سرمایه گذار سعودی شبکه تامین می شود.

از خصوصیات شبکه ” ایران اینترنشنال” ٢۴ ساعته بودن فعالیت خبری آنست که عموماً در راس ساعت و معمولاً با منفی ترین اخبار مربوط به ایران و تحرکات منطقه ای و بین المللی ایران شروع می شود و ادامه می یابد. به جرات می توان ادعا کرد که در طول یکسال فعالیت این شبکه، ده خبر مثبت در ارتباط با مسائل ایران از شبکه مذکور پخش نشده است. در همین حال گفتنی است در این مدت نیز به ندرت می توان پخش اخباری منفی در ارتباط با عربستان و اسرائیل را در این شبکه سراغ گرفت، گویا از دید هیات ادیتوریال و سردبیری ایران اینترنشنال، اصلاً خبری منفی در اسرائیل و عربستان رخ نمی دهد که برای مخاطب ایرانی ارزش خبری داشته باشد.

علاوه بر اخبار، ایران اینترنشنال به تهیه و پخش برنامه های سرگرم کننده و متنوع منطبق با سلیقه مخاطبان ایرانی خود نیز اقدام می کند. از جمله این برنامه ها، به برنامه های فرهنگی صادق صبا می توان اشاره کرد. نوشابه امیری نیز در این شبکه به معرفی ” چهره ها ” می پردازد که به معرفی ایرانیان موفق مقیم خارج اختصاص دارد. امیری که در پاریس مستقر است از جمله اداره کنندگان سایت خبری ” روز آنلاین” بود که چند سال پیش از فعالیت باز ماند. رویهمرفته می توان گفت شبکه ایران اینترنشنال در تهیه و پخش برنامه های غیرخبری تاکنون توفیقی جدی نداشته است.

پ. ن . ١ : این نوشتار، یک بررسی رسانه ای ایست. از دوستان روزنامه نگارم که در ایران اینترنشنال فعالیت می کنند، خواهشمندم در صورت تمایل، با کامنت هایشان در جهت تصحیح و تکمیل معرفی شبکه ” ایران اینترنشنال” مرا همراهی کنند.

پ. ن. ٢ : آقای حسین رسام در صفحه فیسبوکش، از کار در Foreign & Commonwealth ( وزارت امور خارجه بریتانیا) خبر می دهد و در کتمان این حضور و فعالیت، اصراری ندارند. (عکس در کامنت اول)

حمید هوشنگی

۴- اطلاعاتی از تلویزیون ضدایرانی «ایران اینترنشنال»

سایت انصاف نیوز
لینک به منبع

درباره‌ی «ایران اینترنشنال»، تلویزیونی ماهواره‌ای فارسی زبانی که حدود دو ماه است راه افتاده، اطلاعات زیادی در دست نیست، الا نشانه‌هایی پراکنده که وابستگی آن را به جریانی ضدایرانی در عربستان سعودی بدیهی می‌کند.

به گزارش انصاف نیوز، سیدعطاالله مهاجرانی وزیر اسبق ارشاد که سال‌هاست در خارج کشور زندگی می‌کند و به زبان عربی و در رسانه‌های جهان عرب آشناست، در توییتی نوشت: «دوستى پرسید، تلویزیون ایران اینترنشنال دعوت کرده مصاحبه کنم، نظرت؟ گفتم نکن! این رسانه وجه پنهان ضد ایرانى دارد و پدر خوانده‌اش عبدالرحمان راشد است».

افشاگری یک اپوزسیون
همچنین «محمد سهیمی»، یکی از فعالان سیاسی اپوزسیون در دو یادداشت با عنوان «بودجه تلویزیون ایران اینترنشنال که از لندن آغاز بکار کرده از کجا تامین می‌شود؟» در فیسبوک نوشت:

«از چند روز پیش تلویزیون «ایران اینترنشنال» از لندن آغاز به کار کرد. اینطور که گفته می‌شود، بودجه چند ده میلیون دلاری (یا پوندی) آن توسط رژیم عربستان سعودی، دشمن شماره یک ایران در منطقه تأمین می‌شود. مدیران اصلی‌ آن آقایان علی‌ اصغر رمضانپور، محمد منظرپور، بهروز آفاق، و حسین رسام هستند. رمضانپور، که خود را اصلاح طلب معرفی‌ می‌کند، هیچگاه در زمانی‌ که هنوز در ایران بود در جلسات اصلاح طلبان شرکت نمی‌کرد. در حقیقت، منابع من گفته‌اند که در آن زمان بسیاری از اصلاح طلبان از ایشان به دلایل چندی دوری می‌کردند. تنها دلیلی‌ که ایشان را به اصلاح طلبان «وصل» می‌کنند این است که در زمانی که آقای احمد مسجد جامعی وزیر ارشاد دولت آقای سید محمد خاتمی بود، رمضانپور معاون ایشان در امور فرهنگی‌ بود.

منظرپور هم که قبلا در صدای آمریکا بود، و چندی نیز خبرنگار بی‌ بی‌ سی‌ در اسرائیل. او نیز، علیرغم ادعای خود و مخالفان او در زمانی که در صدای آمریکا کار می‌کرد، اصلاح طلب نبود، و منابع بنده این موضوع و عدم شرکت ایشان در جلسات اصلاح طلبان در ایران را تائید کرده‌اند. آخرین سمت بهروز آفاق در بی‌ بی‌ سی‌، مدیر بخش آسیا و اقیانوس آرام بی‌ بی‌ سی‌ بود. ایشان که از سال ۱۹۸۳ برای بی‌ بی‌ سی‌ کار می‌کردند مدتی‌ مدیر برنامه‌های بی‌ بی‌ سی‌ در آسیای مرکزی بودند، و بعد ادیتور بخش آسیا – اروپای بی‌ بی‌ سی‌ بودند. ایشان همچنین در بخش فارسی‌ بی‌ بی‌ سی نیز سال‌ها کار می‌کردند. حسین رسام نیز که در بی‌ بی‌ سی‌ کار می‌کرد، در زمان جنبش سبز در تهران تحلیلگر ارشد سفارت بریتانیا در تهران بود، که قوه قضاییه او را به جرم تحریک مردم به نا آرامی دستگیر کرد و مدتی‌ در زندان بود.

هیچکدام از این چهار نفر که روزنامه‌نگار هستند، کوچکترین انتقادی به عربستان (و همچنین اسرائیل) تا به حال نداشته‌اند.

در آغاز که مقدمات اینکار آماده می‌شد، این تلویزیون توانست تعدادی از روزنامه‌نگاران و برنامه‌سازان را قبول به همکاری کند. برای برخی‌ از این روزنامه نگاران دلیل قبول همکاری پول زیادی است که این تلویزیون می‌پردازد. برخی‌ دیگر که روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستند دعوت به همکاری را برای انجام کار حرفه‌ای خود قبول کردند. ولی‌ منابع بنده به من گفته‌اند که بسیار از آنهایی که قبول کرده بودند همکاری کنند وقتی‌ متوجه شدند که بودجه‌ی این تلویزیون توسط عربستان سعودی تأمین می‌شود، کنار کشیدند. این تلویزیون برای جلب ایرانیان شناخته شده حتی برای مصاحبه با آنها نیز پول خوبی‌ میپردازد.

بر طبق اطلاعات من ظاهراً بودجه‌ی کلانی نیز توسط یک سرمایه دارعربستان برای تأسیس یک خبرگزاری در نظر گرفته شده که به زودی آغاز بکار خواهد کرد. اینطور که منابع بنده گفته‌اند، ظاهراً قرار است که خانم نوشابه امیری و همسر ایشان آقای هوشنگ اسدی مدیر این خبرگزاری باشند، ضمن اینکه ممکن است با تلویزیون نیز همکاری داشته باشند.

من با پول گرفتن از هر دولت خارجی‌ برای فعالیت‌های سیاسی مخالف هستم. ولی‌ اگر، به عنوان مثال، سوئد و یا سوئیس چنین بودجه‌ای را تأمین می‌کرد، دستکم به خاطر کارنامه‌ی بسیار مثبت آنها قابل قبول‌تر بود. ولی‌ عربستان؟ پدر پول بسوزد که برای به دست آوردن آن برخی‌ حتی دست خود را به طرف دشمنان قسم خورده‌ی ایران دراز می‌کنند».

یادداشت دوم محمد سهیمی
سهیمی در یادداشت دوم با عنوان «چند نکته دیگر درباره بحث مربوط به تلویزیون ایران اینترنشنال» نوشت:

«موضوع پست قبلی‌، یعنی‌ تلویزیون «ایران اینترنشنال»، به دلایل چندی مهم است. برخی‌ از آنها به گمان من از این قرار هستند.

۱. آیا اپوزیسیون خارج از کشور باید از دولت‌های دیگر برای فعالیت‌های خود منابع مالی‌ دریافت کند؟ بحث بر سر فرقه‌ی خائن مجاهدین و کسانی نظیر رضا پهلوی نیست، بلکه بحث بر آنهایست که اپوزیسیون واقعی‌ دلسوز کشور، یکپارچگی آن، و امنیت ملی‌ آن در شرایط حساس و بحرانی کنونی خاور میانه هستند. خود من با چنین کاری تحت هرگونه شرایطی مخالف هستم.

۲. برخی‌ دریافت کمک مالی‌ را ردّ نمی‌کنند. در اینصورت سوالی که مطرح می‌شود این است: آیا اگر منابع مالی‌ مناسب تهیه نشد، ناچار باید از دشمنان قسم خورده ایران پول برای فعالیت قبول کرد؟ اگر سرمایه‌دار یک کشور متخاصم حاضر شد منابع مالی‌ را در اختیار فعالان سیاسی ما قرار دهد، تکلیف چیست؟

۳. برای دستکم دو سال شخصیت‌های عرب طرفدار عربستان پیشنهاد کرده‌اند که رژیم آن کشور یک شبکه‌ی تلویزیونی ماهواره‌ای برای ایران به راه اندازد. به عنوان مثال، در دسامبر ۲۰۱۵ آقای محمد السلمی، روزنامه‌نگار عرب، در روزنامه‌ی الوطن که متعلق به عربستان سعودی است همین پیشنهاد را مطرح کرد. قبل از آن در اکتبر ۲۰۱۵ روزنامه اینترنتی عربی‌ ایلاف که از لندن منتشر می‌شود و متعلق به یک ثروتمند بانفوذ عربستان است، از کشور‌های عرب منطقه خواست که منابع مالی‌ لازم برای تأسیس یک شبکه‌ی تلویزیونی فارسی‌ زبان را تأمین کنند. تحلیلگر اهل عربستان، آقای مبارک الدجین، در الوطن پیشنهاد کرده بود که تلویزیون کافی‌ نیست، بلکه باید کارزار قوی از طریق شبکه‌های اجتماعی نیز توسط عربستان براه افتد. وبسایت العربیه از سال ۲۰۰۸ بخش فارسی‌ زبان دارد. الشرق الاوسط، که متعلق به خاندان سلطنتی عربستان است، از سال ۲۰۱۳ وبسایت فارسی دارد. از سپتامبر ۲۰۱۵ وزارت فرهنگ و اطلاعات عربستان در ایام حج برنامه‌ی تلویزیونی ۲۴ ساعته‌ی فارسی‌ دارد. در ماه اوت سال ۲۰۱۵ وبسایت العربی الجدید گزارش داد که همان وزارت خانه‌ی عربستان قصد تأسیس دو ایستگاه تلویزیون ماهواره‌ای دارد که یکی‌ از آنها به زبان فارسی‌ خواهد بود».

نوشته‌ی سوم در سایت گویا
آقای سهیمی همچنین چند روز بعد در یادداشتی در سایت «گویا» با جزییات بیشتر و چند سند به این موضوع پرداخت. در بخشی از این یادداشت آمده است:

«اگر گروهی و یا سازمانی برای فعالیت‌های خود از وزارت خارجه آمریکا کمک مالی‌ دریافت کند، آن گروه و یا سازمان واعضای آن حق انتقاد از سیاست خارجی‌ آمریکا را در رسانه ها ندارد. مثال دیگر در این مورد بنیاد غیر انتفاعی است که خانم فاطمه حقیقت‌جو، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم به همراه تعداد دیگری از دوستان و همکاران در سال ۲۰۱۰ تأسیس کردند. بر طبق وبسایت این بنیاد، فعالیت بنیاد درباره «آموزش اصول و روش‌های مسالمت جویانه در فرایند تأسیس دموکراسی» است. در مورد منابع مالی‌ این بنیاد در وبسایت آن گفته می‌شود که «بنیاد به دنبال دریافت کمک‌های مالی‌ از اشخاص، سازمان‌های دولتی و غیر دولتی [آمریکا]، و همچنین مؤسسات بین‌المللی است»، ولی‌ نگارنده نتوانست لیستی از حامیان مالی این بنیاد که به آن کمک مالی‌ داده‌اند بیابد.

مثال دیگر در این مورد موسسه «توانا»، یک موسسه‌ی الکترونیکی و اینترنتی است که در اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط آقای اکبر عطری، از فعالان دانشجویی سابق در ایران، و همسر ایشان خانم مریم معمار صادقی‌ تأسیس شد. «توانا» بر طبق آنچه که در وبسایت خود اعلام کرده است یک «موسسه آموزشی» است. این موسسه با سازمان راستگرای آمریکایی‌ «فریدام هاوس» (Freedom House) که بودجه‌ی آن را دولت آمریکا تأمین می‌کند همکاری دارد. بر طبق گزارش روزنامه‌ی “«فایننشیال تایمز» در سال ۲۰۰۶ «فریدام هاوس» از دولت پرزیدنت جورج بوش پسر بودجه‌ای برای فعالیت‌های مخفی‌ در ایران دریافت کرده بود. «توانا» در وبسایت خود منابع مالی‌ خود را وزارت خارجه آمریکا، وزارت خارجه هلند، «موقوفه ملی‌ برای دموکراسی» که یکی‌ دیگر از سازمان‌هایی‌ است که با بودجه‌ی دولت آمریکا اداره می‌شود و متهم به شرکت در بسیاری از تحرکات راستگرایان بر ضدّ دولت‌های خود در آمریکای لاتین و مناطق دیگر جهان شده است، و گوگل ذکر می‌کند، که البته این میزان شفافیت قابل توجه است. «توانا» میزان کمک‌های مالی‌ خودرا ذکر نمی‌کند، ولی‌ تا جایی‌ که نگارنده بر طبق اسناد مالیاتی موجود اطلاع دارد، میزان کمک دریافتی در سال ۲۰۱۳ متجاوز از ۱.۳ میلیون دلار بود».

در بخشی دیگر از این یادداشت درباره‌ی منابع مالی تلویزیون ایران اینترنشنال آمده است:

«تلویزیون «ایران اینترنشنال»، آنطوری که مدیران آن می‌گویند، قرار است یک شبکه ماهواره‌ای ۲۴ ساعته‌ی «سی‌ ان ان» ایرانی‌ باشد. هزینه‌ی سالانه‌ی یک چنین تلویزیونی ده‌ها میلیون دلار است، بخصوص که اینطور که منابع نگارنده به او گفته‌اند، حقوق‌های کارکنان کنونی آن خیلی‌ بیشتر از هر مقداری است که در رسانه‌های دیگر دریافت می‌کردند. این تلویزیون نه‌ تنها به آنهایی که در برنامه‌ی تلویزیونی آن شرکت می‌کنند و، به عنوان مثال، مصاحبه می‌شوند، پول خوبی‌ پرداخت می‌کند، بلکه اگر لازم باشد مخارج مسافرت آنها را به لندن نیز می‌پردازد تا شخصاً در استودیو‌های تلویزیون حضور یابند. پس سوال مهم این است: هزینه این تلویزیون چگونه تأمین می‌شود؟»

به نوشته‌ی سهیمی، علیرضا نوری‌زاده در جواب سوال یکی‌ از بینندگان برنامه‌اش در تلویزیون «ایران فردا» درباره‌ی نقش او در تأسیس تلویزیون «ایران اینترنشنال» گفته است:

«مجموعه‌ای که ایران اینترنشنال را درست کردند اومدند دو سال قبل پیش من و به من گفتند که دوست دارند من چهار ساعت برنامه [به تلویزیون «ایران فردا» که مدیر آن نوریزاده است] اضافه کنم، و اونها این چهار ساعت را به خبر اختصاص بدهند، چون اصلا هدفشون یک تلویزیون خبری بود. بعد از مدتی‌ صحبت کردن – می‌تونست به ایران فردا هم کمک کنه از نظر مالی‌ و ما دست و بالمون باز بشه – ولی‌ نه‌ من گفتم [نه‌] چون چهار چوبی را معین کردم، و در این چهار چوب بینندگان ما همین مسیر را دوست دارند، نوع ادبیاتمون رو [دوست دارند]. بعد گفتن خوب آقا کمک کن که ما یک تلویزیون خودمون را درست کنیم، و من یک چند نفری را که می‌شناختم معرفی‌ کردم و رفتند شرکت‌هایی‌ داشتند تأسیس کردند، امکاناتشون هم خیلی‌ خوب بود، و ایران اینترنشنال را درست کردند».
سهیمی می‌نویسد: «در دنباله‌ی همان برنامه دکتر نوری‌زاده به نظر می‌رسد از شرحی که دادند عقب نشینی کردند، ولی‌ آنچه که گفتند در‌ توافق کامل است با آنچه که در دنباله‌ی این مقالهٔ شرح داده می‌شود. مجوز تلویزیون متعلق به شرکتی است به نام Global Media Circulating Limited که یک دفتر آن در لندن است. آفکام، OfCom سازمان تنظیم کننده مقررات رسانه‌ای بریتانیا است. هفتاد و پنج درصد شرکت متعلق به آقای عادل عبدالکریم است. ایشان متولد ۱۹۶۴ و شهروند عربستان سعودی هستند، و فوق لیسانس خود را از دانشگاه نگارنده، دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در شهر لوس آنجلس، در ۱۹۹۳ دریافت کردند».

بنا بر نوشته‌ی سهیمی، «آقای عبدالکریم دارای سمت‌های دیگری در چند شرکت دیگر که در بریتانیا ثبت شده اند نیز هستند. یکی‌ از آنها Or Holding and Investments Limited است. مدیر سابق این شرکت مادر، و یا Holding کسی‌ بجز آقای عبدالرحمان راشد، روزنامه نگار مشهور عربستان سعودی و مدیر سابق تلویزیون العربیه نیست که بلندگوی رژیم عربستان سعودی است، و افکار به شدت ضدّ ایران او، همانند العربیه، شهرت خاصی‌ در میا‌‌ن آگاهان دارد».

وی می‌نویسد: «آقای رمضانپور در یک توئیت اعلام کردند که شرکتی به نام Vulnat Media, Ltd بر روی اینکار سرمایه گذاری کرده و قرار است که هزینه‌ی تلویزیون از طریق پخش آگهی تامین شود. نگارنده قادر نبود شرکتی به نام Vulnat Media در اینترنت بیابد. آنچه که وجود دارد یک شرکت است بنام Walnut Media ولی‌ اینکه آیا بین این شرکت و تلویزیون ایران اینترنشنال رابطه‌ای وجود دارد برای نگارنده روشن نیست. دفتر این شرکت در دوبی قرار دارد. نگارنده قضاوت در این مورد که آیا پخش آگهی قادر خواهد بود که مخارج عظیم این تلویزیون را تأمین کند را به خوانندگان گرامی‌ واگذار می‌کند».

انتهای پیام

۵- ایران اینترنشنال شبکه‎ای با تامین مالی گاو شیرده آل‎سعود

سایت امپراطوری دروغ
لینک به منبع

اختصاصی – به گزارش جنبش مقابله با رسانه‌های بیگانه، امپراتوری دروغ: سال گذشته در همین ایام همچون پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ که شبکه «بی‌بی‌سی فارسی» تاسیس شد، در روزهای منتهی به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در سال ۹۶ هم شبکه‌ای به نام «ایران اینترنشنال» با حضور جمعی از عناصر اپوزیسیون در مرکز لندن کار خود را آغاز کرد.

البته بر اساس خبرهای رسیده، و در تابستان پارسال هم این شبکه کار خود را به فعالیت در یکی از بزرگترین و پیشرفته‌ترین استودیوها در غرب لندن گسترش داد.

«علی اصغر رمضان‌پور» یکی از عناصر اصلی در تلویزیون «ایران اینترنشنال» است. وی درباره اهداف ایجاد این تلویزیون گفته بود : “… ما به دنبال این هستیم که ارتباط نزدیکتری با جوانان داشته باشیم و طیفی که در دایره سنی زیر ۲۰ سال تا میان‌سالی است، جامعه هدفمان هستند که اینها شکل‌دهنگان اصلی آینده ایران، منطقه و جهان هستند …”

رمضان‌پور در بخش دیگری از سخنانش، مدعی شد که تلویزیون «ایران اینترنشنال» رسانه‌ای خصوصی است و هیچ‌گونه اشاره‌ای به حامیان مالی این تلویزیون نمی‌کند و حتی ادعا می‌کند که این تلویزیون در بین رسانه‌های بزرگ اپوزیسیون، تنها رسانه خصوصی و مستقل است. یعنی آنکه دیگر رسانه‌ها مانند «بی‌بی‌سی فارسی»، «من و تو» و … دولتی و وابسته به دولت‌های غربی هستند!

ولی علیرضا نوری زاده که از نزدیکان رمضانپور مدیر این شبکه است در خصوص این شبکه گفته بود :”… من چند نفری را که می‌شناختم به آنها معرفی کردم و رفتند شرکت‌هایی را تأسیس کردند و امکاناتشان هم خیلی خوب بود و «ایران اینترنشنال» را درست کردند … من آنجا نیستم، اما آدم‌ها را می‌شناسم و برنامه‌ای که ریختند، برنامه بسیار خوبی است، اونها می‌خواهند یک CNN فارسی باشند … تلویزیونی که سرمایه‌گذاران و افراد اصلی‌اش آقای «عبدالرحمان راشد» سردبیر سابق «الشرق الاوسط» و مدیر شبکه «العربیه» و «الحدث» و یکی از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران سعودی است و نفر بعدی آقای «عادل عبدالکریم» است و دکتر «نبیل الخطیب»”

اما محمود سهیمی از نزدیکان سلطنت که در آمریکا استاد دانشگاه است در خصوص این تلویزیون و ماجرای های پشت پرده “آن می نویسد:” این تلویزیون کوچکترین آگهی ندارد. کارکنان این تلویزیون، که گویا به ۱۵۰ میرسند، حقوق‌هایی‌ میگیرند که بهتر از حقوق‌هایی‌ است که بی‌ بی‌ سی‌ به کارمندان خود میپردازد. تمامی آنهایی که در برنامه‌های این تلویزیون شرکت میکنند نیز “حق شرکت” میگیرند، که بسیار بیشتر از پولی‌ است که رسانه‌های دیگر، از جمله بی‌ بی‌ سی‌، به شرکت کنندگان خود میپردازند. این تلویزیون در آمریکا نیز دفتر دارد. آقای رمضانپور هنوز ادعا می‌کند که فلان و بهمان “شرکت” سرمایه گذار این تلویزیون هستند. هزینه عظیم این تلویزیون که دستکم یک میلیون دلار در ماه است، هنوز بطور “فی‌ سبیل الله” از “سرمایه داران” می‌رسد، بدون کوچکترین چشمداشتی. “کشف” این نوع سرمایه گذاران خود یک دستاورد بزرگ برای بشریت است که باید بخاطر آن به آقای رمضانپور، آقای حسین رسام، و دیگر همکاران آنها در این تلویزیون جایزه نوبل را داد، وگرنه حتی صدای مرحوم آلبرت اینشتین هم از گور خود در خواهد آمد.”

وی در ادامه می افزاید:”سرمایه گذاری بر روی این شبکه از طرف سعودی ها انجام شده و از آنجایی که این تلویزیون اساسا تبلیغات و سودی ندارد پس هدف از سرمایه گذاری تنها سیاسی و مبارزه با ایرانیان است.”

برای مدیران تلویزیون ایران اینترنشنال، کار کردن با سرمایه گذاران عربستان و عوامل وابسته به آنها ظاهرا نوعی شرمندگی دارد، و به همین دلیل با وجودی که هر کسی‌ که کوچکترین خردی در او باشد میفهمد هدف از اینگونه تلویزیون‌ها چیست، و منابع آنرا چه کسانی تأمین میکنند، ولی‌ هنوز گردانندگان تلویزیون اصرار دارند که، خیر، اینطور نیست.

حمید هوشنگی هم در خصوص این شبکه می نویسد:” مدیریت شبکه ” ایران اینترنشنال ” با حسین رسام است که قبلاً در ایران مدیر بخش مطبوعات سفارت بریتانیا در تهران بود و به عنوان تحلیلگر ارشد، مطبوعات و تحولات ایران را رصد می کرد. وی در جریان حوادث انتخابات ٨٨ دستگیر و مدتی زندانی شد. صاحبنظران رسانه عموماً به توانائی رسام در تحلیل منطقی مسائل ایران باور دارند. علی اصغر رمضانپور معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در زمان آقای مسجد جامعی از دیگر مسئولین این شبکه و عضو شورای سردبیری ایران اینترنشنال است که همراه با محمد منظرپور سردبیر سابق بخش فارسی صدای امریکا، هدایت خبری شبکه را به عهده دارند. در سابقه کاری منظرپور، حضور چندساله اش در اسرائیل به عنوان خبرنگار صدای امریکا، نکته ای قابل توجه به شمار می آید. از دیگر همکاران به نام شبکه مذکور می توان از صادق صبا مدیر سابق تلویزیون بی بی سی فارسی و مازیار بهاری نام برد.”

لازم به یادآوریست که از خصوصیات شبکه ” ایران اینترنشنال” ٢۴ ساعته بودن فعالیت خبری آنست که عموماً در راس ساعت و معمولاً با منفی ترین اخبار مربوط به ایران و تحرکات منطقه ای و بین المللی ایران شروع می شود و ادامه می یابد. به جرات می توان ادعا کرد که در طول یکسال فعالیت این شبکه، ده خبر مثبت در ارتباط با مسائل ایران از شبکه مذکور پخش نشده است. در همین حال گفتنی است در این مدت نیز به ندرت می توان پخش اخباری منفی در ارتباط با عربستان و اسرائیل را در این شبکه سراغ گرفت، گویا از دید هیات ادیتوریال و سردبیری ایران اینترنشنال، اصلاً خبری منفی در اسرائیل و عربستان رخ نمی دهد که برای مخاطب ایرانی ارزش خبری داشته باشد.

انتهای پیام/

نقاب از چهره یک شبکه دوروی فارسی زبان افتاد…!

سایت مخبر
لینک به منبع

تلویزیون ایران انیترنشنال بلندگوی عربستان سعودی علیه ایرانیان ترروریسم مجاهدین خلق مریم رجوی

بنابر این گزارش، کادر اجرایی «ایران اینترنشنال» عمدتا تشکیل شده از عوامل اخراجی یا استعفا داده از دیگر رسانه های فارسی زبان بیگانه مانند «محمد منظرپور»، «آرام بلندپز»، «نگار مرتضوی»، «علیرضا رمضان پور» و … که برخی از آنها تجریه تجاوز جنسی به همکاران خود یا مورد تجاوز قرار گرفتن را نیز دارند!
این شبکه که در یک سال اخیر سعی کرده تا خود را رسانه ای بی طرف نشان دهد،در اقدامی از پیش تعیین شده، گردهمایی سران و حامیان گروهک تروریستی منافقین در پاریس را به طور زنده پخش کرد و پس از آنکه با اعتراض کاربران شبکه های اجتماعی و حتی مخاطبینش مواجه شد، در عذر بدتر از گناه گفت: “گروهی از مخاطبان ایران اینترنشنال از اقدام ما در پوشش ویژه گردهمایی سالیانه سازمان مجاهدین خلق انتقاد کرده و گفته اند که این گروه شایسته چنین توجهی نیست. هدف ایران اینترنشنال گزارش بی طرفانه تمام رویدادهای مرتبط با ایران و و انعکاس صداهای مختلف است. کما اینکه مخالفان سازمان مجاهدین در جریان پوشش زنده نظرات خود را ابراز کردند. ایران اینترنشنال طبق اصول حرفه ای دیدگاه مقام های حکومتی ایران و گروه های متنوع مخالف حکومت را به صورت متوازن بازتاب می دهد.”

البته این توجیه سران «ایران اینترنشنال» مخاطبان این شبکه را راضی نکرد و حمله مخاطبان به صفحات این شبکه ادامه یافت.
انجام اینگونه اقدامات از شبکه ای که در یک سال گذشته اسناد زیادی از ارتباطش با عوامل رژیم سعودی و حتی تامین بودجه اش از طریق سعودی ها منتشر شده چندان هم عجیب نیست. اکنون برای همگان مشخص شده که یکی از حامیان اصلی گروهک تروریستی منافقین رژیم سعودی است و شبکه «ایران اینترنشنال» مکلف است اقدامات این گروهک را پوشش دهند تا مبادا بودجه اش قطع شود.
دشمنان جمهوری اسلامی ایران هر چقدر هم تلاش کنند که با دلار های عربستان فرقه رجوی را غسل تعمید دهند و حضورشان را عادی کنند، باز هم خاطره جنایات آنها از ذهن مردم ایران پاک نخواهد شد.
پوشش ویژه گردهمایی گروهک تروریستی منافقین توسط شبکه «ایران اینترنشنال» بهانه ای شد تا نقاب از چهره شبکه های دوروی فارسی زبان بیگانه بیفتد و مردم ایران بیش از پیش با ذات خبیث و منافقانه آنها آشنا شوند

 

*** 

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی وعده “سرنگونی” پس از صدام و جولیانی و … این بار توسط ترکی الفیصل (+ الفیصل: مسعود رجوی مرده است)

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31724

هم گام شدن مریم قجر عضدانلو با اسرائیل و عربستان سعودی بر علیه ایران 

alarabia Mojahedin Khalq terroristsمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، چهاردهم اکتبر ۲۰۱۷:… نکته مهم این بود که بلافاصله تا سخنرانی اقای ترامپ تمام شد نخست وزیر اسرائیل و پادشاه عربستان سعودی سریع موضع گیری کردند و از این سخنرانی استقبال کردند . مریم قجر عضدانلو برای اینکه از این غافله عقب نماند پشت سر این دو نفر بیانیه صادر کرد و از سخنرانی اقای ترامپ استقبال کرد .و بشدت مانند سابق خودشان را جر می دادند که ضرورت … 

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمرجوی بدجوری حرف های مخالفین مردم ایران را نشخوار میکند! (+ دوستان رجوی، دشمنان مردم ایران)


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

هم گام شدن مریم قجر عضدانلو با اسرائیل و عربستان سعودی بر علیه ایران

مریم رجوی مجاهدین خلق نتانیاهو اسرائیل ملک سلمان عربستان سعودی

اقای ترامپ یک هفته بود که همه را سرکار گذاشته بود ، اعلام کرده بود که هفته آینده نظرش را در رابطه با خروج از برجام به دنیا اعلام خواهد کرد. از سوئی دیگر یک سری از جنگ طلبان دیگر به نوعی دیگر داشتند تنور از داستان را گرم می کردند . این در واقع سیاست داخلی امریکا بود که می خواستند به این شیوه از هر دو موضع سیاست ضد ایران را تشدید کنند .

بالاخره زمان سخنرانی اقای ترامپ بعد از یک هفته فرا رسید ، هموطنان خود سخنرانی اقای ترامپ را شنیدند.در جائی هم که به عمد نام خلیج فارس را خلیج …. به زبان اورد که این کار هم به عمد بود . البته کمتر از یک ساعت کاخ سفید بیانیه ای که صادر کرد در واقع سخنرانی اقای ترامپ را مکتوب بیرون دادند نام خلیج فارس را نوشته بودند.

نکته مهم این بود که بلافاصله تا سخنرانی اقای ترامپ تمام شد نخست وزیر اسرائیل و پادشاه عربستان سعودی سریع موضع گیری کردند و از این سخنرانی استقبال کردند . مریم قجر عضدانلو برای اینکه از این غافله عقب نماند پشت سر این دو نفر بیانیه صادر کرد و از سخنرانی اقای ترامپ استقبال کرد .و بشدت مانند سابق خودشان را جر می دادند که ضرورت به رسمیت شناختن ما فرا رسیده است . واعلام کردند که به رسمیت شناختن مجاهدین به عنوان تنها الترناتیو جایگزین دیکتاتوری مذهبی فرا رسیده است . البته مریم قجر عضدانلو و دیگر سران این فرقه فراموش کردند که دوران احمد چلبی ها و علی اوجالی فرا رسیده است . شاید هم به همین خاطر است که در این پروسه لابی هایشان در واشینگتن خیلی فعال شده بودند.

نکته خیلی جالت تر اینکه مریم قجر عضدانلو طلب کار هم شده (لیست گذاری تروریستی سازمان مجاهدین خلق ایران و ارتش آزادیبخش ملی و شورای ملی مقاومت به مدت ۱۵ سال همراه با بمباران قرارگاههای مقاومت در نزدیکی مرزهای ایران در خاک عراق و همچنین نقض تعهدات در مقابل مجاهدان اشرف و لیبرتی ، بی عملی در برابر کشتار آنها و ضبط ۶۰۰ میلیون دلار دارایی ها واموال آنها توسط حکومت عراق بوده است که کماکان ادامه دارد . این در حالی است که مقاومت ایران در اوت ۲۰۰۲ برنامه و مراکز پنهان تسلیحات کشتار جمعی رژیم ملایان را افشا کرده بود.

خانم رجوی با تأکید بر گواهی رئیس جمهور ایالات متحده که بار دیگر مردم ایران را قربانی اصلی رژیم ملایان معرفی کرد گفت: برسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران به عنوان تنها جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری مذهبی و تروریستی، لازمه پایان و جبران سیاست‌های فاجعه بار پیشین است.)

و انقدر هم پرو شدند که ادعای خسارت کرده اند که امریکا باید (: برسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران به عنوان تنها جایگزین دموکراتیک دیکتاتوری مذهبی و تروریستی، لازمه پایان و جبران سیاست‌های فاجعه بار پیشین است.)

مریم رجوی مجاهدین خلق نتانیاهو اسرائیل ملک سلمان عربستان سعودی

مریم رجوی مجاهدین خلق نتانیاهو اسرائیل ملک سلمان عربستان سعودی

*** 

مریم رجوی خشونت ترور قتل و جنایت از تیرانا آلبانی انتصاب مسئول اولی یا دبیرکل در فرقۀ رجوی طی سی سال گذشته 

ترکی الفیصل مجاهدین خلق فرقه رجوی از “مراسم تدفین رجوی توسط شازده سعودی” تا “سیدالرئیس و ستون پنجمش”

Maryam Rajavi Tirana Albania cult of Rajaviزمان اخراج مریم رجوی از فرانسه به آلبانی فرا رسیده است

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

امریکا علت حمله به عراق را پشتیبانی صدام از مجاهدین خلق اعلام کردHow do you explain this to the families of over 4000 US servicemen Killed in Iraq?

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsFormer U.S. Officials Make Millions Advocating For Terrorist Organization (2011)

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters


Link to the full description of Mojahedin (MEK, MKO) Logo (pdf file)

Remember.Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) was one of the excuses of US attacking Iraq

(Rajavi cult or MKO aslo known as Saddam’s Private Army)

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیSydney hostage-taker was affiliated with Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult)

مریم رجوی داعش تروریسم Open letter of Ali Akbar Rastgoo to the Australian Ambassador in Germany: Keep Mojahedin Khalq on terrorist List

Massoud Khodabandeh: The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy:
Methods of Information Manufacture

Document on Mojahedin Khalq released by RAND (The Mujahedin-e Khalq in Iraq, A Policy Conundrum)

Tom Ridge denies MEK killing of US citizens!Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

*** 

همچنین:

خبر فوت مسعود رجوی به تمامی اعضا جدا شده وخانواده های اسیران تبریک عرض می کنم

 Turki al-Faisalمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، دهم ژوئیه ۲۰۱۶:… پس از سالیان مخفی کاری بالاخره امروزشاهزاده امیر ترکی الفیصل رئیس سابق وزارت اطلاعات وضد اطلاعات عربستان سعودی در شو پاریس با اشاره به مریم قجر عضدانلو( دو باراین جمله را تکرار کرد که مرحوم مسعود رجوی همسر سابق شما ) . بالاخره واقعیت از پس پرده
 
 
Rajavi_Saddamفریاد آزادی، ششم ژوئیه ۲۰۱۶:… ما امضا کنندگان زیر فعالان حقوق بشر از جمله جدا شدگان فرقۀ رجوی حملۀ تروریستی اخیر به کمپ لیبرتی (زندان ر جوی) را که دوشنبه شب ۳ ژوئیه (۱۳ تیر ماه) روی داد به شدت محکوم کرده و از دولت عراق و نهادهای بین المللی ذیربط می خواهیم که عاملان را شناسایی و تحویل عدالت بدهند. ما در همین حال مسبب اصلی این جن
 
 
محمد کرمی، عبدالکریم ابراهیمی و انجمن نجات تبریز، ششم ژوئیه ۲۰۱۶:…مسئول اصلی این جنایت ها که بیشتر می خواهند این اسیران را به کشتن بدهند، شخص مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو می باشند.در غیر این صورت این دو فرد باید به این سوال جواب بدهند که چرا نزدیک ۵ سال است این افراد را در کمپ موقت اسیرکرده اند ؟
 
 
Mojahedin Khalq Maryam Rajavi 2003 Parisمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۵:… این مشعل ها به خاطر چه کسی خود را عرق در آتش کردند ؟ با چه منطقی در عرض سه روز این کار را انجام دادند ؟ این خود سوزی ها به خاطر دستگیری مریم قجر عضدانلو ( رجوی ) به دستور تشکیلات مخوف فرقه مجاهدین برای آزادی مریم قجر عضد