گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک ترادوارد ترمادو، کانون آوا، بیستم ژوئیه 2020:… خنده دار است، این چرندیات را بارها و بارها از زبان مسعود رجوی در اردوگاه اشرف و باقرزاده شنیده ایم، خانم رجوی، مگر در دوران خاتمی همسر مفقودتان کم تحلیل و تفسیر کرد که خاتمی کار رژیم را تمام می کند و بعد هم ادعا کرد که به دور دوم نمی رسد ووووو، کدام یکی از تحلیل های آن مفقودالاثر به واقعیت پیوست که شما در این مقطع به تحلیل های آبکی مسعود روآورده اید؟ آیا تا امروز که بیش از چهل سال از عمر رژیم می گذرد حتی یکی از تحلیل های رجوی به حقیقت پیوسته ؟ آن که رجوی بود و زبان چربی مانند روباه مکار داشت که جای خود هر چه گفت کشک بود شما که اساسآ از حال واوضاع درون ایران هم بی خبر هستید و هم از ملت ایران دورافتاده و رانده شده.  این را می گویم چون در فضای مجازی وقتی که از شما خبری پخش می شود مردم ایران تنها با فحش وناسزا از شما استقبال می کنند، نمونه اش همین کمپین اعدام نکنید، اگر ندیدید لطفآ ببینید تا تنفر مردم ایران را لمس کنید. گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

ایران آزاد مریم رجوی باند رجوی با رژیم های دیکتاتوری متعارف؟! مشکلی ندارد!

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

فرقه رجوی در روز جمعه ۲۷ تیر ماه ۱۳۹۹ دست به یک شعبده بازی مضحک در فضای مجازی با عنوان * گردهمایی جهانی ایران آزاد* زد و در این میان مدعی شد که از پنج قاره جهان از ۱۰۰ کشور و ۳۰ هزار نقطه ایران هوادارانش شرکت نموده اند، ای به درغگو لعنت.

اما مضحکتر از این دروغ شاخدار فرقه ضد ایرانی و ضد آزادی سخنان خانم مریم رجوی است که دروغ های جالبتری را در بر می گیرد و البته تلاش هم کرده که بر موج اعتراضات بهبهان سوار شود و مردم معترض را کانون های شورشی معرفی کند که اساسآ و از بیخ وجود خارجی نداشته و ندارد.

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

 در سخنرانی خانم رجوی  که هم اکنون  خود را در غیاب همسر مفقودش رهبر فرقه می پندارد ( چون دیگر با عنوان رئیس جمهور برگزیده یاد نمی شود) ادعا شده که:

این گردهمایی، صدای سرنگونی در قیام های پیوسته از دی ۹۶ تا آبان و دی ۹۸ است

به این خانم متوهم و درغگو بایستی یاداوری کرد که از سال ۱۳۶۰ تا کنون این شعبده بازی توسط همسر مفقودت اجرا شده و این حرف ها هم هزاران بار توسط همسر حقه بازت بیان و تکرار شده که تنها و تنها برای سرگرم کردن اعضای پیر و از کار افتاده فرقه جواب داشته نه برای خلق قهرمان ایران ، و شما با رجوع به سناریوهائیکه قبلآ مسعود رجوی اجرا کرده را به جائی نخواهید برد.

و ادامه می دهد:

صدای کانون‌های شورشی و شهرهای شورشی است که تاریخ یأس و ناباوری و نتوانستن را ورق زده و پیام‌آور توانستن و بایستن است.
گردهم‌آیی امروز، میهن اسیر را در سه‌سیمای خجسته‌اش‌ نمایندگی می‌کند:

‌ایران شورشگر و انقلابی، ایران همبسته و متحد، و ایران آزاد و دمکراتیک فردا.
سه تعهد بزرگ مقاومت و ارتش آزادی.

پیوستن آلبانی به اتحادیه اروپا – نامه سرگشاده به مذاکره کنندگان اروپایی

اولآ ایران چه شورشی باشد چه آرام به شما مربوط نیست ادعای بی جا نکنید، دومآ ایران اگر متحد است در مقابله با شما وبر علیه شما متحد است که مبادا با شیادی در درون ایران جای پائی باز کنید، این چیزی است که مردم ایران نمی پذیرند، سومآ ایران دمکراتیک تنها شعار است که شما برای به قدرت رسیدن سر می دهید چون شما از دمکراسی بوئی نبرده اید و هم اکنون هم بازار برده داریتان در آلبانی برپاست و شما خود شخصآ بزگترین برده دار جهان در قرن بیست و یکم هستید، و در آخر هم کدام ارتش آزادی؟ از چه چیزی دم می زنید؟ از برده هائی که پوشک به پا می کنند؟ واقعآ خجالت آور است، در دورانی که با حمایت صدام جنایتکار در اوج بودید و نیروی مزدورتان هم شلوار به پا می کرد چه کردید که امروز در آسایشگاه مانز در آلبانی با پوشک پوشان چه می خواهید انجام دهید؟

این خزئبلات سالهاست که از زبان این بی زبانان شندیده می شود درحالیکه همین فرقه رجوی اولین تشکیلاتی است که درخارج از ایران بین تمام گروه های سیاسی تفرقه افکنده و هیچکسی را به غیر از خودش قبول ندارد و تمام گروه های سیاسی را به سخره می گیرد و مزدور و وابسته به این و آن می داند در حالیکه خود این فرقه از همان ابتدا با خزیدن زیر چکمه های صدام خونخوار و اکنون هم با اتحاد با سعودی و کشورهایی که ضد ایران در میدان هستند سرسپردگی و وابستگی خود را بوضوع نشان داده و جای بحث هم ندارد.

 راستی اینان که چنین با پرروئی در مقابل میکرفون و دوربین دم از آزادی و مردم ایران و دمکراسی می زنند آیا فراموش کرده اند که در جنگ ایران و عراق با پیوستن به ارتش جنایتکار صدام چه خیانتی به ایران و ایرانی کردند؟ و چه خون هایی که از سربازان ایران به زمین نریختند؟ آیا مناسبات دیکتاتوری خود را دمکراتیک می دانند؟ همان مناسباتی که به اعضای خود تنها اجازه نفس کشیدن می دهد و برای انسانیت آنان ارزشی قائل نیست، چون انسان آزاد و در یک فضای آزاد و ومکراتیک خود بایستی شیوه زندگی خود را انتخاب کند، اما در تشکیلات استالینی رجوی تنها نفس کشیدن با اختیار فرد است نه چیز دیگر.

خانم رجوی، بارها گفته ایم و باز هم تکرار می کنیم که قیام های ایران و مردم ایران تنها به کسی که مربوط نمی شود به شما و فرقه شماست این را خود مردمی که در همان شلوغی هائی که خودتان اشاره کردید نشان داده اند، از شعارهائی که هنوز هم در فضای مجازی می توان دید روشن و واضع است که مردم ایران تنها اسم فرقه شما را در شعارهایشان نمی گنجانند زیرا شما و فرقه شما در میان مردم ایران جائی ندارید و منفور هستید، این را باور کنید و زور زیادی هم نزنید که در این سن و سال برای سلامتیتان مضر است.

تابستان داغ مریم رجوی – سخنرانی بقایای صدام برای ایران اینترنشنال عربستان

و بالاخره ایشان مدعی می شوند که:

در دو سال گذشته کانون‌های شورشی با شهادت‌ها و دستگیری‌های بسیار، رو‌در‌روی دشمن و در برابر دوربین‌ها و چشم مأمورانش در شهرهای مختلف در سراسر ایران، روزانه به‌طور متوسط بیش از ۲۰رشته عملیات ضداختناق و عمل تبلیغی یا افشاگرانه انجام داده‌اند. همین‌ها که آتشزنه قیام‌هاست، رژیم رابه ستوه آورده است.

البته این دروغ مضحک را کسی باور نمی کند چون فرقه رجوی هم مرده خور است و هم مفتخور، روح الله زم هم جزء کانون های شورشی بود؟ فرقه رجوی همیشه منتظر می ماند که در درون ایران کسی یا کسانی دستگیر شوند و تنها کافی است که رژیم برای محاکمه راحت به دروغ اعلام کند که افرادی از مجاهدین دستگیر کرده از این طرف فرقه رجوی به جای تکذیب سریع تآیید می کند تا محاکمه و حتی اعدام افراد را تسریع کند تا بتواند با خون خوردن جوانان چونان دراکولا به حیات ننگین خود ادامه دهد، ۲۰ رشته عملیاتی که خانم رجوی ادعا کرده اگر هم حرکت هایی بوده نه از سوی این فرقه بلکه خودجوش بوده اما اینان با سئواستفاده و برای گمراه مردن مردم تلاش می کنند تا با دروغ و حقه بازی به جیب گشاد خود بریزند که اینگونه موارد هم لو رفته و بازاری ندارد و تنها کسی که از آن بهره می برد دستگاه قضایی رژیم است و بس که می تواند روند دادگاهی کردن افراد دستگیر شده را سرعت ببخشد.

شوی اینترنتی مریم رجوی دو سال بعد از اخراج از اروپا به آلبانی برای ایرانیان سرنوشت ساز نیست

خانم رجوی در قسمتی از سخنرانی خود به یاوه گویی های مسعود رجوی رو آورده و اینطور می گویند:

بعد از قیام دی‌ماه مسعود رجوی گفت، ولی فقیه برای جمع کردن این قیام، ناگزیر از حل تضادهایی است که اگر به آن مبادرت کند، اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی، راهگشای سرنگونی خود اوست.
کانون درماندگی آخوندها دقیقا در همین‌جاست. آن‌ها اگر هم‌چنان به‌راه و روش فعلی خود بچسبند، اگر به‌جنگ‌افروزی، موشک‌پرانی، تروریسم و ارعاب و انقباض ادامه دهند، ناگزیر با سر به زمین خواهند خورد

خنده دار است، این چرندیات را بارها و بارها از زبان مسعود رجوی در اردوگاه اشرف و باقرزاده شنیده ایم، خانم رجوی، مگر در دوران خاتمی همسر مفقودتان کم تحلیل و تفسیر کرد که خاتمی کار رژیم را تمام می کند و بعد هم ادعا کرد که به دور دوم نمی رسد ووووو، کدام یکی از تحلیل های آن مفقودالاثر به واقعیت پیوست که شما در این مقطع به تحلیل های آبکی مسعود روآورده اید؟ آیا تا امروز که بیش از چهل سال از عمر رژیم می گذرد حتی یکی از تحلیل های رجوی به حقیقت پیوسته ؟ آن که رجوی بود و زبان چربی مانند روباه مکار داشت که جای خود هر چه گفت کشک بود شما که اساسآ از حال واوضاع درون ایران هم بی خبر هستید و هم از ملت ایران دورافتاده و رانده شده.  این را می گویم چون در فضای مجازی وقتی که از شما خبری پخش می شود مردم ایران تنها با فحش وناسزا از شما استقبال می کنند، نمونه اش همین کمپین اعدام نکنید، اگر ندیدید لطفآ ببینید تا تنفر مردم ایران را لمس کنید.

لینک به منبع

ایران آزاد مریم رجوی ؟ – قسمت اول

گردهمایی مضحک مریم رجوی و  سخنان مضحک تر

***

The Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq Anne Khodabandeh (Singleton) Massoud KhodabandehThe Life of Camp Ashraf. Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/پذیرش-مرجان-در-مجاهدین-برای-استفاده-تب/

پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بود

پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بودادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، شانزدهم ژوئن 2020:… مرجان هم به نوعی برای مجاهدین ابزار تبلیغاتی بیش نبوده، البته باید یاداوری کرد که اگر چه مرجان هنرمند بسیار خوبی بود اما هرگز به اندازه زنده یاد خانم مرضیه در جامعه ایران محبوب نبوده و هرگز چه با هنرنمائی در سینما به عنوان هنرپیشه ای معروف و چه در کار خوانندگی اثرگذاری خانم مرضیه را در هنر ایران نداشته، اما دیدیم که این فرقه ضد ایرانی با بانوی آواز ایران مرضیه چه کرد، به چه روزگاری در آورد تا در گوشه ای در تنهائی دق مرگ شد، فرقه رجوی تا زمان مرگ خانم مرضیه چنگال های خون آلود خود را به دور او کشید که حتی پسرش هم نتوانست مادر خود را ببیند، چون بیم آن داشت که مرضیه با دیدن فرزند خود ممکن بود از مجاهدین جدا شود و چون وجود مرضیه دستگاه تبلیغاتی مجاهدین را در آن دوران می چرخاند از ملاقات و دیدار با فرزندش منع شد، همین کاری که امروز با اعضای خودش در زندان مانز در آلبانی انجام می دهند. پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بود 

پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بودتودهنی هنرمندان به رجوی ، سانسور مطالب در سایتهای سریالی مجاهدین خلق

پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بود

وبلاگ ادوارد15/06/2020

ادوارد ترمادو، آلمان

آقای ادوارد ترمادو ، آلمان

هفته پیش مرجان هنرپیشه و خواننده معروف ایرانی به دلیل ایست قلبی درگذشت، مرجان هنرمندی بود که نسل ما با فیلم های او آشناست و می دانیم که در تمام فیلم ها با درخششی بسیار هنرمندانه ایفای نقش می نمود، او دارای صدای بسیار گرم و جذاب هم بود که می توان از او به عنوان یکی از خوانندگان پرطرفدار ایران خصوصآ قبل از انقلاب نام برد، با ترانه های خاطره انگیزی که نسل دوران ما را با گذشته و خاطراتمان گره می زند.

اما متاسفانه مرجان هم با نزدیک شدن به فرقه مجاهدین مثل هر هنرمندی که به این جریان پیوسته، هم مورد استفاده تبلیغاتی قرار گرفت و هم اینکه سابقه هنری خود را با پیوستن به فرقه رجوی به خاک سپرد، فرقه مجاهدین هرگز برای هنرمندان ارزشی قائل نبوده و نیست و اگر سران این فرقه توانسته اند چند هنرمندی را دور خود گرد آورند تمامآبا هدف سواستفاده و تبلیغ است و تمامآ برای جلب توجه هواداران آن هنرمند در جامعه، که البته پس از مرگ هم سوز و گدازشان کاربرد تبلیغی دارد.

هنرمند زمانی برای مجاهدین ارزش دارد که تنها از مسعود و مریم غضدانلو بخواند و در ترانه هایش از آنان تعریف و تمحید نماید، درغیر اینصورت برایشان ارزشی ندارد به همین دلیل هم مرجان را که عاشفانه می خواند وادار کردند تا در ترانه هایش مریم را مدنظر قرار دهد و این کار یعنی یک کار فرقه ای نه هنری، اما وای به روزی که همان هنرمند تعریف و تمجید کننده روزی روزگاری دهان به انتقاد بگشاید به سرعت تبدیل به مزدور رژیم می شود مثل آقای وفایغمائی که بیشترین سروده های فرقه را سروده و امروز که از آنان جدا شده از نظر فرقه رجوی هم مزدور قلمداد می شود و هم حکم مرگ برایش صادر می کنند، این منطق فرقه رجوی در مورد هنر و هنرمند است.

مرجان هم به نوعی برای مجاهدین ابزار تبلیغاتی بیش نبوده، البته باید یاداوری کرد که اگر چه مرجان هنرمند بسیار خوبی بود اما هرگز به اندازه زنده یاد خانم مرضیه در جامعه ایران محبوب نبوده و هرگز چه با هنرنمائی در سینما به عنوان هنرپیشه ای معروف و چه در کار خوانندگی اثرگذاری خانم مرضیه را در هنر ایران نداشته، اما دیدیم که این فرقه ضد ایرانی با بانوی آواز ایران مرضیه چه کرد، به چه روزگاری در آورد تا در گوشه ای در تنهائی دق مرگ شد، فرقه رجوی تا زمان مرگ خانم مرضیه چنگال های خون آلود خود را به دور او کشید که حتی پسرش هم نتوانست مادر خود را ببیند، چون بیم آن داشت که مرضیه با دیدن فرزند خود ممکن بود از مجاهدین جدا شود و چون وجود مرضیه دستگاه تبلیغاتی مجاهدین را در آن دوران می چرخاند از ملاقات و دیدار با فرزندش منع شد، همین کاری که امروز با اعضای خودش در زندان مانز در آلبانی انجام می دهند.

دقیقآ به یاد دارم در یکی از نشست ها در باقرزاده درعراق در همان دورانی که مرضیه در اوج بود و فرقه رجوی پشت سر هم برایش در کشورهای مختلف کنسرت برگذار می کرد تا هر چه بیشتر شیره جانش را بدوشد، مسعود رجوی در باقرزاده روی سن ایستاده بود و خطاب به اعضای حاضر در سالن می گفت: مرضیه کیه،الهه کیه اینها همه بهانه است من میخواهم مریم را به تهران ببرم، این حرف رجوی در مورد هنرمندانی بود که با فریب و حقه بازی با فرقه رجوی اعلام همبستگی کرده بودند، واین موضع و دیدگاه مجاهدین در مورد هنرمندان دقیقآ بیانگر این است که هنرمند در مجاهدین تنها برای دوشیدن و تبلیغات است و بس.

البته هنرمندانی هم بودند که مدتی کوتاهی پس از پیوستن به این دایره شوم زود متوجه اشتباه خود شدند و سریعآ راه خود را از این فرقه ضد ایرانی جدا کردند و دوباره به آغوش ملت خود بازگشتند، مثل زنده یاد ویگن سلطان جاز ایران، عارف سلطان قلبها، زنده یاد الهه، الهه دلها، اما متاسفانه در این میان کسانی هم مانند مرجان و منوچهر سخائی و عماد رام فریب فرقه رجوی را خوردند و راه خود را از مردم جدا کرده و تمام سابقه هنری خود را فدای هیچ و پوچ کردند.

فرقه مجاهدین زمانی تلاش فراوان می کرد تا هنرمندان نامدار ایرانی را به هر شکلی به خود جذب کند، اما بودند نامداران دنیای هنری که مشت محکمی به دهان فرقه مجاهدین زدند و خود را آلوده این بازار برده داری ننمودند، مثل بهروز وثوقی عزیز که قاطعانه دست رد به پیشنهاد ابریشمچی زده و بهروز هم باقی ماند.

آندرانیک آساتوریان یکی دیگر از هنرمندانی بود که با فریب جذب فرقه رجوی شده بود و برای ترغیب دیگر هنرمندان او را به عضویت شورای کذائی درآورده بودند، وی برای شرکت در نشست شورا به بغداد آمده بود و یکی از اعضای شورا که خود از مسئولین مجاهدین بود و با هم در یک یکان بودیم در سالن نشست شورا در بغداد به وی گفته بود که در ارتش مجاهدین یک ارمنی هم هست ( منظورش نگارنده بوده) او آندرانیک برای دیدار با اینجانب ابراز تمایل می کند و وقتی که به فرمانده هان مجاهدین برای هماهنگی رجوع می کند به دروغ به وی می گویند که فلانی یعنی اینجانب در قرارگاه اشرف نیست و در مرز در حال مآموریت می باشد، در حالیکه اینجانب هرگز در هیچ مرزی حضور نداشته ام، ترس مجاهین از دیدار آقای آندرانیک با اینجانب از چه بود؟ حتی چند ماه بعد در دور بعدی نشست شورا در بغداد وی دوباره برای دیدار با اینجانب به فرمانده هان رجوع می کند که دوباره همان دروغ قبلی را تحویل وی می دهند که وی بسیار آشفته می شود و می گوید هنوز از مرز بازنگشته؟ واقعیت این است که مجاهدین نمی خواستند و هنوز هم نمی خواهند که اعضای خود با بیرون و جامعه ارتباط داشته باشند، فکر می کردند اگر بنده با آندرانیک دیدار کنم ممکن است مناسبات شیادانه آنها را برایش بازگو کنم.

در یک کلام هنرمند متعلق به مردم خود می باشد، اما وقتی هنرمندی وارد این فرقه ضد ایرانی می شود طبیعی است که یک عمر تلاش خود را به فنا داده و محبوبیت خود را در جامعه از دست می دهد واین بسیار دردناک است، به هر حال مرجان هم رفت و مجاهدین دستشان در این زمینه خالی تر شد، اما هنرمندان عزیزمان بدانند که بایستی خود را از این فرقه دور نگهدارند تا مبادا به محبوبیت و موقعیت خود در میان مردم آسیب رسانند و زحمات خود را به باد فنا دهند.

لینک به منبع

پذیرش مرجان در مجاهدین برای استفاده تبلیغی بود

***

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

***

همچنین: