گروه تروریستی مجاهدین در سال94، باندرجوی درمانده‌تر از همیشه!

گروه تروریستی مجاهدین در سال94، باندرجوی درمانده‌تر از همیشه!

 سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم آوریل 2016:…  نتیجه اینکه : 1 – تغییر فاز از موضوع فعالیتهای هسته‌ای به بحث حقوق بشر در ایران از فردای توافق وین توسط مجاهدین را می‌توان تنها بهانه برای ادامه فعالیت تبلیغاتی این گروه در مقابل بر باد رفتن آرزوی ده ساله‌ی در گرفتن جنگ و پیشی گرفتن دیپلماسی فعال در روابط و مناسبات بین المللی دانست. 2 – تلاش چندین ساله مجاهدین به همراه شرکای منطقه ای‌شان … 

مسعود رجوی، بحران بزرگ امنیتی مجاهدین خلق

لینک به منبع

گروه تروریستی مجاهدین در سال94، باندرجوی درمانده‌تر از همیشه!

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

سال 1394 در حالی آغاز شد که مذاکرات هسته ای ایران با 1+5 آخرین مراحل خود را طی میکرد. مجاهدین نیز به سبک و سیاق 4 سال قبل و با شعار «سرنگونی» ، سال 94 را آغاز کردند.

در شامگاه سیزدهم فروردین 1394 یک رویداد منحصربفرد در تاریخ معاصر ایران و جهان بعد از 13 سال در لوزان سوئیس ثبت گردید .

در این میان اما تنها اسرائیل، چند کشور عربی و مزدوران وطن فروش و خائنین بی‌وطنی مثل مجاهدین بودند که بر علیه توافق هسته ای اطلاعیه داده و عقده های فروخورده خود را بر علیه مردم ایران خالی کردند.

بی شک مجاهدین بازنده اصلی توافق ایران با غرب در موضوع هسته‌ای بعنوان بزرگترین چالش سیاسی – دیپلماتیک در بعد از انقلاب 57 هستند که حکم ضربه آخر بر پیکره فرتوت و شکاف زی مجاهدین را داشت.

بدین ترتیب میتوان گفت بعد از توافق هسته ای مجاهدین دیگر بوجود آورنده تحولات در هیچ زمینه ای چه در داخل کشور و چه در عرصه بین المللی نبودند بلکه دنباله رو تحولاتی بودند که در ارتباط ایران با غرب و منطقه بوجود می آمد.

حذف شعار «مجاهدین را در لیبرتی در برابر حمله شبه نظامیان و پاسداران رژیم برای دفاع از خود مسلح کنید» در شهریور 94 که آذین بند سایت های رسمی و غیر رسمی مجاهدین بدنبال شکست جبهه عربی – غربی و عقیم ماندن طرح تجزیه کشور عراق در سال 93 و تلاش مجاهدین برای جلب نظر آمریکا و برخی از کشورهای عربی منطقه برای ایفای نقش جدید در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود، از اولین آثار توافق هسته ای ایران با کشورهای 1 + 5 بشمار میرفت .

تلاش برای چسباندن داعش به ایران در اوایل اردیبهشت 94 از جمله اقدامات مضحک مجاهدین در فضای پس از برجام بود. که تحت عنوان «دعوت یک کمیته فرعی کنگره آمریکا از مریم رجوی برای ادای شهادت در جلسه‌ای در مورد گروه داعش» در سایت های رسمی این گروه منتشر شد. بدین ترتیب در متن کوتاهی که توسط مریم رجوی قرائت گردید بر خلاف تیتر اعلام شده آن، هیچگونه اطلاعاتی در مورد داعش به مخاطبین داده نشد. نهایتا نیز همان آمال و آرزوی خود را بر زبان آورد که : بهترین راه مبارزه با داعش تغییر رژیم در ایران است؟!

نمایش ضد ایرانی و ضد مردمی مجاهدین که با دلارهای آلوده به خون مردم ایران در ویلپنت پاریس در خرداد 94 برگزار گردید اوج وطن فروشی رهبری مجاهدین، را بنمایش گذاشت و تنها صدایی که از حنجره لرزان این عجوزه به گوش می رسید تنها یک واژه و آن هم جنگ بود.

برخی از چهره های حاضر در این نمایش، که مریم رجوی بودن در کنار آنها را برای خود افتخار میدانست ، از طراحان حمله نظامی آمریکا به عراق و از مشهورترین چهره های جنگ طلب آمریکایی طرفدار اسرائیل و خواهان حمله به ایران بودند.

البته این پایان کار نبود. مریم رجوی ۲۴ ساعت بعد از اتمام نمایش ویلپنت در جمع دیگری از حامیان استیجاری خود حضور یافت تا درباره آنچه که وی آنرا «خاورمیانه در آتش افراطی‌گری دینی- نقش مخرب رژیم ایران، ریشه‌ها و راه‌حلها» می نمامید برایشان موعظه کند.
مریم رجوی که از دولت آمریکا در رودرو شدن نظامی با ایران ناامید شده بود حال به سیاست متحد کردن کشورهای عربی و برانگیختن آنها بر علیه جمهوری اسلامی ایران روی آورد تا شاید از این رهگذر آتش جنگی شعله ور شده و مجاهدین به نیات کثیف خود برسند.

وی در بخشی از سخنان خود میگوید: “دو اشتباه محاسبه کشورهای منطقه در سالهای گذشته بیشترین کمک را به حکام تهران کرد. اولاً این‌که گویا با مدارا با این رژیم می‌توان از دخالتهای آن جلوگیری کرد، ثانیاً این تصور که گویا ابتکارعمل مقابله با رژیم ایران باید در دست آمریکا باشد. این دو اشتباه منطقه را از یک اتحاد عمل ضروری با مقاومت ایران محروم کرده و تواناییها و ظرفیتهای منطقه در مقابله با تاخت و تازهای تجاوزکارانه رژیم ایران را بی‌اثر کرده بود.”

اطلاعیه مجاهدین در بیست و سوم تیرماه 94 به افاضات مریم رجوی اشاره دارد که نشان از ورشکستگی خطی – استراتژیکی، پرت افتادگی و در یک کلام بی سوادی سیاسی وی دارد.

آنچه در این اطلاعیه به وضوح به چشم می‌خورد ترس و وحشت مریم رجوی از تبعات توافق هسته‌ای و تاثیرات آن در تشکیلات مجاهدین و نتیجه تحلیل غیر واقعی و وارونه مسائل ایران طی سه دهه گذشته بود، واقعیتی که به طریق اولی نشانگر عجز رهبران وطن‌فروش مجاهدین از تحلیل مسائل سیاسی، اجتماعی ایران بحساب می آمد.

مریم رجوی وقتی تمامی تلاش این گروه در وطن فروشی و مزدوری به کشورهای غربی و برخی کشورهای عرب منطقه را بر بادرفته دید در اوج استیصال اعلام کرد: ” . . . اگر کشورهای 1+5 قاطعیت بخرج می‌دادند رژیم ایران هیچ چاره‌ای جز عقب‌نشینی کامل و دست کشیدن دائمی از تلاش برای دستیابی به بمب اتمی و مشخصاً دست برداشتن از هر گونه غنی‌سازی و تعطیل کامل پروژه‌های بمب‌سازی نداشت. “

در شامگاه روز 04/05/1394 اما پیامی از مسعود رجوی رهبر کوتوله مجاهدین بر خروجی وب سایت های این گروه قرار گرفت که تناقض گویی های وی در این پیام ، نشان دهنده اوج ورشکستگی مجاهدین با از دست دادن موضوع هسته یی بعنوان یک اهرم استراتژیکی را نشان میداد.

پیام رجوی مطول و البته خسته کننده که حاوی هیچ نکته‌ی جدید، جز سوز و گداز رجوی از اینکه روزگار بر وفق مراد وی نمی‌چرخد نبود.

بعد از این تاریخ بود که مجاهدین تلاش کردند برای مخدوش کردن رابطه ایران با کشورهای اروپایی در دوران پسا فرجام با ابزاری جدیدی ، «بنام حقوق بشر» ، وارد کارزار شوند.

مریم رجوی در تاریخ هفتم بهمن 94 در گردهمایی شهرداران فرانسه برای نشان دادن مخالفت و تقابل خود با سفر آقای روحانی به فرانسه سخنرانی کرد. وی تلاش کرد تا با سخنان خود در افکار عمومی فرانسه و مخاطبینش تاثیر بگذارد . در ادامه نیز تجمعات اعتراضی به این سفر با چاشنی حقوق بشر در دستور کار این گروه قرار گرفت. البته تغییر محل تظاهرات از میدان «تروکادورو» به میدان «دانفر روشرو» توسط دولت فرانسه خود شکست دیگری را بر این گروه تحمیل کرد که توسط مجاهدین سانسور خبری شد.

ضمن اینکه بدلیل همراهی برخی گروههای تروریستی سوریه و تجزیه طلبان عرب و برخی از عناصر وابسته به اسرائیل در این تجمع بیش از گذشته وابستگی این گروه به بیگانگان و دشمنان ایران را نشان داد . بنحویکه این عمل ضد مردمی آنان از دید رسانه ها هم مخفی نماند.

بدین ترتیب میتوان گفت: آویزان شدن به موضوع حقوق بشر توسط مجاهدین تنها بهانه برای ادامه فعالیت تبلیغاتی در مقابل برباد رفتن آرزوی ده ساله‌ی در گرفتن جنگ و پیشی گرفتن دیپلماسی فعال در روابط و مناسبات بین المللی این گروه بوده است.

در عرصه داخلی اما، انتخابات هفتم اسفند 94 مجلسین ایران آزمون مهمی برای مجاهدین برای سنجش اعتبار این گروه چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین المللی محسوب میشد و اینکه این گروه تا کجا میتواند در چنین تحولاتی تاثیر گذار باشد.
البته پاسیویسم ناشی از شکست هسته ای که بر تمامی تار و پود مجاهدین حاکم شده بود خیلی زود خود را نشان داد و باعث شد رهبری مجاهدین با سکوت و بدون دادن هرگونه اطلاعیه ای موج انتخابات را از سر رد کرده و بطور غیر مستقیم و غیر رسمی مردم را به عدم شرکت در انتخابات و بهم ریختن آن تشویق کند.

در تاریخ 19/11/94 سایت رسمی مجاهدین بعنوان اولین اقدام در مقاله‌ای تحت عنوان «نه به نمایش انتخابات، آری به آزادی و دموکراسی!» تلاش کرد از زبان خبرگزاری نیویورک تایمز برخی اظهار نظر «ایرانیان» در خصوص انتخابات اسفند ماه 94 که بصورت هدفمند دست پخت خود مجاهدین بود را بازنشر کند !؟

البته ناگفته نماند مقاله استرون استیونسون در هافینگتون پست هم که در اواخر بهمن 94 در سایت مجاهدین تحت عنوان «مرزبندی جناحها در ایران عمیق‌تر می‌شود» انعکاس یافت را نیز باید در ردیف همین فریبکاریهای جدید رجوی قرار داد. تا شاید شنیدن کلماتی مانند « سرنگونی» ، «شکاف انتخاباتی» ، «سال پایانی برای رژیم» و . . . از زبان استرون استیونسون تاثیر بیشتری از حرفهای رجوی در اذهان اعضای تشکیلات مجاهدین داشته و ضمن غلبه بر یاس و ناامیدی نیروها از زیزش آنان نیز جلوگیری کند.

ولی در ورای همه بازی های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش آمد که چرا رهبر کوتوله و خود خوانده مجاهدین در آستانه انتخابات اطلاعیه ای رسمی صادر نکرد تا شخصا آنرا تحریم کند.

البته پاسخ روشن بود. چرا که رجوی بخوبی میدانست که اطلاعیه های وی هیچ تاثیری در روند انتخابات نخواهد داشت و بیشتر بر این موضوع که تشکیلات مجاهدین در ایران پایگاه اجتماعی نداشته و طرد شده اند صحه خواهد گذاشت. لذا رجوی تلاش کرد با شیوه های گوناگون و من غیر مستقیم بر طبل تحریم انتخابات بکوبد. تا بی آبرویی جدیدی از قِبَل بی توجهی مردم به خواسته وی نصیبش نگردد.

البته تنها کسانی که در این مسیر مجاهدین را یاری کرد تلویزیون دولتی عربستان «الاخباریه» بود.

این تلویزیون در گزارشی، تلاش کرد فضای آزاد انتخاباتی و آرام ایران را که برگرفته از اطلاعیه مجاهدین در روز انتخابات بود، بشدت امنیتی نشان بدهد تا جایی که ادعا کرد دولت و نظام ایران از شورش مردم در بیم و هراس هستند و مراکز رأی را محاصره کرده‌اند.

ولی در مقابل؛ رسانه‌های خبری مانند رویترز، فرانس‌پرس، نیویورک تایمز، آسوشیتدپرس از جمله رسانه‌هایی بودند که مجبور شدند به استقبال مردم از انتخابات در گزارشات خبری ارسالی شان اعتراف کنند.

شبکه لبنانی المیادین نیز در گزارشی از روند انتخابات هفتم اسفند در ایران، اعلام کرد: با وجود اتمام وقت قانونی انتخابات و تمدید آن، مردم همچنان پای صندوق های رأی حضور میابند.

آنچه در این میان دستگاه تبلیغاتی مجاهدین را ناکارآمد می‌کرد تناقض آشکار در گفته‌های رهبران این گروه بود، وقتی که ادعا میکردند مردم ایران هیچ استقبالی از انتخابات نخواهند کرد، ولی هرگز آنرا بر خلاف سالهای قبل تحریم نکردند و رهبر کوتوله و خود خوانده شان هم هیچ حرفی نزد.

مریم رجوی در آستانه انتخابات در ششم اسفند 94 در اطلاعیه‌ای گفت: «نتیجه این نمایش که کمترین مشروعیتی از نظر مردم ایران ندارد هر چه که باشد، تمامیت دیکتاتوری دینی را تضعیف، بحرانهای درونی آن را تشدید و انزجار و خشم مردم از باندهای فاسد و تبهکار حاکم را دو چندان می‌کند. » ولی هرگز جرات گفتن این جمله که آنرا تحریم کنید نداشت.

واقعیت این است که خود رهبران مجاهدین هم می‌دانستند که نه حرفشان و نه عمل‌شان هیچ تأثیری در اراده مردم ایران ندارد. چرا که آنقدر دلیل و مدرک در وطن فروشی، جرم و جنایت این گروه چه در حق مردم ایران و چه در حق اعضای در بند این گروه وجود دارد که باعث شود مردم از این گروه روی گردان شوند.

اما یک دلیل قانع کننده برای رهبران مجاهدین وجود داشت که باعث میشد آنان این چنین خود را مضحکه عام و خاص کنند. آن هم نیاز درون گروهی بود که تشکیلات مجاهدین را در آستانه انفجار قرار میداد. تا بتوانند به نحوی تناقص آشکار حمایت مردم از جمهوری اسلامی ایران که رهبران مجاهدین بیش از سه دهه آنرا تحت عنوان «رژیم ضد بشری» در گوش اعضای نگون‌بخت خود خوانده‌اند را بپوشانند.

از دردناک ترین وقایع سال 94 حضور تعدادی از خانواده های اعضای مجاهدین گرفتار در اردوگاه لیبرتی در خاک عراق در ماه بهمن بود.در طول سال 94 حدود 550 نفر از ساکنان لیبرتی به کشور آلبانی منتقل شدند. ولی خانواده ها همچنان در حسرت دیدار با عزیزان خود ماندند.

این خانواده ها که از استانهای مختلف کشور به امید دیدار با اعضای خانواده شان به لیبرتی آمده بودند مثل دفعات قبل با دیوار سرد و سنگی مجاهدین روبرو شدند.
مجاهدین به بهانه اینکه این افراد خانواده های واقعی ساکنان نبوده بلکه مأموران وزارت اطلاعات ایران هستند که در لباس خانواده جهت توطئه علیه جان و امنیت این افراد به اردوگاه مراجعه کرده‌اند از دادن هر گونه ملاقاتی خودداری کردند.

در مقابل این ترفند کثیف رهبران مجاهدین ، خانواده ها نیز لیستی حاوی اسامی مراجعه کنندگان و عزیزانی که برای دیدار با آنها آمده اند تهیه کرده و به مسئولین مربوطه کمیساریای عالی ملل متحد در امور پناهندگان در محل تحویل دادند و اعلام نمودند که حاضرند هرگونه مدرکی که لازم باشد جهت اثبات نسبت خود ارائه نمایند.

آنچه که در این میان گفتنی است اینکه سازمانی که روزی به خانواده های مجاهدین بعنوان حامیان خود در داخل کشور نگاه میکرد حال در اثر وطن فروشی رهبران این گروه، سازمان به جایی رسیده است که خانواده اعضای خود را دشمن اصلی این گروه محسوب میکند. ضمن اینکه خانواده ها نیز از اینکه عضوی از خانواده هایشان در مسیر اهداف فرقه ای و وطن فروشی های این گروه هزینه شده است شرمسارند و تلاش میکنند هرچه زودتر آنها را از چنگال رهبران جنایت کار این گروه نجات دهند.

سواستفاده از مناسبت های مختلف در سال 94 نیز مثل سالهای قبل در دستور کار مجاهدین بود. و مجاهدین از هیچ تلاشی برای تاثیر گذاری بر اراده مردم فروگذار نکردند.
16 آذر اولین مناسبتی بود که مجاهدین تلاش کردند درسال 94 با تبلیغات گسترده حول آن خلاء شکست های خود بویژه در زمینه هسته ای را پر کنند.

بدین ترتیب مجاهدین از همان اوایل آذر ماه با دهها اسم رسمی و غیر رسمی و جعلی و مستعار سعی کردند تا از روز 16 آذر نهایت سواستفاده را در مسیر اهداف فرقه ای خود بکنند.

چه اطلاعیه هایی را که بنام دانشجویان دانشگاه این شهر و آن استان و . . . جعل نکردند چه شعر و شعرهایی را که نسرودند و چه اطلاعیه هایی را که صادر نکردند و چه صفحاتی را که در فیسبوک و . . . به دروغ های آنچنانی آراسته نکردندو چه لفاظی هایی را که به دروغ به این و آن نسبت ندادند.

در تلگرام، کانال خبری ساختند تا مردم خبرهایشون را برای آنها بفرستد. «شلعه های آذر» راه انداختند تا دانشجویان را تحریک و تهیج کنند و خلاصه به هزار ترفند دست زدند تا شاید از این نمد کلاهی برای مجاهدین دوخته شود ولی نشد که نشد. بالاخره روز 16 آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد.

در روزهای منتهی به پایان سال، مناسبت چهارشنبه سوری آخرین امید مجاهدین نیز برای استفاده تبلیغاتی بر باد رفت.

اینجا این سوال مطرح میشود آیا سازمانی که مدعی قرار گرفتن در نوک پیکان تکامل است، چرا باید اینقدر دیوانه‌وار و با جعل و دروغ بر سر اجرای یک مراسم سنتی و کاملا غیر سیاسی یک روزه این همه سرمایه‌گذاری کند؟!!

باید گفت؛ سیلی محکم و معنادار مردم ایران بر بناگوش رهبر کوتوله و رئیس جمهور خودخوانده مجاهدین در جریان انتخابات هفتم اسفند، چنان عرصه را بر آنان تنگ نمود که رهبر خیالپرداز را به سکوت و رئیس جمهور خودخوانده و باسمه‌ای را به هذیان‌گویی و تلاش مذبوحانه برای بهره برداری از روز چهارشنبه سوری بعنوان یک مناسبت ملی وادار کرد.
تشکیلات مجاهدین با بسیج تمامی امکانات و جعل دهها خبر و گزارش ‌های دروغ و پخش آن‌ها در شبکه های اجتماعی و سایت های خبری وابسته به خود و نهایتا در سیمای شیطان منظرشان سعی کردند چهارشنبه‌سوری را به صحنه مقابله با نظام تبدیل کرده و بنوعی ایرانیت را در مقابل اسلامیت قرار دهند.

ولی آنچه در این میان برجسته میشد تناقض آشکار در رفتارهای دیوانه‌وار این گروه بود. مجاهدین به خوبی می دانستند که برگزاری مراسم‌های ملی و آئینی و باستانی هیچ نقطه تلاقی با مشروعیت نظام حاکم ندارد. ولی بدلیل نیازِ مبرمِ درون گروهی، رهبران مجاهدین مجبورند این فکر را القا کنند که مردم با فراخوان رهبران مجاهدین به خیابانها آمده اند.
بدین ترتیب سال 94 در حال پایان بود و سال 95 از راه میرسید و مریم رجوی همچنان زیر بار شعار «سرنگونی» کمر خم میکرد. و باید چاره ای به آن می اندیشید.

بهار از راه رسید و مریم رجوی در اول فروردین 95 و طبق روش هر ساله و کلیشه ای و صرفا در کادر تبلیغاتی در قلعه اورسورواز پاریس و به همراه جمعی از اعضای این سازمان عید نوروز را جشن گرفته و آنرا به اعضا و هواداران خود تبریک گفت.

در پیام مریم رجوی بر خلاف سالهای قبل خبری از شعار سرنگونی نبود. وی در فاز دروغ گویی و استیصال ، مجبور شد سال 94 را سالی با «پیروزی های پی در پی برای مجاهدین» ؟؟!! تعبیر و تفسیر کند. و در رابطه با سال 95 نیز تنها به این جمله کلی بسنده کرد که: «. . . باید سال 95 را به سال مجدد شکست های پی در پی برای دشمن و پیروزی های پی در پی این مقاومت . . . تبدیل کرد . . . !!؟؟»

مریم رجوی برای کاستن از آبروریزی بیشتر ، مجبور شد یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت مجاهدین اضافه کند تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، به هر نحوی شده خرخره خود و مسعود رجوی را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان بویژه در 4 سال اخیر که بطور متوالی و مستمر آنرا سر میداد خلاص کند. بدون اینکه در مقابل این همه خون و خون ریزی که از دهه 60 به این سو که توسط رهبری نادان این گروه بخاطر همین شعار سر داده شده بود پاسخگو باشد.

نتیجه اینکه :

1 – تغییر فاز از موضوع فعالیتهای هسته‌ای به بحث حقوق بشر در ایران از فردای توافق وین توسط مجاهدین را می‌توان تنها بهانه برای ادامه فعالیت تبلیغاتی این گروه در مقابل بر باد رفتن آرزوی ده ساله‌ی در گرفتن جنگ و پیشی گرفتن دیپلماسی فعال در روابط و مناسبات بین المللی دانست.

2 – تلاش چندین ساله مجاهدین به همراه شرکای منطقه ای‌شان برای تحریک غرب به ایجاد جنگی دیگر با ایران به شکست انجامید و سایه جنگ از سر مردم ایران دور شد.

3 – اجرای برجام پایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای – که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده – یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مصرف داخلی دارد.

4 – برگزاری چند تجمع و گردهم آیی در این یا آن کشور غربی با شرکت چند سیاستمدار بازنشسته غربی و یا عَلم کردن موضوع حقوق بشر، حد نهایی دیپلماسی و پروپاگاندای ناکارآمد مجاهدین طی چندین سال گذشته را نشان میدهد.

5 – متهم کردن آمریکا و کشورهای غربی به پیگیری سیاست مماشات در مقابل ایران آن روی سکه شکست استراتژی جرقه و جنگ مجاهدین است و بنظر میرسد رهبران مجاهدین همچنان در فاز جهان تک قطبی و نه تغییر آن به جهان چند قطبی سیر و سیاحت می کنند.

6 – شکست تمامی تلاش های مجاهدین و درخواست کمک از تمامی حامیان غربی شان بویژه آمریکا برای ماندن در خاک عراق نیز نشانگر سقوط این گروه از موضع یک آلترناتیو سیاسی به یک گروه مزدور و خائن وطن فروش و یک فرقه سیاسی – مذهبی است.

7 – جایگزین کردن شعار «سرفرازی» بجای «سرنگونی» در سال 95 و گم شدن دور نمای این شعار، تعبیر شکست های فضاحت بار این گروه در سال 94 تحت عنوان «پیروزی های پی در پی مجاهدین» ؟ ! آنروی سکه شکست خطی – استراتژیکی این گروه در بیش از سه دهه گذشته در تمامی عرصه های داخلی و بین المللی است.

(پایان)

***

ارتش آزادیبخش ملی ایران فرقه رجوی مجاهدین خلقاز اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24299

شعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵، «سرافرازی» بجای «سرنگونی» 

Maryam Rajavi clown1سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و ششم مارس ۲۰۱۶:…  به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر ، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند. البته نا گفته نماند علیرغم مطالب گفته شده بالا ، مریم رجوی به همراه اعضای این سازمان در نمایش عید نوروز … 

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

لینک به منبع

شعار جدید مجاهدین در سال ۱۳۹۵

«سرافرازی» بجای «سرنگونی»

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

مریم رجوی در اول فروردین و طبق روش هر ساله در اورسورواز پاریس و به همراه جمعی از اعضای این سازمان عید نوروز را جشن گرفته و آنرا تبریک گفت.

پیام مریم رجوی بر خلاف سالهای قبل از هیچ انسجامی برخوردار نبود و اگر از تبریک گفتن های وی به اعضای سازمان در لیبرتی، آلبانی ، شخص مسعود رجوی ، مردم ایران ، زندانیان سیاسی و بالاخره جمعبندی از سال ۹۴ که وی آنرا در بهت و ناباوری «پیروزی های پی در پی برای مجاهدین» ؟؟!! میخواند را کنار بگذاریم، بلحاظ سیاسی و اهداف سازمانی هیچ چیز مهمی را در بر نداشت.

تفاوت بارز پیام مریم رجوی به نسبت سالهای قبل، مشخصا در ۴ سال گذشته که سلسله وار شعار سرنگونی در سال پیش روی را برای سرپا نگه داشتن اعضای سازمان میداد، این بود که امسال، از این شعار مضحک دیگر خبری نبود .

مریم رجوی بجای دادن شعار هر ساله اش به این جمله بسنده کرد که: «. . . میتوان و باید سال ۹۵ را به سال مجدد شکست های پی در پی برای دشمن و پیروزی های پی در پی این مقاومت . . . تبدیل کرد. . . . !!؟؟ »

به همین دلیل و برای کاستن از آبرو ریزی بیشتر ، یک سین دیگر تحت عنوان «س= سرفرازی» به سفره هفت سینش اضاف کرد تا ضمن کمرنگ کردن شعار سرنگونی، خود را نیز از زیر بار قول سرنگونی به اعضا و هواداران این سازمان خلاص کند.

البته نا گفته نماند علیرغم مطالب گفته شده بالا ، مریم رجوی به همراه اعضای این سازمان در نمایش عید نوروز ۹۵، در مدرسه استثنایی اور سورواز پاریس، متفاوت تر از گذشته ظاهر شدند؛ از جلمه سفره آرایی جدید برای هفت سین، اضافه کردن سین «س = سرفرازی» به سفره، چاپ پرچم های جدید، نحوه گرفتن پرچم ها بهنگام سرودخوانی ، انتخاب نام جدید به محل استقرار اعضای سازمان در آلبانی تحت عنوان «اشرف ۳» و پذیرایی با شیرینی توسط مریم رجوی از نفرات حاضر در این مدرسه از جمله اتفاقات جالب در این نمایش و در شروع سال جدید بود.

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسورواز پاریس – ما گلهای خندانیم
امسال کلمه سرفرازی را خانم معلم بما یاد داده است.

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسورواز پاریس – ما گلهای خندانیم –
این سرود را خانم معلم به ما یاد داده است.

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسوراز پاریس – ما گلهای خندانیم
ما مدره هستیم. بجای عمو نوروز بابانوئل داریم

مریم رجوی: سرفرازی بجای سرنگونیَ

مدرسه استثنایی اورسورواز پاریس
ما گلهای خندانیم – من مهدی هستم. اسم دوستم هم محمد است.
ما سالهاست در این مدرسه درس می خوانیم!؟

(پایان)

*** 

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24046

سرنگونی ؛ استراتژی یا وسیله فریب اعضا 

Mojahedin_Khalq_Iran_March20163سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، سوم مارس ۲۰۱۶:…  «سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود. تا شاید بتوان برای چند صباح دیگر اعضای نگون بخت را در تشکیلات مجاهدین نگه داشت. و ذهن آنان را به … 

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

لینک به منبع

«سرنگونی» ؛ استراتژی یا وسیله فریب اعضا

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

«سرنگونی»، سال هاست که به یک شعار بی مصرف و بی محتوا که توسط رهبران نادان این گروه سر داده میشود تبدیل شده است و چیزی که از آن باقی مانده تنها یک نوشته بر روی یک تکه کاغذ است که هر سال بر سفره هفت سین مجاهدین تحمیل میشود. تا شاید بتوان برای چند صباح دیگر اعضای نگون بخت را در تشکیلات مجاهدین نگه داشت. و ذهن آنان را به انبوه سوال ایجاد شده در خصوص خط، استراتژی ، ایدئولوژی و سیاست گِل گرفت.

اگر نگاهی به گذشته نه چندان دور و شعارهای سرنگونی مجاهدین بیندازیم خیلی بهتر میتوان عمق نگاه تحقیر آمیز رهبران آنان در حق اعضای دربند این گروه را دریافت.

حال باید ماند و دید رهبران نادان و خیالپرداز مجاهدین با چه ترفند جدیدی در نوروز ۱۳۹۵ به صحنه خواهند آمد.

آنچه که ذیلا آورده میشود تنها گوشه ای از فریب کاریهای مجاهدین در حق اعضای در بند این گروه است.

مراسم تحویل سال ۱۳۹۰ و بخشی از صحبت های مریم رجوی:

« . . . نوروز ۱۳۹۰ نوروز قیام های ایران . . . آغاز عصر آزادی و دموکراسی . . . عصر زنان و جوانان و عصر حاکمیت مردم .. . . »

مریم رجوی در کنفرانس پاریس: «زمان سرنگونی ملاها در ایران فرا رسیده است»

کنفرانس بین‌المللی در پاریس با حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت

خروج مجاهدین از لیست آمریکا، چشم‌انداز تغییر در ایران در سال ۲۰۱۳ – ۲۷آبان ۱۳۹۱ (۱۷نوامبر ۲۰۱۲)

خبرگزاری فرانسه: مریم رجوی: «زمان سرنگونی ملاها در ایران فرا رسیده است»

خبرگزاری فرانسه ۱۷نوامبر ۲۰۱۲ (۲۷آبان) پاریس

روز شنبه مریم رجوی در پاریس گفت خروج مجاهدین خلق از لیست تروریستی ایالات متحده تعادل‌قوا را در ایران تغییر داده و راه را برای بالا گرفتن جنبشی که قادر است ملاها را سرنگون کند باز کرده است.

خبرگزاری اسپانیا در تاریخ ۲۷ آذر ۹۱ به دیدار مریم از اسپانیا اشاره می‌کند : مریم رجوی عنوان می‌نماید که بهار ایران به حاکمیت آخوندها خاتمه می‌دهد .!!

سایت وای او نیوز ( تلویزیون والدوآز – فرانسه ) به تاریخ ۱۳ ژوئن ۲۰۱۳ به نقل از مریم رجوی عنوان می‌کند که زمان سرنگونی ملاها در ایران فرا رسیده است .!!

در مراسم افتتاحیه اجلاس میاندوره‌ای شورا به تاریخ ۲۸ دی سال ۹۱ مریم رجوی باز هم عنوان می‌کند که وارد مرحله سرنگونی شدیم و باید در آینده نزدیک رژیم سرنگون شود .

تلویزیون العربیه در ۱۴ بهمن ۹۱ خبری مبنی بر گردهمایی بین المللی در پاریس با حضور مریم رجوی پخش نمود که در آنجا به نقل از مریم قجر عنوان می‌نماید که امسال سال تغییر در ایران می‌باشد .!!

سخنرانی مریم در مجلس ملی فرانسه به تاریخ دوم اسفند ۹۱ : حکومت ایران در مرحله سرنگونی قرار گرفته است .!!

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

مجاهدین خلق مریم رجوی و سرنگونی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17466

تابلو “س = سرنگونی” مریم قجر چی شد؟

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، پاریس، بیست و هفتم مارس ۲۰۱۵:… بعد از سرنگونی صدام ملعون وفرار مریم قجر به پاریس و رجوی زنباره به سوراخ موش همه ساله مریم قجر برای سرپوش گذاشتن به فرارخودشان و دارو دسته جنایتکار فرقه ؛ درویلای اوورسوراواز با شرکت جیره خواران و حقوق بگیران مریم قجر سفره هفت سین می گذاشت و در بین سفره هفت سین یک تابلو که روی ان نوشته می شد س = سرنگونی …

مریم رجوی عراق صدام حسینایرج شکری: توّهم بی پایان .

لینک به منبع

تابلو “س = سرنگونی” مریم قجر چی شد؟

رجوی زنباره بعد از فرار از ایران در یک مصاحبه گفته بود در کوتاه ترین مدت با اب شدن اولین برف به ایران بر می گردد حال بیش از ۳۵ سال گذشته معلوم شده هنوز یخهای تهران اب نشده تا رجوی بتواند به ایران بر گردد مثل اینکه ایران سرد تر از سیبری یا الاسکا شده !

بعد از رفتن رجوی به عراق و مستقر شدن در کاخها و اردوگاههای نظامی اهدائی صدام ملعون به رجوی زنباره و درست کردن حرمسرا توسط شخص رجوی و مریم قجر هر سال در مراسم عید نشست برگزار می کرد وعده می داد امسال سال سرنگونی و در سال ۷۷ به هر کدام یک از اعضاء دفتری دادند که روی دفتر شکل یک ساعت چاپ شده بود و رجوی در نشست هم سال ۷۷ سال مرحله آمادگی برای سرنگونی اعلام کرد که گویا هنوز مرحله آمادگی که رجوی اعلام کرده بود تمام نشده وهنوزهم معلوم نیست مثل برف اب شدن اولین برف مرحله آ۷۷چقدر طول خواهد کشید !

بعد آن رجوی علاوه بر تهدید اعضاء به زندان و فرستادن به زندان ابوغریب و … با شیادی کامل مختص شخص رجوی فاز سرنگونی اعلام کرد اما معلوم نیست تک فاز یا ۲ فاز ۳ فاز یا این فاز هم تا ماشالله ادامه دارد .

رجوی در سال ۷۹ برابر با سال ۲۰۰۰ میلادی بعد از ملاقات با عزت ابراهیم معاون صدام ملعون که نزدیک به عید صورت گرفته بود بعد از تحویل سال با انداختن باد به غب ؛ غب اعلام کرد عزت ابراهیم گفته شما در سال ۲۰۰۰ رژیم ایران سرنگون خواهید کرد و ما در رژه ای که در تهران برگزار خواهید کرد شرکت خواهیم کرد !

باز بیش از ۱۵ سال بیش از وعده رجوی زنباره و عزت ابراهیم جنایتکار فراری می گذرد و گویا هنوز سال ۲۰۰۰ نرسیده و قرار بعد از رسیدن سال ۲۰۰۰ رجوی رژیم ایران سرنگون بکند !!!

بعد از سرنگونی صدام ملعون وفرار مریم قجر به پاریس و رجوی زنباره به سوراخ موش همه ساله مریم قجر برای سرپوش گذاشتن به فرارخودشان و دارو دسته جنایتکار فرقه ؛ درویلای اوورسوراواز با شرکت جیره خواران و حقوق بگیران مریم قجر سفره هفت سین می گذاشت و در بین سفره هفت سین یک تابلو که روی ان نوشته می شد س = سرنگونی و مریم قجر هم ان تابلو را دست می گرفت وعده سرنگونی با تاریخ مشخص می داد و اینکار هر سال تکرار می کرد اما بعد از افشاگریهای اعضاء جدا شده ومشخصآ شیوه فریب و شیادکاریهای رجوی زنباره و مریم قجر برای فریب و نگه داشتن اعضاء در اسارتگاههای فرقه رجوی و … امسال مریم قجر مجبور کرد که در اوردن ادا اطوار تکرار نکند و تابلو س = سرنگونی دیگر در سفره هفت سین نگذارد و رو دست نگیرد و تاریخ سرنگونی ندهد .

اما سفره هفت سین مریم قجر و رجوی زنباره را باید با سینهای مشخص چیده شود که برآزنده سران فرقه باشد مثل ::

سین اول : سوزش ( سوزش تا ته؛ ته … از افشاگری جدا شده ها

سین دوم : سفسطه (رجوی زنباره و مریم قجر از افشاگری جدا شده هاچنان به سفسطه گویی افتاده اند که ۲۴ ساعته کارشان شده یاوه گوئی و لاپوشانی کردن جنایتها ؛ خیانتها و ….

سین سوم : سابق ( رجوی و مریم قجر به غیر از اعضاء سابق فرقه علاقه خاصی به شوهر سابق ؛ شهردار سابق؛ نماینده سابق کاندید سابق ؛ سفیر سابق ؛ وزیر سابق ؛ وکیل سابق و … دارد و همیشه در کنارش حتما یکی از اینها باید باشد .

۴ــ سوراخ موش ( رجوی علاقه خاصی به این محل دارد و بیش از ۱۲ سالدر سوراخ موش رفته و زندگی خفت بار خودش را ادامه می دهد .

۵ــ سر افکندگی ( رجوی و مریم قجر به همراه دیگر سران فرقه به خاطر جنایت و خیانتهایشان درحق مردم ایران ؛ عراق ؛ اعضاء خود و خانواده اعضاء نگون بخت در پیشگاه ملت و خانواده های قربانیان فرقه رجوی سر افکنده بودند و خواهند بود .

۶ــ سردر گمی (با دور سایه جنگ و تحریم از ملت ایران جا زدن گاو صندوق سازی به جای تاسیسات اتمی نشان از سر درگمی فرقه رجوی می باشد )

۷ــ سماق ( البته رجوی بعنوان رهبر عقیدتی ؛ مسئول شورا؛ فرمانده ارتش تی به دستان ؛ رهبر انقلاب قدیم و نوین ایران ؛ رهبر رقص رهایی ؛ مریم قجر رئیس جمهور در حسرت نیاز مبرم به سماق از نوع هندی دارند تا یکسال دیگر مشغول مکیدن سماق باشند تا سال ۹۴ تمام شود دورباره یک ۷ سین دیگر چیده شود .

البته جا دارد مریم قجر از حسرت بدلی اش برای مقام رئیس جمهوریش حتا ۷۰ سین هم بچیند اخه با ۷ تا که حسرت به دلیشان تمام نمی شود .

کمپ اشرف فوریه 2015جشن ارتش و سپاه بدر در کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) در پی پاکسازی استان دیالی از تروریستها

از منتفی شدن بهانه پایان اعتصاب غذای مجاهدین خلق و حکم قاضی اسپانیایی تا گم شدن جورابهای رجوی و زنش در لیبرتی

تیرانا ژوئیه 2014اولین کسی که از اشرف فرار کرد

***

همچنین:

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛ چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته …
 
 
سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و یکم ژانویه ۲۰۱۶:… اجرای برجام بایان عمر سیاسی مجاهدین نیز هست چرا که جایگزین کردن یک حرکت تاکتیکی مثل موضوع حقوق بشر با موضوع هسته ای – که سرمایه گذاری عظیم چندین ساله استراتژیکی سازمان برای شروع جنگی دیگر در منطقه بوده – یک فریب سیاسی بیش نیست و صرفا مص
 
 
سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم دسامبر ۲۰۱۵:…  و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد. وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند
 
 
سید حجت سید اسماعیلی، ایران اینترلینک، هجدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.  البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندا
 
 
سید حجت سید اسماعیلی (بهرام)، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… انگار این آقایان از همکاری های اطلاعاتی، جاسوسی و مزدوری مجاهدین برای صدام حسین و دیگر کشورها بی خبر بوده و هیچ حرفی برای گفتن ندارند.  امیدوارم خدای ناکرده اروپا نشینی ، پز مبارزه با رژیم دادن و با ذره بین دنبال فاکت ها و دلایل عبور از مرزبندی