گزارشی ازشرایط و وضعیت درونی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ : قسمت ششم

گزارشی ازشرایط و وضعیت درونی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ : قسمت ششم

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، دهم سپتامبر 2015:… خیلی جالب بود اکثر فرماندهان سوار یک خودرو لندکروز شده بودند ، تا آنجائی که یادم هست عبارت بودند : محبوبه جمشیدی ( اذر ) فرمانده لشگر بود، حسین ربوبی ، محسن رضائی ، لیلا ، حسین ابریشم چی ( کاظم ) احمد شکرانی ( فرشید)که تماما از فرماندهان تییپ بودند تلاش می کردند از صنحه نبرد فرار کنند، یک بلندگو دستی در دست حسین ربوبی بود دائم …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
لینک به قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
لینک به قسمت چهارم
لینک به قسمت پنجم

گزارشی ازشرایط و وضعیت درونی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ : قسمت ششم

قتلگاهی به نام سه راه ملاوی :


https://youtu.be/oQ5lGI8pBy0

روزسه شنبه در همان جا بودیم ونیرو زمین گیر شده بود حوالی ظهربود که سر کله هواپیماها و هلی کوپتر های ارتش ایران پیدا شد . سه یا چهار قبضه ضدهوائی 14.6 میلی متر وجود داشت که شروع به آ تش کردند از آنجائی که سطح پرواز بالا بود هیپچ گونه آسیبی به آنها نرسید . در یک مورد هلی کوپترهای در حوالی روستای میر عزیزی و قلعه شیان داشتند نیروهلی برد می کردند . در ارتفاع پائین در فاصله دور یکان ضد هوائی می خواست آن را با موشگ سام 7 هدف قرار بدهد . از آنجائی که ارتفاع خیلی پایئن بود ، موشک با فاصله تقریبا 200 متری از زمین به طرف هدف شلیک شد بدون اینکه به هدف بخورد به دامنه کوهها برخورد. علت آن این بود که قانونمندی های شلیک و زاویه آن را نمی دانستند . یک آموزش تئوری دیده بودند و می خواستند در صحنه عمل کنند ، جواب نداشت. یا موردی دیگر هواپیما حمله کرده بود ضدهوائی چهار لول گیر کرده بود نمی توانست شیلک کند . به خدمه آن یک سرباز اسیر بود که پذیرفته بود به بهای آزادی برای رفتن به دنیال زندگی برای جنگ آمده بود . سلاح را نمی توانست اشکالش را برطرف کند هرچه به او فشار می آوردند که شاید بتواند تعمیر کند می گفت من سرباز پیاده بودم این سلاح که رسته من نبوده که بتوانم اشکال آن را رفع کنم ،خودروئی که سلاح نیمه سنیگین روی آن نصب بود در آنجا رها شد. همان زمان تیر بار کالیبر 50 دوشگا روسی داشت شلیک می کرد که یک باره ازکار افتاد و هرچه تلاش کردند نتوانستند اشکال آن را بر طرف کنند ، آنهم از دور استفاده خارج شد. بعدا ها در آموزش های که می دادند معلوم شد اشکال چی بود یک برگه ناظم کوچک قفل کننده بوده که دستگاه چکاننده را قفل کرده بود . به نفرات جدید که آمده بودند خودرو نیمه سنگین ایفا داده بودند که رانندگی کنند، خودرو هرچه گاز می دادند 50 کیلومتر بیشتر سرعت نمی رفت دائم پشت بی سیم فشار می آوردند که سریع حرکت کن . بعد از یک روز رانندگی که همه جای خودرو را آنگولک کرده بود یک مرتبه دستش خورده بود به اهرمی که خودرو را به در حالت سنگین یا سبک قرار میدهد که کار کرد خودرو نرمال شد . از پشت بی سیم شادی ومیکرد و دیگر دوستش که اوهمه همین مشگل را داشت با شادی می گفتم اشکال را پیدا کردم آن بغل یک اهرم کوچک هست آن را حول بده جلو ماشین درست می شود . یگان های پدافند که اکثرا از نیروهای جدید بود، به دلیل عدم اشنائی با کار کرد آن همان روز اول تقریبا تمامشان از دور خارج شده بودند . مسئول آموزش این ضد هوائی ها تعریف می کرد دو روز اول این شده بود که ساعت به ساعت بدوم سراغ این سلاح ها آن ها را رفع اشکال کنم تا اینکه از دور خارج شدند. سلاح بی کی سی نو اکبند به نفر داده بودند شلیک کند بعد از چند شلیک از کار افتاده بود نمی دانستند چکار کنند! اشکالش این بود که رگلاتور خروجی گاز آن را می بایست تنظیم می کردند که کسی نمی دانست که دست به دامن مسئول آموزش پدافند می شوند.

دوکیلومتر پائین تر سنگ بری از روز قبل متوقف شده بودیم روز سه شنبه ساعت حدود 11 بود که فرمانده یکی از تیپ ها به نام لیلا مراجعه کرد ، گفت خواهر اذر ( محبوبه جمشیدی فرانده لشگر ) گفته یک اسیری گرفته ایم مهم است می آورند و تحویل تو می دهند باید خیلی مواظب او باشی و سفارشاتی کرد.3 – 4 ساعت بعد مجدد خانم لیلا فرمانده تیپ را دیدم پیگیری کردم چی شد خبری از آوردن آن اسیر نشد ؟ گفت مسله منتفی شده مسله را طوری دیگر حل کردند. بعدا ها معلوم شد آن اسیر یکی از فرماندهان سپاه بود که اعدامش کرده اند . بعد از ظهر سه شنبه از طرف روستای وحدت به سمت روستای لرینی آجودان چند ده دستگاه خودرو به حالت ستون د رحال تردد بودند که حدس زده می شد نیروهای رژیم باشد، اما سیستم فرماندهی که بتواند شاسائی و جمع بندی بکند درک این را نداشتند .فقط باعنوان نیروهای کمکی مشکوک ارتش به بالا گزارش شد. بعد از ظهرهمین روز بود که یک پسر جوان که موهاس سرش خیلی کوتاه با یک پیر مردی 60 ساله در کنار جاده به سمت منتطقه درگیری حرکت می کردند رفتند . جلو آنها را گرفتند وسوال جواب کردند که کی هستید و کجا می روید مگر نمی بینید که راه بسته ودرگیری هست؟ جواب دادند که از اسلام اباد می آیم و می خواهیم برویم حسن آباد و از انجا به کرمانشاه برویم . یکسری از فرماندهان به آنها مشکوک شدند ، یکسری نه در این بین که تبادل نظر مابین فرماندهان بود آنها گفتند که پس باشد ما می رویم به سمت روستا دلو حسن آباد، از آن سمت کرمانشاه می رویم . به سمت روستای دلو حسن آباد حرکت کردند ، کماکان ما بین فرماندهان بحث بود که اینها نفرات شناسائی بودند . تصمیم گرفته شد که آنها را اعدام کنند که انها در این بین بیش از یک کیلومتر دور شده بودند . با تیربار بی کی سی انها را به رگبار بستند، اما آنها دیگر رفته بودند ،فاصله شان با ما خیلی زیاد شده بود . نقطه آنها را به رگبار بستند به امید آنکه بتوانند آنها بکشند اما دیگر دیر شده بود.همان طور که توضیح دادم دو سه ساعت قبل ازآن رژیم در حوالی روستاهای می عزیزی و قلعه شیان نیرو هلی برد می کرد. یکساعت بعد از آنکه آن دونفر شناسائی رژیم رفتند آتش توپخانه از طرف روستای دلو حسن آباد شروع شد . داخل خودرو مخابرات با نفر همراه نشسته بودم که بعد از دومین شیک که تقریبا 200 متر خورو اصابت کرد، سریع به نفر همراهم گفتم بپر این طرف خاک ریز که الان میخوریم . بعد از ترک ماشین کاملا در شانه خاکی که مقداری از جاده پایئن تر بود زمین ننشسته بودیم که گلوله توپ بعدی درست کنار خودرو مخابرات اصابت کرد ، خودرو متلاشی شد. به دلیل آتش باری سنگین زیر پل و کناره جاده نیروها زمین گیر شده بودند. هوا به سمت تاریکی می رفت وکسی نمی دانست تا کی باید آنجا متوقف بمانیم و نیروهای جلوئی درگیر بودند و هر از گاهی آمبولانسی عبور می کرد که مجروحین خط اول را به اسلام اباد می برد.

ساعت های 10 شب بود که شدت آتش باری شدید شده بود جاده را می کوبیدند ، از طرفی هم با تیربار ضد هوائی از روستا جاده را زیر اتش گرفته بودند . به عمد نیرو ها را به سمت سه راه ملاوی می راندند .نیروهای که در حوالی روستای میر عزیزی وقلعه شیان هلی برد کرده بود از جاده خرم آباد به طرف سه راه ملاوی و پمپ بنزین آمده بودند .از سوئی دیگر نیروهای هم که به روستا ی لرینی آجودان آمده بودن به طرف سه راه ملاوی پیشروی کردند، از هر دو طرف تپه های مشرف به جاده را همزمان اشغال کردند . در بالای تپه تیربار بی کی سی مستقر کردند ، در یال تپه به سمت شرق تعد زیاد تک تیرانداز مستقر کرده بودند و نیروی پیاده در دامنه تپه دو طرف جاده مستقر کرده بودند . از نیمه های شب تا سپیده روشنائی صبح درگیری وحشتناکی در این فاصله 1کیلومتری صورت گرفت . در واقع قتل گاه درست کرده بودند از طرف روستای دلو حسن اباد با اتش توپخانه سنگین نفرات را وادار می کردند به سمت اسلام اباد حرکت کنند ، در این سه راهی با کمینی که بر پا کرده بودند کشتارگاه بود و ازهر کجا آتش بلند می شد تک تیراندازها می زدند.در هیمن شب فرماندهی، لشکر و تیپ ها در حال فرار از صحنه بودند . خیلی جالب بود اکثر فرماندهان سوار یک خودرو لندکروز شده بودند ، تا آنجائی که یادم هست عبارت بودند : محبوبه جمشیدی ( اذر ) فرمانده لشگر بود، حسین ربوبی ، محسن رضائی ، لیلا ، حسین ابریشم چی ( کاظم ) احمد شکرانی ( فرشید)که تماما از فرماندهان تییپ بودند تلاش می کردند از صنحه نبرد فرار کنند، یک بلندگو دستی در دست حسین ربوبی بود دائم از داخل خودرو به نفرات فرمان می داد ، بچه ها راه را با آتش باز کنید !! از سوئی دیگر هم می گفت بچه بروید کمک اسفندیار ( محسن محتسبی که معاون فرمانده یکی از تیپ ها بود که در صحنه داشت می جنگید .) این فرماندهان برای خارج شدن از صحنه درگیری ازمهدی برائی فرمانده لشگر اسلام اباد در خواست زرهی کردند که بتوانند از صحنه خارج شوند . د قیقا یادم هست، یکان زنده یاد عمران بود که از اسلام اباد توانست بیاید در میدان درگیری به خودرو لندکروز فرماندهان رسید ، برای آنها دیواره حفاظتی درست کرد تا از میدان درگیری خارج کند . حسین ربوبی در حالی که با بقیه فرماندهان در حال فرار بود،کماکان با بلند گو دستی خود فرمان می داد بچه بروید کمک اسفندیار!!! اما خودشان … ادامه دارد

 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20219

سازمان مجاهدین تسلیم فشارهای خانواده ها و کمیساریای پناهندگی می شود

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، دهم اوت ۲۰۱۵:… هر هفته روزهای چهارشنبه کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد پانزده یا شانزده نفر از ساکنان لیبرتی را به آلبانی منتقل می کند. به محض در یافت خبرهای جدید تر بویژه اسامی منتقل شدگان؛ هموطنان به خصوص خانواده های این اسیران را مطلع خواهیم کرد. لازم به یادآوری است که به دنبال انجام توافق اتمی بین ایران و قدرتهای بزرگ؛ رهبری فرقه رجوی که روی عدم …

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

سازمان مجاهدین تسلیم فشارهای خانواده ها و کمیساریای پناهندگی می شود

بنا بر اخباری که از تشکیلات فرقه رجوی در اروپا بدست آمده است، سران فرقه رجوی بر اثر فشار خانواده ها از داخل و خارج ایران ودر نتیجۀ فشارهای کمیساریای عالی پناهندگی پذیرفتند که تعداد ۲۰۳ نفراز اسیران کمپ لیبرتی در عراق به کشور آلبانی انتقال پیدا کنند. هر هفته روزهای چهارشنبه کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد پانزده یا شانزده نفر از ساکنان لیبرتی را به آلبانی منتقل می کند. به محض در یافت خبرهای جدید تر بویژه اسامی منتقل شدگان؛ هموطنان به خصوص خانواده های این اسیران را مطلع خواهیم کرد.

لازم به یادآوری است که به دنبال انجام توافق اتمی بین ایران و قدرتهای بزرگ؛ رهبری فرقه رجوی که روی عدم انجام توافق و در نتیجه احتمال وقوع جنگ و حمله به ایران حساب باز کرده بود با غلط از آب در آمدن حسابها و شکست سرمایه گذاریهایش روی لابیهای جنگ طلب خود بویژه در آمریکا به این نتیجه رسیده که دیگر نگهداری افراد بویژه مسئولین بالا و فرماندهان در جهنم عراق و زیر خطر مرگ که منفوریت بیش از پیش فرقه رجوی در میان ایرانیان داخل و خارج کشور بویژه خانواده های افراد و نیز افزایش موج جدایی حتی میان اعضا و مسئولین قدیمی را موجب می شد هیچ سودی برای این فرقه ندارد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20002

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقمحمد حسین سبحانی: غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

لینک به منبع

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد

چند روزی بود کسانی که زنده مانده بودند و توانسته بودند خودشان را از معرکه نجات بدهند . در قرارگاه اشرف جمع بودند. آن روز ها در هر گوشه و کنار ، در سالن عذا خوری ، اسایشگاه ها ، محوطه هر چند نفری که دور هم جمع می شدند تمام حرف ها تجزیه وتحلیل شکست عملیات دروغ جاودان بود. در تمام این محفل ها هم شخص مسعود رجوی زیر علامت سوال بود . خیلی ها بدون هیچ واهمه ای در این محفل های بیان می کردند که مسعود رجوی و ستاد فرماندهی اش باید بیایند جواب بدهند . از این مقامی که دارند همه شان باید استعفا بدهند . اولین نشست جمعی بعد از عملیات بود که فکر کنم دوهفته ای بود که نفرات به قرارگاه سابق اشرف بر کشته بودند . بعد از بلغور کردن مقداری از کتاب قران نزدیک ۲ ساعت زمان برد که از قسمت های مختلف آن را انتخاب کرده بود و بلغور می کرد. تماما در این جهت بود که این شکست خفت بار را توجیح کند. به محض اینکه مسعود رجوی اعلام کرد برای جمعبندی عملیات ، میخواهیم نظرات شما را بشنویم و جمبندی خودمان را انجام بدهیم نفرات پشت میگرون که قرار میگرفتند تماما زیر علامت سوال بردن مسعود رجوی و ستاد فرماندهی وی بود. به صراحت نفرات بیان می کردند که مسعود رجوی به عنوان فرمانده و دیگر فرماندهان باید استغفا بدهند .بطور مشخص دوست عزیزمان اقای کفائی بیش از نیم ساعت با رجوی سر این که موضع بحث می کرد بارها رجوی در این بحث و جدل محکوم شد ونتوانست جواب بدهد . نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد . دو روز بعد از آن نشست عمومی فرماندهان اعلام کردند که قرار است مسعود رجوی با افراد مجروح ملاقات کند که نفرات را آماده کردند که به نزد وی برویم . یک ساعت قبل از برگذاری این نشست برنامه کنسل شد. وقتی با یکی از دوستان که از فرماندهان بود مسله را پیگیری کردم دوستانه گفت : از این واهمه داشتند که مجدد مثل نشست عمومی بشود و نتوانند موضوع نشست و ملاقات را کنترل کنند . الان نفرات خیلی عصبی هستند چون دوستان زیادی را از دست داده اند ترجیح می دهند که الان هیچ گونه نشستی برگذار نشود تا فضا مقداری آرام بشود دو ماه بعد از آن بود که نشست صلیب را رجوی برگذار کرد که خودش را با خضرت مسیح مقاسیه می کرد . حرفش این بود که هرکس مرا می خواهد صلبیش را بردارد و بدنبال من بیاید ….. کسی که در عمل هر وقت موقع عمل بود از ترس جانش فرار کرده است . بعد از آن نشست بود که سرکوب شدید در تشکیلات شروع شد . رسما در تشکیلات اعلام کردند کسی در رابطه شکست عملیات دروغ جاویدان حق صحبت کردن ندارد و تشکیلاتا اعلام کردند ممنوع است . اگرآن سرکوب شدید شروع نمی شد و ممنوعیت ها نبود ، نه از شیر اثری می ماند نه از شیر نشان.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18908

چرا سازمان مجاهدین به هتل مهاجر در بغداد این قدر تهمت می زند ؟ این همه ترس و واهمه بابت چیست؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، ششم ژوئن ۲۰۱۵:… بعد از بسته شدن کمپ تیف فرار نفرات از تشکیلات فرقه ادامه داشت، سران فرقه فکر کرده بودند با بستن کمپ تیف می توانند نفرات را مهار کنند که فرار نکنند. اما در اینجا هم تحلیل سران فرقه آبکی درامد و نفرات کماکان فرار می کردند. در سال ۲۰۰۹ ارتش آمریکا تحویل دهی بعضی از مناطق به دولت عراق را شروع کرد ازجمله سازمان مجاهدین در کمپ اشرف را …

تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
داستان تیف چیست که سازمان مجاهدین بعد سالیان که تیف منحل شد، کماکان سوز و گداز دارد؟ قسمت اول

لینک به قسمت دوم
تیف و تبعات آن در دستگاه مجاهدین با گذشت سالها : قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
تحلیل کمپ جدا شدگان تیف و اثرات ان بر اردوی رجوی

چرا سازمان مجاهدین به هتل مهاجر در بغداد این قدر تهمت می زند ؟ این همه ترس و واهمه بابت چیست؟

چرا رجوی ها تمام تلاش خود را می کنند که هتل مهاجر در بغداد را اینقدر وجشناک توصیف کنند در بحث قبلی تحلیل بر کمپ تیف داشتیم که در ادامه به داستان هتل مهاجر می رسد

شکل گیری هتل مهاجر

بعد از بسته شدن کمپ تیف فرار نفرات از تشکیلات فرقه ادامه داشت، سران فرقه فکر کرده بودند با بستن کمپ تیف می توانند نفرات را مهار کنند که فرار نکنند. اما در اینجا هم تحلیل سران فرقه آبکی درامد و نفرات کماکان فرار می کردند. در سال ۲۰۰۹ ارتش آمریکا تحویل دهی بعضی از مناطق به دولت عراق را شروع کرد ازجمله سازمان مجاهدین در کمپ اشرف را هم تحویل سازمان ملل و دولت عراق داد. در آن زمان نماینده سازمان ملل در عراق آقای کوبلر بود . از آنجا که مسئول تمامی افراد مجاهدین در عراق سازمان ملل بود و هست، بنابراین سازمان ملل می بایست مسائل افرادی را که از اشرف فرار می کردند حل و فصل می کرد. این مسأله را آقای کوبلر در سال ۲۰۰۹ با دولت وقت عراق مطرح کرد و از دولت عراق خواست محلی را برای افرادی که جدا می شوند یا فرار می کنند مشخص کند. در این رابطه سازمان ملل از طریق نمایندۀ ویژه خودش با دولت عراق قراردادی امضا کرد که بر اساس آن دولت عراق برای این افراد هتل مهاجر را پیشنهاد داد که با توجه به تعداد نفرات که کم و زیاد می شود یک قسمتی از هتل در اختیار کمیساریا باشد. هتل مهاجر یکی از هتل های ۴ ستاره بغداد می باشد که مانند تمامی هتل هایی که در بغداد وجود دارد همۀ مردم از آن هنگام مسافرت و نیز برگزاری جشن و عروسی استفاده می کنند و مانند هر هتلی دیگر تردد به آن آزاد هست فقط قسمتی که در اختیار کمیساریا می باشد از لحاظ حفاظتی تحت نظر پلیس عراق قرار دارد.

شرایط هتل مهاجر: افرادی که به هتل مهاجر می روند مسئول تمام عیار آنها کمیساریای سازمان ملل می باشد. در این رابطه دولت عراق فقط کارهای حفاظتی و امنیت افراد را بر عهده دارد. تمام هزینه ها و مخارج زندگی افراد از جمله هزینه خوراک از طرف کمیساریا تأمین می شود که توسط یکی از مسئولین کمیساریا ماهانه به صورت نقدی به افراد داده میشود که افراد با آن نیازهای خودشان از جمله مواد غذائی را از بیرون هتل تهیه می کنند. هیچ ارگانی بدون اطلاع و هماهنگی باکمیساریا نمی تواند با این افراد رابطه برقرار کنند . با افرادی که در این هتل هستند تا زمانی که موافقت نکنند و راضی نباشند هیچ مقام عراقی یا ارگانی دیگر نمی تواند ملاقات یا گفتگو کند. افراد می توانند هرگونه احساس ناامنی یا نارضایتی و هر مورد خلاف میل آنها را در هر زمان از روز یا شب با تماس با شماره تلفنی که از کمیساریا دارند به اطلاع کمیساریا برسانند که بلافاصله فردی از کمیساریا برای رسیدگی در محل حاضر میشود .

مثلا زمانی که مسئول امنیت هتل برنامه خرید و بازدید نفرات از شهر را مقداری محدود کرده بود نفرات هتل به کمیساریا اعتراض می کنند که چرا آنها را محدود کرده اند؟ بلافاصله یکی از مسئولین کمیساریا برای رسیدگی در محل حاضر می شود. مسئول امنیتی در هتل می گوید علت اینکه مقداری تردد آنها را محدود کرده ایم فقط به خاطر حفظ جان خودشان می باشد زیرا این روز ها در خیابانهای بغداد خودروهای انفجاری و بمب و غیره زیاد شده است و ما از این می ترسیم که آسیبی به اینها برسد و به این علت نوبت خرید را به هفته ای یک بار تقلیل داده ایم. یا در رابطه با موارد های دیگری که بوده بلافاصله اقدام کرده اند .

این هتل مانند هرجای دیگر اینترنت دارد و تمامی افرادی که به هتل می آیند به اینترنت و دنیای آزاد وصل هستند. پس از نجات از فرقه با هزینه ای که کمیساریا می دهد نفرات موبایل و کامپیوتر و….. می خرند تا با خانواده و دوستان خود ارتباط برقرار می کنند.

فرقه رجوی یک سری اطلاعات دروغی را در رابطه با هتل مهاجر بغداد پخش کرده با این ادعا که سازمان مجاهدین این اخبار را با استفاده از عناصر اطلاعاتی خود در عراق و خارج به دست آورده است و وانمود کرده که در پوش خانواده هایی که فرزندانشان در لیبرتی است یا در پوش افراد جدا شده یا مخالف سازمان و از طریق دنیای مجازی یعنی اینترنت و شبکه هایی مانند فیس بوک ….. با افرادی که در داخل هتل مهاجر بودند ارتباط برقرار می کردند و بطور غیر مستقیم بدون اینکه نفر متوجه شود آنها را تخلیه اطلاعاتی می کردند. در حالیکه آنها در همین شبکه ها با افرادی رابطه برقرار کرده و یک سری اطلاعات کلی بدست آمده را کنار هم می چینند و با تجزیه و تحلیل خود آن را بزرگ و تحت عنوان اطلاعات بدست آمده از بخشی موهوم با نام پر طمطراق ستاد داخله در بوق وکرنا می کنند در حالیکه مطلقا دروغ و بی اساس می باشند. این ستاد موهوم «داخله» (یعنی ستادی که به اصطلاح در داخل ایران فعالیت می کند!!) یک بنگال در لیبرتی است که به نام آن از اورسور اواز اطلاعیه صادر می شود. فرقۀ رجوی این ادعاهای پوشالی را در تلویزیون خود به عنوان اطلاعات به دست آمده توسط عوامل خود پخش کرده تا چنین وانمود کند که در عراق و ایران هنوز هم هوادارانی برای خود دارد که برایش کار می کنند و اطلاعات می دهند!!.

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

همچنین:

رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) – قسمت نهم، آخر.

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبار

پس از یک سال بالاخره ۱۱۵ نفر از کمپ لیبرتی عراق به کشور البانی پرواز کردند.

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… از این تعداد ۵۵ نفر از افراد کهنسال هستند که به بیماری های شدید گوناگون مبتلا هستند و تعداد ۶۰ نفر هم فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات سازمان مجاهدین هستند .در این بین سازمان مجاهدین تلاش زیادی داشته که بتواند فرماندهان و مسئولین

سکته قلبی در فرانسه، قلعه اور سو اواز چرا؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، یازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  خانم مریم رجوی ایا اورسوراواز، هم کشور عراق بود! که تحریم های ظالمانه نوری المالکی سابق ، حیدر العبادی فعلی بر سازمان مجاهدین وارد کرده باشند ، نتوانید نفر بیمار را به بیمارستان ببرید. که بخاطر عدم دسترسی به دارو و دکتر نفر دچار ایست قلبی شد و جان باخت ؟! این بار کی

هشدار. جان اعضای اسیر در کمپ موقت لیبرتی در خطر است

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … تهدید جان اعضای سازمان مجاهدین در لیبرتی جدی شده است که لابی معروف سازمان سناتور جان مکین در نامه ای به آقای جان کری وزیر خارجه امریکا *هشدار می دهد که وضعیت امنیت در بغداد در حال وخیم تر شدن است واعضای سازمان که درکمپ لیبرتی هستند در شرایط خطیری دارند قر

مریم رجوی چگونه میخواهد دموکراسی را اجرا کند؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … مهمترین مسله این است که طبق قانون شورای ملی مقاومت مجاهدین بدون حضور مسئول شورا هیچ قانونی را نمی توان تصویب یا حذف کرد .درثانی برای تصویب هر قانونی در شورا باید نیم به علاوه یک اعضا حضور داشته باشند ( یعنی بیش از ۳۷۰ عضو). دراین جلسه اولا مسعود رجوی به عنوان مسئ