گزارشی ازشرایط و وضعیت دورنی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ -قسمت اول

گزارشی ازشرایط و وضعیت دورنی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ -قسمت اول

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، هفدهم اوت 2015:… افسران ارتش عراق، آموزش های زرهی را که 6 ماه تا یک سال زمان می برد را در عرض 2 روز به اکیپ های مجاهدین آموزش می دادند . تعدا بسیار زیاد از افراد را به صرف اینکه رانندگی خودرو می دانند ، برای رانندگی تانک های چرخدار مانند: کاسکاول برزیلی، برنادو فرانسوی، بر دنتو گماشته بودند که برای تمرین در خیابان های قرارگاه با این زرهی ها تمرین …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقحنیف حیدر نژاد: نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت نهم و پایانی

لینک به منبع

گزارشی ازشرایط و وضعیت دورنی سازمان در قبل و بعد از عملیات فروغ -قسمت اول


https://youtu.be/oQ5lGI8pBy0

این مصاحبه از گفتار به نوشتاری تبدیل شده است :

تا به الان در باره عملیات فروغ جاویدان چه خود فرقه رجوی ، چه رژیم آخوندی از دیگاه خودشان، چه دوستان جدا شده در طی این سالیان ابعاد مختلف نظامی این حرکت را بازگو و تجزیه و تحلیل کرده اند.اما امروز من واقعیت های که شاید خیلی کم و پراکنده به آن اشاره شده را به طور مفصل تا آنجائی که زمان اجازه بدهد تلاش می کنم با فاکت و نمونه بیان کنم ، تا جوانان ایران در آینده از این تجارب بیشتر استفاده کنند. گول شعارهای پر طعمطراق این گونه فرقه ها را نخورند .

عملیات چلچراغ در تایخ 29 خرداد1367 شروع شد، که تهاجم به شهر مهران بود . تسخیر مرکز دو لشگر، بعداز آن نیروها مشغول تنظیف غنائم بودند . فرماندهان و سران فرقه مشغول جمع بندی عملیات مذبور بودند. اما صحنه سیاسی و بین المللی در رابطه جنگ ایران و عراق بر سر پذیرفتن قطنامه 598 طور دیگر داشت ورق می خورد. فشار های سیاسی و بین المللی برای پذیرفتن قطنامه ادامه داشت .27 تیر1367 ایران اعلام کرده بود که قطنامه را می پذیرد.

نیروهای ستاد ها که به عنوان تحت امر برای عملیات چلچراغ به تیپ های رزمی رفته بودند که کار های پشت جبهه آن ها را انجام می دادند ، تازه به ستاد ها خود برگشته بودیم .من که در ستاد پشتیبانی ف – اشرف در تاسیسات کار می کردم ، تقریبا اواسط تیرماه بود که فرمانده پشتیبانی در یک نشست توجیحی 2 ساعته گفت که از امروز تمام برنامه ها کوک زرهی کردن خودرهای، لشگر ها و تیپ ها می شود ( در فرقه رجوی هر 150 الی 200 نفر را یک تیپ می گفتند ، هرسه یا چهار تیپ هم یک لشگر را تشکیل می داد.)

در اینجا یک توضیح مختصری بدهم کامل این مسله را در بین صحبت ها بیان می کنم . تمامی فرماندهان، افراد شناسائی ستاد ها و تیپ ها تقریبا از اول تیر ماه ،یعنی بلافاصله بعدازعملیات چلچراغ ، توجیح و استارد کار برای عملیات فروغ جاویدان را زدند . چون که افراد شناسائی و اطلاعات عملیات تیپ ها شروع به تحقیق روی مسیر تردد کرده بودند . می خواستند از طریق نیروهای تشکیلات، اطلاعات منطقه را کامل کنند . از نیمه ماه تقریبا نفرات دیگر همه می دانستند که عملیاتی بزرک در راه هست ، اما زمان و مکان ونوع عملیات را نمی دانستند . آن هم از این بابت بود که همه را بسیج آماده سازی کرده بودند.

از آن روز تمامی کارها ی جاری تعطیل شد تیم آهنگری که اکیپ ما شش نفر بود به اضافه 20 نفر جوشکار و آهنگر سودانی روزانه 18 ساعت کار می کردیم. کارگر ها در این مدت پابپای ما کار می کردند همانجا می خوردند و می خوابیدند . در واقع کار ما کنترل فنی کار و مسائل ایمنی کارها بود . ریل کار به این شکل بود که بر اساس تقسیم بندی های که انجام شده بود ، هر تیپ خودرو خود را با 4 نفر به آهنگری می فرستاد و 2نفر جوش کار هم ما می دادیم . خودرو ها را بر اساس طرح زرهی می کردند (طرح زرهی به این شرح است : یک ورق آهن 10 میلی اول نصب می شد. سپس یک ورق چوب نوپان 18 اضافه می شد . مجدد یک ورق 10 میل آهن اضافه می شد . داخل خودرو را بر اساس طرح، یا پایه خمپاره ، پایه دوشگاه، پایه مینی کاتوشا ،…درست می شد.)روزانه بیش از 100 نفر در این کارگاه کار می کردند. بجز 4 نفری پشتیبانی که از بغداد جنس ها را تهیه می کردند در این مدت به ما می رساندند. تقریبا روز های آخر بود که یک شب، ساعت 10 شب مسعود رجوی به همراه مریم قجرعضدانلو وتیم حفاظتی به کارگاه آهنگری آمدند. رجوی چم و خم کارها را سوال می کرد ، چشم انداز اینکه چه زمانی زرهی کرده خودروها به اتمام می رسد فرصت نداریم …. کارگاه آهنگری تا دو روز از قبل از حرکت باتمام توان کار می کرد که بعد از آن کارگران تعطیل شدند، بیرون فرستاده شدند .

نکته مهمی که باید در اینجا اشاره کنم این بود که این طرح زرهی کردن خودرها از آنجائی که به لحاظ علمی و مهندسی اشتباه مطلق بود، به دلایل ذیل: وزن زیاد باعث شد در مرور زمان شاسی و فنر تمام این ماشین ها بشکند ، سرعت و قدرت ، قدرت عمل آنها به شدت کاسته شده بود . به دلیل وزن زیاد تعداد زیادی چپ کردند که باعث کشته شدن نفرات شد. در حین عملیات نفرات فکر می کردند این زره می تواند جلو گلوله را بگیرد ، به همین خاطر خیلی ها درون یا اطرف آن پناه یا موضع می گرفتند، خود این خودرو ها تبدیل به سیبل شده بود . در حین عملیات باعث کشته شدن خیلی ها شد.

تقریبا کارها به پایان رسیده بود که مرا به لشگر آذر، محبوبه جمشیدی فرستادند . به همراه زنده یاد مهری موسوی اکیپ مخابرات لشگر بودیم در این مدت به شدت تنها کارکرده بود که نای ایستادن سرپا را نداشت.( زنده یاد مهری موسوی فارغ التحصیل دانشگاه امریکا بود ، به سازمان پیوسته بود در سال 1381 می خواست از فرقه جدا بشود که توسط شخص مسعود رجوی دادگاهی شد. ازآنجائی سرموضع خودش بود در همان نشست مسعود رجوی از شدت عصبانیت مهری موسوی را زیر ضربات مشت و لگد می گیرد که مریم قجر به زور او را از زیر دست و پای مسعود رجوی بیرون می کشد . ازآنجائی که به مرگ محکوم شده بود در سال 1382 که صدام سقوط کرد . زنده یاد مهری موسوی را کشتند و شایع کردند که سیانور خورده بوده که دست دشمن نیفتد.) در این دو روز هم که قبل از حرکت به لشگر آذر آمده بودم ، تقریبا روزی 20 ساعت بدو بدو کار می کردیم که برای خود روها و نفر برهای که جدید داده بودند بی سیم نصب می کردیم . علی رغم این حجم کار کردن باز نیمه کاره ماند و نتوانستیم به همه خودرها بی سیم نصب کنیم . به اجبار به بقیه یک تمپو دستی با انتن تلسکوبی دادیم و برای شارژ هم از محل جا فندکی استفاده کردیم که باسیم رابط به تمپو وصل می شد . اما مشگل خودرهای ایفا کماکان حل نشده باقی ماند به دلیل اینکه سیستم آنها 24 ولت بود و فرصت نشده بود که مجزا سیم کشی شود . اینگونه مسله باطری برای بعضی از خودروها را در حال حرکت شارژ و می رساندیم .

گشتی داخل قرارگاه در آن زمان اماده سازی:

در ان زمان هر کجای قرارگاه می رفتتی موارد عجیب و غریبی دیده می شد که به بعضی موارد آن اشاره می کنم.

در جلو درب قرارگاه اشرف سمت شمال آن بیش از 100 قبضه ضد هوائی 14.5 میلی متری دو لول و چهار لول قطار شده بود. پس از آن تعدا زیادی خمپاره های 82 و 120 چیده شده بود. تعداد تفنگ 106 میلی متر…. در سمت جنوب درب قرارگاه سابق اشرف نزدیک 100 دستگاه خودروهای تک کابین ودوکابین مزدا بود که از شهرهای نزدیک دلال های سازمان جمع کرده بودند آورده بودند که مشغول تهیه و تنظیم سند خرید و فروش آنها بودند. د رمحل دپو های که درون قرارگاه درست کرده بودند بر اساس نوع رزهی ها که عبارت بودند از : کاسکاول ، تانک های چرخ دار ، بردنتو،برنادو فرانسوی…. خودروهای نظامی که ارتش عراق به رجوی داده بود . افسران ارتش عراق، آموزش های زرهی را که 6 ماه تا یک سال زمان می برد را در عرض 2 روز به اکیپ های مجاهدین آموزش می دادند . تعدا بسیار زیاد از افراد را به صرف اینکه رانندگی خودرو می دانند ، برای رانندگی تانک های چرخدار مانند: کاسکاول برزیلی، برنادو فرانسوی، بر دنتو گماشته بودند که برای تمرین در خیابان های قرارگاه با این زرهی ها تمرین رانندگی می کردند،که تسلط پیدا کنند . این تانک ها و نفر برها تماما بی سیم داشت.نفرات مخابرات که سه ماه می بایست آموزش بی سیم می دیدند چه بیسیم داخلی و چه بی سیم با فرماندهی ، در عرض 1 روز تمام آموزش آن را سر هم آورده بودند که عملا هم هیچ اکیپی نتوانست از سیستم بی سیم داخلی و فرماندهی استفاده کند و همان روز آخر سییتم مخابرات این زرهی ها از دور خارج شد . به فرمانده هر زرهی هم یک بی سیم دستی به نام تمپو دادند که با فرمانده در تماس باشد…

ادامه دارد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20219

سازمان مجاهدین تسلیم فشارهای خانواده ها و کمیساریای پناهندگی می شود

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، دهم اوت ۲۰۱۵:… هر هفته روزهای چهارشنبه کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد پانزده یا شانزده نفر از ساکنان لیبرتی را به آلبانی منتقل می کند. به محض در یافت خبرهای جدید تر بویژه اسامی منتقل شدگان؛ هموطنان به خصوص خانواده های این اسیران را مطلع خواهیم کرد. لازم به یادآوری است که به دنبال انجام توافق اتمی بین ایران و قدرتهای بزرگ؛ رهبری فرقه رجوی که روی عدم …

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

سازمان مجاهدین تسلیم فشارهای خانواده ها و کمیساریای پناهندگی می شود

بنا بر اخباری که از تشکیلات فرقه رجوی در اروپا بدست آمده است، سران فرقه رجوی بر اثر فشار خانواده ها از داخل و خارج ایران ودر نتیجۀ فشارهای کمیساریای عالی پناهندگی پذیرفتند که تعداد ۲۰۳ نفراز اسیران کمپ لیبرتی در عراق به کشور آلبانی انتقال پیدا کنند. هر هفته روزهای چهارشنبه کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد پانزده یا شانزده نفر از ساکنان لیبرتی را به آلبانی منتقل می کند. به محض در یافت خبرهای جدید تر بویژه اسامی منتقل شدگان؛ هموطنان به خصوص خانواده های این اسیران را مطلع خواهیم کرد.

لازم به یادآوری است که به دنبال انجام توافق اتمی بین ایران و قدرتهای بزرگ؛ رهبری فرقه رجوی که روی عدم انجام توافق و در نتیجه احتمال وقوع جنگ و حمله به ایران حساب باز کرده بود با غلط از آب در آمدن حسابها و شکست سرمایه گذاریهایش روی لابیهای جنگ طلب خود بویژه در آمریکا به این نتیجه رسیده که دیگر نگهداری افراد بویژه مسئولین بالا و فرماندهان در جهنم عراق و زیر خطر مرگ که منفوریت بیش از پیش فرقه رجوی در میان ایرانیان داخل و خارج کشور بویژه خانواده های افراد و نیز افزایش موج جدایی حتی میان اعضا و مسئولین قدیمی را موجب می شد هیچ سودی برای این فرقه ندارد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20002

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقمحمد حسین سبحانی: غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

لینک به منبع

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد

چند روزی بود کسانی که زنده مانده بودند و توانسته بودند خودشان را از معرکه نجات بدهند . در قرارگاه اشرف جمع بودند. آن روز ها در هر گوشه و کنار ، در سالن عذا خوری ، اسایشگاه ها ، محوطه هر چند نفری که دور هم جمع می شدند تمام حرف ها تجزیه وتحلیل شکست عملیات دروغ جاودان بود. در تمام این محفل ها هم شخص مسعود رجوی زیر علامت سوال بود . خیلی ها بدون هیچ واهمه ای در این محفل های بیان می کردند که مسعود رجوی و ستاد فرماندهی اش باید بیایند جواب بدهند . از این مقامی که دارند همه شان باید استعفا بدهند . اولین نشست جمعی بعد از عملیات بود که فکر کنم دوهفته ای بود که نفرات به قرارگاه سابق اشرف بر کشته بودند . بعد از بلغور کردن مقداری از کتاب قران نزدیک ۲ ساعت زمان برد که از قسمت های مختلف آن را انتخاب کرده بود و بلغور می کرد. تماما در این جهت بود که این شکست خفت بار را توجیح کند. به محض اینکه مسعود رجوی اعلام کرد برای جمعبندی عملیات ، میخواهیم نظرات شما را بشنویم و جمبندی خودمان را انجام بدهیم نفرات پشت میگرون که قرار میگرفتند تماما زیر علامت سوال بردن مسعود رجوی و ستاد فرماندهی وی بود. به صراحت نفرات بیان می کردند که مسعود رجوی به عنوان فرمانده و دیگر فرماندهان باید استغفا بدهند .بطور مشخص دوست عزیزمان اقای کفائی بیش از نیم ساعت با رجوی سر این که موضع بحث می کرد بارها رجوی در این بحث و جدل محکوم شد ونتوانست جواب بدهد . نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد . دو روز بعد از آن نشست عمومی فرماندهان اعلام کردند که قرار است مسعود رجوی با افراد مجروح ملاقات کند که نفرات را آماده کردند که به نزد وی برویم . یک ساعت قبل از برگذاری این نشست برنامه کنسل شد. وقتی با یکی از دوستان که از فرماندهان بود مسله را پیگیری کردم دوستانه گفت : از این واهمه داشتند که مجدد مثل نشست عمومی بشود و نتوانند موضوع نشست و ملاقات را کنترل کنند . الان نفرات خیلی عصبی هستند چون دوستان زیادی را از دست داده اند ترجیح می دهند که الان هیچ گونه نشستی برگذار نشود تا فضا مقداری آرام بشود دو ماه بعد از آن بود که نشست صلیب را رجوی برگذار کرد که خودش را با خضرت مسیح مقاسیه می کرد . حرفش این بود که هرکس مرا می خواهد صلبیش را بردارد و بدنبال من بیاید ….. کسی که در عمل هر وقت موقع عمل بود از ترس جانش فرار کرده است . بعد از آن نشست بود که سرکوب شدید در تشکیلات شروع شد . رسما در تشکیلات اعلام کردند کسی در رابطه شکست عملیات دروغ جاویدان حق صحبت کردن ندارد و تشکیلاتا اعلام کردند ممنوع است . اگرآن سرکوب شدید شروع نمی شد و ممنوعیت ها نبود ، نه از شیر اثری می ماند نه از شیر نشان.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18908

چرا سازمان مجاهدین به هتل مهاجر در بغداد این قدر تهمت می زند ؟ این همه ترس و واهمه بابت چیست؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، ششم ژوئن ۲۰۱۵:… بعد از بسته شدن کمپ تیف فرار نفرات از تشکیلات فرقه ادامه داشت، سران فرقه فکر کرده بودند با بستن کمپ تیف می توانند نفرات را مهار کنند که فرار نکنند. اما در اینجا هم تحلیل سران فرقه آبکی درامد و نفرات کماکان فرار می کردند. در سال ۲۰۰۹ ارتش آمریکا تحویل دهی بعضی از مناطق به دولت عراق را شروع کرد ازجمله سازمان مجاهدین در کمپ اشرف را …

تشبهات بی‌نظیر دو فرقه با هشت صد سال فاصله تاریخی

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
داستان تیف چیست که سازمان مجاهدین بعد سالیان که تیف منحل شد، کماکان سوز و گداز دارد؟ قسمت اول

لینک به قسمت دوم
تیف و تبعات آن در دستگاه مجاهدین با گذشت سالها : قسمت دوم
لینک به قسمت سوم
تحلیل کمپ جدا شدگان تیف و اثرات ان بر اردوی رجوی

چرا سازمان مجاهدین به هتل مهاجر در بغداد این قدر تهمت می زند ؟ این همه ترس و واهمه بابت چیست؟

چرا رجوی ها تمام تلاش خود را می کنند که هتل مهاجر در بغداد را اینقدر وجشناک توصیف کنند در بحث قبلی تحلیل بر کمپ تیف داشتیم که در ادامه به داستان هتل مهاجر می رسد

شکل گیری هتل مهاجر

بعد از بسته شدن کمپ تیف فرار نفرات از تشکیلات فرقه ادامه داشت، سران فرقه فکر کرده بودند با بستن کمپ تیف می توانند نفرات را مهار کنند که فرار نکنند. اما در اینجا هم تحلیل سران فرقه آبکی درامد و نفرات کماکان فرار می کردند. در سال ۲۰۰۹ ارتش آمریکا تحویل دهی بعضی از مناطق به دولت عراق را شروع کرد ازجمله سازمان مجاهدین در کمپ اشرف را هم تحویل سازمان ملل و دولت عراق داد. در آن زمان نماینده سازمان ملل در عراق آقای کوبلر بود . از آنجا که مسئول تمامی افراد مجاهدین در عراق سازمان ملل بود و هست، بنابراین سازمان ملل می بایست مسائل افرادی را که از اشرف فرار می کردند حل و فصل می کرد. این مسأله را آقای کوبلر در سال ۲۰۰۹ با دولت وقت عراق مطرح کرد و از دولت عراق خواست محلی را برای افرادی که جدا می شوند یا فرار می کنند مشخص کند. در این رابطه سازمان ملل از طریق نمایندۀ ویژه خودش با دولت عراق قراردادی امضا کرد که بر اساس آن دولت عراق برای این افراد هتل مهاجر را پیشنهاد داد که با توجه به تعداد نفرات که کم و زیاد می شود یک قسمتی از هتل در اختیار کمیساریا باشد. هتل مهاجر یکی از هتل های ۴ ستاره بغداد می باشد که مانند تمامی هتل هایی که در بغداد وجود دارد همۀ مردم از آن هنگام مسافرت و نیز برگزاری جشن و عروسی استفاده می کنند و مانند هر هتلی دیگر تردد به آن آزاد هست فقط قسمتی که در اختیار کمیساریا می باشد از لحاظ حفاظتی تحت نظر پلیس عراق قرار دارد.

شرایط هتل مهاجر: افرادی که به هتل مهاجر می روند مسئول تمام عیار آنها کمیساریای سازمان ملل می باشد. در این رابطه دولت عراق فقط کارهای حفاظتی و امنیت افراد را بر عهده دارد. تمام هزینه ها و مخارج زندگی افراد از جمله هزینه خوراک از طرف کمیساریا تأمین می شود که توسط یکی از مسئولین کمیساریا ماهانه به صورت نقدی به افراد داده میشود که افراد با آن نیازهای خودشان از جمله مواد غذائی را از بیرون هتل تهیه می کنند. هیچ ارگانی بدون اطلاع و هماهنگی باکمیساریا نمی تواند با این افراد رابطه برقرار کنند . با افرادی که در این هتل هستند تا زمانی که موافقت نکنند و راضی نباشند هیچ مقام عراقی یا ارگانی دیگر نمی تواند ملاقات یا گفتگو کند. افراد می توانند هرگونه احساس ناامنی یا نارضایتی و هر مورد خلاف میل آنها را در هر زمان از روز یا شب با تماس با شماره تلفنی که از کمیساریا دارند به اطلاع کمیساریا برسانند که بلافاصله فردی از کمیساریا برای رسیدگی در محل حاضر میشود .

مثلا زمانی که مسئول امنیت هتل برنامه خرید و بازدید نفرات از شهر را مقداری محدود کرده بود نفرات هتل به کمیساریا اعتراض می کنند که چرا آنها را محدود کرده اند؟ بلافاصله یکی از مسئولین کمیساریا برای رسیدگی در محل حاضر می شود. مسئول امنیتی در هتل می گوید علت اینکه مقداری تردد آنها را محدود کرده ایم فقط به خاطر حفظ جان خودشان می باشد زیرا این روز ها در خیابانهای بغداد خودروهای انفجاری و بمب و غیره زیاد شده است و ما از این می ترسیم که آسیبی به اینها برسد و به این علت نوبت خرید را به هفته ای یک بار تقلیل داده ایم. یا در رابطه با موارد های دیگری که بوده بلافاصله اقدام کرده اند .

این هتل مانند هرجای دیگر اینترنت دارد و تمامی افرادی که به هتل می آیند به اینترنت و دنیای آزاد وصل هستند. پس از نجات از فرقه با هزینه ای که کمیساریا می دهد نفرات موبایل و کامپیوتر و….. می خرند تا با خانواده و دوستان خود ارتباط برقرار می کنند.

فرقه رجوی یک سری اطلاعات دروغی را در رابطه با هتل مهاجر بغداد پخش کرده با این ادعا که سازمان مجاهدین این اخبار را با استفاده از عناصر اطلاعاتی خود در عراق و خارج به دست آورده است و وانمود کرده که در پوش خانواده هایی که فرزندانشان در لیبرتی است یا در پوش افراد جدا شده یا مخالف سازمان و از طریق دنیای مجازی یعنی اینترنت و شبکه هایی مانند فیس بوک ….. با افرادی که در داخل هتل مهاجر بودند ارتباط برقرار می کردند و بطور غیر مستقیم بدون اینکه نفر متوجه شود آنها را تخلیه اطلاعاتی می کردند. در حالیکه آنها در همین شبکه ها با افرادی رابطه برقرار کرده و یک سری اطلاعات کلی بدست آمده را کنار هم می چینند و با تجزیه و تحلیل خود آن را بزرگ و تحت عنوان اطلاعات بدست آمده از بخشی موهوم با نام پر طمطراق ستاد داخله در بوق وکرنا می کنند در حالیکه مطلقا دروغ و بی اساس می باشند. این ستاد موهوم «داخله» (یعنی ستادی که به اصطلاح در داخل ایران فعالیت می کند!!) یک بنگال در لیبرتی است که به نام آن از اورسور اواز اطلاعیه صادر می شود. فرقۀ رجوی این ادعاهای پوشالی را در تلویزیون خود به عنوان اطلاعات به دست آمده توسط عوامل خود پخش کرده تا چنین وانمود کند که در عراق و ایران هنوز هم هوادارانی برای خود دارد که برایش کار می کنند و اطلاعات می دهند!!.

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

همچنین:

رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) – قسمت نهم، آخر.

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبار

پس از یک سال بالاخره ۱۱۵ نفر از کمپ لیبرتی عراق به کشور البانی پرواز کردند.

مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… از این تعداد ۵۵ نفر از افراد کهنسال هستند که به بیماری های شدید گوناگون مبتلا هستند و تعداد ۶۰ نفر هم فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات سازمان مجاهدین هستند .در این بین سازمان مجاهدین تلاش زیادی داشته که بتواند فرماندهان و مسئولین

سکته قلبی در فرانسه، قلعه اور سو اواز چرا؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، یازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  خانم مریم رجوی ایا اورسوراواز، هم کشور عراق بود! که تحریم های ظالمانه نوری المالکی سابق ، حیدر العبادی فعلی بر سازمان مجاهدین وارد کرده باشند ، نتوانید نفر بیمار را به بیمارستان ببرید. که بخاطر عدم دسترسی به دارو و دکتر نفر دچار ایست قلبی شد و جان باخت ؟! این بار کی

هشدار. جان اعضای اسیر در کمپ موقت لیبرتی در خطر است

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … تهدید جان اعضای سازمان مجاهدین در لیبرتی جدی شده است که لابی معروف سازمان سناتور جان مکین در نامه ای به آقای جان کری وزیر خارجه امریکا *هشدار می دهد که وضعیت امنیت در بغداد در حال وخیم تر شدن است واعضای سازمان که درکمپ لیبرتی هستند در شرایط خطیری دارند قر

مریم رجوی چگونه میخواهد دموکراسی را اجرا کند؟

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … مهمترین مسله این است که طبق قانون شورای ملی مقاومت مجاهدین بدون حضور مسئول شورا هیچ قانونی را نمی توان تصویب یا حذف کرد .درثانی برای تصویب هر قانونی در شورا باید نیم به علاوه یک اعضا حضور داشته باشند ( یعنی بیش از ۳۷۰ عضو). دراین جلسه اولا مسعود رجوی به عنوان مسئ