گزارش به مقاومت و شورا

گزارش به مقاومت و شورا

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، دوم مارس 2015:…  من دلسوزانه به رهبری مقاومت عرض کنم اشرف و لیبرتی و تیرانای آلبانی را فراموش کنید بیایید ببینید اروپا بخصوص در این استکهلم خودمان که من از نزدیک شاهدش هستم چه خبر است. هواداران پرکنده و پراکنده !! شده اند و با خبر هایی که وقت و بی وقت شورای رهبری ما را از خواب بیدار میکند و اوقات اش را مثل سک میکند و بعدش صد البته به گوش ما میرسد …

هیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

لینک به منبع

گزارش به مقاومت و شورا

نان بیار کباب ببر- را حتما شنیده اید. این داستان سرگذشت دوستان هواداری است که هم آلان در سوئد و استکهلم و اقصی نقاط اروپا از سر و کول هم بالا میروند و برای اینکه بی سر وصدا فلنگ مقاومت را ببندند و پیوند انقلابی خود را با مقاومت سراسری قطع کنند ضمن سبقت از یکدیگر در اتوبان مقاومت برای هم لایی !! هم میکشند.

من دلسوزانه به رهبری مقاومت عرض کنم اشرف و لیبرتی و تیرانای آلبانی را فراموش کنید بیایید ببینید اروپا بخصوص در این استکهلم خودمان که من از نزدیک شاهدش هستم چه خبر است.

هواداران پرکنده و پراکنده !! شده اند و با خبر هایی که وقت و بی وقت شورای رهبری ما را از خواب بیدار میکند و اوقات اش را مثل سک میکند و بعدش صد البته به گوش ما میرسد بعضی ها را به عرش هپروت و بعضی ها را به فرش جنون رسانده است.

خلاصه جونم براتون بگه شما در عراق و پاریس سرگرم برنامه ریزی انقلابی برای کنفرانس های ضد اتمی و آنچنانی هستید و برای ملاقات با نمایندگان پیر و سالخورده و از کار افتاده آمریکایی چه زحماتی که نمی کشید ، من همه را میدانم.

ولی کنار دست تان هواداران شما که روزی شیشه ها می شکستند و صندلی ها را در تجمعات ( غیر مجاهد ) بر سر صاحبان شان خرد میکردند با تب و فشار خون بالا ، گوشه ای خزیده و سالیان آخر عمری را با سری کچل و سبیل سیاه و سفید که مانند جوجه تیغی سر برکشیده اند همگان را آزار داده و یواشکی حتی لجن پراکنی علیه مقاومت و برادر و خواهر میکنند والله ، بالله درست نیست.

کمی هم به اطراف خود بنگرید درست است که این بخت برگشتگان به مانند نمایندگان مفت خور آمریکایی مطایی برای عرضه به شما ندارند ولی این افسردگان سالیان را زیر علم شما سینه زدند و برای حسین حسین گفتن شما چه گریه ها که نکردند خدا را خوش نمی آید با آنان چنین رفتار شود.

اینکه گفتم – نان بیار کباب ببر… به همین جهت است که آنان خودشان میدانند عمر از دست رفته چگونه کباب شان کرده است و نان مقاومت آلان – هم آلان مورد نیاز است که بایست به دادشان برسد منظورم از نان مقاومت هم که میدانید چی هست سر بسته بگویم همان کاری که از ابتدا برای شورایی ها انجام داده و پول تو جیبی ماهانه برایشان در نظر داشتید این پول را جایی خرج کنید که کارایی داشته باشد.

به هر صورت به عنوان یک هوادار همیشه درگیر ولی هوشیار خواستم شرایط بیرونی را برای شما کمی توضیح دهم و قطعا میدانم با تدابیری که رهبری در سر دارد آشی برای انان خواهید پخت که یک وجب رویش روغن بسته باشد . دست مریزاد برادر!!

سپاسگزار

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16559

خانه سالمندان. جوانانی که برای هیچ پیر شدند

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، نوزدهم فوریه ۲۰۱۵:… این‌ها زمانی همه رزمنده بودند با هزاران امید و شور و شعف انقلابی که هم آلان مال باختگانی را شبیه هستند که شاید بدرستی نمی‌دانند که مال شان را چه کسی ربوده است، برادر مسعود و خواهر مریم تا در هزار توی دو دلی ها و افسردگی‌ها شاید خودشان بودند که به خودشان رحم نکردند.واقعیت را دیدند ولی نپذیرفتند و شاید بهتر دیدند که نپذیرند ، حقیقت را شنیدند …

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

لینک به منبع

خانه سالمندان. جوانانی که برای هیچ پیر شدند

میلاد آریاییمیلاد آریایی ــ ۱۹ فوریه ۲۰۱۵ چهرهای آفتاب سوخته – با چشمانی سو سو زنان و پر از تردید و ابهام همراه با گونه هایی بر آمده از اندیشه‌ای فرو افتاده در وحشت از آینده‌ای بی سرانجام با هزاران سؤال بی پاسخ!؟

چهره مردان و زنانی در هم فروکشیده است که کت و شلوار و پیراهن سفید همراه با کراوات شان نتوانسته سختی‌ها و چین و چروک های صورت شان را بپوشاند.

این‌ها زمانی همه رزمنده بودند با هزاران امید و شور و شعف انقلابی که هم آلان مال باختگانی را شبیه هستند که شاید بدرستی نمی‌دانند که مال شان را چه کسی ربوده است، برادر مسعود و خواهر مریم تا در هزار توی دو دلی ها و افسردگی‌ها شاید خودشان بودند که به خودشان رحم نکردند.

واقعیت را دیدند ولی نپذیرفتند و شاید بهتر دیدند که نپذیرند ، حقیقت را شنیدند ولی به آن نیندیشیدند فرقی نمی کند اکنون سیمای سالمندان در چهارچوب حصار های لیبرتی گرفتار با مسمی ترین لغتی است که میتواند آنان را معنی و تعریف کند.

خانه سالمندان کمپ اشرف ای بود که به لیبرتی منتقل شد و آنانی که خوش شانس ترند شاید سر از آلبانی در آورند.

در یک فرض محال اگر همین آدم‌ها به گذشته جوانی شان برگردند و یا شاید دوباره متولد شوند در پاسخ پدر و مادرشان که زحمات بسیار برای بزرگی و پرورش آنان داشتند چه پاسخی خواهند داشت؟ راستی آنانی که بزرگ ترند در پاسخ فرزندانشان چی بایست بگویند که چرا سرنوشت شان را این چنین رقم زدند؟

و اینکه چگونه فریب مشتی دغلکار و دکاندار سیاست را خورده و مهمتر اینکه فراموش کردند دست و پایی دارند و بالاتر اراده ای برای آزاد اندیشیدن و نه برای طعمه حریق نگهبانان خود شدن و گوشت دم توپ سوداگرانی بی مقدار.

خانه سالمندان

گذر ایامی را به نمایش می‌گذارد که جوانی که در ۲۰ سالگی پا به عرصه و راههای واهی گذارد که دیگران برایش تصمیم بگیرند و چون رجوی برایش دیکته کند که چگونه زندگی کند و چگونه هستی و جان خود را در سبد یغماگران به تاراج بسپرد.

اما آنان اکنون حداقل سن‌شان از ۵۰ سال گذشته و بسیاری ۶۰ سال را تجربه کرده‌اند اما کودکانه بدنبال اسباب‌بازی خود میگردند که خودشان را سرگرم کنند به شوق پیروزی موهوم و سراب آرزوها.

آنان سلاح شان را میجویند که رهبری شان از جیب شان در آورده که نه سلاح شان بلکه جوانی – طراوت – چه بسا زیبایی‌ها و شور وشعف بالندگی شان را یک‌جا به سرقت برده است.

اعضای خانه سالمندان شب را روز و روز را شب خواهند کرد در اندیشه خورشید گرما بخشی که تنها به مانند یک نقاشی روی دیوار کشیده شده و ریشه‌ای در واقعیت ندارد.

با آرزوی بهروزی و معجزه ای امکان‌پذیر که صمیمانه برای تک تک شان آرزو دارم.

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

***

همچنین:

بن ‌بست شورا چگونه به پایان میرسد ؟

میلاد آریایی، ایران قلم، یازدهم فوریه 2015:…  یک ایده خیلی انقلابی دارم اینکه مثل سالیان قبل یادتان هست برادر کار خیلی بزرگی کرد وشورا را « گشاد » کرد طوری که همه اعضای مجاهدین هم آمدند توی شورا و خلاصه جانی تازه گرفتیم ، آقا تالار بهارستان برای خودمان درست کردیم ، شیره ها آوردیم و سر خودمان مالیدیم بیا وببین . برادر مسع�

بشکند دستی که نمک ندارد

میلاد آریایی، ایران قلم، پنجم فوریه 2015:…  یک زمانی این جداشدگان از خدا بی‌خبر ما بر و بر جلوی ما ایستاده و با صدای بلند میگفتند – زمان به زیان شماست- ما قبول نمی کردیم آلان که راست اش نه تنها زمان که مکان هم به زیان ما شده است . زمان و مکان اتحاد کردند علیه ما بخدا، توافق هسته ای هم که بیاید رویش ، می‌شود راه بند نوین است�

فیس بوک ، برادر مسعود و ۳۰ دی

میلاد آریاییمیلاد آریایی، ایران قلم، بیست و ششم ژانویه 2015:…  آقا جان من دیگه به اینجام رسیده و میخواهم یک مشکل لاینحل را با تمامی هواداران خارج از کشور بویژه در اروپا و همچنین با خود « خواهر و برادر ـ» مطرح کنم . مشکلی است که خیلی وقت است با آن درگیر هستم ولی کلی پشت گوش میاندازم و

سلاح آمریکایی ، حق مسلم ماست

میلاد آریایی، ایران قلم، پانزدهم ژانویه 2015:…  خواهشا این خواسته سخنگوی رهبری ما در اسلو و درخواست 2000 سلاح و چند تا ضد هوایی را به دیده منت یک بار دیگر بررسی کنید شاید نظرتان عوض شود. حقیقت اش ما این را پیشاپیش می‌گوییم که بفهمانیم خطر را بغل گوش خود حس کرده‌ایم و اگر کلی در همین لیبرتی شهید شدند بگوییم ما که از قبل گفته

لیبرتی و روایت کانون استراتژیکی !! نبرد

میلاد آریایی، ایران قلم، پنجم ژانویه 2015:…  راستش اینجاهوا خیلی پسه !! برادر حسابی عصبانی است و معلوم نیست پاچه چه کسی را میخواهد ااول بگیرد همه مسئولین از دست اش در می‌روند و خودشان را آفتابی نمی‌کنند. البته اول قرعه به نام آمریکا و بعدش سازمان ملل و مالکی و آخر سر هم قرعه به نام جدا شدگان از خدا بی‌خبر ما افتاد .موضوع �