گزارش جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی پارلمان اروپا از بروکسل

گزارش جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی پارلمان اروپا از بروکسل

firozmand_javad_european-parliament-2آریا ایران، پارلمان اروپا، بروکسل، بیست و سوم اکتبر 2017:…  یکی از مسائل پر رنگی که بطور مشترک مورد توجه نمایندگان پارلمان اروپا قرار گرفت، بنیادگرایی و گروه های تروریستی حامی بنیاد گرایی در اروپا و خاستگاه آنان در برخی کشورهای تروریست پرور خاورمیانه مانند عربستان سعودی بود، که مورد انتقاد شدید نمایندگان و شرکت کنندگان قرار گرفت. موضوع دیگر فروش اسلحه و تجهیزات نظامی به برخی کشورهای … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

لینک به منبع

گزارش جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی پارلمان اروپا از بروکسل

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

بنابه دعوت کمیته امور خارجه و دفاع پارلمان اروپا، طی روزهای گذشته جلسات مهمی حول موضوع تروریسم در اتحادیه اروپا، خاورمیانه و جهان برگزار گردید.

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

در این جلسات که بطور مستقیم زیر نظر 4 گروه سیاسی پارلمان اروپا و تعدادی از برجسته ترین اعضای اتحادیه اروپا برگزار می شد، بحث های بسیار ارزشمندی حول مبانی مقابله با جنگ و تروریسم جهانی، بررسی پایگاه های تروریسم در اروپا و خاورمیانه و …، مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

یکی از مسائل پر رنگی که بطور مشترک مورد توجه نمایندگان پارلمان اروپا قرار گرفت، بنیادگرایی و گروه های تروریستی حامی بنیاد گرایی در اروپا و خاستگاه آنان در برخی کشورهای تروریست پرور خاورمیانه مانند عربستان سعودی بود، که مورد انتقاد شدید نمایندگان و شرکت کنندگان قرار گرفت.

موضوع دیگر فروش اسلحه و تجهیزات نظامی به برخی کشورهای تروریست پرور از جمله عربستان سعودی اختصاص داشت، که آنها چگونه از این سلاح ها برای سرکوب و نقض حقوق بشر استفاده می کنند.

یکی از نمایندگان پارلمان اروپا در این باره گفت؛ ما کشورهای اتحادیه اروپا، وقتی تصمیم می گیریم به آنها سلاح بفروشیم، باید انتظار آن را داشته باشیم که بخشی از این سلاح ها به دست تروریست هایی خواهد رسید که ممکن است علیه مردم اروپا بکار گرفته شود. همان طور که این اتفاق بارها افتاده و در برخی کشورهای عضو از نزدیک شاهد وقایع وحشتناکی بوده ایم.

نماینده دیگری از اتحادیه اروپا که کشور فرانسه را نمایندگی می کرد، ضمن تشکر و قدردانی از شرکت کنندگان در جلسه، به موضوع جنگ و آواره گی میلیون ها انسان اشاره نمود که هم اکنون بعنوان پناهجو گریبانگیر کل کشورهای اتحادیه اروپا می باشند.

این نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، ضمن برشمردن راه کارهایی برای کنترل جنگ و تروریزم، از گروه های تروریستی بین المللی و محلی یاد نمود که حتی در برخی کشورهای اتحادیه اروپا، زمینه ساز رشد روزافزون خشونت و تروریسم می باشند.

نماینده فرانسوی پارلمان اروپا خواستار برخورد شدید مراجع قانونی با گروه های خشن، افراط گرا و تروریست ساکن اروپا بخصوص فرانسه شد. او تاکید نمود که مردم و کشور فرانسه سالیان زیادی است که با انواع گروه های تروریستی مواجه است که خود را حامیان حقوق بشر معرفی می نمایند. اما سوابق آنان نشان می دهد که خشونت در ایدئولوژی و تشکیلات آنان نهادینه شده و غیر قابل تغییر می باشند.

جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی که در بروکسل و مرکز اتحادیه اروپا برگزار گردید، سخنرانان دیگری از سایر کشورهای اتحادیه داشت، نمایندگان کشورها در این جلسات راه حل های بسیار مهمی را اتخاذ نموده و راه کارهایی را به کمیسیون اروپا ارائه نمودند که منجر به وضع قوانین جدید در اروپا گردید.

از جمله این قوانین می توان به ساخت تجهیزات نظامی و کاربرد دوگانه آنها اشاره نمود که از این پس نیاز به مجوز خاص از اتحادیه اروپا می باشد. همچنین بر اساس این قوانین، یکسان کردن تجهیزات و فناوری های لازم برای مبارزه با تروریسم در سراسر کشورهای اروپایی مد نظر قرار گرفت. برخی قوانین ضروری دیگر در دست بررسی و اتخاذ تصمیم در آینده می باشد.

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

در این جلسات نمایندگانی از کشورهای مختلف اروپا حضور داشته و به تبادل نظر پرداختند، که آقای جواد فیروزمند نیز بعنوان یکی از همکاران و فعال ضد تروریستی شرکت داشت.

تاریخ انتشار گزارش – 22/10/2017

*** 

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31763

اعلام آمادگی مجاهدین برای پیشبرد سیاست های جنگ طلبانه ترامپ در ایران (افتخار رجوی به خیانت بزرگ)ا 

maryam_rajavi_saudi_arabia_Mercenaris_MEK_Terrorismآریا ایران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۷:… سازمان تروریستی مجاهدین خلق، تنها گروهی است که به این خیانت بزرگ مفتخر می شود و یک بار دیگر در کنار دشمنان دیرین مردم ایران قرار می گیرد. سازمانی که موجودیت خود را با ترور مستشاران آمریکایی آغاز کرد و پس از صدام، اکنون از جنگ و ویرانی توسط جناح جنگ طلب آمریکا در ایران حمایت می نماید. استقبال مجاهدین و مریم رجوی از سیاست جدید و جنگ طلبانه آمریکا … 

Alireza Jafarzadeh sitting with Americans instead of Maryam Rajaviآریو برزن پیروزنیا: برخی ذاتا خودفروش و برخی سواری دهنده و خودفروش نفهم. (بوقلمون مسخره شده)ا

لینک به منبع

اعلام آمادگی مجاهدین برای پیشبرد سیاست های جنگ طلبانه ترامپ در ایران

مواضع جنگ طلبانه و تروریستی سازمان مجاهدین خلق، علیه مردم ایران محکوم است

افتخار مریم رجوی به خیانت علیه مردم ایران تروریسم و مزدوری برای عربستان

دقایقی پس از اعلام مواضع ضد ایرانی دونالد ترامپ، اسرائیل، عربستان، امارات و مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین خلق، با انتشار پیام تبریک از ضد ایرانی ترین مواضع جنگ طلبان آمریکا حمایت کردند.

این حمایت انگشت شمار در حالی صورت گرفت که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای بزرگ جهان و دست اندرکار در برنامه هسته ای، از برجام و خواسته های مردم ایران حمایت نمودند.

جدا از نتانیاهو و شیخ سعودی که دشمنی آشکار آنان با مردم ایران بر کسی پوشیده نیست، سوء استفاده فرصت طلبانه و رذیلانه گروهی که خود را ایرانی می نامد در جهان بی سابقه است.

بعبارتی سازمان تروریستی مجاهدین خلق، تنها گروهی است که به این خیانت بزرگ مفتخر می شود و یک بار دیگر در کنار دشمنان دیرین مردم ایران قرار می گیرد. سازمانی که موجودیت خود را با ترور مستشاران آمریکایی آغاز کرد و پس از صدام، اکنون از جنگ و ویرانی توسط جناح جنگ طلب آمریکا در ایران حمایت می نماید.

استقبال مجاهدین و مریم رجوی از سیاست جدید و جنگ طلبانه آمریکا علیه ایران، در حالی است که مردم و جامعه با مصائب بسیاری رو در رو می باشند. اینگونه موضع گیری ها نه تنها هیچ کمکی برای حل مشکلات جامعه ایران نمی کند، بلکه افسار گسیخته ترین واکنشی است که در پی از بین بردن مطالبات مردم ایران می باشد.

از طرفی یک گروه تروریست و آدمکش که جنایات بیشماری در ایران مرتکب شده و کوچکترین حق و حقوقی برای اعضای خود قائل نیست، هیچ وقت نمی تواند در راستای منافع مردم حرکت نموده و مدافع حق و حقوق جامعه ایران باشد.

به جرات می توان گفت که مجاهدین خلق در اعلام همبستگی و استقبال از مواضع ضد ایرانی ترامپ، به وظیفه دیرینه خود در قبال سازمان های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی عمل نمودند، تا حداقل یک گروه ظاهرا ایرانی وجود داشته باشد که ضمن افتخار به چنین خیانتی از آنان حمایت کرده باشد. نقش این گروه تروریستی در چنین روندی که به عمد آن را سازمان مجاهدین خلق ایران می نامیم، همین است و بس!

همچنین دور از انتظار نبود که رهبران سازمان مجاهدین با تجربه صدام حسین، راه و روش دیگری در پیش گیرند. آنان بخوبی فرا گرفته اند که همیشه در کنار دشمنان مردم ایران و زیر چتر حمایتشان قرار گیرند.

اما آمادگی مجاهدین برای پیشبرد فرصت های جنگ طلبانه در ایران، کارنامه خیانتبار شان را بیش از گذشته تکمیل می نماید. مهمترین نکته همین است وگرنه در قد و قواره یک گروه تروریستی نیست که خود را تنها آلترناتیو مردم ایران بنامد. بتواند عملی انجام دهد یا در راستای خلق قهرمانی که به شیادی از آن یاد می نماید، قدم خیر ی در راستای منافع مردم بردارد!

مجاهدین خلق و رهبرانشان یک بار دیگر بخوبی نشان دادند که در این جهان آشفته، شایستگی به دوش کشیدن این بار خیانت را دارند که در کنار جنگ طلبان آمریکا، نتانیاهو و شیخ سعودی قرار گیرند. آنها بخوبی نشان دادند که حامیان پشت پرده شان از چه قماشی و از چه کسانی تشکیل شده اند. مجاهدین خلق برای جاسوسی و اعمال تروریستی در ایران از ارگان های اطلاعاتی همین افراد دستور می گیرند!

ما ضمن حمایت از برجام، مواضع جنگ طلبانه و ضد ایرانی سازمان تروریستی مجاهدین خلق و رهبرانشان را محکوم می نماییم. همچنین آرزو داریم اعضای فریب خورده این سازمان، در مسیر ضد مردمی رهبرانشان قرار نگرفته و از آنان اعلام برائت نمایند.

۱۴ اکتبر ۲۰۱۷ برابر با شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶

محمد علوی، جواد فیروزمند و فرزاد رهنما

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31692

سازمان مجاهدین خلق و رویاهای ضد ایرانی دونالد ترامپ 

 javad firoozmanجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، دوازدهم اکتبر ۲۰۱۷:… در این میان سازمان مجاهدین خلق از سال ۲۰۰۲ میلادی، تنها گروه مخالف جمهوری اسلامی است که توانسته است درهمکاری موثر با سازمان های جاسوسی غرب ، جایگاه بسیار فرصت طلبانه ای را در میان جنگ طلبان آمریکایی کسب نماید. این افتخار از زمانی به مراحل عالی رسید که سازمان های جاسوسی موساد و سیا، اطلاعات هسته ای ایران را توسط مجاهدین خلق منتشر کردند … 

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Regime_ChangePssst, Whisper It, Even Iran’s Enemies Don’t Want Regime Change

لینک به منبع

سازمان مجاهدین خلق و رویاهای ضد ایرانی دونالد ترامپ

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

سیاستی که دونالد ترامپ به بهانه برهم زدن میز توافق هسته ای با ایران در پیش گرفته، آنچنان که پیداست اگر جدی باشد، تحولاتی را در منطقه بارز خواهد نمود که به گفته برخی منتقدان، کمتر از زمینه سازی جنگ جهانی سوم نخواهد بود.

در چنین روندی، ایران در مرکز این تحولات قرار دارد و چه بسا که دامنه آن از خاورمیانه تا اروپا گسترش یابد. از طرفی در صورت تحقق رویاهای ترامپ علیه ایران، شکاف عمیقی بین اروپا و آمریکا نیز بوجود آمده و برای سالیان زیادی پرهزینه ترین رویداد را برای طرفین درگیر رقم خواهد زد.

اینکه آیا ترامپ می داند چه می کند؟ به او و سیاست های هیئت حاکمه جدید آمریکا مربوط است. اما اینکه در نتیجه اینگونه جنگ طلبی افسارگسیخته و عریان چه بر سر مردم منطقه خواهد آمد؟، را پیش از این در افغانستان، عراق، سوریه، و یمن شاهد بوده ایم.

آمریکا در هر نقطه از جهان که به نام آزادی و دموکراسی اسلحه کشیده تا ظاهرا مردم یا منطقه ای را از شر تروریسم نجات دهد، چهره ای از جنگ و اشغالگری به نمایش گذاشته که در تاریخ جهان کم سابقه است. ویرانی های سوریه، عراق، افغانستان و ائتلاف تحت حمایتش در یمن، هدیه ای است از سیاست های نادرست آمریکا در منطقه که نشان میدهد نه تنها تروریسم ریشه کن نشده، بلکه همانند بیماری واگیردار از خاورمیانه تا اروپا وخود آمریکا گسترش یافته و زندگی روزمره مردم را به مخاطره افکنده است.

در این میان سازمان مجاهدین خلق از سال ۲۰۰۲ میلادی، تنها گروه مخالف جمهوری اسلامی است که توانسته است درهمکاری موثر با سازمان های جاسوسی غرب ، جایگاه بسیار فرصت طلبانه ای را در میان جنگ طلبان آمریکایی کسب نماید.

این افتخار از زمانی به مراحل عالی رسید که سازمان های جاسوسی موساد و سیا، اطلاعات هسته ای ایران را توسط مجاهدین خلق منتشر کردند. سرنگونی رژیم دیکتاتوری صدام حسین نیز به تکوین و گسترش این رابطه کمک شایانی نمود.

گام بعدی تکامل همکاری آنان را می توان در ترور دانشمندان هسته ای ایران مشاهده نمود. ترورهایی که هدف اصلی اسرائیل بود تا ظاهرا مانع پیشرفت پروژه هسته ای ایران شوند. عملیاتی که خود توان انجام آن در ایران را نداشتند و این ماموریت را در عمل به سازمان مجاهدین خلق ایران سپردند. همان سازمانی که در دوران حضور صدام در عراق، با خمپاره و مسلسل، تیم های عملیاتی خود را به شهرهای بزرگ ایران اعزام می کرد و … بقیه ماجرا که همگان شاهد بوده اند.

با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، که از همان ابتدای دوره ریاست جمهوری وعده پاره کردن برجام را داده بود، انگیزه مجاهدین برای نزدیکی بیشتر با جناح ضد ایرانی آمریکا شدت گرفت. طوریکه همه امید و آرزویشان را در سبد جنگ طلبان حامی ترامپ ریختند تا از این روند صاحب منفعتی گردند.

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

دینا روراباکر (Dana Rohrabacher) نفر دوم از سمت راست عکس در کنار مریم رجوی- ۱۷ فوریه ۲۰۱۳-پاریس

در همین راستا  مجاهدین خلق طی چند سال گذشته با هزینه های بسیار گزاف (که بخشی از بودجه سازمان سیا برای سرنگونگی حکومت های غیر دلخواه می باشد)، توانسته اند حامیان برجسته ای را در لیست لابی های خود داشته باشند. آنها پول های فراوان بدست آورده را خرج می کنند و شخصیت های آمریکایی یا اروپایی را به جلسات سخنرانی و میتینگ هایشان می آورند، تا وانمود نمایند تنها گروه سیاسی ایرانی هستند که از پیشتیبانی سیاستمداران غربی و مردم ایران برخوردارند. اما حتی یک ایرانی غیر مجاهد در جلسات آنان شرکت ندارد.

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

مجاهدین در بین اپوزیسیون خارجه نشین، ایزوله و مطرود می باشند. چون هیچ گروه یا سازمان سیاسی حاضر به تقبل تبعات همنشینی با آنان نیستند. همه ایرانیان خارج، تصویر بسیار وحشتناک و چندش آوری از مجاهدین به خاطر دارند و تلاش می کنند هر گونه آلودگی با آنان را از خود بزدایند. علاوه براین بخوبی می دانند که نزدیکی با مجاهدین به معنای شراکت در تمام جنایاتی است که مجاهدین در ایران وعراق مرتکب شده اند.

به همین دلیل مجاهدین تلاش می کنند ۲۰۰۰ عضو بازمانده و انتقال یافته به آلبانی را بیش از پیش محصور نموده و کنترل تام و تمام آنان را در دست داشته باشند. آنان این افراد را در لباس های متفاوت و رنگارنگ و در جلسات مشترک با لابی های ضد ایرانی شرکت می دهند و این افراد را بعنوان بخشی از مردم ایران جا می زنند، که از چهار گوشه دنیا برای حمایت از سازمان گردهم آمده اند.

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

جان مک کین در کنار مریم رجوی

تئوری امپراطوری دروغ سازمان مجاهدین خلق، روز به روز نقش کمرنگ تری در تحولات جامعه ایران بخود می گیرد، تا جاییکه هیچ ایرانی در داخل ایران حاضر به همکاری با آنان نیست.

آنان به دلیل رفتارهای تروریستی، شراکت در جنگ ضد ایرانی صدام و جاسوسی علیه منافع مردم ایران، در تحولات و سیاست جامعه ایران ذوب، طرد و ناپدید شده اند، مگر در غوغای جدید ضد ایرانی ترامپ، که شاید مجددا اهرم فشاری بر مردم ایران باشند.

باید دید که ترامپ چه خواهد کرد؟، چه نقشه هایی بر علیه مردم ایران دارد؟ و چگونه پس از مرگ صدام حسین، ابزاری بنام سازمان مجاهدین خلق را علیه مردم ایران بکار خواهد گرفت!؟

چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۱ اکتبر ۲۰۱۷

جواد فیروزمند

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31342

نقدی بر توهم انتخابات آزاد در سازمان مجاهدین خلق

javad firoozmanجواد فیروزمند، آریا ایران، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  روابط تشکیلاتی مجاهدین انتخابات پذیر نیست، وگرنه اصول اولیه تشکیلات و عضویت در تشکیلات را نقض می نماید. همانگونه که اعضای شورای مرکزی نیز از بالا تعیین و ابلاغ می گردد. در واقع هیچ مدل انتخاباتی، در هیچ مداری از درون سازمان وجود نداشته و ندارد. و هر چه در این باره گفته شود، جز دروغ و پنهان کاری نبوده است. علاوه برهمه ادعاهای … 

انتصاب زهرا مریخی بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق چگونه و با چه روندی؟ 

لینک به منبع

نقدی بر توهم انتخابات آزاد در سازمان مجاهدین خلق

جنایتکاران مریم رجوی، زهرا مریخی و زهره اخیانی در آلبانی

از سمت راست زهره اخیانی، زهرا مریخی و مریم رجوی-۱۵شهریور۱۳۹۶-آلبانی

وقتی از یک انتخاب یا انتخابات آزاد در یک جامعه، موسسه، انجمن یا گروه سیاسی مشخص حرف زده می شود، منوط به پیش شرط هایی است که فراهم شده باشد. پیش شرط هایی چون آزادی، دموکراسی، استقلال رای و قانون انتخابات که لازمه محیط انتخابات بوده و فرآیند تصمیم گیری در یک واحد مشخص را رسمیت می بخشد. چرا که قرار است افرادی برای اداره  سرنوشت و امور یک جامعه یا یک گروه انتخاب شوند.

در این فرآیند، انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان دارای حقوق یکسان بوده و طبق قوانین تدوین شده برای انتخابات، از آزادی کامل و استقلال رای برای انتخاب کردن یا انتخاب شدن برخوردار می باشند. این چیزی است که در یک جامعه با نرم های معمول وجود دارد و خارج از آن را بنا به تعاریف بسیار روشن، انتصاب می گویند.

انتصاب در نقطه مقابل انتخاب قرار گرفته و در جوامع امروزی، یعنی گماشتن و بر روی کار آوردن یک یا چند شخص از طرف یک شخص یا یک گروه مشخص تعریف شده است.

انتصاب، الزاما تابع رویداد فوق نیست. بلکه در مواردی که یک تشکل، گروه یا سازمانی، اگر به «فرقه شخصیت» یا یک «فرقه مخرب» تبدیل شده باشد، خود انتصابی، از بارز ترین حرکاتی است که برای مهار و متمرکز کردن قدرت روی می دهد.

تاریخ جهان موارد زیادی از «فرقه شخصیت» را تجربه کرده و از سر گذرانده است.

در عراق

بعنوان نمونه می توان از فرقه شخصیت صدام حسین که مدت زمان بسیار طولانی با سازمان مجاهدین خلق و رهبرانش در عراق همراستا و علیه مردم ایران بود را یاد کرد.

صدام حسین، از یک طرف آزادی های قومی و اجتماعی را از بین برده و سرکوب می کرد و از طرف دیگر، لباس اکراد یا عرب های بدوی را می پوشید و از آزادی و استقلال اکراد حرف می زد. خانه ها و روستاهای کرد نشین را به توپ می بست و بمب شیمیایی در شهرهای کرد نشین رها می کرد، و از طرف دیگر تصاویر او با لباس کردی بر دیوار شهرها و روستاهای کردنشین نقش می بست.

یک روز در جبهه های جنگ با لباس نظامی، طناب شلیک توپ به سمت ایران را می کشید و روزی دیگر، لباس آخوندها را با عمامه و عبا و قبا می پوشید و رو به قبله می ایستاد و به شیوه اهل تسنن و تشیع نماز می خواند.

در سرتاسر عراق از کوچه و خیابان گرفته تا مدارس و دانشگاه ها مجسمه و عکس و پرتره داشت تا حزب بعث  که تنها حزب موجود در عراق بود و هیچ حزب و گروه سیاسی دیگری حق فعالیت نداشت، با اینحال از آزادی و انتخابات آزاد حرف می زد.

با این همه از عنوان رفراندوم و انتخابات ظاهرا دموکراتیک هم استفاده می کرد، تا با ابزارهایی که پیشاپیش برای حفظ قدرت تولید نموده بود، به خود انتصابی دست بزند و خود را حاکم بر سرنوشت مردم عراق بداند؛

صدام حسین طی سال‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۲ دو انتخابات نمایشی اجرا نمود.

در رفراندوم ۱۵ اکتبر ۱۹۹۵، مدعی شد که ۹۶/۹۹ درصد آرا را با درصد مشارکت ۴۷/۹۹ درصد کسب کرده است، یعنی با کسب فقط ۳۰۵۲ رای منفی از بین ۴/۸ میلیون رای‌دهنده.

در رفراندوم دوم که پانزدهم اکتبر ۲۰۰۲ بود، اعلام نمود که رسماً صد درصد آرا را با درصد مشارکت صد درصد کسب کرده است. طوری که در روز شانزدهم اکتبر ۲۰۰۲، کمیته انتخابات اعلام نمود که همه یازده میلیون و چهارصد و چهل و پنج هزار و ششصد و سی و هشت نفر واجدان شرایط به ریاست جمهوری او رای بله داده‌اند.

درکره شمالی

در کشور کره شمالی نیز «فرقه شخصیت» بیداد می کند. در این کشور همه چیز در اختیار رهبر کره شمالی است. او است که سرنوشت مردم را رقم می زند و حاکمی است تا مردم خود را از داشتن کوچکترین آزادی های فردی و اجتماعی محروم نموده است. در این کشور حتی مدل مو برای مردان و زنان توسط رهبر تعیین شده است. نگاه کنید به تصاویری از او در بازدید ها، لباس های متحد الشکل و دفتر و قلم یاد داشتی که دیگران در دست دارند تا رهنمود های رهبری ثبت گردد.

در رومانی

نیکلای چائوشسکو رئیس جمهوری سابق رومانی نیز با الهام از کیش شخصیت افرادی مشابه خود، بنیان های یک دیکتاتوری تمام عیار را در رومانی پایه گذاری کرد. او یک ایدئولوژی ملی گرایانه را که از ناسیونالیسم و افراط گرایی پیروی می کرد، بر مردم خود تحمیل نمود تا کسی نتواند قدرت او را به چالش بکشد. او تا آنجا پیش رفت که همسر خود النا را هم در مرکز توجه «فرقه شخصیت» قرار داد تا وانمود نماید همسرش از قبل ایدئولوژی او به پیشرفت های علمی و اجتماعی فراوانی دست یافته است در صورتیکه از بنیاد دروغ بود.

در اتحاد جماهیر شوروی سابق

نمونه دیگر «فرقه شخصیت» استالین در اتحاد جماهیر شوروی سابق است.

استالین بواسطه موقعیتی که در حزب کمونیست و رهبری کشور یافته بود، از همه ابزارهای شخصی و حزبی سود جست تا انسانی خدا گونه، منزه از گناه و اشتباه، بزرگترین و بهترین رهبر، نافذترین و بزرگترین استراتژیست جهان قلمداد شود.

نیکیتا خروشچف که پس از استالین به رهبری شوروی رسید، در این باره به رفقا و هم حزبی های خودش گفته است؛ «رفقا، فرقه شخصی فقط به خاطر خود استالین به گستردگی کنونی‌اش رسیده است. او برای این کار از همه روش‌های اقناع استفاده کرده است تا بر جاه و جلال شخصی خودش بیفزاید»

از دیگر شواهد این ماجرا که نشان از گستردگی همه جانبه «فرقه شخصیت» استالین داشته، کتاب زندگینامه اوست که در سال ۱۹۴۸ میلادی منتشر شده است.

در کامبوج

در کشور کامبوج نیز شاهد روی کار آمدن خمرهای سرخ و پل پوت بودیم. یک مائویست تحصیل کرده در فرانسه که پس از به قدرت رسیدن در ۱۷ آوریل ۱۹۷۵، «برادر شماره یک» مردم کامبوج شد.یک خود انتصابی با کیش شخصیت که یکی از بزرگترین جنایت های تاریخ بشریت را انجام داد!

پس از آن گروه‌های بودایی، مسلمان، متفکرین تحصیل کرده در غرب، تحصیل کرده‌های داخلی، کسانی که با کشورهای غربی و یا ویتنام رابطه داشتند را هدف قرار داده و اقدام به پاکسازی بیرحمانه ای نمود.

پل پوت معتقد بود که تنها یک یا دو میلیون نفر از مردم کامبوج را نیاز دارد و مابقی برای او هیچ منفعتی ندارند. به همین دلیل کمپ ها و اردوگاه های بزرگی تاسیس نمود تا کسانیکه اضافه بودند، بدون هیچ ضرری نابود شوند.

صدها هزار تن از مردم کامبوج که تحت نام ذخیره‌ها، طبقه‌بندی می‌شدند، در مزارع مرگ با دست خودشان قبرهای دسته جمعی شان را می‌کندند و سپس سربازان پل پوت آنها را با اشیاء فلزی، پتک و چکش می‌زدند تا بمیرند و یا گاهی نیز همان‌طور زنده زنده بر روی آنها خاک می‌ریختند.

نمونه های بسیار زیاد دیگری از کیش شخصیت یا «فرقه شخصیت» در جهان امروز وجود دارد که به این موارد اکتفا می کنیم. همین موارد نشان می دهد که در آن کشورها سخن گفتن از آزادی، حقوق بشر، انتخابات آزاد و تحمل دگر اندیشان کاربردی نداشته است. رهبران عملا در مقام پاسخگویی و نقد قرار نداشته اند چرا که نظامی توتالیتر بر جان و مال مردم حاکم بود و نفس هر آزاد اندیشی در نطفه بریده می شد.

حال با چنین مقدمه کوتاهی به موضوع انتخابات و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران می پردازیم.

در سازمان مجاهدین خلق ایران

طبق اخبار منتشر شده، همزمان با پنجاه و دومین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق در ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۶، زهرا مریخی توسط زهره اخیانی مسئول اول پیشین، بعنوان مسئول اول جدید مجاهدین اعلام شد.

در آن گردهم آیی که مریم رجوی و مسئولان اول سابق سازمان نیز در کنار نزدیک به ۲۰۰۰ تن از اعضای مجاهدین حضور داشتند، زهرا مریخی با اکثریت مطلق آراء بدون هیچ رای منفی و ممتنع به مدت ۲ سال به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق اعلام شد.

از مدت ها قبل با حضور مریم رجوی در تیرانا، مشخص بود که آنها در تدارک پروژه اعلام مسئول اول جدید می باشند. پس از اعلام موضوع نیز، تلاش کرده اند با انتشار فیلم و تصاویر آن تجمع، از یک انتخابات آزاد حرف بزنند.

همانگونه که قبلا اشاره شد، انتخابات آزاد در یک جامعه یا یک گروه، پیش شرط هایی دارد که اگر رعایت شده باشد، می تواند بستر ساز یک انتخابات آزاد و دموکراتیک باشد. اما آیا سازمان مجاهدین خلق پیش شرط های؛ آزادی، دموکراسی، استقلال رای و قانون انتخابات را در این گردهم آیی الزام آور دانسته و به تمامی زیر مجموعه های آن گردن نهاده اند؟

آیا مجاهدین خلق، قوانین انتخابات، کاندیداها و انتخاب کنندگان را بعنوان یک دستورالعمل لازم الاجرا، پیشاپیش انتشار داده و در معرض نقد و بررسی دیگران قرار داده اند؟

اینکه در مدار بسته درون گروهی چه اتفاقاتی افتاده، با یک خبر یا انتشار فیلم برای دیگران قابل هضم نیست. چرا که قبل از بیان انتخاب آزاد، باید دید که آیا مولد چنین اتفاقی به قانومندی ها و ارزش های یک جامعه آزاد اعتقاد داشته و چنین بستری را برای اعضای خود فراهم نموده است یا خیر؟

مطلبی که در همین رابطه توسط سازمان مجاهدین خلق انتشار یافته گویای بسیاری از مسائلی است که نشان می دهد دیدگاه سازمان نسبت به انتخابات یک دیدگاه طبقاتی، قبیله ای، فرقه ای و القایی است؛

https://www.mojahedin.org/news/204682/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F

مجاهدین در مطلبی با عنوان «مسئول اول در سازمان مجاهدین چه کسی است؟»، نه تنها سئوالات بیشماری که از سالیان قبل در ارتباط با موضوع انتخاب مسئول اول مطرح بوده پاسخ نداده اند، بلکه با یک فلسفه بافی ایدئولوژیک همه را به درک حقیقت یک تفاوت احاله نموده اند.

کدام حقیقت؟

این حقیقت که درست است؛« «مسئول اول» در سازمان مجاهدین در واقع معادل «دبیرکل» در احزاب و سازمانهای سیاسی دیگر است. اما مسئول اول کسی‌ است که بیشترین مسئولیت را در پیشبرد سازمان و خطوط و برنامه‌های آن بر عهده دارد. مسئولی که بیش از همه و پیش از همه باید پاسخگوی خوب و بد سازمان به شورای مرکزی و دیگر نهادهای تحت مسئولیتش  باشد.»

از همین ابتدای مطلب، آنها نمی توانند تعریف عامه فهم از مسئول اول خود به مخاطب ارائه دهند. علاوه بر این تناقضی در تمایز بین تعریف «دبیرکل» سایر احزاب و «مسئول اول» که مجاهدین می گویند وجود ندارد. چونکه «دبیرکل» انتخابی در یک حزب نیز بایستی بیشترین مسئولیت را پذیرفته و نسبت به انتخاب کنندگان در همه جهات پاسخگو باشد.

اما آیا واقعا راست می گویند؟

نگارنده خود سالیان زیادی از اعضای سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین بود. اما هیچ وقت مشاهده نشد که «مسئول اول» سازمان پاسخگوی خوب و بد سازمان به شورای مرکزی و دیگر نهادهای تحت مسئولیتش  باشد!

همانگونه که ذکر گردید، برای فهم حقیقت تفاوت مجاهدین با سایر احزاب، آنها توضیح می دهند که؛ «مجاهدین خلق، مسئول اول خود را در یک پروسه انتخاباتی سراسری در تمامی سطوح تشکیلاتی که شامل ۳ مرحله می‌شود، بر می‌گزینند. این مراحل عبارت است از «شور اول»، «شور دوم» و «شور سوم»»

آیا مجاهدین راست می گویند و چنین مراحلی در سازمان وجود دارد؟ آنچه من در سازمان مجاهدین طی بیش از ۲۵ سال مشاهده کرده ام غیر از این است که آنها می گویند.

مسئول اول سازمان چگونه تعیین و اعلام می شود؟

نگارنده در پروسه اعلام مسئولان اول سابق مجاهدین اعم از مریم رجوی در سال ۱۳۶۸، فهیمه اروانی در سال ۱۳۷۲، شهرزاد صدر حاج سید جوادی در سال ۱۳۷۴، مهوش سپهری در سال ۱۳۷۶، بهشته شادرو در سال ۱۳۷۸ و مژگان پارسایی در سال ۱۳۸۰ در درون سازمان مجاهدین بود و در تمامی مراحلی که سازمان می گوید حضور داشته است.

بعنوان مثال وقتی مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ از طرف مسعود رجوی بعنوان مسئول اول معرفی شد، بعنوان یک بند از مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک اعلام گردید. که هیچ یک از چنین مراحلی آنها اکنون می گویند طی نشد. چرا که در درون تشکیلات، کسی در حد و اختیارش نبود که با این مسئله مخالف باشد یا نظر دیگری داشته باشد. اتفاقا همه اعضای سازمان ماه ها در جلسات و نشست های درون گروهی زیر فشار تشکیلات بودند که چرا مریم، پیشاپیش مسئول اول بود و دیگران آن را ندیده بودند، نفهمیده بودند و نشناخته بودند؟

در مورد اعلام سایر مسئولان اول نیزچنین بوده است که تشریح گردید، اما برای آشنایی بیشتر با این موضوع کمی توضیح داده می شود؛

کسی که قرار بود بعنوان مسئول اول جدید سازمان اعلام گردد، از مدتی قبل به همراه مسئول اول قبلی در تمامی فعالیت های تشکیلاتی سازمان حضور پیدا می کرد. به همه یکان ها یا ستاد های درون تشکیلات سر می زد و جلسات متعدد ایدئولوژیک برگزار می نمود بدون آنکه مشخص باشد او قرار است مسئول اول آینده شود.

پس از آن در روزی که سازمان مشخص می نمود، همه اعضا در یک سالن با حضور مسعود و مریم رجوی حاضر می شدند و مراسم مسئول اول جدید سازمان برگزار می شد. در آن جلسه نهایی نیز هیچ کس نمی دانست چه کسی کاندید مسئول اول جدید سازمان است. مسعود یا مریم رجوی آن فرد را به روی سن می آوردند و از کارنامه و فعالیت های او می گفتند و اینکه علاوه بر کارهایی که تحت مسئولیت او انجام پذیرفته چقدر در انقلاب ایدئولوژیک حل شده و راهبری مسعود و مریم را درک نموده است. کاندیدای دیگر یا رقابت انتخاباتی نیز هیچوقت وجود نداشت.

سپس مسعود یا مریم رجوی به حضار می گفتند، آنهایی که موافقند دست بلند کنند. پس از آن مخالفین و در نهایت آرای ممتنع که در هیچ یک از جلسات نیز رای ممتنع و مخالف وجود نداشت و دست همه افراد با هم بالا می رفت و فرد مورد نظر از آن لحظه به بعد در کنار مریم و مسعود می نشست و مسئول اول سازمان می شد.

بنابر این هیچوقت انتخاباتی برای انتخاب مسئول اول سازمان وجود نداشت که ابزار، قوانین یا سازوکاری برای انتخاب شدن یا انتخاب کردن آزاد فراهم شده باشد.

البته تناقض بزرگ تر آنجاست که سازمان طی همان مطلب مدعی است ؛

«آنچه در عمل مشاهده شده این است که هیچیک از مسئولان اول هرگز خودشان را کاندیدای این موضع مسئولیت نکرده‌اند و خود پیشقدم اشغال این موضع مسئولیت نشده‌اند.»

«درون سازمان پدیده‌یی به اسم «مبارزه انتخاباتی» یا «رقابت کاندیداها» با همدیگر وجود ندارد.»

«این یکی از مهمترین تفاوت‌های مجاهدین با دیگر سازمانها و احزاب سیاسی مشابه بوده و هست.»

این اسناد که با قلم و زبان سازمان مجاهدین بیان می گردد، نشاندهنده میزان دموکراسی، آزادی و رعایت حقوق بشر در این تشکیلات است. این مهم سئوالات زیادی را ایجاد می نماید که به چند نمونه می پردازیم؛

-چه کسی یا چه کسانی مسئول اول را کاندید می نماید؟

-چرا کسی برای کاندید شدن پیشقدم نمی شود؟

-چرا «مبارزه انتخاباتی» یا «رقابت کاندیداها» با همدیگر وجود ندارد؟

-آنها بجای «مبارزه انتخاباتی» چه کاری در درون سازمان انجام می دهند؟

-چه نیازی به انتخابات و انتخاب مسئول اول جدید وجود دارد؟

-آیا مسئول اول جدید راه و روش جدیدتر و بهتری برای اداره امور ارائه کرده است؟

-اگر با هر مسئول اول جدید، راه کار تازه ای ارائه شده که برتری آن را نسبت به مسئول اول قبلی مشخص می نماید، پس چه نقدی نسبت به مسئول اول قبلی وجود داشته و چرا چنین نقدهایی هیچ وقت منتشر نشده است؟

-جز موفقیت ها و پیروزی های اعلام شده در ارتباط با هر مسئول اول که تبلیغ حول آن برای مجاهدین آزاد بوده است، خطاهای او چه بوده و چرا منتشر نشده است؟

-اساسا چه لزومی دارد مسئول اول جدید انتخاب شود؟ مگر قرار است کار جدیدتری نسبت به قبلی انجام دهد؟

-چرا رهبری مجاهدین بجای اینگونه نمایش ها صداقت بخرج نمی دهند که بگویند مسئول اول دیگر کاره ای نیست و تصمیم گیرنده برای تک به تک مجاهدین خود آنها هستند؟

نتیجه

این ویژه سازی که مجاهدین با همه دنیا تفاوت دارند و همانند دیگر احزاب سیاسی انتخابات ندارند، تئوری چندان قابل فهمی جز دروغ بافی نیست.

سازمان مجاهدین با چنین دستورالعملی تلاش می نماید، برتری طلبی و متفاوت بودن خود را نسبت به هر نهاد دیگری در جهان القاء و توجیح نماید. تا شاید چهره منحصر بفردی که ارائه می دهد در اذهان جا بیافتد و کسی از آنان انتظار دیگری نداشته باشد.

در سازمان مجاهدین خلق روابط تشکیلاتی خاصی حاکم می باشد. روابطی که بر خلاف همه جریانات معمول دنیا، اعضای پایین را ملزم به پاسخگویی می نماید، اما بالادست هیچ وقت پاسخگوی پایین نبوده است. روابطی که یکطرفه از پایین به بالا جریان دارد و با هیچ اصلی از حقوق بشر یا انسان آزاد همخوانی ندارد. مجاهدین خلق، آزادی را در وابستگی تمام عیار به عنصر مافوق و رعایت بی چون و چرای دستورات مافوق می دانند. در سازمان مجاهدین خلق هر چه رهبر بدوزد وانتخاب کند، آن می شود، و افراد دیگر در مراسم ها به انتخاب والای رهبری و اینکه او چنین تشخیص مبارکی داده باید شادی کنند و کف بزنند و از خالق خود سپاسگذار باشند. در غیر اینصورت مورد غضب رهبری شده و زیر مکانیزم های فشار روانی و جسمی قرار می گیرند. روابط و مناسباتی که در حال حاضر تشابه بسیار زیادی با رفتارهای درونی واجتماعی گروه تروریستی داعش دارد.

روابط تشکیلاتی مجاهدین انتخابات پذیر نیست، وگرنه اصول اولیه تشکیلات و عضویت در تشکیلات را نقض می نماید. همانگونه که اعضای شورای مرکزی نیز از بالا تعیین و ابلاغ می گردد. در واقع هیچ مدل انتخاباتی، در هیچ مداری از درون سازمان وجود نداشته و ندارد. و هر چه در این باره گفته شود، جز دروغ و پنهان کاری نبوده است.

علاوه برهمه ادعاهای کاذب، انتخاب کنندگان نیز از شرایط انسانی یکسان با دنیای پیرامون خود برخوردار نمی باشند. اعضایی که ظاهرا در رای گیری شرکت داشته اند، هویت فردی مستقل ندارند. همه آن افراد که در آلبانی جمع شده اند، در هیئت سازمان مجاهدین به آنجا انتقال یافته و به نام سازمان مجاهدین شناخته می شوند.

کسانی هستند که بین دو تا سه دهه حتی با خانواده هایشان تماس نداشته اند. وسیله و امکانات شخصی ندارند. زندگی، همسر، زن و بچه ندارند. و مهمتر از همه، حق حکومت بر سرنوشت خود را ندارند، چه رسد به اینکه حق انتخاب آزاد داشته باشند.

از استالین و پل پوت تا مجاهدین خلق، «فرقه شخصیت» در تمامی ارکان های سازمانی یا حزبی ریشه دوانده است. دروغگویی، چاپلوسی و مردم فریبی از ابزار های در دسترس برای القای حاکمیت یک شخص بر روی یک فرقه تمام عیار و مخرب می باشد. «حقایق» انتخابات آزاد و دموکراسی که مجاهدین از آن می گویند را نیز باید در «آرمان مسعود رجوی» جستجو نمود. آرمانی که با کیش شخصیت ظهور کرد و در هویت یک فرقه مخرب و تروریست همچنان در تداوم است.

یازدهم سپتامبر ۲۰۱۷ برابر با بیستم شهریور ۱۳۹۶

جواد فیروزمند

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30770

خانواده مجاهدین یا مزدوران استعمار؟ 

javad firoozmanجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، هفتم اوت ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی و مجاهدین خلق، در حالی خانواده های اعضای سازمان را مزدوران ارتجاع خطاب می کنند که از قدیم الایام، با ضد ایرانی ترین تشکل ها و خونریزترین شخصیت های غربی بر سر یک میز علیه مردم خود بوده اند. پس طبیعی است که خانواده کنونی مجاهدین را افرادی چون سناتور مک کین، جان بولتون، رودی جولیانی و این قبیل جنگ طلبان … 

سوء استفاده مریم رجوی از کودکان در پاریس مجمجاهدین خلق فرقه رجویکودکان و نوجوانان، ابزار سیاسی مریم رجوی در نمایش ویلپنت

لینک به منبع

خانواده مجاهدین یا مزدوران استعمار؟

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانیجان مک کین در کنار مریم رجوی

نگاهی به زورآزمایی مجاهدین با خانواده ها و قوانین بین المللی

جواد فیروزمند

جواد فیروزمند

خانواده در جوامع بشری به گروهی اطلاق می گردد که از طریق وابستگی های سببی، هم خونی، و یا مکان مشترک زندگی در اشتراک باشند. نهاد خانواده، اصلی ترین تشکلی است که انسان ها، قانونمندی آن را پذیرفته اند و در سازمان ملل متحد رسمیت دارد.

سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۴ میلادی با انتشار کتابچه ای به تعریف و حمایت از نهاد خانواده پرداخته است: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره‌ای اطلاق می گردد که با هم زندگی می‌کنند. درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.»

علم انسان شناسی نیز که در دانشگاه های معتبر دنیا تدریس می گردد، خانواده و ساختار آن را زیربنای تشکل جوامع بشری معرفی کرده و چنین تعریف می نماید: یک خانواده از مادرتباری یعنی مادر و فرزندان او، زناشویی یعنی زن و شوهر، و فرزندان آنان تشکیل و بسط می گردد. خانواده بستری از هم‌خونی است که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلاً خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می‌کنند.

در تمام کشورهای دنیا نیز قوانین مدنی وضع شده، نهاد خانواده و تبار شناسی را به رسمیت شناخته شده و از آن بشدت حمایت می شود. این قوانین در کشورهای اروپایی بسیار سرسخت و پیگیر می باشد. کودکان تا ۱۸ سالگی تحت حمایت کامل دولت قرار دارند.

در صورت مشاهده ناهنجاری های اجتماعی در رفتار خانوادگی، که توسط پدر یا مادر نسبت به کودکان یا اعضای خانواده رخ دهد، پدر یا مادر بد رفتار تحت پیگیرد قانونی قرار می گیرند.

قوانین بین المللی حکم می کند که هسته اصلی خانواده یعنی زن و شوهر، می بایست در تحکیم و پایداری آن بکوشند و همانگونه که  در تشکیل آن همت گمارده اند، بر دوام آن نیز اصرار بورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ گردد.

برای اعضای خانواده نیز نقش تعیین کننده ای تعریف شده که البته در برخی کشورها متفاوت است. یکی از اصلی ترین مسائلی که در قوانین مدنی اروپا آمده، نقش پدر و مادر در تعلیم و تربیت فرزندان است. این مسئله آنقدر برجسته است که حتی پلیس محل نیز بطور مستقیم در اعمال آن نقش داشته و از آن حمایت میکند. پدر و مادر خاطی را بلافاصله دستگیر و زندانی میکنند تا مورد رسیدگی قضایی قرار گیرد.

اما سازمان مجاهدین خلق با رهبری مسعود و مریم رجوی، از خانواده تعریف دیگری ارائه می دهد. تعریف بسیار خشن و منفعت گرایانه که با برداشت های انحرافی از مذاهب و ادیان گوناگون، رنگ و لعاب مجاهد گونه می گیرد. تیغ بر می کشد و حکم «مزدوران ارتجاع» می دهد. حکمی که طبق باورهای مجاهدین می تواند توسط تیم های عملیاتی آنان در ترور و حذف فیزیکی شان به عمل تبدیل گردد.

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

تظاهرات و ناکامی خانواده های مجاهدین برای دیدار با فرزندانشان در مقابل درب پادگان اشرف-عراق

مسعود رجوی در نوار ویدیویی یا کتاب خود «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ؟» که برای نخستین بار در بهمن ماه ۱۳۸۸ بصورت ویدیویی ارائه گردید و سپس در آبان ۱۳۸۹ بصورت کتاب منتشر شد و نهایتا در اسفند ۱۳۹۳ شمسی برای بار دوم چاپ شد، درباره خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق می گوید:

https://www.mojahedin.org/news/56786/… 

«از هفته پیش اجیرشدگان منفور ولی فقیه ارتجاع تحت عنوان «خانواده های مجاهدین» به پشت در اشرف آمده و در منتهای زبونی به جست وخیز و پارس کردن علیه شهر شرف و مجاهدانش پرداخته اند…»

«…خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آنکس که میخواهد مجاهد بماند و مجاهد بمیرد، یا در ارتش آزادی و جبهه مقاومت است یا در خاوران و یا در مروارید (قبرستان اعضای کشته شده مجاهدین در پادگان اشرف) آرمیده است. از مجاهدین دور باد که پدر یا مادر یا خواهر یا برادر و یا هر قوم و خویش را که مأمور رژیم باشد، خانواده خود بدانند و سرسوزنی اعتنا کنند. حرف مجاهدین چه با شاه و چه با شیخ و چه با مزدوران عراقی رژیم از ۴۵ سال پیش این بوده است که خانواده سیاسی و ایدئولوژیکی خودت را خانواده ما جا نزن. خانواده اجتماعی و سیاسی و تاریخی و آرمانی هر مجاهد خلق، خلق است و بس! به خصوص مجاهدی که در خاک امام حسین و اشرف باشد.»

یاد مصدق به خیر که در بیدادگاه نظامی میگفت «مسلک من، مسلک سیدالشهداست… از همه چیز میگذرم، نه زن دارم، نه پسر دارم، نه دختر دارم، هیچ چیز ندارم، مگر وطنم را که جلوی چشمانم دارم.»

مسعود رجوی برای به کرسی نشاندن تعریف و دیدگاه خود از خانواده مجاهدین، سراغ متون ادیان و مذاهب نیز می رود تا با مقایسه آن وقایع با آنچه که خود در سازمان مجاهدین  حکم می راند، به تعلیم و تربیت ایدئولوژیک اعضای سازمان بپردازد:

اولین متن از «سوره هود» قرآن است که با بازگویی قصه نوح و پسرش، برخورد خشن و سنگ اندازی مجاهدین با خانواده هایشان را کاری خدایی می داند.

دومین استناد رجوی به متن قرآن درباره داستان ابراهیم و پدر بت پرستش و همچینین داستان ذبح اسماعیل می باشد. «…آنگاه که ابراهیم به پدرش آزر گفت آیا بتها را به جای خدا گرفتهای؟ من تو و قومت را در گمراهی آشکار میبینم…»…

«…آزمایش اسماعیل که برای ابراهیم بسیار سخت و سنگین بود اما روی برنتافت. آنقدر که میگویند وقتی کارد بر گلوی اسماعیل گذاشت، ناله یی از کارد برخاست: خلیل امرم میکند اما جلیل مرا باز می دارد.»

سومین استناد که تحت عنوان پیام عیسی مسیح اشاره می نماید. درواقع یک حکم تشکیلاتی است که می خواهد اعضای مجاهدین را نسبت به خود و سازمان بدهکار و جداناپذیر نماید. قسمت آخر همین بند که ذیلا مشاهده می گردد سالهای سال است در سازمان مجاهدین خلق رواج دارد. او با این استدلال که از بدو ورود به سازمان می بایست به عاقبت بی بازگشت آن نیز اندیشیده باشید، جدایی عضوی از مجاهدین را نمی پذیرد.

«تقریبًا دو هزار سال پیش عیسی مسیح در همین باب مضامینی شگفت گفت: هرکس خانواده خود را بیش از من دوست بدارد، لایق من نیست. اگر کسی نزد من آید و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران و حتی جان خود را فدا نکند، شاگرد من نتواند بود. هرکس که فقط در فکر زندگی خویشتن باشد، آن را از دست خواهد داد. اما آنکس که به خاطر من زندگی خویش را از دست دهد زندگانی جاودانه خواهد یافت. هرکه صلیب خود را بر ندارد و از عقب من نیاید نمیتواند شاگرد من گردد. زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اول ننشیند تا برآورد خرج آن را بکند که آیا قوت تمام کردن آن دارد یا نه،انجیل لوقا.»

در قسمت های بعدی این کتاب که الگوی رفتاری درون سازمانی نسبت به اعضای جدایی خواه و ناراضی است، مستقیما به «حکم خدا» متوسل می شود. تا با سوء استفاده و برداشت های بسیار عقب مانده از متون دینی که امروز تشابه بسیار زیادی با برداشت های گروه تروریستی داعش دارد، مانع از ارتباط اعضای مجاهدین با خانواده هایشان گردد:

«…و این هم دو آیه از قرآن مجید در سوره توبه که عین کلمات خدای مسیح و محمد است و حرف را به کمال و به اتمام رسانده است: «ای آنان که گرویده و ایمان آوردهاید مبادا پدران و برادران خود را در صورتی که حق ستیزی پیشه کنند به دوستی بگیرید و آنکس که چنین کند خود ستمپیشه است. پس بگو اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و همسران شما و عشیره و خانواده شما و اموالی که اندوخته اید و حرفه و کسب و کاری که از کسادی آن میترسید و خانه ها و جایگاههایی که آنها را خوشدارید برایتان از خدا و پیامبرش و نبرد در راه او دوست داشتنی تر است پس در انتظار باشید و ببینید که عاقبت کار و امر خدا در این باره چیست و همانا که خدا گروه نافرمان و تبهکار را هدایت نمیکند.»»

مسعود رجوی سپس با همان «حکم خدا»، ادعای پیروزی و وعده بهشت می دهد تا اعضای ناراضی گرفتار در تشکیلات مجاهدین را دلخوش و مجاب نماید:

«در سوره مجادله نیز کلام خدا چنین اوج میگیرد: «خدا مقرر نمود و نوشت که من پیروز میشوم و فرستادگانم، همانا که خدا توانای عزتمند است. گروهی را نخواهی یافت که به خدا و روز بازپسین ایمان آورند اما کسانی را به دوستی بگیرند که به دشمنی با خدا و فرستاده او برخاسته اند، هر چند که آنان پدران یا پسران یا برادران و خویشاوندانشان باشند. اینان (که از چنین روابطی تبری جسته و تطهیر میشوند) کسانی هستند که خدا در قلبهایشان ایمان نوشته و آنان را با روحی از خویش مدد کرده است و آنان را به بهشت هایی وارد سازد که در زیر آن جویبارها روان است و در آن جاودانان هستند، خدا از ایشان و ایشان از خدا خشنودند، آنان حزب خدا هستند و همانا که حزب خدا رستگارانند.»»

از این نمونه ها چه در کتاب «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ؟» و چه در سخنرانی ها و متون بازمانده از مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق، بسیار استفاده شده است.

در یک طرف این دیدگاه بغایت ارتجاعی از مذهب و دین، «خانواده های اعضای مجاهدین» یا همان « مزدوران ارتجاع» قرار دارند که بدلیل توهم وابستگی به وزارت اطلاعات، سگ های زنجیری و دشمنی با خدا و خلق، حکم شان بر اساس «حکم خدا»، نابود کردن آنان توسط مجاهدین است. و در طرف دیگر «…خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آنکس که میخواهد مجاهد بماند و مجاهد بمیرد، یا در ارتش آزادی و جبهه مقاومت است یا در خاوران و یا در مروارید (قبرستان اعضای کشته شده مجاهدین در پادگان اشرف) آرمیده است…»

به بیانی دیگر در هر دو طرف دیدگاه مسعود رجوی و مجاهدین، خانواده ای وجود ندارد. یا باید در راه رجوی کشته شده باشد و یا اینکه برای او و سازمانش در صحنه نبردی که فقط و فقط او طراحی کرده، حضور داشته باشد تا در نهایت به پیروزی و بهشت برسد. غیر از این خانواده ای در کار نیست!

جالب اینکه همین دیدگاه، آنان را نسبت به سوء استفاده از قوانین بین المللی و حقوق بشری، مکار تر نموده است. مجاهدین و لابی هایشان در کریدور سازمان های حقوق بشری، با چسباندن مخالفین و خانواده هایشان به حکومت ایران و وزارت اطلاعات، از آنان امضاء جمع می کنند و خود را نماینده حقوق بشر ایران و آلترناتیو دموکراتیک جا می زنند. کاری که دست آنان را در بدرفتاری با اعضای خود و برده داری افرادی که به آلبانی منتقل شده اند باز می نماید.

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

جمعی از اعضای انتقال یافته مجاهدین در تیرانا- ژوئن ۲۰۱۳

تا آنجا که دیگر ابایی ندارد افرادی چون محمد اقبال، خواهرش عاطفه را ماماچه پلید بخواند، رحمان حیدری برادرش قهرمان حیدری را مزدور و رله کننده وزارت اطلاعات بنامد و از این موارد بسیار…، دست آخر حمید رضائی از آلبانی به انکار خانواده خود بپردازد. حمید رضایی طی یادداشتی که در  وب سایت های مجاهدین منتشرشده، اعظم رضائی  از بستگانش که برای دیدار با او به تیرانا رفته را عامل وزارت اطلاعات معرفی نماید.

او طی نامه ای به وزارت کشور آلبانی و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشته است:

«خانواده اینجانب در سالهای گذشته ۳ بار به کمپ اشرف آمده و در تاریخ ۱۸نوامبر ۲۰۱۰ مزدوران وزارت اطلاعات آخوندها در بیرون و اطراف کمپ اشرف که کشتار مجاهدین را زمینه‌سازی می‌کردند اسم مرا هم می‌خواندند تا به نزد آنها بروم. در ۲۳نوامبر ۲۰۱۰ و ۲۳دسامبر ۲۰۱۰ نیز همین خانواده به اشرف آمده و عکس مرا در مقابل کمپ اشرف آویزان کردند تا کشتار یارانم در اشرف توجیه شود ازاین‌رو من که عاقل و بالغ و سالم هستم و ۴۹ سالم است تا وقتی این خانواده در ارتباط با وزارت اطلاعات منفور رژیم ایران است خواهان هیچ‌گونه رابطه و دیدار با آنها نیستم.»

مسعود رجوی و مجاهدین خلق، در حالی خانواده های اعضای سازمان را مزدوران ارتجاع خطاب می کنند که از قدیم الایام، با ضد ایرانی ترین تشکل ها و خونریزترین شخصیت های غربی بر سر یک میز علیه مردم خود بوده اند. پس طبیعی است که خانواده کنونی مجاهدین را افرادی چون سناتور مک کین، جان بولتون، رودی جولیانی و این قبیل جنگ طلبان تشکیل می دهند.

زورآزمایی و رفتارهای بغایت ضد انسانی مجاهدین امروز با خانواده ها، تداوم عملی همان درس هایی است که مسعود رجوی در بهمن ماه ۱۳۸۸ شمسی تحت عنوان «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع؟» به اعضای خود داد. تا برده داری تشکیلاتی اعضای انتقال یافته به آلبانی، بدون هراس از قوانین انسانی و بین المللی، و در ناسازگاری با جوامع بشری و قوانین کشورهای میزبان، به شکلی نوین در قلب دموکراسی اروپا برپا بماند!

۰۶/۰۸/۲۰۱۷ برابر با یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶

جواد فیروزمند

(پایان)

*** 

سی خرداد هفت تیر تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوینگاهی از درون به نقش سازمان مجاهدین خلق در انفجار حزب جمهوری اسلامی 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30674

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران 

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:…  جدای از داستانسرایی ها و قهرمان سازی های معمول مجاهدین که پس از مرگ به نفراتشان نسبت می دهند، طاهره طلوع آنگونه که من در جریان بودم در اطراف تنگه حسن آباد ابتدا زخمی شده و سپس بعلت خونریزی زیاد کشته می شود. جسد او بر روی یکی از تپه ماهورها و در کنار اجساد سایر مجاهدین قرار داشت. اما مجاهدین برای نیازمندی … 

List-of-Mojahedin-Khalq-martyrs-Massoud-Maryam-Rajavi-MEK-fiction-fakeMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

لینک به منبع

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

جعل اخبار، مطلب، سند و ارائه آمار غلط، از شگردهای راهبردی و همیشگی سازمان مجاهدین خلق ایران است. گویی سازمانی که برای بهروزی خلق، عدالت و برپایی جامعه ای عاری از ستم پدید آمده بود، با جعل و دروغ متولد شده و حیات خود را در تداوم آن می بیند.

برای اثبات این موضوع اگر آمار، اسناد، فیلم ها و نوشته های آنان از سال ۱۳۵۷ تا کنون در نشریات و رسانه هایشان را دنبال کنیم، در بسیاری از زمینه ها به این حقیقت پی خواهیم برد.

یک قلم، بیلان عملیات های نظامی مجاهدین خلق علیه حکومت جمهوری اسلامی ایران، که بسیاری از آنان حتی در نشریه مجاهد ثبت گردیده، گویای همین موضوع می باشد. بر اساس اسناد بجا مانده از آرشیو نشریه مجاهد، ارگان رسمی سازمان مجاهدین خلق، آنها از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۸۲ شمسی، صدها هزار عملیات انجام داده و طی آن عملیات ها بیش از یک میلیون تن از افراد نظامی و غیر نظامی ایران را کشته و چند میلیون نفر را نیز مجروح کرده اند. اما آیا واقعیت چنین بوده که آنها در نشریات و رسانه هایشان گفته یا نوشته اند؟

نمونه دیگر راجع به آمار وارقام ارتش خصوصی صدام حسین یا ارتش موسوم به آزادیبخش ملی است که سه سال پس از شکست در عملیات فروغ، روز ۲۶مهر سال ۱۳۷۰ از مقابل مسعود رجوی، مریم رجوی و فهیمه اروانی در پادگان اشرف رژه رفت و خبرگزاری های بین المللی، آمار افراد نظامی مجاهدین مستقر در پادگان اشرف را بین ۷۰ هزار تا ۱۵۰ هزار نفر گزارش نمودند.

نگارنده که همانموقع در همان رژه شرکت داشت، همانند دیگر اعضای مجاهدین بیش از ده بار پس از رسیدن به نقطه پایانی رژه، با تغییر لباس و سوار شدن بر خودرو یا وسیله ای دیگر، از مقابل مسعود و مریم رجوی و خبرنگاران خبرگزاری های بین المللی همچون سی ان ان و … رژه رفت و خبرنگارانی که در محل مورد نظر یا نقطه پایانی رژه قرار گرفته بودند، از رژه نظامی ۷۰ هزار نفری مجاهدین و برخی دیگر از یک آلترناتیو شایسته و قدرتمند با ۱۵۰ هزار مسلح درمرزهای ایران نام بردند.

انتخاب نوع لباس و شرکت مجدد در سیکل ده و بیست باره رژه، بعهده افراد نبود و فرماندهان مجاهدین بودند که تعیین می کردند، چه کسی چگونه و با چه لباسی و در رژه کدام یکان مجددا شرکت نماید.

این موضوع سال های سال باعث گمراهی سازمان های اطلاعاتی آمریکا ،کشورهای اروپایی و شخص صدام حسین شده بود. بطور مشخص وقتیکه ارتش آمریکا پس از سقوط صدام حسین، پادگان اشرف را تسخیر نمود، در جستجوی مینیمم ۷۰ هزار مجاهد خلق بود.

سال ۲۰۰۳ میلادی وقتی مجددا از دست مجاهدین فرار کرده و این بار به نیروهای آمریکایی در کمپ تیپف پناه بردم، در یکی از گفتگوهایی که با فرمانده نیروهای آمریکایی داشتم او از من پرسید شما بعنوان یکی از مسئولین لجستیک که به لیست پرسنلی دسترسی داشتید و از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین بشمار می آیید، تعداد آنها را چند نفر می دانید.

به او گفتم که بیشترین آمار مجاهدین در سال ۱۳۶۷ و برای عملیات فروغ جاویدان بود که تعدادشان ماکزیمم بین ۴۸۰۰  تا ۵ هزار و چند صد نفر می رسید.

پاسخ داد که نمی تواند باور کند. پرسیدم چرا؟ با اشاره به تعدادی سند و نشریات آمریکایی که روی میز اش قرار داشت، گفت اینها که دروغ نمی گویند. گفتم نه دروغ نمی گویند، اما حقیقت را هم نگفته اند. مجددا پرسید چرا اینطور فکر میکنم؟  که در پاسخ وقایع رژه ۲۶ مهر ماه سال ۱۳۷۰ را بازگو کرده و توضیح دادم که چگونه کمتر از ۴ هزار نفر، تا ۲۰ بار از جلو مسعود رجوی و خبرنگاران حاضر در رژه عبور کردند، تا مینیمم ۷۰ هزار نفر جلوه کنند. رجوی اینگونه در برابر غرب و صدام حسین برای ارتش خود سند سازی کرده و دست به جعل آمار زد تا از قبل آن درآمد زایی نماید.

دروغ دیگری که سال ها است سازمان مجاهدین روی آن مانور می دهد و از مدتی پیش نیز مریم رجوی شخصا وارد آن شده، ادعای بیش از ۳۰ هزار اعدامی زندانی پس از عملیات موسوم به فروغ جاویدان می باشد.

http://www.maryam-rajavi.com… 

ادعایی که پس از گذشت مدتی از عملیات در نشست های گوناگون از خود مسعود رجوی شنیده و بیلان آن مدام در تغییر بود. مسعود رجوی آن روزها تعداد زندانیان مجاهد کشته شده در زندان ها را ابتدا حدود ۷۰۰ نفر اعلام نمود و پس از آن و در مناسبت های گوناگون از چند هزار به ده هزار و از پانزده هزار تا ۳۰ هزار نفر افزایش داد. بگذریم که هیچ وقت زندان های حکومت ایران، این تعداد زندانی مجاهد، تاکید می کنم زندانی مجاهد نداشته که تا آن تعداد نیز اعدام هم شده باشند.

ایرج مصداقی طی درج مطلبی در وب سایت خود آمار اعدامی های مجاهد سال ۱۳۶۷ را ۳۲۰۰ نفر ذکر نموده است.

http://www.irajmesdaghi.com/… 

او در توضیح این موضوع افزوده است؛ در لیست منتشره از سوی مجاهدین علی‌رغم تلاش‌ زیاد، از یک سو نام تعداد زیادی از زندانیان اعدام شده از قلم افتاده است و از سوی دیگر نام تعدادی از زندانیان اعدام شده که ربطی به قتل‌عام سال ۶۷ نداشتند و یا وابسته به گروه‌های دیگر بودند و… آمده است.

از جعلیات دیگری که در رابطه با مسئله فوق وجود دارد و مجاهدین از ۱۲ هزار  شروع کرده و در حال حاضر ۱۳۰ هزار نفر اعلام می نمایند، تعداد کشته های آنان در عملیات ها، دستگیری ها یا اعدام ها توسط حکومت ایران می باشد.

براساس آماری که طی ۳۰ سال گذشته از مجاهدین خلق منتشر شده، مسعود رجوی تا سال ۱۳۶۵ تعداد کل شهدای مجاهدین را چند هزار نفر اعلام می دارد. پس از عملیات موسوم به فروغ جاویدان، آمار مورد نظر به ۱۷ هزار نفر ارتقاء می یابد. اما پس از مدتی به ۳۰ هزار، پنجاه هزار، هفتاد هزار و پس از سال ۱۳۷۷ به ۹۰ هزار و اندکی بعد به ۱۰۰ هزار و در سال ۱۳۸۰ به ۱۲۰ هزار نفر می رسد. پس از سقوط صدام  حسین در سال ۱۳۸۲ نیز آماری که سیر سعودی داشته با ۱۰ هزار نفر دیگر در نهایت روی ۱۳۰ هزار نفر تثبیت می گردد.

بعبارتی حساب و کتاب سازمان مجاهدین می خواهد این مسئله را عنوان نماید که آنان تا عملیات موسوم به فروغ جاویدان که ماکزیمم ۵ هزار نیرو در سرتاسر جهان داشته اند، زیر ۱۰ هزار نفر کشته داده اند. اما پس از آن تا سال ۱۳۸۲ یعنی پس از سقوط صدام حسین که آمار آنان به ۳۲۰۰ نفر رسیده است، ۱۲۰ هزار کشته در ایران و در جنگ با حکومت ایران متحمل شده اند.

با این آمار و ارقام دروغین می خواهند مدعی شوند که بدنه اصلی مجاهدین در ایران حضور دارد و در جنگ ۳۶ ساله ای که تا کنون با حکومت ایران داشته اند، بیش از ۱۳۰ هزار نفر از آنان کشته شده اند.

اما همه ما می دانیم که پس از سال ۱۳۶۴ شمسی، هیچ تیم و هسته ای از مجاهدین در ایران باقی نمانده بود. مجاهدین همه اعضا و هواداران خود را از ایران خارج کرده و به عراق یا کشورهای اروپایی انتقال داده بودند که مجموع آنان در نهایت به ۵ هزار و اندی نفر رسید که همه آنان نیز در عملیات فروغ جاویدان شرکت داشتند.

همه ما و آنهایی که طی این سال ها در سازمان مجاهدین بودند، دقیقا می دانیم که هیچ نیرویی از مجاهدین در داخل خاک ایران حضور نداشته و ندارد. از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۸۲ و سرنگونی صدام حسین، تمامی عملیات های سازمان مجاهدین در داخل خاک ایران، با اعزام تیم ها و واحد های عملیاتی از داخل خاک عراق و با پشتیبانی ارتش و سازمان اطلاعات و امنیت صدام حسین صورت گرفته است.

تیم های عملیاتی که اقدام به ترور سرهنگ صیاد شیرازی و لاجوردی نمودند، نیز از پایگاه های مجاهدین در داخل خاک عراق و با پشتیبانی نیروهای نظامی وامنیتی صدام حسین به ایران اعزام شده بودند. اما سازمان همانند دیگر جعلیات اش آنان را واحد های عملیاتی مجاهدین در داخل خاک ایران قلمداد نمود، تا وانمود نماید که پایگاه اجتماعی داشته و عملیات هایش با پشتوانه مردمی از داخل ایران صورت می گیرد.

براساس آماری که بنیاد هابیلیان تحت عنوان لیست ۱۷۰۰۰ شهید ترور کشور منتشر نموده، سازمان مجاهدین خلق ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۶ شمسی، کمتر از ۱۸ هزار ایرانی را در عملیات های تروریستی، درگیری ها و حمله های نظامی خود در خاک ایران به قتل رسانده اند. آمار کشته های مجاهدین در طی این دوران کمتر از ۱۵ هزار نفر می باشد. بعبارتی مجاهدین بیشتر کشته و کمتر کشته داده اند.

http://www.habilian.ir/fa/… 

مجاهدین بر اساس کتابی که توسط مریم رجوی به سناتور مک کین در سال ۲۰۱۷ هدیه کردند، اسم و مشخصات ۲۰ هزار تن از کشته شدگان مجاهدین را منتشر نموده اند.

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

مریم رجوی یک لیست از شهدای ضد امپریالیست مجاهدین خلق را به سناتور مک کین در تیرانا در سال ۲۰۱۷ تقدیم می کند.

اما در همان کتاب که سال ها پیش از این به زبان فارسی منتشر شده، و کشته های تمامی گروه های سیاسی ایران را در بر می گیرد. از مجاهد گرفته تا حزب توده، فدائیان، پیکار و … آنها مشخصات ۲۰ هزار نفر را توانسته اند جمع آوری نمایند. از طرفی بخشی از آن اسامی و مشخصات نیز تکراری است. مطمئنا اگر وجود داشت بیشتر می نوشتند اما نیافتند و یا وجود خارجی نداشت.

بنابر این آمار کشته های مجاهدین طی ۳۶ سال گذشته کمتر از ۱۵ هزار نفر می باشد. بعبارتی مجاهدین بیشتر کشته و کمتر کشته داده اند. اما همانگونه که در سطور بالا نوشتم، اگر به آمار و ارقامی که در نشریات سازمان مجاهدین اعلام گردیده نگاه کنیم و آن آمار و ارقام را تا کنون جمع بزنیم، آنان طی ۳۶ سال گذشته بیش از یک میلیون ایرانی را در عملیات های گوناگون به قتل رسانده و چند میلیون را نیز مجروح نموده اند، که سراسر دروغ، جعلی، برای بزرگنمایی و فریب افکار عمومی است.

مسئله قابل ذکر دیگر، بحث جداشدگان سازمان مجاهدین است. چه افرادی که تا سال ۱۳۸۲ از مجاهدین جداشده بودند و چه آنان که پس از سقوط صدام حسین قرارگاه های مجاهدین را با فرار یا درد و رنج بسیار ترک گفته و خود را به ایران یا یکی از کشورهای اروپایی رساندند.

آنهایی که لب از لب نگشودند و کلامی در انتقاد از سازمان رجوی نگفتند، تا کنون از تیرهای زهرآگین مجاهدین در امان مانده اند. اما آنانی که از مجاهدین انتقاد کرده و اقدام به افشاگری نمودند، به یکباره از نظر مجاهدین عضو وزارت اطلاعات، عضو سپاه پاسداران، شکنجه گر، تیر خلاص زن و عضو سپاه قدس معرفی شدند. از سال ۱۳۸۲ تا کنون بیش از هزار و چند صد نفر از مجاهدین جداشده و پی کار و زندگی خود رفته اند. برخی مجددا به دنیای سیاست پیوند خوردند و برخی دیگر از موضع حقیقت گویی، از سازمان مجاهدین خلق، از رهبری سازمان، تشکیلات ضد دموکراتیک، اجبارها، راهبردها و معاملات خائنانه با دولت ها و سرویس های امنیتی علیه مردم ایران، همکاری با صدام حسین برای ترور شهروندان ایرانی، عدم آزادی، نقض حقوق بشر در تشکیلات یا زندان های درون سازمانی، شکنجه گاه های مجاهدین در عراق و … حرف زدند.

این افراد کسانی نبودند که یک شبه به مجاهدین پیوسته باشند. برخی از آنان بیش از ۳۰ سال در تمامی فراز و نشیب ها، فشارها و سختی ها همراه مجاهدین بودند. علاوه بر آن تمام دارایی، زندگی و هست و نیست شان را به سازمان داده  بودند. اما همین افراد یک شبه مامور و جاسوس جمهوری اسلامی معرفی شدند، تا مبادا کلام حق آنان پرتویی برای روشنایی شب سیاهی بنام سازمان مخوف مجاهدین خلق باشد.

ذکر این موارد در مقدمه، برای آن بود که به دو مورد جعل بزرگ سازمان مجاهدین نسبت به عملیات موسوم به فروغ جاویدان اشاره نمایم.

مورد اول راجع به بیلان کشته ها و مجروحین دو طرف در عملیات مذکور است.

سازمان مجاهدین خلق از مرداد سال ۱۳۶۷ تا کنون، دائما در حال تغییر آمارهای گوناگون آن عملیات است. در جدیدترین آمار منتشر شده پس از ۲۹ سال که با اولین تاریخ، یعنی گزارش روز ۸ شهریور ۱۳۶۷ در وب سایت سازمان مجاهدین خلق منتشر گردیده تا سوءظنی نسبت به تغییرات آماری ایجاد ننماید، آمده است؛

https://www.mojahedin.org/… 

مجموع نیروهای خمینی که در عملیات بزرگ فروغ جاویدان دست‌اندرکار مقابله با ارتش آزادیبخش ملی ایران بودند، حدود ۲۰۰ هزار نفر بود. مجموعه تلفات دشمن ـ‌ اعم از کشته و زخمی‌ـ از ابتدا تا انتهای عملیات به ۵۵ هزار تن بالغ شد.

در اینجا دروغ مجاهدین در ذکر همین دو رقم آماری است که در مطلب شان اشاره کرده اند. سال ۱۳۶۷ شمسی، کل نیروهای رزمی و آماده ایران که در سرتاسر مرزهای ایران و عراق حضور داشتند، بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر می شد. که این تعداد نیز در سرتاسر خط مرزی ۱۴۵۸ کیلومتری بین دو کشور ایران و عراق تقسیم شده بودند.

آنموقع آمار جمعیت ایران نزدیک به ۴۰ میلیون نفر بود و امروز در سال ۱۳۹۶ پس از گذشت ۲۹ سال از آن وقایع، ایران ۸۰ میلیون نفری، در مجموع ۵۴۵ هزار نیروی مسلح دارد. که از این تعداد ۱۲۵ هزار نفر مربوط به سپاه پاسداران و ۴۲۰ هزار نفر نیز مربوط به ارتش می باشد.

مجاهدین با این بزرگ نمایی اینطور می خواهند در اذهان القاء کنند که گویا آنها با تمامیت حکومت ایران درگیری نظامی داشته اند. در صورتیکه مجاهدین در قصر شیرین، کرند و اسلام آباد یعنی در یکی از نقاط بسیار خلوت جنگی آن موقع، اساسا با نیروی نظامی قابل توجهی مواجه نبودند. به همین دلیل هم بود که توانستند ظرف ۲۴ ساعت از مرز ها عبور کرده و پس از قصر شیرین، شهرهای کرند و اسلام آباد را تسخیر نمایند.

جعل دیگر راجع به آمار کشته ها و مجروحین جبهه مقابل مجاهدین در عملیات موسوم به فروغ جاویدان است. مجاهدین می گویند طی آن عملیات ۵۵ هزار تن از نیروهای نظامی ایران که سد راه آنان شده اند را کشته یا مجروح نموده اند.

در صورتیکه براساس آمارهای رسمی و موثق، طی دوران جنگ ۸ ساله ایران و عراق آمار کل کشته ها بین ۱۲۳ هزار تا ۱۶۰ هزار نفر اعلام شده است.

https://fa.wikipedia.org/wiki… 

آمار مجروحین جنگ ۸ ساله نیز بین ۳۲۰ هزار تا ۵۰۰ هزار نفر برآورد گردیده است.

حال با حساب و کتاب مجاهدین که عملیات شان فقط ۳ روز از سوم تا ششم مرداد ماه ۱۳۶۷ طول کشیده و خود  شکست خورده و سرافکنده، با قریب به ۳۵۰۰ کشته و مجروح به عراق بازگشته اند، چگونه توانسته اند به اندازه ۴ سال از جنگ ایران وعراق، تلفات وارد کرده و از نیروهای نظامی حکومت وقت ایران کشته و مجروح بگیرند؟

نیرو و آمار واقعی مجاهدین در عملیات موسوم به فروغ جاویدان تقریبا پنج هزار و پانصد نفر بود و در طرف مقابل نیز با کمی بیش از همین تعداد درگیری رودرو داشتند. آنهم در روز سوم یعنی در تنگه چهارزبر و هنگام عقب نشینی به پایگاه های خود در عراق. چرا که در روزهای اول و دوم یعنی تسخیر شهر های کرند و اسلام آباد تا رسیدن به تنگه چهارزبر فقط با مردم و نیروهای پراکنده محلی درگیر شده بودند!

طبق آماری که بنیاد هابیلیان با اسم و فامیل و شغل منتشر نموده، در مجموع ۳۰۴ نفر از جبهه مقابل مجاهدین کشته شده اند. که در دسته بندی شغلی بشرح زیر می باشند؛

http://www.habilian.ir/fa… 

سرباز یا کادر ارتش               ۴۳ نفر

عضو سپا ه پاسداران               ۸۴ نفر

عضو بسیج                           ۳۲ نفر

عضو جهاد سازندگی               ۶ نفر

دانش آموز و دانشجو               ۵۵ نفر

طلبه و روحانی                      ۷ نفر

مردم، کسبه، کارگر، کارمند      ۷۷ نفر

خبرگزاری دفاع مقدس نیز طی درج مقاله ای با عنوان؛ آخرین عملیات دفاعی ایران در جریان جنگ تحمیلی، اشاره نموده است که سپاه بدر یعنی نیروی عراقی که در نواحی مرزی ایران مستقر بوده و  با صدام حسین می جنگید، نیز در این عملیات حضور داشته و جزو اولین یکان های نظامی بوده که راه عبور مجاهدین از تنگه چهارزبر به سمت کرمانشاه را بسته است. سپاه بدر طی این عملیات سه روزه ۱۵۰ تن از نیروهایش را در جنگ با مجاهدین از دست داد.

http://defapress.ir/fa… 

حال اگر این آمار نیز به آمار بنیاد هابیلیان اضافه شود، می توان گفت که اعضای سازمان مجاهدین ۴۰۴ تن از جبهه مقابل خود را طی ۳ روز جنگ کشتند.

ویکی پدیا نیز آمار کشته های طرفین را به ثبت رسانده و آمار افراد کشته شده از جبهه مقابل مجاهدین را ۴۰۰ نفر اعلام نموده است.

https://fa.wikipedia.org/… 

اما مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس آمار متفاوتی ارائه می دهد. این مرکز طی درج دو سند و تحت عنوان آمار شهدا و مجروحین یگان های شرکت کننده درعملیات مرصاد نوشته است؛

http://defamoghaddas.ir/fa/… 

در سند حاضر، آمار شهدا و مجروحین عملیات مرصاد یگان های مختلف  از تاریخ ۱۳۶۷/۵/۳  الی ۱۳۶۷/۵/۸ ، اینچنین اعلام شده است.

عملیات مرصاد، در حقیقت یک پاتک فعال، بر ضد نیروی مهاجم بود. در این عملیات که بدون برنامه ریزی قبلی انجام گرفت، تعداد شهدا نسبت به سایر نبردها بالاتر بود. اما تعداد تلفات انسانی نیروی مهاجم دشمن ( منافقین) به هزاران تن رسید.

آمار کل شهدا              ۱۰۷۶ نفر

آمار کل مجروحین         ۲۹۳۴ نفر

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

لازم به ذکر است که اسناد مندرج در وب سایت فوق، از طرف دیگر منابع حکومتی مورد تایید قرار نگرفته است. با اینحال آمار ارائه شده در آن وب سایت را بعنوان ماکزییم آمار ارائه شده مد نظر قرار می دهیم.

بنابر این طبق آمار رسمی اعلام شده از طرفین جنگ می توان گفت که سازمان مجاهدین خلق در عملیات موسوم به فروغ جاویدان بیش از ۱۴۰۰ کشته و بیش از ۱۷۰۰ مجروح داد و از طرف مقابل بین ۴۰۴ الی ۱۰۷۶  نفر را کشته و از ۳۰۰  تا ۲۹۳۴ نفر را مجروح نموده است.

اما مورد دوم مربوط به نحوه کشته شدن طاهره طلوع در عملیات موسوم به فروغ جاویدان، عکس و اخبار جعلی نسبت داده شده به او می باشد.

طاهره طلوع بیدختی، دانشجوی رشته معماری بود. که از سال  ۱۳۵۸ در فعالیت های دانشجویی هوادار سازمان شد. پس از درگیری های سال ۱۳۶۰ در یک هسته مقاومت فعالیت خود را ادامه می دهد. کار آن هسته مقاومت، نوشتن مخفیانه شعار در معابر عمومی، ریختن چسب قطره ای در قفل درب ماشین های دولتی، پخش شبنامه ها و اطلاعیه و … بوده است. او در سال ۱۳۶۱ توسط قاچاقچی های مجاهدین از ایران خارج شده و از سال ۱۳۶۶ وارد تشکیلات مجاهدین در ارتش موسوم به آزادیبخش می گردد.

طاهره طلوع بیدختی یا آنطور که مجاهدین می گویند فرمانده سارا، در عملیات فروغ شرکت داشته و در روز ششم مرداد ماه ۱۳۶۷ و حین عقب نشینی در درگیری های حسن آباد کشته می شود.

چند ماه پس از آن واقعه مسعود رجوی در یکی از نشست ها از فرمانده سارا یاد کرده و به اعضای سازمان که در نشست او حضور داشتند می گوید که دشمن قبل از اینکه او را بکشد به او تجاوز کرده و سپس دشنه ای را در قلب اش فرو میکند. سپس او را از تک درختی در تنگه چهارزبر آویزان می نماید که مدت ها لکه های خون او روی دیواره صخره پدیدار بوده است.

مسعود رجوی در آن نشست تصویری سیاه و سفید و با کیفیت بسیار پایین از آن واقعه را به مجاهدین نشان می دهد. همان تصویر سال بعد در سالگرد همان عملیات در نشریه مجاهد منتشر می گردد. چند سالی فقط همان تصویر سیاه و سفید منتشر می شد که با کیفیت بسیار پایین بوده و تقریبا چیزی بطور واضح مشخص نبود.

پس از گذشت بیش از ده سال از آن واقعه، مجاهدین برای اولین بار یک تصویر رنگی بجای همان تصویر سیاه و سفید در رسانه های خود منتشر می نمایند که تا کنون تکرار شده است. از سال ۱۳۹۰ و بطور مشخص از چهارم مرداد ماه ۱۳۹۳ وب سایت مجاهدین اقدام به انتشار تصویر رنگی از آن واقعه در کنار تصویر و فیلم مکان مورد نظر می نماید.

https://www.mojahedin.org/n… 

جدای از داستانسرایی ها و قهرمان سازی های معمول مجاهدین که پس از مرگ به نفراتشان نسبت می دهند، طاهره طلوع آنگونه که من در جریان بودم در اطراف تنگه حسن آباد ابتدا زخمی شده و سپس بعلت خونریزی زیاد کشته می شود. جسد او بر روی یکی از تپه ماهورها و در کنار اجساد سایر مجاهدین قرار داشت.

اما مجاهدین برای نیازمندی های درونی و تبلیغات بیرونی و سوء استفاده از قوانین حقوق بشری در غرب، از تصویری که برای او جعل کرده بودند یک حماسه بسیار اکشن آفریدند. بی آنکه متوجه تناقض حماسه سرایان، مکان های واقعی و اشکالات آشکار در جعل تصویر باشند.

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

در تصویر رنگی منتشر شده و نسبت داده شده به طاهره طلوع چند تناقض و اشکال جدی وجود دارد که جعل کار مجاهدین نتوانسته است آنها را رفع و رجوع نماید.

۱.در تصویر مورد نظر ظاهرا طاهره طلوع از یکی از شاخه های یک تک درخت آویزان شده است. قطر شاخه درختی که هم اکنون نیز در عالم واقع پس از ۲۹ سال  در همان ناحیه وجود دارد تقریبا بین ۳ الی ۴ سانتی متر است. طاهره طلوع تقریبا بین ۴۸ تا ۵۵ کیلوگرم کیلو وزن داشت. آنطور که در عکس دیده می شود، این جسم ماکزیمم ۵۵ کیلویی از شاخه ای به قطر ۴ سانتیمتر با یک طناب خیالی با قطری تقریبا ۵ سانتیمتر که تناسخی با دیگر اجزای تصویر ندارد، آویزان شده است بدون آنکه شاخه یا درخت کج شده باشند.

۲.اگر به تصاویر رنگی که مجاهدین منتشر نموده اند نگاه کنیم، می بینیم که آن درخت تفاوت زیادی با وضعیت فعلی که ۲۹ سال می گذرد نداشته و درخت با جسد آویزان در ۲۹ سال پیش  با درخت  بدون جسد آویزان پس از ۲۹ سال تقریبا یک حالت دارند، خمیده نیستند و هر دو در یک راستا می باشند.

آشنایی با جعلیات سازمان مجاهدین خلق ایران فرقه رجوی

تک درخت مورد بحث در اطراف تنگه چهارزبر

۳.از آن تک درخت تا آن صخره ای که جسد روی آن آویزان است، تقریبا ۶ متر فاصله است. این ۶ متر بصورت یک شیب می باشد. اگر یک وزنه ۵۵ کیلویی طوری به آن درخت آویزان شود که قطر طناب نیز حدود ۵ سانتیمتر باشد، تا اواسط صخره در لبه بالایی شیب باید شکسته باشد. یعنی طناب با یک زاویه شکسته و کاملا مشخص دیده می شود. اما در تصویری که مجاهدین منتشر کرده اند، علائمی از شکستن زاویه طناب در لبه بالایی صخره دیده نمی شود و طناب کاملا مستقیم و راست می باشد.

۴.نحوه بسته شدن طناب قطور ۵ سانتی به پاهای جسد کاملا مصنوعی است. طبق تصویر، طناب به یک پا بسته شده و پای دیگر آزاد است. از طرفی محل بسته شدن طناب به پای جسد، مچ پای او نیست بلکه نوک پوتین نظامی اوست که بر روی هواست که این نیز غیر ممکن است.

۵.تصویر نشان می دهد که پای چپ که از طناب آزاد است با کمی انحراف در همان راستای پای راست قرار دارد. این نیز غیر ممکن است. پای چپ که به طناب متصل نیست می بایست شل بوده و با زاویه زیادی به سمت چپ تصویر منحرف می شد که نشده است. در واقع جسد آویزان شده همانند یک مجسمه خشک شده بنظر می رسد.

۶.در آن عملیات بلیز زنان مجاهدین تا زیر زانو دراز و آویزان بود. در تصویر مورد نظر، بلیز جسد می بایست به پایین شل و آویزان میشد که چنین چیزی دیده نمی شود.

۷.دست چپ جسد که باند سفید رنگ روی آن دیده می شود با کمی زاویه رو به پایین آویزان است. اما دست راست جسد چنین نیست و گویا یک زاویه ۴۵ درجه از ناحیه آرنج دارد که این نیز واقعی نمی باشد.

۸.کف دست سمت چپ تصویر تقریبا واضح است، اما از ناحیه باسن تا سر و دست راست کاملا سیاه و تیره است، گویی که سوخته باشد. اما جسد واقعی طاهره طلوع نسوخته بود و فقط گلوله خورده بود.

۹.رنگ خونی که روی صخره و در زیر و اطراف جسد با هنر جعل عکاسی پاشیده شده که با علم امروز می توان آنالیز نمود، همرنگ حفره های تیره زیر یا بالای صخره می باشد که با رنگ خون تیره رنگ روی سر و لباس تفاوت داشته و اساسا به جنسی از رنگ خون شباهتی ندارد.

۱۰.اگر همین تصویر منتشر شده را ۹۰ درجه بچرخانید و با نرم افزار تصویر کمی بالا ببرید، متوجه خواهید شد که تصویر مورد نظر جسدی نیست که آویزان شده باشد. بلکه جسدی دست کاری شده است که روی یک سطح افقی مثلا روی زمین افتاده است.

بنابر این مشخص است که تصویر منتشر شده توسط سازمان مجاهدین خلق، کاملا جعلی و از نظر جعل نیز بسیار ابتدایی و عقب مانده است.

طاهره طلوع بر روی یکی از تپه های اطراف گردنه حسن آباد کشته شد. اما تصویری که مجاهدین منتشر کرده اند محلی واقعی از یال و تپه ماهوری است در تنگه چهارزبر. این موضوع نیز تناقضی آشکار از مکان تصویر، نوشته و محلی است که کشته شده است.

کسی نمی تواند بر روی تپه ای در گردنه حسن آباد کشته شده و آویزان باشد و محل او طبق سندی که خود مجاهدین ارائه کرده اند روی یالی بر روی تپه ای نزدیک تنگه چهارزبر باشد!

چرا که فاصله بین محل مورد نظر یعنی همان تک درخت در تنگه چهارزبر با تنگه حسن آباد و محل واقعی کشته شدن طاهره طلوع در عملیات فروغ ۸ کیلومتر است.

مجاهدین ظاهرا از زمان اولین انتشار تا کنون، متوجه این تناقض و دروغبافی خود شده و یک جمله را از گزارشات بعدی خود حذف نموده اند. جمله حذف شده که امروز در گزارشات مجاهدین دیده نمی شود این است؛ تنگه چهارزبر کرمانشاه میعادگاه فروغ جاویدان- قدمگاه مجاهد شهید قهرمان طاهره طلوع بیدختی.

چرا که این جمله بر اساس نوشته های خود مجاهدین که محل کشته شدن او را گردنه حسن آباد معرفی میکند در تضاد و تناقض با محلی است که بصورت واقعی در نزدیک تنگه چهارزبر یعنی ۸ کیلومتر آنطرف تر قرار دارد.

تمام شاهدینی که از مجاهدین که درباره طاهره طلوع در وب سایت های مجاهدین و تلویزیون آنان نوشته و گفته اند، محل کشته شدن طاهره طلوع را گردنه حسن آباد و هنگام عقب نشینی به داخل خاک عراق می دانند. اما آن تک درخت ۸ کیلومتر آنطرف تر هنوز در تنگه چهارزبر باقی است!

قدرتنمایی، بزرگنمایی، جعل و فریب افکار عمومی شاید زمانیکه صدام حسین بر سر کار بود، می توانست مرهمی بر دردهای درونی، عاملی برای تئوریزه کردن فشارهای تشکیلاتی و وسیله ای برای کسب درآمد مجاهدین از سازمان های جاسوسی و برخی کشورهای غربی باشد. اما به تجربه دیدیم که اینگونه توهمات جعلی، مجاهدین را از واقعی ترین مسائل روز و بطور خاص از مسائل مبرم مردم ایران دور، پوچ ، بیگانه و خائن نمود. طوری که امروز دیگر هیچ کسی روی وعده ها، حرف ها و شعارهای مجاهدین حساب باز نکرده و اهمیتی نمی دهند!

یکم اوت ۲۰۱۷

جواد فیروزمند

***

سی خرداد شصت مجاهدین خلق فرقه رجوی نقش مجاهدین در سی خرداد سال ۱۳۶۰ و درسهایی که آموخته نشد

فروغ جاویدان مجاهددین خلق مسعود رجوی مریم رجویفروغ خاموش جاویدان

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقسالگرد عملیات “فروغ جاویدان”

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:

  • Maryam_Rajavi_Misuse_Children_Paris_Rajavi_Cult_1جواد فیروزمند، آریا ایران، هفتم ژوئیه ۲۰۱۷:…  مریم رجوی در نمایش ویلپنت، کودکان خردسال را بعنوان ابزار سیاسی مورد سوءاستفاده قرار داد. اما سوءاستفاده از کودکان و نوجوانان در سازمان مجاهدین خلق ید طولایی دارد. سازماندهی هدفمند کودکان و نوجوانان در می

    Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Terrorism_1980_Tehran_1جواد فیروزمند، آریا ایران، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۷:… مریم رجوی در غیبت همسر خود که همچنان مسعود را راهبر می داند، با امپریالیست های مورد ذکر مسعود، آنچنان گرم گرفته است که هر روز خیرات و برکات  زیادی را نصیب مجاهدین می نماید. ای کاش موسی خیابانی در سالر

    20_June_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_terrors_3جواد فیروزمند، آریا ایران، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۷:…  محمود دلخواسته که از ابتدای شکل گیری تظاهرات حضور داشته می گوید که این تظاهرات فقط ۴۰ دقیقه طول کشیده و هسته مرکزی آن را که مجاهدین و فداییان اقلیت تشکیل می دادند فقط چند صد نفر بوده و بقیه جمعیت طرفدار دکت

    Iran-launches-missiles-into-eastern-Syria-targets-ISIS-pmoi-2محمد علوی، آریا ایران، پاریس، نوزدهم ژوئن ۲۰۱۷:… سازمان تروریستی مجاهدین خلق که در فرانسه مستقر می باشد، پس از انتشار خبر مربوطه در رسانه های بین المللی، در یک واکنش هراس آلود که از وب سایت رسمی مجاهدین منعکس گردیده، آن را بلوف موشکی رژیم

    Mojahedin_Khalq_Rajavi_cult_Self_immolationجواد فیروزمند، آریا ایران، هفدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  برخلاف مجاهدین خلق که برای دستگیری مریم رجوی در روز ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳  داستان پلیسی ساخته و حکومت ایران را دخیل می دانست، تا آنموقع تصور می‌شد مریم رجوی کنار دیگر اعضای مجاهدین خلق و در پادگان اشرف مستقر است. اما بعد 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، هشتم ژوئن ۲۰۱۷:… اما دریغ از سازمان موسوم به مجاهدین خلق و شورای رجوی که هیچ گونه حس انساندوستانه ای از آنان منعکس نگردید. نه گروه تروریستی داعش را محکوم کردند و نه ابراز همبستگی یا همدردی با بیش از ۴۶ مجروح و۱۲ کشته این واقعه از خود نشان دادند… همین نمونه نشان می دهد که 

    ۲۰۱۴/۱۰/۱۳ استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده!

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … گامی که در سال گذشته توسط آقایان قصیم و روحانی برداشته شد، تحولات شگفت انگیزی در شورای رجوی به ثبت رساند، که طبعا باب میل رهبران مجاهدین نبود. اولین گام این تاثیر گذاری، آگاهی بخشی بود. عرق ملی، نفی دیکتاتوری درون تشکیلاتی، میل به آزادی، عدم وابستگی به قدرت های خارجی و ا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم سپتامبر ۲۰۱۴: … اما مهم ترین بخش که مجاهدین با فعال شدن آن به شدت گزیده می شوند، روند اعتراض و جدایی اعضا و کادرهای اصلی از بدنه تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق و اروپا است. افراد مهم و بسیار تاثیر گذاری در دهه گذشته از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود رفته اند. از سال ۲۰۰۳ میلادی تا سال

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مسعود رجوی می گفت؛ عاملان انتحاری گرچه حامل اندیشه عقب افتاده از اسلام هستند، اما در مسیر مبارزه با امپریالیسم خونخوار، کار انقلابی کردند. او با اشاره به عملیات های انتحاری اعضای مجاهدین در ایران مانند کاظم افجه ای، هادی علویان،مجید نیکو،ابراهیم زاده، گوهر ادب آوا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، چهاردهم ژوئن ۲۰۱۴: … گروه رجوی و فرماندهانش در ده سال گذشته و در مخالفت با خروج از عراق، به هر کاری دست زدند، نشریه و تلویزیون عراقی راه انداختند، حزب و گروه عربی تاسیس نمودند، بازماندگان صدام را سازماندهی و علیه دولت وقت عراق بسیج نمودند تا هر چه می توانند انجام بدهند 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم می ۲۰۱۴: … من راضیه کرمانشاهی،رویا درودی، حمید شاکری، محمد بابایی، بهروز رحمیان، محمد نجفی و بسیاری از قربانیان دیگر … را از نزدیک می شناختم. سالیان زیادی یا در کنار آنها بودم یا از وضعیت شان مطلع. همه این افراد که امروز رجوی تحت عنوان “محاصره ظالمانه کمپ لیبرتی” و سابقا ” پادگان 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، اول می ۲۰۱۴: … این اطلاعیه که امسال نیز به نام “کمیسیون کار شورا – عباس داوری” منتشر گردیده، اگر بخواهد جدی گرفته شود، باید به چند سئوال کوتاه جواب بدهد. از آقای رئیس کمیسیون باید پرسید، با چهل و پنج سال عضویت در سازمان، چه کارنامه پر محصولی برای رفع مشکلات ک

    زوج مزدور مسعود و مریم رجویجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۴: … مسعود رجوی در نشست های درونی می گفت؛ “صدای ما باید بصورت یک آهنگ انقلابی و کر هماهنگ شده به گوش برسد.ما به این دلیل از شورایی ها حمایت می کنیم که صدای ما را منعکس نمایند.پول

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیستم فوریه ۲۰۱۴: … وقتی متانت نشان می دهیم، این شائبه بوجود می آید که گویا مردم ایران آنقدر تشنه حضور “کبوتران آزادی” از جنس «بولتون» و «مریم و مسعود رجوی» هستند که برای رسیدن سربازان اشغالگر لحظه شماری می کنند.اما او خود نمی خواهد به این باور برسد که میان تفاله دست چندم ایرانیان و پس افتا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، چهاردهم فوریه ۲۰۱۴: … چرا باید از کم شدن تعداد دانشجویان ایرانی در فرانسه نگران شد؟ چرا باید این همه توجه کرد، آن هم به یک قوم “فارس”؟! چه اهمیتی دارد که هشتاد میلیون ایرانی در مورد فرانسه چه فکر می کنند، مهم این است که همه چیز طبق خواسته ما دیده شود، با عینکی که مجاهدین سخاوتمندانه به چشم م

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سوم فوریه ۲۰۱۴: …  یادمان هست که ما در سال ۱۹۷۹ جزو متحدان فعال و اسلحه رسان عراق متجاوز بودیم، و حتی مشترک المنافع، در حالی که نقض آشکار حقوق بین الملل می کردیم؟ و یک کشور تحت تجاوز را تحریم کردیم؟ این جنگ خونین برای ایران به اندازه جنگی که ما در سال های ۱۴-۱۸ داشتیم هزینه و تلفات داشت با این

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۴: … مردم و دولت فرانسه گوشه ای از افکار ارتجاعی و تروریستی گروه مجاهدین خلق را در وقایع ۱۷ ژوئن و بیش از ۲۰ خودسوزی در فرانسه و اروپا به چشم دیدند.اما در تضاد و تعارض با دولت وقت ایران، چشم ها به روی واقعیت ها بسته شد و آرام آرام فعالیت این گروه تروریستی  که فرم نظامی خود

    جواد فیروزمند، آریا ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۴: …  مرگ مشکوک محافظ شخصی مسعود رجوی،با بقیه قتل های درون سازمانی تفاوت دارد. به همین دلیل باید بازبینی نموده و در حد امکان  با استفاده از اسناد در دسترس،زوایای تاریک آن را شکافت.چرا که رجوی مدعی است؛”مسعود دلیلی مقر مخفی او را لو داده و اگر او نبود، مجاهدین حالا حالا در پادگان اشرف

    جواد فیروزمند، آریا ایران، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۳: … وقتی رجوی نمی پذیرد، دیگران چه می توانند بکنند؟ رجوی فرصت های بسیار زیادی داشت تا جان اعضای سازمان در عراق را نجات دهد.او با اشراف و آگاهی کامل، به همه درخواست ها پاسخ منفی داد.حتی پیشنهاد های سازنده یونامی و دولت آمریکا را نپذیرفت.رجوی هنوز هم فرصت دارد.اما نه با شیوه ای ک

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مریم رجوی باید از زندان ها و شکنجه گاه های مجاهدین در پادگان اشرف سخن بگوید.در باره زنان ناراضی،مرگ ها،خودکشی ها و تاراج هست و نیست آنها سخن بگوید.مریم رجوی بجای سخنرانی در باره “رحم” و”مروت” و “حقوق بشر” پاسخ دهد که چرا برای اعضای ناراضی درون مجاهدین و آنهایی که خ

    جواد فیروزمند، سوم دسامبر ۲۰۱۳: … مهدی ابریشمچی اعتراف نماید چه کسانی را شخصا زندانی و شکنجه نموده،زیر برگه اعدام چه کسانی امضا زده ،چه کسانی را اعدام کرده، “آزادی” را از چه کسانی سلب نموده و بر علیه چه کسانی در عراق و اروپا به توطئه چینی و شیطان سازی مشغول می باشد!؟ آقای ابریشمچی،هنوز استخوان قفسه سینه ام را که با نوک پایت

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۳: … با اینحال از نظر من بیشترین حجم قربانیان فرقه رجوی در ایران هستند.فرزندان خردسالی که در شبی تاریک غرش رگبار مسلسل مجاهدین یا  صدای انفجار بمبی در تهران و … را شنیده و پس از آن بدون مادر و پدر ماندند(رجوی می گفت؛ ما مردم را نکشته ایم بلکه آنها از سر انگشتان رژیم بوده اند.گی

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۳: … نمونه های مشابه در درون تشکیلات مجاهدین نیز وجود داشت.مهدی افتخاری عضو متوفی و سابق دفتر سیاسی، که رجوی به او مدال تنها قهرمان زنده مجاهدین را داده بود، از سال ۱۳۶۷ به بعد در مخالفت با استراتژی و بعدها در مخالفت با انقلاب ایدئولوژیک چوب بسیار خورد.اگر به جداشدگان در ب

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم نوامبر ۲۰۱۳: … عقل سلیم بنده گنجایش این همه شنیده های متضاد و متناقض را ندارد. آیا می شود خیال ما را راحت نموده و خیلی خلاصه با یک کلمه پاسخ دهید که آیا صحت داشته یا نه؟ من این نامه کوتاه را به آدرس اورسوراواز هم ارسال می کنم. اما از آنجا که برای پاسخ گیری مستقیم از شما دسترسی ندارم، موض

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، ششم نوامبر ۲۰۱۳: … پرویز احمدی و قربانعلی ترابی زیر شکنجه وحشیانه برادران  بسیار مسئول و ایدئولوژیک در سال ۱۳۷۳ کشته شدند. مهدی ابریشمچی، حسن نظام الملکی،مهوش سپهری،بتول رجایی،گیتی گیوه  چین یان زاده و فهیمه اروانی از زندانبانان و شکنجه گران من بودند.مهدی ابریشمچی و حسن نظام الملکی شخصا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سوم نوامبر ۲۰۱۳: … مواضع و اطلاعیه های شیطان سازی رجوی بر علیه جداشدگان و منتقدین که اکنون صفی تا تهران را تشکیل داده اند،آشنا و قابل درک است.چرا که چاره ای جز این ندارد.نه می تواند نقد های صورت گرفته را پاسخ دهد و نه اینکه جوابگوی تناقضات افراد مستاصل درون و بیرون خود می باشد.چونکه او خوب می 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم اکتبر ۲۰۱۳: … به عقیده من پس از سرنگونی صدام حسین و خلع سلاح، مجاهدین تمام شدند.از آن روز ماهیت انتقام جوی رجوی به شکل عجیب و باور نکردنی با خون و خونریزی عجین گردیده که غیر قابل کنترل شده است. ماهیتی که سودایی جز خون و آتش ندارد.هر جا خونی از مردم ایران ریخته شود،تحریم های کمرشکن زن