گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

بنیاد کمک به خانواده، بیست و چهارم می 2015:… آن خدابنده (سینگلتون) که به نمایندگی از “بنیاد کمک به خانواده” اف. اس. تی (Family Survival Trust) با سابقه فعالیت کمک به قربانیان و خانواده های فرقه ها در بریتانیا در چندین دهه گذشته شرکت داشت، امسال در موقعیت و مسئولیت استثنایی قرار داشت که بتواند همزمان و در اشتراک با سخنرانی آقای وزیر توضیحات مرتبط را به مدعوین سخنرانی و …

Anne Khodabandeh London Sep 2014

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
(ترجمه ایران اینترلینک)

گزارش جلسه سالانه فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS)

فکریس (FECRIS) فدراسیونی است که امکان تجمع بزرگترین متخصصین و موثر ترین ارگانهای تحقیقی و فعالان مدنی در مورد فرقه ها و راه های پیشگیری از صدمه آنها را ایجاد می کند. کنفرانس سالانه فکریس محلی است برای تجمع محققین، فعالان مدنی، پزشکان و گروه های کمک کاری که می توانند در این فدراسیون ارتباطات بین خود و همچنین ارتباط با اعضای سابق فرقه ها و خانواده های گرفتاران در فرقه را محقق سازند. ارزش این گردهمایی و دستاورد های منحصر به فرد آن امسال مورد توجه ویژه جلسه سالانه فکریس بود.

امسال آقای تام سکویل (وزیر سابق در دولت بریتانیا) پس از سالها عده داری ریاست فکریس، بازتشستگی خود را اعلام نمود. وی در انتخاباتی جدید مقام خود را به خانم دانیل مولر تولی سپرد. به امید موفقت هر چه بیشتر خانم مولر تولی در انجام هر چه بهتر این مسئولیت مهم.

تمرکز در کنفرانس امسال که در مارسی فرانسه برگزار گردید روی باز کردن موضوع سوء تفهیم هایی بود که مرز بین “مذاهب” و “فرقه ها” را مخدوش می کنند (عمدتا توسط خود فرقه ها و بالاخص فرقه هایی که خود را مذهبی می نامند). آقای سرجی بلیسکو ریاست “وزارت ضد فرقه فرانسه” (MIVIUDES) جلسه امسال را با سخنرانی مشخص خود در این زمینه (مذاهب و فرقه ها) افتتاح نمود. وی توضیح داد که استفاده از روش های فرقه ای مشخصا سیستم های دموکراتیک و هنجار های اجتماعی را تخریب می کند ولی کسانی که از چنین روش هایی استفاده می کنند برای منحرف کردن اذهان مردم دست به سوء استفاده از “مذاهب و عقاید” میزنند و مدعی میشوند که “ما و وزارت ما در پی محدود کردن ابراز عقیده و یا اعتقادات آنها هستیم”. آنها مدعی میشوند که باید بعنوان “یک مذهب” ثبت و مورد توجه قرار گرفته آزادی عمل داشته باشند. آقای وزیر سرجی بلیسکو همچنین در مورد مشکل رو به رشد تروریسم تحت نام “مذهب” توضیحاتی داد و این مشکل را مرتبط با روش ها و فرایند های فرقه ای دانست.

آن خدابنده (سینگلتون) که به نمایندگی از “بنیاد کمک به خانواده” اف. اس. تی (Family Survival Trust) با سابقه فعالیت کمک به قربانیان و خانواده های فرقه ها در بریتانیا در چندین دهه گذشته شرکت داشت، امسال در موقعیت و مسئولیت استثنایی قرار داشت که بتواند همزمان و در اشتراک با سخنرانی آقای وزیر توضیحات مرتبط را به مدعوین سخنرانی و سوال کنندگان ارائه دهد. آن خدابنده (سینگلتون) در این جلسه با تشریح و تحلیل “چگونگی بکار گیری روشهای فرقه ای توسط گروه های تروریستی” نشان داد که این روشها به هیچ وجه نمی توانند “مذهب ومذهبی” یا “عقیده و عقیدتی” توصیف شوند. وی در ادامه به برخی از روشهایی مورد استفاده که از “بی خبری” و “کمبود اطلاعات” قربانی استفاده می کنند اشاره کرد و برخی از “روشهای شستشوی مغزی” در “گروههای ترویستی” را تشریح نمود. آن خدابنده گفت که با پانزده سال سابقه فعالیت در این زمینه اکنون می تواند با قاطعیت بگوید که این مشکل هم “قابل تشخیص است” و هم “راه حل مشخص دارد”. این توضیحات مورد تشویق و تایید آقای وزیر و مدعوین جلسه قرار گرفت.

آن خدابنده سرگی بلیسکو

ریاست وزارت ضد فرقه فرانسه (MIVILUDES) آقای سرجی بلیسکو و آن خدابنده (سینگلتون) نماینده اف اس تی بریتانیا (FST)

کنفرانس امسال شامل بحث های آموزشی و جالب دیگری نیز بود که از جمله می توان به چندین “شهادت” مستقیم از زبان “قربانیان” فرقه ها اشاره نمود. برخی از این شهادت ها بواقع تکان دهنده بودند. آقای پیر لوکوز مدیر بخش علوم اجتماعی در دانشکده پزشکی دانشگاه مارسی در توضیحی مبسوط، جالب و بسیار روشنگرانه نشان داد که چگونه یک فرد می تواند با “برنامه ریزی قبلی و مزورانه فرقه ها” بصورت “گام به گام” تحت تاثیرات شناخته شده در علوم روانشناسی قرار گیرد. تکنیک های روانشاسناسانه ای که بکار گیری از آنها در خارج از دائره “پزشکی” بسیار مخرب و خطرناک هستند.

الیور فاعلان ریاست “اس. آ. اس سکت” از بلژیک (SAS Sect) با سخنرانی خود توجه مدعوین را جلب نمود. وی به مدعوین توضیح داد که چرا باید از “بحث های انحرافی” و “سنگ اندازی های انحرافی و جدل های فرقه ها” دوری کنند. وی بطور مشخص بحث بدون انتهایی را که “فرقه ها” پیش می کشند که “بیایید ثابت کنید ما مذهب نیستیم” را یکی از این سنگ اندازی های انحرافی معرفی نمود. آقای فاعلان توضیح داد که مشکل هیچ یک از ما در “حرف” این فرقه ها نیست بلکه مشکل در “عمل” این فرقه ها و روشهایی است که روی اعضای خود پیاده می کنند و این “حرکات و اعمال” فرقه هاست که هم برای فرد و هم برای جامعه مضر و خطرناکند و در نتیجه باید افشا شده و جلوی آنها گرفته شود.

خانم آنا ادلستام، ژورنالسیت، در مورد “بنیانگرایی” صحبت کرد. وی با اشاره با تاریخچه اخوان المسلمین در مصر گفت که با وجود این که انقلابی در مصر رخ داد ولی “بوجود آورنده” و بالا تر از آن “آلترناتیو” موجود در این انقلاب نیرویی بود که هدفش با خواسته “دموکراتیک” و “مردمی” همین کسانی که انقلاب کرده بودند مغایرت داشت.

و بالاخره خانم ایانا لالیچ، فرقه شناس مشهور و متخصص شناخته شده در این زمینه به مشکلات سیستمهای “قضایی” و “قانونی” در زمینه “مبارزه با روشهای فرقه ای” در امریکا پرداخت. وی به برخی از موارد و نمونه ها اشاره نمود و در مورد برخی از پرونده هایی که خودش شخصا بعنوان “متخصص” در آنها شهادت داده بود توضیح داد. وی نشان داد که چگونه فرقه ها با سوء استفاده از کمبود علم و اطلاع سیستماتیک در سیستمهای قضایی به پرده پوشی و منحرف کردن مسائل رو می آورند تا “جرم تخریب روانی در استفاده از روشهای فرقه ای” را لا پوشانی کنند. این سخنرانی وی مشخصا در راستای بحث اصلی امسال کنفرانس تحت عنوان “تولید عمدی ابهام بین فرقه ها و مذاهب، راهی برای منحرف کردن اذهان” بسیار قابل توجه بود

.

آن خدابنده سینگلتون فکریس 2015

مارزیو، لالیچ، خدابنده، کورواگلیا

شرکت کنندگان در کنفرانس امسال فعالانه در بحث ها شرکت کردند و سوالات بسیار جالب و قابل تاملی مطرح و مورد بحث قرار گرفت و در آنتراکتی کوتاه نهار مختصری هم در حین صحبت ها سرو شد.

جا دارد تا از میهماندار امسال این برنامه در مارسی (GEMPPI) که توانست کنفرانس را بصورتی موفقیت آمیز اداره کند نیز تشکر کنیم. کنفرانس توسط مترجمین همزمان با بحث ها در سطحی بسیار خوب توسط مترجمین ترجمه شد.

ریاست جدید فکریس، خام دانیل مولار تالی این کنفرانس را با سخنرانی نهای خود و با تشکر مجدد از ریاست سابق فکریس آقای سکویل و خالی کردن جای وی و فعالیت هایش به پایان برد.

آن خدابنده سینگلتون فکریس 2015

آن خدابنده (سینگلتون)، به نمایندگی از بنیاد کمک به خانواده، کنفرانس فکریس، مارسی 2015
Anne Khodabandeh representing TFST at the FECRIS Conference, Marseille 2015

توضیح: فدراسیون اروپایی مراکز اطلاع رسانی و تحقیق در مورد فرقه ها، فکریس (FECRIS) در سال 1994 بوجود آمد که بعنوان سازمان چتری برای سازمانهایی عمل می کند که هدفشان کمک رسانی به قربانیان فرقه ها در بیش از سی کشور است (پنج کشور غیر اروپایی نیز عضو هستند). فعالیت فکریس در سطح بین المللی است و دفتر آن در سازمان ملل (ECOSOC) نمایندگی این فدراسیون در سازمان ملل را بعهده دارد.

(پایان)

مسعود خدابنده آن خدابنده (سینگلتون) نشریه سیاستهای آسیا
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: 10.1111/aspp.12164

Anne Khodabandeh (Singleton) and Nasrin Ebrahimi, European Parlaiment: 
Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

***

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=10944

بزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، شانزدهم می ۲۰۱۴: … دکتر احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از این افراد سرشناس بود که در این روز حضور نیافت. در میان بقیه مدعوین هم شکاف ایجاد شد. برخی معتقد بودند که وارد کردن مریم رجوی نه تنها به نفع دوایر ضد ایرانی نیست که اساسا به منافع اسرائیل خدشه وارد می کند. برخی دیگر اساسا با بنیان و …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRI

Controversial Iranian Exile Shakes up Canadian Parliament’s Human Rights Program (Mojahedin Khalq, MEK, NCRI, Rajavi cult)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

بزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

اگر چه کانادا بخشی از کشورهای مذاکره کننده با ایران (پنج بعلاوه یک) نیست ولی این کشور با هدف استفاده از “حقوق بشر” برای تحت تاثیر قرار دادن موضع ایران برنامه ای را تحت نام “هفته حسابرسی از ایران در پارلمان” در پارلمان آن کشور آغاز کرد. ولی دیروز شاهد بودیم که این برنامه بجای تاثیر گذاری به شویی بی برنامه تبدیل شد که هدفش صرفا ایجاد دشمنی، تنفر و انزجار بود و بنظر میرسد که قصد آن قبل از هر چیز سعی در جلوگیری از بوجود آمد راه حلی بین ایران و قدرتهای غربی باشد. البته بنظر میرسد که با توجه به بی برنامگی و عدم وجود تفکری معقول در پشت آن، این تحرک نخواهد توانست تاثیری بر روند مذاکرات داشته باشد. شروع این برنامه یک هفته ای از همان آغاز با گزارش علی غریب در نشریه نشین و افشای دستهای پشت پرده آن بشدت به ضد خودش تبدیل شد

وارد کردن نفر دوم گروه بدنام مجاهدین خلق (فرقه رجوی، ارتش خصوصی صدام) یعنی مریم رجوی که خودش را بنام “رئیس جمهور منتخب” ایران آینده معرفی می کند شکست این هفته و این برنامه را تضمین کرد. همه میدانند که این سازمان مجادین خلق خودش کارنامه ای بسیار قطور از نقض حقوق بشر را با خود یدک می کشد. از طرف دیگر واقعیت این است که این گروه بشدت مورد تنفر ایرانیان چه در داخل این کشور و چه در کشورهای خارجی هم هست.

واضح بود که بسیاری از مدعوین از شرکت همزمان با این فرد در این جلسه شانه خالی کنند. دکتر احمد شهید، نماینده ویژه سازمان ملل در خصوص وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از این افراد سرشناس بود که در این روز حضور نیافت.

در میان بقیه مدعوین هم شکاف ایجاد شد. برخی معتقد بودند که وارد کردن مریم رجوی نه تنها به نفع دوایر ضد ایرانی نیست که اساسا به منافع اسرائیل خدشه وارد می کند. برخی دیگر اساسا با بنیان و پایه چنین حضوری مخالفت میکردند. علی غریب در گزارشش اینطور میگوید: “یکی از فعالین حقوق بشر که روی موضوع ایران کار می کند و بخاطر کارش خواست که نامش ذکر نشود نگرانی دیگر مدعوین فعال در زمینه حقوق بشر را مطرح کرده است. حضور همزمان با سرکرده گروه بدنام مجاهدین خلق (مریم رجوی) بشدت “بی ربط به موضوع” و از طرف دیگر “زهر آگین” است. باید گفت که بسیاری از ایرانیان با نقطه نظرات متفاوت سیاسی در این زمینه بخصوص اشراک نظر دارند. تا جایی که این زمینه مشترک اکنون به برخی از اعضای خود این سازمان هم بسط یافته است”.

نتیجه این که حامیان مریم رجوی مجبور شدند تا به وی بگویند که “سخنرانی” اش را محدود کند و قسمتهایی از آن را حذف کند. آنها از وی خواستند که صرفا به وضعیت مجاهدین خلق در کمپ عراق بپردازد و حرف دیگری نزند. با این حال مریم رجوی چیزی بجز مقداری مزخرف و خرواری از دروغ آشکار برای ارائه در چنته نداشت و همینها را هم تحویل این جمع داد.

حضور وی از طریق اسکایپ و ویدئو در این جلسه در زمانی رخ داد که وی قبل از آن برای چندمین بار نتوانست ویزای امریکا را دریافت کند. لابی های اسرائیل باز میخواستند با بردن وی به واشنگتن مذاکرات هشتم می را تحت الشعاع قرار دهند. رجوی البته بارها برای حضور در کانادا هم فرم ویزا پر کرده است که بنظر میرسد وی در آن کشور هم خیلی محبوبیت نداشته باشد و مورد استقبال قرار نمی گیرد. النهایه مریم رجوی مجبور شد از مقر فرماندهی فرقه مجاهدین در خارج پاریس سخنانی را که بشدت سانسور شده بود تا قابل شنیدن و تحمل در جمع فعالین حقوق بشری گردد را از طریق اسکایپ ارائه داد. با این حال بسیاری از شنوندگان این احساسشان را بیان کردند که بنظر میرسد سرشان کلاه گذاشته شده است.

حضور مریم رجوی، یک پشتیبان و عضو فعال در جمع صدامی ها، القاعده و داعش (حکومت اسلامی عراق و شام) در عراق در این جمع مشخصا پشت پرده، هدف و خواسته دعوت کنندگان از وی در این برنامه را رسوا کرد.

در حالی که قابل درک است که موساد از مجاهدین خلق بعنوان نیرویی مزدور برای قتل دانشمندان ایرانی استفاده می کند یا برای رد گم کردن و سفید شویی اطلاعاتش در مورد مسائل اتمی از فرقه بدنام رجوی بهره می برد، ولی باید گفت هیچ کس در جهان رنگ کردن این زن بعنوان “فعال حقوق بشر” را نخواهد خرید. این حرکت آخرشان بی نتیجه و مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است.

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi ‘No Exit’ – Human Rights Abuses Inside the Mojahedin Khalq Camps – Human Rights Watch, May 2005

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8344

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به …

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

شاهدیم که این روزها برخی از پشتیبانان سازمان مجاهدین خلق که در کشورهای غربی زندگی می کنند بصورتی علنی به آنها پشت کرده و برخی از فعالیت های این سازمان را به زیر سوال می برند (البته بیشتر این افراد قبول ندارند که کاملا از این سازمان فاصله گرفته اند و انتقاداتشان را درونی میدانند).

این افراد این روزها در شوک بسر می برند و باورشان نمی شود که چگونه توسط دستگاههای مختلف سازمان مجاهدین بصورتی وحشیانه مورد حمله قرار گرفته اند. آنها وقتی در داخل سازمان بودند واقعا معتقد بودند که این نوع حملات کاملا قابل قبول است و حرکات سازمانشان واقعا مبارزه ای بر علیه ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است. امروز اما خودشان را تحت همین حملات یافته اند و کم کم متوجه می شوند که این اتهامات نه تنها بی پایه و بنیان هستند که مشخصا اعمال می گردند تا بتوانند با تولید وحشت از گسترش انتقادات جلوگیری کرده منتقدین را ساکت کنند. البته من شکی ندارم که این افراد با استوار ماندن بر شجاعت درونی شان به راهشان ادامه خواهند داد و از حق و حقیقت فاصله نخواهند گرفت.

رجوی ها البته سالهاست مدعی هستند که هر کس علیه آنها کلمه ای صحبت کند و بخصوص اگر آن فرد عضو سابق هم باشد حتما توسط جمهوری اسلامی ایران استخدام شده و ماموریتش هم هر بار در چهار چوب نقشه ای مخوف است برای از بین بردن سازمان و رهبرانش آن یعنی باز مسعود و مریم رجوی. ولی راستی دلیل و مدرک این ادای رجوی ها کجاست؟

منتقدین به مجاهدین و شخص رجوی، بارها به این نکته اشاره کرده اند که بیشترین صدمات به مجاهدین خلق را رهبران فرقه یعنی مسعود و مریم رجوی وارد کرده اند. واضح است که آنها بودند که دستور خودسوزی ها را صادر کردند و آنها بودند که جلوی رسیدن دارو را گرفتند و آنها بودند که نفرات را جلو انداختند تا در درگیری کشته شوند و البته در آخرین دستور العمل آنها هستند که با جمع کردن غذا و ادعای “اعتصاب غذای داوطلبانه” این بار در حال کشتن افراد از طریق گرسنگی هستند.ولی و از طرف دیگر همه شواهد و گفتار و کردار منتقدین نشان میدهد که این افراد قبل از هر چیز نگران سلامت و حقوق انسانی افراد هستند. بنابراین رجوی باید بداند که پیامها و رفتار و گفتارش بشدت متناقض هستند.

مشکل اینجاست که،  اگر آنطور که مریم رجوی تمام دستگاه فرقه و داستانش را روی آن سوار کرده،  رژیم ایران غایت شر و حامی تروریسم و غیره است پس گفتار و کردار این ماموران و مستخدمین نگران وزارت اطلاعاتش که هیچ چیزی خواسته ای جز خیر و محبت و آزادی برای افراد گرفتار در مجاهدین خلق (در هر سطحی) ندارند و نشان نمیدهند را چگونه باید توجیه کرد؟

تا بحال ندیده ایم که حتی یکی از آنها خواستار مرگ اعضا بوده باشد. در واقع و بالعکس همه ما نشان داده ایم که همگی صرفا بدنبال کمک به این افراد هستیم تا کرامت، انسانیت و شخصیت آنها به آنها باز گردانده شود. کرامتی و انسانیتی و شخصیتی که توسط مریم رجوی از آنها دزدیده شده است. منتقدین مسعود و مریم رجوی، رهبران مجاهدین خلق، ده ها سال است که مشغول افشای جنایت ها و فساد این دیکتاتورهای کوچک هستند. و البته همگان دیده اند که سالهاست که در این راه هر گونه فحاشی، ترور شخصیت و حتی حملات فیزیکی را هم به جان خریده اند. فحاشی ها، ترور ها و حملات فیزیکی که البته مستقیما بدستور و تحت فرماندهی این دو فرد تبهکار صورت گرفته است.

هر کسی که کوچکترین ارتباطی با موضوع مجاهدین خلق در رابطه با هر موضوعی، در هر برهه زمانی و در هر کجا یی که داشته باشد و با اعضای سابق این سازمان برخورد کند در اولین تماس متوجه خواسته ساده و قابل درک و بی خم و پیچ آنها می شود که نگران دوستان و همراهان و خانواده خود هستند. همه در اولین قدم و برخورد متوجه می شوند که هیچ هدف مخفی و پنهانی در میان نبوده و نیست.

مجاهدین خلق در هر وضعیتی و به هر ترفندی بدنبال نشان دادن دولت ایران بعنوان دولتی ذاتا شر و ستمکار هستند. حال اگر به همین منطق مجاهدین پایبند بمانیم، ناظرین حق دارند از رجوی ها سوال کنند که پس این همه مهر و محبتی که اینها نثار اعضای گرفتار فرقه می کنند از کجا سر در آورده است؟ این وزارت اطلاعات حکومتی ستم گر و ذاتا شر چرا تبدیل به بنیاد خیریه و کمک رسانی شده است؟

واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر و محبت انسانی مریم رجوی کجا رفته؟ چرا این فرد هیچ واکنش و مهرو محبتی نسبت به نفرات خودش نشان نمی دهد ولی در مقابل تمام انرژی و وقت و پولش را صرف جنگیدن علیه کسانی می کند که چنین مهر و محبتی را دارند و بدنبال راه حل هستند؟

رجوی میگوید خواسته اعتصاب غذای اجباری آنها بازگشت هفت نفری است که ناپدید شده اند. ولی وی هنوز هیچ مدرک و سندی ارائه نکرده که این افراد حتی زنده هستند یا مرده چه رسد به این که کجا هستند و این که چرا هیچ خبری از آنها نیست.

کسانی که می توانند در این رابطه گره گشا باشند نه نمایندگان سازمان ملل هستند و محققین دولت عراق. این کلیدهای گشایش مسئله، ۴۲ نفری هستند که در این جریان کشته شدن ۵۳ نفر در کمپ اشرف توسط مهاجمینی نامشخص شاهد بوده اند. اما این ۴۲ نفر که اکنون به کمپ لیبرتی منتقل شده اند در قرنطیه رهبران و فرماندگان سازمان مجاهدین نگهداری می شوند و هیچ امکان ارتباطی با آنها وجود ندارد. چرا؟ آیا جز این است که اینها اطلاعات مشخصی از آن واقعه، در آن کمپ اشرف و در آن روز مشخص دارند؟

تا زمانی که فاکت ها وشواهد قابل دسترس نبوده و علنی نشوند، اعتصاب غذا حرکتی بغایت بی معنی است و صرفا ایجاد درد و رنجی بی حاصل و غیر لازم. و در این حرکت بی معنی اگر انتهایی وجود نداشته باشد که ندارد، تا کی باید ادامه بدهند؟ بنظر می رسد که باز هم ما شاهد نوع دیگری از ظلم و ستم رجوی ها هستیم علیه انسانهایی مجبور.  و باز در کمال خونسردی و بی تفاوتی.

همچنین:

تقاضای مریم رجوی برای ویزا چالشی برای مواضع امریکا در قبال تروریسم

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول می ۲۰۱۴: … الینا راس لهتینن مشخصا وعده ها و پیشنهادات مختلفی به جان کری وزیر خارجه امریکا داده بود که در صورتی که این ویزا از طرف وزارت خارجه صادر شود پوئن هایی را در زمینه های دیگر به وی بدهد ولی وزیر خارجه امریکا مجبور است به سخنان دیگری هم گوش

توطئه  اخیر استرون استیونسون و مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هم شکست خورد

آن خدابنده (سینگلتون)، مشاورین استراتژی خاورمیانه، اول مارس ۲۰۱۴: … یکی از کثیف ترین حرکات استیونسون علیه دولت المالکی سوء استفاده این فرد از درد و رنج افرادی است که عملا در کمپهای مجاهدین خلق در عراق به گروگان گرفته شده اند. نمایندگی سازمان ملل در عراق که از سال ۲۰۰۹ مسئولیت انتقال این افراد از عراق را

سعی مریم رجوی در تحقیر مستمر اعضای مجاهدین خلق. محبت درون او کجا رفته است؟

آن خدابنده (سینگلتون)، نهم دسامبر ۲۰۱۳: … واقعا فکر کنید! چه کسی در ده سال اخیر بیش از مسعود و مریم رجوی به اعضای این سازمان صدمه زده است. ستمگری و فسادی که حاکم بر روابط داخلی این گروه است را هیچ کس بهتر از کسانی که قربانی این دستگاه شده اند نمی دانند و نمی توانند بیان کنند. آنها چه می گویند؟ و راستی مهر