گفتگوی آقایان علی جهانی و شهروز تاجبخش در مورد مسائل روز

گفتگوی آقایان علی جهانی و شهروز تاجبخش در مورد مسائل روز

ایران قلم، بیست و سوم ژوئیه 2015:… حالا این خانواده‌ها آمدند این طلسم فرقه گرا یا نه رجوی را بشکنند و این خشم رجوی را بر انگیخته است و بخاطر همین هم هست که رجوی علیه خانواده ها کتاب نوشته است و آنها را خانواده الدنگ خطاب می کند و یا مریم رجوی کانون گرم و پر از مهر عواطف خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی دیگر …

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

گفتگوی آقایان علی جهانی و شهروز تاجبخش در مورد مسائل روز


https://youtu.be/AS8fClevmZg

آقای تاجبخش: سلام عرض میکنم خدمت دوستانی که این ویدئو را می بینند شهروز تاجبخش هستم امروز من و دوست گرانقدرم آقای علی جهانی بحثی را پیرامون مسائل مرتبط با سازمان مجاهدین خلق پیش خواهیم با همدیگر برد و در مورد موضوع خانواده ها که مدتی است در مقابل درب کمپ لیبرتی در کشور عراق تحصن کرده اند و خواستار دیدار قانونی و بر حق شان با فرزندان خودشان که به نوعی در تشکیلات قرون وسطایی و استالینی فرقه رجوی اسیرند می باشند و از طرفی دیگر در مورد وضعیت کنونی سازمان مجاهدین و بطور خاص در مورد اعضایی که هم اکنون در آلبانی هستند و خط و خطوطی را که سازمان مجاهدین در این مورد می خواهد پیاده بکند صحبت خواهیم کرد.

آقای جهانی می خواستم که خواهش کنم شما بفرمایید که نظر شما در مورد این وضعیتی که خانواده ها الان در مقابل درب کمپ لیبرتی دارند چه هست و در واقع یک مقدار در مورد این موضوع برای مان صحبت بکنید

آقای جهانی: من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و بینندگان و شنونندگانی که این ویدئو را می بینند عرض کنم خدمت شما که این بحث خانواده ها در سازمان مجاهدین و نگاه فرقه رجوی به مقوله خانواده بحث خیلی کشاف و خیلی طولانی می باشد و علل زیادی هم دارد که سران فرقه رجوی و بطور خاص رهبری سازمان از خانواده ها و حضور شان در جلوی درب کمپ خود شان و درخواست ملاقات شان با عزیزان شان ترس و وحشت شدیدی دارند

خوب همه می دانند که در زمان صدام حسین به دلیل دیکتاتوری حاکم بر عراق خانواده ها نه امکان آمدن به عراق داشتند و نه حتی سازمان مجاهدین و عراق اجازه تماس خانواده ها با فرزندان خودشان در کمپ اشرف را می داد ولی بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین و روی کار آمدن دولت منتخب مردم عراق خانواده ها از این فرصت استفاده کرده و برای ملاقات با فرزندان خود به عراق آمدند و در میان این خانواده‌ها که بعضا مسن بودند و اکثریت شان هم مدت بیست سال بود که عزیزان شان را ندیده بودند در اینجا سازمان بطور واقعی با مشکل خانواده مواجه شد چون ساختار فرقه گرا یا نه سازمان اصلا سازگاری ندارد ولی خانواده ها با حضور گسترده ای که در چلوی کمپ اشرف داشتند اوایل سازمان مجبور شد یک سری امتیازاتی بدهد و قبول کند که یک تعداد از خانواده با حضور مسولین نیروها و کنترل شده با خانواده های شان دیدار بکنند ولی خوب این جوابگو نبود و خانواده ها تقاضا داشتند بیشتر عزیزان شان را ببینند و با آنها صحبت کنند و آنها را نسبت به اوضاع خارج از سازمان آگاه کنند ولی سازمان مجاهدین مقاومت می کرد و نهایتا درب ها را بست و گفت ملاقات با خانواده ها ممنوع است و خانواده ها مزدور هستند و با آن زبان و فرهنگ چاله میدانی خاص خود ش خانواده را خانواده الدنگ خطاب کرد و حتی رجوی علیه خانواده ها کتاب نوشته است که واقعا آدم تعجب می کند که کسی که خودش را رهبر عقیدتی می نامد و خودش را طرفدار سینه چاک حلق قهرمان ایران میداند و می گوید برای مردم ایران می خواهد آزادی و دموکراسی را به ارمغان بیاورد خوب می بینید که چطور بر علیه این خانواده‌ها که بخشی از همین خلق قهرمان ایران می باشند که فرزندان شان در سازمان هستند ؛کتاب می نویسد و این خانواده های شریف و محترمی را که خواستار ملاقات حضوری با فرزندان خودشان شدند را خانواده الدنگ خطاب می کند که این اوج ترس و وحشت و کینه شتری رجوی را نسبت خانواده ها نشان می دهد

و اما می خواستیم ببینم که چرا بحث خانواده ها و حضور شان را که الان شما اشاره فرمودید که آمدند در کنار درب کمپ لیبرتی چرا و دلایل ترس و وحشت و نگرانی رجوی از حضور خانواده ها چیست؟ به نظر بنده دلایل زیادی دارد و یکی از دلایل این است که خانواده نخستین پل ارتباطی بین نیروهای سازمان با دنیای واقعی بیرون از تشکیلات قرون وسطایی سازمان مجاهدین می باشد و آنها با اولین ملاقات حضوری نسبت به دنیای خارج از دنیای کوچک و حقیر رجوی آشنا می شوند و نسبت به واقعیت های موجود در این جهان امروزی آگاهی پیدا کرده و به اشراف می رسند و بعدش هم بقول معروف مسئله دار شده و خواستار جدا شدن از سازمان می گردند کما اینکه ما شاهد بودیم وقتی کسانی حتی در سطح فرمانده یگان با سابقه بیش از ۲۰ سال وقتی با خانواده اش ملاقات می کرد دیگر آن فرد سابق نبود و خلاصه اینکه آن عواطف و احساسات و خاطرات گذشته برایش زنده می شد و مواردی هم بود که این ملاقات ها منجر به جدایی از سازمان گردید

دلیل دیگر ترس و وحشت رجوی از حضور خانواده ها اینست که خانواده‌ها با حضور گسترده خود در کنار کمپ اشرف باعث فروپاشی و تخلیه کامل اشرف شدند و الآن هم که در کنار کمپ لیبرتی حضور پیدا کرده اند خواستار ملاقات با فرزندان خود شده اند رجوی بهتر از هر کسی می داند که اینبار این یک سر فصل جدیدی هست و این حضور گسترده و تحصن خانواده ها در کنار کمپ لیبرتی باعث خروج کامل سازمان از عراق می گردد لذا ما شاهد بودیم که شتاب زده و هراسان رجوی از زبان شورای دست سازش بلافاصله بعد از حضور خانواده ها در کنار کمپ لیبرتی اطلاعیه ای سر پا دروغ و خنده داری را منتشر کرد و مدعی شد که سپاه قدس جلوی درب کمپ لیبرتی تجمع کرده است و از طرف خبرگزاری ها و سایت های خبری تصاویر این خانواده‌ها را منتشر کرده و پوشش خبری دادند و همه دنیا دیدند که این خانواده‌ها که بعضا مسن بودند و روی یک تکه مقوا نوشته بودند که خواستار ملاقات حضوری با فرزندان خودشان هستند و این تنها خواسته قانونی و حقوقی و بر حق شان هست و سازمان مجاهدین با این دروغی را که مطرح کرد بیش از پیش رسوا و بی آبرو تر شد

دلیل دیگر اینست اصولا فرقه ها و بطور خاص رجوی با ساختار فرقه گرا یا نه اش با عواطف انسانی و عشق و علاقه نسبت به خانواده نه تنها به شدت مخالف است بلکه می گوید نیروهای سازمان باید تنها به رهبری سازمان و بطور خاص مریم و مسعود عشق بورزند و بخاطر همین هم آن انقلاب کذایی مریم را راه اندازی کرده و باعث طلاقهای اجباری و جدایی فرزندان خردسال از پدر و مادر خود شد

حالا این خانواده‌ها آمدند این طلسم فرقه گرا یا نه رجوی را بشکنند و این خشم رجوی را بر انگیخته است و بخاطر همین هم هست که رجوی علیه خانواده ها کتاب نوشته است و آنها را خانواده الدنگ خطاب می کند و یا مریم رجوی کانون گرم و پر از مهر عواطف خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی دیگر از سران فرقه و معاون اول رجوی در طراحی و برنامه ریزی طرح های تروریستی می گفت خانواده را باید منفجر کرد و این اوج ترس و وحشت و نگرانی عمیق رجوی و بطور –خاص دشمنی هیستریک ایشان را نسبت به خانواده ها و حضور شان در جلوی درب کمپ لیبرتی نشان می دهد

دلیل دیگر اینست که خانواده ها الان با حضور گسترده خود در کنار کمپ لیبرتی و مطرح کردن تنها خواسته قانونی و حقوقی و بر حق شان که ملاقات با فرزندان خود می باشد توانسته اند از حمایت همه جانبه ارگانهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان و سازمان های بین المللی را بر خورد دار بشوند و همینطور با حرکت انسانی و حقوق بشری خودشان دکان حقوق بشری و ادعای دموکراتیک بودن و مدافع حقوق بشر بودن سازمان مجاهدین را هدف قرار داده اند لذا سازمان با ایستادگی در برابر این خواسته قانونی و حقوقی و بر حق خانواده در واقع مقابل قوانین بین المللی و ارگانهای حقوق بشری ایستاده است و باید بهای سنگینی را بپردازد و برای سران فرقه رجوی و بطور خاص رهبری سازمان که ادعای دموکراتیک بودن و مدافع سرسخت حقوق بشر بودن را دارد خیلی مشکل است که بتواند در مقابل این خواسته قانونی خانواده ها بایستد و مقاومت کند و لذا نهایتا مجبور می شود به خواسته خانواده تن بدهد و خلاصه بپذیرد که شکاف در تشکیلات قرون وسطایی اش بیشتر گردد.

ادامه دارد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19105

بار دیگر نواختن طبل خشونت در ویلپنت!بن بست بدون راه حل رجوی کجاست؟

شهروز تاجبخش، ایران قلم، سیزدهم ژوئن ۲۰۱۵:… اما مسعود رجوی باید بداند که این تلاش های مذبوحانه ، سازمان را از بن بست لاعلاجی که گریبانگیرش شده خلاص نخواهد کرد . بن بست اصلی چیست؟ بن بست ی که با “پول خون” نمی توان راه آن را باز کرد. عدم راه حل برای سرکوب خانواده ها، مسعود رجوی را به شدت در بن بست قرار داده است که با این خانواده ها چه کند؟ آخر مگر میشود جلوی عشق و عاطفه …

محمد حنیف نژادابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

لینک به منبع

بار دیگر نواختن طبل خشونت در ویلپنت !بن بست بدون راه حل رجوی کجاست؟

در حالی که زمان روز به روز به زیان اهداف پلید رهبران خائن مجاهدین سپری می شود ، و در حالیکه خانواده های دردمند و قهرمان در پشت دیوارهای لیبرتی در عراق برای چند دقیقه ملاقات با خانواده هایشان متحصن شده اند، و در حالی که در جای جای تشکیلات صد پاره شده و بوی الرحمن این فرقه ارتجاعی حس می شود، در این شرایط دستگاه تبلیغاتی سازمان در این وانفسایی که تمام تشکیلات فرقه زیر فشارهای خردکننده همه جانبه است فراخوان به شرکت در خیمه شب بازی ۱۳ ژوئن می دهد .

این بار هم فراخوانی دیگر تا تریبونی باشد که مریم قجر چند بیانیه و حمایت نمایندگان ساده لوحی که با حمایت لابی های صهیونیستی سازمان جمع شده را با تفاخری مضحک به رخ بکشد و با عقده ای که ریشه در ناکامی های سلسله وار فرقه دارد دم از مطرح بودن در عرصه بین المللی بزند و بعد با ژست های مصنوعی که بارها تمرینشان کرده با مظلوم نمایی و خرج کردن از کیسه عذابی که اسیران بلاتکلیف در زندان تشکیلات این فرقه می کشند و خون هایی که ریخته شد و سازمان مسئول اول و آخرش بوده ، باز هم هشدار فاجعه انسانی بدهد و خواستار برپاماندن لیبرتی و مسلح کردن ساکنان آن باشد تا با کشاندن آنان به درگیری های بیهوده بازهم ” شهید ” بیشتری از آنها بسازد .

اما مسعود رجوی باید بداند که این تلاش های مذبوحانه ، سازمان را از بن بست لاعلاجی که گریبانگیرش شده خلاص نخواهد کرد . بن بست اصلی چیست؟ بن بست ی که با “پول خون” نمی توان راه آن را باز کرد. عدم راه حل برای سرکوب خانواده ها، مسعود رجوی را به شدت در بن بست قرار داده است که با این خانواده ها چه کند؟ آخر مگر میشود جلوی عشق و عاطفه را گرفت؟ مسعود رجوی بداند سرنوشت محتومی که در چشم انداز نزدیک منتظر اوست همانا فروپاشی کل دستگاه و نابودی این اندیشه فرقه گرایانه ارتجاعی است .

آنچه دردناک است باز هم وضعیت اعضا ناراضی اسیر در لیبرتی وآلبانی است. فشارهای تشکیلاتی مضاعفی که در این شرایط روی اعضاست و خود برای غیر قابل تحمل کردن شرایط سختشان کافی است از یک طرف و نگرانی از اقدامات سران فرقه و به کشتن دادن تعداد دیگری از آنان از طرف دیگر وضعیت را حساس تر می کند. هر چند جدایی های روزافزون ماه های اخیر خود دلگرم کننده است اما واقعیت تلخ این است که بسیاری دیگر از این اعضای اسیر در زندان لیبرتی از آنجا که تصویر مبهمی از آینده خود و سرنوشتشان بعد از خروج از فرقه دارند ، هر چند با تمام وجود تحمل کردن شرایط فعلی برایشان دشوار است اما هنوز توان تصمیم گیری قطعی برای فرار را پیدا نکرده اند لذا راهکارهای مناسبی که امکان خروج راحت تر را برای ناراضیان فراهم می کند می بایست پشتیبانی و تقویت شوند .

در آلبانی نیز سران فرقه تمام تلاش خود را می کنند تا فشار های مختلفی که بر جداشدگان وجود دارد آنها را به استیصال رسانده و مجبور به همکاری با فرقه نماید و برای نگه داشتن صوری حتی یک نفر در تلاش های بی امان است .

در حالی که شرایط منطقه و اشتباهات استراتژیک و عقلانی و روش های سکت گونه رهبری مجاهدین باعث نابودی آرمانی آنان شده و به فروپاشی تشکیلاتی منجر گردیده است ، سازمان تمام تلاش خود را به کارمی گیرد تا بتواند تشکیلات جدیدی در آلبانی راه اندازی کند و هر چند که صحنه سیاسی و بین المللی کشور آلبانی را چندان فعال وتاثیر گذار در تعاملات بین المللی نمی داند ولی با توجه به ورود نفرات از لیبرتی به تیرانا فعلا چاره را در این می بیند که سازماندهی تشکیلاتی هر چند ضعیفی را در این کشور راه اندازی کند ، تا بتواند مجددا زمینه فریب افراد و کنترل آنها را فراهم نماید .

در راستای پیش بردن همین خط مجاهدین با وارونه نمایی و ترفند های گوناگون ظاهرا قصد دارند آقای بوجار نیشانی رئیس جمهور آلبانی را هم به این گردهمایی دعوت کنند .

واضح است که هدف مجاهدین از دعوت آقای نیشانی تلاسش برای جلب حمایت در آلبانی است تا بدینوسیله از طرفی با دست پر تری به اعمال فشار به نیروهای جداشده و خواهان جدایی در آلبانی بپردازد و از طرف دیگر پیدا کردن جایگزین مناسب ظرف نیرویی برای لیبرتی را تحقق ببخشد . زمانی که دولت آلبانی قبول کرد که تعدادی از این افراد را در کشور خودش بپذیرد ، این امکان خوبی برای مجاهدین به نظر می رسید که بتوانند از این فرصت سوء استفاده کرده و با سرمایه گذاری روی افرادی که خارج می شوند بتوانند تشکیلات را یک بار دیگه احیا کنند .

سازمان تلاش دارد به طریقی در غرب برای حفظ نام مجاهدین در عرصه مسائل مرتبط با ایران بکوشد و برای تاثیری بیشتر از این در مجامع اروپایی به واسطه حذف شدن حیثیت نداشته خود چندان امیدوار نمی باشد زیرا در سالهای بعد از ۲۰۰۳ جمع جداشدگان و اعضای سابق سازمان در زمینه افشاگری ماهیت ضد حقوق بشری اقدامات بایسته را در زمینه ملاقات تاثیرگزار با مقامات و مسئولین و فعالان حقوق بشری و نهادهای ذیربط بین المللی اروپایی بعمل آورده اند و جبهه افشاگری علیه گروه تروریستی مجاهدین اقدامات ممکنه را برای نمایاندن چهره نظامی و ضدانسانی مجاهدین را بعمل خواهد آورد . این گردهمایی البته با نگاهی به بزرگداشت سی خرداد سال ۶۰ و شروع اقدامات تروریستی آنان شکل گرفته و سعی دارد در شکاف تضاد نئومحافظه کاران و دمکرات های امریکایی ودر آنسو دولت اسراییل توانایی های مسلحانه خود را یادآورشده و نگاه پرلطف همیشگی آنان را در صورت اتخاذ هر تصمیم انتاگونیستی علیه دولت و مردم ایران بطلبد .

هرچند واقعیت این است که فرقه مجاهدین در سراشیب سقوط ، اضمحلال و سرنگونی قرار گرفته است و مواضع ضد ایرانی مجاهدین و عملکرد گذشته این فرقه کمترین آبرو و مشروعیتی برای رجوی باقی نگذاشته است و بسیاری از ایرانی های مقیم خارج، به دلایل مختلف سیاسی، عقیدتی و فرهنگی، در این گردهمایی ها شرکت نکرده و نمی کنند.

***

همچنین:

آیا رجوی از توافق هسته ای که حاصل راه حل سیاسی است درس می گیرد ؟

علی جهانی، ایران قلم، بیستم ژوئیه 2015:… لذا بر اساس همین تحلیل غلط بود که با اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا دنبال راه حلهای جنگ جویانه و خشونت طلبی و تحریم های اقتصادی شدید بر علیه مردم ایران بود. ولی با توافق نامه ای که چند روز پیش بین ایران و کشور های پنج بعلاوه یک صورت گرفت این تحلیل رجوی هم همانند

چرا خانواده ها خاری در چشم فرقه رجوی هستند؟

علی جهانی، ایران قلم، اول ژوئیه 2015:… خانم و آقای رجوی آیا می شود آقای غلامی مزدور وزارت اطلاعات باشد ولی بعد از پنج سال که از سازمان شما جدا شده و در اروپا باشد؛ تازه خانواده اش از طریق دیدن عکس اش در سایتهای مختلف موفق به تماس با ایشان شده باشد؟ و آیا می شود کسی مزدور وزارت اطلاعات باشد ولی وزارت اطلاعات ک

خانم مریم رجوی تا کی می خواهید به دروغ گویی ادامه بدهید؟‏

علی جهانی، ایران قلم، بیست و هفتم ژوئن 2015:… مگر میشود در حالیکه خود را طرفدار سینه چاک حلق قهرمان ایران میدانید ؛ از هیچ جنایت و خیانتی علیه مردم ایران دریغ نکنید و همسو با نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و دولت عربستان سعودی مخالف پیشرفت مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت های بزرگ غر

آخرین وضعیت سازمان مجاهدین و جداشدگان از این فرقه در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، ششم می ۲۰۱۵:… زمانی که دولت آلبانی قبول کرد که تعدادی از این افراد رو در کشور خودش بپذیره ، این امکان خوبی برای مجاهدین به نظر می رسید که بتونند از این فرصت سوء استفاده کنند و با سرمایه گذاری روی افرادی که خارج می شوند بتونند تشکیلات رو یک بار دیگه احیا بکنند . اما مسئله که وجود داشت ای

تبریک به مناسبت تشکیل انجمن آزادی و سایت نجات یافتگان در آلبانی

شهروز تاجبخش، ایران قلم، بیست و چهارم آوریل ۲۰۱۵:… فرقه به طور مستمر و منظم مسئولین ارشد خود را از پاریس روانه آلبانی می کند است تا باز به همان شیوه های مغزشویی جاری در اردوگاههای عراق اعضای سازمان را در کنترل خود داشته باشد. به موازات آن ، همچنین رهبری مجاهدین از موقعیت پیش آمده سواستفاده کرده و در بین افراد�