گفتگوی روزنامۀ عراقی البینة با خانم مریم سنجابی عضو جداشده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق

گفتگوی روزنامۀ عراقی البینة با خانم مریم سنجابی عضو جداشده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق

بنیاد خانواده سحر، بغداد، اول ژوئن 2015:… مسعود رجوی خودش را رهبر ابدی این سازمان می شمارد و می کوشد همه را متقاعد کند که حرفش حرف خداوند است و ادعا می کند که با پیامبران ارتباط دارد. از این رو خودش به تنهایی خط و خطوط و سیاستهای استراتژیک سازمان را ترسیم می کند ولی در صورت وقوع اشتباه مسئولیت آن را به گردن دیگران می اندازد. وی علیرغم ادعاهای دروغینش مبنی بر اینکه پیرو ائمۀ …

آشنایی با فرقه ها – روش عضوگیری، ماهیت و عملکردها (قسمت هفتم)

لینک به منبع

یکی از نجات یافتگان از دام نیرنگ فرقۀ مجاهدین خلق

مریم سنجابی در گفتگویی با البینة

گفتگوی روزنامۀ عراقی البینة با خانم مریم سنجابی عضو جداشده شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق

روزنامه عراقی البینة

یکشنبه 30 فروردین 1394

او هنوز 13 سالش نشده بود که خودش را در دام تشکیلات سازمان موسوم به مجاهدین خلق دید سازمانی که خواستار آزادی و برابری بود.

او از طریق برادر بزرگترش که پیش از او به این سازمان فریبکار پیوسته بود با این سازمان آشنا شد. در حالیکه در رشتۀ شیمی دانشگاه قبول شده بود ولی او به دانشگاه نرفت بلکه سرنوشت سیاهش او را به قرارگاه اشرف کشاند که در آنجا به ماهیت نهفتۀ سازمان تروریستی خلق پی برد. او مریم سنجابی یکی از قربانیان سازمان مجاهدین خلق است که جوانان مسلمان را مغزشویی کرد تا آنان را به سقوط بکشاند. مریم دریچۀ قلبش را برای روزنامۀ البینه باز کرد و برایش از سفر وحشتناکش به درون این سازمان تروریستی سخن گفت و از آغاز آشنایی اش با این سازمان و اینکه چهرۀ واقعی این سازمان از درون چیست؟

او میگوید: من از طریق برادرم به این سازمان وصل شدم. برادرم تلاش می کرد که مرا متقاعد کند که این سازمان برای آزادسازی انسان از زنجیرها تلاش می کند زیرا این یک سازمان انساندوست است که به انسان ارزشی والا قائل است. آن موقع من فقط 13 سالم بود. تا اینکه دبیرستان را به اتمام رسانده و در رشتۀ شیمی دانشگاه قبول شدم ولی به جای اینکه به دانشگاه بروم به قرارگاه اشرف رفتم و آنجا بود که تراژدی آغاز شد.

می پرسیم: منظورت از تراژدی چیست؟

می گوید: من در داخل قرارگاه اشرف به دروغ بودن شعارها و ادعاهای مسئولان سازمان پی بردم چرا که این سازمان دو شخصیت مختلف دارد یعنی داخل سازمان غیر از بیرون آن است. تبلیغاتی که این سازمان در بیرون خود و مشخصا در میان جوانان می کند خیلی زیاد است. شعار آزادی و برابری و عدالت و حقوق بشر ظاهر زیبای این سازمان را تشکیل می دهد ولی ذات و ماهیت واقعی سازمان کاملا متفاوت است. عضو در داخل این سازمان از هیچگونه آزادی برخوردار نیست و حرفش و نظرش شنیده نمی شود. در هیچیک از مناسبتها که در داخل سازمان برگزار می شد به افراد اجازه نمی دادند که با خانواده هایشان که همراه آنان به عراق آمده بودند تماس بگیرند! عجیب تر اینکه ما از دسترسی به تمام وسایل تماس و ارتباط و رسانه ها محروم بودیم و حق نداشتیم با کسی تماس بگیریم. ما رادیو و تلویزیون یا اینترنت و حتی روزنامه چه ایرانی چه عراقی نداشتیم. وقتی بیرون آمدم نمی دانستم موبایل چیست زیرا در داخل قرارگاه اشرف موبایل ندیده بودم.

رهبری سازمان تلاش می کرد ما را با شعارهایی مذهبی یا ایدئولوژیک قانع کند تا بر ما مسلط شده و ما را به طور کامل به بند بکشد. در این سازمان هیچ صدایی بالاتر از صدای مسعود و مریم رجوی نیست زیرا حرف آنها مقدس است و حرف آنها به منزلۀ قانون اساسی است که افراد باید بی چون و چرا اجرا کنند. ازدواج و داشتن فرزند تماما ممنوع است و حتی افراد متأهل در داخل قرارگاه مجبور به طلاق شده اند و زنان حق فرزند داشتن ندارند. مادران را از بچه هایشان جدا کرده و بچه ها را به خارج فرستادند و به مرور زمان تماس با جهان خارج به طور کامل قطع شد. افراد حتی حق انتخاب دوست برای خودشان ندارند. سپس محل کار زن و مرد از هم جدا شد و خانواده ها فروپاشیدند و بافت اجتماعی سازمان از هم گسست و بدتر اینکه سازمان نشستهایی روزانۀ طولانی ده تا پانزده ساعته برگزار می کرد که هدف از آن مغزشویی بود.

سؤال: مسعود رجوی از چه مکانیسمهایی برای جلب حمایت افراد و جریانهای لائیک یا جریانهای دیگر استفاده می کرد؟

جواب: رجوی شیوه های مختلفی داشت که از نیرنگ و فریبکاری خالی نبود. به عنوان مثال از حجاب انتقاد می کرد و به اوضاع مذاهب و ملیتهای ایرانی می پرداخت تا به لائیکها و برخی ملیتها چراغ سبز بدهد که جذب این سازمان بشوند. مسعود رجوی خودش را رهبر ابدی این سازمان می شمارد و می کوشد همه را متقاعد کند که حرفش حرف خداوند است و ادعا می کند که با پیامبران ارتباط دارد. از این رو خودش به تنهایی خط و خطوط و سیاستهای استراتژیک سازمان را ترسیم می کند ولی در صورت وقوع اشتباه مسئولیت آن را به گردن دیگران می اندازد. وی علیرغم ادعاهای دروغینش مبنی بر اینکه پیرو ائمۀ اطهار می باشد و اینکه الگو و سرمشقش امام حسین (ع) است همیشه خودش را از عرصه های جنگ و صحنه های درگیری و رویارویی دور نگه داشته و گریخته است چنانکه می بینیم اکنون دوازده سال است از ترس دستگیری مخفی شده است در حالیکه افراد خودش را به درگیری و رویارویی می کشاند. او از این موارد فرار در گذشته نیز زیاد داشته است یعنی همیشه می گریزد و مخفی می شود و وقتی خطر رفع شد بیرون آمده و مدعی رهبری و قهرمانی می شود!.

سؤال: به نظر شما چرا رهبران سازمان این شیوۀ سرکوبگرانه را اتخاذ کرده اند؟

جواب: رهبری که افکار و رهنمودها و آموزشهایش را به زور و بدون شنیدن نظرات دیگران تحمیل کند دیکتاتور و سرکوبگر به شمار می رود و این مسعود رجوی است. او این شیوه را در پیش گرفته است تا بتواند همۀ افراد را در قرارگاه تحت کنترل خودش داشته باشد. او از همۀ انواع و شیوه های سرکوب استفاده می کند و قرارگاه را به یک زندان بزرگ تبدیل می سازد. رجوی می کوشد افراد را از جهان خارج که پیوسته در حال پیشرفت است قطع کند. من بعد از 32 سال از داخل قرارگاه بیرون آمده و به کشورم ایران رفتم و از پیشرفت بزرگی که در ایران روی داده شگفت زده شدم. دیدم که جوانان طرز فکر خاص خودشان را دارند و می توانند اندیشه های خود را با گفتگو بدون سرکوب بیان کنند و علیه آنان سلاح به کار نرفته است آنگونه که القاعده و داعش و سازمانهای سرکوبگری مانند مجاهدین خلق انجام می دهند. این شیوه ها از جامعه های بشری رخت بربسته و منفور شده اند ولی این گروه ها ایدئولوژیهای تندروانه و عقب مانده و مغایر با قانون دارند.

سؤال: نقش مبارزاتی شما در برابر این نظام و تشکیلات دیکتاتوری چیست؟

جواب: در آغاز انقلاب گروههای کوچکی از جوانان بی پروا و با اندیشه های سطحی و ساده تشکیل شد و در همان حال تبلیغات سازمان بسیار پر سر و صدا و فریبنده و با کلماتی زیبا و خوش آیند و امید بخش برای جوانان بود و همۀ ما به تغییر ایمان داشتیم و دارای اعتماد به این رهبران بودیم ولی به مرور زمان کم کم دریافتیم که به دام و لغزشگاه بزرگی افتاده ایم. شیوۀ سرکوبگرانه و دیکتاتوری توسط رهبران سازمان به حد تهدید و استفاده از شیوه های فحاشی و ناسزاگویی و گاهی هم کتک زدن رسید. در سال 1993 رجوی دستور قاطعی مبنی بر عدم خروج اعضای سازمان صادر کرد یعنی گفت افراد دیگر هر گز نمی توانند از قرارگاه بیرون بروند و هر کس با این دستور مخالفت می کرد گرفتار نشستهای سرکوب و خشونت و گاهی هم استفاده از زور می شد. تصمیم سوم زندانی کردن آن عضو متخلف و انتقال او به زندان ابو غریب بود که طبق قوانین عراق در آنجا به مدت هشت سال و گاهی ده سال به جرم ورود غیر قانونی به عراق زندانی می شد آنهم اگر مبادلۀ زندانیان بین عراق و ایران صورت می گرفت و الا همچنان در زندان می ماند. اگر کسی می کوشید که از قرارگاه فرار کند با اطلاعات عراق برای دستگیری او هماهنگی می شد تا اینکه او را دوباره به قرارگاه بازمی گرداندند و بعضی را نیز در مرز ایران دستگیر کردند که از جملۀ آنها محمد مسیح و حسن بودند که بعد از دستگیری مورد شکنجه قرار گرفته و کتک زده شدند. علت دیگر، شستشوی مغزی و قطع ارتباط ما با بیرون بود تا ما ندانیم در بیرون چه می گذرد تا رجوی بتواند افراد را همانند ابزارهایی بیجان به حرکت در بیاورد و بدینگونه خودش را به صورت یک قدیس نشان می داد.

سؤال: چرا سازمان بر ماندن در عراق اصرار می ورزد؟

جواب: بعد از سرنگونی صدام و مشخصا در دولت ایاد علاوی دستوراتی طبق قانون عراق مبنی بر خروج این سازمان صادر شد. طبق قانون اساسی عراق سازمانهای تروریستی مسلح که خطری علیه کشورهای همسایه می باشند باید از خاک عراق بیرون بروند؛ ولی آنان این دستورات را نپذیرفتند و بر باقی ماندن در عراق اصرار ورزیده و برای سرنگون کردن دولت عراق برنامه ریزی کردند تا دولت دیگری روی کار بیاید که با آنها هماهنگ باشد و از حضور آنها در خاک عراق حمایت کند. سازمان از 600 جوان عراقی استفاده کرد و از آنان خواست با سازمان همکاری کنند ولی اکثر این جوانان از روش سازمان خوششان نیامد و از این برنامه و مأموریت بیرون رفتند ولی بقیه را به شهرها فرستادند تا در آنجا جاسوسی کنند. سپس طرح «سین چهل» یعنی سرنگون کردن مالکی در چهل روز را ترسیم کردند ولی این طرح شکست خورد تا اینکه طرح «سین صد» یعنی سرنگون کردن دولت مالکی در صد روز را ریخته و تلاش کردند از طریق عشایر سنی در دولت نفوذ کرده و بین عشایر سنی و شیعه برای تضعیف دولت عراق شکاف ایجاد کنند. آنها برای این طرحها ملیونها دلار خرج می کردند. رجوی اقدام به چاپ برخی بیانیه ها با مهرها و آرمهایی تقلبی نمود. این بیانیه ها در داخل قرارگاه چاپ می شد و از آنجا به زبان عربی برای برآورده کردن اهداف خاصی که داشت پخش می شد. رجوی یقین داشت که اگر سازمان از عراق خارج بشود همۀ اعضایش علیه او برخواهند شورید و کسی با او نخواهد ماند و در آن موقع دیگر سازمان مجاهدینی در کار نخواهد بود.

سؤال: شخصیتها و مسئولان عراقی بسیاری آشکارا یا پنهان با این سازمان همکاری کردند و وقتی دولت خواستار اجرای قانون می شد اینها صدایشان را بلند کرده و از سازمان حمایت می کردند و کار دولت را مختل می نمودند. آیا می توانید مهمترین این افراد را نام ببرید؟

جواب: بله افراد زیاد و مهمی بودند از سیاستمدارات و قضات و روزنامه نگاران و وکلا که با سازمان همکاری کردند که از جملۀ آنها عبارتند از:………. آنها پیوسته تلاش می کردند جلوی اجرای قوانین و دستورات علیه سازمان و باقی ماندنش در عراق را بگیرند.

«البینه» از منتشر کردن اسامی این سیاستمداران و روزنامه نگاران و قضات و وکلا که با این سازمان همکاری کرده اند خودداری می کند.

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18310

رجوی در تدارک برای نبرد با خانواده ها: یک تیر و دو نشان

خانواده های مجاهدین خلقبنیاد خانواده سحر، بغداد، نهم می ۲۰۱۵:…  خبرهای رسیده از درون اردوگاه لیبرتی، محل استقرار نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق، حاکی است که فرقه رجوی برای تعدادی از اعضای خود کلاس های آموزش ساخت کوکتل مولوتوف ترتیب داده و متعاقبا تعدادی از این بمب های آتش زای دست ساز نیز تهیه و در زیر کانکس های محل اقامت ساکنان انبار گردیده است. افراد را در این رابطه اینطور توجیه کرده اند که …

رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق)

لینک به منبع

رجوی در تدارک برای نبرد با خانواده ها:

یک تیر و دو نشان

خبرهای رسیده از درون اردوگاه لیبرتی، محل استقرار نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق، حاکی است که فرقه رجوی برای تعدادی از اعضای خود کلاس های آموزش ساخت کوکتل مولوتوف ترتیب داده و متعاقبا تعدادی از این بمب های آتش زای دست ساز نیز تهیه و در زیر کانکس های محل اقامت ساکنان انبار گردیده است.

افراد را در این رابطه اینطور توجیه کرده اند که بیم توطئه های رژیم ایران و وزارت اطلاعات و سپاه قدس و لذا تهاجم به اردوگاه در زیر پوشش خانواده ها میرود و بنابراین باید در برابر هرگونه حمله و هجوم احتمالی آمادگی کامل جهت دفاع از خود را داشته باشند. افراد را از هم اکنون برای چنین مقابله قهرآمیزی آماده و تهییج میکنند.

واقعیت اینست که سازمان با رفتن تعدادی چند از خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی به مقابل درب اردوگاه لیبرتی، که به ابتکار خود اقدام به عزیمت به عراق نموده اند، آنچنان احساس تهدید کرده است که اینگونه خود را آماده مقابله خونین با دشمن اصلی به زعم رجوی، که همانا خانواده های رنج کشیده و دردمند می باشد، نموده است.

از زمان حضور خانواده ها در مقابل درب اردوگاه لیبرتی، فرقه رجوی آنچنان شروع به تبلیغات گسترده نمود که گوئی این خانواده ها تماما تسلیح و سازماندهی شده اند تا تهاجم همه جانبه خود به اردوگاه را جهت نابودی ساکنان آن آغاز نمایند! این در حالی است که خانواده ها با دست خالی و بدون هیاهو صرفا به درب لیبرتی برای کسب خبر از عزیزانشان مراجعه کرده اند.

بنیاد خانواده سحر، که البته از قبل در جریان عزیمت خانواده ها نبود، برای اینکه بهانه ای به دست سازمان نیفتد، همانطور که همیشه به دوستان عراقی و ملل متحد قول داده ایم، از هرگونه تبلیغ و اطلاع رسانی در این خصوص امتناع ورزید. اما سازمان خود پیش دستی کرد و موضوع را با جار و جنجال تبلیغاتی برملا نمود چرا که قصد نداشت دیداری ساده و خانوادگی و بدون تبلیغات برگزار شود و تلاش داشت تا به بهانه توطئه علیه امنیت خود دست به هوچی گری زده و مانع از این دیدارها گردد.

بیاد داریم که حدود ۴ سال خانواده های اعضای فرقه رجوی در مقابل دروازه پادگان اشرف دست به تحصن آرام و صلح آمیز زدند و البته طی این مدت هرگز دست از پا خطا نکردند، اما در مقابل افراد سازمان، با تهییج و شانتاژ سران فرقه، خانواده ها را آماج سنگ و فلاخن قرار داده و سر و دست آنان را شکستند و آنان را مورد انواع اذیت و آزارها قرار دادند و دست آخر هم آنان را مزدور و عامل دشمن خوانده و متهم به توطئه علیه خودشان نمودند. اما خانواده ها تماما با صبوری و متانت حتی یک حرف درشت به آنها نزدند و تنها عاجزانه التماس کردند و از رهبران سازمان خواستند تا اجازه دیدار با عزیزانشان داده شود.

فرقه رجوی ادعا میکرد که به شرطی اجازه دیدار خانواده ها با اعضا را خواهد داد که آنها وارد خود پادگان اشرف شده و دیدار در درون پادگان انجام شود. اینبار خانواده ها شرط وارد شدن به اردوگاه لیبرتی برای دیدار با عزیزانشان را پذیرفتند اما از آنجا که فرقه رجوی اساسا با هرگونه ارتباط افراد با خارج از فرقه، خصوصا با خانواده ها و کسانی که ارتباط عاطفی با آنها وجود دارد، مخالف است بر خلاف قول های قبلی خود باز هم مانع از برقراری دیدارها شد.

رجوی، همچون تمامی رهبران فرقه ای، حضور خانواده ها را تهدیدی برای موجودیت خود و فرقه اش میداند و به شدت از ارتباط اعضای خود با خانواده هایشان وحشت دارد چرا که او از رسیدن هرگونه آگاهی از دنیای خارج از فرقه به اعضای خود بیمناک است و مانند همه دیکتاتورها آگاه شدن افراد زیر سلطه خود را خطرناک تلقی میکند.

واقعیت دیگری که وجود دارد اینست که تعداد قابل توجهی از اعضای سازمان در حال حاضر مسئله دار یا بیمار یا سالخورده هستند و هیچ کارآئی برای رجوی ندارند و لذا او مایل است تا به نوعی آنها را از سر خود باز کند. اما اخراج یا جداشدن یک باره آنان خسارات سیاسی برای رجوی به همراه خواهد داشت. بهترین شق برای رجوی اینست که به نوعی آنها را به کشتن بدهد تا با یک تیر دو نشان بزند. او در گذشته در اشرف به دفعات از این ترفند استفاده کرده است.

رجوی اینبار افرادش را برای مقابله با خانواده های خود به کوکتل مولوتوف مجهز نموده تا به این ترتیب فجایع گذشته را تکرار نماید. او میخواهد افرادی که برایش دیگر کارآئی لازم ندارند را در هرگونه درگیری احتمالی جلو بیندازد تا کشته شوند و از این قضیه به نفع خود سود ببرد. در حال حاضر نیز رجوی وجود خانواده ها را بهانه قرار داده تا موضوع را عمدا به درگیری با نیروهای عراقی بکشاند و به نفع خود سوء استفاده تبلیغاتی نماید.

بنیاد خانواده سحر

بغداد ۷ مه ۲۰۱۵

میترا یوسفی بتول سلطانی سحرگفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی (۱ الی ۱۵)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16099

فراخوان بنیاد خانواده سحر به جداشدگان. مسئله داری و مسئله سازی رو به افزایش است. مظلوم نمائی فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی

بنیاد خانواده سحر، بغداد، سوم فوریه ۲۰۱۵:…  هر زمان بازرسان ملل متحد وارد اردوگاه میشوند آنان دیگ های غذا را بر روی منقل های ذغالی و اجاق های هیزمی قرار میدهند و اینطور وانمود میکنند که گویا از آنجا که سوخت کافی در اختیار ندارند به این شیوه ابتدائی مشغول پخت و پز می باشند. حال آنکه سازمان در لیبرتی دارای آشپزخانه مجهز و گاز و برق کافی است. البته هر کس با اندک محاسبه ای متوجه میشود…

رجوی و گروگانهاخروج از عراق کاملا عملی است

لینک به منبع

مسئله داری و مسئله سازی رو به افزایش است

مظلوم نمائی فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی

فراخوان بنیاد خانواده سحر به جداشدگان

اطلاعات واصله از درون اردوگاه لیبرتی، مقر سازمان مجاهدین خلق در عراق، حاکی از آن است که مسئولین فرقه رجوی ترفندهای جدیدی جهت فریب بازرسان ملل متحد بکار میگیرند تا اینطور وانمود نمایند که گویا از جانب دولت عراق در محاصره و مضیقه امکانات معیشتی هستند. آنان به این شکل میخواهند به خواسته هایشان یعنی رودرو قرار دادن ملل متحد با دولت عراق دست پیدا کنند و خود را مظلوم و تحت ستم نشان داده و نهایتا جای پای خود را در عراق محکم نمایند.

یکی از این ترفند ها به این صورت است که هر زمان بازرسان ملل متحد وارد اردوگاه میشوند آنان دیگ های غذا را بر روی منقل های ذغالی و اجاق های هیزمی قرار میدهند و اینطور وانمود میکنند که گویا از آنجا که سوخت کافی در اختیار ندارند به این شیوه ابتدائی مشغول پخت و پز می باشند. حال آنکه سازمان در لیبرتی دارای آشپزخانه مجهز و گاز و برق کافی است. البته هر کس با اندک محاسبه ای متوجه میشود که به این شیوه نمیشود برای نزدیک به ۳۰۰۰ نفر آنهم به صورت دائمی و روزمره غذا آماده کرد.

همچنین سازمان تعدادی تانکر سوخت از اشرف با خود آورده که آنها را پنهان کرده است. عراقی ها مخازن سوخت در اروگاه فراهم نموده اند که مرتبا آنها را پر می نمایند. اما فرقه رجوی این سوخت را از مخازن قابل مشاهده به تانکرهای پنهان خود منتقل میکند و به بازرسان اینطور نشان میدهد که گویا مخازنشان همیشه خالی است و سوخت کافی ندارند. فردی به اسم یعقوب باروتی با یک تانکر سوخت ماز مسئول جابجائی سوخت از مخازن قابل مشاهده به تانکرهای مخفی است.

سازمان همچنین داروهای دریافتی از عراقی ها را به انباری در پشت نانوائی منتقل میکند و آنها را پنهان میسازد تا اینطور وانمود کند که گویا داروی کافی به دستش نمیرسد و قفسه های داروئی اش در محل امداد پزشکی همیشه خالی است. اینگونه فعالیتها کلا در طول شب و در سکوت کامل انجام میشوند.

نشست های تفتیش عقاید و مغزشوئی عملیات جاری و غسل با شدت و حدت بیشتر همچنان به صورت روزمره در اردوگاه برگزار میشود. برای فریب بازرسان ملل متحد ترکیب سالن نشست را به صورتی قرار میدهند که اینطور نشان دهد که مشغول تماشای فیلم سینمائی هستند. هر زمان یکی از بازرسان سر برسد فورا ویدئوی مربوطه را روشن میکنند و وانمود می نمایند که در حال تماشای فیلم سینمائی هستند.

در حال حاضر یک سری بازداشتگاه در داخل اردوگاه ایجاد کرده اند که افراد ناراضی را در آنها بین ۱۰ تا ۱۵ روز جهت متنبه شدن و دست از اعتراض برداشتن حبس میکنند. این بازداشتگاه ها پنهان از چشم مقامات ملل متحد ایجاد گردیده اند. کلا تمامی امورات داخل اردوگاه بر پایه مخفی کاری و پنهان سازی انجام می پذیرد.

اما از طرف دیگر حضور بازرسان ملل متحد در داخل اردوگاه جسارت و شهامت بیشتری به نفرات اسیر و خصوصا ناراضی در داخل اردوگاه داده است. تعداد افراد مسئله دار و مسئله ساز در درون فرقه رجوی به اذعان مسئولین رو به افزایش است. موارد زیادی در مقابل دستورات فرمانده می ایستند و حتی تهدید به فرار و تسلیم شدن به نیروهای عراقی می نمایند. مواردی حتی به فرماندهان خود گفته اند که اگر بخواهند جدا شوند و به نیروهای عراقی خود را تسلیم نمایند سازمان هیچ غلطی نمیتواند بکند.

در یک مورد یک نفر که با فرمانده اش مشاجره داشته تهدید میکند که پایش را آنطرف خط گذاشته و سراغ نیروهای عراقی خواهد رفت و جدا خواهد شد. کلا نزدیک شدن به مقر نیروهای عراقی عبور از مرز قرمز است. از قرار معلوم فرمانده مربوطه کوتاه نیامده و تهدید فرد ناراضی و مسئله دار را جدی نمیگیرد که ناگهان در کمال حیرت خودش و سایر مسئولین مشاهده میشود که فرد مربوطه تهدید خود را عملی ساخته و به سراغ نیروهای عراقی رفته و خواهان جدائی شده است.

بنیاد خانواده سحر بار دیگر توجه تمامی جداشدگان و فعالان در اروپا را به وضعیت اردوگاه لیبرتی و شرایط اسف باری که فرقه رجوی برای پیروان مغزشوئی شده خود فراهم کرده است جلب می نماید. آقایانی همچون محمد رضا روحانی، کریم قصیم، ایرج مصداقی، اسماعیل یغمائی، و دیگران و همچنین یاران ما در بنیاد خانواده سحر که اکنون در اروپا هستند مانند خانم بتول سلطانی و آقای علی حسین نژاد و سایرین چرا در خصوص وضعیت حقوق بشر در اردوگاه لیبرتی و نقض اولیه ترین حقوق انسانی در این اردوگاه توسط فرقه رجوی فریاد بر نمی آورند و صدای مظلومانه خانواده ها و قربانیان فرقه ای را به گوش جهانیان نمی رسانند؟

چرا شورائی های محترم که به ماهیت فرقه ای و غیردموکراتیک سازمان مجاهدین خلق پی برده و از آن جدا شده اند از ظرفیت های خود برای شکستن طلسم زد و بند های سیاسی استفاده نمی نمایند و به فریاد اسرای گرفتار در چنگال رجوی در عراق نمی رسند؟ ما از همگی این عزیزان دعوت میکنیم تا در بغداد مهمان ما باشند و از نزدیک با کسانی که به تازگی از این فرقه فرار کرده اند دیدار نمایند و با خانواده های دردمندی که به امید شنیدن خبری از عزیزانشان در اینجا مستقر شده اند به گفتگو بنشینند و حاصل گفتگوی خود را به گوش مقامات بین المللی برسانند.

بنیاد خانواده سحر

بغداد – ۱۴ بهمن ۱۳۹۳

***

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: امریکا باید مقاصدش از مذاکرات با ایران را روشن کندAmerica Must Make Its Underlying Intentions Toward Iran Clear

آن خدابنده سرگی بلیسکوPresident of MIVILUDES Serge Blisko with Anne Khodabandeh (Singleton) of the FST

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

همچنین:

اطلاعیه های متوالی اخیر فرقه رجوی و چند نکته

مریم سنجابیمریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۵:…  چند روز اخیر اطلاعیه هایی در سایتهای فرقه درج شده مبنی بر اینکه تعدادی برای شناسایی لیبرتی اقدام نموده اند. و در اطلاعیه ای دیگرنیز به ناسزاگویی به یک سری جدا شدگان پرداخته اند همانطور که من و اکثر دوستان جدا شده همنظر هستیم که اینگونه اطلاعیه ها

دیدار سفیر ایران در عراق از کمپ اشرف / سرفصلی جدید در وضعیت سازمان مجاهدین

کمپ اشرف پس از سقوطمریم سنجابی، ندای حقیقت، بیست و ششم نوامبر ۲۰۱۴:…  در صدر خبرها بازدید جالب آقای دانایی فر سفیر ایران از کمپ اشرف می باشد  همان کمپ و غار محل اسیران فرقه که سال ها در زمان صدام حسین در آن محبوس بودند و نمی توانستند از آن خارج شوند. همان محلی که مردان و زنانی نگون بخت بیست سی سال از عمر خوی�

گفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده (در دو قسمت)

مریم رجوی ملکهندای حقیقت، بیست و دوم فوریه ۲۰۱۴: … در دلش تابویی سی ساله کاشته اند. برای این که واکنشی اش کرده اند به برخی کلمات. اسم کلمه “وزارت اطلاعات” می شنود رنگش می پرد. اسم “سپاه” می شنود شلوارش را خراب می کند. چرا؟ از چه می ترسد؟ از “وزارت اطلاعات” که اصلا تعریفی برایش ندارد؟  یا از “نشس