گفتگو با خانم راحله ایرانپور (قسمتهای دوم و سوم – پایانی)

گفتگو با خانم راحله ایرانپور (قسمتهای دوم و سوم – پایانی)

نیم نگاه، دهم ژانویه 2016:… بدون تردید ما تا نجات تمام عزیزان دربندانمان از پای نخواهیم نشست و عزیزان مظلوم و به غارت رفته مان را باز پس خواهیم گرفت. سازمان مجاهدین باید در برابر حق طبیعی و انسانی خانواده ها و پدر ها و مادرها برای دیدار رو در رو و گفت و گوی حضوری با فرزندانشان و نیز انتقال سریع تر آنان به کشوری امن سر تسلیم فرود آورد. سازمان مجاهدین اگر راه و سلوک خود در مبارزه را باور …

خانواده های مجاهدین خلق پارلمان عراق ملاقات حضوری حق مسلم خانواده هاست

گفتگو با خانم راحله ایرانپور، استاد دانشگاه ، ساکن شیراز ـ خواهر (محمدرضا و احمدرضا ایرانپور تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در لیبرتی، عراق) ـ قسمت دوم

لینک به منبع

لینک به قسمت اول

25

آرش رضایی :

راحله ایرانپورخانم ایرانپور احتمالا شما با افراد جدا شده از مجاهدین که به ایران بازگشته اند جهت اطلاع از وضعیت برادرانتان ملاقات کردید اگر ملاقاتی با جداشدگان داشته اید آنها در باره آخرین وضعیت احمد رضا و محمد رضا چه توضیحاتی دادند؟

خانم راحله ایرانپور :

تاکنون با بسیاری از عزیزان جدا شده از سازمان به صورت حضوری و یا تلفنی صحبت کرده ام و از وضعیت برادرانم جویا شده ام.

به دلیل اینکه هر دوی آنها نوازنده سازهای سنتی هستند و برنامه های زیادی به مناسبت های مختلف در شهر اشرف اجرا کرده اند تقریبا همه ی جداشدگان آنها را می شناسند. متاسفانه برادران من هم چون دیگر اسیران فرقه حق داشتن ارتباط با جهان بیرون و افرادی غیر از مجاهدین را ندارند و بنا به گفته جداشدگان در تارهای عنکبوتی مناسبات تشکیلاتی اسیر هستند.

البته چند تن از جداشدگان هم که یکی از برادرانم را از نزدیک می شناسند ، می گویند چندین بار مخالفت خود را با فرقه و نظام تشکیلاتی آن ابراز کرده است ولی متاسفانه هنوز موفق به نجات خود به طور کامل و پیدا کردن راهی برای رهایی نشده است.

امید است با پیوستن ما خانواده های اسیران دربند سازمان به انحراف رفته مجاهدین خلق در کمپین رهایی که به تازگی در شبکه های مجازی شکل گرفته است و با هم فکری و همدلی همه ی خانواده های چشم انتظار روزنه ای برای تابیدن نور دانایی و حقیقت بر ذهن و روح دلبندان دربندمان گشوده شود و این درد و رنج کهنه و طاقت فرسا به زودی پایان یابد.

آرش رضایی :

امیدوارم ، شما برای رهایی افراد اسیر در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه رجوی به نکته ی مهمی اشاره کردید به هم فکری و همدلی همه ی خانواده های چشم انتظار ، اما پرسشی که به ذهن میاد اینکه چه راهها ، روش ها و ایده هایی برای نجات و رهایی افراد دربند به نظر شما وجود دارد که تاکنون بدان توجهی نشده؟ با توجه به اینکه شما به همراه سایر خانواده ها و فعالین انجمن نجات در طی دوازده سال اخیر تلاش ها و کوشش هایی انجام داده اید؟

خانم راحله ایرانپور :

ما خانواده ها با عشق عمیقی که به عزیزانمان داریم تاکنون راه های گوناگونی را در پیش گرفته ایم. اکنون هدف ما در کمپین رهایی بر ارسال درخواست های بیشمار به مجامع بین المللی و اشخاص صاحب مقام سیاسی از طریق ارسال نامه، دیدارهای حضوری و حتا برگزاری تحصن در مقابل مقر مجاهدین در لیبرتی و مکان های اثر گذار دیگر است.

بدون تردید ما تا نجات تمام عزیزان دربندانمان از پای نخواهیم نشست و عزیزان مظلوم و به غارت رفته مان را باز پس خواهیم گرفت. سازمان مجاهدین باید در برابر حق طبیعی و انسانی خانواده ها و پدر ها و مادرها برای دیدار رو در رو و گفت و گوی حضوری با فرزندانشان و نیز انتقال سریع تر آنان به کشوری امن سر تسلیم فرود آورد. سازمان مجاهدین اگر راه و سلوک خود در مبارزه را باور دارد و به صداقت خود ایمان دارد باید به اعضای خود اجازه دهد در فضای باز و با امکان دسترسی به اطلاعات روز ، راه خودشان در ماندن با سازمان و یا جدا شدن از آن را برگزینند و ما به یاری خداوند بزرگ و توانا با جدیت و پی گیری مداوم ، آنها را به تسلیم در برابر این خواست به حق وادار خواهیم کرد.

بدون تردید هر چه سازمان مجاهدین بیشتر بر مواضع خود پافشاری کند و دیدار ما با عزیزانمان را به تاخیر اندازد ، ما نیز بیشتر بر طبل رسوایی آنها در بکارگیری شیوه های شستشوی ذهنی و اسیر نگه داشتن اعضایش در حصارهای جسمی و ذهنی خواهیم کوبید و این گروه و فرقه را به روش های گوناگون به تمام جهانیان خواهیم شناساند.

آرش رضایی :

شما در توضیحاتی که دادید به نکته ی مهمی اشاره کردید شما فرمودید : ” مادر و خواهرانم بارها به عراق سفر کردند ولی اعضای سازمان مانع دیدار آنها با برادرانم شدند. برخوردهای ناجوانمردانه اعضای سازمان با خانواده ام که خواسته ای جز ملاقات با عزیزانشان و فرو نشاندن آتش دلتنگیشان نداشتند، هتاکی ها و فحاشی های آنها و مزدور خواندن پدران و مادران پیر و ناتوان!! ، پرتاب سنگ و مفتول به سوی اعضای خانواده ام در هنگام حضور در پشت درهای شهر اشرف و آسیب دیدن مادرم، محروم کردن اعضا و خانواده هایشان از طبیعی ترین حق که دیدار با نزدیکان است مرا نسبت به سازمان مجاهدین خلق بسیار بدبین کرده است.“

اینکه رهبری و سران مجاهدین پدران و مادران پیر و ناتوان را مزدور خطاب می کنند در حالی که به خوبی می دانند آنها شهروندان عادی هستند و والدینی با احساسات عمیق و پاک و بدور از هر گونه شائبه سیاسی، به نظر شما چرا رهبری و سران مجاهدین چنین واقعیت مشهودی را درک و هضم نمی کنند؟ چرا اصرار دارند مادران ، پدران ،و خواهران و برادرانی که خواهان ملاقات با عزیزانشان هستند را مزدور خطاب کنند و عوامل حکومت جا بزنند؟ واقعا چرا؟

خانم راحله ایرانپور :

آشکارترین دلیل این مساله ، عدم صداقت و راستگویی سازمان با اعضای خویش است. سازمان ذهن آنها را از دروغ پر کرده است و برای برملا نشدن این دروغ مجبور است آنها را از واقعیت های جهان بیرون و از خانواده های بی تاب و عاشقشان دور نگه دارد در طی ده سال گذشته ، بسیاری از جدا شدگان به وطن بازگشته اند و در کنار خانواده و دوستان خود به سر می برند و بر خلاف ادعاهای سازمان که همواره به أنها می گفتند در صورت بازگشت ابتدا شکنجه و سپس اعدام می شوید ، چنین اتفاقی هرگز نیفتاد. پس سازمان از بر ملا شدن دروغ و ماهیت آلوده خود می ترسد.

سازمان مترسک ها و ربات های ایزوله شده ای می خواهد که با فشار دکمه ای در ذهنشان به نام عشق رهبری بدون اندیشه و تردید، جان برکفانه در عملیات های تروریستی و انتحاری شرکت کنند ، در حالی که دیدار با خانواده و نیروی عشق و امید ، ذهن منجمد اعضای سازمان را گرم می کند و چشم حقیقت بین آنها را بینا.

سران سازمان هر روز با این واقعیت دست به گریبانند که جداشدگان به تلافی ظلمی که با دروغ پردازی ها ی آنها در حقشان شده و سالهایی که از عمرشان به یغما رفته است، به محض جدا شدن از تشکیلات ، شروع به رسواگری و بیان فجایع درون فرقه ای می کنند. پس نمی خواهد عزیزان ما خانواده هایشان را ببینند و این یخ ذهنی باز شود. پس خانواده ها را مزدور و دست نشانده معرفی می کند و دیدار با آنها را خیانت.

رهبری سازمان همواره خود را هوشمند و با ذکاوت معرفی کرده است ، غافل از این که هر عضو سازمان دست کم پنج وابسته خانوادگی دارد و رنجاندن هر خانواده یعنی رنجاندن افرادی پنج برابر اعضای در زنجیر سازمان.

مادری که با تحمل رنج بارداری فرزندی را متولد کرده است و با تحمل سختی ها پرورانده است، پدری که با هزینه کردن جوانیش فرزند خود را بالانده است و خواهر و برادری که در کانون خانواده خاطرات خوش کودکیش با عزیز دربندش رقم خورده است و دوستی که از دیدار رفیق محبوبش سالها محروم بوده ، هرگز او را فراموش نخواهند کرد و به تلافی تمام سالهای اسارت عزیزش، هر روز بیش از پیش بر طبل رسوایی سازمان به انحراف رفته مجاهدین خلق می کوبد.

گفتگو با خانم راحله ایرانپور، استاد دانشگاه ، ساکن شیراز ـ خواهر (محمدرضا و احمدرضا ایرانپور تحت اسارت فرقه ستیزه جوی مجاهدین در لیبرتی، عراق) ـ قسمت سوم

لینک به منبع

آرش رضایی :

خانم ایرانپور شما مدرس دانشگاه هستید دوست دارم ساختار و مناسبات تشکیلاتی حاکم بر مجاهدین و خط مشی و مواضع تشکیلات رجوی از دید و نگاه شما که یک خانم تحصیلکرده ی ایرانی هستید مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد؟ با لحاظ اینکه شما مدت ۱۲ سال یعنی از زمانی که برادرانتان به مجاهدین پیوستند با این گروه یا فرقه به نوعی درگیر بودید و قطعا دیدگاه شما مورد تامل مخاطبان سایت نیم نگاه و کاربران دنیای مجازی قرار خواهد گرفت.

خانم راحله ایرانپور :

ساختار تشکیلاتی مجاهدین بیمار و نخ نماست. هرگاه روایت های تلخ جداشدگان از سازمان را مبنی بر شگردهای غیرانسانی سازمان برای کنترل ذهن اعضایش می خوانم، به یاد داستان اسطوره ای ضحاک مار دوش می افتم. ضحاک فریب اهریمن را خورد و اجازه داد او بر شانه هایش بوسه بزند. از شانه های او مارهایی رویید که خوراک روزانه شان مغز سر جوانان ایرانی بود.

در زمانه ی ما نیز مسعود (رجوی) مار دوش خود را تسلیم ابلیس کرده است و سالهاست مغز و عقل و خرد تعدادی از عزیزان ما را می بلعد و با قطع ارتباط آنها با جهان بیرون، سعی در به زنجیر کشیدن آنها برای تسکین درد جاه طلبی و عقده های فروخورده ی خود در دست یابی به قدرت دارد.

جنایت های سازمان در به بند کشیدن، شکنجه دادن و به قتل رساندن مخالفان درون تشکیلاتی خود بر هیچ کس پوشیده نیست. معرفی مسعود رجوی به عنوان امام ظهور کرده ، ازدواج آنی با عده ی زیادی از زنان عضو ، تشکیل حرمسرا ، تجاوز به زنان توسط رهبری سازمان و استفاده ابزاری از آنها، محروم کردن اعضا و خانواده هایشان از طبیعی ترین حق خود که همان دیدار و گفت و گوست، در هیچ قاموس و آیینی نمی گنجد و با هیچ یک از موازین بین المللی و انسانی و اخلاقی سازگار نیست.

بارها در سیمای منسوب به مجاهدین و تلوزیون ملی مقاومت شاهد بوده ام که خبر از تجمع های هر روزه ی مردم در منطقه ای از کشور همراه با در دست داشتن عکسهایی از رهبران سازمان بوده اند، اما من به عنوان یک شهروند ایرانی هرگز تاکنون با چنین صحنه ای روبرو نشده ام و هیچ یک از منابع آگاه خبری بی طرف نیز هیچ گاه چنین خبری را منتشر نکرده است. از نظر من مترادف نام سازمان مجاهدین خلق چیزی جز دروغ و جعل نیست.

این چگونه منطقی است که سازمان به اعضایش اعلام می کند که شما یا با منید یا علیه من ، و به محض این که کسی، اندکی به مواضع سران سازمان شک و یا انتقاد می کند مزدور خطاب می شود و طرد و لعن می شود.

چرا باب گفت و گو در سازمان باز نیست؟ چرا سازمان شخصیت افرادش را با نشست های مختلف توهین و تحقیر درهم می شکند و با تفتیش عقایدشان بدیهی ترین حقوق انسانی را زیر پا می گذارد. این چه تشکیلاتی است که افرادش را حتا در کشورهای آزاد جهان با شگردهای فرقه ای اداره میکند؟ چرا افراد منتقل شده به آلبانی در ساختمان هایی زندگی می کنند که در و پنجره های آن ها از درون با گونی پوشیده شده است تا کوچکترین روزنه ای به بیرون نباشد. اگر سازمانی دنیای بیرون را غیر از آنچه هست نشان نداده باشد و شالوده های تشکیلاتیش بر دروغ و فریب استوار نباشد چه لزومی دارد افراد را تا بدین حد کنترل کند.

آرش رضایی :

شما یک خواهر چشم انتظار و درد کشیده هستید و بیش از ده سال است که در انتظار رهایی برادرانتان احمد رضا و محمد رضا از حصارهای فیزیکی و ذهنی فرقه رجوی بسر می برید امیدوارم با سعی و تلاش خستگی ناپذیر شما و سایر خانواده ها ، افراد تحت اسارت فرقه بزودی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین نجات پیدا کنند و به آغوش پر مهر خانواده هایشان بازگردند در پایان این گفتگو اگر پیامی برای برادرانتان دارید ، بفرمائید.

خانم راحله ایرانپور :

از لطف شما سپاسگزارم که چنین فرصتی را در اختیار من قراردادید. به عزیزان غریب دور از وطنم می گویم : برادران بهتر از جانم ، شرح دلتنگی و چشم انتظاریم در بیان نمی گنجد.

با یادکرد شما همواره اشک های شور و گرم از دیدگانم جاری می شود و در حسرتم که دیو سیاه خودپرستی و خودخواهی مسعود رجوی سالهای بیست تا سی زندگی شما را از ما ربود، چرا قد کشیدن و بالیدن و مرد شدنتان را ندیدم و چرا سالهاست یک چشم مادرم آه است و یکی خون. چرا پدرم زیر بار غم دوری شما خم شد و شادی از حوالی زندگی ما پر کشید و غم و دلتنگی در قلب و روحمان لانه کرد.عشق و امیدم که بزرگترین سرمایه ی زندگانیم است را بر شانه های باد صبا به سویتان روانه می کنم و برای آزادی دوباریتان تا پای جان می کوشم و پیروز می شوم.

آرش رضایی :

سپاس که در این گفتگو شرکت کرده و صبورانه و صمیمانه به سوالات پاسخ دادید.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22767

مصاحبه با آقای عباس فنودی (پدر زهرا فنودی در کمپ عراق)

خانواده ها کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجوینیم نگاه، بیست و چهارم دسامبر ۲۰۱۵:… منشور جهانی حقوق بشر تصریح و تاکید دارد که تحت هیچ شرایطی نباید حق انتخاب و آزادی و امکان ارتباط انسانها را سلب کرد. در دنیای مدرن آزادی انتخاب انسان و احترام به حقوق بشر یک اصل بنیادین در زندگی و حیات فردی و جمعی است. تفکر ماقبل مدرنیته ، مبتنی بر رسوبات دنیای کهن و عصر بربریت و توحش ، به حقوق بشر بی اعتناست و آزادی و حق انتخاب انسانها …

نامه خانم ثریا عبداللهی به فرزندش

لینک به منبع

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عباس فنودی ساکن قزوین پدر( زهرا فنودی تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی، عراق)

مصاحبه سایت نیم نگاه با آقای عباس فنودی ساکن قزوین پدر ( زهرا فنودی تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی، عراق)

منشور جهانی حقوق بشر تصریح و تاکید دارد که تحت هیچ شرایطی نباید حق انتخاب و آزادی و امکان ارتباط انسانها را سلب کرد. در دنیای مدرن آزادی انتخاب انسان و احترام به حقوق بشر یک اصل بنیادین در زندگی و حیات فردی و جمعی است. تفکر ماقبل مدرنیته ، مبتنی بر رسوبات دنیای کهن و عصر بربریت و توحش ، به حقوق بشر بی اعتناست و آزادی و حق انتخاب انسانها را تحت توجیهات غیرمنطقی و غیرعقلانی سلب و انکار می کند. تفکر افراطی و ستیزه جویانه ، برداشت ها و قرائت غیرعقلانی و غیرانسانی از مذهب ، دین و یا مقوله ی سیاست و اخلاق در سه دهه اخیر منجر به کشتار ، خونریزی ، تروریسم کور و افسار گسیخته شده است. جوامع انسانی در روزگار ما اسیر توهمات و افکار بیمارگونه ای شده است که در قالب گروههای سازمان یافته به منظور کسب قدرت به روش ها و اعمال تبهکارانه متوسل می شود و به نام خدا و دین ، کشتار و جنایت می کند و یا سعی دارد به مدد مطلق انگاری و ذهن بیمار، در مسیر مسخ و ازخودبیگانگی انسانها گام بردارد. فرقه هایی چون داعش و مجاهدین خلق یا القاعده ، طالبان و دولت های ارتجاعی با مناسبات قرون وسطایی ، افکار و روحیات عشیره ای و قبیلگی چون عربستان ، نمونه ی عینی افکارماقبل مدرنیته و اعمال تبهکارانه هستند.

فرقه مجاهدین خلق در این میان با بیش از نیم قرن سابقه ی تشکیلاتی و تروریستی ، یکی از خشن ترین و بیرحمانه ترین فرقه های مذهبی و سیاسی است که سعی دارد بر اساس آموزه های غیردموکراتیک و روش های خونبار و از طریق جاسوسی برای بیگانگان ، در ایران به قدرت برسد. اما تاکنون موفق نبوده است چرا؟ این یک پرسش بنیادی و مهم است. خانواده هایی که فرزندان و بستگانشان سالهاست در تشکیلات رجوی تحت شستشوی مغزی سیستماتیک قرار دارند با تکیه بر تجاربی که در مواجهه با فرقه رجوی بدست آورده اند به پرسش ما پاسخ درخور و منطقی می دهند. به باورم ، گفتگو با آقای عباس فنودی و تامل عمیق در پاسخ ایشان به سوالات ، حکایت روشنی از ماهیت فاشیستی و فرقه گرایانه ی تشکیلات رجوی است.

آرش رضایی ـ عضو تیم مدیریت سایت نیم نگاه

3

آرش رضایی :

آقای ﻓﻨﻮﺩﯼ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﺳﺎﯾﺖ ﻧﯿﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﯿﺪ ﺳﭙﺎﺳﮕﺬﺍﺭﻡ دخترتان ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﭼﻪ سالی ﺑﻪ ﻣﺠﺎﻫﺪﯾﻦ ﻣﻠﺤﻖ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﭼﺮﺍ؟

آقای عباس فنودی :

باسلام به شما و دوستانتان در سایت نیم نگاه و خدا قوت. من عباس فنودی پدر زهرا فنودی هستم. دختر عزیزم زهرا به اتفاق همسرش محمد رضا حسین نژاد در تاریخ۲۹ خرداد سال ۱۳۸۰ در کشور ترکیه گرفتار عوامل فریبکار فرقه رجوی شدند و دیگر ارتباطشان با ما قطع شد.

آرش رضایی :

ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ خانم ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺑﻪ ﻗﺮﺍﺭﮔﺎﻩ ﺍﺷﺮﻑ ﺩﺭ ﻋﺮﺍﻕ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺗﻤﺎﺱ ﻭ ﻣﻼﻗﺎﺗﯽ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ؟ ﺍﮔﺮ ﻣﻼﻗﺎﺗﯽ ﻭ ﺗﻤﺎﺳﯽ ﺑﻮﺩﻩ ، ﻟﻄﻔﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ی ﮐﻢ ﻭ ﮐﯿﻒ ﺁﻥ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻫﯿﺪ؟

آقای عباس فنودی :

حدود یک الی دو ماه بعد از رفتنشان ، خانمی به اسم سهیلا با منزل ما تماس گرفت و خودش را دوست دخترم زهرا ، معرفی کرد و گفت زهرا از خواهرانش خواسته که به او ملحق شوند. با وجود اینکه دخترم در کمپ اشرف در عراق گرفتار بود، به دروغ به ما گفتند که او در کشور کانادا و در بهترین شرایط زندگی می کند و دوست دارد که خواهرانش نیز از این امکانات استفاده کنند.

در حدود چندماه تماس های این خانم با منزل ما ادامه داشت و ما حتی نمی دانستیم که این تماس ها از طرف فرقه رجوی می باشد و دخترم و دامادم گرفتار آنها شده اند و در سردرگمی و نگرانی سپری می کردیم که این خانم کیست و چه بلایی بر سر بچه هایمان آمده است. تا اینکه بعد از قطع شدن تماس های آن فریبکار ، دیگر خبری از دخترم و دامادم نداشتیم تا زمانی که جنگ عراق شد و صدام سرنگون گردید. بعد از شناسایی ساکنان کمپ اشرف، از طریق اطلاعات با خبر شدیم که دخترم و همسرش ، اسیر دستگاه مخوف رجوی هستند.

آرش رضایی :

وقتی از ماجرای اسارت دختر و دامادتان مطلع شدید چه اقداماتی کردید؟

آقای عباسی فنودی :

در سال ۸۲ به اتفاق خانواده از طریق انجمن نجات همراه با سایر خانواده های دیگر برای ملاقات بچه هایمان رفتیم که بعد از چند روز معطلی و چشم انتظاری پشت درهای قرارگاه اشرف ، سران مجاهدین دخترم را به همراه چند محافظ آوردند و در فضای شدید محافظتی و بسیار کوتاه او را دیدیم که بسیار دردناک بود. دخترم بسیار سیاه چهره و با دستانی زرد که نشان دهنده بیگاری های طاقت فرسا و ظلمی بود که بر او رفته بود. آنها در ابتدا از در آغوش کشیدن دخترم توسط مادرش جلوگیری کردند که بعد از گریه ها و التماس های مادرش اجازه دادند فرزندش را در آغوش بگیرد. دیگر تماس و خبری و ملاقاتی نداشتیم. در مدت این چند سال اخیر با وجود مراجعات مستمر اعضای خانواده ام به پشت درهای زندان اشرف و اعلام درخواست ملاقات و نامه نگاری به تمام سازمان های مربوطه ، فریادهای ما به جایی نرسیده است و گلوهای پاره شده ما و چشم های گریان و قلب شکسته و دل های بیقرارمان فریاد رسی ندارند.

43

آرش رضایی :

آقای فنودی ، فرمودید در سال ۱۳۸۲ و بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین به همراه تعدادی از خانواده ها به قرارگاه اشرف مراجعه و بعد از چند روز معطلی موفق به ملاقات با زهرا تحت کنترل شدید سران مجاهدین شدید آیا با همسر ایشان نیز امکان ملاقات داشتید؟ و اینکه اطلاع داشتید که در تشکیلات رجوی موضوع بحث و ایده ی طلاق های اجباری از سوی رهبرعقیدتی مجاهدین مطرح و منجر به جدایی زنان از همسرانشان شده بود و خانواده ها متلاشی شده بودند؟

آقای عباس فنودی :

بله با ایشان نیز پس از سالها ، دقایقی ملاقات داشتیم ولی بسیار کوتاه بود چون سران مجاهدین به ما وقت بیشتری برای ملاقات و گفتگو ندادند.

آرش رضایی :

یعنی با آقای حسین نژاد هم ملاقات کردید؟

آقای عباس فنودی :

بله یک ملاقات بسیار کوتاه با همسر دخترم داشتیم چون سران فرقه به او اجازه ندادند که نزد ما بماند و سریع او را بردند.

آرش رضایی :

آیا خانم زهرا و همسرش قبل از اینکه به گروه مجاهدین بپیوندند فرزندی داشتند؟

آقای عباس فنودی :

خیر فرزندی نداشتند.

آرش رضایی :

در ماههای اخیر سرانجام سران فرقه رجوی بنا به دلایلی پذیرفتند که افراد مستقر در لیبرتی را به آلبانی در قالب گروههای متعدد بفرستند تاکنون دختر شما خانم زهرا فنودی در بین لیست افراد انتقالی نیست چه پیامی برای زهرا و سران مجاهدین دارید؟

آقای عباس فنودی :

بعد از مدتهای مدید ما موفق شدیم که از طریق کمپینmkoصدای خود را به مجامع حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان برسانیم و به کمک کمپین توانستیم نامه های متعددی در خصوص درخواست کمک و ملاقات با دخترم را به مجامع فوق ارسال کنیم تا از طریق این کمپین در کنار سایر خانواده هایی که به دنبال آزادی فرزندان خود از چنگال رجوی هستند قرار بگیریم و تلاش کنیم تا هم صدایمان را به گوش سران فرقه و حامیان آنها و سازمان های حقوق بشری برسانیم.

آرش رضایی :

آقای فنودی ، ممنون که وقت گذاشتید و به سوالات پاسخ دادید با آرزوی رهایی فرزند و دامادتان از اسارت فرقه ستیزه جوی رجوی و بازگشت آنان به آغوش گرم خانواده در ایران.

***

علی هاجریمصاحبه با خانم شهین هاجری، خواهر علی هاجری از گروگانهای رجوی (قسمت اول و پایانی)

خانواده ها کمپ لیبرتی مجاهدین خلق فرقه رجویکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

2015-10-29-1446141457-4261917-syria2013Aleppo.jpgمسعود خدابنده، هافینگتون پست: مذاکرات سوریه برنده مطلق ندارد ولی تروریسم بازنده مطلق آن خواهد بود

***

همچنین:

انعکاس مراجعه خانواده ها به لیبرتی در رسانه های عراقی

بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم سپتامبر ۲۰۱۵:…  تعدادی از سازمانهای جامعۀ مدنی عراق و خانواده های ایرانیانی که توسط سازمان تروریستی مجاهدین خلق در اردوگاه لیبرتی بغداد زندانی هستند خواستار ترتیب دادن دیداری بین آنان و فرزندان این خانواده ها شدند. این سازمانها از دولت

ابراهیم خدابنده، راوی رازهای مگوی اشرف

همشهری، تهران، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۵:… مثلا چند وقت پیش اعضای سازمان بدون معرفی خود از خبرنگاری خواستند که با آنها همکاری کند و یکسری عکس و خبر از داخل ایران تهیه کند، بعد در ازای آنها میزان قابل توجهی پول به او دادند تا با تطمیع، خبرنگار را جذب کنند و حتی او را به سوریه بردند تا آنجا خبر تهیه کند. وقتی

خانواده ها مصمم، رجوی در وحشت (استمرار مراجعات خانواده ها به اردوگاه لیبرتی)

بنیاد خانواده سحر، بغداد، دوازدهم سپتامبر ۲۰۱۵:…  خبرهای رسیده حاکی است که سران فرقه رجوی تمامی پتانسیل روابط دیپلماتیک خود در سراسر جهان را بکار گرفته اند تا مانع حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه لیبرتی شوند. برخی مسئولین بین المللی و عراقی نسبت به تلاش بی اندازه دستگاه فرقه ای