گور دسته جمعی جدید الکشف در کمپ اشرف حاوی اجساد اعضای اعدام شده مجاهدین خلق (فرقه رجوی) است

گور دسته جمعی جدید الکشف در کمپ اشرف حاوی اجساد اعضای اعدام شده مجاهدین خلق (فرقه رجوی) است





گور دسته جمعی جدید الکشف در کمپ اشرف حاوی اجساد اعضای اعدام شده مجاهدین خلق (فرقه رجوی) است

.

گزارشات شورای استان دیالی حاکی از آن است که یک گور جمعی جدید در قرارگاه سابق مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، کمپ اشرف کشف شده است. این گور جمعی جدید پس از تخلیه کمپ از عناصر سازمان تروریستی مجاهدین خلق و بدنبال شروع تحقیقات کشف شده است. بنابر این گزارش جدید رهبران سازمان مجاهدین خلق اعضا و کادرهایی را اعدام و سپس در این گورهای دسته جمعی دفن کرده اند. ریاست شورای استان دیالی آقای طالب محمد حسن تایید نمود که بقایای اجساد پیدا شده در این گور جدید تعدادی جسد که به مرگ طبیعی فوت کرده اند را هم در بر می گیرد ولی برخی از این اجساد مشخصا قبل از دفن اعدام شده اند. این اعدامها احتمالا بخاطر مخالفت افراد با رهبران گروه بوده است …


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)


(Washington backed Maryam Rajavi in terrorist cult’s HQ in Paris)


(Alejo Vidal-Quadras , Mojahedin Khalq logo, Struan stevenson )

ایران اینترلینک، دیالی، عراق، دوازدهم ژانویه 2013
لینک به متن انگلیسی گزارش
https://iran-interlink.org/?mod=view&id=14251

گزارشات شورای استان دیالی حاکی از آن است که یک گور جمعی جدید در قرارگاه سابق مجاهدین خلق (فرقه رجوی)، کمپ اشرف کشف شده است. این گور جمعی جدید پس از تخلیه کمپ از عناصر سازمان تروریستی مجاهدین خلق و بدنبال شروع تحقیقات کشف شده است. بنابر این گزارش جدید رهبران سازمان مجاهدین خلق اعضا و کادرهایی را اعدام و سپس در این گورهای دسته جمعی دفن کرده اند.

ریاست شورای استان دیالی آقای طالب محمد حسن تایید نمود که بقایای اجساد پیدا شده در این گور جدید تعدادی جسد که به مرگ طبیعی فوت کرده اند را هم در بر می گیرد ولی برخی از این اجساد مشخصا قبل از دفن اعدام شده اند. این اعدامها احتمالا بخاطر مخالفت افراد با رهبران گروه بوده است.

منابع پارلمانی عراق قبلا گزارش کرده بودند که برخی از اجساد در گورهای دسته جمعی کشف شده در اشرف متعلق به اکراد عراقی است. آقای طالب محمد حسین ریاست شورای استان دیالی تاکید کرد که این گور جمعی جدید فقط شامل اجساد اعضای خود مجاهدین خلق بوده و اجساد دیگری در آن تشخیص داده نشده است.

———–

همچنین
https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11195

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف،

برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

.

… آنها پس از سالها مقاومت در قبال شکنجه در زندانهای انفرادی رجوی و شکست مجاهدین در تسلیم آنها در همکاری در جنایاتشان، لاجرم به صدام و زندان ابوغریب تحویل داده شدند. رفیعی نژاد در آنجا نیز راحتشان نمی گذاشت و به آنها "سر میزد". آقایان سبحانی و قشقاوی در زمان سقوط رژیم صدام در سال 2003 از زندان آزاد شدند. در این زمان حداقل 50 تن از اعضای ناراضی مجاهدین در زندان ابوغریب عراق تحت عنوان "ودیعه های مجاهدین خلق" نگهداری می شدند. دفاتر زندان اکنون در موزه بغداد قابل رویت است. هر دو آقایان قشقاوی و سبحانی با یاد آوری خاطرات تلخ زندانها و شکنجه گاههای صدام و رجوی، با خواندن فاتحه بر گور شکنجه گر خود، از خداوند برایش طلب مغفرت کردند …


(Massoud and Maryam Rajavi, cult leaders)

ایران اینترلینک، کمپ عراق جدید (سابقا اشرف)، یازدهم دسامبر 2011
لینک به متن انگلیسی گزارش
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=11194

قبرستان مجاهدین تا چندی قبل در محوطه داخلی کمپ مجاهدین خلق قرار داشت و قابل دسترسی عموم نبود. پس از حکم دادگاه در بغداد و پس از آن که دولت عراق توانست در آوریل امسال بخشی از خاک کمپ که بصورت غیر قانونی توسط رجوی غصب شده بود را آزاد سازد، درب این قبرستان نیز باز شد و اکنون تحت نظارت قرار گفته و تحقیقات مستقل در آن آغاز شده است.

خانواده ها و نجات یافتگان و اعضای سابق به این قبرستان رسیده اند. نفر جلو آقای حسن عزیزی از اعضای سابق و قدیمی سازمان است. سالها طول کشید تا بالاخره وی توانست به همراه فرزندانش از این محل فرار کند. همسر وی نیز بعدا توانست با خروج از کمپ به خانواده ملحق گردد. خانواده عزیزی اکنون در کشور هلند مستقر هستند. آقای عزیزی از اعضای هیئت اروپایی است که اخیرا به عراق و کمپ اشرف سفر کرده اند.

این بنای یادبود کسانی است که در عملیات مجاهدین بنام "مروارید" کشته شده اند. عملیات مروارید عملیاتی بود که طی آن رجوی بدستور مستقیم صدام حسین به کشتار روستائیان کرد عراقی دست زد. مریم رجوی در این عملیات به نیروهایش دستور داد تا با شنی تانکها روی مردم و قربانبیان خود بروند تا از هدر دادن گلوله خودداری شود. سازمان مجاهدین در قالب "ارتش خصوصی صدام" در سال 1991 برای سرکوب خشونت بار اکراد شمال عراق مورد بهره برداری قرار گرفت.

سازمان مجاهدین خلق در سال 1991 همچنین برای سرکوب شیعیان عراقی در جنوب این کشور مورد استفاده قرار گرفت. عکس فوق بنای یادبود سه تن از فرماندهان مجاهدین است که بدست مردم کربلا و در جریان خیزش های جنوب عراق کشته شده اند. این افراد پس از آن کشته شدند که مردم توانستند مرکز عملیاتی سرویس مخفی صدام را در شهر کربلا تسخیر کنند. اجساد این سه تن هرگز پیدا نشد.

در دو طرف بنای یاد بود این سه تن، بناهای یاد بود ندا حسنی و صدیقه مجاوری است که در سال 2003 بدستور رجوی و بخاطر بازداشت موقت وی در پاریس خودسوزی کردند و مردند.

رجوی قبل از این که نیروهای عراقی بتوانند این منطقه را آزاد کنند دستور داده است تا عکس های روی همه قبر ها در سراسر این گورستان را با هم عوض کنند تا مشخص نشود کدام عکس مربوط به کدام قبر است. احتمالا کسی جز خود رجوی نتواند انگیزه وی از این عمل عجیب را توضیح دهد.

بنابر گزارشات عراقی، برخی از قبرها حاوی بیش از یک جسد هستند ولی روی قبر فقط اسم یک نفر نوشته شده است.

مراجعین در میان قبر ها قبر نادر رفیعی نژاد را هم شناسایی کردند.

قبر نادر رفیعی نژاد

نادر رفیعی نژاد شکنجه گر مورد علاقه رهبر مجاهدین خلق، مسعود رجوی بود. وی از اعضای سابقه دار مجاهدین خلق بود که پس از پیروزی انقلاب به همراه رضا خاکسار (در عملیات مسلحانه در سال 1981 کشته شد) و حسن محصل (افسر سابق پلیس و زندانبان در زندانهای مجاهدین در عراق)، در دادگاههای انقلاب در زندان اوین کار می کردند.

در شروع انقلاب بهمن، رفیعی نژاد مسئول بازجویی و شکنجه مقامات سابق رژیم شاه بود. وی همراه با محصل و خاکسار در سالهای بعد از 1980 بخاطر رابطه با مجاهدین خلق توسط دولت وقت جمهوری اسلامی از دادگاههای انقلاب اخراج شدند.

نادر رفیعی نژاد با شروع فاز نظامی و شروع عملیات مسلحانه مجاهدین خلق در سال 1981 به اروپا رفت و بعنوان مسئول روابط خارجی مجاهدین خلق مشغول به کار شد. نام وی در سال 1991 بعنوان معاون هیئت اجرایی سازمان اعلام شد. وی در سال 1990 با بیرون آوردن لباس دیپلماسی و پوشیدن یونیفورم نظامی رسما در عراق مسئولیت زندانبانی مجاهدین را بر عهده گرفت.

در این سال وی در کلاسهای اطلاعات و امنیت رژیم صدام حسین شرکت کرد و آموزشهای کلاسیک در زمینه بازجویی و شکنجه را نیز فرا گرفت.

وی مسئولیت مستقیم شکنجه بسیاری از جمله آقای محمد حسین سبحانی را بر عهده داشت و مرحوم پرویز احمدی در جلوی چشم دیگر زندانیان در سیاهچال های رجوی زیر شکنجه های به قتل رسید.

نادر رفیعی نژاد در سالهای بعد از سقوط صدام حسین بارها در مقابل دوربین های تلویزیون مجاهدین خلق حاضر شد و خود را بعنوان متخصص امور حقوقی معرفی کرد. وی تحت این عنوان بر تنبیه و حذف فیزیکی جداشدگان از سازمان تاکید می کرد. وی بخصوص در صحبت هایش به فتوای قتل رهبر فرقه مسعود رجوی اشاره داشت که بارها تاکید کرده که "تمامی کسانی که موفق به فرار از فرقه شده اند را باید بعنوان خائن به رجوی در هر کجا که هستند کشت…"

دو تن از نجات یافتگان از فرقه که مستقیما توسط نادر رفیعی نژاد شکنجه شده اند، آقایان محمد حسین سبحانی و علی قشقاوی هستند. آنها در عکس فوق در کنار قبر شکنجه گر سابق خود ایستاده اند. هر دوی آنها پس از سالها مقاومت در قبال شکنجه در زندانهای انفرادی رجوی و شکست مجاهدین در تسلیم آنها در همکاری در جنایاتشان، لاجرم به صدام و زندان ابوغریب تحویل داده شدند. رفیعی نژاد در آنجا نیز راحتشان نمی گذاشت و به آنها "سر میزد". آقایان سبحانی و قشقاوی در زمان سقوط رژیم صدام در سال 2003 از زندان آزاد شدند. در این زمان حداقل 50 تن از اعضای ناراضی مجاهدین در زندان ابوغریب عراق تحت عنوان "ودیعه های مجاهدین خلق" نگهداری می شدند. دفاتر زندان اکنون در موزه بغداد قابل رویت است.

هر دو آقایان قشقاوی و سبحانی با یاد آوری خاطرات تلخ زندانها و شکنجه گاههای صدام و رجوی، با خواندن فاتحه بر گور شکنجه گر خود، از خداوند برایش طلب مغفرت کردند.


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

————

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7277

مرگ نادر رفیعی نژاد از زاویه ای دیگر

.

… مرگ نادر می تواند با هر احساسی که به او داشته باشیم، و با هر قضاوتی که درباره او بکنیم، از منظر پدیدار شناسی حائز اهمیت باشد. از این منظر که بتوانیم درک کنیم یک انسان چگونه و با چه مکانیزم هایی می تواند تا این اندازه سقوط کند. در پس این معما و زمانی که به حل آن نائل بشویم احساسی جز ترحم به امثال نادرها نخواهیم داشت …

بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، بیست و ششم نوامبر 2009
http://www.mojahedin.ws/article/show.php?id=3397

مرگ نادر رفیعی نژاد از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین در 60 سالگی و بر اثر ایست قلبی در قرارگاه اشرف شاید مهمترین خبری باشد که بعد از اقدامات انتحاری مربوط به ژوئیه امسال از قرارگاه اشرف به گوش می رسد. قرائن و شواهد بسیاری نشان می دهد رفیعی نژاد در قتل های درون تشکیلاتی و همچنین شکنجه مخالفین و همچنین هتاکی های ناموسی در مناسبات نقش کلیدی داشته است. بخشی از اقدامات سرکوبگرانه تشکیلاتی او در کتاب روزهای تاریک بغداد اشاره شده است. هر چند وی را به عنوان یکی از عاملین خشونت های درون تشکیلاتی معرفی کرده اند، اما به هر حال مرگ او می تواند در نوع خود تاسف انگیز و تاثر انگیز باشد. هر چند او با سابقه 40 سال تشکیلاتی تبدیل به یکی از عناصر کلیدی سازمان شده، اما نباید فراموش کرد اعضایی همچون نادر با هر میزان سن و سابقه و رده و موقعیت تشکیلاتی در نهایت چیزی جز آلت دست رجوی نبوده و نخواهند بود. از این رو می توان به جای هر گونه سرزنش او و ابراز خرسندی از این اتفاق، با مرگ او همچون مرگ صدها تن از اعضای حزب نازی، یا گمگشتان استالین با ترحم برخورد کرد. شاید این نگاه به زعم بسیاری شاید خیلی سانتی مانتالیستی و اومانیستی تعبیر شود، اما واقعیت این است که امثال نادرها پیش از اینکه جسم و جان خود را به امثال رجوی واگذار کنند، روح و فکر و اندیشه و موجودیت خود را در اسارت امثال رجوی قرار داده اند.

امثال نادر بیش از هر چیز انسان های قابل ترحمی هستند که ندانسته و شاید نخواسته به راه و مسیری کشانده شدند که خارج از اراده و توان تصمیم گیری آنها بوده است. بارها اعضای جداشده سازمان بر این نکته تاکید داشته اند که رجوی از آنها می خواسته به جای فکر کردن عمل کنند و بگذارند او به جای همه فکر کند. اینکه انسان فی النفسه چقدر می تواند در این چنبره استحاله تشکیلاتی و فرقه ای بخود و توان و قابلیت های فردی فکر کند و تصمیم بگیرد، فهم آن برای ما که بیرون از چنین مناسباتی قرار داریم، چندان ساده نیست. شاید برای فهم این مناسبات و درک مکانیزم های روحی و روانی در تربیت موجوداتی مثل نادر باید فاکتورهای زیادی را لحاظ کرد. پیچیدگی های ذهنی، روحی انسان و تمایلات فردی چنانچه قرن ها است مورد مطالعه قرار گرفته، اما تا کنون از درک و شناخت ابعاد و کیفیت آن عاجز هستیم. چیزی که در این میان حائز اهمیت و در کارنامه امثال نادر برجستگی دارد، انگیزه های کاملا ایدئولوژیک و اعتقادی او برای اعمال خشونت و حتی قتل است. تجارب تاریخی نشان داده شقاوت و بی رحمی ذاتی در اینگونه خشونت ها به میزان قابل ملاحظه ای چه به لحاظ کمی و کیفی از نمونه های حتی بیمارگونه و هیستریک و کور آن بیشتر است. آنچه امثال رفیعی نژاد انجام می دهند اساسا نه تنها ناهنجار و خشونت آمیز و ضدارزش تلقی نمی شوند که بر عکس اقدامی هنجارگرا و قانومند در چارچوب داده ها و انباشت های فکری و ایدئولوژیکی تعبیر می شوند.

نادر قبل از این در دوران مبارزات علیه شاه خود در زمره شکنجه شدگان بوده است. به خوبی می توانسته احساس یک فرد شکنجه شده را به همان اندازه یک فرد شکنجه گر درک کند. از طرفی شکنجه شدگان توسط نادر در زمره کسانی بوده اند که روزگاری همچون او فکر می کرده و عمل می کرده اند، اینکه چطور کسی مثل نادر که تجربه شکنجه شدن را دارد، حاضر به تعویض موقعیت خود با شکنجه گر می شود، از نکات قابل تعمقی است که باید مکانیزم و چرایی آن را در یک سیستم و دستگاه اندیشه و عمل ارگانیک جستجو کرد. جایی که شکنجه نه الزاما به معنی یک رفتار ناهنجار و ضدارزشی که درست در راستای یک ارزش و ضرورت تکاملی تعبیر و تعریف می شود. نگاه امثال نادر به شکنجه قطعا نگاهی ابزاری و ضرورت گونه به پدیده ای است که می خواهد از بستر و مجرای آن چیزی را اصلاح و به راه تکامل ناگزیر کند. او پیش از اینکه به ضرورت شکنجه توجیه شده باشد، یا به ضرورت قتل کسی مجاب شده باشد، به ضرورت یک امر ثانوی و حیاتی تر متقاعد شده است. به این ضرورت که فعل او نه مصداق شکنجه و قتل نفس که فقط یک ضرورت مقطعی برای برداشتن سدهای تکامل است. اگر چه چنین انگیزه و محرکی به شفافیت بیان نمی شود، اما جز از این بستر نمی توان به چنین دره عمیقی از سقوط و استحاله در غلطید.

مرگ نادر می تواند با هر احساسی که به او داشته باشیم، و با هر قضاوتی که درباره او بکنیم، از منظر پدیدار شناسی حائز اهمیت باشد. از این منظر که بتوانیم درک کنیم یک انسان چگونه و با چه مکانیزم هایی می تواند تا این اندازه سقوط کند. در پس این معما و زمانی که به حل آن نائل بشویم احساسی جز ترحم به امثال نادرها نخواهیم داشت. چرا که در غیر اینصورت خود نیز در چرخه تغییر موقعیت ها همچون نادر که از شکنجه شده به شکنجه گر تغییر ماهیت می دهد، ما نیز در پس نادیده گرفتن این واقعیت ها و چراها به نوعی اسیر این دور باطل خواهیم شد. مرگ نادر رفیعی اگر نتواند ما را در مسیر تازه ای قرار دهد، اگر نتواند از یک مقتول و شکنجه شده، چهره ای فراتر از یک انتقام گیرنده در هر شکل و شمائل خلق کند، نه تنها چیزی به دست نیاورده ایم که به دنبال امثال نادر و نادرها بدون اینکه شاید بخواهیم، روانه شده ایم.

——–

در همین رابطه:
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7247

نادر رفیعی نژاد شکنجه گر پادگان اشرف مرد

ایدئولوژی مرگ

.

.

پیام رهایی، هلند، بیستم نوامبر 2009
http://payamerahai.com/?p=871

یکی از ابزار های تبلیغاتی رجوی برای اثبات حقانیت مجاهدین مرگ است. او اما اسم این مرگ را شهادت نامیده در واقع واژه ای که در دستگاه ایدئولوژیک رجوی لوث شده و تغییر ماهیت داده است. هر نوع مرگی در این دستگاه ولو مرگ درحین ارتکاب جنایت و حماقت شهادت است زیرا که فرد یک مجاهد خلق بوده است. مرگ سند مشروعیت رجوی و حقانیت ایدئولوژیکی اواست.

وقتی یکی از اعضای فرقه عملیات انتخاری می کند به عنصر مقدسی ارتقاء می یابد و وقتی در عملیات تروریستی کشته می شود انقلابی و قهرمان است وقتی بمرگ طبیعی می میمرد سجایای اخلاقی بیشمار و مردمی در کارنامه اش وارد می شود و وقتی در حین مأموریت و یا در اثر اعتصاب غذا و یا خود سوزی می میرد بینه مریم و تراز ایدئولوژیک رجوی است. آنچه که در دستگاه رجوی بیشتر از حیات و زندگی اهمیت دارد و می شود روی آن مانور داد و سرمایه گذاری کرد مرگ است. “ادبیات مرگ” دفتر مجاهدین را از ابتدای تأسیس تا بحال پر کرده و ترانه های موسیقی و اشعار و سرودها باید بوی مرگ بدهد و نه نوید زندگی.

نوع دیگر مرگ در دستگاه رجوی اعدام انقلابی نام دارد مرگ دشمن و مخالف مجاهد فرقی نمی کند که حد تقصیر و گناهانش بزعم مجاهدین چه اندازه بوده باشد هر قدرباشد مستحق مرگ است.

آمار مرگ دشمن و آمار مرگ مجاهد هر چه بیشتر باشد کارنامه مجاهدین درخشنده تر و اقتخار آمیز تر است.

برای رجوی مرگ اعضای مجاهدین در هر شکل و شمایل و موقعیتی از ارزش واحدی برخوردار است چه مجاهدی که معصوم و بی گناه باشد و چه مجاهدی که شکنجه گرو خائن به وطن و خانواده اش باشد تفاوتی ندارد.

یکی از افرادی که بتازگی در کمپ اشرف پس از درگیری با نیروهای عراقی جهت جلوگیری از افشای اسرار زندانها و شکنجه گاههای رجوی ظاهرا در اثر اعتصاب غذا از دنیا رفته است نادر رفیعی نژاد است.

این فرد به اعتراف زندانیانی که مستقیما توسط این فرد شکنجه شده و مورد فحاشی های رکیک قرار گرفتند از سر زندانبانها و شکنجه گران مخالفین و زندانیان مجاهد در اشرف بوده است.

اما برای رجوی مرگ او با نوع مرگ سایر مجاهدین چندان تفاوت نمی کند که در مدح و منقبت این شکنجه گر کمتر از دیگران مایه بگذارد.

در دستگاه رجوی رفیعی نژاد شکنجه گر هم شهید است و مرگ او حتما راهگشا و هدیه به ملت ایران و …. است.

ما را اعتقاد بر این است که نادر رفیعی نژاد قربانی فرقه رجوی بود که جان خود را در راه ماجراجوئی رجوی از دست داد او هنگامی که به مجاهدین پیوست انسان پاک و والائی بود و قصدش خدمت به کشور و رسیدن به ازادی و رفاه و آسایش هموطنانش بود او هرگز فکر نمی کرد روزی اعمالی را انجام دهد که برای نفی آن بمبارزه برخاسته بود.

نادر مرد مرگی که فاقد ارزش های والای انسانی بود و یاد او هیچ خاطره خوبی را برای بازماندگان بجای نمی گذارد.

به خانواده او که سالها در غم هجران او سوختند و هرگز دوری خانواده دلتنگی و تاسفی را در او بر نینگیخت تسلیت می گوئیم واز خداوند رحمان برایش طلب آمرزش می کنیم

——–

همچنین:
http://www.iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=7246

جلادان نیز روزی می میرند… تقدیم به همه رهاشدگان ازچنگال فرقه رجوی

.

… نادررفیعی نژاد بازجو وسرشکنجه گر گروه تروریستی رجوی که ازسال ۷۱ بدین سومسئولیت شکنجه وآراز جسمی ومرگ صدها نفر از ناراضیان این گروه درعراق رابعهده داشت سرانجام درخفت وخواری و غربت اسارتگاه اشرف جان باخت …

الف مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم نوامبر 2009
http://www.banafsheh707.blogfa.com/

به مناسبت مرگ سرشکنجه گر گروه تروریستی رجوی نادر رفیعی نژاد

تقدیم به همه کسانی که با قلب سرشار ازمهرو عطوفت حتی از مرگ شکنجه گران خود نیز خرسند نمی گردند

نادر رفیعی نژاد را من نه دیده ونه می شناسم _ من درنده خویی این دژخیم را ازلابلای خاطرات اسیران شکنجه شده بیرون کشیدم… رها شده گانی چون جلیل طالبیان…. یادش خوش هرکجا هست.

جلاد ها هم روزی می میرند

چه باخفت

چه درغربت

ولی درترس ودرذلت

مرگ مرگ است

وقتی آمد وگلویت را فشرد

بیاد می آوری

آنچه کردی _ آنچه کاشتی

اسیر را با ضربات شلاق به تمکین

اصرار کردی ..

گفت : نه

با تمامی توان شلاقت را با بی دفاعی

بدن خونین او آشنا کردی

فریاد شنیدی _ ناله _ گریه … اما

خشم فروخورد را ندیده گرفتی

وقتی شکست_ آرام شدی

فرشته جنون برشانه ات نشست وگفت :

تو پیروز میدان بی رقیبی

و…. خندیدی از بخاک افتادگی یک اسیر دربند

…………

به درگاه سر دژخیم رفتی

با چشمانی مملو از خون

برای دریافت صله شکنجه وکشتار

وسزاوارانه برگ درندگی ات منتشرشد

…………………

روز ها آمدند وشدند

برخی اسیران آزاد

برخی با مرگ رها از اسارت و زندان

وتو درهزارتوی وحشت خود سرگردان

با طنین فریاد اسیران بخواب رفتی

درخواب خود را درمیان تلی از جنازه درمحاصره دیدی

وپگاه با صدای ضربه شلاق

هراسان بیدار شدی.

گذشت وگذشت وگذشت

اکنون با همه مدالها_ تقدیرنامه ها _ وتحسین های سردژخیم

درچنگال مرگ اسیر شده ای

فریاد می زنی _ گریه می کنی

وجدان فروخفته ات درآخرین دقایق بیدار شده اند

طلب عفو کن _ از اسیرانی به تعداد روزهای

اسارتشان درچنگال خونبار تو جان دادند

فرصت تمام شد

وقت رفتن است

وقت آزاد شدن توست

از یک عمر بیهودگی

ازسالها شکنجه گری

…………

جلادها نیز می میرند

اما درلابلای خاطرات اسیران

تا همیشه درحال جان کندن و

دست وپازدن

اسارتی ماندگار

جان دادنی خفت بار

…………………………

تقدیم به آقای محمد حسین سبحانی رها شده ای که سرشار است ازبوی زندگی وشاهدی بر مرگ شکنجه گر خود.

الف .مینو سپهر نویسنده و پژوهشگر وتلاشگرحقوق بشر وزنان…. 2009/11/18.

——————-

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11099

گزارش کنفرانس بزرگ عراق

"اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق از عراق"

.

آقای عدنان الشحمانی، ریاست کمیته پارلمانی نظارت بر اخراج مجاهدین خلق، در این کنفرانس اعلام نمود که زمانبندی اخراج این گروه تمدید نخواهد شد و این کمپ تا پایان سال جاری منحل خواهد گردید. وی همچنین توضیح داد که قوه قضاییه عراق آخرین رای و تصمیم خود را در مورد این محل اعلام نموده و بنابر این رای کمپ بسته شده و زمین آن به صاحبان اصلی آن مسترد خواهد شد. آقای الشحمانی در سخنرانی خود از سکوت غرب در قبال جنایات این گروه علیه غیرنظامیان انتقاد کرد و از جوامع بین المللی خواست تا در مقابل نقض حقوق خانواده های قربانیان مجاهدین خلق ساکت ننشینند. آقای الشحمانی همچنین با نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در داخل کمپ اشرف و هیئت اعزامی دیدار کرد …

گزارش تصویری پرس تی وی

Link to the Video file

ایران اینترلینک، بغداد، بیست و پنجم نوامبر 2011

لینک به متن انگلیسی گزارش
https://iran-interlink.org/?mod=view&id=11098

این کنفرانس توسط انجمن العدالة العراقية در روز جمعه بیست و پنجم نوامبر در دانشگاه بغداد برگزار گردید. انجمن العدالة العراقية به ریاست دکتر نافع العیسی خانواده های قریب به بیست و پنج هزار قربانی عراقی را نمایندگی می کند که بدست سازمان مجاهدین خلق به قتل رسیده اند.

کنفرانس در سالن الحکیم در مرکز دانشگاه بغداد برگزار گردید و صدها تن از شیوخ و رهبران عشایر، استادان دانشگاه، نمایندگان دولتی و مقامات رسمی و همچنین نمایندگان انجمن های غیر دولتی و خبرنگاران در این سالن حضور یافتند.

اگر چه مسئله انحلال کمپ اشرف و اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق مسئله ای صرفا مرتبط با دولت و مردم عراق است ولی با این وجود برگزار کنندگان کنفرانس از سازمان های غربی همچون نمایندگی سازمان ملل در بغداد (یونامی) و دیپلمات های اتحادیه اروپا که بشدت مدعی علاقه به مسئله کمپ اشرف و نگرانی در مورد آینده سازمان مجاهدین خلق هستند نیز دعوت بعمل آوردند ولی متاسفانه بنظر می رسد دعوت شدگان با این بهانه که بخاطر حفاظت، امکان خارج شدن از "منطقه سبز بغداد" را ندارند از شرکت در کنفرانس و شنیدن سخنان و تبادل نظر با هیئت های شرکت کننده خودداری کردند.

دکتر نافع در مقدمه برگزاری کنفرانس و به نمایندگی از طرف خانواده های قربانیان خشونت و ترور سازمان مجاهدین درعراق درخواست کرد تا رهبران این سازمان که مسئولیت اعمال خشونت ها را بر عهده دارند قبل از اخراج در دادگاه محاکمه گردند.

کلیه سخنرانان دولتی و سازمانهای غیر دولتی در این کنفرانس بر عدم تمدید زمان برای اخراج مجاهدین خلق تاکید داشته و خواستار پایبندی همه طرفها به قوانین عراق، قوانین بین المللی و قوانین ضد تروریسم و جنایت شدند.
دیگر سخنرانان، بخصوص سران عشایر، از جنایات مجاهدین خلق در سالهای اخیر در عراق و بالاخص در استان دیالی سخن گفتند. آنها بشدت از شکست نیروهای ارتش امریکا در منحل کردن کمپ تروریستی پس از سال 2003 انتقاد کردند و از ادامه حمایت امریکایی ها از این گروه که باعث ادامه استفاده از کمپ در جهت برنامه ریزی و آموزش تروریسم بر علیه مردم عراق شده است ابراز انزجار نمودند.

در همین زمینه آقای جاسم العبادی، نماینده پارلمان عراق و عضو کمیسیون حقوق بشر پارلمان از وقت سخنرانی خود استفاده نمود تا از فعالیت های اتحادیه اروپا در جهت جلوگیری از انحلال این گروه تروریستی و سنگ اندازی این اتحادیه در روند اخراج تروریستها انتقاد کند. وی در سخنرانی خود گفت که "اگر اینها بدین حد عاشق این گروه تروریستی هستند، چرا آنها را به کشورهای خودشان نمی برند"؟


(Mr. Al- Shahmani, MP)

آقای عدنان الشحمانی، ریاست کمیته پارلمانی نظارت بر اخراج مجاهدین خلق، در این کنفرانس اعلام نمود که زمانبندی اخراج این گروه تمدید نخواهد شد و این کمپ تا پایان سال جاری منحل خواهد گردید. وی همچنین توضیح داد که قوه قضاییه عراق آخرین رای و تصمیم خود را در مورد این محل اعلام نموده و بنابر این رای کمپ بسته شده و زمین آن به صاحبان اصلی آن مسترد خواهد شد.

آقای الشحمانی در سخنرانی خود از سکوت غرب در قبال جنایات این گروه علیه غیرنظامیان انتقاد کرد و از جوامع بین المللی خواست تا در مقابل نقض حقوق خانواده های قربانیان مجاهدین خلق ساکت ننشینند.


(Mr. Al- Shahmani, meeting families)

آقای الشحمانی همچنین با نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در داخل کمپ اشرف و هیئت اعزامی از کشورهای اروپایی که برای یافتن راه حلی صلح آمیز در رودررویی های کمپ به عراق سفر کرده اند دیدار و گفتگو نمود.


(Mr. Khodabandeh)

مسعود خدابنده، از مرکز "مشاورین استراتژی خاورمیانه" در انگلستان که با دولت عراق در حل مسئله کمپ اشرف همکاری می کند کتاب جدید خود "داستان کمپ اشرف – مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار" را به کنفرانس معرفی نمود. این کتاب با معرفی مجاهدین خلق بعنوان ابزاری تحت تملک بیگانگان به این مسئله می پردازد که این صاحبان و اربابان خارجی گروه تروریست بر روی توان مجاهدین خلق در ترور و خشونت سرمایه گذاری کلانی کرده اند و این علت اصلی مقاومت غرب در قبال انحلال این کمپ است. کتاب همچنین بصورت مشروح به مسئله خانواده های قربانیان و گروگانها و همچنین نقض مستمر و اولیه ترین حقوق انسانی افراد در این کمپ پرداخته است.


(Ms. Abdollahi)

خانم عبدللهی در سخنرانی خود به نمایندگی از طرف خانواده های متحصن برای آزاد سازی گروگانها از کمپ اشرف (که پسر خود وی نیز یکی از همین گروگانها ست) درخواست کمک کرد. خانم عبداللهی به کنفرانس یادآوری نمود که کوشش خانواده ها در یافتن جگرگوشگانشان از سال 2003 شروع شده و تحصن مستمر در مقابل این کمپ از دو سال قبل تا کنون ادامه دارد. وی تاکید کرد که در یافتن هر گونه راه حلی برای پایان دادن به این گروگانگیری، خانواده ها خواستار تضمین امنیت و حفاظت جان عزیزانشان هستند. وی گفت که البته خانواده ها یک تقاضای بسیار ساده و راحت الوصول هم دارند و آن ملاقات با جگرگوشگانشان است که البته ربطی به موضوع اخراج سازمان مجاهدین خلق از عراق ندارد. حصول این هدف البته کاری است که باید به سادگی امکانپذیر باشد. متاسفانه می بینیم مسعود و مریم رجوی، رهبران مجاهدین خلق تنها مانع این درخواست انسانی هستند. خانم عبداللهی گفت که اگر حامیان غربی گروگانگیرها بخواهند، این مسئله بسادگی و با یک دستور ساده برای اجازه ملاقات بین اسرا و خانواده هایشان امکانپذیر است.


(Ms. Sanjabi)

خانم سنجابی، عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق (که تماما زن هستند) می باشد. وی اخیرا موفق به فرار از کمپ اشرف شده است. وی در سخنرانی خود در مورد وضعیت داخلی کمپ و بخصوص وضعیت اسفناک زنان در این قرارگاه توضیحاتی داد که شامل نقض شدید و شوکه کننده حقوق اولیه و انسانی افراد داخل کمپ بود. متاسفانه این نقض حقوق بشر اسرا توسط رهبران این فرقه هنوز هم بصورت روزمره ادامه دارد.


(Ms Mahdian)

خانم مهدیان که همسرشان بعنوان گروگان در این کمپ به اسارت گرفته شده است توضیح داد که چگونه سازمان امنیت صدام حسین همسر وی را بعنوان برده به مجاهدین خلق و رجوی تحویل داده است. و این در حالی بوده که همسر وی بعنوان اسیر جنگی که در اوایل جنگ به اسارت در آمده، توسط صلیب سرخ جهانی ثبت نام شده است. خانم مهدیان توضیح داد که پسر ایشان بعد از بیش از ربع قرن هنوز نتوانسته پدرش را ملاقات کند و مجاهدین خلق حتی بعد از دو سال تحصن خانواده ها در جلوی کمپ، اجازه این ملاقات ساده را نمی دهند.


(Mr. Sadeghi)

آقای صادقی از آلمان یکی از معدود کسانی است که در زمان حکومت صدام موفق به فرار از کمپ اشرف شده است. وی در مورد دخالت های قبلی و اخیر مجاهدین خلق در امور داخلی عراق و همکاری آنها با بقایای رژیم صدام و دیگر گروههای تروریستی و رابطه آن با ترورهای اخیر در عراق توضیحاتی را به همراه شواهد مربوطه ارائه نمود.


(Mr. Ghashghavi)

آقای قشقاوی از آلمان نیز حدود هشت سال از عمر خود را فقط بخاطر عدم تن دادن به اجرای دستورات و همکاری در جنایات مسعود رجوی، بدون محاکمه در زندانهای صدام حسین و از جمله زندان بدنام ابوغریب سپری کرده است. آقای قشقاوی توضیح داد که چگونه رجوی و صدام افراد را مجبور می کردند تا یا دیگران را بکشند و یا به سیاهچال ها و شکنجه گاهها افتاده و خود کشته شوند.


(Mr. Ezati and Ms. Sanjabi)

یکی دیگر از اعضای سابق و جدا شده از مجاهدین، آقای عزیزی که اکنون در هلند زندگی می کند در مصاحبه های متعدد با مطبوعات به تشریح وضعیت داخلی کمپ پرداخت و به موارد متعدد و مستمر نقض حقوق انسانی قربانیان اشاره نمود. آقای عزتی بشدت از سکوت تاسفبار مطبوعات در رابطه با این موارد نقض حقوق بشر انتقاد نمود و آن را در راستای سو استفاده این "تروریست های خوب" و پشتیبانان غربی آنها دانست.


(Nejat delegation)

همچنین ده ها تن از اعضای جدا شده از سازمان که اکنون با انجمن نجات در ایران همکاری می کنند نیز در این کنفرانس شرکت نمودند و با خبرگزاری ها مصاحبه هایی را انجام دادند. آنها توضیح دادند که انجمن نجات در همکاری نزدیک با خانواده های گروگانها اکنون به نقطه ای از توانمندی رسیده است که می تواند به نجات یافتگانی که خواستار بازگشت به کشور خود هستند کمک هایی را ارائه دهد. آنها توضیح دادند که مقامات ایران از سال 2003 (با قبول این واقعیت که اعضای مجاهدین خلق تحت مغز شویی و فشار و کنترل رهبران این فرقه بوده اند) فرمان عفو عمومی داده اند که تا بحال نیز با نظارت صلیب سرخ جهانی بر این قول خود پابرجا بوده اند.

شرکت کنندگان در کنفرانس بخصوص علاقه زیادی به شهادت های سه تن از کسانی که به تازگی موفق به فرار از کمپ شده اند نشان دادند. این سه تن بصورت مبسوط وضعت اسفناک و واقعیات سخت داخل کم را برای خبرنگاران حاضر تشریح کردند. آنها توضیح دادند که ارتباط و رساندن اطلاعات جهان خارج به داخل کمپ بشدت کنترل می شود و نفرات در ایزولاسیون روحی و اجتماعی کامل بسر می برند. آنها تاکید کردند که رهبران مستمرا به گروگانها اطلاعات غلط می دهند و دروغ می گویند تا اسرا هیچ گونه ایده ای از دنیای خارج نداشته باشند. آنها چنین وانمود می کنند که رهبران سازمان مجاهدین از پشتیبانی مطلق و مستقیم امریکایی ها برخوردار هستند و اگر کسی قصد فرار داشته باشد یا مستقیما با شلیک گلوله خواهد مرد و یا اگر هم موفق شود توسط نیروهای عراق شکنجه شده و سپس برای اعدام بدون محاکمه به ایران تحویل داده خواهد شد. آنها گفتند که اگر اطلاعات و واقعیات به افراد داخل کمپ برسد، حدود نه سال پس از خلع سلاح، حتی یک نفر هم خواستار ادامه حضور در بیابانهای عراق نخواهد بود.

آنها از سازمانهای بین المللی و بخصوص نمایندگان دولت امریکا و نمایندگی سازمان ملل در عراق (یونامی) که تنها نیروهایی هستند که رابطه ای نزدیک با گروگانگیرها برقرار نموده اند درخواست کردند تا با استفاده از تردد هفتگی خود به داخل کمپ و در ملاقاتهای مستمرشان با سران مجاهدین و گروگانگیرها، آنها را متقاعد سازند تا راه ارتباطی و رساندن اطلاعات به داخل کمپ توسط نامه و تلفن و غیره را باز کرده اجازه ملاقات و حق دیدار با خانواده ها را به اسرا بدهند.

نجات یافتگان اخیر همچنین از نمایندگی سازمان ملل در عراق (یونامی) خواستند تا در چهره خارجی و مطبوعاتی خود "گروگانگیرها" را بعنوان "نمایندگان گروگانها" معرفی نکرده و در عوض بصورت واضح این واقعیت را بیان کنند که "رجوی نماینده هیچ کس نیست" و تا زمانی که با گروگانها بصورت انفرادی و بدون حضور گروگانگیرها در خارج از کمپ ملاقات نکرده باشند حق ندارند هیچ چیز از طرف گروگانها اعلام کنند.

آنها اعلام کردند که معتقدند نمایندگی سازمان ملل (یونامی) و پشتیبانان امریکایی فرقه تروریستی مجاهدین خلق با قرار دادن خود در کنار تروریست ها قوانین بین المللی را نقض کرده اند چرا که حقوق انسانی بیش از سه هزار تن گروگان طی دهه های اخیر توسط سران این گروه و زیر چتر همین حمایت ها نقض گردیده است. نجات یافتگان اخیر گفتند که اکنون بدنبال گرفتن مشورت و کمک برای شکایت حقوقی از دست اندرکاران این جنایات بخاطر خسارات وارده می باشند.

——

همچنین
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11076

استاندار دیالی: حقوق بشر، اخراج مجاهدین خلق و حکومت قانون غیر قابل مذاکره

.

… مسعود خدابنده به نوبه خود و از طرف هیئت از دولت عراق تشکر کرد و از استاندار، دکتر المهدوی و سرتیپ الزیدی درخواست نمود تا کمک کنند تا صدای خانواده ها و فعالان حقوق بشری بداخل کمپ رسانده شده و اطلاع رسانی ممکن به گروگانهای اسیر انجام گیرد. وی بر لزوم اطلاع رسانی در مورد حقوق قانونی افراد و حمایت های هایی که از آزادی آنها بعمل می آید در مقابل دروغهای رهبران فرقه و گروگانها تاکید نمود. مسئولین استان در این رابطه قول مساعدت دادند. خانم عبداللهی نیز به نمایندگی از خانواده های متحصن درخواست کرد تا هنگام شروع عملیات انحلال کمپ رعایت های لازمه انجام گیرد تا حفظ سلامت گروگانها و فرزندان این خانواده ها از حداکثر اولویت برخوردار گردد …

ایران اینترلینک، دیالی، عراق، بیست و سوم نوامبر 2011
لینک به متن انگلیسی
http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=11069

روز دوشنبه بیست و یکم نوامبر 2011، هیئتی از نمایندگان گروگانهای اسیر در کمپ اشرف با مقامات استان دیالی عراق ملاقات کردند.

استاندار دیالی، دکتر عبدالناصر المهدوی به عنوان نماینده و سخنگوی مردم استان بوضوح اعلام نمود که:

اولا اخراج سریع و کامل گروه تروریستی مجاهدین خلق بعنوان دشمنان شهروندان استان دیالی قابل مذاکره نبوده و نیست.

ثانیا اعمال کامل قوانین کشوری و بین المللی در سطح استان دیالی قابل مذاکره نبوده و نیست.

ثالثا حمایت، رعایت و اعمال قوانین حقوق بشری هم بعنوان یک اصل در استان دیالی قابل مذاکره نبوده و نیست و ما آنها را به اجبار به ایران مسترد نخواهیم کرد.

وی افزود که تصمیمات کلی در این رابطه با دولت مرکزی عراق است ولی تا جایی که به استان دیالی بر میگردد، جایی برای مجاهدین خلق در این استان وجود ندارد. این موضوع به کرات و بخصوص توسط تمامی سران عشایر و مقامات محلی اعلام شده است. دکتر المهدوی همچنین ادعای حمایت برخی از مردم استان ازاین گروه را بعنوان تبلیغات بی پشتوانه مجاهدین خلق کاملا مردود دانست و گفت بعد از آنچه این سازمان علیه مردم عراق انجام داده است ادعای حمایت مردمی از این گروه هر چند کوچک هم باشد مطمئنا دروغی آشکار و تخیلاتی بی پشتوانه است.

سرتیپ عبدالامیر الزیدی، فرماندهی ارتش محلی و مسئول حفاظت از کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) نیز در این دیدار گفت که وی تاکنون تعداد زیادی از کسانی که موفق به فرار شده اند را دیده است. آخرین دیدار وی با خانمی بود که با سینه خیز رفتن بمدت نیم کیلومتر توانست خود را به نیروهای عراقی برساند. وی گفت که ما شناخت کافی داریم و میدانیم که مشکل اصلی رهبران این گروه هستند و نه گروگانهایی که در داخل اسیر شده اند و تصریح کرد که در صورت دریافت فرمان، آمادگی های لازم را برای انتقال آنها به خارج کمپ تدارک دیده اند و این آمادگی ها شامل رعایت حداکثر احترام و حفاظت و امنیت و حقوق انسانی افراد است. وی افزود که خبرنگاران و سازمانهای حقوق بشری که خواهان حضور و نظارت بر عملیات باشند می توانند در جریان این عملیات حضور داشته باشند.

سرتیپ الزیدی اعلام نمود که در صورت دریافت دستور تخلیه کمپ، آنها سعی خواهند نمود تا از کشته شدن اعضای ناراضی و گروگانهای داخل کمپ بدست رهبران گروه مجاهدین خلق تا حد امکان جلوگیری کنند و اجازه تکرار صحنه های دلخراش قبلی را نخواهند داد. بنابر گفته های سرتیپ، بیشترکشته شدگان آوریل 2011 از مخالفین رهبری سازمان مجاهدین خلق بوده اند که با اصابت تیر به سر و یا قلبشان جان خود را از دست داده اند ولی رهبران سعی کردند تا واقعیات را و حتی شواهد و مدارک غیر قابل انکار موجود را تحریف کنند و از بین ببرند. وی گفت گزارش این واقعه به مقامات مسئول داده شده است تا بر این اساس پرونده قتل این افراد بدست گروگانگیرهای داخل کمپ بررسی و پیگیری گردد.

مسعود خدابنده به نوبه خود و از طرف هیئت از دولت عراق تشکر کرد و از استاندار، دکتر المهدوی و سرتیپ الزیدی درخواست نمود تا کمک کنند تا صدای خانواده ها و فعالان حقوق بشری بداخل کمپ رسانده شده و اطلاع رسانی ممکن به گروگانهای اسیر انجام گیرد. وی بر لزوم اطلاع رسانی در مورد حقوق قانونی افراد و حمایت های هایی که از آزادی آنها بعمل می آید در مقابل دروغهای رهبران فرقه و گروگانها تاکید نمود. مسئولین استان در این رابطه قول مساعدت دادند.

خانم عبداللهی نیز به نمایندگی از خانواده های متحصن درخواست کرد تا هنگام شروع عملیات انحلال کمپ رعایت های لازمه انجام گیرد تا حفظ سلامت گروگانها و فرزندان این خانواده ها از حداکثر اولویت برخوردار گردد.

خانم سنجابی (عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق) که اخیرا توانسته است از داخل این کمپ به سلامت فرار کند در مورد آخرین تغییرات و اخبار داخل کمپ توضیحاتی دادند و همچنین به تشریح برخی از آماده سازی های نظامی و ترفندهای جدید رهبران مجاهدین خلق پرداخت. رهبران سازمان همواره بدنبال برنامه ریزی مقاومت های خشونت آمیز برای خونریزی و به کشتن دادن اسرای داخل کمپ هستند.

آقا و خانم محمدی از کانادا که از سال 2003 بدنبال نجات دخترشان از چنگال فرقه رجوی و کمپ اشرف هستند مدارک و شواهدی را ارائه نمودند که شامل حکم جلب تعدادی از سران سازمان در داخل کمپ می گردید. سرتیپ الزیدی دستور داد تا کپی این احکام برای بررسی و اجرای حکم به دفتر ایشان منتقل گردد.

دیگر اعضای هیئت:

خانم مهدیان که همسر ایشان اکنون بعنوان گروگان در داخل کمپ اسیر است. همسر خانم مهدیان از اسرای ثبت شده جنگ است که بصورت غیرقانونی توسط صدام به رجوی داده شده است.

آقای حسن عزیزی، عضو قدیمی و سابق و فعال حقوق بشر از هلند،

آقای عباس صادقی از آلمان که یکی از معدود کسانی بود که توانست در زمان صدام از زندان اشرف فرار کند.

آقای علی قشقاوی از آلمان یکی از کسانی که در زندان ابوغریب بعنوان ودیعه رجوی نگهداری می شد و در سال 2003 آزاد گردید.

آقای ابولفضل فریدونی که اخیرا توانست با موفقیت از کمپ فرار کند.

مطبوعات رسمی و شبکه های تلویزیونی کشور در این ملاقات که در فرمانداری دیالی برگزار گردید حاضر بودند.

در پایان این ملاقات کنفرانس مطبوعاتی برگزار گردید که در آن مواضع مقامات استان باطلاع عموم رسید. اخبار کنفرانس مطبوعاتی مقامات استا

|