یاد آوری رژه 26 مهر 1370 و وضعیت سازمان مجاهدین خلق

یاد آوری رژه 26 مهر 1370 و وضعیت سازمان مجاهدین خلق

فروغ جاویدانحمیرا محمد نژاد، زنان ایران، بیست و نهم اکتبر 2018:… سایت فرقه رجوی یک مقاله به مناسبت رژه 26 مهر ماه سال 1370 منتشر نموده است که ناخواسته وضعیت بسیار نابسامان وآینده مبهم این فرقه را منعکس میکند چرا که از از این رژه پنج ساعته که میلیونها نفرساعت وهزینه های بسیار هنگفت مالی را صرف آن نمود تنها چند عکس توانست در یادبود آن رژه منتشر کند که البته یک قاف هم داده … 

فروغ جاویدانفروغ خاموش جاویدان

لینک به منبع

یاد آوری رژه 26 مهر 1370 و وضعیت سازمان مجاهدین خلق 

 Ø­Ù…یرا محمدنژادخانم حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، آلمان 28.10.2018

سایت فرقه رجوی یک مقاله به مناسبت رژه 26 مهر ماه سال 1370 منتشر نموده است که ناخواسته وضعیت بسیار نابسامان وآینده مبهم این فرقه را منعکس میکند چرا که از از این رژه پنج ساعته که میلیونها نفرساعت وهزینه های بسیار هنگفت مالی را صرف آن نمود تنها چند عکس توانست در یادبود آن رژه منتشر کند که البته یک قاف هم داده وعکس یکی از نفرات را در دو صحنه اورده است

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Saddam_Hussain_War_Crimes_1

در تصویر پایین حسین مرحچ نفر توپچی کاسکاولی هست که فرمانده آن داریوش نصر( نام اصلی حمید) می باشد

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Saddam_Hussain_War_Crimes_1

در عکس بالا چهره هایی که می توان واضح دید اکثرا جان باخته اند. تانک اول سمت راست فرمانده  آن یارعلی فیروزجایی گر تبار را نشان میدهد که در یک حمله مسلحانه توسط عوامل رژیم در سال 1373 جان باخت. نفر کنار وی در موضع فشنگ گذار حسین مرحج که در سال 1377 در یک تصادف جان باخت وراننده محسن شچاعی که در سالهای اواخر دهه هفتاد در برخوردتانک مصطفی زارع که در سال1394 از مناسبات در آلبانی جدا شد و در آلمان زندگی میکند. تانک سمت چپ فرمانده آن امیر حسین افضل نیا که در حمله دهم شهریور 1392 در اشرف قربانی شد. راننده وی عمر محمودی که در سال 1386  از اشرف به تیف آمریکایی فرار کرد ودر کردستان عراق زندگی میکند. تانک پشت آن فرمانده حسین ذاکریان وراننده آن هوشنگ قربانی که  ار لیبرتی به هتل مهاجر فرار کرد ودر حال حاضر در آلمان زندگی میکند چهره های دیگر قابل تشخیص نیستند.

حالا باید دید با وجودیکه دهها فیلم بردار از زوایای گوناگون حدود پنج ساعت از این رویداد فیلم برداری میکردند علاو بر تعداد حدود بیست خبرنگار خبرگزاری های معتبر جهانی چون آن روز ها به دلیل اینکه هنوز یک سال از حمله آمریکا برای بیرون راندن صدام از کویت نگذشته بود وعراق همچنین به تبع آن سازمان مستقر در عراق در کانون توجهات رسانه ها بود.

چند پاراگراف برگرفته از سایت مجاهدین خلق

پاییز ۱۳۷۰جهان شاهد اقتدار و درخشش رژه با شکوه ارتش آزادیبخش ملی ایران در قرارگاه اشرف بود

این رژه ۵ساعته که با شرکت یکانهای نمونه ارتش آزادیبخش اعم از پیاده، زرهی، سوار زرهی، توپخانه، مهندسی، پشتیبانی، واحدهای دفاع ضدهوایی و نیز یکان نمونه هوایی انجام شد، باعث حیرت و شگفتی جهانیان گردید و انعکاس گسترده‌یی در رسانه‌های جهان داشت.

 روزنامه واشنگتن پست در مورد آن نوشت: «جهان یک آلترناتیو ممکن برای رژیم خمینی دارد

دیلی‌تلگراف نوشت:

ارتش آزادیبخش ملی ایران آماده است در زمان مناسب قدرت را در ایران به‌دست بگیرد

خبرگزاری رویتر یک روز بعد از نمایش اقتدار رزم‌آوران آزادی در ۲۷مهر ۱۳۷۰نوشت:

«در مقایسه با استاندارهای گروه‌های مقاومت در سراسر جهان این یک نمایش خیره کننده‌یی از قدرت بود»

در بخشی از این گزارش که ۴بار توسط خبرگزاری رویتر به سراسر جهان مخابره شد آمده است:

«رهبران رزمندگانی که برای سرنگون ساختن دولت ایران می‌جنگند از بزرگترین رژه نظامی ترتیب داده شده توسط ارتش آزاریبخش دیدار به‌عمل آوردند…

رژه مزبور همچنین شامل مردان هوایی، مردان قورباغه‌ای، کامیونهای پشت باز، وسایل نقلیه تعمیراتی و شمار بسیاری از خودروهای مخابراتی و آمبولانس‌ها بود. گفته می‌شود که موشک‌اندازهای نصب شده روی خودروها و همچنین توپ‌های ضدهوایی که روی نفربرهای زرهی کار گذاشته شده از ابداعات مریم رجوی است…. راننده بسیاری از تانکها زنان رزمنده و مجاهد بودند که لباس فرم سبز و روسری قرمز به‌سر داشتند. این یونیفرم جنبشی است که ۳۰درصد از نیروی جنگی آن را زنان تشکیل می‌دهند. این جنبش معتقد است که شرکت زنان در آن، در ایران یک تحول ایجاد خواهد کرد»

ارتشی متحد و مصمم برای سرنگونی

تلویزیون سراسری سی.ان.ان در اول آبان ضمن گزارشی از رژه ارتش آزادیبخش در جوار خاک ایران نوشت

«جنبش مقاومت ایران ابعاد کاملا تازه‌یی به خود گرفته است. یک ارتش به‌خوبی آموزش دیده، با دیسیپلین، متحد و مصمم برای سرنگونی رژیم ایران

یک سوال ممکن است مطرح شود اینکه چرا فرقه از چنین رویدادی به زعم خودش بزرگ تنها به تعداد انگشتان یک دست آن هم با این قاف هایی که گفته شد توانسته یاد کند. همه ما می دانیم کسانی که از مناسبات جدا میشوند  تصاویر آنها را سازمان هیچگاه منتشر نمی کند که گویی اصلا چنین فردی اصلا در مناسبات نبوده است.

علت یک چیز بیشتر نیست اینکه بسیاری از نفراتی که در آن رژه شرکت داشتند به رجوی پشت کرده اند ودیگر اگر این تصاویر هم از رژه منتشر نمی شد هیچ گونه یادی از آن رژه نمی تونست به جا بیاورد. براحتی از همین جا می توان فهمید که عمق ریزش وپشت کردن ها به رجوی تا جه حد بوده وهنوز هم شاهد اعلام جدایی ها از این مناسبات فرقه ای می باشیم. همین طور می توان آینده مبهم این تشکیلات را پیش بینی کرد. در واقع هیچ آینده ای ندارد که مبهم باشد یا روشن.

حمیرا محمد نژاد، آلمان، 27.10.2018

*** 

Albanian_Police_No_Match_For_MEK_Rajavi_Cult_ Saddam_MukhabaratThe fortified headquarters of Iranian Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, …) in Albania

MEK_MKO_Mojahedin_Khalq_Maryam_Rajavi_facility_AlbaniaA Tiny Group on a Compound in Albania are Being Groomed to Destabilize Iran

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33804

تحولات اخیر درصحنه سیاسی ایران وجایگاه فرقه رجوی

mohamadnejad_Homeira_2017حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، هجدهم اکتبر ۲۰۱۸:… موضع گیری رسمی وزارت خارجه آمریکا که گفت سازمان مجاهدین خلق هیچ پایگاهی در میان مردم ایران ندارد ودیگر اینکه سیاست آمریکا تغییر رژیم نیست آب پاکی بر روی دست این افراد ریخت. پیشتر از این هم جان بولتون یکی از حقوق بگیران ثابت سازمان به محض رسیدن به پست رسمی دولتی پیشنهاد مذاکره با رضا پهلوی را داد و … 

Elizabeth-Stickney_US_State_Department_MEK_Not_legitimateسخنگوی وزارت خارجه آمریکا: سازمان مجاهدین خلق جایگاهی در ایران ندارد

لینک به منبع 

تحولات اخیر درصحنه سیاسی ایران وجایگاه فرقه رجوی

خانم حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، آلمان ۱۸٫۱۰٫۲۰۱۸

چند ماه اخیر شاهد تحولات وتنش های زیادی در صحنه سیاست جهانی که در رابطه با ایران روی داده است که البته منشا همه آنها سیاست رییس جمهور امریکا ترامپ می باشد هستیم.

 از جمله اینها بالارفتن قیمت ارز وبه دنبال آن افزایش قیمت ها وقبل تر از آن هم ابراز نارضایتی مردم که در تظاهرات های خیابانی خود را نشان داد. وحتی نخست وزیر اسراییل هم با نشان دادن یک عکس وانمود کرد که رژیم در حال توسعه برنامه های اتمی می باشد که با بی توجهی سران کشور ها روبرو شد حتی امانو مدیر کل آژانس انرژی اتمی آن را به تمسخر گرفت وگفت که دستگاه تحت مدیریت وی با استناد به هر گفته ای نمی تواند اقدام به بازرسی از سایت های رژیم کند.

 اما جالب تر از همه واکنش سازمان مجاهدین بود. اول از خو د آقای رجوی که بعد از مخفی شدن نام “شیر خفته” را روی خودش نهاد در این همه کش واکش هنوز هم به اختفا ادامه میدهد . طبعا سازمان هم تلاش دارد از این وضعیت آشفته وپر تنش برای خود کلاهی تهیه کند . سازمان که بعد از شکست در عملیات فروغ استراتژی” تغاری بشکند ماستی بریزد” در پیش گرفته است هر آنچه طوفان در منطقه وجهان وداخل ایران وزید چیزی عایدش نشد که نشد.

اگر به سایت های رسمی وغیر رسمی درشبکه های اجتماعی سری بزنید پر است از موضع گیری های مقامات امریکایی علیه ایران همین نشان از عدم پایگاه مردمی این سازمان دارد چرا که اگر کوچکترین حسابی روی منابع داخلی داشت اینقدر محتاج این موضع گیری ها نمی بود.

حتی بعضی از افراد ساده لوح هم فکر میکردند که آمریکا به مصداق عبارت ” دشمن دشمن من دوست من هست ” سیاستمدران آمریکایی یک نیم نگاهی هم به سازمان خواهند انداخت . اما با موضع گیری رسمی وزارت خارجه آمریکا که گفت سازمان مجاهدین خلق هیچ پایگاهی در میان مردم ایران ندارد ودیگر اینکه سیاست آمریکا تغییر رژیم نیست آب پاکی بر روی دست این افراد ریخت.

 پیشتر از این هم جان بولتون یکی از حقوق بگیران ثابت سازمان به محض رسیدن به پست رسمی دولتی پیشنهاد مذاکره با رضا پهلوی را داد وهنگامیه خبرنگاری از وی در رابطه با موضعگیری های قبلی اش به نفع سازمان پرسید با صراحت تمام گفت که ” من آن موقع حرف یک شهروند آمریکایی را میزدم ولی الان دارم سیاست دولت آمریکا را منعکس میکنم جان بولتون یکی از گران ترین شرکت کنندگان در جلسات سازمان بود.

 با وجودیکه در داخل تشکیلات هم سازمان با کنترل و مراقبت های تشکیلاتی برای ایزوله کردن هر چه بیشتر افراد حتی در داخل مقر باصطلاح اشرف سه سعی داشت این خبر بین افراد پخش نشود فایده نداشت وباعث هر چه بیشتر شدن فضای یاس در بین اعضای گیر افتاده در تشکیلات شد.

 چرا که رجوی بدون پشتوانه مردمی در داخل و اشرف یا بقول خودش کانون نبرد استراتژیک از دست داده که دیگر چیزی نداشت برای وعده وعید ها وزمان بندی سرنگونی تنها اهرمی که داشت موضع گیری های تند وتیز دولت ترامپ وتیم وی بود که همه پنبه هایش را رشته کرد چون اخرین زمابندی سرنگونی را بر اساس گفته جان بولتون ۱۹ بهمن امسال تنظیم کرده بود که گفت رژیم جمهوری اسلامی چهل سالگی خود را نخواهد دید که البته بقول خود بولتون حرف یک شهروند آمریکایی بود ونه سیاست امریکا وبعد که رجوی دید بقول خودش از دکل سرنگونی خبری نیست دوسال دیگر تمدید کرد وحال روز آن بیچاره هایی را که همه پوشال بودن تحلیل های رجوی را میبینند ولی باید برای این همه تیز بینی وقدرت تجزیه تحلیل های رهبری به پشت بلندگو های نشست رفته وبه تعریف وتمجید ازرهبری بپردازند.

 این است سرنوشت کسی که فکر میکرد رهبر هست واول به مردم خودش پشت کرد وبعد هم به نفرات خودش محتاج یک موضع گیری از کسانی که قبل تر ها از آنها امپریالیست ها یاد میکرد ویکی از گناهان شاه را وابستگی به امپریالیسم یاد میکرد ودر خاتمه هر کتاب وجزوه اموزشی مرگ بر امپریالیسم را فرموش نمی کرد

حمیرا محمد نژاد، آلمان، ۱۷٫۱۰٫۲۰۱۸

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33380

نگاهی به “شورای ملی مقاومت ” وابسته به فرقه رجوی از تاسیس تا امروز

mohamadnejad_Homeira_2017حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، هفتم سپتامبر ۲۰۱۸:… امروزه حتی بسیاری از همان حقوق بگیرها حاضر به همان مجیز گویی هم نیستند وتنها اینکه اسمشان در شورا باشد برای رجوی کافیست مثلا مدت هاست که هیچ اثری از اعضای شورا نه در سیما ونه در سایت های اصلی وپوششی سازمان نیست خبر ها از نارضایتی شدید اقای گنجه ای میرسد.  یک اقدام بسیار مسخره … 

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Kidnaped_Canadian_woman_AlbaniaCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

لینک به منبع

نگاهی به “شورای ملی مقاومت ” وابسته به فرقه رجوی از تاسیس تا امروز

در سی تیر ۱۳۶۰ بود که مسعود ر جوی با همکاری دکتر بنی صدر یک ائتلافی به نام شورای ملی مقاومت براه انداخت و قرار بود که نیروهای اپوزسیون جمهوری اسلامی را نمایندگی کند و تمامی گروها وتشکل ها وشخصیت هایی از همه طیف وگرایش را در بر بگیرد.

 رجوی می خواست که افراد با نفوذ و با اعتبار باعث قوی شدن آن بشوند و بعد در پروسه رجوی با یک تیر دو نشان زده هم اینکه آنها را وابسته و غیر انقلابی وانمود کند و خود را انقلابی و اصیل و هم اینکه در انتها تمام و کمال در اختیار خودش قرار بگیرد کما اینکه دیدیم همین رجوی به دکتر بنی صدر لقب “معتاد خمینی” داد و گفت که وی را از شورا اخراج کردیم در حالیکه علت در اعتراض دکتر بنی صدر به دیکتاتوری رجوی در این شورا بود.

اکنون شورای ملی مقاومت به طور شکلی و نهادی فراتر از سازمان است و در عمل تحت نظارت و کنترل یکجانبه رجوی است. 
اما هدف واقعی از تشکیل چنین ائتلافی چه بود؟

تا امروز برای همه کسانی که کمترین آشنایی با نام مسعود رجوی دارند کاملا روشن شده رجوی با واژه هایی مثل نظر دیگران .. بحث آزاد .. انتخابات.. فرسنگ ها فاصله دارد. حتی یک رئیس جمهوری باسمه ای و  بی محتوا را هم به کس دیگری بجز مریم نداده است. 

حتی ولو صوری هم که شده رئیس جمهور خودخوانده وبی محتوا را هم نمی تواند چرخشی کند. در حالیکه اساس واژه رئیس جمهور به معنی چرخشی بودن آن هست وخانم رئیس جمهور مورد تایید رجوی از سی ام مهر سال هفتاد ودو تا به امروز یعنی بیست وپنچ سال حاضر نشده کرسی ریاست جمهوری بدون کاخ و وزیررا به کس دیگری بدهد در حالیکه متحد سوری خودشان یعنی اپوزیسیون سوریه بیشتر از اینها به دموکراسی پای بند هستند وهر شش ماه رئیس ائتلاف جای خود را به دیگری میدهد 

تاسیس شورا در واقع قبل از اینکه از باور آقای  رجوی به دموکراسی درآید از نیاز وی در میامد.

آن موقع نیاز به چهره هایی مثل بنی صدر داشت که عنوان ریاست جمهوری را با خود حمل میکرد که خیلی بار سیاسی به شورا میداد چون رجوی هنوز شناخته شده نبود و نه آوازه سیاسی ونه سواد و تجربه سیاسی کافی داشت ابتدا که هنوز بسیاری از شخصیت های سیاسی روز از رجوی شناخت کافی نداشتند به شورا پیوستند به امید اینکه اپوزیسیون یک سخنگو وبال سیاسی داشته باشد که بتواند در عرصه دیپلوماتیک حرف مردم ایران را به گوش جهانیان برساند.

 اما خیلی زود اشخاص نامبرده فهمیدند که در این باصطلاح شورا نه از شورا ومشورت ونه از رأی ورای گیری خبری هست بلکه آقای رجوی یک بحث میاورد وبقیه باید قبول کنند اگر هم کسی جرات قبول کردن نداشت آنقدر رجوی توضیح میداد که گاه به روزها وهفته ها میکشید ونفر مخالف نظر ایشان، دیگر خسته میشد و نفسش می برید.

 بنا براین همان سال های اولیه بسیاری از این اشخاص مثل اقای قاسملو .. بهمن نیرومند ،دکتر لاهیجی و اقای بنی صدر از شورای دست ساز رجوی جدا شدند. وبقیه را هم بنا به گفته خود رجوی با پرداخت مستمری ماهیانه کلان وماشین های مدل بالا وسفر های آنچنانی به کشور های مختلف نگه داشت وتمام این سالیان نشست های شورا هم مانند نشست های تشکیلاتی اشرف تبدیل به یک شو برای تعریف وتمجید از مسعود ومریم شده بود.

حتی زمانی که یکی از اعضای شورا یک سوال جدی از آنهایی که رجوی پسند نبود درسال ۱۳۷۶ در رابطه با انتخاب خاتمی ازایشان پرسید اینکه شما جطور میگویید انتخابات قلابی هست ولی نتیجه آن شکست خامنه ای در انتخابات هست ورژیم سه سره وشقه شده هست که رجوی را خوش نیامد وآن را تایید رژیم تعبیر کرد که منجر به خروج اقای متین دفتری وهمسر ایشان شد.

از آن به بعد دیگر هیچ کدام از اعضای شورا از ترس ازدست ندادن حقوق ماهیانه کلان جرأت ایستادن در مقابل اقای رجوی که هیج حتی طرح یک سوال جدی را هم نداشتند. بجز سالهای اخیر که باز چند تن از اعضای موثر شورا که هنوز شرافتی درشان باقی بود بر سر پافشاری غیر انسانی رجوی بر نگه داشتن اعضا در عراق بهدف به کشتن دادن آنها صدای اعتراضاشان بلند شد مثل آقای قصیم وروحانی وباستان سیر که شجاعانه بدون اعتنا به ضوابط ومعیارهای دست ساخته رجوی این تشکل من دراوردی را ترک کردند.

به دنبال آن رجوی چه مارک هاوتهمت ها که به آنها نزد ودر نشست های نوشتاری در لیبرتی اذعان کرد که تا بحال با پول های کلان وماشین های مدل بالا بوده که اینها را نگه داشته ولیستی از مبالغ پرداختی را در نشست ها نشان داد که بیشتر باعث آبروریزی برای باصطلاح شورای ملی مقاومتش شد.

امروزه حتی بسیاری از همان حقوق بگیرها حاضر به همان مجیز گویی هم نیستند وتنها اینکه اسمشان در شورا باشد برای رجوی کافیست مثلا مدت هاست که هیچ اثری از اعضای شورا نه در سیما ونه در سایت های اصلی وپوششی سازمان نیست خبر ها از نارضایتی شدید اقای گنجه ای میرسد. 

یک اقدام بسیار مسخره از اقای رجوی در طرح باصطلاح گشترش شورا این بود که حدودا سال ۱۳۷۱  بود که رجوی چند صد نفر از اعضای سازمان را وارد شورا کرد چون تا آن موقع همیشه پز این را میداد که در شورا سازمان مجاهدین با آنهمه عرض وطول یک رای دارد شخصیت هایی هم که فقط خودشان ر ا نمایندگی میکنند هم یک رای دارند وبا این ترتیب هر رای کشی که میشد صدها دست در تایید رجوی ومریم بلند میشد وبه این میگفتند دسته کورها طرف شدن.

این طور رجوی را اعضای شورا را به سخره میگرفت در هر نشست شورا هم عقده گشایی های خودش را علیه اعضای شورا با توهین و تحقیر بیان میکرد یک بار علیه مهدی سامع گفته بود یک جلسه را از او پشتیبانی نکردیم وتنها با لیوان یک بارمصرف از میهمانان پذیزایی کرد عمدا کردیم که بفهمد بدون ما اشلش همان لیوان یک بار مصرف هست.

یک بار علیه منوچهر هزار خانی که چرا حتی یک بار هم که شده عکس مریم را در نشریه ایران زمین چاپ نکرد وما هم تعطیلش کردیم.

علیه خانم متین دفتری که تا بخواهید چون گفته بود زنان زیادی هستند که در عرصه سیاست توانمندی هایشان را نشان داده اند که این یکی نه به مسعود ونه به مریم خوش نیامدد وهر باز در هر نشستی عقده گشایی هایش شروع میشد.

امروزه دیگر بحدی این شورای دست ساز در استانه فروپاشی هست که حتی رجوی دیگر مجیز گویی هم نخواسته بلکه فقط افراد شورا را ترک نکنند برایش کافیست وکسی دیگر مدت ها هیچ موضع گیزی ومصاحبه ای ندیده است

خیلی زود بسیاری از جریانات پیوسته به شورا فهمیدند که تشکیل شورا نه نیاز جنبش و انقلاب بلکه نیاز خود شخص رجوی بوده است وی نیازی به یک ویترین سیاسی برای بزک کرده پنهان کردن ماهیت توتالیتر وفرقه ای داشت.

در تمامی جلسات شورا ما حتی یک مورد ندیدیم که کسی نظر مخالف اقای رجوی بیان و در آن استدلال بیاورد اگر هم کسی نظری مخالف داشت باید آنقدر مواظب می بود وبا احتیاط بیان میکرد که به رجوی ومریمش نخورد .

صدها چماقداری که رجوی به شورا حتی از داخل خود سازمان به اسم معلم و تاجر و … وارد  کرده بود هم مزید بر علت شده بود این همانهایی که حرف های خودش را از زبان آنها بیان میکرد چون وقتی میخواست پز دموکراتیک بدهد وسوالی منفی برای بحث های خودش می آورد.

 این قبیل افراد که چماقداران ورژن شورایی بودند بحث های ایشان را پشتیبانی می کردند یا اگر کسی نظری غیر از انکه مطلوب رجوی ها بود ورجوی مصلحت نبود خودش جواب دهد این ها بلند شده و فرد را سرکوب میکردند.

البته بودند کسانی هم که افراد ساده ای بودند که عضو شورا بودند مثل هنرمندان ونسبت به آقای رجوی آشنائی  نداشتند وواقعا فکر می کردند که رجوی یک فرد پای بند به دموکراسی هست وبدون اطلاع واشراف سوالاتی طرح میکردند که رجوی از عهده جواب بر نمی آمد چند صد عضو سازمان را که در نقش چماقداری داشتند دراین گونه مواقع مصرف وکاربرد داشتند.

این ایده از داخل تشکیلات سرمشق گرفته بود که یکی از شیوه های سرکوب تشکیلاتی بود که به شورا هم رسیده بود .بنا براین مشاهده می کنید که شورا هم چیزی نبود جز امتداد تشکیلات توتالیتر رجوی که مقداری رنگ ولعاب سیاسی داشت.

بلاخره فکر کنم وضعیت شورا هم به نقطه ای برسد که دیگر مریم توان جمع وجور کردن آن را نداشته باشد وخود رجوی مجبور شود وارد شود همینطور که بعد ازفرار چند تن از مسئولان بالا در آلبانی وهمچنین تعدادی از زنان که نشان از فروپاشی محتوم تشکیلات می دهد باز خود رجوی که از شدت شکست خروج از عراق که کابوس همیشگی اش بود سر در لاک برده بود مجبور شد خودش نشست های مستقیم آنلاین برگزار کند . شاید برای شورای دست سازش هم ته خط همین کار را باید بکند.

حمیرا محمد نژاد، آلمان، ۰۷٫۰۹٫۲۰۱۸

***  

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32616

کشته شدن آقای مالک شراعی در فرقه رجوی از دیدگاه خانم حمیرا محمد نژاد 

 mohamadnejad_Homeira_2017حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۸:…  اما چرا مالک؟ چون اهل جنوب بود در ماموریتهای داخله آن زمان که تردد از بصره به خرمشهر و آبادان بود نقش کلیدی داشت چون هم تازه به سازمان آمده بود و هم بچه آنجا بود و آن مناطق را بخوبی می شناخت و این عملیاتها تحت مدیریت خاص مهوش سپهری( نسرین) و نظارت نزدیک شخص مسعود رجوی بود. از آنجا که تشکیلات … 

Mojahedin Khalq Terrorist Training Camp Ashraf 3 in Albaniaفرقه رجوی از خرابی های سیل تا ارتباط با مافیا و همسایه شدن با داعش – موج ریزش نیرو

لینک به منبع

کشته شدن آقای مالک شراعی در فرقه رجوی از دیدگاه خانم حمیرا محمد نژاد        

خانم حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، آلمان ۲۹٫۰۶٫۲۰۱۸

هما نطور که در جریان قرار گرفتیم دوباره سازمان سعی در سر پوش گذاشتن به یک اتفاق کاملا مشکوک می باشد. 

اینطور که بچه های در صحنه میگو یند داستان کاملا مرموز هست اصلا کل داستان ممکنه ساختگی باشد. از زمانی که مسعود رجوی باصطلاح انقلاب ایدئولوژیک را مطرح کرد که هدف آن سلطه ولایت فقیهی بر کل سازمان بود، مخالفت های زیادی را در بین اعضا و کادرها برانگیخت و افراد زیادی بطرز مشکوکی سربه نیست شدن یا به عملیاتهای بازگشت ناپذیر یا بشکل شلیک ناخواسته و یا توسط پزشکان قابل اعتماد تشکیلات صورت می گرفت.

اما چرا مورد مالک شراعی اینچنین بسرعت افشا شد را برای شما شرح میدهم. 

تا وقتی بدنه تشکیلات اشرف در عراق بود و هیچ کنترلی بر تشکیلات نبود این قتل ها یا فاش نمی شد یا سوالها به نحوی دیگرلاپوشانی میشد. یکی از علت هایی که رجوی بهر قیمت حاضر به ترک اشرف نبود همین بود که دیگر توان از بین بردن مخالفان را به بهانه های پزشکی و خودکشی و سوانح ایمنی و… را از دست میداد. وگرنه چرا مهدی افتخاری بیست و چند سال تحمل شد اما وقتی که قرار شد اشرف بسته و تشکیلات به کمپ لیبرتی منتقل شوند ناگهان او را کشتند و گفتند که فوت کرد.

نمونه ها فراوان هست که من قبلا نام برده ام 

و اما موضوع الان مالک شراعی هست. چرا سازمان در عراق به هیچ وجه حاضر نمی شد پرونده پزشکی افراد نزد پزشکان مجاهد باقی بماند و کنترل بیمارستان اشرف را به وزارت بهداری عراق نمی داد؟ دقیقا علت همین بود.

داستان مالک شراعی را اگر دقت کنید سراپا متناقض و مشکوک هست. یک نفر شناگر ماهر نجات غریق حرفه ای اهل خرمشهر دوستش را از غرق شدن در آب نجات داده و بیرون آورده بعد خودش تنهایی رفته در آب و غرق شده. و تیم غواصان هم یک هفته در تلاش پیدا کردن وی موفق نشده و جسد وی هم پیدا نشده. آنهم در یک دریاچه راکد و نه رودخانه و دریا. 

معمولا کسی هم که غرق می‌شود جسد وی بعد از چندروز روی آب شناور میشود. 

اما چرا مالک؟ چون اهل جنوب بود در ماموریتهای داخله آن زمان که تردد از بصره به خرمشهر و آبادان بود نقش کلیدی داشت چون هم تازه به سازمان آمده بود و هم بچه آنجا بود و آن مناطق را بخوبی می شناخت و این عملیاتها تحت مدیریت خاص مهوش سپهری( نسرین) و نظارت نزدیک شخص مسعود رجوی بود.

از آنجا که تشکیلات رجوی در حال فروپاشی می‌باشد نیاز به فردی مثل نسرین …جلاد درجه یک فرقه رجوی که خونهای بسیاری را ریخته ، برای حفظ تشکیلات بیش از بیش ضروریست و نسرین را که از سال ۲۰۰۳ مخفی بود و فقط یک بار در آلبانی روی سن دیده شد را دیگر نمی تواند غیر فعال نگه دارد.
علت دوم اینکه مالک جزء ۴۱ نفر از ۱۰۰ بازمانده اشرف بود که نمی بایست در هر صورت سازمان را ترک کند. این اواخر مالک خیلی از سازمان بیزار و ناراضی بود و زمزمه خروج از تشکیلات را به چند نفر از دوستان نزدیک یا بقولی هم محفلی هایش در میان گذاشته بود.

 معمولا اینگونه افراد در سازمان تحت مراقبت و حساسیت تشکیلاتی ویژه قرار دارند و تمام ارتباطات و رفتار آنان مستمر باید گزارش شود و افرادی را که رابطه نزدیک و دوستانه با آنان دارند را صدا زده و زیر فشار قرار می‌دهند وبا بهانه هایی مثل محفل شعبه سپاه پاسداران و تهمت های دیگر و یا از تغییر رفتارهای فرد براحتی از قصد وی باخبر شده و اقدام به حذف وی در باصطلاح اشرف سه کرده و داستان شنا کردن را جعل کرده اند.‌ 

احتمال دیگری که میشود روی آن تا مل کرد این می تواند با شد که ا چون مالک میدانسته تحت مراقبت و حساسیت تشکیلاتی ویژه هست و امکان سربه نیست کردنش هست پیشاپیش اقدام به فرار کرده و در آلبانی مخفی شده است.

به هر آنچه باشد تحقیقات من در این زمینه ادامه دارد و به امید اینکه احتمال دوم یعنی فرار ایشان از تشکیلات درست باشد. 

به امید آزادی تما می اعضای در بند در فرقه مکروه رجوی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32460

فرقه رجوی در آلبانی به سمت انزوا طلبی و قطع تمام عیار از جامعه و مردم

mohamadnejad_Homeira_2017حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، پنجم دسامبر ۲۰۱۷:…  یکی از موضوعاتی که این روزها سازمان مشغول آن هست جایجایی به مقر جدید با باصطلاح اشرف سه هست که در شمال تیرانا در نزدیکی فرودگاه قرار دارد . علت اصلی این جابجایی هم این است که هر چه بیشتر بتوان تشکیلات را از ارتباط با دنیای بیرون قطع کرد. ارتباط با دنیای بیرون پاشنه آشیل تشکیلات رجوی هست … 

Mojahedin Khalq Terrorist Training Camp Ashraf 3 in Albaniaفرقه رجوی از خرابی های سیل تا ارتباط با مافیا و همسایه شدن با داعش – موج ریزش نیرو

لینک به منبع

فرقه رجوی در آلبانی به سمت انزوا طلبی و قطع تمام عیار از جامعه و مردم

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۰۵٫۱۲٫۲۰۱۷

حمیرا محمدنژادیکی از موضوعاتی که این روزها سازمان مشغول آن هست جایجایی به مقر جدید با باصطلاح اشرف سه هست که در شمال تیرانا در نزدیکی فرودگاه قرار دارد . علت اصلی این جابجایی هم این است که هر چه بیشتر بتوان تشکیلات را از ارتباط با دنیای بیرون قطع کرد. ارتباط با دنیای بیرون پاشنه آشیل تشکیلات رجوی هست حالا این ارتباط چه در قالب شبکه های اجتماعی واینترنت وچه مردم عادی کوچه خیابان وحتی خانواده های ساکن اروپا هر چه باشد باید قطع شود.

 سازمان از مدت ها قبل زمینه های ذهنی وتشکیلاتی وسیاسی آن را استارت زده بود. چون اززمزمه ها و انعکاسات نشستها وگزارش ها مشخص شده بود که اعضاء از رفتن به”اشرف۳ ” خیلی ترسیده اند. این را تجربه چند دهه در عراق به آنها آموخته بود که رفتن به اشرف یعنی بیگاری ها ونشست های مغرشویی وشب و روز مداحی از مسعود ومریم.

برای محقق کردن این کار سازمان باید تضاد سیاسی آن را هم حل میکرد. چون جداشدگان بحد کافی دولت آلبانی وسیاسیون ومطبوعات را از ویژگی های فرقه ای سازمان آگاه کرده بودند. اما حل این تضاد در کشوری مثل آلبانی که در رده دولت های فاسد اروپایی جای گرفته است چندان کار سختی نبود.

 اصلا یکی از دلایلی که بقول رجوی انتخاب کشور آلبانی این بود که ما توانستیم با دولت آن وارد رابطه سیاسی شویم . رابطه سیاسی هم معنای آن روشن است یعنی بتوان مقامات را با رشوه ومیهمانی های پرهزینه وکاسه لیسی با خود همرا کرد.

اما حل تضاد های تشکیلاتی ان را جالب است بدانید از کجا نشأت میگیرد. واژه هایی مثل نقشه مسیر یا تعهد نامه و مؤسسان و غیره چه کاربردی دارد. به تازگی قبل از انتقال نفرات به محل جدبد از انها خواسته می شود که خودشان درخواست کتبی بدهند که خواهان رفتن به اشرف هستند. علت این است که بتواند اعتراضات بخش هایی از دولت آلبانی را که با آنها همراه نیستند یا خریداری نشده اند و همچنین سازمان های حقوق بشری را که توسط جامعه جداشدگان هشیار شده اند را خنثی کنند ووانمود کنند که افراد خودشان انتخاب کرده اند

 دقیقا مثل همان زمانی که در عراق بعد از نشست های چند ساعته وحتی چند روزه برگه های سفید توربع وبه افراد داده میشد و با متنی که خود رجوی دیکته میکرد نفرات باید خودشان درخواست ماندن در اشرف یا لیبرتی میکردند علت این بود که خانواده ها وبعدا هم در لیبرتی کمیساریا که مراجعه میکرد مسؤلین سازمان برگه ها را نشان میدادند وادعا میکردند که فرد مورد نظر خودش خواهان ماندن درعراق هست .نفرات هم چاره ای نداشتند و اگر کسی نمی نوشت با مراجعه مستمر مسؤلین کلافه میشد ومی نوشت واگر هم باز نشست های کوچک چاره ساز کار به نشست های جمعی و مارک وبرچسب زدن ها می کشید ونهایتا فرد با نوشتن چند خط قربان صدقه رفتن برای مسعود ومریم خودش را برای مدتی از فشارها ودر نشست ها انگشت نما کردن وایزوله کردن خلاص میکرد . این همان معجزه جمع بود که رجوی بارها در نشست ها به آن اشاره میکرد.

اما مؤسسان دوم وسوم وچهارم از کجا وارد تشکیلات شد؟ 
رجوی در هر مقطعی یا بقول خودش سر فصلی اقدام به این کار میکند. اولین بار در سلسله نشست های موسوم به حوض در سالهای میانی دهه هفتاد گفت: در سال۱۳۶۶ من با مریم در یک بنگال در اشرف بیانیه تاسیس ارتش آزادیبخش را نوشتیم. الان می خواهم آن را منحل اعلام کنم وهرکس از نو درخواست عضویت بدهد. بدین ترتیب شما ارتش آزادی را از نو تأسیس کردید.

 به همین ترتیب در نشستهای موسوم به طعمه در سال ۱۳۸۰ و بعد از آن در هنگامیکه سازمان از اشرف به لیبرتی رانده شده وهمچنین در مقطع کنونی با همان روال همیشگی تعهد نامه ودرخواست عضویت مجدد. در واقع برای حل معضلاتی که گریبان سازمان را گرفته و در معرض فروپاشی قرار داده است تشکیلات به جامانده از رجوی هیچ راه حل جدیدی برای ارائه ندارد و این همان بن بستی هست که در آن قرار گرفته است.

تجربه گرقتن کاغذ وتعهدات را هم از زمان لاجوردی در بند های موسوم به واحد های مسکونی گرفته است . آن زمان یکی از تنبیهات این بود که زندانی باید مستمرا روی یک کاغذ می نوشت: من یک سگ منافق کثیف هستم. واین کار وقتی که مستمرا روی زندانی صورت میگرفت روانی واز خود بیخود می کرد. حالا این واژه هایی که اعضاء می نویسند که مثلا من تا آخرین قطره خون یا نفس یا هر عبارت دیگر با مسعود ومریم هستم …. یا مبارزه آن هم از آلبانی تا سرنگونی وکذا وکذا….. این همان بی ارادگی ومسخ شدن افراد در نتیجه تکرار سالیان این نوشتن ها تحت نام نقشه مسیر در شب های قدر در ملاقات با آقا علی یا بعدها در عاشورا ووو .

 فضاحت این نشست ها آنقدر بالا گرفت که کارمندان کمیساریا از نفرات مصاحبه شونده می پرسیدند که آیا این گونه نشست ها واقعیت دارد یا نه؟ چون آنها این همه خرافات را باور نداشتند وتمایل داشتند از تعداد زیادی از نفرات بپرسند ومطمئنشوند.

 همان موقع که رجوی زنده بود و نشست ها چه بصورت چت وچه صوتی اداره می شد کسی دیگر اهمیت نمی داد ویکی از مشکلات زنان فرمانده بیدار نگه داشتن نفرات در مقر ها بود ودر نهایت میگفتند حد اقل وقتی که دوربین دارد فیلم برداری میکند هشیار باشید وبا ترفند چرخاندن دوربین یا حتی برپایی شیفت ونگهبان سعی میکردند نفرات را متمرکر روی بحث نشان بدهند چه رسد به حالا که پبام های کتبی با فرهنگ وادبیات رجوی تحت عنوان پیام برادر قرائت میشود که اولین سوال اعضاء این است که آیا متن خوانده شده واقعا از طرف خود رجوی هست ؟ 
اما همه این راه کار ها تا بحال نشان داده که به هیچ عنوان نمی توان جلوی فروپاشی در انتظار را گرفت همانطور که نتوانست جلوی اخراج از عراق را بگیرد.

حمیرا محمدنژاد  – آلمان

۰۴٫۱۲٫۲۰۱۷

*** 

عهدنامه ترور خشونت و وطن فروشی تیرانا آلبانیعهدنامه سرنگونی مسلحانه، اعلام عضویت برگشت ناپذیر- مجاهدین خلق، فرقه رجوی، آلبانی

THE CONFLICTS IN THE MIDDLE EAST Workshop (Part 6)

Anne Khodabandeh shpjegon si eshte radikalizuar nga muxhahedinet iraniane dhe sesi ndodh procesi i radikalizimit
https://youtu.be/74sLDJQ9wOQ

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

تیرانا آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم فساد قاچاقAlbania’s Modern Slavery Problem Alienates Europe

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32006

چه شده که سازمان مجاهدین از کوروش ستایش می کند؟

mohammadnejad_homeiraحمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان، ششم نوامبر ۲۰۱۷:… دستگاه تبلیغاتی سازمان مجاهدین به نام سیما مدتی بعد از گردهمایی مردم در پاسارگاد به مناسبت زادروز کوروش کبیربزرگترین سمبل تاریخ تمدن ایران از پاپ کاتولیک تر همچنان به پخش برنامه های مختلف از کوروش کبیر ادامه میدهد. اما علت چیست؟ آیا سازمان مجاهدین واقعا به یک باره یادش افتاده که کوروشی هم در تاریخ ایران وجود داشته است؟ … 

ترور افسران و کارمندان امریکایی توسط مجاهدین خلق در تهرانترور مهندسان آمریکایی کمپانی راکول اینترنشنال توسط سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع

چه شده که سازمان مجاهدین از کوروش ستایش می کند؟

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۰۶٫۱۱٫۲۰۱۷

دستگاه تبلیغاتی سازمان مجاهدین به نام سیما مدتی بعد از گردهمایی مردم در پاسارگاد به مناسبت زادروز کوروش کبیربزرگترین سمبل تاریخ تمدن ایران از پاپ کاتولیک تر همچنان به پخش برنامه های مختلف از کوروش کبیر ادامه میدهد.

اما علت چیست؟ آیا سازمان مجاهدین واقعا به یک باره یادش افتاده که کوروشی هم در تاریخ ایران وجود داشته است؟ اواسط سالهای دهه هفتاد آن زمان ها صدام حسین که در لبه سرنگونی قرار داشت تا حدودی توانسته بود تحریم های سازمان ملل را دور بزند ویک کودتای نظامی را هم کشف وخنثی کرده وتا حدودی از سقوط وسرنگونی فاصله گرفته بود

و رجوی هم در تحت حفاظت سازمان مخابرات عراق برای خودش قبه وبارگاهی تشکیل داده بود واحساس اقتدار میکرد برای خودش همگان به یاد دارند .. در سلسله نشست های سال ۱۳۷۴ به نام نشست های حوض رجوی چه توهین بزرگی به پادشاهان ایران که در کوروش سمبلیزه میشوند کرد یک بار گفت که ازوقتی که آرم شیروخورشید را وارد پرچم ایران کرده ایم سلطنت طلب ها برایمان دست تکان میدهند ولی شیر وخورشید برای من معنای دیگری دارد شیر آن اسدالله الغالب آقا علی وخورشید آن هم سیده النساء العالمین حضرت فاطمه زهرا است من چکار دارم به اجداد شما با آن جیم وف شان .

در اینجا آقای داوری از نوچه ها و مدیحه سراهای دربار رجوی پشت بلند گو قرار گرفت و گفته که برای ما سمبل این آرم خورشید خواهر مریم و شیر شما هستید که باز هم حضار شروع به کف زدن می کنند نگو که در نشست شورای رهبری این موضوع بحث شده و تا وی اینجا بتواند هدف دار رجوی را به هدفش برساند تا رجوی مجبور نشود مستقیم از خودش و خواهر مریمش تعریف کند.

همین نشست را وقتی رجوی در لایه به اصطلاح “شورای رهبری” برگزار کرد شخصا  گفت که انگیزه اش  از انتخاب این آرم و قرار دادن در پرچم  خورشید آن خواهر مریم شماست و شیر آن هم من که عزم جزم کرده ام که او را به تهران ببرم آیا می تونم.

اینجا بود که حضار مسخ شده شروع به دست زدن می کنند که خورشید مهر تابان رو دوش قهرمانان می رسونیم به تهران.

در هر حال او شهامتش را نداشته که این حرفها را در نشستهای پائین تر بگوید و فقط به صندوقخانه بسنده کرده است و اینجاست که می توان عمق کیش شخصیت و خود  خواهی و از طرفی طرح و برنامه ریختن برای تقدیس شدن رجوی را دید.

برای کسانی که در تشکیلات مجاهدین نبوده اند باید توضیح داد که منظور از جیم وف عنصر جنسیت وفردیت است که بیان اجتماعی آن معنی یک انسان فاسد را میدهد.

در بینش انسانشناسانه رجوی همه انسان ها غرق جنسیت وفردیت هستند وتنها دونفردر کل جهان از این قاعده مستثنی هستند ان دونفر هم کسی بجز مسعود ومریم نیست.

حالا چه شده که پیروان ودوستداران واقعی کوروش تنها به یک روز بسنده کرده ولی رجوی تا چندین وچند روز همچنان از کوروش یاد میکند؟

علت یک چیز بیش نیست ان هم نان به نرخ روز خوردن وپشت تحولات سیر کردن است. اما رجوی از کی دقیقا به یاد کوروش افتاد؟ دقیقا در زمانی معاون وقت احمدی نژاد رحیم مشایی از هویت ایرانی نام برد وکوروش را پاس داشت رجوی که دید چه استقبال گسترده مردمی از این پروژه رحیم مشایی شد متوجه شد که فرسنگ ها از جامعه ایران عقب افتاده است ودر یک نشست که در اشرف برگزا شد ساعت های متوالی ذوالقرنین که در قرآن از آن یاد شده بود را به کوروش نسبت داد .

امسال هم که استقبال مردمی را در هفتم آبان دید باز عقده همیشگی اش یعنی عدم وجود پایگاه مردمی سر باز کرد واین بار هم عنصرپیشتاز باز ار پس توده ها راه افتاد بلکه خودش را با جامعه ایران که سالهاست از آن پرت افتاده ونسبت به آن کاملا بیگانه هست تراز کند. 

حمیرا محمدنژاد  – آلمان

۰۵٫۱۱٫۲۰۱۷

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31958

چرا مراسم باصطلاح سیمرغ را سازمان مجاهدین خلق نتوانست هیچ انعکاسی بدهد؟ 

mohammadnejad_homeiraحمیرا محمد نژاد، زنان ایران، دوم نوامبر ۲۰۱۷:… در سازمان مجاهدین مناسبت های زیادی در تمجید وتعریف ازمسعود ومریم هرساله با صرف هزینه های گزاف مالی در تشکیلات برگزار شده وبلافاصله از سیمای سازمان پخش میشود.  اما دو مناسبت ۱۷ ژوئن و سی مهر تبدیل به مناسبت های اصلی سازمان شده بطوری که تقریبا دوماه قبل همه برنامه ها با آن تنظیم میشود وهمان شب هم از تلویزیون پخش … 

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

لینک به منبع

چرا مراسم باصطلاح سیمرغ را سازمان مجاهدین خلق نتوانست هیچ انعکاسی بدهد؟

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۰۲٫۱۱٫۲۰۱۷

در سازمان مجاهدین مناسبت های زیادی در تمجید وتعریف ازمسعود ومریم هرساله با صرف هزینه های گزاف مالی در تشکیلات برگزار شده وبلافاصله از سیمای سازمان پخش میشود. 
اما دو مناسبت ۱۷ ژوئن و سی مهر تبدیل به مناسبت های اصلی سازمان شده بطوری که تقریبا دوماه قبل همه برنامه ها با آن تنظیم میشود وهمان شب هم از تلویزیون پخش میشد.

 اما چرا امسال با حضور خود مریم یعنی صاحب اصلی باصطلاح انقلاب ایوئلوژیک وتعداد ثابت حقوق بگیران سخنران مراسم بیرونی نشد؟ 

علت را درتضادهای فعلی که سازمان با آن درگیر هست باید جستجو کرد 

اول : موج ریزش نیرو که ابعاد آن دارد تابلو فروپاشی را هرچه پررنگ تر میکند

تضاد اول حفظ باقی مانده تشکیلات وچاره برای فرونشاندن یا حداقل کند کردن نواخت ریزش است. در این رابطه سازمان دست به هر ترفندی زد ومی زند که بتواند نیزوها را حفظ کند مثل تهدید به قطع هزینه زندگی با وجودیکه در ژنو به آن تعهد کتبی داده بود.

کم کردن هزینه ابتدا از ۶۰ به ۴۵ و نهایتا به ۳۰ هزارلک واز گماردن شیفت ونگهبان وگشت در خیابانهای تیرانا ومقابل کافی نت ها که مبادا افرادی که بیرون می آیند با خانواده یا دوستان سابق خود تماس برقرار کنند تا محدود کردن ترددات به بهانه تهدیدات آدم ربایی .

همچنین انتقاد ار خود باسمه ای  صدیقه حسینی واحمد واقف وزهره اخیانی برای مینیمیزه کردن برخوردهای غیر انسانی تشکیلاتی در اشرف ولیبرتی هم کارساز نبود ونیست با این وجود تعداد زیادی درخواست خارج شدن از مناسبات را کرده اند که بایستی در این مراسم اورده شوند چون اگرنیاوردند تعداد آنقدرزیاد هست که خلاء آن باز بوی فروپاشی را در فضای تشکیلات می پراکند که وضعیت شکننده تشکیلات توان جمع کردن آن را ندارد. اگر هم آورده شوند که دیگر امکان پخش بیرونی مراسم منتفی میشود.

 بر خلاف نشست های سالهای قبل که از تار کردن چهره افراد که بیانگر ابعاد ریزش سالهای اخیر است دیگر نمی توان مراسم سی مهر با حضور مریم رجوی را با چهره تارشده جمعیت پخش کرد؟ پس بهتر است که از خیر پخش تلویزیونی آن بگذرد

دوم: رفع بد بینی جامعه آلبانی نسبت به حضور در سازمان در کشورشان.

جامعه آلبانی در یک حالتی از ابهام وتردید وترس به حضور سازمان در کشورشان می نگرند اینها دیگر تبلیغات دشمن واطلاعات و کذا نیست بلکه مشاهدات عینی مردم کوچه وبازارتیراناست وتنها شکل وریخت زنان ومردان که نسبت به چهل سال قبل هیچ فرقی نکرده.

شناخت کافی از عمق عقب ماندگی وفرهنگ داعشی سازمان را به مردم آلبانی رسانده هست رفتارهای دیگر مثل بستن وقرق کردن مسیر رفت وآمد شهروندان ونصب دروازه در محل ساختمان های معروف به پایگاه مفید واخیرا هم با کشف یک باند قاچاق انسان در فرودگاه تیرانا با همکاری یکی از جداشدگان وتعدادی دیگر از اتباع ایران که یک اطلاعیه پلیس درتاریخ ۱۸ اکتبر از آن خبر داد دامنه شک وتردید ها را توسعه داد البته افشاگری های جداشدگان هم نقش بسزایی در آگاه کردن شهروندان آلبانیایی داشته است .

اما وجه دیگری از سازمان که هنوزبرای مردم آلبانی رو نشده وسازمان سعی در بسته ماندن آن دارد همانا فرهنگ کیش شخصیت وفردپرستی که ویژگی اصلی همه فرقه ها واز جمله سازمان مجاهدین هست می باشد .

چون منطق وباورهای سازمان تحت عنوان رهبر عقیدتی و امام زمان بازی اصلا وابدا جایی در جوامع آزاد ندارد وبزرگترین وحشت سازمان هم از همین می باشد و با صرف هزینه های کلان از میهمانی ها ودادن هدایا ورشوه تا بحال سعی درمخفی کردن این روی خودش داشته است.

دستگاه رجوی که سالهاست با پرداخت پول های کلان روش های مافیایی سعی در سرپا ماندن داشته است در رشوه دادن مهارت زیادی دارد با واسطه قراردادن یک دیپلمات سابق نروژی نزد نخست وزیر وقت سالی بریشا با دولت این کشور وارد رابطه شد تا اشرف دیگری در این کشور راه اندازی کند. با این وجود دولت تخست وزیر ادی راما مخالف حضور سازمان در این کشور می باشد وچندین بار در پارلمان از پذیرفتن حتی موقت سازمان ابراز ناخورسندی کرده است وتا بحال هم دست بستگی های زیادی برای استقرار دستگاه و تاسسیسات مشابه اشرف ایجاد کرده است.

درواقع میتوان گفت گه سازمان خودش فضا را گرفته وسعی کرده دیگر پایش را از گلیمش درازترنکند و مهر تابان را غلاف کند.

حمیرا محمدنژاد  – آلمان

*** 

زنان ایران ملاقات انجمن زنان با خانم یولیا گلوکنر معاون حزب CDU در آلمان

ابولحسن بنی صدر زنان دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31647

موقعیت کنونی فرقه رجوی “سازمان مجاهدین خلق ایران”ا 

 mohammadnejad_homeiraحمیرا محمد نژاد، زنان ایران، هفتم اکتبر ۲۰۱۷:… هم اکنون بنا به شواهد تعداد حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر در قرنطینه خروج در محیطی محصور در شمال تیرانا بدور از چشم ونظارت کمیساریای عالی پناهندگان نگهداری میشوند حتی مقامات دولت آلبانی هم خبر ندارند. تعداد حدود ۳۰ تن اززنان رده های بالا در یک پایگاه مخفی تر که با تهدید وتطمیع وارعاب در آنجا تحت مراقبت … 

سرنگونی یا سرگرمی مجاهدین خلق مریم رجویدکتر مسعود بنی صدر، آوریل سال ۲۰۰۷: سرنگونی یا سرگرمی؟ شورای ملی مقاومت!

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانتو را بر این وقاحت ها که عادت داد؟

لینک به منبع

موقعیت کنونی فرقه رجوی “سازمان مجاهدین خلق ایران” سازمان- معضل اصلی وانتخاب مسؤل اول

بعد از انتخاب نوری المالکی در دور دوم به نسخت وزیری عراق رجوی غافلگیرشد چون روی آمدی ایاد علاوی حساب کرده بود وشرایط شبیه به شرایط حاکمت صدام حسین را در رؤیاهایش برای خود متصور میدید. اما مالکی بسیارمصمم بود که تشکیلات رجوی را ازعراق جمع کند. کشورهای زیادی هم افراد تشکیلات را قبول کرده بودند اما رجوی که میدانست به محض رسیدن اعضا به اروپا کسی در تشکیلات نمی ماند سرانجام به آلبانی راضی شد یا به بیان دقیق تر به وی تحمیل شد. اما در همین کشور آلبانی با وجودیکه دررده بندی دولت های فاسد قرار دارد هم تشکیلات سازمان توان سازگاری ندارد وبا گذشت حدود یک سال تعداد جداشدگان هرروز رو به افزایش است حتی تهدید به قطع کردن هزینه زندگی جداشده ها هم که در ژنو محمد سید المحدثین (بهنام) امضا کرده بود هم دردی درمان نکرد بلکه موقعیت جدا شده ها را محکم تر کرد.

بر اساس اطلاعات دقیق ترس سازمان از موقعیت وتعداد روبه افزایش جامعه جداشدگان در تیرانا بحدی رسیده که سازمان را بفکر چاره جویی جدی انداخته وبه معضل روز سازمان تبدیل کرده است بطوریکه خود مسئولین برخورد با جداشدگان مثل عبدالله تهرانی مستمرا نفرات را تحت فشار برای ترک آلبانی قرار میدهد وحتی حاضر هستند مقداری از هزینه قاچاقچی ها را بپردازند در حالیکه استراتژی تشکیلاتی سازمان از سال ۱۳۷۴ این بود که حتی یک نفر هم به اروپا ودنیای آزاد نباید برسد چون بنا به گفته لابی های سازمان درمحافل اروپایی مشکل در پارلمان اروپا رژیم نیست بلکه جداشدگان خودتان است که هرکجا ما میخواهیم اقدام کنیم آنها جلو ما ظاهرمیشوند.

هم اکنون بنا به شواهد تعداد حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر در قرنطینه خروج در محیطی محصور در شمال تیرانا بدور از چشم ونظارت کمیساریای عالی پناهندگان نگهداری میشوند حتی مقامات دولت آلبانی هم خبر ندارند. تعداد حدود ۳۰ تن اززنان رده های بالا در یک پایگاه مخفی تر که با تهدید وتطمیع وارعاب در آنجا تحت مراقبت شبانه روزی بسرمیبرند. حتی تبدیل شورای رهبری به شورای مرکزی بتواند دختران جوانتررا در بر گیرد نتوانست از ریزش زنان جلوگیری کند و تبدیل شورای رهبری به شورای مرکزی اصلا به همین هدف بود برای این که به دختران جوان این انگیزه را بدهد که تشکیلات را ترک نکنند چون که تعدادی ازمسن تر ها را با ترفندهای مختلف که آنها با وجود گذشت سالیان دیگرپا به سن گذاشته وهیچ چشم انداز یک زندگی مشترک معمولی برای آنان متصور نیست را نگه داشته اند اما برای جوانترها این ترفند کارساز نیست.

 برگزاری باصطلاح انتخابات وانتخاب زهرا مریخی به عنوان مسؤل اول و نرگس عضدانلو دختر محمود عضدانلو- شهرزاد صدربه عنوان یکی از معاونین مریخی هم در همین راستا بود که البته همه اینها در چند روز اخیر با فرار ۵ تن از زنان از رده های سنی مختلف وچند تن از مردان همه این طرح وبرنامه ها را نقش بر آب کرد وفلش فروپاشی را پررنگ تر کرد وآلبانی را که در تشکیلات از آن به عنوان کشف برادر یا معجره برادر یاد میکردند را به عنوان آخر خط سازمان وتشکیلات نشان داد.
بد نیست اشاره هم به پدیده ای به نام انتخابات در تشکیلات سازمان شود.

موضوع انتخابات در سازمان مجاهدین بقدری با تشکیلات در تضاد هست که در یک نشست در سال ۱۳۶۸ مسعود رجوی در یک دیالوگ با محمود مهدوی معروف به محمود قائمشهر از وی سوآل کرده که چرا ما در تشکیلات انتخابات نداریم در حقیقت این حرف رجوی به در بود که تخته بشنود چون تعداد زیادی از نفرات خارج کشوربه تازگی وارد تشکیلات شده بودند که مسئله انتصاب های رجوی برایشان سوال شده بود.

 اما بهر حال رجوی بحدی با انتخابات بیگانه بود که بدون هیچ توضیحی با بقول معروف بدون هیچ بلابه مقوله انتخابات را در تشکیلات خط بطلان کشید چون پشتیبان وی صدام در حاکمیت بود ونیازی به توضیح انچنانی نداشت . رجوی خودش پاسخ را به محمود قائمشهرداد و گفت اگر ما با انتخابات مسولین را سر کار بیاوریم آنوقت ملاک میشود رضایت پایین ترها وتو سعی میکنی رضایت نفرات زیر دست خودت را جلب کنی ونه بالاتر را که البته منظور از بالاتر شخص خودش بود. اما سازمان از چه موقع یادش به انتخابات به شکل کوزه وگلدان افتاد
در سازمان هیچ گاه هیچ انتخاباتی صورت نگرفته است درسالهای اخر حکومت صدام حسین در سال ۱۳۸۰در انتخاب مژگان پارسایی رجوی وی را معرفی کرد واز همه خواست که موافق ومخالف با بلند کردن دست موضع خود را اعلام کنند حالا چه کسی در آن فضای رعب آور جرات داشت کسی را رجوی کنار دست خودش نشانده را رای مخالف بدهد پیدا کنید پرتقال فروش را؟ اگر هم رجوی میخواست پز دموکراتیک بدهد و چیزی نگوید مریم آرام نمی گرفت و اگر هم مریم را باز مسعود باصطلاح میخواست ساکت کند چماقدران شروع به فحاشی ومارک زدن وترور شخصیت میکردند. انتخاب مژگان پارسایی هم به این دلیل بود که پاداشی برای اجرا وسازماندهی حملات مرزی وشهری در اواخر دهه هشتاد باشد.

۱-اولین انتخابات کوزه ای در انتخاب صدیقه حسینی رخ داد که در سالهای اول بعد از اشغال عراق توسط آمریکا بود چون افراد زیادی به کمپی که آمریکاییها برای جداشدگان اختصاص داده بودند به نام جیاتیف یا در اختصار تیف فرار کرده بودند وآژانس های مختلف آمریکایی توانستند از نزدیک با شاهدان زیادی از جمله شاهدان شکنجه صحبت کرده واطلاعات وازریابی دقیقی از مناسبات درونی سازمان جمع اوری کنند . حتی زندان قلعه هم که برای عدم کشف آن باخاک یکسان شده وروی آن ساختمان پیش ساخته جدیدی بنا شده بود را هم توانستند در همان محل مورد تحقیق قرار داده واز آن مطلع شوند.

۲- دومین بارسال ۱۳۹۰ زمانی که طرف مذاکره دولت آمریکا به نام باتلر برای تخلیه اشرف در آنجا مشغول مذاکره بود که بلافاصله در شروع مذاکره برای وی یک نوار از باصطلاح انتخاب زهره اخیانی برای وی گذاشتند باتلر شناخت دقیقی ازسازمان ومناسبات درونی وی داشت به همین دلیل هیچ اعتنایی نکرد و تعجب هم کرد که نشان دادن این ویدئو چه ربطی به ماموریت وی دارد .

۳- سومین بار اما در سال جاری که تشکیلات رجوی از عراق جمع آوری و به آلبانی اخراج شد. اما این بار باید به چه کسی انتخابات نمایی شود؟ شورایی ها وبازنشسته ها یا مقامات سابق که همه حقوق بگیران خود سازمان هستند وتنها چیزی که برایشان مهم نیست انتخابات درون سازمان هست وانچه که مهم هست حقوق های چند ده هزار دلاریشان هست. هوادارن هم که تعدادشان آنقدر اندک هست که حتی در محاسبات خود سازمان هیچ نقشی ندارد تنها همان دویست سیصد نفری که بر ای پر کردن صف های اول درگردهم آیی سالانه پاریس بماند کافی هست. این بار برای جامعه آلبانی هست چون با وجودی که بسیاری از مقامات را با میهمانی ها وهدایای که درپاکت تقدیم آنها میشود طیف بسیاری از جامعه سیاسی آلبانی از سازمان دل خوشی ندارد بماند بلکه وحشت هم دارند با توجه به اینکه تعدادی حدود ۲۵۰ نفر هم اکنون در تیرانا جداشده از سازمان زندگی میکنند که این تعداد مستمرا در حال افزایش میباشد که این افراد شناخت بسیار دقیقی به جامعه سیاسی آلبانی ارائه داده و میدهند.

حمیرا محمدنژاد  – آلمان

۰۶٫۱۰٫۲۰۱۷

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31069

مریم رجوی متوسل به سناتورهای آمریکائی شده 

 mohammadnejad_homeiraحمیرا محمد نژاد، زنان ایران، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۷:…  در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای از مسیر بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران مریم رجوی و فرقه باقیمانده  دیدار با سناتورهای آمریکائی را با ذوق و شوق تبلیغ می کنند. براستی سازمان مجاهدین خلق را چه شده است که کسانی که زمانی آنها را امپریالیسم می دانستند اکنون دیدار و ملاقات را مایه دلگرمی نیروهای خود می دانند و در اشتیاق دیدارشان … 

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

مهدی خوشحال: آیا رجوی دوباره زنده خواهد شد؟

لینک به منبع

مریم رجوی متوسل به سناتورهای آمریکائی شده

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۲۸٫۰۸٫۲۰۱۷

در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای از مسیر بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران مریم رجوی و فرقه باقیمانده  دیدار با سناتورهای آمریکائی را با ذوق و شوق تبلیغ می کنند. براستی سازمان مجاهدین خلق را چه شده است که کسانی که زمانی آنها را امپریالیسم می دانستند اکنون دیدار و ملاقات را مایه دلگرمی نیروهای خود می دانند و در اشتیاق دیدارشان سر از پا نمی شناسند.

چه شده که شعار چو اشرف نباشد تن من مباد در اشرف بجا گذاشته می شود. مگر همین رجوی نبود که می گفت ما برای همیشه پناهنده کربلا و امام حسین هستیم چه شد که همه این آرمانهایش را به باد فراموشی سپرد.

هدف مریم رجوی این است که آمدن به آلبانی را همراه با سناتورهای سوخته آمریکائی یک پیرورزی جلوه بدهد. مریم رجوی مثل همیشه با آویزان شدن به قدرتهای خارجی بدنبال راه برون رفت از مهلکه است و از آنها تمنا می کنه که آنها یعنی فرقه رجوی را به رسمیت بشناسند و ایران را محکوم کنند و این در حالی است که ایشون فراموش کرده که اعضای سازمان مجاهدین پیر و سالخورده شده  و مهر باطل بر لشکر کشی فرقه اش خورده شده است.

همچنین در این سالیان دراز علی رغم همه خوش رقصیهاش برای قدرتهای دیگر کاری را نتونستند از پیش ببرند و عمده ترین علت این است که مردم هوشیار هستند و آنها را نمی خواهند و بیش  از پیش و بصورتی روز افزون مورد تنفر مردم قرارگرفته است.

مریم رجوی فراموش کرده طی سالیان دراز و باکمک های فراوان صدام و سایر قدرتها بعلت شکستهای پیاپی استراتژیکی و رهبری فاسد، نتونست کاری از پیش ببرد و به قدرت برسه، حالا با صرف هزینه های هنگفت و خریدن سناتورها و سیاستمدران و تبلیغات دنبال نشان دادن نقشی در صحنه سیاسی بشود.

و باز به این وسیله جلو ریزش نیروهایش را بگیرد. نیروهائی که به لحاظ روحی و روانی انگیزه ای ندارند آنها از وعده وعید مکرر و دروغ خسته شده و همگی در استیصال منتظر آینده ای نامعلوم هستند.

مریم رجوی در سخنرانیش می گوید: ما بارها گفته ایم: ما نه پول می خواهیم و نه سلاح، حرف ما این است که مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه مشروع، حق  و ضروری است او فراموش کرده  تا دیروز در اشرف دست به سلاحهائی که در ازای خیانت و جاسوسی به دست آورده بود روبروی مردم ایران ایستاده بود. 

فراموش کرده در ازای فروش اطلاعات و جاسوسی چه پولهائی از صدام دریافت می کرد. و همان پولها امروز صرف سیاستمدارهای سوخته و شوهای تبلیغاتی اش می شود.

در حالی افراد زیر دست خود را سرکوب جنسی و ظلم می کند وعده  دمکراسی و آزادی برای مردم ایران می دهد. آیا این زمینه ای برای خشونت نیست؟

دنیای کمونیست برای نگهداشتن افراد خودش در جبهه مبارزه می گوید: تو بعنوان یک فرد هیچی از خود نداری و چیزی به تو تعلق ندارد و به این ترتیب فرد مطیع آنها می شود و این رویه فرقه بوده است .

تابلوی عشق ممنوع و اینکه به وضوح مریم رجوی می داد عشق مانع اطاعت بی چون و چرای افراد می شود. و دیدیم که دیوارهای کمونیست هم پایدار نماند. و باید به شما بگویم با تمامی سرکوبها شما مانند دیگر دیکتاتورها و عقب گراها محکوم به فنا هستند.

حمیرا محمدنژاد آلمان ۲۷٫۰۸٫۲۰۱۷

(پایان)

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29734

نامه سرگشاده خانم حمیرا محمد نژاد به خانم والری کروا خبرنگار رادیو فرهنگ فرانسه

 حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، پنجم ژوئن ۲۰۱۷:… مصاحبه ای از شما با خانم مریم رجوی را خواندم که موضوع آن آزادی زنان در ایران  بود بعد از خواندن این مصاحبه بسیار متأسف شدم چرا یک رسانه بدون تحقیق واطلاع از واقعیت ضد بشری این فرقه و صحت حرفهای مریم رجوی اینطور برای وی از طریق این مصاحبه تبلیغ و منتشر کند و همینجا لازم دیدم که به نکاتی بعنوان یک زن اشاره کنم  من حمیرا محمدنژاد شهروند … 

نجات یافتگان از مجاهدین خلق فرقه رجوی در پارلمان اروپاملاقات نمایندگان انجمن های آوا و زنان در پارلمان اروپا با دو خانم عضو پارلمان اروپا خانم ماریته شاکه و خانم آنا ماریا گومز

لینک به منبع

نامه سرگشاده خانم حمیرا محمد نژاد به خانم والری کروا خبرنگار رادیو فرهنگ فرانسه

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۰۵٫۰۶٫۲۰۱۷

خانم والری کروا خبرنگار ارشد رادیو فرهنگ فرانسه با سلام و تقدیم احترام

مصاحبه ای از شما با خانم مریم رجوی را خواندم که موضوع آن آزادی زنان در ایران  بود بعد از خواندن این مصاحبه بسیار متأسف شدم چرا یک رسانه بدون تحقیق واطلاع از واقعیت ضد بشری این فرقه و صحت حرفهای مریم رجوی اینطور برای وی از طریق این مصاحبه تبلیغ و منتشر کند و همینجا لازم دیدم که به نکاتی بعنوان یک زن اشاره کنم 

من حمیرا محمدنژاد شهروند کشور آلمان هستم و ۹ سال از بهترین دوران نوجوانی و جوانیم را در فرقه مجاهدین از دست دادم.  و صرف اهداف پوچ این فرقه کردم.

من با پیوستن به این فرقه فکر می کردم که افراد ارزش والائی دارند و ارزشهای انسانی متمایز کننده این فرقه با گروههای دیگر هست اما افسوس که بعد از ورود راه بازگشت دشوار و بسته شد. وشاهد تفتیش عقاید در ابعادی غیر قابل تصور بودم و هر روز باید ساعاتی را به آن اختصاص می دادیم.

باید می نوشتیم که حتی به چه فکر می کنیم و در فکر و قلبمان چه می گذرد و بابت افکاری که از نظر آنها غلط بود باید توبیخ و سرکوب می شدیم. عشق انسانی در ما سرکوب می شد. به مثابه ابزاری در دستان آنها بودیم تا

 افراد پیوسته به این سازمان بدون هیچ چشمداشت مالی به این سازمان ملحق شده و تمامی زندگی خود را بی وقفه صرف اهداف آن کردند.

تا اینکه با گذشت زمان دیدیم که چگونه این فرقه با توسل به چه ترفندهائی تلاش در کنترل و به سلطه کشیدن روح و جسم افراد می باشد و اکنون بعد از گذشت سالیان می بینیم که هدف رجوی و فرقه اش هیچ مشابهتی با اهداف اولیه بنیانگذران سازمان نداشته و ندارد.

بیش از سی سال است که رجوی همه را از دنیای آزاد محروم کرده است و به بهانه های مختلف اجازه دسترسی به وسایل ارتباط جمعی و آزاد را به آنها نمی دهد. بیش از سی سال است که رجوی افراد این گروه را اعم از زن و مرد از دیدن همسر، بستگان و فامیل محروم کرده است و با اخبار دروغین از جسم و وجود و حتی اجسادشان سوء استفاده می کند. و آنها را در دنیای سیاست به بازی می گیرد.

و حال مریم رجوی در رسانه های مختلف و تبلیغاتی دم از آزادی زنان می زند و خود را سمبل آزادی می نامد و اینجا از شما سوآل می کنم، چگونه می توانید بدون تحقیق به حرفهای بی اساس مریم رجوی گوش و اهمیت  داده و آن را از رسانه های خود تبلیغ کنید.

چرا بجای مصاحبه با مریم رجوی به سراغ افراد زیر دست این فرقه که از قید فرقه و اجبارات آن رها شده اند نمی روید و مریم رجوی را به چالش نمی کشید که بارها و بارها با فاکتهای روشن مواضع دروغین این فرقه را افشا و تشریح کرده و در مورد آن صحبت کرده اند.

آیا می دانید که افراد این فرقه اجازه دیدن افراد خانواده و همسر را ندارند.

آیا تا بحال تلاش کرده اید که با افرادی از بدنه این سازمان داشته باشید و مصاحبه ای آزادانه داشته باشید.

آیا پای صحبت افراد شکنجه شده این فرقه  نشسته اید، آیا به چهره رنج دیده این افراد خیره شده اید آیا متوجه مات و متحیر بودن آنها به لبخند مصنوعی و کلیشه ای آنها  دقت کرده اید. 

آیا یکبار از خود پرسیده اید چگونه مسائل جنسی و عاطفی و غریزی را سالها بدور از محیط خانواده حل و فصل می کنند.

آیا این سوآل را هم از مریم رجوی کرده اید سالیان سال است که این فرقه با دادن باج به سیاستمدارهای مختلف و خرید افراد سعی در پیشبرد اهداف دیپلماتیک خود است و افسوس که سیاستمداران تشنه به پول قدم در راه معامله کثیفی گذاشته اند که نتیجه آن پایمال شدن حقوق بشر و حق این افراد نگون بخت می باشد.

اگر شما علاقه به شنیدن حرفهای نگفته دارید میز گردی تشکیل بدهید و به حرف ما مدعیان و شاهدان و استدلالهای مریم رجوی گوش بدهید و به شما اطمینان می دهم که هر جا این شاهدان حضور داشته باشند شما اثری از این فرقه یافت نخواهید کرد و متقابلا

ما حقیقت حال هستیم و حرفهای این فرقه به سرکردگی مریم قجر عضدانلو جز دروغ و رویا بافی و قصه پردازی بیش نیست.

مریم رجوی فرقه خود را بعنوان سازمان آنتی تز ولایت فقیه و بنیادگرائی می داند و از اسلام دمکراتیک حرف می زند. اسلامی که بردبار بوده و با اجبار و ارعاب و سر بریدن و استبداد بیگانه است و این در حالی است که افراد زیر سلطه اش هر روز باید تمامی افکارشان را روی کاغذ آورده و اقرار کنند که گناهکارند تا مورد سرزنش قرار بگیرند.

و اگر کسی مخالفت کند اینقدر زیر فشارهای جسمی و روحی قرار می گیرد که یا به دروغ اعتراف کند و یا دست به خودکشی بزند.

آیا این است ارمغان دنیای دمکراتیک فرقه رجوی که مریم رجوی از آن دم می زند.

آیا به خود فرصت داده اید که یکبار هم که شده تاریخچه خشونت بار سی سال در عراق را بررسی کنید. به طور حتم نه.

آیا می دانید رهبری فرقه به روشنی اعلام خروج ممنوع کرده است.

اعضای این فرقه از نظر روانی آسیبهای بسیار دیده اند. از شما خواهش می کنم بجای اینکه حرفهای کلیشه ای مریم رجوی را منعکس کنید پای درد دل آنها بدون حضور مراقب  نگهبان از طرف تشکیلات و فرقه بنشینید

حمیرا محمدنژاد  – آلمان

۰۴٫۰۶٫۲۰۱۷

*** 

زهرا معینینامه سرگشاده به والری کروا خبرنگار رادیو فرهنگ فرانسه (از مریم رجوی نپرسیدید؟!)ا

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

رودی جولیانی و دونالد ترامپ مجاهدین خلف قرفه رجویTrump Is At War With Iran, Not ISIS

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29313

نامه سرگشاده خانم محمدنژاد خطاب به رسانه تاپ چنل در کشور آلبانی 

حمیرا محمد نژاد، زنان ایران، هشتم می ۲۰۱۷:… چرا بجای مصاحبه با مریم رجوی به سراغ افراد زیر دست این فرقه که از قید فرقه و اجبارات آن رها شده اند نمی روید و مریم رجوی را به چالش نمی کشید که بارها و بارها با فاکتهای روشن مواضع دروغین این فرقه را افشا و تشریح کرده و در مورد آن صحبت کرده اند. آیا می دانید که افراد این فرقه اجازه دیدن افراد خانواده و همسر را ندارند. آیا تا بحال تلاش کرده اید که با افرادی … 

روز زن پارلمان اروپا علیه مجاهدین خلق فرقه رجوی ضد زنسخنرانی و ملاقات اعضای انجمن زنان در پارلمان اروپا به مناسبت روز جهانی زن

لینک به منبع

حمیرا محمد نژاد

حمیرا محمد نژاد

 نامه سرگشاده خانم محمدنژاد خطاب به رسانه تاپ چنل در کشور آلبانی

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۰۸٫۰۵٫۲۰۱۷

با سلام و تقدیم احترام

من حمیرا محمدنژاد هستم و ۹ سال از بهترین دوران نوجوانی و جوانیم را در فرقه مجاهدین از دست دادم.

افراد پیوسته به این سازمان بدون هیچ چشمداشت مالی به این سازمان ملحق شده و تمامی زندگی خود را بی وقفه صرف اهداف آن کردند.

تا اینکه با گذشت زمان دیدیم که چگونه این فرقه با توسل به چه ترفندهائی تلاش در کنترل و به سلطه کشیدن روح و جسم افراد می باشد و اکنون بعد از گذشت سالیان می بینیم که هدف رجوی و فرقه اش هیچ مشابهتی با اهداف اولیه بنیانگذران سازمان نداشته و ندارد.

بیش از سی سال است که رجوی همه را از دنیای آزاد محروم کرده است و به بهانه های مختلف اجازه دسترسی به وسایل ارتباط جمعی و آزاد را به آنها نمی دهد. بیش از سی سال است که رجوی افراد این گروه را اعم از زن و مرد از دیدن همسر، بستگان و فامیل محروم کرده است و با اخبار دروغین از جسم و وجود و حتی اجسادشان سوء استفاده می کند. و آنها را در دنیای سیاست به بازی می گیرد.

و حال مریم رجوی در رسانه های مختلف و تبلیغاتی دم از آزادی زنان می زند و خود را سمبل آزادی می نامد و اینجا از شما سوآل می کنم، چگونه می توانید بدون تحقیق به حرفهای بی اساس مریم رجوی گوش و اهمیت  داده و آن را از رسانه های خود تبلیغ کنید.

ما افراد جدا شده از این فرقه شاهدانی هستیم که می توانیم گواهی دهیم که این فرقه چگونه تا دیروز در عراق به بهانه استفاده از استراتژی منطقه ای و رفتن به ایران و امروز برای ریختن آبروز بر باد رفته اش افرادی را که آزادانه به این گروه پیوسته اند را در زندانهای خود به بردگی و بیگاری کشیده و می کشد.

چرا بجای مصاحبه با مریم رجوی به سراغ افراد زیر دست این فرقه که از قید فرقه و اجبارات آن رها شده اند نمی روید و مریم رجوی را به چالش نمی کشید که بارها و بارها با فاکتهای روشن مواضع دروغین این فرقه را افشا و تشریح کرده و در مورد آن صحبت کرده اند.

آیا می دانید که افراد این فرقه اجازه دیدن افراد خانواده و همسر را ندارند.

آیا تا بحال تلاش کرده اید که با افرادی از بدنه این سازمان داشته باشید و مصاحبه ای آزادانه داشته باشید.

آیا پای صحبت افراد شکنجه شده این فرقه  نشسته اید، آیا به چهره رنج دیده این افراد خیره شده اید آیا متوجه مات و متحیر

آیا یکبار از خود پرسیده اید چگونه مسائل جنسی و عاطفی و غریزی را سالها بدور از محیط خانواده حل و فصل می کنند.

آیا این سوآل را هم از مریم رجوی کرده اید سالیان سال است که این فرقه با دادن باج به سیاستمدارهای مختلف و خرید افراد سعی در پیشبرد اهداف دیپلماتیک خود است و افسوس که سیاستمداران تشنه به پول قدم در راه معامله کثیفی گذاشته اند که نتیجه آن پایمال شدن حقوق بشر و حق این افراد نگون بخت می باشد.

اگر شما علاقه به شنیدن حرفهای نگفته دارید میز گردی تشکیل بدهید و به حرف ما مدعیان و شاهدان و استدلالهای مریم رجوی گوش بدهید و به شما اطمینان می دهم که هر جا این شاهدان حضور داشته باشند شما اثری از این فرقه یافت نخواهید کرد و متقابلا

حضور ما افراد جدا شده خاری است در چشمان این فرقه و اگر دستش برسد

ما حقیقت حال هستیم و حرفهای این فرقه به سرکردگی مریم قجر عضدانلو جز دروغ و رویا بافی و قصه پردازی بیش نیست.

مریم رجوی فرقه خود را بعنوان سازمان آنتی تز ولایت فقیه و بنیادگرائی می داند و از اسلام دمکراتیک حرف می زند. اسلامی که بردبار بوده و با اجبار و ارعاب و سر بریدن و استبداد بیگانه است و این در حالی است که افراد زیر سلطه اش هر روز باید تمامی افکارشان را روی کاغذ آورده و اقرار کنند که گناهکارند تا مورد سرزنش قرار بگیرند.

و اگر کسی مخالفت کند اینقدر زیر فشارهای جسمی و روحی قرار می گیرد که یا به دروغ اعتراف کند و یا دست به خودکشی بزند.

آیا این است ارمغان دنیای دمکراتیک فرقه رجوی که مریم رجوی از آن دم می زند.

آیا به خود فرصت داده اید که یکبار هم که شده تاریخچه خشونت بار سی سال در عراق را بررسی کنید. به طور حتم نه.

آیا می دانید که از افراد در این فرقه استفاده ابزاری می شود و برده داری به شکل نوین و اگر روزی برسد که دیگر این استفاده ابزاری امکانپذیر نباشد حذف فیزیکی خواهند شد.

آیا می دانید رهبری فرقه به روشنی اعلام خروج ممنوع کرده است.

آیا می دانید که احساسات و عواطف کلماتی نا آشنا و نامفهوم برای اعضای این فرقه می باشد و آنها از نظر روانی آسیبهای بسیار دیده اند. از شما خواهش می کنم بجای اینکه حرفهای کلیشه ای مریم رجوی را منعکس کنید کمی فراتر نگاه کرده و به حقوق بش احترام گذاشته و می گویم حاضر در شرکت در هر مصاحبه ای می باشم.

حمیرا محمدنژاد  – آلمان

*** 

ابولحسن بنی صدر زنان دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27674

نامه خانم حمیرا محمد نژاد از انجمن زنان به اسیران تشکیلات رجوی در آلبانی 

 mohammadnejad_homeiraزنان ایران، هشتم دسامبر ۲۰۱۶:…  برادران و خواهران عزیز،بخوبی میدانم که چگونه در چنگال فرقه رجوی و در زندان جدیدالتأسیس آلبانی روزتان را شب میکنید و بخوبی میدانم چگونه و با توسل به چه رویاهایی شرایط طاقت فرسای ماندن در چنگال فرقه رجوی را در روح و ذهنتان هموار می کنید در حالیکه بخوبی میدانید که هر روزتان را مسئولین فرقه با چه ترفندهای …

زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلق سفارت آلبانیملاقات اعضای انجمن زنان با یکی از مسئولین سفارت آلبانی در برلین

رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی، برای تاریخ فردا – قسمت اول و پایانی

لینک به منبع

نامه خانم حمیرا محمد نژاد از انجمن زنان به اسیران تشکیلات رجوی در آلبانی

خانم حمیرا محمدنژاد، زنان ایران، آلمان ۸٫۱۲٫۲۰۱۶

بیش از سی سال است که شما را از دنیای آزاد محروم کرده اند،بیش از سی سال است که به بهانه های واهی و لولوئی به اسم رژیم، اجازه دسترسی آزاد شما به وسائل ارتباط جمعی را نمیدهند،بیش از سی سال است که اجازه دیدن روی پدران ،مادران،فرزندان و سایر عزیزانتان را از شما سلب کرده اند،بیش از سی سال است که از اعتمادتان با دادن اخبار و اطلاعات غلط سواستفاده میکنند و بیش از سی سال است که با عرق و خونتان ارتزاق میکنند.برادران و خواهران عزیز،بخوبی میدانم که چگونه در چنگال فرقه رجوی و در زندان جدیدالتأسیس آلبانی روزتان را شب میکنید و بخوبی میدانم چگونه و با توسل به چه رویاهایی شرایط طاقت فرسای ماندن در چنگال فرقه رجوی را در روح و ذهنتان هموار می کنید در حالیکه بخوبی میدانید که هر روزتان را مسئولین فرقه با چه ترفندهای تکراری و کسل کننده ای به شب میرسانند.

تشکیلات رجوی سالهاست از جسم و روح و روانتان سوء استفاده کرده مریم رجوی حتی به جسدتان هم رحم نمی کند و به قتل رسیده و سر به نیست شده و کشته شده و مرده همه را لیست آلبومی به اسم آلبوم شهدا کرده دهها عمل جراحی و زیبائی انجام داده و لباسهای گران قیمت درباری پوشیده و با آن لیست برای اربابان سعودی و صهیونیست و آمریکائی خوش رقصی می کند. 

آیا تاکنون فکرکرده اید چرا می بایستی اکنون که دیگر در وضعیت جنگی قرار نداشته و بسیاری از بهانه های فرقه رجوی برای عدم ارتباط شما با دنیای بیرون ،دیگر در شرائط فعلی بی معنی است،باز فرقه اصرار به ماندنتان در فضایی بسته و زندانگونه ای چون تیرانا دارد.چرا اجازه دسترسی آزاد به اینترنت بدور از وحشت از زندانبانان فرقه رجوی را هنوز ندارید،چرا فرقه در ماندن شما در باتلاق عراق اصرار داشت و برای این خط مشی شیادانه از جانهای شما مایه میگذاشت،همه آن خونها که در این مدت ریخته شد تنها به این دلیل بود تا فرقه بتواند کمیساریای عالی امور پناهندگان را راضی و یا بهتر بگویم ،مجبور کند که شما را نه به عنوان یک فرد با هویتی مستقل بلکه به عنوان بخشی از یک سازمان و گروه شناسایی کند تا بدین طریق بتواند امروز شما را ،از نظر معیشتی و دریافت حقوق پناهندگیتان که حق مسلم خود شماست بخود وابسته کند،طوریکه بدون اجازه آنها به شما به عنوان یک فرد حقوقی بطور مستقیم داده نمیشود و لاجرم زنجیری دیگر بر زنجیرتان اضافه کردند،آنهم با سو استفاده ازاعتماد و بی خبری شما از نیت ناپاکشان،نیتی که کم کم برای شما نیز در حال روشن شدن است.

واقعأ برای من جالب است دیدن چهره هایتان و قلبهایتان ،هنگامیکه در نشستها ویا هنگام گوش کردن به اخبار سیمای مقاومت ویا از طریق بولتن،اخباری نظیر اخبار زیر را میخوانید.

پرونده اتمی ایران بار دیگر باز میشود و یا ،ترامپ طی یک طرح پنج مرحله ای بدنبال سرنگونی حکومت ایران است ،یا قانون داماتوآخرین میخ تابوت برجام و نشانه تغییر رژیم و یا ……….

واقعأ دیدنیست، تماشای تفاوت بین چهرها یتان و دلتان هنگام خواندن یا شنیدن اخبارهای روزانه از این دست ،تبلیغات مضحکی که چقدرهم بی مسما و تکراری و کسل کننده شده است.

اما این زنجیرها که فرقه بر پایتان زده،بزودی از هم خواهند گسست.دشمن این زنجیر آگاهی شماست،آگاهی از آنچه که بطور واقعی در دنیای بیرون در حال رخ دادن است،وآگاهی از آنچه در سالهای اسارتتان در عراق و در اوج اعتماد و بی خبریتان در حقتان مرتکب شدند.

امیدوارم که شرائط بگونه ای پیش رود که فرقه مجبور شود به ریل کاستن فشاربر شما همچنان ادامه دهد،تا شکافها آنقدر متعدد گردد که کنترل همه جانبه بر شما از دست رهبری فرقه رجوی خارج گردد و امکان تماس شما با دنیای بیرون و دسترسی به اخبار و اطلاعات واقعی و درست آسانتر گردد.

شما پشتوانه دارید و ما انجمن زنان به شما کمک می کنیم که چگونه به دنیای آزاد و غیر وابسته برگردید. ارتباط خود را برای کندن از جهنم تشکیلات رجوی با فیس بوک انجمن زنان برقرار کنید ترسهای رجوی ساخته را از خود دور کنید. اراجیف دار و دسته سرکوبگر تشکیلاتی را باورنکنید. 
به امید آنروز و به امید دیدن آزادی شما عزیزان هنوز هم برای زندگی آزاد دیر نیست و تا شقایق هست زندگی باید کرد

حمیرا محمد نژاد، آلمان

۷ دسامبر ۲۰۱۶

*** 

انجمن زنان ژنو 2015 اعتراض به فرقه رجویحضور انجمن زنان در جلسات حقوق بشر در ژنو، ملاقات با نمایندگان و …

سمینار منتقدین فرقه رجوی در مرکز شهر کلن آلمان به مناسبت هشتم مارس ۲۰۱۶ روز جهانی زن

قسمت اول

https://youtu.be/qm83fuC5xNE

قسمت دوم

https://youtu.be/FcQ-nP69szo

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

خانم نسرین ابراهیمی: زندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

مریم رجوی ملکه ترور مجاهدین خلق فرقه رجویمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

همچنین:

کنفرانس حقوق بشر انجمن زنان منتقد تشکیلات رجوی در روزجهانی زن هشتم مارس ۲۰۱۵

زنان ایران،آلمان، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  به مناسبت ۸ مارس روز جهانی زن روز گذشته انجمن زنان منتقد تشکیلات رجوی در شهر دوسلدرف آلمان برگزار گردید چند تن از اعضای علنی انجمن زنان منتقد تشکیلات رجوی در این سخنرانی حضور یافتند. خانم ها بتول سلطانی ، خانم ز
 
 
حمیرا محمد نژادحمیرا محمد نژاد، زنان ایران، نهم نوامبر ۲۰۱۴:… یکدفعه بعد از تمام شدن سوره برگشت به ما گفت سلیطه ها چه خبرتونه؟ انتظار نداشتیم مسعود رجوی چنین کلمه زشتی را واسه ما انتخاب کنه و بگه ما همه جا خوردیم . گفت شماهنوز حالیتون نیست چرا اینجا هستید گفت خیلی وضعتون خرابه شماها هنوز
 
 
زنان_مجاهدین خلق_فرقه رجویزنان ایران، پانزدهم مارس ۲۰۱۴: …  می خواهم اینجا از خانم رجوی سوآل کنم و امیدورام که بدون پاسخ نگذارید، آیا ما هم جزو همان زنان هستیم که شما ازش دم می زنید ماها یک روز در کنار شما بودیم و بعد منتقدین شمام شدیم چرا از ما دعوت نمی کنید به جلسه شما بیائیم حتی با