آیا البانی در ادامه همان اشرف و لیبرتی نیست

آیا البانی در ادامه همان اشرف و لیبرتی نیست

منصور نظری، پاریس، سی و یکم ژانویه 2015:… به چه دلیل دوباره تجربه هزار بار شکست خورده عملیات جاری نشست غسل هفتگی و دهها کار ضد انسانی دیگر که در اشرف و لیبرتی برقرار بوده دوباره باید در البانی برقرار شود و دست و پای افراد را اینگونه ببندند و مانع انتخاب ازادانه افراد برای انتخاب نوع زندگی شان باشند .مسعود رجوی بیش از 30 سال است مشغول کاشت کینه و نفرت در قلب افراد است او میخواهد …

فائزه محبت کار فرقه رجوی تاکتیک کودکانه فرقه رجوی در آلبانی ، تعهد به معبد پرچم !!

mek_albania_June2013پایان غم انگیز یک عمر مبارزه در سازمان مجاهدین خلق ایران

(با تشکر از آقای نظری دریافت شد، ایران اینترلینک)

آیا البانی در ادامه همان اشرف و لیبرتی نیست

خوشبختانه تعدادی زیادی از نفرات توانسته اند به کمک خانواده ها و سازمان ملل از عراق خارج شده و به کشورهای دیگر بروند خصوصا کشور البانی که تعداد زیادی را پذیرفته است اما متاسفانه می بینیم که سازمان مجاهدین خلق و رهبری مجاهدین مسعود رجوی و مریم رجوی همچنان می خواهند انها را اسیر نگه دارند و با اینکه وارد دنیای ازاد شده اند اما همان قفسی که در اشرف و لیبرتی وجود داشت را دوباره در انجا پرپا کنند و دست و پای این نفرات را در انتخاب یک زندگی ازاد ببندند .از ارتباط با خانواده گرفته تا دسترسی به مطبوعات و اینترنت ازاد و تلفن و ارتباط با محیط پیرامون خود .این حق هر انسانیست که زندگی ازاد داشته باشد و خود بتواند بر زندگی و سرنوشت خود تصمیم بگیرد و نه دیگران در هیچ جای دنیا چنین چیزی وجود ندارد الا در درون فرقه ها که به انسانها اجازه ارتباط با محیط پیرامون را نمی دهند اجازه نمی دهند که افراد خودشان مسیر زندگی شان را تعیین کنند .

برچه اساسی و بر طبق کدام قانونی باید افراد اسیر و برده رهبر یک سازمان باشند در کدام سازمان سیاسی چنین رسم و رسومی وجود دارد در کدام حزب و یا سازمان سیاسی افراد نمی توانند خود تصمیم بگیرند که با چه کسی رابطه داشته باشند ازدواج بکنند و یا ازدواج نکنند یا حتی از طرف رهبری سازمان ممنوع ارتباط با خانواده خودشان باشند تا انجا که من میدانم در هیچ دین و ائینی چنین چیزی وجود ندارد .

به چه دلیل دوباره تجربه هزار بار شکست خورده عملیات جاری نشست غسل هفتگی و دهها کار ضد انسانی دیگر که در اشرف و لیبرتی برقرار بوده دوباره باید در البانی برقرار شود و دست و پای افراد را اینگونه ببندند و مانع انتخاب ازادانه افراد برای انتخاب نوع زندگی شان باشند .مسعود رجوی بیش از 30 سال است مشغول کاشت کینه و نفرت در قلب افراد است او میخواهد که افراد نسبت به خانواده خود به جای عشق کینه داشته باشند او میخواهد زنها و مردها را از داشتن یک زندگی انسانی همچون هفت میلیارد انسان محروم کند این چه مبارزه ای است که پدر مادر خواهر برادر دوست و اشنا زن و شوهر دشمن هستند این چه مبارزه ای است که من نمی توانم بر سرنوشت خودم تصمیم بگیرم فقط میتوان اینگونه گفت که فقط در فرقه ها اینگونه است که انسانها در انتخاب نوع زندگی شان هیچ اختیاری ندارند مسعود رجوی و مریم رجوی میخواهند البانی را به اشرف دیگر تبدیل کنند و باز اش همان و کاسه همان فقط نوع قفس را عوض میکنند از یک قفس کوچک به یک قفس بزرگتر و اینبار البانی و یا هر کشور دیگر.

البته خود افراد کسانی که از عراق خارج شده اند و به کشور البانی یا هر کشور دیگری امده اند نباید بگذارند که این زنجیردوباره توسط مجاهدین بر گردنشان بسته شود و اسیر دست کسانی باشند که بیش از سی سال است نه به ما رحم کرده اند و نه به خانواده مان و نه به سرنوشت و زندگی مان انها به تنها چیزی که فکر میکنند رسیدن به قدرت به هر وسیله است و ما همیشه فقط ابزار دست اینها بودیم و نه چیز دیگر

چند روز پیش بود خبر درگذشت میرزاقا را در گوشه کناراینترنت دیدم و وقتی خبر انرا که از طرف مجاهدین اعلام شده بود را هم نگاه کردم واقعا بصورت بی شرمانه ای هر چه که توانسته بودند به این پیرمرد که دیگر در این دنیا هم نبود گفته بودند .پیش خودم میگم واقعا خدایا اینها دیگر کی هستند در کدام مرام و مسلک اینچنین است در کدام دین و ائین اینطوری به یک انسان که خدمت کرده توهین میکنند . بهر صورت این افراد اسیر هستند که باید خود تعئین کننده سرنوشت خود باشند و تا زمانی که اراده نکنیم این کار میسر نمی شود مگر اینکه خودمان بخواهیم بر سرنوشت خودمان حاکم باشیم و باید مطمئن باشیم نه مسعود رجوی و نه مریم رجوی و نه هیچ کدامشان دلشان برای ما نمی سوزد انها ما را به چشم یک وسیله نگاه میکنند و بس هر چه که میگویند دروغ است انها با دروغ زندگی میکنند و با مشتی دروغ وعوامفریبی و نیرنگ عمر نسل ما را بر باد دادند نسلی که توسط مسعود رجوی نابود گشت مسعود رجوی حتی جسارت این راندارد که اینهمه اشتباه که نتیجه اش ویرانی نسل ما بود را به عهده بگیرد پس چگونه این فرد میتواند صلاحیت داشته باشد که حاکم جان ومال وناموس ما باشد پس این ما هستیم که باید انتخاب کنیم که چگونه زندگی کنیم و تا زمانی که تصمیم و اراده نکنیم اینان زنجیرشان را بر گلویتان محکم تر خواهند کرد اجازه نخواهند داد همچون هفت میلیارد انسان زندگی کنید من نمی گم که به کدام دین و ائین بروید هر دین و ائینی که خود دوست دارید اما پیش از ان باید زنجیر اسارت را خودتان از پایتان باز کنید و دنیا را همانگونه که هست ببینید نه انگونه که رجوی به دروغ به شما نشان میدهد .

تیرانا ژوئیه 2014اسامی ۲۳۳ نفر انتقالی اخیر از عراق به آلبانی به ترتیب حروف الفبا

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15677

چرا مسعود رجوی در برابر حمله جنایتکاران سنگ دل به شارلی هبدو چیزی نمی گوید

منصور نظری، فرانسه، بیستم ژانویه ۲۰۱۵: …  اخرین پیام مسعود رجوی گذشته از یکسری شعار بقیه اش تهدید مخالفینش است از جدا شده گرفته تا سیاسمتدار تا وکیل تا هر کس که ذره ای با اندیشه فرقه گرایانه او مخالف است در منطق این فرقه جائی برای ازادی اندیشه وجود ندارد علیارغم شعارهائی که میدهند بر ضد بنیادگرائی ولی در محتوا خود همان بنیادگرائی را ترویج میکنند و از طریق اعمال خشونت امیز …

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقآن خدابنده (سینگلتون): در جوامع دموکراتیک ما از تروریستها تقاضا نمی کنیم که ما را نکشند (نامه ای به پرزیدنت اولاند)

(با تشکر از آقای نظری دریافت شد، ایران اینترلینک)

چرا مسعود رجوی در برابر حمله جنایتکاران سنگ دل به شارلی هبدو چیزی نمی گوید

هفته گذشته فرانسه شاهد حمله جنایتکاران تروریست داعشی به دفتر روزنامه شارلی هبدو بود که در طی ان بیش از ۱۲ نفر از مردم خبرنگاران وکاریکاتوریست ها و پلیس کشته شدند .افراد سنگ دل بر چه اساسی دست به این جنایت زدند .شعار این جنایتکاران این است یا با ما و یا برما این منطق جنایتکاران است همان شعاری است که مسعود رجوی همیشه میگوید که یا با ما هستید و یا برما .پیام اخیر مسعود رجوی که سرتاسر ان بوی خشم و کینه و بوی خشونت میدهد و در ان هر کس که با او نیست را تهدید میکند که میکشیم گوئی که دنیا بی حساب و کتاب است .بدون دلیل نیست که مسعود رجوی در مقابل حوادث پیش امده سکوت کرده است چرا که او هر چه بگوید بر ضد خودش است .

همیشه منطق فرقه ها نیز این بوده که میخواهند فقط به انچه خودشان اعتقاد دارند همه گردن بگذارند و هیچ مخالفی را هم نمی پذیرند همانگونه که در سازمان مجاهدین هیچگاه نگذاشتند صدای مخالفی بلند شود و به شیوه های مختلف انرا سرکوب کردند از سرکوب جنسی گرفته تا سرکوب سیاسی و فکری و بی جهت نیست که مسعود رجوی پس از این اتفاقات هیچ واکنشی نشان نمی دهد و انرا از سر میگذراند .

اخرین پیام مسعود رجوی گذشته از یکسری شعار بقیه اش تهدید مخالفینش است از جدا شده گرفته تا سیاسمتدار تا وکیل تا هر کس که ذره ای با اندیشه فرقه گرایانه او مخالف است در منطق این فرقه جائی برای ازادی اندیشه وجود ندارد علیارغم شعارهائی که میدهند بر ضد بنیادگرائی ولی در محتوا خود همان بنیادگرائی را ترویج میکنند و از طریق اعمال خشونت امیز میخواهند همه را سرکوب کنند تهدید و سرکوب همیشه وسیله ای در دست فرقه ها بوده همانگونه که در گروهای جنایتکار داعشی دیده میشود .

ایا شعار ازادی بیان فقط یک شعار است یا باید تا بن استخوان به ان اعتقاد داشت اگر کسی معتقد به ازادی بیان است پس نمی تواند ان پیام مسعود رجوی را بدهد که سراسرش بوی خشونت و خشم وکینه نسبت به همه دارد در ان پیام به صراحت نه تنها خط بطلان بر ازادی بیان کشیده شده بلکه کسانی را که سخنی را بر علیه انها نوشته اند و یا گفته اند را تهدید به مرگ میکند و خط و نشان میکشد که وصیت میکنم که چنین کنید و اینجاست که مشخص میشود شعار ازادی بیان که اینها میدهند توخالیست و فقط یک شعار است انها نه بوئی از ازادی برده اند و نه اعتقادی به ان دارند که اگر داشتند چنین نمی کردند .

و این همان دلیلی است که مسعود رجوی نمی تواند در برابر حوادث پیش امده توسط جنایتکاران داعشی در حمله به کاریکاتوریست ها موضعی بگیرد و سخنی در محکومیت ان بگوید.

***

Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسماگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

UN must investigate Rajavi’s role in the deaths of 53 MEK victims in Camp Ashraf

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقIn a democracy we don’t beg terrorists not to kill us (Open letter to President Hollande)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14962

اسیران لیبرتی و پیام مسعود رجوی برای ماندگاری در عراق

منصور نظری، ایران قلم، بیست و ششم دسامبر ۲۰۱۴:…  مریم رجوی اعلام میکند که نزدیک به ۳۰۰۰ وکیل مجرب بدنبال حل مشکلات مربوط به خروج ساکنان لیبرتی به کشور ثالث هستند همچنین اعلام میکنند که ما حاظریم هزینه نقل و انتقال نفرات را به کشور ثالث را بپردازیم .این قسم حضرت عباس اما دم خروس از جای دیگری بیرون میزند و مسعود رجوی در اخرین پیامش میگوید که لیبرتی رزمگاه مجاهدین …

انحمن فراقانجمن فراق (خانواده ها): آنکه از منطق به دور است به فحاشی وتهمت رو می آورد (قسمتهای اول و دوم)

لینک به منبع

اسیران لیبرتی و پیام مسعود رجوی برای ماندگاری در عراق

پس از نزدیک به ۱۲ سال سرنگونی صدام حسین و تغئیرات بنیادی در کشور عراق مسعود رجوی همچنان بر ماندگاری در عراق تاکید میکند و از طرفی هم برای جلوگیری از بی ابروئی بین اللملی مریم رجوی ادعا میکند که خواستار کمک برای خروج از عراق هستیم .ما کدام ادعا را باید باور کنیم قسم حضرت عباس را یا دم خروس را .

مریم رجوی اعلام میکند که نزدیک به ۳۰۰۰ وکیل مجرب بدنبال حل مشکلات مربوط به خروج ساکنان لیبرتی به کشور ثالث هستند همچنین اعلام میکنند که ما حاظریم هزینه نقل و انتقال نفرات را به کشور ثالث را بپردازیم .این قسم حضرت عباس

اما دم خروس از جای دیگری بیرون میزند و مسعود رجوی در اخرین پیامش میگوید که لیبرتی رزمگاه مجاهدین است و هر کس توانش را ندارد میتواند درخواست کند و برود .

براستی این تناقض اشکار از کجا ناشی میشود به غیر از این است که تصمیم مسعود رجوی این است که هیچ کس از عراق زنده خارج نشود چرا سازمان مجاهدین خلق به صراحت نمی گوید استراتژی اش چیست ؟

مسعود رجوی در اخرین پیام خودش چهره واقعی خودش را نشان داده و اگر هم کسی نسبت به این چهره شکی داشت در این پیام میتواند واقعیت او را ببیند او سالها ی سال زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت میکرد زیر سایه چکمه های خون الود صدام حسین میگفت خروجی نداریم و جواب کسی که بخواهد از سازمان خارج شود را با مشت اهنین میدهیم و امروز ان پرده بر افتاده و دیگر نمی توانند از این چهره خشونت طلب و خونریز یک امامزاده بسازند و بگویند که او حامل پیام رحمت و رهائ است براستی کدام پیامبر رحمت و رهائی که ما میشناسیم اینچنین کرده که اگر کسی خواست از او جدا شود باید ۲ سال در زندان اشرف باشد و بعد ۸ سال به زندان مخوف ابوغریب برود و بعد هم مبادله شود کدام پیامبری نیروهای خودش را به زندان داخل قرارگاه میبرد .

مسعود رجوی در اخرین پیامش سعی میکند با مقایسه لیبرتی و صحرای کربلای امام حسین نیروهای اسیر لیبرتی را همچنان در ان کشور جنگ زده عراق نگه دارد تا یک موقع نفرات لیبرتی ذهنشان را درگیر خارجه نکنند براستی مسعود رجوی چرا از خروج نفرات از لیبرتی میترسد ایا خروج نفرات از لیبرتی پایانی بر ۳۰ سال خطای استراتژیکی و انقلاب ایدئولوزیکی سازمان نخواهد بود؟قطعا چنین است .

نکته مهم این است که نفرات گرفتار در لیبرتی نباید گول بازیهای سیاسی مسعود رجوی و مریم رجوی را بخورند اگر بدست انها باشد میخواهند تمام نفرات در همان عراق دفن شوند برای انها مرده افراد ارزش بیشتری از زنده شان دارد و تصمیم شان نیز این است خوشبختانه تعدادی به کمک خانواده ها و سازمان ملل توانسته اند از عراق خارج شوند و نفرات اسیر نیز باید خودشان تصمیم بگیرند که سرنوشتشان چه میشود و نباید سرنوشتشان را بدست بی خدایانی همچون مسعود رجوی و مریم رجوی بسپارند که میخواهند انها را در عراق دفن کنند.

با امید به خروج تمام نفرات از اسارتگاه لیبرتی و نه رزمگاه لیبرتی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=11539

حقه های کثیف فرقه رجوی در استانه فروپاشی اسارتگاه اشرف

سران خائن فرقه رجوی را گریزی از پاسخ به دادگاه عدالت وقانون نیست

.

… واینک پس از سی سال رجوی در بن بست استراتژیک وایدئولوژیک وپس از شکست همه توهمات مالیخولیائی اش به هر دری چنگ میزند که اثرات این شکست های استراتژیک را کم کند وبه نیروهای باقیمانده که بالای ۹۰ درصد ناراضی هستند روحیه بدهد وبگوید که اتفاقی نیافتاده است واز طرفی فرقه رجوی خوب میداند که باید پاسخ سی سال خیانت وجنایت را بدهد دنیای امروز قانونمند است ودارای قانون اما رجوی برای گریز از این پاسخگوئی هر دم دست به حقه های کثیفی میزند از جمله اینکه به نیروهای واخورده اش میگوید که منصور دیگر مخالف سازمان نیست وسازمان به اینگونه نفرات که از سازمان جدا شده اند هم کمک میکند باید به این فرقه گفت اگر شما ذره ای وجدان وانسانیت داشتید سد راه جدا شدگان نمی شدید …


(Trapped in Camp Ashraf)

منصور نظری، پاریس، سی ام ژانویه ۲۰۱۲

نزدیک به سی سال از روزی که پا به درون این سازمان گذاشتم میگذرد چه روزهای سختی را سپری کردم البته فقط من نبودم بسیاری از جوانان ایران زمین نیز همچون من درس وتحصیل را رها کرده ووارد این راه شدند راهی که سرانجامش امروزپس از سی سال چیزی جز افسوس به گذشته نبوده ونیست رجوی در طی سی سال گذشته به چیزی جز خونریزی ومرگ دیگران فکر نکرده است باشد تا روزی سرگذشت سی سال زندگی در فرقه رجوی بعنوان درس بزرگ تاریخ مشعلی فرا روی نسل های بعدی باشد نسل اینده باید که هوشیار باشند واز فرقه ای همچون فرقه رجوی فرقه ای که ظاهر ودرونش متفاوت است فاصله بگیرند رجوی میگفت بر سردر این فرقه زده اند فدا وصداقت اما پس از سی سال که در این سازمان بودم چیزی که از سران این سازمان نیافتم فدا وصداقت بود واقعیت های درون سازمان بیش از ان چیزی است که گفته میشود واقعیتهائی که قلب هر انسان ازاده ای را بدرد می اورد.

واینک پس از سی سال رجوی در بن بست استراتژیک وایدئولوژیک وپس از شکست همه توهمات مالیخولیائی اش به هر دری چنگ میزند که اثرات این شکست های استراتژیک را کم کند وبه نیروهای باقیمانده که بالای ۹۰ درصد ناراضی هستند روحیه بدهد وبگوید که اتفاقی نیافتاده است واز طرفی فرقه رجوی خوب میداند که باید پاسخ سی سال خیانت وجنایت را بدهد دنیای امروز قانونمند است ودارای قانون اما رجوی برای گریز از این پاسخگوئی هر دم دست به حقه های کثیفی میزند از جمله اینکه به نیروهای واخورده اش میگوید که منصور دیگر مخالف سازمان نیست وسازمان به اینگونه نفرات که از سازمان جدا شده اند هم کمک میکند باید به این فرقه گفت اگر شما ذره ای وجدان وانسانیت داشتید سد راه جدا شدگان نمی شدید تا در دنیای ازاد زندگی کنند کمک شما پیش کشتان باشد اما سران این فرقه را دریغ از ذره ای وجدان وشرافت که از ان بی بهره هستند. برای اینکه بدانید من به پاس انهمه خون های بناحق ریخته شده که مسبب ان رجوی بوده است وبسیار شکنجه های روحی وجسمی که شامل حال من وبسیار از فرزندان ایران زمین شده شکنجه های جسمی وروحی که نه در زندان اوین بلکه در زندان اشرف بر سر ما امده در هر دادگاه صالحه بین اللملی حاظرم شهادت بدهم وبگویم که رجوی بر نسل ما چه کرد وبی شک رجوی خوب میداند پس از فروپاشی زندان بزرگ اشرف زمان زمان پاسخگوئی فرا خواهد رسید سران فرقه رجوی باید در برابر دادگاه صالحه در کشورهای اروپائی ویا هر کجا که از نظر قانونی وعدالت مورد قبول کشورهای متمدن هستند پاسخ بدهند باشد تا دیگر نسل های اینده گرفتار فرقه هائی همچون رجوی نشوند.

اسارتگاه اشرف در زمانی نه چندان دور برچیده خواهد شد وبساط شیادی فرقه رجوی نیز جمع خواهد شد بی جهت نیست که هرروز بهانه ای میکنند تا نگذارند نفرات به کمپ لبرتی بروند والبته دیگر زمان به سر امده است وناگزیر نفرات از ان اسارتگاه رها خواهند شد وبه دنیای ازاد قدم خواهند گذاشت وتازه متوجه خواهند شد که سی سال از جامعه امروزی فاصله دارند وانجاست که خود پاسخ خود را خواهند یافت که چه بودند چه شدند وچه خواهند شد فرقه رجوی وسران سازمان از این روز می هراسند که دیر نیست ودور نیست

منصور نظری، پاریس

———-

همچنین:
https://iran-interlink.org/fa/index.php?mod=view&id=11518

نامه به خانم مریم رجوی

لطف کنید و از مرگ و عزای دیگران برای تبلیغات خود هزینه نکنید

.

… و این دقیقا کاری است که شما در این پیام نیز انجام داده‌اید و از علی زرکش با عناوین پر طمطراق «شهید بزرگوار مجاهد، جاودانه فروغ سرفراز راه آزادی» یاد کرده و الحق که در بهره‌برداری از نام او سنگ تمام گذاشته‌اید. شما به من بگویید که نام این کار را چه می‌توان گذاشت. فقید محمد نیا دیگر در قید حیات نبود که این پیام را ببیند و دلش به درد آید. ولی بدانید و از من بپذیرید که این تأثیر را بر بازماندگان او که این پیام را دیده و خوانده‌اند گذاشته‌اید. سزاوار نبود که اینان درست در روزهایی که در غم و اندوه از دست دادن عزیزشان به عزا نشسته بودند با پیامی روبرو شوند که تحت عنوان «تسلیت» دردهای کهنه آنان را زنده کند و نمک بر زخم‌های آنان بپاشد. این رسم مروت و انسانیت نیست. ولی پیام شما …

آقای حسین باقرزاده، ایرانیان دات کام، بیست و ششم ژانویه ۲۰۱۲
http://www.iranian.com/main/2012/jan-43

و در ایران امروز
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/34838/

صفحه فیس بوک شخصی،
http://www.facebook.com/notes/hossein-bagher-zadeh
/نامه-به-خانم-مریم-رجوی/۱۰۱۵۱۱۹۷۰۵۵۴۱۰۴۱۶

نامه به خانم مریم رجوی

خانم رجوی عزیز،

من این نامه را در پاسخ به پیامی می‌نویسم که شما به مناسبت درگذشت خانم مرضیه محمدنیا (زرکش) مادر همسر من صادر کرده‌اید
http://www.maryam-rajavi.com/index.php?option=com_content&view
=article&id=690:2012-01-18-21-51-47&catid=17:2009-08-05-07-59-30&Itemid=49

در این پیام، شما این فقدان را از جمله به «خانواده» باقر زاده تسلیت گفته‌اید. و من، هم به عنوان بزرگترین عضو این خانواده، و هم به عنوان کسی که نسبت سببی او با فقید محمدنیا باعث شده که تسلیت خود را به این خانواده نیز عرضه کنید، خود را در مقام یکی از مخاطبان مستقیم شما یافتم و به حکم ادب اجتماعی احساس وظیفه کردم که به این پیام پاسخ دهم.

شما در این پیام، از فقید مرضیه محمدنیا به عنوان «مادر مجاهد» یاد کرده‌اید. این ترکیب به وضوح، اضافی نیست و بلکه وصفی است. یعنی منظور شما این نبوده که او مادر یک مجاهد بوده است، چرا که دو تن از فرزندان او به مجاهدین پیوسته بودند (و شما از هر دو در این پیام نام برده‌اید) و اگر ترکیب یاد شده اضافی بود باید تعبیر مادر «مجاهدان» یا «دو مجاهد» را به کار می‌گرفتید. پس منظور شما قطعا این بوده که او خود از مجاهدین خلق و یا دست کم از هواداران ثابت قدم آنان بوده است. من نمی‌دانم شما چه سند و مدرکی برای این ادعای خود دارید یا چه نقل قول معتبر و قابل اعتمادی از او دارید که این ادعا را تأیید کند. ولی به عنوان یکی از نزدیک‌ترین افراد به او می‌توانم به شما اطمینان دهم که او اگر از مجاهدین سخنی به میان می‌آورد کمتر به نیکی و نیکنامی بود.

فقید محمدنیا از این که تنها پسرش سرنوشت تلخ و مصیبت‌باری در سازمان مجاهدین پیدا کرده بود رنج می‌برد و بر مسببان آن نفرین می‌فرستاد. او مانند سایر اعضای خانواده‌اش می‌دانست که علی زرکش پس از احراز یکی از بالاترین مقامات سازمان (و شاید به دلیل آن) مورد غضب رهبری سازمان قرار گرفته بوده، و نیز شنیده بود که او حتا از سوی رهبری به «خیانت» متهم و به اعدام محکوم شده بوده است. و سرانجام وقتی خبر کشته شدن او در عملیات «فروغ جاویدان» را شنید نمی‌دانست چه کسی را باید مسئول مرگ او بشناسد. او همین مقدار می‌دانست که سال‌های آخر عمر علی در سازمان مجاهدین به خفت و سختی گذشته است، و پس از مرگ علی تنها شاهد آن بود که سازمان به تجلیل از او بر خاسته و از مرده او به نفع خود بهره‌برداری سیاسی می‌کند.

و این دقیقا کاری است که شما در این پیام نیز انجام داده‌اید و از علی زرکش با عناوین پر طمطراق «شهید بزرگوار مجاهد، جاودانه فروغ سرفراز راه آزادی» یاد کرده و الحق که در بهره‌برداری از نام او سنگ تمام گذاشته‌اید. شما به من بگویید که نام این کار را چه می‌توان گذاشت. فقید محمد نیا دیگر در قید حیات نبود که این پیام را ببیند و دلش به درد آید. ولی بدانید و از من بپذیرید که این تأثیر را بر بازماندگان او که این پیام را دیده و خوانده‌اند گذاشته‌اید. سزاوار نبود که اینان درست در روزهایی که در غم و اندوه از دست دادن عزیزشان به عزا نشسته بودند با پیامی روبرو شوند که تحت عنوان «تسلیت» دردهای کهنه آنان را زنده کند و نمک بر زخم‌های آنان بپاشد. این رسم مروت و انسانیت نیست.

ولی پیام شما تنها دردی نبود که در این روزها از سوی سازمان شما متوجه این خانواده شد. فقید محمدنیا سال‌ها بود که از کوچکترین فرزندش فروغ خبری نداشت. او می‌دانست که فروغ با مجاهدین است، ولی نمی‌دانست که چرا او گهگاه تلفنی با مادرش تماس نمی‌گیرد. آخرین بار که چند سال پیش تلفنی شد، خانم محمدنیا مطمئن نبود که دارد با دخترش صحبت می‌کند و با گفتن این که «من شما را نمی‌شناسم» مکالمه را قطع کرد. هفته پیش نیز پس از پیام پر احساسی که همسرم فتحیه زرکش خطاب به خواهرش فروغ منتشر کرد
 http://politic.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/34641

یک تماس تلفنی با ایران گرفته شد و تلفن کننده با معرفی خود به نام فروغ با سه خواهر و یک خواهر زاده او صحبت کرد. ولی هیچ یک از آنان متقاعد نشدند که این فروغ بوده که تلفن کرده است، و این کار به قول یکی از سه خواهر تنها دل آنان را «پر درد» کرده است.

نگرانی اینان (که فقید مرضیه محمدنیا نیز داشت) از این است که اگر تلفن کننده خود فروغ نبوده پس فروغ کجا است و در چه شرایطی به سر می‌برد و چرا نمی‌تواند به خانواده‌اش تلفن کند، و به خصوص در چندین سال گذشته که مادرش زمین‌گیر شده بود و آرزو داشت صدای دخترش را یک بار دیگر بشنود چرا فروغ تماس نگرفت. اینان با تجربه تلخ و دردناکی که علی زرکش، برادر فروغ، در سازمان داشته است نمی‌توانند هیچ احتمالی را نادیده بگیرند. به این ترتیب امیدوارم شما بتوانید درجه نگرانی آنان را درک کنید و دریابید که چرا این تلفن به جای این که مایه تسلی خاطر آنان باشد به نگرانی آنان افزوده و دل آنان را به درد آورده است. اکنون نیز تنها یک تماس مستقیم و قانع کننده از سوی خود فروغ می‌تواند نگرانی آنان را رفع کند و تا حدی تسلای خاطر آنان را فراهم آورد.

شما علاوه بر این که از فقید مرضیه محمدنیا به عنوان یک مجاهد یاد کرده‌اید نوشته‌اید که او «هرگز از یاری و هواداری و پشتیبانی فرزندان مجاهدش دست بر نداشت». اگر منظور شما این بوده که او مانند هر مادر مهربانی فرزندان خود را زیر چتر حمایت خود گرفته و صرف نظر از راه و روشی که این فرزندان در پیش گرفته‌اند به آنان محبت نشان می‌داده سخن درستی است. ولی با توجه به این که قبلا او را مجاهد خوانده‌اید و این جا نیز از «فرزندان مجاهدش» یاد کرده‌اید و علاوه بر یاری و پشتیبانی تعبیر «هواداری» را نیز به کار گرفته‌اید با استفاده از قید «هرگز» به روشنی خواسته‌اید این مفهوم را القا کنید که او «همواره» از مجاهدین خلق حمایت کرده است. باید پرسید که با توجه به این که هیچ مجاهدی و حتا فروغ دختر فقید محمدنیا برای سالیان دراز با او تماس نداشته است از کجا شما به حمایت او از مجاهدین آن هم به صورت مطلق و دایم «همواره» پی برده‌اید؟ اطلاعات شما از وضع خانم محمدنیا آن قدر بی‌پایه است که نوشته‌اید او «بعد از سالها مبارزه با بیماری» درگذشته است. باید به اطلاع شما برسانم که او به علت کبر سن زمین‌گیر شده بود ولی بیماری مزمن نداشت، و حمله قلبی منجر به فوت او تنها سه روز پیش‌تر اتفاق افتاد.

خانم رجوی

می‌دانم که پرسش‌هایی از قبیل آن چه که در بالا آمد، برای سازمانی که فرهنگ «با ما، یا بر ما» بر آن حکومت می‌کند بی معنا است. در این فرهنگ، هر نوع مخالفت با مجاهدین و یا حتا نقد آنان به طرف‌داری از رژیم جمهوری اسلامی تعبیر می‌شود، و از سوی دیگر خانواده‌های مجاهدین و به خصوص درگذشتگان آنان خود به خود از هواداران مجاهدین بشمار می‌آیند. فقید مرضیه محمدنیا تنها نمونه مادران (یا پدران)ی نیست که بدون اطلاع خود یا پس از مرگ به صفت مجاهد مفتخر می‌شود و به فهرست دراز حامیان ادعایی مجاهدین می‌پیوندد. البته پدران و مادرانی هستند که خود نیز مجاهد بوده‌اند، ولی شما نیک می‌دانید که در بین معروف‌ترین کسانی که در این فهرست قرار گرفته‌اند کسانی نیز هستند که شدیدتر از فقید محمدنیا از مجاهدین اظهار نارضایی و یا حتا آنان را طعن و لعن می‌کردند. (نمونه‌های مستندی از این افراد وجود دارد که از طرح آن‌ها در این جا می‌گذرم.)

در مورد برخورد شما با منتقدانتان نیز من به ذکر نمونه‌ای جز خود نیاز ندارم. در چند مورد معدود در بیست و چند سال گذشته که من به خود حق داده‌ام از مجاهدین انتقاد کنم با شدیدترین حملات و تهمت و افترا و دشنام از سوی سازمان روبرو شده‌ام. در دو مورد به خصوص، چندین ستون در صفحات نشریه مجاهدین به طعن و لعن من اختصاص یافت تا بدترین دشنام‌های سیاسی و تهمت‌ها، آن هم با امضای بستگان دور و نزدیک و کوچک و بزرگ من، نثار من بشود. به این ترتیب، من طعم نقد از مجاهدین را چشیده‌ام، و از این رو سعی داشته‌ام کمتر بر میخ آهنینی که بر سنگ فرو نمی‌رود بکوبم. اکنون نیز اگر این اظهارات شما در جایی دیگر و به مناسبتی دیگر مطرح می‌شد و دل بازماندگان فقید محمدنیا را به درد نیاورده بود من مزاحم نمی‌شدم و آن را همانند بسیاری از ادعاها و اظهارات نادرست و اغراق‌آمیز دیگر مجاهدین نادیده می‌گرفتم.

و به راستی، اگر شما می‌خواستید به بازماندگان فقید محمدنیا تسلی خاطری بدهید آیا نمی‌توانستید پیام تسلیت ساده‌ای بفرستید و ادعاهای نادرستی را که تنها مایه آزار روحی این بازماندگان است در آن نگنجانید؟ آیا شما نمی‌دانید که این گونه پیام‌ها به جای این که محبوبیتی برای شما ایجاد کند، به انزوای بیشتر شما در جامعه و حتا نفرت مردم از شما دامن می‌زند؟ آیا این است آن چه که شما دنبال آن هستید؟ یا آن قدر شما از مردم جدا شده‌اید که نمی‌توانید اثر کردار و گفتار خود در جامعه را درک کنید؟ یا هیچ یک از این‌ها برای شما مطرح نیست، و تنها اعضا و هوادارانتان مد نظر شما هستند – کسانی که گفته شما را وحی منزل و عین حقیقت می‌پندارند و اظهارات تبلیغاتی شما برای این است که آنان را در ذهنیت منجمد خود ثابت قدم نگه دارد؟ شما هر چه که می‌کنید آزادید، ولی لطف کنید و از مرگ و عزای دیگران برای تبلیغات خود هزینه نکنید. این به انصاف و مروت نزدیک‌تر است.

با احترام
حسین باقرزاده۴
بهمن ۱۳۹۰ – ۲۵ ژانویه ۲۰۱۲

 ***

 همچنین:

حیدر العبادی سازمان مجاهدین خلق را نگران کرده است

بنیاد خانواده سحر به نقل از اشرف نیوز، بیست و سوم دسامبر ۲۰۱۴:…  آقای العبادی گفت: «دولت عراق به اقدامات برای اخراج سازمان تروریستی مجاهدین خلق از عراق به علت جنایاتش علیه دو ملت عراق و ایران ادامه می دهد». این اظهارات آقای العبادی پیام اطمینان به طرف ایرانی و در عین حال پیامی به سیاستمداران عراق

عراق به نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در لیبرتی قول همکاری دارد

ایسنا به نقل از “اشرف نیوز”، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:… و خروج آن از عراق و محاکمه سرکردگانش خواسته همه جناح‌های سیاسی با هر نوع گرایشی است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بنابر اعلام اشرف نیوز، ابراهیم الجعفری طی دیدارش با تعدادی از سرکردگان جداشده گروهک تروریستی منافقی

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است ؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:…  بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟ همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضا