بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

 Mojahedin Khalq Kurdish massacar 1محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پنجم آوریل 2016:… مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است … 

بهزاد علیشاهی: چرا سازمان مجاهدین یک” فرقه ” خطرناک است و یک سازمان سیاسی نیست؟

لینک به منبع

بیست و پنجمین سالگرد سرکوب وکشتار کردهای عراقی توسط سازمان مجاهدین خلق

 مسعود رجوی چنین بیان کرد: ( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است . 

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . ) به همراه مستند های از کشتار ها و ملاقات رجوی با طاهر حبوش در همین رابطه .میز گرد جهار نفر از اعضا جدا شده که شاهد زنده این جنایات بودند.

https://youtu.be/xvJH1Gbp1Dw

این مقاله را چهار سال قبل نوشتم . که به منتاسب بیست و پنجمین سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین است . میز گردی سه سال قبل به همراه تعداد ی از دوستان در رابطه با مسله کرد کشی و مستند های هم در فیلم ضمیمه می باشد.این مصاحبه سند زنده ای است از جنایتی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو انجام داده است

من مسول تاسیسات ستاد قرارگاه اشرف بودم ،در آن زمان که مسئول قرارگاه خانم ثریا شهری ( طاهره ) بود در بحبوحه جنگ و بمباران ها من مشغول انتقال وسا ئل تاسیساتی از قرارگاه حنیف به قرارگاه اشرف بودم . یک روز به عید نوروز مانده بود که من ساعت ۰۱ از ماموریت برگشتم که در درب وردی قرارگاه یک یاداشت از ثریا شهری به من داده شد . مستقیم به اتاق کار وی مراجعه کردم به من ماموریت جدید را ابلاغ کرد که فردا ساعت ۰۶ در جلو درب قرارگاه آماده حرکت باشم صبح که در سر قرارآماده شدم دیدم که بجز ما یاسر (مسئول مالی سازمان در آن زمان ) هم با ما می اید . برای اولین بار بود که من نام فیلق دوم ( سپاه دوم ارتش صدام ) را می شنیدم بالاخره با اکیپ حرکت کردیم وبعد از یک ساعت به مقصد رسیدیم . در ان محل من بچه های نیرو هوائی را دیدم که همه را می شناختم که این افراد عبارت بودند از : رحیم با طبی فرمانده نیرو هوائی – وجیهه کربلائی – احمد طبائی – فاطمه علیزاده – منصوره رضائی – مژگان زمانی – انسیه گلدوست – گلناز تمیزی – که این خانم ها تازه داشتند دوره آموزش خلبانی هلی کوپتر را طی میکردند .آقایان خلبان عبارت بودند از : فرید ماهوتی – امیربهمن بهادری – مسعود فرشچی – بهمن عظیمی – محمد اکبریان – جمشید کارگر- هادی لاری – علیرضا معصومی – امیر حسین افضل نیا – سعید زرگر – وحید دولت شاهی – سعید واجد – نفرات مهندسی : محمد صادقی – اسماعیل مختار بورانی – احمد مندی – جعفر تهرانی – حبیب همتی – عبدالاحد دهداری – علیرضا خوشنویس .

پس از دو روز به ما گفته شد که باید این ساختمان ها تخلیه شود و این جا تبد یل به ستاد مرکزی میشود که کار من شروع شد . یکی دوروز بعد تیپ حفا ظتی مسعود و مریم به همراه انها در آنجا مستقر شدند که بیش از چهل دستگاه خودروکه بعضا مجهز به سلاح های ضد هوائی دو لول و چهار لول و موشک های زمین به هوا بود . (در حالی این ستون نظامی در جاده ها به حرکت در می آمد که به دلیل نبودن سوخت در آن زمان بندرت خودرو د رجاده ها دیده میشود . ) تمامی ستاد های ارتش در عرض دو روز همه به فیلق دوم گسیل شدند که سگ صاحب خودش را نمی -شناخت . جاده های کنار فیلق تبدیل یک دژ عظیم شده بود که انواع تانکها و نفربر های متفاوت بود با انواع توپ های ۱۳۰ میلیمتری و ۱۵۵میلیمتری کاتیوشاها و یکسری از نفربر ها هم روی انها سلاح های۲۳میلیمتری و بعضا دو دستگاه مینی کاتیوشا و یکسری هم خمپاره طراحی و نصب شده بود . تا چشم کار میکرد دریای از فولاد سرد و بی روح و در این میان تعدادی از افراد در میان این دریای سرد و بی روح ول می خوردن و بعضی هم از فرط خستگی خوابیده بودند .

چند روز بعد که به بیرون فیلق امدم خبری از ان دریای فولاد نبود انها به سمت منطقه آق داق صغیرو آق داق کبیر برای ……….رفته بودند .

مقر فرماندهی مسعود و مریم در وسط فیلق بود و مقر فرماندهی طه ها یاسین رمضان و فرمانده نیروهوائی عراق ۵۰۰متر بالاتر از مقر مسعود بود . یک روز قبل از شروع عملیات مروارید ۱ طه ها یاسین رمضان دو بار به ملاقات مسعود به ستاد فرماندهی امد ویک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . ودر روز عملیات هم طه هایاسین رمضان در ستاد فرماندهی مسعود مستقر بود تا عملیات تمام شد . نکته که خیلی برای من جالب بود این بود که طه ها یاسین رمضان معاون اول صدام حسین بود او وقتی که برای ملاقات به نزد مسعود می امد با چهار یا پنج محافظ و ماکزیمم با دو اتومبیل می آمد . اما وقتی که مسعود برای ملاقات نزد او می رفت با حداقل ده خودرو می رفت و ان هم مسلح دوره زمانه عکس شده بود . در روز های معمول هر سه چهار روز یک بار ملاقات هم می رفتتند در عملیات مروارید ۲ هم یک بار طه ها یاسین رمضان به ملاقات مسعود امد و یک بار هم مسعود به ملاقات او رفت . در هر دو این عملیات ها پرواز هلی کوپترها به دست خلبان های سازمان بود که انها را به پرواز در می اوردند یعنی همان اقایانی که در بالا از انها نام بردم و انها تا مدت ها پس از عملیات ها از شاهکارها ویا رجو یکارهای خود تعریف می کردند که چگونه افراد کرد را با تیربار یا راکت می زدند . به نمونه های از تعاریف نفرات که از عمل کرد خود تعریف می کردند توجه کنید . محمد اکبریا ن میگفت این راکت های راکه شلیک می کنیم اینها اغشته به سیانور است وقتی که ترکش ان به فردی اصابت کند اورا می کشد یا اینکه در روی روستا که پرواز می کردند چند تن از کرد های پاسدار نما را در جائی گیر اوردیم که دیگر نمی توانستند فرار کنند با تیر بار کارشان را تمام کردیم . سعید واجد از این شیرین کاریها خیلی زیاد داشته که هر از گاهی تعریف می کرد که چطور کردها را درو می کرده است و اکثر بچه های پذیرش هم که سعید مسئول انها بوده شاهد تعاریف وشاهکارهای او هستند . وحید دولت شاهی علی رغم اینکه خودش کرد است اما به شد ت ضد کرد است از قتل عامی که از کردها کرده بود با افتخار تعریف می کرد . یا اینکه توپ ۱۳۰ میلیمتری را با نفربر به بالای تپه های مسلط به روستا بردند و کردهای که در مسجد سنگر گرفته بودند را زدند . یا اینکه مینی بوسی که کرد های مسلح را داشت در منطقه طوز جابجا می کرد در زیر درخت با ۲۳ میلیمتری زده بودند وقتی که بالای سر اجساد رفته بودند می گفت انگار نفرات را با اره دو قطعه کرده اند . یا وقتی که در روستای خرمال از خانه ای به سمت انها شلیک شده بود با تانک ان خانه را زده بودند . در روستای طوز یکی از مسئولین یکتی به یکی از فرماندهان مجاهدین مراجعه می کند و میگوید برای مذاکره امده است که صحبت کند و اجازه عبور بگیرد که از این منطقه عبور کنند انها با مجاهدین کاری ندارند می گوید باشد به ایست بروم به مسئولم بگویم و جواب بیاورم که می اید به توپچی تانک می گوید ان فردی که کنار دیوار ایستاده را نشانه بگیر و شلیک کن و فرد مذبور هم فرمان را اجرا می کند . از این شاهکارها زیاد بود و نقل نبات محفل ها شده بودکه دستور تشکیلاتی دادند که دیگر در این رابطه ها صحبت نشود .

در همان ایام تلویزیون سیمای حقارت تا مدت ها از شاهکارهای هلیکوپترها در آن درگیری ها که دارند شلیک می کنند ویا با نفربر از روی اجساد عبور کرده و….. را نشان می داد و بعد به خاطر واکنش های منفی در بیرون از مناسبات و در مناسبات انها را دیگر پخش نکرد .

اما از همه مهمتر و شیرین تر سخنان خود مسعود خان در پیش ارباب است که در باره این خوش خدمتی ها و بظل و بخشش خون رشیدترین فرزندان ایران زمین که به خاطر حفظ ارباب ریخته شده است را بشنویم ( پیشنهاد م این است که یک بار این قسمت از فیلم را حتما ببینید .)

نقل از مسعود رجوی است که در این ملاقات رجوی – ابریشم چی – داوری هستند و نفر مخاطب سپهبد طاهر حبوش است :

( حال آقای رئیس جمهور چه طور است .اول باید یک چیزی را متقابلا بگویم . از کلمات محبت امیز آقای رئیس جمهور تشکر می کنم و البته ما چیزی جز وظیفه خودمون انجام ندادیم و نیازی نبود که چیزی را مکتوب کنیم . شما بهتر می دانید که در چه نقطه ای دقیقا ما دستمان را رد دست یک دیگر گذاشتیم رابطه و سرنوشت ما به یکدیگر گره خورده است .

سرنوشت ما واحد است .خون های ما در هم آمیخته است .می دانید که این تعارف نیست و قابل تصویرو تعبیر نیست و فکر می کنم که برای ما کامل شد . هر چیزی که علیه شما است بطور طبیعی علیه ما هم است و امنیت ما یکی است ضربه که می خوریم یکی است . )

هم وطنان عزیز : برای این فرقه فقط ارباب عوض شده است اتفاقا این یکی ها خیلی بهتر از ان قبلی ها است اینها غرب گرا هستند و مدرن زبان هم را بهتر می فهمند به خصوص به لحاظ مالی و…..در مقاله بعدی به آن می پردازم .

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24418

سالگردعملیات کردکشی توسط فرقه داعش صفت رجوی 

سید امیر موثقی، کانون آوا، دوم آوریل ۲۰۱۶:… بله رجوی چون خود فروخته و شکست خورده بود میخواست که با خوشخدمتی به دولت عراق و صدام حسین برای چند صباحی بیشتردرعراق ماندن به کمک دولت درهم و برهم صدام درآن زمان برود وهم اینکه کمکی به ارتش در منطقه کرده باشد و به همین دلیل از طرف دولت عراق ماموریت پذیرفت تا مانع ازهجوم کرد ها از منطقه کردی به شمال عراق شود چرا که در زمان جنگ کویت، دولت عراق توسط … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

لینک به منبع

سالگردعملیات کردکشی توسط فرقه داعش صفت رجوی

درروزهای گذشته فرقه تروریستی رجوی با آب و تاب تمام شرو ع به بازنگری سلسله عملیاتهای مروارید ویا به عبارتی بهترکردکشی کرده است. چراو به چه دلیل فرقه رجوی در زمانی که عراق با کشور کویت در جنگ بود در زمینهای کفری پایگاه های زیر زمینی مخفی درست کرد، نیرو ها را از اشرف به منطقه کفری برد و درآنجا در زندگی سنگری اسکان داد؟ آیا این دستورازطرف ریئس جمهوروقت آن زمان عراق صدام حسین بود؟ چرا فرقه رجوی خودش را در جنگ کویت سهیم میدانست؟ چرا وبه چه دلیل ارتش عراق توپ و تانک و زره پوش و انبوهی امکانات و تجهیزات وادوات نظامی دراختیارفرقه رجوی گذاشت چه قبل و چه بعد ازعملیات مروارید ویا به عبارتی درست ترعملیات کرد کشی؟

بله رجوی چون خود فروخته و شکست خورده بود میخواست که با خوشخدمتی به دولت عراق و صدام حسین برای چند صباحی بیشتردرعراق ماندن به کمک دولت درهم و برهم صدام درآن زمان برود وهم اینکه کمکی به ارتش در منطقه کرده باشد و به همین دلیل از طرف دولت عراق ماموریت پذیرفت تا مانع ازهجوم کرد ها از منطقه کردی به شمال عراق شود چرا که در زمان جنگ کویت، دولت عراق توسط ارتش امریکا و نیروهای دیگرازبین رفته بود وصدام خطرسرنگونی را از طرف نیروهای مخالف خود به خوبی حس کرده بود. به همین دلیل بود که فرقه رجوی با تمام و کمال واردعملیات شد در شمال عراق از منطقه کفری تا سلیمان بک و جلولا و خانقین تا ارتفاعات مرزی. بله مجاهدین در آن زمان به هیچکس رحم نکردند وهمواره می گفتند نیروهای سپاه پاسداران و سپاه قدس هستند که دارندعملیات میکنند برای دستگیری واسارت تک تک مجاهدین وبردن آنها به تهران. در صورتی که بگفته شاهدان عینی درمنطقه جلولا همه وهمه نیروهای کردی بودند که به دست فرقه رجوی کشته شدند و به زیرتانک ها له شدند. درآنزمان فرقه رجوی در دل صدام جا گرفت کشته های بسیاراز فرقه رجوی بر زمین ماند آنها را درگورستان اشرف به خاک سپردند و سپس رجوی توپ و تانک بیشتری از صدام در یافت کرد و چمدانهای دلار که بعدا فیلم هایش را رسانه های عربی بعد از سرنگونی دولت صدام پخش کردند. بله رجوی همواره با مزدوری و خیانت و سفله گری تمام در دنیای سیاست خودش را لجن مال کرد و امسال هم برای پیام سال ۱۳۹۵ خودش را نشان نداد و در سوراخ خود به خزیدن ادامه داد. آخر مگر میشود جنبشی به شکوه و عظمت فرقه رجوی یک پارچه از ارزشهای سیاسی، ایدولوژیکی، استراتژیکی، معنوی و مادی خود دست بکشد. آخرمگرتا به امروز دیده اید که جنبشی بی سرو ابتر به مبارزه ادامه دهد بله این را به خوبی میتوان در مراسم های نوروزی فرقه رجوی در کشورهای اروپائی و امریکا مشاهده کرد که شعارسرنگونی و می بریمش به تهران همه و همه پوچ و بی محتوا بوده وهست وهمش چرندیات خود ساخته رجوی پسندانه بوده است.

سید امیر موثقی

آلمان کلن

***

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

بهزاد علیشاهی: آقای رجوی کجای معادله سرنگونی ایستاده؟ درباره پیام مسعود رجوی خطاب به خامنه ای و رفسنجانی

بهزاد علیشاهی: گره زدن بر بادی هیچگاه بر مراد نرفته است

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20002

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:… نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه …

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقمحمد حسین سبحانی: غروب یک استراتژی، برگی از تاریخ

لینک به منبع

خاطراتی از فصای بعد از فروغ جاودان از قرارگاه

نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد

چند روزی بود کسانی که زنده مانده بودند و توانسته بودند خودشان را از معرکه نجات بدهند . در قرارگاه اشرف جمع بودند. آن روز ها در هر گوشه و کنار ، در سالن عذا خوری ، اسایشگاه ها ، محوطه هر چند نفری که دور هم جمع می شدند تمام حرف ها تجزیه وتحلیل شکست عملیات دروغ جاودان بود. در تمام این محفل ها هم شخص مسعود رجوی زیر علامت سوال بود . خیلی ها بدون هیچ واهمه ای در این محفل های بیان می کردند که مسعود رجوی و ستاد فرماندهی اش باید بیایند جواب بدهند . از این مقامی که دارند همه شان باید استعفا بدهند . اولین نشست جمعی بعد از عملیات بود که فکر کنم دوهفته ای بود که نفرات به قرارگاه سابق اشرف بر کشته بودند . بعد از بلغور کردن مقداری از کتاب قران نزدیک ۲ ساعت زمان برد که از قسمت های مختلف آن را انتخاب کرده بود و بلغور می کرد. تماما در این جهت بود که این شکست خفت بار را توجیح کند. به محض اینکه مسعود رجوی اعلام کرد برای جمعبندی عملیات ، میخواهیم نظرات شما را بشنویم و جمبندی خودمان را انجام بدهیم نفرات پشت میگرون که قرار میگرفتند تماما زیر علامت سوال بردن مسعود رجوی و ستاد فرماندهی وی بود. به صراحت نفرات بیان می کردند که مسعود رجوی به عنوان فرمانده و دیگر فرماندهان باید استغفا بدهند .بطور مشخص دوست عزیزمان اقای کفائی بیش از نیم ساعت با رجوی سر این که موضع بحث می کرد بارها رجوی در این بحث و جدل محکوم شد ونتوانست جواب بدهد . نشست جمعبندی عملیات دورغ جاویدان که قرار بود مدت چهار روز با تمامی نفرات برگذار شود که هرروز میان گین ۱۵ ساعت بود. اما از آنجائی که اکثر نفرات که صحبت می کردند درواقع مسعود رجوی و سیستم فرماندهی را بی کفایت می دانستند و شخص رجوی به صلابه کشیده می شد ، با هیچ گونه تهدیدی هم نفرات از نظراتشان کوتاه نمی آمدند و تماما مقصر سران را می دانستند . بعد از پایان دومین روزبه بهانه اینکه برای مسعود رجوی کاری دیگر پیش آمده!!! نشست را به بعد موکول کردند که ادامه آن نشست دیگر برگذار نشد . دو روز بعد از آن نشست عمومی فرماندهان اعلام کردند که قرار است مسعود رجوی با افراد مجروح ملاقات کند که نفرات را آماده کردند که به نزد وی برویم . یک ساعت قبل از برگذاری این نشست برنامه کنسل شد. وقتی با یکی از دوستان که از فرماندهان بود مسله را پیگیری کردم دوستانه گفت : از این واهمه داشتند که مجدد مثل نشست عمومی بشود و نتوانند موضوع نشست و ملاقات را کنترل کنند . الان نفرات خیلی عصبی هستند چون دوستان زیادی را از دست داده اند ترجیح می دهند که الان هیچ گونه نشستی برگذار نشود تا فضا مقداری آرام بشود دو ماه بعد از آن بود که نشست صلیب را رجوی برگذار کرد که خودش را با خضرت مسیح مقاسیه می کرد . حرفش این بود که هرکس مرا می خواهد صلبیش را بردارد و بدنبال من بیاید ….. کسی که در عمل هر وقت موقع عمل بود از ترس جانش فرار کرده است . بعد از آن نشست بود که سرکوب شدید در تشکیلات شروع شد . رسما در تشکیلات اعلام کردند کسی در رابطه شکست عملیات دروغ جاویدان حق صحبت کردن ندارد و تشکیلاتا اعلام کردند ممنوع است . اگرآن سرکوب شدید شروع نمی شد و ممنوعیت ها نبود ، نه از شیر اثری می ماند نه از شیر نشان.

***

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

***

رابطه ارگانیک سازمان مجاهدین با دولت اسلامی عراق و شام ( داعش) – قسمت نهم، آخر.

محمد کرمی، وبلاگ عیاران، سی و یکم دسامبر ۲۰۱۴:… وضعیت من هم روشن است یک خط نه زندان جمهوری اسلامی از من نوشته گرفته نه زندان شاه ، تازه از زیر تیغ اعدام هم فرار کردم بودم. من هیچ وقت مسعود رجوی را باخودم یا با دیگر دوستانم که می شناسم مقایسه نمی کنم چونکه مسعود رجوی یک خائن است وباعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبار
 
 
مجاهدین خلق فرقه رجوی آلبانیمحمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و سوم نوامبر ۲۰۱۴:… از این تعداد ۵۵ نفر از افراد کهنسال هستند که به بیماری های شدید گوناگون مبتلا هستند و تعداد ۶۰ نفر هم فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات سازمان مجاهدین هستند .در این بین سازمان مجاهدین تلاش زیادی داشته که بتواند فرماندهان و مسئولین
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، یازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…  خانم مریم رجوی ایا اورسوراواز، هم کشور عراق بود! که تحریم های ظالمانه نوری المالکی سابق ، حیدر العبادی فعلی بر سازمان مجاهدین وارد کرده باشند ، نتوانید نفر بیمار را به بیمارستان ببرید. که بخاطر عدم دسترسی به دارو و دکتر نفر دچار ایست قلبی شد و جان باخت ؟! این بار کی
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … تهدید جان اعضای سازمان مجاهدین در لیبرتی جدی شده است که لابی معروف سازمان سناتور جان مکین در نامه ای به آقای جان کری وزیر خارجه امریکا *هشدار می دهد که وضعیت امنیت در بغداد در حال وخیم تر شدن است واعضای سازمان که درکمپ لیبرتی هستند در شرایط خطیری دارند قر
 
 
محمد کرمی، وبلاگ عیاران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … مهمترین مسله این است که طبق قانون شورای ملی مقاومت مجاهدین بدون حضور مسئول شورا هیچ قانونی را نمی توان تصویب یا حذف کرد .درثانی برای تصویب هر قانونی در شورا باید نیم به علاوه یک اعضا حضور داشته باشند ( یعنی بیش از ۳۷۰ عضو). دراین جلسه اولا مسعود رجوی به عنوان مسئ