تبریک به آقای کریم غلامی. خانواده و عشق، دشمن عقیدتی مجاهدین

تبریک به آقای کریم غلامی. خانواده و عشق، دشمن عقیدتی مجاهدین

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و ششم ژوئن 2015:… اما خوشبختانه، در هفته های گذشته خانواده آقای غلامی بعد از بیش بیست و پنج سال از طریق سایت هایی که نوشته و عکس های ایشان منتشر میشود، خانواده شان توانسته اند ایشان را پیدا کنند و مادر پیر و چشم انتظار و همینطور خواهر و برادر ایشان، توانستند صدای او را بشنوند. این خبر یک تبریک و شاد باش به ایشان دارد و یک کور باد چشم بد خواهان …

مسعود خدابنده، هافینگتون پست: امریکا باید مقاصدش از مذاکرات با ایران را روشن کندمهراد ساغرچی: توافق هسته ای و پیامد های آن

لینک به منبع

تبریک به آقای کریم غلامی

خانواده و عشق، دشمن عقیدتی مجاهدین

بر خلاف ادعای رهبری مجاهدین که امکان تماس و ارتباط با خانواده ها را برای نیروهایش برقرار میکرده، نه تنها اینها شعارهای بی معنی و پوچ بوده است بلکه حتی برای کسانی که واقعا در یک شرایط خاص به سر می بردند کمترین حرکت انسانی نمیکردند، منجمله برادر و هموند عزیزم، آقای کریم غلامی که از بیست سال پیش تا به امروز شاهد سختی ها و زجرهای فراوان جسمی و روحی ایشان توسط سازمان مجاهدین و تشکیلات مافیایی آن بودم. کریم غلامی از سال ۶۷ به بعد، بدلیل اصابت ترکش های فراوان در درون سازمان مجاهدین، دچار ضایعه نخاعی شد، از آن به بعد بدلیل هم خوان نبودن کریم با شعارها و رجز خوانی های مستمر رهبری مجاهدین، همیشه از داشتن کمترین امکانات رفاهی و روحی در سازمان محروم بود، منجمله با اینکه سازمان امکان ردیابی هر خانواده ای را داشت، اما هرگز برای کسانی که نور چشمی رهبری عقیدتی نبودند، کمترین شانسی وجود نداشت و کریم هم از این بی حرمتی، در امان نبود. اما خوشبختانه، در هفته های گذشته خانواده آقای غلامی بعد از بیش بیست و پنج سال از طریق سایت هایی که نوشته و عکس های ایشان منتشر میشود، خانواده شان توانسته اند ایشان را پیدا کنند و مادر پیر و چشم انتظار و همینطور خواهر و برادر ایشان، توانستند صدای او را بشنوند. این خبر یک تبریک و شاد باش به ایشان دارد و یک کور باد چشم بد خواهان، که همیشه در سالیان انسانها را از کمترین عواطف محروم کردند. امیدوارم، سایر دوستانی که تا بحال نتوانسته اند خانواده خود را پیدا کنند، هر چه زودتر چشم و دلشان روشن شود و همینطور آقای غلامی بتوانند با کمک دولت آلمان، با خانواده خود دیدار داشته باشند و رجوی ها هم روزی باید پاسخگوی این همه درد و سختی بیهوده که به انسانها وارد کردند باشند.

مهرداد ساغرچی ـ ۲۴.۰۶.۲۰۱۵

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18519

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت دوازدهم)

کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم می ۲۰۱۵:… مهمترین واقعه درونی مجاهدین در این سال، نشست جمعی ۵ روزه ای بود که نام آن را تنگه و توحید گذاشتند. در این ۵ روز، مسعود رجوی تلاش کرد تا انقلاب ایدئولوژیک را به خورد مجاهدین بدهد. یعنی به نوعی انقلاب کردن را برای مجاهدین اجباری شد. هر چند انقلاب ایدئولوژیک ساخت مسعود رجوی در سال ۱۳۶۴ اعلام شد، ولی این انقلاب شکل و کار کرد خاصی نداشت …

گزارش کمپ لیبرتی 6گزارش چهارم ایران اینترلینک از بغداد، اکتبر ۲۰۱۴ (انگلیسی)
اعضای مجاهدین خلق در سنین بازنشستگی، گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتی

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقازظرف ایدئولوژیک ” اشرف ” تا کمپ آوارگان ” لیبرتی ( بخش نخست نگاهی به عملیات فروغ)

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت اول: مقدمه)
لینک به قسمت دوم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت دوم: پذیرش مجاهدین)
لینک به قسمت سوم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سوم)
لینک به قسمت چهارم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت چهارم)
لبنک به فسمت پنجم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت پنجم)
لینک به قسمت ششم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت ششم)
لینک به قسمت هفتم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت هفتم)
لینک به قسمت هشتم (بخش اول)
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت هشتم بخش اول)
لینک به قسمت هشتم (بخش دوم)
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت هشتم بخش دوم)
لینک به قسمت دهم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت دهم)
لینک به قسمت یازدهم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت یازدهم)

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت دوازدهم)

آغاز دوران تاریک فروپاشی درونی مجاهدین (بخش سوم)

در ۱۰ فروردین سال ۱۳۶۹ من از بیمارستان مرخص شدم و به مقر پشتیبانی که آن زمان به آن ۵۰۰ می گفتند، منتقل شدم. مدتی در قسمت مالی تدارکات و بعد در بخش سانترال تلفن و بخش تاسیسات کار کردم و در خرداد سال ۱۳۷۰ به قسمت مخابرات منتقل شدم.

مهمترین واقعه درونی مجاهدین در این سال، نشست جمعی ۵ روزه ای بود که نام آن را تنگه و توحید گذاشتند. در این ۵ روز، مسعود رجوی تلاش کرد تا انقلاب ایدئولوژیک را به خورد مجاهدین بدهد. یعنی به نوعی انقلاب کردن را برای مجاهدین اجباری شد. هر چند انقلاب ایدئولوژیک ساخت مسعود رجوی در سال ۱۳۶۴ اعلام شد، ولی این انقلاب شکل و کار کرد خاصی نداشت. برای همین نگاه مجاهدین تا آن زمان با انقلاب ایدئولوژیک یک موضوع مترقی و معنوی بود. زیرا شعار انقلاب رهایی زن در قدم اول و رهایی انسان در قدم دوم بود. از آنجایی که در جامعه ایران، بخصوص بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ زن و آزادیهای زنان و سرکوب زنان موضوع مطرحی بود، بسیاری از تفکرها و گروه ها شعار رهایی زنان و آزادیهای زنان را می دادند. مردم به آن به عنوان یک دیدگاه مترقی و مدرن نگاه می کردند. از این رو بسیاری از گروه ها و اشخاص بطور واقعی و یا برای پیش برد منافع گروهی و شخصی از این شعار استفاده می کردند و از آنجایی که اعضای مجاهدین (به شکل کلی) متشکل شده از قشر روشنفکر جامعه ایران و خواهان آزادی های زنان بودند، با انقلاب ایدئولوژیک سال ۱۳۶۴ با شعار رهایی زنان را پذیرفته بودند.

نشست ۵ روزه تنگه و توحید، شروع فرم و شکل گیری انقلاب ایدئولوژیک بود. چرا مسعود رجوی نام این نشست را تنگه و توحید گذاشته بود؟ بعد از عملیات فروغ جاویدان، تنگه در مجاهدین به یک اصطلاح تبدیل شده بود. زیرا مجاهدین در این عملیات در تنگه چارزبر حدود پنجاه کیلومتری کرمانشاه، توسط سپاه و ارتش ایران متوقف شدند. نشست حول این موضوع بود که مجاهدین به چه دلیل در تنگه گیر کردند و راه حل عبور از تنگه چیست؟ دلیلی که مسعود رجوی برای گیر کردن مجاهدین در تنگه تراشید، موضوع ایدئولوژیک بود. یعنی مجاهدین با تمام توان خود و با تمام ذهن و فکر خود در عملیات شرکت نکرده و بخش زیادی از انرژی آنها صرف تمایلات شخصی و خواسته های شخصی می شد. اما راه حلی که مسعود رجوی برای این موضوع ارائه داد، ذوب شدن همه نیروها در رهبری بود. بدین منظور مسعود رجوی خود را توحید نامید.

ولی واقعیت این است که شکست سنگین و خونین مجاهدین در عملیات فروغ جاویدان، فقط و فقط عدم صلاحیت رهبری مجاهدین بود. پیشآپیش پر واضح بود که این عملیات با شکست روبرو خواهد شد. نه طرح عملیات و نه لجستیک و نه نیروی پشتیبان و جایگزین نبود. از همه مهمتر، قوای نظامی و رزمی نیروهای مجاهدین در حدی نبود که بتوانند تا عمق خاک ایران نفوذ بکنند و آن را تسخیر و کنترل و نگه داری بکنند. ماکزیمم توان رزمی و نظامی مجاهدین، عملیات چلچراغ بود. البته تصرف یک شهر مرزی با پشتیبانی هوایی و توپخانه ارتش عراق. اما راه حل ارائه داده شده توسط مسعود رجوی، یک راه حل ایدئولوژیک بود. صورت مسئله گیر کردن در تنگه و یک ناتوانی نظامی و استراتژیک بود. اما راه حل آن ایدئولوژیک و ذوب شدن در رهبری بود. این صورت مسئله و راه حل را جلو هر کس که بگذاریم، برایش قابل استدلال نخواهد بود. چنان که گذشت زمان نشان داد که نه تنها راه حلی برای شکست مجاهدین نبود و نیست بلکه آنها را از درون متلاشی کرد، انقلاب ایدئولوژیک مسعود رجوی فقط سرپوشی برای شکست های خود بود تا بتواند با آن هر صدایی را سرکوب بکند.

در این نشست، مسعود رجوی مطرح کرد که هر فردی باید تنگه خود را پیدا بکند و با کنار زدن آن، با ذوب در توحید یعنی مسعود رجوی، به یگانگی برسد تا بتواند در عملیات سرنگونی رژیم ایران تمام توان خود را بگذارد تا سرنگونی را محقق بکند. در همین نشست بود که موضوع “دو سال” مدت مطرح شد. مسعود رجوی گفت که با این انقلاب تا دو سال دیگر رژیم ایران سرنگون خواهد شد. مسعود رجوی در نشست های جمعبندی که هر دو سال یکبار می بر قرار می کرد ادعا می کرد که تا دو سال دیگر رژیم ایران سرنگون خواهد شد. البته از آن دو سال اولیه مطرح شده توسط مسعود رجوی تا کنون ۲۵ سال گذشته است. طی این ۵ روز بعضی ها از خودشان گزارش نوشتند که انقلاب کرده اند و در رهبری ذوب شده اند. یکی از این گزارشات، مربوط به فردی به اسم آیدین بود که گزارشش در نشست خوانده شد و مسعود رجوی او را به عنوان یکی از شاخص های انقلاب کرده معرفی کرد. بگذریم مطالبی که او در گزارش انقلاب خودش نوشته بود، بسیار مشمئز کننده بود. این فرد در سال ۱۳۷۰ بعد از جنگ خلیج و سخت شدن شرایط در عراق جزو اولین کسانی بود که از عراق فرار کرد.

در همین سال ۱۳۶۹ بود که متوجه شدم در مرکز اشرف، در حال ساخت و ساز هستند. از هر کسی هم که سئوال کردم، هیچ نمی دانست. مطرح شده بود که در آن محل یک تصفیه خانه آب درست می کنند. در حالی که اشرف یک تصفیه خانه آب داشت. این محل همان مخفیگاه مسعود رجوی بود که سال قبل بعد از کشتار مجاهدین در اشرف، عکسهای آن منتشر شد.

به نظر همه چیز به خوبی پیش میرفت و اوضاع بر وفق مراد مسعود رجوی بود تا اینکه در ۱۱ مرداد سال ۱۳۶۹ صدام حسین در یک تهاجم نظامی کشور کویت را تسخیر کرد. این موضوع روی مجاهدین تاثیر بسیاری گذاشت. چنانکه در این سال بخشی از مجاهدین فروریخت. خیلی ها مجاهدین را ترک کردند. مجاهدین تلاش کردند تا آنجا که می توانند سوخت و آذوقه ذخیره بکنند. بچه های کوچک را به خارج فرستادند. جدایی اجباری کودکان از پدر و مادرشان یکی از جنایت هایی بود که مسعود رجوی در این سال مرتکب شد. با گذشت این همه سال، هنوز این زخم ترمیم نشده است.

ادامه دارد

***

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

Khodabandeh, June 2014: Maryam Rajavi’s annual Rally in Villepinte. This year promoting ISIS, MEK, Saddamists – Everyone Loses

مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
 Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

***

همچنین:

نامه سرگشاده به باراک اوباما(به نقض مستمر حقوق بشر در درون مجاهدین خلق، فرقه رجوی، توجه کنید)

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…افراد این سازمان هم اکنون بدون اراده تصمیم گیری در چنبره اختیارات فرقه ای اسیر هستند. حضور اجباری در اردوگاه لیبرتی درعراق و اصرار سازمان مجاهدین برروی تصمیم خودش که افراد را در آنجا نگاه داشته و مانع از رسیدگی نرمال سازمانهای حقوق بشری شده است. به این وسیله

نگاهی به ضوابط شورا

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … در پروسه زمان هر چه بیشتر تحلیل ها و وعده های هزار و یک شب و توخالی مجاهدین در مورد تحولات ایران به گل و خاک مینشیند به تدریج شرایط برای حفظ نیروها و هواداران نیز دشوارتر میشود، حال میتوان گفت به شنوندگانی که همیشه با شک به گفته های جدا شده ها و فرار کرده ها

در خانه اگر کس است یک حرف بس است

مهراد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۴: … آن وقت که پرده ها برون افتد و آقای رجوی مجبور شوند در مقابل دوربین به سوالات پاسخ بدهند را نیز ببینم. اما چه خوش خیالی و خوش باوری بیهوده ای که در این ده سال خانم رجوی که در پاریس مستقر هستند، فقط در محیط هایی که هیچ امکان سوال و جواب نباشد، حضوری داشته اند و همین ب

چگونه فروختن کولر گازی باعث ریزش افراد شد!

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … شاید در لحظه اول این جمله کمی مضحک و خنده دار باشد. یعنی چی که کولر گازی باعث ریزش افراد میشود؟ داستان به ایام بعد از هفده ژوئن سال ۲۰۰۳ برمیگردد. ده سال پیش در یک چنین روزهایی من و بسیاری از دوستان در شرایطی فوق تصور با استرس و وحشت روز را به شب میرساندیم. همه ی چند هزا