جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت سیزدهم ( زمان سرنگونی؟ – پنجاه سال دیگر!)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت سیزدهم ( زمان سرنگونی؟ – پنجاه سال دیگر!)

ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، شانزدهم فوریه 2016:…  اخبار رسیده از درون سازمان مجاهدین خلق حاکی از آن است که این روزها فرقه رجوی اصلا حال خوشی ندارد و مسئولین فرقه هم کاملا بر این امر واقفند. تمامی پیش بینی ها و ترفند های رهبری این فرقه تاکنون غیر کارساز بوده و جریان مسئله داری روز به روز شدت بیشتری گرفته است. کاسه صبر بسیاری از اعضا و هواداران و حتی مسئولین لبریز شده و علنا شکایت دارند که تا کی …

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014

مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۸)

https://iran-interlink.org

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

لینک به قسمت اول:
جریان مسئله داری در سازمان مجاهدین خلق و سخنی با هواداران (چو می بینی که نابینا و چاه است ..)
لینک به قسمت دوم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – ادامه (شماره دو)

لینک به قسمت سوم:

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت سوم)
لینک به قسمت چهارم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)
لینک به قسمت پنجم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت پنجم (مارها هر جا پیدا میشوند)
لینک به قسمت ششم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت ششم
لینک به قسمت هفتم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت هفتم
لینک به قسمت هشتم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت هشتم (سالگرد تأسیس و مسئول اول جدید)
لینک به قسمت نهم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت نهم (ایجاد پادگان فرقه ای جدید در آلبانی)
لینک به قسمت دهم

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دهم (بن بست استراتژیک و بحران نیرو)
لینک به قسمت یازدهم
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت یازدهم (اعلام خطرعلنی توسط مسئولین مجاهدین)
لینک به قسمت دوازدهم

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوازدهم (سکوت در برابر فرقه های مخرب جایز نیست)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت سیزدهم

پاسخ به سؤال “زمان سرنگونی؟” – پنجاه سال دیگر!

 ابراهیم خدابنده 2015اخبار رسیده از درون سازمان مجاهدین خلق حاکی از آن است که این روزها فرقه رجوی اصلا حال خوشی ندارد و مسئولین فرقه هم کاملا بر این امر واقفند. تمامی پیش بینی ها و ترفند های رهبری این فرقه تاکنون غیر کارساز بوده و جریان مسئله داری روز به روز شدت بیشتری گرفته است. کاسه صبر بسیاری از اعضا و هواداران و حتی مسئولین لبریز شده و علنا شکایت دارند که تا کی باید به وعده های مسعود رجوی دل خوش کرد.

یک روز باید چشم امید به آمدن بوش و روز دیگر چشم امید به رفتن مالکی بدوزند؛ با وعده های شش ماه و یکسال و دو سال و خارج شدن از لیست تروریستی و غیره دل خوش کنند؛ در نهایت هم خود را زائده اتحاد صهیونی – وهابی در منطقه و در کنار القاعده و داعش ببینند و امیدوار باشند تا شاید جنگ طلبان آمریکائی کاری از پیش ببرند.

مسئولین فرقه رجوی علنا نسبت به شرایط موجود ابراز نگرانی و احساس خطر کرده و هشدار داده اند. ظاهرا سؤال “زمان سرنگونی جمهوری اسلامی؟” به صورت مداوم توسط اعضا و هواداران تکرار شده و در خصوص آن پاسخ روشن و قاطع خواسته اند. در این رابطه تشدید حرارت نشست های عملیات جاری نه تنها کارساز نبوده بلکه به ضد خود تبدیل شده است.

به قرار اطلاع در همین رابطه، برای کاستن فشارهای وارده از بابت این سؤال و راحت کردن خیال افراد، نشستی تشکیلاتی در آلبانی برای اعضا گذاشته اند و بعد از مقدمه چینی های معمول در پاسخ به این سؤال مطرح کرده اند که سرنگونی جمهوری اسلامی زودتر از 50 سال دیگر محقق نخواهد شد. آنان به صراحت اعلام نموده اند که سرنگونی در کوتاه مدت عملی نیست و باید برنامه دراز مدت برای آن ریخت.

از قرار معلوم فضای تیرانا مثل اشرف و لیبرتی بسته نیست و فرقه امکان کنترل کامل و مطلق ندارد و لذا اعتراضات بیشتر و صریح تر ابراز میشوند و همین امر تشکیلات را مجبور ساخته تا به زبان اشهد خود به غلط بودن تمامی پیش بینی ها و برنامه هایش اعتراف کند. فرقه رجوی از تمامی شیوه های کنترلی از جمله قرار دادن نگهبان در پشت پنجره ها که مدام محوطه را زیر نظر داشته باشند استفاده کرده اما مسئله داری نیروها فراتر از آن است که با این شیوه ها قابل کنترل باشد.

اعلام چنین موضوعی در یک نشست بالای تشکیلاتی در تیرانا که البته قرار است در سطوح دیگر و جاهای دیگر نیز به تدریج مطرح گردد نشان از آن دارد که دیگر وعده و وعیدهای رجوی کارساز نبوده و جریان مسئله داری درونی به شکلی درآمده که مشغول نگاه داشتن نیروها با اوهام و خیالات امکان پذیر نیست.

حال در این خصوص سؤالات دیگری مطرح میشود. واقعا رجوی از چه زمانی به این نتیجه رسید که سرنگونی در کوتاه مدت عملی نیست؟ چه عاملی موجب رسیدن به این نتیجه گیری شد؟ آیا این مدت خود رجوی بهتر از هر کس دیگر به این امر واقف نبود و بی جهت نیروها را به کشتن نداد و عمر آنان را تلف نکرد؟ در حال حاضر او با اقرار به این موضوع چه بهره برداری میخواهد بکند؟ در ضمن آیا رجوی 50 سال دیگر را خواهد دید تا آنزمان پاسخگو باشد؟ و سؤال مهمتر اینکه چرا مسعود رجوی کلا همیشه آخرین کسی است که به واقعیات اذعان میکند؟

به یاد داریم که مسعود رجوی در نشست ماه رمضان سال 1389 در تفسیر آیه 57 از سوریه انبیاء گفت: “ما سوگند خورده ایم که رژیم را سرنگون کنیم و از آن کوتاه نمی آئیم و هیچ گروه و کسی جز ما باقی نمانده است. همه از بین رفته اند. علتش اینست که ما سوگند خورده ایم. سرنگونی، سرنگونی، سرنگونی. و روی این حرف باقی می مانیم.” البته فعلا رجوی تحقق این سوگند را به 50 سال دیگر که اثری از خودش و از ما باقی نخواهد بود موکول کرده است. 

وضعیت فعلی مسعود رجوی و فرقه اش، پاسخ اتودینامیک تاریخ به کسانی است که برای منافع مقطعی اصول را قربانی کرده و تلاش می نمایند تا با فرصت طلبی و دست زدن به هر جنایت و خیانتی به قدرت برسند. سرنوشت رجوی جدا از سرنوشت سایر رهبران فرقه ای که تصور کرده اند با فریب و نیرنگ می توان به قدرت پایدار رسید نخواهد بود.

راستی مسعود رجوی کجاست؟ اصلا خبری نیست!

ابراهیم خدابنده

25 بهمن 1394

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23483

من چه کار غلطی انجام داده ام؟

ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، دوم فوریه ۲۰۱۶:…  دکتر مسعود بنی صدر در کتاب شرح زندگی خود با عنوان “خاطرات یک شورشی ایرانی” که بعد از جدا شدنش از سازمان مجاهدین خلق به رشته تحریر در آورده نوشته است: «در تاریخ بیستم فوریه (۱۹۹۷) رجوی خودش به من زنگ زد. . . او از من خواست که برای نشست شورای ملی مقاومت به عراق بروم. ضمنا این فرصتی خواهد بود …

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلقتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

https://iran-interlink.org

من چه کار غلطی انجام داده ام؟

ابراهیم خدابنده 2015دکتر مسعود بنی صدر در کتاب شرح زندگی خود با عنوان “خاطرات یک شورشی ایرانی” که بعد از جدا شدنش از سازمان مجاهدین خلق به رشته تحریر در آورده نوشته است:

«در تاریخ بیستم فوریه (۱۹۹۷) رجوی خودش به من زنگ زد. . . او از من خواست که برای نشست شورای ملی مقاومت به عراق بروم. ضمنا این فرصتی خواهد بود تا بتوانیم با هم صحبت کنیم. وی گفت “من چه کار غلطی انجام داده ام؟ چرا بایستی تاوان برخورد غلط دیگران با تو را من بپردازم؟ ما به افرادی که درباره تو سؤال میکنند بایستی چه بگوئیم؟”. شاید رجوی با جملاتی متفاوت میتوانست مرا ترغیب کند که حداقل حرف های او را بشنوم. ولی در این جا نیز او خودش را به عنوان فردی پاک، بی گناه و مبرا از هر گناهی معرفی میکرد. . . آخرین حرف رجوی این بود که نمیخواهد ببیند که من “خسرالدنیا و الاخره” شده ام. یعنی این که دنیا و آخرتم را از دست داده ام» (۱)

بعد از گذشت نزدیک به دو دهه از این واقعه که البته اکنون شرایط سازمان متفاوت گردیده و به بن بست کامل رسیده است، آیا رجوی بدون اینکه طبق سیاق ثابت بخواهد تقصیر را به گردن دیگران بیندازد، حقا میخواهد بداند که چه کار غلطی انجام داده است؟ فراموش نشود که او در تمامی مراحل کار تنها تصمیم گیرنده و مسئول نخست سیاست ها و عملکردها بوده است.

اولین کار غلط رجوی اقدام به قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ در شرایطی بود که میهن مورد تجاوز دشمن خارجی قرار داشت و بخش هائی از سرزمین مادری اشغال شده بود. او که هیچ حمایتی در این رابطه از جانب مردم ایران دریافت نکرد و برعکس مورد خشم آنان قرار گرفت به اشتباه تصور میکرد در وضعیتی که تمامی قوای نظامی و انتظامی و امنیتی کشور درگیر دفع دشمن متجاوز هستند، و غرب هم پشتیبان صدام حسین و علیه ایران است، شرایط برای قبضه کردن قدرت مهیاست. جاه طلبی و البته بی خردی رجوی موجب شد تا سازمان مجاهدین خلق را بی دلیل به منظور کسب قدرت سریع به قربانگاه ببرد. اقدام به ترورهای گسترده و بی هدف که اغلب شامل افراد عادی جامعه هم میشد شکست رجوی در این استراتژی را تضمین کرد.

کار غلط دوم البته راه انداختن انقلاب ایدئولوژیک در سال ۱۳۶۴ برای سرکوب مخالفان و منتقدان و البته مطلق کردن رهبری خودش بود. مسعود رجوی در این رابطه گام نخست را در جهت تبدیل سازمان مجاهدین خلق به یک فرقه مخرب کامل العیار برداشت و البته تا آخر خط هم پیش رفت. از آن پس مسعود رجوی رهبر خود انتصابی، مادام العمر، و بلامنازع سازمان مجاهدین خلق شد که هیچ نظر مخالفی را تحمل نمیکرد. تاریخ نشان داده است که فرقه ها هرگز سرانجام خوشی پیدا نکرده و هرگز به پیروزی نرسیده اند.

و اما کار غلط سوم که موجب از دست رفتن تتمّه مشروعیت سازمان شد رفتن به عراق در سال ۱۳۶۵ و شرکت در جنگ، البته علیه میهن و به سود دشمن متجاوز بود. رجوی باز هم خام خیالانه تصور میکرد که به این ترتیب خیلی زود قدرت را در ایران با کمک خارجی به دست خواهد گرفت و البته به زعم خودش کسی از پیروز سؤال نمی پرسد. رجوی به بالاترین نوع خیانت شناخته شده در تاریخ بشری دست زد و خود را منفور خاص و عام نمود. نیروهای سازمان مجاهدین خلق دوشادوش ارتش صدام حسین در جنگ علیه ایران شرکت کرده و به جاسوسی و اقدامات ایذائی مرزی و حتی ترورهای کور که عمدتا شهروندان عادی را هدف قرار میداد پرداختند.

غلط های رجوی بعد از آن همچنان تکرار شد و دروغ و نیرنگ اساس شیوه کار برای جذب و حفظ نیرو گردید. افراد از ترکیه با فریب به عراق برده شدند، مخالفان در اشرف زندانی و سر به نیست گردیدند، و خانواده های اعضای مجاهدین خلق پشت دروازه های اشرف چند سال چشم براه عزیزان خود ماندند اما اجازه حتی دیداری چند دقیقه ای به آنها داده نشد. رجوی بعد از سقوط صدام و از دست دادن تنها حامی دولتی خود مشوق جنگ طلبان برای حمله به ایران گردید و به سیاست خوش خدمتی های هسته ای و جنایت و خیانت ادامه داد. آخرین چشمه این سیاست ها هم البته آویختن به دامان اردوگاه صهیونی – وهابی مورد پشتیبانی جنگ طلبان آمریکائی در منطقه است که در حمایت از فرقه تروریستی داعش تجلی پیدا نمود.

در حال حاضر سازمان مجاهدین خلق در شرایط بن بست کامل از هر لحاظ قرار دارد و ریزش نیرو و مسئله داری درونی به یک جریان گسترده تبدیل شده و حتی به سطح بالاترین مسئولین هم رسیده است. از زمان سقوط صدام حسین تاکنون بین ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ نفر از این فرقه جدا شده و به معضل اصلی فرقه رجوی تبدیل گشته اند، و البته این میان مسعود رجوی هم دنیا و هم آخرت را با هم از دست داده است.

ابراهیم خدابنده ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

_______

(۱) – خاطرات یک شورشی ایرانی – مسعود بنی صدر – مترجم: فرهاد مهدوی – انتشارات خاوران – فرانسه – صفحات ۵۱۴ و ۵۱۵

(پایان)

***

مسعود بنی صدر 2014دکتر مسعود بنی صدر: زندگی در یک فرقه تروریستی و فرار از آن

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۸)

کمپ لیبرتی خانواده گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجویجریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت دوازدهم (سکوت در برابر فرقه های مخرب جایز نیست)

فرقه هاابراهیم خدابنده: فرقه های مخرب کنترل ذهن

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19179

نگاهی به سخنرانی مریم رجوی در گردهمائی در پاریس با عنوان “ایران غیر اتمی!” 

ابراهیم خدابنده،  ایران اینترلینک، پانزدهم ژوئن ۲۰۱۵:…  این گردهمائی که ظاهرا توسط فرقه رجوی برپا شده بود در واقع میتینگ راست ترین جناح های امپریالیستی و دشمنان ایران و ایرانی به نیابت از اسرائیل بود که زیر نام محمد حنیف نژاد و ادعای ماوراء چپ سازمان مجاهدین خلق و حامی طبقه کارگر گرد آمده بودند. سازمان مجاهدین خلق البته در گذشته هم از جمله در استارت زدن بحران هسته ای علیه ایران نایب …

رجوی نتانیاهوابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

https://iran-interlink.org

نگاهی به سخنرانی مریم رجوی در گردهمائی در پاریس با عنوان “ایران غیر اتمی!”

 مریم رجوی بر حسب عادت سالانه در پاریس با جمع کردن نفراتی به قول فرقه اش از ۷۰ کشور جهان و سخنرانان اجاره ای خارجی اقدام به برپائی یک گردهمائی نمود که در آن خطاب به دولت های غربی و اعضا و هواداران خود سخنرانی کرد.

ترکیب شرکت کنندگان و سخنرانان و پیام دهندگان به خوبی ماهیت و عملکرد سیاسی سازمان مجاهدین خلق و وابستگی های سیاسی وبین المللی آنرا در حال حاضر نشان میدهد. نمایندگانی از جنگ طلبان آمریکائی گرفته تا لابی اسرائیلی تا تکفیری های سوریه که البته اغلب یک عنوان سابق را هم یدک میکشیدند در این گردهمائی حضور داشتند.

این گردهمائی که ظاهرا توسط فرقه رجوی برپا شده بود در واقع میتینگ راست ترین جناح های امپریالیستی و دشمنان ایران و ایرانی به نیابت از اسرائیل بود که زیر نام محمد حنیف نژاد و ادعای ماوراء چپ سازمان مجاهدین خلق و حامی طبقه کارگر گرد آمده بودند.

سازمان مجاهدین خلق البته در گذشته هم از جمله در استارت زدن بحران هسته ای علیه ایران نایب اسرائیل بوده و نقش هائی ایفا کرده است و در حال حاضر که تنها حامی دولتی خود یعنی صدام حسین را هم از دست داده بیشتر به این وابستگی ها نیازمند است و تلاش مینماید هرچه بیشتر خود را در خدمت دشمنان ایران قرار دهد.

سالهای سال است که سازمان مجاهدین خلق از مردم ایران ناامید شده و دیگر مخاطب بیانات و موضع گیری های سیاسی اش نیست. رجوی بهتر از هر کس دیگری به میزان نفرت مردم از فرقه اش به دلیل خیانت ها و جنایت های صورت گرفته طی این سالیان واقف است و لذا در حال حاضر کلا دو مخاطب بیشتر ندارد که عبارتند از یکی سران کشورهای غربی و دیگری نیروهای سرخورده و منفعل داخلی.

این سخنرانی داری دو بخش مجزا بود:

بخش اول که خطاب آن به دولت های غربی بود به توصیف وضعیت نظام جمهوری اسلامی با محوریت برنامه هسته ای ایران و همچنین دخالت های مستقیم در تحولات عراق و سوریه و یمن اختصاص داشت. این بخش البته در کل چیزی به غیر از رله بیانات این مدت بنیامین نتانیاهو در این رابطه نبود و جالب است که عینا همان اتهام سازش با ایران از جانب اسرائیل و جنگ طلبان آمریکائی به باراک اوباما، بدون کم و کاست تکرار شده بود.

تکلیف این بخش روشن است و قبلا بارها و بارها این مطالب را از زبان کسانی که مایل به توافق هسته ای ایران با غرب نیستند و آنرا مغایر با منافع منطقه ای خود میدانند و تحریم و جنگ میخواهند را شنیده ایم و نیازی به مطالعه تکرار آنان از زبان کارگزار دست چندم آنان نیست.

اما بخش دوم سخنرانی تحت عنوان “یک جنبش سازمان یافته” صرفا برای روحیه دادن به اعضا و هواداران سرخورده و ناراضی و مسئله دار فعلی سازمان بود. واقعیت اینست که یک تشکیلات هرچقدر سازمانیافته باشد زمانی که مهر خیانت و مزدوری بر پیشانی دارد و مورد تنفر تمامی مردم ایران است نمیتواند آینده ای داشته باشد و این همان حقیقتی است که رجوی خوب میداند اما میخواهد آنرا از پیروان خود مخفی نگاه دارد.

جا داشت مریم رجوی، اگر در خصوص سازمان خود برای هوادارانش سخن میگوید، قدری صادقانه عمل نموده و جمعبندی و گزارشی جامع و واقعی ارائه میداد و به رجز خوانی های معمول که دیگر کسی را نمیفریبد و مسئله ای از کسی حل نمیکند بسنده نمیکرد.

واقعیت اینست که از زمان سقوط صدام حسین شرایط به گونه ای دراماتیک در خصوص رجوی و سازمان مجاهدین خلق تغییر کرده است. هر سال که گذشته سازمان مجاهدین خلق چه در عراق و چه در غرب شرایط بدتری پیدا کرده و در تنگنای شدیدتری قرار گرفته است. این سالیان صدها نفر از این فرقه جدا شده و به صف مخالفان پیوسته اند در حالیکه سازمان تقریبا هیچ جذب نیرو نداشته است. تمام تلاش این مدت رجوی این بوده که همین معدود نیروهای موجود را حفظ نماید.

دولت عراق به خاطر حفظ منافع امنیت ملی خود مصرانه خواهان خروج این سازمان تروریستی، که در گذشته هم پیمان رژیم بعثی و در حال حاضرهم پیمان با داعش می باشد، از خاک کشورش است اما مریم رجوی تازه سراغ خانه کدخدا را میگیرد و میگوید که آمریکا “باید لااقل بخشی از سلاحهای انفرادی مجاهدین را برای حفاظت و دفاع از خود به آنها بازگرداند”. البته مریم رجوی به این طریق میخواهد خود را برای تسلیح در برابر جمهوری اسلامی به آمریکا عرضه نماید و بگوید که هنوز میتواند کارآئی تروریستی داشته باشد، کمااینکه چنین پیشنهادهائی برای عربستان در قبال یمن هم میدهد.

تعریف و تمجید از مسعود رجوی ورشکسته سیاسی و متواری و سازمان مجاهدین خلق در بن بست مانده هم دیگر به بخش مضحک سخنان مریم رجوی در این سالها تبدیل گردیده است. این سخنرانی جز مقداری شعر و شعار های تو خالی هیچ چیز دیگری در بر نداشت و به وضوح نشان داد که سازمان مجاهدین خلق به رهبری مسعود رجوی هیچ استراتژی معینی به غیر از آویختن به دامان غرب و جنگ طلبان و جنایتکاران و تروریست های بین المللی ندارد.

در پایان خاطره ای از یک دوست قدیمی را بیان میکنم که بی ربط به این سخنرانی نیست. او سالیان عضو مجاهدین خلق بود و از آنها جدا شد و برای دیدار از وطن به ایران آمد و ملاقاتی با هم داشتیم. تعریف میکرد که یک روز چند نفر از افراد سازمان به مغازه اش مراجعه کرده و مصرانه درخواست کمک مالی نمودند. او درخواستشان را رد کرد که متقابلا آنها هم به تهدید متوسل شدند ولی او باز هم نپذیرفت. در آخر یکی از آنها گفته بود که طرف از مبارزه بریده و به دنبال زندگی رفته است. او هم پاسخ داده بود که درست است و به دنبال زندگی رفته که از نظر رجوی زندگی کردن جرم است اما هر زمان تصمیم گرفت که از زندگی ببرد و به مبارزه نوع مجاهدین خلق بازگردد مزاحم دوستان نمیشود و خودش مستقیما به جان بولتن مراجعه میکند.

ابراهیم خدابنده

۲۴ خرداد ۱۳۹۴

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسممهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

***

ولنتاین و انقلاب ایدئولوژیک رجوی

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، چهاردهم فوریه 2016:…  اما در این میان کشیشی به نام والنتینوس (یا همان ولنتاین) مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان باخبر شد و دستور داد تا ولنتاین را به زندان بیاندازند. ولنتاین در زندان بر اعتقا
ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، دوم فوریه 2016:…  دکتر مسعود بنی صدر در کتاب شرح زندگی خود با عنوان “خاطرات یک شورشی ایرانی” که بعد از جدا شدنش از سازمان مجاهدین خلق به رشته تحریر در آورده نوشته است: «در تاریخ بیست
ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، بیستم ژانویه 2016:…  تصور کلی بر این بوده است که مقولاتی مانند انقلاب ایدئولوژیک و طلاق ها و هژمونی زنان و نشست های عملیات جاری و غسل و ترد خانواده و غیره تماما منحصر به مجاهدین خلق و از ابتکارات شخص مسعود رجوی بوده و در دیگر 
ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، پانزدهم دسامبر 2015:… در خصوص مرحوم قدرخواه، وی فیلم و مستندهائی از جمله “پیدایش تولد ترور” به سفارش سازمان تهیه کرده بود. او در برخی از تولیداتش نیز به مشکلات و مسائل مالی اش اشاره میکند. از قرار اطلاع در سال 1392 سازمان تهیه یک فیلم را به وی سفارش داد که وقتی او موضوع هزین