دليل فعال شدن در عرصه سياسي

دليل فعال شدن در عرصه سياسي

Mahmoud Abbas Maryarm Rajaviمحمد ب، وبلاگ باند رجوی، هفدهم اوت 2016:…  طي يكي دو ماه اخير دو حركت سياسي سازمان مجاهدين خلق درعرصه سياسي انجام داده است كه خبرساز شد. نام اين سازمان مدفون در ميان گرد وخاك روزگار را دوباره به سر زبانها انداخت. يكي جلسه آنها در پاريس و ديگري ملاقات محمود عباس با مريم رجوي. تبليغات وسيعي كه سازمان روي آن انجام داد نشان داد كه نياز به مطرح شدن در اين شرايط يك نياز اساسي براي آنهاست. چرا؟ روزهاي … 

مزدور مریم رجوی شادمانی برای ترور عربستان سعودیرزومه مجاهدین برای استخدام دائم

لینک به منبع

دليل فعال شدن در عرصه سياسي

طي يكي دو ماه اخير دو حركت سياسي سازمان مجاهدين خلق درعرصه سياسي انجام داده است كه خبرساز شد. نام اين سازمان مدفون در ميان گرد وخاك روزگار را دوباره به سر زبانها انداخت. يكي جلسه آنها در پاريس و ديگري ملاقات محمود عباس با مريم رجوي.

تبليغات وسيعي كه سازمان روي آن انجام داد نشان داد كه نياز به مطرح شدن در اين شرايط يك نياز اساسي براي آنهاست. چرا؟

روزهاي اخير ارگان پناهندگي سازمان ملل (يو ان اچ سي آر) اعلام كرد كه سازمان مجاهدين خلق تا چهل و پنج روز ديگر يعني تا نيمه هاي سپتامبر سال جاري ميلادي، عراق را ترك خواهند كرد و آخرين نفر آنها به آلباني منتقل خواهد شد. با اعلام اين خبر، دليل و علت اصلي دست و پا زدنهاي سياسي سازمان مشخص شد.

در شرايطي كه عليرغم شعارهاي توخالي و بي محتواي آنها، مجبور شدند تمامي تشكيلات خاك عراق را ترك كنند، اكنون نياز سازمان به قدرت نمايي سياسي به مثابه تنها راه نفس آنها پس از خروج از عراق تنها و تنها علت اين تشبثات است.

خروج از عراق، را تنها نبايستي در دستگاه سياسي و يا تشكيلاتي به آن نگاه كرد. خروج از عراق، به معني ، پايان يك استراتژي و شكست يك نگاه و طرز فكر است. «ارتش آزاديبخش» تنها در عراق معنا و مفهوم پيدا مي كرد. جنگ مسلحانه تنها در خاك عراق تجسم يافته بود. «سرنگوني رژيم بصورت قهرآميز» تنها درخاك عراق مي توانست معنا و مفهوم پيدا كند. اكنون ديگر اين دكانها همه تعطيل شده است. فعاليت در خارج از كشور هيچ چيز تازه اي نيست، صدها و شايد هزاران گروه و گروهك در خارج از كشور ساليان سال است كه در بوق سرنگوني و اسقاط نظام مي دمند و به هيچ جايي هم نمي رسند. از داريوش همايون و داستان «ما هستيم» گرفته تا هخامنش و پروازهاي به تاخير افتاده اش به تهران تا گروهاي چپي و الي آخر… در اين ميان، اصلا تعداد آنها مهم نيست يكي مي تواند ده نفر دور خودش جمع كند يكي مي تواند صد نفر و يكي هم مي تواند ده هزار نفر. مهم راندمان و نتيجه عمل است كه همه آنها يكسان هستند.

نتيجه اينكه پايه اصلي تشكيلات كه «ارتش آزاديبخش» در عراق بوده است منحل شده است. سرنگوني قهرآميزرژيم ديگر هيچ پايه و نمود عملي ندارد. در آلباني كه نمي توان ارتش تشكيل داد و توپ و تانك فراهم كرد و فرمان حمله به خاك ايران را صادر كرد. پس اين خلاء را بايستي در پايه ديگر يعني پايه سياسي پر كرد. حركات جنجال آفرين و پرسر و صدا تنها چاره پر كردن اين خلاء از طرف تشكيلات تشخيص داده شده است كه با استفاده از آن بتوان خروج از عراق را تحت شعاع قرار داد و اينطور نشان داد كه «با خروج از عراق، پايه سياسي ما چندين برابر گسترش پيدا كرده است»

در حاليكه واقعيت امر بسيار بسيار فاجعه بار تر از آن چيزي است كه سازمان در بيرون نشان ميدهد. تشكيلات منتقل شده به آلباني، در يك ساختمان بزرگ نگهداري مي شوند كه حتي بخاطر اينكه «دچار فاكت جيم» نشوند، شيشه هاي پنجره ساختمان را هم با روزنامه پوشانده اند. يعني روي يك عنصر تشكيلاتي با سي يا چهل سال سابقه حرفه اي در تشكيلات نمي توانند هيچ حسابي باز كنند. حتي به اندازه يك هوادار دورشان در فلان شهر اروپا نيز نمي توان روي آنها حساب باز كرد. اين خسيسه تشكيلات فرقه اي است. اگر غير از اين باشد شيرازه آن از هم مي پاشد كما اينكه در مورد جدا شدگان از تشكيلات در آلباني ميتوان ديد. آنها نه تنها هيچ هواداري از سازمان نمي كنند و هيچ حرفي از آنها در صفحات فيس بوك و مكالماتشان نمي زنند، بلكه در خيلي از موارد ابراز انزجار نيز مي كنند.

نكته ديگر اولين نمود از «مرگ رجوي» را نيز در انتقال ساكنان به خارج از عراق مي توان ديد. رجوي در صورتي كه زنده بود هرگز تن به خروج از عراق نمي داد مگر اينكه يك كشتار جمعي ديگري مثل اشرف البته در ابعاد بزرگتر انجام ميشد. كما اينكه ساليان قبل بارها و بارها گفته بود كه من به همراه ارتش يا جمعي كشته مي شويم يا از عراق به خاك خودمان مي رويم. اعلام زودرس مرگ رجوي توسط تركي فيصل، سازمان را به اين عمل واداشت كه زودتر و قبل از اينكه مرگ او بتواند تشكيلات را بلرزاند، آنها را به آلباني منتقل كنند.

*** 

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26238

چند مطلب پیرامون ملاقات فرمایشی محمود عباس و مریم قجر عضدانلو (+ اخبار اعتراض فلسطینیان) 

Mahmoud Abbas Maryarm Rajaviمحمد ب، علیرضا نصراللهی، میر باقر صداقی و پیوند رهایی، ششم اوت ۲۰۱۶:… واقعیت امر بسیار بسیار فاجعه بار تر از آن چیزی است که سازمان در بیرون نشان میدهد. تشکیلات منتقل شده به آلبانی، در یک ساختمان بزرگ نگهداری می شوند که حتی بخاطر اینکه «دچار فاکت جیم» نشوند، شیشه های پنجره ساختمان را هم با روزنامه پوشانده اند. یعنی روی یک عنصر تشکیلاتی با سی یا چهل … 

محمود عباس مریم رجوی مزدوران سابق صدام وم امروز سعدیجیبوتی ِ، محمود عباس و مجاهدین

دلیل فعال شدن در عرصه سیاسی

محمد ب، وبلاگ باند رجوی
لینک به منبع

طی یکی دو ماه اخیر دو حرکت سیاسی سازمان مجاهدین خلق درعرصه سیاسی انجام داده است که خبرساز شد. نام این سازمان مدفون در میان گرد وخاک روزگار را دوباره به سر زبانها انداخت. یکی جلسه آنها در پاریس و دیگری ملاقات محمود عباس با مریم رجوی.

تبلیغات وسیعی که سازمان روی آن انجام داد نشان داد که نیاز به مطرح شدن در این شرایط یک نیاز اساسی برای آنهاست. چرا؟

روزهای اخیر ارگان پناهندگی سازمان ملل (یو ان اچ سی آر) اعلام کرد که سازمان مجاهدین خلق تا چهل و پنج روز دیگر یعنی تا نیمه های سپتامبر سال جاری میلادی، عراق را ترک خواهند کرد و آخرین نفر آنها به آلبانی منتقل خواهد شد. با اعلام این خبر، دلیل و علت اصلی دست و پا زدنهای سیاسی سازمان مشخص شد.

در شرایطی که علیرغم شعارهای توخالی و بی محتوای آنها، مجبور شدند تمامی تشکیلات خاک عراق را ترک کنند، اکنون نیاز سازمان به قدرت نمایی سیاسی به مثابه تنها راه نفس آنها پس از خروج از عراق تنها و تنها علت این تشبثات است.

خروج از عراق، را تنها نبایستی در دستگاه سیاسی و یا تشکیلاتی به آن نگاه کرد. خروج از عراق، به معنی ، پایان یک استراتژی و شکست یک نگاه و طرز فکر است. «ارتش آزادیبخش» تنها در عراق معنا و مفهوم پیدا می کرد. جنگ مسلحانه تنها در خاک عراق تجسم یافته بود. «سرنگونی رژیم بصورت قهرآمیز» تنها درخاک عراق می توانست معنا و مفهوم پیدا کند. اکنون دیگر این دکانها همه تعطیل شده است. فعالیت در خارج از کشور هیچ چیز تازه ای نیست، صدها و شاید هزاران گروه و گروهک در خارج از کشور سالیان سال است که در بوق سرنگونی و اسقاط نظام می دمند و به هیچ جایی هم نمی رسند. از داریوش همایون و داستان «ما هستیم» گرفته تا هخامنش و پروازهای به تاخیر افتاده اش به تهران تا گروهای چپی و الی آخر… در این میان، اصلا تعداد آنها مهم نیست یکی می تواند ده نفر دور خودش جمع کند یکی می تواند صد نفر و یکی هم می تواند ده هزار نفر. مهم راندمان و نتیجه عمل است که همه آنها یکسان هستند.

نتیجه اینکه پایه اصلی تشکیلات که «ارتش آزادیبخش» در عراق بوده است منحل شده است. سرنگونی قهرآمیزرژیم دیگر هیچ پایه و نمود عملی ندارد. در آلبانی که نمی توان ارتش تشکیل داد و توپ و تانک فراهم کرد و فرمان حمله به خاک ایران را صادر کرد. پس این خلاء را بایستی در پایه دیگر یعنی پایه سیاسی پر کرد. حرکات جنجال آفرین و پرسر و صدا تنها چاره پر کردن این خلاء از طرف تشکیلات تشخیص داده شده است که با استفاده از آن بتوان خروج از عراق را تحت شعاع قرار داد و اینطور نشان داد که «با خروج از عراق، پایه سیاسی ما چندین برابر گسترش پیدا کرده است»

در حالیکه واقعیت امر بسیار بسیار فاجعه بار تر از آن چیزی است که سازمان در بیرون نشان میدهد. تشکیلات منتقل شده به آلبانی، در یک ساختمان بزرگ نگهداری می شوند که حتی بخاطر اینکه «دچار فاکت جیم» نشوند، شیشه های پنجره ساختمان را هم با روزنامه پوشانده اند. یعنی روی یک عنصر تشکیلاتی با سی یا چهل سال سابقه حرفه ای در تشکیلات نمی توانند هیچ حسابی باز کنند. حتی به اندازه یک هوادار دورشان در فلان شهر اروپا نیز نمی توان روی آنها حساب باز کرد. این خسیسه تشکیلات فرقه ای است. اگر غیر از این باشد شیرازه آن از هم می پاشد کما اینکه در مورد جدا شدگان از تشکیلات در آلبانی میتوان دید. آنها نه تنها هیچ هواداری از سازمان نمی کنند و هیچ حرفی از آنها در صفحات فیس بوک و مکالماتشان نمی زنند، بلکه در خیلی از موارد ابراز انزجار نیز می کنند.

نکته دیگر اولین نمود از «مرگ رجوی» را نیز در انتقال ساکنان به خارج از عراق می توان دید. رجوی در صورتی که زنده بود هرگز تن به خروج از عراق نمی داد مگر اینکه یک کشتار جمعی دیگری مثل اشرف البته در ابعاد بزرگتر انجام میشد. کما اینکه سالیان قبل بارها و بارها گفته بود که من به همراه ارتش یا جمعی کشته می شویم یا از عراق به خاک خودمان می رویم. اعلام زودرس مرگ رجوی توسط ترکی فیصل، سازمان را به این عمل واداشت که زودتر و قبل از اینکه مرگ او بتواند تشکیلات را بلرزاند، آنها را به آلبانی منتقل کنند.

از این شاخه به آن شاخه پریدن

بنیان و ریشه این فرقه بر می گردد که ذاتأ خوشونت طلب هستند. همین باعث پیوند ایدئولوژیک و استراتژیک

علیرضا نصراللهی، یاران ایران
لینک به منبع

مجاهدین با این گروه های تندروو افراطی است و تماما هم با این نوع گروه های تند رو و تروریست رابطه دارند،مریم قجر عضدانلو فراتر از آن در ضیافتی شاهانه به نام سمینارو…ازعربستان و فلسطین وسوریه، بنام شخصیت سیاسی !! دعوت می کنند . که خود جای خیلی سوال ها دارد که آنها اگر انقلابی هستند، دراین برهه از وضیعت بهم ریخته در عراق وسوریه و فلسطین،در پاریس چه کار می کنند. در این ضیافت بطور غیر مستقیم به غرب انتقاد می کند،و شروع می کنند ازشیر مرغ وجان آدمیزاد صحبت کردن و درآخر هم خودش را ناجی جهان می داند که چی اگرهمه جهان به حرف ما گوش کنند در عرض یک شب دنیا را گلستان می کنیم.مثل همان حرفی که مسعود رجوی سالیان،در همه نشستهای سیاسی خودش در عراق برای ما میزد (رژیم خیلی ضعیف شده شکافهای درونی به اوج خودش رسیده این هفته ایران را فتح میکنم) البته از این تحلیل ایشان(مسعود رجوی) تا به حال سی و پنج سال می گذرد.

نقش های که سازمان مجاهدین خلق در جریانات اخیر داشته است ، عمل کرد و ماهیت واقعی این فرقه را بخوبی نشان می دهد.اگر اتفاقاتی که در این چند سال اخیر در کشور های عربی روی داده است نگاه کنید ، خیلی واضح و روشن است که چه خطی را دارند پیش میبرند با هم به خلاصه ای از عمل کرد این فرقه نگاه می کنیم .

در جریان انقلاب لیبی ، اکثر خبر سایت های رسمی آنها از آنقلاب لیبی بود که برای آنها تبلیغ می کردند وانعکاس می دادند . وقتی داستان لیبی را آنهای که می خواستند تمام کنند ، تمام شد . سازمان مجاهدین دیگر از اتفاقاتی که در آنجا روی داد انعکاسی نداد ( از قبیل کشتار و زندان سیاه پوستان در لیبی ، اعتراضات داخلی نصبت به عمل کرد دولت موقت و …..)

در جریان انقلاب مصر ،علاوه بر آنکه تمام خبر های آنها را انعکاس می دادند .آن را با موضوع و جریانات ایران پیوند می دادند ! کاکل و ثمره آن را هم سازمان مجاهدین خلق می دانستند که هسته مرکزی آن درعراق ، اردوگاه اشرف است. همگان می دادند که بعد از سقوط حسنی مبارک و روی کار آمدن دولت نظامی اعتراضات زیادی در میدان التحریر روی داد. در جریان این اعتراضات ده ها نفر کشته و صدها نفر مجروح شدند ، جریان انقلاب برهنگی اتفاق افتاد که انعکاس فروانی داشت . اما سازمان مجاهدین بعد از سقوط حسنی مبارک اتفاقاتی که در ادامه همان جریان است انعکاس نمی هد .

در جریان انقلاب سوریه: فراترازدو موضوع قبلی انعکاس می دهند ، آن هم فقط آن سری اخبار که چهره به اصظلاح انقلابیون را خوب نشان بدهد ،خیلی از خبر گزاری ها با عکس گزارش داده اند که یکی از گذرگاه های سوریه به ترکیه در دست گروه القاعده است؟سخنگوی همان انقلابیون در مصاحبه می گوید از فرانسه سلاح و کمک می گیریم،…….مریم قجر عضدانلو فراتر از آن در ضیافتی شاهانه به نام افطار صدها تن سوریه ها را بنام شخصیت سیاسی !! دعوت می کنند . که خود جای خیلی سوال ها دارد که آنها اگر انقلابیون سوریه ای هستند ، دراین برهه از انقلابشون در پاریس چه کار می کنند. در این ضیافت بطور غیر مستقیم به غرب انتقاد می کند که چرا مانند لیبی به سوریه تهاجم نظامی نمی کنید!

اما رویکرد دیگر فرقه رجوی در این بهار عربی که در منطقه در حال وزیدن است . بهار عربی به بحرین هم رسید ، مردم توی خیابان ها ریختند . دولت بحرین به تنهائی نتوانست مردم را سر کوب کند ، نیروی نظامی عریستان سعودی که به عنوان ژاندارم دول غرب عمل می کند با قوای زرهی وارد بحرین شد ، انقلاب و بهار عربی را بشدت سرکوب کرد . ده ها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشت، صدها تن سیاه چال ها فرستاده شدند. مطلقا سازمان مجاهدین از انقلاب بحرین خبری انتشار نداد.
در روند تکاملی بهار عربی به عربستان سعودی هم رسیده است ، دولت وهابی سعودی جمعیت اقلیت شیعه آن کشور که خواستار برسمیت شناخته شدن حقوق اولیه شهروندی خود هستند ، بشدت تظاهرات ها ی آنها را سرکوب کرد . تعدادی کشته و مجروح بر جای گذاشت ، صدها تن از جمله رهبر آنها را پس از زخمی کردن زندانی کرد . مطلقا سازمان مجاهدین از انقلاب عربستان سعودی هم خبری انتشار نداد.

ورود فرقه رجوی به این جریانات چند روی کرد دارد : اولین رویکرد آن هزینه هنگفتی است که عربستان سعودی و اسرائیل به سازمان مجاهدین خلق می دهند . بلندگوی تبلیغاتی آنها هستند . از طرفی هم این کشور ها غیر مستقیم به دولت ایران پیام می رسانند که از اپوزسیون تو حمایت می کنیم .

رویکرد دوم که فرقه رجوی وارد این مناقشات می شود ،به بنیان و ریشه این فرقه بر می گردد که ذاتأ خوشونت طلب هستند. همین باعث پیوند ایدئولوژیک و استراتژیک مجاهدین با این گروه های تندروو افراطی است و تماما هم با این نوع گروه های تند رو و تروریست رابطه دارند و از آنها حمایت می کنند.بعد از تمام این جریانات که در کشورهای عربی رخ داده است و انقلابیون سوریه تبدیل شدن به همین (داعش) که دنیا به آن در جنگ هست دیدید که سازمان مجاهدین باز هم پافشاری داشت روی اینکه بشاراسد باید از قدرت کنارگیری کنند،چون خوب میدانست که اگه دولت بشاراسد سقوط کند آنها (مجاهدین) میتوانند از عراق به سوریه کوچ کنند و همان اشرف را در سوریه راه اندازی کنند ولی هرچه تلاش کردن نتوانستند تا به حال به این آرزو برسند،این فرقه یک شامه ضد ایرانی دارد نشسته و نگاه می کند، کدام کشوررابطه اش با ایران خراب شده زودی می پره بقلش، برای همین اینبار دست به دامان عربستان شدن،بعد از برهم خوردن رابطه سیاسی ایران وعربستان و بسته شدن سفارتهای هر دوطرف؛سریع خودشان را چسباندن به عربستان؛…که گویا این عربستان،میخواد در یک صبح بهاری این خانم را سوار برهواپیما کرده و در تهران پیاده کند و مردم هم با دسته های گل منتظر این خانم(مریم رجوی)

.نقش عربستان در این میان خوب مشخص است میخواهد از این فرقه به عنوان اهرم فشار بر روی دولت ایران استفاده کند؛ولی اخه یکی نیست به این آقایان بگه شما دیگه چرا،البته باید این نکته را ذکرکنم آقای ترکی بن فیصل در حال حاضردرعربستان هیچ سمتی رسمی ندارد ولی این آقا وکسانی که در پس این حمایت ازفرقه قرار گرفته اند، یک تشکل بزرگ هستند وگر نه این همه پوشش خبری که از روزنانه های عربی،الحیات و الشرق الاوسط، دو روزنامه بین المللی اصلی جهان عرباز این مراسم پخش شد توسط این شخص نبوده که اکثر آنها این مراسم را در راًس تیتر اخبار خودشان قراردادند،البته خیلی ازاین کسانی هم دعوت شده بودن این فرقه را به خوبی نمی شناختن،مثلا مثل نمانیده های مصری ،یکی از آنان حتی نام مریم رجوی را هم بدرستی به خاطر نداشت که می تواند حاکی از این باشد که چه بسا او اطلاعات چندانی درباره سازمان مجاهدین ندارد. پرسش اینجاست که چرا یک قانونگذار بدون شناخت دقیق از سازمانی که گردهمایی ای را برپا کرده، در این گردهمایی که علنی برگزار و پوشش گسترده رسانه ای به آن داده شده است شرکت می کند، اما سپس حاضر نیست درباره انگیزه خود از این حضور سخنی بگوید؟ اینجا نیز گمانه ترغیب، تشویق و نفوذ احتمالی دیگران خودنمایی می کند.

وبعد از آن یک دفعه ضیافتی دیگر امًا اینبار آقای محمود عباس

anjoman-yaraniarn

در خصوص اطلاع رسانی از دیدار وی با مریم رجوی می تواند به این شائبه دامن بزند که وی با توجه به جایگاهی که نه به عنوان عضو قدیمی جنبش فتح، بلکه به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی دارد، شاید نه با طیب خاطر که با رودربایستی و احتمالا با ترغیب و تشویق دیگران با مریم رجوی دیدار کرده است. اما ترغیب و فشار از جانب که؟

ولی با این همه خرج باید به این سرمایه گذارن گفت شما روی اسب بازنده دست گذاشته اید به چند دلیل خیلی ساده یک:این سازمان که خودش را ایرانی می داند اصلا ایرانی نیست چون شما در کجای تاریخ دیده اید یا خوانده اید کشوری در حال جنگ با کشورهای دیگر(عراق) تعدادی از همان کشور با دست به دست دادن به دشمن، خواستار کشته شدن هموطن خودشان باشند.دوم:این فرقه به نیروهای خودش رحم نکرد چه برسه به بقیه.سوم:این فرقه ضد ایرانی هیچ جایگاهی درمیان مردم ایران ندارد و این موضوع هیچ ربطی به دولت ایران ندارد شما میتوانید با یک نظر سنجی از مردم ایران متوجه این موضوع شوید.چون این افرادی که در این فرقه هستند خانواده دارن اینها(مجاهدین) حتی به این افراد اجازه ندادن که بعد از این همه سال با عزیزان خودشان ملاقات کنند.به راستی بعد از این همه خیانت وجنایت شما بازهم میخواهید به این فرقه کمک کنید که چرا رابطه سیاسی شما با دولت ایران تیره شده است پس وجدان آدمی کجا رفته همه چیز که پول و انتقام نیست تاریخ جهان بعدها از نوشتن این دوره شرم خواهد کرد.حالا بازهم به این کار ادامه دهید که امیدوارم به زودی دستتان باز شود.

علی رضا نصراللًهی انجمن یاران ایران

دیدار با محمود عباس شامورته بازی دیگری ازمریم رجوی برای مطرح شدن

میر باقر صداقی انجمن ایران ستارگان
لینک به منبع

فرقه رجوی پس از برگزاری نمایش سالانه به مناسبت دستگیری مریم رجوی درپاریس, با سرخوردگی و داغ دلی که از این متینگ داشت برای مرحم گذاشتن روی تمامی زخمهایش (ترکی الفیصل با مخاطب حاضرین با جمله مرحوم مسعود رجوی ) بازبرای خوش رقصی به ارباب مرتجع عربی خود به عنصر سازشکاری همچون ابومازن دل خوش کرد و با دعوت ابومازن به مقر اقامتش در پاریس مراتب چاکری و سازشکاری خود را به عالم اعلان کرد بدون شک همگان با شخصیت متزلزل و ضعیف و خائن به آرمانهای مردم فلسطین محمود عباس آشنایی دارند و جای تعجب نیست که مریم رجوی با نفراتی همچون ترکی الفیصل و یا ابومازن هم کاسه میشود .

بگذار مریم اینبار هم اینطوری در پاریس جولان دهد . چیزیکه در این فرقه یافت می نشود استقلال و هویت ملی است .شاید این دیدار باجی از فرقه رجوی به آل سعود برای دریافت کمک های مالی بیشتر است همگان بخوبی میدانند محمود عباس همپیمان رژیمهای وابسته همچون عربستان است و مردم فلسطین را نمایندگی نمیکند . خوب است فرقه رجوی بجای آویزان شدن به این وآن رژیم مرتجع و دیکتاتورهمچون صدام حسین یکبار هم شده با سعه صدر از گذشته خیانت بار خود توبه کرده فدا و صداقت پیشه کند. در مورد مجاهدین آنچه که بیش از حد چندش آور است این است که این فرقه به وابستگی و پاچه خواری افتخار میکند و اگر تا به دیروز روابط پنهان و مخفی با دولتهای مرتجعی همچون عربستان داشت امروز روابط و حمایت آشکاری ازاین دولتها و نیروهای همچون داعش ( انقلابیون عشایر سنی عراقی ) دارد و به طور رسمی از آنها حمایت و جانبداری میکند .

بعد از نمایش بورژه و فضاحت بار آمده توسط ترک الفیصل خوب بود شیر همیشه خفته یکبار هم شده سرش را از سوراخ موشی که در آن رفته بیرون میاورد و خبر مرگ از زبان ترکی الفیصل را تکذیب یا تائید میکرد تا هواداران و اعضای زوار درفته کمی جان میگرفتند و مریم قجر را نیز را هم کمی از خجالتی روز میتینگ بورژه در میآورد چقدر مضحک بود مریم آنجا چقدر برای سلامتی مسعود دعا کرد و ترکی الفیصل با یک جمله کوتاه و تکرار آن تمامی آبروی نداشته مریم را به تاراج داد . از طرف دیگر وقتی آدم هیجان و اشتیاق مریم رجوی را در مطرح شدن در این ملاقاتها و دیدارها را میبیند انگشت بدهان به این فکر میکند کجای کار لنگ است چرا کسی در مناسبات و غیر مناسبات مریم رجوی را جدی نمیگیرد .چرا مریم رجوی مجبور است مرگ یا زنده بودن مسعود رجوی را در مناسبات و بیرون از مناسبات مخفی کند , این سوراخ موش چه حکمتی برای این فرقه دارد که این فرقه دو دستی آنرا چسبیده است ؟ و هزاران سئوال دیگر از جمله دیدار ابومازن با مریم رجوی آیا باز تکرار اشتباهات رئیس تشکیلات خودگردان در بدعت با فرقه تروریستی و همسو شدن با آل سعود است . آیا رابطه ای بین دیدار ترکی الفیصل و متعاقب آن دیدار محمود عباس با مریم رجوی وجود دارد آیا محمود عباس با توصیه سعودیها حاضر شده است با مریم رجوی دیدار کند یا این دیدار رابطه ای با شکست داعشیها و تروریستها در حلب داشته و دارد و آل سعود بخاطر شکست سیاستهای کلانش در سوریه اینطور میخواهد به مخاطب خود پیام دهد که دشمنی من ادامه خواهد داشت و با شکست داعش و تروریستهای تحت حمایت من درعراق وسوریه دشمنی پایان نخواهد یافت و این اعلان قطب بندی جدید در جنگ فرقه ای منطقه است و چرا مجاهدین در این جنگ وارد قطب وهابی و مرتجع شده است ؟ وچرا مجاهدین از این سیاست دست برنمیدارند ؟ اینجا مهمترین سئوال این است که مریم چه وزنه ای است ؟ که میبایست محمود عباس او را در جریان آخرین تحولات منطقه خاورمیانه بخصوص مسائل فلسطین و طرح فرانسه برای سازش مطلع میکرد و متقابل آن مریم رجوی نیز محمود عباس را در جریان اجلاس سالانه خود که اخیرا در پاریس با حضور ترکی الفیصل رئیس اطلاعات پیشین عربستان برگزار شد قرار دهد .

البته برای مشتبه نشدن امرباید گفت که مریم رجوی هیچی نیست و در دنیای سیاست توان هیچ تغییر را ندارد فرقه رجوی آنزمان که بیش از دوهزارسلاح وزرهی داشت هیچ کاری نتوانست تحت حمایت صدام حسین بکند در نهایت فرقه رجوی با خفت و خواری مجبور به خلع سلاح شد بخاطر اینهم شوهر فراری مریم برای عدم جوابگویی به تمامی شکستهایش در سوراخ موش مخفی شده است .

میر باقر صداقی انجمن ایران ستارگان

انتقاد شدید گروه‌های فلسطینی به دیدار محمود عباس و مریم رجوی

ده گروه فلسطینی اطلاعیه ای در محکومیت این دیدار صادر کردند

پیوند رهایی
لینک به منبع

اظهار نظرهای سیاستمداران و مسئولان جنبش فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین و دولت فلسطین و تحلیلگران مبنی بر نتایج منفی این دیدار برای فلسطین و عوامل پشت پردۀ آن:

این دیدار بدون اطلاع کمیتۀ مرکزی جنبش فتح و کمیتۀ اجرائی ساف و هیأت دولت فلسطین بوده است

ده گروه فلسطینی با انتشاربیانیه‌ای از دیدار رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین محمود عباس با رهبر سازمان مجاهدین خلق مریم رجوی در پاریس به شدت انتقاد کردند. این گروه‌ها ادعا می‌کنند این دیدار به درخواست عربستان سعودی انجام شده است.

جمعی که خود را “ائتلاف گروه‌های مقاومت فلسطینی” معرفی می‌کند در بیانیه‌ای که شامگاه دوشنبه ۱۱ مرداد/ ۱ اوت در دمشق منتشر شد دیدار محمود عباس با مریم رجوی، از رهبران سازمان مجاهدین خلق را “عملی دیکته شده از سوی عربستان سعودی” خواند.

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین که روز شنبه برای ملاقات با جان کری، وزیر خارجه آمریکا به پاریس سفر کرده بود، شامگاه همان روز با مریم رجوی نیز دیدار و گفت‌وگو کرد.

ده گروه فلسطینی در بیانیه خود دیدار محمود عباس و مریم رجوی را تلاشی در جهت “سنگین کردن کفه ترازوی توازنات علیه محور مقاومت و ایران” توصیف کردند.

در این بیانیه آمده است: «ملت فلسطین هیچ منفعتی از چنین دیدارهای دیکته شده‌ای نمی‌تواند داشته باشد، بلکه [این دیدارها] می‌تواند به خنجری به روابط فلسطینی ایرانی تبدیل گردد.»

امضاءکنندگان بیانیه می‌گویند کمک‌های جمهوری اسلامی به “مسئله فلسطین و مقاومتش” فراتر از هر کشور عربی است، در حالی که دیدار محمود عباس با کسانی که “اپوزیسیون ایران” خوانده می‌شوند بیشترین زیان را به این مسئله وارد کرده و بیانگر میزان سقوط و وابستگی سیاسی تشکیلات خودگردان فلسطین است.
در میان این گروه‌ها نام جریان‌های چپ‌گرایی چون حزب کمونیست انقلابی فلسطین و جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین و تشکل‌های اسلام‌گرای افراطی چون جنبش جهاد اسلامی و حماس نیز به چشم می‌خورد.
سیاستمداران و تحلیلگران فلسطینی ضمن محکوم کردن دیدار اخیر رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با رهبر سازمان مجاهدین خلق تاکید کردند محمود عباس با خیانت به جبهه مقاومت ضدصهیونیستی به دنبال جلب رضایت عربستان و بقای طولانی‌تر در قدرت است.

در رام الله، دیدار «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با «مریم رجوی» رهبر سازمان مجاهدین در پاریس با موج گسترده تقبیح از سوی سیاستمداران و تحلیلگران فلسطینی همراه شد.
به گفته منابع فلسطینی، «محمود عباس»، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در این مرحله به دنبال اختلاف افکنی با ایران است تا با جلب رضایت عربستان بقای خود در منصب ریاست تشکیلات خودگردان را برای مدت طولانی‌تری تضمین کند بخصوص که در برهه اخیر گزارش‌های صهیونیست‌ها درباره پایان دوره سیاسی محمود عباس بیشتر شده است.

مطبوعات اسرائیلی اخیرا جایگزین‌هایی را برای محمود عباس پیشنهاد دادند که این امر اصرار رئیس تشکیلات خودگردان برای نزدیک شدن هر چه بیشتر به سعودی‌ها را به همراه داشت تا برای مدت بیش‌تری در قدرت بماند.
یکی از رهبران جنبش فتح در خصوص دیدار عباس با رجوی گفت: از این اقدام محمود عباس متعجبیم او باید پس از بازگشت از سفر دوره‌ای خود به خارج از فلسطین به کمیته مرکزی فتح درباره دلایل ملاقات خود با رجوی توضیح بدهد.

این رهبر فتح که خواست نامش فاش نشود، افزود: دیدار مذکور به نفع آرمان فلسطین نبوده و خلاف اصول ما در جنبش فتح است که با مداخله در امور داخلی کشورها مخالفیم غیر از اینکه شخص محمود عباس، کودتاچیان در ترکیه را محکوم کرد بنابراین کودتاچیان علیه ایران نزد ما پذیرفتنی نیستند.
«خلیل اللحام»، عضو تشکیلات خودگردان نمایندۀ پارلمان فلسطین با چند نمایندۀ دیگر به تشویق از سوی عزام الاحمد رئیس فراکسیون فتح در پارلمان فلسطین که سابقۀ دیدار با مسعود رجوی در عراق را دارد در اجلاس سالیانه اخیر سازمان مجاهدین در پاریس حضور داشت.
این عضو رهبری فتح با بیان اینکه کمیته مرکزی جنبش فتح اطلاعی از حضور خلیل اللحام و دیگران به نمایندگی از فتح در اجلاس سازمان مجاهدین نداشته گفت: بنده نیز مثل دیگر رهبران فتح این خبر را از طریق رسانه‌ها شنیدم و اعزام این گروه به پاریس نشانه بی عقلی کسانی بود که آنها را به این اجلاس فرستادند.
وی افزود: در سایه وضعیت بسیار بد کنونی فلسطین و همین که اسرائیل یکی پس از دیگری به دنبال ضربه به ماست نباید در راستای جلب رضایت کشور مسلمانی علیه کشور مسلمان دیگری دشمنی کنیم.
این فرد از کادر رهبری فتح ضمن انتقاد از شیوه ائتلاف تشکیلات خودگردان با عربستان گفت: هر گونه ائتلافی در منطقه که مبارزه با تروریسم اسرائیل را هدف قرار نداده و قطب نمای آن به سوی آزادی قدس تنظیم نشده جای سوال درباره آن است.

«طلال ابوظریفه»، عضو دفتر سیاسی جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین نیز مخالفت خود را با هر گونه ائتلاف منطقه‌ای که مساله فلسطین را در اولویت مسائل جهان اسلام قرار نمی‌دهد، اعلام کرد.
ابوظریفه گفت: ملت فلسطین در مرحله آزادی ملی است و به حمایت همه کشورهای اسلامی نیاز دارد چه برسد به کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران که نقش فعال و مثبتی در حمایت از مقاومت فلسطینیان دارد.
این سیاستمدار فلسطینی نیز دیدار محمود عباس با مریم رجوی را به زیان مساله فلسطین خواند و گفت: ما پیش‌تر چنین مواضع و جانبداری از یک طرف به زیان طرف دیگر داشته‌ایم که در ازای آن مجبور به پرداخت بهای سنگینی شدیم.
وی ضمن انتقاد از تک‌روی‌های تشکیلات خودگردان در تصمیم‌گیری‌های خود ابراز امیدواری کرد که گروه‌های فلسطینی ضمن تعهد به اصل اجماع ملی از ورود به هر گونه مناقشه‌ای با کشورها خودداری کنند.
«حسن عبدو»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی فلسطین نیز اظهار داشت: محمود عباس در گذشته بر دخالت نکردن در امور داخلی کشورها تأکید کرده و حماس را سرزنش و آن را به دخالت در مسائل منطقه متهم می کرد.
وی افزود: این در حالی است که عباس در این مرحله با دخالت‌های خود در مسائل منطقه به زیان مساله فلسطین و بر خلاف گفته‌های خود عمل می‌کند.

وی ضمن ابراز تعجب از چرخش کامل مواضع محمود عباس در قبال ایران گفت: رئیس تشکیلات خودگردان در ماه اوت سال گذشته یعنی تقریبا یک سال قبل، «احمد مجدلانی» عضو کمیته اجرایی سازمان آزادی بخش فلسطین را مسئول پرونده ارتباط با ایران قرار داد و مجدلانی در سفر به تهران بر اهتمام رهبران ساف برای تحکیم روابط با ایران تاکید کرد اما چه شد که همه چیز به طور ناگهانی تغییر کرد؟.

عبدو گفت: نشست اخیر عباس با رجوی به معنای اعلام ائتلاف عربستان با تشکیلات خودگردان علیه ایران است و این موضعی اشتباه و غیرقابل قبول است.

«ولید القططی»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی فلسطین نیز گفت باید این سوال را پرسید که مردم، مقاومت و مساله فلسطین از این دیدار چه نفعی بردند.

وی افزود: سیاست خارجی تشکیلات خودگردان بر اساس اصولی است که همچون دیگر رفتارها و گفتارهای اخیر مقامات این تشکیلات قابل فهم نیست و شاید این از اسرار امنیت ملی فلسطین است که کسی جز رئیس تشکیلات خودگردان از آن خبر ندارد.

مصطفی البرغوثی وزیر سابق فرهنگ و تبلیغات دولت فلسطین و رئیس جنبش ابتکار ملی و انستیتوی اطلاع رسانی فلسطین در آمریکا در گفتگو با شبکۀ تلویزیونی بی بی سی گفت که کمیتۀ اجرائی فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین اطلاعی از این دیدار نداشتند و هیچگونه تصمیم گیری جمعی برای این دیدار وجود نداشته بلکه یک دیدار کاملا خودسرانه از سوی آقای محمود عباس بوده و احتمالا به درخواست عربستان سعودی بوده است. وی تأکید کرد که اینگونه دخالتها در امور کشورهای منطقه و وارد شدن به تشنجها و اختلافات منطقه ای بویژه بین ایران و عربستان سعودی که هر دو به جنبش فلسطین کمک می کنند و تشدید این اختلافات به سود جنبش و دولت فلسطین نیست و دولت فلسطین باید در جهت کاستن از این تشنج ها و اختلافات منطقه ای حرکت کند نه اینکه وارد آن شده و آن را تشدید نماید چرا که این کار به سود اسرائیل می باشد.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26185

معمای دیدار مریم رجوی و محمود عباس 

مزدوران عربستان محمود عباس مجاهدین خلق مهرداد فرهمند، بی بی سی، قاهره، دوم اوت ۲۰۱۶:… سه هفته پس از آنکه امیر ترکی بن فیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی در گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس سخنرانی کرد، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در همین شهر با مریم رجوی دیدار کرده که در غیاب همسرش، از او با عنوان رهبر سازمان مجاهدین خلق یاد می شود. توالی این دو رویداد این گمانه را تقویت … 

محمد سید المحدثین مجاهدین خلق فرقه رجویهذیان گویی های محدثین

لینک به منبع

معمای دیدار مریم رجوی و محمود عباس

مزدوران عربستان محمود عباس مجاهدین خلق

سه هفته پس از آنکه امیر ترکی بن فیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی در گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس سخنرانی کرد، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در همین شهر با مریم رجوی دیدار کرده که در غیاب همسرش، از او با عنوان رهبر سازمان مجاهدین خلق یاد می شود. توالی این دو رویداد این گمانه را تقویت کرده که شاید اراده ای برای برجسته کردن سازمان مجاهدین خلق و سرمایه گذاری سیاسی روی آن در کار باشد.

محتوای دیدار محمود عباس و مریم رجوی را که شنبه شب گذشته (سی ام ژوئیه) انجام گرفت، تنها منابع مجاهدین خلق مخابره کردند و هیچیک از مسئولان فلسطینی توضیحی درباره این دیدار ندادند. در حالی که همه دیگر دیدارهای آقای عباس طبق روال و تشریفات مرسوم اداری به رسانه ها اطلاع داده شد، نه سخنگوی رسمی محمود عباس، نه مسئول تشریفات دفتر او و نه نماینده تشکیلات خودگردان در پاریس با وجود تماسهای پی در پی من برای توضیح در خصوص این دیدار در دسترس قرار نگرفتند. دیگر رسانه ها نیز اطلاعاتی در خصوص این دیدار و دلیل انجام گرفتن آن در بازه زمانی کنونی از مسئولان فلسطینی منتشر نکرده اند.پیشتر بارها پیش آمده است که دولتمردان یا قانونگذارانی غیرایرانی پس از آنکه دیداری با اعضا یا سران سازمان مجاهدین خلق داشته اند یا بیانیه ای در حمایت از این سازمان امضا کرده اند در پاسخ به رسانه ها گفته اند که از پیشینه این سازمان اطلاع دقیقی نداشته اند، اما محمود عباس که از هنگام پیدایش جنبش فلسطینی فتح از فعالان آن بوده با توجه به همکاری دیرینه این جنبش با سازمان مجاهدین خلق که به پیش از انقلاب ایران باز می گردد، نمی تواند از پیشینه سازمان مجاهدین خلق بی اطلاع باشد.

پیش از انقلاب، شماری از نفرات سازمان مجاهدین در اردوگاههای جنبش فتح در لبنان آموزش می دیدند و افرادی از اعضای سابق این سازمان به من گفته اند که پس از انقلاب و در سالهای جنگ داخلی لبنان در کنار اعضای جنبش فتح در این کشور بوده اند. همچنین بخشی از نیروهای جنبش فتح دوشادوش مجاهدین خلق و تحت حمایت ارتش عراق با ایران می جنگیده اند که حاصل این همکاری، از جمله عملیات موسوم به چلچراغ در واپسین هفته های جنگ بود که در آن، شهر مهران به تصرف مجاهدین خلق درآمد. من با افرادی در لبنان گفتگو کرده ام که هنوز در جنبش فتح در لبنان عضویت دارند و از حضور خود در این عملیات گفتند. برخی از آنها حتی جای گلوله هایی را به من نشان داده اند که در جنگ با نیروهای ایرانی به تن آنها اصابت کرده بود.

یاسر عرفات، رهبر سازمان فتح در سفر به ایران با مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق دیدار کرده بود

در سالهای اخیر نیز مسئولانی از جنبش فتح بیانیه هایی در حمایت از سازمان مجاهدین خلق صادر کرده اند. با وجود چنین پیشینه ای، عملکرد دفتر محمود عباس در خصوص اطلاع رسانی از دیدار وی با مریم رجوی می تواند به این شائبه دامن بزند که وی با توجه به جایگاهی که نه به عنوان عضو قدیمی جنبش فتح، بلکه به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی دارد، شاید نه با طیب خاطر که با رودربایستی و احتمالا با ترغیب و تشویق دیگران با مریم رجوی دیدار کرده است. اما ترغیب و فشار از جانب که؟

‘می دانم چه می خواهی اما جواب نمی دهم’

نشانه ای برای رسیدن به این پاسخ را شاید بتوان در رفتار مشابه هفت نماینده مجلس مصر دید که آنها هم در گردهمایی سه هفته پیش مجاهدین خلق در پاریس حضور یافتند. پس از بازگشت این نمایندگان به مصر، یکی از آنان به نام یحیی عیسوی به روزنامه الیوم السابع (روز هفتم) گفت که سلیمان وهدان، نایب رئیس دوم مجلس مصر در گردهمایی مجاهدین سخنرانی هم کرده، اما پس از آن دیگر با وجود پافشاری پی در پی من حاضر نشد به هیچ وجه سخنی در باب حضور خود و همکارانش در این گردهمایی بگوید. در دو دیدار حضوری نسبتا طولانی حتی وقتی از او خواستم درباره حضورش در همایش مبارزه با تروریسم در پاریس که ارتباطی هم با گردهمایی مجاهدین خلق داشت مقابل دوربین سخن بگوید، به من گفت می دانم چه می خواهی از من بپرسی و جوابت را نخواهم داد.دیگر نمایندگان مصری شرکت کننده در گردهمایی مجاهدین خلق نیز یا در دسترس قرار نگرفتند یا حاضر نشدند سخنی درباره حضورشان در گردهمایی بگویند. یکی از آنان حتی نام مریم رجوی را هم بدرستی به خاطر نداشت که می تواند حاکی از این باشد که چه بسا او اطلاعات چندانی درباره سازمان مجاهدین خلق ندارد. پرسش اینجاست که چرا یک قانونگذار بدون شناخت دقیق از سازمانی که گردهمایی ای را برپا کرده، در این گردهمایی که علنی برگزار و پوشش گسترده رسانه ای به آن داده شده است شرکت می کند، اما سپس حاضر نیست درباره انگیزه خود از این حضور سخنی بگوید؟ اینجا نیز گمانه ترغیب، تشویق و نفوذ احتمالی دیگران خودنمایی می کند.

مریم رجوی و شاهنامه فردوسی

مجاهدین خلق هر ساله در ویلپنت در حومه شمالی پاریس گردهمایی برگزار می کنند و شماری از سیاستمداران غیرایرانی حامی آنان نیز در این گردهمایی حضور می یابند، اما آنچه گردهمایی امسال را برجسته کرد و در توجه رسانه ها قرار داد، شرکت و سخنرانی امیر ترکی بن فیصل در آن بود.

مریم رجوی در گردهمایی “مقاومت ایران” در پاریس

سه هفته پیش که این گردهمایی برگزار شد، برخی از ناظران بر این باور بودند که حضور امیر ترکی نمی توانسته بدون هماهنگی دربار و دولت سعودی باشد و آن را نشانه ای از این دانستند که اوج گیری تنش با ایران، سعودیها را به فکر سرمایه گذاری روی سازمان مجاهدین خلق انداخته که هنوز سازمانیافته ترین گروه مخالف نظام حاکم بر ایران است.در مقابل پاره ای دیگر از ناظران معتقد بودند که امیر ترکی هم اکنون هیچ سمت رسمی در عربستان سعودی ندارد و با توجه به تنوع و حتی گاه، اختلاف میان مواضع سیاسی اعضای خاندان بزرگ و پرشمار سلطنتی سعودی، حضور او در گردهمایی مجاهدین خلق و این را که به مریم رجوی گفته است: «تلاشهای تو و شوهر مرحومت برای رهایی مردمتان همچون شاهنامه [فردوسی] در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد»، نباید به پای دولت و دربار سعودی نوشت و فراتر از ظرفیت و جایگاه شخصی او دید.اما اکنون و پس از گذشت سه هفته به نظر می رسد که نشانه های موجود بیشتر حاکی از این است که اگر اراده ای برای سرمایه گذاری سیاسی روی سازمان مجاهدین خلق در کار باشد، این اراده از منبعی فراتر از امیر ترکی بن فیصل سرچشمه می گیرد.

‘مهمترین خبر’

از جمله بارزترین این نشانه ها، پوشش گسترده ای بود که رسانه های عربی وابسته به نهادهای سعودی به گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس دادند. الحیات و الشرق الاوسط، دو روزنامه بین المللی اصلی جهان عرب، با این گردهمایی به عنوان مهمترین خبری برخورد کردند که در روز شنبه نهم ژوئیه در جهان رخ داده،‌ گزارش این گردهمایی را در صدر اخبارشان در صفحه نخست نشاندند، شمار شرکت کنندگان گردهمایی را یکصد هزار نفر اعلام کردند و مریم رجوی را رهبر مخالفان جمهوری اسلامی خواندند.

رسانه‌های نزدیک به دولت عربستان سعودی پوششی گسترده به حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی مجاهدین خلق دادند

سلمان دوسری، سردبیر روزنامه الشرق الاوسط به من گفت که دلیل تصمیم او در قائل شدن چنین ارزش خبری برای گردهمایی مجاهدین خلق این بوده که آن را بزرگترین گردهمایی مخالفان حکومت ایران در خارج تاکنون دانسته و گردآوردن «جمعیت عظیم یکصدهزار نفری» از دید او حاکی از این است که مجاهدین خلق را نباید سازمانی عادی به حساب آورد. آقای دوسری همچنین گفت که پوشش گسترده روزنامه اش به این گردهمایی با مشورت با دو نفر از کارشناسان ایران صورت گرفته است که با این روزنامه همکاری می کنند. وی نامی از این دو «کارشناس ایران» نبرد اما در تماسی که با امیر طاهری، روزنامه نگار باسابقه ایرانی گرفتم که سالهاست ستون ثابتی در روزنامه الشرق الاوسط دارد، وی گفت که در این خصوص هیچ مشورتی با او نشده است.تلویزیون العربیه نیز که سرمایه گذار سعودی دارد همچون الحیات و الشرق الاوسط به گردهمایی مجاهدین خلق پوششی گسترده داد و شمار دیگری از رسانه های عربی نیز همسو با این رسانه های پرمخاطب عمل کردند تا آنجا که حتی گمانه هماهنگی میان این رسانه ها را به ذهن متبادر می کرد.اگر این پوشش رسانه ای احیانا با هماهنگی صورت گرفته باشد، برنامه ریزی آن فراتر از جایگاه و امکانات امیر ترکی بن فیصل به نظر می رسد که سهمی در مالکیت و اداره و نقشی در سیاستگذاری این رسانه ها ندارد. همین تحلیل در مورد گمانه ترغیب، تشویق یا اعمال نفوذ برای انجام گرفتن دیداری میان مریم رجوی و محمود عباس و همچنین حضور هفت قانونگذار مصری در گردهمایی مجاهدین خلق نیز می تواند صدق کند.در شرایطی که رابطه دو کشور چنین تیره است و مسئولان لشکری و کشوری ایران دائما و به تندی علیه عربستان سعودی سخن می‌گویند، طبیعی به نظر می رسد که عربستان سعودی هم که توان مالی و نفوذ سیاسی بسیار بیشتری از ایران دارد، روی گروههای مخالف نظام حاکم بر ایران سرمایه گذاری کند. اما سئوال اینجاست که سیاستگذاران سعودی با چه تحلیل و شناختی از سازمان مجاهدین خلق به اندیشه حمایت از آن افتاده اند؟

*** 

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهداعلام مرگ مسعود رجوی درست پس از شعارهای مریم عضدانلو و مدعوینش در ستایش رهبرشان

(معرفی محمد سید المحدثین شکنجه گر زندنهای صدام)

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقبازخوانی ارتش اسارت بخش فرقه رجوی – قسمت اول و دوم

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25913

تقابل عربستان و ایران؛ ارسال پیام از مقر سازمان مجاهدین خلق 

jamshid_Barzegarجمشید برزگر، بی بی سی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۶:… آقای فیصل زمانی که قصد داشت خطاب به مریم رجوی سخن بگوید و اقدامات او و همسرش مسعود رجوی را بستاید، از آقای رجوی با عنوان مرحوم یاد کرد، و پس از آنکه به دلیل تشویق حضار ناگزیر شد جمله اش را تکرار کند، مجددا از “مرحوم مسعود رجوی” سخن گفت. در آن زمان، نه مریم رجوی به عنوان مخاطب او و نه حاضران در نشست، واکنشی … 

لینک به منبع

تقابل عربستان و ایران؛ ارسال پیام از مقر سازمان مجاهدین خلق

جمشید برزگر
تحلیلگر بی بی سی در امور ایران

مریم رجوی

نشست سالانه سازمان مجاهدین خلق ایران، در شهر بورژه در حومه پاریس، امسال بیش از هر چیز دیگر تحت الشعاع حضور و سخنان شاهزاده ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی (استخبارات) قرار گرفت.

جمشید برزگرآقای جمشید برزگر

به گفته برخی منابع نزدیک به سازمان مجاهدین خلق ایران، نشست سالانه این سازمان که معمولا در ماه ژوئن برگزار می شد، امسال به دلیل تقارن با ماه رمضان در روز شنبه نهم ژوییه برگزار شد.

رسانه های نزدیک به سازمان مجاهدین خلق و برخی رسانه های عربی که به طور زنده آن را گزارش می کردند، از حضور حدود صد هزار تن از هواداران سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت در این نشست خبر داده اند.

تقریبا در همه نشست های سالانه سازمان مجاهدین خلق، شماری از چهره های سیاسی اروپایی و آمریکایی که اغلب در زمان حضور فاقد سمت رسمی بوده اند، شرکت و از این سازمان حمایت کرده اند، حتی اگر در زمان تصدی گری خود در مقامی سیاسی، رویکردی متفاوت در قبال سازمان مجاهدین خلق داشته یا از شرکت در نشست های این سازمان خودداری کرده بودند.

امسال نیز همچون سال های گذشته شماری از چهره های سیاسی اروپایی و آمریکایی و مسلمان در نشست سازمان مجاهدین خلق ایران حضور یافتند و در سخنان خود از این سازمان حمایت کردند.

وبسایت سازمان مجاهدین خلق سخنرانان این نشست را چنین معرفی کرده است: نیوت گینگریچ رئیس پیشین کنگره آمریکا، جان بولتون سفیر پیشین آمریکا در سازمان ملل، مایکل موکیزی وزیر سابق دادگستری آمریکا، هوارد دین رئیس پیشین حزب دموکرات آمریکا، فیلیپ کراولی سخنگوی سابق وزارت‌خارجه آمریکا، تام ریج اولین وزیر امنیت داخلی آمریکا، بیل ریچاردسون، فرماندار، سفیر و وزیر پیشین در آمریکا، ارتشبد جیمز کانوی فرمانده پیشین نیروی تفنگداران دریایی آمریکا، مارک کینزبرگ سفیر پیشین آمریکا در مراکش، ژنرال دیوید فیلپس فرمانده سابق حفاظت اشرف، لوییس فری رئیس سابق اف.بی.آی، فرانسیس تاونزند مشاور رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، جولیو ترتزی وزیر خارجه پیشین ایتالیا، اد ملکرت نماینده پیشین دبیرکل سازمان ملل‌ متحد در عراق، استرون استیونسون رئیس پیشین هیئت رابطه با عراق در پارلمان اروپا، سیداحمد غزالی نخست‌وزیر پیشین الجزایر، پاندلی مایکو نخست‌وزیر اسبق آلبانی، رامایاد وزیر پیشین حقوق‌ بشر فرانسه، اینگرید بتانکورد کاندیدای پیشین ریاست‌جمهوری کلمبیا و صالح القلاب وزیر پیشین تبلیغات اردن.

البته شماری از سخنرانان نیز با سمت و عنوان فعلی خود معرفی شده و در این نشست سخنرانی کرده اند: سناتور آمریکایی رابرت توریسلی، چاک والد معاون فرمانده ارتش آمریکا در اروپا، اولین یونه عضو سنای فرانسه، سر دیوید ایمس نماینده پارلمان انگلستان (بریتانیا)، آنتئا مک اینتایر نماینده پارلمان اروپا از انگلستان، پال موناهان نماینده پارلمان انگلستان، ماتیو آفورد نماینده پارلمان انگلستان، جودی اسکرو نمایندهٴ مجلس کانادا، فرانسیس ری یل نماینده پارلمان فدرال سوئیس، محمد اللحام نماینده پارلمان فلسطین، ژیلبرت میتران رئیس بنیاد «دانیل میتران» و از فرزندان فرانسوا میتران، رئیس‌جمهور فقید فرانسه، سناتور ونسان کاپوکانیرو شهردار بورژه و دو تن از رهبران مخالفان بشار اسد در سوریه.

میهمان جنجالی

ترکی فیصل

با این همه، به نظر می رسد که یک نام بیش از دیگران توانسته هم توجه رسانه ها را به خود جلب کند و هم واکنش مقامات جمهوری اسلامی را برانگیزد: شاهزاده ترکی الفیصل، فرزند پادشاه سابق عربستان سعودی و رئیس پیشین استخبارات این کشور.

درست است که ترکی الفیصل، رییس پیشین استخبارات سعودی است، اما او فرزند پادشاه پیشین عربستان و عضوی موثر و بانفوذ در خاندان سلطنتی این کشور هم هست. جایگاه و پیشینه ترکی الفیصل به ویژه در متن روابط بسیار متشنج جمهوری اسلامی ایران با شماری از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و در رأس آنان عربستان سعودی اهمیتی دوچندان به نفس حضور و سخنرانی او در نشست یکی از اصلی ترین نیروهای مخالف جمهوری اسلامی می بخشد.

تندی لحن رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی در مقابله با جمهوری اسلامی و رهبران پیشین و کنونی آن و صراحت او در تأکید بر ضرورت براندازی نظام سیاسی مستقر در ایران، هنگامی که دو کشور فاقد مناسبات سیاسی با یکدیگرند، جایی برای تفسیر و تاویل این اقدام او باقی نمی گذارد.

جمهوری اسلامی ایران هم، در درک این پیام تعلل نکرده و هم حضور و هم سخنان ترکی الفیصل را نه مواضع شخصی او، بلکه مواضع رسمی عربستان سعودی در دشمنی با خود قلمداد و آن را محکوم کرده است. اظهارات سخنگوی سپاه پاسداران و منبعی آگاه در وزارت امور خارجه ایران در واکنش به سخنرانی ترکی الفیصل به احتمال بسیار تنها سرآغاز رشته ای از واکنش های تند خواهد بود و هر دریچه و روزنه محتمل برای بهبود روابط دو کشور در آینده قابل پیش بینی را خواهد بست.

تردیدی نیست که حضور و سخنرانی ترکی الفیصل در نشست سازمان مجاهدین خلق ایران، به معنای رسمیت یافتن مناسبات و مراودات سازمان و دولت سعودی به حساب خواهد آمد.

اما چرا عربستان سعودی، که در تمامی سال های گذشته با وجود همه تنش هایش با جمهوری اسلامی در همکاری و همراهی با سازمان مجاهدین خلق احتیاط می کرد، اکنون بی مهابا، دست رئیس سابق سازمان اطلاعات و امنیت خود را چنان باز می گذارد که در این نشست حاضر شود و با تندترین لحن ممکن از ضرورت سرنگونی نظام حاکم بر ایران سخن بگوید؟

از زمان روی کار آمدن پادشاه جدید عربستان سعودی و تیم نزدیک به او، همه اتفاقات بر شدت تیرگی روابط ایران و عربستان افزوده است. همزمان با در پیش گرفته شدن رویکردی سرسختانه تر در قبال ایران در ریاض، رهبران جمهوری اسلامی از جمله آیت الله خامنه ای و فرماندهان سپاه بر تندی لحن خود در قبال عربستان سعودی و متحدانش در منطقه افزوده اند.

اعدام شیخ نمر روابط ایران و عربستان را به شدت تیره‌تر کرد

اعدام شیخ نمر باقر النمر روحانی سرشناس شیعه در عربستان سعودی و حمله به سفارت این کشور در تهران، به قطع روابط دو کشور انجامید. تحولات جاری در یمن، عراق، سوریه و سرآخر دور تازه تهدیدهای رهبران ایران علیه حکومت بحرین، ظاهرا جایی برای پرده پوشی و احتیاط نزد رهبران عربستان سعودی باقی نگذاشته است.

در چنین شرایطی، حمایت آشکار و مستقیم از نیروی مخالفی که رهبران جمهوری اسلامی از همان آغاز استقرار نسبت به آن حساسیت فوق العاده ای نشان داده اند، پیامی است که تندی آن به خوبی در تهران احساس خواهد شد و ناگزیر در واکنش ها و مناسبات و تحولات منطقه ای بازتاب خواهد یافت.

از سوی دیگری، سازمان مجاهدین خلق نیز که در سال های اخیر و به دنبال از دست دادن پایگاه اصلی خود در عراق در کمپ اشرف به طور فزاینده ای تحت فشار بوده است، دلیلی نمی بیند که از این همکاری علنی و صدور چنین پیامی به تهران استقبال نکند.

هدف اصلی و اولویت غیرقابل جایگزین سازمان مجاهدین خلق ایران، برانداختن حکومت جمهوری اسلامی است. استقرار در خاک عراق، هنگام جنگ این کشور علیه ایران، به روشنی ثابت کرد که این سازمان تا کجا حاضر است برای دستیابی به هدف خود هزینه بپردازد. به همین دلیل، برای این سازمان، به ویژه در شرایط کنونی داشتن متحد یا یاریگری علنی مانند عربستان سعودی، رخدادی مثبت به حساب خواهد آمد.

‘مرحوم مسعود رجوی’؟

فارغ از لحن به شدت تند و ستیزه جویانه ترکی الفیصل در قبال رهبران جمهوری اسلامی، بخش دیگری از سخنان او نیز مورد توجه قرار گرفته است.

آقای فیصل زمانی که قصد داشت خطاب به مریم رجوی سخن بگوید و اقدامات او و همسرش مسعود رجوی را بستاید، از آقای رجوی با عنوان مرحوم یاد کرد، و پس از آنکه به دلیل تشویق حضار ناگزیر شد جمله اش را تکرار کند، مجددا از “مرحوم مسعود رجوی” سخن گفت.

در آن زمان، نه مریم رجوی به عنوان مخاطب او و نه حاضران در نشست، واکنشی نشان ندادند. با این حال در متون منتشر شده از ترکی الفیصل در رسانه های نزدیک به سازمان مجاهدین خلق، کلمه مرحوم حذف شده است و حتی شاهین قبادی، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق، در واکنشی به رادیو فردا با استناد به گزارش های منتشر شده در روزنامه الشرق الاوسط و دو منبع عربی دیگر، گفته که از سخنان ترکی الفیصل سوء تعبیر و نتیجه گیری نادرست شده است.

برخی منابع نزدیک به سازمان مجاهدین خلق ایران نیز در گفتگویی که با آنها داشتم، بر زنده بودن رهبر سازمان خود تاکید کردند و اظهارات رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی را اشتباه خواندند.

مسعود رجوی از زمان سقوط صدام حسین در عراق، در مکانی نامعلوم به سر می برد. با این همه، او در سال های اخیر به طور پیوسته از طریق پیام های صوتی و تصویری با اعضای سازمان و هوادارانش در تماس بوده است.

آخرین پیام صوتی مسعود رجوی حدود ۲۱ ماه پیش، در ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۹۳ منتشر شده است. از آن هنگام تا کنون تنها پیام های مکتوبی از او منتشر شده است.

در چنین شرایطی به نظر می رسد که تردیدها در مورد سرنوشت مسعود رجوی تنها می تواند با ارسال پیام صوتی یا تصویری جدید و یا دیده شدن دوباره او برطرف شود.

اما حتی اگر چنین شود، باز این سوال همچنان مطرح خواهد بود که آیا کسی مانند رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت یک کشور، زمانی که می خواهد با یک نیروی مخالف صحبت کند، از وضعیت مرگ و زندگی رهبر آن مطلع نیست و به سادگی و به سهو می تواند مرتکب اشتباهی تا این حد خبرساز و غیرمنتظره شود؟

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18746

درخواست مریم رجوی از سفیر عربستان برای استفاده از بقایای مجاهدین خلق در تجاوز به یمن 

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمخبرگزاری فارس، بیست و هشتم می ۲۰۱۵:…  «مریم رجوی»، رهبر سازمان تروریستی مجاهدین خلق در دیدار با «محمد آل الشیخ»، سفیر عربستان سعودی در پاریس از آمادگی این گروه تروریستی در کمک و همکاری با عربستان در تجاوزاتش علیه ملت یمن خبر داد.  رجوی در این دیدار همچنین تاکید کرد که عربستان هرگاه از مجاهدین خلق درخواست کمک کند، این سازمان آماده اجرای درخواست‌های این کشور فورا …

مجاهدین خلق فرقه رجوی العربیه تروریسمگاف جدی تلویزیون العربیه در مصاحبه با مریم رجوی (+ مصاحبه کامل مزدور مریم رجوی با شبکه العربیه)

لینک به منبع

در دیدار مریم رجوی با سفیر عربستان در پاریس:

«مجاهدین خلق» برای کمک به عربستان در تجاوز به یمن اعلام آمادگی کرد

سازمان تروریستی مجاهدین خلق آمادگی خود را برای هرگونه کمک و همکاری با عربستان سعودی در تجاوزاتش علیه یمن اعلام کرد.

خبرگزاری فارس: «مجاهدین خلق» برای کمک به عربستان در تجاوز به یمن اعلام آمادگی کرد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بغداد، «مریم رجوی»، رهبر سازمان تروریستی مجاهدین خلق در دیدار با «محمد آل الشیخ»، سفیر عربستان سعودی در پاریس از آمادگی این گروه تروریستی در کمک و همکاری با عربستان در تجاوزاتش علیه ملت یمن خبر داد.

رجوی در این دیدار همچنین تاکید کرد که عربستان هرگاه از مجاهدین خلق درخواست کمک کند، این سازمان آماده اجرای درخواست‌های این کشور فورا و بدون ذره‌ای تردید است.

شبکه الغدیر نیز در این خصوص نوشت: به نظر می‌رسد، رجوی تلاش دارد، پس از طرد شدن گروه تروریستی‌اش از عراق به هر طریق ممکن جای پایی برای خود در عربستان پیدا کند.

منابع آگاه خاطر نشان می‌کنند که رجوی و آل الشیخ تاکنون چندین بار با یکدیگر در پاریس دیدار داشته‌اند و رجوی در این دیدارها از کمک‌ها و حمایت‌های مالی‌ عربستان سعودی در سال‌های گذشته از این گروه بویژه پس از طرد شدن از عراق، تقدیر و تشکر کرده است.

انتهای پیام/ز

Self Sacrifice Struan Stevenson Rajavi terroristsBehind Struan Stevenson’s book “Self Sacrifice

آن خدابنده سرگی بلیسکوPresident of MIVILUDES Serge Blisko with Anne Khodabandeh (Singleton) of the FST

***

همچنین:

نعل وارونه ای بنام دخالت های ایران در امورمنطقه!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، دهم می ۲۰۱۵:…  تسلط بر منابع خاورمیانه توسط دیگرانی که تلفات انسانی ومالی ناشی این حماقت وخیانت رهبران ودولتمردان خود را متقبل میشوند وحرکت راحت تر برای گشودن دروازه های شرق که اینک نقش مهم تری در جهان ایفا میکند! فرقه ی رجوی با هزار زجمت

کسی به آمدن مجاهدین فکر هم نمیکند!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، نوزدهم آوریل ۲۰۱۵:… انتشار نوشته هایی ازباند رجوی که عمدتا درصدد تولید نفرت بین اسرا وخانواده ها میباشد وطی آن با لحن تندی باشما برخورد میشود، ابدا نباید شما را به خشم آورده و با تسلیم شدن به یاس وبیعملی، سرنوشت فرزندان خود را که مسلوب الاختیار بوده وموقعیتی کمتر ازصغا

جان بولتون جزو منتصبان شِلدون گرَی اَدلسون هاست!

صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، سیزدهم آوریل ۲۰۱۵:… جریان ازاین قرار است که گویا دریکی ازرسانه های فارسی زبان مطلبی نوشته شده که طی آن این سناتور نئوکونسراتیو وصهیونیست امریکائی به پیشنهاد بمباران ایران متهم شده و رسانه های رجوی بعنوان وکیل مدافع او وارد معرکه شده و با درج م
 
 
مریم رجوی مزدور عربستان صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، دوم آوریل ۲۰۱۵:…  فرقه ی رجوی که منافع ننگین وگذرای خود را درهمراهی وهمکاری با این مرتجعین واربابان بزرگتر نئو کان آنها دانسته به تکاپو افتاده وعلاوه برتکرار شبانه روزی اخبار دروغین رسانه هایی که تحت تسلط وال استریت ، صهیونیست ها ونئو کان ها هستند، خود نی
 
 
مریم رجوی، حجاب اجباریصابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و ششم مارس ۲۰۱۵:…  باندازه ی طرف مقابل هم قابل اعتماد نیستند ؟ آیا فراموش کرده اید که جورج بوش بعد از اشغال افغانستان وعراق و علیرغم مشاهده ی اینکه ایران هیچ کمکی به رژیم های غیر نرمال این کشورها نکرد و بخاطر این برخوردش میبایست مورد تک
 
 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، بیست و سوم مارس ۲۰۱۵:…  اصلا چرا جای دوری برویم ، همینکه درسازمانی موسوم به مجاهدین خلق ایران ، عوامل عینی وذهنی معینی سبب شد که این سازمان ازنفی سیستم سرمایه داری مترقی تر ، به قبول روابط برده داری درمناسبات خود روی آورد ، نشان میدهد ک
 
 
صابر ازتبریز ( امضاء محفوظ)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  وبسایت رسمی مجاهد نماهای خلق ایران نوشته است : “خانم خوله دنیا سخنگوی ائتلاف ملی سوریه: ریشه اصلی مشکلات منطقه رژیم ایران است ” جواب ساده وقاطع این ادعای سرتاپا دروغ این است که این ایران نبوده ونیست که نقشه ی ایجاد خاورمیانه ی بزرگ را د